مشاوره روانپزشکی- مرکز مشاوره آنلاین

لطفا چند لحظه منتظر بمانید

برای نمایش بهتر فیلم از مرورگر گوگل کروم و یا فایرفاکس استفاده نمایید
دانلود فایل تصویری

1534 نظر جدید برای مشاوره روانپزشکی- مرکز مشاوره آنلاین

  • درمانده   میگوید:

    با سلام و عرض ادب
    ۳۴ سال دارم ۱۲ سال ازدواج کردم.سال ۸۵ بر اثر دیسک کمر شدید مجبور شدم ورزش رو کنار بذارم قبلا بسیار شاداب و شوخ بودم اما ۴ یا ۵ ساله که دچار سستی و بی انگیزگی شدم ۶ماهی هست که توی خونه هستم دست دلم به هیچ کاری نمیره عصبی هستم فشار عصبی باعث لرزش پاها و دستهایم میشه لبهام تیک گرفته احساس پوچی میکنم چندساله دست به هرکاری میزنم موفق نمیشم.حوصله جاهای شلوغ رو ندارم بیشتر اوقات جلو تلوزیون کانال عوض میکنم ناراحتی ۲ سال پیش زخم معده گرفتم دیسک کمر هم عوت کرد که خیلی خیلی ضربه روحی شدیدی بهم ضد .خانمم هم دختر عموم هستند چند سالی هست باهاش مشکل دارم درک نداره شعورش نسبت به واقع و اتفاقاتی که واسه من افتاده پایین فکر میکنه من بازی در میارم.دو سالی هست که رو د روم جبهه گرفته تو ۵ ماه پیش موقع کار کردن زمین گیر شدم که یک روز بعد از این اتفاق ولم کرد رفت خونه پدرش.چند وقت بعد خودم پدر و مادرم فرستادم سراغش که نیومد.کارهاش خانمم بیشتر اذیتم میکنه بیشتر داغونم کرده .یک سالی هم میشه که برای تمام دردهام جسمیم قرص متادون مصرف میکنم چون قرص ناپروکسن و چند قرص دیگه که باید بخورم باعث خونریزی معدم شد من هم مجبور شدم از متادون استفاده کنم.
    چند وقته دارم سعی میکنم که بخودم بیام ولی نمیتونم خیلی سخته واسم وقتی میرم بیرون ۱۰ دقیقه طول نمیکشه که برمیگردم خونه ترس از محیط بیرون دارم تحمل مردم رو ندارم شغلم آزاده مغازم بسته ام چون تحمل این رو ندارم که بروم مغازه .
    زود عصبانی میشم از کوره در میرم دوز متادونم بالا نیست ۳۶ ساعت یک قرص ۴۰ متادون مصرف میکنم بعضی اوقات تا ۷۲ ساعت هم میشه .
    آقای مشاور من چکار کنم کیفیت زندگیم خیلی اومده پایین یک پسر ۷ ساله هم دارم .
    مشکلات با خانمم جدی هستش چند بار مشاور رفتم واسه رابطه خودم و خانمم فایده نداره مشاوره هم گفت هی داری مسکن میزنی که درد زندگیت کم بشه آخرش طلاق !
    اما پدر و مادرم نمیزارن همش میگن فایل چی میگن فردا رومون نمیشه تو روی فامیل نگاه کنیم از این دس صحبت ها.
    واقعا گرفتار شدم همیشه حس مسکنم زیرچندهزار تن آوار گیر کردم و دارم له میشم.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز قطعا شرایطی که توصیف کردید دردناک است و برای هر کسی ممکنه چنین مسائلی رو به وجود بیار ه متتهی
      شما دچار دیسک کمر شدید و خدای ناکرده مشکلات بیشتر براتون پیش نیومده و نباید اینقدر راحت به سمت مصرف دارو ها و خانه نشینی پیش می رفتید .به هر حال ادم ها خودشون باید انگیزه را ایجاد کنند و افرادی هستند در شرایط بدتر از شما دارن کار و تلاش می کنند در حد توان جسمی که دارند در مورد همسرتون خب بنده ایشون رو ندیدم و نمیشه قضاوت یک طرفه کرد که درک و شعور دارند یا نه ولی خودتون تصور کنید ایشون در زندگی به دنبال حامی بودند و حالا چند سالی به خاطر مشکل شما دارن خونه نشینی شما رو می بینند و به هر حال برای یک زن سخته این شرایط .و اینکه شما سن بالایی هم ندارید و دارید متادون مصرف می کنید و بهتر می ذونید که متادون داروی اعتیاد اوری است نسبت به بقیه دارو ها باید زیر نظر روانپزشک مصرف شود .اکنون هم دیر نشده به جای اینکه فکر طلاق باشید می تونید زندگی رو از نو بسازید و تلاش کنید که انگیزه های رفته رو دوباره برگردونید .فرزندتون زندگیتون همسرتون و همه و همه منتهی باید زیر نظر یک فرد متخصص باشید نه اینکه خودسر دارو عوض کنید هر دارویی عوارض داشته باشد روانپزشک کتبحر می تواند جایگزین ان را اعمال کند و اینکه به خاطر شرایط روحی پیش امده و تا حدی افسردگی به روانشناس مراجعه کنید .به هر حال در قرنی زندگی می کنیم که برای همه مسائل راهکار وجود دارد و نباید اجازه دهید در این سن دچار استهلاک شوید و بهتر است برای دردتان به روانشناس متخصص درد مزمن مراجعه کنید و بدونید که نشستن و عدم فعالیت برخلاف باورهای عمومی درد مزمن را بدتر می کند و بهبودی ایجاد نمی شود گاهی در خانواده انقدر نقش بیمار را ایفا می کنیم که افراد خانواده از ابراز همدردی و رسیدگی خسته می شوند و فکر می کنید ان ها اهمیتی نمی دهند
      امیدوارم با بررسی زودتر و پیگیری مشکلات مرتفع شود
      ناامید نباشید و سال جدید را با حرکتی نو در زندگیتون شروع کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • علی   میگوید:

    سلام
    مادر بنده مشکلات روانی زیادی داره
    همیشه میخواد اعصاب دیگران رو خورد کنه و فکر کنم از این کار لذت میبره
    حرفای وحشتناکی میزنه که مغز آدمو داغون میکنه
    حتی دکترش برای نوشته بود بره تیمارستان ولی اونجا گفتن پر شده نتونست بره
    منم مجبورم پیشش زندگی کنم
    من دوتا سوال از شما دارم
    آیا میتونم با توجه به این که خیلی راحت بیماریشو انکار میکنه پیش مراجع قضایی این موضوع رو اثبات کنم که ایشون مشکل روانی دارن؟
    پیشنهاد شما برای درمان چیه؟

    خواهش میکنم عاجزانه هرچه سریع تر پاسخ بدین!

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      نمی دونم دقیقا منظور شما رو متوجه شدم یا خیر ولی به هر حال ایشون مادر شما هستند با همه مسائل و مشکلات که بنده اطلاع دارم بیماری های روحی چقدر برای بقیه اطرافیان سخت است و اینکه باید برای درمان اقدام کنید اگر بستری هم نشوند که بعیده اگر هم پر باشه بخش اعصاب و روان زمان دیگری برای بستری ندهند به هر حال بیماران دوره درمان دارند .با مراجعه به روانپزشک و دادن دارو حداقل اینه که شرایط نورمی پیدا کنند و در حال حاضر وخیم ترین مسائل روانی هم با دارو قابل کنترل است نه به این معنا که برای همه بهبود حداکثری است خیر به این معنی که از عود بیماری جلوگیری می شود البته ایشون سنشون هم مهمه اگر سنشون بالا باشه احتمال وجود دمانس هم هست که حالت وخیم شدن دارد و روز به روز فرد شرایط بدتری پیدا می کند و باید حتما تحت مراقبت باشند توسط متخصص و شما به تنهایی از عهده مراقبت ایشون بر نمی ایید و اینکه بخواهید ثابت کنید که ایشون مشکل روانی دارند یعنی مایلید نیروی انتظامی اقدام کند ؟خب اصولا جرمی مثل قتل هم از گردن بیماران روانی ساقط می شود حالا ایشون که مادرتون هستند و حتما بهتون میگن باید ببرید ایشون رو پیش دکتر و اتفاق خاصی نمی افتد .مطمئن باشدی با پیگیری درست درمان پذیر خواهند بود
      امیدوارم زودنر اقدام کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • ناشناس   میگوید:

    سلام ایمیل من مسدوده
    من نمدونم با دخترم چیکار کنم قبلا گفته بودم دختر ۱۵ سالم دچار توهم و……شده توروخدا راهنماییم کنید هرروز میخاد از خونه فرار کنه و مدت ۳ماهه دچار این علائم شده
    مممنون

    • راهنما   میگوید:

      مهم‌ترین نکته در رفتار با بیماران اسکیزوفرن این است که دقیقا از ماهیت بیماری آنها با خبر شوید و درک کنید که اگر درباره دیدن و شنیدن چیزهای عجیب حرف می‌زنند، اگر نمی‌توانند درست قضاوت کنند، اگر گفتار و رفتارشان با هم مناسب نیست، به علت بیماری‌شان است. وقتی به این باور برسید آن وقت می‌توانید بخش زیادی از افکار غلط را درباره این بیماری اصلاح کنید. به عنوان مثال: باید باور کنند که بیماری اسکیزوفرنی نادر و غیرمعمول نیست و یکی از انواع بیماری‌های روانی شایع است. این بیماری درمان قطعی ندارد و تا پایان عمر با فرد می‌ماند، اما می‌توان آن را مهار کرد. بیماری اسکیزوفرنی مسری یا ناشی از صفات بد در فرد نیست. این بیماران روحیه ضعیفی ندارند بلکه مهار علائم بیماری از عهده‌شان خارج است. این بیماران لزوما خلاق و هنرمند نیستند، اما امکان دارد برخی هنرمندان هم مثل بقیه افراد جامعه به آن مبتلا شوند.

      با او چگونه باشیم؟

      پس از اصلاح افکارتان درباره بیمار باید نیازهای او را شناسایی کنید. یکی نیازهای اصلی بیماران، مکان امن است. بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی بشدت احساس ناامنی می‌کنند و بنابر این باید برای او فضایی آرام بسازید که در آن احساس تهدید شدن نداشته باشد و بتواند حریم خصوصی‌اش را حفظ کند.

      نکته دیگر این که باید سعی کنید عزت نفس بیمار اسکیزوفرن را حفظ کنید، زیرا وقتی بیمار با حرمت‌شکنی اعضای خانواده و دوستانش مواجه شود، بشدت خشمگین می‌شود و در پی جبران برمی‌آید و ممکن است دست به رفتارهای بسیار خشن و تهاجمی بزند.

      بیماران اسکیزوفرن به استقلال و خودکفایی نیاز دارند. آنها هوش پایینی ندارند پس درست نیست که سعی کنیم اختیار امور روزمره را از آنها بگیریم. بیماران اسکیزوفرن نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن دارند و اگر دیگران با ترس و تنفر با آنها رفتار کنند، حالشان بدتر می‌شود و به همین دلیل وقتی بیمار در بیمارستان بستری می‌شود باید به او یادآوری کنید که هنوز دوستش دارید و یکی از اعضای خانواده‌تان محسوب می‌شود.

      بیماران اسکیزوفرن گاهی باید با خودشان خلوت کنند. در این شرایط سعی نکنید آنها را از هر راهــی که شده از تنها گزینی‌شان خارج کنید.

      آخرین نکته درباره بیماران اسکیزوفرن این است که برخی خانواده‌ها گمان می‌کنند بیماری این گروه با ازدواج بهبود می‌یابد در حالی که ازدواج هیچ تاثیری بر درمان ندارد و فقط باعث افزایش فشارهای روانی بر بیمار می‌شود و امکان دارد به طلاق و ضرر اقتصادی بینجامد و به هر حال اگر بیمار اصرار دارد با میل خودش ازدواج کند، ابتدا باید همسر آینده‌اش از نوع بیماری‌اش با خبر شود و دوم این که باید چتر حمایتی بر سر بیمار نسبت به دوره‌ای که مجرد بوده، گسترده‌تر شود.

      در این مورد حتما ” با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • احسان ملکی   میگوید:

    با سلام
    من دچار وسواس فکری و عملی و همچنین هراس اجتماعی می باشم … بعلت وسواس به دو دکتر روانشناس مراجعه کردم
    یکی سرترالین و دیگری فلوکستین تجویز کردند …
    کدام یک از این ۲ دارو نتایج رضایت بخشتری داشته و برای من مفید است.
    خیلی ممنون میشم اگه من رو راهنمایی کنید

    • راهنما   میگوید:

      افرادی که دچار افکار وسواسی هستند، دچار اضطراب می شوند که با انجام عمل وسواسی اضطرابشان کاهش می یابد و چنانچه فردی در مقابل انجام عمل وسواسی مقاومت کند، اضطرابش بیشتر می شود.
      وسواس تا میزان قابل تحملی در بسیاری از افراد وجود دارد و به صورت تردید، نداشتن تمرکز، کم خوابی و… ظاهر می شود.گاهی اوقات کودکان هم دچار وسواس می شوند که معمولا” علائم آن رفتارهای پرخاشگرانه، تکرار کلمات و یا لجبازی با اطرافیان است.
      افراد مبتلا به اختلال وسواس به دلیل موفق نبودن در بسیاری از کارهایشان به مرور زمان دچار تردید و تزلزل می شوند و علائمی چون اضطراب، تشویش و فقدان اعتماد به نفس در آنها افزایش می یابد.
      عوامل هیجانی موثر(خشم های فروخورده شده، عوامل ایجاد افسردگی، تغییر خلق های ناشی از تغییرات هورمونی) عوامل جسمی نظیر نقص عضو یا کم توانی فیزیکی و عوامل محیطی همچون خانواده، اطرافیان، اجتماع و آموزش ها، تاثیر بسزایی در بروز وسواس دارند.علت بیماری وسواس ممکن است عوامل گوناگونی باشد.
      وسواس در ۵۰ درصد از بیماران به صورت ناگهانی شروع می شود، می گوید: فقط در ۵۰ درصد از بیماران وسواسی، این عارضه بعد از یک واقعه استرس زا مثل مرگ عزیزان یا حاملگی، مشکلات جنسی و… رخ می دهد.

      اختلال وسواس فکری و عملی ،علائم آن و راه درمان چیست؟
      علائم وسواس
      بعضی اوقات افرادی که مبتلا به وسواس هستند از اختلال خودآگاهی ندارند اما زمانی فرا می رسد که فرد به رفتارهای افراطی و نامعقولی که انجام می دهد، آگاهی می یابد.افکار و اعمال اجباری و وسواسی ناراحتی شدیدی ایجاد می کند و فرد به طور دائم معذب است و زمان قابل ملاحظه ای از وقت شخص در روز صرف این کارها می شود.

      علائم اختلال فکر و عمل وسواسی (obsessive-compulsivedisorder) در چهار گروه عمده تقسیم بندی می شوند:
      الف) وسواس های مرتبط با آلودگی:
      این مورد در خانم ها شایع ترین الگو است و فرد به طور مشخص و به صورت دائم به دنبال شستشوی خود و اشیای اطراف است. مصادیق این مورد به وفور در جامعه دیده می شود.
      این گروه از بیماران ممکن است از فرط شستشو، پوست دست های خود را بسایند و یا به دلیل ترس از میکروب قادر به ترک منزل نباشند.
      ب) وسواس های مرتبط با کنترل و چک کردن موارد مختلف در طول روز:
      در این نوع از وسواس، شخص به طور مرتب خاموش بودن اجاق گاز، بخاری، اتو، برق و بسته بودن درها و… راکنترل می کند.
      ج) وسواس از نوع داشتن افکار مزاحم و ذهنی:
      این گروه از افراد دچار وسواس های فکری شامل عقاید یا تصاویر ذهنی پایداری هستند که مزاحم است و موجب اضطراب و پرخاشگری می شوند.
      د) تقارن:
      این گروه از افراد وقت زیادی را برای رسیدن به ایده آلی که ذهن آنها متصور است، صرف می کنند. مثلا” شخص بیمار ۲ ساعت از وقت خود را برای اصلاح صورت و تنظیم خط ریش خود اختصاص می
      دهد.
      خیلی از افراد فکر می کنند اختلال وسواس اجباری در خانم ها بیشتر است.
      بخلاف تصورر عموم احتمال ابتلای مرد و زن به OCD(اختلال وسواس اجباری) یکسان است، اما در گروه سنی نوجوانی، میزان ابتلای پسران از دختران بیشتر است که منشاء ژنتیک دارد.از سوی دیگر میزان ابتلای افراد مجرد به این اختلال، بیشتر از متاهل هاست. به طور کلی میزان شیوع اختلال وسواس اجباری ۲ تا ۳ درصد است.

      اختلال وسواس فکری و عملی ،علائم آن و راه درمان چیست؟
      درمان وسواس می تواند به ۲ صورت دارویی و غیردارویی و یا توام با هم انجام گیرد که معمولا” بهترین جواب را زمانی خواهیم داشت که این ۲ نوع درمان را در کنار هم داشته باشیم.
      با اشاره به این که ۲۰ تا ۳۰ درصد بیماران به خوبی به درمان جواب می دهند و حدود ۴۰ درصد بهبودی متوسطی دارند، می گوید: متأسفانه حدود ۲۰ تا ۴۰ درصد از بیماران پاسخ خیلی خوبی به درمان نمی دهند.
      عامل اصلی رفتارهای وسواسی یک میانجی شیمیایی به نام»سروتونین« می باشد و بیشتر درمان های وسواس مبتنی بر «مهار بازجذب سروتونین» است.

      داروهای مهم وسواس
      ۱٫ قدیمی ترین داروی وسواس که هنوز هم یکی از موثرترین آنها، کلومیپوامین است که در حقیقت یکی از داروهای ضدافسردگی سه حلقه ای می باشد.
      ۲٫ داروهای اختصاصی مهارکننده بازجذب سروتونین مثل فلوکیستین و به طور اخص فلووکسامین و سرتراسین.
      ۳٫ اگر داروهای ۲ گروه اول و دوم پاسخ ندهند، داروهای دسته سوم را به این داروها اضافه می کنیم؛ این داروها شامل: باسپیردن، کلونازپام و حتی داروهای آنتی سایکوتیک مثل هالوپیریدول، پیموزاید و رسپیریدون هستند و حتی گاهی از لیتیوم هم استفاده می کنیم.
      روشی که برای درمان غیردارویی وسواس استفاده می شود(R.E.P) یا Response exposure prevenition است که مواجهه بیمار با موردی می باشد که نسبت به آن وسواس دارد( مثل آلودگی ها) و این که از پاسخ دادن جلوگیری کند که در واقع نوعی حساسیت زدایی است.
      اهمیت رفتاردرمانی برای درمان اختلال وسواس: گاهی اوقات کارایی این روش معادل ارزش درمان دارویی است و می تواند بسیار ارزشمند باشد.
      به صورت کلی وسواس وابسته به شرایط محیطی است و قابلیت پیشگیری ندارد، مراجعه به موقع به پزشک را برای درمان بیمار، جهت جلوگیری از توسعه بیماری بسیار موثر می داند و به اطرافیان بیمار توصیه می کند که برای درمان بیمار خود صبر و تحمل کافی داشته باشند. به طور کلی میزان شیوع اختلال وسواس اجباری، ۲تا ۳درصد است.بیشتر درمان های وسواس مبتنی بر مهار بازجذب سروتونین است.
      احتمال ابتلای مرد و زن به اختلال وسواس اجباری یکسان است.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بنده اطلاعی ندارم چرا به دو روانپزشک مراجعه کردید .به هر حال باید با یک پزشک ادامه دهید چون گاهی داروهای متفاوت تجویز می شود ضمن اینکه این دو دارو بسته به سایر شرایط فرد هم تجویز می شود شما باید از یک دستور تبعیت کنید اگر پاسخی نگرفتید بعدا اقدام کنید ضمن اسینکه داروها برای اثربخشی حداقل دو هفته زمان لازم دارند
      و نباید سریع منتظر معجزه بود و اختلال وسواس جز اختلالاتی است که باید حتما از درمان های روانشناسی استفاده کنید و دوره درمان را کامل کنید و اکثر افراد در کنار دارو با استفاده از این درمان ها نتیجه رضایت بخش گرفتند .بهتره به یک روانپزشک اعتماد کنید و از داروهایی که داده استفاده کنید مطابق دستور پزشک گه قطعا بحث هراس را در نظر گرفته باشد و هدف مدیریت هر دو اختلال باشد
      امیدوارم به زودی با مراجعه بهبودی صورت گیرد
      یادتون نره بحث پایبندی به درمان بسیار حائز اهمیت است
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • میلاد   میگوید:

    با عرض سلام و تبریک سال نو جدید و نوروز باستانی
    ببخشید اگه سریع و خلاصه میگم
    مدتی هست یعنی چند روز که خیلی نسبت به مسائل ووخبرهای ناگوار حساس شدم مثلا اینکه دوستی یا آشنایی که فوت میکنه و اگه مریضی خاصی داشته باشه به اون فکر میکنم بدون اینکه بخوام فکر کنم و تمرکز داشتهوباشم به اون اتفاق و این خیلی داره من رو اذیت میکنه و فعالیت های شخصی و هنری که دارم رو با مشکل مواجه کرده،در ضمن یک ماه قبل از این اتفاقات دچار پانیک مانیا شده بودم که با کمک یکی ااز دوستان بهتر شدم

    لطفا تجویز خودتون رو خیلی سریع بهم بگید
    با سپاس از وقتی که میذارید.

    اگه میشه ایمیل کنید واسم بازم ممنونم.

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز روانشناسان معتقدند که تفکر بیش از حد می تواند باعث بروز اشکالات اساسی در اعمال انسان شود، به ویژه برای خانم هایی که در استرس و ناامیدی بسرمی برند، به اضطراب و افسردگیشان منجر خواهد شد.در ادامه، توصیه هایی برای توقف تفکر بیش از حد و آرامش یافتن در زمان حال به شما پیشنهاد می شود.

      به گزارش سلامت نیوز به نقل از سایت روان، همۀ ما برای مثبت بودن بیشترین تلاش خود رامی کنیم، ولی گاهی هم الگوهای منفی فکری باعث نابودی لحظات زیبای زندگیمان می شود.

      ما ممکن است در گذشته اشتباهاتی کرده باشیم که باعث نگرانی و تنش ما در زمان حال باشد و این موضوع می تواند در آینده به نتایج منفی منجر شود. ما احتمالاً بیش از اندازه به تجزیه و تحلیل تجارب معمولی و تعاملاتمان می پردازیم و این در حالی است که بسیاری از مشغولیات ذهنی ما، حتی وجود خارجی هم ندارند. بسیاری از مواقع به محض این که اتفاق بدی رخ می دهد، ما آن را با اتفاقات بد گذشته پیوند می دهیم و شروع به احساس ناراحتی و غم می کنیم و شاید همین حالا در مورد بسیاری از مشکلات که احتمال می دهیم به نتایج منفی برسد، به خود سخت بگیریم و مضطرب باشیم.

      اگر شما بسیاری از مواقع خود را در چنین موقعیت هایی می یابید، به قول روانشناسان؛ “بیش از اندازه متفکر” هستید و این طرز فکر می تواند به سلامتی شما آسیب شدید برساند.

      روانشناسان معتقدند که تفکر بیش از حد می تواند باعث بروز اشکالات اساسی در اعمال انسان شود، به ویژه برای خانم هایی که در استرس و ناامیدی بسرمی برند، به اضطراب و افسردگیشان منجر خواهد شد.
      در ادامه، توصیه هایی برای توقف تفکر بیش از حد و آرامش یافتن در زمان حال به شما پیشنهاد می شود.

      نخستین گام برای حل مشکل، قبول آن است. اگر احساس می کنید که نمی توانید ذهن خود را نسبت به افکار بیش از اندازه کنترل کنید و این موضوع در کاهش شادی، تصمیم گیری، انجام کارها و یا تشکیل روابط عاطفی شما تاثیر گذار است پس بپذیرید که مشکل دارید. اگر هر زمانی که اتفاق بدی می افتد و خود را در دام افسردگی و منفی گرایی می بینید، شما مشکل دارید. انکار مشکل و سرِ خود را درون برف پنهان کردن منجر به وضعیت بدتر شما خواهد شد. اگر در این مورد شک دارید و مطمئن نیستید، از دوستان وعزیزان خود صادقانه بخواهید که به شما واقعیت را بگویند زیرا آنها گاهی شما را بهتر از خودتان مشاهده می کنند.

      هنگامی که پذیرفتید بیش از حد فکر می کنید، خود را ببخشید زیرا مغز انسان تمایل طبیعی به تفکر بیش از حد دارد. خانم دکتر روانشناس «سوزان نولن-هوکسما» کارشناس برجسته در این زمینه، می گوید: “مغز ما برای تفکر بیش از حد برنامه ریزی شده است زیرا افکار و خاطرات ما به طور ذاتی به یکدیگر مرتبط هستند. بنابراین هنگامی که انسان در اثر یک رخداد دچار استرس می شود، سیل افکار منفی که هیچ ربطی به موضوع اصلی ندارد به ذهن او سرازیر می شود. برای نمونه؛ عملکرد ضعیف شغلی شما باعث می شود که به یاد خاله تان که سال گذشته فوت کرده، بیافتید!”
      علاوه بر این زمانی که اتفاق بدی برای انسان رخ می دهد یا کسی احساس منفی دارد، به احتمال زیاد به تمام چیز های منفی که زندگی اتفاق افتاده و ربطی به یکدیگر ندارند و شاید حتی وجود نداشته باشند، فکر می کند. هر چه این اتفاق بیشتر رخ دهد، در آینده فرد به تفکرات بیشتر و بیش از حد گرفتار می شود. حال با دانستن این موضوع؛ هنگامی که مغزتان تلاش برای متصل کردن رویدادها را به هم دارد، شما می توانید آگاهانه شروع به حل مشکل خود کنید.

      اگر مغز ما به این اتصال تارعنکبوتی در مورد حوادث بد مشغول شد، امواج افکار منفی شروع به بارش می کنند ولی چگونه می توان این الگو را شکست؟
      اولین و ساده ترین کاری که انسان در این مواقع می تواند انجام دهد، کنترل تنفس است. تنفس به شما آرامش می بخشد و شما را به زمان حال و طبیعت پیرامونتان مرتبط می سازد. این موضوع بسیار ساده به نظر می رسد ولی هنگامی که ذهن ما شروع به تفکر منفی می کند، ما به نوعی جنون کشیده می شویم که کنترل آن نیز مشکل است ولی باید بدانیم که در این هنگام ما به آرامش ذهنی و بدنی نیازمندیم.

      بسیاری از کسانی که بیش از حد تفکر می کنند، به ویژه خانم ها در هنگام استرس و نگرانی، نمی توانند جلوی صحبت کردن خود را بگیرند. در مواقع نادری ممکن است که صبحت کردن در مورد نگرانی ها به شما کمک کند ولی در بیشتر اوقات باعث بدتر شدن اوضاع و شرایط می شود به ویژه اگر شنونده هم کسی باشد که بیش از حد فکر می کند، در نتیجه شما تمامی وقت خود را به تجزیه و تحلیل و شکافتن جزییات هر مشکل منفی زندگی خود خواهید کرد. احتمالا در پایان صحبت نیز در اثر مرور افکار منفی بیش از حد، غمگین تر از قبل خواهید شد.
      این نوع همکاری در نشخوار فکری که در آن هر دو نفر در مورد زندگی هایشان صحبت می کنند، می تواند هر دو را به عمق بیشتری از منفی گرایی و استرس بکشاند. پژوهش ها نشان داده است که این نوع نشخوار فکری، در میان خانم ها باعث افزایش هورمون استرس (کورتیزول) می شود.
      اگر واقعا احساس نیاز به بیان مسائل خود دارید، می توانید آنها را بنویسید و به وسیلۀ ذهن آگاه خود آنها را تجزیه و تحلیل و در نتیجه روشن نمایید. در بیشتر مواقع، هنگامی که آنها را می خوانید، متوجه می شوید که بیشتر نگرانی ها و افکار منفی شما بی مورد است. این نوع ژورنالیک آزاد می تواند بسیار سودمند باشد.

      شما اکنون می دانید که بدن و ذهن خود را به وسیلۀ کنترل تنفس و کمتر صحبت کردن چگونه آرام نگاه دارید ولی گاهی انرژی درونی بدن شما باید به گونه ای تخلیه شود که در این موارد یک پیاده روی سریع، دوچرخه سواری طولانی و یا سریع، بازی با حیوانات خانگی و کودکان، انجام یوگا، بازی های ورزشی، شنا و یا دویدن می تواند مفید باشد. فعالیت هایی که جاذب هر دو حالات ذهنی و بدنی باشد، بهتر است زیرا شما نیاز به بیرون رفتن از الگوهای وسواسی فکری دارید تا وضعیت حضور در زمان حال در شما به جریان افتد.
      علاوه بر فعالیت های فیزیکی، تمریناتی که باعث تحریک مغز شود نیز برای هدایت و تغییر مناسب الگوهای فکری موثر است. بازی های گوناگون فکری، یادگیری زبان یا موسیقی و یا هر گونه هنری که بتواند سرگرم کننده باشد، شما را از تفکرات بیش از حدتان منحرف می سازد.

      یکی از بزرگ ترین و بهترین راه های مبارزه با تفکر بیش از حد، توانایی زندگی کردن در زمان حال است. احساس گناه در شکست های گذشته و نگرانی در مورد موضوعات آینده می تواند انرژی و اوقات شما را تحلیل برد ولی به وسیلۀ توجه به اکنون، شما به عشقی که شایستگی آن را برای خود دارید خواهید رسید. لائو تزو می گوید: “اگر شما افسرده هستید در گذشته زندگی می کنید. اگر شما مضطرب هستید، درآینده زندگی می کنید ولی اگر آرامش دارید، در زمان حال بسر می برید.” حال پرسش این است که چگونه می توانیم در زمان حال حاضر زندگی کنیم؟
      با توجه به استراتژی هایی که در بالاتر برای داشتن یک ذهن آرام ذکر شد، شما می توانید با تمرکز حواس یا شکلی از مدیتیشن که بدون قضاوت و تفکرست، مشاهده گر زمان حالتان باشید. اگر در این حالت افکار مزاحم و نگران کننده به ذهن شما هجوم آورد، آن را نادیده بگیرید و اجازه دهید که با احترام تمام و بدون هیچ گونه تقلایی از ذهنتان عبور کند. انرژی افکارتان را آزاد سازید و فضای درونی آرام برای خود ایجاد کنید. برای دست یابی به نتایج سودمند؛ بهترین کاری که می توانید انجام دهید، یادگیری تکنیک های مراقبۀ فکری مانند مدیتیشن متعالی است ولی اگر انجام این کار برایتان مشکل است با متخصصانی که به شیوه های شناخت درمانی آشنایی دارند، مشورت کنید.

      هنگامی که ما نگران هستیم، اساساً به کنترل جریان زندگی امید داریم زیرا به نتایج یک وضعیت اهمیت می دهیم و می خواهیم همه چیز بر وفق مرادمان باشد و در نتیجه از وقوع اشتباهات و تغییر نتایج وحشت داریم. در واقع ما بر وقایع زندگیمان کنترل زیادی نداریم.

      اگر از یک نقطه نظر آگاهانه به این موضوع نگاه کنیم؛ نگرانی های ما به نتایجی که مایلیم دست یابیم، اثری ندارد. حال می توانیم نگران باشیم و تحلیل رویم یا این که هر آنچه هست را بپذیریم و بگذاریم که بگذرد. کائنات از ما قدیمی تر و خردمندتر است، پس بجای وسواس های نگران کننده، کنترل را تا حدودی فراموش کرده و با عشق و اعتماد و تسلیم به جهان، بگذاریم که آرامش بیشتری داشته شود.
      تسلیم شدن به معنای واگذاری و عدم تلاش نیست بلکه این حالت بدان معناست که شما به جای ایستادگی و مبارزه در مقابل جریان کنونی زندگی با آن هماهنگ می شوید و به آن می پیوندید.

      تسلیم، شکلی از آزادی و آرامش است زیرا شما مایلید که به جریان زندگی اعتماد کنید و می دانید همه چیز در زمان، مکان و شرایط مناسب اتفاق خواهد افتاد و شما در جایی قرار دارید که باید باشید.
      حتی اگر مفهوم نگرانی “خوب” یا “بد” بودن نتایج باشد، این نشانه ای از دوگانگی و در نتیجه تنها یک توهم است. از نظر کائنات و جهان هستی؛ هیچ چیز خوب یا بدی وجود ندارد. هر دو این ها، پشت و روی یک سکه هستند.

      همان طور که در بالاتر ذکر شد ما هیچ گونه کنترلی بر آشکار شدن و چگونگی وقایع زندگی خود نداریم، حداقل بخشی از ذهن خودآگاه ما تنها توانایی دیکته کردن برخی وقایع را دارد و این افکار ماست که با شکل دادن انرژی برای ما ایجاد واقعیت می کند. بنا به قانون جذب؛ ما هر بیشتر در مورد چیزی نگران باشیم، همان نتایج نگران کننده را به سوی خودمان جذب می کنیم.
      ما باید نسبت به افکار خود آگاهی بیشتری داشته باشیم زیرا که افکار ما دارای قدرت بیش از اندازه ای است که حتی بتوانید فکرش را بکنید. اگر نگران از دست دادن شغلتان باشید، با این نگرانی؛ احتمال اخراج خود را بیشتر می کنید.

      اگر نگران مبتلا شدن به بیمارهای مهلک باشید، به وسیلۀ انرژی ای که به آن سو ارسال می کنید، ندانسته بدن خود را در وضعیت ابتلا به آن بیماری ها آماده می سازید.
      انرژی افکار و احساسات شما، خالق زندگی شماست و به همین دلیل برخی می گویند: “نگرانی، سوءاستفاده از انرژی تفکر خلاق است.”

      آیا می خواهید یک زندگی شاد، آرام و همراه با توجه و تمرکز به اکنون برای خود ایجاد کنید؟ اگر جوابتان مثبت است، شما تمامی ابزار مناسب برای ساخت واقعیت ذهنی و حضور در افکارتان را دارید. اگر به تفکر بیش از حد ادامه دهید، آنگاه با استفاده از همین ابزار، شما می توانید یک زندگی سرشار از نگرانی و اضطراب برای خود بوجود آورید. انتخاب با شماست.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اگر منظورتون اختلال پنیک و مانیا است که هر کدام جداست و هر کدام نشانه های خاصی دارد و درمان های جداگانه ای هم وجود دارد و قرار نیست پنیک با کمک شخصی برطرف شود چون حالت حمله اضطرابی است باید فرد با دارو تحت نظر باشد و نباید درمان خودسرانه باشد و حالت مانیا هم فرد بسیار بلندپروازانه به وقایع نگاه می کند و خنده و شادی بیش از حد و حتی حالت ولخرجی که این هم باید بررسی شود و داروی خاص خودش را دارد این حالت هایی که شما فرمودید بیشتر حالت اضطراب است
      و باید حتما مراجعه حضوری داشته باشید و علائم بررسی شود امیدوارم زودتر اقدام کنید
      و البته نگران هم نباشید چون کاملا درمان شمخص دارد و قابل کنترل است
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • احسان ملکی   میگوید:

    با سلام
    من قبلتر سوالی پرسیدم که به دو روانپزشک مراجعه کردم
    یکی فلوکستین و دیگری سرترالین تجویز کرد…و شما فرمویدید اطلاعی ندارید چرا به دو روانپزشک مراجعه کردید.
    علت مراجعه به دو روانپزشک شک و همان وسواس بود که تایید بیشتری برای تایید دارو نیاز داشتم … ممنون میشم بفرمایید برای وسواس و هراس کدام مفید تره و اثر بخشی بیشتری داشته … سوال دوم اینکه سوزش و درد معده در کدام یک شایع تره چون من معده حساسی دارم … با تشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      برای هر دو اختلال این دو دارو مفید است منتهی با دور مصرفی که روانپزشک گفته البته داروهای مکمل دیگری هم وجود دارد که شاید صلاح نبوده به شما بدهند و باید با روانپزشک خودتون مطرح کنید چون شما رو حضوری ویزیت کردند ضمن اینکه همه داروها عوارضی دارند منتهی بعضی از داروها در بعضی از افراد حساسیت خاصی را نشان می دهد و همیشه و برای همه صادق نیست که جزء عوارض خاص دارو قید شود بنابراین می تونید به روانپزشک توضیح بدهید تا داروی دیگری را که با سیستم بدنی شما سازگار باشد تجویز کند .چون اصولا طیف داروهای روانپزشکی انعطاف پذیری جابه جا شدن را دارد
      موفق باشید

  • احسان ملکی   میگوید:

    با سلام مجدد
    برای چندین بار است مزاحم میشم. سری قبل فراموش کردم سوالی بپرسم.
    من بیماری وسواس و هراس اجتماعی دارم
    روانپزشکی که برای من سرترالین رو تجویز کرده شبی یک عدد الانزاپین هم تجویز کرده…
    من در این باره تحقیق کردم اما چیز زیادی نیافتم … ایا الانزاپین میتواند داروی کمکی سرترالین باشد؟و به چه منظور تجویز شده … ممنون مییشم راهنمایی کنید چونکه تا دو هفته دیگه روانپزشکم در دسترس نیست

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      آلرژی و منع مصرف: ۲ در صورتیکه سابقه هر گونه واکنش غیرعادی یا آلرژیک به داروی الانزاپین دارید و همچنین در صورت داشتن حساسیت به هر ماده دیگری مانند غذاها، مواد نگهدارنده یا رنگها، به پزشک خود اطلاع دهید. درصورت بروز واکنش آلرژیک که با علائمی مثل جوش پوستی، خارش، بادکردن صورت یا لبها یا تنگی نفس بروز می کند بلافاصله به پزشک خود اطلاع دهید.
      اگر قبلا بیماری چشمی مانند نوع خاصی از گلوکوم (آب سیاه که در آن فشار داخل چشم افزایش می یابد) در شما تشخیص داده شده است، مصرف این دارو برای شما ممنوع است.
      مصرف الانزاپین در بیماران مسن که دارای مشکل فراموشی (مثلا ناشی از جنون)۱ هستند توصیه نمیشود زیرا در این صورت ممکن است عوارض جانبی جدی بروز کند.
      مصرف این دارو در افراد کمتراز ۱۳ سال۱ توصیه نمیشود.
      حاملگی: ۲
      در صورت باردار شدن یا اگر فکر میکنید که ممکن است باردار باشید فورا به پزشک خود اطلاع دهید زیرا این دارو نباید درحین بارداری مصرف شود مگر با اجازه پزشک و پس از مشورت با او و در شرایطی خاص.
      شیردهی:
      مقداری از این دارو می تواند وارد شیر مادر شود لذا خانمها نباید در طول مدتی که شیر خود را به کودک میدهند این دارو را مصرف کنند۲ یا در طول مصرف این دارو نباید شیرخودرا به کودک بدهند۱
      مصرف در بانوان:۲
      در موارد نادری، خانمهایی که داروهایی از این دسته را برای مدت طولانی مصرف کرده اند، شروع به ترشح شیر نموده اند و عادت ماهیانه شان قطع یا نامنظم شده است لذا در صورت بروز و ادامه دار بودن این موارد حتما به پزشک خود اطلاع دهید.
      مصرف در سالمندان:۲
      بیماران سالمندی که دارای مشکل فراموشی هستند احتمال دارد با مصرف الانزاپین مواردی مثل حمله قلبی،التهاب ریه، بی اختیاری ادرار، غش کردن، خستگی مفرط، توهمات بینایی، افزایش دمای بدن، قرمزی پوست و مشکلات در راه رفتن را تجربه کنند. بعضی موارد مرگ و میر نیز در این گروه خاص از بیماران گزارش شده است.
      مصرف همراه با سایر داروها: ۲ اگر همزمان با این دارو، هر داروی بدون نسخه، گیاهی یا مکمل ویتامینی یا غذایی۱ را مصرف
      می کنید یا اخیرا مصرف کرده اید (مخصوصاداروهای ضد پارکینسون) به پزشک یا داروساز اطلاع دهید. مخصوصا مهم است که پزشک شما از مصرف داروهای زیر اطلاع داشته باشد:
      فلووکسامین (جزو یکی از دسته های داروهای ضد افسردگی)، سیپروفلوکساسین (یک آنتی بیوتیک)
      در بعضی موارد ممکن است نیاز به تغییر دوز مصرف الانزاپین باشد.
      در طول درمان با الانزاپین از مصرف الکل خودداری کنید.
      تا هنگامی که الانزاپین مصرف می کنید فقط در صورتی که پزشکتان به شما اجازه داد میتوانید داروهای دیگری را مصرف نمایید.
      مصرف همزمان با داروهای ضد افسردگی یا داروهایی که در اضطراب یا مشکلات خواب و داروهایی که به عنوان آرامبخش به کار
      می روند، ممکن است باعث خواب آلودگی و تشدید آن شوند.

      سایر بیماریها: ۲
      حضور سایر بیماریها و مشکلات پزشکی می تواند مصرف الانزاپین را تحت تأثیر قرار دهد. مطمئن شوید که هر گونه مشکل پزشکی دیگر خود مخصوصا موارد آمده در ذیل را به پزشک خود اطلاع دهید:
      دیابت، هرگونه بیماری قلبی، بیماری کبدی یا کلیوی، پارکینسون، تشنج۱ یا صرع، مشکلات پروستات، انسداد روده (فلج روده ای)، بیماریهای خونی، سابقه سکته قلبی یا مغزی یا سکته خفیف (علائم موقتی سکته)۲، کلسترول یا تریگلیسیرید بالا، فشارخون بالا یا پایین، آلزایمر، گلوکوم زاویه باریک، سرطان پستان، افکار یا علاقه به خودکشی یا آسیب رساندن به خود.۱
      روش مصرف مناسب این دارو: ۲
      این دارو را دقیقا همانطور که پزشکتان تجویز کرده مصرف نمایید. اگر از نحوه درست مصرف، مطمئن نیستید، با پزشک خود یا داروساز مشورت نمایید.
      اگر علائم مشکلاتی که بدلیل آن الانزاپین برای شما تجویز شده است، بازگشت، به پزشک خود اطلاع دهید ولی مصرف الانزاپین را قطع نکنید مگر پزشک به شما دستور دهد. این دارو را یکبار درروز و طبق توصیه پزشک مصرف نمایید و سعی کنید دارو را سر ساعت خاص و یکسان در هر شبانه روز مصرف کنید. مصرف کردن این دارو همراه با غذا یا با شکم خالی اهمیت ندارد. کل قرص باید با آب بلعیده شود.۲
      برای جلوگیری از بروز بعضی از عوارض خطرناک، هرگز مصرف این دارو را به صورت ناگهانی قطع ننمایید و در صورت لزوم قطع مصرف الانزاپین، روش صحیح اینکاررا از پزشک خود بپرسید.۱
      دوز فراموش شده: ۱ اگر مصرف یک دوز از دارو را فراموش کردید، به محض به یاد آوردن، آنرا مصرف نمایید. با اینحال اگر نزدیک زمان دوز بعدی به یاد آوردید، از مصرف دوز فراموش شده منصرف شده و به رژیم منظم قبلی برگردید. هرگز دوز دارو را دو برابر نکنید.
      هشدار ها و احتیاطات: ۲
      قبل و در حین مصرف الانزاپین، پزشک شما باید آزمایش قند و چربیهای خون برای شما تجویز نماید. و وزن شما را مرتبا چک نماید. درمورد راههای جلوگیری از افزایش وزن بدن مانند رژیم غذایی سالم و نرمال و ورزش با پزشک خود صحبت کنید. در صورت بروز علائم افزایش قند خون که شامل مواردی مثل: احساس تشنگی مفرط، تکرر ادرار، گرسنگی بیش ازحد، خستگی یا ضعف مفرط، تهوع، احساس گیجی یا بوی میوه دادن بازدم می شود، با پزشک خود تماس بگیرید.۱
      این دسته داروها ممکن است در بعضی افراد باعث حرکات غیر معمول (اساسا در صورت و زبان) گردد که در صورت بروز، حتما به پزشک خود اطلاع دهید.
      بسیار به ندرت ممکن است داروهای این دسته باعث ایجاد ترکیبی از علائم: تب، تندی تنفس، تعریق، کوفتگی و سفتی عضلانی و خواب آلودگی۲، گیجی، تغییر در ضربان قلب و فشارخون۱ شوند که در این صورت بلافاصله با پزشک خود تماس بگیرید.
      در صورتی که مشکل فراموشی دارید، پرستار یا مراقب یا نزدیکانتان باید داشتن سابقه حمله قلبی هر گونه سکته یا سکته خفیف را به پزشکتان اطلاع دهند.
      اگر سن شما بالای ۶۵ سال است، فشار خون شما باید به طورمنظم توسط پزشکتان پایش شود.
      درطول مصرف الانزاپین ریسک بروز احساس خواب آلودگی وجود دارد لذا درصورت بروز این حالت از رانندگی یا کارکردن با ابزارها یا ماشین آلات خودداری کنید و به پزشک خود اطلاع دهید.
      قرص الانزاپین حاوی مقداری لاکتوز میباشد بنابراین اگر پزشک قبلا به شما گفته است که عدم تحمل به بعضی قندها (مثل لاکتوز) دارید، حتما قبل از مصرف این داروبه پزشک خود اطلاع دهید.
      هرگز به دلیل احساس بهبود یافتن یا بهتر شدن مصرف دارو را قطع نکنید و در طول دوره زمانی که پزشک به شما گفته است مصرف دارو را ادامه دهید. قطع ناگهانی مصرف این دارو میتواند باعث بروز عوارض گردد لذا ممکن است پزشک شما تا قبل از قطع کامل مصرف دارو، توصیه به کاهش تدریجی دوز نماید.
      دربیمارانی که مشکل پارکینسون دارند، مصرف الانزاپین ممکن است علائم بیماری را بدتر نماید.۲
      در صورتی که زیاد ورزش میکنید یا اغلب در مکانهای گرم هستید به پزشک خود اطلاع دهید.۱
      عوارض جانبی: ۲ هر دارو در کنار اثرات‌ مفید خود دارای یک سری اثرات ناخواسته می باشد. اگر چه‌ تمام این اثرات ناخواسته‌ در یک‌ فرد بروز نمی کند اما در صورت‌ بروز هر مشکلی به پزشک‌ خود مراجعه‌ کنید. عوارض‌ جانبی‌ این دارو با آگاهی‌ از آن‌ و مشورت‌ با پزشک‌ قابل‌ پیش‌بینی‌ و قابل‌ رفع‌ می‌باشد. به‌ خاطر داشته‌ باشید که‌ عوارض‌ داروها به‌مراتب‌ کمتر از عوارض‌ عدم‌ مصرف‌ آنها می‌باشد.
      درصورت بروز مشکل در بلع یا تشنج، به پزشک خود اطلاع دهید.۱
      عوارض با شیوع بالا (یک در ده نفر): افزایش وزن، خواب آلودگی، افزایش سطح هورمون پرولاکتین خون.
      عوارض شایع (یک تا ده در یکصد نفر): تغییرات در سطح و غلظت بعضی از سلولهای خونی و چربی های موجود در جریان خون، افزایش قند در خون و ادرار، احساس گرسنگی بیش از حد۲ و افزایش اشتها۱، سرگیجه، بی قراری، لرزش، گرفتگی یا اسپاسم عضلات (شامل حرکات چشم)، اختلال در تکلم، حرکات نامعمول (مخصوصا در صورت یا زبان)، یبوست، خشکی دهان، جوش پوستی، از دست دادن قوا، خستگی مفرط، تجمع آب که منجر به باد کردن دستها یا زانوها یا پاها می شود، در بعضی افراد در مراحل اولیه درمان ممکن است احساس گیجی یا از حال رفتن (همراه ضربان آهسته قلب) مخصوصا هنگام برخواستن از وضعیت نشسته یا خوابیده، پیش بیاید که معمولا این حالت خودش برطرف می گردد (ولی در غیر اینصورت به پزشک خود اطلاع دهید)، نقص در عملکرد جنسی مثل کاهش میل جنسی در مردان و زنان یا اشکال در نعوظ در مردان،۲ تغییر رفتار. ۱
      دیگر عوارض شایع در نوجوانان بین ۱۳تا ۱۷ سال۱: سردرد، دل درد، درد در دستها و پاها یا خستگی. در نوجوانان افزایش غلظت پرولاکتین خون، بالا رفتن آنزیم های کبدی و خواب آلودگی بیشتری نسبت به بالغین گزارش شده است.
      عوارض ناشایع (یک تا ده در هزار نفر)۲: کندی ضربان قلب، حساسیت به نورخورشید، بی اختیاری ادرار، ریزش مو، قطع یا کاهش قاعدگی، تغییردرسینه ها درمردان و زنان مثل تولید غیر طبیعی شیر یا رشد غیر عادی سینه ها.
      مواردی از عوارض جانبی احتمالی دیگر که درصد شیوع آنها غیر قابل تخمین است با الانزاپین گزارش شده است. ۲
      اگر هرعارضه ای جدی شد یا متوجه عوارض جانبی دیگری شدید که در بالا نیامده است به پزشک خود یا داروساز اطلاع دهید.۲
      مصرف بیش از اندازه:
      در صورت مصرف بیش از مقداری که باید مصرف شود بلافاصله با پزشک خود تماس بگیرید یا به بیمارستان مراجعه نمایید و به پزشک بسته دارو را نشان دهید.
      شرایط نگهداری: در دمای بین ۲۰ تا ۲۵ درجه سانتیگراد، دور از نور و رطوبت۱ و دور از دید و دسترس اطفال نگهداری شود. ۲
      فارماکوکینتیک :

      جذب گوارشی این دارو آهسته است ولی درصورت مصرف با غذا، سرعت جذب و فراهمی زیستی آن افزایش می یابد. پیوند پروتئینی آن خیلی زیاد وحدود ۹۸درصد است. سرترالین درکبد متابولیزه میشود و بطور وسیع تحت تاثیر عبور اولیه قرارمیگیرد. نیمه عمر حذف آن ۲۶-۲۴ ساعت است ولی متابولیت فعال آن نیمه عمر ۱۰۲-۶۲ ساعت دارد. برای شروع اثر ضدافسردگی و ضدپانیک آن ۴-۲ هفته و برای اثر ضدوسواس آن ممکن است زمان بیشتری لازم باشد. درصورت مصرف یکبار در روز دارو،پس از ۷ روز به غلظت پایدار سرمی میرسد. دارو بیشتر بصورت متابولیت از راه کلیه و همچنین از راه مدفوع دفع میشود.

      موارد منع مصرف سرترالین:
      درصورت وجود حساسیت به دارو از مصرف آن باید خودداری کرد.

      هشدارها:

      ۱- درموارد زیر با احتیاط فراوان تجویز شود
      عیب عملکرد کبد، بیماریهای قلبی، سابقه حملات تشنجی،اختلالات انعقادی،گلوکوم با زاویه بسته و سابقه مانیا

      ۲- بی ضرری و اثربخشی این دارو برای درمان افسردگی، اختلالات پانیک، موارد PTSD و اختلالات اضطرابی اجتماعی در کودکان اثبات نشده است.

      عوارض جانبی سرترالین:

      اختلالات جنسی، خواب آلودگی، گیجی، خستگی یا ضعف، مشکلات گوارشی از جمله بی اشتهایی، اسهال، خشکی دهان، اختلال در هضم غذا، تهوع، دردشکمی، نفخ، کاهش وزن، سردرد، افزایش تعریق، اختلالات خواب،لرزش و در برخی موارد اختلالات انعقادی وخونریزی غیرعادی،واکنشهای تهاجمی، حالتهای جنونی، سندرم استیونس جانسون، زیادی فشارخون ریوی، واکنشهای الرژیک، تاکیکاردی بطنی، تاری دید، برافروختگی، سینوزیت، عفونت ادراری و خمیازه از عوارض جانبی این دارو میباشند.

      تداخل های دارویی سرترالین:

      سرترالین متابولیسم کبدی داروهای ضدافسردی سه حلقه ای، داروهای ضدآریتمی گروه ۱C مانند پروپافنون را کاهش داده و اثرات آنها را تشدید میکند. سرترالین همچنین متابولیسم آستمیزول را مهارکرده و بدلیل افزایش خطر آریتمی مصرف همزمان آن دو ممنوع است. دیژیتوکسین و وارفارین ممکن است در سطح پیوند پروتئینی با سرترالین تداخل داشته باشند، بنابراین در مصرف همزمان آنها باید احتیاط کرد. مصرف همزمان مهارکننده های MAO از جمله فورازولیدون، پروکاربازین و سلژیلین با این دارو ممکن است موجب بروز عوارض جدی و خطرناک وگاهی مهلک قلبی – عروقی و CNS شود، بنابراین مصرف همزمان آنها ممنوع است. ازمصرف سرترالین همراه با پیموزاید به دلیل افزایش غلظت سرمی پیموزاید بایدخودداری نمود. مصرف سرترالین با داروهای سرتونرژیک میتواند باعث بروزسندرم سروتونین و تشدید عوارض شود. مصرف این دارو همزمان با فرآورده های گیاهی حاوی گیاه علف چای مانند هایپیران میتواند موجب افزایش احتمال بروز عوارض جانبی شود.

      نکات قابل توصیه درباره سرترالین:

      ۱- دوره درمان با این دارو باید بطور کامل رعایت شود و از مصرف بیش از مقدار تجویز شده باید خودداری شود.

      ۲-برای دستیابی به اثر ضدافسردگی دارو ممکن است تا ۴ هفته زمان لازم باشد، ولی برای دستیابی به اثر درمانی در بیماریهای obsessive compulsive ممکن است زمان بیشتری موردنیاز باشد.

      ۳-درصورت فراموش کردن یک نوبت مصرف دارو حتماًباید موضوع را با پزشک در میان گذاشت.

      ۴-از قطع مصرف ناگهانی دارو باید خودداری کرد و بهتراست مصرف آن تحت نظر پزشک و بتدریج قطع شود.

      ۵-به دلیل احتمال بروز سرگیجه، اختلال در تصمیم گیری، تفکر ومهارت های حرکتی، تاروشن شدن اثرات دارو در بیمار، هنگام رانندگی یا انجام کارهایی که نیاز به هوشیاری دارند، باید احتیاط نمود.

      ۶-بیمارانی که احتمال اقدام به خودکشی در آنها وجود دارد، نباید مقادیر زیاد دارو را بطور یک جا در اختیار داشته باشند.

      ۷-به دلیل احتمال بیشتر بروز عوارض جانبی در سالمندان، بهتراست مقدارمصرف را با مقادیر کمتر شروع نمود.

      مقدار مصرف سرترالین:

      بزرگسالان: به عنوان ضدافسردگی و درمان بیماریهای obsessive – compulsive، ابتدا mg/day 50 یک بار در روز،صبح ها یا عصرها، تجویز میشودو پس از چندهفته، برای دستیابی به مقدارموثر یا حداکثر مقدار قابل تحمل توسط بیمار،درفواصل حداقل یک هفتهای به این مقدار میزان mg/day 50 افزوده میشود. عده ای از صاحبنظران معتقدند که در یک یا دو روز اول، بهتر است دارو را با مقدار mg/day 25 شروع نمود.

      در درمان اختلالات پانیک، اختلالات استرس پس از تروما (PTSD)، اختلالات اضطرابی اجتماعی (ترس از اجتماعات)، ابتدا mg/day 25 به صورت یکبار در روز، صبح ها یا عصرها، تجویز میشود. پس از یک هفته مقدار مصرف را بر حسب نیاز به میزان mg/day 50 افزایش میدهند و سپس برحسب نیاز بیمار و یا برحسب تحمل بیمار در فواصل حداقل یک هفته ای،مقدار mg/day 50 به این مقدار اضافه میشود. برای درمان اختلالات خلقی دوران قاعدگی، دوروش مصرف وجود دارد. در روش اول مقدار mg/day 50 در طول دوره عادت ماهانه مصرف میشود. در روش دوم همین مقدار در طی دوران لوتئال یا سیکل ماهانه مصرف میشود. برحسب نظر پزشک میتوان مقدار مصرف را در ماه بعد mg/day 50 نیز افزایش داد.

      بیشینه مقدارمصرف دارو در بزرگسالان برای درمان اختلالات خلقی دوران قاعدگی در صورتی که در طول دوره عادت ماهانه مصرف میشود مقدار mg/day 150 و اگر در فاز لوتئال تجویز میشود مقدار mg/day 100 است. در بقیه موارد مصرف، بیشینه مقدارمصرف دارو در بزرگسالان mg/day 200 است.

      کودکان: برای درمان اختلالات obsessive-compulsive درکودکان ۱۲-۶ ساله، ابتدا mg/day 25 و در نوجوانان ۱۷-۱۳ ساله mg/day 50، یکبار در روز، صبح یا عصر، تجویز میشود و در فواصل حداقل یک هفته ای مقدارمصرف برحسب نیاز یا تحمل بیمار افزایش می یابد.

      اشکال دارویی سرترالین:

      Tablet: 50, 100 mg

      راهنمایی های عمومی سرترالین:

      ۱- قبل از مصرف این دارو با پزشک معالج خود در موارد زیر مشورت نمائید :

      ::در صورت وجود یا سابقه هر نوع حساسیت به این دارو .

      ::در صورت بارداری و یا شیردهی

      ::در صورتیکه بیمار کودک و یا فرد مسن باشد.

      ::در صورت مصرف سایر داروها.

      ::در صورت ابتلاء به سایر بیماریها مخصوصا” ابتلا به نارسایی کبدی.

      ۲- جهت مصرف صحیح این دارو به نکات زیر دقت نمائید:

      ::دارو را طبق نظر پزشک مصرف نموده و از تغییر مقدار آن بپرهیزید.

      ::دارو را بر حسب نظر پزشک با غذا و یا بدون غذا مصرف نمایید. در صورت بروز عوارض گوارشی دارو را با غذا مصرف نمایید .

      ::اثرات ضد افسردگی و ضد اضطراب دارو تقریبا” پس از ۴ هفته ظاهر شده و ممکن است این زمان برای بروز اثرات ضد وسواس آن طولانی تر گردد.

      ::در صورت فراموش کردن یک نوبت از مصرف دارو، با پزشک مشورت نمایید زیرا برای برخی از بیماران مصرف دارو در صبح و برای برخی دیگر مصرف در بعد از ظهر توصیه می گردد .

      ::دارو را در بسته بندی اصلی و در شرایط قید شده بر روی آن نگهداری نمایید .

      ۳- در طول مصرف دارو به نکات زیر دقت نمائید:

      ::جهت بررسی پیشرفت درمان مرتبا” با پزشک در ارتباط باشید.

      ::در صورت نیاز به استفاده از داروهای دیگر، حتما” پزشک را مطلع نمایید.

      ::از مصرف همزمان این دارو با ترکیبات حاوی الکل خودداری نمائید.

      ::مصرف این دارو ممکن است سبب خواب آلودگی شود، بنابراین در طول مصرف دارو در هنگام رانندگی و یا اعمالی که نیاز به هشیاری دارد، احتیاط نمایید.

      ::در صورت نیاز به قطع دارو حتما پزشک معالج را در جریان قراردهید زیرا ممکن است کاهش تدریجی دارو مورد نیاز باشد.

      موفق باشید

  • احسان ملکی   میگوید:

    با تشکر فراوان برای احترامی که برای انسان و شان انسان قائلید و با حوصله پاسخگو هستید … ممنونم

    • مشاور   میگوید:

      خواهش می کنم امیدوارم به زودی بهبود حاصل شود

  • hp   میگوید:

    سلام
    لطفا یه روانپزشک خوب توی زنجان یا قزوین به من معرفی کنید
    مشکل وسواس فکری و اضطراب دارم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      و بدونید که در مورد مشکل وسواس و اضطرا ب علاوه بر ورانپزشک که دارو تجویز می کند باید با روانشناس هم صحبتی داشته باشید و تحت درمان روانشناختی باشید چون اصولا افراد به دلیل عوارض برخی داروها دارو را خودسرانه قطع می کنند و همین مساله باعث ایجاد مشکل می شود .امیدوارم با مراجعه به هنگام از تشدید بیماری جلوگیری کنید و در را ه درمان صبر داشته باشید و البته تعهد نسبت به درمان داشته باشید
      موفق باشید

  • رها   میگوید:

    باسلام و خسته نباشید
    فردی که دچاتوهم است و باتوهماتش به دیگران اسیب میزند نیازمند بستری شدنس
    ممنون از وقتی که در اختیار ما قرار میدهید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بله خب قطعا باید تحت درمان و نظارت باشد و اصلا بدون درمان دارویی نمی تونید کنترل ش کنید
      سایکوز(روان پریشی ) :

      در سایکوز: اختلال شدید روانی که فقدان واقعیت سنجی با قطع ارتباط و از دست دادن تماس با دنیای واقعی است. اختلال در فعالیتهای جسمی و روانی باعث به هم ریختگی فعالیـتهای فردی و روزمره و اجتماعی شخص بیمار شده و بیمار رفتارها و صحبتهای غیر طبیعی دارد. اغلب بیماران از بیماری خود مطلع نبوده و خود را سالم می دانند . و از درمان اجتناب می کنند. در مغز این بیماران ضایعه مشخصی مشاهده نمی شود. سایکوز به عنوان یک اختلال در ادراک و تفکر شناخته شده در سایکوز وضعیت روانی فرد غیر طبیعی بوده و اختلال شخصیت وجود دارد. فرد با واقعیت قطع ارتباط نموده که به طور مشخص به صورت هذیان یعنی ( عقائد نادرست درباره افراد و وقایع ) ویا توهم ( دیده و شنیدن چیز هایی که وجود خارجی ندارند ) می باشد از جمله فاکتورهای مستعد کننده شامل سن – اختلال شخصیت , اختلالات خواب( REM ) د خیل می باشند. در افراد سایکوتیک در نوع شدید بیمار رفتار و صحبتهای غیر طبیعی پیدا کرده , دچار قطع رابطه با مردم و واقعیت شده و دیگران را دیوانه می پندارند. رفتارها همراه با پرخاشگری بوده ودر پی منازعه با دیگرانند. در عین حال که به نظر منطقی می رسند در اصل فاقد صمیمیت بوده و عاطفه محدودی دارند و رفتارهایشان خشک و رسمی و روابط اجتماعی شان محدود می باشند.

      در سایکوز کوتاه مدت از یک روز تا یک ماه به طول می انجامد. تشخیص این اختلال با ظهور یکی از علایم مانند هذیان – توهم – تکلم آشفته و رفتار آشفته به صورت بی تحرکی یا پر تحرکی (بیش فعالی ) می باشد. که بدنبال یک حادثه فشارزای روانی معین ظاهر شده که به آن اختلال سایکو تیک زود گذر می گویند, اگر اختلال در چهار هفته اول بعد زایمان ظاهر شود به آن اختلال سایکوتیک زود گذر پس از زایمان گویند.

      – ویژگی اساسی در سایکوز:

      ۱-هذیان ( اختلال در تفکر ): داشتن افکار و اندیشه های نادرستی که به رغم وجود شواهدی حاکی از نادرست بودنشان , فرد آن را باور داشته و بردرست بود نشان اصرار می ورزد مثلا ممکن است فکر کند خیلی پولدار است در حالیکه فقیر و بیچاره می باشد.در این اختلال, بی منطقی جریانهای فکری به صورت اشتغال در تمرکز- ناتوانی در همخوانی افکار – احساسی از به حصار کشیده شدن افکار مخصوص و آسیب شدید در حل مسئله و تصمیم گیری ظاهر می شود. که خود به انواع زیر تقسیم می شود:

      – هذیان تعقیب – هذیان کنترل یا تاثیر – هذیان اشاره ( انتساب به خود ) – هذیان گناه – هذیان خود بیمارانگاری – هذیان نیستی – هذیان بزرگ پنداری ( که شامل انتشارو کاشت و ربایش افکار می باشد) .

      ۲-توهم (اختلال در ادراک ):

      توهم یعنی تجارب حسی یا ادراکی که منبع خارجی ( واقعی ) ندارند. مانند شنیدن صدایی که به فرد دستور کشتن کسی را می دهد .در بیمار سایکوتیک , بیمار به تمام محرکها خواه منبع داخلی یاخارجی داشته باشد حساس بوده و قادر نیست که ادارکهای خود را به صورت یک الگوی معنی دار انجام دهد .

      ۳- اختلال در هیجان (احساس وحشت ) : هیجانهای افراد در حد زیاد تحت تاثیر جریانهای شناختی بابی نظمی در افکار و ادراک یا اختلال در پاسخهای عاطفی همراه شده که به صورت اضطراب شدید و احساس رعب و وحشت جلوه گر می شود.

      ۴- کناره گیری از واقعیت: شخص بیمار از واقعیت کنار گرفته و به دنیای تخیلی و تجربه خصوصی خویش پناه می برد. فرد سایکوتیک هسته شخصیت خود را از هم گسیخته می بیند وبه شدت دچار اضمحلال می گردد.

      ۵- اختلال در تکلم : درافراد سایکوتیک , تکلم ویژگی های خاص خود را دارد. مثلا در پاسخ به برخی سوالات , پاسخهای بی ربطی می گویند . یا جای کلمات را به طور نامتناسبی عوض کرده در موارد پیشرفته, مفهوم کلمات مشکل می شود گاهی در ظاهر جملات به هم مربوط بوده ولی ارتباط کلمه ها با هم بسیار کم است گاهی بیمار واژه سازی می کند به طوری که در کلمه های بیمار هیچ واژه نامه ای وجود ندارد و در واقع بیمار خود آن را می سازد گاهی بیمار قادر به تکلم نبوده که به آن لال عاطفی می گویند. در واقع نبود بصیرت بیمارنسبت به بیماریش می باشد که در کلیه مراحل بیماری حتی در حالتهای خفیف سایکوز نیز دیده می شود .

      ۶- رفتار عجیب و غریب: رفتارهای عجیب به صورت دوره ای یا حمله ای می باشند . در بیماران مختلف به طور آشکار متفاوت می باشد. و یا برحسب زمان تغییر می کند . بیمار در یک روز حالت خوبی از لحاظ رفتاری داشته و در روز دیگر دچار توهم و هذیان می شود. و یا اینکه هذیانها و توهم با دوام می باشد.

      در جنون ( یا سایکوز ) چندین علت بلقوه می تواند دخیل باشد من الجمله :

      – استفاده از داروهای خاص و الکل – بیمارهای دو قطبی (افسردگی – مانیا) – تومورهای مغزی – صرع – افسردگی سایکوتیک – اسکیزوفرنی – زوال عقل (آلزایمر) – سکته مغزی

      در بیماران سایکوتیک تستهای تشخیصی و آزمایشگاهی یا رادیولوژی گاهی می تواند کمک کننده باشد مانند MRI (ام ار آی ) مغزی – تستهای سیفلیس و آزمایش داروهای مصرفی درمان هم بسته به علت جنون متفاوت است گاهی بستری در بیمارستان در بیماران شدید گرفته تا درمان با داروها ی ضد سایکوز و یا حتی گروه درمانی و مشاوره روانی می تواند کمک کننده باشد

      بیش آگهی برای هر بیمار متفاوت می باشد گاهی با درمانهای طولانی مدت سایکوتیک ها اغلب قابل کنترل می باشد.

      – یکی از انواع بیماری سایکوتیک , اسکیزوفرنی می باشد

      اسکیزو فرنی

      اختلال شایعی که می تواند در تمام سنین فرد را مبتلا کند . اکثرا در سنین ۱۵ تا ۲۵ سالگی دیده می شود . این اختلال در خلال دوره هایی از قبیل هذیان – توهم – افکار غیر منطقی – تکلم بی ربط – رفتارهای عجیب مشخص می شود . فرد از تفکر منطقی عاجز بوده و پاسخ های هیجانی مناسب نسبت به افراد دور برخود و حوادث زندگی نشان نمی دهد . شیوع اسکیزوفرنی از یک تا یک و سه درصد در بزرگسالان ذکر کرده اند

      از علایم و نشانه های بارز در بیماران می تواند شب بیداری و خوابیدن در طی روز و کاهش نیاز به خواب – ناتوانی در تمرکز و کناره گیری از اجتماع و خیرگی در چهره و کاهش توجه به بهداشت فردی – راه رفتن طولانی دربیرون از منزل خود را نشان دهد . از مهمترین علامتها می تواند علایم زیر باشد

      – اختلال فکری و گفتاری : شاید مهمترین مشکل در بیماران اسکیزوفرنی استفاده خاص از گفتار شان باشد . گفتارشان با تغییرات سریع در سخن گفتن, احتمالا نشانه مراحل فکری آشتفه آنان بوده و ویژگی دیگر وجودهذیان می باشد که قبلا به انواع هذیانها اشاره شد

      – اختلالات تکلمی : این اختلال علاوه بر اسکیزوفرنی در اختلالات مانیا هم دیده می شود. در مانیا گسسته گویی و غیر منطقی بودن بیش از اسکیزوفرنی است ولی عدم تکلم یا تکلم بدون محتوا در اسکیزوفرنی بیشتر دیده می شود

      در اسکیزوفرنی اختلال فکری علامت اصلی می باشد. محتوای کلمات وجود ندارد . تکلم شخص دارای ارزش ارتباطی نبوده و گاهی سالاد کلمات وجود دارد یعنی حالت شکاف برداشتن ذهن در اسکیزوفرنی که در آن کلمات و عبارات کاملا ناهماهنگ ترکیب می یابد و کاربرد ارتباطی ندارد

      – اختلالات در ادراک

      از هم پاشیدگی دقت انتخابی در بیمار اسکیزوفرنی که شخص خود را در یک دنیای تغییر یافته می بیند به سادگی اعتقادات و روشهای رفتاری عجیبی را به عنوان یک وسیله دفاعی در برابر مشکلات حسی برای خود تصورمی کند , توهم در نبود هر گونه محرک خارجی مناسب اتفاق می افتد . توهمهای شنوایی در درجه اول و بعد آن توهم دیداری و توهم حسی دیده می شود

      – اختلال در خلق و خو : در حالی که اسکیزوفرنی یک اختلال فکری است اغلب اختلال در خلق و خو می باشد .

      در اسکیزوفرنی دو نوع ناهنجاری در خلق دیده می شود. نوع الف ) کاهش در پاسخ دهی هیجانی که با توجه به میزان بی احساسی , عاطفه کند یا عاطفه یکنواخت بوده که در عاطفه کند هیجان کمی بروز می کند, در عاطفه یکنواخت هیجانی وجود ندارد . در نوع ب ) نامتناسب بودن حالت هیجانی است . مثلا با یک خاطره تلخ فرد اسکیزوفرنی دچار خنده می شود

      – اختلالات رفتاری حرکتی : در این حالت فرد مبتلا رفتارهای مکرر مثلا مالیدن دست به سر ضربه زدن به وسایل بدون هدف , برای ساعتها ادامه می ابد که با آن رفتار قالبی هم می گویند . فعالیتهای حرکتی زیاد و یا بالعکس عدم فعالیت زیاد (در فرد دچار بهت کاتاتونیایی ) دیده می شود

      – کناره گیری اجتماعی : یک علامت اولیه اسکیزوفرنی می تواند کناره گیری یا انزوای اجتماعی باشد . یعنی عدم توجه به دنیای خارج , در سطح بالاتر فرد مبتلا رابطه اش را با افراد قطع می کند که اغلب در اسکیزوفرنی مزمن دیده می شود . ********

      اسکیزوفرنی یک دوره نسبتا منظم راطی می کند شامل سه مرحله می باشد

      ۱- مرحله بیش نشانه : که با انزوای تدریجی اجتماعی و اضمحلال کارکردی فزاینده همراه است

      ۲- مرحله فعال : که با علایم آشکار و سایکوتیک همراه است

      ۳- مرحله باقیمانده : که در آن علایم سایکوتیک به طور آشکاری کاهش می یابد اما عملکرد همچنان آسیب دیده باقی می ماند . گرچه در برخی از موارد ظهور و بهبودی فوق العاده سریع بوده اما بهبودی کامل بندرت اتفاق می افتد

      در ابعاد مختلف اسکیزوفرنی به گروههای فرعی تقسیم می شود

      در گروههای فرعی

      – بعد فرایندی – واکنشی: که ظهور بیماری تدریجی می باشد

      – بعد واکنشی : بدنبال یک ضایعه , ظهور سریع می باشد

      – بعدسازگاری یا پیش نشانه خوب – بد : که براساس سازگاری اجتماعی پیش از مرحله فعال است

      – بعد مزمن – حاد : دربعد حاد اولین حمله اسکیزوفرنی به صورت مرحله فعال است

      – بعد علایم مثبت – منفی : در بعد مثبت توهم و در بعد منفی فقدان احساس غالب است

      – بعد پارانوئید – غیر پارانوئید : وجود یا فقدان هذیانهای گزند و آسیب و یا خود بزرگ نمایی منعکس می شود کلیه این ابعاد علاوه بر همبستگی نسبی با یکدیگر با پیش آگهی برای بهبود در ارتباط است

      انواع اسکیزوفرنی :

      ۱- اسکیزو فرنی کاتاتونیایی : امروزه به ندرت دیده می شود بصورت یک اختلال قابل ملاحظه در رفتار که فرد نگاهی به صورت بهت کاتاتونیایی یا عدم تحرک کامل با گنگی و توقف کلام همراه بوده بیمار هفته ها در این حالت باقی می ماند . برخی از بیماران در طی دوره بهت خودشان به شدت نامانوس بوده که به آن ژست کاتاتونیایی می گویند و یا ممکنه فرد دارای انعطاف پذیری موی باشد . حالتی که اعضای بدن بیمار مثل اعضای یک عروسک توسط شخص دیگر در وضعیت خاص قرار داده می شود و مدتها در همان وضع باقی می ماند .برخی بیماران در دوره های نوسانی حرکتی و یا عدم تحرک قرار دارند .این حالت اغلب نیازمند فوریت پزشکی است به هنگام بهت زدگی بایستی از گرسنگی فرد جلوگیری شود . گاهی بیمار دچار خشکی کاتاتونیایی شده و در مقابل هر گونه تلاش برای به حرکت در آوردن اعضا مقاومت می کند گاهی منفی کاری کاتاتونیایی وجود دارد که عکس عمل خواسته شده را بیمار انجام می دهد شروع بیماری ناگهانی بوده , این بیماری به دو نوع تقسیم می شود:

      الف ) کاتاتونیک هیجانی Excited ca.. فعالیتهای حرکتی شدید و خشونت آمیزی را فرد از خود نشان می دهد.

      ب ) کاتاتونیک انزوا گرا: withdran ca ,به صورت بهت زدگی – عدم تکلم – منفی گرایی – انعطاف پذیری مومی شکل می باشد

      ج ) اسکیزوفرنی پارانوئید : paranoid sch.. , این بیماران در معرض گزند و آسیب قرار دارند. این بیماران دچار هذیان و توهم با ماهیت نسبتا ثابت به همراه خود بزرگ بینی می باشد و هذیان به صورت ترکیبی از شکلهای مبهم تا به صورت دسیسه های تخیلی می باشد اغلب با توهم های شنیداری همراه است ممکنه همراه با هذیان حسادت همراه باشد

      ۳) اسکیزوفرنی آشفته یا سازمان نیافته : Disorganized sch… ؛ در این افراد حالت گسیختگی افکار بوده که بدون هیچ محرکی فرد مبتلا خنده های شدید سر داده و رفتارهای شاد و مضحکی همراه با پر حرفیهای بی معنی از خود نشان می دهد و نسبت به نظافت و بهداشت فردی اهمیت نمی دهد .

      ۴) اسکیزوفرنی باقیمانده : Rosidual sch ؛ مشخصه این بیماری فقدان شاخصه های هذیان – توهم و رفتار بسیار آشفته می باشد .با رفتار های عجیب – ابراز هیجانی کند – سطحی و نامناسب – تفکر عجیب – افسونی و نامانوسی – انزوا یا کناره گیری از اجتماع – اختلال در انجام وظایف و . . . همراه می باشد

      ۵) اسکیزوفرنی نامتمایز یا نامشخصundifferentiated sch ؛ در افرادیکه دچاراختلال تفکر و ناهنجاری عاطفی و رفتاری و نیزدر افراد پریشان دیده می شود .۶) اسکیزوفرنی کودکی : child hood sch .. ؛ قبل از سن بلوغ در کودکان در معرض خطر دیده می شود . در خانواده های فقیر و از هم پاشیده و بچه های طلاق هم دیده می شود.

      – اسکیزوافکتیو : مخلوطی از اسکیزوفرنی و اختلالات عاطفی است
      موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      راقبت و پرستاری ازبیماران اسکیزوفرنی : پرستاری از بیماران با توجه به علایم بیماری مراقبت های مخصوصی را می طلبد پرستاری و مراقبت صحیح از بیمار تا حدود زیادی در روند بهبودی و روحیه بیمار تاثیر می گذارد , به طور کلی مهمترین بخش نگهداری از بیمار, اتاق بیمار و جایستکه در آن نگهداری می شود . از زیاد خوابیدن بیمار در تخت بایستی خودداری شود چون منجر به دردر ناحیه پشت و زخم بستر می گردد. در اتاقیکه بیمار نگهداری می شود بهتر است تلفن نباشد داد زدن برای بیمار مناسب نیست در صورتیکه افراد قصد صحبت با بیمار را دارند بهتر است خبر بد به بیمار ندهند چون حال بیمار را بدتر می کند بیمار باید آرامش داشته باشد داروهای مصرفی بیمار در ساعت مشخص مصرف شود و در اتاق بیمار نباید سر و صدای اضافی باشد زیرا بیمار عموما فردی عصبی و کم حوصله بوده و فشار های عصبی مانع بهبودی سریع بیمار می شود . تقویت روانی در بهبود بیماری بسیار موثر می باشد . از بحث و گفتگو به منظور تغییر اعتقادات بیمار خودداری شود . از نحوه خندیدن – ایستادن و برخورد و تماس فیزیکی با بیمار بایستی احتیاط لازم را داشت . بیمار توجه کامل به حرکات و رفتار اطرافیان دارد . از تحریک بیمار به صورت در گوشی صحبت کردن و عوامل شک برانگیز که بیماری را تشدید می کنند خود داری شود . هدف پرستار باید کمک به بیمار برای یافتن روشهای سازنده و بر خورد با نیازهای بیمار باشد . صادقانه با بیمار رفتار شود . بیمار دچار هذیان و توهم اسکیزو فرنی به اعتقادات خود شدیدا معتقد بوده و اصرار دارد پرستار بایستی به عقیده بیمار احترام گذاشته ولی نظر خود را بگوید. یک مدت بعد مصرف دارو , بیمار نسبتا از حالت هذیان خارج می شود . دربیمار تحریک شده یا بیمار دچار پر خاشگری از نزدیک شدن و تماس بدنی با بیمار اجتناب شود چون ممکنه باعث تحریک بیشتر بیمارشده و بیشتر پرخاشگری کند . از عواملی که خشم بیمار را بر می انگیزد خودداری شود . احساسات بیمار را درک کرده تا بیمار بتواند از مشکلات خود بگوید تا با صحبت کردن خود را تخلیه کند . مراقبت از بیمار صبر و حوصله زیادی می طلبد . بیمار باید به مراقبت و پرستار خود اعتماد نموده تا بتواند از مشکلات و مسایلی که بیمار را عصبانی کرده به راحتی صحبت کند. در شرایط بحرانی با بیمار به آرامی صحبت کرده و بیمار را آرام کند. هیچ موقع بیمار را تحریک نکرده و از سرزنش بیمار اجتناب کنید . بیمار را تشویق به صحبت کردن و آرام نمودن کرده و بیمار را تنها نگذارید . در شرایط بحرانی بیمار در حضور چند نفر از اعضای خانواده باشد و تنها نباشد. بخصوص در بیماران پارانوئیدی که رفتارهای حاکی از سوء ظن شدید و مسخره و کنایه آمیز بودن را دارند مراقبت بیشتری را می طلبد این گونه بیماران در عقاید خود پایدار بوده ودر صورت تحریک و یا عواملی که باعث اضطراب بیشتر شود دفاع برون فکنی را از خود نشان می دهند این بیماران نیاز به احساس مهم بودن می کنند . پرستاری از بیمار از طریق راههای سازنده کمک بیشتری به فروکش کردن علائم بیماری می کند .شخص پرستار قبل از پرداختن به بیمار بایستی به احساسات بیمار اهمیت دهد . رفتار مناسب در مقابله با رفتارها و هیجانات منفی تجربه بیشتری را می طلبد . کینه جویی بیمار و استهزا بیمار هرگز با انتقام جویی پاسخ داده نشود . بخصوص در بیماران اسکیزوفرنی پارانوئید با تندی صحبت نشود . عقیده بیمار مورد استهزا وخنده قرار داده نشود . به عقاید بیمار گوش داده نه رد و نه تایید شود بلکه به آرامی و با تاکید بر واقعیـت پاسخ داده شود . با تن صدای آرام با بیمار صحبت شود . بیماران را تشویق به انجام کاری کرده و پاداش در نظر گرفته شود . در بیماران دچار توهمات شنوایی که ذکر می کنند صدایی می شنوند . اگر بیمار متقاعد شود که افکار مربوط به خودشان است صداها فروکش خواهند کرده زمان و مکان و محیط شنیدن صدا ثبت شود ممکن است با دور شدن از موقعیتهای معینی که بیمار در آن قرار گرفته صداها هم خود به خود حذف شوند.پرستار می تواندبه تصمیمات مثبت بیمار پیرامون زندگیش و شناسایی لحظات مثبت و اعتماد بیمار به خود را تقویت کندپرستار بایستی در رفتار با بیمار و تغییرات حالت چهره و صورت برافروخته و عصبانی و پر خاشگری و سوء ظن بیمار هوشیاری بیشتری داشته باشد و بایستی مداخله نموده تا از پیامدهای جدی جلوگیری شود . به بیماران تکالیفی و فعالیتهایی داده شود مثل حل جدول – حل معما – ورزشهایی مثل دویدن و . . . اما در مقابل این فعالیتها رقابتی وجود نداشته باشد .موفق باشید

      • رها   میگوید:

        باسلام مجددوتشکربابت راهنماییتون
        خاهرمن میگوید صداهایی به او دستور میدهند به خودش و دیگران اسیب بزند و اوهم عمل میکند و میگوید اگر گوش ندهم مرا تهدید میکند
        وسوالم ازشما اگر مابه روانپزشک مراجعه کنیم احتمال بستری شدن او چقدر است
        مرسی بابت پاسختون

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          خواهش می کنم امیدوارم کمک کننده باشد .در مورد بستری شدن روانپزشک باید تصمیم بگیرید ولی با این افکاری که می فرمایید نیاز هست البته باید شدت شرایط هم سنجیده شود ممکنه صداهایی باشد ولی فرد بتونه با خوردن دارو کنترلش کنه و مشکل خاصی رو ایجاد نکنه .مگر اینکه انقدر شدت داشته باشد هر لحظه خطر اسیب به خودشون و دیگران وجود داشته باشد به هر حال نگران نباشید چون همون طور که گفتم کاملا درمان پذیر است و در مواقعی هم کنترل پذیر و با دارو فرد می تونه زندگی عادی رو داشته باشد
          موفق باشید

  • خودم   میگوید:

    با سلام.
    دختری ۲۴ساله هستم. دانشجوی ترم آخر کارشناسی:(
    خیلی وقت هست که با توجه به اطلاعاتی که راجع به افسردگی میشنوم، احتمال افسردگی دارم. تستای افسردگی رو هم که حل میکنم همشون میگن باید به مشاور و روانشناس مراجعه کنی. ولی من مشکلی که دارم اینه که نمیدونم باید برم اونجا بشینم به مشاور چی بگم…نمیدونم از کجاش باید بگم..یه بار رفتم یه تشکیل پرونده برام دادن ولی خب اصلا حس خوبی نداشتم و به نظرم اومد که اصلا نتونستم به طرف بفهمونم مشکلاتمو…و خب اونام که دلشون نسوخته سریع جمله های آدمو تطبیق میدن با جملات کتاباشون، و میگن که خب اوکی تو مشکلت فلاان هست..بدون اینکه اجازه بدن بقیه حرفتو بزنی…..

    اصلا من اگه میتونستم حرفامو راحت بزنم و مشکلاتمو راحت توضیح بدم که برای خودم توضیح میدادم و حل میشد…
    لطفا لطفا کمکم کنین چیکار باید بکنم..درست نمیفهمم مشکلاتم چیا هستن که بخواپ توضیح بدم…ولی خیلی پریشون و افسرده هستم…لطفا کمکککککک

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز افسردگی با ۹ معیار دقیق تعریف می شود. این معیارها براساس محورهای چهارگانه DSM هستند که مشخصه هایی جهانی و تعریف شده اند.

      ۱) خلق و خوی افسرده.
      برای اطلاق افسرده بودن به فرد، او باید تمام روز و تقریباً هر روز این حالت را داشته باشد. این خلق و خوی افسرده توسط خود شخص با احساس اندوه، پوچی و افسردگی حس می شود یا توسط اطرافیانش مشاهده می گردد. در میان کودکان یا بزرگسالان، این خلق و خو می تواند با تندخویی بروز پیدا کند.

      ۲) بی علاقگی یا لذت نبردن از فعالیت هایی که معمولاً لذت بخش و جالب اند.
      این نشانه هر روز و عملاً برای تمامی فعالیت ها دیده می شود.

      ۳) حس خودکم بینی یا احساس گناه بیش از حد و نامتناسب.
      این احساس تقریباً همیشه و تقریباً هر روز حضور دارد.

      ۴) داشتن ایدۀ خودکشی به طور مکرر، خواه با نقشه یا بدون نقشۀ دقیق یا با اقدام به خودکشی.
      فکر به مرگ (مثلاً گفتن «من ترجیح می دهم که مرده باشم») نیز از این دسته محسوب می شوند.

      ۵) مشکلات خواب. ممکن است به شکل بی خوابی یا پرخوابی بروز کند.
      این مشکلات هر روز در میان افراد افسرده دیده می شود.

      ۶) آشفتگی یا کندشدن روانی – حرکتی.
      این نشانه نیز هر روز حضور دارد که یا توسط خود فرد افسرده گزارش می شود یا اطرافیانش مشاهده می کنند. در افسردگی، حرف فقط بر سر یک احساس بی قراری یا کندشدگی ساده نیست، بلکه این آشفتگی یا کندشدگی قابل ملاحظه و مشهود است.

      ۷) مشکلات اشتها که هم به شکل بی اشتهایی و کاهش وزن و هم بالعکس
      با افزایش اشتها و اضافه شدن وزن می تواند روی دهد. این مشکلات بدون رژیم گرفتن به وجود می آیند.

      ۸) مشکلات تمرکز.
      این مورد اغلب با مشکل در اندیشیدن و حتی تردیدهای تکراری ظاهر می شود. پدیده ای قابل مشاهده و روزانه است و تنها احساس عدم موفقیت در متمرکز شدن نیست.

      ۹) احساس روزانه خستگی یافقدان انرژی.
      برای مطرح کردن افسردگی با یک تشخیص جدی، باید حداقل ۲ مورد از ۴ مورد اول در شخص دیده شود. و در ادامه، در افسردگی حداقل ۵ مورد از این ۹ معیار یافت می شوند.

      اگر دقت کرده باشید دیده اید که در این لیست علائم، با سماجت و پافشاری تأکید شده که علائم باید هر روز و در تمام طول روز مشاهده شوند. این به این معناست که هر یک از ما ممکن است در روز ساعات یا دقایقی را با خلق و خوی افسرده پشت سر بگذارد. این حالات ممکن است که بر حسب اتفاقات زندگی برای همه پیش بیاید. اما معنی اش این نیست که فرد افسرده است. حال آنکه فرد افسرده در این حالت غرق می شود و به راحتی بیرون نمی آید.
      هنگامی که نشانه های یک افسردگی واقعی را در خود دیدید، مهم است که به خودتان کمک کنید. مطمئناً برای این بیماری، درمان های دارویی و البته درمان های مکمل غیر دارویی (روان درمانی، ورزش، استراحت، تغییرات ضروری در شکل و قالب زندگی و کار و…) وجود دارد.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      مشکل اولیه در ارتباط با مشاور اینه که شما بعد از جلسه اول حس کنید اون ادم قابل اطمینانه و مشکل شما رو متوجه شده که بتونید ادامه بدید .بهتره خب به روانشناس دیگری مراجعه کنید .
      در مورد مشکل افسردگی ما ملاک های زیادی برای این مساله داریم که نمی تونیم خودمون بدون تخصص تشخیص دهیم ضمن اینکه افسردگی خودش انواع متفاوتی دارد .وقتی روانشناسی رو معتمد یافتید و اعتماد کردید راجب حالات و ان چیزی که شما رو ازار میده صحبت کنید .و خود اون متخصص می دونه چه سوالاتی بپرسه تا شما رو به سمت مساله اصلی هدایت کند .اینکه خودمون تست پر کنیم چه اینترنتی که بنده بهشون اعتقادی ندارم و چه ….بدون داشتن تفسیر مناسب خب مشکل می تونیم تشخیص بدیم که واقعا افسردگی داریم یا خیر تست ها ی مختلف کمک کننده هستند در کنار تشخیص خود متخصص و بار اصلی برای تشخیص درست به دوش خود متخصص است که سالها تجربه کاری در این زمینه دارد .این جمله که اگر می تونستید توضیح بدید برای خودتون می گفتید صحیح نیست اگر این طور باشه افرادی که قدرت بیان خوبی دارند درمانگر خودشون می شوند و هیچ وقت نیاز به هیچ پزشک و روانشناسی نخواهند داشت .ولی هر طور صلاحه و تصمیم گیرنده شما هستید .
      قرار نیست به زور و با اجبار شما به مشاور مراجعه کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • شادی   میگوید:

    سلام.من قبلا هم سوال مطرح کردم.من بشدت آدم افسرده ایم.چنتا مشکل روحی دارم. اضطراب وسواس فکری شدید ک یک وسواس و فکر دست از سرم برمیداره یک فکر دیگه میاد سراغم. تقریبا ی ماه یا شاید دو ماهه ک تو بکار بردن کلمات دچار مشکلم ینی خیلی از کلمات کاملا بی ربط و بعضی موقعها یکم شبیه رو بجای همدیگر استفاده میکنم و همین اینکه تمرکزم خیلی خیلی کم شده مثلا بارها شده یکی باهام صحبت میکنه من نمیدونم فکرم کجاس چندبار می پرسم چی؟ دارم صداشو میشنوم ولی نمیفهمم یا بعضی موقعها ی چیزی رو میپرسم بقیه بهم میگن الان گفتم من اصلا یادم نمیاد و سرگیجه خیلی شدید دارم مخصوصا وقتی وایمیسم هم سرم گیج میره هم کلا جلوی چشمام سیاهه.درس هم ک اصلا نمیتونم بخونم علی رغم اینکه خیلی آدم باهوش و درس خونی بودم.میخاستم بپرسم این علائم میتونه مربوط به افسردگیم باشه یا ممکنه پای ی بیماری جسمی در کار باشه؟ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز در مورد سرگیجه و سیاهی چشم باید پزشک بررسی کند و اگر مساله ای بود با دارو پیگیری شوید منتهی سایر مسائلی که می فرمایید خب خیلی اهمیت داره که به وسیله روانشناس هررچه سریعتر بررسی شود .اصولا افسردگی و وسواس هم ابتلایی بالایی دارند و ممکنه همزمان هر دو وجود داشته باشد منتهی باید دقیق علائم بررسی شود
      افکار مزاحم و تکرار شونده قابل درمان است و گاهی نیاز به تجویز دارو از سوی روانپزشک است و در مورد پرش فکر و از دستددادن تمرکز اگر مراجعه منید در طی درمان با دادن راهکارها برطرف خواهد شد فقط باید بدانید برخلاف درمان های دارویی درمان و تکنیک های روانشناختی نیاز به همکاری داشتن صبر
      است .امیدوارم برای بهبود شرایط هررچه زودتر اقدام کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید
      .

  • احسان ملکی   میگوید:

    با سلام
    من چند روزی است با تجویز پزشک الانزاپین و سرترالین ۵۰ رو شروع کردم … با اسفاده این قرصها دچار لرزش دست شدم … ممنون میشم بفرمایید که از عوارض قرصهاست؟ و اگه هست کدام یک الانزاپین یا سرترالین ؟؟؟ و چکار بکنم چون تا بهعد از سیزده به دکترم دسترسی ندارم … با تشکر فراوان

    • راهنما   میگوید:

      از عوارض سرترالین کاهش تمایلات جنسی، تأخیر در انزال، خونریزیهای غیرطبیعی (نقاط قرمز در سطح پوست)، آکاتزیا (عدم تحمل وضعیت نشسته)، بزرگی و احساس کشیدگی پستان و یا ترشح شیر در خانمها، عوارض اکستراپیرامیدال، گرفتگی و پرش ناگهانی عضلات، تب، سرگیجه، خشکی دهان، افزایش احساس تشنگی، خستگی، تغییرات ناگهانی و بی‌اراده خلق، تپش قلب، راش پوستی، احساس خارش در پوست.
      به همین خاطر باید با پزشک معالجتون مشورت کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      عوارض جانبی
      اعصاب مرکزی: بی‌خوابی، سرگیجه، NMS، اختلالات شخصیتی، مختل شدن تعادل، آکاتیژی، عوارض اکستراپیرامیدال، تب،پارکینسونیسم، خودکشی، تاردیودیس‌کینزی، لرزش.
      قلبی – عروقی: درد قفسه سینه، هایپرتانسیون، هایپوتانسیون (I.M)، افت فشار وضعیتی، ادم محیطی، تاکیکاردی.
      گوش، حلق ، بینی : تنبلی چشم (آمبلیوپی)، التهاب ملتحمه، فارنژیت، آبریزش بینی.
      دستگاه گوارش: یبوست، خشکی دهان، سوءهاضمه، افزایش اشتها، افزایش ترشح بزاق، تشنگی، استفراغ.
      ادراری- تناسلی: آمنوره، هماچوری، خونریزی شدید قاعدگی، بی‌اختیاری ادرار، واژینیت، عفونت مجاری ادراری.
      خون: لکوپنی.
      متابولیک: هایپرگلایسمی، افزایش وزن.
      عضلانی – اسکلتی: درد پشت، درد انتهاها، درد مفاصل، خشکی مفاصل، پرش عضلانی.
      تنفسی: تنگی نفس، افزایش سرفه.
      پوست: اکیموز، درد در محل تزریق، تعریق.
      سایر عوارض: درد دندان، سندرم شبه‌ آنفلوانزا.
      مسمومیت و درمان
      الانزاپین هیچ آنتی‌دوت اختصاصی ندارد و در موارد مصرف بیش از حد، درمان‌های علامتی انجام می‌گردد.
      مصرف بیش از حد الانزاپین منجر به بروز خواب‌آلودگی و اختلال تکلم می‌شود.
      لازم است بیماران از نظر افت فشار، کلاپس عروقی، کوما، تشنج یا واکنش‌های دیس‌تونیک، کنترل شوند.
      ممکن است شستشوی معده با شارکول فعال و سوربیتول مؤثر باشد.
      دارو توسط دیالیز برداشت نمی‌شود. لازم است از مصرف اپی‌نفرین، دوپامین یا سایر ترکیبات سمپاتومیمتیک که دارای فعالیت بتا آگونیستی هستند، پرهیز شود.
      مکانیسم اثر:
      موارد منع مصرف و احتیاط
      در حساسیت مفرط به دارو منع مصرف دارد.
      در بیماران دچار بیماری قلبی، دیابت، بیماری عروق مغزی، شرایط مستعدکننده هایپوتانسیون (تنظیم تدریجی دوز این خطر را به حداقل می‌رساند)، سابقه تشنج یا شرایطی که منجر به کاهش آستانه تشنج می‌گردند و در نارسایی کبدی مصرف دارو با احتیاط صورت گیرد.
      هم‌چنین استفاده از الانزاپین در سالمندان، بیمارانی که در خطر پنومونی آسپیراسیون هستند و در بیمارانی که سابقه ایلئوس فلجی، هایپرتروفی قابل توجه پروستات و گلوکوم با زاویه بسته دارند باید با احتیاط همراه باشد.
      موارد منع مصرف و احتیاط:
      اثر بر آزمایشهای تشخیصی
      الانزاپین می‌تواند منجر به افزایش سطح قند، CK, GGT, ALT, AST و پرولاکتین سرم گردد.
      این دارو باعث افزایش میزان ائوزینوفیل و کاهش سلول‌های سفید می‌گردد.
      سرترالین‌ یک‌ داروی‌ ضد افسردگی‌ است‌. این‌ دارو برای‌ کاهش‌ علایم‌ افسردگی‌ نظیر تغییرات‌ اشتها، تغییر در الگوی‌ خواب‌، تشویش‌ و اضطراب‌، از دست‌دادن‌ کشش‌ و تمایل‌ به‌ فعالیت‌های‌ رومره‌، کاهش‌ میل‌ جنسی‌، تفکر کُند یا اختلال‌ یا تمرکز، یا افکار خودکشی‌ یا اقدام‌ به‌ آن‌، تجویز می‌شود. سرترالین‌ یک‌ مهارکننده‌ بازجذب‌ سروتونین‌ است‌
      چگونگی مصرف
      سرترالین‌ روزی‌ یک‌ نوبت‌ مصرف‌ می‌شود. این‌ دارو را می‌توان‌ صبح‌ قبل‌ از هر کاری‌ (تا فراموش‌ نشود) یا شب‌ پیش‌ از خوابیدن‌ مصرف‌ نمود. هیچ‌گاه‌ کمتر یا بیشتر از مقدار تجویز شده‌ مصرف‌ نکنید. از دستورات‌ پزشکتان‌ به‌ دقت‌ پیروی‌ کنید. برای‌ جلوگیری‌ از ناراحت‌ شدن‌ معده‌ می‌توانید دارو را با غذا بخورید. اگر یک‌ نوبت‌ را فراموش‌ کردید، اگر حداکثر تا یک‌ ساعت‌ بعد به‌ یاد آوردید مصرفش‌ کنید؛ در غیر این‌ صورت‌ نوبت‌ فراموش‌ شده‌ را رها کرده‌، به‌ برنامه‌ دارویی‌ معمولتان‌ باز گردید.
      هشدارها و عوارض جانبی
      در صورت‌ بروز هر یک‌ از علایم‌ نادر ولی‌ جدی‌ زیر، مصرف‌ سرترالین‌ را قطع‌ کرده‌ با پزشک‌ تماس‌ بگیرید: تب‌، بثورات‌ جلدی‌، کهیر یا خارش‌، یا احساس‌ خارج‌ از کنترل‌ بودن‌. علایم‌ زیر ممکن‌ است‌ رخ‌ دهند ولی‌ فقط‌ اگر مشکل‌ساز شوند نیاز است‌ با پزشکتان‌ درمیان‌ گذاشته‌ شوند: کاهش‌ اشتها یا کاهش‌ وزن‌؛ اضطراب‌، تشویش‌، بی‌قراری‌؛ خواب‌آلودگی‌؛ خشکی‌دهان‌؛ تهوع‌؛ اسهال‌ یا یبوست‌؛ ضربان‌ قلب‌ تند یا نامنظم‌؛ مشکل‌ در خواب‌ رفتن‌؛ کاهش‌ میل‌ یا توانایی‌ جنسی‌؛ احساس‌ گرما یا حرارت‌؛ برافروختگی‌ یا قرمزی‌ پوست‌؛ افزایش‌ اشتها؛ دل‌پیچه‌ یا نفخ‌؛ سردرد، یا تغییرات‌ بینایی‌، از جمله‌ تاری‌ دید.
      موارد احتیاط
      در صورت‌ وجود هریک‌ از موارد زیر پیش‌ از مصرف‌ سرترالین‌، پزشکتان‌ را مطلع‌ سازید:
      حساسیت‌ به‌ سرترالین‌ یا دیگر مهارکننده‌های‌ بازجذب‌ سروتونین‌
      بارداری‌ یا شیردهی‌
      مصرف‌ داروهای‌ دیگر، به‌ویژه‌ ضد انعقادهای‌ خوراکی‌ (وارفارین‌)، الکل‌، مسکن‌های‌ تجویز شده‌ توسط‌ پزشک‌، آرامبخش‌ها، داروهای‌ ضد افسردگی‌، شل‌کننده‌های‌ عضلانی‌، داروهای‌ ضد تشنج‌، یا مهارکننده‌های‌ مونوآمین‌ اکسیداز نظیر فورازولیدون‌، ایزوکربوکسازید، فنلزین‌، پروکاربازین‌، سلژیلین‌، یا ترانیل‌ سیپرومین‌. مصرف‌ سرترالین‌ در حالی‌ که‌ همزمان‌ مهارکننده‌های‌ مونوآمین‌ اکسیداز مصرف‌ می‌کنید یا کمتر از ۲ هفته‌ است‌ که‌ مصرف‌ چنین‌ داروهایی‌ را قطع‌ کرده‌اید، ممکن‌ است‌ موجب‌ گیجی‌، افزایش‌ ناگهانی‌ دمای‌ بدن‌، افزایش‌ شدید فشارخون‌، و بروز تشنج‌ شود.
      سابقه‌ یا ابتلا به‌ بیماری‌های‌ کلیوی‌ یا دچار سوءمصرف‌ موادمخدر.
      در هنگام مصرف سرترالین‌ توصیه میشود
      به‌طور منظم‌ به‌ پزشکتان‌ مراجعه‌ کنید تا بهبودتان‌ را زیرنظر داشته‌ باشد. ممکن‌ است‌ تا ۴ هفته‌ طول‌ بکشد تا اثر دارو ظاهر شود و به‌ حداکثر برسد؛ ممکن‌ است‌ بخواهید در طی‌ این‌ مدت‌ پزشکتان‌ را ملاقات‌ کنید.
      به‌ نظر برخی‌ پزشکان‌ مصرف‌ این‌ دارو افکار خودکشی‌ را افزایش‌ می‌دهد. در مورد هرگونه‌ اقدامات‌ احتیاطی‌ لازم‌ با پزشکتان‌ مشورت‌ کنید.
      تا مشخص‌ شدن‌ پاسخ‌ بدنتان‌ به‌ این‌ دارو، هنگام‌ رانندگی‌ یا کار با وسایل‌ خطرناک‌ احتیاط‌ کنید. این‌ دارو در برخی‌ افراد موجب‌ خواب‌آلودگی‌ و کاهش‌ سطح‌ هوشیاری‌ می‌شود.
      برای‌ تسکین‌ خشکی‌ دهان‌ از آدامس‌ یا آب‌نبات‌های‌ بدون‌ قند استفاده‌ کنید یا چند جرعه‌ آب‌ بنوشید. اگر این‌ مشکل‌ بیش‌ از ۲ هفته‌ ادامه‌ پیدا کرد با پزشکتان‌ مشورت‌ کنید.
      از حالت‌ خوابیده‌ به‌ نشسته‌ یا ایستاده‌ و نشسته‌ به‌ ایستاده‌ به‌ آرامی‌ تغییر وضعیت‌ دهید؛ در غیر این‌ صورت‌ ممکن‌ است‌ دچار سرگیجه‌ و سیاهی‌ رفتن‌ چشم‌ شوید.
      یک‌ برگه‌ شناسایی‌ پزشکی‌ که‌ نشان‌ دهد سرترالین‌ مصرف‌ می‌کنید، همراه‌ داشته‌ باشید.
      سرترالین‌ را دور از دسترس‌ کودکان‌، و دور از گرما، نور مستقیم‌ و حرارت‌ مرطوب‌ نگهداری‌ کنید (در این‌ شرایط‌ سرترالین‌ فاسد می‌شود).
      سرترالین‌ تاریخ‌ مصرف‌ گذشته‌ را دور از دسترس‌ کودکان‌ در توالت‌ دور بریزید.
      در هنگام مصرف سرترالین نباید
      نوشابه‌های‌ الکلی‌ بنوشید یا داروهای‌ آرامبخش‌ استفاده‌ کنید؛ زیرا اینها خواب‌آلودگی‌ و سرگیجه‌ای‌ را که‌ ممکن‌ است‌ در اثر سرترالین‌ ایجاد شود، تشدید خواهند کرد.
      موفق باشید

  • شادی   میگوید:

    ممنون ک انقد زود جوابمو دادید و رایگان وقتتونو در اختیار ما میزارید ایشالا خودتون هیچ وقت دچار مشکل نشید و سال خوبی داشته باشید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام سال خوبی داشته باشید

  • نازي   میگوید:

    سلام من با پدر و مادرم خیلی وقته مشکل دارم و واقعا کسی تو این زمینه نتونسته کمکم کنه من واقعا به کمک احتیاج دارم به خاطر فشار های روحی ناراحتی قلبی پیدا کردم پدرم دست بزن داره زورگوئه حرف حرف خودشه اجازه هیچ فعالیت اجتماعی به من نمیده در ظاهر میگه برو در عمل جلومو میگیره من نزدیک سی سالمه دخترم و از زندگی و جوونیم هیچی نفهمیدم اجازه ندارم با دوستای هم سن خودم برم بیرون صبح و شبم نداره اجازه ندارم واسه مطالعه برم کتاب خونه در صورتی که تا این سن هیچ مشکلی واسشون درست نکردم همیشه ساکت و اروم و قانع بودم همیشه فامیلامون از شخصیت من تعریف میکنن من واقعا نمیدونم چیکار کنم مادرمم یه ادم حسوده به دختر خودش حسادت میکنه حتی به خواستگارام مدام دوست داره سنگ بندازه جلو پام انقد از من بد میگه جلو پدرم که ذهن بیمار پدرمو بیمارتر میکنه خودش میگه من اگه سرتم ببرم تو نباید صدات بیاد شامل تهمت توهین و فحاشی پدرمم مدام از طرف خواهراش تحریک میشه من حس میکنم پدرم پارانویید داره و من موندم با یه دنیا مشکل الانم با نامزدم اشنا شدم قراره با هم ازدواج کنیم از الان وحشت دارم بهترین ادم دنیا هم بیاد خواستگاریم اینا یه عیب روش میذارن موندم چیکار کنم تمام انگیزمو از دست دادم به یه ادم بی روح تبدیل شدم یه ادم پر و بال سوخته یه پرنده تو ففس که از بیرون ازادی پرنده ها رو نظاره میکنه تمام موقعیت های زندگی رو ازم دریغ کردن اخه این چه منطقیه که چون پدر و مادرمم باید لال بشم باید بمیرم چرا این منطق فقط تو کشور ایران هست چرا ما نمیخوایم منطقی با مسائل برخورد کنیم ؟ چرا؟ من اگه خارج از کشور بودم واقعا این مشکلات رسیدگی میشد

    • راهنما   میگوید:

      اگر شما همسر مناسبی رو پیدا کنید و با مخالفت خانواده مواجه شده باشید وقتی برای دادگاه محرز بشه مخالفت بدون دلیل موجه هست حق رو به شما برای ازدواج خواهند داد
      ولی در ایران ازدواج علاوه بر پیوند بین دو نفر پیوند بین دو خانواده هم هست و شما باید در این مورد با فردی قابل اعتماد در خانواده و یا فامیل در این مورد صحبت کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      در زندگی هر کدام از ما، والدین مان نقش مهمی دارند اما گاهی دخالت های نابجای آنها می تواند آسیب های فراوانی داشته باشد به خصوص در مرحله انتخاب همسر، وقتی مخالفت های آنها آنقدر زیاد باشد که امکان تصمیم گیری را از ما بگیرد.

      اما در این مواقع چه باید کرد؟معمولا چه قبل از ازدواج، چه بعد از ازدواج حضور والدین و همیاری و کمک شان می تواند مفید و موثر باشد و ما این امر را کتمان نمی کنیم و چه بسا در ابتدای زندگی زناشویی کمک های مالی آنها، راهنمایی هایشان و همچنین دلگرمی آنها کمک فراوانی به زوج ها کرده و مسیری را برای آنها مهیا می کند تا آجرهای زندگی آنها تا به آخر درست و صاف روی هم چیده شود و بالا رود. اما والدین همان قدر که می توانند تاثیرگذاری مثبت داشته باشند، می توانند تاثیرگذاری منفی هم داشته باشند که تشخیص تفاوت بین این دو حالت کار چندان ساده ای نیست.

      در اینجا ضمن بررسی این اختلاف نظرها، درباره سبک های ازدواج هم بحث می کنیم و اینکه هرکدام چه معایب و مزایایی دارد.همه انسان ها احساس تعلق به گروه و به خصوص خانواده را دوست دارند، حالا کسانی که از خانواده هایشان به طور کلی جدا می شوند و بدون رضایت آنها زندگی مشترک تشکیل می دهند، ممکن است در سال های اول چندان به مشکل برنخورند، اما بعد از چند سال همین احساس بدون خانواده بودن غم هایی را برایشان به ارمغان می آورد که می تواند در زندگی تاثیرات بدی را به جا بگذارد.
      انتخاب نهایی با چه کسی است؟
      پدرها و مادرها وقتی قبل از ازدواج می گویند: «تو باید با شخص موردنظر من ازدواج کنی» یا «تو نباید با فرد موردنظرت به فلان دلایل ازدواج کنی و من او را دوست ندارم» و… اینهاباعث به وجود آمدن کدورت می شود و خواه ناخواه از فرزندشان فاصله می گیرند. شاید اینجا این سؤال پیش بیاید که پدرها و مادرها تا کجا می توانند برای ازدواج فرزندشان نظر بدهند؟ والدین نباید به گونه ای رفتار کنند که فرزندشان احساس کند از خودش هیچ اراده ای ندارد.

      باید به جرات گفت در این موضوع نظر نهایی را باید خود فرزند بدهد چون یک عمر زندگی را با یک مسئولیت بزرگ پیش رو دارد وکسی تا آخر این مسئولیت را به دوش می کشد که خودش از اول انتخاب کرده باشد. در واقع بهترین حالت این است که والدین نظر موافق یا مخالف خودشان اعلام را کنند ولی در نهایت تصمیم گیری را به عهده خود فرزند بگذارند. پدر و مادر باید به جای دخالت کردن در کار فرزندشان این فضا را به او بدهند تا خودش فکر کند و تنها به اعلام نظر قناعت کنند.
      همیشه حق با پدر و مادرها نیست
      امروز فضای سنتی ازدواج تا حد زیادی تغییر کرده و بچه ها ترجیح می دهند خودشان انتخابگر باشند و تصمیم بگیرند و انصافا باید گفت گاهی ملاک های واقعی تری هم برای ازدواج دارند. مثلا من بین مراجعانم جوان هایی را داشتم که وقتی درباره دلایل مخالفت های والدین و نظرات خودشان صحبت می کردند، می دیدم دلایل بچه ها خیلی منطقی تر است. البته در کشور ما نمی توان بدون خانواده زندگی کرد.

      اگر خانواده ها برای ازدواج موافق نباشند بچه ها هم امروز به مشکل برمی خورند و هم فردا. آنها چند سال بعد از ازدواج مشکلاتی هم در رابطه شان و هم احساسات بدی را درون خودشان تجربه می کنند. وقتی جوانی با خانواده اش قهر باشد عملا با خودش و همه آدم های اطراف به طور ناخودآگاه دچار تنش هایی می شود، اضطراب ها و احساس گناه را تجربه می کند و همه اینها می تواند روی زندگی شخصی و زناشویی تاثیر منفی بگذارد.
      ازدواج پنهانی چه عواقبی دارد
      متاسفانه برخی مواقع هیجان ها و آن کودک درون بر رفتارهای ما مسلط می شود و ما را به سوی تصمیم گیری هایی می برد که شاید در شرایط عقلانی به آنها تن ندهیم، تنها چیزی که فکر می کنیم این است که من او را دوست دارم پس باید با او ازدواج کنم و تحت تاثیر همین هیجانات و احساسات اقدام هم می کنیم و بدون اطلاع پدر و مادر تن به ازدواج می دهیم، در چنین موقعیتی اول از همه باید در نظر بگیریم تمام مسئولیت این انتخاب بر عهده خودمان است و نباید انتظار داشته باشید والدین به همین راحتی ها شما را ببخشند.

      اگر خودتان را هم جای آنها بگذارید می بینید، حق دارند. زمان می برد تا وضعیت به حالت عادی برگردد، حتی ممکن است تا مدت ها واکنش های منفی بسیاری چون متلک، حرف های نامناسب و… از خود بروز دهند. اما بچه ها باید عذرخواهی کرده و سعی کنند آرامش را به همراه هم به فضا بازگردانند تا نشان دهند که انتخاب درست بوده است. در چنین شرایطی شاید پدر و مادر ببخشند و آن اعتماد گذشته بازگردد و شاید هم شرایط هیچ وقت عادی نشود.
      چه زمانی خودتان باید برای ازدواج تصمیم بگیرید
      هرچند دل کندن سخت است ولی پیشنهاد ما این است که بدون رضایت والدین تن به ازدواج ندهید، مگر اینکه پدر و مادر یا آگاهی مناسب یا سلامت روانی چندانی نداشته باشند. مثلا پدری را می شناختم که دچار بیماری پارانوئید بود و با همه رفتار های اطرافیان دچار سوءظن می شد، مسلما مخالفت چنین پدری با ازدواج جای اما و اگر بسیاری دارد.

      در چنین جاهایی شاید ازدواج بدون رضایت خانواده چندان بد نباشد چرا که همان محیط ناسالم خانواده می تواند آسیب زا باشد، چون پدر و مادرهایی که به لحاظ روانی چندان سالم نیستند برای اعضای خانواده و فرزندانشان نیز تصمیمات ناسالمی می گیرند. البته ناگفته نماند که بهتر است در چنین مواردی حداقل با یک مشاور مشورت کنید تا مطمئن شوید تصمیم درستی گرفته اید.
      با مخالفت شدید والدین چه کنیم؟
      اگر پدر و مادر به هیچ عنوان با ازدواج موافقت نمی کنند، جنگیدن با آنها اصلا توصیه نمی شود، فرزندان باید آنقدر درایت داشته باشند تا بتوانند با دوستی و جلب اعتماد با پدر و مادر کنار بیایند، کمک یک مشاور هم می تواند در چنین مواقعی بسیار کمک کننده باشد، چرا که می توان با تشکیل جلسات و گفت وگوهای گروهی به همراه مشاور، فضا را کمی بازتر کرد تا والدین تا حدی نرم شوند.

      بهترین راه در اینجا صبور بودن است حتی تا چند سال، شاید کمی مشکلات سبک تر شوند، اگر هم مشکلات حل نشوند اما این اطمینان خاطر وجود خواهد داشت که به اندازه کافی سعی خود را کرده اید و هیچگاه احساس گناه نخواهید کرد.
      کدام بهتر است؟
      من نه کاملا ازدواج به سبک سنتی را توصیه می کنم نه غیر سنتی را بلکه می گویم باید چیزهای خوبی را که در ازدواج سنتی وجود دارد با خوبی های ازدواج غیر سنتی ترکیب کرد تا بهترین تصمیم گرفته شود. باید بدانید هنر ما در تلفیق است نه در حذف یکی به نفع دیگری.
      ازدواج های سنتی روز به روز کمتر می شود
      آمار ازدواج های سنتی روز به روز کمتر می شود به خصوص در شهرهای بزرگ و در میان افراد تحصیلکرده، از جهت دیگر فاصله نگرش بین پدر و مادرها و بچه ها روزبه روز بیشتر می شود چرا که والدین خودشان را به روز نمی کنند و در نتیجه تفاوت سلیقه ها بیشتر می شود و همین می تواند تنش ها را بیشتر کند.

      گاهی والدین فراموش می کنند که دیگر گذشت آن دورانی که در مهمانی های زنانه یا حمام ها برای پسرانشان همسر انتخاب می کردند، حالا بچه ها می خواهند خودشان انتخاب کنند. از طرف دیگر گاهی ملاک های پدر و مادر خیلی متفاوت از بچه هاست چون عموما از نظر آنها ظاهر، میزان تمکن مالی، اصالت خانواده و… مهم است در حالی که فرزندان این طور فکر نمی کنند.

سوالات شما:


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه