مشاوره کودکان آنلاین : شناخت رشد روحی کودک

مشاوره کودکان آنلاین : شناخت رشد روحي كودك

مشاوره کودکان آنلاین : شناخت رشد روحی کودک

رشد روحی کودک از وقتی که به دنیا می‌آید تا زمانی که به درجه انسان کامل می‌رسد، دارای مراحلی است که رسیدن به نقطه اوج آن بدون گذر از مراحل پایین‌تر ناممکن است. پدران، مادران و مربیان اگر مراحل رشد و توانایی کودکان را به صورت کامل و درست بشناسند، در تربیت فرزند بهتر می‌توانند عمل کنند. عدم شناخت مراحل رشد کودک سبب افراط یا تفریط در تربیت می‌شود که هر یک از این دو، آثار ناگواری بر جای خواهد گذاشت که جبران این آثار، گاهی غیرممکن است.

باید با توجه به مراحل رشد عاطفی، درخواست‌ها و نیازهای کودک را در نظر گرفت. مثلا توجه: به او، نیاز او به محبت اشباع می‌کند. پس مادران باید توجه داشته باشند حضور آنان و تماس بدنی با کودک به او آرامش و احساس امنیت می‌دهد و آسایش روحی سبب رشد هر چه بهتر کودک می‌شود.

البته پدران نیز همانند مادران باید بدانند که کودک، علاوه بر مادر و محبت او، به پدر و رابطه با او هم نیاز دارد و کمبود احساس محبت از سوی پدر برای او پیامد مناسبی نخواهد داشت و قطعا امنیت روحی و آسایش خاطر او را به هم می‌زند. بنابراین پدر و مادر باید همراه و همگام با یکدیگر در رشد و ارتقای سطح فهم و تربیت کودکشان تلاش نمایند. والدین باید توجه داشته باشند که در برخورد با فرزند باید صبر و حوصله بیشتری داشته باشند. مثلا وقت‌هایی او بهانه‌ای می‌گیرد، باید با صبر و حوصله پاسخ او را داد و در آرامش و تامین امنیت روحی او کوشید. باید از بروز حسادت وی جلوگیری کرد و با دادن مسئولیت‌هایی در حد توان وی، حس مسئولیت انجام کارها را در او زنده ساخت.

جامعه‌ای که به سلامت جسم و روان اعضای خود توجه می‌کند، ضمن عدم صرف هزینه‌های سرسام‌آور درمانی، انسان‌هایی سالم نیز پرورش می‌دهد که موجب رشد فردی و اجتماعی خواهد شد. از جمله ویژگی‌های فردی که از سلامتی روانی برخوردار است، عبارتند از:

۱- قابلیت ایجاد روابط موزون و هماهنگ با دیگران

۲- حل تعارض‌های هیجانی و تمایلات شخصی

۳- تغییر و اصلاح محیط اجتماعی پیرامون

بر اساس آمارهای موجود تمام مشکلات و معضلات فردی و اجتماعی همگی ناشی از رفتارها و روش‌های غلط زندگی است. بنابراین همان قدر که سلامت جسم اهمیت دارد، به همان نسبت سلامت روان نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. پس باید راه‌کارهای صحیح زندگی را در پیش بگیریم.

بدون شک یکی از مهم‌ترین و موثرترین دوران زندگی آدمی دوران کودکی است. دورانی که در آن شخصیت فرد پایه‌ریزی شده و شکل می‌گیرد. باید به این نکته توجه داشت که کودکان در سنین پایین (طفولیت) فقط به توجه و مراقبت جسمانی نیاز ندارند، بلکه این توجه باید همه ابعاد وجودی آنها شامل رشد اجتماعی، عاطفی، شخصیتی و هوشی را در بر گیرد.مشاوره کودکان

نوزاد انسان در میان سایر موجودات عالم طولانی‌ترین زمان را نیاز دارد که قابلیت‌ها و توانایی‌های خود را پرورش داده و آشکار سازد. از طرف دیگر، نوزاد انسان با کمترین توانایی و امکانات به مراقبت زیاد و شدیدی نسبت به سایر موجودات نیاز دارد. این مراقبت توسط پدر و مادر و جامعه اعمال می‌شود، ولی این مراقبت بدون آگاهی، دانش و آموزش شیوه‌های فرزندپروری صحیح امکان ندارد و اهمیت روان‌شناسی کودک نیز از این دو موضوع ناشی می‌شود.

خصوصیات عاطفی

در این مقاله رشد عاطفی را در دو بخش هیجانات و ترس‌ها مطالعه می‌کنیم و هر یک را از دوره شیرخوارگی، مراحل بالاتر مختصرا بیان خواهیم کرد.

الف. هیجانات

رفتار معنی‌دار کودک، یک وسیله ارتباطی است. اگر فعالیت بیرونی بر «چشمک‌زدن»، «جویدن لب»، «تکان دادن پاها» باشد، می‌توانیم آن را نوعی انقباض عضلانی، یا یک دریچه و «سوپاپ» گریز به حساب آوریم. ما نمی‌توانیم خط مرز مشخصی مابین رفتار ارتجاعی و بیان هیجانات، ترسیم نماییم. چیزی که «هیجان» نامیده می‌شود، ممکن است بر اثر یک حالت تنش پیچیده‌ای به وجود آمده باشد و واکنش شدید، با هیجان متشابه می‌باشد. مثلا: ما گریه نمی‌کنیم، چون غمگین هستیم، ولی وقتی ما غمگین هستیم، گریه می‌کنیم. ما باید از بعضی جهات نسبت به کودک که گاه گاهی با درخشش بیانی، احساس دارد، حق‌شناس باشیم که بیش از همه چیز اساسی‌ترین طرز بیانش را تشکیل می‌دهد.

هیجانات، نیروهای مستقلی نیستند که به صورت اسرارآمیزی کودک را احاطه کنند، آنها طرق واکنشی هستند که ساختاری داشته و مانند ادراک به تاثیرهای تشکیلاتی تجربه و تربیت، تسلیم می‌شوند. آنها در تاریخچه نژادها تحول قابل ملاحظه‌ای داشته‌اند و در رشد حالات شخص در نمود فردی نقش دارند. برای به دست آوردن دورنمای کامل، در بخش‌های بعدی از شکل‌های هیجانی که مربوط به ترس‌ها و رویاها، بازی‌های کودک و روابط اجتماعی‌اش در خانه و مدرسه، واکنش‌های اخلاقی و فلسفی، خیر و شر، حقیقت و زیبایی حرف خواهیم زد.

مشاوره کودکان آنلاین : شناخت رشد روحی کودک

دوره شیرخوارگی

این مرحله مانند مراحل دیگر زندکی کودک ارتباط مستقیمی با تعلیم و تربیت دارد. پس از تولد، مسائل عاطفی و روحی کودک همراه تغذیه و جسم او اهمیت می‌یابد. زندگی عاطفی و روحی در مراحل نخست در احساس آسایش و یا عدم آرامش خلاصه می‌شود و در مرحله بعدی یعنی حدود سه یا چهارماهگی، به صورت عواطف خودنمایی می‌کند. از جمله حالت‌های عاطفی در دوره شیرخوارگی، حالت‌هایی چون ترس و سپس خشم و شادی است که به صورت خندیدن و لبخندزدن ظاهر می‌شود.

امنیت خاطر از مهم‌ترین مسائلی است که باید مورد دقت قرار گیرد که ارتباط پیوسته مادر با طفل، این امنیت و آسایش روحی کودک را تامین می‌کند. بی‌اعتنایی به کودک در دوره کودکی، سبب مشکلات روحی فرزند در آینده خواهد شد. برای دستیابی هرچه بهتر و توجه به نکات ظریف تربیتی در دوران شیرخوارگی ابتدا باید مراحل رشد کودک را شناخت. این مراحل به طور مداوم در زمینه و طرح مشخصی صورت می‌گیرد. البته جریان رشد در کودکان مختلف است، زیرا رشد برخی به آرامی صورت می‌گیرد و در گروهی دیگر رشد با سرعت بیشتری رخ می‌دهد، ضمنا رشد جسمی و روحی وابسته به یکدیگر هستند.

۵-۳ ماهگی

نسبت به چیزهای اطرافش علاقه نشان می‌دهد. از توجه دیگران نسبت به خودش خوشش می‌آید. به افراد خانواده توجه و علاقه نشان می‌دهد. دوست دارد بعد از خوردن غذا و هنگامی که از خواب بیدار می‌شود، کمی بازی کند. با خشنودی از خود صدا در می‌آورد، با دیدن چهره‌ای آشنا لبخند می‌زند، به نظر می‌رسد حضور دیگران را پذیرا باشد، ولی با خود سرگرم است، عدم تعادل زیاد و گریه از ویژگی‌های دیگر این دوره است.

ترس‌ها

نوزاد انسان با قابلیت جهش، احساس کردن درد و لذت، به دنیا می‌آید که این سه قابلیت، اساس هیجان هستند و به احساسات خوشایند یا ناخوشایند منجر می‌شوند. افراد بالغ و همچنین کودکان، نمونه‌هایی در این مورد عرضه می‌کنند. به طور مثال، چشمک می‌زنند. دهان باز می‌شود، شکم منقبض می‌شود، آرنج‌ها، انگشتان، زانوها در حالت جهش ناگهانی خم می‌شود، این واکنش را «ترس» می‌نامیم. در همین موقع ضربان قلب ممکن است تند و شدید شود، فشار خون بالا رفته، طحال گلبول‌های قرمز آزاد کرده و کبد «گلیکوژن» وارد خون نماید.مشاوره آنلاین

کنش ممکن است ضعیف و کوتاه‌مدت یا برعکس شدید و ممتد باشد. خوف و بیم داشتن طبیعی است و غالبا تاثیر مناسبی روی زندگی کودک در مدت رشدی دارد. اولین ترس‌های کودک با بالا رفتن سن، تغییر می‌کند. بعضی از این ترس‌ها، به نظر کاملا منطقی می‌آید و بعضی دیگر که چندان مهم به نظر نمی‌رسند، گاهی اثر ژرفی در کودک دارند. تغییراتی با محتوای مشابهی از ترس در تمام مدت طفولیت می‌دهد. کودک ترس‌هی قدیمی را به دور می‌ریزد، زیرا تجربه، معانی واقعی آن‌چه که او را می‌ترساند به وی آموخته شده است. کودک ترس‌های تازه ای کسب می‌کند، زیرا بر خلاف سابق، برای درک و فهم آن پخته‌تر شده و علل آن را کشف می‌کند و این احساس نشان‌دهنده پیشرفت در رشد می‌باشد. واقعیت این است که کودک کاملا ترس را کنار نمی‌گذارد، بلکه ساختارهای آن را ظریف‌تر کرده و نظم و ترتیب می‌دهد. حتی در درون یک نوع ترس مشخص، تغییرات قابل توجهی به خاطر رشد روی می‌دهد. مراحل رشد به طور کلی تعیین‌کننده این است که کودک چه وقت می‌رسد و یا خواهد ترسید.

۱۲-۱ ماهگی

کودک در این دوره از صداهای شدید و غیر منتظره، اسباب بازی‌هایی که فریاد می‌زنند، صدای ساعت شماطه‌دار، صدای بم پدر و تمام صداهای ناشناس می‌ترسد. اشیاء، اوضاع یا اشخاص جدید یا شخص آشنایی که شکل ظاهری او تغییر مشخصی کرده است، مثلا با یک کلاه. همچنین اشیایی که می‌افتد، خطرات سقوط، حرکت ناگهانی، تهدید بدنی یا از درد می‌ترسد.

۳-۱ سالگی

در ۱۵ ماهگی مشاهده بیرون رفتن مادرش باعث ترس او می‌شود.

در ۱۸ ماهگی صداهای دستگاه‌های مکانیکی مانند جاروبرقی و مشاهده بیرون رفتن مادر.

در ۲ سالگی ترس‌های زیاد به ویژه صداهایی که توسط قطار، کامیون، رعد و برق ایجاد می‌شود. از رنگ‌های تیره، اشیاء بزرگ، ساختمان‌های بلند، قطار، جرثقیل و تاریکی می‌ترسد.

جدایی از مادر در ساعت خواب و باد و باران، حیوانات، به ویژه صدای آنها کودک را وحشت‌زده می‌کند.

در ۵/۲ سالگی ترس زیاد به ویژه از ترس فضایی مثل: ترس از حرکات، تمام اختلاف‌های جهت‌یابی، وارد شدن کسی به منزل به صورت غیر عادی وجود دارد. به اضافه ترس‌های زیادی که در نتیجه سروصدا ایجاد شده مانند دوره دو سالگی.

در ۳ سالگی از سالخوردگان با چهره‌های پرچین و چروک، اشخاص بد ریخت و بد ترکیب، ماسک، لولو خور خوره، تاریکی، حیوانات، افراد خاصی که به عنوان «بد» برای کودک تشریح شده‌اند، مثلا دزد می‌ترسد.

۶-۴ سالگی

در ۴ سالگی از سر و صدا می‌ترسد، از اشخاص رنگین‌پوست، از سالخوردگان و از لولو خور خوره می‌ترسد. دوست دارد که فرد بزرگ‌تری در حال بازی کمی او را بترساند.

۵ سالگی سن ترسیدن نیست. ترس‌ها ذاتی و محسوس و معمولی‌تر است. از سقوط و افتادن، تاریکی و سر و صدا مثل: رعد و برق، باران مخصوصا در شب می‌ترسد.

کودک در ۵/۵ سالگی خیلی ترسو می‌شود، از تنها خوابیدن در یک اتاق یا تنها بودن در یک طبقه منزل می‌ترسد. از دست داد مادر، ترس از این‌که وقتی به خانه وارد می‌شود او در آن‌جا نباشد، او را شدیدا نگران می‌کند.

در ۶ سالگی ترس‌ها ممکن است به علت آزمایشی انجام شوند. از اشباح و جادوگرها، حیوانات بزرگ وحشی و سگ‌های بزرگ، رعد، باران، باد، آتش و به‌ویژه صدای عناصر طبیعی می‌ترسد. ترس از مرگ مادر یا این‌که اتفاقی برایش روی بدهد، ترس از مردی که در زیر تختش مخفی شده یا در جنگل پنهان شده، ترس از جراحاتی که خود موجب آن بوده است، در کودک ۶ ساله دیده می‌شود.

۷ سالگی

کودک ۷ ساله از سایه، اشباح، موجودات خیالی مخفی شده در اتاق زیرزمین، ارتفاعات، جنگ و جاسوس، می‌ترسد. از این‌که والدینش، معلمان و رفقایش او را دوست نداشته باشند، نگران است. همچنین مدرسه و تکالیف جدیدی که باید انجام دهد، ترس از دیر رسیدن به مدرسه باعث ترس و نگرانی خواهد شد.

بازدید:۳۹۶۵۸۹

رتبه مقاله در گوگل: 3.5-Stars

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

36 نظر جدید برای مشاوره کودکان آنلاین : شناخت رشد روحی کودک

  • خ احمدنیا   میگوید:

    باسلام وخسته نباشیدپسری ۴٫۵ساله دارم ودختری ۱٫۵ سال شاغل هستم پسرم ازنبودمن درخانه ناراحت است ودایم اعتراض می کند وبهانه می گیرد لطفا راهنماییم کنید متشکرم

    • ◄Responder►   میگوید:

      میزان وابستگی در میان کودکان متفاوت می باشد. برخی از کودکان با نیاز به توجه بیشتر متولد می شوند و برخی دیگر از همان آغاز مستقل تر به نظر می رسند. اما در نهایت رفتار ماست که نوع و شدت وابستگی کودک را مشخص می سازد. شیر خواران برخوردار از دلبستگی امن، مراقبانی مهربان، علاقه مند، دلسوز و پاسخگو دارند.
      وابستگی چیست؟
      احساسی که کودک را به فرد دیگری پیوند می زند، وابستگی یا دلبستگی نامیده می شود. وابستگی یک پیوند هیجانی میان این دو می باشد که در میل به حفظ تماس از طریق نزدیکی فیزیکی، لمس کردن، نگاه کردن، لبخند زدن، گوش کردن یا صحبت کردن تجلی می یابد. ممکن است متوجه شده باشید فرزندتان در هنگام ترس به سوی شما می دود و یا هنگامی که ناراحت است آرامش را در آغوش شما جستجو می نماید.
      ایجاد وابستگی
      شیرخواران نیاز به برقراری یک دلبستگی امن دارند. فرزندتان نیاز به فردی که ممکن است شما، همسرتان، یکی از اعضای خانواده و یا مراقبی که جایگزین آن هاست، دارد. فرزندتان به یک رابطه گرم، محبت آمیز و پایدار با یک فرد بزرگسال نیازمند است تا بتواند به او تکیه کند. تشکیل این گونه دلبستگی ها در تکامل رشد کودک از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا باعث ایجاد احساس امنیت و اجتماعی شدن کودک می گردد. کودکانی که از دلبستگی مثبت برخوردارند در روابط خود با دیگران حالت کمرویی کمتری نشان می دهند، با دیگران چه خواهر یا برادر و چه افراد غریبه بهتر کنار می آیند. همچنین اگر کودکی روابطی امن داشته باشد از این موقعیت برای جستجو در محیط پیرامون و یادگیری استفاده می نماید و تکامل رشد ذهنی اش تسریع می گردد.

      وابستگی چند گانه
      ممکن است متوجه شوید کودک تان به بیش از یک نفر دلبستگی نزدیک دارد مثلا دلبستگی اش به پدر و مادرش به یک اندازه است و اگر فرد دیگری مانند پدربزرگ یا مادر بزرگ نیز در خانه باشد به او نیز دلبستگی دارد. این موضوع بدین معناست که فرزند شما می تواند دلبستگی های متعدد داشته باشد اما به این معنی نیست که می توانید مراقبان را به طور دایم تغییر دهید. ثابت بودن فرد مراقبت کننده از نوزاد که می تواند پدر، مادر، خویشاوندان و یا پرستار باشد باعث ایجاد احساس امنیت در کودک می گردد.

      نکته:
      مهم ترین عامل در ایجاد دلبستگی میان شما و فرزندتان میزان گفت و گویی است که بین شما جریان می یابد.
      دلبستگی نا امن
      برخی کودکان توجه اکثر افراد از جمله پدر و مادرشان را نمی پذیرند و یا هنگامی که پدر و مادر اتاق را ترک می کنند گریه نمی کنند و به دنبال آن ها نمی گردند. به عبارتی متوجه حضور یا عدم حضور والدین در خانه نمی شوند. البته گاهی این موضوع نشانه سرگرم بودن کودک با فعالیت های مخصوص به خودش می باشد، اما تکرار این رفتار می تواند نشانه فقدان دلبستگی به والدین باشد. در این صورت بهتر است با پزشک کودک مشورت نمایید.
      گروه دیگر از کودکان با دلبستگی نا امن، کودکانی هستند که وابستگی افراطی دارند. این کودکان نه تنها در هنگام دور شدن از والدین بلکه در مجاورت آن ها نیز گریه می کنند و رفتارهای چسبنده از خود نشان می دهند. آن ها خواستار نوازش تقریبا همیشگی از سوی والدین خود می باشند. برخی از دلایل ایجاد وابستگی افراطی عبارت اند از:

      کودکانی که به بیماری های مزمن دچارند ممکن است بیش از حد وابسته شوند.
      نادیده گرفتن و رها کردن کودک
      وجود والدین عصبی، مضطرب و افسرده

      پس دوست عزیز باید بیشتر به کودکتان توجه کنید و وقت بیشتری رو با فرزندانتون بگذارید خصوصا شوهرتون که باید بیشتر با فرزند پسرتون وقت بذاره چون شخصیت پسر از شخصیت پدر الگو برداری میشه

      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • زینب نعمتی   میگوید:

    با سلام و خسته نباشید. پسری دارم که دو سال و ۸ ماه سن و ۱۵ کیلو وزن دارد. بسیار بد غذا است در روز خیلی کم اتفاق می افتد که سه وعده غذا را کامل بخورد. در مقابل غذا و میوه و حتی خوراکی های جدید بسیار مقاومت می کند و به سختی حاضر می شود غذای جدیدی را امتحان کند. برخی مواقع مجبور می شود به زور بهش غذا بدم. لطفا راهنماییم کنید. با تشکر

    • ◄Responder►   میگوید:

      به خاطر اینکه غذارو به زور به ایشون خوراندید .. بهتره پارچه ای روی فرش بکشید و غذارو در سفره جلویی ایشون بذارید و اجازه بدید خودش با میل خودش غذا بخوره … در ضمن اصرار به غذا دادن به کودکتون نکنید … این یک مکانیسم طبیعیه که خودش گرسنه بشه اقدام میکنه

      اگر کاری را که بهتون میگم درست انجام بدهید ان شاءالله جواب می گیرید . جدی تصمیم بگیرید و نکات را رعایت کنید :
      براش غذاهایی را که دوست دارد را درست کنید. اما اصلا اصرار بر خوردن نکنید . بذارید جلوش و بذارید خودش بخوره . هر مقدار که دوست داره . حتی کم … اون کم خوردنشو تشویق کنید. مدام بهش نق نزنید که کم می خوری کم می خوری. بر عکس از خودنش راضی باشید . بذارید هر وقت که دوست داره غذا بخوره . اجبار در کار نباشه . اون نقطه ضعف شما که در مورد غذا خوردنش هست را میدونه بنابراین حرص نخورید و نقطه ضعف نشان ندهید . زود غذا را برندارید . حتی اگر نخورد بذارید یکی دو ساعتی غذا در جای خودش باشه . که اگه الان گرسنه نبود نیم ساعت بعد خودش بیاد و غذاشو بخوره .
      موقع غذا خوردن هر چیزی را که باعث حواس پرتیش میشه را بردارید . بذارید فقط غذا باشه و شما و اون
      حتما و حتما در بین وعده های غذایی از غذاهای کم حجم استفاده کنید تا موقع وعده اصلی گرسنه بشه :
      هرگونه مواد غذایی را تا دو ساعت قبل از وعده غذای اصلی به او ندهید . بین وعده غذایی بیشتر از شیر بستنی – آجیل _ و میوه استفاده کنید . اما تا ۲ ساعت قبل از وعده اصلی . در این دو ساعت دیگر چیزی به او ندهید تا گرسنه شود . حتی وعده بین غذایی را با اجبار به او ندهید . در بشقاب بگذارید و بگذارید به میل خودش بخورد . چند روز اول سخت است اما هیچ چه ای از نخوردن ۲-۳ وعده غذا مریض نشده است . یک هفته واقعا تا گرسنه نشده به او غذا ندهید . موقع دادن غذا به او پیشنها کنید که چه چیزی می خواهد . مثلا برای صبحانه پنیر و گردو می خواهد یا خامه و عسل یا کره و مربا یا تخم مرغ …. وقتی خودشان انتخاب می کنند بهتر غذا می خورند . اگر گفت چیزی نمی خواهم ولش کنید . اما دوباره نیم ساعت بعد بپرسید. اگر گفت نمی خواهم باز هم او را رها کنید . بگذارید خوب گرسنه شود .مرتب به او پیشنهاد کنید که فلان چیز را می خواهی . اگر گفت بله برایش بیاورید اگر نه دو باره چی دیگری نیم ساهت بعد پیشنهاد دهید و با آب و تاب هم پینهاد دهید . در سر سفره مرتب از غذا تعریف کنید : به به چه غذای خوشمزه … چه پلوی قرمز و نازی … مثل گل می مونه . گاری با غذا برایش اشکال بسازید مثالا دستتان را بشویید و با فشردن برنج ها توپ درست کنید . پرنده بسازید . هواپیما بسازید . با کمک خودش با غذا مثل لسباب بازی عمل کنید .
      او باید بداند که برای بدست آوردن غذا باید تلاش کند . اگر آنقدر آماده باشد و با اجبار و ناز باشد غذا نمی خورد . بگذارید رقابت برای غذا خوردن در او شکل بگیرد .
      در مورد دادن داروهای تقویتی هم پزشکان سایت باید نظر دهند . اما من برای دختر خودم که ۵/۲ ساله است و خدا را شکر وزن خوبی هم دارد دکتر هم مولتی ویتامین و کلسیم تجویز کرد و هم اهن . البته باید حتما با دکتر مشورت کنید .
      و مهم ترین اصل :
      اگر وزن کودک شما در محدوده نرمال سن خودش هست و سالم است دیگر جایی برای نگرانی شما ندارد.

  • مریم   میگوید:

    با سلام وخسته نباشید.پسری سه سالو نیمه دارم که وقتی تنها هستیم حرف گوش میده ولی وقتی مهمونی میریم اصلا توجهی به حرفای من وپدرش نمیکنه ومرتب شیطنت میکنه مخصوصا اگه بچه دیگه ای هم تو مهمونی باشه.بعد از مهمونی دوباره عذز خواهی میکنه ومیگه که تکرار نمیشه .یعنی متوجه رفتار اشتباهش میشه ولی از کسی حساب نمیبره.لطفا راهنماییم کنید .چطور باهاش رفتار کنم

    • ◄Responder►   میگوید:

      در سه سالگی اوج لجبازی کودک بروز می کند و این دوره، دوره منفی کاری است. کودکان سه یا چهار ساله در واقع در حال گذر از یک سیر رشد طبیعی هستند که مادران اغلب از لجبازیهای آنها شکایت می کنند.
      بخش مهمی از شخصیت ، به نام « من» که بخش مهمی از شخصیت هر فردی است، در همین دوره سه یا چهار سالگی بروز می کند.
      اگر به کلمات و جملات و صحبتهای کودکان سه ساله دقت کنیم، می بینیم از کلمات من یا خودم استفاده می کنند. مثلا مادر می خواهد لباس کودک را عوض کند، او می گوید خودم; یا می خواهد کفش او را ببندد، می گوید خودم; یا می خواهد به او غذا بدهد می گوید خودم. در واقع حرف «م» که بعد از خود می آید (خودم)، خیلی اهمیت دارد. او به لحاظ روانشناختی می خواهد بگوید که خودم می توانم این کار را انجام دهم و می خواهم خودم تصمیم بگیرم.

      بعضی اوقات مادران کم حوصله و کسانی که از شکیبایی کافی برخوردار نیستند، ممکن است کودک را به دلیل همین لجبازیها در این سنین تنبیه کنند، که این امر نوعی تثبیت را در این مرحله سه یا چهار سالگی بر جای خواهد گذاشت.
      کودکان در این سنین از کارهایی که ریخت و پاش دارند لذت می برند، مثلا از بازی کردن با چیزهایی که ظاهر کثیفی دارند. اصطلاحا می گویند بچه سه ساله از کثافت کاری لذت می برد. مثلا موقع غذا خوردن مسلما نمی تواند مانند بزرگسال غذا بخورد و آن را روی لباسش و یا روی زمین می ریزد یا به اطراف دهان و صورتش می مالد یا موقع بازی با خمیر یا آب رنگ می بینیم که خیلی اطرافش را کثیف می کند و از این کار لذت می برد.
      نکته دیگری که در روانشناسی و رشد روانی کودک سه یا چهار ساله اهمیت دارد، این است که این کودکان از نگهداری ادرار و مدفوعشان لذت می برند و به موقع به دستشویی نمی روند و مادران از این بابت بسیار ناراحت می شوند.

      در برخی از فرهنگها مادران نسبت به این کار بسیار حساس هستند، و حتی کودکان خود را تنبیه می کنند. تنبیه کودکان سه و چهار ساله به دلیل کنترل نکردن ادرار و مدفوع ممکن است پایه گذار وضعیتی باشد که در بزرگسالی فرد را به وسواس مبتلا بکند.
      این دوره کودکی به لحاظ روانشناسی اهمیت ویژه ای دارد. یک کودک سه یا چهار ساله نمی تواند نظافت خود را آن طور که مادر می خواهد رعایت بکند و دوست دارد خیلی چیزها را خودش تجربه کند که این کار ممکن است برای دیگران چندان خوشایند نباشد.

      مثلا مادر از فرزندش می خواهد لیوانی را که روی میز قرار دارد قدری به عقب ببرد تا از روی میز به زمین نیفتد. ولی با کمال تعجب می بیند که لیوان را به طرف لبه میز می آورد و این کار را در حالی انجام می دهد که به چشمهای مادرش نگاه می کند. شاید مادرش تصور کند که فرزندش با او لجبازی می کند. اما این کار لجبازی نیست. کودک می خواهد ببیند که اگر لیوان از لبه میز بیفتد چه اتفاقی خواهد افتاد و چگونه خواهد شد و اصلا دوست دارد که رقص لیوان را در فضا و افتادن آن را ببیند.
      مادری را در نظر بگیرید که مشغول تمیز کردن لوبیا یا برنج در سینی است، فرزند سه ساله اش به او ملحق می شود و می خواهد او هم این کار انجام بدهد. مادر به او می گوید که نکن; لوبیاها می ریزد. اما کودک سه ساله به عمد یک مشت لوبیا بر می دارد و در فضا پخش می کند، چرا که می خواهد ببیند که اگر این لوبیاها بریزد چه اتفاقی می افتد و چگونه دانه ها به زمین می ریزد.
      بنابراین کودک سه ساله قصد لجبازی یا آزردن ما را ندارد، بلکه در واقع او راهی به جز مشاهده و تجربه کردن و کشف محیط پیرامون خود از این طریق ندارد

  • حدیث   میگوید:

    سلام،پسرم۲سالو ۳ماهشه و اصلا علاقه ای به دستشویی رفتن نداره همه ی راه هارم امتحان کردم ولی فایده‌ای نداشت،واسه کوچکترین چیز گریه میکنه وبه سختی با دیگران رابطه برقرار میکنه حتی بچه‌ها،خیلی بهم وابسته است حتی اجازه دستشویی رفتنم بهم نمیده و از بیشتر چیزا میترسه.تورو خدا راهنمایی کنید دیگه خسته شدم

    • ◄Responder►   میگوید:

      آمادگی کودک مهمترین اصل برای شروع آموزش است اجازه ندهید که اعضای خانواده و دوستان شما را وادار کنند تا تمرین استفاده از لگن بچه را خیلی زود شروع کنید . اگر از کسی شنیدید که کودکش یک سالگی به بعد دیگر جایش را خیس نکرده است حرفش را باور نکنید . چرا که از ۱۸ ماهگی تا ۲ سالگی ، دستگاه عصبی کودکان آن قدر کامل نیست که کودک بتواند زمان توالت رفتن خود را کنترل کند .
      فقط نیمی از بچه های دوساله روزها خودشان را خیس نمی کنند و ۹۰ درصد بچه های سه ساله روزها و اغلب ۶۰ تا ۷۰ درصد آنها شب ها نیز خشک می مانند. خلاصه آنکه نگران نشوید تا ۵ سالگی اغلب بچه ها این توانایی را به دست می آورند . شما فقط آرامش خود را حفظ کنید ودر برابر تمرینات استمرار به خرج دهید و تا آنجا که میتوانید کودکتان را تحسین و تشویق کنید تا شما و کودکتان از شر پوشک و شورت لاستیکی خلاص شوید . نشانه های آمادگی که باید در کودک خود مشاهد نمائید :
      – کودک شما متوجه خشک یا کثیف بودن پوشک خود میشود .
      – به هنگام دفع مدفوع به نوعی به شما اطلاع میدهد .
      – او به شما میگوید که تقریبا زمان اجابت مزاجش فرارسیده است . نکته های درباره آموزش استفاده از لگن : قبل از آنکه آموزش عملی را شروع کنید بهتر است نکاتی را برای کـودک خود روشن کنید . بطور مثال به کودکتـان نـام بخشهـای مختلف بدن و عملکرد آن را بصورت ساده قابل فهم توضیح دهید .
      برای او توضیح دهید، ادرار و مدفوع حاصل چیست و از کجاآمده و حتما به او بگوید که ادرار و مدفوع بخشی از بدن او نیست ،تا کودک به هنگام دفع آن دچار ترس نشود. واژهایی برای دفع ادرار و مدفوع وی انتخاب کنید و بکوشید کودک را در حین مدفوع کردن گیر بیاورید و برای او توضیح دهید که مشغول چه کاری است و نام این کار چیست .
      برای نمونه به او بگویید “پیام الان پی پی داره ، پیام داره پی پی میکنه . بریم پوشکت رو عوض کنم ” اهمیت آموزش تعویض لباس خصوصا در آوردن و پوشیدن شلوار را نباید نادیده گرفت . برای کودکتان شلوار راحت و گشاد تهیه کنید تا او بتواند براحتی این کار را انجام دهد .
      اگر کودکتان از وسایل توالت مثل سیفون و یا سوراخ توالت می ترسد باید اینگونه ترسها از بین برود. اجازه بدهید زمانی که سیفون کشیده میشود او به داخل توالت نگاه کند و یا اینکه به او یاد بدهید که با مدفوع خود هنگامی که در حال پایین رفتن از توالت است ، بای بای کند. اجازه بدهید کودک به طور آزمایشی بارها روی توالت بنشیند تا مطمئن شود داخل توالت نمی افتد و بخصوص بفهمد بلایی که سر مدفوع می آید سر خودش نخواهد آمد . اما بهتر است برای کودک لگنی مناسب در نظر گرفته شود تا راحت روی آن نشسته و بر آن کاملا مسلط باشد.
      – به اتفاق کودک توالت کوچک پلاستیکی تهیه کنید و آن را در محل مشخصی از خانه قرار دهید ( مانند توالت ) .
      – اگر کودک هر روز در ساعت معینی پوشکش را خیس میکند، پوشکش را در آورید و او را تشویق کنید که روی لگن بنشینید . اگر به این کار تمایل نشان نداد او را مجبور نکنید. اما اگر کودک در لگن ادرار کرد یا روی لگن نشست او را تشویق کنید .
      – ترتیبی دهید که کودک در زمان معین و بطور منظم روی لگن بنشیند . بطور مثال ، بعد از غذا خوردن و صرف نوشیدنی، قبل و بعد از حمام کردن ، صبح ها بلافاصله بعد از بیدار شدن و شبها درست قبل از خواب .
      – سعی نمائید به همراه کودک به دیوار دستشوئی یا در دستشوئی پوستری جالب توجه نصب کنید تا کودک به هنگام نشستن روی لگن متوجه آن باشد و مدت زمان قرار گرفتن کودک بر روی لگن را میتوان با ترفندهای نظیر در اختیار گذاشتن اسباب بازی یا کتابهای مصور افزایش داد .
      – مرتب شلوارش را کنترل کنید واگر شلوارش تمیز بود به او پاداش دهید .
      – اگر کودک بطور اتفاقی شلوارش را خیس یا کثیف کرد ، سرو صدا راه نیندازید و اتفاق را نادیده بگیرید. – با گذشت زمان در طول یک هفته آموزش ،کودک خود را کمتر کثیف خواهدکرد. بهتر است برای پیشرفت او پاداشی در نظر بگیرد .
      و در حضور کودک از پیشرفتش نزد دیگران تعریف کنید بطور مثال:” پیام دیگه می تونه مثل بزرگترها ،خودش دستشوئی بره” .
      – غرغرها و نارضایتی ها ی کودک را نادیده بگیرید و تسلیم خواسته اش نشوید.
      – بلافاصله بعد از یادگیری و پیشرفت کودک پاداشها را حذف نکنید . بلکه تا یک هفته پس از آن نیز جایزه ها باید ادامه پیدا کند و به آرامی از برنامه حذف شود.

      ۱. به کودکتان فرصت دهید: برای آنکه کودک توالت‌رفتن را بیاموزد ابتدا باید مغز او تکامل یابد و سیستم عصبی مرکزی بتواند مثانه او را کنترل کند. وقتی هنوز مغز کامل نیست، کودک بدون اختیار ادرار می‌کند یعنی مثانه یا روده‌ها به محض پرشدن، خالی می‌شوند. تقریبا در تمام کودکان از ۲۸ ماهگی به بعد، مغز تکامل پیدا می‌کند و می‌توانند ادرارشان را کنترل کنند.

      ۲. از فصل تابستان استفاده کنید: فصل تابستان، بهترین زمان برای گرفتن کودک از پوشک است. کودک را تشویق کنید اگر ادرار یا مدفوع دارد، بگوید. چند ساعت در روز او را باز بگذارید.

      ۳. به او آموزش دهید: برای کودکتان یک صندلی توالت کوچک بخرید و به او یاد دهید که هر زمان احساس نیاز کرد، روی آن بنشیند. می‌توانید این صندلی را در حمام، دستشویی یا اتاق خود کودک قرار دهید.

      ۴.مثل بزرگ‌ترها با او رفتار کنید: اگر فرزندتان به تکامل مغزی رسیده اما هنوز توالت رفتن را نیاموخته، او را همراه با خواهر یا برادرزاده‌هایتان به مسافرت ببرید. بودن در کنار کودکان بزرگ‌تر و دیدن آنها باعث می‌شود کودک شما نیز از رفتارهای آنها تقلید کند. فقط مراقب باشید رقابت ایجاد نشود یا اگر فرزندتان اختیار خود را از دست داد، مسخره‌اش نکنید.

      ۵.اجازه ندهید بیش از ۱۰دقیقه روی صندلی بنشیند: اگر از کودکتان خواستید روی صندلی توالت بنشیند، اما ۱۰دقیقه گذشت و او کاری نکرد، مجبورش نکنید تا همچنان روی صندلی بماند. صندلی توالت او را جمع کنید و ساعتی بعد دوباره از او بخواهید این کار را انجام دهد.

      ۶.به او اطمینان دهید: برخی کودکان از مدفوع یا ادرارکردن می‌ترسند چون هنوز نمی‌دانند بدن آنها مواد مضر را دفع می‌کند و فکر می‌کنند قسمتی از بدنشان را از دست می‌دهند. ماجرا را برای آنها توضیح دهید تا ترسشان از بین برود.

      ۷.لباس‌های راحت تن او کنید: وقتی توالت رفتن را به کودک آموزش می‌دهید لباس‌های راحت تن او کنید تا بتواند بلافاصله آنها را دربیاورد. فاصله زمانی بین حس کودک برای توالت رفتن و انجام این کار گاهی بسیار کوتاه است. در تابستان فقط یک شورتک پای او کنید تا بلافاصله بتواند آن را دربیاورد.

      ۸.تشویقش کنید: برای آموختن پاکیزگی باید کودک را تشویق کرد. تشویق‌های زبانی مثل «تو بزرگ‌شده‌ای» «مایه افتخار هستی» در کنار تشویق‌های عملی! مثلا هر بار که کودکتان ادرار یا مدفوعش را کنترل کرد، به او امتیاز بدهید و بعد از هر ۱۰-۵ امتیاز برایش هدیه بخرید.

      ۹.پوشک‌های شورتی بخرید: در طول زمانی که قرار است پاکیزگی را به فرزندتان آموزش دهید، از پوشک‌های شورتی استفاده کنید تا هم مطمئن باشید همه‌جا را کثیف نمی‌کند هم بتواند در صورت تمایل فورا آن را درآورد.

      ۱۰.سرزنش نکنید: شاید کودک برای چند روز اختیار مدفوع و ادرارش را به دست بیاورد اما بعد از آن دوباره نتواند خود را کنترل کند. در این صورت او را سرزنش نکنید و فقط مرتب توالت‌رفتن را به او یادآور شوید.

      ۱۱.ترس‌هایش را از بین ببرید: اگر کودکتان از ریختن آب بعد از اجابت‌مزاج می‌ترسد، به او آموزش دهید آب برای شستن و پاک‌کردن است و وقتی روی توالت نشسته آسیبی به او نخواهد زد.

      ۱۲.عصرها او را کنترل کنید: کودکان در ۳ سالگی تقریبا کنترل ادرار و مدفوع را می‌آموزند اما باز هم کنترل این مساله طی شب کار آسانی نیست و بیشتر کودکان یا آنقدر هوشیار نیستند که خود را کنترل کنند یا توانایی برخاستن از خواب را ندارند. شب‌ها کودکتان را پوشک کنید و برای چند ماه عصرها که او را می‌خوابانید، مراقب کنترل ادرارش باشید. اگر لباس‌های او هنگام بیدارشدن خشک بودند، یعنی شب‌ها هم می?شود خیالتان راحت باشد.

  • سارا   میگوید:

    باسلام پسری ۴ساله دارم که علاقه زیادی به پاهای دختراوزن هاداره وپاهاشوبه پاهای دخترهاوزن هامیماله.میترسم این رفتارش ادامه پیداکنه.چیکارکنم تااین رفتارش روترک کنه.باتشکر

    • ◄Responder►   میگوید:

      دوست عزیز در این مورد حساسیت نداشته باشید و با کارهایی نظرش رو منحرف کنید تا از این حس و حال رها بشه
      در این مورد میتونید با مشاوران کانون، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • آراد   میگوید:

    باسلام پسری دوسالونیمه دارم برای بدست اوردن هرچیری خودشوبه زمین میکوبه تومحیط پارک دنبال دوچرخه بچه هامیره واونارومیخادوگریه میکنه خیلی پرخاشگرشده وچندتاکلمه زشت یادگرفته وتوهمه موارداستفاده میکنه ووقتی من ناراحت میشم سریع معذرت خواهی میکنه وسیله های خودشوبه هیچ عنوان به بچه های دیگه نمیده واقعادرمونده شدم خیلی راحت جیش گفتن رویادگرفت بعدازگذشت پنج ماه ادرارشونگه میداره به زورمیره دستشویی…آرادبچه اولمه ویکد یدونه توکل خونواده خودمووهمسرمه هیچ نوه وبچه ایی تواطرافش نیست

    • ◄Responder►   میگوید:

      در مورد کودک‌ پرخاشگری‌ که‌ الگو پذیری‌ عامل‌ این‌ گونه‌ رفتار او بوده، باید روی‌ الگوی‌ کودک‌ کار کرد و راه‌های‌ دیگری‌ جز پرخاشگری‌ را به‌ آن‌ الگو آموخت.

      – اگر پرخاشگری‌ در اثر ناکامی‌ به‌ وجود آمده‌ باشد، بایستی‌ کودک‌ ناکام‌ را در رسیدن‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ و دوست‌ داشتنی‌ کمک‌ کنیم.

      – در مواردی‌ که‌ علت‌ پرخاشگری‌ اضطراب‌ است، باید از نگرانی‌ درونی‌ و اضطراب‌ کودک‌ مطلع‌ شویم.

      ورزش ‌کردن‌ برای‌ این‌ کودکان‌ بسیار مؤثر است‌ و باعث‌ تخلیه‌ هیجانی‌ می‌ شود.

      – در کشمکش‌های‌ درونی‌ بایستی‌ کودک‌ را از حالت‌ دوگانگی‌ خارج‌ ساخت. کمک‌ به‌ کودکان‌ در تصمیم ‌گیری، باعث‌ می ‌شود که‌ بیاموزند به‌ حالت‌های‌ دوگانه‌ درونی‌ خود پایان‌ بخشند.

      – در پاره‌ای‌ از موارد، کودک‌ افسرده‌ پرخاشگری‌ شدیدی‌ از خود نشان‌ می‌ دهد. در این‌ میان‌ لازم‌ است‌ به‌ این‌ نکته‌ پی‌ ببریم‌ که‌ او چه‌ چیز دوست‌ داشتنی‌ را از دست‌ داده‌ و چگونه‌ می ‌شود مورد از دست‌ رفته‌ را برای‌ او جبران‌ کنیم.

      – در مورد پرخاشگری، شیطنت‌ و مصرف‌ دارو بایستی‌ حتماً با پزشک‌ متخصص‌ ارتباط‌ داشته‌ باشیم‌ تا کودک‌ از نزدیک‌ مورد معاینه‌ قرار گیرد.

      – هنگامی‌ که‌ کودک‌ قربانی‌ خشونت‌ در مدرسه‌ شده‌ است، بایستی‌ با مسئولان‌ مدرسه‌ صحبت‌ کنیم‌ و لازم‌ است‌ که‌ ایشان‌ طبق‌ قانون‌ و مقررات‌ خاص‌ با کودکان‌ خشونت گرا برخورد کنند؛ و نیز کودکانی‌ را که‌ قربانی‌ خشونت‌ شده‌اند براساس‌ رفتارهای‌ خوبشان‌ مورد تشویق‌ و تأیید قرار دهند.

      – چنانچه‌ نوع‌ پرخاشگری‌ کودک‌ خصمانه‌ است، بایستی‌ کودک‌ را از آزار و اذیت‌ کردن‌ دور کنیم‌ تا مجبور نباشد برای‌ تلافی‌ و انتقام، افراد دیگر را اذیت‌ کند؛ و اگر پرخاشگری‌ از نوع‌ وسیله‌ ای‌ است، بایستی‌ راه‌های‌ دیگری‌ را جهت‌ مطرح‌ کردن‌ کودک‌ برگزینیم‌ تا او ناچار نباشد از روش‌ خشونت‌ برای‌ جلب‌ توجه‌ استفاده‌ کند.

      نتیجه‌ گیری‌

      به‌ طور کلی‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ بیشتر عامل‌ بیرونی‌ دارد و فقط‌ در موارد خاص‌ به‌ علل‌ درونی‌ مربوط‌ می‌ شود. والدین‌ در درجه‌ اول، بایستی‌ محرک‌های‌ محیطی‌ را که‌ باعث‌ تحریک‌ خشم‌ و ایجاد خشونت‌ در فرزندشان‌ می ‌شود شناسایی‌ و سپس‌ برای‌ رفع‌ آن‌ به‌ کمک‌ روان شناسان‌ و متخصصان‌ اقدام‌ نمایند.

  • فرنوش   میگوید:

    باسلام من یه پسربچه دوونیم ساله دارم که از کودکی بدخلق بودوتابه الان این خلق بد رابه همراه داره همش درجمع جیغ میکشه وهیچ کس نمیتونه بهش نزدیک بشه حتی برای بوسیدنش و پسر من مدام جیغغ میزنه وهر کس بهش نزدیک میشه با پرخاش میزنه اونو نمیدونم چطورباهاش برخورد کنم لطفا راهنمایی کنید من را

    • ◄Responder►   میگوید:

      معمولا در هر سنی جیغ زدن معنا و مفهوم متفاوتی دارد. مثلا در سنین زیر یک سال، جیغ زدن می تواند راه ارتباطی شیرخوار با مادرش باشد. در حقیقت کودک با این کار نشان می دهد خواهان ارتباط با مادر است. بعد از ۳ تا ۴ ماهگی، این جیغ ها ممکن است همراه با گریه باشد و معمولا کودک در زمان خستگی، گرسنگی، درد یا کثیف بودن پوشک جیغ می زند. اغلب یک مادر آگاه می تواند تشخیص دهد گریه های مختلف کودک زیر یک سال چه مفهومی دارد. به طور کلی گریه همراه با جیغ این کودک به دلیل اتفاقی است که برایش افتاده و برای برقراری ارتباط با والدین خود به خصوص مادر جیغ می زند اما از سنین ۱۵ ماهگی که سخت ترین سن تربیت کودک است و به آن سنین نوپایی گفته می شود، کودک یک سلسله رفتار که آن را «قشقرق» می نامیم، بروز می دهد. این رفتار شامل جیغ زدن، فریاد کشیدن، پا به زمین کوبیدن، سر به زمین یا دیوار زدن همراه با گریه است. قشقرق به پا کردن معمولا از سنین ۱۵ ماهگی شروع می شود و تا ۳ سالگی ادامه پیدا می کند و اغلب به منظور دستیابی به خواسته ای است که والدین در مقابل آن پافشاری می کنند. در این سنین جیغ به دلیل بیماری، گرسنگی و تشنگی نیست.

      می توان گفت در برخی مواقع جیغ زدن کودک فقط برای جلب توجه و محبت والدین است؟

      بله، در سنین ۲ تا ۳ سالگی که سن استقلال طلبی کودکان است و تصور می کنند مرکز همه دنیا هستند و همه باید به آنها توجه کنند، ممکن است کودک بی دلیل جیغ و فریاد راه بیندازد تا توجه دیگران را به خودش جلب کند. در این موارد والدین باید زمانی که کودک به دلیل ناموجه، جیغ و فریاد راه می اندازد، به او بی توجه باشند، چون اگر هر زمانی که قشقرق به راه انداخت والدین خواسته اش را برآورده کنند، یاد می گیرد، با این روش می تواند توجه و محبت آنها را به دست آورد و این رفتار در او تقویت می شود. والدین باید توجه و محبت کافی به فرزندشان داشته باشند به خصوص در زمان هایی که رفتار مناسب دارد ولی هنگامی که بی مورد جیغ می زند، به او توجه نکنند.

      آیا جیغ و فریاد راه انداختن کودکان می تواند نشانه بیماری یا اختلال رفتاری باشد؟

      نه ، به طور طبیعی کودکان بین سنین ۱۵ ماهگی تا ۳ سالگی قشقرق به پا می کنند و جیغ و فریاد راه می اندازند که نمی تواند نشانه اختلال، بیماری یا ناهنجاری رفتاری باشد. در حقیقت طرز رفتار والدین می تواند رفتار کودک را تنظیم کند. بعد از ۵/۳ سالگی جیغ و فریاد کودک کمتر و کمتر می شود.

      چگونه باید با جیغ های کودکان در سنین مختلف برخورد کنیم؟

      قبل از یک سالگی چون جیغ و گریه کودک برای برقراری ارتباط با والدین است و خواهان احساس امنیت است، توصیه می شود تا شروع به جیغ زدن کرد، مادر او را در آغوش بگیرد. این کار باعث می شود ارتباط کودک با مادر همراه با احساس امنیت و دلبستگی بیشتری شکل بگیرد. مطالعه ها نشان داده است در آغوش گرفتن کودک به کم کردن جیغ و فریاد او کمک می کند و باعث می شود کودک شیرخوار احساس آرامش و اطمینان کند بنابراین توصیه می شود وقتی کودک زیر یک سال شروع به گریه می کند، سریع او را در آغوش بگیرید و خواسته اش را پاسخ دهید اما از سن یک سالگی به بعد، پاسخ به جیغ و فریاد کودک باید کمتر و با تاخیر صورت گیرد. از ۱۵ ماهگی به بعد که سخت ترین سن برای تربیت بچه هاست، اگر والدین به خواسته کودک «نه» می گویند، بعد از جیغ و فریاد کودک هم نباید خواسته اش را برآورده کنند. بهتر است حواس او را پرت کنند و این کار موثر واقع می شود و مساله به خوبی و خوشی تمام خواهدشد. کودکان راحت ، خوش خلق هستند، انعطاف پذیرند و واکنششان به محرک ها طبیعی است و با اطرافیان راحت ارتباط برقرار می کنند. در مجموع مدیریت رفتار این بچه ها برای والدین ساده است، اما در مورد کودکان دشوار قضیه سخت تر می شود و ممکن است به هیچ وجه حواسشان پرت نشود. کودکان سخت معمولا ۱۰ درصد کودکان را تشکیل می دهند، بدخلق و بدقلق و غیرقابل پیش بینی هستند و انعطاف پذیر نیستند. در این شرایط والدین باید با یکدیگر هماهنگ باشند و برای کودک نقش بازی کنند و نباید به جیغ کودک توجه کنند. وقتی بارها و بارها این بی توجهی والدین تکرار شود، کودک یاد می گیرد از درخواست نامعقول خود دست بردارد و نمی تواند نظر والدین را تغییر دهد.

      آیا بی توجهی به کودک هنگام جیغ زدن باعث لجبازی او نمی شود؟

      بدیهی است در همه موارد توصیه نمی شود که والدین در مقابل خواسته کودک مقاومت کنند و به او بی توجه باشند. از سن ۲ سالگی که سن لجبازی کودک هم هست، اگر بیشتر خواسته های او با واکنش منفی والدین مواجه شود و به همه خواسته هایش«نه» بگویند، طبیعتا لجبازی اش بیشتر می شود. والدین آگاه می توانند تشخیص دهند کدام خواسته فرزندشان را باید پاسخ دهند و در چه مواردی «نه» بگویند. در حقیقت داشتن مهارت های فرزند پروری در اینجا به والدین کمک می کند. اگر این مهارت ها را کسب نکرده اند یا قادر به کنترل فرزند خود نیستند، بهتر است از روان پزشک کودک کمک بگیرند.

      برخی والدین تصور می کنند دعواکردن کودک یا دادزدن با صدای بلند تر بر سر او باعث می شود دیگر جیغ نزند.

      نه، دعوا کردن یا پرخاشگری هنگامی که کودک رفتار پرخاشگرانه نشان می دهد، رفتار پرخاشگرانه او را تشدید می کند. روش های تنبیهی دیگر مانند محروم کردن کودک معمولا در سنین بالاتر استفاده می شود، بنابراین برای ادب کردن یا ساکت کردن کودکی که جیغ می زند، پرخاشگری یا دادزدن راه حل مناسبی نیست.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • Anonymous   میگوید:

    با سلام فرزند پسر سه سال و یک ماهه دارم که تازه دارد صحبت میکند جملات را کامل بیان نمیکند علاوه بر آن اکثر مواقع به مسائل اطراف بی تفاوت است. مثلا از صبح او را ندیده ام وقتی عصر به خانه می رسم انگار از صبح پیش او بوده ام هیچ عکس العملی نشان نمی دهد . در مهد هم خیلی کمرو است لطفا بگویید چه کنم؟

    • ◄Responder►   میگوید:

      ۲۵ لغتی که توسط دانشمندان ارائه شده در اصل قسمتی از ۳۱۰ کلمه‌ای است که باید در دایره لغت کودکان تا زمان رسیدن آن‌ها به ۳ سالگی قرار بگیرد. والدین می‌توانند ظرف مدت ۱۰ دقیقه این کلمه‌ها را بررسی کنند و براساس آن‌ها میزان پیشرفت کودک‌شان را تخمین بزنند.از بین این ۳۱۰ لغت هر کودک ۳ ساله معمولا با ۱۵۰ کلمه آشنایی دارد. به اعتقاد کارشناسان کودکان کم‌سن و سالی که بین ۷۵ تا ۲۲۵ کلمه را بلدند در وضعیت نرمالی به سر می‌برد. اما زمانی که تعداد این کلمات به کمتر از ۵۰ برسد، آن‌گاه باید در مورد رشد کلامی و به‌دنبال آن در مورد رشد فکری و مغزی کودکان نگران بود.۲۵ کلمه‌ای که در این نوشته مطرح شده معمول‌ترین لغاتی هستند که هر کودک در زمان شروع به صحبت کردن آن‌ها را فرا می‌گیرد و به‌صورت مکرر در طول روز آن‌ها را بیان می‌کند.

      http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1391/2/4/77096_236.jpg

      اگر کودک ۲۵ لغت را بلد نیست

      «پروفسور لسی رسکورلا» که این تست را طراحی کرده در این باره می‌گوید: «اگر یک کودک تا پایان ۲۴ ماهگی خود اکثر این لغات را نمی‌داند یا استفاده نمی‌کند، باید بگوییم که سرعت یادگیری گفتار در او پایین است.»

      البته بعضی از کودکان با این که رشد مغزی طبیعی دارند و روند تکاملی آن‌ها به‌صورت معمول ادامه دارد، ممکن است دیرتر از دیگران شروع به صحبت کردن کنند. درصد زیادی از این کودکان حداکثر با چند ماه تاخیر خود را به وضعیت طبیعی می‌رسانند و این عقب ماندگی کوچک را جبران می‌کنند.

      کارشناسان در مورد این کودکان چندان نگران نیستند بلکه نگرانی اصلی زمانی خود را نشان می‌دهد که یک کودک به دلیل ابتلا به بیماری‌هایی مانند کم‌شنوایی یا اوتیسم سرعت یادگیری پایینی داشته باشد. در این مواقع می‌توان با توجه به قابلیت‌های گفتاری کودکان این موارد را شناسایی کرد و قبل از آن‌که کودک با مشکلات بزرگ‌تری مواجه شود درصدد برطرف کردن آن‌ها اقدام کرد. اما اگر یک کودک تا رسیدن به ۵/۲ سالگی هنوز هم نتواند اکثر این کلمات را بیان کند، حتما باید به یک متخصص گفتاردرمانی ارجاع داده شود. مطمئنا بعد از ۳سالگی دیگر نمی‌توان به این موضوع بی‌توجه بود و هر گونه کم‌کاری ممکن است عواقب بدی به همراه داشته باشد.

      چند درصد مشکل دارند؟

      آمارها نشان می‌دهد، تقریبا ۲۰درصد از کودکان ۲ ساله نسبت به هم‌سن و سال‌های خود رشد گفتاری ضعیف‌تری دارند و از آن‌ها عقب‌تر هستند. از این میزان بین ۵۰ تا ۷۵درصد مشکل زیادی ندارند و حداکثر ظرف مدت چند ماه خود را به هم سن و سال‌های‌شان می‌رسانند ولی در بقیه موارد کودکان دچار مشکلات ماندگار هستند و نیاز به کمک فوری دارند.کودکانی که دیر به حرف زدن درمی‌آیند معمولا در انجام کارهای ساده دیگر مانند گوش دادن به لغت‌ها، جملات و عددها هم مشکل دارند و نمی‌توانند به خوبی آن‌ها را بعد از شما تکرار کنند.

      متاسفانه بعضی از والدین تصور می‌کنند وسایلی مانند تلویزیون می‌توانند جای خالی آن‌ها را پر کنند و کودک با تماشای آن‌ها مهارت حرف زدن را خواهد آموخت. این در حالی است که کودکان برای رشد نیاز به ارتباط مستقیم با دیگران به‌خصوص با پدر یا مادر خود دارند. آن‌ها باید چندبار کلمات را بشنوند و هر بار اشتباهات خود را با توجه به والدین خود اصلاح کنند.

      چگونه به کودک‌مان کمک کنیم؟

      اگر حس می‌کنید کودک‌تان از لحاظ گفتاری مانند هم سن و سال‌هایش پیشرفت نداشته است، مراجعه به یک متخصص گفتاردرمانی می‌تواند تا حد زیادی نگرانی‌های شما را برطرف کند اما علاوه بر مراجعه به پزشک روش‌های دیگری هم وجود دارد که می‌تواند روند یادگیری را در کودک شما سریع‌تر کند.

      در هر سنی بچه‌ها چه می‌گویند؟

      معمولا اولین علامت آن‌که نوزاد شما قادر به صبحت کردن است در یک ماهگی ظاهر می‌شود. در این زمان نوزادان صداهایی مانند آه، اوه،‌ها و مانند این‌ها می‌گویند که کاملا با گریه کردن متفاوت هستند. بعد از مدتی نوزادان شروع به گفتن کلمات بی‌معنی و یک بخشی مانند دا، ما، با، یایا و شبیه به آن می‌کنند و تا پایان ۴ ماهگی هم خندیدن را به خوبی فرا می‌گیرند.

      در ۹ ماهگی یا اندکی قبل کودک‌تان با گفتن مامان یا بابا شما را شگفت زده خواهد کرد، البته ممکن است او مخاطب این کلمات را به درستی تشخیص ندهد. در یک سالگی او پدر و مادر خود را به خوبی می‌شناسد و می‌تواند با گفتن مامان یا بابا آن‌ها را صدا بزند البته او در این زمان خود را هم می‌شناسد و می‌فهمد که شما دارید با او صحبت می‌کنید.

      از این زمان به بعد است که کودکان شروع به ساختن لغتنامه مخصوص به‌خود را می‌کنند و تا ۱۸ ماهگی می‌توانند تا ۱۰ کلمه را بیان کنند. ولی بعضی از کودکان بااستعدادتر حتی می‌توانند تا رسیدن به ۲۰ تا ۲۴ ماهگی بیش از ۵۰ کلمه را بگویند. واضح است که هر کودک با دیگری متفاوت است اما درهر حال بهتر است از این زمان به بعد بیشتر مراقب گفتار خود باشید و توجه بیشتری به کودک‌تان بکنید. بخش اعظم لغاتی که کودکان از این زمان به بعد فرا می‌گیرند تحت تاثیر مستقیم پدر و مادرشان است.

      نزدیک به ۲ سالگی، کودکان می‌توانند جملاتی شامل ۲ یا ۳ کلمه بگویند و خود را با عنوان من خطاب کنند. تا ۳ سالگی تعداد کلماتی که کودکان فرا می‌گیرند به عدد تقریبی ۳۰۰ می‌رسد. تا ۴ سالگی مهارت زبانی کودکان رشد چشمگیری می‌کند. در این زمان او می‌تواند داستان بگوید، تا عدد ۱۰ بشمارد و حتی بخواند.

      هنگام حرف زدن، بازی کنید

      سعی کنید فرآیند آموزش حرف زدن به کودک خود را تا آن‌جا که ممکن است لذت‌بخش کنید. در این زمان نه تنها سعی کنید حرف بزنید و صدا بسازید بلکه دائما او را لمس‌کنید، در آغوش بگیرید، با او بازی کرده و در تمام موارد ارتباط چشمی خود را با کودک حفظ کنید.

      بلند حرف بزنید

      همزمان که در حال انجام کارهای مربوط به کودک‌تان هستید، سعی کنید با او حرف بزنید. مثلا هنگامی که به او لباس می‌پوشانید، اسم لباس‌ها را بیاورید یا آرام‌آرام و به زبان بسیار ساده مراحل این کار را برایش توضیح دهید.

      آهنگ‌دار و پرجنب‌وجوش باشید

      هنگام حرف زدن با کودک سعی کنید ادای جملات با یک ریتم یا آهنگ باشد. تحقیقات نشان می‌دهد، کودکان کلماتی را که به‌صورت شعرگونه برای‌شان گفته می‌شود بهتر به خاطر می‌سپارند و همچنین بهتر می‌توانند آن‌ها را در جملات به کار ببرند. هنگام حرف زدن سعی کنید از حرکت هم استفاده کنید، زیرا به کار گرفتن همزمان چشم و گوش کودکان تاثیر کلمات را بیشتر می‌کند. برای مثال زمانی که درباره یک پرنده حرف می‌زنید سعی کنید با حرکت دست خود پرواز یک پرنده را هم برای کودک خود شبیه‌سازی کنید.

      با کودک تمرین کنید

      سعی کنید از هر فرصتی برای به سخن درآوردن کودک خود استفاده کنید، برای مثال زمانی که او تشنه است از او بپرسید چه می‌خواهد. اگر پاسخ نداد به او بگویید که تو الان آب می‌خواهی.زمانی که کودک‌تان تلاش می‌کند کلمه را به زبان بیاورد صبور باشید. به او اجازه بدهید از ذهن و حافظه خودش استفاده کند و مرتب او را برای این کار تشویق کنید.

      با او درست حرف بزنید

      بعضی از والدین پاسخ کودک خود را به درستی نمی‌دهند و سعی می‌کنند با همان زبان کودکانه کلمات نامفهوم را بیان کنند اما این کار کاملا اشتباه است. شما نه تنها باید کلمات را درست تلفظ کنید بلکه سعی کنید پاسخ جملات نامفهوم کودک‌تان را هم به شیوه صحیح بدهید.

      نوبت را رعایت کنید

      زمانی که کودک حرف می‌زند با تمام وجود به او گوش بدهید و منتظر باشید تا او سخنش را تمام کند، سپس شما حرف بزنید، سوال بپرسید و سعی کنید منتظر جواب بمانید. به او کمک کنید اسباب‌بازی‌های مورد علاقه‌اش را انتخاب کند و نظر و احساسش را در مورد هر کدام بگوید. همین کار را می‌توانید با وسایل بی‌خطر که در محیط خانه قرار گرفته‌اند، انجام دهید.

  • فرنوش   میگوید:

    با سلام من پسر بچه سه ساله ای دارم که تقریبا از دوسالگی خواب زیاد میبینه ودرخواب جیغ میزنه کلا خواب بد زیاد میبینه مخصوصا شبهایی که درجمع برده میشه یا زمانی که با بچه ها هست لطفا راهنمایی کنین

  • مهشید   میگوید:

    با سلام
    از زمانی که صاحب فرزند شدم در مرخصی بارداری و بعد مرخصی بدون حقوق هستم. در حال حاضر کودکم یک سال و سه ماه است. گاهی احساس میکنم که بعد از چهارده سال کار و داشتن سمت مدیریت متعلق به محیط کار هستم تا خانه. گاهی از کارهای تکراری بچه داری بشدت خسته میشوم و دلسرد… و این موضوع در رابطه ام با فرزندم تاثیر میگذارد. نمیدانم چطور تعادلی بین دوستداشتن فرزندم و زندگی خودم برقرار کنم. خیلی وقتها بخاطر دور شدن از فرزندم ساعتها خودم را در آشپزخانه مشغول شستن و پختن میکنم…البته جبر خانواده به نگه داشتن من در منزل هم در تشدید نامهربانیم به فرزندم بی تاثیر نیست. این جبر تا جایی پیش رفته که حتی مراجعه به دندانپزشکی و یا دکتر زنان را برایم بسیارسخت کرده…

    • ◄Responder►   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • اکرم حبیب خدا   میگوید:

    با سلام. من دخترم ۳/۳ هستم که مدت ۹ ماه است مهد کودک میره. میخواستم بدونم هزینه مشاور مرکز شما چقدر است؟ و نیز برخی از مهدها اشتراک سالیانه دارند و برای هر جلسه نیز مبلغ را پرداخت می کنند که به نوعی هم برای والدین زیاد نیست که همین امر باعث شود گاهی برخی از والدین این کار رو انجام ندهند که به نظر من عواقب خوبی نخواهد داشت دوست دارم منو راهنمایی کنید و جواب رو به آدرس ایمل ارسال نمایید. با آرزوی موفقیت

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • عطیه   میگوید:

    با سلام.پسر من ۲ سالشه و علاوه بر اینکه در حرف زدن مشکل داره و کلمات کمی رو میگه یکسری از حرف ها رو تکرار میکنه مثلا بابا رو پشت سر هم میگه و مشکل دیگه اینکه وقتی باهاش حرف میزنی یا می خوای تمرین کنی اصلا توجه نداره و نگاه هم نمی کنه.مفاهیم رو هم خوب نمیفهمه مثل دست نزن یا بیا و برو؟باید چی کار کنم؟

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد حتما ” با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • مریم   میگوید:

    سلام من دختری دوسال و هفت ماهه دارم ویک دختر هشت ماهه از وقتی دختر کوچیکم به دنیا اومد رابطم با دختر بزرگم خراب شد شیطنتها و حرف گوش نکردنهای او بیشتر و بیشتر و عصبی شدن من و اینکه نمیتونم گاهی خودم وکنترل کنم ومیزنم بیشتر …خیای ناراحتم و همش میخوام اوضاع به قبل برگرده که خیلی مادر صبور و باحوصله و مهربانی بودم طوریکه مادری کردنم زبانزد همه بود از همه نظر اما الان از خودم نا امید شدم ایا این دوران گذراس ایا دخترم این دوران و فراموش میکنه چطور میتونم همه چیزو مثل قبل خوب و ارام کنم

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • لیلی   میگوید:

    سلام من مادر یک پسر ۱۵ ساله هستم که در طفولیت پدرش را از دست داده بمدت ۲ ماه است که پسرپ همواره یا فکر میکنه مریضی لاعلاج دارد یا قرار است بزودی بمیرد و همش به موارد بد و منفی فکر میکند لطفا منو راهنمایی کنید یا مرکز مشاوره مربوط به این مشکل معرفی کنید .ممنون

    • راهنما   میگوید:

      خود‌بیمارانگاری یا هیپوکند‌ریا، در اصطلاح روان‌شناسی و روان‌پزشکی به شخصی اطلاق می‌شود که باوجود برخورداری از سلامت بدنی اما خود را بیمار می‌داند و همواره از دردهای فرضی شکایت می‌کند. این تصور خودبیمارانگارانه، زمانی بیماری تلقی می‌شود که حدود شش‌ماه از آغاز آن بگذرد و با‌وجود تأیید سلامت بدن توسط پزشک، شخص هم‌چنان بر بیمار بودن خود اصرار ‌‌ورزد و درنهایت، ترس از بیمار بودن، شخص را مدام به کلینیک‌ها و درمانگاه‌های مختلف جهت آزمایش و تجویز دارو می‌کشاند که از آن به سندرم بیمار خیالی نیز یاد می‌شود. دو علت عمده‌ی این بیماری، یکی اضطراب می‌باشد و دیگری افسردگی و درمان آن نیز از طریق مشاوره‌ی روان‌شناسی و داروهای ضداضطراب امکان‌پذیر است.
      شخص خودبیمارانگار همیشه دچار یک نوع وسواس فکری و ترس از یک بیماری جدی است. افراد خودبیمارانگار، همیشه دچار این وسواس هستند که در مورد عملکرد بدن خویش، شک و تردید دارند و احساسات و عواطف ‌طبیعی مانند ‌ضربان قلب و عرق کردن و مسائل جزئی و غیرطبیعی هم‌چون آب‌ریزش بینی، یک گلودرد ساده و یا جوش‌ها و دمل‌های کوچک را نشانه‌ی شرایط بد بیماری خود می‌دانند. آنان حتی ممکن است روی یک‌سری اعمال مبهم و پیچیده تمرکز کنند. برای نمونه می‌گویند بدن‌مان خسته است یا دل‌مان درد می‌کند.

      یک شکل این اختلال، این است که افراد روی یک عضو خاص مانند کلیه‌ها و یا یک بیماری مانند سرطان تمرکز دارند و نسبت به آن، وسواس به‌خرج می‌دهند. با وجود جواب منفی این‌گونه آزمایشات، فرد مبتلا به این بیماری، هیچ توجهی به کم‌کردن اضطراب خویش ندارد و هم‌چنان با مراجعه‌ی مکرر، سعی‌می‌کند سلامت خود را باز‌یابد. از آن‌جایی که این‌گونه افراد به‌جای مراجعه به روان‌شناس، به‌دنبال راه‌هایی غیرمجاز هم‌چون مصرف قرص‌‌های گوناگون برای معالجه‌ی جسم خویش هستند، بنابراین نمی‌توان آمار دقیقی از این‌گونه افراد به‌دست داد اما نسبت شیوع آن بین زن و مرد، به یک اندازه می‌باشد.‌ تشخیص بیماری هیپوکندریا، حدود شش‌ماه طول می‌کشد. افرادی که دچار این بیماری هستند، از اختلالات روانی دیگری نیز رنج می‌برند. دوسوم این افراد دارای افسردگی حاد، اختلال اضطراب، اختلال وسواس فکری- عملی و اضطراب فراگیر هستند. یک بیمار‌ ‌هیپوکندریاک‌، ممکن است برای مدتی طولانی دارای علائم ‌هیپوکندریا‌ باشد ولی بعد از آن، ممکن است برای مدتی این علائم ناپدید شوند. به‌طور تقریبی حدود یک‌سوم این افراد به‌طور فزاینده‌ای بهبود پیدا می‌کنند. افرادی که از موقعیت اجتماعی و اقتصادی بالاتری برخوردارند، استرس و اضطراب‌شان‌ با روش‌های روان‌شناسی، به‌راحتی قابل درمان است و افرادی که دچار خودبیمارانگاری هستند اما از سایر اختلالات شخصیت رنج‌ نمی‌برند، ممکن است شانس بالاتری برای بهبود داشته باشند.

      ریشه‌ی این بیماری چیست و چگونه شروع می‌شود؟

      هیچ‌کس به‌طور دقیق نمی‌داند چرا «هیپوکندریا» رشد می‌کند و توسعه می‌یابد اما عوامل بیماری وجود دارند که در این‌باره ایفای نقش می‌کنند. این بیماری در اوایل بزرگ‌سالی شروع می‌شود و نشانه‌های آن ممکن است برای نمونه ‌بعد از بیماری جدی فردی که دوستش داریم و یا بعد از مرگ یک دوست صمیمی و یا اعضای خانواده رخ‌دهد. فشارهای روانی و استرس نیز ممکن است مزید بر علت باشد و یا وقتی که افراد درباره‌ی یک بیماری اطلاعات دقیق و کافی داشته باشند نیز ممکن است بر روی تفسیر آنان از علائم فیزیکی و نشانه‌های بیماری در خودشان اثر بگذارد و این در‌حالی‌ست که هریک از این موارد ممکن است جرقه‌ای برای شروع بیماری «هیپوکندریا» باشد. یک سری خلق‌و‌خوهای شخصیتی و ارثی نیز ممکن است ‌فرد را آسیب‌پذیر کند. برای نمونه افراد عصبی (‌خودمنتقد، درون‌گرا و خودشیفته) بیش‌تر مستعد خودبیمارانگاری هستند. این عقیده و باور که سالم بودن مساوی است با این‌که فرد هیچ درد و ناراحتی نداشته باشد، ممکن است فرد را به یک نتیجه‌گیری اشتباه وادار کند که عملکردهای بدن را به‌‌عنوان علائم و نشانه‌ی بیماری قلمداد کند. این‌قبیل افراد به‌طور معمول، آستانه‌ی تحمل پایین‌تری نسبت به دیگران دارند بنابراین احساسات درونی را که دیگر افراد ممکن است ‌حتی آن‌ها را احساس نکنند، به‌درستی درک و لمس می‌کنند.

      عوامل تشدیدکننده‌ی خودبیمارانگاری

      عواملی که باعث می‌شوند ‌شخص خودبیمارانگار با‌ وجود آن‌که پزشک از سلامت او اطمینان حاصل کرده، به نگرانی خویش در مورد بیماری ادامه دهد، عبارتند از: ‌

      ۱- عوامل فیزیولوژیک: شامل احساسات فیزیکی هستند که موجب می‌شوند شخص فکر کند بیمار ‌است. نه‌تنها زمانی که پزشک می‌گوید آنان ‌بیمار نیستند، آن احساس از بین نمی‌رود، بلکه گاهی آنان بدتر نیز می‌شوند.

      برای نمونه اضطراب، بسیاری از علائم فیزیکی را نشان می‌دهد که شامل افزایش ضربان قلب، تغییر در سیستم تهویه‌ی بدن، تنگی نفس، احساس خفگی، درد سینه و یا گیجی، دید تار، آشفتگی و جوش‌ها می‌باشد. از دیگر علائم می‌توان به افزایش تعرق بدن، دهان خشک و اختلال در عملکرد هضم غذا، سفت شدن ماهیچه‌ها (که ممکن است در اثر درد، لرزش و خستگی به‌وجود آید) اشاره داشت. هرقدر که بیمار نسبت به سلامت خود حساسیت نشان‌دهد، این علائم بیش‌تر بروز می‌کنند و موجب می‌شوند که بیمار نیز به عقیده‌ی خویش پای‌بندتر شود.

      ۲- عوامل ادراکی: شامل این مسأله می‌شود که چگونه بیمار در مورد مسائل مربوط به سلامت خویش فکر می‌کند. وقتی اضطراب بیمار زیاد می‌شود، او به‌دنبال اطلاعات برای تصدیق و یا رد کردن ترس خود می‌گرد‌د و سعی‌می‌کند فکر کند بیمار می‌باشد تا این‌که سالم و این درحالی‌ست که او بیمار نیست.

      ۳- عوامل رفتاری: افراد دچار خودبیمارانگاری، هر نوع شک و شبهه‌ای را در مورد سلامت خویش به‌عنوان ناسازگاری درنظر می‌گیرند. آنان می‌خواهند اطمینان حاصل کنند که بیمار نیستند و اگر پزشک به آنان تضمین ندهد، به‌دنبال راه‌های دیگری می‌گردند و در آخر، راهی را در پیش می‌گیرند که موجب اضطراب‌شان‌ می‌شود. برای نمونه کسی که فکر می‌کند ورزش کردن موجب سرطان کلیه می‌شود، از انجام آن اجتناب می‌ورزد و هیچ‌گاه متقاعد نمی‌شود که ورزش کردن، برا‌یش سودمند است.

      درمان خودبیمارانگاری

      «هیپوکندریا» به‌طور معمول ممکن است توسط مراقبت‌های اولیه‌ی یک پزشک عمومی که از یک روان‌شناس مشورت می‌گیرد، مورد معالجه قرارگیرد. اولین قدم این است که مطمئن شوید ‌هیچ‌گونه احساس فیزیکی مانند بیماری، جراحت و… وجود ندارد. بیمار باید در مورد اختلالاتی مانند افسردگی، اضطراب و وسواس، با استفاده از روان‌درمانی و سپس دارودرمانی، مورد معالجه قرارگیر‌د.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

  • narges t   میگوید:

    سلام .خسته نباشید .من یک پسر سه ساله دارم که خیلی لجباز ه .دائم دیگران رو میزنه بزرگ و کوچیک هم براش فرقی نداره .اصلا به حرف گوش نمیده .خیلی هم شیطونه و واقعا با شیطونیهاش دیگران رو اذیت میکنه .نمیدونم باهاش چکار کنم .تازگیها هم ناخنهاشو میجوه .ممنون میشم راهنماییم کنید

    • راهنما   میگوید:

      مشکل اصلی را بیابید
      در این گونه موارد باید به دنبال پی بردن به علت مشکل و رفع آن بود.
      واکنش هایی نظیر تنبیه کودک و یا بی توجهی به او می تواند زمینه ساز ایجاد تصویری نامطلوب از والدین در ناخودآگاه کودک باشد که بعدها به شکل خشم هدف دار خود را نشان می دهد.

      با کودک مدارا کنید
      با اینگونه کودکان باید مدارا کرد و ابتدا زمینه های بروز لجبازی را شناسایی کرد، سپس کودک را از آن دور کرد ، به عنوان مثال کودکی را که در بازار از والدین می خواهد هرچیزی را برایش بخرند، نباید به بازار بُرد و همیشه درباره برآوردن خواسته هایش یک چیز دیگر را باید جایگزین کرد مثل ابزار پلاستیکی به جای واقعی و دور نگاه داشتن وسایل خطرناک از دسترس کودک . اما کودکان پس از پایان سه سالگی و آغاز چهار سالگی وارد حیطه اجتماعی می شوند و رفتارهای مختلف را از یکدیگر می آموزند و با الگوبرداری منفی سعی می کنند در رابطه با والدین خود آن را اجرا کنند و این امر تا حدود زیادی آگاهانه و هدفمند است و کودک با آزمون و خطاهایی که می کند سعی در به زانو درآوردن والدین و تسلیم آن ها در برابر خواسته هایش دارد و با این کار به سیطره قدرت خود و خود محوری اش ادامه می دهد و برای این کار ، بهانه هایی نیز برای خود دارد مانند وجود رقیبی به عنوان برادر و یا خواهر کوچک تر و یا به علت رفتن به مهد کودک و یا مواردی از این قبیل ، این گروه از کودکان ، اعتماد به نفس پایینی دارند و نسبت به دیگر کودکان تعارضات درونی بیشتری دارند و سطوح ترس و اضطرابشان بالاتر از همسالانشان است.

      به کودک میدان دهید
      برای درمان لجبازی کودکان در ابتدا باید روی استقلال آن ها به شکل عملی و فکری کار شود، والدین باید به کودک میدان دهند تا خودش کارهای شخصی اش را انجام دهد و در برخی زمینه ها نظر او را جویا شوند ، فعالیت هایی از این قبیل با عث خودباوری بیشتر کودک و جلب توجه به صورت مثبت می شود و انرژی بالقوه کودک را به سمت مثبت هدایت می کند .

      اعمال روش خاموشی
      از طرف دیگر باید روش «خاموشی» را اعمال کرد ، به این مفهوم که والدین در مقابل رفتارهای منفی کودک هیچ واکنش کلامی ، دیداری و شنیداری انجام نمی دهند و گویی چیزی را ندیده اند ، کودک پس از چند بار تکرار رفتار منفی، به علت دریافت نکردن پاسخ، پی می برد که کارش بیهوده است.

      روش تقویت رفتار ناهمساز
      وقتی شدت رفتارهای کودک نسبت به قبل کاهش یافت والدین باید روش «تقویت رفتار نا همساز» را اجرا کنند، یعنی رفتار مقابل رفتار منفی کودک را به محض سر زدن از کودک ، تقویت کنند ، مثلا کودکی که گریه می کند به محض آن که ساکت شد ، توسط والدین مورد توجه و تشویق قرار گیرد .

      رژیم غذایی مناسب
      شاخص های دیگری که باید در نظر داشت ، استفاده از رژیم غذایی صحیح است، مصرف بیش از اندازه سردی ها ، تنقلات، کاکائو، نمک و سرکه باعث تحریکات عصبی کودک و تماشای تلویزیون و بازی های رایانه ای بیش از یک ساعت در روز باعث تشکیل امواج مخرب در مغز کودک و عصبانیت او می شود ، کم خوابیدن کودک نیز باعث افزایش لجبازی می شود ، خواب شب مهم تر از خواب روز است چون در خواب روزانه عواملی نظیر نور و صدا باعث بر هم خوردن ریتم خواب می شود و کودک با وجود خواب زیاد ، پس از بیداری آرامش ندارد .

      مراجعه به مشاور
      درباره لجبازی های شدید کودکان که گاه به صورت گریه های طولانی و کبودی لب ها و واکنش های غیر عادی خود را نشان می دهد ، بررسی امواج مغز کودک و مراجعه به روان پزشک و روان شناس کودک ضرورت دارد .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • خانم امیری   میگوید:

    با عرض سلام وخسته نباشید دختری ۷ ساله دارم که از نظر روحی در منزل خوب به مرور زمان به تایم مدرسه رفتن نزدیک مشه از نظر روحی روانی ضعیف شده وباعث عصبی شدن من میشه طوری مشه که گریه شدید میکنه و دلیل گریه ش هم بیان نمیکنه ازتون خواهش میکنم کمکم کنید

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      ترس از مدرسه یکی از اختلال‌های روانی شایع در دوران مدرسه است که در کودکان دبستانی بیشتر دیده می‌شود. بسیاری از کودکان هنگام جدا شدن از والدین ناراحت می‌شوند به‌خصوص در خانواده‌هایی که حمایت افراطی از کودک انجام می‌شود. حمایت افراطی این پیام را به کودک می‌دهد: «محیط خطرناک است و تو ناتوانی!»

      برخی کودکان هنگام جدا شدن از مادر اضطراب بسیار شدیدی پیدا می‌کنند. گاهی کودک در خانه هم مانند سایه مادرش را دنبال می‌کند تا به این وسیله بر اضطراب خود غلبه ‌کند. چنین کودکانی به جدا شدن از مادر و خانه، تمایلی نشان نمی‌دهند چون به شدت به مادر وابسته‌اند. اضطراب جدایی به‌صورت‌های گوناگون مانند بی‌اشتهایی، دردهای شکمی، حالت تهوع، مشکلات خواب، سردرد و کابوس‌های شبانه خود را نشان می‌دهد.

      در صورت بروز علایم اضطراب جدایی در نوجوانان، باید بررسی و درمان جد‌ی‌تر باشد زیرا در برخی موارد علایم اولیه افسردگی نوجوانان همین اضطراب جدایی است.

      علل هراس از مدرسه
      کودک به جزییات همه قوانین و مقررات مدرسه واقف نیست و تهدید و ترساندن او می‌تواند مشکل‌آفرین باشد بنابراین هرگز به او نگویید: « اگر غذا نخوری به معلمتان خواهم گفت.»

      هراس از مدرسه، ترس شدیدی است که فقط در مورد مدرسه وجود دارد و کودک در مکان‌های دیگر می‌تواند دوری از مادر را تحمل کند. این ترس می‌تواند از بخش خاصی از مدرسه، عملکرد تحصیلی یا محیط مدرسه یا در اثر تجربه اتفاق‌های ناخوشایند، مانند آزاردیدن از دوستان در مدرسه یا مشکلاتی در مسیر خانه تا مدرسه باشد. در این موارد پی بردن به علت هراس، برای اقدام‌های درمانی ضروری است.

      راه‌حل هراس از مدرسه
      برای اینکه ترس فرزندمان را از درس و مدرسه از بین ببریم، می‌توانیم از روش‌های زیر کمک بگیریم:

      ۱ – برخورد مناسب با کودک در منزل :
      چنین کودکانی به نظر دیگران در مورد خود حساس هستند، از سرزنش و مقایسه و تحقیر فرزندتان برای رفتارهایی که دارد پرهیز کنید. دوست‌داشتن او را مشروط به مدرسه رفتن نکنید و وقتی از مدرسه رفتن اجتناب می‌کند، پیام‌های هیجانی مانند «من دیگر مادرت نیستم»، به او ندهید و مساله را شخصی نکنید. کودک نباید حس ‌کند برای خوشحالی مادر باید به مدرسه برود. دلیل مدرسه رفتن را برای کودک می‌توان یک قانون اجتماعی بیان کرد. روابط خانوادگی نیز باید اصلاح شود. لازم است که با همسرتان در مورد لزوم حضور کودک در مدرسه، همسو باشید.

      ۲ – معرفی تجربه جدیدی به نام مدرسه رفتن :
      پیش از شروع مدرسه، حتی هنگام ثبت‌نام، کودک را با خود به مدرسه ببرید. فضای داخل مدرسه را به او نشان دهید و مربی و ناظم مدرسه را معرفی کنید تا آمادگی و آشنایی لازم را به دست بیاورد. در مواردی که کودک از محیط فیزیکی مدرسه وحشت دارد، گذراندن ساعت‌هایی لذت‌بخش در مدرسه می‌تواند به کاهش ترس او کمک کند، پس در روز تعطیل ساعتی‌ را در مدرسه با بازی با او بگذرانید و اجازه دهید نقاط مختلف را جستجو کند و به ایمن بودن محیط پی ببرد. خاطره‌های خوب و شاد مدرسه‌تان را برایش بازگو کنید.

      با او در مورد مشکلات مدرسه نرفتن یا به دست نیاوردن شغل مناسب در صورت مدرسه نرفتن! صحبت نکنید. با آرامش کودکان را به مدرسه بفرستید و از تاکید‌ و سفارش‌های مختلف بپرهیزید. توجه داشته باشید که اضطراب‌ والدین به فرزندان منتقل می‌شود. اگر کودک را خودتان به مدرسه می‌برید، بهتر است برای تغییر شرایط مراقب دیگر که اغلب پدر است، این وظیفه را به عهده بگیرد.

      ۳ – وقتی کودک در مدرسه است :
      به او توانایی مراقبت از خود در مدرسه را بیاموزید، مثلا چگونه می‌تواند در مدرسه به تنهایی به دستشویی برود. باید بررسی کنید کودک در مدرسه مشکلی نداشته باشد و مورد آزار دیگران قرار نگیرد. آسان جلوه دادن مقررات مدرسه و وجود مربی‌ای که ارتباط خوبی با کودک برقرار کند به آسان‌شدن حضور او در مدرسه کمک می‌کند. عوامل ناراحت‌کننده مانند تنبیه و توبیخ در مدرسه را باید از بین برد. کودک نباید به‌علت گریه کردن تمسخر شود و مربیان مدرسه نباید او را به‌علت گریه کردن به خانه بفرستند.

      حتی اگر کودک سردرد و سایر علایم اضطراب را نشان داد، باید به مدرسه برود زیرا در این صورت به‌تدریج علایم فروکش خواهدکرد. اگر اجازه دهید در منزل بماند به احتمال قوی علایمش تثبیت خواهند شد اما لازم است مدیر و معلم را در جریان وضعیت او قرار دهید چون این کودکان به توجه خاص نیاز دارند. داشتن مهارت ارتباطی مناسب و دوست‌یابی باعث کسب تجربه‌های مثبت وی می‌شود. با دادن مسوولیت‌ اجتماعی به کودک کمک کنید بتواند بهتر ارتباط برقرار کند و نیازهایش را بیان کند. داشتن مسوولیتی در کلاس درس حضور او را در مدرسه هدفمند خواهد کرد.

      ۴ – وقتی کودک از مدرسه برمی‌گردد :‌
      وقتی کودک از مدرسه به منزل برمی‌گردد، حتما باید یکی از اعضای خانواده در کنار او باشد. پس از انجام تکالیف و درس خواندن، اجازه دهید اوقات فراغت، بازی و استراحت داشته باشد. او می‌تواند در بازی دلیل ترسش از مدرسه را از زبان عروسکش بیان کند و دانستن این علت به حل مشکل وی کمک خواهدکرد. اجازه دهید کودک درباره احساسش در مورد مدرسه صحبت کند.

      برخی والدین تحمل دیدن احساسات منفی مثل ناراحتی و اضطراب را در فرزندشان ندارند و اجازه بیان آن را به فرزندشان نمی‌دهند در حالی که کودکان به‌دلیل قدرت کمتر تحمل استرس، ممکن است این علایم را بیشتر نشان دهند. از مدرسه برای ترساندن و تنبیه استفاده نکنید. مثلا نگویید: «اگر درس نخوانی، به معلمت می‌گویم.» کودک را برای مدرسه رفتن تشویق کنید و اگر در خانه ماند، اجازه بازی و تماشای تلویزیون را در ساعت‌هایی که باید در مدرسه باشد، به وی ندهید و ضمنا خود را از گرفتن مشورت بی‌نیاز نبینید.

  • narges t   میگوید:

    خیلی ممنون که وقت گذاشتید .سپاسگذارم

  • فریده   میگوید:

    سلام
    دختر ۲ ساله ای دارم که مدتی است دائم آلت خود را روی بالش یا لبه مبل یا هر وسیله دیگری مالش میدهد. با دکترش هم درمیان گذاشتم می گوید طبیعی است و باید حواس او را پرت کنید. اما هر چقدر هم حواسش را به چیز دیگری جلب کنم به محض رها کرن مجددا شروع می کند.
    شدت این کار به حدی است که واقعا نگران شده ایم و از هر فرصتی و هر وسیله ای برای ایت کار استفاده می کند. بطوریکه حتی گاهی بلافافصله بعد از بیدار شدن نیز این کار را انجام میدهد.
    ما چکار باید بکنیم. لطفا ما زلا راهنمایی کنید
    با تشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      ﺑﯿﺪاری ﻏﺮﻳﺰه ﺟﻨﺴﻲ ﻛﻮدﻛﺎن ﺑﻪ دو ﺻﻮرت ﻋﻤﺪه ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ.
      ۱٫ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻛﺸﻔﻲ : ﻛﻮدک در ﺳﺎﻳﻪ ﺑﺮﺧﻮرد و ﺗﻤﺎس ﺧﻮﻳﺶ ﺑﺎ ﻣﻨﺒﻊ ﻟﺬت ، اﻧﺮا ﻛﺸﻒ ﻛﺮده و ﺗﻤﺎس و ارﺗﺒﺎط را ﺗﺪاوم
      ﻣﻲ ﺑﺨﺸﺪ ﻛﻪ ﺑﻌﻀﻲ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از :
      دﺳﺘﻜﺎری اﻟﺖ ﺗﻨﺎﺳﻠﻲ
      ﺣﺒﺲ ادرار و ﻣﺪﻓﻮع و در ﻧﺘﯿﺠﻪ اﺣﺴﺎس ﺧﺎرش و ﻟﺬت در ﺑﺪن و در ﻗﺴﻤﺖ ﺧﺎص ان
      ﺗﻤﺎس و اﺻﻄﻜﺎک ﺑﺎ ﻳﻚ ﺟﺴﻢ از طﺮﻳﻖ ﻣﺎﻟﯿﺪن ﺧﻮد ﺑﻪ ﺗﺸﻚ، دوﭼﺮﺧﻪ ، ﻧﺮده و…
      ﻧﻮازش ھﺎی ﻧﺎدرﺳﺖ و ﻟﻤﺲ ھﺎی ﻧﯿﻨﺪﻳﺸﺪه ی واﻟﺪﻳﻦ و دﻳﮕﺮان
      ﺧﺎراﻧﺪن ﻣﺤﻞ زﺧﻢ در اطﺮاف دﺳﺘﮕﺎه ﺗﻨﺎﺳﻠﻲ و ﻳﺎ وﺟﻮد ﺧﺎرش ھﺎ در ﺑﺪن ﻧﺎﺷﻲ از اﻧﮕﻞ ھﺎی ﻣﻌﺪی و
      ﻛﺮﻣﮫﺎی رﻳﺰ در ﺣﺎﻟﺖ دﻓﻊ
      ﺷﺴﺘﺸﻮی ﻛﻮدک ﭘﺲ از دﻓﻊ و دﺳﺖ زدن ﺑﻪ اﻟﺖ ﺗﻨﺎﺳﻠﻲ، ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻋﺎدی و ﻧﺎ ﺧﻮد اﮔﺎه
      ﻣﻮارد دﻳﮕﺮی ھﻤﭽﻮن ﺑﻲ ﺗﻮﺟﮫﻲ ھﺎ در ھﻨﮕﺎم ﺣﻤﺎم و ﻟﺒﺎس ھﺎی ﭼﺴﺒﺎن
      ۲٫ﺑﻪ ﺻﻮرت اﻣﻮﺧﺘﻦ: ﮔﺎھﻲ ﻏﺮﻳﺰه در ﺳﺎﻳﻪ اﻣﻮﺧﺘﻦ ھﺎ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮد و اﻳﻦ اﻣﻮﺧﺘﻦ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻋﻤﺪی و ﻳﺎ
      ﻏﯿﺮ ﻋﻤﺪی ﺑﺎﺷﺪ.
      اﻣﻮﺧﺘﻦ ﻋﻤﺪی ﻋﺒﺎرت از ان اﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﺮد ﻣﻨﺤﺮف و اﻟﻮده اﻧﺮا ﺑﻪ ﻛﻮدک ﺑﯿﺎﻣﻮزد. ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺑﺮﺧﻲ اﻓﺮاد ﺑﺎﻟﻎ در ﺑﺎ ﻛﻮدک و
      در طﺮﻳﻖ ﺑﻪ ﻓﺴﺎد ﻛﺸﯿﺪن او ﺑﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﻓﺠﺎﻳﻌﻲ دﺳﺖ ﻣﻲ زﻧﻨﺪ.
      اﻣﻮﺧﺘﻦ ﻏﯿﺮ ﻋﻤﺪی ﻣﻲ ﺗﻮان ﺑﻪ ﺧﻄﺎ و اﺷﺘﺒﺎه واﻟﺪﻳﻦ در رواﺑﻂ ﺧﻮد ﻳﺎد ﻛﻨﯿﻢ ﻛﻪ ﮔﺎھﻲ در ﺣﻀﻮر ﻛﻮدک و ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ای
      ﺑﻲ ﭘﺮوا، و ﺑﺎ اﻳﻦ ﺗﺼﻮر ﻛﻪ او طﻔﻞ اﺳﺖ و از اﻳﻦ اﻣﻮر ﺳﺮ در ﻧﻤﻲ اورد رﻓﺘﺎرھﺎی ﺑﺪ اﻣﻮزی دارﻧﺪ. اﻧﮫﺎ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ
      ﻛﻪ ﺣﺘﻲ اﮔﺮ ﻛﻮدک از اﻳﻦ رواﺑﻂ ﺳﺮ درﻧﯿﺎورد ﺟﺮﻳﺎﻧﻲ را ﻣﻲ ﺑﯿﻨﺪ و ﻣﻲ ﺷﻨﻮد و ﭼﺸﻢ او ﻧﻘﺶ دورﺑﯿﻦ و ھﻤﻪ را ﺿﺒﻂ
      ﻣﻲ ﻛﻨﺪ و اﻧﭽﻪ را ﻛﻪ اﻣﺮوز ﻣﻲ ﺑﯿﻨﺪ و ﻣﻲ ﺷﻨﻮد ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺑﺮاﻳﺶ ﻧﺎﻣﻔﮫﻮم ﺑﺎﺷﺪ وﻟﻲ روزی ﺑﺎ ﺗﺤﺮﻳﻜﻲ و ﻳﺎ ﺟﺮﻗﻪ
      ای در ذھﻦ، ﺑﺮای او ﻣﻔﮫﻮم و ﻣﻌﻨﻲ ﭘﯿﺪا ﺧﻮاھﺪ ﻛﺮد.
      ﻛﺘﺎﺑﮫﺎ و ﻣﻘﺎﻻت زﻳﺎدی ھﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ از ﻓﺮھﻨﮓ ﻏﺮب ﺗﺎﺛﯿﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ ﻛﻪ در ان اﻣﻮزش ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺟﻨﺴﻲ ﺑﻪ ﻛﻮدﻛﺎن ﺑﺪون
      ﻣﺤﺪودﻳﺖ اﺳﺖ و ھﺮ ﻧﻮع اﻣﻮزش ﺟﻨﺴﻲ را در دﺳﺘﺮس اﻧﺎن ﻗﺮار ﻣﻲ دھﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻮﺟﺒﺎت اﻧﺤﺮاف ﺟﻨﺴﻲ و ﺑﻠﻮغ
      زودرس در ﻛﻮدﻛﺎن ﻣﻲ ﺷﻮد . اﻣﻮزش ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺟﻨﺴﻲ ﺑﻪ ﻛﻮدﻛﺎن ﺟﺰ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ھﺎی اﻧﺎن اﺳﺖ و ﻋﻤﻞ ﺧﻮد ارﺿﺎﻳﻲ را
      ﻧﻪ ﺗﻨﮫﺎ ﺑﯿﻤﺎری و ﺧﻄﺎ ﻧﻤﻲ داﻧﻨﺪ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺮای ﺗﺨﻠﯿﻪ دروﻧﻲ ﻛﻮدک ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮاده ﺳﻔﺎرش ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ و در ﻣﻘﺎﻻت ﺑﻪ ﻋﻨﻮان
      رﻓﻠﻜﺲ طﺒﯿﻌﻲ ﺑﺪن ﺑﻪ ان اﺷﺎره ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ ی ان ﻓﺴﺎد و ھﻢ ﺟﻨﺲ ﺑﺎزی و ازادی ﺟﻨﺴﻲ ﻣﻲ ﺷﻮد.
      ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ اﻳﻦ روﻧﺪ ﺑﻠﻮغ زودرس و اﻧﺤﺮاﻓﺎت زﻳﺎد ﺷﺪه و ﻋﻮاﻣﻠﻲ ھﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻮﺣﺒﺎت اﻧﺤﺮاف
      ﺟﻨﺴﻲ ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ ﻣﻲ ﺗﻮان ﺑﻪ ﻣﻮارد زﻳﺮ اﺷﺎره ﻛﺮد:
      ﻛﻢ ﺗﻮﺟﮫﻲ و ﻧﺎ اﮔﺎھﻲ ﺧﺎﻧﻮاده و ﻛﻤﺒﻮد ﻣﺤﺒﺖ و ﺗﺤﻘﯿﺮ ﻛﻮدﻛﺎن
      ﻣﺤﯿﻂ ﻧﺎﺳﺎﻟﻢ
      ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺟﺎھﻞ ، ﺗﻌﺼﺒﻲ و ﻳﺎ ﻓﺎﻗﺪ ﻣﻌﻠﻮﻣﺎت ﻛﺎﻓﻲ ﺑﺮای اﻣﻮزش ﻓﺮزﻧﺪ ھﺴﺘﻨﺪ
      ﻧﺪاﺷﺘﻦ ﺗﻌﻠﯿﻢ و ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺻﺤﯿﺢ ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ در راھﻨﻤﺎﻳﻲ ﻓﺮزﻧﺪان و ﻋﺪم ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ اﻧﺎن در ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﺴﺎﺋﻞ
      ﺟﻨﺴﻲ و
      ﻧﯿﺰ ﺑﻲ ﺛﺒﺎﺗﻲ وﺿﻊ ﺧﺎﻧﻮاده ، ھﻤﭽﻨﯿﻦ رواﺑﻂ ﺟﻨﺴﻲ واﻟﺪﻳﻦ در ﺑﺮاﺑﺮ ﻛﻮدک
      ﺳﺴﺖ ﺷﺪن ﺑﻨﯿﺎد ﺧﺎﻧﻮاده، ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪن اﻋﺘﻘﺎدات اﺧﻼﻗﻲ و ﻣﺬھﺒﻲ
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • ali   میگوید:

    با سلام و عرض خدا قوت
    من دو تا فرزند دارم، دخترم ۲ سال و ۴ ماهش هست و پسرم نوزادی ۶ ماهه می باشد دخترم رفتارهای خیلی غیرعادی انجام می‌دهد به طوری که گریه شدید و ادامه دار می کنه و آروم هم نمیشه و می چسبد به مادرش و می گوید بغلم کن و برو!!! حالا این برو کجا حساب میشه، نمیدونم؟!! به نظرم حسادت خیلی خیلی شدیدی به نوزاد شش ماهه می کنه که از بغل مادرش شیر میخوره و مادرش به اون توجه میکنه. واقعا غیر قابل توصیف هست حرکاتی که از خودش نشون می ده!! همیشه با اضطراب شدید از خواب بیدار میشه و این اضطراب همیشه داره. خیلی بددهنی میکنه. حرفهایی را که ما می گوییم نگو، میگه. با اینکه درک و شعور بالایی داره اصلاً برای گرفتن از پوشاک هیچ همکاری نمیکنه!! و دایم در حال ضد کردن هست و عکس العمل های وارونه نشان می دهد. خیلی از این وضعیت نگرانم . خواهشمند است راهنمایی بفرمایید که ما چه کاری می توانیم برای بهبودی این وضعیت انجام دهیم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست گرامی به نظر خودتون بچه شما در سن ۲ سال و ۴ ماه با همه درک و شعور بالا به قول خودتون می تواند وقتی خودش همه جوره به مراقبت نیاز دارد ورود فرد جدید رو هضم کنه .او به برادرش به چشم رقیب نگاه می کند .بهتره کمک کنید روابط رو با او درست کنید و به او به اندازه نوزاد ۶ ماهه توجه کنید .تمام رفتارهایش نشان می دهد که ورود فرد جدید رو نپذیرفته است ..و قطعا نوع برخورد و رفتار شما و مادرش موثر بوده است .اختلاف سنی کم در فرزندان باعث حس حسادت می شود شیر خوردن برای کودک فقط منبع تغذیه نیست بلکه در اغوش کشیدن همراه با شیرخوردن به کودک حس امنیت می دهد به همین دلیل است که نمی تواند ببینید فرد جدید جایگاه او را تصاحب کرده باید با صحبت به زبان
      خودش همراهی با او عدم تنبیه تفاوت های او و فرزند کوچکتر رو برای او مشخص کنید .و تلاش کنید روابط بین این دو بهبود پیدا کند او را به عنوان عضو خانواده بپذیرد تا کم کم و با صبر شما مسائل برطرف شود .
      امیدوارم مشکل برطرف شود و اگر برطرف نشد حتما به روانشتاس کودک مراجعه کنید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه