مشاوره روانپزشکی- مرکز مشاوره آنلاین

لطفا چند لحظه منتظر بمانید

برای نمایش بهتر فیلم از مرورگر گوگل کروم و یا فایرفاکس استفاده نمایید
دانلود فایل تصویری

2020 نظر جدید برای مشاوره روانپزشکی- مرکز مشاوره آنلاین

  • مشاور   میگوید:

    با سلام
    بهتره با روانپزشک خودتون که شما رو ویزیت کردند مشورتی داشته باشید اصلا نمی شود پزشک دیگری در مورد داروها نظر بدهد خب ایشون یا باید مصرف این دارو را برای شما قطع یا تغییر دوز بدهند و یا کلا دارو را جایگزین کنند .که قطعا هر روانپزشکی با این مسائل اشنا است و می تواند به شما کمک کند .
    موفق باشید

  • مهسا   میگوید:

    سلام
    ۲۸سالمه
    کودکی پر تنش و وحشتناکی داشتم پدرم بسیار دعوا میکرد و شدیدن فحاشی میکرد و کتک میزدمخصوصا مادرمو.
    من هم زود عصبی میشم یا صفرم یا صد.از بچگی همینطور بودم ولی متاسفانه خانوادم نفهمیدن من مشکل دارم.
    الان دوسال ازدواج کردم با مسایل کوچیک یا یه فحش یا تندی کم از طرف همسرم به شدت به هم میریزم و چنان جنونی دست بم میده که نمیفهمم دارم چیکار میکنم..به شدت شوهرمو میزنم..فحش میدم..اصلا دست خودم نیست
    شوهرم خیلی خوبه و خیلی دوستم داره و نمیدونم باید چه کار کنم.شرایط مالیمم خیلی بده و نمیتونم برم دکتر با این هزینه های سنگین تو رو خدا زود بم جواب بدید چیکار کنم؟
    یه مدت فلوکسیتین ۱۰ میخوردم دوباره بخورم؟یا یه چیز دیگه ای؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      ببینید با این شرایطی که دارید بهتره از مراکز درمانی دولتی استفاده کنید چون حتما نیاز به ویزیت روانپزشک دارید و قرار نیست با چند جمله معجزه ای در زندگی شما اتفاق بیفتد و تغییری حاصل شود .مسائل روحی و روانی نیاز به پیگیری دارند و نمی توانید از طرف خودتون داروی روان استفاده کنید چون ممکنه عوارض داشته باشد و یا اصلا بهتر باشد داروی دیگری برای شما تجویز شود اصلا نران نباشید امروزه با پیشرفت علم بهترین داروها برای این مساله وجود دارد که کاملا درمان را امکان پذیر می کند .
      موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴

  • الهام   میگوید:

    سلام دختر مجرد۳۶ ساله ای هستم, فوق لیسانسم , مدتیه دچار وسواس شدم ,تا حدی که خونوادم هی میگن برو دکتر, ولی من بجای رفتن به دکتر سعی میکنم خودم رفتارامو کنترل کنم, یه جورایی نمیخام قضیه رو جدی کنم,خیلی زود عصبانی میشم, نمیخام با کسی دست بدم میترسم دستام کثیف شه,با شستشوی لباسا و وسایلم مادرم ناراحت میشه و توخونه مدام حرفمون میشه, لطفا راهنماییم کنید چه دارویی مصرف کنم, فوق العاده حساسم و احتمالا استرس ناشی از تاخیر در ازدواج باعث این حالتم شده, مشکل پسندم و چون از لحاظ ظاهر و تیپ خوش قیافه هستم نمیتونم کسی رو انتخاب کنم, لطفا کمک کنید چون میترسم با تشدید این وضع , همه بفهمن وسواس دارم و ابروم بره
    به نظرتون پروپرونول مصرف کنم تاثیری در بهبودیم داره؟بعد حموم خیلی مراعات میکنم که بع چیزی دستنزنم مبادا الوده باشه, تا حدی که نزدیک دو ماهه حتی نماز نمیخونم, چون روبندی که موقع نماز استفاده میکنم زود زود میشورم تا تمیز باشه , بخاطر همین خسته شدم و از رو لجم نمازمو ترک کردم, ولی به شدت ناراحتم از این قضیه , خاهشا راهنماییم کنید چیکارکنم

    • راهنما   میگوید:

      شخص وسواسی با فکری وسواسی و رفتاری تکراری شروع به ساییدن بیش ‌از حد سطح یا شیء می‌کند، چون فکر می‌کند حتما باید دو یا شش بار آن را بشوید تا تمیز شود، در نتیجه خود را آزار می‌دهد. این در حالی است که دیگران معتقدند آن محل یا شیء تمیز است.

      این احساس اجبار باعث افت عملکرد و تلف‌کردن وقت می‌شود و وسواس، استرس زیادی هم به فرد و هم دیگران می‌دهد و باعث کلافگی می‌شود. افراد وسواسی پیوسته رفتاری را به اجبار تکرار می‌کنند و در پایان هم معمولا از عملکرد خود رضایت ندارند درصورتی که فردی که فقط به نظافت در حدی که شلختگی و بی‌نظمی وجود نداشته باشد، اهمیت می‌دهد، هم خودش از عملکردش رضایت خواهد داشت و هم دیگران.
      چگونه بفهمیم رفتارمان وسواسی است؟
      معمولا خود فردی که کم‌کم رفتارش از حالت عادی خارج و وسواسی می‌شود، متوجه عادی نبودن رفتارش است، زیرا بیش از همه عذاب می‌کشد و بیشترین استرس به خودش وارد می‌شود و هیچ‌وقت از عملکرد خود راضی نیست.

      برای این افراد، گاهی فقط نظافت یک چیز یا مکان مهم می‌شود مثلا لباس‌ها را خیلی می‌شویند، ولی خانه‌شان چندان تمیز نیست در حالی که اگر کسی متعادل باشد، همه چیز و همه جای خانه‌اش نظم و انضباط خواهد داشت و خودش از عملکردش راضی است.

      افراد وسواس معمولا تمیزکردن دیگران را قبول ندارند و فقط اگر خودشان این کار را انجام دهند تا حدی دلشان راضی می‌شود، ولی افراد عادی از کمک دیگران استقبال هم می‌کنند.

      وسواس هم ریشه‌های وراثتی و هم یادگیری دارد. اگر در خانواده کسی سابقه وسواس وجود داشته باشد، احتمال این که به این اختلال دچار شود، زیاد است ولی یادگیری هم می‌تواند باعث بروز این مشکل شود. مثلا وقتی از دوران کودکی، بچه‌ای وادار به رعایت انضباط و تمیزی بیش از حد می‌شود، در بزرگسالی این خصیصه در او می‌ماند و حتی امکان دارد شدیدتر هم شود.
      با وسواس وسواسی‌ها مبارزه کنیم
      اولین راه مبارزه این است که اطرافیان به محض این که رفتارهای وسواسی را در کسی مشاهده می‌کنند، درصدد ترک دادن این رفتارها برآیند.
      به گفته این استاد دانشگاه، باید این فرهنگ که کسانی که وسواس دارند، منظم و نظیف می‌دانیم از بین برود و بدانیم این اشخاص دچار بیماری هستند.

      اطرافیان​ فر​د وسواسی نباید برای این که او آرام شود، هر چه می‌خواهد انجام دهند و خود را مکلف به اجرای فرامین او بدانند مثلا اگر از اعضای خانواده می‌خواهد دایم دست‌ها و پاهایشان را بشویند، به محض این که احساس کردند این خواسته از حد اهمیت به نظافت معمولی خارج است،​ به حرف او گوش ندهند تا وسواس آرام‌آرام از بین برود.

      البته ممکن است اهمیت ندادن به خواسته فرد وسواسی او را عصبی کند؛ بنابراین باید تدریجی و با تذکر انجام شود؛ ولی اگر این روش را پیاده نکنیم، شخص مبتلا به وسواس شرطی و مشکل روزبه‌روز شدیدتر می‌شود.
      وسواس‌ درمان شدنی است

      وقتی وسواس‌ رنگ مذهبی می‌گیرد باید مراقب بود در دام تقدس‌دادن بیمار به رفتار وسواسی‌اش نیفتیم و تحت‌تاثیر قرار نگیریم مثلا وقتی در پاکی و نجسی بیش ‌از حد وسواس به خرج می‌دهد، تذکر دهیم که این رفتار مذهبی نیست.

      برای این بیماران کمک گرفتن از روانپزشک یا روان‌شناس ضروری است تا درمان‌های دارویی و شناختی ـ رفتاری برایشان انجام شود.
      وسواس، نرم‌نرمک سراغمان می‌آید
      فرد وسواسی باید به خودش کمک کند، در هر چیزی که اعتدال رعایت نشود، مشکل‌زاست؛ بنابراین نه باید زیاده‌روی کرد و نه کم گذاشت. وقتی همه اذعان می‌کنند خانه مرتب یا شیء تمیز است، باید آن را بپذیریم تا در دام وسواس نیفتیم و افکار مزاحم را از خود دور کنیم تا مشغله فکری و خستگی بیش‌ از حد و بیماری‌های جسمی و روانی سراغمان نیاید. اگر حس کردید مدام یک کار را تکرار می‌کنید، مراقب باشید و دست از این عمل بردارید.

      بهترین کار کنترل افکار است به این ترتیب که افکار مخرب را کم‌کم نادیده بگیریم. مثلا اگر فکر می‌کنیم باید لباسی را چهار بار بشوییم تا تمیز شود، هر بار یک بار از تعداد دفعات شستن کم کنیم تا به یک بار برسد. می‌توان فکر کرد ناظری بر کار ما نظارت می‌کند و خود را متعهد به انجام ندادن رفتار تکراری کرد. از سوی دیگر، فضای کار باید شاد باشد تا خستگی دیرتر سراغتان بیاید. کار با موسیقی و وادارکردن خود به قبول‌داشتن کار دیگران و کمک‌گرفتن از آنها، انجام خانه‌تکانی و تمیزکردن خانه را آسان‌تر می‌کند و تمرینی است برای مبارزه با وسوسه وسواس.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در مورد اختلال وسواس وقتی راهکار داریم چرا شما انقدر باید دچار اضطراب شوید وقتی سرما می خوریم خجالت نمی کشیم چون فکر می منیم همه افرا د حداقل یک بار به ان مبتلا شدند و راحت دکتر می رویم و به متخصص مراجعه می کنیم و مساله را در میان می گذاریم خب در مورد وسواس هم همین طور است .باید مراجعه کنید و قرار نیست کسی متوجه شود دارو باید حتما زیر نظر روانپزشک باشد چون عوارضی دارد که نمی شود خودسرانه مصرف کرد اکثر وسواس ها امروزه با دارو کاملا بهبود پیدا کردند البته=اگر در کنار ان زیر نظر روانپزشک هم بوده باشند که شرایط مساعدت تر خواهد بود .نگران نباشید و سریع تر مراجعه داشته باشید
      امیدوارم موفق و خوشبخت باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • احمد   میگوید:

    سلام
    من ۳۳ سالمه و مجرد.مدتهاست ک زندگی برام سخت میگذره صیح ک از خاب پا میشم دلشوره عجیبی دارم انگار دنیا برام تموم شده همش بغض دارم غمگینم هیچیز آرومم نمیکنه ن مسافرت ن بازی ن عروسی و …
    سالها پیش عاشق دختری شدم ک خانوادم نزاشتن بهش برسم بعد از اون از هیچ زنی خوشم نیومده همش اونو تو فکره دارم داغون میشم لطفا کمکم کنید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام در این مواقع که فرد عشقی را ازدست رفته می بیند باید بتواند به جای فراموش کردن با زیر نظر روانشناس بودن برای خود شحل کند اینکه چرا این فرد و چه ویزگی هایی داشت برمی گردد به بسیاری از نیازهای ارضا نشده در کودکی ما که بعدا در غالب یک فرد نمودار می شود ما به او وابسته می شویم و می خواهیم سهم ما باشد و وقتی با پاسخ منفی رو به رومی شویم بزرگترین اشتباه ما که حق انتخاب های دیگر را از ما می گیرد توجه افراطی و مدام به این فرد است .و پرورش او در ذهن .گاهی انقدر ان فرد دز ذهن ما ارزشمند سازی می شود که حس می کنیم بعد از او دیگر توان عاشق شدن دوباره مجذوب فردی شدن و زندگی درست را نداریم در صورتی که همه این مسائل در ذهن ماست و واقعیت ندارد چون ما هیچ وقت با ان فرد زندگی نکردیم وبدی ها و نقاط ضعفش را ندیدیم و نمی دانیم ایا با او خوشبخت می شدیم یا خیر صرفا با یک فانتزی زندگی می کنیم و این بعنی باخت در زندگی و تخریب اینده مطمئن باشدی با مراجعه که این مساله حل شود شما توان این را پیدا می کنید که به فردی اعتماد کنید به او علاقه مند شوید و زندگی موفق ی داشته باشید البته وقتی اراده کنید بلند شوید و بخواهید از شرایط قبل خارج شوید و شرایط جدیدی را تجربه کنید .در غیر این صورت نشستن و در خیال فرد رفته بودن افسردگی را شدت می بخشد و مشکلات را دو چندان می کند مطمئن باشید می توانید زندگی را از نو بسازید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • ما   میگوید:

    سلام
    وقت بخیر
    من وسواس فکری دارم که دکتر برام سرترالین تجویز کرد و گفت هفته اول صبح یه دونه و از هفته دوم به بعد یکی صبح یکی شب بندازم.ولی من ساعتاشو نپرسیدم.الان من چون دیر بیدار میشم ساعت ۱۱ قرصو مصرف میکنم.به نظرتون مشکل داره این ساعت؟و اینکه ازونجایی ک به دکترم دسترسی ندارم بهترین ساعت برای مصرف روز و شب کی هستش؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در مورد قرص هایی کخ باید شب بخورد باید اول شب مصرف شود و صبح منظور ۱۲ ظهر نخواهد بود و اگر ساعات جا به جا شود ممکن است اثر بخشی که مایل هستید نداشته باشد در مورد داروهای روانپزشکب باید با کسی که شما را ویزیت کرده در ارتباط باشید در غیر این صورت دچار مشکل خواهید شد .و نباید فردی دیگر به شما توصیه ای داشته باشد چون اگر مساله ای پیش بیاید مسئولیت به عهده روانپزشک خود شما خواهد بود .موفق باشید

  • آریا   میگوید:

    درود.

    اول می‌خواستم اینجا فقط یه سوال بپرسم درمورد عوارض و تاثیرات بلند مدت قرص کثافت کلونازپام D: روی مغز و ذهن, ولی‌ بعد گفتم که بیام یه سری چیزارو مطرح کنم با اینکه میدونم اینجا کمک خاصی‌ نمی‌تونین بهم کنین یا اینکه چیز خاصی‌ نمی‌تونین بهم بگین که خودم ندونم ولی‌ خب یهو دلم خواست بگم!

    اول سوالی‌ که میخواستم بپرسم رو می‌پرسم و بعد میرم سر اصل داستان…

    حدود ۲ ساله که سر خود شروع کردم مصرف قرص کلونازپام واسه خواب… بدون هیچ اطلاعاتی مثل احمقا شروع کردم به مصرفش, مثلا می‌خواستم خوابمو تنظیم کنم! کلا مصرف این قرص اشغال یکی‌ از بزرگترین اشتباهت زندگیم بوده که بعد از یه مدت نفهمیدم چی‌ شد که فهمیدم کاملا بهش معتادم… شبی‌ ۱mg مصرف می‌کنم و بارها تصمیم به ترکش گرفتم ولی‌ واقعا سخته کنار گذاشتنش… نحوه ترکشم میدونم که کم کم باید دوز رو کم کنم و بعد قطعش کنم ولی‌ اگه باز راه یا پیشنهادی واسه ترکش هست بهم بگین یا مثلا یه قرص ضعیف تر جایگزین کنم و بعد اونو ترک کنم که راحت تر باشه.

    سوالی که میخواستم کنم اینه که عوارض بلند مدت و جبران ناپذیر داره این قرص؟ چون حس می‌کنم یه سری تاثیرات ذهنی‌ و فکری روم گذشته, مثلا ضعیف شدن قدرت تکلم , گوشه گیر تر شدن , اختلال تو حافظه و…

    البته احتمال میدم که همه اینا از جای دیگه سرچشمه گرفته باشه و ربطی‌ به کلونازپام نداشته باشه چون حدود ۶ سالی‌ هست که یه سری درگیری های ذهنی‌ دارم که میدونم همشونو خودم ساختم و کم کم بزرگشون کردم که الان خیلی‌ زیاد و شدید شدن که تو چند خط دیگه بیشتر توضیح میدم راجع بهشون.

    فقط قبلش بگم که ۲۴ سالمه, به فلسفه و روح و روان و ذهن (البته ذهن خودم در حال حاضر ترکیده) و دنیای درون و کلا کشف ذره ای از این هستی‌ بی‌ نهایت عظیم و زیبا علاقه دارم. agnostic هم نزدیک‌ترین چیزیه هم که هستم… نزدیک ترین!

    خوب! بریم سر اصل داستان…. چه جالب که تازه می‌خوام برم سر اصل داستان :)) اصل داستان از اونجا شروع می‌شه که تو رابطه برقرار کردن با آدما و صمیمی‌ شدن باهاشون مشکل دارم البته تو دوران مدرسه همیشه جزو شلوغ‌ترین و شیطون‌ترین بچه ها بودم و اون دوران خیلی زیاد رفیق داشتم و نسبتا از دوروریام باهوش تر بودم همیشه, الانم هستم ولی‌ کلا خودمو خیلی‌ فرد باهوشی نمیدونم چون باهوش بودن یه چیزه کاملا نسبیه, مثل زمان! و خیلی‌ چیزای دیگه که نسبین.

    خب، این مشکله ضعف اجتماعی من اوایل فقط تو ارتباط برقرار کردن با دخترا خودشو نشون میداد… چون همونطور که گفتم تو مدرسه و جاهایی مثل گیم نت و … ارتباطم خوب بود ولی‌ در حال حاضر جوری شده که تقریبا همه‌‌جا یه سری افکار و نگاه منفی از دیگران نسبت به خودم تو ذهنم دارم که البته اکثر اوقات میدونم که این نگاه اصلا وجود نداره ولی‌ ذهنم میسازتشون یا بهتر بگم خودم می‌سازم این توهمارو! همین باعث می‌شه که نتونم خودم باشم و خودمو نشان بدم و خیلی‌ به زور حرف بزنم مخصوصا تو جمعی که غریبه ان یا نمی‌شناسمشون, کلا تو جمعه غریبه‌ دهنم به زور باز می‌شه! یه استرسی میگیرم و همینم خب باعث میشه اون افکاری که فک میکنم دیگران بهم دارن حداقل بعضی جاها تو بعضی شرایط واقغا شکل بگیره… توی جمعی که از نظر ظاهری هم ازم بهتر باشن تشدید میشه این افکار و جالب اینجاست که میدونم خیلی خیلی‌ مسخرست! میدونم از نظر طرز فکر خیلی‌ قوی ترم ازشون ولی‌ نمیتونم خودمو نشون بدم… اعتماد به نفس ندارم با اینکه میدونم همش ذهنمه و دست خودم… اینم امتحان کردم که وقتی تو جمع یه جایی بشینم که همه افراد جمع تو دیدم باشن خیلی اون افکار کمترن و کلا راحت ترم.

    از سوم دبیرستان تا الان یعنی‌ حدود ۶ ساله که با هیچ دختری رابطه نداشتم! با هیچ دختری صمیمی‌ هم نشدم چه برسه به رابطه! این میتونه به راحتی منشا همه مشکلاتم باشه!

    کلا همیشه از جاهای شلوغ بدم میومد که الان خیلی‌ خیلی‌ شدید تر شده جوری که ترجیح میدم اکثر اوقات تنها باشم. البته اینم بگم که عاشق تنهائیم و باور دارم که هر انسانی‌ نیاز داره که خیلی‌ اوقات با خودش تنها باشه!

    باور دارم که به طبیعت تعلق داریم و سبک زندگیمون کلا از پایه غلطه!

    یه مشکل اساسیه دیگه هم اینه که جدیدا خیلی‌ بیش از حد تو خودمم, خیلی‌ زیاد… با ذهنم خیلی‌ درگیرم… نمیتونم آرومش کنم, صدای ذهنمو نمیتونم خاموش کنم.

    Social anxiety disorder
    shizoid personality disorder
    اکثر علائم این ۲تا اختلال رو دارم!

    علائم افسردگی هم دارم مثل : فقدان شادی و لذت – گوشه گیری – ناراحتی – ناامیدی – ایرادگیری از خود – عدم تمرکز – بعضی اوقات پرخاشگری و اضطراب و نگرانی و فکر خودکشی.

    البته تا چند ماه پیش حس پوچی و فکر خود کشی‌ خیلی‌ خیلی‌ بیشتر تو ذهنم جریان داشت و امیدم به آینده تقریبا صفر بود, تقریبا هرروز به خود کشی فکر میکردم. چیز خاصی‌ پیدا نمیکردم که بخوام زندگی‌رو بخاطرش ادامه بدم ولی‌ بعد از یکی‌ ۲تا تجربه ای که تو زندگیم اتفاق افتاد باعث شد این افکار ناامیدی شدید و خودکشی, به طرز قابل توجهی‌ کمتر شن, این تجربه ها باعث شد درکم از همه چیز و همه کس عوض شه,,, میگم همه چیز یعنی‌ قشنگ همه چیز!… این تجربه ها باعث شد خود واقعیمو ببینم, چیزی که باید می‌بودم و باشمو‌ ببینم… تمام محدودیتای مسخره‌‌ای که واسه خودم تو این همه سال درست کردم رو ببینم و فقط بخندم بهشون, واسم بی‌ نهایت خنده دار بودن… کلا باعث شد که از یه بعد دیگه به همه چیز نگاه کنم, به این زندگی‌ و کلا همه چی‌ نگاهم عوض شه, یه جورایی با ناخودآگاهم ارتباط برقرار کردم, رفتم جایی که زمان وجود نداشت, جایی که این جسم وجود نداشت, جایی که کلمه ‘من’ بی‌ معنی‌ بود، هیچ ‘منی’ وجود نداشت, فک کنم یه روانشناس باید بدونه اونجا که رفتم کجاست و چه جوریه. دیگه بیشتر توضیح نمیدم. ego death و OBE رو تجربه کردم… خلصه!

    این تجربه ها تا حدودی باعث بهتر شدن حالم شد با اینکه فوقالعاده قوی و سنگین بود. البته یه سری چیز ها رو هم تشدید کرد! مثبت و منفی کنار هم معنی پیدا میکنن!

    جالب اینجاست که به همه مشکلات و درگیری هام آگاهم… میدونم که خودم ساختمشون.. خودم بهشون پر و بال دادم و فقط خودمم که به راحتی آب خوردن می‌تونم بریزمشون دور, میدونم که میشه و دردناک واسم اینه که نمیتونم این کارو کنم یا بهتر بگم روند حذف و دور ریختنشون خیلی‌ خیلی‌ کنده… جالبه واقعا. جالبیش اینه که چطور یه کار همچین آسونی اینقد واسم سخته! بعضی اوقات خندم میگیره از این موضوع :))

    همین الان بعد از اینکه یه دور متن رو خوندم و یکم اصلاحش کردم یه سری چیزارم که یادم میاد میخوام اضافه کنم:

    چند ساله گل میکشم, یه مدت سوء مصرف داشتم ولی الان مصرف! خیلی‌ فرق بین مصرف و سوء مصرف هست… سو مصرف هرچیزی میتونه آسیب بزنه… و اینکه هیچ منبع معتبری وجود نداره که بگه گل ضرر داره… اگه آسیبی ببینی‌ خودت اون آسیب رو به خودت زدی نه گل. امیدوارم بفهمین چی‌ میگم.

    خیلی درون گرا هستم.

    این درگیری ها نوسان دارن یعنی بعضی روزا خیلی کمترن و تا حدودی مثبت فکر میکنم ولی بعضی روزا دقیقا برعکس.

    حس محدودیت دارم. انگار خودمو شخصیتمو محدود یا سرکوب کردم خیلی اوقات کردم, جوری که فرستادمشون اعماق وجودم ولی‌ بهش دسترسی‌ دارم!

    حس می‌کنم یه تغییر خیلی‌ بزرگ نیاز دارم.

    انگار یه سری چیزا که نباید رو ریختم تو خودم, حس می‌کنم نیاز به خالی‌ شدن دارم… باید خودمو خالی‌ کنم.

    خیلی‌ چیزارو باید حذف کنم… باید طرز زندگیم و عوض کنم و جوری که می‌خوام زندگی‌ کنم.

    باید خودمو قبول کنم, به خودم باور داشته باشم, خودمو دست کم نگیرم! معلومه وقتی‌ خودم به خودم باور ندارم سخته ارتباط برقرار کردن. همیناش خنده داره!

    باید خودمو پیدا کنم! چیزی که باید یا می‌خوام نیستم! باید بشم!

    کنجکاوم بدونم یکی‌ که با ذهن و روح و روان سرو کار داره و مطالعشون می‌کنه بعد خوندن این متن به غیر اینکه بگه سریعا به رونپزشک مراجعه کن, چه چیز خاصی‌ میتونه بگه.

    البته اصولا باید باورهام هم بگم واسه شناخت بیشتر ولی‌ دیگه خیلی‌ خیلی‌ زیاد می‌شه, اگه آدم خیلی‌ باهوشی‌ این متنو بخونه یه سری چیزارو میتونه حدس بزنه فقط تا جایی بگم که چند سال پیش این باور‌و داشتم که هیچ خدا یا کلا نیروی برتری وجود نداره… ولی‌ الان مطمئنم که یه چیز بی‌ نهایت بزرگتر از ما وجود داره و در جریانه… اسم نمیشه گذاشت واسش… فقط می‌تونم بگم یه چیز!

    از اون موقع به بعد به عرفان هم بی‌ نهایتت علاقه مند شدم به غیر چیزایی که قبلا گفتم… عرفان دیگه ته ته داستانه. حقیقت . یه اقیانوسه بدون موج, یکی مثل بودا میشه آخر داستان واسه بشر! باور دارم که کار کردن و تو اقتصاد بودن و کلا پول یه بازی کاملا بیهوده و کلا حروم کردن زندگیه… فقط واسه اینه که سر کار گذشته بشیم! سر کار گذاشتنمون! به shaman و Shamanism و terence mckenna هم علاقه شدید دارم.

    باور دارم که تعریف کلمه انسان و حیوان تو جامعه کاملا اشتباهه… هیچ فرقی‌ با حیوونا نداریم! هممون جانداریم, فقط گونه هامون فرق داره! به راحتی میتونم بگم حیوونا حتی خیلی‌ هم بهترن از ما! دقیق نگاه کنین کاملا متوجه این قضیه میشین.

    کدوم حیوونی اینجوری با همنوع خودش همیشه تو جنگه؟ کدوم حیوونی اینقد حریصه؟ کدوم حیوونی اینجوری همنوع خودشو تو دسته های‌ چند هزار تائی‌ و بیشتر قتل‌ عام می‌کنه اونم فقط به خاطر یه سری منافع مسخره! کدوم حیوونی به طبیعت اینجوری آسیب می‌زنه؟ چیزی که باعث به وجود اومدن حیات رو زمین شده, چیزی که کاملا بهش وابسته ایم. اگه قبول نکنیم که به معنای‌ واقعی‌ کلمه ریدیم به هیچ وجه باهوش نیستیم.

    چرا یهو سخنرانی‌ شد؟ :))

    آقاااا

    کات بابا

    The End

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      ● کلونازپام

      بدون تجویز پزشک: هرگز پزشکان این دارو را برای کسانی تجویز می کنند که دچار تشنج و اضطراب زیاد هستند. پزشکان توصیه می کنند افرادی که کلونازپام را به مدت طولانی و به مقدار زیاد مصرف می کنند و تصمیم دارند مصرف این دارو را قطع کنند حتما با پزشک خود مشورت کنند،

      به دلیل اینکه قطع ناگهانی این دارو باعث بروز حملات شدید تشنج می شود و در زمان قطع مصرف کلونازپام ممکن است لازم شود از داروهای ضدتشنج دیگری استفاده شود.

      هنگام مصرف کلونازپام نباید آب گریپ فروت مصرف کرد و باید دانست که این دارو از جفت عبور می کند و برای مصرف در سه ماهه اول بارداری باید ابتدا منافع آن را در مقابل مضرات آن سنجید و حتی الامکان توصیه می شود از مصرف آن در طول بارداری به خصوص سه ماهه اول خودداری کرد.

      این دارو باید در کسانی با سابقه بیماری هایی مثل کما، شوک و بیماری های کبدی و کودکان بسیار با احتیاط مصرف شود. کلونازپام اثرات مثبت و درمان گری دارد،

      اما در مواردی هم باعث بروز برخی عوارض می شود که ممکن است این عوارض در تمام افراد دیده نشود، اما بعضی افراد بعد از مصرف کلونازپام دچار سرگیجه، منگی، خواب آلودگی و از دست دادن مهارت در انجام کارها می شوند.در بعضی افراد به ندرت دیده می شود

      که پس از مصرف دچار تاری دید، یبوست، اسهال و سردرد، تهوع و استفراغ، اختلال در تکلم و خشکی غیرعادی دهان، کاهش فشارخون، ضربان نامنظم قلب، اختلال در حواس و رفتار و ضعف عضلانی می شوند

      که در هر حالت پزشکان توصیه می کنند که بعد از دیدن این عوارض سریعا به آنها مراجعه کنیم. بیماران سالمند به دلیل اینکه دچار کاهش عملکرد کلیه هستند ممکن است به مقدار مصرف کمتری از این دارو احتیاج داشته باشند و این افراد در معرض خطر بیشتر رخوت بیش از حد ناشی از مصرف داروهای ضعیف کننده هستند.

      نام فارسى کلونازپام

      نام انگلیسى CLONAZEPAM

      نام تجارى دارو Klonopin, Rivotril

      گروه دارویى ضد تشنج

      گروه شیمیایى دارو از مشتقات بنزودیازپین‌ها

      مکانیسم اثر از ایجاد امواج قله‌اى در صرع کوچک یا پتی‌مال
      جلوگیرى می‌کند و شدت، دفعات و طول مدت انتشار تخلیه الکتریکى در صرع‌هاى کوچک حرکتى را می‌کاهد.

      موارد مصرف در صرع کوچک و غیرتیپیک، در صرع آکینتیک یا بدون حرکت و در صرع‌هاى میوکلونیک، سندرم Restless Legs،Lennox-Gastout، موارد تثبیت‌نشده مثل حمله پارشیال کمپلکس و صرع تونیک کلونیک.

      میزان مصرف بالغین:
      حداکثر می‌توان تا ۱/۵ میلی‌گرم در روز و در سه دوز منقسم به‌طور خوراکى مصرف‌کرد و می‌توان هر ۳ روز دوز آن را نیم الى یک میلی‌گرم افزایش داد تا پاسخ مناسب درمانى گرفته شود و حداکثر می‌توان تا ۲۰ میلی‌گرم در روز از دارو استفاده کرد.

      بچه‌هاى کم‌تر از ده سال یا با وزن کم‌تر از ۳۰ کیلوگرم: مصرف خوراکى ۰/۰۳-۰/۰۱ میلی‌گرم / کیلوگرم در روز و در دوزهاى منقسم به‌فاصله هر هشت ساعت حداکثر می‌توان تا ۰/۰۵ میلی‌گرم / کیلوگرم در روز مصرف کرد. و می‌توان در هر ۳ روز مقدار ۰/۲۵-۰/۵ میلی‌گرم دوز دارو را افزود تا پاسخ مناسب درمانى ایجاد شود. و حداکثر می‌توان تا ۰/۲-۰/۱ میلی‌گرم/ کیلوگرم در روز استفاده کرد.

      موارد منع مصرف: در حساسیت مفرط نسبت به بنزودیازپین‌ها و حمله حاد گلوکوم با زاویه تنگ.

      توضیحات دارو عوارض جانبی:

      خونی:‌ ترومبوسیتوپنی، لکوسیتوز، ائوزینوفیلی.

      سیستم عصبى مرکزی: خواب‌آلودگی، سرگیجه، اغماء، تغییرات رفتاری، ترمور، بی‌خوابی، سردرد، تمایل به خودکشی، مبهم‌شدن تکلم.
      گوارشی: تهوع، یبوست، پرخوری، بی‌اشتهائی، خشکى دهان، اسهال، گاستریت، زخم لثه‌ها.

      پوست: راش، آلوپسی، هیرسوتیسم.

      چشم، گوش، حلق و بینی: افزایش بزاق، نیستاگموس، دوبینی، حرکات غیرطبیعى چشم.

      تنفسی: دپرسیون تنفسی، تنگی‌نفس، پرخونی.

      قلبى عروقی: طپش قلب، برادی‌کاردی.

      ادرارى تناسلی: سوزش ادرار، شب‌ادراری، احتباس ادرار.
      احتیاطات: در گلوکوم با زاویه باز، بیماری‌هاى مزمن ریوی، حاملگى (در گروه C قرار دارد)، بیماری‌هاى کلیوى و کبدى سابقه اعتیاد، کودکان و در سنین بالا با احتیاط مصرف شود.

      فارماکوکینتیک: شروع اثر: ۶۰ دقیقه. اوج اثر: ۲ـ۱ ساعت. مدت اثر: بالغین ۱۲ ساعت کودکان ۸ـ۶ ساعت، متابولیسم: کبدی. دفع: کبدى و (نیمه عمر: ۴۰ـ۱۸ ساعت).

      تداخلات داروئی: مصرف همزمان با داروهاى خواب‌آور و آرامبخش و ضد تشنج باعث تشدید تضعیف تنفسى می‌شود؛ باعث افزایش سطح فنى توئین می‌شود.

      ملاحظات پرستاری:

      پیگیرى آزمایشگاهی:

      ـ تست‌هاى کلیوی: تست کامل ادرار، BUN، کراتینین.

      ـ تست‌هاى کلیوى خونی: RBC، هماتوکریت، هموگلوبین، شمارش رتیکولوست‌ها، به‌مدت ۴ هفته، هر هفته تکرار شود و سپس هرماه انجام گردد.

      ـ تست‌هاى کدى AST, ALT، بیلی‌روبین، کراتینین.
      ـ سطح پلاسمائى دارو در مراحل اولیه درمان.

      توصیه‌ها:

      ـ با غذا یا شیر مصرف شود تا علائم گوارشى کاسته شود.

      روش تهیه / تجویز:

      ـ در دماى اتاق نگهدارى شود.

      ـ در صورت خشک‌شدن دهان از آب نبات، مزمزه کردن مکرر آب یا آدامس استفاده شود.

      ـ در مراحل اولیه درمان، فعالیت‌هاى بیمار به کمک یک همراه صورت گیرد، چرا که ممکن است بیمار سرگیجه داشته باشد.

      ارزیابى بالینی:

      پاسخ به درمان: کاهش میزان صرع با توجه به نسبت آن در جدولى که در اختیار بیمار است.

      وضعیت روانی: خلق، حواس، رفتار، افزایش خواب‌آلودگی، تغییرات رفتاری، در صورت بروز تغییر در وضعیت روانى مریض به پزشک اطلاع دهید.

      مشکلات چشمی: قبل، حین و بعد از درمان با این دارو معاینات چشمى ضرورى است (شامل slitlamp، فوندوسکوپى و تونومترى است).
      واکنش آلرژیک: راش‌هاى قرمز برجسته، که در صورت بروز این علائم، مصرف دارو را متوقف کنید.

      دیسکرازی‌هاى خونی: تب، گلودرد، راش، زردی.

      مسمومیت: دپرسیون مغز استخوان، تهوع، استفراغ، اتاکسی، دوبینی، بی‌خوابی، اغتشاش شعور، تعریق، کرامپ عضلانی: کاهش رفلکس‌ها، اغماء، کلاپس قلبى عروقی.

      آموزش به بیمار و خانواده:

      ـ که کارت شناسائى طبى خود را به‌همراه داشته باشند تا از نظر پزشکی، داروهائى که مصرف شده به‌صورت مچ‌بند ثبت شده باشد و شرایط بیمار، نام پزشک وى و تلفن او را داشته باشد.

      ـ از رانندگى و هم‌چنین سایر فعالیت‌هائى که نیاز به هوشیارى دارد امتناع شود.

      ـ از مصرف الکل یا سایر مهارکننده‌هاى سیستم عصبى مرکزى خوددارى کنند چرا که ممکن است خواب‌آلودگى آنها تشدید گردد.

      ـ بعد از استفاده طولانی‌مدت، به‌طور ناگهانى دارو قطع نشود و طى مدت چندین هفته دوز دارو را به تدریج کم کنند زیرا باعث ایجاد وابستگى جسمى و روانى در بیمار می‌شود.

      تداخل با تست‌هاى آزمایشگاهی:

      افزایش: AST، آلکالن، فسفاتاز.

      درمان مصرف بیش از حد دارو: لاواژ، ذغال فعال، کنترل میزان الکترولیت‌ها و علائم حیاتى و تجویز منقبض‌کننده‌هاى عروقی.موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    سلام. من ۲۱سالمه. من هم احساس افسردگی میکنم و هم احساس سر خوشی شدید. در واقع ۴ساله هست این طور هستم. جدیدا بی خواب شدم ولی احساس خستگی اصلا نمیکنم.ولی وقتی افسرده ام شدیدا میخوابم. و شدیدا گوشه گیر و منزوی میشم. این علتش چی هست؟! حتی خودم هم تعجب میکنم.

    • راهنما   میگوید:

      اما نکته ای که باید به آن توجه داشته باشیم این است که بسیار طبیعی است که ما انسان ها در مواقعی از زندگی شاد و پرانرژی باشیم، در مواقعی ناراحت یا غمگین باشیم و در مواقعی نیز حالت عادی و خنثی داشته باشیم. هیچ انسانی در تمام مواقع و روزهای زندگی در شرایط یکسان به سر نمی برد و ممکن است حالت های متفاوتی را تجربه کند و صرف داشتن حالت های روحی متضاد نمی تواند دلیلی بر دوقطبی بودن یا دو شخصیتی بودن ما باشد. از سویی دیگر نکته ای که باید به آن توجه کنیم این است که اختلال دوقطبی و اختلال دو شخصیتی، بسیار از یکدیگر متفاوت هستند به طوری که هر کدام به طبقه خاصی از اختلالات روانی مربوط هستند و در ثانی برای تشخیص هر کدام شرایط و نشانه های خاصی وجود دارد و صرفاً از روی برخی علائم ذهنی، نمی توان خود(یا دیگران) را در این طبقات قرار داد. در این مقاله به بررسی این دو اختلال و نشانه های مربوط به هر کدام می پردازیم و بیشتر با این دو اختلال آشنا می شویم.

      اختلال دو قطبی(مانیک دپرسیون) در واقع نوع افسردگی است که در آن علائم افسردگی مانند: خلق افسرده، غم و اندوه، از بین رفتن علاقه و فقدان لذت در فعالیت ها، خستگی یا فقدان انرژی، احساس بی ارزشی، ناتوانی در تصمیم گیری و افکار مربوط به خودکشی با علائم مانیا(یا شیدایی) مانند: خلق شنگول، افکار شتابان و هذیانی، اعمال و رفتارهای پرهیجان و افراطی، بی خوابی، رفتارهای متوقعانه و سلطه جویانه و… با هم در طی دوره هایی رخ می دهد. یعنی یک فرد دارای اختلال دو قطبی در طی چند دوره متوالی(که مدت زمان هر دوره حداقل دو هفته است)، هم علائم افسردگی و هم علائم مانیا را تجربه می کند، اما ین دوره ها لزوماً منظم و به ترتیب(مثلاً سه ماه مانیا سه ماه افسردگی و الی آخر) نیستند. براساس تعداد دوره های افسردگی و مانیا و نیز شدت علائم در هر دوره، انواع مختلفی از اختلال دو قطبی وجود دارد که تشخیص صحیح آنها توسط روانپزشک یا روانشناس متخصص صورت می گیرد.
      به طور دقیق تر یم توان گفت که افراد مبتلا به اختلال دو قطبی در دوره های افسردگی خود از نشانه های زیر رنج می برند:

      ۱. احساس غم: غم برجسته ترین و فراوان ترین نشانه هیجانی در طول دوره افسردگی است و ممکن است بیمار در ساعات زیادی از روز بدون اینکه دلیل خاصی داشته باشد، گریه کند. برخی از افراد افسرده، صبح ها احساس بدتری دارند و با گذشت زمان در روز، این احساس بهتر می شود. اما برخی دیگر عصرها و به هنگام غروب آفتاب احساس غم و ناراحتی فراوانی می کنند.

      ۲. از بین رفتن شادی زندگی: فعالیت هایی که قبلاً موجب احساس خشنودی در فرد می شدند، کند و یکنواخت می شوند. لذت ناشی از تفریحات، سرگرمی، دلبستگی ها و خانواده کاهش می یابد.
      ۳. عقاید منفی: افراد افسرده نسبت به سایر مردم، عقاید منفی بیشتری نسبت به خود، دیگران و آینده دارند. این افراد عزت نفس کمی دارند و احساس شکست می کنند. احساس می کنند حقیر، بی کفایت و نالایق هستند و به همین دلیل فاقد ویژگی های لازم، برای موفق شدن در زمینه هایی از زندگی خویش هستند که برایشان اهمیت دارد همچنین افراد افسرده نسبت به دیگران و روابط اجتماعی افکار منفی و بدبینانه تری دارند. آنها همچنین نسبت به آینده بدبین بوده و با ناامیدی به آن نگاه می کنند و معتقدند اقدامات آنها در آینده بی حاصل یا محکوم به شکست است.

      ۴. بی انگیزگی: افراد افسرده انگیزه خود را برای انجام کارها(حتی کارها و فعالیت های مورد علاقه) از دست می دهند و مشکل زیادی به خصوص برای شروع کارها دارند. این افراد به تدریج اراده خود را نیز از دست می دهند.
      ۵. ناتوانی در تصمیم گیری: مشکل در تصمیم گیری نیز نشانه رایج افسردگی است تا جایی که تصمیم گیری می تواند برای یک فرد افسرده بسیار توانکاه و وحشت انگیز باشد. زیرا از نظر وی هر تصمیمی(خواه کوچک، خواه بزرگ) جدی و خیالی است و از آنجایی که در هر کاری احتمال شکست وجود دارد، تصمیم گیری اشتباه می تواند فاجعه آمیز باشد.
      ۶. احساس گناه: فرد افسرده عموماً به گذشته فکر می کند و هر جا اشتباه یا خطایی(هر چند جزئی) در اعمال یا رفتار خود بیابد، روی آن متمرکز شده و بزرگنمایی می کند.
      ۷. نشانه های جسمی: شاید موذیانه ترین نشانه افسردگی، تغییرات جسمانی باشد. زمانی که افسردگی وخیم تر می شود تمام لذات زیستی و روانی که زندگی را با ارزش می سازند از بین می روند. از دست دادن اشتها، اختلالات خواب و کاهش میل جنسی از عوارض جانبی افسردگی هستند.
      ۸. افکار خودکشی: با شدت یافتن افسردگی، افکار مربوط به خودکشی نیز به شکل های مختلف در ذهن این افراد رژه می روند، اما خوشبختانه درصد کمی از این افراد واقعاً خود را می کشند.
      ۹. اضطراب و نگرانی: بسیار پیش می آید که در حین دوره های افسردگی، بیمار علاوه بر نشانه های افسردگی که در بالا عنوان شد حالت های اضطراب و نگرانی را نیز تجربه کند.

      همان طور که گفتیم افراد مبتلا به اختلال دو قطبی، علاوه بر دوره های افسردگی، دوره های مانیا را نیز تجربه می کنند. مانیا از چهار مجموعه نشانه برخوردار است که عبارتند از:
      ۱. نشانه های خلقی یا هیجانی: خلق فرد در حالت مانیک، شنگول و سرحال است. جالب اینکه با وجود خلق بالا، این افراد تحریک پذیر بوده و در صورت ناکامی در حهت رسیدن به اهداف خود، ممکن است گریه را سر دهند.
      ۲. نشانه های فکری یا شناختی: افکار فرد مانیک بسیار بلند پروازانه است، به طوری که وی به محدودیت های توانایی های خود اعتقاد ندارد و پیامدهای ناگوار برنامه ها و رفتارهای خود را تشخیص نمی دهد. ممکن است فرد در دوره مانیا افکار هذیانی راجع به خود داشته باشد، مانند اینکه دوست صمیمی شخصیت های سیاسی و تجاری معروف است. همچنین سرعت و پرش افکار(حواس پرتی و از شاخه به آن شاخه شدن افکار) در این بیماران زیاد به چشم می خورد. ممکن است بیمار چنان افکار یا عقاید پرشتابی در ذهن خود داشته باشد که سرعت آنها بیشتر از ان باشد که بتواند آنها را بیان کند یا بنویسد.
      ۳. نشانه های انگیزشی: رفتار فرد مانیک بیش فعالانه است و گرایش به فعالیت های پر هیجان، افراطی و پر خطر دارد. نمونه هایی از این رفتارها عبارتند از ولخرجی، سرمایه گذاری های مالی زیاد بدون داشتن پشتوانه کافی، رانندگی های دیوانه وار، صحبت کردن تند و سریع، پوشیدن لباس ها و آرایش پر زرق و برق و رفتارهای خشن و سلطه جویانه.
      ۴. نشانه های جسمی: فعالیت ها و جنب و جوش زیاد همراه با نیاز بسیار کم به خواب(به طور مثال دو ساعت خواب در شبانه روز ممکن است برای این افراد کافی باشد) به تدریج موجب فرسودگی بیمار می شود.
      نشانه های ذکر شده فوق(هم افسردگی و هم مانیا) فقط تعدادی از نشانه هایی بود که افراد دو قطبی در طی دوره های متناوب تجربه می کنند. علت این بیماری نامشخص است اما بیش از ۸۰ درصد بیماران به دارو درمانی پاسخ می دهند و درمان می شوند، بدیهی است که روان درمانی همراه با دارو درمانی نیز در درمان این اختلال بسیار موثر است.

      اختلال دو شخصیتی چیست و دو شخصیتی کیست؟
      واژه دو شخصیتی در واقع به طبقه اختلال هویت گسستی(که قبلاً به آن اختلال شخصیت چندگانه می گفتند) اشاره دارد. وجود این اختلال زمانی تایید می شود که نشانه های زیر در فردی دیده می شود.
      ۱. وجود دو یا چند شخصیت(هویت) مجزا
      ۲. دست کم دو تا از این شخصیت ها(هویت ها) به طور مکرر رفتار شخص را در اختیار بگیرند.
      ۳. ناتوانی در یادآوری اطلاعات شخصی
      به عبارت دیگر می توان گفت اختلال هویت گسستی، اختلالی است که در آن یک فرد خاص، به جای یک شخصیت واحد و طبیعی دارای دو یا چند شخصیت است. به طوری که گویا چندین شخصیت در یک فرد زندگی می کند و هر کدام در مواقع متفاوتی بر فرد حاکم شده و ماهیت و رفتار وی را تعیین می کند. بیشتر اوقات این شخصیت ها کاملاً متفاوت(از نظر جنسیت، سن، زبان و فرهنگ، احساس و رفتار، نام و نام خانوادگی و…) بوده و حتی گاهی متضاد یکدیگرند. این در حالی است که معمولاً یک شخصیت اولیه وجود دارد که همان شخصیت اصلی فرد است و بقیه شخصیت ها بدل هستند.
      شخصیت اصلی و شخصیت های فرعی همگی نسبت به دوره های مفقوده زمانی(دوره هایی که به یاد نمی آورند کجا بودند و چه کار می کردند) آگاهی دارند و ممکن است صدای سایر بدل ها در ذهن یکی از شخصیت ها بپیچد، هر چند این شخصیت نمی داند این صدا متعلق به کیست؟
      بیمار ممکن است چیزهایی در مورد خود از دیگران بشنود که آنها را به خاطر نمی آورد. یکی از مراجعان، یک نقاشی را که امضایی با یک نام دیگر در کنار آن بود، در دفترچه یادداشت شخصی خود(که هیچ کس به غیر از خودش به آن دسترسی نداشت) نشانم داد که نمی دانست این نقاشی از کجا آمده و توسط چه کسی و در چه زمانی کشیده شده است. همچنین می گفت دکوراسیون اتاقش عوض می شود و چیزهایی را در اتاقش پیدا می کند که مال او نیست و نمی داند از کجا آمده است؟ همچنین می گفت عادت به استفاده از قفل فرمان در ماشینش ندارد اما بارها هنگامی که وارد ماشین خود شده، با کمال تعجب دیده که فرمان قفل زده شده است!
      اختلال هویت گسستی(اختلال دو شخصیتی یا چند شخصیتی) معمولاً در دوران کودکی شروع می شود اما به ندرت تا قبل از بزرگسالی تشخیص داده می شود. علت دقیق ایجاد کننده این اختلال مشخص نیست اما روانشناسان، وجود آسیب های شدید و تنش زا در دوران کودکی(مانند مورد تجاوز جنسی قرار گرفتن) را در شروع این اختلال موثر می دانند. لازم به ذکر است که درمان این اختلال از طریق روان درمانی، روانکاوی و هیپنوتیزم صورت می گیرد.
      پس در مجموع می توان گفت برخلاف اختلال دو قطبی که در آن سازمان شخصیتی فرد سالم است و فرد مبتلا، فقط حالت خلقی متضادی را در طی دوره هایی تجربه می کند، در اختلال دو شخصیتی، یک فرد به جای یک شخصیت واحد، دو شخصیت(یکی اصلی و دیگری فرعی) را با خود به یدک می کشد و در بیشتر اوقات خود فرد از این جریان آگاهی ندارد. گاهی شخصیت اصلی عنان اختیار رفتار فرد را در دست دارد و گاهی شخصیت فرعی این کار را انجام می دهد. به طور مثال ممکن است یکی از شخصیت ها مونثبوده و عقاید مذهبی محکمی داشته باشد در صورتی که شخصیت دیگر مردی خشن، بی قید و بند و بزهکار باشد. تنوع زیادی در شخصیت ها دیده می شود و با اینکه سوژه جذابی برای فیلمسازان و نویسندگان به شمار می رود، افراد مبتلا بسیار از این اختلال رنج می برند و نیازمند کمک حرفه ای هستند. نکته آخر جهت تشخیص اینکه، این اختلالات نباید موقتی و در اثر مصرف داروی خاص، مواد مخدر یا محرک ایجاد شده باشد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر ۴ سال است این شرایط رو دارید مساله شما اختلال و قطبی است که باید بررسی شود و حتما باید تحت نظر روانپزشک باشید و دارو مصرف کنید و اصولا یکی از اصلی ترین داروها لیتیوم است .این اختلال فرد را در دوره ای در فاز سرخوشی قرار می دهد و در دوره ای دیگر فرد ولخرج بی خواب و دچار افزایش تمایلات جنسی می شود .و خرید های غیر ضروری برای فرد مشکلاتی را ایجاد می کند حتی در حالت شدید رفتارهایی که باعث ایجاد درگیری های قانونی می شود امیدوارم متوجه این شرایط شده باشید و با توجه به سنتون رودتر پیگیر درمان باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • علیرضا   میگوید:

    سلام داروهای که برای وسواس فکری استفاده می شود باید سرساعت مصرف شود چون من داروی سیتا لوپرام و فلوکسامین واریپیپرازول مصرف می کنم وگاهی فراموش می کنم سر ساعت مصرف کنم مثلا اگر داروی فلوکسامین دساعت ده شب مصرف شود باید شب بعد هم در همان ساعت مصرف شود واگر یک ساعت بعد مصرف شود اشکالی دارد؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بهتر است داروهای روانپزشکی سرساعت و با دوز مشخص مصرف شود اگر می خواهید اثر گذار باشد منتهی چند دقیقه تاخیر مساله ای ایجاد نمی کند .
      و در حالت کلی بهتره هر تغییر مصرفی با خود روانپزشکتون هماهنگ شود که قطعا شما را ویزیت کرده و بهتر مطلع هستند در صورتی که فرد به دلیل خواب اوری دارو …نمی تواند ساعت خاصی بخورد خب باز روانپزشک تغییر ساعت ایاد می کند در هر صورت بهتر است هر روز در ساعت مشخصی مصرف شود .
      موفق باشید

  • رضا   میگوید:

    سلام
    ببخشید من مدتیه به خاطر فشار پایان نامه و مقاله و … از سمت استادم داروی فلووکسامین مصرف میکنم (به صورت سر خود و بدون تجویز پزشک)
    حالا کارای اعزام به سربازی رو دارم انجام میدم و نمیخوام حتی معاف از رزم بشم
    توی معاینه اولیه حرف از وسواس زدم و اونم برام نوشت حالا میخوام بدونم برای معاینه های بعدی و کمیسیون پزشکی که احتمال گرفتن نوار مغزی و تست ROR از من هست، و من هم میخواهم که این مسئله روی نوار مغز من تاثیری نذاره و نوار مغزم نرمال باشه، حالا که حدودا یه هفته مونده به معاینه و گرفتن نوار مغزی، اگر در این مدت دارو را بخورم تست ها نرمال میشه یا نخورم؟
    ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر دوست دارید که سربازی بروید بدونید که خب نباید بحث وسواس رو مطرح می کردید ولی چون سر خود این دارو مصرف شده که مدتش رو نمی دونیم باید بدونید که عوارضی به همراه دارد و بهتره این مدت تا گرفتن نوار مغزی مصرف نشود ولی احتمالا بسته به مدت مصرف نوار مغزی تغییراتی را تشان دهد منتهی فکر نمی کنم دلیل برای معافیت کلی از خدمت شود .بهتره قبل از گرفتن نوار مغزی با پزشک دیگری مشورت دشته باشید .
      موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹
      موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      فلوواکسامین (Fluvoxamine)
      نام تجاری: Luvox, Lovox CR
      طبقه بندی درمانی: فلوواکسامین از گروه داروهای ضدافسردگی (مهارکننده های اختصاصی بازجذب سرتونین SSRI ) است که برای درمان اختلال اضطراب اجتماعی و یا اختلالات وسواس فکری- عملی که شامل افکار و اعمال تکراری است مورد استفاده قرار می گیرد.

      راهنمایی های کلی:
      چنانچه شما در هریک از حالات زیر بسر می برید، لازم است قبل از مصرف فلوواکسامین پزشک خود را مطلع سازید، زیرا ممکن است به آزمایش های خاصی در طول درمان احتیاج داشته باشید و یا از دوز دارویی که با شرایط شما سازگار است استفاده نمایید.
      بیماری کبدی
      حملات تشنجی یا صرع
      اختلال دوقطبی
      سابقه سوء مصرف مواد یا افکار خودکشی (اگر سن شما کمتر از ۲۴ سال است)، هنگامی که شما برای اولین بار از فلووکسامین استفاده کنید، شما ممکن است افکار خودکشی داشته باشید، اگر شما علایم افسردگی و یا افکار خودکشی را در چندین هفته اول درمان داشتید به پزشک خود اطلاع دهید، هرگز خودسرانه دوز داروی خود را تغییر ندهید. علاوه بر این خانواده و مراقبان بیمار باید به تغییرات خلقی فرد آگاه باشند.
      در صورت وجود حساسیت به فلوواکسامین، تیزانیدین، تیوریدازین، پیموزاید و یا مهارکننده های «MAO» مانند: ایزوکربوکسید، ترانیل سیپرومین، فنالزین، سلژیلین دیگر شما قادر به استفاده از فلوواکسامین نخواهید بود. بعضی از این داروها باعث عوارض خطرناکی می شوند، هنگامی که آنها با فلوواکسامین تداخل پیدا می کنند. شما باید بعد از قطع مصرفMAO ، حداقل ۱۴ روز صبر کنید و بعد از آن فلوواکسامین را مصرف کنید، بعد از این که شما فلوواکسامین را قطع کردید، باید حداقل ۱۴ روز صبر کنید و بعد از آن MAO را مصرف کنید.
      مصرف در دوران بارداری: فلوواکسامین جزء گروهC است. این دارو ممکن است باعث مشکلات ریوی خطرناکی در نوزادانی که مادران آنها در طول بارداری این دارو را مصرف می کرده اند، بشود.
      اگر شما مصرف این دارو را در دوران بارداری قطع کنید، برگشت (عود) نشانه ها را خواهید داشت. در صورت شک به حاملگی یا برنامه ریزی برای آن، پزشک خود را مطلع سازید.
      مصرف در دوران شیردهی: در شیر وارد شده و برای شیرخوار مضر است. اگر به کودک خود شیر می دهید بدون مشورت با پزشک خود این دارو را مصرف نکنید.

      راهنمای مصرف
      از مصرف این دارو در موارد مشابه و یا توصیه مصرف آن به دیگران خودداری نمایید.
      این دارو را طبق دستور پزشک مصرف کنید.
      دوره درمان را با مقدار توصیه شده، کامل کنید.
      مصرف این دارو برای افراد زیر ۱۸ سال بدون تجویز پزشک ممنوع است.
      از خرد کردن، جویدن و له کردن دارو خودداری کنید.
      قرص به صورت کامل بلعیده شود، زیرا این کار باعث می گردد که اثر دارو به تدریج در بدن آزاد شود.
      این دارو را می توانید همراه با غذا یا بدون آن صرف کنید.
      فلوواکسامین را به صورت ناگهانی قطع نکنید، زیرا شما ممکن است عوارض ناخوشایندی را تجربه کنید.
      فلوواکسامین را به دور از دسترس کودکان نگهداری کنید.
      فلوواکسامین را در مکانی به دور از گرما و رطوبت نگهداری نمایید.

      فراموش کردن دوز مصرفی:
      در صورتی که یک نوبت از مصرف دارو را فراموش کردید، به محض به یاد آوردن آن را میل کنید، ولی اگر تقریبا زمان مصرف نوبت بعدی فرارسیده باشد، فقط آن را مصرف کنید و از دو برابر کردن آن خودداری کنید.
      مسمومیت با دوزهای بیش از اندازه:
      اگر شما فکر می کنید بیش از مقدار تجویز شده این دارو را مصرف کرده اید، سریع به پزشک مراجعه کنید. تاری دید، فقدان هماهنگی، خواب آلودگی شدید، تهوع، استفراغ، مشکلات تنفسی، غش، کما از نشانه های مصرف دوزهای بیش از اندازه است.
      موارد احتیاط
      هنگام رانندگی یا انجام هر کاری که به هوشیاری نیاز دارد، احتیاط کنید.
      از نوشیدن الکل اجتناب کنید، زیرا می تواند عوارض جانبی این دارو را افزایش دهد، علاوه بر این ممکن است به تفکر یا پاسخدهی شما به محیط آسیب برساند.
      اگر شما از داروهای خواب آور، داورهای تسکین دهنده درد، داروهای آلرژیک یا سرماخوردگی، داروهای ضداضطراب و ضدصرع استفاده می کنید، حتما به پزشک خود اطلاع دهید.

      عوارض جانبی فلوواکسامین:
      ۱ – شایع
      واکنش های آلرژیک (کهیر، مشکلات تنفسی، راش پوستی، تورم صورت، لبها، زبان و گلو).
      تغییرات خلقی یا رفتاری
      اضطراب، حملات هراس، مشکلات خواب
      احساس خشم، عصبانیت، بیقراری، بیش فعالی، افسردگی، افکار خودکشی و یا خودآسیبی
      ۲ – خطرناک
      حملات تشنجی (صرع)
      افکار و اعمال غیرعادی
      اضطراب، بیقراری، مشکلات حافظه و تمرکز، توهمات
      تب شدید، فقدان هماهنگی، سفتی عضلات
      گیجی، تعریق، سریع و نامنظم بودن ضربان قلب، تنفس سریع
      ۳ – خفیف
      کاهش اشتها و وزن
      خشکی دهان، تهوع خفیف، ناراحتی معده، اسهال، یبوست
      مشکلات خواب
      سرگیجه، خواب آلودگی
      کاهش میل جنسی، ناتوانی جنسی، اشکال موارد ارگاسم.
      اگر شما هرکدام از این عوارض و یا عوارض ناخواسته دیگری داشتید، سریع به پزشک مراجعه کنید.
      تداخلات دارویی مهم:
      چنانچه شما هریک از داروهای زیر را مصرف می کنید قبل از مصرف فلوواکسامین پزشک خویش را مطلع سازید.
      داروهای ضددرد، ضدتورم، ضدتب، که اینها شامل ایبوپروفن، ناپروکسن، دیکلوفناک، ایندومتاسین، پیروکسیکام و دیگر داروها.
      کاربامازپین
      کلوزاپین
      دیورتیک (مدر)
      لیتیوم
      متادون
      مکسی لیتین
      امپرازول
      فنی توئین
      پروپرانولول
      کینیدن
      تاکرین
      ترامادول
      تریپتوفن
      تئوفیلین
      رقیق کننده خون مانند وارفارین (داروی ضدانعقاد خون)
      داروهای تسکین دهنده مانند: دیازپام، آلپرازولام، میدازولام، تریازولام.
      آلموتریپتان، سوماتریپتان، ریزاتریپتان، ناراتریپتان.
      داروهای اختلالات روانپزشکی مانند: کلرپرومازین، پرفنازین، هالوپریدول و…
      داروهای ضدافسردگی مانن: آمی تریپ تیلین، کلومیپرامین، ایمی پرامین.
      ویتامین ها، داروهای گیاهی و دیگر داروها.

  • صدف   میگوید:

    سلام. آیا برای حرف زدن در خواب درمان خاصی هست یانه؟من شبها توی خواب حرف میزنم و اطرافیان بهم گفتن در حالی که اصلا خودم یادم نمیاد.

    • راهنما   میگوید:

      اصلی ترین دلایل حرف زدن در خواب
      – استرس
      – کمبود خواب
      – تب
      – مصرف الکل

      بر طبق باور کارشناسان این دلایل صحبت کردن به هنگام خواب را تحریک می کنند. با این حال، گاهی برخی عوامل بیرونی از جمله اتفاقات خوشایند یا ناخوشایند بیرونی یا قرار گرفتن در موقعیتی جدید موجب هیجاناتی در فرد می شود که شب ها و در قالب صحبت در خواب جلوه پیدا می کند.به همین خاطر، اغلب کلماتی که در این مواقع شنیده می شود به اتفاقات بیرونی و آنچه در طول روز بر فرد گذشته است مربوط می شود.

      در نقطه مقابل، صحبتی که ناشی از تب یا مصرف بیش از حد الکل باشد لزوماً ارتباطی با وقایع روزمره زندگی افراد یا گذشته آنها ندارد و اغلب بی معنا و عاری از وحدت است. در واقع، صحبت کردن در خواب بیش از آنکه پدیده ای درونی باشد واکنش بدن است نسبت به اتفاقات بیرونی که نمی توان آن را نوعی بیماری یا اختلال آسیب رسان پنداشت.

      با این حال، کارشناسان به آن دسته افرادی که این ماجرا برایشان به دفعات تکرار می شود توصیه می کنند سری به پزشک متخصص بزنند. ممکن است با یک دوره دارو درمانی کوتاه مدت همه چیز به حالت عادی بازگردد و خودشان و دیگران خوابی آرام تر و با کیفیت تر را تجربه کنند.

سوالات شما:


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه