مشاوره روانپزشکی- مرکز مشاوره آنلاین

لطفا چند لحظه منتظر بمانید

برای نمایش بهتر فیلم از مرورگر گوگل کروم و یا فایرفاکس استفاده نمایید
دانلود فایل تصویری

2347 نظر جدید برای مشاوره روانپزشکی- مرکز مشاوره آنلاین

  • Yoonesdavoodi   میگوید:

    باسلام،من بدلیل آشفتگی روانی به روانپزشک مراجعه کردم و تشخیص اسکیزوفرنی دادند و قرص های دپاکین و الانزاپین تجویز کردند،که مقداری بهبود حاصل شد اما بشدت دوقطبی هستم و تمرکز ندارم تا کاری را انجام‌دهم و مدتی هم بعد از مصرف داروها احساس خواب آلودگی شدید دارم و اشتهایم زیاد شده،میخواستم بدانم باتوجه به داروهای تجویز شده ممکن است دوقطبی بوده باشد و تشخیص اشتباه شده باشد چون یکسری علائم قطع نشده و کلا این قرصها را تا چه موقع باید مصرف کرد یعنی کلا امکان قطع دارو پس از چند سال هست یا باید مادام العمر مصرف شود و اینکه قرصی جایگزین یا کمکی نیست که عوارض اینها را رفع یا کمتر کند؟باتشکر.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست گرامی اگر مشکل دو قطبی بوده باش خوب خود شما احتمالا تفاوت بین فازها رو شناسایی می کنید یعنی تغییر از فاز افسرده به سمت فاز شیدایی و در هر فاز رفتارهای متفاوت داشتن باید دید روانپزشک شما براساس چه علایمی تشخیص گذاری کرده است و خوب درست است که به هر حال شای هذیان و توهماتی باعث تشخیص اسکیزوفرنی شده است ولی باید دید ایا واقعا تشخیص درست بوده ؟ایا شما تمام علائم اسکیزوفرن رو برای تشخیص داشتید اگر بسته به شرایط فکر می کنید علائم شما به دو قطبی نزدیک تر است بهتره به فرددومی مراجعه داشته باشید البته برای اطمیان د رمورد داروها هر د ارویی دوز مشخص و مدت زمان مشخص باید مصرف شود طبیعتا اگر بهبودی حاصل شود ممکنه پزشک دوز داروها را کم کند معمولا دوره درمان یک ساله است و خوب قرص ها عوارضی هم دارند و تغیرات وزن و اشتها معمولا وجود دارد حالا بابد بررسی دقیقی صورت بگیرد تا مشخص شود که دقیقا عوارض داروست یا به خاطر یک سری مسائل دیگر است در هر حال امیدوارم با پزشکتون مشورتی داشته باشید بهبودی حاصل شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

    • راهنما   میگوید:

      آشفتگی روانی:دوست عزیز در مورد مصرف دارو باید به پزشک متخصص معالج مراجعه کنید
      چون مشکل بیماری شما هنوز تشخیص داده نشده و باید اول مشخص بشه بعد نسبت به مصرف دارو اقدام کنید
      پس بهتره در این مورد به متخصص مجربی مراجعه کنید

      شاید در طول زندگی بار ها این اتفاق برای شما افتاده باشد که در دوره ی چند روزه حالت بی حوصلگی داشته باشید و نسبت به زندگیتان بی علاقه شده باشید ، باید بدانید که این موضوع کاملا عادی است تا زمانی که این مدت زمان از حد معمول خود بگذرد

      برخی می گویند این که خلق آدم در مواقعی بالا و پایین بشود، اتفاقی کاملا طبیعی است، اما برخی دیگر از اطرافیان نیز معتقدند که تو مبتلا به افسردگی هستی، اما آیا این یعنی این که تو گرفتار نوعی اختلال جدی روانی شده ای؟ اختلالی که می تواند در صورت ادامه یافتن، زندگی شخصی، شغلی و روابط اجتماعی ات را تحت تاثیر قرار دهد، اما مشکل فقط به این مساله ختم نمی شود بلکه اختلال روانی داشتن و انگ روانی بودنی که در پس آن نهفته است نیز آزارت می دهد. پس در چنین شرایطی پذیرش مشکل، درمان و کنترل آن و در واقع بازگشت به روال طبیعی زندگی چگونه ممکن خواهد بود؟

      از نگاه روان شناسی چه نوع بیماری یا مشکل روحی، اختلال روانی تلقی می شود؟
      اختلال روانی یک سندرم یا الگوی رفتاری یا روان شناختی است که اهمیت بالینی دارد و فردی که به آن مبتلا می شود با نشانه ای دردناک یا نوعی ناتوانی روبه رو می شود. اختلال روانی در موارد کنترل نشده و حاد با افزایش قابل ملاحظه درد، ناتوانی، از دست رفتن آزادی بیمار و حتی مرگ را به همراه خواهد داشت.

      معمولا این نوع اختلالات روان شناختی چگونه تشخیص داده می شود؟
      در کتاب های مربوط به طبقه بندی اختلالات روانی چند محور مشخص شده که براساس ملاک های تشخیصی که برای هر محور ذکر شده، مشخص می شود که هر فردی مبتلا به چه نوع اختلالی شده است. البته برای این که یک روانپزشک یا روان شناس تشخیص دهد که فرد مبتلا به چه نوع اختلالی است، باید دست کم تعدادی از این نشانه ها در مدت زمانی معین با شدت مشخصی وجود داشته باشد یعنی فراوانی، شدت و مدت بروز نشانه ها اهمیت دارد. این مساله به این علت مهم است که ممکن است برخی افراد با خواندن درباره نشانه برخی از اختلالات در رسانه ها یا کتب و منابع مختلف، اقدام به برچسب زدن به خود یا دیگران کنند که کاری بسیار نادرست و غلط است؛ بنابراین فقط روانپزشک یا روان شناس بالینی با انجام مصاحبه و گرفتن اطلاعات تاریخچه ای فرد می تواند نوع اختلال را مشخص کند.

      اختلالات روان شناختی در چه سنی قابل تشخیص است؟
      این نوع اختلالات، دسته بندی های مختلفی دارد و بسته به نوع اختلال در سنین مختلف تشخیص داده می شود. برخی اختلالات وجود دارد که معمولا نخستین بار در دوره شیرخوارگی، کودکی یا نوجوانی تشخیص داده می شود مانند اختلال های تیک، دفع، یادگیری، فراگیری رشد، اختلال مهارت های حرکتی یا دیگر اختلالات نیز در دسته های دیگری طبقه بندی می شود و ملاک های تشخیصی خاصی را در بر می گیرد.

      اختلالات شایعی مانند افسردگی، استرس و اضطراب با چه نشانه هایی در افراد مختلف قابل شناسایی است؟
      برای این که این نوع اختلالات شناسایی شود، مسلما علائمی باید دیده شود تا فرد مبتلا در نظر گرفته شود. افسردگی نوعی اختلال روانی است که در آن خلق شخص آشفته می شود و جزو اختلالات خلقی طبقه بندی می شود. اختلالات خلقی طیف وسیعی را در بر می گیرد و در این نوع اختلالات، خلق فرد آشفته و بیمارگونه و ممکن است که به صورت طبیعی، بالا یا پایین ارزیابی شود. وقتی خلق فرد، پایین باشد گفته می شود که وی دچار افسردگی است که البته با این نشانه ها با کاهش انرژی کاهش علاقه، احساس گناه، اشکال در تمرکز، بی اشتهایی یا پراشتهایی و در موارد شدیدتر با افکار مرگ و خودکشی نیز همراه است؛ البته ابتلا به این اختلال می تواند در عملکرد زندگی شخصی، شغلی و روابط اجتماعی فرد نیز اثر سوء بگذارد. به این علت از افسردگی به عنوان سرماخوردگی روانی نیز یاد می شود؛ زیرا جزو شایع ترین اختلالات است. در دسته بندی اختلالات روانپزشکی اختلالاتی تحت عنوان اختلالات اضطرابی وجود دارد که شامل اختلال هایی است که در آنها، اضطراب نشانه اصلی اختلال است و انواع مختلفی دارد. اضطراب به صورت ساده عبارت است از یک احساس ناخوشایند که با تشویش، نگرانی و بی قراری و با علائم جسمانی چون تپش قلب، لرزش، تعرق، پرش عضلات و سردرد نیز همراه است. البته افراد مختلف علائم مختلفی از اضطراب را به صورت خفیف، متوسط یا شدید تجربه می کنند. چگونگی حس آسیب پذیر بودن در افراد متفاوت است و از تجربیات گذشته فرد، باورها و نگرش های وی درخصوص این موقعیت ها تاثیر می پذیرد.

      مراجعه به روان شناس یا روانپزشک چه زمانی ضرورت پیدا می کند؟
      درباره هر یک از اختلالات روانپزشکی زمانی که عملکرد شخصی، شغلی، خانوادگی و بین فردی با مشکل روبه رو شود، نیاز است تا فرد از کمک حرفه ای بهره بگیرد. درمان ناراحتی ها و بازبینی مشکلات فردی و بین فردی بسیار ضروری است و گاهی با مراجعه بهنگام و زودهنگام از تشدید بیماری و حاد شدن علائم جلوگیری می شود. زمانی که فرد به روان شناس مراجعه می کند چنانچه لازم باشد وی بیمار را به روانپزشک ارجاع می دهد تا در صورت لزوم از دارودرمانی استفاده شود. حالت عکس نیز اتفاق می افتد و ممکن است که روانپزشکان در کنار درمان های دارویی، درمان های روان شناختی را توصیه کنند. اصولا موثرترین درمان، بسته به نوع مشکل فرد به صورت دارودرمانی یا درمان های روان شناختی یا ترکیبی است.

      علت مقاومت بسیاری از افراد، بویژه در جامعه خودمان از مراجعه به روان شناس چیست؟
      گاهی علل مقاومت در مراجعه به مشاور و روان شناس یا روانپزشک، ترس از خوردن انگ بیمار روانی است. متاسفانه در جامعه ما باورهای غلطی وجود دارد که باعث می شود جملاتی مانند «من دیوانه نیستم که پیش روان شناس بروم» یا «من سالمم و به روانپزشک نیاز ندارم» یا «من خودم یک پا روان شناسم» را از افراد در طبقات مختلف جامعه می شنویم که نشان دهنده نگاه منفی و مقاومت افراد از مراجعه به کلینیک های تخصصی روانپزشکی یا روان شناسی است.

      گاهی نیز افراد از محرمانه نماندن مطالبی که بیان می کنند، ترس دارند و نگران هستند که مشخصات فردی آنها منتشر شود و اطرافیانشان و دیگران متوجه بشوند که به روان شناس یا روانپزشک مراجعه کرده اند. در صورتی که یکی از مهم ترین اصول اولیه روان شناسی و مشاوره رازداری است که از ابتدای شروع دوران تحصیل تا اخذ پروانه تخصصی بارها مورد تاکید قرار می گیرد و جزو نظام نامه اخلاقی سازمان نظام روان شناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران نیز ذکر شده است.

      یکی از موارد بازدارنده دیگر، فقر فرهنگی و نبود اطلاعات کافی خانواده ها درباره خدمات روان شناسی و مشاوره است. متاسفانه گاهی افراد خانواده بشدت مخالف مراجعه یکی از اعضای خود به روان شناس می شود و به نوعی جایگاه قابل قبولی را برای روان شناسی در نظر نمی گیرد. این مساله از تاکید فرد مراجعه کننده مبنی بر تماس نداشتن با خانواده اش، حتی برای یادآوری وقت مشاوره بروشنی قابل تشخیص است و گاهی نیز افراد به صورت مستقیم بیان می کنند که خانواده آنها پذیرش مشاوره و روان شناسی را ندارند.

      یکی دیگر از عواملی که باعث مقاومت افراد می شود، داروگریزی افراد است و می گویند: «فقط یک مشت دارو به آدم می دهند» یا «دارو اعتیادآور است» بنابراین به روانپزشک مراجعه نمی کنند.

      نقش خانواده در نتیجه گیری از درمان های روان شناختی چقدر موثر است؟
      کنترل و درمان اختلالات مختلف به درمان های انفرادی و گاهی هم درمان های دارویی نیاز دارد، اما مهم ترین نکته این است که فرد مبتلا به اختلال، نیاز به حمایت اعضای خانواده و مورد پذیرش آنها بودن دارد.

      گاهی ممکن است فردی دچار اضطرابی سطحی یا ترسی خاص باشد که اگر خانواده حمایت گری نداشته باشد، مشکل او حادتر شود؛ بنابراین خانواده و نزدیکان بیمار در کمک برای بهبود او و نیل به سمت سلامت روان نقش بسیار موثر و پررنگی دارند. خانواده باید علائم بیماری و زمان های عود آن را بشناسد تا برای اقدام بهنگام وارد عمل شود؛ بنابراین گاهی درمان اختلالات روانی به صورت چندوجهی است.

  • مینا منصوری   میگوید:

    سلام. من ۱۸سالم هست و پیش روانپزشک رفتم که ایشون تشخیص وسواس فکری دادند و فلووکسامین رو تجویز کردند.ولی احساس میکنم تشخیصشون اشتباه هست و من اصلا نشانه های وسواس رو ندارم و بیشتر علایم دوقطبی رو دارم با توجه به اینکه بعضی موقع ها شب ها نمیخوابم ولی اتقدر انرژی دارم یا پر حرفیم و هم چنین علایم افسردگیم.. به نظرتون باید چه کار کنم فلووکسامین رو میخورم اصلا تاثیری روی من نداشته

    • راهنما   میگوید:

      نشانه های دو قطبی بودن:درمورد بیماری‌های روحی-روانی، کلیشه‌های مختلفی وجود دارد. اما در واقعیت، تشخیص اختلالات روحی معمولاً دشوار است—مخصوصاً در افرادیکه دچار علائم اختلال دوقطبی هستند.


      دکتر کاری بیردن (Carrie Bearden)، استادیار روانشناسی و علوم رفتاری در دانشگاه UCLA اعتقاد دارد، “دمدمی مزاج بودن یا مشکل و خستگی در کار جزء متداولترین آن است اما شدت این اختلال انواع مختلفی دارد.”

      در زیر به ۱۰ مورد از نشانه‌های مشکلات روحی این اختلال اشاره می‌کنیم.

      ۱٫ روحیه خوب
      اختلال دوقطبی با تغییرات و بالا و پایین رفتن‌های اخلاقی بین هیجان و افسردگی شناخته می‌شود. در طول دوره هیجان، فرد ممکن است از واقعیت جدایی کامل پیدا کند.

      در جنون خفیف یا هیپومانیا که یکی از علائم این اختلال است، فرد وضعیت بسیار پرانرژی پیدا می‌کند اما هوشیاری خود به واقعیت را از دست نمی‌دهد.

      دکتر بیردن می‌گوید، “جنون خفیف می‌تواند وضعیت واقعاً لذت‌بخشی باشد. روحیه فرد به شدت تقویت می‌شود و انرژی و خلاقیت بسیار زیادی پیدا می‌کند و به نشاط می‌رسد. این قسمت بالای اختلال دوقطبی است.”

      ۲٫ ناتوانی در انجام کارها
      پُر بودن خانه از انبوه کارهای نیمه‌تمام یکی از ویژگی‌های اختلال دوقطبی است. افرادیکه بتوانند از انرژی خود وقتی در فاز هیپومانیا هستند استفاده کنند می‌تواند بازده بسیار خوبی داشته باشند.

      این افراد معمولاً از یک کار سراغ کار دیگر می‌روند، پروژه‌های غیرواقعبینانه دارند که معمولاً ناتمام می‌ماند.

      دکتر دان مالون (Don Malone) مدیر مرکز سلامت رفتاری و دپارتمان روانپزشکی کلنیک کلیولند در اوهایو می‌گوید، “این افراد معمولاً قادر به تمرکز روی یک کار نیستند و میلیون کار را شروع می‌کنند بدون اینکه بتوانند آنها را به اتمام برسانند.”

      ۳٫ افسردگی
      فردی که در وضعیت افسردگی اختلال دوقطبی است درست شبیه به فردی که افسردگی عادی دارد به نظر خواهد رسید. دکتر مالون می‌گوید، “آنها همان مشکلات افرادیکه دچار افسردگی معمولی هستند را با انرژی، اشتها، خواب و تمرکز خواهند داشت.”

      متاسفانه، قرص‌های ضدافسردگی معمولی به تنهایی برای افراد مبتلا به اختلال دوقطبی مناسب نیست. حتی ممکن است چرخه‌های تغییر روحیه را در این افراد بیشتر کند و یا فرد را به اپیزود جدایی از واقعیت بفرستد.

      او می گوید، “داروهای ضدافسردگی برای افراد مبتلا به اختلال دوقطبی می‌تواند خطرناک باشد زیرا ممکن است آنها را دچار جنون کند.”

      ۴٫ آسیب‌پذیری
      برخی از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی ممکن است دچار “جنون ادغامی شوند که در آن علائم افسردگی و هیجان را همزمان تجربه می‌کنند. در این وضعیت، این افراد معمولاً به شدت آسیب‌پذیر می‌شوند.

      همه آدمها روزهای بد در زندگی دارند به همین دلیل است که تشخیص این نوع دوقطبی بسیار دشوارتر است.

      دکتر بیردن می‌گوید، همه ما گاهی‌اوقات آسیب‌پذیر و دمدمی‌مزاج می‌شویم اما در افرادی که دچار اختلال دوقطبی هستند این وضعیت شدیدتر است تاجاییکه در روابط آنها ایجاد مشکل می‌کند، مخصوصاً وقتی فرد بگوید، نمی‌دانم چرا اینقدر آسیب‌پذیرم واقعاً نمی‌توانم آن را کنترل کنم.”

      ۵٫ تند حرف زدن
      بعضی افراد ذاتاً پرحرف هستند اما “حرف زدن زورکی یکی از متداولترین نشانه‌های اختلال دوقطبی است.

      دکتر بیردن می‌گوید، این نوع حرف زدن زمانی اتفاق می‌افتد که فرد در یک مکالمه دونفره نیست. فرد تند تند حرف می‌زند و اگر سعی کنید حرف بزنید، مطمئناً این اجازه را به شما نخواهند داد. همچنین این افراد معمولاً از موضوعی به موضوع دیگر می‌پرند.

      ۶٫ مشکل در محل‌کار
      افراد مبتلا به اختلال دوقطبی معمولاً سر کار مشکل دارند زیرا بسیاری از علائم آنها در توانایی آنها برای انجام کارهایشان و برابری با بازده کاری همکارانشان اخلال ایجاد می‌کند.

      علاوه بر مشکل در تمام کردن کارها، ممکن است دچار اختلال خواب، آسیب‌پذیری و مشکلات رفتاری فاز هیجان و افسردگی سایر زمان‌ها باشند که موجب خوابیدن بیش از اندازه و سایر مشکلات روحی و رفتاری می‌شود.

      دکتر مالون اعتقاد دارد که بسیاری از مشکلات این افراد در محل کار مشکلات بین‌فردی هستند.

      ۷٫ اعتیاد به الکل و موادمخدر
      ، حدود ۵۰ درصد از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی دچار مشکل اعتیاد نیز هستند، مخصوصاً اعتیاد به الکل.

      بسیاری از این افراد وقتی در فاز هیجان هستند به الکل روی می‌آورند تا کمی خود را آرام‌تر کنند و در زمان‌های افسردگی نیز برای تقویت روحیه خود باز به الکل روی می‌آورند.

      ۸٫ دمدمی مزاجی
      وقت این افراد در فاز هیجان هستند، دچار اعتمادبه‌نفس … می‌شوند.

      “آنها احساس بزرگی می‌کنند و عواقب آن را در نظر نمی‌گیرند. همه چیز به نظرشان خوب می‌رسد.”

      دو مورد از متداولترین رفتارهایی که از این ناشی می‌شود اعتیاد و بی‌بندو‌باری و رفتارهای جنسی نامتعارف است. او ادامه می‌دهد، “بیماران زیادی داشته‌ام که روابط جنسی داشته‌اند که اگر در فاز جنون و هیجان نبودند، به هیچ عنوان انجام نمی‌دادند. در این فاز آنها رفتارهایی از خود نشان می‌دهند که با وضعیت طبیعی آنها تطابق ندارد.”

      ۹٫ مشکلات خواب
      افراد مبتلا به اختلال دوقطبی معمولاً مشکل خواب دارند. در فاز افسردگی زیاد می‌خوابند و همیشه احساس خستگی دارند.

      در فاز جنون و هیجان به اندازه کافی می‌خوابند اما هیچوقت احساس خستگی نمی‌کنند.

      حتی با چند ساعت در شبانه‌روز احساس بسیار خوب و شادی دارند و انرژی بسیار بالایی دارند.

      دکتر بیردن می‌گوید تنظیم یک برنامه خواب مشخص برای این بیماران، اولین کاری است که برای افراد مبتلا به اختلال دوقطبی انجام می‌دهد.

      ۱۰٫ پرواز افکار
      تشخیص این نشانه کمی دشوار است اما وقتی فرد در فاز جنون است زیاد اتفاق می‌افتد. افراد تصور می‌کنند که ذهنشان در حال مسابقه است و قادر به کنترل آن نیستند و نمی‌توانند افکارشان را کندتر کنند.

      این پرواز افکار گاهی در حرف زدن اجباری هم اتفاق می‌افتد.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام ایا مطمئن هستید از تشخیص چون بین داروهای روانپزشکی معمولا مرزی وجود ندارد .و صرفا بسیاری از داروها برای چند اختلال کاربرد دارد البته امروزه مراجعین با مطالعه ای که دارند مطلع هستند خوب شاید تشخیص قابل قبول تری برای خود مشخص می کنند ولی خوب شاید علائمی چک شده است و شما همه علائم را مطرح نکرده اید .و البته احتمال خطای روانپزشک هم بوده است .به هر حال جهت اطمینان مراجعه ای مجدد به فرد دیگر داشته باشید و خوب امیدوارم مثمر ثمر باشد و به زودی مشکلات بر طرف شود.و خوب اگر اقعا تشخیص دو قطبی سیر درمان متفاوت خواهد بود و حتما باید زیر نظر روانشناس هم باشیددر این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • معصومه   میگوید:

    سلام، همسر من وابسته شدید به بنزودیازپین دارد، و مقدارش را خودسرانه زیاد کرده و اصلا خواب مناسب ندارد، بسیار افکار خودکشی دارد ولی تا کنون اقدام نکرده، به تازگی وابسته شدید به آمپول میدازولام شده و هر بار تا ۱۰ آمپول رو به خودش تزریق میکند، مایل به مراجعه به روانپزشک نیست، تا حدودی پرخاشگر شده، با کوچکترین مشکل در زندگی خود را میبازد، میشه کمکم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام با این شرایطمساله ایشوت کاملا اورژانسی است و مشکل عدم خواب یا کم شدن و مساله افکار خودکشی مشخصا به خاطر مصرف خودسرانه درایشون است که باید حتما مراجعه داشته باشند و البته علاوه برران احتمالا نیاز به بستری شدن باشد چون ده امپول و اعتیاد بهدارام بخش ها کم کم سیستم عصبی را مختل می کند ممکن است مشکلاتی پیش بیاید که قبلا اصلا مطرح نبوده .به هر حال شرایط سنی ایشون و زمان اغاز این مساله هم د درمان اهمیت داردداز دست شما کاری ساخته نیست مگر به واسطه فردی ایشون رو به دکتر ببرید اگر این شرایط ادامه داشته باشد علاوه بر عوارض زیاد برای شخص خودش مشکلاتی هم برای خود شما ایجاد می کند و ممکنه دچار درهم ریختگی روحی و مشکلات عصبی شوید در هر امروزه اکثر مشکلات ۳ابل درمان است فقط فرد باید بخواهد که درمان شود .امیدوارم به زودی با مراجعه حال ایشون بهبود پیدا کند .در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

    • زهرا   میگوید:

      با سلام ، من ذهنم خیلی مشغوله ، هر لحظه موضوعی تو ذهنم میچرخه بدون اینکه بخام به یه موضعاتی یا یه کسایی فکر میکنم انگار تو ذهنم زندگی میکنند ، همش انگار یکی تو ذهنم تو مغزم حرف میزنه گاهی خوب و امیدوارکننده و گاهی هم سرزنش کننده و ازاردهنده و بیش از حد منفی این موقع ها خیلی احساس پوچی و حقارت بهم دست میده … گاهی اینقد صدای ذهنم بلنده که مجبور میشم از تو جمع بلند شم و برم بیرون یکم با خودم حرف بزنم و قدم بزنم تا آروم شم ، خیلی زود بهم میریزم ، چند ساله ازدواج کردم و هنوز بچه دار نشدیم از این بابت خیلی خیلی احساس ناراحتی میکنم و تحت فشارم کوچکترین حرفی در این مورد مثل طوفان مغزمو بهم میریزه..

      • مشاور   میگوید:

        با سلام
        دوست گرامی ممکنه همه این مسائل مربوط به بحث عدم بارداری باشد البته اگر از قبل چنین شرایطی نداشتید که خوب با خودتون حرف بزنید .باید دید دقیقا چند وقته شروع کرده محتوا دقیقا چیست یعنی بیشتر مواقع سرزنش است یا خیر و ایا واقعا فردی این فکر را به شما تزریق می کند یعنی خود شما با خودتون صحبت می کنید یا بیشتر کاملا حس می کنید فردی دیگر است دوست گرامی بهتره هر چه سریع تر مزاجعه حضوری داشته باشید به هر روانشناسی که خودتون صلاح می دونید چون به هر حال ایم افکار ازاردهنده کم کم اگر شدت پیدا می کند ممکنه جنبه امرانه داشته باشد و حتی باعث رفتارهایی شود که اصلا فکر ش را هم نمی کردید ممکنه اکنون در شرایط استرسی هستید که خوب این شرایط عارض شده البته ارتباط با همسر و زندگی متاهیلی و کیفیت ان هم نقش بسیار مهمی دارد .در هر حال امیدوارم مراجعه و مساله خاصی نباشد و شرایط نورمال را پیدا کنید

        در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
        ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
        موفق باشید

  • هادی   میگوید:

    با سلام پسری ۲۹ساله هستم نمی دانم آقای دکتر سوالمو
    چطوری عرض کنم تا به حال به دکتر و روانپزشکی نرفتم من یک مشکل دارم که نمی توانم درمان کنم هر چه تلاش میکنم فایده نداره من از بچگی عادت دارم که باسنم را لمس کنم این یک عادت شده واسم که نمی توانم ترکش کنم دوست دارم کسی کنارم باشه که بدنم را لمس کنه واسه من خیلی لذت آوره آقای دکتر من هر شب با زیر لباس می خوابم واین کارو هم میکنم چطوری من این مشکل جنسیم را حل کنم دکتر دوست دارم درمان شوم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست گرامی این رفتار ممکنه به خاطر نوازش اولیه مراقبت کننده اصلی مادر و یا هر فرد دیگری ایجاد شده باشد که در ان با شوخی بازی و یا نوازش این ناحیه برای شما لذتی را فراهم کردند منتهی باید ببینید این لذت دقیقا در چه شرایطی ایجاد می شود در شرایط تنش و استرس و یا ارمیدگی ۷وب بهتره به روانشناس مزاجعه کنید و فعلا نیازی به روانپزشک نیست البته باید بدونید که ۷وب اگر حل نشود این توقع از همسر اینده ممکنه غیر معمول تلقی شود و همچنین ممکنه شما از طرق معمول ارضا نشوید و این برای طرف مقابل سخت باشد در هر حال باید دید ایا نعوظ و انزال به طور طبیعی اتفاق می افتد و بعد نگران نباشید با مراجعه و درمان و دادن راه حل شرایط طبیعی خواهد شد .امیدوارم موفق باشید .در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • Mohammad   میگوید:

    سلام، ممنون از پاسخگویی تان،میخواستم بدانم از بین داروهای روانگردان کدام اغلب باعث اوهام عجیب و غریب میشود،مثل دیدن تصاویر ترسناک یا شنیدن صداهایی که به فرد دستور میدهند؟تشکر.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست گرامی اصولا درربین دارد ها ارام بخش ها و خانواده پام مثل دیازپام و . اثر اعتیاداوری بیشتری دارد بسته به ساختارهایی که دارد ولی به ور کل سیستم بدن به گونه ایست که اگر شما حتی یک استامیفن را مدام مصرف کنید منجر به اعتیاد و مختل شدن سیستم عصبی و حتی اوهام می شود .البته روانگردان ها اکثرا باعث ایجاد توهم می شوند و اصلا ا۴راد نصرف می کنند تا در دنیای بی خیالی قرار بگیرند ولی مصرف شیشه خیلی بیشتر از سایر روانگردان ها باعث ایجاد توهمات غیر واقعی می شود البته تا حدی ماری جوانا هم همین طور است ولی بیشتر حالت نشئگی و سرخوشی ایجاد می کند ولی شیشه البته بسته به دوز مصرف به مرور توهماتی ایجاد می کند ک۶ در موارد شدید اشیب های جدی و حتی منجرربه فوت طرف ایجاد می شود .در هر حال هیچ دارویی و روانگردانی با ساختار شیمیایی بدون ضرر نخواهد بود البته داروها وقتی که به صورت اعتیاد اور استفاده شوند بدون نسخه بدون داشتن دوز مصرف ولی روانگردان ها در هر مقداری مشکلات عدیده ای ایجاد می کنند .در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • سعيد   میگوید:

    سلام ، خواهش میکنم اگه امکانش هست شماره تماس شخصى رواپزشک رو بزارید مستقیماً تماس بگیرم ، من مشکلى که دارم خارج از ایران زندگى میکنم و اونجا واقعاً روانپزشکِ خوبى نیست که من رو راهنمایى کنه ، من مشکلى داشتم که برطرف شد و الان بعد از ٩ سال دوباره اوت کرده و شدیدتر شده ، چند روز قبل ایران بودم دکتر متخصص اعصاب و روان رفتم یه سرى قرص هایى برام تجویز کردن که میخواستم مطمئن و با مشورت یک دکتر روانپزشک قرص هارو استفاده کنم ..

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز امکان گذاشتن شماره مستقیم یک روانپزشک نیست البته شما با سرچی که می توانید انجام دهید می توانید با مطب فرد مرتبط شوید طبیعتا در این حد این امکان برای شما فراهم است منتهی وقتی به روانپزشکی مراجعه کردید و داروهم برای شما تجویز کردند خوب طبیعی است که وقتی پزشکی برای شما دارو تجویزی کردند با خودشون در ارتباط باشید و طبیعتا با توجه به اینکه ایران نیستید بهتره ایمیلی با ایشون در ارتباط باشید و حتما با فردی که شما رو ویزیت کرده مخصوصا در مورد داروها و به هیچ وجه نظر فرد دیگراعتبار چندانی نخواهد داشت چرا که باید دید دقیقا مساله چیست و چرا ایجاد شده است تا بتوان تصمیم مناسبی گرفت .در هر حال امیدوارم دیگر دچار مشکل نشوید و همه مسائل حل شود .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

      • سعيد   میگوید:

        ممنون از پاسخگوییتون ، دقیقاً مشکل همینجاست که ایشون جواب موبایلشون رو نمیدن ، اگه امکانش شمارمو میزارم از طریق وتساپ باتون در ارتباط باشم و کمکم کنید .. ٠٠٩۶۵۵١٠٩٠٧٧٨
        ممنون میشم کمکم کنید

        • مشاور   میگوید:

          با سلام دوست عزیز امکان تماس و ارتباط به اون شکل وجود نداره می توانید با شماره داده شده تماس بگیرد تا شما را راهنمایی کنند .به هر حال باید تلش کنید با همان پزشک خودتون در ابتدا ارتباط بگیرید .چون ایشون در قبال شما که ویزیت کردند مسئول هستند در هر حال اگر ایشون پاسخگو نبودند بهتره در کشوری که هستی د دوباره به پزششک مراجعه کنید چون پزشکان ایرانی عموما همه کشورها هستند و اینکه چون مساله مصرف دارو است بهتر ه که حتما دوباره ویزیت شوید .امیدوارم بهبودی به زودی حاصل شود .در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید.
          ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
          موفق باشید

  • Sinkler   میگوید:

    سلام
    من قرص سیتالوپرام ۲۰ و ولبان ۷۵ مصرف میکنم.
    ولبان رو صبح دو ساعت بعد از صبحانه و سیتالوپرام رو شب دوساعت بعد از شام مصرف میکنم.
    میخاستم بدونم که اگه هر دو قرص رو باهم در وعده صبح بخورم مشکلی پیش میاد؟
    یا همینطور باید مثل حالا با فاصله زمانی زیاد مصرف کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست گرامی بارها گفته شده است .که در این موار د فقط باید پزشک خودتون که ویزیت کرده در مورد دوز و نوع مصرف نظر بدهد .البته که تغییر دوز نباید داد .و حتما طبق گفته پزشکتون مصرف کنید .امیدوارم بهبودی حاصل شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید.
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • Roz   میگوید:

    سلام خسته نباشید،مبتلایان به اختلال هذیانی ممکن استشرایط اضافه مانند نوسان خلق را هم تجربه کنند و این بیماران به بیماری خود آگاهی دارند یا این بیماری جزء سایکوز اولیه محسوب میشود و بیمار به اختلال خود بینش ندارند و اطرافیان باید به بیمار برای درمان کمک کنند و در کل مبتلا به این بیماری دچار علائم دیگر مثل افسردگی یا سرخوشی و مشکلات عاطفی نیست و اغلب به یک یا چند هذیان اشتغال ذهنی دارد یا این افراد هم ممکن است مثلامشکلات عاطفی و از دست دادن اراده یا انزوا هم داشته باشند،یا وقتی فردی این هذیان و این علائم را با هم تجربه کرد تشخیص دیگری مطرح است این اختلال باعث آسیب به حوزه های دیگر روانشناختی نمیشود و بیمار ممکن است فقط به شدت بدبین باشد و…؟ممنون.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز افرادی که دچار اختلال هذیانی هستند خوب بینشی نسبت به بیماری ندارند و بیشتر به واسطه رفتارهایی که انجام می دهند از دید دیگران بیمار شناخته می شوند و خودشون فکر می کنند هیچ مشکلی ندارند منتهی با هذیان هایی که دارند باعث ازار دیگران می شوند و روند زندگی هم کند می شود .و خوب این شرایط مشکلاتی را ایجاد می کند و خوب ببینی در سبب شناسی مشکل بله ممکن است واقعا مشکل عاطفی هم وجود داشته باشد و فرد را درگیر کند که خوب باید در تشخیصی که به صورت حضوری است بررسی شود و البته هذیان های فرد یک ماه باید پایدار باشد و البته نوسان شدید خلق اگر باشد احتمالات دیگری را مطرح خواهد کرد .و به غیر از بدبینی ها در اختلال هذیانی هذیان های دیگر هم وجود دارد ومگر صرفا اختلا ل پارانوئید و شخصیت پارانوئید باشد که حوزه مشکل صرفا بدبینی و سو ظن باشد که طبیعتا اگر درمان نشود ممکنه یک سری حوزه ها را درگیر کند و در زمینه زندگی هم مشکلات بسیاری را ایجاد می کند .و اگر فرد متاهل باشد روابط زناشویی مخدوشی خواهد داشت به خاطر هذیان حسادت و فکر خیانت شریک جنسی و همسر در هر حال باید برای تشخیص بالینی ارجاع داده شود تا تشخیص درست و به تبع درمان به موقع صورت گیرد .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

سوالات شما:


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه