مشاوره روانپزشکی- مرکز مشاوره آنلاین

لطفا چند لحظه منتظر بمانید

برای نمایش بهتر فیلم از مرورگر گوگل کروم و یا فایرفاکس استفاده نمایید
دانلود فایل تصویری

1430 نظر جدید برای مشاوره روانپزشکی- مرکز مشاوره آنلاین

  • Anonymous   میگوید:

    سلام ایا دندان در موفقعیت تحصیلی تاثیر دارد.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      یکی از عوامل داشتن چهره زیبا ست و افزایش اعتماد به نفس و اگر شخصی اعتماد به نفس تحصیلی اش به ظاهرش وابسته باشد شاید موثر باشد ولی هیچ یز علمی و دقیقی نیست
      موفق باشید

  • اکرم   میگوید:

    سلام من ذهنم همیشه خیلی درگیره بیشتر هم منفی گرا هستم در مورد کوچکترین چیزی خیلی حرص میخورم ذهنم درگیرش میشه خواستم ببینم آیا راه حلی هست که من از این وضعیت نجات پیدا کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      تصمیم دارم شما را با مساله‏ای آشنا کنم که باعث شکست ملتها، جوامع، خانواده‏ها و مردم بزرگ و کوچک شده است. عارضه‏ای که می‏توان آنرا بزرگترین بیماری طول عمر جهان نام برد. این عارضه بسیار خطرناک و کشنده بوده و بسیار از نقشه‏ها و برنامه‏های مبتلایان به منفی‏گرایی را بهم ریخته است. حال به توضیحاتی در مورد آن میپردازم اگر چه خودتان شاید بهتر بدانید.

      تفکر منفی چیست؟
      منفی گرایی در فکر انسانها می‏روید و من آنرا چنین تعریف می‏کنم :
      ۱ – هر تفکری که باعث ناکارامد جلوه دادن امور می‏شود و آنها را عوامل شکست جلوه می‏دهد.
      ۲ – هر اندیشه ای که مانع موفقیت درانجام اموری است که به طور قطع از سرانجام آنها خبر نداریم.
      در فرهنگ لغت دهخدا آمده است : منفی باف آدمیست که همیشه آیه یاس می خواند و جنبه منفی کار را می بیند و می گیرد و حتی المقدور از انجام دادن کار یا اظهار امیدواری درباره آن خودداری می کند و بیشتر به شرح معایب و موانع و مشکلات آن می پردازد.
      جمع بندی : تفکر منفی در واقع برداشتی منفی از رویدادهای خوب و (به ظاهر) بد زندگی است.
      تفکر منفی چگونه است؟
      مثلا کسی که امروز پدرش فوت کرده است، این رویداد را نوعی بدبختی می‏داند و اینطور با خود تلقین می‏کند : با فوت پدرم من بدبخت می‏شوم، تنها می‏شوم، دیگر پشتیبانی ندارم و … و به این ترتیب باعث جذب این مواردی می‏شود که ناخودآگاه تلقین نموده است. و یا مستاجری که فردا زمان تخلیۀ منزل اوست و امروز دربدر به دنبال خانه می‏گردد ولی جایی را پیدا نمی‏کند، این حادثه را نوعی بیچارگی تلقی کرده و با خود اینطور می‏گوید : من بیچاره می‏شوم، فردا صاحبخانه وسایلم را از خانه بیرون می‏کند، دیگر خانه پیدا نمی‏کنم، مگر می‏شود فردا در عرض نصف روز خانه پیدا کنم؟ نه نمی‏توانم … یا نمونۀ جالب و خنده دار آن همان قوانین مورفی هستند که بسیار معروف شده‏اند و همه منفی گراها این قوانین را تحسین و تجلیل می‏کنند.
      و در شکل کوچک : سرم از درد دارد می‏ترکد، تا خرخره توی قرض فرو رفتم، من فردی بدرد بخور نیستم و …
      اینها نمونه‏هایی از تفکر + تلقین منفی بودند که معمولا در زندگی روزمره با آنها مواجه می‏شویم.
      چرا تفکر منفی؟
      به نظر می‏رسد که تفکر منفی بر پایۀ بی‏اطلاعی از موهبت‏ها و قوانین طبیعت و الطاف خداوند سرچشمه گرفته‏اند که به این شکل در زندگی بروز می‏کنند در صورتیکه اگر شخصی از قوانین طبیعت و بخصوص قانون جذب خبر داشته باشد، هرگز منفی‏بافی نکرده و افکار منفی را در مغز خود جای نمی‏دهد زیرا مطابق با قانون جذب ما به هرآنچه بیندیشیم و آن فکر را در ذهن خود بپروریم و تصور کنیم، نتیجتا آنرا تجسم یافته می‏بینیم.
      چرا افکار و تصورات منفی، اثر منفی در زندگی ما دارند؟
      ابتدا بدانیم که هر رویداد به نظر ناخوشایند، حتما در پشت آن اتفاقی خوب نهفته است. حال با این فکر اگر حوادث را به صورت منفی برداشت کنیم، در واقع به طبیعت و نهایتا به خالق آن یعنی خدا سوءظن نمو‏ده‏ایم. همچنین ما با تفکر منفی و منفی بافی، باعث جذب آن حادثه منفی شده‏ایم. این کاملا روشن است : ما فکر می‏کنیم، آنرا می‏پرورانیم، به آن پر و بال می‏دهیم، آنرا به زبان جاری می‏سازیم و سپس تلقین می‏کنیم و در نتیجه آنرا جذب می‏کنیم و آنرا در زندگی خود مشاهده می‏کنیم.
      حال شاید بهتر بتوان درک کرد که چرا افرادی که یکسره از زندگی نالان بوده و از روزگار شکایت می‏کنند، دقیقا همان کسانی هستند که همیشه در زندگی خود مشکل دارند یا بهتر بگویم همان کسانیکه همیشه افکار منفی را در ذهن خود می‏پرورانند، همانهایی هستند که حوادث زندگی برایشان به بدترین صورت جلوه می‏کند.
      نتایج تفکرات منفی چیست؟
      تفکرات منفی علاوه بر اینکه باعث ضعیف شدن قدرت تخیل انسان می‏شوند، نتایجی به دنبال دارند که در زیر عرض می‏نمایم :
      ۱ – دورکردن هر آنچه مثبت است از خود
      ۲ – زیر بار تفکرات منفی رفتن و خرد شدن
      ۳ – از دست دادن اعتماد بنفس (زیرا دیگر نمی‏توانیم وقایع را آنطور که می‏خواهیم تغییر دهیم)
      ۴ – قبول جبر و تفکر جبرگرایی
      ۵ – شکست خوردن در اموری که تصورشان را می‏کرده‏ایم
      ۶ – از دست دادن قدرت تصمیم‏گیری در شرایط حاد
      ۷ – پر شدن دایرۀ ذهنی از تفکرات منفی و در نتیجه از دست دادن توان تصمیم‏گیری در مسائل روزمره
      ۸ – ایجاد استرس
      ۹ – آسیب‏پذیری بدن نسبت به بیماریها

      اعتماد به نفستان را افزایش دهید

      برخی از ما استاد منفی جلوه دادن اتفاقات مثبت هستیم! بخشی از این کار به خاطر کمبود اعتماد به نفسمان است. ما حس می کنیم که شایستگی چیزی را نداریم در نتیجه مثلا وقتی یکی از اطرافیان یا همکاران از ما تعریف می کند سریعا در مقابل تعریفش گارد می گیریم و تصور می کنیم مشغول چاپلوسی است و یا قصد دارد به طور غیرمستقیم برخی از نقایص ما را به رخمان بکشد. از طرفی تعدادی از افراد با این تصور که «من دوست داشتنی نیستم»، بسیاری از رفتارهای همسرشان را به گونه دیگری تعبیر و تفسیر می کنند. این دسته از افراد حتی رفت و آمد همسر با خانواده پدری اش را این گونه تفسیر می کنند: او نسبت به من «بی اعتنا و بی تفاوت» است.

      – عیبجویی از خود را کنار بگذارید
      در مسیرتان انتظار دست انداز هم داشته باشید و آن ها را بپذیرید. افکار منفی، بدگویی و عیبجویی از خود را از ذهنتان بیرون کنید. در مورد مسائل و اتفاقات گذشته فکر نکنید، فقط از آن ها تجربه بگیرید و به راهتان ادامه بدهید. تغییر دیدگاهتان در مورد دنیا به شما اجازه می دهد تا در مشکلات و گرفتاری ها دنبال شانس باشید.

      -خودتان را درست آن طور که دوست دارید باشید، تصور کنید

      هر روز تصوری مثبت از خود داشته باشید مثلا تصور کنید در برنامه ریزی که کرده اید به نتیجه خوبی رسیده اید و موفق شده اید. به موفقیت ها و شادی های گذشته فکر کرده و آنها را دقیقا در ذهنتان دوباره مجسم کنید. این کار روحیه شما را بهتر می کند.

      – خود را با شرایط وفق دهید
      زمان هایی را که در گذشته منفی بینی به سراغتان آمده را به یاد آورید و به خود یاد آور شوید که چگونه آن را پشت سر گذاشته اید. حتی برای یک فرد مبتلا به منفی بینی یا کسی که دچار افسردگی است هم امید همیشه وجود دارد. سعی کنید اعتماد به نفستان را بالا ببرید و با این کار، رفتارهایتان جنبه ی مثبت بیشتری خواهند گرفت.

      – از جملات مثبت استفاده کنید
      صبح که از خواب بلند می شوید در آینه نگاه کنید و بگویید:( امروز من چقدر سرحال هستم. چهره ام زیباتر از قبل شده است. من آنقدر باهوش و باکفایت هستم که مطمئنا بیشتر مردم مرا دوست دارند.) در طول روز هم افکار مثبت و حتی اعمال مثبتی را که انجام داده اید بنویسید. این کار اعتماد به نفس شما را تقویت می کند.

      – از هم نشینی با افرادی که افکار منفی را به شما تزریق می کنند دوری کنید

      مطمئنا افرادی که نمی توانند درباره خودشان و توانایی هایشان به گونه ای مثبت بیندیشند و جملاتی از این قبیل استفاده می کنند که «من یک آدم بد شانسم و همیشه در زندگی یک بازنده بودم»، فکرهای فلج کننده خود را به شما نیز منتقل خواهند کرد. از طرفی دسته ای از افراد نیز وجود دارند که اگر چه همواره درباره خود مثبت اندیشند اما موفق نمی شوند افکار منفی خود را درباره دیگران متوقف کنند. همنشینی با این دسته از افراد نیز باعث می شود شما دیر یا زود تحت تاثیر افکار منفی آن ها حتی درباره اطرافیان خود قرار بگیرید.
      موفق باشید

  • محمدرضا   میگوید:

    داستان چیه که ج سوالات مارو نمیدین مسخره ها

    • مشاور   میگوید:

      با سلام احتمالا سوالال حذف ده بهتره دوباره طرح سوال بفرمایید .البته در ادبیاتتون هم تجدید نظر کنید

  • ستاره   میگوید:

    سلام،تا اونجایی که یادم میاد همیشه ی ذهن تلخ و سیاه داشتم ،هیچ شکی نیست که مقصر اصلی خودمم ولی شرایط زندگیم ،آدمای اطرافم هم نقش کمی نداشتند،حالا این تلخی و سیاهی روز به روز داره بدتر میشه،امیدی ندارم و مرگ رو خیلی نزدیک به خودم حس میکنم .

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز یعنی شما هیچ خاطره خوشایندی در زندگی نداشتید هر چند لحظه ای مثل محبت مادرتون .داشتن دوست خوب و خیلی چیزهای هر چند کوچک که گاهی مسائل روزگار باعث میشه فراموششون کنیم .بهتره با خودتون کنار بیاید و ببینید از زندگی چی می خواید .دنبال چی هستید .چرا میگید خودتون مقصر اصلی هستید همه ما خطا می کنیم و معصوم نیستیم ولی باید از یه جایی بلند بشیم و کمی به شرایطمون سرو سامان بدیم به جای اینکه فقط فکر کنیم و تلخی ها رو یاداور بشیم
      بهتره بدونید وقتی نمی دونیم تا یک دقیقه دیکه زنده هستیم یا نه قدر این لحظاتی رو که میره بدونید .این لحظات می تونه ارزشمندترین ها باشه برامون .قدرشون رو بدونید امید یعنی اینکه ورای همه گرفتاری ها خدا هست که همیشه در بدترین شرایط بالای سرمونه .شما باید با خودتون کنار بیاید .
      موفق و سلامت باشید

      • ستاره   میگوید:

        سلام ،ممنونم
        ولی کلمه ی «محبت مادر»بدجوری دلمو سوزوند.

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          اگر هستند قدرشون رو بدونید هر چند هم عقیده نباشید و شاید شرایط سختی ور تجربه کرده باشید و درکتون نکرده باشند و اگر نیستند خدا رحمتشون کنه .امیدوارم خداوند همیشه کنارتون باشه و همین کافیه
          موفق باشید

  • محمدرضا   میگوید:

    سلام,من یک نوجوان ۱۶ ساله هستم,یه مدتی هست که مورد سرزنش اطرافیان هستم مخصوصا بعد از اینکه سه سال شاگرد شده بودم امسال توفیقی کسب نکردم,توی خانواده توی مدرسه بین دوستام توی هرکاری من مقضر دونسته میشم,حتی مادرم که نیاز به حمایتش دارم من رو”قد”تلقی میکنه,امروز تویه مدرسه ماجرایی پیش اومد که زنگ زدن و به والدینم اطلاع بدن,بعد از برگشت به خونه مادرم بلافاصله شروع به بازخواست من مرد و فهمیدم واقعا کاری که تو مدرسه به دست من انجام نشده به من اتهام زده شده,و فهمیدم که مادرم هم کمی پیاز داغ صحبت های معاون مدرسرو زیاد مرده تا دیدشون بیشتر از قبل به من بد بشه, تا اینو فهمیدم دیگه ارزشی برای زنده موندن ندیدم و تصمیم برای خودکشی گرفته ام,ولی منتظرم یکی کمکم کنه,یکی که ددرکم کنه,تنها امیدم مادرم بود که…..ترو خدا کمک کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      حتما به صورت حضوری مراجعه کنید .

      شما اکنون در سن نوجوانی هستید به هر حال شارایط جشمی تغییرات هورمونی و مشائل روحی این دوره باعث احساس ضعف در افراد می شود و حتی فرد درزمینه هایی که قبلا بدون مشکل بوده است مثل درس که می فرمایید دچار بحران هایی می شود چون این دوره دوره دگرگونی دنبال هویت رفتن و بزرگ شدن و انتظارات خانواده است و برای همه افراد پیش می اید و جای نگرانی نیست .برای بعضی از افراد این دوره راحت تر می گذرد برای بعضی ها با سختی هایی همراه است ولی به هر حال گذراست و شما هم کم کم که بخه ثبات شخصیتی برسید قطعا مسائل برطر ف می شود و حانواده هم رفتارهای سازگار تری با روحیات شما نشان خواهند داد .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • شادی   میگوید:

    همه جا انگار نامرئی هستم جالبه ک اینجام انگار نامرئیم جواب همه رو دادید الا من

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز چون سوالات به ترتیب پاسخگویی می شود شاید سوال شما حذف شده یا موقع ثبت در سامانه مشکلی داشته بهتره مجدد طرح سوال کنید تا پاسخگوی صورت گیرد
      موفق باشید

  • افسرده   میگوید:

    سلا
    شما رو بخدا کمکم کنید دارم دیگه دیوونه میشم من چندین ساله ک بی دلیل حالم بده غمگین و نا امید و بی انگیزه و بی هدف.
    اصلا زندگی برام معنا نداره.
    دلم میخاست اصلا از اول نمی بودم. حدود ۱۰ساله ک همینم شاید هم بیشتر. بهترین سالهای زندگیم رو همینطور بی انگیزه و پراز غم بی دلیل گذروندم. دیگه کشش ندارم.۲۸سالمه دانشجوی ارشدم رشته ی مورد علاقه ام کلی دلم پیشرفت میخاد اما توان حرکت ندارم. خانواده ی خوبی دارم اما زندگی رو نمیفهمم درک نمیکنم. خسته ام خیلییییی. اگر جرات داشتم و از خدا نمیترسیدم خودم و راحت کرده بودم.حوصله هیچ کس رو هم ندارم. دلم نمیخاد کسی رو ببینم.شمارو بخدا کمک کنید. یا حداقل ی روانپزشک نسبتا خوب با هزینه متوسط معرفی کنید اگر سمت غرب باشه ک خیلی بهتره.اکثرا گرووونن و بی نتیجه.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز علاوه بر اینکه حتما باید مراجعه حضوری داشته باشید البته بیشتر تاکیدم بر روانشناسه باید بدونید کسی معجزه نمی کنه این خود شما هستید که باید به خودتون کمک کنید همراه با اینکه از فرد متخصص نظرخواهی کنید
      و راهکارها و تکالیفی که بهتون میدن برای بهوبد شرایط انجام بدید .نباید بزارید مساله شدت پیدا کنه و انگیزتون اونقدر کم بشه که راکد بشید هر چیزی چاره ای داره و مشکل شما هم قطعا مرتفع می شود حالا اگر روانشناس فکر کنه به دارو احتیاج دارید قطعا به روانپزشک هم ارجاع می دهد قیمت کلینیک سلامت در میدان فلسطین تهران دولتی است و متخصصان خوبی دارند
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      • افسرده   میگوید:

        خیلی ممنونم از پاسختون
        شماره یا ادرس دقیق کلینیک سلامت رو هم میشه لطف کنید. سرچ کردم مطلب دقیقی پیدا نکردم

        • مشاور   میگوید:

          با سلام

          میدان فلسطین -خیابان ایتالیا-جنب بیمارستان مصطفی خمینی -کاملا مشخص است
          موفق باشید

  • ععلیرصا   میگوید:

    سلام وقت شما بخیر چند سالی است وسواس فکری ددارم وهرکاری می کنم تا این مشکل بر طرف شود نمی توانم دیگر ناامید شدم چکار باید بکنم؟

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز در کنار دارودرمانی باید رفتار درمانی هم داشته باشید
      پس لازمه با یک مشاورروانشناس در این مورد مشورت کنید

      وسواس فکری یعنی مدام تصور می‌کنید کاری را انجام نداده‌اید و مدام با خود تکرار می‌کنید که فلان کار را انجام دهید. این فکرها چنان فرد را پریشان می‌کند که دچار اضطراب و استرس می‌شود و از انجام کارهای روزمره باز می‌ماند.
      وسواس فکری فقط سوژه مورد علاقه روان‌شناس‌ها نیست و برای جامعه‌شناس‌ها و مدیران اقتصادی هم اهمیت دارد، چرا که فکرهای مسموم بازده کاری جامعه را پایین می‌آورد و فرد را خسته و ناتوان می‌کند در واقع تعادل فرد به هم می‌خورد و او را در سازگاری با محیط دچار مشکل می‌کند.
      معمولا کسانی که درگیر فکرهای مزاحم می‌شوند ترجیح می‌دهند پریشانی و مشکل و ناراحتی خود را به عنوان یک مساله خصوصی، پنهان نگه دارند و گاهی چند ساعت را دور از چشم دیگران صرف افکار یا کارهای مخفیانه خود کنند که این می‌تواند خطرناک باشد.
      تحقیقات نشان می‌دهد بین یک تا ۳ درصد جامعه به اختلال وسواس فکری ـ عملی مبتلا هستند. مبتلایان به این نکته واقفند که ترس و اضطراب آنان معنا ندارد و منطقی نیست، اما در عین حال آن را بسیار واقعی، شدید و جدی تجربه می‌کنند و به این ترتیب از عملکردشان کاسته می‌شود.
      آنها چه جور آدم‌هایی هستند؟
      وسواس‌ فکری موضوعات مختلفی را در بر می‌گیرد، مثلا ممکن است کسی این فکر به ذهنش برسد که نکند من تصادف کنم برای همین به خیابان نمی‌رود یا سوار ماشینش نمی‌شود یا این که مدام استرس دارد فرزندش که در مدرسه است دچار حادثه شود. این افراد به جزئیات توجه دقیق دارند و کارها را تکرار و به طور مکرر اشتباه احتمالی را کنترل می‌کنند.
      آنها نمی‌توانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند و دائم اضطراب دارند کاری را که در ذهنشان است، انجام دهند. جالب است بدانید این افراد نمی‌توانند براحتی از اشیای قدیمی دل بکنند زیرا تصور می‌کنند شاید در آینده بتوانند از آنها استفاده کنند.
      من عاشق اول ‌شدنم!
      برخی از کسانی که دچار وسواس فکری هستند همیشه دوست دارند اول باشند؛ در مدرسه، در محیط کار و همه جا احساس رقابت می‌کنند و همین موضوع آنها را آزار می‌دهد چون برای اول‌شدن بسیار تلاش می‌کنند و آسیب می‌بینند.
      نمونه این موضوع، دختر بیست‌و‌هشت ساله‌ای است که به دکتر فریبرز صفی، روان‌شناس مراجعه کرده است. صفی در گفت‌وگو با جام‌جم می‌گوید: دختر جوان بشدت دچار وسواس فکری بود و این موضوع سبب افسردگی او شده بود، چون نمی‌توانست هیچ کاری انجام دهد. این دختر از کودکی در خانواده آموخته بود باید نفر اول و الگو باشد و تا اتمام دوره دبیرستان این موضوع ادامه داشت. این موضوع سبب شده بود تا در کنکور هم دنبال رتبه تک‌رقمی باشد و برای همین با وجود شرایط نامناسب اقتصادی در کلاس‌های مختلف کنکور شرکت کرد و چند سال پشت کنکور ماند. سرانجام خسته شد و پس از پنج سال به یک رشته معمولی راضی شد، اما همیشه عذاب وجدان داشت و اعتماد به نفسش را از دست داد.
      صفی ادامه می‌دهد: متاسفانه خانواده در وسواس فکری این دختر نقش مهمی داشته و او را تشویق کرده است، لذا او تصور نمی‌کرده این وسواس فکری یک بیماری است تا این که این وسواس‌ها او را از زندگی روزمره جدا کرده و سبب‌ انزوای او شده بود. او نمی‌تواند براحتی وارد جامعه شود و ارتباط کلامی برقرار کند چون دائم در ذهن خود کار ناتمامی دارد که باید انجام دهد و دائم خود را در عرصه رقابت می‌بیند.
      باردارهایی با فکرهای عجیب
      به گفته صفی، مشکل اصلی بیماری وسواس فکری، وجود فکر و عملی مکرر است. گاهی این فکر و عمل به حدی شدید است که رنج و ناراحتی زیادی برای فرد بیمار و اطرافیان او به وجود می‌آورد و موجب اتلاف وقت می‌شود. زنان در دوران حاملگی بیشتر دچار این بیماری می‌شوند چون در این دوران نگرانی‌شان بیشتر است و ذهنشان مشغول به افکاری است که در آینده به آنها آسیب می‌رساند. این بیماران قادر به تصمیم‌گیری نبوده و مردد هستند؛ آنان در خرید مشکل دارند. به‌طور مثال چند بار به فروشگاه مراجعه می‌کنند تا جنسی را بخرند و ممکن است نخرند.
      مبتلایان دچار یک احساس یا اندیشه حکم‌کننده و مزاحم هستند؛ این افکار به مرحله عملی‌شدن نمی‌رسد و فقط احساس نگرانی دارند. همچنین این وسواس فکری سبب می‌شود فرد در محیط کار در انجام کارها مشکوک باشد و دائم تصور کند کاری را که به او محول‌شده به درستی انجام نداده است؛ بنابر این رفتارش به همکارانش هم آسیب می‌رساند و روابط او را با دیگران دچار خدشه می‌کند.
      خود و بقیه را گول می‌زنند
      گاهی برخی افراد دچار این بیماری هستند، اما آن را انکار می‌کنند و در توجیه کارشان عنوان می‌کنند فراموش می‌کنند در حالی که صفی در این باره می‌گوید: فراموش کردن تفاوت زیادی با وسواس فکری دارد، گاهی شما فراموش می‌کنید هنگام خروج از خانه پنجره را بسته‌اید یا نه، در این صورت قبل از بیرون رفتن دوباره پنجره را چک می‌کنید، اما این برای یک بار اتفاق می‌افتد نه این که بارها این کار را انجام دهید تا جایی که توان شما گرفته شود و دیگر از بیرون رفتن صرف نظر کنید یا این که بیرون از منزل دائم به این فکر باشید که آیا پنجره را بسته‌اید یا نه و نتوانید کارتان را بدرستی و با تمرکز انجام دهید.

      البته کسانی که در کودکی ناامنی را تجربه کرده باشند هم ممکن است دچار وسواس فکری شوند. آنها اضطراب جدایی دارند و در برابر تغییر مقاوم هستند. همچنین اهل ریسک نبودن، دودلی، افکار خرافی و دلبستگی زیاد به کار، از دیگر ویژگی‌های این افراد است.
      فکرهای بد، دشمن زندگی خانوادگی
      وسواس فکری می‌تواند بشدت به خانواده آسیب برساند زیرا این وسواس به شک و تردید تبدیل می‌شود که برای خود فرد و اطرافیان او خطرناک است. مثلا گاهی در ذهن یکی از زوجین این افکار که نکند کارم را درست انجام نداده‌ام یا این که در بیرون از خانه ممکن است اتفاقی برای همسرم بیفتد، شکل می‌گیرد و او را آزار می‌دهد و از این رو روابط دچار خدشه می‌شود. البته گاهی این افکار دچار سوءظن و بدبینی هم می‌شود و مدام یکی از زوجین افکار وسواسی در مورد همسر خود دارد که او را مشکوک می‌کند.
      صفی اظهار می‌کند: اگر یکی از زوج‌ها دچار وسواس فکری است حتما باید پیش از بچه‌دارشدن آن را درمان کند چون تحقیقات نشان می‌دهد این بیماری می‌تواند ژنتیکی هم باشد.
      راه نجاتی هست؟
      کسانی که درگیر فکرهای مزاحم و تکرارشونده هستند از نظر ظاهر با سایر افراد هیچ تفاوتی ندارند، اما مشکل روحی‌شان کارکرد آنها را کاهش می‌دهد و باعث می‌شود نتوانند مسئولیت‌هایشان را بدرستی انجام دهند، چون یک فکر چنان آنها را درگیر می‌کند که خسته می‌شوند و توانایی انجام کارهای روزمره خود را ندارند. شاید کسی که با شما کار می‌کند دچار این بیماری باشد، او با شما صحبت می‌کند و در کنار شماست، اما ذهن او درگیر کار دیگری است و درصدد فرصتی است تا آن را انجام دهد، برای همین تمرکز ندارد و به‌خوبی از عهده کاری که به او واگذار شده بخوبی بر نمی‌آید. آنها از زندگی لذت نمی‌برند و نمی‌توانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند.
      وی با بیان این که این افراد در اطراف ما زیاد هستند، می‌افزاید: البته این بیماری درجه دارد و اگر شدت یابد می‌تواند آسیب‌زا باشد.
      برای درمان این بیماری، روان‌شناسان دارودرمانی را هم تجویز می‌کنند، اما بهترین شیوه مراجعه به مشاوری است که با صحبت بتواند فرد را از شر وسواس فکری نجات دهد. این بیماری زمانی بهتر درمان می‌شود که فرد نسبت به وسواس فکری خود آگاهی داشته باشد و بداند در آینده این موضوع برای او خطرناک می‌شود.
      همچنین کاهش گوشه‌نشینی و اجتماعی‌بودن، افزایش اعتماد به نفس، اندیشیدن به زمان حال و فعالیت‌های بدنی و ورزش منظم می‌تواند چند راه پیشگیری این بیماری باشد. البته خانواده هم بی‌تاثیر نیست و اعمال حمایت بیش از حد، توقعات و حساسیت زیاد سبب می‌شود کودکان در این خانواده‌ها دچار اضطراب و وسواس فکری شوند.
      روان‌شناسان توصیه می‌کنند برای مقابله با این افکار خود را مشغول به کاری کنید مثلا وقتی این افکار وسواسی به سراغ شما می‌آید ذهن خود را به چیز دیگری معطوف کنید، مطالعه کنید یا این که فیلم ببینید که این کار نیاز به مهارت فراوانی دارد تا فرد دچار اضطراب نشود.
      راه‌حل‌هایی هم که صفی پیشنهاد می‌کند، می‌تواند برای درمان این بیماری موثر باشد: برنامه‌‏ریزی کنید که زمان فکرکردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصی باشد و در طول روز هرگاه افکار وسواسی به ذهنتان آمد، به خودتان بگویید زمان فکرکردن فلان ساعت مقرر است، به مرور از زمان فکر کردن به آن افکار بکاهید تا این که این زمان به صفر برسد و همچنین هر روز به خود تلقین کنید «من قادرم افکار وسواسی‌ام را کنار بگذارم»؛ زیرا تلقین یکی از راه‏های مبارزه با افکار منفی است و وسواس فکری نیز چیزی جز تکرار فکرهای منفی و مزاحم نیست.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      برای درمان وسواس باید حتما به روانشناس به صورت حضوری مراجعه کنید
      و بدونید که وسواس فکری اگر شدید باشد باید در کنار دارو که زیر نظر روانپزشک تجویز خواهد شد حتما با روانشناسی که تخصص او این مساله باشد مشورت داشته باشید و به هر حال استفاده از تکنیک های رفتاری مختلف مشکل شما را مرتفع خواهد کرد منتهی باید صبور باشید و تکالیف ارائه شده را انجا دهید و بدونید که با استفاده از این تکنیک ها خیلی از بیماران مبتلا به وسواس بهبود پیدا کردند

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • Maryam   میگوید:

    با سلام یکی از بستگانم بینایی اش رو خیلی کم است و این باعث شده دچار توهم شود در نت سرچ کردم وبه سندرمی به نام چالرز بونت برخورد کردم ولی متوجه منظورش نشدم که نوشته بود مغز در نبود پیام ازچشم تصویر ایجاد میکند این یعنی چی ؟یعنی اینکه افراد چون دید کافی ندارند تصویرهای در ذهن برای خود میسازند وچون دید کافی ندارند احساس میکنند وجود خارجی دارد؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بله دقیقا درسته چون افراد مشکل بینایی دارند تصویر هایی می سازند که هم نماد بیرونی دارد و آشناست و هم ناآشاست
      و اصولا این افراد دچار توهماتی می شوند که با توهم بیماران اسکیزوفرن متفاوت است در علت مشکل متفاوت هستند
      و همیشه نگران هستند مشکل اونها که نادیده گرفته شود
      چون توهم است و برای بقیه قابل روئیت نیست
      موفق باشید

  • Maryam   میگوید:

    با سلام یکی از بستگانم بینایی اش رو خیلی کم است و این باعث شده دچار توهم شود در نت سرچ کردم وبه سندرمی به نام چالرز بونت برخورد کردم ولی متوجه منظورش نشدم که نوشته بود مغز در نبود پیام ازچشم تصویر ایجاد میکند این یعنی چی ؟یعنی اینکه افراد چون دید کافی ندارند تصویرهای در ذهن برای خود میسازند وچون دید کافی ندارند احساس میکنند وجود خارجی دارد؟ وبرای این افراد. چه کار. باید انجام دهیم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      سندرم چارلز – بونت، یک تعریف شناخته شده است که در آن، توهمات بینایی واضح و پیچیده وجود دارد. این اختلال در بیمارانی که دچار اختلال بینایی هستند به خوبی شناخته شده است. در این گزارش یک خانم میانسال مهاجر افغانی با تشخیص افسردگی اساسی که دوره هایی از توهمات بینایی پیچیده و به خوبی شکل گرفته با چشمان باز را تجربه می نمود، توصیف شده است. وی به همراه توهمات بینایی، توهمات شنوایی و بویایی نیز داشته است. تجربیات توهمی که در سندرم چارلز – بونت گزارش شده است ممکن است توام با اختلالات روانی همراه نظیر افسردگی اساسی وجود داشته باشند. توهم بویایی به عنوان یک علامت از سندرم چارلز – بونت برای نخستین بار در این مقاله گزارش می گردد
      شما قرار نیست کار یانجام دهید باید بلافاصله به پزشک مراجعه کنید
      موفق باشید

  • شادی   میگوید:

    کل زندگیم مختل شده انقد غمگین و ناامیدم که هیچ کاری نمی تونم انجام بدم. ساعت خوابم و خوردن ناهار و شام رو همه چی بهم ریخته. مثلا ساعت شیش شب تازه پامیشم بعد هفت صبح میخابم ساعت هشت ناهار میخورم ساعت چهار صبح شام میخورم. تو خواب همش چرت و پرت می بینم انگار دارم با خودم حرف میزنم. از بچگی خیلی خجالتی و منزوی بودم الان بدترم شده. نمیخام هیچکسی منو از دنیای خودم بیرون بیاره همش مزاحمم میشن من نمیتونم تو دنیایی که بقیه آدما زندگی میکنن زندگی کنم بخدا خیلی اذیت میشم. تو جمع قدرت یک کلمه حرف زدن ندارم. جمع که میگم منظورم هر کسی غیر از خانواده ی چهار نفری خودمونه حتی با خانوادم هم تا حدی نمی تونم ارتباط برقرار کنم بقول بابام به آدمیزاد شبیه نیستم. نمیدونم این همه سال چطور دوام آوردم الان دیگه خیلی خسته شدم همه ی بچگیو و نوجوونیم زهرمارم شد حالا هم جوونیم اما اگه یه جایی باشم که فقط خودمو و مادرمو و خواهرم و خدا باشیم شکایتی ندارم اما زخم زبون مردم نگاه های تحقیر آمیزشون رو تحمل نمی تونم بکنم وقتی می بینم چقد با آدمای دیگه فرق دارم دیگه می فهمم که این دنیا جای من نیست. دلم تیمارستان میخاد یه جا که کسی باهام کاری نداشته باشه.

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      وقتی این همه حس و حال منفی به شما غلبه پیدا کرده تا حدی که زندگیتون مختل شده بهتره حتما به روانشناس مراجعه کنید .دوست عزیز طان مرگ ما دست خودمون نیست که رها کنیم سلامت روح و روان رو و بگیم دوست داریم برین جایی که تنها باشیم هر چند با توصیفاتی که کردید حالتون قابل درکه ولی اکثر افرادی که در این شرایط بودند با پیگیری و درمان به موقع الان داره زندگی معمول و روتینشون رو می کنند
      این حس ها و رفتارها وقتی است که ادم خودش رو رها کنه و اولویت زندگیش خودش نباشه .این انزوا و خجالتی بودن قابل رفعه و جای نگرانی وجود نداره .شخصیت هایی که از کودکی همیشه خودشون رو دور از دیگران دیدند و اعتماد به نفس پاینی داشتند اگر همچنان تا بزرگسالی همین روال رو ادامه بدهند و دیگران هم توجهی به شرایطشون نداشته باشند به همین نقطه ای می رسند که شما رسیدید ولی همیشه راه چاره ای هست و راه برای دوباره شروع کردن بازه امیدوارم با صحبت های بنده قانع شده باشید که به مراجعه حضوری داشته باشید و به طور جدی پیگیر شرایط روحی خودتون باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق و سلامت باشید

  • Reza   میگوید:

    سلام من ۲۱ سالمه و
    خیلی زود عصبانی میشم راه های پیشگیری رو نمیخوام فقط برای من قرص یا کپسول معرفی کنید که از آن استفاده کنم با تشکر.

    • راهنما   میگوید:

      برای مصرف دارو باید حضورا به پزشک مراجعه کنید
      ولی بدونید پیشگیری تاثیرش بسیار بیشتر از مصرف قرص و دارو خواهد بود
      و شما باید آموزش ببینید که در این مواقع چیکار کنید … و گرنه در موقع عصبانیت که نمیتونید با خوردن قرص و دارو آرام بشید !
      به همین خاطر روشهایی برای کنترل وجود داره که لازمه رعایت کنید

      راههای کنترل خشم با الهام از راه کارهای پیشنهادی از سوی متخصصان و افراد خبره در این زمینه می تواند نتیجه ای بهتر و موفقیت امیز تر داشته باشد. در این بخش با برخی از انها آشنا می شوید.

      اینکه گاهی در زندگی عصبانی شویم، کاملا طبیعی و عادی است؛ چرا که در برخی مواقع حتی موارد کوچک هم می توانند ما را تحریک کنند. متاسفانه خشم و عصبانیت احساساتی هستند که به سختی می توان آنها را کنترل کرد اما با به کارگیری چند روش کارآمد می توان تلاشی سودمند در جهت کنترل این احساسات کرد.

      امافراموش نکنید سلامتی مهمترین بخش زندگی هر فرداست و فردی که مدام عصبانی می شود، باید در انتظار بیماری هایی نظیر افزایش فشار و قند خون باشد.

      در این مطلب قصد داریم با ارائه چند راهکار مفید به شما کمک کنیم تا به آسانی بتوانید خونسردی تان را حفظ کنید. این مطلب را تا انتها بخوانید.

      ۱- نفس عمیق

      بهترین حالت آن است که از روش های ۴-۶-۸ استفاده کنید؛ یعنی نفس عمیق بکشید و تا ۴ بشمارید و در نهایت نفس خود را بیرون بدهید و تا ۸ بشمارید. این تمرین را حداقل ۴ بار تکرار کنید. در کنار نفس عمیق، شمردن تا ۱۰ هم توصیه می شود. گرچه با انجام این کار خشم کاملا از بین نمی رود و مسئله برطرف نمی شود اما این روش می تواند شما را از هرگونه واکنش سریع و تصمیمات غیرمنطقی بازدارد.

      ۲- اهمیت ندادن به خشم

      مسلم است که خشم خود را به سادگی نمی توانید مهار کنید اما یاد بگیرید که با مهم جلوه دادن خشم، فریاد زدن و حتی کوبیدن در نمی توانید بر خشمتان غلبه کنید؛ پس به ای این کارها، بکوشید تا خشمتان را مانند یک ابر تصور کنید؛ یعنی احساس کنید که خشم الان اینجاست ولی همزمان و به سرعت در حال حرکت و گذر است.

      کنترل خشم

      روش های کنترل خشم

      ۳- گفتگو با دوستان

      وقتی به قدری عصبانی هستید که نمی دانید چگونه باید از این حالت بیرون بیایید، بهتر است با یکی از دوستان صمیمی تان تماس بگیرید و از ته دل درباره خشم خود صحبت کنید تا حالتان بهتر شود.

      ۴- فرونشاندن خشم

      در مواقعی که بسیار عصبانی هستید، لازم است خشمتان را تخلیه کنید. در این مواقع حرکت، بهترین وسیله برای رهایی سریع از عصبانیت است؛ زیرا با حرکت، هورمون استرس کاهش می یابد و هورمون اندروفین یا همان هورمون شادی آزاد می شود. یکی دیگر از راهکارهای مفید برای زدودن خشم، پیاده روی یا دویدن در اطراف منزل است.

      ۵- مراقبه و تعمق

      اگر دائما عصبانی می شوید، باید مراقبه کردن را تمرین کنید. روزانه ۱۰ دقیقه تمرین لازم است تا بتوانید ذهن تان را هنگام عصبانیت شدید در عرض چند ثانیه آرام کنید؛ برای این منظور جای راحتی را انتخاب کنید، چشم ها را ببندید و سپس آگاهانه بر روی تنفس خود متمرکز شوید و چگونگی ورود و خروج هوا را در بدنتان احساس کرده و بعد تمرکز کنید و حتی الامکان بکوشید تا از افکار خود خارج نشوید. این تمرین به شما کمک می کند تا در زمان عصبانیت به سرعت خود را آرام کنید!

      ۶- استفاده از وسیله ای برای تحریک

      اجازه بدهید با مثالی موضوع را روشن کنیم؛ مثلا نیش پشه را می توان از طریق خارش در مدت کوتاهی دفع کرد؛ پس برای اینکه خشم تان را بپوشانید، لازم است از یک محرک شدیدتر استفاده کنید؛ برای نمونه می توانید آب نبات زنجبیلی بمکید یا یک فلفل قرمز را چندین بار گاز بزنید؛ پس، از این به بعد برای کنترل خشم در کیف دستی یا در کشوی میزتان چندین آب نبات زنجبیلی یا خوراکی هایی از این قبیل قرار دهید.

      ۷- لبخند زدن

      در مواقعی که بسیار عصبانی هستید، سعی کنید یک بار لبخند بزنید؛ زیرا تنها وقتی که حال خوبی داریم، لبخند نمی زنیم؛ بلکه در زمانی که می خواهیم حال بهتری داشته باشیم نیز لبخند به لبانمان می نشیند؛ علاوه بر آن خنده استرس را کم می کند، فشار خون را کاهش می دهد و نیروهای دفاعی بدن را قوی تر می کند. فراموش نکنیددر هر صورت، لبخند ارزشمند است.
      عصبانیت

      کنترل خشم و عصبانیت

      ۸- مقایسه ممنوع

      گاهی اوقات علت عصبانیت افراد مقایسه خودشان با دیگران است؛ مثلا شخص می گوید که درآمد همکارم بیشتر از من است یا اتومبیل همسایه ام بهتر از اتومبیل من است و یا مواردی از این دست. خود را با دیگران مقایسه نکنید و تنها موقعیت خاص خود را در نظر بگیرید. اگر از موقعیت فعلی تان ناراضی هستید یا فکر می کنید موقعیت دیگران بهتر از وضعیت فعلی شماست، آستین تان را بالا بزنید و کمی اوضاع را تغییر دهید. در هر حال در هنگام مقایسه کردن خود با دیگران هرگز عصبانی نشوید و بیشتر به فکر خود باشید.

      ۹- اندیشیدن به مانترا

      «مان» به معنی فکر و «ترا» به معنی آزاد شدن است؛ در حقیقت مانترا مجموعه ای از کلمات و آواهایی است که با لحن خاص و به دفعات تکرار می شوند و به آن دلیل که مانترا تاثیر مثبتی بر جسم و روح می گذارد، در مراقبه کاربرددارد. مانترا به تعادل ذهنی کمک می کند و از این طریق باعث می شود عصبانیت ما سریع تر فروکش کند یا دیرتر ظاهر شود.

      به یک جمله یا یک شعار فکر کنید که بتواند شما را در چنین موقعیتی آرام کند. در مواقع خشم با جملاتی نظیر «آن ارزش ندارد»، «من کاملا آرام هستم»، مانترا را در خود ایجاد کنید و خود را از خشم برهانید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه قرص معرفی شود باید حتما پیش روانپزشک بروید
      تا بسته به تشخیصی که می دهد دارو تجویز کند سرخود دارو نمی شود خورد ضمن اینکه داروهای روانپزشکی قالبا بسته به وزن فرد داده می شود و دوز معینی دارد و چون احتمال اور دوز هست از طرف بیمار باید زیر نظر باشید .اگر روانپزشک تشخیص دهد که مشکل عصبی و جسمی وجود دارد و اون منشا این عصبانیته و حتما شما رو به متخصص مغز و اعصاب ارجاع می دهند و اگر هم مشکلی نبود برای ادامه درمان زیر نظر روانشناس متخصص خواهید رفت .این ها را مطرح کردم تا بدانید که چیزی که به نظر ما ساده انگارانه است بحث سلامت است و نباید خودسرانه اقدام شود و اگر بهبودی برای فردی حائز اهمیت باشد قطعا تلاش می کند پیگیر باشد و صبر در مسیر درمان حرف اصلی را می زندقطعا شما هم دغدغه سلامتی خودتون رو داشتید
      و الا دوست عزیز نیاز به طرح سوال در اینجا نبود
      الان هر داروخانه ای بروید یا حتی بقالی به شما قرص می دهند به اسم ارامبخش ها

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

      موفق باشید

سوالات شما:


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه