بارگذاری پست‌ها ...

مشاوره روانپزشکی- مرکز مشاوره آنلاین

مشاوره روانپزشکی- مرکز مشاوره آنلاین شامل موارد مختلفی است.

در این بخش ویدیوهای مختلفی برای شما قرار داده شده است.

بخش اول شامل ویدیو موفقیت است.

مشاوره روانپزشکی به سوی موفقیت

چگونه می توان مسیر موفقیت را طی کنیم؟

موفق بر اساس اهداف هر شخص تعریف می شود.

می توانید برای مطالعه بیشتر به سایت مرکز مشاوره مراجعه کنید.

برخی موفق در کسب درآمد را موفق می دانند.

برخی داشتن زندگی شمترک را موفقیت می دانند.

برخی دیگر نگاه عمیقتری دارند و بودن در بالاترین سطح توانایی خود را موفق می یابند.

موفق می تواند تعاریف مختلفی داشته باشد و برای هر فرد متفاوت باشد.

ولی راه رسین به موفق معمولا یکسان است.

 

مرکز مشاوره آنلاین به سوی خودشناسی

درک ما در مورد زیبایی چیست؟

چه چیزهایی ما را شاید می کند؟

معیاهای ما برای انتخاب هایمان چیست؟

احساس ما از شادی چیست؟

احساس ما در مورد زیبایی چیست؟

 

مشاوره تغدیه مناسب کودک

چگونه به کودکانمان در مورد غذا خوردن آموزش دهیم؟

چه روش هایی برای تغذیه کودکان موثرتر است؟

مشکلات تغذیه چه نوع اختلالاتی است؟

راه درمان روانشناسان برای درمان این اختلال چیست؟

ویدیو زیر به بخشی از سوالات شما پاسخ خواهد دارد.

 

آرایش در مورد شما چه می گوید؟

چرا زنان آرایش می کنند؟

رفتار انسان پیچیده است.

و احتمالاً دلایلی دارد اما جای بحثی نیست که افزایش جذابیت می تواند مهم ترین دلیل پشت رفتارهای انسان باشد.

بسیاری از تحقیقات نشان داده اند زنانی که آرایش می کنند توسط هر دو ارزیابان زن و مرد جذاب تر قضاوت می شوند.

این مسئله به دلیل آن است که آرایش موجب اغراق در زنانگی چهره می شود (رنگ طبیعی لب در زنان نسبت به مردان، و چشمان نسبت به پوست اطراف آنها تیره تر است) و یا اینکه با آرایش چهره جوانتر به نظر می رسد (حتی رنگ پوست نیز نشان از جوانی دارد).

آرایش اثراتی دیگر بر نحوه ای که زنان فراتر از زیبایی درک می شوند دارد.

زنانی که آرایش می کنند به داشتن تمایل بیشتر به مردان و بی بند و بارتر و نیزمحدودیت کمتر در گرایش جنسی اجتماعی قضاوت می شوند (که دقیقاً لفظ عامیانه ای برای تمایل و تأیید کننده روابط جنسی کوتاه مدت و بدون تهعد است).

امروزه مهم است گفته شود که صحت داشتن این ادراکات از آرایش نباید مسئله ساز باشد.

شاید انتخاب افراد و یا روابط جنسی آنها امروزه شخصی تر شده و مسائل دیگری مهم باشند.

اما همینقدر نیز مهم است گفته شود که دانشمندان دریافتند که مردان به چیزی که ما آن را “سوگیری جنسی بیش ادراکی” می نامیم تمایل دارند: نوعی گرایش به تفسیر رفتارهای طبیعی دال بر تمایل و علاقه جنسی.

اگر مردی بفهمد زنی خواهان سکس است و آن درست باشد پس همه چیز محیا است. این وضع وقتی اتفاق می افتد که به فرض زنی تمایل دارد اما وقتی زن میلی نداشته باشد خود مسائل دیگری به دنبال دارد.

کارلوتا باتریز از دانشگاه گتیزبورگ پنیسیلوانیا حدود ۷۰ زن جوان را به آزمایشگاه خود دعوت کرد.

همه زنان به طور منظم آرایش می کردند و به طور متوسط هر ماه ۱۱ دلار را صرف خرید لوازم آرایش می کردند و حدود ۱۲دقیقه در هر روز را نیز صرف آرایش پاک کردن صورت می کردند.

از زنان دو مرتبه عکس گرفته شد: یکبار با آرایش معمول آنها درخلال روز و یکبار دیگر بدون هیچ آرایشی.

سپس، گروهی از داوطلبان زن و مرد جذابیت این زنان و میزان راحت بودن آنها برای لذت از سکس معمولی را ارزیابی کردند.
زنان زمانی که آرایش داشتند جذابتر و دارای راحتی بیشتر در یک سکس معمولی ارزیابی شدند نسبت به حالت بدون آرایش. این نتیجه درست بود خواه ارزیابی ها توسط مردان صورت می گرفت یا زنان.

اما آیا این ادراکات درست هستند؟

باتریز از زنانی که عکس گرفته شده بود خواست تا پرسشنامه ای در مورد نگرش های خود به سکس معمولی را تکمیل کنند.

زنان با تمایلات جنسی محدود، پول و زمان زیادی صرف آرایش نکرده بودند. عکس های زنان برای اطلاع از حد و حدود آرایش ارزیابی شد:

زنان بدون محدودیت جنسی آرایش بیشتری نکرده بودند.

همچنین، ارزیابی زنان از گرایش جنسی اجتماعی خود، با قضاوت های ارزیابان زن و مرد مطابقت نداشت:

رابطه ای بین ارزیابی از خود و ارزیابی های دیگر زنان وجود نداشت؛

حتی تخمین مردان نیز اشتباه از آب درآمد، محدودیت بیشتر زنان را محدودیت کمتر گزارش کردند.

تحلیل بیشتر نشان داد که اداراکات مردان کاملاً بر پیامدهای مثبت آرایش بر جذابیت مبتنی بود:

جذابیت بیشتر زنان به عنوان راحتی بیشتر در سکس معمولی تعبیر شد، اگرچه خودگزارش دهی های زنان این را غیرواقعی جلوه داد.

محققان گفتند که نتایج ما نشان می دهد که آرایش کردن سرنخ دهی درستی در گرایش جنسی اجتماعی نیست.

محققین این مطالعه می گویند:

پس، با آرایش زنان جذابتر به نظر می رسند اما شواهدی برای اینکه خودآرایی به معنای چیز مهمی اعم از انگیزه یا شهوات جنسی زنان باشد وجود ندارد.

اما نمی توان گفت که این مطالعه تنها زنانی کهبه طور منظم آرایش می کنند را بررسی کرده است،

ممکن است از نظر روانشناسی و رفتاری بین زنانی که به طور منظم آرایش می کنند و زنانی که اصلاً آرایش نمی کنند تفاوت وجود داشته باشد.

همچنین، لازم است تأثیر سبک های مختلف آرایش برای به دست آوردن همه چیز در مورد شخصیت شخص آرایش کننده، چه درست و چه نادرست، بررسی شود.
منبع:
Batres, C., Russell, R., Simpson, J. A., Campbell, L., Hansen, A. M., & Cronk, L.
(۲۰۱۸). Evidence that makeup is a false signal of sociosexuality. Personality and
Individual Differences, 122, 148–۱۵۴٫

نظر خود را ارسال کنید

  1. سلام،خسته نباشید،درجایی در مورد یک بیمار اسکیزوفرنی آشفته مطلب نوشته بود که بیماریش بدلیل آسیبهای ناشی از جنگ ایجاد شده،و نوشته بود که فرد علاوه بر توهم دچار عاطفه نامتناسب و فقدان عاطفه واضح میباشد،میخواستم بدونم این مطلب دو مورد اشتباه دارد،درست است؟چون انگار اسکیزوفرنی بیماری ای نیست که بدلیل آسیبهای ناشی از جنگ ایجاد شود و بخصوص اینکه مگر ممکن است فرد هم عاطفه نامتناسب داشته باشد و هم فقدان عاطفه،یا مطلب صحیح است در نپع آشفته این بیماری عاطفه بشدت آسیب میبیند و فقدان عواطف به عاطفه سطحی بیشتر اشاره دارد و ممکن است گروهی از این بیماران مثلا صحنه وحشتناکی ببینند اما دچار خوشحالی شوند و همین خوشحالی هم بشدت سطحی باشد و عمیق نباشد درچنین حالتی هم عاطفه نامناسب است و هم سطحی،یا مطلب بالا درست نیست یا عاطفه شخص در این اختلال به این شدت آسیب نمیبیند؟

    • با سلام
      دوست عزیز در اسکیزوفرنی یوی از علائم منفی عاطفه نامناسب است یعتی متناسب با موقعیت نیست و فرد در یک موقعیت شاد گریه نی کند با خبر ناراحت کننده می خندد علت اینکه نشانه منفی است چون همراه با فقر گفتار است ..و نشانه های مثبت که در اکثر اسکیزوفرن ها مطرح می سود همان هذیان و توهم است ..
      ضمن اینکه ممکن است فردی به خاطر جنگ ضربه های روحی مورد تجاوز قرارگرفتن دچار این بیماری شود و اتفاقا دوره طولانی از زندگی کاملا سالم باشد ولی بعد فشارها و سایر مسائل تاثیرات متفی گذاشته باشند ..به هر حال این مسائل نقش مهمی دارند پس فکر نکنید که تحت تاثیر جنگ که اتفاقا منشا استرس زیادی است فرد نمی تواند به این اختلال دچار شود ..در صورتی که این مسائل هم نقش بسیار مهمی دارند
      عاطفه نامناسب ممکن است گاهی بروز کند ولی اکثرا فقدان عاطفه یا اصطلاحا عاطفه فلت دارند و شما هیچ حسی از انها دریافت نمی کنید ..در هر صورت امیدوارم موفق باشید و بدانید در مورد اختلالات روانی این طور نیست که یک ملاک قطعا در همه موارد ان اختلال دیده شو و این ملاک به هیچ وجه در سایر اختلالات نباشد بلکه کاملا اشتراکاتی وجود دارد در هر صورت موفق باشید

    • اختلالات روانی۱
      بیماری اسکیزوفرنی چیست ؟ نشانه های اسکیزوفرنی بر اساس DSM

      بیماری اسکیزوفرنی ( شیزوفرنی) یک اختلال روانی است که در حدود یک نفر در هر صد نفر به آن مبتلا می شوند. این بیماری دربین مردها و زنان به یک اندازه شایع است و در جوامع شهری و بین گروه های اقلیت بیشتر مشاهده شده است. قبل از سن ۱۵ سالگی بسیار نادر است اما در هر سنی پس از آن رخ می دهد. و بیشتر در سنین ۱۵ تا ۳۵ سالگی مشاهده شده است.

      واژه‌ «اسکیزو» به‌ معنی‌ گسیختگی‌ است‌ و «فرنی‌» نیز به‌ ذهن‌ و روان‌ اشاره‌ دارد. بیماری اسکیزوفرنی اغلب‌ به‌ اختلال‌ گسیختگی‌ شخصیتی‌ اشاره‌ دارد، زیرا افکار و احساسات‌ فرد مبتلا به‌ این‌ عارضه‌ دارای‌ ارتباط‌ منطقی‌ و معمول‌ با یکدیگر نیستند. فرد مبتلا قادر نیست‌ تخیلات‌ خود را از واقعیت‌ افتراق‌ دهد و بنابراین‌ رفتاری‌ غیرمنطقی‌ و غیرعادی‌ دارد.

      این اختلال قبل از اینکه اسکیزوفرنی نام بگیرد ، عنوان دمانس پره کوزه ( دمانس زودرس ) را گرفت که این اصطلاح توسط بندکیت مورل پزشک فرانسوی برای بیماران تباهی یافته ای که بیماریشان در نوجوانی شروع شده بود به کار برده شد . بعد از مورل ، امیل کرپلین” ، آن را به طور منظم تعریف کرد و نام آن را جنون زودرس نامید. اما سرانجام بلولر اصطلاح اسکیزوفرنی را مطرح کرد تا مبین گسیختگی هایی باشد که میان فکر ، احساس و رفتار بیماران مبتلا به این اختلال وجود دارد . او سمپتوم های آن را کدگذاری کرد

      نشانه های بیماری اسکیزوفرنی

      نشانه های بیماری اسکیزوفرنی به دو دسته رفتاری و بیولوژیکی تقسیم می شود . همچنین نشانه های رفتاری به دو دسته مثبت و منفی تقسیم می شود .

      نشانه های رفتاری

      ۱) زوال عملکرد در زندگی روزمره

      ۲) توهمات

      ۳) هذیان ها

      ۴) اختلال فکر

      نشانه های رفتاری مثبت: ۱) توهمات ۲) هذیان ها ۳ ) اختلال فکر

      نشانه های رفتاری منفی: نشانه های رفتاری منفی که حاکی از عدم رفتار معنی دار است شامل از دست دادن بیان هیجانی ، عدم موفقیت در تعاملات اجتماعی و همچنین کم صحبتی است .

      نشانه های بیولوژیکی :

      ۱) اختلال در تمرکز طولانی مدت

      ۲) وجود بعضی ناهنجاری ها در حرکات چشم ( اسکیزو فرن ها نمی توانند یک هدف متحرک را دنبال کنند. مثل با چشم دنبال کردن کسی که قدم می زند .)

      بلولر علائم اسکیزوفرنی را به صورت چهار ( A ) به کار برد :

      تداعی ( Association ) حالت عاطفی ( Affect ) در خود ماندگی ( Autism ) دودلی (Ambivalence)

      همچنین بلولر به علائم فرعی ( ثانویه ) هم قائل بود که شامل همان توهم ها و هذیان هایی می شود که از نظر کرپلین شاخصه های اصلی دمانس زودرس بودند .

      اسکیزوفرنی را به دو دسته حاد و مزمن تقسیم می کنند:
      در اسکیزوفرنی حاد ، خصوصیات بارز عبارتند از هذیانها و توهّمات و تداخل در فکر. این نوع خصوصیت را علائم مثبت می‌نامند. بعضی از بیماران پس از مرحله حاد بهبود می‌یابند و برخی دیگر وارد مرحله مزمن بیماری می‌شوند.

      خصوصیات اسکیزوفرنی مزمن عبارتند از فقدان احساس و انگیزه و مردم گریزی. این خصوصیات را اغلب علائم منفی می‌نامند پس از تثبیت فرم مزمن بیماری معدودی از مبتلایان ممکن است بطور کامل بهبود یابند.

      سایر نظریه پردازان

      ارنست کرچمر (۱۹۲۶ – ۱۸۸۸)

      کرچمر داده هایی موید این نکته ارائه می کرد که بیماری اسکیزوفرنی در افراد دارای سنخ بدنی باریک تن (آستنیک) (که لاغراندام و دارای عضلانی کم حجم هستند)، پهلوانی (آتلتیک) و بدقواره (دیسپلاستیک) خیلی بیشتر از افراد دارای سنخ فربه تن (پیکنیک) (که کوتاه قد و خپل هستند) پیدا می شود.

      کورت اشنایدر (۱۹۶۷ – ۱۸۸۷)

      نقش اشنایدر توصیف علایم درجه اول (first-rank) بود که به تاکید او نه مختص اسکیزوفرنی بودند و نه می بایست بی هیچ انعطافی به کار روند، بلکه صرفا در تشخیص گذاری مفید واقع می شدند.

      کارل یاسپرس (۱۹۶۹ – ۱۸۸۳)

      یاسپرس که روانپزشک و فیلسوف بود، نقش عمده ای در تدوین روانکاوی وجودی (existential psychoanalysis) داشت. او به پدیدار شناسی بیماریهای روانی علاقمند بود و احساسات شخصی افراد مبتلا به این بیماریها را مورد توجه قرار می داد. تلاش های وی به هموار شدن مسیری منجر شد که به درک مفهوم روانشناختی علایم و نشانه های اسکیزوفرنی، نظیر هذیان ها و توهمات کمک می کند.

      آدولف مایر (۱۹۵۰ – ۱۸۶۶)

      مایر که بانی زیست شناسی روانی (psychobiology) بود، اسکیزوفرنی و سایر اختلالات روانی را واکنش هایی در برابر فشارهای زندگی می دانست. به عقیده او بیماری اسکیزوفرنی واکنشی غیرانطباقی است که در قالب تجربیات زندگی بیمار قابل فهم می شود. دیدگاه مایر در سیستم نامگذاری دهه ۱۹۵۰ بازتاب یافت، در آن زمان بیماری اسکیزوفرنی را واکنش اسکیزوفرنیک می نامیدند، اما در ویرایش های بعدی DSM اصطلاح واکنش حذف شد.

      انواع اسکیزوفرنی در DSM-IV :

      ۱) اسکیزوفرنی پارانوئید Paranoid

      وجود هذیان‌های نظام‌یافته و یا توهمات شنیداری وسیع، از مهمترین علایم این نوع اسکیزوفرنی می‌باشد. بیمار اسکیزوفرنی پارانوئید به هذیان‌های گزند و آسیب مبتلا است که بسیار نظام‌مند، پیچیده و شبیه به معماهای ناشناخته می‌باشد. این بیماران بسیار خودبزرگ‌بین بوده و به مکان‌ها و افراد مشهور بسیار علاقه‌مند هستند. به عنوان مثال سعی بر این دارند که دولت را برای چگونگی اداره مملکت راهنمایی کنند. به این دسته از اختلالات، هذیان عظمت گفته می‌شود. علاوه بر این ممکن است هذیان حسادت نیز در آن‌ها دیده شود. یعنی فرد اعتقاد قوی نسبت به اینکه شریک جنسی آن‌ها خیانت‌کار است، داشته باشد. این بیماران، به ندرت چهار A بلولر را از خود نشان می‌دهند.

      ۲) اسکیزوفرنی آشفته یا سازمان‌نیافته Disorganized

      بارزترین ویژگی رفتاری در این بیماران، حماقت و گسیختگی افکار است. این نوع اسکیزوفرنی قبلا هبفرنیک خوانده می‌شد. آن‌ها بدون هیچ محرکی، خنده‌های شدید سر داده و شکلک درمی‌آورند. رفتارهای شاد ولی مضحک و نامانوس و همچنین پرحرفی‌های بی‌معنی از دیگر ویژگی‌ها می‌باشد. گاهی نیز توهمات و هذیان‌های گذرا و نامنظم ایجاد می‌شود. این بیماران اغلب نسبت به حمام کردن و تمیز کردن خود بی‌تفاوتند و گاهی ممکن است مواد دفعی بدن خود و کثافات دیگر را نیز بخورند.

      ۳) اسکیزوفرنی کاتاتونیک Catatonic

      مهمترین ویژگی این اختلال رفتار حرکتی است که یا به شدت برانگیخته و یا کاملا منجمد و بی‌حرکت است و گاهی هم بین این دو حالت در نوسان می‌باشد. شروع این اختلال ناگهانی است. این اختلال را می‌توان به دو نوع تقسیم کرد:

      الف) کاتاتونیک هیجانی Excited

      معمولا همراه با فعالیت‌های حرکتی شدید و گاهی خشونت‌آمیز است.

      ب) کاتاتونیک انزواگرا Withdran

      معمولا توام با بازداری کلی، بهت‌زدگی، عدم تکلم، منفی‌گرایی، انعطاف‌پذیری مومی شکل و در برخی موارد وضعیت نباتی می‌باشد.

      ۴) اسکیزوفرنی باقیمانده Residual

      ویژگی این نوع اسکیزوفرنی فقدان نشانه‌های شاخص چون هذیان، توهم، عدم انسجام و رفتار بسیار آشفته می‌باشد. شواهد موجود برای این اختلال حاکی از وجود چند نشانه است که اگر چه نسبتا جزئی هستند ولی بسیار ناگوارند که عبارتند از:

      انزوا یا کناره‌گیری اجتماعی مشهود – اختلال آشکار در انجام وظایف – رفتارهای عجیب – اختلال شدید در بهداشت و نظافت شخصی- ابراز هیجانی کند، سطحی و یا نامناسب – تفکر عجیب، افسونی یا نامانوس – بی‌تفاوتی یا فقدان ابتکار عمل

      ۵) اسکیزوفرنی نامتمایز یا نامشخص Undifferentiated

      این نوع اسکیزوفرنی با دیگر انواع آن متفاوت بوده و در طبقه‌بندی‌های دیگر جای نمی‌گیرد. این تشخیص برای افراد پریشانی است که شواهدی از اختلال تفکر و ناهنجاری‌های رفتاری و عاطفی نشان می‌دهند.

      علایم بیماری :

      دوری‌گزینی‌ و درون‌گرایی‌ بیش‌ از معمول‌

      از دست‌ دادن‌ انگیزه‌ها

      محدودیت‌ شدید هیجانات‌، یا بروز نابجای‌ هیجانات‌

      هذیان‌ها (باورهای‌ کاذب‌ و غیرواقعی‌ تغییرناپذیر)

      توهم‌ (یک‌ تجربه‌ حسی‌ منشأگرفته‌ از ذهن‌، مثلاً شنیدن‌ صداها یا دیدن‌ چیزهایی‌ که‌ وجود خارجی‌ ندارند)

      اختلال‌ تفکر که‌ خود را با تکلم‌ آشفته‌ و غیرمرتبط‌ نشان‌ می‌دهد.

      تکلم :

      اختلال در تکلم ممکن است بازتاب اختلال فکر باشد. در مراحل اولیه ؛ بیمار آنقدر مبهم حرف می زند که مشکل می توان منظور و معنی حرف او را فهمید. عده ای دیگر ، خود را با افکار مبهم و مرموز و شبه علمی مشغول می کنند و بعضی دچار فقدان پیوند میان افکار هستند. ارتباط بین افکار ممکن است غیرمنطقی باشد یا آنکه افکار ؛ محتوای عجیبی داشته باشد.

      ممکن است در جریان تفکر ؛ اختلال وجود داشته باشد ، مانند فشار افکار یا انسداد فکری

      هذیان Delusion

      داشتن افکار و اندیشه‌های نادرستی که به رغم وجود شواهدی حاکی از نادرست بودنشان، فرد آن‌ها را باور داشته و به درست بودنشان اصرار می‌ورزد؛ مثلا فکر می‌کند که پادشاه است در حالی که در فقر و بیچارگی شدید به سر می‌برد. در بیماری اسکیزوفرنی ، هذیان ها بسیار رایج هستند. بعضی از این هذیان ها که بسیار رایج هستند عبارتند از:

      »»» هذیانهای گزند وآسیب : پرکاربردترین هذیان در بین بیماران اسکیزوفرنی
      »»» هذیانهای انتساب : در بیماران اسکیزوفرنی زیاد رایج نیست اما ارزش تشخیصی بالایی دارند
      »»» هذیان کنترل : احساس کنترل شدن توسط یک رادار ، فرستند ، جاسوسی
      »»» هذیان کاشته شدن فکر : اعتقاد بیمار به اینکه افکار خاصی در سرش گذاشته اند یا افکارش را از ذهنش خارج کرده اند .

      توهم Hallucination

      افراد مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی حاد دچار توهمات شنوایی ، بویایی و بینایی می شوند. رایج ترین توهم ، توهم شنوایی است که در آن بیمار صداهایی می شنود که دیگران قادر به شنیدن آنها نیستند. توهم یا همان اختلال در ادراک در سایکوز اهمیت زیادی دارد. در واقع توهم یعنی تجارب حسی یا ادراکی که هیچ منبع خارجی واقعی ندارد؛ مانند شنیدن صدایی که دستور کشتن کسی را می‌دهد. افراد عادی از طریق جریان پیچیده غربال کردن اطلاعات حسی، قادر به انتخاب، تطبیق و تشخیص محرک‌هایی که همواره به وی ارایه می‌شوند بوده و بدین‌وسیله می‌تواند دنیای خود را به طریق عادی و معنی‌دار درک نمایند. در این بیماران روند انجام این فرایند پیچیده مختل شده و نمی‌توانند ادراک‌های خود را به صورت یک الگوی معنی‌دار و منسجم دربیاورند.

      ملاکهای تشخیصی اختلال اسکیزوفرنی در DSM5 :

      معیار A:
      دو نشانه زیر (یا تعداد بیشتر)، هر یک برای مدت زمان قابل ملاحظه ای در طول دوره ۱ ماهه وجود دارند (یا کمتر اگر با موفقیت درمان شده باشد). حداقل یکی از اینها باید (۱)، (۲)، یا (۳) باشد.
      ١. هذیان ها.
      ٢. توهمات.
      ٣. گفتار آشفته (مثل انحراف گفتار یا گسیختگی مکرر).
      ۴. رفتار بسیار آشفته یا کاتاتونیک.
      ۵. نشانه های منفی (یعنی، کاهش ابراز هیجانی یا بی ارادگی).

      معیار B:
      برای مدت زمان قابل ملاحظه ای از شروع اختلال، سطح عملکرد در یک یا چند زمینه عمده، مانند کار، روابط میان فردی، یا مراقبت شخصی به طور مشخصی زیر سطحی است که قبل از شروع حاصل شده است (یا در صورتی که شروع در کودکی یا نوجوانی باشد، ناتوانی در رسیدن به سطح مورد انتظار عملکرد میان فردی، تحصیلی، یا شغلی وجود دارد).

      معیار C:
      علائم مداوم اختلال حداقل به مدت ۶ ماه ادامه می یابند. این دوره ۶ ماهه باید حداقل ۱ ماه نشانه ها را در برداشته باشد (یا کمتر اگر با موفقیت درمان شده باشد) که ملاک a را برآورده کنند (یعنی، نشانه های مرحله فعال) و ممکن است دوره های مقدماتی یا باقیمانده نشانه ها را شامل باشد. در طول این دوره های مقدماتی یا باقیمانده، علائم اختلال ممکن است فقط با نشانه های منفی یا با دو یا تعداد بیشتری نشانه ثبت شده در ملاک a به شکل ضعیف شده وجود داشته باشند (مثل عقاید عجیب و غریب، تجربیات ادراکی غیر عادی)

      معیار D:
      اختلال اسکیزوافکتیو و اختلال افسردگی یا دو قطبی همراه با ویژگی های روان پریشی منتفی شده اند، زیرا (۱) هیچ دوره افسردگی یا مانیک به طور همزمان با نشانه های مرحله فعال روی نداده اند، یا (۲) اگر دوره های خلقی در مدت نشانه های مرحله فعال روی داده باشند، در بخش کمتری از کل مدت دوره های فعال و باقیمانده بیماری وجود داشته اند.

      معیار E:
      این اختلال ناشی از تاثیرات فیزیولوژیکی مواد (مثل سوء مصرف مواد مخدر، دارو) یا بیماری جسمانی دیگر نیست.

      معیار F:
      اگر سابقه اختلال طیف اوتیسم یا اختلال ارتباط با شروع کودکی وجود داشته باشد، تشخیص اضافی اسکیزوفرنی فقط در صورتی داده می شود که هذیان ها و توهمات برجسته، علاوه بر نشانه های لازم دیگر اسکیزوفرنی نیز حداقل به مدت ۱ ماه (یا کمتر اگر با موفقیت درمان شده باشد )وجود داشته باشند.

      ویژگی­های مرتبط که تشخیص را تأیید می­کنند

      افراد مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی ممکن است عاطفه نامناسب(مثل خنده در غیاب محرک مناسب)؛ خلق ملول که می­تواند شکل افسردگی به خود بگیرد؛ اضطراب، یا خشم؛ الگوی خواب آشفته (مثل خوابیدن در طول روز و فعالیت به هنگام شب)؛ بی­علاقگی به خوردن یا امتناع از غذا نشان دهند. مسخ شخصیت، مسخ واقعیت، و ناراحتی ­های جسمانی ممکن است روی دهند و گاهی به درجات هذیانی برسند. اضطراب و فوبی­ های رایج هستند. کمبودهای شناختی در اسکیزوفرنی شایع هستند و ارتباط نیرومندی با اختلالات شغلی و کارکردی دارند. این کمبودها می­ توانند کاهش­ هایی را در حافظه بیانی، حافظه کوتاه مدت، کارکرد زبان، و کارکردهای اجرایی دیگر، به علاوه سرعت پردازش کندتر دربر داشته باشند. نابهنجاری­هایی در پردازش حسی و قابلیت بازداری، به علاوه نقصان­ هایی در توجه نیز یافت شده­اند. برخی افراد مبتلا به اسکیزوفرنی کمبودهای شناخت اجتماعی نشان می ­دهند، از جمله کمبودهایی در توانایی پی بردن به مقاصد دیگران (نظریه ذهن)، و ممکن است به رویدادها یا محرک­ های نامربوط توجه کرده و بعد آنها را به صورت معنی­ دار تعبیر کنند، که شاید به ایجاد هذیان­ های توجیهی منجر شود.

      برخی افراد مبتلا به روان­پریشی ممکن است به اختلال خود بینش نداشته یا از آن آگاه نباشند (یعنی، عدم درک نقیصه). این فقدان «بینش»، ناآگاهی اسکیزوفرنی را شامل می­ شود و ممکن است در کل دوره بیماری ادامه یابد. ناآگاهی از بیماری به جای اینکه راهبرد کنارآمد باشد، معمولاً نشانه خود بیماری اسکیزوفرنی است. این شبیه عدم آگاهی از کمبودهای عصبی بعد از صدمه مغزی است که عدم درک نقیصه نامیده می­شود. این نشانه رایج­ ترین پیش­ بین پیروی نکردن از درمان است و میزان بالاتر برگشت، تعداد بیشتر درمان­های غیرارادی، عملکردروانی-اجتماعی ضعیف ­تر، پرخاشگری، و روند بیماری مناسب­تر را پیش ­بینی می­کند.

      خصومت و پرخاشگری می ­توانند با بیماری اسکیزوفرنی ارتباط داشته باشند، هر چند که حمله خودانگیخته یا تصادفی رایج نیست.پرخاشگری در مردان جوان­تر و افرادی که سابقه قبلی خشونت، پیروی نکردن از درمان، سوءمصرف مواد، و تکانشگری دارند، شایع­تر است. باید توجه داشت که اکثر افراد مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی پرخاشگر نیستند و بیشتر از افراد در کل جمعیت مورد آزار و اذیت قرار می­گیرند.

      در حال حاضر برای این اختلال آزمایش رادیولوژیکی، آزمایشگاهی یا روان­سنجی وجود ندارد. بین گروه­ های افراد سالم و اشخاص مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی ، تفاوت­ هایی در چند منطقه مغز آشکار شده ­اند، که از جمله آنها شواهدی هستند که از تحقیقات تصویربرداری، نروپاتولوژیکی، و نوروپسیکولوژیکی به دست آمده ­اند. تفاوت­ هایی نیز در معماری سلولی، اتصال ماده سفید، و حجم ماده خاکستری در انواع مناطق مانند قشرهای پیش­ پیشانی و گیجگاهی وجود دارند. کاهش حجم کلی مغز، به علاوه افزایش کاهش حجم مغز با بالا رفتن سن، مشاهده شده است. کاهش حجم مغز با بالا رفتن سن در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی برجسته­تر از افراد سالم است. سرانجام اینکه، به نظر می ­رسد که افراد مبتلا به اسکیزوفرنی از نظر ردیابی با چشم و شاخص­ های الکتروفیزیولوژیک با افراد بدون این اختلال تفاوت دارند.

      علایم خفیف عصبی که در افراد مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی شایع هستند عبارتند از اختلالات در هماهنگی حرکتی، ادغام حسی، و متوالی کردن حرکتی حرکات پیچیده؛ سردرگمی چپ-راست؛ و بازداری­زدایی حرکات مرتبط. علاوه بر این، نابهنجاری­های جسمانی خفیف صورت و دست و پا ممکن است روی دهند.

      بررسی آزمایشگاهی و روانشناختی بیماری اسکیزوفرنی :

      EEG: کاهش α و افزایش θ و Δ (در بعضی بیماران)

      کاهش لنفوسیت ها (در بعضی بیماران)

      کاهش LH و FSH (در بعضی بیماران)

      پاسخ عجیب و غریب به TAT و دورشاخ

      تست هالستد – رایتان: اختلال توجه، هوش، کاهش زمان نگهداری، اختلال مشکل گشایی

      CT: آتروفی فشری، اتساع بطن های جانبی و سوم، آتروفی ورمیس مخچه، کاهش تراکم پارانشیم مغز: ارتباط احتمالی با علائم منفی

      MRI: کاهش حجم لیمبیک، بطن های بزرگ، کاهش متابولیسم قشر جلو پیشانی پشتی – خارجی

      PET: کاهش متابولیسم فرونتال و پاریتال، افزایش متابولیسم خلفی، برتری جانبی غیرطبیعی، افزایش شیوع رفلکس های ابتدایی مثل رفلکس چنگ زدن، غیرطبیعی شدن ادراک لمسی و تمیز میان دو نقطه و دیس دیادوکوکینزی (اختلال در توانایی انجام حرکاتی که به سرعت تغییر می کنند)، حرکات ناگهانی ساکادیک چشم (ناتوانی دنبال کردن اشیاء متحرک با حرکت نرم و یکنواخت چشم)، افزایش ضربان قلب در حالت استراحت.

      شکل گیری و روند

      ویژگی­ های روان­پریشی اسکیزوفرنی معمولاً بین اواخر ۲۰ تا ۳۰ سالگی و اواسط ۳۰ تا ۴۰ سالگی پدیدار می­شوند؛ شروع قبل از نوجوانی نادر است. اوج سنی شروع برای اولین بار دوره روان­پریشی در اوایل تا اواسط ۲۰ الی ۳۰ سالگی در مردان و اواخر ۲۰ تا ۳۰ سالگی در زنان است. شروع می­تواند ناگهانی یا پنهان باشد، اما اکثر افراد شکل­گیری کند و تدریجی انواع علایم و نشانه­ ها را که اهمیت بالینی دارند، آشکار می ­سازند. نیمی از این افراد از نشانه ­های افسردگی شکایت می­ کنند. به طور سنتی، سن پایین­ تر هنگام شروع به صورت پیش ­بینی کننده پیش ­آگهی بدتر انگاشته شده است. با این حال، تأثیر سن به هنگام شروع احتمالاً با جنسیت ارتباط دارد، به طوری که مردان سازگاری پیش­ مرزی بدتر، پیشرفت تحصیلی کمتر، نشانه های منفی و اختلال شناختی برجسته­ تر و در مجموع، پیامد بدتر دارند. شناخت معیوب شایع است، و تغییرات در شناخت در طول رشد وجود دارند و قبل از ظاهر شدن روان­پریشی واقع می­ شوند، و در طول بزرگسالی، شکل اختلالات شناختی پایدار را به خود می­ گیرند. اختلالات شناختی ممکن است زمانی که نشانه­ های دیگر در حالت بهبود هستند ادامه یابند و به معلولیت بیماری کمک کنند.

      عوامل پیش­ بینی کننده روند و پیامد عمدتاً توضیح داده نشده­ اند، و ممکن است روند و پیامد با اطمینان پیش­ بینی نشوند. به نظر می­رسد که روند در تقریباً ۲۰ درصد افراد مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی مطلوب باشد، و گزارش شده که تعداد کمی از افراد کاملاً بهبود می­ یابند. با این حال، اغلب افراد مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی باز هم به کمک-های روزانه رسمی و غیررسمی نیاز دارند، و شماری از آنها به طور مزمن بیمار می ­مانند، همراه با تشدیدها و بهبودهای نشانه­های فعال، در حالی که دیگران روند تباهی تدریجی دارند.

      نشانه ­های روان­پریشی، شاید در ارتباط با کاهش طبیعی مرتبط با سن فعالیت دوپامین، در طول عمر کاهش می­ یابند. نشانه­ های منفی با پیش ­آگهی ارتباط نزدی­ک­ تر از نشانه­ های مثبت دارند و بادوام­تر هستند. به علاوه، کمبودهای شناختی مرتبط با بیماری ممکن است در طول روند بیماری بهبود نیابند.

      ویژگی های اصلی بیماری اسکیزوفرنی در کورکی یکسان هستند، اما تشخیص دادن دشوارتر است. هذیان­ها و توهمات ممکن است در کودکان کمتر از بزرگسالان پیچیده باشند، و توهمات دیداری شایع­ترند و باید از بازی خیالی عادی متمایز شوند. گفتار آشفته در تعدادی از اختلالات با شروع کودکی(مثل اختلال طیف اوتیسم)، همین­طور رفتار آشفته(مثل اختلال کاستی توجه/بیش­ فعالی) روی می ­دهند. این نشانه­ ها نباید بدون در نظر گرفتن اختلالات شایع­تر کودکی، به بیماری اسکیزوفرنی نسبت داده شوند. کودکانی که بعدها تشخیص بیماری اسکیزوفرنی در مورد آنها داده می-شود به احتمال بیشتری دچار اختلالات هیجانی-رفتاری و آسیب ­روانی نامشخص، تغییرات عقلانی و زبان می شوند.

      مواردی که شروع دیرهنگام دارند(یعنی شروع بعد از ۴۰ سالگی) بیشتر در زنان دیده می­شوند که ممکن است ازدواج کرده باشند. اغلب، این روند با برجسته بودن نشانه ­های روان­پریشی همراه با حفظ عاطفه و عملکرد اجتماعی مشخص شده است. این گونه موارد شروع دیرهنگام باز هم می­ توانند ملاک­ های تشخیصی بیماری اسکیزوفرنی را برآورده کنند، اما هنوز معلوم نیست که آیا این همان بیماری اسکیزوفرنی است که قبل از میانسالی (مثلاً قبل از ۵۵ سالگی) تشخیص داده شده است.

      عوامل خطر و پیش­ آگهی

      محیطی. فصل تولد به وقوع بیماری اسکیزوفرنی ربط داده شده است، از جمله اواخر زمستان / اوایل بهار در برخی مناطق و تابستان برای نوع کمبود این بیماری. وقوع بیماری اسکیزوفرنی و اختلالات مربوط در کودکانی که در محیط شهری بزرگ شده­ اند و در برخی از گروه ­های اقلیت قومی، بالاتر است.

      ژنتیکی و فیزیولوژیکی. عوامل ژنتیکی در تعیین خطر برای بیماری اسکیزوفرنی مشارکت نیرومند دارند، هرچند اغلب افرادی که مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی تشخیص داده شده­اند، سابقه خانوادگی روان­ پریشی ندارند. آمادگی توسط طیفی از آلل­ های خطر، رایج یا نادر، ایجاد می شود، به طوری که هر آلل فقط در بخش کوچکی از کل پراکنش جمعیت مشارکت دارد. آلل­ های خطری که تا به امروز مشخص شده ­اند با اختلالات روانی دیگر، از جمله اختلال دوقطبی، افسردگی، و اختلال طیف اوتیسم نیز ارتباط دارند. عوارض حاملگی و زایمان همراه با کمبود اکسیژن و سن بالاتر مادر، با خطر بیشتر اسکیزوفرنی در جنین در حال رشد ارتباط دارند. علاوه بر این، ناملایمات دیگر پیش از تولد و در حین تولد، از جمله استرس، عفونت، سوءتغذیه، دیابت مادر، و بیماری­­ های جسمانی دیگر، با اسکیزوفرنی ارتباط دارند. با این حال، اکثر فرزندانی که این عوامل خطر را داشته ­اند دچار اسکیزوفرنی نمی­ شوند.

      موضوعات تشخیصی مرتبط با فرهنگ در بیماری اسکیزوفرنی

      عوامل فرهنگی و اجتماعی – اقتصادی باید در نظر گرفته شوند، مخصوصاً هنگامی که فرد و متخصص بالینی زمینه فرهنگی و اجتماعی – اقتصادی مشترک نداشته باشند. عقایدی که در یک فرهنگ هذیانی یه نظر می­ رسند(مثل جادوگری) ممکن است در فرهنگ دیگری عموماً پذیرفته شده باشند. در برخی فرهنگ­ ها، توهمات دیداری یا شنیداری یا محتوای مذهبی(مثل شنیدن صدای خدا) بخش عادی تجربه مذهبی است. علاوه بر این، نوع زبان در سبک ­های قصه­ پردازی فرهنگ­ های مختلف ممکن است ارزیابی گفتار آشفته را با مشکل مواجه سازد. ارزیابی عاطفه مستلزم حساسیت نسبت به تفاوت­ ها در سبک­ های ابزار هیجانی، تماس چشمی، و زبان بدن است که در فرهنگ­ های مختلف، متفاوت هستند. اگر ارزیابی در قالب زبانی انجام شود که با زبان اصلی فرد تفاوت داشته باشد، باید اطمینان حاصل شود که فقدان گفتار با موانع زبان ارتباط ندارند. برخی فرهنگ­ ها، ممکن است پریشانی، شکل توهمات یا شبه­ توهمات و عقاید بسیار ارزشمند بگیرند که ممکن است از لحاظ بالینی شبیه روان­پریشی واقعی باشند، اما در خرده­ گروه­ بیمار، هنجاری هستند.

      موضوعات تشخیصی مرتبط با جنسیت

      چند ویژگی، ابراز بالینی بیماری اسکیزوفرنی در زنان مردان متمایز می­ کنند. وقوع کلی بیماری اسکیزوفرنی در زنان قدری پایین­ تر است، مخصوصاً در مواردی که درمان­ شده­ اند. سن شروع در زنان دیرتر است، به طوری که اوج آن همان­ گونه که قبلاً شرح داده شد، اواخر ۲۰ تا ۳۰ سالگی است . نشانه ­ها در زنان بیشتر آکنده از عاطفه است، و نشانه­ های روان­ پریشی بیشتر، به علاوه آمادگی بیشتر برای اینکه نشنه­ های روان­ پریشی در سنین بالاتر بدتر شوند، وجود دارد. تفاوت­ های نشانه دیگر، نشانه ­های منفی و آشفتگی کمتر را شامل می ­شوند. سرانجام اینکه، عملکرد اجتماعی در زنان، بهتر حفظ شده می ­مانند. با این حال، موارد استثنایی زیادی در این هشدارهای کلی وجود دارد.

      خطرخودکشی

      تقریباً ۵ تا ۶ درصد افراد مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی در اثر خودکشی می ­میرند، نزدیک به ۲۰ درصد یک یا چند بار دست به خودکشی می­ زنند، و تعداد بیشتری، اندیشه­ پردازی خودکشی قابل ملاحظه ­ای دارند. رفتار خودکشی­ گرا گاهی در پاسخ به توهمات دستوری برای صدمه زدن به خویشتن با دیگران است. خطر خودکشی در کل عمر برای مردان و زنان بالا باقی می­ ماند، هرچند ممکن ست در مردان جوان­تر که مصرف مواد همزمان دارند، خیلی بالا باشد. عوامل خطر عبارتند از داشتن نشانه ­های افسردگی یا احساس ناامیدی و بیکاربودن، و این خطر در مدت پس از دوره روان ­پریشی یا ترخیص از بیمارستان نیز بالاتر است.

      پیامدهای کارکردی بیماری اسکیزوفرنی

      اسکیزوفرنی با کژکاری اجتماعی و شغلی قابل توجه دارد. بی ­ارادگی یا جلوه ­های دیگر اختلال، حتی در صورتی که مهارت­ های شناختی برای تکالیف در دست اجرا کافی باشند، اغلب پیشرفت تحصیلی و حفظ کردن شغل را مختل می­ کند. اغلب افراد در سطح پایین ­تر از سطح ازدواج والدین خود استخدام شده ­اند، و اغلب آن ها، مخصوصاً مردان، ازدواج نمی-کندد یا تماس اجتماعی محدودی خارج از خانواده دارند.

      تشخیص افتراقی

      اختلال افسردگی اساسی یا دوقطبی همراه با ویژگی­ های روان­ پریشی یا کاتاتونیک. تمایز بیماری اسکیزوفرنی و اختلال افسردگی یا دوقطبی همراه با ویژگی­ های روان­ پریشی یا کاتاتونی به رابطه زمانی بین اختلال خلقی و روان ­پریشی، و به شدت نشانه­ های افسردگی یا مانیک بستگی دارد. اگر هذیان­ ها یا توهمات منحصراً در مدت دوره افسردگی اساسی یا مانیک روی دهند، تشخیص، افسردگی یا اختلال دوقطبی همراه با ویژگی­ های روان­پریشی است.

      اختلال اسکیزوافکتیو. تشخیص اختلال اسکیزوافکتیو مستلزم آن است که دوره افسردگی اساسی یا مانیک به طور همزمان روی دهند به طوری که نشانه­های مرحله حاد و نشانه­ های خلقی در بخش عمده­ای از کل مدت دوره-های فعال وجود داشته باشند.

      اختلال اسکیزوفرنیفرم و اختلال روان­پریشی کوتاه­ مدت. به طوری که در ملاک C مشخص شده، این اختلالات مدت کوتاه­ تری از اسکیزوفرنی دارند، که به ۶ ماه نشانه­ ها نیاز دارد. در اختلال اسکیزوفرنیفرم، اختلال کمتر از ۶ ماه وجود دارد، در اختلال روان­پریشی کوتاه مدت، نشانه­ ها حداقل ۱ روز، اما کمتر از ۱ ماه وجود دارند.

      اختلال هذیانی. اختلال هذیانی را می ­توان با فقطدان نشانه­ های دیگر که مخصوص بیماری اسکیزوفرنی هستند از اسکیزوفرنی متمایز کرد (مثل هذیان­ ها، توهمات برجسته شنیداری یا دیداری، گفتار آشفته، رفتار بسیار آشفته یا کاتاتونیک، نشانه ­های منفی )

      اختلال شخصیت اسکیزوتایپی. اختلال شخصیت اسکیزوتایپی را می­ توان با نشانه ­های زیرآستانه ­ای که با ویژگی­ های بادوام شخصیت ارتباط دارند، از بیماری اسکیزوفرنی متمایز کرد.

      اختلال وسواس فکری-عملی و اختلال بدشکلی بدن. افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی و اختلال بدشکلی بدن ممکن است بینش یا فقدان آن را نشان دهند، و اشتغالات ذهنی ممکن است به درجات هذیانی برسند. اما اختلالات با وسواس­ های فکری برجسته، وسواس­ های عملی، اشتغال ذهنی به ظاهر یا بوی بدن، یا رفتارهای مکرر متمرکز بر بدن، از اسکیزوفرنی متمایز می ­شوند.

      اختلال استرس پس از آسیب. اختلال استرس پس از آسیب می ­تواند به بازگشت به گذشته ­ها را که کیفیت توهمی دارند دربرداشته­ باشد، و گوش به زنگی زیاد ممکن است به درجات پارانوئید برسند. اما برای تشخیص دادن، رویداد آسیب ­زا و ویژگی­ های نشانه مخصوص در ارتباط با مرور کردن رویداد در ذهن یا واکنش نشان دادن به آن،ضرورت دارند.

      اختلال طیف اوتیسم یا اختلالات ارتباط. این اختلالات نیز ممکن است نشانه ­هایی شبیه به دوره روان­ پریشی داشته باشند، اما با کمبودهای مخصوص­ شان در تعامل اجتماعی همراه با رفتارهای تکراری و محدود و کمبودهای شناختی و ارتباط دیگر متمایز می­ شوند. فرد مبتلا به اختلال طیف اوتیسم یا اختلال ارتباط، برای اینکه مبتلا به اسکیزوفرنی یا بیماری همزمان تشخیص داده شود، باید نشانه­ هایی داشته باشد که ملاک­ های کامل بیماری اسکیزوفرنی را همراه با توهمات یا هذیان ­های برجسته به مدت حداقل ۱ ماه برآورده کنند.

      اختلالات روانی دیگر مرتبط با دوره روان ­پریشی. تشخیصبیماری اسکیزوفرنی فقط در صورتی داده می­شود که دوره روان­پریشی بادوام باشد و ناشی از تأثیرات فیزیولوژیکی مواد یا بیماری جسمانی دیگر نباشد. افراد مبتلا به دلیریوم یا روان­آشفتگی یا اختلال عصبی-شناختی عمده یا خفیف ممکن است نشانه ­های وان­ پریشی را آشکار سازند، اما این ها با شروع تغییرات شناختی هماهنگ با این اختلالات، رابطه زمانی دارند. افراد مبتلا به اختلال روان ­پریشی ناشی از مواد/دارو ممکن است نشانه­ های مخصوص ملاک C برای اسکیزوفرنی را آشکار سازند، اما اختلال روان­پریشی ناشی از مواد/دارو را معمولاً به وسیله رابطه زمانی مصرف مواد با شروع و بهبود روان پریشی در غیاب مصرف مواد، متمایز کرد.

      همزمانی اختلالات

      میزان همزمانی یا اختلالات مرتبط با مواد در بیماری اسکیزوفرنی بالاست. افزون بر نیمی از افراد مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی اختلال مصرف توتون دارند و به طور منظم سیگار می­کشند. همزمانی با اختلالات اضظرابی به طور فزاینده­ای در اسکیزوفرنی تشخیص داده شده است. میزان اختلال وسواس فکری- عملی و اختلال وحشت زدگی در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در مقایسه با کل جمعیت، بالاست. اختلال شخصیت اسکیزوتایپی یا پارانوئیدگاهی می­ تواند قبل از شروع اسکیزوفرنی واقع شود.

      امید زندگی در افراد مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی به خاطر بیماری ­های جسمانی مرتبط، کاهش می­یابد. افزایش وزن، دیابت، نشانگان متابولیک، و بیمارزی قلبی-عروقی و ریوی در بیماری اسکیزوفرنی شایع­تر از کل جمعیت هستند. رسیدگی نکردن مناسب به رفتارهای حفظ سلامتی (مثل بررسی سرطان، ورزش) خطر بیماری مزمن را افزایش می­ دهد، اما عوامل دیگر اختلال، از جمله داروها، سبک زندگی، سیگارکشیدن، و رژیم غذایی، نیز می­توانند نقش داشته باشند. آسیبب­ پذیری مشترک برای روان­ پریشی و اختلالات جسمانی ممکن است مقداری از همزمانی اختلالات جسمانی بیماری اسکیزوفرنی را توجیه کند.

      علل اسکیزوفرنی

      در برخی و شاید تمامی انواع اسکیزوفرنی عوامل ژنتیک دخالت دارند و بخش اعظم واریانس استعداد ابتلا به اسکیزوفرنی مربوط به عوامل ژنتیکی است که اثرات افزایشی (additive) دارند. برای مثال میزان بروز اسکیزوفرنی و اختلالات مرتبط با اسکیزوفرنی (مانند اختلالات شخصیت اسکیزوتایپی، اسکیزوئید و پارانوئید) در بستگان زیستی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی با میزان قرابت خونی بستگان مبتلا (درجه اول یا دجه دوم) همبستگی دارد.

      در دوقلوهای یک تخمکی که زمینه ژنتیکی یکسانی دارند میزان همگامی در مورد اسکیزوفرنی حدود ۵۰ درصد است که این میزان چهار یا پنج برابر همگامی دوقلوهای دو تخمکی یا میزان بروز در سایر بستگان درجه اول (خواهر و برادرها، والدین یا فرزندان) است. افت بارز بروز اسکیزوفرنی در بستگان درجه دوم و سوم بیماران (که احتمالا بار ژنتیکی بیماری در آنها کاهش می یابد) نسبت به بستگان درجه اول نیز نقش عوامل ژنتیک را نشان می دهد. میزان بروز اسکیزوفرنی دربستگان زیستی فرزند خوانده هایی که دچار اسکیزوفرنی می شوند در مقایسه با بستگان غیر رسمی خانواده رضاعی این افراد بیشتر است و این یافته باز هم به نقع دخالت عوامل ژنتیک در سبب شناسی اسکیزوفرنی است.

      افرادی که زمینه ژنتیکی ابتلا به اسکیزوفرنی را دارند الزاما به این بیماری دچار نمی شوند و برای بروز اسکیزوفرنی در این افراد دخالت عوامل دیگر (مانند عوامل محیطی) ضروری است.

      در بررسی علل ژنتیکی کروموزومهای زیر در پیدایش بیماری اسکیزوفرنی میتوانند نقش داشته باشند:

      کروموزوم های ۵، ۱۱، ۱۸، ۱۹، x ، ۲۲، ۶، ۸، ۱

      فرضیه تکامل عصبی: مهاجرت غیرطبیعی سلول های عصبی طی ۳ ماهه دوم جنینی و ناهنجاری سلول ها در دوره بلوغ، کاهش حجم مغز و افزایش بطن های جانبی و میانی

      سن پدر همبستگی مستقیمی با بروز اسکیزوفرنی دارد. افرادی که در زمان تولد، سن پدرشان ۶۰ سال یا بالاتر بوده است استعداد ابتلا به این اختلال را پیدا می کنند. احتمالا تولید اسپرم در مردان مسن بیش از مردان جوان در معرض آسیب اپی ژنتیک قرار دارد.

      عوامل بیوشیمیایی :

      فرضیه دوپامینی: ساده ترین شکل فرضیه دوپامینی اسکیزوفرنی این است که اسکیزوفرنی نتیجه فعالیت بسیار زیاد دوپامینرژیک است. این نظریه محصول دو مشاهده است. نخست آنکه اثربخشی (efficacy) و قدرت (potency) اکثر داروهای ضدروانپریشی (یعنی آنتاگونیستهای گیرنده دوپامین) با توانایی آنها در اعمال اثر همستیزانه (آنتاگونیستی) بر گیرنده های نوع ۲ دوپامین (D2) همبستگی دارد. دوم اینکه داروهای افزایش دهنده فعالیت دوپامینرژیک که مشهور ترینشان آمفتامین است، مقلد روانپریشی (سایکوتومیمتیک) هستند.

      در نظریه اصلی مشخص نشده که از راههای دوپامینرژیک مغز، کدام یک درگیر است؛ البته راههای مغز میانی – قشری (مزوکورتیکال) و مغزمیانی – لیمبیک (مزولیمبیک) را بیشتر دخیل می دانند. تنه های سلولی نورونهای دوپامینرژیک این دو راه در مغز میانی قرار دارد و استطاله هایشان به نورونهای دوپامین گیر (دوپامینوسپتیو) در قشر مخ و دستگاه لیمبیک کشیده می شود.

      آزاد سازی مفرط دوپامین در بیماران مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی به شدت علایم روانپریشی مثبت ربط داده شده است. مطالعات توموگرافی نشر پوزیترون روی گیرنده های دوپامین، افزایش گیرنده D در هسته دمدار بیمارانی که تحت درمان دارویی نیستند را نشان داده است. همچنین گزارشهایی در مورد افزایش غلظت دوپامین در آمیگدال، کاهش تراکم ناقل دوپامین و افزایش تعداد گیرنده های دوپامین نوع ۴ در قشر انتورینال مخ وجود دارد.

      سروتونین: طبق فرضیات موجود، فزونی سروتونین یکی از علل علایم مثبت و منفی بیماری اسکیزوفرنی است.

      نوراپی نفرین: آنهدونیا (کاهش ظرفیت ارضای هیجانی و کاهش توانایی تجربه لذت) از مدت ها پیش به عنوان یکی از خصوصیات بارز بیماری اسکیزوفرنی مورد توجه بوده است. اضمحلال انتخابی نورون های دستگاه عصبی پاداش نوراپی نفرینی می تواند این جنبه از علایم اسکیزوفرنی را توضیح دهد. با این حال داده های بیوشیمیایی و دارویی موید این گزاره، قطعی نیستند.

      گابا (GABA): عصب – رسانه γ – آمینوبوتریک اسید (گابا) را هم که یک اسید آمینه مهاری است، در پاتوفیزیولوژی اسکیزوفرنی دخیل دانسته اند. در برخی از بیماران، کمبودی در نورونهای گابالرژیک هیپوکامپ در کار است. گابا بر روی فعالیت دوپامین اثرات تنظیمی دارد و کمبود نورونهای مهاری گابالرژیک، می تواند موجب پرفعالیتی نورونهای دوپامینرژیک گردد.

      نوروپپتیدها: نوروپپتیدهایی نظیر ماده P و نوروتنسین همراه با عصب – رسانه های کاتکولامین و ایندولامین تجمع می یابند و بر کنش این عصب – رسانه ها تاثیر می گذارند. تغییر مکانیسم های نوروپپتیدی می تواند سبب تسهیل، مهار و یا تغییر الگوی شلیک این دستگاه های نورونی شود.

      گلوتامات: گلوتامات از آن رو دخیل دانسته شده است که خوردن فن سیکلیدین (PCP) که آنتاگونیست گلوتامات است، سندرم حادی را به وجود می آورد که مشابه اسکیزوفرنی است. نظریه هایی که درباره گلوتامات ارائه شده اند، به پرفعالیتی، کم فعالیتی، و مسمومیت عصبی ناشی از گلوتامات مربوط می شوند.

      استیل کولین و نیکوتین: مطالعات کالبد شکافی در بیماران دچار بیماری اسکیزوفرنی کاهش گیرنده های موسکارینی و نیکوتینی در نواحی دمدار – پوتامن، هیپوکامپ و برخی نواحی قشر جلوپیشانی را نشان داده اند. این گیرنده ها در تنظیم سامانه های عصب – رسانه ای دخیل در شناخت نقش دارند (در اسکیزوفرنی یکی از حوزه هایی که دچار تخریب می شود شناخت است.)

      سایر علت های بیماری اسکیزوفرنی

      روانی – اجتماعی – محیطی

      EE (هیجان ابرازی یا ابراز هیجانی) بالا در خانواده: شامل بدگمانی، انتقاد، رفتار خصمانه و درگیری خواه به صورت مجرمانه خواه کنترل و رفتار کودکانه (رابطه دارد و علت و معلولی مشخص نیست)
      بیماری های عفونی و ویروسی مانند گلیوز، اسکارگلیال
      وابستگی مضاعف (double bind) (db)؛به نظر گریگوری بیتسون: کودک پیامدهای متضاد در مورد رفتار، نگرش و احساس از جانب والدین دریافت می کند و برای فرار از موقعیت گیج کننده به حالت پسیکوتیک عقب نشینی می کند
      روان کاوی: تثبیت در مراحلی زودتر از آن چه به پیدایش نروزها می انجامد و نقص درایگو به دلیل روابط شئ ضعیف اولیه، عدم دست یابی به ثبات شئ، اختلال روابط بین فردی و روش انطباقی برای فرار از وحشت و از هم پاشیدگی احساس خود به طور نمادی (نظر سالیوان)
      یادگیری: یادگیری واکنش ها و نحوه تفکر غیرمنطقی از والدین (دیدگاه مایر)
      بیماری مغز: نظر بلولر
      عدم توازن شیمیایی ناشی از کژکاری جنسی و تداخل آن با دستگاه عصبی: نظر کراپلین
      درمان اسکیزوفرنی

      تقریبا صد سال از زمانی که اسکیزوفرنی به صورت علمی توضیح داده و شناخته شد می‌گذرد اما با وجود پیشرفت‌های دانش پزشکی هنوز علت بیماری، راه پیشگیری و درمان موثری برای آن دقیقا روشن نیست و هنوز یکی از دیرپاترین معماهای پزشکی است. اساس درمان در حال حاضر داروهایی هستند که با تغییر فعالیت عصبی-شیمیایی مغز علائم بیماری را سبک می‌کنند، اما این داروها هیچکدام باعث درمان دائمی نمی‌شوند، در مواردی بی‌تاثیر هستند و عوارض جانبی آنها معمولا چنان آزاردهنده و سنگین است که بیماران از ادامه درمان خودداری می‌کنند.

      دارو درمانی اسکیزوفرنی : کلوزاپین، ریسپریدون – کلروپرومازین، هالوپریدول، فلوفنازین
      EET: برای حالات حاد و کاتاتونیک، افرادی که کمتر از ۱ سال مبتلا بوده اند، درمان علائم +
      رفتاردرمانی: با هدف تعمیم رفتارهای تقویت شده مطلوب به اجتماع
      گروه درمانی: برای بهبود مهارت های اجتماعی و کاهش انزوای اجتماعی و افزایش واقعیت سنجی
      خانواده درمانی: برای کاهش عود، کاهش عوامل EE و db
      روان درمانی حمایتی: مشاوره، اطمینان بخشی، آموزش، الگوسازی، حدگذاری، واقعیت سنجی، درمان شخصی (اعتماد به ارتباط درمانی، تلقین امیدواری، انتقال اطلاعات)، روان درمانی سنتی به دلیل آسیب ایگو توصیه نمی شود.
      آموزش مهارت های اجتماعی: تکالیف منزل، مشاهده نوار ویدئویی، بازی نقش
      مدیریت موردی: کمک به بیمار برای شغل، مسکن و منابع مالی و هدایت در جهت مراکز بهداشتی.
      گروه های حمایتی: برای تأمین نیازهای بیمار و خانواده او
      واژه شناسی

      سوپرفرنیک: اصطلاح کارلسون برای افرادی که هم خانواده یا خویشاوند افراد اسکیزوفرنی هستند و هم به نحو محسوس در سیاست، علم و هنر برجسته هستند.

      خانواده اسکیزوفرنوژنیک: خانواده ای که به وسیله EE و db اسکیزوفرنی را در اعضاء پرورش می دهند.

      توهم سن استتیک: احساس های بی پایه تغییر حالات در اعضای بدن مثل احساس سوزش در مغز، فشار در عروق خونی، برش در مغز استخوان، دگرگونی جسمی

      علائم پیش از بیماری (premorbid) یا قبل از مرحله مقدماتی : وجود شخصیت اسکیزوئید یا اسکیزوتایپی

      علائم مقدماتی (prodromal): اضطراب، سرگشتگی، افسردگی، وحشت، سردرد، درد عضلانی، کمردرد، مسائل گوارشی، عقاید و رفتار عجیب و غریب، غیرعاطفی، تکلم غیرمعمول
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  2. سلام،ببخشید مزاحم شدم،وسواس بدون بینش یا اسکیزو وسواس،چه علائمی دارد،مثلا فرد همان وسواس شستشو دارد اما افراد وسواسی میدانند که وسواس دارند اما مبتلایان وسواس بدون بینش به بیماری آگاهی ندارند یا مراحل مختلفی دارد ممکن است این بیماران آگاهی داشته باشند اما فرد مبتلا معتقد باشد اگر مثلا صد بار دستش را نشوید پاک نشده،یا هیچ کدام از اینها نیست وقتی فردی دچار اسکیزوفرنی باشد و وسواس به هر درجه ای هم پیدا کند به همراهی این دو شرایط به اصطلاح میگوید بیمار به اسکیزو وسواس مبتلاست یعنی هم اسکیزوفرنی هم وسواس و این بیماری فقط در مبتلایان به اسکیزوفرنی ایجاد میشود؟خیلی ممنون.

    • با سلام دوست گرامی عموما وسواس جز نوروزهاس یعنی فرد بینش دارد و می داند که مشکلی وجود دارد منتهی کنترلی بر رفتارش ندارد ضمن اینکه خود بینش سطح بندی دارد و انواع مختلفی دارد که باید در نظر بگیرید و نمی شود گفت صرفا بینش تمام و کامل موجود است و گاها فرد متوجه مشکل است ولی نمی تواند بیان کند .
      در مورد بحث وسواس که می فرمایید ما وسولس اسکیزوفرن و تحت چنین عنوانی نداریم و اسکیزوفرن مشخصه هایی دارد هر چند که ممکن است مرزهای مشترکی هم وجود داشته باشد ولی در عین حال یک مساله مهم این است که حتما به تشخیص متخصص برسد و اینکه برای اسکیزوفرنی ملاک های هذیان و توهم هم باید موجود باشد و نمی شود صرف یک نکته مشترک نظر داد که مساله به طور کل چیست
      در هر صورت امیدوارم با مراجعه و یا بررسی بیشتر پاسخ خود را دریافت کنید ..عموما فرد اسکیزوفرن در هیچ نوع از سطوح بینشی قرار ندارد .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

    • بیماری وسواس و روش های درمان آن

      دیگر این روزها همه وسواس را یکی از بیماری های روانی می دانند که رواج زیادی یافته است. شاید افراد زیادی با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند. شیوع آن به قدری است که به محض شنیدن آن بی اختیار یاد کسانی می افتیم که بیش از اندازه شست و شو می کنند. اما خوب است بدانید که وسواس یک بیماری است که انواع مختلف دارد و به طور کلی می توان آن را یک بیماری روان پزشکی نامید که منشأ اصلی آن اضطراب است وحتی موجب کاهش طول عمر افراد می شود. بیماری وسواس

      تکرار شست وشو نوعی وسواس محسوب می شود ولی مبحث وسواس فقط به این مقوله خلاصه نمی شود و اختلال وسواسی چند نوع دارد. وسواس بیماری مزاحم و مختل کننده زندگی فرد و اطرافیان اوست. در این مطلب به انواع وسواس و راه های درمانی آن اشاره خواهیم کرد.

      بیماری وسواس و درمان آن
      وسواس در شستشو

      دکتر محمدرضا خدایی، روانپزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در ضمیمه سیب روزنامه جام جم نوشت:قبل از ورود به بحث اختلال وسواسی، دو مورد را باید از هم جدا کرد. دو اختلال متفاوت وسواس اجباری و اختلال شخصیت وسواسی وجود دارد. این دو بیشتر مواقع با هم اشتباه گرفته می شوند.

      اختلال شخصیت وسواسی: این افراد کسانی هستند که در زندگی معمولی انعطاف ناپذیر، سختگیر، ریزبین و حاشیه بین هستند. آنها در تصمیم گیری مرددند و خلاقیت کمی دارند و از وضعی که دارند پا را فراتر نمی گذارند و همیشه سعی می کنند از هر شرایط جدید و تحول در زندگی فاصله بگیرند. در جابه جایی مسکن، تغییر شغل و هر نوع تغییر موقعیتی، تصمیم گیری برای ازدواج و… انعطاف ناپذیرند، اما تشخیص اختلال شخصیت وسواسی به عهده پزشک است، زیرا همه افراد واقعا دچار اختلال شخصیت وسواسی نیستند و فقط علائمی از این اختلال ممکن است در آنها وجود داشته باشد.

      معمولا چنین افرادی رفتارهایی از خود نشان می دهند که چندان برای مردم خوشایند نیست. آنها در جامعه به عنوان انسان های نچسب و خشک شناسایی می شوند، حتی بسختی دوست پیدا می کنند ولی اگر دوستی داشته باشند دوستی هایشان پایدار خواهد بود و همان طور که گفته شد اختلال شخصیت وسواسی ندارند.

      وسواس اجباری:از بیماری وسواس به عنوان بیماری وسواسی جبری یاد می کنند. چون این اختلال به گونه ای است که فرد افکار و اعمالی را به طور تکراری انجام می دهد و با این که فرد خودش نیز می داند که رفتار ها و کارهایش تکراری است، ولی یک حس درونی اجباری به او می گوید که حتما باید این کار را انجام دهد، هر چند بر خلاف میل باطنی او باشد( البته گاهی هم میل باطنی در انجام کار تکراری وجود دارد). در ذهن این افراد مدام دستوری صادر می شود.

      بیماری وسواس
      انواع وسواس

      وسواس را می توان در چند نوع فکری، عملی یا فکری ـ عملی تقسیم کرد.

      وسواس فکری : در این وسواس افکار مزاحم و تکرارشونده در ذهن وجود دارد. گاهی فرد حتی تلاش می کند چنین فکرهایی را از ذهنش بیرون کند، ولی باوجود تلاشش موفق نمی شود. افکار وسواسی در انسان ها وابسته به فرهنگ جامعه است. مثلا در فرهنگ ما افکار وسواسی ـ مذهبی بیشتر شایع است، بخصوص که وقتی افکار حالت تقدس به خود می گیرند، اما افکار وسواسی متنوع هستند.

      گاهی این افکار وسواسی آسیب به دیگران را شامل می شود. مثلا فرد چاقویی به دست دارد و در ذهنش این فکر به وجود می آید که اگر چاقو به شکم فرزندش برخورد کند، چه خواهد شد. البته این کار را نمی کند ولی نحوه تفکرش باعث آزار او می شود.

      همچنین بخوانید : تمامی مطالب خواندنی در رابطه با وسواس
      همچنین افکار وسواسی جنسی نیز در ذهن بعضی افراد وجود دارد که در آن فرد بیمار در ذهن تصور می کند با فردی تماس جنسی برقرار می کند.

      افکار وسواسی خرافه نیز نوع دیگری از وسواس فکری است، به این صورت که اگر مثلا سه قدم جلو یا عقب نگذارم اتفاق ناگواری ممکن است برای خانواده ام بیفتد؛ افکار بی پایه و اساسی که به هیچ وجه سندیت ندارد. یا موقعی که فلان لباس را به تن داشتم تصادف رخ داد و اگر باز هم این لباس را بپوشم تصادف دیگری اتفاق خواهد افتاد.
      وسواس عملی: وسواس عملی ممکن است با زمینه افکار وسواسی توام باشد ولی گاهی هیچ ذهنیت فکری وجود ندارد و فرد به طور تکرارشونده و بدون فکر، عملی را انجام می دهد. اعمال وسواسی تکرار شونده، مزاحم ولی اجباری هستند. این بیماران خود را مکلف و موظف به انجام کاری می کنند. مثلا اعمال وسواسی مذهبی انجام می دهند تا جهنم نروند.

      اعمال وسواسی هم تقسیم بندی دارد که شایع ترین نوع آن در فرهنگ ما نوع شست وشوست. وسواس شست وشو را باید از نظافت و تمیزی جدا کرد. بعضی از افراد ذاتا انسان های منضبط و تمیزی هستند و این مشکل محسوب نمی شود، اما افرادی که وسواس شست وشو دارند، عملکردشان در زندگی داخلی و جامعه دچار اختلال می شود به طوری که دیگران نسبت به کارهای او اعتراض می کنند. مثلا فرد خود را موظف می داند که حتما ۱۰ بار لباسی را بشوید یا چند ساعت زیر دوش حمام بماند تا کاملا تمیز شود. (افراد دارای وسواس شست وشو معمولا عددی را برای تکرار عملشان دارند.) متاسفانه گاهی به وسواس شست وشو هم رنگ و لعاب مذهبی می بخشند. خوب است بدانیم آیه ای در قرآن وجود دارد که تاکید می کند «از شر وسواس به خدا پناه ببریم.»

      علت و درمان بیماری وسواس
      بیماری وسواس و عوامل آن

      وسواس قرینه گی نیز نوع دیگری است که در آن فرد دارای وسواس، نظم دادن غیرعادی است. یعنی اگر کتابخانه ای داشته باشد همه کتاب ها باید به طور میلی متری کنار هم قرار گیرند و ساعت ها برای این کار وقت صرف می کنند و اگر به کمد لباس آنها نگاه کنیم بندرت بتوان چنین چینش را در بوتیک لباسی پیدا کرد.
      وسواس کنترل کردن نیز وسواسی است که در آن بیمار بشدت کنترل گر است. در را قفل می کند ولی چندین بار باید آن را کنترل کند تا خیالش آسوده شود. شیر گاز را بسته ولی چندین بار به آشپزخانه بر می گردد تا شیر گاز را کنترل کند.
      اما وسواس های عملی دیگری هم وجود دارند که کمتر شایع هستند. مثل دست زدن به ماشین در حال حرکت، شمردن ساختمان های متعدد یا یادداشت کردن پلاک های ماشین در ذهن، وسواس در خرید (این افراد وسایلی را به شکل افراطی خریداری می کنند که شاید حتی نیازی هم به آن نداشته باشند و معمولا بعد از خرید از این کار خود پشیمان می شوند). وسواس کندن مو (تنش برای کندن موی سر یا موی صورت)، وسواس قمار، وسواس آتش افروزی و…

      علت وسواس

      همان طور که گفته شد وقتی از یک فکر یا عملی به عنوان وسواس یاد می شود که فرد باعث اختلال در زندگی خود و دیگران شود بنابراین درمان این افراد ضرورت پیدا می کند. همچنین باید گفت احتمال ابتلای افراد وسواسی به افسردگی و حتی اقدام به خودکشی وجود دارد.
      محققان علت های زیادی را برای این بیماری برشمرده اند. ولی نقش ژنتیک در بروز وسواس پررنگ است. عوامل دیگر مانند عوامل تربیتی، رفتاری و اجتماعی نیز می تواند زمینه را برای اختلال وسواسی مهیا کند.

      درمان وسواس

      بیماری وسواس تا ۷۵ درصد قابل درمان است. اما موضوع درمان بستگی به نوع بیماری و مدت ابتلا به آن دارد. بنابراین ۶ ماه تا یک سال می توان برای درمان وقت گذاشت، البته ناگفته نماند در صورتی که بیماری زندگی فرد را مختل کند و مریض دچار افت عملکرد شود پزشک با بستری کردن وی در بیمارستان زمینه بهبودی را فراهم می کند. اما در غیر این صورت درمان ها به شیوه سرپایی و با دارو صورت می گیرد.
      وسواس یک بیماری مزمن مزاحم و طولانی است که احتیاج به مشارکت و کمک بیمار، خانواده بیمار، روانپزشک و روان درمانگر دارد. درمان دارویی بیمار حتما باید توام با رفتاردرمانی و جلسات متعدد مشاوره باشد. دیدگاه فرد مبتلا به وسواس باید بتدریج تغییر کند. درمان های جدیدی به نام موج سوم روان درمانی هم وجود دارد که بسیار مفید است. در مواقع خیلی شدید هم لازم است بیمار شوک درمانی شود.
      برای درمان وسواس، می توان از روان درمانی و رفتارشناختی کمک گرفت. در این روش، فرد به تدریج با عامل ترس رو به رو می شود و این تکرار به مرور از اضطراب فرد می کاهد. مثلا اگر فردی بر شست و شو اصرار دارد، شی آلوده را تصور می کند و آن را لمس می کند و پس از آن دست های خود را نمی شوید و تکرار این کار به تدریج اضطراب بیمار را کاهش می دهد.

      اختلال وسواسی اجباری (OCD) یا وسواس فکری عملی یک اختلال اضطرابی شدید و ناتوان کننده است که افراد بزرگسال در سن ۴۰ سالگی را مبتلا می‌کند. اختلال وسواسی اجباری در سراسر جهان وجود دارد و در مردان و زنان به میزان مساوی تأثیر می‌گذارد. وسواس فکری عملی معمولاً به تدریج شروع می‌شود. تقریباً در دو سوم افراد مبتلا به وسواس فکری عملی این اختلال از سنین نوجوانی یا اوایل بلوغ شروع به پیشرفت می‌کند.

      پدیده اختلال وسواسی اجباری در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی برای بیش از یک قرن ثابت شده است اما مطالعات سیستماتیک کمی در خصوص آن انجام گردیده است. پیش از این، گمان می‌شد که اختلال وسواسی اجباری در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی نادر بوده و هنگام بروز باید یک دورهٔ درمانی بدخیم‌تر را نشان دهد. مطالعات اخیر نیز نشان می‌دهند که میزان شیوع کمتر و نتایج بدتر در بیماران اسکیزوفرنی مبتلا به اختلال وسواسی اجباری بیشتر است. علاوه بر این، شواهد نشان می‌دهند که یک اساس نوروبیولوژیکی در هر دو بیماری اسکیزوفرنی و اختلال وسواسی اجباری وجود دارد و بنابراین این نظریه را که هر دوی این اختلالات می‌توانند در زیرگروه بیماران اسکیزوفرنی قرار بگیرند را تأیید می‌کند. تشخیص زودهنگام وسواس فکر عملی در فرد و همچنین داشتن والدین مبتلا به وسواس فکری عملی، احتمال خطر ابتلا به اسکیزوفرنی و اختلالات طیفی اسکیزوفرنی را افزایش می‌دهد.
      علائم اختلال وسواسی اجباری در بیماران اسکیزوفرنی
      هر دو مشکل اختلال وسواسی-اجباری و سایکوزیس ممکن است شامل ایده‌ها یا باورهای پوچ یا افراط گرایانه باشند. علاوه بر این، زمانی که بیماران مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری بینش خود را از دست می‌دهند، علائم وسواس فکر عملی آن‌ها حالت روان پریشی پیدا می‌کند؛ و بالعکس، زمانی که نشانه‌های روان پریشی تکراری، نفوذی و شخصیتی می‌شوند، بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی شروع به تجربه پدیده‌ای شبیه به وسواس فکری عملی می‌کنند.

      در نتیجه، این بیماران ممکن است از وسواس و اجباری که با فرآیند روان پریشی مرتبط هستند، رنج ببرند. اطلاعات به دست آمده نشان می‌دهد که تعداد قابل توجهی از بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی (تا ۵۰٪) علائم شبیه به اختلال وسواسی-اجباری همراه با سایکوزیس دارند و این علائم ممکن است به راحتی توسط پزشکان نادیده گرفته شوند.

      به منظور درک علل این پدیده در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، پزشکان باید به داده‌های دارویی، رفتارشناختی عصبی، ژنتیک، تصویربرداری‌های مغز و بیوشیمیایی تکیه کنند. با این حال، اطلاعات مربوط به اهمیت علائم اختلال وسواسی اجباری در اسکیزوفرنی تنها به چند مطالعه در مورد پدیده شناسی، اپیدمیولوژی، ساکوفارماکولوژی و رفتارشناختی عصبی اختلال وسواسی اجباری در جمعیت بیماران مبتلا محدود شده است.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  3. با سلام من نزدیک یک سال قرص سرترالین ۱۰۰ بخاطر پانیک میخورم ولی حدود ۱۰ کیلو چاق شدم همین منو خیلی اذیت میکنه همش فکر اینم که قطعش کنم ولی از اینکه دوباره مریضیم برگرده عذاب می کشم. ترو خدا بگین راهی هست که چاق نشم؟

    • با سلام
      دوست گرامی در مورد مساله ای که می فرمایید در مورد سرترالین صدق می کند البته نه مربوط به همه افراد پس چنانچه دچار عارضه شده اید حتما به پزشک معالج خودتون مراجعه کنید و به هیچ وجه سرخود دارو رو قطع کنید چون علائم ترک دارو ظاهر می شود و عوارض ناخوشایندی خواهد داشت .توجه کنید که به هر حالل خود پزشک شما می تواند با جایگزین کردن و یا تغییر دوز کمک کند مشکل برطرف شود و جای نگرانی وجود ندارد امیدوارم به زودی بهبودی خود را باز یابید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

    • مقدار مصرف
      بزرگسالان:

      به عنوان ضد افسردگی و درمان بیماری های obsessive – compulsive ، ابتدا ۵۰mg/day یک بار در روز، صبح ها یا عصرها، تجویز می شود و پس از چند هفته، برای دستیابی به مقدار موثر یا حداکثر مقدار قابل تحمل توسط بیمار، در فواصل حداقل یک هفته ای به این مقدار میزان ۵۰ mg/day افزوده می شود. عده ای از صاحبنظران معتقدند که در یک یا دو روز اول، بهتر است دارو را با مقدار ۲۵ mg/day شروع نمود.

      در درمان اختلالات پانیک، اختلالات استرس پس از تروما (PTSD)، اختلالات اضطرابی اجتماعی (ترس از اجتماعات)، ابتدا ۲۵ mg/day به صورت یکبار در روز، صبح ها یا عصرها، تجویز می شود. پس از یک هفته مقدار مصرف را بر حسب نیاز به میزان ۵۰ mg/day افزایش می دهند و سپس برحسب نیاز بیمار و یا برحسب تحمل بیمار در فواصل حداقل یک هفته ای، مقدار ۵۰ mg/day به این مقدار اضافه می شود.

      برای درمان اختلالات خلقی دوران قاعدگی، دو روش مصرف وجود دارد: در روش اول مقدار ۵۰ mg/day در طول دوره عادت ماهانه مصرف می شود. در روش دوم همین مقدار در طی دوران لوتئال یا سیکل ماهانه مصرف می شود. برحسب نظر پزشک می توان مقدار مصرف را در ماه بعد ۵۰ mg/day نیز افزایش داد.

      بیشینه مقدار مصرف دارو در بزرگسالان برای درمان اختلالات خلقی دوران قاعدگی در صورتی که در طول دوره عادت ماهانه مصرف می شود مقدار ۱۵۰ mg/day و اگر در فاز لوتئال تجویز می شود مقدار ۱۰۰ mg/day است. در بقیه موارد مصرف، بیشینه مقدار مصرف دارو در بزرگسالان ۲۰۰ mg/day اسنکات قابل توصیه
      دوره درمان با این دارو باید بطور کامل رعایت شود و از مصرف بیش از مقدار تجویز شده باید خودداری شود.
      برای دستیابی به اثر ضد افسردگی دارو ممکن است تا ۴ هفته زمان لازم باشد، ولی برای دستیابی به اثر درمانی در بیماری های obsessive compulsive ممکن است زمان بیشتری مورد نیاز باشد.
      در صورت فراموش کردن یک نوبت مصرف دارو حتماً باید موضوع را با پزشک در میان گذاشت.
      از قطع مصرف ناگهانی دارو باید خودداری کرد و بهتر است مصرف آن تحت نظر پزشک و بتدریج قطع شود.
      به دلیل احتمال بروز سرگیجه، اختلال در تصمیم گیری، تفکر و مهارت های حرکتی، تا روشن شدن اثرات دارو در بیمار، هنگام رانندگی یا انجام کارهایی که نیاز به هوشیاری دارند، باید احتیاط نمود.
      بیمارانی که احتمال اقدام به خودکشی در آنها وجود دارد، نباید مقادیر زیاد دارو را بطور یک جا در اختیار داشته باشند
      به دلیل احتمال بیشتر بروز عوارض جانبی در سالمندان، بهتر است مقدار مصرف را با مقادیر کمتر شروع نمود.عوارض جانبی سرترالین (مدلاین پلاس)
      مصرف سرترالین ممکن است با عوارضی همراه باشد. چنانچه بعد از مدتی مصرف دارو، عوارض زیر رفع نشدند یا بدتر شدند با پزشک خود تماس بگیرید:

      تهوع
      استفراغ
      اسهال
      یبوست
      خشکی دهان
      نفخ یا گاز روده
      کاهش اشتها
      تغییرات وزن
      خواب آلودگی
      سرگیجه
      احساس خستگی بیش از حد
      سردرد
      احساس درد یا سوزش در دست ها یا پاها
      عصبی بودن و پرخاشگری
      تکان های کنترل نشده و ناخودآگاه در قسمت های مختلف بدن
      گلو درد
      اختلال در عملکرد جنسی یا تمایل جنسی
      تعریق بیش از حد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

    • با سلام مصرف این دارو کاملا بستگی به شدت و نوع مشکل شما دارد عموما دوره درمان یک ساله است ..به هر حال نگران نباشید اگر دارو را با دوز مناسب و در زمان مناسب مصرف کنید مشکلی ایجاد نخواهد شد و طبیعتا مساله به درستی مرتفع خواهد شد ..
      امیدوارم به زودی شرایط بهبودی رو پیدا کنید ..
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
      موفق باشید

    • داروی سرترالین عوارض و نحوه مصرف سرترالین:این دارو برای درمان افسردگی، اختلالات obsessive – compulsive، اختلالات پانیک، اختلالات post trummatic stress (PTSD)، اختلالات خلقی دوران قاعدگی در زنان، اختلالات اضطرابی اجتماعی (ترس از اجتماعات) بکار میرود.

      داروی سرترالین عوارض و نحوه مصرف سرترالین

      داروی سرترالین عوارض و نحوه مصرف سرترالین
      مکانیسم اثر سرترالین:

      این دارو یک مهارکننده قوی و انتخابی بازجذب نورونی سروتونین (SSRI) میباشد و با تقویت فعالیت سروتونرژیک در CNS ومتعاقباً مهار فعالیت آدرنرژیک در ناحیه locus ceruleus میشود.

      داروی سرترالین عوارض و نحوه مصرف سرترالین

      فارماکوکینتیک :

      جذب گوارشی این دارو آهسته است ولی درصورت مصرف با غذا، سرعت جذب و فراهمی زیستی آن افزایش می یابد. پیوند پروتئینی آن خیلی زیاد وحدود ۹۸درصد است. سرترالین درکبد متابولیزه میشود و بطور وسیع تحت تاثیر عبور اولیه قرارمیگیرد. نیمه عمر حذف آن ۲۶-۲۴ ساعت است ولی متابولیت فعال آن نیمه عمر ۱۰۲-۶۲ ساعت دارد. برای شروع اثر ضدافسردگی و ضدپانیک آن ۴-۲ هفته و برای اثر ضدوسواس آن ممکن است زمان بیشتری لازم باشد. درصورت مصرف یکبار در روز دارو،پس از ۷ روز به غلظت پایدار سرمی میرسد. دارو بیشتر بصورت متابولیت از راه کلیه و همچنین از راه مدفوع دفع میشود.

      داروی سرترالین عوارض و نحوه مصرف سرترالین

      موارد منع مصرف سرترالین:
      درصورت وجود حساسیت به دارو از مصرف آن باید خودداری کرد.

      هشدارها:

      ۱- درموارد زیر با احتیاط فراوان تجویز شود
      عیب عملکرد کبد، بیماریهای قلبی، سابقه حملات تشنجی،اختلالات انعقادی،گلوکوم با زاویه بسته و سابقه مانیا

      ۲- بی ضرری و اثربخشی این دارو برای درمان افسردگی، اختلالات پانیک، موارد PTSD و اختلالات اضطرابی اجتماعی در کودکان اثبات نشده است.

      داروی سرترالین عوارض و نحوه مصرف سرترالین

      عوارض جانبی سرترالین:

      اختلالات جنسی، خواب آلودگی، گیجی، خستگی یا ضعف، مشکلات گوارشی از جمله بی اشتهایی، اسهال، خشکی دهان، اختلال در هضم غذا، تهوع، دردشکمی، نفخ، کاهش وزن، سردرد، افزایش تعریق، اختلالات خواب،لرزش و در برخی موارد اختلالات انعقادی وخونریزی غیرعادی،واکنشهای تهاجمی، حالتهای جنونی، سندرم استیونس جانسون، زیادی فشارخون ریوی، واکنشهای الرژیک، تاکیکاردی بطنی، تاری دید، برافروختگی، سینوزیت، عفونت ادراری و خمیازه از عوارض جانبی این دارو میباشند.

      داروی سرترالین عوارض و نحوه مصرف سرترالین

      تداخل های دارویی سرترالین:

      سرترالین متابولیسم کبدی داروهای ضدافسردی سه حلقه ای، داروهای ضدآریتمی گروه ۱C مانند پروپافنون را کاهش داده و اثرات آنها را تشدید میکند. سرترالین همچنین متابولیسم آستمیزول را مهارکرده و بدلیل افزایش خطر آریتمی مصرف همزمان آن دو ممنوع است. دیژیتوکسین و وارفارین ممکن است در سطح پیوند پروتئینی با سرترالین تداخل داشته باشند، بنابراین در مصرف همزمان آنها باید احتیاط کرد. مصرف همزمان مهارکننده های MAO از جمله فورازولیدون، پروکاربازین و سلژیلین با این دارو ممکن است موجب بروز عوارض جدی و خطرناک وگاهی مهلک قلبی – عروقی و CNS شود، بنابراین مصرف همزمان آنها ممنوع است. ازمصرف سرترالین همراه با پیموزاید به دلیل افزایش غلظت سرمی پیموزاید بایدخودداری نمود. مصرف سرترالین با داروهای سرتونرژیک میتواند باعث بروزسندرم سروتونین و تشدید عوارض شود. مصرف این دارو همزمان با فرآورده های گیاهی حاوی گیاه علف چای مانند هایپیران میتواند موجب افزایش احتمال بروز عوارض جانبی شود.

      داروی سرترالین عوارض و نحوه مصرف سرترالین

      نکات قابل توصیه درباره سرترالین:

      ۱- دوره درمان با این دارو باید بطور کامل رعایت شود و از مصرف بیش از مقدار تجویز شده باید خودداری شود.

      ۲-برای دستیابی به اثر ضدافسردگی دارو ممکن است تا ۴ هفته زمان لازم باشد، ولی برای دستیابی به اثر درمانی در بیماریهای obsessive compulsive ممکن است زمان بیشتری موردنیاز باشد.

      ۳-درصورت فراموش کردن یک نوبت مصرف دارو حتماًباید موضوع را با پزشک در میان گذاشت.

      ۴-از قطع مصرف ناگهانی دارو باید خودداری کرد و بهتراست مصرف آن تحت نظر پزشک و بتدریج قطع شود.

      ۵-به دلیل احتمال بروز سرگیجه، اختلال در تصمیم گیری، تفکر ومهارت های حرکتی، تاروشن شدن اثرات دارو در بیمار، هنگام رانندگی یا انجام کارهایی که نیاز به هوشیاری دارند، باید احتیاط نمود.

      ۶-بیمارانی که احتمال اقدام به خودکشی در آنها وجود دارد، نباید مقادیر زیاد دارو را بطور یک جا در اختیار داشته باشند.

      ۷-به دلیل احتمال بیشتر بروز عوارض جانبی در سالمندان، بهتراست مقدارمصرف را با مقادیر کمتر شروع نمود.

      داروی سرترالین عوارض و نحوه مصرف سرترالین

      مقدار مصرف سرترالین:

      بزرگسالان: به عنوان ضدافسردگی و درمان بیماریهای obsessive – compulsive، ابتدا mg/day 50 یک بار در روز،صبح ها یا عصرها، تجویز میشودو پس از چندهفته، برای دستیابی به مقدارموثر یا حداکثر مقدار قابل تحمل توسط بیمار،درفواصل حداقل یک هفتهای به این مقدار میزان mg/day 50 افزوده میشود. عده ای از صاحبنظران معتقدند که در یک یا دو روز اول، بهتر است دارو را با مقدار mg/day 25 شروع نمود.

      در درمان اختلالات پانیک، اختلالات استرس پس از تروما (PTSD)، اختلالات اضطرابی اجتماعی (ترس از اجتماعات)، ابتدا mg/day 25 به صورت یکبار در روز، صبح ها یا عصرها، تجویز میشود. پس از یک هفته مقدار مصرف را بر حسب نیاز به میزان mg/day 50 افزایش میدهند و سپس برحسب نیاز بیمار و یا برحسب تحمل بیمار در فواصل حداقل یک هفته ای،مقدار mg/day 50 به این مقدار اضافه میشود. برای درمان اختلالات خلقی دوران قاعدگی، دوروش مصرف وجود دارد. در روش اول مقدار mg/day 50 در طول دوره عادت ماهانه مصرف میشود. در روش دوم همین مقدار در طی دوران لوتئال یا سیکل ماهانه مصرف میشود. برحسب نظر پزشک میتوان مقدار مصرف را در ماه بعد mg/day 50 نیز افزایش داد.

      بیشینه مقدارمصرف دارو در بزرگسالان برای درمان اختلالات خلقی دوران قاعدگی در صورتی که در طول دوره عادت ماهانه مصرف میشود مقدار mg/day 150 و اگر در فاز لوتئال تجویز میشود مقدار mg/day 100 است. در بقیه موارد مصرف، بیشینه مقدارمصرف دارو در بزرگسالان mg/day 200 است.

      کودکان: برای درمان اختلالات obsessive-compulsive درکودکان ۱۲-۶ ساله، ابتدا mg/day 25 و در نوجوانان ۱۷-۱۳ ساله mg/day 50، یکبار در روز، صبح یا عصر، تجویز میشود و در فواصل حداقل یک هفته ای مقدارمصرف برحسب نیاز یا تحمل بیمار افزایش می یابد.

      داروی سرترالین عوارض و نحوه مصرف سرترالین

      اشکال دارویی سرترالین:

      Tablet: 50, 100 mg

      داروی سرترالین عوارض و نحوه مصرف سرترالین

      راهنمایی های عمومی سرترالین:

      ۱- قبل از مصرف این دارو با پزشک معالج خود در موارد زیر مشورت نمائید :

      ::در صورت وجود یا سابقه هر نوع حساسیت به این دارو .

      ::در صورت بارداری و یا شیردهی

      ::در صورتیکه بیمار کودک و یا فرد مسن باشد.

      ::در صورت مصرف سایر داروها.

      ::در صورت ابتلاء به سایر بیماریها مخصوصا” ابتلا به نارسایی کبدی.

      ۲- جهت مصرف صحیح این دارو به نکات زیر دقت نمائید:

      ::دارو را طبق نظر پزشک مصرف نموده و از تغییر مقدار آن بپرهیزید.

      ::دارو را بر حسب نظر پزشک با غذا و یا بدون غذا مصرف نمایید. در صورت بروز عوارض گوارشی دارو را با غذا مصرف نمایید .

      ::اثرات ضد افسردگی و ضد اضطراب دارو تقریبا” پس از ۴ هفته ظاهر شده و ممکن است این زمان برای بروز اثرات ضد وسواس آن طولانی تر گردد.

      ::در صورت فراموش کردن یک نوبت از مصرف دارو، با پزشک مشورت نمایید زیرا برای برخی از بیماران مصرف دارو در صبح و برای برخی دیگر مصرف در بعد از ظهر توصیه می گردد .

      ::دارو را در بسته بندی اصلی و در شرایط قید شده بر روی آن نگهداری نمایید .

      ۳- در طول مصرف دارو به نکات زیر دقت نمائید:

      ::جهت بررسی پیشرفت درمان مرتبا” با پزشک در ارتباط باشید.

      ::در صورت نیاز به استفاده از داروهای دیگر، حتما” پزشک را مطلع نمایید.

      ::از مصرف همزمان این دارو با ترکیبات حاوی الکل خودداری نمائید.

      ::مصرف این دارو ممکن است سبب خواب آلودگی شود، بنابراین در طول مصرف دارو در هنگام رانندگی و یا اعمالی که نیاز به هشیاری دارد، احتیاط نمایید.

      ::در صورت نیاز به قطع دارو حتما پزشک معالج را در جریان قراردهید زیرا ممکن است کاهش تدریجی دارو مورد نیاز باشد.

      معرفی داروی سرترالین و آشنایی کامل با عوارض و نحوه مصرف سرترالین
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  4. سلام و خسته نباشید من بخاطر پانیک شدید ۸ ماه ایمی پرامین ۱۰ خوردمکه قبل عید با نطر دکتر قطع کروم. و خدا رو شکر مشکلی نداشتم. هنچنین سرترالین ۱۰۰ هم میخوروم تو این مدت. این دفعه که رفتم دکتر گفت سرترالین ۵۰ بخر دو هفته دو تا ۵۰ بخدر ولی یه چهارمشو کم کن یعنی کم کم. هفته اول حالم خوب بود ولی این هفته حس میکنم یه کم افسردگیگرفتم دستمام و سینه هام درد میگره میخام بدونم صبر کنم این علایم برطرف میشه؟ دوباره مریضیم برنگرده.؟

    • با سلام
      دوست عزیز ببینید چون مبحث داروها حساسیت های خاص خودش را دارد باید حتما و حتما به خود دکتر مربوطه مراجعه کنیذ و در مرود عوارضی که ایجاد شده سوال کنید به هر حال درمان های روانشناختی در کنار دارو درمانی به رفع کامل مساله کمک می کند و اصلا جای نگرانی وجود ندارد چون برای پانیک خود نگرانی ایجاد شده مشکلات زیادی را ایجاد می کند که ممکن است توجهی نداشته باشید به هر حال در مورد عوارض دارو و هر مساله دیگر باید حتما مراجعه داشته باشید به پزشک مربوطه و عوارض ایجاد شده را توضیح دهید تا برای رفع ان به شما کمک کند.امیدوارم به زودی مساله مرتفع شود .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

    • پانیک اتک به معنی حمله های وحشت و یا ترس است. اختلال پانیک حملات غیر منتظره و عود کننده ای است که حداقل به دنبال یکی از این حملات علایمی نظیر ( ضربان قلب – لرز – احساس خفگی – سرگیجه – تعریق شدید – کوتاهی تنفسی – تهوع – کرختی یا بی حسی ) ایجاد میشود. این حالت نوعی استرس و اضطراب بسیار شدید بدنبال دارد که در آن به فرد احساس درماندگی و حتی احساس مرگ دست می دهد.

      این حالت معمولا به صورت بسیار ناگهانی شروع می شود. معمولا این حالت ممکن است پس از شنیدن یک خبر ناگوار و یا ناکامی در یک زمینه خاصی و شاید هم مصرف مواد مخدر و روانگردان و حتی با مصرف یک سیگار و غیره شروع شود.

      حمله پانیک (Panic Attack یا حمله وحشت) به وضعیتی گفته می‌شود که بدون هیچ مقدمه سازی و هشدار قبلی فرد در آن یک احساس قوی و غیر قابل توضیح از ترس و هراس را تجربه می‌کند. این احساس در طول ۱۰ دقیقه به اوج خود می‌رسد و حداقل با چهار علامت از نشانه‌های زیر همراه است:

      * ضربان قلب
      * لرز
      * احساس خفگی
      * سرگیجه
      * تعریق شدید
      * کوتاهی تنفسی
      * تهوع
      * کرختی یا بی حسی

      علاوه بر این نشانه‌ها احساس‌هایی نیز بیمار را همراهی می‌کنند. احساس دیوانگی، از دست دادن کنترل و یا نزدیکی مرگ از جمله احساس‏های شایع بیماران است. در کنار این‌ها احساس غیر واقعی بودن محیط اطراف و یا جدا شدن از جسم هم می‌تواند در طول یک حمله پانیک اتفاق بیفتد. خود من حداقل نیمی از این نشانه‌ها را تجربه کرده‌ام وقتی که بدون هیچ هراسی آماده بودم تا علایم و نشانه‌هایی را که در طول یک حمله برایم اتفاق می‌افتد بررسی کنم.

      عوامل ایجاد پانیک اتک
      عوامل زیر در بروز این اختلال نقش دارند:

      ارث، شانس این بیماری را ۶ برابر افزایش می دهد.
      مصرف چای وقهوه، سیگار در افراد مستعد
      مصرف مواد مخدر مانند حشیش، شیشه و سایر مواد محرک
      بیخوابی در افراد مستعد
      بیماری جسمانی مانند پرکاری تیروئید و دیابت
      اما عوامل روانی در بروز پانیک اتک نقش مهمی دارند ، با این حال بیشترین عامل بروز این نوع از اضطراب کشنده، زمینه افسردگی و خاطرات سرکوب شده و گذشته تلخ فرد می باشد که ممکن است با یک اتفاق ناراحت کننده هر چند ساده پدیدار شود.

      خروج از ترس

      حملات پانیک آن قدرها هم که شما فکر می‌کنید نادر نیستید. متخصصین می‌گویند که بیشتر از یک چهارم مردم در تمام طول زندگیشان حداقل یک حمله پانیک را تجربه می‌کنند. اغلب این حملات ناگهانی و بدون اعلام قلبی به سراغ ما می‌آیند اما در بعضی مواقع ثابت شده است که وقوع این حملات می‌تواند با وقایع پر استرس و نگرانی همراهی داشته باشد.

      در بررسی‌ای که بر روی بیماران با چنین حملاتی انجام شد مشخص شد که ایشان اگرچه پیش از حمله یک استرس واقعی را که بتواند باعث ایجاد چنین حالتی شود، تجربه نمی‌کنند. ولی در حدود شش تا هشت ماه قبل از حمله پانیک با واقعی مانند تغییرات شغلی، جابجایی منزل، طلاق یا حتی ازدواج و یا حاملگی روبرو بوده‌اند. وقایعی که قالب‌های روزمره زندگی را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

      وقتی که شما در مدتی زمان کوتاهی با تغییرات سریعی در زندگی روبرو می‌شوید حتماً تحت تأثیر قرار می‌گیرد. ممکن است که مشکلتان را حل کنید، فراموششان کنید و… یا این که به حملات پانیک دچار شوید. اگر شما استعداد دچار شدن به حملات پانیک را داشته باشید آن وقت است که یک ناخوشی درونی و البته ساده می‌تواند بر روی شما تأثیر گذاشته و تحملتان را کاهش دهد تا جایی که به ذهن و بدن شما پیغام‌های مخربی فرستاده شود. پیغام‌های شروع حمله.

      حالا می‌خواهم واقعیت دیگری را در مورد حملات پانیک ان اشنایم برایتان فاش کنم. در واقع بعداً او متوجه شد این حملات چندان هم ناگهانی نبوده‌اند. وقتی بیشتر جستجو کردریشه تمام این مشکلات را پیدا کرد .او شش ماه قبل از شروع حملات برای ادامه تحصیل از اسپانیا به آمریکا مهاجرت کرده بودو البته برای رسیدن به دانشگاه خوب و مورد علاقه‌ا ش چند بار ناچار ش از یک ایالت به ایالت دیگری نقل مکان کند مدام ارتباطی را آغاز و بعد ناچار به قطع آن و شروع به یک رابطه جدید دیگری می‌کرد آن موقع خود ش هم خبر نداشت که داد شرایط را برای وقوع یک حمله پانیک فراهم می‌کند.ولی یک سئوال در ذهن او نقش بسته بود. همه ما در زندگی دچار استرس می‌شویم یا چیزی را از دست می‌دهیم.

      چرا یک اتفاق مشابه، کار بعضی از ما را به حملات پانیک می‌کشاند و بعضی‌های دیگر به راحتی و با خوردن یک لیوان لیموناد با مشکلاتشان کنار می‌آیند. متخصصان هنوز هم به درستی نمی‌دانند که استرس چگونه باعث وقوع حملات پانیک می‌شود اما بعضی حدس می‌زنند که این اتفاق می‌تواند ناشی از آسیب به فرآیندهای طبیعی اعصاب حسی در اثر تحمیل استرس به فرد باشد.

      یک نظریه با بیان این که ذهن برخی از افراد به واسطه شکل تنظیم‌بندی‌شان حساسیت بیشتری نسبت به وقایع استرس آور نشان می‌دهند از تئوری ذهن‌های تحریک پذیر حمایت می‌کنند. به نظر آنان این تحریک پذیری ناشی از اشتباه مغز در تقسیم بندی وقایع خطرناک در نظر گرفته می‌شود و در نتیجه علایم هشدار دهنده‌ای به بدن مخابره می‌کند. در کنارهمه این‌ها نقش ترکیب ژنی در استعداد ذاتی انسان‌ها به تمایل به سمت تجربه حمله‌ی پانیک نیز می‌تواند بررسی شود.

      بررسی‌های مغز در زمان وقوع حمله‌های پانیک نشان دادند که هنگام رخداد این حملات ساخت هورمون‌هایی در مغز تحریک می‌شود. که به طور ذاتی در زمان جنگ و یا پرواز در بدن ساخته می‌شوند. دوتا از این هورمون‌ها آدرنالین و نودآدرنالین هستند.

      در شرایط معمولی این هورمون‌ها باید وقتی ترشح شوند که شما با یک ببر یا خرس روبرو می‌شوید و نه در هنگامی که راحت در تختخوابتان خوابیده اید.
      این هورمون‌ها با ترشحشان شما را برای مقابله با وضعیت دشوار احتمالی آماده می‌کنند. در نتیجه کارکرد این هورمون‌ها هم سیستم تنفسی و هم سیستم چرخش خون را فعالتر و پرکارتر می‌کنند تا بدن بتواند در مقابل خطر عکس العمل مناسبی داشته باشد. در اثر این هورمون‌ها میزان زیادی اکسیژن به مغز پمپ می‌شود تا مرکز فرماندهی بدن بتواند در برابر خطرهای تهدید کننده حیات سریعترین واکنش ممکن را داشته باشد.

      مشکل واقعی این جاست که در حملات پانیک همه این اتفاق‌ها در داخل بدن به وقوع می‌پیوندد اما در محیط بیرون هیچ خطر واقعی تهدید کننده‌ای وجود ندارد.
      وقتی شما وحشت زده می‌شوید و همه‌ی فرآیندهای بدنتان افزایش پیدا می‌کنند و البته هیچ خطر واقعی‌ای را نمی‌یابید آن وقت است که گیج می‌شود و این حیرت و تعجب بر میزان ترس شما می‌افزاید.
      بعضی از محققین بر این باورند که ممکن است نورآدرنالین مسئول بیشتر پریشانی به وجود آمده در بیماران باشد.

      نورآدرنالین می‌تواند بر روی لوب فرونتال مغز که مسئول قضاوت و استدلال است اثر گذاشته و علاوه بر دیگر فرآنیدهای مغزی به شکل واضحی به روی قدرت تفکر افراد تأثیر می‌گذارد. وقتی که یک فرد نمی‌تواند به درستی اتفاقات اطراف و زنجیره‌ی احساس‌های منفی که به سویش هجوم می‌آورد را درک کند آن وقت است که دچار اشتباه در ارزیابی از شرایط شده و تصور می‌کند که دچار حمله قلبی شده و یا در حال مرگ است.

      چیز دیگری که او بیشتر از حملات پانیک می‌ترساند این بود که پیش از وقوع این حملات هیچ فعالیت خاص، شدید و یا خارج از معمولی را انجام نمی‌داد و این حالات بدون هیچ تحریک کننده‌ی خاصی روی می‌داد وقتی که روی تختش دراز کشیده بود، این حالتی است که در نوعی از حملات پانیک به نام «حملات خودبخ خودی» اتفاق می‌افتد حملات هیچ ارتباط روشنی با رخداد واقعه حیرت یا ترس آور ندارد.

      درست است که او در ماه‌های پیش از وقوع این حملات میزان طبیعی از فشار و استرس‌های محیطی را تحمل کرده بودولی در حقیقت حملات او یک پاسخ سریع و عینی به این اتفاقات نبود.
      در نوع دیگر از حملات فوبیا (یا هراس)، این وقایع به اتفاقات محیطی ارتباط پیدا می‌کنند که فرد با یک شرایط ویژه که باعث ترس او می‌شود روبرو شده است مثل وقتی که یک فرد «کلاستروفوت» [فردی که از قرار گرفتن در فضای بسته می‌ترسد] وارد یک فضای سر بسته می‌شود.

      از سوی دیگر داشتن یک بیماری زمینه‌ای خاص می‌تواند در شیوه بروز حملات پانیک تأثیر داشته باشد. به عنوان نمونه افرادی که مبتلا به آسم هستند نسبت به دیگران تا ۲ برابر از احتمال بیشتری برای تجربه تنفس کوتاه به عنوان اولین علامت یک حمله پانیک برخوردار هستند.

      برخی افراد نیز هستند که در اثر مصرف بعضی مواد شیمیایی به این حملات دچار می‌شود. موادی مانند کافئین، نیکوتین و بعضی از داروهای دیگر می‌توانند جرقه وقوع یک حمله پانیک را در یک فرد بزنید چراکه این‌ها موادی هستند که باعث ایجاد علایم تحریکی در یک فرد می‌شوند.

      (مثل عصبانیتی که گاه پس از خوردن چند فنجان قهوه اسپرسو احساس می‌کنیم). متأسفانه در غرب نزدیک به یک سوم تا نیمی از بیمارانی که اولین بار یک حمله پانیک را تجربه می‌کنند از سابقه مصرف «ماری جوانا» پیش از وقوع حمله خبر می‌دهند.

      درمان بیماری پاتیک
      تشخیص و درمان مناسب حملات پانیک مکرر ضروری می باشد. عدم درمان حملات پانیک می تواند عوارض عاطفی و فیزیکی شدیدی را به دنبال داشته باشد. تکنیک های ساده ای برای درمان حملات پانیک وجود دارد که در اینجا به آنها اشاره خواهیم کرد.

      ۱٫ تنفس آرام

      شما می توانید با استفاده از تکنیک های صحیح تنفس به حملات پانیک قبل از اینکه شروع شوند پایان دهید. زمانی اکسیژن بیشتر وارد بدن شما می شود، اثر آرام بخشی روی ذهن و بدن شما دارد.تنفس آرام و عمیق براحتی بسیاری از علایم حمله پانیک را کاهش می دهد. بعلاوه تمرین روزانه تکنیک های تنفس صحیح می تواند به جلوگیری از حملات پانیک کمک کند.

      در یک محیط آرام نشسته و سعی کنید عضلات خود را شل و رها کنید.
      تنفس عمیق از طریق بینی (در واقع دم عمیق از طریق بینی).
      در مرحله بعدی به آرامی نفستان را از طریق دهان خارج کنید (بازدم).
      در همین حین روی کلمه آرامش تمرکز کنید.
      این کار را تا زمانی که احساس آرامش کنید، تکرار نمایید.
      ۲٫ بابونه

      یکی از مقالات منتشر شده در مجله روان شناسی بالینی نشان می دهد که بابونه می تواند علایم اضطراب کم و متوسط را کاهش دهد.
      بابونه منبعی غنی از کلسیم و منیزیم می باشد که این دو عنصر به شدت به کاهش شدت حملات پانیک کمک می کند.
      نحوه استفاده:

      دو قاشق چای خوری گل بابونه خشک را به یک فنجان آب گرم اضافه کنید و اجازه دهید به مدت ۱۰ دقیقه دم بکشد.
      سپس آنرا صاف نموده و با مقداری عسل ترکیب نموده و میل نمایید.
      سعی کنید روزانه دو فنجان چای بابونه را به منظور افزایش آرامش و کاهش حملات پانیک بنوشید.
      همچنین شما می توانید با مشورت با پزشک از مکمل های بابونه نیز استفاده نمایید.
      ۳٫سنبل الطیب

      یکی از گیاهان دارویی مشهور سنبل الطیب می باشد که نقش مهمی را در درمان حملات پانیک و آرام کردن اعصاب ایفا می نماید.

      در مطالعه ای که توسط انجمن ملی ترس (National Phobics Society) انجام شده است، مشخص شده که سنبل الطیب به کاهش علایم حملات پانیک کمک بسزایی می کند. همچنین سنبل الطیب میزان خواب را افزایش می دهد.

      نحوه استفاده:

      دو قاشق چای خوری ریشه سنبل الطیب خرد شده را به مدت ۸ تا ۱۰ دقیقه در آب سرد بخیسانید.
      سپس آب آن را صاف نموده و روزانه مقداری از آن را بنوشید.
      همچنین می توانید ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلی گرم عصاره سنبل الطیب را چند ساعت قبل از خوابیدن میل بفرمایید. برای استفاده از دوز مناسب با دکتر خود مشورت کنید.

      توجه: بیش از ۴ هفته از سنبل الطیب به طور مکرر استفاده نکنید. همچنین مادران باردار و شیرده از خوردن این گیاه پرهیز نمایند.

      ۴٫ جینسینگ

      جینسینگ به عنوان یک سازگار کننده بدن با شرایط محیطی، می تواند برای درمان حملات پانیک مورد استفاده قرار گیرد.

      جینسینگ باعث کاهش شدت پاسخ بدن به عوامل استرس زا می شود و بنابراین افرادی که این گیاه را مصرف می کنند بهتر می توانند با شرایط نامطلوب و استرس زا مقابله کنند.

      همچنین جینسینگ دارای اثر آرام بخشی بر روی سیستم عصبی می باشد.

      نحوه استفاده:

      ۵ تا ۸ برش نازک جینسینگ را در ۳ فنجان آب به مدت ۱۵ دقیقه در حرارت پایین بجوشانید.
      پس از صاف کردن، مقداری عسل به آن اضافه نموده و هنگامی که سرد شد آن را بنوشید.
      روزانه ۱ تا ۳ فنجان چای جینسینگ بنوشید.

      داستان پائولو:
      پائولو، اولین حمله پانیک خود را ۶ ماه پیش تجربه کرد. او در دفتر خود در حال آماده شدن برای یک ارائه شغلی بود که ناگهان احساس کرد موج شدیدی از ترس او را فراگرفت. سپس اتاق شروع به چرخیدن کرد و او احساس کرد که دارد می افتد. کل بدنش می لرزید و نمی توانست تنفس خود را کنترل کند. قلبش داشت از قفسه سینه اش بیرون می زد. او با دستش میز را محکم گرفته بود تا از افتادنش جلوگیری کند.
      حمله پانیک بعدی پائولو، ۳ هفته بعد اتفاق افتاد و از آن به بعد با شدت بیشتری رخ داد. او هرگز نمی دانست این حملات بیشتر کی و کجا اتفاق می افتد اما از اینکه در مکان های عمومی رخ دهند بسیار می ترسید.

      بنابر این ترجیح می داد بعد از کارش به جای تفریح با دوستان یا دیدار فامیل در خانه بماند. او حتی از رفتن به آسانسور هم اجتناب می کرد و برای رسیدن به دفترش از پله های ۱۲ طبقه بالا می رفت.
      در بسیاری از موارد حملات پانیک بدون هیچ هشداری رخ می دهند. این حملات ممکن است در هر حالتی حتی حتی در زمان آرامش یا حمله پانیک می تواند تنها برای یک بار باشد اما بیشتر مردم آن را در دوره های تکرار شونده تجربه می کنند.

      حملات پانیک اغلب در موقعیت های خاص مثل عبور از یک پل یا صحبت در جمع (خصوصا اگر قبلا در آن محل حمله رخ داده باشد) به راه می افتد. معمولا این مکان ، مکانی است که احساس می کنید خطرناک است و شما قادر به فرار از آن نیستید.
      صرف نظر از علت های بروز حملات پانیک قابل درمان هستند و روش های درمانی موثر بسیاری برای مقابله با نشانه های این حملات وجود دارد.

      علائم و نشانه های یک حمله پانیک
      حملات پانیک معمولا زمانی که شما دور از خانه هستید ، رخ می دهند اما می توانند در هر زمان و هر مکان اتفاق بیفتد. علائم و نشانه های حمله پانیک به تدریج به وجود می آیند و معمولا تا ۱۰ دقیقه به اوج می رسند. اکثر حملات پس از ۲۰ تا ۳۰ دقیقه به اتمام می رسند و به ندرت بیش از ۱ ساعت طول می کشند.

      • در طول حمله، شخص حداقل چهار تا از نشانه‌های ذیل را که بطور ناگهانی پیدا شده و در جریان ده دقیقه به حداکثر شدت خود می‌رسند، تجربه می‌کند:
      • تپش قلب (افزایش ضربان قلب)
      • تعریق (عرق کردن زیاد)
      • احساس سرگیجه
      • احساس کوتاه شدن تنفس (نفس‌تنگی)
      • احساس ناراحتی یا درد در قفسه سینه
      • احساس لرزیدن
      • تهوع یا احساس ناراحتی در شکم
      • احساس خفه شدن
      • ترس از مردن
      • سوزن سوزن شدن اعضای بدن
      • ترس از دست دادن کنترل یا ترس از دست دادن هوشیاری
      • احساس واقعیت زدودگی (اینکه شخص فکر کند قادر به تجربه واقعیت اطراف خود نیست) و احساس شخصیت باختگی (شخص فکر می‌کند از شخصیت خود جدا شده و خود واقعی نیست)
      • احساس سردی یا داغ شدن بدن

      دلایل حملات پانیک و اختلال پانیک:

      اگرچه علت های دقیقی برای حملات پانیک و اختلال پانیک مشخص نشده است، وجود این اختلال در خانواده محتمل است. هم چنین به نظر می رسد بین تغییرات مهم زندگی مثل فارغ التحصیل شدن از دانشگاه و ورود به شغل ، ازدواج، بچه دار شدن، مرگ عزیز ، طلاق یا از دست دادن شغل با بروز حملات پانیک ارتباط وجود دارد.

      روش های درمانی اختلال پانیک:
      درمان شناختی – رفتاری

      در مان شناختی – رفتاری به عنوان موثرترین روش درمانی اختلال پانیک به شمار می رود. این روش بر الگوی تفکر و رفتارهایی تمرکز دارد که حملات پانیک را به راه می اندازد یا آنها را حفظ می کند و به شما کمک می کند که دید واقعی تری نسبت به ترس هایتان داشته باشید. برای مثال اگر در زمان رانندگی حمله پانیک برایتان رخ می دهد، به این فکر کنید که بدترین چیزی که واقعا ممکن است اتفاق بیفتد چیست ؟ این بدترین اتفاق ممکن است این باشد که ماشین خود را به کنار خیابان می برید.

      مواجهه درمانی

      در مواجهه درمانی ، شما در یک محیط امن و کنترل شده با حساسیت های جسمانی پانیک روبرو می شوید و این فرصت را پیدا می کنید که راه های مقابله با این حساسیت را بیاموزید. ممکن است از شما خواسته شود که تند تند نفس بکشید ، سرتان را به این سو و آن سو تکان دهید یا نفس خود را نگه دارید. این تمرین نشانه هایی مثل نشانه های پانیک را ایجاد می کند. با این تمرین ترس شما از حمله پانیک کاهش می یابد ( متوجه می شوید این حملات کشنده یا دیوانه کننده نیستند) و هم چنین راه های مقابله با این حملات را می آموزید.

      پیشنهاداتی برای کمک به خود:

      درمان های حرفه ای برای درمان اختلال پانیک امری ضروری است اما ما در ادامه راهکارهایی را به شما پیشنهاد می کنیم که می توانید با استفاده از آنها به خودتان کمک کنید:

      ۱) درباره پانیک بیاموزید:

      آگاهی بیشتر از پانیک به سادگی می تواند استرس و آشفتگی شما را کاهش دهد. در مورد اضطراب، پانیک و پاسخ “جنگ و گریز” اطلاعات بیشتری کسب کنید. شما خواهید آموخت که در طول حملات هرگز دیوانه نخواهید شد.

      ۲) از مصرف سیگار و کافئین خودداری کنید:

      سیگار و کافئین بروز حملات را در افرادی که مستعد این اختلال هستند، افزایش می دهد.

      ۳) یاد بگیرید که تنفس خود را چگونه کنترل کنید:

      نفس نفس زدن باعث احساسات دیگر مثل گرگرفتگی قفسه سینه می شود. از سوی دیگر تنفس عمیق می تواند نشانه های پانیک را کاهش دهد. با یاد گرفتن مهارت تنفس صحیح می توانید به محض احساس شروع اضطراب ، از آن برای آرام ساختن خود استفاده کنید.

      ۴) تمرین های تن آرامی را انجام دهید:

      زمانی که فعالیت های آرام بخشی مثل یوگا ، مدیتیشن و تن آرامی عضلانی را به طور مرتب انجام می دهید، پاسخ آرامش بدنتان تقویت می شود، پاسخی که متضاد پاسخ موجود در اضطراب و پانیک است. به علاوه می توانید از زندگی لذت و رضایت بیشتری کسب کنید. بنابرایت در برنامه روزانه خود، جایی را برای این فعالیت ها قرار دهید

      راه های مقابله با بیماری پانیک
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  5. سلام.من اعصابم بهم ریخته است…حس شک و بدبینی به همه چی و همه کس دارم و خانواده ام عذاب میکشن بخاطر همین خودسرانه قرص آسنترا ۱۰۰ گرفتم و میخواستم بدونم چند تا و چه تایم زمانی باید مصرف کنم؟

    • با سلام
      دوست عزیز
      به هیچ وجه هیچ دارویی رو نباید خودسرانه استفاده کنید حالا تحت هر شرایطی که باشید چون عوارضی که ایجاد می کند بسیار بدتر از بهبودی و ارامشی است که مد نظر شماست و فکر می کنید
      در هر حال امیدوارم مساله رو با مراجعه به روانشناس و گرفتن راهکار به درستی مدیریت کنید نه اینکه از طرف خودتون بخ اهید با مصرف دارو تلاش کنید مساله حل و مدیریت شود چون این اشتباه بزرگی است و صدمات جبران ناپذیری خواهد زد
      بهتره برای مساله اعصاب مراجعه داشته باشید حتی اگر نیاز به مصرف دارو باشد باز زیر نظر روانشناس باشد بسیار مفید تر است تا اینکه بخو اهید سر خود دارویی را استفاده کنید
      چون این صدمه جبران ناپذیری به شما خواهد زد و شرایط را بسیار دشوار خواهد کرد
      در هر صورت امیدوارم مساله حل شود ازراه اصولی ته اینکه خو تون بخواهید اقدام کنید
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

    • وقتی شخصی را نمی شناسید و یا کاری را برای بار اول انجام می دهید ، اینکه شک کنید و یا حس بی اعتمادی داشته باشید کاملا عادی است. اما گاهی برخی از افراد نسبت به اشخاصی که شناخت کامل به آنها دارند نیز حس بی اعتمادی دارند …

      بیماری شک از آن بلاهای خانمان سوزی است که فرد مبتلا را محکوم به زندگی در جهنمی دائمی می کند. شک از رذائلی است که دنیا و آخرت انسان را با هم به باد می دهد، فرد را گرفتار نوعی سیاهی و بدبختی طاقت فرسا می کند، روابط را ویران می سازد و خانواده ها را به باد می دهد. انسان شکاک در جامعه جایی ندارد و محکوم به تنهایی ابدی است.
      شک نوعی اختلال وسواسی است که گاه فرد را گرفتار رفتارهای غیرعادی و جنون آمیز می کند. فرد شکاک همواره خود را در معرض خطر می بیند و حالت فرد تحت تعقیب را دارد و عاشق تعبیر «همه از پشت خنجر می زنند» است! معاشرت با فرد شکاک و بی اعتماد، حقیقتاً غیرقابل تحمل و آزاردهنده است، زیرا این افراد بی عاطفه اند و نمی توانند با دیگران رابطه عاطفی پایداری را برقرار کنند. این اختلال گاه شدت می یابد و شخص، کج خیال و بدبین و به اصطلاح پارانوئید می شود. این افراد دائم مانند خانم مارپل دنبال قاتل یا قاتلین می گردند و ذره بینی به اندازه کره زمین در دست گرفته اند تا موارد مشکوک را کشف کنند، پرده از خیانت و بی وفایی این و آن بردارند و به هر کسی که دستشان می رسد، تهمت بزنند.

      در نگاه آن ها هر حرکت کوچکی مدرک خیانت است و دنیا پر از گرگ هایی است که هر لحظه درصددند آن ها را بدرند! در این افراد نشانی از بخشش و مهربانی وجود ندارد، دائم رفتار و گفتار دیگران را تعبیر سوء می کنند، به هیچ کس اعتماد ندارند، هر مطلب ساده ای در نظر آنان یک توطئه بزرگ است، با همه درگیرند، صمیمیت و شادمانی را نمی شناسند، دوست و همراهی ندارند و خدا نکند صاحب پست و مقام هم بشوند. آن وقت است که روز زیردستان خود را سیاه می کنند. همواره دیواری از ترس بین این افراد و دیگران وجود دارد، هیچ کس را دوست ندارند و دیگران هم نمی توانند آن ها را تحمل کنند. به علت تهمت زدن های ناروا به دیگران، پیوسته با همه درگیر می شوند. عاشق شکایت و کلانتری و دادگاه هستند و بیشتر عمرشان را در محاکم مختلف سپری می کنند. بیماری شک در میان زنان شایع تر است در هر حرف ساده ای دنبال سرزنش و توهین می گردند، اشتباهات دیگران را هرگز فراموش نمی کنند، مسائلی را که می توان به سادگی نادیده گرفت، بزرگ می کنند و دنبال تلافی کردن هستند. این افراد غالباً هنگامی برای درمان مراجعه می کنند که اضطراب و افسردگی آن ها شدت پیدا کرده است و معمولاً هم به علت همان بی اعتمادی و شک، درمان را نصفه نیمه رها می کنند.

      روان درمانی راه حل غلبه بر شکاکی

      اطرافیان بیمار از آنجا که کلافه و خسته می شوند، سعی می کنند داروهای آن ها را به شکلی به خوردشان بدهند، اما این شیوه قابل ادامه نیست و در صورتی که بیمار متوجه شود، شک و بی اعتمادی او بیشتر می شود. یگانه راه درمان شک و سوءظن، درمان تخصصی روان درمانی است تا ریشه های بدبینی، احساس حقارت، احساس ناامنی و بی کفایتی بیمار شناسایی و با حوصله و در زمانی نسبتاً طولانی درمان شود. در این فرآیند ممکن است استفاده از دارو هم لازم باشد. از آنجا که افراد شکاک علاقه ای به ارتباط با دیگران ندارند و در صورت ایجاد رابطه، شور و احساسی از خود نشان نمی دهند و بیشتر به دنبال تنهایی و گوشه نشینی هستند..

      راه حل های درمان بی اعتمادی

      شاید یکی از راه های اولیه برای شروع درمان، تشویق آن ها به نوشتن، موسیقی، نقاشی یا هر هنر دیگری باشد که در ابتدای امر نیازی به تماس مستقیم با دیگران ندارند. بیمار از این طریق می تواند احساسات، ترس ها، نگرانی ها و عقده های خود را بیرون بریزد، بی آن که به کسی صدمه بزند. از سوی دیگر این نوع روان درمانی فردی معمولاً یگانه روشی است که این نوع بیماران می توانند تحمل کنند. هنر قادر است احساسات بیمار را برانگیزد و به تدریج در او شور و شوق پدید بیاورد.

      مرحله دوم شناخت اعضای خانواده بیمار از مشکل اوست که موجب می شود بهتر بتوانند او را تحمل کنند. توقع تحمل چنین بیماری آزاردهنده ای از سوی دیگرانی که خبر از وضع بیمار ندارند، توقع بی جایی است، اما اگر اعضای خانواده به درستی توجیه شوند و در جریان این بیماری و عواقب شوم آن قرار بگیرند و حقیقتاً باور کنند که فرد شکاک و بی اعتماد به دیگران، بیمار است، به طور قطع بهتر می توانند به او کمک کنند. پس از آن که بیمار به تدریج ارتباط با خود و جهان پیرامون خود را درک کرد و به مرحله ای رسید که می شود او را کم و بیش تحمل کرد، حالا می توان با حوصله و کم کم مهارت های اجتماعی از قبیل ارتباط سالم با دیگران را شروع کرد.
      هر شک و بدبینی نشانه بیماری پارانویید نیست

      فرد مبتلا به بیماری پارانویید (سوء ظن همراه با توهم) به زمین و زمان شک دارد، احساس می کند هرکس او را می شناسد برای وی نقشه هایی خصمانه می کشد، ریاست طلب است و حرفش را به زور به کرسی می نشاند، بشدت احساس افسردگی می کند، چیزهایی را می شنود و می بیند که واقعیت ندارد، در تکلم مشکلاتی پیدا می کند، خشن است و گاه به فکر خودکشی می افتد.

      سوء ظن یا بیماری پارانویید چه علتی دارد

      عواملی که در اختلال شخصیت پارانوئید نقش دارند :

      عوامل ارثی را در ایـن اختلال دخیل دانسته اند ، اما به نظـر می رسد نقش محیط اولیه پرورش کودک نیز بسیار مهم است.

      محیط خانوادگی سرد، انزواجو، بی اعتمادی و سوءظن، موقعیت های برانگیزنده حسادت و کاهنده احترام به نفس ، بدرفتاری از سوی والدین و رفتار و گفتار طعنه آمیز و دارای معانی دوگانه از سوی آنان همه در ایجاد شخصیت پارانوئید نقش دارند . ممکن است بد گمانی به حدی شدید شود که منجر به طلاق ,ضرب و جرح و حتی قتل شود.

      با بیماران پارانویید در خانواده چگونه رفتار کنیم

      بیماری پارانویید نوعی روان گسیختگی مزمن و جدی است و به درمان های بلندمدت نیاز دارد. فرد پارانوئید مدام در این فکر است که دیگران به فکر ویران کردن زندگی او هستند و از این رو، وجود هرکسی در اطراف خودش را به منزله یک تهدید برمی شمارد. اگر شما هم فردی پارانوئید در خانواده دارید، با عمل کردن به روش هایی که به شما ارائه می کنیم به بهبود آنها کمک کنید.

      فرد شکاک همواره خود را در معرض خطر می بیند. از نظر او «همه از پشت خنجر می زنند»! او به زمین و زمان بدبین است و با شمشیر تهمت زندگی را از پا در می آورد و وقتی همسر به این بیماری مبتلا باشد،شک فاصله عاطفی را هر روز بیشتر می کند.

      این افراد دائم مانند خانم مارپل دنبال قاتل یا قاتلین می گردند و ذره بینی به اندازه کره زمین در دست گرفته اند تا موارد مشکوک را کشف کنند، پرده از خیانت و بی وفایی این و آن بردارند و به هر کسی که دست شان می رسد، تهمت بزنند.

      هر حرکتی از سوی شما، یک مدرک خیانت می سازد و همسرتان همچنان به دنبال سرنخی است تا شما را متهم کند و به زمین و زمان اعتماد ندارد، در هر حرف ساده ای دنبال سرزنش و توهین می گردند، و دنبال تلافی کردن است، زندگی آزاردهنده می شود. در این میان شما مطمئن هستید که همسر شما دچار بیماری بدبینی و سوء ظن است.

      متاسفانه در حال حاضر بسیاری از افراد زندگی مشترک خود را به دلیل ابتلای یکی از زوجین به پارانویا از دست می دهند و مجبور به جدایی می شوند. البته باید دقت کرد که هر نوع بدبینی و بدگمانی پارانویا نیست و نباید هرگونه شک و گمان و سوءظن را با پارانویا یکی دانست.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  6. سلام خسته نباشید پسرم۳۰سال دارم عادت جنسی دارم البته وسواس جنسی دارم که نمی تونم ترکش کنم از
    بچگی عادت همینه که دوست دارم یکی کنارم باشه که باسنم را لمس کنه البته این یک عادت شده برام که نمیتونم ترکش کنم من همیشه تو شب ها که به خواب میرم با زیر پوش می خوابم ودستم را میزارم تو باسنم لمس میکنم وگاهی موقع که تنها میشم تو خونه با زیر پوش میشینم یا زیر پوشم رو در میارم با التم یا باسنم بازی میکنم آیا وسواس جنسی که دارم قابل درمان است آیا با مراجعه به‌ روانپزشک درمان میشم یا نه با تشگر از مشاوره وراهنمایی

    • با سلام
      دوست گرامی با این شرایطی که می فرمایید طبیعتا مشکل وجودددارد و بعدا ک۶ ازدواج کنید ممکنه درخواست هایی از طرف مقابل خواسته باشید که برای شما سخت باشد ضمن اینکه مساله دیگر این است که به هر حال کودکی شما هم اهمیت دارد اینکه بازی های جنسی وجود داشته یا خیر
      ؟نوع تربیت خانواده به خصوص مادرردر مورد رعایت حریم و رعایت حدود هم مهم است
      ولی نگران نباشید چون قطعا با مراجعه به شما راهکار حواهند داد و به شما کمک خواهد شد
      وسواس جنسی باید ریشه یابی شود و بعد به حل مشکل کمک شود که دقیقا مساله چیست و چرا با این روش حس لذت دارید و اینکه مضطرب باشید یا خیر مهم است چون باید دید ایا ریشه ای اضطراب استباطی است یاخیر
      و این مساله بسیار مهمی است ..
      د هرصورت امید ارم مساله به درستی مدیریت و حل شود همینکه متوجه مشکل شدید قدم بسیار بزرگی است

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

      • این یک فرایند طبیعی است که همه ما در کودکی
        با نوازش جنسی تحت تاثیر قرار میگریم نقش اصلی
        پدر و مادر است آقای مشاور سوالی که فرمودید چرا
        و چه چیزی باعث شده از این کار لذت ببری و خوشت
        درضمن باید بگم که من از زمانی که بچه ابتدایی
        بودم ۱۰یا ۱۱سال داشتم که به وسواس جنسی مبتلا
        شدم هر وقت تو اتاق میرفتم تنها که میشدم
        شلوارمو در میاوردم یا زیرپوشمو درمیاوردن
        لخت میشدم بدنمو لمس میکردم من خود به خود
        به وسواس مبتلا شدم من تا پنجم ا بتدایی که درس
        میخوندم اصلا شوخی های جنسی نداشتم تا یک سال
        بعد بچه محلمون بامن شوخی های جنسی میکردند خود
        پسر صاف و ساده ای بودم وخانواده با فرهنگی هستیم
        ولی از این شوخی های وسواس جنسی ام مرا خیلی
        شدیدتر کرد از این عادت های همیشگیم آیا می توانم
        درمان شوم یا نه با تشگر از مشاوره

        • با سلام
          دوست عزیز بیینید
          قطعا بله درمان می شوید و مساله رفع خواهد شد منتهی حتما باید مراجعه داشته باشید به هر حال این مساله مهمی است که باید در نظر داشته باشید ..اینکه در کودکی در زمانی که شاید اطلاعات جنسی شما کامل نشده شوخی های جنسی صورت می گیرد کم کم حابت خودراضایی و تجربه مجد ان حس برای فرد مخصوصا در شرایط اضطراب زا ایجاد می شود و مشکلاتی را طبیعتا ایجاد می کند .ولی خب در مورد شخصیت های درون گرا هم این مساله بیشتر اتفاق می افتد که نگرانی هایی در موردرابطه براشون ایجاد می شود و خب طبیعتا رفتارهایی را مدام تکرار می کنند
          در هر صورت امیدوارم خوشبخت و موفق باشید و همین که در مرحله ای قرار گرفتید که متوجه شدید که مساله ای وجود دارد که باید درمان شود خودش بسیار حائز اهمیت است و طبیعتا کم کم با مراجعه وقتی زمان بگذارید مساله ریشه یابی و حل می شود و این وسواس جنسی نسبت به خودارضایی و تحریک خود مرتفع می شود چون فرد متوجه می شود کار اشتباهی است ولی در کنترل او گویا قرار ندارد و در شرایطی خاص هم بیشتر می شود

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
          موفق باشید

        • وسواس جنسی و هیپنوتیزم درمانی (هیپنوتراپی):

          به اعتقاد من افکار و اعمال وسواس گونه بسیار زیاد هستند. در ارتباط با مسایل جنسی هم افکار و اعمال وسواس گونه زیادی در موارد مختلف وجود دارد که هم می تواند انحراف باشد و هم اختلال. که شاید تفکیک آنها در اینجا اهمیت زیادی برای ما نداشته باشد (البته همه آنچه که در اینجا گفته می شود بر اساس تجربیات بالینی است). انواع وسواس جنسی که از نظر کمیت و کیفیت در افراد متفاوت بسیار متفاوت است. تنوع وسواس گونه در ایجاد ارتباط جنسی با افراد متفاوت از جنس مخالف که پس از آن فرد احساس گناه و ناراحتی و پشیمانی می کند. این افراد گاهی اوقات رابطه را تا حدی پیش می برند ولی پس از آن بدون انجام کاری عقب نشینی می کنند. گاهی اوقات فردی فقط وسواس بیان کلمات جنسی را دارد. انواع دیگر وسواس جنسی، وسواس افکار جنسی در هنگام صحبت با جنس مخالف یا حتی موافق می باشد. یکی دیگر از انواع وسواس جنسی خود ارضایی می باشد و غیره.

          یکی از عوامل این اختلال افسردگی است. به هرحال همچون دیگر اختلالات روانی-جنسی، مشاوره روانشناسی و هیپنوتیزم درمانی (هیپنوتراپی) بهترین روش درمان این اختلال می باشند.

          اختلالات جنسی و انحرافات جنسی و هیپنوتیزم درمانی:

          تعریف اختلالات جنسی:

          اختلالات جنسی را می توان به نوعی یک ناتوانی جنسی در مقاربت جنسی موفق با شریک جنسی خود تعریف نمود. که از نظر کیفی یک اختلال با اختلال جنسی دیگر متفاوت است. برای مثال فردی که دارای زود انزالی جنسی است ممکن است قادر به مقاربت جنسی باشد. اما در به رضایت رساندن شریک جنسی خود ناتوان باشد. ولی کسی که به هر دلیلی در هنگام مقاربت در نعوظ جنسی (مردان) ناتوان است این ناتوانی جنسی با ناتوانی در به اوج لذت جنسی رساندن شریک جنسی خود بسیار متفاوت می باشد. انواع اختلالات جنسی عبارتند از: ناتوانی در نعوظ (erection disability) ، اختلالات انزال، مانند زود انزالی، دیر انزالی، بی میلی جنسی، سرد مزاجی جنسی، درد جنسی (واژینیسم)، فوبی جنسی و یا ترس جنسی (ترس از مقاربت که بیشتر مخصوص خانم ها می باشد) و …. .

          تعریف انحراف جنسی:

          انحراف جنسی یک اختلال جنسی است که تمایلات جنسی فرد خارج از چارچوب رابطه جنسی طبیعی باشد. برای مثال تمایلات جنسی همجنس خواهانه (به جز افرادی که دارای نقص جسمانی می باشند)، خود ارضایی، مازوخیسم جنسی یا خود آزاری جنسی، سادیسم جنسی یا دیگر آزاری جنسی، فتیشیزم یا شئ پرستی جنسی (لذت جنسی از پای جنس مخالف و اشیا مرتبط)، حیوان خواهی یا زوفیلیا، کودک آزاری یا پدوفیلیا، مبدل پوشی یا ترنسوتیزم، خود نمایی جنسی یا اگزیبیشنیزم، چشم چرانی یا تماشاگری جنسی یا وویریسم اسکوپوفیلیا و … .

          علل اختلالات و انحرافات جنسی:

          بطور کلی علت همه اختلالات و انحرافات جنسی در صورتی که مشکل جسمانی و پزشکی خاصی وجود نداشته باشد بر میگردد به عوامل روانی و تجربیات تلخ و یا شیرین گذشته فرد. بطور کلی یکی از عوامل مهم اختلالات و حتی انحرافات جنسی عامل افسردگی است (این اظهار نظر با توجه به تجربیات بالینی بسیار زیادی است که تا کنون با افراد مختلفی از این دسته بدست آمده است). به اعتقاد من همانطور که در بخش افسردگی گفته شد افسردگی یک پریشانی روانی است که می تواند هم در رفتار و افکار و احساسات فرد آشکار باشد و یا می تواند بصورت پنهان وجود داشته باشد (مثلا چرا یک فردی که کاملا سرحال و با نشاط است ناگهان میبینیم یکروز بعد خود کشی کرده). بنابراین بسیاری از مشکلات و اختلالات رفتاری و ذهنی در ذهن عامه مردم و حتی شاید بسیاری از متخصصین علوم رفتاری و روانشناسی که آنرا افسردگی نمی دانند اما در واقع علامتی از افسردگی باشد که فرد آن را دارا می باشد. برای مثال فردی که دچار افسردگی است این افسردگی حالات بی حوصلگی، بی حالی، لذت نبردن از زندگی و … و همچنین بی میلی و یا مشکلات جنسی (که فرد آنرا افسردگی نمیداند) را بهمراه دارد. دومین عامل اختلالات و انحرافات جنسی بر می گردد به تجربیات دوران گذشته.تجربیات دوران گذشته در سرنوشت فرد بسیار اثر گذار است. چند مثال برای تفهیم مطلب. پسر بچه چهار ساله ای که در کف اتاق دراز کشیده ناگهان پاهای خواهر خود و ناخن های لاک زده او را می بیند و برایش جذاب و زیبا بنظر می رسد و آن را می بوسد و یا لیس می زند. این پسر بچه چهار ساله در سن سی سالگی با مشکل فتیشیزم و یا پا پرستی که برایش مشکلات زیادی در ارتباط با جنس مخالف فراهم نموده برای درمان مراجعه می کند که علایمی از افسردگی را نیز بهمراه داشت. مردی با همسر خود دچار اختلافات خانوادگی و نزاع می شود. و پس از مدتی مجددا با هم آشتی می کنند. اما پس از آن بطور کلی تمایل جنسی خود را به همسرش از دست می دهد. جالب اینکه پس از مدتی با خانمی آشنا میشود و با او ازدواج می کند بدون هیچگونه مشکلی. اما پس از مدتی مجددا بعد از یک مشاجره و نزاع توان جنسی خود را از دست می دهد. و بسیاری از موارد مشابه دیگر:

          پیآمدهای اختلالات و انحرافات جنسی:

          پیامدهای این اختلالات با توجه به مسایل فرهنگی و شخصیتی و یا به عبارتی از فرهنگی به فرهنگ دیگر و از شخصی به شخص دیگر متفاوت می باشد. بطور کلی پیآمدهای اختلالات و انحرافات جنسی باعث افسردگی و حالات روانی مرتبط با آن ، روابط اجتماعی مختل، فرو پاشی کانون گرم خانواده، و مشکلات کاری ویا آینده ای گنگ و تاریک برای آن فرد می گردد. برای مثال فردی که دارای تمایلات همجنس خواهانه است ممکن است درفرهنگی دچار افسردگی گردد اما درفرهنگ دیگری دچار چنین اختلال عاطفی نگردد. و همینطور در موارد دیگر.

          درمان اختلالات و انحرافات جنسی با هیپنوتیزم درمانی(هیپنوتراپی):

          تمامی اختلالاتی که منشاء روانی دارند بوسیله هیپنوتیزم یا هیپنوتراپی و مشاوره روانشناسی و روان درمانی قابل درمان میباشند. همچنین همه اختلالات و انحرافات جنسی همچون ناتوانی جنسی، زود انزالی، دیر انزالی و عدم انزال، بی میلی و سرد مزاجی جنسی ،عدم ارگاسم، ترس یا فوبی جنسی، واژنیسم یا درد جنسی، همچنین انحرافات جنسی مانند تمایلات همجنس گرایانه، وسواس جنسی، فتیشیزم جنسی، مازوخیسم جنسی، سادیسم جنسی، و غیره که منشاء روانی دارند نیز قابل درمان هستند

          برای سهولت در تشخیص وسواس جنسی ، فکری و عملی؛ افکار و اعمال لازم است که:

          ۱٫ تکرار شونده باشد!
          ۲٫ در یک تم و موضوع تکرار شوند!
          ۳٫ قدرت کنترل و مقاومت در برابر آن از عهده فرد خارج باشد!
          ۴٫ وقت گیر باشد!
          ۵٫ انرژی زیادی از شخص بگیرد!
          ۶٫ در برنامه های روزمره ، فعالیت های اجتماعی ، عملکرد شغلی، روابط با اعضای خانواده و دوستان اخلال ایجاد کند؛

          می توان به این نتیجه دست یافت که به احتمال زیاد فرد با نوعی فکر وسواس یا عمل وسواسی مواجه هست.

          در واقع وسواس ها؛ افکار، تکانه ها و تصورات ثابت و تکرارشونده‌ای هستند که بر خلاف تلاش های فرد برای فکر نکردن به آنها، وارد ذهن او می شوند و فرد کاملا مطمئن است که این افکار در ذهن خودش تولید شده و از جایی دیگر به او القا نشده است.

          هرچند روان شناسان تا دهه ۱۹۸۰ تصور می کردند مبتلایان وسواس جنسی ،فکری و عملی در برابر درمان مقاوم‌اند و به سختی به انواع درمان ها پاسخ می دهند اما امروزه بر این عقیده اند (و پژوهش ها نیز تایید کرده‌اند) که این مساله نسبت به درمان حساس بوده و از طریق هیپنوتیزم درمانی و روان درمانی می توان در جهت بهبود این مساله گام های محکم و پر قدرتی برداشت.

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
          موفق باشید

  7. با سلام خدمت جناب دکتر مدتی پیش دچار وزوزگوش شدم که شب ها از خواب بیدارم میکرد بهه توصیه دکتر شبی بیست و پنج صدم میلی گرم (یک چهارم یک قرص یک میلی گرمی )کلونازپام به همراه ملاتونین برای خواب مصرف میکنم دو ماهی هست که این روند را ادامه داده ام و هیچ مشکلی هم برایم ایجاد نکرده است .ولی با یک سری وب گردی و خواندن مقالات و عوارض بنزو دیازپین ها الان میترسم این قرص را مصرف کنم و از طرفی واقعا این قرص برای آرام کردنم مفید بوده و زندگیم رو نجات داده . به نظر شما مصرف یک چهارم میلی گرم قرص کلوناپام در شبانه روز میتونه تاثیر بد و منفی روی بدن در دراز مدت داشته باشه ؟ چون دوز مصرف من بسیار پایینه و به هیچ وجه آن را افزایش نخواهم داد ،ضمنا من دچار حملات اضطرابی هم گاهی می شوم و این رو هم با دکترم در میان گذاشته بودم.
    بسیار سپاسگزارم

    • با سلام
      دوست عزیز
      اگر شما زیر نظر روانپزشکتون پیش رفتید و طبیعتا ایشون خواستند که شما دارو مصرف کنید خب اصلا محدودیت و مشکلی وجود نخواهد داشت و جای نگرانی هم وجود ندارد که بخواهید نگران این مساله باشید که چراچنین شده است ؟ضمن اینکه این نکته را هم در نظر بگیرید که به هر صورت در مورد بحث اضطراب خوب خودش هم موجب مشکل گوش می شود که فرمودید و هم اینکه داشتن اضطراب مشکلان خواب را برای شما ایجاد می کند که همه اینها باعث به وجود امدن شرایط سخت خواهد شد .
      به هر حال دقت کنید که با همه این شرایطی که وجود دارد .
      باید زیر نظر روانشناس هم باشید تا تکنیک های کاهش اضطراب را بیاموزید و بتوانید کم کم بر اینها غلبه کنید و به درستی پیش بروید و کم کم دارو را هم کنار بگذارید
      اگر احیانا دارو برای شما مساله ای ایجاد کرد می توانید زیر نظر پزشک کمک کنید شرایط مرتفع شود .
      یعنی با خود پزشکتون مشورت کنید که یا دارو را تغییر دهد و یا دوز ان را تغییر دهد
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  8. با سلام؛
    من پسری ۲۴ ساله هستم که در شهری دور از شهر خودم دانشجو هستم و دارای علائمی مثل سرگیجه ، درد مفاصل پا، درد کمر، لرزش دست بودم، همچنین هنگام بیدار شدن از خواب احساس لرزش در سر داشتم، چند بار با دوستانم در خوابگاه بر سر مسائل خیلی کوچک بحث خیلی کوتاه در حد چند دقیقه داشتم که بعد آن احساس سردرد، گردن درد، گزگز پاها، تپش قلب و استفراغ و تهوع شدید را داشتم و در حین گفتن حرفم چنان صدام میلرزید که نمیتونستم حرفمو بزنم و سرم میلرزید، این اتفاق دوبار برام افتاد و نتوانستم حتی حرفم را بزنم، به پزشک رفتم و منو به نوار قلب و آزمایش خون و سی تی اسکن فرستاد، خداروشکر سی تی و نوار نرمال بود و آزمایش خون فقط کمبود ویتامین دی را نشان داد که طبق نظر پزشک قرص ویتامین دی مصرف کردم اما علائمم بهتر نشد، به روانپزشک مراجعه کردم و اضطراب تشخیص داد و قرص اس سیتالوپرام ۱۰ یک بار در روز با شروع تدریجی و قرص پروپرانول یک بار در روز تجویز کرد. بعد ار برگشت از دانشگاه به خانه مصرف داروها رو شروع کردم و الان یک ماهه که مصرف میکنم، درد گردن و سرم بهتر شده اما با کسی بحثی نداشتم که بدونم اون حالت هم بهتر شده یا نه. در کمر و پاهام و دستامسرجاشه که فکر میکنم از چیز دیگه ای باشه چون هنگام تحرک زیاد درد بیشتر میشه. با توجه به اینکه دکترم در شهر دانشگاهم هست و من خونه هستم میخواستم ببینم با توجه به مطالبی که گفتم میتونم دارو رو قطع کنم و اینکه چطوری قطع کنم یا به نظرتون نیازه که هنوز بخورم؟ آیا به نظرتون کمر و پا و دست همونطور که پزشک روانپزشک گفتن مربوط به اضطراب هست یا چیر دیگری میتونه باشه؟ در کل یه راهنمایی کنید منو.

    ممنون

    • با سلام
      دوست عزیز
      به هیچ وجه د مورد داروهای روانپزشکی فکر نکنید که خودسرانه خودتون کم و زیاد کنید و یا قطع و وصل داشته باشید چون باعث ایجاد مشکلات بسیاری می شود ..
      چون به هر حال این شرایط بعدا برای شما مشکلات زیادی را ایجاد خواهد کرد و خدای ناکرده ممکن است عوارض ترک ایجاد شود که خب باعث شود مشکلات حل نشود ..
      البته که بهتره در شهر خودتون هم روانپزشک داشته باشید که حال که مشخص شده مساله کاملا روانشناختی است و خدا رو شکر مشکل جسمی ندارید خب طبیعتا به شما کمک شود که مساله حل و مدیریت شود .
      به هر حال خودسرانه هیچ دارویی را قطع نکنید مخصوصا داروهای روانپزشکی و ضد اضطراب که اگر فرد را دچار عوارض ترک کند برای فرد مشکلات زیادی را به وجود خواهد اورد .
      به هر حال امیدوارم مشکلی ایجاد نشود ودوره درمان را کامل کنید که طبیعتا بعد از ان دیگر مشکلی وجود نخواهد داشت
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

    • یکی از اختلالات شایع روانی، اختلالات جسمی غیرقابل توجیه از نظر پزشکی است که الگو و قالب مشخصی ندارند. اگر می‌خواهید با برخی از این اختلالات آشنا شوید با ما همراه شوید.

      ویژگی‌های بعضی از اختلالات روانی شامل علایم و نشانه‌های بیماری جسمی است، اما به ‌طور کامل، بیماری جسمی را نیز توجیه نمی‌کند. علایم و نشانه‌های مربوط به اختلالات غیرقابل توجیه از نظر پزشکی یا شبه‌جسمی، ممکن است در مرحله بحرانی زندگی آغاز شود و با رفع استرس یا آموزش سازگاری به فرد مبتلا، برطرف شوند. علایم و نشانه‌ها شبیه حالت‌های طبیعی همراه با استرس و آشفتگی روانی است، اما در اختلال شبه‌جسمی علایم و نشانه‌ها شدیدتر هستند و طی یک دوره ی مداوم ادامه دارند.

      انواع اختلالاتی که از نظر پزشکی علایم و نشانه‌های غیرقابل توجیه دارند عبارت‌اند از: اختلال جسمی‌سازی، اختلال درد، اختلال تبدیلی و خودبیمارانگاری.

      اختلال جسمی‌سازی (Somatization Disorder)
      تبدیل شدن تجارب روانی به علایم جسمانی، اختلال جسمی‌سازی است. چنین افرادی برای چند سال متوالی، دچار بیماری‌های جسمانی هستند، ولی وقتی که پزشک آنها را مورد معاینه قرار دهد، علت بدنی واضحی پیدا نمی‌کند. برخی نشانه‌ها و علایم اختلال جسمی‌سازی شامل کمردرد، سردرد، درد مفصل و درد قفسه‌سینه است. همچنین برخی مشکلات گوارشی از قبیل التهاب معده، تهوع، استفراغ و اسهال نیز از دیگر علایم این اختلال به شمار می‌رود. این علایم به‌ طور معمول در نوجوانی شروع می‌شود و بیشتر بین خانم‌ها رایج است.

      اختلال درد ( Pain Disorder)
      اختلال درد شامل تجربه درد به مدت طولانی‌ است و هیچ دلیل جسمی، علت درد را آشکار نمی‌کند. این اختلال همانند دردهای مزمن مفاصل نیست که اساس جسمی داشته باشد. اختلال درد به ‌طور معمول بین ۳۰ تا ۵۰ سالگی شروع و به ‌طور ناگهانی ظاهر می‌شود و پس از چند هفته یا چند ماه درد آن بدتر می‌شود. تداوم این اختلال در خانم‌ها دو برابر آقایان است. افراد دچار این اختلال ممکن است کارشان را رها کنند. از یک پزشک به پزشک دیگر می‌روند و از روش‌های زیادی برای از بین بردن دردشان استفاده می‌کنند. این اختلال می‌تواند به استرس منجر شود.

      اختلال تبدیلی (Conversion Disorder)
      علایم و نشانه‌های این اختلال، حسی و حرکتی است. نشانه‌های حسی شامل از دست دادن حس درد یا لامسه، دوبینی، کوری و کری است. علایم و نشانه‌های حرکتی شامل: ضعیف شدن تعادل و هماهنگ‌سازی، فلج شدن، مشکل در بلع یا تولید صداست. برخی افراد حتی به حملات قلبی، صرع یا تشنج نیز دچار می‌شوند.

      نتایج آزمایش‌های عصبی و دیگر آزمایش‌ها، هیچ مورد غیرطبیعی را نشان نمی‌دهند، ولی عوامل روان‌شناسی از قبیل استرس، عامل به وجود آورنده یا تشدید کننده ی علایم و نشانه‌های مربوط به این اختلال می باشد و به طور معمول در نوجوانی و ابتدای جوانی ظاهر می‌شوند.

      خــود بیمـارانگاری (Hypochondriasis)
      خودبیمارانگاری یک نوع دل‌نگرانی، همراه با ترس از بیماری است. یعنی شما باور می‌کنید که به یک نوع بیماری مبتلا هستید و نقش یک بیمار جسمی را بازی می‌کنید، حتی پس از یک معاینه کامل و تشخیص ندادن اختلال بدنی، یک ترس بدون ‌دلیل از بیماری ادامه دارد. تغییر در میزان ضربان قلب شما ایجاد می‌شود. افزایش تعریق و درد معده، به عنوان یک دلیل روشن از این بیماری است. فکر و ذهن شما، نگران ارگان‌های بدن شماست. به عنوان مثال نگرانی از اینکه شما بیماری قلبی دارید. اغلب اشخاص خودبیمارانگار، توقع بیش از حد از پزشک خود دارند و از تلاش‌های پزشک برای سلامت خود قدردانی نمی‌کنند. شاید برایتان جالب باشد بدانید که در اختلالی موسوم به اختلال تصنعی (مونچ‌هاوزن Munchausen ) شخص علایم یک بیماری جسمی را شبیه‌سازی می‌کند و یا آسیبی به خود می‌زند تا به این ترتیب توجه دیگران را به خود و بیماری اش جلب کند.

      درمــــان
      پزشک معاینه ای کامل انجام می‌دهد و دلیل جسمی بیماری‌ شما را تا حد امکان مورد تحقیق قرار می‌دهد. وقتی که برای بیماری‌ شما دلیلی یافت نشود، بیماری روانی از جمله اضطراب و افسردگی به عنوان علت مطرح می‌شوند. به طور معمول درمان، روی روش زندگی شما متمرکز می‌شود به طوری که شما بیش از حد تصنعی و محدود نباشید. این درمان شامل روان‌درمانی و تا حد امکان تجویز داروی ضدافسردگی است. داروی ضدافسردگی ممکن است برای شخص افسرده به همراه خود اختلال شبه‌جسمی هم داشته باشد که برای وی مفید است. این دارو همچنین درد را کنترل می‌کند و خواب را بهبود می‌بخشد
      اضطراب حالتی است که با عرق کردن کف دست‌ها، پاها، زیر بغل، خشکی گلو، سرگیجه، تنگی نفس، افزایش ضربان قلب، تاری دید، سر درد، سوزش معده،‌ دل‌درد، بی‌قراری، تردید، ناتوانی در تصمیم‌گیری و هراس همراه است.

      به گزارش فارس، امیرمحمد شهسوارانی، روانشناس اضطراب را حالت برانگیختگی عنوان کرد و اظهار داشت: فرد مضطرب احساس دلشوره، نگرانی، ناآرامی و نوعی احساس مبهم ترس دارد که منبعی خارجی و مشخص برای آن متصور نیست.

      وی افزود: یکی از حالت‌های استرس‌زا در انسان اضطراب است و در واقع اضطراب هم ایجاد استرس می‌کند و هم ناشی از آن است.

      * اضطراب روابط فردی و اجتماعی را مختل می‌کند

      این متخصص بهداشت روان با بیان آثار اضطراب در افراد گفت: اضطراب موجب می‌شود تا فرد حالت ناسازگارانه پیدا کند و روابط فردی و اجتماعی او مختل کد.

      وی ادامه داد: همچنین به دلیل وضعیت برانگیختگی مزمن ، به بروز آسیب‌های جدی به دستگاه عصبی و اندام‌های داخلی بدن منجر می‌شود که از آن به عنوان کلی سندرم «انطباق عمومی» یاد می‌شود.

      *علائم جسمانی اضطراب

      این روانشناس گفت: عرق کردن کف دست‌ها، کف پاها، زیر بغل، خشکی گلو، احساس سرگیجه، تنگی نفس، تند شدن تنفس، افزایش ضربان قلب، برانگیختگی، تاری دید، سر درد کمربندی از شقیقه‌ها تا پیشانی، مشکلات گوارشی مانند سوزش معده، چنگ زدن معده،‌دل‌درد و ناتوانی در بلع جزو علائم جسمانی اضطراب است.

      * علائم روانشناختی اضطراب را بشناسیم

      این متخصص بهداشت روان اظهار داشت: احساس بی‌قراری، تردید، تشویش، ناتوانی در تصمیم‌گیری، ترس مزمن و بدون علت، احساس فلج‌کننده هراس و احساس ترس در موقعیتی که فرد مبتلا نمی‌تواند با آن مقابله کند نیز جزو علائم روانشناختی اضطراب است.

      * آرام سازی عضلانی درمان اساسی اضطراب است

      شهسوارانی با تأکید بر اینکه مشکلات اضطرابی به کاهش بهره‌وری در مراکز آموزشی، محیط‌های شغلی منجر می‌شود گفت: اضطراب روابط بین‌فردی را به شدت مختل می‌کند، بنابراین ضروری است به طور منظم و دوره‌ای سطح اضطراب افراد در محیط‌های مختلف توسط متخصصان حوزه بهداشت روان سنجیده و آموزش‌های لازم برای آرمیدگی عضلانی و بازسازی شناختی افکار به افراد داده شود.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  9. من پسری ۲۴ ساله هستم که در شهری دور از شهر خودم دانشجو هستم و دارای علائمی مثل سرگیجه ، درد مفاصل پا، درد کمر، لرزش دست بودم، همچنین هنگام بیدار شدن از خواب احساس لرزش در سر داشتم، چند بار با دوستانم در خوابگاه بر سر مسائل خیلی کوچک بحث خیلی کوتاه در حد چند دقیقه داشتم که بعد آن احساس سردرد، گردن درد، گزگز پاها، تپش قلب و استفراغ و تهوع شدید را داشتم و در حین گفتن حرفم چنان صدام میلرزید که نمیتونستم حرفمو بزنم و سرم میلرزید، این اتفاق دوبار برام افتاد و نتوانستم حتی حرفم را بزنم، به پزشک رفتم و منو به نوار قلب و آزمایش خون و سی تی اسکن فرستاد، خداروشکر سی تی و نوار نرمال بود و آزمایش خون فقط کمبود ویتامین دی را نشان داد که طبق نظر پزشک قرص ویتامین دی مصرف کردم اما علائمم بهتر نشد، به روانپزشک مراجعه کردم و اضطراب تشخیص داد و قرص اس سیتالوپرام ۱۰ یک بار در روز با شروع تدریجی و قرص پروپرانول یک بار در روز تجویز کرد. بعد ار برگشت از دانشگاه به خانه مصرف داروها رو شروع کردم و الان یک ماهه که مصرف میکنم، درد گردن و سرم بهتر شده اما با کسی بحثی نداشتم که بدونم اون حالت هم بهتر شده یا نه. در کمر و پاهام و دستامسرجاشه که فکر میکنم از چیز دیگه ای باشه چون هنگام تحرک زیاد درد بیشتر میشه. با توجه به اینکه دکترم در شهر دانشگاهم هست و من خونه هستم میخواستم ببینم با توجه به مطالبی که گفتم میتونم دارو رو قطع کنم و اینکه چطوری قطع کنم یا به نظرتون نیازه که هنوز بخورم؟ آیا به نظرتون کمر و پا و دست همونطور که پزشک روانپزشک گفتن مربوط به اضطراب هست یا چیر دیگری میتونه باشه؟ در کل یه راهنمایی کنید منو.

    • نمناک بهداشت و سلامتپیشگیری و بیماریها عوارض شدید قطع ناگهانی داروهای خواب آور و اعصاب
      عوارض شدید قطع ناگهانی داروهای خواب آور و اعصاب

      دارو ، قطع دارو
      هنگامی که مصرف داروهای اعصاب و خواب آور به طور ناگهانی قطع گردد، ممکن است باعث عوارض ترک مصرف نظیر تهوّع، سردرد و سرگیجه شود.
      عوارض قطع ناگهانی دارو

      قطع ناگهانی دارو و مصرف بی رویه آن عوارض شدید و گاهی جبران ناپذیری را به دنبال دارد. افرادی که بدنبال یک سال استفاده از قرص های خواب آور به سرعت و ناگهانی مصرف آن را قطع کنند دچار عوارض شدید می شوند.کاشت مو

      به گفته متخصصان از علائم قطع کردن ناگهانی قرص های خواب می توان به تعریق، بروز ترس و ناآرامی و خشونت و تعادل نداشتن دیدن کابوس های وحشتناک و حتی بروز بی خوابی اشاره کرد.
      متخصصان توصیه می کنند بجای قطع کردن ناگهانی مصرف قرص خواب بهتر است کم کم میزان مصرف آن را کاهش داده و بتدریج مصرف آن را قطع کنند.
      در افرادی که سال ها از قرص خواب استفاده می کنند، اعتیاد زیادی ایجاد می شود که نمی توان به یکباره آن را ترک کرد. مدت زمان و کاهش میزان مصرفی این افراد باید از سوی پزشک متخصص و زیر نظر وی تعیین و انجام شود.

      از جهاتی دیگر مصرف بی رویه دارو و همچنین مصرف داروها بدون تجویز پزشک هم خطرناک است. بطور کلی هر دارویی برای هر بیماری غیرمرتبط مصرف شود ممکن است خطر آفرین باشد، از یک استامینوفن ساده گرفته تا باقی داروها، برخی از داروها بالقوه خطراتشان به نسبت از بقیه داروها بیشتر است حتی برای خود آن بیماری اصلی هم که تجویز می شوند بازهم عوارضی را به دنبال دارند. در خصوص اطلاعات بیشتر در این زمینه با یک داروساز به گفت و گو نشسته ایم.

      دارو

      قطع ناگهانی دارو عوارض جبران ناپذیری به دنبال دارد

      یک دکتر داروساز بیان کرد :مسمومیت دارویی یکی از متداول ترین انواع مسمومیت هاست. استفاده بیش از حد مجاز هر دارو یا ماده ای می تواند باعث این نوع از مسمومیت شود.البته گاهی حتی استفاده از داروهایی که به قصد درمان فرد تجویز شده اند، در همان دوز مجاز مصرفی ممکن است به دلایلی مانند وجود مشکلات زمینه ای در فرد و یا تداخل دارویی با یک داروی مصرفی دیگر، منجر به بروز مشکلات در بدن فرد و مسمومیت دارویی شوند.

      یک دارو ممکن است عملکرد یک داروی دیگر را تغییر داده و حتی مانع جذب آن در بدن شود. این حالت به خصوص برای داروهایی که برای پیشگیری از شرایط خطرناک مانند حمله قلبی و سکته تجویز می شوند، اهمیت بسیار بالایی دارد. بعضی از داروها اگر با هم مصرف شوند، احتمال بروز خطر بالاتر خواهد رفت.

      بطور مثال وارفارین، داروی ضد انعقاد خون خوراکی است که برای پیشگیری از لخته شدن خون در رگ ها تجویز می شود. این دارو در بسیاری از سالمندان، معمولا همراه آسپرین مصرف می شود درحالی که هر دو خطر خونریزی را افزایش می دهند، بنابراین زمانی که با هم مصرف شوند، خطر چندین برابر می شود وحتی اگر افراد عادی این دارو را مصرف کنند خطرات جبران ناپذیری را به دنبال دارد حتی افرادی که مشکلات قلبی دارند باید با ملاحظات خاصی این دارو را مصرف کنند چرا که ممکن است دچار اختلال در روند درمان بیمار گردد،تا جایی که ممکن است، موجب مرگ بیمار شود.

      مصرف قرص ژلوفن در بیماران قلبی و عروقی می تواند ریسک افزایش حملات قلبی را بالا ببرد. مصرف دراز مدت قرص ژلوفن و این دسته از داروها با دوز بالا می تواند منجر به خونریزی معده و زخم های گوارشی به ویژه در افراد بالای ۶۵ سال، سیگاری و الکلی شود. با توجه به قابل فروش بودن این دسته از داروها بدون نسخه، شاید در ظاهر، داروهای بی خطری به نظر برسند اما عوارض مختلفی برای ژلوفن و سایر داروهای مشابه مطرح است،به همین دلیل در بعضی گروه های جمعیتی خاص، این داروها باید با احتیاط مصرف شود و یا تا حد امکان مصرف نشود.

      بعضی از دارو ها در شرایط خاصی ممکن مشکل ایجاد کنند، به طور مثال پرازوسین یک داروی کنترل فشار خون است و باعث افت فشار خون می گردد. اگر پس از مصرف این دارو استحمام با آب داغ صورت گیرد ممکن است بیمار دچار افت جدی فشار خون شود.چرا که آب گرم به خودی خود می تواند باعث باز شدن عروق و افت فشار خون گردد.

      گاهی مواقع بیماران تصمیم می گیرند که به طور ناگهانی مصرف داروی خود را قطع کنند. این حالت به طور بالقوه می تواند بسیار خطرناک باشد زیرا ممکن است منجر به بروز مشکلات اساسی شود. به عنوان مثال این مورد در رابطه با داروهای اعصاب و روان مصداق دارد. مصرف اکثر داروهای ضد اضطراب و خواب آور در دراز مدت باعث وابستگی به دارو می شود و ترک ناگهانی این دارو ها به صورت خود سرانه عوارض شدیدی را به دنبال دارد و حتما مصرف و قطع دارو باید تحت نظر پزشک صورت گیرد.‍‍
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  10. سلام.یکی از برادران من از عائق محدود شد و بتدریج نوسانات خلقی پیدا کرد.بعضی از علائقش حتلت وهم آلود پیدا میکند مثلا یکبار به مسیحیت علاقمند شده بود و میگفت که نظر کرده الهی است و وفایع اطراف را به موضع مورد علاقه اش ربط میدهد و کمی حس افسردگی داشت و کلا این علایق یا با خلق هماهنگ‌ نیستند یا خلق بارزی ندارد چند سال هم وسواس گرفته بود و حدود هفت‌ساعت شستشو ادامه و خودش میگوید ماهیت وسواس و عاشقانه ها یکی هستند چون وقتی وسواس داشت‌علاقه ای نداشت و وسواسهایش تغیر شکل میدهند.به یک روانپزشک مراجعه کردیم تشخیص اسکیزوفرنی دادند اما چون نتیجه ای نگرفتیم به روانپزشک دیگری مراجعه کرد و بستری شد و تشخیص اسکیزوافکتیو گرفت و چون داروها تاثیر نداشت روانپزشک سومی تشخیص اختلتل هذیانی دادند حالا خواهش میکنم بگویید بیشتر کدام تشخیص محتملتر است چون فکر نمیکنم بدون تشخیص صحیح نتیجه بگیرد و یکبار هم دوست داشت تومور مغز بگیرد و چون فکر میکرد تومور دارد بسیار شاد بود؟تشخیص کدام صحیح بووه ممنون میشم پاسخ دهید

    • با سلام
      دوست گرامی ظاهرا براساس صحبت هایی که شما می فرمایید ..برادر شما بیشتر مشکل اسکیزوفرنی دارد البته اگر دو هفته تغییرات خلقی داشته باشد بدون هیچ گونه مشکل دیگری مانند هذیان و توهم خب قاعدتا باید احتمال اسکیزو افکتیو را مطرح و در نظر گرفت .
      و خب نکته بسیار مهمی است ..که باید در نظر گرفت که با توجه به این شرایط ایشون قطعا باید بستری شوند .
      و در مورد اینکه در زمینه اینکه به بیماری هایی هم مبتلا شود دیدگاه های وجود دارد خب این هم یک مساله مهم است که باید در نظر گرفته شود .
      به هر حال اینها مسائل مهمی هستند ..به هر حال وقتی از فردی نتیجه نگرفتید نباید سریع فرد تغییر کند شاید داروها بایو تغییر می کردند و یا تغییر دوز می دادند ..
      خب این یک مساله بسیار حائز اهمیت است که باید در نظر بگیرید و خب قطعا با این شرایط باید ایشون بستری هم بشوند و خب این هم نکته بسیار مهمی است که شاید د نظر گرفته نشود
      به هر صورت موفق باشید و امیدوارم به زکدی شرایط بهبودی حاصل شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  11. سلام.یکی از برادران من از عائق محدود شد و بتدریج نوسانات خلقی پیدا کرد.بعضی از علائقش حتلت وهم آلود پیدا میکند مثلا یکبار به مسیحیت علاقمند شده بود و میگفت که نظر کرده الهی است و وفایع اطراف را به موضع مورد علاقه اش ربط میدهد و کمی حس افسردگی داشت و کلا این علایق یا با خلق هماهنگ‌ نیستند یا خلق بارزی ندارد چند سال هم وسواس گرفته بود و حدود هفت‌ساعت شستشو ادامه و خودش میگوید ماهیت وسواس و عاشقانه ها یکی هستند چون وقتی وسواس داشت‌علاقه ای نداشت و وسواسهایش تغیر شکل میدهند.به یک روانپزشک مراجعه کردیم تشخیص اسکیزوفرنی دادند اما چون نتیجه ای نگرفتیم به روانپزشک دیگری مراجعه کرد و بستری شد و تشخیص اسکیزوافکتیو گرفت و چون داروها تاثیر نداشت روانپزشک سومی تشخیص اختلتل هذیانی دادند حالا خواهش میکنم بگویید بیشتر کدام تشخیص محتملتر است چون فکر نمیکنم بدون تشخیص صحیح نتیجه بگیرد و یکبار هم دوست داشت تومور مغز بگیرد و چون فکر میکرد تومور دارد بسیار شاد بود؟تشخیص کدام صحیح بووه ممنون میشم پاسخ دهید

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید با این شرایط اگر دو نفر متخصص او را ویزیت کردند و نظر مشابه دادند همان مساله است محتمل ترین اسکیزو افکتیو است که حتما باید کنار مصرف دارو قطعا روانشناس هم ایشون رو ویزیت کند
      ضمن اینکه حتما باید احتمالا بستری شوند چون به هر حال این مساله مهمی است که بدانید بستری شدن باعث می شود تا حدی علائم و نشانه ها تحت کنترل قرار بگیرد ..
      به هر صورت تشخیص محتمل نشخص است منتهی مگر اینکه علائم و نشانه ها به قدری متنوع باشند که نتوانید تصمیم بگیرید که قطعا چیست
      البته وقتی دارویی نداشته مناسب ندارد مشکلی ندارد که با پزشک مربوطه صحبت کنید تا بتواند مساله را به درستی مدیریت کند ..و خب یا دوز دارو و یا نوع دارو را تغییر دهد
      به هر حال نگران نباشبد امیدوارم به زودی مساله حل شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

    • ، یک اختلال روانی است که معمولا در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی ظاهر میشود از مشخصات آن میتوان به وهم ، توهم و مشکلات شناختی دیگر اشاره کرد. اسکیزوفرنی اغلب میتواند یک مشکل مادام العمر باشد در این بخش از نمناک علل، علائم و درمان اسکیزوفرنی را بیان خواهیم کرد.

      بیشترین آسیب های اسکیزوفرنی در سن ۱۶ تا ۳۰ اتفاق می افتد

      اسکیزوفرنی چیست؟

      اسکیزوفرنی در میان سنین ۱۶ تا ۳۰ سالگی ،بیشترین آسیب را به خود اختصاص می دهد و علایم در مردان نیز در سن کمتری نسبت به زنان نشان داده میشود در بسیاری از موارد، اختلال به طرز آهسته ای توسعه می یابد که فرد نمیداند ، سالهاست آن را داشته است با این حال، در موارد دیگر، فرد می تواند ناگهان دچار شده و به سرعت پیشرفت کند. اسکیزوفرنی حدود ۱ درصد از بزرگسالان جهان را تحت تاثیر قرار می دهد کارشناسان می گویند اسکیزوفرنیا، گاهی جنبه های بیماری های مختلف را در غالب یک بیماری بروز میدهند. علائم، شامل تصورات، توهم و افکار ناخوشایند است و تشخیص اسکیزوفرنی، تنها زمانی رخ می دهد که بیماری دیگری از بین رفته باشد.

      اسکیزوفرنیا نشانه های متفاوتی دارند

      نشانه ها و علائم بیماری اسکیزوفرنی

      تعداد قابل توجهی از افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا باید به دیگران متکی باشند زیرا آنها قادر به انجام کار یا مراقبت از خود نیستند ؛ بسیاری نیز ممکن است در مقابل درمان مقاومت کنند، اعتراض می کنند، که در آنها هیچ مشکلی وجود ندارد. برخی از بیماران ، ممکن است علائم واضح را نشان دهند، اما در موارد دیگر، ممکن است تا زمانی ک آنها متوجه خللی بشنوند به نظر برسد که آنها خوب هستند و مشکلی ندارند. علائم و نشانه های اسکیزوفرنی بسته به فرد متفاوت است.

      علائم به چهار دسته تقسیم می شوند:
      • علائم مثبت : همچنین به عنوان علائم روانی شناخته شده است به عنوان مثال، اعتقادات غلط و دروغین و توهمات.
      • علائم منفی : این به عناصری اشاره دارد که از فرد گرفته می شود. به عنوان مثال، عدم تجلی حالات چهره یا عدم انگیزه.
      • علائم شناختی : این بر فرآیندهای فکر شخص تاثیر می گذارد. آنها ممکن است علائم مثبت یا منفی داشته باشند، به عنوان مثال، ضعف در تمرکز یک علامت منفی است.
      • علائم عاطفی : معمولا علائم منفی مانند بی احساسی است.

      هزیان و توهم از نشانه های اصلی بیماری اسکیزوفرنی هستند

      در زیر لیستی از علائم اصلی اسکیزوفرنی را مشاهده میکنید

      هزیان

      بیمار اعتقادات دروغین را ارائه می دهد که می تواند اشکال مختلفی داشته باشد ، مانند توهمات آزار و اذیت، و یا توهمات عرفانی و عظمت وشکوه .آنها ممکن است احساس کنند دیگران تلاش می کنند از راه دور آنها را کنترل کنندیا ممکن است فکر کنند ،که قدرت و توانایی فوق العاده ای دارند.

      توهمات

      شنیدن صداهای بسیار ،که وجود خارجی ندارد و این امر از دیدن ویا احساس، مزه و بوییدن شایع تر است، اما افراد مبتلا به اسکیزوفرنی ممکن است طیف گسترده ای از توهمات را تجربه کنند.

      اختلال فکر

      فرد ممکن است در حرف زدن از یک سوژه به سوژه دیگر بپرد، بدون داشتن دلیل منطقی برای این کار ؛ سخنران ممکن است دنباله روی سخت و غیر معقول داشته باشد .

      عدم انگیزه

      بیمار ، محرکه خود را از دست می دهد فعالیت های روزمره، مانند شستن و پخت و پز، نادیده گرفته می شوند. بیان ضعیف احساسات – فقدان پاسخ مناسب به شرایط شاد یا ناراحت کننده

      عقب نشینی اجتماعی

      زمانی که بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی از اجتماع دور میشود ، اغلب به این دلیل است که معتقدند کسی قصد دارد به آنها آسیب برساند.

      عدم آگاهی از بیماری

      هنگامی که هزیان و توهمات به طور واقعی ظاهر میشوند، بسیاری از آنها ممکن است باور نکنند که این، یک نوع بیماریست .آنها ممکن است از مصرف دارو به خاطر ترس از عوارض جانبی آن خودداری کنند .

      مشکلات شناختی

      توانایی بیمار برای تمرکز، به یاد آوردن چیزها، برنامه ریزی پیش رو و سازماندهی زندگی آنها تحت تاثیر قرار می گیرد. ارتباطات دشوارتر می شود.

      ژنتیک و عوامل محیطی محرک های بیماری اسکیزوفرنی

      علل اسکیزوفرنی چیست؟

      کارشناسان معتقدند که عوامل متعددی در ایجاد ابتلا به اسکیزوفرنیا دخالت دارند شواهد نشان می دهد که عوامل ژنتیکی و محیطی با هم به ایجاد اسکیزوفرنی هم قدم میشوند.این وضعیت یک عنصر به ارث برده دارد ، اما محرک های محیطی نیز به طور قابل توجهی بر آن تاثیر می گذارند در زیر، لیستی از عواملی است که به نظر می رسد در ایجاد اسکیزوفرنی کمک کننده است.

      ارثی ژنتیکی

      اگر هیچ سابقه اسکیزوفرنی ،در یک خانواده وجود نداشته باشد، شانس توسعه آن کمتر از ۱ درصد است با این حال، اگر والدین تشخیص داده شوند، این خطر تا ۱۰ درصد افزایش می یابد .

      عدم تعادل شیمیایی در مغز

      کارشناسان بر این باورند، که عدم تعادل دوپامین، انتقال دهنده عصبی، در شروع اسکیزوفرنیا دخیل است دیگر انتقال دهنده های عصبی، مانند؛ سروتونین، نیز ممکن است درگیر باشد.

      روابط خانوادگی

      شواهدی وجود ندارد که اثبات کند یا حتی نشان دهد که روابط خانوادگی ممکن است باعث اسکیزوفرنی شود، اما برخی از بیماران مبتلا به این بیماری معتقدند که تنش خانوادگی موجب عود می شود.

      فاکتورهای محیطی

      اگر چه هیچ اثبات قطعی وجود ندارد، بسیاری از ضربه و آسیب های احتمالی قبل از تولد و عفونت های ویروسی ممکن است به توسعه بیماری منجر شود تجربیات استرسی، اغلب پیش از ظهور اسکیزوفرنی پیش می آید. قبل از اینکه علائم حاد آشکار شود، افراد مبتلا به اسکیزوفرنی معمولا بد اخلاق ، عصبی و نا متمرکز می شوند این می تواند، به مشکلاتی در روابط، طلاق و بیکاری بیانجامد. این عوامل اغلب برای شروع بیماری دخیل هستند، در حالی که در واقع این عوامل به نظر نمی رسند که بتوانند باعث بحران شوند بنابراین، بسیار دشوار است، بدانید که آیا اسکیزوفرنی باعث ایجاد استرس شده و یا به عنوان یک نتیجه از آنها رخ داده است.

      ماری جوانا یکی از علل بوجود آمدن اسکیزوفرنی به شمار می آید

      مواد مخدری که سبب به وجود آمدن اسکیزوفرنی میشوند

      ماری جوانا و LSD به عنوان عودکننده ی بیماری اسکیزوفرنی شناخته شده اند علاوه بر این، استفاده از حشیش برای افراد ممکن است باعث ابتلا به مراحل اولیه ی بیماری روانی، مانند اسکیزوفرنی شوند برخی محققان معتقدند :داروهای تجویزی خاص، مانند استروئید ها و محرک ها باعث به وجود آمددن روان پریشی میشوند.

      دارو و مشاوره روانشناسی درمان اسکیزوفرنی است

      درمان اسکیزوفرنی

      با درمان مناسب، بیماران می توانند به سمت زندگی سودبخشی بروند درمان می تواند به کاهش بسیاری از علائم اسکیزوفرنی کمک کند با این حال، اکثر بیماران مبتلا به اختلال، باید برای زندگی از عهده ی این علائم بر بیایند روانپزشکان می گویند :موثر ترین درمان برای بیماران اسکیزوفرنی معمولا ترکیبی است از:
      • دارو
      •مشاوره روانشناسی
      •منابع کمک به خود
      •داروهای ضد روانپزشکی

      که با استفاده از آنها، اکثر بیماران قادرند در جامعه زندگی کنند، نه در بیمارستان بستری شوند.

      درمان اولیه اسکیزوفرنی دارو است.

      متاسفانه، رعایت (مطابق رژیم دارویی) یک مشکل عمده است افرادی که مبتلا به اسکیزوفرنیا هستند، اغلب داروهای خود را باید برای مدت طولانی در طول زندگی خود استفاده کنند، که باعث افزایش هزینه های شخصی برای خود و گاهی هم برای اطرافیان شخص،می شود. بیمار، باید حتی در صورت از بین بردن علائم ،دارو مصرف کند در غیر این صورت آنها دوباره بر خواهند گشت.

      اولین بار که فرد، علائم اسکیزوفرنی را تجربه می کند، می تواند بسیار ناخوشایند باشد آنها ممکن است مدت زیادی طول بکشد تا بهبود یابد و این بهبود می تواند یک تجربه ی یکنواخت باشد بسیار مهم است که فرد مبتلا به اسکیزوفرنی هنگامی که در ابتدا دچار این بیماری میشود، حمایت کامل از سمت خانواده، دوستان و خدمات اجتماعی خود را دریافت کند.

      تشخیص بیماری اسکیزوفرنی با آزمایش خون و مطالعات تصویربرداری

      تست و تشخیص اسکیزوفرنی

      تشخیص اسکیزوفرنی با نظارت بر اقدامات و فعالیت های بیمار داده می شود. اگر پزشک مشکوک به امکان اسکیزوفرنی باشد ، باید درباره تاریخ پزشکی و روانی بیمار بدانند بعضی از تست ها، به منظور جلوگیری از بیماری های دیگر و شرایطی که ممکن است نشانه های شایع مانند اسکیزوفرنی را مهار کنند، دستور داده می شود مانند:
      •آزمایش خون :در مواردی که استفاده از مواد مخدر ممکن است یک عامل باشد ممکن است تست خون پیشنهاد شود. آزمایش های خون نیز برای حذف علل فیزیکی بیماری انجام می شود.
      •مطالعات تصویربرداری : برای جلوگیری از تومورها و مشکلات ساختار مغز.

      ارزیابی های روانشناسی

      یک متخصص میتواند، وضعیت ذهنی بیمار را با سوال کردن در مورد افکار، احساسات، توهم، ویژگی های خودکشی، گرایش های خشونت آمیز، یا پتانسیل او برای ابراز خشونت، و نیز رفتار و ظاهر خود، ارزیابی می کند.

      معیارهای تشخیص اسکیزوفرنی

      بیماران، باید معیارهای مشخص شده در DSM (راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی) باشند این یک کتابچه راهنمای انجمن روانپزشکی آمریکایی است که توسط متخصصین مراقبت های بهداشتی برای تشخیص بیماری ها و بیماری های روانی استفاده می شود. پزشک باید مانع به وجود آمدن سایر اختلالات سلامت روانی مانند اختلال دوقطبی یا اختلال اسکیزوآفرنیک شود همچنین لازم است که نشانه ها و علائم ناشی از داروهای تجویز شده یا سوء مصرف مواد را کنترل کند.

      مشکل در گفتار نیز یکی از علائم اسکیزوفرنیاست

      بیمار باید حداقل دو مورد از علائم زیر را داشته باشد
      • هزیان
      •رفتار ناسالم و یا کاتاتونیک
      •گفتار آشفته و بی سامان
      •توهمات
      • علائم منفی که اغلب در طول ۴ هفته ادامه دارد و انجام میشود.
      • تجربه قابل ملاحظه ای در توانایی حضور در مدرسه، انجام وظایف کاری خود و یا انجام کارهای روزانه
      • علائمی وجود دارد که برای ۶ ماه یا بیشتر ادامه دارد.
      ، یک اختلال روانی است که معمولا در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی ظاهر میشود از مشخصات آن میتوان به وهم ، توهم و مشکلات شناختی دیگر اشاره کرد. اسکیزوفرنی اغلب میتواند یک مشکل مادام العمر باشد در این بخش از نمناک علل، علائم و درمان اسکیزوفرنی را بیان خواهیم کرد.

      بیشترین آسیب های اسکیزوفرنی در سن ۱۶ تا ۳۰ اتفاق می افتد

      اسکیزوفرنی چیست؟

      اسکیزوفرنی در میان سنین ۱۶ تا ۳۰ سالگی ،بیشترین آسیب را به خود اختصاص می دهد و علایم در مردان نیز در سن کمتری نسبت به زنان نشان داده میشود در بسیاری از موارد، اختلال به طرز آهسته ای توسعه می یابد که فرد نمیداند ، سالهاست آن را داشته است با این حال، در موارد دیگر، فرد می تواند ناگهان دچار شده و به سرعت پیشرفت کند. اسکیزوفرنی حدود ۱ درصد از بزرگسالان جهان را تحت تاثیر قرار می دهد کارشناسان می گویند اسکیزوفرنیا، گاهی جنبه های بیماری های مختلف را در غالب یک بیماری بروز میدهند. علائم، شامل تصورات، توهم و افکار ناخوشایند است و تشخیص اسکیزوفرنی، تنها زمانی رخ می دهد که بیماری دیگری از بین رفته باشد.

      اسکیزوفرنیا نشانه های متفاوتی دارند

      نشانه ها و علائم بیماری اسکیزوفرنی

      تعداد قابل توجهی از افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا باید به دیگران متکی باشند زیرا آنها قادر به انجام کار یا مراقبت از خود نیستند ؛ بسیاری نیز ممکن است در مقابل درمان مقاومت کنند، اعتراض می کنند، که در آنها هیچ مشکلی وجود ندارد. برخی از بیماران ، ممکن است علائم واضح را نشان دهند، اما در موارد دیگر، ممکن است تا زمانی ک آنها متوجه خللی بشنوند به نظر برسد که آنها خوب هستند و مشکلی ندارند. علائم و نشانه های اسکیزوفرنی بسته به فرد متفاوت است.

      علائم به چهار دسته تقسیم می شوند:
      • علائم مثبت : همچنین به عنوان علائم روانی شناخته شده است به عنوان مثال، اعتقادات غلط و دروغین و توهمات.
      • علائم منفی : این به عناصری اشاره دارد که از فرد گرفته می شود. به عنوان مثال، عدم تجلی حالات چهره یا عدم انگیزه.
      • علائم شناختی : این بر فرآیندهای فکر شخص تاثیر می گذارد. آنها ممکن است علائم مثبت یا منفی داشته باشند، به عنوان مثال، ضعف در تمرکز یک علامت منفی است.
      • علائم عاطفی : معمولا علائم منفی مانند بی احساسی است.

      هزیان و توهم از نشانه های اصلی بیماری اسکیزوفرنی هستند

      در زیر لیستی از علائم اصلی اسکیزوفرنی را مشاهده میکنید

      هزیان

      بیمار اعتقادات دروغین را ارائه می دهد که می تواند اشکال مختلفی داشته باشد ، مانند توهمات آزار و اذیت، و یا توهمات عرفانی و عظمت وشکوه .آنها ممکن است احساس کنند دیگران تلاش می کنند از راه دور آنها را کنترل کنندیا ممکن است فکر کنند ،که قدرت و توانایی فوق العاده ای دارند.

      توهمات

      شنیدن صداهای بسیار ،که وجود خارجی ندارد و این امر از دیدن ویا احساس، مزه و بوییدن شایع تر است، اما افراد مبتلا به اسکیزوفرنی ممکن است طیف گسترده ای از توهمات را تجربه کنند.

      اختلال فکر

      فرد ممکن است در حرف زدن از یک سوژه به سوژه دیگر بپرد، بدون داشتن دلیل منطقی برای این کار ؛ سخنران ممکن است دنباله روی سخت و غیر معقول داشته باشد .

      عدم انگیزه

      بیمار ، محرکه خود را از دست می دهد فعالیت های روزمره، مانند شستن و پخت و پز، نادیده گرفته می شوند. بیان ضعیف احساسات – فقدان پاسخ مناسب به شرایط شاد یا ناراحت کننده

      عقب نشینی اجتماعی

      زمانی که بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی از اجتماع دور میشود ، اغلب به این دلیل است که معتقدند کسی قصد دارد به آنها آسیب برساند.

      عدم آگاهی از بیماری

      هنگامی که هزیان و توهمات به طور واقعی ظاهر میشوند، بسیاری از آنها ممکن است باور نکنند که این، یک نوع بیماریست .آنها ممکن است از مصرف دارو به خاطر ترس از عوارض جانبی آن خودداری کنند .

      مشکلات شناختی

      توانایی بیمار برای تمرکز، به یاد آوردن چیزها، برنامه ریزی پیش رو و سازماندهی زندگی آنها تحت تاثیر قرار می گیرد. ارتباطات دشوارتر می شود.

      ژنتیک و عوامل محیطی محرک های بیماری اسکیزوفرنی

      علل اسکیزوفرنی چیست؟

      کارشناسان معتقدند که عوامل متعددی در ایجاد ابتلا به اسکیزوفرنیا دخالت دارند شواهد نشان می دهد که عوامل ژنتیکی و محیطی با هم به ایجاد اسکیزوفرنی هم قدم میشوند.این وضعیت یک عنصر به ارث برده دارد ، اما محرک های محیطی نیز به طور قابل توجهی بر آن تاثیر می گذارند در زیر، لیستی از عواملی است که به نظر می رسد در ایجاد اسکیزوفرنی کمک کننده است.

      ارثی ژنتیکی

      اگر هیچ سابقه اسکیزوفرنی ،در یک خانواده وجود نداشته باشد، شانس توسعه آن کمتر از ۱ درصد است با این حال، اگر والدین تشخیص داده شوند، این خطر تا ۱۰ درصد افزایش می یابد .

      عدم تعادل شیمیایی در مغز

      کارشناسان بر این باورند، که عدم تعادل دوپامین، انتقال دهنده عصبی، در شروع اسکیزوفرنیا دخیل است دیگر انتقال دهنده های عصبی، مانند؛ سروتونین، نیز ممکن است درگیر باشد.

      روابط خانوادگی

      شواهدی وجود ندارد که اثبات کند یا حتی نشان دهد که روابط خانوادگی ممکن است باعث اسکیزوفرنی شود، اما برخی از بیماران مبتلا به این بیماری معتقدند که تنش خانوادگی موجب عود می شود.

      فاکتورهای محیطی

      اگر چه هیچ اثبات قطعی وجود ندارد، بسیاری از ضربه و آسیب های احتمالی قبل از تولد و عفونت های ویروسی ممکن است به توسعه بیماری منجر شود تجربیات استرسی، اغلب پیش از ظهور اسکیزوفرنی پیش می آید. قبل از اینکه علائم حاد آشکار شود، افراد مبتلا به اسکیزوفرنی معمولا بد اخلاق ، عصبی و نا متمرکز می شوند این می تواند، به مشکلاتی در روابط، طلاق و بیکاری بیانجامد. این عوامل اغلب برای شروع بیماری دخیل هستند، در حالی که در واقع این عوامل به نظر نمی رسند که بتوانند باعث بحران شوند بنابراین، بسیار دشوار است، بدانید که آیا اسکیزوفرنی باعث ایجاد استرس شده و یا به عنوان یک نتیجه از آنها رخ داده است.

      ماری جوانا یکی از علل بوجود آمدن اسکیزوفرنی به شمار می آید

      مواد مخدری که سبب به وجود آمدن اسکیزوفرنی میشوند

      ماری جوانا و LSD به عنوان عودکننده ی بیماری اسکیزوفرنی شناخته شده اند علاوه بر این، استفاده از حشیش برای افراد ممکن است باعث ابتلا به مراحل اولیه ی بیماری روانی، مانند اسکیزوفرنی شوند برخی محققان معتقدند :داروهای تجویزی خاص، مانند استروئید ها و محرک ها باعث به وجود آمددن روان پریشی میشوند.

      دارو و مشاوره روانشناسی درمان اسکیزوفرنی است

      درمان اسکیزوفرنی

      با درمان مناسب، بیماران می توانند به سمت زندگی سودبخشی بروند درمان می تواند به کاهش بسیاری از علائم اسکیزوفرنی کمک کند با این حال، اکثر بیماران مبتلا به اختلال، باید برای زندگی از عهده ی این علائم بر بیایند روانپزشکان می گویند :موثر ترین درمان برای بیماران اسکیزوفرنی معمولا ترکیبی است از:
      • دارو
      •مشاوره روانشناسی
      •منابع کمک به خود
      •داروهای ضد روانپزشکی

      که با استفاده از آنها، اکثر بیماران قادرند در جامعه زندگی کنند، نه در بیمارستان بستری شوند.

      درمان اولیه اسکیزوفرنی دارو است.

      متاسفانه، رعایت (مطابق رژیم دارویی) یک مشکل عمده است افرادی که مبتلا به اسکیزوفرنیا هستند، اغلب داروهای خود را باید برای مدت طولانی در طول زندگی خود استفاده کنند، که باعث افزایش هزینه های شخصی برای خود و گاهی هم برای اطرافیان شخص،می شود. بیمار، باید حتی در صورت از بین بردن علائم ،دارو مصرف کند در غیر این صورت آنها دوباره بر خواهند گشت.

      اولین بار که فرد، علائم اسکیزوفرنی را تجربه می کند، می تواند بسیار ناخوشایند باشد آنها ممکن است مدت زیادی طول بکشد تا بهبود یابد و این بهبود می تواند یک تجربه ی یکنواخت باشد بسیار مهم است که فرد مبتلا به اسکیزوفرنی هنگامی که در ابتدا دچار این بیماری میشود، حمایت کامل از سمت خانواده، دوستان و خدمات اجتماعی خود را دریافت کند.

      تشخیص بیماری اسکیزوفرنی با آزمایش خون و مطالعات تصویربرداری

      تست و تشخیص اسکیزوفرنی

      تشخیص اسکیزوفرنی با نظارت بر اقدامات و فعالیت های بیمار داده می شود. اگر پزشک مشکوک به امکان اسکیزوفرنی باشد ، باید درباره تاریخ پزشکی و روانی بیمار بدانند بعضی از تست ها، به منظور جلوگیری از بیماری های دیگر و شرایطی که ممکن است نشانه های شایع مانند اسکیزوفرنی را مهار کنند، دستور داده می شود مانند:
      •آزمایش خون :در مواردی که استفاده از مواد مخدر ممکن است یک عامل باشد ممکن است تست خون پیشنهاد شود. آزمایش های خون نیز برای حذف علل فیزیکی بیماری انجام می شود.
      •مطالعات تصویربرداری : برای جلوگیری از تومورها و مشکلات ساختار مغز.

      ارزیابی های روانشناسی

      یک متخصص میتواند، وضعیت ذهنی بیمار را با سوال کردن در مورد افکار، احساسات، توهم، ویژگی های خودکشی، گرایش های خشونت آمیز، یا پتانسیل او برای ابراز خشونت، و نیز رفتار و ظاهر خود، ارزیابی می کند.

      معیارهای تشخیص اسکیزوفرنی

      بیماران، باید معیارهای مشخص شده در DSM (راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی) باشند این یک کتابچه راهنمای انجمن روانپزشکی آمریکایی است که توسط متخصصین مراقبت های بهداشتی برای تشخیص بیماری ها و بیماری های روانی استفاده می شود. پزشک باید مانع به وجود آمدن سایر اختلالات سلامت روانی مانند اختلال دوقطبی یا اختلال اسکیزوآفرنیک شود همچنین لازم است که نشانه ها و علائم ناشی از داروهای تجویز شده یا سوء مصرف مواد را کنترل کند.

      مشکل در گفتار نیز یکی از علائم اسکیزوفرنیاست

      بیمار باید حداقل دو مورد از علائم زیر را داشته باشد
      • هزیان
      •رفتار ناسالم و یا کاتاتونیک
      •گفتار آشفته و بی سامان
      •توهمات
      • علائم منفی که اغلب در طول ۴ هفته ادامه دارد و انجام میشود.
      • تجربه قابل ملاحظه ای در توانایی حضور در مدرسه، انجام وظایف کاری خود و یا انجام کارهای روزانه
      • علائمی وجود دارد که برای ۶ ماه یا بیشتر ادامه دارد.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
      موفق باشید

  12. یک بیمار با سابقه بستری مبتلا به افسردگی شدید که در مرحله آسیب به مال و جسم دیگران هست، چجوری می توانیم دوباره پیش روانپزشک ببریم و بستری کنیم؟ حال اینکه قبلا به شیوه فریب بستری شده و کاملا هوشیار هست؟

    • با سلام
      دوست عزیز ببینید اگر ایشون واقعا بیمار هستند که قطعا می توانید برای بستری شدن ایشون اقدام کنید و اصلا جای نگرانی وجود ندارد .چرا که وقتی شرایط وخیم باشد خود مزشک دستور بسترس را صادر می کند منتهی اگر فردی است که کاملا به موقعیت هوشیار است خوب افسرده ممکن است قلمداد نشود چون بیمار افسرده بیشتر از اسیب به دیگران در لاک دفاعی خود است و اصلا توجهی به محیط اطرافش ندارد و هیچ چیز را در نظر نمی گیر د
      یعنی اصلا مخیط برای او اهمیت ندارد مگر اینکه دو قطبی باشد که خب با این شرایط که دو قطبی باشد بله ممکن است به دیکران اسیب جدی وارد کند .در فاز مانیک و حتی دروغ ها و شرایطی که ایجاد می کند برای دیگران منشا مشکلات بسیاری شود که شاید افراد اکنون انها را در نظر نگیرند ..
      به هر حال امیدوارم با تعبیه شرایطی که دفعه اول بستری شده و له روانپزشک مراجعه کرده بتوانید ایشون رو مجددا ارجاع بدهید و اقدام کنید .امیدولرم مساله به درستی حل و مدیریت شود و مساله مهم تشخیص درست دادن در مور ایشون است
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

    • بیماری های روانی نیز مانند بیماری های جسمی ، مسئله غیر عادی نیستند. این بیماری ها نیز مانند سایر بیماری ها ، احتیاج به درمان دارند و در برخی موارد ، فرد باید بستری شود. اما در برخی از کشور ها ، مردم نسبت به این موضوع دید بدی دارند.

      مدتی که در بیمارستان بود، بجز برخی اعضای خانواده کسی به ملاقاتش نیامده و حالش را نپرسیده بود؛ انگار آنها فکر می کردند بیماری اش مایه آبروریزی خانواده است و هیچ فرد غریبه ای نباید از آن خبر داشته باشد.

      انگار خجالت می کشیدند قبول کنند او بیمار است. روزی که مرخص شد هم، تنها بود و تنها برگشت. روزی که داشت به بیمارستان می رفت اوضاع خیلی بهتر نبود؛ ولی دست کم چند نفر او را بدرقه کرده و آرزو کرده بودند هر چه زودتر خوب شود و به خانه اش برگردد. اکنون خوب شده بود و داشت برمی گشت، ولی کسی انتظارش را نمی کشید. شاید بهتر بود هیچ وقت خوب نمی شد و به خانه نمی رفت! اینها همه فکرهایی است که در سر یکی از بیماران بستری در بیمارستان روانپزشکی می چرخد و او هم دائم خودش را سرزنش می کند که چرا کارش به اینجا رسیده است؟ این مرد چهل وپنج ساله، فکر می کند اکنون همه طور دیگری نگاهش می کنند و احساس می کند حق ندارد مانند گذشته در جمع حاضر شود.

      بیمارانی که از بیماری شان خجالت می کشند

      فقط این بیمار نیست که از این وضع ناراحت است و نگران قضاوت مردم، بیشتر کسانی که گذرشان به این بیمارستان ها می افتد، همین دغدغه را دارند. همان هایی که آرام و بی سروصدا می آیند و می روند تا مبادا دوست و آشنایی آنها را ببیند و آبروریزی شود. بسیاری چنین طرز فکری دارند و مراجعه به روانپزشک را اتفاقی وحشتناک می دانند، اما از نظر آنها بدتر از آن، وقتی است که کار با درمان های معمول تمام نمی شود و نیاز است بیمار چند وقتی در بیمارستان بستری شود. آن وقت است که خیلی به هیچ عنوان حاضر نمی شوند در بیمارستان بمانند و نمی خواهند این موضوع را بپذیرند.

      البته به نظر می رسد اگر نگاه جامعه نسبت به بیماری های روانپزشکی اصلاح شود، اگر مردم فکر نکنند کسی که به روانپزشک مراجعه می کند، انسانی بی مسئولیت، بی منطق یا حتی خطرناک است و اگر تصاویری درست و براساس واقعیت از این اختلالات ارائه شود، بسیاری از این مشکلات هم حل خواهد شد یا دست کم برخورد مناسب تری با آنها صورت خواهد گرفت. دکتر سامان توکلی، روانپزشک و روان درمانگر در گفت وگو با «جام جم» ضمن تعریف اختلالات روانپزشکی، در این باره چنین توضیح می دهد: مشکلاتی که موجب بروز تغییراتی در افکار، احساسات یا رفتار انسان می شود و می تواند باعث ناراحتی فرد شده یا عملکرد او را در زمینه های مختلف شغلی، خانوادگی، اجتماعی و مانند آن کاهش دهد یا مختل کند، به عنوان اختلالات روانپزشکی شناخته می شود.

      این روانپزشک با تاکید بر این که بیشتر بیمارانی که به روانپزشکان مراجعه می کنند، نیازی به بستری شدن ندارند، یادآور می شود: ابتدا باید این موضوع را در نظر داشته باشیم که درصد قابل توجهی از افرادی که به دلیل مشکلات یا اختلالات روانپزشکی به متخصصان مراجعه می کنند، نیازی به بستری شدن ندارند و تنها درصد کمی از این بیماران لازم است برای مدتی در بیمارستان بستری شوند.

      به گفته وی، فقط در مواردی خاص و محدود برای درمان اختلالات روانپزشکی نیاز است که بیمار بستری شود. گروهی از این افراد، بیمارانی هستند که به دلیل مشکلات ناشی از اختلالات روانپزشکی ممکن است به خودشان یا دیگران آسیبی برسانند، مانند کسانی که افکار خودکشی دارند. گاهی نیز از نظر تشخیصی نیاز داریم بیمار را در بیمارستان بستری کنیم. در این هنگام که معمولا حالت اورژانسی هم ندارد، فقط برای تشخیص دقیق، مدتی بیمار را تحت نظر می گیریم، علائم بیماری را بررسی می کنیم و دیگر اقدامات تشخیصی لازم مثل آزمایش ها، تصویربرداری ها یا بررسی های نوروالکترو فیزیولوژیک برای بیمار انجام می شود. علاوه بر این، در صورت ناموفق بودن روش های درمانی که در گذشته برای بیمار انجام شده ـ به دلایلی مانند اجرا نکردن توصیه های درمانی از سوی بیمار ـ نیز ممکن است لازم باشد فرد بستری شود تا با نظارت دقیق تر بر روند درمان، روش درمانی مناسب انتخاب و اجرا شود. سرانجام نیز ممکن است گاهی در شروع بعضی درمان های دارویی یا در شرایطی که بیمار دچار مشکلات جسمی خاصی است، بهتر باشد تا زمان تثبیت اولیه داروها، بیمار در بیمارستان بماند تا با کنترل دقیق عوارض دارو یا وضع سلامت او، اقدامات درمانی اولیه انجام شود.

      البته فردی که برای درمان اختلالات روانپزشکی در بیمارستان بستری می شود، پس از گذراندن دوره درمان و کنترل علائم بیماری، می تواند به زندگی عادی برگردد و مانند دیگر افراد جامعه مشغول کار و فعالیت های روزانه شود. پس باید این نکته را در نظر داشت که بستری بودن بیماران روانپزشکی در بیشتر موارد به شرایط خاصی مربوط می شود که در دوره خاصی از بیماری وجود داشته و به این معنا نیست که آن فرد در تمام عمر درگیر آن علائم و مشکلات خواهد بود.

      گاهی فقط علائم بهبود می یابد

      بعضی وقت ها، نشانه های بیماری های روانپزشکی به کلی برطرف یا کنترل می شود؛ ولی عملکرد بیمار خیلی فرقی نمی کند و شرایطش چندان بهتر نخواهد شد.

      به گفته دکتر توکلی، چنین اختلالاتی که در حیطه های فکر، احساس یا رفتار بروز می کند، می تواند موجب ایجاد عوارض و عواقب گسترده تری بشود و بر زندگی و عملکرد فرد تاثیر بگذارد. به عنوان نمونه، فردی که دچار افسردگی است، ممکن است علائم گوناگونی مانند احساس غم، افکار ناامیدی، به هم خوردن وضع خواب و اشتها یا نداشتن انرژی و انگیزه کافی را تجربه کند. مجموع این علائم همراه با نشانه های دیگری که برای افسردگی مطرح می شود، می تواند موجب نارضایتی و احساس ناراحتی فرد شود؛ ولی از طرف دیگر چنین شخصی به دلیل این که انگیزه و انرژی کافی برای انجام کارهایش ندارد، نمی تواند مسئولیت هایش را نیز بخوبی گذشته انجام دهد و آنها را به پایان برساند. این روانپزشک خاطرنشان می سازد: گاهی ممکن است با چنین حالتی روبه رو شویم که با وجود ایجاد بهبود علامتی، بهبود عملکردی برای فرد اتفاق نیفتد؛ یعنی بعد از درمان، فرد علائم اولیه اختلال روانپزشکی را ندارد، ولی با این حال نمی تواند عملکرد گذشته خود را به دست بیاورد. این وضع بویژه برای کسانی که دچار بیماری های مزمن روانپزشکی هستند یا کسانی که از پیش این باور را دارند که تمام این اختلالات، ناتوان کننده و مزمن است، بیشتر مشاهده می شود.

      به عبارت دیگر، ممکن است پس از گذشت مدتی علائم بیماری برطرف شود، ولی به دلیل نگرش خاص فرد و همچنین تصویری که برای خودش از بیماری روانی ایجاد کرده و پذیرفته، شاید پس از بهبود نیز اعتماد به نفس کافی برای ادامه فعالیت هایش را نداشته باشد.

      پس گاهی با بیمارانی مواجه می شویم که از نظر علامتی بهبود یافته اند و علائم بیماری در آنها برطرف یا کنترل شده است؛ ولی از نظر عملکردی چندان بهبود پیدا نکرده اند و به همین دلیل براحتی نمی توانند به جایگاه و شرایطی که قبل از بیماری داشته اند، برگردند و زندگی عادی را دوباره از سر بگیرند.

      بی مهری اطرافیان هنگام بازگشت بیماران

      یکی از مشکلاتی که بیشتر بیماران روانپزشکی با آن روبه رو هستند، پذیرش نشدن از طرف اعضای خانواده، همکاران و همه افراد جامعه است. به همین دلیل هم آنها معمولا نمی توانند پس از درمان، در محل کار گذشته مشغول شوند یا مانند گذشته در جمع خانواده حضور یابند، اما چرا چنین اتفاقی می افتد؟ چرا وقتی بیماری درمان می شود، اطرافیان به جای این که خوشحال شوند و از او پذیرایی کنند، او را مایه سرشکستگی می دانند؟

      دکتر توکلی در پاسخ به این پرسش ها، می گوید: متأسفانه افکاری کلیشه ای و قالبی درباره بیماری های روانپزشکی در جامعه وجود دارد که الزاما با واقعیت نیز یکسان و هماهنگ نیست و پایه و اساس علمی ندارد. با این حال، چنین افکاری بیشتر به کل بیماران تعمیم داده می شود. به طوری که اگر فردی فقط دوره کوتاهی در زندگی اش، دچار علائم حاد بیماری روانپزشکی شود، این مساله به تمام عمر او و همچنین به همه افرادی که دچار اختلالات روانپزشکی مختلف هستند، تعمیم داده خواهد شد. بی شک، چنین نگرشی می تواند بر احساس مردم نسبت به این بیماران تاثیر بگذارد و در نتیجه، رفتارشان را نیز تغییر می دهد. وی در این باره تاکید می کند: در صورت وجود چنین افکار نادرستی که متأسفانه اکنون نیز میان بیشتر افراد جامعه شاهدش هستیم، طبیعی است که احساساتی منفی مانند بی اعتمادی یا ترس نسبت به این بیماران ایجاد شود و در نتیجه دیگران هم ترجیح می دهند از این افراد دوری کنند و خیلی با آنها ارتباط نداشته باشند.

      حتی در مواردی این نگاه تبعیض آمیز ممکن است به شکل ساختاری و در قالب قوانین یا رویه های معمول نیز درباره این بیماران اعمال شود و مثلا در دست یافتن آنان به شغل یا برخی از حقوق شان تاثیر بگذارد. از طرف دیگر، بیماری که دچار اختلال روانپزشکی است نیز با این شرایط روبه رو می شود و ممکن است پس از مدتی این طرز فکر را باور و به اصطلاح آن را درونی کند که به گفته این روانپزشک، درونی کردن چنین باورهایی می تواند یکی از عوامل کاهش اعتماد به نفس این بیماران باشد و باعث می شود پس از بهبود علامتی و کنترل علائم بیماری، احساس کنند هنوز توانایی لازم برای بازگشت به زندگی عادی را ندارند و نمی توانند مسئولیت هایشان را بپذیرند. بنابراین می توان چنین گفت که در بسیاری از موارد، نوع نگاه و برخورد افراد جامعه، بیش از این که به ماهیت بیماری ها و اختلالات روانپزشکی ارتباط داشته باشد به کلیشه ها و انگ هایی مربوط است که به هیچ عنوان پایه و اساس علمی نیز ندارد.

      چه کسانی در معرض این اختلالات هستند؟

      اگر فکر می کنید این مشکل هیچ وقت برای شما پیش نخواهد آمد یا اگر تصور می کنید این مسائل به خانواده شما ارتباطی ندارد، باید نظر متخصصان و روانپزشکان را هم بدانید که می گویند براساس آمار در جامعه ما تقریبا از هر سه یا چهار نفر، یک فرد تجربه چنین اختلالاتی را داشته است.

      به همین دلیل نیز دکتر توکلی و همکارانش بر این باورند که همه افراد و خانواده ها باید طرز فکرشان را نسبت به این اختلالات تغییر دهند و آن را براساس واقعیت، اصلاح کنند. همچنین با توجه به هزینه و فشار زیادی که بیماری های روانپزشکی بر جامعه تحمیل می کند، لازم است نه تنها اشخاص و خانواده ها که حتی مسئولان و سیاستگذاران حوزه سلامت نیز به این موضوع توجه کافی داشته باشند و برای ارتقای سطح سلامت روان افراد جامعه برنامه ریزی کنند.

      انجمن هایی برای حمایت از بیماران روانپزشکی

      بی شک اگر انجمن هایی برای حمایت از بیماران مبتلا به اختلالات روانپزشکی وجود داشته باشد و به نفع آنها فعالیت کند، شرایط کار و زندگی این بیماران هم بهتر از قبل خواهد شد. علاوه بر این، این نهادها تا حد زیادی هم می توانند نگرش مردم را اصلاح کنند و باورهای غلطی را که در جامعه وجود دارد، از بین ببرند. با این حال، به نظر می رسد این موضوع در جامعه ما خیلی مورد توجه قرار نگرفته و آن طور که باید و شاید به آن اهمیت داده نشده است. آن طور که دکتر توکلی می گوید اکنون چنین انجمن ها و نهادهایی در ایران وجود دارد؛ ولی به دلایل مختلف، این سازمان ها هنوز آن اقتدار و فعالیتی را که باید داشته باشند، ندارند. البته در بسیاری موارد، خود این بیماران و خانواده هایشان هستند که می توانند با تشکیل سازمان ها و نهادهایی از حقوق شان دفاع کنند و زمینه ساز رفع تبعیض و انگ بیماری های روانی باشند و شرایط بهتری را برای زندگی چنین افرادی در جامعه فراهم کنند.

      وقتی یکی از اعضای خانواده یا دوستانتان دچار افسردگی شده است، حمایت و تشویق شما نقش بسیار مهمی در بهبودی او خواهد داشت. اما اگر نیازهای خودتان را نادیده بگیرید، افسردگی او ممکن است شما را خسته کند. راهنمایی‌های زیر می‌تواند کمکتان کند از فردی که دچار افسردگی است حمایت کنید و در عین حال آرامش احساسی خودتان را نیز حفظ کنید.

      افسردگی اختلالی جدی اما قابل‌درمان است که میلیون‌ها نفر را، پیر و جوان و از همه طبقات اجتماعی، تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. این اختلال می‌تواند در زندگی عادی شما ایجاد اخلال کند و موجب درد شدیدی، نه فقط برای کسی که به آن مبتلاست، بلکه برای همه اطرافیان او شود.

      اگر یکی از عزیزانتان دچار افسردگی باشد، ممکن است احساسات دشواری مثل ناامیدی، خستگی، کلافگی، عصبانیت، ترس، گناه و ناراحتی را تجربه کنید. همه این احساسات کاملاً طبیعی هستند. کنار آمدن با کسی که دچار افسردگی است، کار آسانی نیست. و اگر مراقب خودتان نباشید، واقعاً ممکن است کلافه‌کننده باشد.

      روش‌هایی برای کمک به چنین عزیزانی وجود دارد. ابتدا سعی کنید اطلاعاتتان درمورد افسردگی را بیشتر کنید و درمورد آن با آن عزیزی که دچار افسردگی است صحبت کنید. اما یادتان نرود که حواستان به سلامت احساسی خودتان هم باشد. فکر کردن و در نظر گرفتن نیازهای خودتان اصلاً خودخواهی نیست — کاملاً هم ضروری است. اگر از نظر احساسی قوی باشید، می‌توانید دوست افسرده‌تان را به خوبی حمایت کنید.

      درک افسردگی یک دوست یا یکی از اعضای خانواده:

      • افسردگی مشکلی جدی است. جدیت این مشکل را شوخی نگیرید. افسردگی انرژی، خوشبینی و انگیزه فرد را می‌گیرد. فرد افسرده نمی‌تواند فقط با نیروی اراده خود، خودش را از این ورطه بیرون بکشد.

      • علائم افسردگی شخصی نیست. افسردگی، برقراری ارتباط با دیگران، حتی کسانی که دوستشان دارد را برای فرد افسرده مشکل می‌سازد. علاوه بر این، افراد افسرده معمولاً حرف‌های نیش‌دار به زبان می‌آورند که در آخر منجر به افسردگی می‌شود. یادتان باشد این حرف‌ها، حرف‌های یک فرد افسرده است نه کسی که دوستش دارید، پس سعی کنید حرف‌های او را به خودتان نگیرید.

      • پنهان کردن این مشکل به از بین رفتن آن کمک نمی‌کند. اگر بخواهید بهانه بیاورید، روی مشکل را بپوشانید یا به کسی که افسردگی دارد دروغ بگویید، هیچ تغییر مثبتی ایجاد نخواهد شد. حل کردن این مشکل فقط به شما بستگی ندارد، درواقع کاری هم نمی‌توانید بکنید. نباید خودتان را بخاطر افسردگی آن فرد مقصر بدانید یا خودتان را مسئول شادی آن فرد بدانید. بهبودی فقط در دستان خود آن فرد است.

      آیا دوست یا عضو خانواده‌ام افسرده است؟

      دوستان و خانواده معمولاً در خط اول دفاع در جنگ علیه افسردگی هستند. به همین دلیل خیلی مهم است که با علائم و نشانه‌های افسردگی آشنا شوید. این باعث می‌شود حتی قبل از آن فرد بتوانید افسردگی را در او تشخیص دهید و تاثیر و نگرانی شما به آن فرد انگیزه بیشتری برای بهبودی دهد.

      در صورت مشاهده علائم زیر در دوست یا عضو خانواده‌تان باشد نگران شوید:

      • به نظر می‌رسد که دیگر هیج چیز برای او فرقی ندارد.

      • به طور غیرعادی ناراحت، آسیب‌پذیر، حساس، خرده‌گیر و دمدمی‌مزاج شده است.

      • علاقه خود به کار، ارتباط‌جنسی، سرگرمی‌ها و سایر فعالیت‌های لذت‌بخش را از دست داده است.

      • درمورد احساساتی مثل ناامیدی و درماندگی حرف می‌زند.

      • نگرشی منفی به زندگی پیدا کرده است.

      • مکرراً از دردهایی مثل سردرد، دل‌درد و کمردرد شکایت می‌کند.

      • از دوستان، خانواده و فعالیت‌های اجتماعی کناره‌گیری کرده است.

      • کمتر یا بیشتر از حد طبیعی می‌خوابد.

      • بیشتر یا کمتر از حد طبیعی می‌خورد و به‌تازگی وزن اضافه یا کم کرده است.

      • فراموشکار، دودل و بی‌برنامه شده است.

      • به مشروبات الکلی یا موادمخدر و همچنین انواع داروهای مسکن یا خواب‌آور روی آورده است.

      چطور با آن فرد درمورد افسردگی حرف بزنید

      گاهی اوقات خیلی سخت است که بدانید با کسی که دچار افسردگی شده است چطور حرف بزنید. ممکن است بترسید که اگر آن موضوع و نگرانی‌تان در آن رابطه را مطرح کنید، آن فرد عصبانی یا ناراحت شده و یا نگرانی شما را نادیده بگیرد. احتمالاً نمی‌دانید چه سوالاتی باید از او بپرسید و چطور از او حمایت کنید.

      اگر نمی‌دانید از کجا باید شروع کنید، توصیه‌های زیر می‌تواند به شما کمک کند. اما یادتان باشد که شنونده‌ای خوب بودن خیلی مهم‌تر از نصیحت کردن است. نباید سعی کنید آن فرد را «اصلاح» کنید؛ فقط باید خوب به حرف‌های او گوش دهید. گاهی‌اوقات فقط حرف‌زدن رودررو با آن فرد کمکی قابل‌توجه برای او خواهد بود. باید آن فرد را تشویق کنید که درمورد احساساتش حرف بزند و شما نیز بدون قضاوت کردن به حرف‌هایش گوش دهید.

      نباید انتظار داشته باشید که یکبار گفتگو کار را تمام کند. افراد افسرده معمولاً از دیگران کناره گرفته و خودشان را جدا می‌کنند. باید علاقه‌تان به شنیدن حرف‌های او را بارها و بارها به او نشان دهید. باید مهربان باشید و پشتکار داشته باشید.

      راه‌هایی برای شروع گفتگو:

      • اخیراً نگرانت شده‌ام.

      • جدیداً حس می‌کنم کمی تغییر کرده‌ای و دوست دارم بدانم حال و اوضاعت چطور شده است.

      • گفتم حالت را بپرسم چون متوجه شده‌ام اخیراً ناراحت به نظر می‌رسی.

      سوالاتی که می‌توانید بپرسید:

      • از کی چنین احساسی پیدا کرده‌ای؟

      • آیا اتفاقی افتاده که باعث شده چنین حسی پیدا کنی؟

      • چطور می‌توانم کمکت کنم؟

      • آیا به این فکر کرده‌ای که از کسی کمک بگیری؟

      یادتان باشد برای حمایت کردن از این افراد باید به آنها امید و انگیزه بدهید. برای اینکار باید با زبانی به آن فرد صحبت کنید که درک کند و بااینکه در چارچوب فکری افسرده است، به آن واکنش دهد.

      چه بگویید که تاثیرگذار باشد:

      • تو تنها نیستی. من با توام و هر کاری از دستم بربیاید برایت انجام می‌دهم.

      • شاید الان باور نکنی اما مطمئنم احساس و روحیه‌ات خیلی زود عوض می‌شود.

      • شاید نتوانم درک کنم که دقیقاً چه حسی داری اما من مراقبتم و می‌خواهم کمکت کنم.

      • هرزمان احساس کردی ناامید و دلسرد شده‌ای، به خودت بگو فقط یک روز، یک ساعت، یا یک دقیقه دیگر طاقت می‌آوری.

      • تو برایم خیلی مهمی. زندگی تو خیلی برای من مهم است.

      • به من بگو چه کمکی از دستم برمی‌آید که برایت انجام دهم.

      از گفتن این جملات خودداری کنید:

      • فکرت خراب شده، به خودت تلقین می‌کنی.

      • اینجور حس‌ها برای همه ما پیش می‌آید.

      • سعی کن به چیزهای خوب فکر کنی.

      • چیزهای زیادی برای زندگی کردن وجود دارد، چرا دوست داری بمیری؟

      • من کاری نمی‌توانم برای وضعیت تو انجام دهم.

      • سعی کن خودت را از این وضعیت بیرون بکشی.

      • نباید تا الان بهتر می‌شدی؟

      چطور در عین مراقبت از خودتان، به فرد افسرده کمک کنید

      یک انگیزه ذاتی در همه ما وجود دارد که بخواهیم مشکلات کسانی که دوستشان داریم را برطرف کنیم. اما باید بدانید که قادر به کنترل افسردگی عزیزتان نیستید. اما می‌توانید وضعیت مراقبت از خودتان را کنترل کنید. همان‌قدر که برای آن فرد مبتلا به افسردگی مهم است که سالم بماند، برای شما هم مهم است. بنابراین حفظ سلامت خودتان هم باید یکی از اولویت‌هایتان باشد.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  13. به گزارش پایگاه خبری یورک الرت در اینترنت، دانشمندان می گویند داروی سرترالین که از دسته داروهای مهار کننده بازجذب سروتونین موسوم به داروهای SSRI است و در بازار تحت عنوان داروی زلفت Zoloft عرضه می شود به افزایش حجم یکی از مناطق مغزی در افراد افسرده و کاهش حجم دو منطقه مغزی در افراد غیر افسرده منجر می شود.

    مطالعه محققان که با استفاده از روش تصویر برداری ام آر آی بر روی ۴۱ میمون ماده انجام گرفت نشان داد، مغز میمون های افسرده پس از مصرف داروی یاد شده در منطقه کورتکس سینگوله قدامی، دچار افزایش حجم می شود.

    همچنین دانشمندان دریافتند، در افراد غیر افسرده با مصرف داروی سرترالین،‌ حجم منطقه یاد شده و نیز منطقه هیپوکامپ کاهش می یابد.

    به گفته دانشمندان، مناطق یاد شده در مغز، با فعالیت هایی همچون درک فضایی، حافظه، یادگیری،‌ مسیر یابی، تمایل،‌ انگیزه و هیجان در ارتباطند.

    پزشکان می گویند، مصرف این دارو باید تحت نظر متخصص روان پزشکی باشد و هرگونه تغییر دوز داروهای ضد افسردگی و دیگر داروهای مغز و اعصاب، باید تحت نظر پزشک معالج انجام گیرد.

    افسردگی اقسام گوناگون دارد و شایع ترین آن افسردگی کبیر است که فرد مبتلا به آن گاهی شاد و خوشدل و به طور موقت نیز فعال می شود.

    نوعی از افسردگی کبیر به افسردگی مالیخولیایی موسوم است که بیمار هیچ گاه از چیزی دلخوش نمی شود و در حدود پانزده درصد مبتلایان به افسردگی کبیر دچار افسردگی اوهام اند که معمولاً با خلق و خوی اندوهگین همراه است و به عنوان مثال خود را گناهکار و غیر قابل بخشش تصور می کنند.

    حدود پانزده در صد مبتلایان به افسردگی کبیر نیز دچار روان پریشی می شوند.

    شیوع افسردگی در قرن بیستم به خصوص بعد از دو جنگ جهانی بیشتر شده است.

    محققان بر این باورند که علت افزایش شمار مبتلایان به افسردگی ، زندگی شهر نشینی و مواردی همچون افزایش مصرف الکل ، افزایش استرس روزانه افراد در اجتماع و کاهش میزان اشتغال می باشد.
    مصرف‌ داروهای‌ دیگر، به‌ویژه‌ ضد انعقادهای‌ خوراکی‌ (وارفارین‌)، الکل‌، مسکن‌های‌ تجویز شده‌ توسط‌ پزشک‌، آرامبخش‌ها، داروهای‌ ضد افسردگی‌، شل‌کننده‌های‌ عضلانی‌، داروهای‌ ضد تشنج‌، یا مهارکننده‌های‌ مونوآمین‌ اکسیداز نظیر فورازولیدون‌، ایزوکربوکسازید، فنلزین‌، پروکاربازین‌، سلژیلین‌، یا ترانیل‌ سیپرومین‌. مصرف‌ سرترالین‌ در حالی‌ که‌ همزمان‌ مهارکننده‌های‌ مونوآمین‌ اکسیداز مصرف‌ می‌کنید یا کمتر از ۲ هفته‌ است‌ که‌ مصرف‌ چنین‌ داروهایی‌ را قطع‌ کرده‌اید، ممکن‌ است‌ موجب‌ گیجی‌، افزایش‌ ناگهانی‌ دمای‌ بدن‌، افزایش‌ شدید فشارخون‌، و بروز تشنج‌ شود.
    سابقه‌ یا ابتلا به‌ بیماری‌های‌ کلیوی‌ یا دچار سوءمصرف‌ موادمخدر.
    در هنگام مصرف سرترالین‌ توصیه میشود
    به‌طور منظم‌ به‌ پزشکتان‌ مراجعه‌ کنید تا بهبودتان‌ را زیرنظر داشته‌ باشد. ممکن‌ است‌ تا ۴ هفته‌ طول‌ بکشد تا اثر دارو ظاهر شود و به‌ حداکثر برسد؛ ممکن‌ است‌ بخواهید در طی‌ این‌ مدت‌ پزشکتان‌ را ملاقات‌ کنید.
    به‌ نظر برخی‌ پزشکان‌ مصرف‌ این‌ دارو افکار خودکشی‌ را افزایش‌ می‌دهد. در مورد هرگونه‌ اقدامات‌ احتیاطی‌ لازم‌ با پزشکتان‌ مشورت‌ کنید.
    تا مشخص‌ شدن‌ پاسخ‌ بدنتان‌ به‌ این‌ دارو، هنگام‌ رانندگی‌ یا کار با وسایل‌ خطرناک‌ احتیاط‌ کنید. این‌ دارو در برخی‌ افراد موجب‌ خواب‌آلودگی‌ و کاهش‌ سطح‌ هوشیاری‌ می‌شود.
    برای‌ تسکین‌ خشکی‌ دهان‌ از آدامس‌ یا آب‌نبات‌های‌ بدون‌ قند استفاده‌ کنید یا چند جرعه‌ آب‌ بنوشید. اگر این‌ مشکل‌ بیش‌ از ۲ هفته‌ ادامه‌ پیدا کرد با پزشکتان‌ مشورت‌ کنید.
    از حالت‌ خوابیده‌ به‌ نشسته‌ یا ایستاده‌ و نشسته‌ به‌ ایستاده‌ به‌ آرامی‌ تغییر وضعیت‌ دهید؛ در غیر این‌ صورت‌ ممکن‌ است‌ دچار سرگیجه‌ و سیاهی‌ رفتن‌ چشم‌ شوید.
    یک‌ برگه‌ شناسایی‌ پزشکی‌ که‌ نشان‌ دهد سرترالین‌ مصرف‌ می‌کنید، همراه‌ داشته‌ باشید.
    سرترالین‌ را دور از دسترس‌ کودکان‌، و دور از گرما، نور مستقیم‌ و حرارت‌ مرطوب‌ نگهداری‌ کنید (در این‌ شرایط‌ سرترالین‌ فاسد می‌شود).
    سرترالین‌ تاریخ‌ مصرف‌ گذشته‌ را دور از دسترس‌ کودکان‌ در توالت‌ دور بریزید.
    در هنگام مصرف سرترالین نباید
    نوشابه‌های‌ الکلی‌ بنوشید یا داروهای‌ آرامبخش‌ استفاده‌ کنید؛ زیرا اینها خواب‌آلودگی‌ و سرگیجه‌ای‌ را که‌ ممکن‌ است‌ در اثر سرترالین‌ ایجاد شود، تشدید خواهند کرد.
    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    ۴۴۰۳۴۴۹۰
    موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.