همسر ناراضی و عصبانی خود را نرم کنیم

مداخله در زندگی زوجین ممنوع!

مرکز مشاوره آنلاین مرکز مشاوره آنلاین مرکز مشاوره آنلاین مرکز مشاوره آنلاین

گاهاً پیش می آید که همسرتان به خاطر فشار های کاری و یا مشکلات پیش آمده دچار بی حوصلگی شده و حالتی عصبانی به خود می گیرد. در این مواقع این هنر شماست که بتوانید با صحبت کردن با او و دلگرمی دادن او را از این حالت خارج کنید.

مشاهدات و تحقیقات مشاوران ما در مرکز مشاوره ازدواج حاکی از این است که بسیاری از زوج های جوان هنگامی که یکی از آنها ، تفاوتی ندارد چه خانم و چه آقا دچار بی حوصلگی شده و به اصطلاح اعصاب ندارند، دچار مشکلات حادی می شوند و به جای اینکه یکی از آنها در صدد آرام کردن دیگری برآید، بدتر به هم پیله کرده و بحث و مشاجره می کنند.

اما ذکر این نکته ضرروی است که در این هنگام و با بروز این مشکل باید سعی در آرام کردن همسر خویش کنیم. با او صحبت کنیم . از دل نگرانی و مشکلات او مطلع شویم. از کلمات محبت آمیز استفاده کرده و به او بگوییم که به هر اتفاق ، مشکل و پیش آمدی در زندگی بربخوریم، با او بوده و در کنار او با مشکلات مبارزه خواهیم کرد. به او دلگرمی داده و حتی المقدور سعی در تعویض موضوع بحث کرده و حواس همسرمان را از آنچه که باعث دلخوری و آزار وی شده پرت کنیم.

شاید این نکات کوچیک به نظر آیند اما باعث تحکیم زندگی زوجین و درک متقابل آنان از یکدیگر خواهند شد.

مشاوره ازدواج و مرکز مشاوره روانشناسی همراه همیشگی شما عزیزان

190 نظر جدید برای همسر ناراضی و عصبانی خود را نرم کنیم

  • فاطیما   میگوید:

    من‌وهمسرم‌چهارساله عقد هستیم.شوهرم تازه سربازیش تموم شده.هردو بچه ی اخر هستیم.من تک دخترم هستم.همسرم ویژگیای خوب زیادی داره ولی متاسفانه عصبی تند و گاهی بددهنیای خیلی بدی میکنه.خیلی به من و خانوادم و حتی خانوادش انتقاد میکنه.هرچی تلاش میکنم بهش بفهمونم تو خانواده ما عزیزه پذیرا نیست و مرتبا این انتقاد و حسو داره که خانواده من براش ارزش قایل نیستن.و هربار که بخوام باهرزبون و روشی توجیهش کمم بحثهای شدیدی بینمون اتفاق میفته.چندین بار بهش گفتم تند نشو عصبی نشو مرخاش نکن با قهر با کم محلی با سکوت و اینکه بعد منطقی بهش بگم گاهی میپذیره دو سه هفته خوبه بعد انگار همه چی رو ریخته تو خودش یه دفعه دعواهای وحشتناکی راه میندازه که همش میگه طلاق بگیریم.ما تو سن بیست سالگی عقو کردیم علی رغم مسولیت پذیری بالاش و تمام مردونگی و تلالش خیلی اوقات تو بحثا میگه طلاق.بارها بهش گفتم این لفظ رو نگو محبتهارو کم میکنه دلممون از هم دور میشه ولی باز تکرار میکنه.ما یکی دو ماه دیگه میخواستیم مستقل بشیم.خودشم خیلی ذوق داشت جون واقعا چلنجای بیهوده دوران عقد داغونمون کرد.بعد همین دو سه روز پیش یهو ریخت به هم دعوا که من میخوام طلاق بگیرم.دیگه از این همه مسوولیت خسته شدم تورو دوست ندارم.حدود یه سال هست که دیگه تورو دوس ندارم و وقتی بهش میگم پس همین کادوی هفته قبلت ذوق خرید وسایل برا مستقل شدنمون محبتهای لفظیت چی بود میگه از سر مسوولیت واقعا کسی از سر مسوولیت اینقدر محبت میکنه و ی زن نمیفهمه؟ایشون خیلی دوست داشتن من ارایش داشته باشم وقتی خودمون هستیم ما تو دوران عقد محدودیت داشتیم من هردو مذهبی هستیم من محدودیت داشتم برای ارایش کردن به خاطر شلوغی منزل ایشون.جالبه که اگر من یه ارایشی داشتم برا بیرون بیرون رفتن میگفت پاکش کن ولی الان میگه خسته شدم دیگه عقایدم عوض شده نمیخوام زنم حجاب داشته باشه میخوام خیلی اپن باشه دیگه دوستت ندارم.طلاق فقط طلاق.ایشون خیلی بعد از سربازی افسرده شده بهش میگم من تو خونه مستقل خودمون ازادترم شرایط بهتر میشه قبول نمیکنه میگم بریم پیش مشاور قبول نمیکنه باتمام تفاسیر و بحثها حرف طلاق عکس منو میذاره پروفایلش و میگه دوستم نداره ی ساله چیکار کنم نمیدونم واقعا افسردس و این دلیل تناقض حرف و عملشه یا واقعا عقایدش عوض شده

    • مشاور   میگوید:

      با سلام با صحبت های شما فقط احتمال افسردگی مطرح نمی شود ایشون دچار تردید در خواسته ها و ارزش هاش شده و از طرفی دو سوگرایی بین عشق و نفرت بین مذهب و ..می تواندداثرات سربازی باشد و صرفا مسائل محیطی باشد می تواند کاملا تحت کنترل باشد و برای زده کردن شما از خودش باشد و واقعا توان بدوش کشیدن مسئولیت های اینده زندگی را ندارد و حتی ممکنه مشکل سیستم عصبی باشد مخصوصا خشم و پرخاشگری به هر حال هر یک از این احتمالات باید توسط متخصص خاص خودش بررسی شود .در ابتدا به پزشک جراح مغز و اعصاب باید مراجعه شود و بعد روانپزشک و روانشناس چون ابتدا باید تمان دلائل پزشکی رد شود تا احتمالات دیگر مطرح شود .درسته قطعا شرایط سختی است ولی بهتره ایشون رو وادار به معالجه کنید چون با شناخت دلیل تکلیف خودتون و زندگیتون مشخص خواهد شد .موفق باشید و امیدوارم به زودی مساله رفع شود ولی با توجه به صحبت ها در خیلی مسائل بهانه جویی هایی دیده می شود .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • یاسمن   میگوید:

    سلام شوهرم خیلی بد عصبی میشه فحش میده چیزای گذشته رو میگه تازگیم متوجه شدم به پدر مادرش خیلی چیزارو میگه حتی دعواهامونو خیلی ازش خواستم که مسایلمون بین خودمون باشه اما نه تنها انجام نمیده بلکه ادعا میکنه چون رابطش خیلی با پدر مادرش نزدیک اینارو میگه توهینم که میکنه بعدا که بهش میگم میگه چرا حرف میذاری تو دهنم یا مثلا من نظرمو راجع به فلان کس گفتم توهیناشو میذاره به پای نظردادن!راستش خسته شدم مشاورم نمیاد و میگه من مشکلی ندارم قبول دارم منم باید خیلی جاها کوتاه میومدم که متاسفانه بدترش کردم اما الان دارم رو خودم کار میکنم که وقت عصبانیت بدترش نکنم اما برام سواله که چه جوری باید بفهمه که گفتن مسایل ما به دیگران فقط باعث کش دادن و بزرگتر کردن اون مسالست حالا دیگران چه والدین باشن چه غریبه ها و اینکه چه جوری میتونم از خاله زنک بودن درش بیارم اینکه خواهر من یا فلان کس من یه کاری میکنه مربوط به زندگی خودش چرایی اون کار به شوهر من ربطی نداره که جلوی من بخواد ایراد از خونوادم بگیره با اینکه خیلی تحمل کردم که نگم که اونم یاد بگیره که از دیگران حرف نیاره تازه منو متهم میکنه که همش حرف دیگران تو زندگیمونه!وقتیم عصبانیه دیگه هیچ کاری نمیکنه تا مثلا قدرشو بدونم!میدونم منم ایرادایی دارم چه کار کنم که زندگیم بهتر شه اگه من جمعش نکنم این مسایل ازاردهنده کوچیکو از اون انتظاری نمیره که بتونه جمع کنه و شاید بدتر شه ما زیر یک ساله که ازدواج کردیم یعنی به مرور بهتر میشه؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر قاعدتا اقدامی برای بهتر شدن شرایط نداشته باشید خب خیر قرار نیست معجزه ای اتفاق بیفتد وقتی نمی توانیم رفتارهامون رو کنترل کنیم .شما دو نفر ظاهرا هنوز ادبیات مشترک رو پیدا نکردید بهتره با هم مراجعه داشته باشید فعلا یک سال از زندگی شما می گذرد و می توانید بهتر باشید .و خب بهتره زودتر شروع کنید و هر دو نفر باید بپذیرید اشتباهاتی دارید و هر دو باید در بعضی موارد گذشت کنید اگر رفتاری شما را ازار می دهد باید بتوانید هر دو نفر راجب ان صحبت کنید منتهی لحن درست در انتقال مفاهم مساله بسیار مهمی است .که باید توجه داشته باشید .
      برخی مردان رفتارهایی دارند ولی این مدیریت خانم ها است که با توجه به شناخت از اونها بتوانند تعدیلشان کنند .مردها در هر سنی باشند احتیاج به حمایت و توجه زنان دارند و اصلا فکر نکنید این به معنای ندیده گرفتن شما در زندگی نیست .با رفتار دریت ایشون هم توجه و محبت عاطفی خواهند داشت .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • farzaneh   میگوید:

    من واسه زندگیمون خیلی تلاش میکنم تمام حقوقم رو میدم واسه قسطهای که داریم همش سعی میکنم کنارش باشم اما هر وقت خواستم در مورد رفتارهای ناراحت کنندش حرف بزنم سریع بهم پرخاش میکنه و بدش میاد و حرفایی میزنه که منو خیلی میرنجونه به من میگه تو بچه ای و هنوز نباید ازدواج میکردی و تو منت میزاری و تو اصلا تا حالا منو خوشحال نکردی … ما واسه عروسیمون خیلی مشکل داریم ولی من از وضعیت الانم خیلی ناراحت و اذیتم و میخام که زودتر عروسی کنم اما نمیشه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      سرکار خانم ایا متوجه هستید که حمایت ای افراطی شما داره سو تعبیر میشه و وظیفه قلمداد میشه و نتیجش اینکه منت میزارید .درسته همسر شما به خاطر عدم حمایت خانواده و شرایط مالی برای عروسی تحت فشار است و خب قطعا یکی از عواملی است که پرخاشگر شده ست ولی باید به شرایط شما هم توجه داشته باشد منتهی با رفتار درست شما نه دلسوزی بی جا .بهتره حتما از ایشون بخواهید قبل از عروسی باید به مشاوره مراجعه کنید تا مسائل ما بین شما حل شود و انتظاراتی که از هم دارید را متوجه شوید و انکه چه رفتاری با چه لحنی برایتان ازار دهنده می شود.
      بهتره ایشون رو متوجه تغییر رفتارشون کنید و ازشون بخواهید اگر مساله ای وجو د دارد با شما در میان بگذارند در هر صورت بهتره قبل ازعروسی مسائل برطرف شود و با این شایط اصراری برای عروسی گرفتن نداشته باشید مگر اینکه دلیل تغییر رفتار را دخالت خانواده همسرتان می دانید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴

      موفق باشید

  • زیبا   میگوید:

    سلام من پنج ماهه نامزدم اما از رفتار نامزدم دیگ خسته شدم همیشه ب کارای من ایراد میگیره میگ اونی نمیشی ک من نمیخام ۲۴ساعته عصبی وبی حوصلس فکر وذکرش پوله دوتا اس ام اس عاشقونه هم میدم میگ این مضخرفات برامن پول نمیشه من خودم خیلی آرومم حتی ی بار ی سیلی بهم زد باهاش قهر نکردم رفتم گفتم اگ ازمن خطا دیدی ببخشید بعد میگ اون رو بابت اینکه دوست دارم زدم خلاصه از اخلاق عصبی و بی حوصلگیش دیگ دارم خفه میشم میگ خیلی ناراحتی برو طلاق بگیر

    • راهنما   میگوید:

      دوره نامزدی دوره طلایی شناخته …پس در این دوران اگر فردی با معیارهای شما همخوانی نداره نیازی به این همه نگرانی و استرس نیست …
      فقط باید قاطع باشید و باشید .
      اول با خانواده مشورت کنید و در نهایت با دریافت نظر مشاوری مجرب رابطه رو تمام کنید و در بیان نظرتون استوار باشید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز اینکه همسر شما عصبی هستند باید دلیلش بررسی شود اگر مساله پزشکی باشد که باید ویزیت شوند وحتی نوار مغزی گرفته شود و دلیلش مشخص شود اگر مورد روانپزشکی باشد و با دارو قابل رفع شود یک مساله است ولی ار مورد ایشون شخصیتی باشد و به طور کل در شرایط و محیط خانوادگی بودند که ابراز محبت و این شرایط وجود نداشته و ایشون هم تمایلی ندارند باید به روانشنا س مراجعه کنید و شرایط توضیح داده شود .اینکه ایشون بخواهند هر رفتاری داشته باشند و د رنهایت دلبستگی وجود نداشته باشد و خیلی راحت بحث طلاق را مطرح کنند شاید اکنون تصمیم درست رو بگیرید بهتر از این است که در زندگی باشید که طرف مقابل درکی از شما و شرایط شما ندارد و بخواهد از شما سو استفاده کند .در هر حال ابتدا با ایشون راجب زندگیتون و اینکه این رفتارها باید تغییر کند و باعث ازار شما شده صحبت شود .امیدوارم خوشبخت باشید و مساله با مراجعه ب ه متخصص حل شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • azar   میگوید:

    سلام من ۴ ماه ازدواج کردم اما خیلی با همسرم مشکل دارم و اون همش دوست داره نظراتش به من تحمیل کنه وابستگی بیش از حد به خانواده داره و این موضوع برای من مشکل ساز شده همش به من و خانوادم توهین میکنه و خودش رو خیلی آدم درستی میدونه
    هر کاری میکنم یه ایرادی میگیره و همش دنیال بهانه گیری و تا بحثمون میشه میگه باید جدا شیم میخواستم راهنماییم کنید یا یه مرکزز مشاوره معرفی کنید

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز در مقابل بهانه گیری:

      همیشه سکوت کنید: بهترین کار به هنگام بهانه گیری همسرتان این است که او را به حال خودش رها کنید. یادتان باشد مقابله به مثل کردن، وضعیت را وخیمتر می کند و ماحصلی نیز جز جنگ و دعوا نخواهد داشت. بپذیرید به هر دلیلی (شغلی، شخصی، اجتماعی و…)، همسرتان آشفته و مضطرب است و بهانه جویی در خانه را به عنوان راهی برای تخلیه هیجان منفی خود انتخاب کرده است. او با بهانه جویی می خواهد استرس و اضطراب درونی خود را کاهش دهد. پس شما باید هوشیارانه عمل کنید و با توسل به سکوت، غائله را بخوابانید. مطمئن باشید همسرتان پس از آرامش به سراغ تان می آید و با شما صحبت می کند، حتی ممکن است نظرتان را جویا شود و راه حلی برای مشکلش بخواهد.

      همچون مُسکن آرام‌بخش باشید: بهانه جویی های همسرتان علتی دارد، بی تردید او دچار مشکلی شده است. مشکلی که شاید به دلایلی چون خجالت کشیدن، صلاح ندانستن، سرزنش و… حاضر نیست به شما بگوید. در چنین مواقعی پایگاه امنیت همسرتان باشید و او را به آرامش دعوت کنید. به حریم شخصی همسرتان احترام بگذارید و هرگز کنکاش و تجسس نکنید. بپذیرید همسرتان اکنون نیازمند انرژی مثبت و نیرو بخش است. پس نقش آرام بخش بودن خود را به خوبی ایفا کنید و با ایجاد محیطی آرام و سکوت های نشان از رضایت، فضایی را برای تفکر و کنار آمدن همسرتان با خودش، فراهم آورید.
      بهتر است به نیازها و خواسته های خود نیز توجه داشته باشید و تا آنجایی که به شما آسیبی نرسد برای جلب محبت و علاقه همسرتان، آنچه را که دوست دارد، انجام دهید و از شادی و لذت بردن او، شما نیز شاد و خرسند شوید
      تکیه‌گاه روزهای سختی باشید: حال و روز همسرتان را درک کنید و بیش از پیش، مراقب او و شرایط ویژه اش باشید. بهتر است تا به سروسامان رسیدن شرایط، روزگار را بر وفق مراد او بچرخانید و یا آن که لااقل خود نیز همزمان با همسرتان شروع به بهانه گیری نکنید. مثلا ، برنامه مهمانی های آخر هفته، را با همسرتان تنظیم کنید، یا مراقبت از فرزندان را برعهده بگیرید، به یک شام و یا فضایی سرسبز و خوش آب و هوا دعوتش کنید و… .

      همسری یکتا باشید: زمانی که همسرتان دچار مشکلی شده است، با بهانه جویی های او کنار بیائید و آتش بیار معرکه نشوید. فقط به آرامش فضای منزل و امنیت خاطر فی مابین تان اهمیت بدهید. بیان مسائل مهم ، پیشنهادات، انتقادات، گله و شکایت ها را به زمانی دیگر موکول کنید. این زمان فرصت مناسبی برای بیان نیست و نتیجه مساعدی را عایدتان نمی کند.

      به خواسته‌ها و نیازهای همسرتان توجه کنید: بر زن و شوهر واجب است که نیازهای یکدیگر را بشناسند و به آنها توجه کنند. بهتر است بدانید که چه چیز مورد پسند و خوشایند همسرتان است و چه چیز ناخوشایندش است! گاهی برای دانستن این مهم، لازم است مستقیما وارد عمل شوید و از او سوال کنید که از چه چیز خوشش می آید و از چه چیز متنفر است؟! با این کار شما می توانید رگ خواب همسرتان را بدست آورید و بر حسب شرایط و وضعیت روحی او وارد عمل شوید. البته فراموش نکنید که همسرتان همه زندگی شما نیست بلکه تنها شریک بخشی از آن است، پس هرگز از خودتان غافل نشوید. بهتر است به نیازها و خواسته های خود نیز توجه داشته باشید و تا آنجایی که به شما آسیبی نرسد برای جلب محبت و علاقه همسرتان، آنچه را که دوست دارد، انجام دهید و از شادی و لذت بردن او، شما نیز شاد و خرسند شوید.
      همسران
      گفتگو کنید: آرامش بعد از طوفان، فرصت مغتنمی است که با همسرتان راجع به بهانه های حل نشده صحبت کنید. گاهی بهانه های حل نشده، تبدیل به یک عادت می شوند و به مرور زمان منجر به اختلاف؛ میدانید چرا؟ وقتی همسر شما از زشتی رفتارهای خود مطلع نگردد هرگز در جهت رفع و یا اصلاح آن تلاش نخواهد کرد و همچنان کار اشتباه خود را ادامه خواهد داد. پس بهتر است به همسرتان بگوئید از کدامیک از رفتارهایش خوش تان نمی آید و متنفر هستید و دوست ندارید کدام رفتارش را ادامه دهد!
      مثلا، اگر فردی به بهداشت و یا آراستگی چهره خود اهمیت چندانی ندهد، قطعا در زمینه رابطه لمسی عاطفی با همسر دچار مشکل خواهد شد، ممکن است چنین همسری برای دوری از این وضعیت ناخوشایند، دست به بهانه جویی بزند و رفتارهای ناخوشایند نشان دهد.

      شما می توانید با بیان خواسته ها و انتظارات، انتقادهای بجا و محترمانه، به راحتی سد راه بسیاری از بهانه جویی های همسرتان شوید.

  • مرضیه   میگوید:

    با سلام من و همسرم ۱۰ ماه هست م عقد کردیم..رابطه جنسی خوبی داریم…عاطفی هم خوبیم فقط متاسفانه من کمی حرص میدم و تند برخورد میکنم میدونم و در حال تلاشم ناراحتیم از اینه ک بهم میگه دیکه خیلی حرفامو باهات نمیزنم چون بد برخورد می کنی از طرفی من خیلی زخمی میشم میگه بیا اینور یا نرو اونور تو چشمات نمیبینه میخوری ب یجایی میگم اینطوری نگو ناراحت میشم میگه خب حقیقته دروغ ک نمیگم..ناراحت شو ولی من میگم..نمیدونم چیکار کنم خیلی جلوی مادرم ایستادم تا راضی شد..من محجبه تر شدم حتی براش ولی اون چی؟بهش میگم کلی لباس خریدم بعد عروسیمون برات میپوشم میخنده میگه خلی!پول جمع کن جا این کارا..من خیلی خیلی ناراحتم..ب حدی ک نمیخوام ببینمش ی وقتایی

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز این برخوردها و رفتارها یعنی هنوز هیچ کدوم از شما دو نفر درک درستی از نیاز های هم ندارید زبان مشترکی ندارید و اینکه نمی دانید که ممکنه یک نفر نسبت به طرف مقابلش شوخی کند ولی بیشتر مشکل شما سو تفاهم است و اینکه مردان و زنان تفاوت هایی با هم دارند .و حتی نوع ابراز علاقه ها هم با هم متفاوت است .سر کار خانم نگران نباشید و اجازه ندهید برخی تفاوت ها باعث سرد شدن شما شود و تلاش کنید که با مراجعه به روانشناس مسائل را مدیریت کنید .امیدوارم موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    با سلام و عرض ادب مشکل من مربوط به رابطه ۳۵ ساله پدرو مادرم هست متاسفانه مادر من به اجبار خانوادش ازدواج کرده با کسیکه دوستنداشته و همراه پدرم به تهران میایند فاصله بین خواستگاری تا ازدواج تنها یک هفته بوده و در این فاصله حتی خانواده پدرم به مادر تهمت باکره نبودن میزنند که پس از ماینه پزشکی مشخص میشود که تهمتی بیش نبوده مادر من در تهران بیشتر تایمشرو تنها بوده و پدرم اکثر مواقع سرکار پدر در دوران جوتانی ظاهرا شکاک و حساس بوده به قدریکه به خندیدن مادرم و حتی رمان خواندن او نیز گیر میداده و حتی اونرو کتک هم میزده مادرم بعد از ازدواج و وقتی حامله بوده متوجه میشه که پدرم قبلا نامزد داشته و بنا به شرایط اوایل انقلاب و شرایط جامعه پدرم جلوی چشم مادرم نامزدشرو عقد و همانجا طلاق میدهد و هر ماه مهریه ی فرد را پرداخت میکنه از نظر پدر من همه چیز زشت بود حتی کلمات ادبی گفتن مثلا اینکه آسمون چقدر رویایست!!! به هر حال دختر سرزنده و شوخ و خندان مجبور میشه تا یه جایی خودشرو با پدرم وقف بده اما به هر حال بازهم خیلی جاها کوتاه نمیاد تا تغییرش بده و تا جایی میتونه پدرم یه مدت بهتر شد اما حالا این مادرمه که حدود ۲۲ ساله مدام شک داره به پدرم حتی به تلویزیون نگاه کردنش پدرمم خیلی جاها منطقی نیست هیچوقت باهاش درست حرف نزده تا جایی که من به یاد دارم اونا همیشه با هم دعوا داشتن و کتک کاری و قهر و توهین الان ۳۲ سالمه و تازه ازدواج کردم اما همش نگران رابطشونم با توجه به اینکه مادرم خیلی مریضه و اجازه نمیده پدرم ببرتش دکتر چون میگه زنارو نگاه میکنه و آبرومو میبره اما من میبینم که این حساسیتش غیرمنطقیه انقدر گیردادناش زیاد شده که حتی به محبت آدمام شک داره از نظر اون یک لحظه آدما خوب و مهربونن یک لحظه همون آدم بد و حقه باز با همه اقوامش قهر کرده جز فیلم و موبایل به هیچکس رفت و آمد نمیکنه بعد از سالها پدرم دوباره کتکش زده وقتی کسی خونه نبوده دلم براش می سوزه اون سعی کرد فراموش کنه و بازم با پدرم آشتی کنه اما پدرم میگه دیگه نمی خوام باهاش حرف بزنم یا جایی برم ازش بدم میاد نمیدونم چیکار کنم میترسم جدابشن و این وضوع زندگی منم تحت تاثیر قرار بده من دوستندارم زندگی پر از سرکوفت رو تحمل کنم واقعا نمیدونم باید چیکار کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام این مشکلی که گفتید خب ممکنه به خاطر شرایط مادر شما باشد و سختی هایی که در زندگی کشیده است و همه مشکلاتی که داشته و تحمل کرده است همه این ها دلایلی موجهی برای ایجاد حالات روحی و روانی و شک و بدبینی هستند و به خاطر داشته باشید وقتی یکی از زوجین شکاکیت زیادی داشته باشد کم کم طرف مقابل چنین رفتارهابی را تقلید می کند و حساسیت هایش افزوده می شود البته ممکن است مسائل و شواهد واقعی هم برای این شکاکیت وجود داشته باشد .بهتر است چون نگران هستید ایشون رو به روانشناس ارجاع بدهید در صورت صلاحدید به روانپزشک ارجاع می دهند .چون ایشون حتما نیاز به متخصص دارند .باید به این مساله توجه داشته باشید که همه مسائل قابل حل و کنترل است منتهی باید به فرد متخصص واگذار شود .موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

      • Anonymous   میگوید:

        بسیار ممنون بابت پاسختون به مشکل مادرم آیا مرکز مشاوره خوب در کرج هم وجود دارد؟

        • راهنما   میگوید:

          با این شماره تماس بگیرید

          ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • عسل عشوری   میگوید:

    سلام به مشاورای عزیز من یه دختر ۲۸ ساله هستم که شاغلم ویه دختر تقریبا با تیپ امروزی وشیک پوش هستم ولی سنگین و متینم یعنی بقیه اینجوری میگن و تو محلمون همه مارو میشناسن حدود ۵ ماه پیش یکی از مشتریای داداشم که دوستشم هست بهم ابراز علاقه کرد حدود یکسال و ۵ ماه ازم کوچیکتر بود ومن اولش مخالفت کردم ولی اون گفت برام مهم نیست من ازت خوشم اومده .بهش گفتم من اهل دوستی الکی نیستم گفت من برای دوستی الکی به سمت شما نیومدم میدونم چجور آدمی هستی خلاصه اینکه اولاش با تلاشش تونست شمارمو بگیره و دوبار حضوری همدیگه رو دیدیم وایشون به هر
    حال با تموم تفاهما و گاهی اختلافاتی که بین اکثر آدما هست همشه بهم میگفت من دوست دارم و تو با بقیه فرق میکنی اهل کارو خونه و زندگی هستی و سنگینی ومن بیشتر با رفتارم علاقه مو نشون میدادم و یکی دوبارم بهش گفتم که دوسش دارم ولی هنوز خوب نمیشناسمت اما بعد دو سه ماه احساس کردم مثل سابق بهم توجه نمیکنه واینو چند بار بهش گفتم یه مدتی خوب میشد و دوباره کم توجهی میکرد وهمش میگفت داداشت اینا و خونوادت ندونن ولی خودش به خونوادش گفتخ بود و میگفت پدرم باهام راجع به تو صحبت کرده. من زیاد میل نبودم تا چیزی بینمون مشخص نشده زیاد باهاش بیرون برم آخه ما تقریبا سرشناسیم و ایشون همسایه مون بودن تا اینکه دیدم تلاشی واسه این آشنایی نمیکنه ولی همش میگفت دوست ددارم تا اینکه یه شب خسته شدم و بهش گفتم رفتارات چیزایی میگه و اینکه دوست دارم باهام روراست باشی دیگه وازاین حرفا که جمعه جوابمو نداد و من دوباره بهش پیام دادم بهم گفت بهتره یه مدت باهم حرف نزنیم چون فایده نداره اگه جدی بودیم برمیگردیم واگه نه همسایه میمونیم واینکه ارتباطی بینمون نبوده و من این حرفش بهم خیلی برخورد و گفتم باشه وبا معذرت خواخی بلاکش کردم چون اعصابم خورد میشد از یه ارتباط نامعلوم ولی واقعا دوسش داشتم اما هنوزم نمیدونم که چی شد که اینجوری شد بدون هیچ توضیحی رفت یکی دوبارم بهش پیام دادم اما جواب درستی نداد تا اینکه بهش گفتم من بهت فرصت دادم ولی تو نتونستی یا نخواستی استفاده کنی. و چیزی رو تقصیر من ندون بعدها والان حدود دو ماهه که همه چی به هم خورده گاهی احساس میکنم زمانایی که من از سر کارم میام خونه اونم همون ساعتا میاد پیش داداشم ولی من خیلی سنگین رفتار میکنم وتریبا زیاد محلش نمیکمحلاما دلم پیششه وامید دارم برگرده اما نمیدونم باید چیکار کنم و چطور فراموشش کنم و اصلا اون علاقه ها دروغ بود یانه ؟واینکه چی درسته چی غلط؟؟؟؟

    • راهنما   میگوید:

      متاسفانه دخترا یا عاشق نمیشن یا اگر شدن با چشم بسته تا اخرشو میرن
      دوست عزیز ایشون برای مدتی خواسته با شما اشنا بشه تا بتونه تصمیم برای ازدواجو بگیره که به این نتیجه نرسیده
      پس دلیلی برای این همه پیشگویی کردن ندارید این رابطه آشنایی خیلی وقته تمام شده چون ایشون به نوعی به شما چنین پیامی رو داده

    • مشاور   میگوید:

      سلام دوست عزیز شرایط شما قابل درک است .به هر حال هر فرد دیگری باشد برایش ابهامی ایجاد می شود منتهی به خاطر داشته باشید زندگی با افراد مردد سخت است .انها نمی دانند چه می خواهند و در نهایت به چه چیزی راضی می شوند.شما برای ایشون وقت گذاشتید در صورتی که فردی هستید که به قول خود شما برای خودتان حد و مرز دارید .درسته این شرایط بی خبری برای شما سخت بوده ولی خب نمی شو قضاوتی داشت .در هر صورت بهتر است حضوری مراجعه داشته باشید .این مساله بهتر است حل شود.تا در انتخاب های بعدی تاثیر منفی نداشته باشد امیدوارم خوشبخت باشید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه