مشاوره کودک : پرورش کودک‌

مشاوره کودک : پرورش کودک‌

پرورش کودک‌ با یاری غریزه و نه با مدد تئوری‌

مشاوره کودک:عوامل و مکانیسم‌های ذاتی عمیقی در پدران و مادران وجود دارد که آنان را در پرورش درست و مناسب فرزندانشان یادی می‌دهد و شگفت آنکه، آنها از وجود این عوامل عموما ناآگاهند.

بیگمان مهمترین این مکانیسم‌ها طریق خودبخود و بدون تاملی است که بوسیله آن والدین هر روز بی‌آنکه از خود بپرسند آیا تئوری پذیرفته شده در این زمینه چیست، و یا حتی دریابند که به طور آگاهانه خود کدام روش را درست می‌دانند، ده‌ها و صدها مشکل تربیت فرزند را یکباره و ناگهانی حل می‌کنند.

هنگامی که شما شاهد آن هستید که فرزندتان نسبت به کودک کوچک‌تر از خود خست بخرج می‌دهد، یا دروغ می‌گوید، و یا با اسباب بازی‌اش میز غذاخوری را خراش می‌دهد، حتی برای یک آن ناگزیر نیستند که بیاندیشید واکنش شما چه باید باشد. شما با چنان تاکیدی مخالفت خود را با این اعمال ابراز می‌دارید که بر ذهن کودک تاثیری دیرپا می‌گذارد.

و این شیوه‌ای است که والدین همیشه، در تمامی دنیا و در سراسر تاریخ، کودکان خویش را بار آورده‌اند. اگر چنین نبود تربیت کودک دریایی از شک و تردید پدید می‌آورد که موجب فرسودگی روحی والدین می‌شد و نیز باعث پرورش کودکان کج خلقی می‌گردید که دائما لجباری و گردنکشی می‌کردند.پرورش کودک

در اینجا، با مثال کوچک جالبی توجه شما را به این امر که پیش از این هم بدان اشاره کردم، جلب می‌نمایم که چگونه یک دختر از همان زمان طفولیت از مادر خویش چیزها را می‌آموزد و می‌کوشد که همچون او باشد. زمانی شاد بودم که یک دختر چهار سال و نیمه مانند یک سرپرست بزرگسال شستشوی عروسک را به یک دختر خجول سه ساله یاد می‌داد. لحن دستوراتش رئیس‌مآبانه، تشویق آمیز و پرشکوه و حاکی از اعتماد به نفس بود. چند بار تکرار کرد: «حالا تو او را بشوی عزیز» دختر سه ساله قدم پیش گذاشت و با کم دلی بهترین کوشش خود را بکار برد. دخرت چهارسال و نیمه به تندی کار او را قطع کرد، و با فروتنی و شکیبایی ظاهری گفت: «نه عزیز من، اینطوری نه، با دقت بیشتر نگاه کن به من» این دختر چهار سال و نیم، بی‌شک از مادرش، آموخته بود که نسبت به کودکان چه روش معینی باید برگزید و چگونه باید فرزند تربیت کرد. بدیهی است که آگاهی او در بیست و اندی سال بعد ویرا در پرورش فرزندانش یاری خواهد داد. در آن زمان لحن کلامش نیز همان خواهد بود که من آن روز شنیدم.

حتی کسان متخصصی چون روانشناسان و روانکاوان که با مطالعات و تجربیات خویش عقاید و مفاهیم جدیدی را در پرورش کودکان عرضه می‌دارند، اغلب خود در این را به همان شیوه عمل می‌کنند که از والدین خویش آموخته‌اند. اینان از اینکه گاه همان عقاید قیدی را- مانند آنچه درباره دست زدن به آلات تناسلی گفته شده- بی‌اراده بیان می‌کنند دچار تعجب می‌شوند. حتی اگر با خویشتن داری فرزند خود را از انجام عمل کودکی خود آنها زشت و ناپسند بوده است در درون احساس اضطراب و ناآرامی می‌کنند. نمی‌خواهم در زمینه این بحث تئوریک وارد شوم که آیا در برخورد با رفتارهای گوناگون کودک آرامش و سکوت بهتر است و یا نگرانی و نهیب. تنها مرادم آن است که با واکنش‌های آنی و خودبخود بسیاری از مسائل مربوط به تربیت کودک، هر روز و هر ساعت از میان برداشته می‌شود و این روش طبیعی، شیوه‌ای بس قابل اطمینان و اعتماد است.

به نظر من، مثلا، دلیل اینکه گروه بی‌شماری از پدران و مادران به شکلی سردرگم نمی‌دانند که تا چه حد و برای کدام برنامه‌ها به فرزندانشان اجازه دهند که به تماشای تلویزیون بپردازند- پدران و مادرانی که در وضع مقررات دیگر تربیت فرزند با اعتماد کامل عمل می‌کنند و دچار سرگردانی نمی‌شوند- این است که زمانی که این والدین خود کودک بودند تلویزیون وجود نداشت. آنان هرگز از پدر و مادر خویش سطح معین، روش خاص و اتخاذ مقرراتی روشن را در این کار فرا نگرفته‌اند.

طریق دیگری که بیاری آن والدین ناآگاهانه و پیروزمندانه کودکان خود را رهبری می‌کنند ایجاد انطباق با آنهاست. البته پدران و مادران می‌دانند که فرزندان بوسیله همانندسازی خود با والدینشان رشد فکری می‌یابند- پسر که در تخیل خویش احساس مانند پدر بودن دارد، به اینکه رفتار و کردار او چون پدر است تظاهر می‌کند و از خوی و منش او تقلید؛ و دخرت نیز در تلاش است که خود را همچون مادر جلوه دهد. مهارت‌های جسمی و اجتماعی کودکان، اشتیاق آنان به ازدواج و داشتن فرزند، دگر دوستی و آرمان‌گرایی آنها، بویژه در سالیان سه تا شش سالگی جملگی بدین طریق پیشرفت حاصل می‌کند.مشاوره کودک

عکس قضیه نیز صادق است، والدین نیز در تمام دوران کودکی فرزندان و بخصوص در سال‌های نخستین زندگی آنها خود را با کودکانشان انطباق می‌دهند، من هنوز به خاطر دارم که مادرم چون می‌خواست به برادر و خواهر کوچکم غذا بدهد، در حالی که قاشق غذا را به نزدیک دهان آنها می‌برد حالت عضلات صورتش چنان می‌شد که گویی خود می‌خواست قاشق را به دهانش بگذارد. همین که قطره‌ای از قاشق در حال جاری شدن بود، دهان مادرم باز می‌شد، لب پایینش به جلو و بعد به بالا می‌رفت و غذای ناخورده را مزه مزه می‌کرد. مادرم بدون آنکه بداند، خود را بجای کودکش می‌گذاشت و در درونش حالتی به وجود می‌آمد تا احساس فرزندش را دریابد.

هنگامی که پدر یا مادری در یک یا دو سالگی فرزندش با او به زبان کودکان حرف می‌زند و لغات و دستور زبان بسیار ساده‌ای به کار می‌برد و به جای ضمائر شخصی که در نخستین سال‌های برای کودکان غامض و گیج‌کننده‌اند از واژه‌ها و اسامی هم هجایی تکراری چون ماما، بابا، پوپو و نی نی استفاده می‌کند، در واقع خود را با کودکش انطباق داد و به طور غریزی و ذاتی زبانی را بکار برده است که در خور فهم فرزند اوست.پرورش کودک

چون یک طفل شیر خواره کلمه‌ای شبیه ماما را ادا کند و مادرش شادمانه آن را پیاپی تکرار نماید، مادر در می‌یابد که انعکاس صدای فرزند و سرور آشکار خود او کودک را به تکرار این واژه تشویق می‌کند و بدینسان بکمک غریزه که هیچگونه تئوری تازه‌ای آن را به وجود نیاورده است کودک سخن گفتن می‌آموزد.

یک آموزگار حساس که به شاگردان کلاس اول خواندن و حساب می‌اموزد ذاتا فکر می‌کند که خود یک کودکش شش ساله است چرا که تنها با ایجاد چنین احساس می‌تواند با دانش آموزان کوچک رابطه برقرار کند و مطالب را به آنها بفهماند و به جنبه‌های دشوار و گیج کننده درس پی ببرد.

والدین هوشمند، حتی هنگام رفتار با فرزندان بالغ خویش، در پاسخگویی به آنها، در تقاضا کردن از آنها، رد کردن یا پذیرفتن خواهش‌های آنها و یا پندگویی به آنها خود را در جامعه فرزندان می‌یابند و خودبخود احساس می‌کنند که همفکر و همسن آنها هستند. اگر چنین احساسی وجود نمی‌داشت کودکان، بسیاری بیش از آنچه اکنون تجربه نشان می‌دهد سرکش و یاغی و گستاخ می‌شدند.

در بررسی و تحقیقی که در زمینه تربیت کودک طی سالیان گذشته در دانشکده پزشکی دانشگاه وسترن ریزرو به‌عمل آمد، یکی از اعضای گروه پژوهش، مری برگن دریافت که بیشتر مادران- حتی مادران بی‌تجربه- به طور ذاتی مرحله بعدی پیشرفت حسی طفل شیرخوار یا کودک خود را پیش بینی می‌کنند. بخصوص وی به تحقیق جزئی در مراحلی پرداخت که با رشد کودک بین مادر و فرزند جدایی می‌افتد و از برای مادر رنج آور است- مانند شیر گرفتن طفل از پستان یا شیشه در سال اول و یا استقلال خواهی کودک در سال دوم. بسیاری از والدین پیش از آنکه اینگونه مرحله‌های جدایی فرا رسد، تدریجا و بدون آنکه خود متوجه باشند خود را آماده می‌سازند و بدینسان قادر می‌شوند تا کودکان خویش را در گذشتن از این دشواری‌ها یاری دهند. شاید مهمتر از این آن باشد که مری برگن و همکاران وی پی بردند که بسیاری از والدین به طور ناخودآگاه درون خویش دلهره‌ها، کمبودها، و خصومت‌هایی که در واقع از دوران کودکی خودشان بازمانده است احساس می‌کنند که ممکن است مانع پرورش متعادل کودکان آنها شود. مثلا فرزندان خویش را از حد فزون حمایت یا تشویق کنند و یا اینکه بدون آنکه آگاه باشند کودک را در برابر روان آسیب‌ها و ضربات روحی ناشی از مشکلات نفوذ پذیر تحت حمایت بیش از حد قرار دهند و یا او را از برای آمادگی مقابله با چنین نقص‌های روانی بی‌جهت تحت فشار بگذارند.

به هر تقدیر والدین به وسیله جریان‌های خودبخود و گوناگون قسمت عمده‌ای از امور مربوط به پرورش فرزندان را به طور غریزی انجام می‌دهند. و این بدان معنی است که والدین وظیفه‌شناس و با وجدان نباید درباره کفایت و لیاقت خود و یا صحت روش‌ها و شیوه‌هایی که به کار می‌برند شک کنند و نگرانی بدل راه دهند. به‌عوض این، آنها باید وقت بیشتری را صرف ذلت بردن خود و فرزندانشان از زندگی خانوادگی کنند.

بازدید:۴۱۲۳۸۹

رتبه مقاله درگوگل:مرکز مشاوره کرج

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

امتیازدهی به مطلب:
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (بدون رای)
Loading...

6 نظر جدید برای مشاوره کودک : پرورش کودک‌

  • ماهرخ غلامی   میگوید:

    با سلام
    من دختری۷ساله دارم که اول ابتدایی است و به شدت به من وابسته است مجبورم ساعت تفریح در مدرسه باشم ولی با این وجود باز وقتی مرا میبیند گریه میکند اما در کلاس گریه نمیکند,به نظر شما چه کنم؟
    با تشکر

    • ◄Responder►   میگوید:

      اضطراب جدایی به‌طور طبیعی بین سن ۶ ماهگی و ٣ سالگی رخ می‌دهد که اوج آن در سن ٢۴-١٢ ماهگی است و پس از ٢۴ ماهگی به‌تدریج کاهش می‌یابد. اضطراب کودک هنگام جدا شدن از والدین معمولاً از یک روز به روز دیگر متفاوت است، یک روز کودک هنگام جدا شدن از مادر مضطرب می‌شود، روز دیگر به مادر می‌چسبد و غمگین است و یک روز دیگر، قشقرق راه انداخته و در مقابل جدایی مقاومت و واکنش شدید از خود بروز می‌دهد. به‌تدریج کودک به سمت استقلال می‌رود ولی هنوز مرحله انتقالی می‌تواند مشکل باشد و برای کودک و مادر استرس‌زا باشد.
      برای کودکانی که تجربه جدایی‌های بسیار مکرر و یا بسیار اندک از مادر داشته‌اند، جدایی ممکن است اضطراب بیشتری را ایجاد کند. هرچه کودک بزرگتر می‌شود و مفهوم زمان را درک می‌کند و مدارای موفقیت‌آمیز هنگام جدایی را بیشتر تجربه می‌کند، از اضطراب او کاسته می‌شود.

      عواملی که ممکن است در شدت اضطراب جدایی کودک دخالت داشته باشند شامل موارد زیر است:
      •خستگی و بیماری کودک
      •تغییر در عادات و برنامه‌های منزل
      •تغییراتی که در خانواده رخ می‌دهد مانند: تولد فرزند جدید، طلاق، جدایی والدین، مرگ و یا بیماری اعضای خانواده و …
      •عوض شدن پرستار و یا مراقبین کودک
      •والدین معمولاً علت اضطراب جدایی نیستند ولی می‌توانند با رفتارهای خود آن‌را بدتر یا بهتر کنند.
      •کودکانی که از نظر سرشتی، کودکان سخت و دشواری هستند و به تغییرات جدید، مکان و اشخاص جدید دیر عادت می کنند، بیشتر مستعد اضطراب جدایی هستند.
      عوامل زیر می‌تواند شانس اضطراب جدایی را در کودک شما کاهش دهد:
      •از سن۱۴ ماهگی به بعد در زمان‌هایی کوتاه و به‌طور گهگاه از پرستار کودک و یا شخص نزدیک دیگر استفاده کنید تا کودک را مراقبت و نگهداری کند. این موضوع علاوه بر آن‌که کمک می‌کند تا کودک در زمان‌هایی کوتاه، دور شدن از مادر را تجربه کند، فرصتی را نیز در اختیار کودک قرار می‌دهد تا اعتماد به سایر بزرگسالان در او شکل گیرد.
      •از ١٢ ماهگی به بعد کودک را وارد ارتباط با همسالان نمائید. (گر چه کودک در این مرحله معمولاً وارد بازی‌های مشارکتی نمی‌شود) و از سن ٣ سالگی می‌توانید فرصت تجربه بازی‌های گروهی را به او بدهید.
      •از سن ۴-٣ سالگی کودک می‌تواند بعضی اشکال کلاس‌های پیش‌دبستانی و مهدکودک را تجربه کند، به‌خصوص برای کودکانی که زیاد به والد خود وابسته هستند.

      این گونه به کودکی که از اضطراب جدایی رنج می‌برد کمک کنیم:
      •در ابتدا سعی کنید کودک را در زمان‌هایی کوتاه به مراقب جدید یا مهد کودک بسپارید، زمان‌هایی که بتواند تجربه‌های مثبتی را در آن‌جا داشته باشد.
      •قبل از آنکه کودک را در محل جدید ترک کرده و تنها بگذارید، کمک کنید تا کودک با محیط و مردم جدید آشنا شود.
      •روی موارد مثبتی که در محیط جدید رخ می‌دهد متمرکز شوید، نگذارید بچه‌ها از تصور چیزهای بدی که ممکن است رخ دهد نگران شده و بترسند.
      •اضطراب کودک را به تمسخر نگیرید و او را به‌خاطر این ترس و اضطراب سرزنش و شماتت نکنید.
      •اجازه دهید تا کودک شما بداند که می‌فهمید چقدر سخت است که انسان از کسی که تا این حد دوستش دارد جدا شود، کودک را درک کنید و بپذیرید. اما زیاد با او همدردی و دلسوزی نکنید.
      •تسلیم خواسته کودک نشوید و به او بفهمانید که در امنیت و سلامت خواهد بود.
      •عشق، محبت و علاقه بی‌قید و شرط خود را از کودک دریغ نکنید.
      •اگر کودک بزرگ‌تر است او را به کودکان دیگری که در آن محیط هستند معرفی کنید و بازی و تفریح خاصی را با آن‌ها ترتیب دهید.
      •انتظار آن‌را داشته باشید که در چند هفته اول ورود به مهد و یا مدرسه کودک خسته باشد و زود تحریک‌پذیر شود.
      •هنگام ترک کودک او راببوسید و نوازش کوتاهی نموده و با خوشرویی از او خداحافظی کنید. مراسم خداحافظی و ترک کودک را خیلی طولانی نکنید، بر احساسات دلسوزانه خود غلبه کنید و چندین بار نروید و برگردید.
      •دزدکی و یواشکی کودک را ترک نکنید.
      •قبل از شروع مهد، آمادگی و یا مدرسه، تدارک کتاب، دفتر و وسایل مورد نیاز کودک را ببینید و برای فراهم آوردن آنها کودک را مشارکت بدهید.
      •حتی زمانی که فکر می‌کنید مربی و یا معلم کودک شما سخت‌گیر است و یا کودک توسط کودک دیگری مورد قلدری و اذیت قرار گرفته است، او را از مدرسه و یا مهد خارج نکنید، سعی کنید مشکل را رفع نمائید.
      •اگر کودک تحت هیچ شرایطی حاضر نشد به مهد یا مدرسه برود و در منزل ماند، برای او زیاد فعالیت‌های تفریحی و سرگرمی فراهم نکنید.
      •در بازی‌ها با ایفای نقش، جدایی را با کودک تمرین کنید.
      •پس از بردن کودک به مهد یا مدرسه مدتی آنجا بمانید، سپس کودک را با معلم یا مربی تنها بگذارید و سپس نزد او برگردید.

      سخنی با مربیان و معلمان کودک:
      •خود را به کودک معرفی کنید و از او دعوت کنید تا با اسباب‌بازی‌ بازی کند یا چیزی بخورد.
      •اگر کودک دچار حمله هراس شده است از والد بخواهید نزد کودک بماند تا وی آرام‌تر گردد و او را با صدایی گرم ، محبت‌آمیز، راسخ و قاطع آرام کند.
      •هرگز کودک را به‌خاطر اضطراب و غمگینی‌اش مورد انتقاد قرار ندهید.

      توجه:
      در صورتی‌ که کودک موارد زیر را نشان دهد، لازم است مورد ارزیابی دقیق‌تر قرار گرفته و مشاوره تخصصی‌تر دریافت کند:
      •چنانچه پس از گذشت ٢ هفته کودک هنوز آرام نگرفته است و مشکلات هنگام جدایی ادامه دارد.
      •کودک صبح‌ها قبل از جدا شدن از مادر و رفتن به مهد کودک یا مدرسه شکایات جسمی مکرر مانند: سردرد، دل‌درد، سرگیجه، حالت تهوع، استفراغ، طپش قلب و … دارد.
      •اضطراب جدایی به سال‌های مدرسه ابتدایی کشیده شده و با فعالیت‌های متناسب رشدی و سنی کودک تداخل دارد.
      •کودک در هیچ مرحله‌ای از زندگی خود دچار اضطراب جدایی نشده است.
      •امتناع از رفتن به مدرسه در بچه‌های بزرگ‌تر و نوجوانان اکثراً مطرح کننده مشکل جدی‌تری است که نیازمند کمک تخصصی است.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • ali   میگوید:

    درمورد خودارضایی کودکان چکار باید کرد

    • ◄Responder►   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      در دوره نوپایی ، بچه ها همزمان با رشد عمومی و آشنایی بیشتر با محیط اطراف به کشف نقاط مختلف بدن خود پرداخته و در می یابند که لمس بعضی
      از نقاط بدن با لذت همراه است. خود ارضایی در کودکان چیزی بیش از کنجکاوی در مورد اندامهای جنسی است وممکن است کودک یکبار در هفته و یا گاهی حتی تا چندین بار در روز به آن بپردازد.

      کودک با تکرار این رفتارو تحریک اندام تناسلی خود به احساسات لذت بخشی دست خواهد یافت. حرکاتی مانند خوابیدن روی شکم و مالیدن خود به زمین یا عروسک و سایر اشیا (بویژه دختر بچه ها) بسیار معمول است و ممکن است کودک در دوره های استرس و خستگی به آن بپردازد و یا با دست، اقدام به تحریک اندام جنسی خود نماید.

      خودارضایی در سنین ۲ تا ۳ سالگی شایعتر است و در میان دختران بیش از پسران دیده می شود. معمولا بصورت ناگهانی آغاز می شود و والدین ،پسر بچه ها را در حالت کشیدن آلت و دختر بچه ها را در حال مالیدن ناحیه تناسلی غافلگیر می کنند. کودک ممکن است گر گرفته وعرق کرده به نظر برسد و در حال خر خر کردن باشد و یا تنفس نامنظمی داشته باشد. ویا در یک وضعیت خاص مثل خم شدن روی چیز خاصی و یا مالیدن خود روی اشیا و یا عروسک غافلگیر شود و یا در حالت چمباتمه نشسته باشد .

      ممکن است بیمار به نظر برسد و یا حالتهای عصبی شبیه به تشنج را از خود نشان دهد. این رفتار ممکن است تا زمانی که کودک از استرس رهایی بیابد، ادامه یابد اما معمولا کاملا برطرف نمی شود. و بعضی از کودکان این رفتار را تا ۶-۵ سالگی در خلوت خود ادامه می دهند.و ممکن است در زمان بلوغ با افزایش هورمونهای جنسی شدت پیدا کند.

      مادری که کودکش را در این وضعیت غافلگیر میکند باید از رفتارهای ترساننده و خشن پرهیز کند.البته تشخیص سایر علل تحریک پذیری دستگاه تناسلی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. وجود کهیر و یا ترشحات بد بو در ناحیه تناسلی از مواردی است که باید در نظر گرفته شود. و یا سایر علل منجر به تحریک پذیری این عضو، که می تواند از بروز عفونتهای ادراری دختران تا بعضی از عفونتهای قارچی ( مثلا کاندیدا) متفاوت باشد.

      خود ارضایی در کودکان عصبی و گوشه گیر نیز بسیار مشاهده می شود. سوالات بسیاری در مورد علل این رفتار کودکان همچنان بی پاسخ مانده اند ولی مسلم آن است که این پدیده دراین سنین به نظر بی ضرر می رسد.( و برخلاف عقیده عوام باعث کور و یا دیوانه شدن بچه در آینده نخواهد شد).والدین این رفتار را باید به عنوان بخشی از مراحل رشد و نموی کودک بپذیرند و با آن بصورت طبیعی برخورد کنند.

      زمینه های فرهنگی و مذهبی خانواده نیز باید در نظر گرفته شود. کسب تاریخچه ای در مورد زمان و محل خود ارضایی و نحوه پاسخگویی والدین به این رفتار کودک مفید می باشد. والدین باید از رفتارهای ترساننده و خشن منع شوند زیرا ممکن است کودک را به سایر رفتارهای مضر وادار کند.

      نیازی نیست که مادر هروقت می بیند بچه دستهایش را به سمت ناحیه تناسلی می برد، دستهای او را چک کند و مثلا بگوید: دستهاتو بیار بالا ببینم. و یا او را از دمر خوابیدن و خوابیدن روی شکم منع کند. بلکه پرت کردن حواس کودک از این رفتار و مشغول کردن او به کارهایی که دستهایش را مشغول نگه می دارد ، توصیه می شود. کودک باید بفهمد که این رفتار جامعه پسند نبوده و نباید آن را تکرار کند. این ادراک باید در محیطی آرام و بدون ترس ایجاد شود.

      همچنین چون خستگی و تنهایی و بی توجهی علت شایعی برای این رفتار در کودک است مادر می تواند وقت بیشتری برای او گذاشته و او را بیشتر در آغوش بگیرد. با این حال این رفتار نیز نباید جنبه تشویق پیدا کند. زیرا کودک ممکن است برای جلب توجه و محبت مادر شروع به آغاز این رفتار نماید.
      اگر همچنان این رفتار کودک ادامه پیدا کرد مادر باید ناحیه تناسلی کودک را برای بررسی موارد غیر طبیعی مورد معاینه قرار بدهد. اگر مورد خاصی دیده نشد، می تواند به پزشک مراجعه کند چون ممکن است مواردی مانند سواستفاده جنسی دلیل ادامه رفتار کودک باشد. با این حال در اغلب موارد علت خاصی برای این پدیده یافت نمی شود.

      در موارد زیر مشورت پزشکی ضروری است:
      کودک به خودارضایی در مکانهای عمومی ادامه بدهد.
      مادر فکر می کند کودک این رفتار را از فردی دیگر آموخته است.
      کودک سعی کند دیگران را تحریک کند.
      تکرار رفتار و طول کشیدن تا۶-۵ سالگی

  • Mina   میگوید:

    با سلام
    دختر من ۳ ساله است. ۱۰ ماهه که از پوشک گرفتمش اما هنوز یاد نگرفته اعلام کنه. اصلا دوست نداره دستشویی بره. از روش جایزه استفاده کردم. صندلی مخصوص داره. محیط دستشویی رو براش جای خوبی قرار دادم. تنبیهش کردم. واقعا نمیدونم باید چه کار کنم. اصلا شب ادراری نداره. تو حمام چون لباس تنش نیست خیلی به موقع ادرارش رو اعلام میکنه.یعنی مطمئنم بلده اما دوست نداره اعلام کنه. لطفا راهنماییم کنید.
    ممنونم

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه