همسر ناراضی و عصبانی خود را نرم کنیم

مداخله در زندگی زوجین ممنوع!

مرکز مشاوره آنلاین مرکز مشاوره آنلاین مرکز مشاوره آنلاین مرکز مشاوره آنلاین

گاهاً پیش می آید که همسرتان به خاطر فشار های کاری و یا مشکلات پیش آمده دچار بی حوصلگی شده و حالتی عصبانی به خود می گیرد. در این مواقع این هنر شماست که بتوانید با صحبت کردن با او و دلگرمی دادن او را از این حالت خارج کنید.

مشاهدات و تحقیقات مشاوران ما در مرکز مشاوره ازدواج حاکی از این است که بسیاری از زوج های جوان هنگامی که یکی از آنها ، تفاوتی ندارد چه خانم و چه آقا دچار بی حوصلگی شده و به اصطلاح اعصاب ندارند، دچار مشکلات حادی می شوند و به جای اینکه یکی از آنها در صدد آرام کردن دیگری برآید، بدتر به هم پیله کرده و بحث و مشاجره می کنند.

اما ذکر این نکته ضرروی است که در این هنگام و با بروز این مشکل باید سعی در آرام کردن همسر خویش کنیم. با او صحبت کنیم . از دل نگرانی و مشکلات او مطلع شویم. از کلمات محبت آمیز استفاده کرده و به او بگوییم که به هر اتفاق ، مشکل و پیش آمدی در زندگی بربخوریم، با او بوده و در کنار او با مشکلات مبارزه خواهیم کرد. به او دلگرمی داده و حتی المقدور سعی در تعویض موضوع بحث کرده و حواس همسرمان را از آنچه که باعث دلخوری و آزار وی شده پرت کنیم.

شاید این نکات کوچیک به نظر آیند اما باعث تحکیم زندگی زوجین و درک متقابل آنان از یکدیگر خواهند شد.

مشاوره ازدواج و مرکز مشاوره روانشناسی همراه همیشگی شما عزیزان

161 نظر جدید برای همسر ناراضی و عصبانی خود را نرم کنیم

  • سپیده   میگوید:

    سلام، من و همسرم دو سال با هم دوست بودیم ویکسال و نیمه که با انتخاب خودمون با هم ازدواج کردیم . همسرم ۳۰ و من ۲۷ سالمه . همسرم به شدت خودخواهه و هیچ وقت از موظع خودش پایین نمیاد بارها شده با هم بحثمون شده ولی هر بار اون حقو به خودش میده و منو محکوم میکنه! خیلی سرد مزاجه و تا من به سمتش نرم اون هیچ وقت پیش قدم نمیشه. هر دو شاغلیم و اون ساعت کاریش از من کمتره . از سرکار که میاد خونه میخوابه و تلویزیون نگاه میکنه من دو سه ساعت بعد از اون میرسم خونه و یه راست میرم تو آشپزخونه تا شام بپزم و بعد ظرف بشورم و کارهای خونه رو میکنم تا شب میشه و اون کمترین کمکی به من نمیکنه و فقط واسه خودش استراحت میکنه .شبها تا دیروقت جلوی تلویزیون میشینه. و الان من به شدت احساس کمبود محبت و تنهایی میکنم. هر بار هم که باهاش صحبت میکنم راجب این موضوع میگه تو دوست داری ما عین چسب همش بچسبیم بهم . اوایل خیلی بیشتر دلخور میشدم ولی دارم روی خودم کار میکنم که منم مث خودش سرد و بی روح بشم ولی اینطوری فقط داره فاصله بینمون زیادتر میشه. من خیلی تنهام. خواهش میکنم راهنماییم کنید چیکار کنم که زندگی شادی داشته باشیم. بخدا من خیلی از خودم زدم هیچ توقعی هم ازش ندارم فقط میخوام کنارم باشه . حس میکنم اصلا دوستم نداره و از ازدواج با من حس خوبی نداره. این خلا عاطفی رو چیکار کنم

    • راهنما   میگوید:

      با این همه مشکلات بهتره به مشاور مراجعه کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • Eli   میگوید:

    با سلام. من ۲۹ سالمه و همسرم ۳۵ سالشه. کمتر از ۵ ساله که ازدواج کردم. قبل از ازدواج ۲ سال با همسرم دوست بودیم. الان ۱ سال و نیمه که من بعد از سالها به خاطر همسرم برگشتم ایران و دارم اینجا کار میکنم و با همسرم زندگی میکنیم. از زمان دوستی رفتارش فوق العاده عصبی بود و عکس العملهاش در برابر کوچکترین و ساده ترین مسائل باورنکردنی بود. اما با تمام مخالفت های خانوادم گفتم درست میشه. خوب میشه. الان بعد از این سال ها و این مدتی که داریم زندگی میکنیم، من هیچی ازش نخواستم و هیچ وابستگی مادی هیچ وقت بهش نداشتم. تمام خرج و مخارج هم شریک بودیم. رابطه عاطفی و جنسی خیلی کمی داریم. راستش من هم خیلی علاقه ای ندارم. از احساسم هم کم شده. اما اون میگه دوستم داره. ولی تو رفتارش کاملا چیز دیگه ای رو میگه.خودپسنده و خیلی خودشو دست بالا میگیره. تو این مدت سر هر بحثی که داشتیم خواسته یا ناخواسته بهم گفته ناراحتی برو، طلاقتو بگیر. به شدت خودخواهه و همیشه من و مقصر میدونه. من نه اهل غر زدنم، نه اهل ولخرجیم، همه کارهامو تا جایی که ممکنه خودم انجام میدم تا نخوام خرج اضافه بکنم. حدود یک سال پیش انقدر عصبانی بود که دست منو کشید برد لب پنجره و گفت پرتت میکنم پایین. بارها این اتفاق و شبیه این اتفاقات افتاده. اما وقتی بهش میگم، میگه اگه میخوای اینارو بگی و فراموش نکنی منم خیلی چیزا هست که بخوام بگم. درصورتی که من نه گذشته تاریک و بدی داشتم، نه مشکلی داشتم … همش تو فکرش تلافی کردنه و میخواد لجبازی کنه. اما دقیقا این رفتارو از جانب من میبینه. در ضمن فحاشی میکنه. به خصوص اگر عصبانی بشه. واقعا خسته شدم و نمیخوام و نمیتونم ادامه بدم به این زندگی. فکر میکنم دارم خودمو حیف میکنم که همه زندگیمو خانوادمو اون طرف دنیا گذاشتم و اومدم اینجا و این شده نتیجش. ازش میترسم. بهش گفتم ازش میترسم اما عصبانی میشه و داد میزنه. م رفتاراش اصلا طبیعی نیست. میگه اگر مشکلی داری بگو حرف بزن حلش میکنیم، اما من وقتی فکر داد زدنا و فحش دادناش میفتم یا اینکه نکنه بلایی سرم بیاره، ترجیح میدم هیچی نگم.به من نسبتای بد میده.
    آخرین بار همین یک هفته پیش بود که با فحاشی بهم گفت برو دادخواست طلاقتو بده. من اومدم اینجا زندگی کنم، اما الان دیگه نمیتونم. شخصیتم،غرورم،احساسم بیش از اندازه جریحه دار شده. فقط میخوام یه طوری بدون جنگ و دعوا تموم بشه این قضیه.چون میدونم اگر با جنگ و دعوا باشه منو ممنوع الخروج میکنه.
    لطفا کمک کنید.
    ممنون.

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد حتما” با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • خسته   میگوید:

    سلام خسته نباشید ترخدا راهنماییم کنید خیلی خستم ۸ساله ازدواج کردم دختر۷ساله دارم شوهرم بارها بهم خیانت کرده من روی کاشتباهش چشم پوشی کردم بازم بخاطر زندگیم که باسختی درستش کردم بخشیدمش هر وقت خیانت میکنه من نباید اعتراض کنم وگرنه میگه همین که هست ناراحتی برو خونه بابات یا میگه خیلی ناراحتی بیارم پیش خودت الانم یه هفتس دوباره عوض شد احساس میکنم باز داره بهم خیانت میکنه زیاد محلم نمیذاره درکل همیشگی نیست الان نظر شما چیه من باید چیکار کنم حتی خانواده خودم خبر ندارن که اینکار میکنه چون تمام فکرشون میمونه پیش زندگی من

    • راهنما   میگوید:

      ۱- نباید عکس العمل آنی از خود نشان دهید و یکمرتبه به دلیل بدعهدی همسرتان تصمیم بگیرید که از او جدا شوید. شما نیازمند کمی زمان هستید تا مسایل دیگر را نیز زیر و رو کنید. نباید به طور خاص تمام توجه خود را به خیانتی که از او سر زده معطوف نکنید. ۲- باید قبول کنید که احساس خشم، عصبانیت، شک و تردید، شکه شدن، آشفتگی، ترس، درد و رنج، افسردگی، و پریشانی برای فردی که شاهد خیانت همسرش بوده کاملا نرمال است. ۳- این مشکل باعث به وجود آمدن برخی مشکلات فیزیکی در فرد می شود از قبیل: حالت تهوع و استفراغ، اسهال، مشکلات مربوط به خواب (بی خوابی و یا پر خوابی)، لرزش، اختلال حواس، کم غذایی و کم اشتهایی. سعی کنید در این حال بیش از پیش از خود مراقبت کنید. ۴- خودتان را وادار کنید تا غذاهای سالم مصرف کنید، طبق برنامه پیش بروید، به اندازه کافی استراحت کنید، هر روز ورزش کنید، به اندازه کافی آب بنوشید و تفریح داشته باشید. ایجاد تعادل، بهترین راه حل، برای مبارزه با آسیبی است که به شما وارد شده است. ۵- خندیدن کاملا طبیعی و نشان دهنده سلامت فرد است. فیلم یا سریال های تلویزیونی خنده دار تماشا کنید و مقداری از وقت خود را با افرادی صرف کنید که خنده بر روی لب های شما می اورند. زندگی بدون اینکه توجهی به قلب های شکسته و خیانت های همسران داشته باشد، همچنان در حال پیش رفتن است. ۶- گریه کردن نیز یک امر کاملا طبیعی است. اگر خود به خود گریه نمی کنید، می توانید آهنگ های غمگین گوش کنید و یا به تماشای فیلم های تراژیک بنشینید. ۷- برای خود یک ژورنال درست کنید. تمام افکار و احساساتی که به شما به دلیل خیانت و بی وفایی همسرتان دست می دهد را بر روی کاغذ یادداشت کنید. ۸- با همسر خود در مورد بدعهدیش صحبت کنید. تمام سوال هایی که به ذهنتان میرسد را بپرسید. شاید با این کار به این نتیجه برسید که همسرتان هنگام ارتکاب به این کار، اصلا فکر نمی کرده که به شما خیانت می کند. ۹- به دنبال مشاوره بروید. سعی نکنید تا به تنهایی از پس این مشکل برآیید. هم شما و هم همسرتان پیش از اینکه مجددا رابطه جنسی بدون محافظت با هم برقرار کنید، باید تحت آزمایش HIV (ایدز) و تست سایر بیماری های آمیزشی قرار بگیرید. ۱۰- حداقل یک روز به خود فرصت دهید. ۱۱- نباید ضربه روحی وارده را پنهان کنید. با فرزندانتان صادق باشید؛ اما لازم نیست جزییات مشکل را نیز برای آنها شرح دهید. قسم هایی نخورید که بعدها نتوانید به آنها عمل کنید. تنها چیزی که بچه ها باید بدانند این است که حال شما رفته رفته رو به بهبودی خواهد رفت. ۱۲- سعی نکنید این بازی، که چه چیز و یا چه کسی مسبب بروز چنین فاجعه های شده است را شروع کنید. با این کار صرفا انرژی خود را تلف می کنید. در اینصورت فقط می توانید نفر سوم را سرزنش کنید و خودتان خوب می دانید که هیچ چیز درست نخواهد شد. ۱۳- اگر بیش از اندازه عصبانی باشید، بر سر مسایل کوچک داد و بیداد راه بیندازید، احساس کنید که بر روی طناب باریکی در حال راه رفتن هستید، و زمانی که به یاد بدعهدی همسر خود می افتید، عکس العمل های شدید فیزیکی از خود نشان دهید، بی شک دچار استرس بعد از ضربه روحی شده اید و باید هر چه سریعتر به پزشک مراجعه کنید. ۱۴- انتظار نداشته باشید که حس آشفتگی، بی اعتمادی و عصبانیت به مجرد اینکه تصمیم می گیرید همسر خود را ببخشید و به سرسپردگی خود ادامه دهید به راحتی از بین برود. از بین رفتن دردورنج وارده از طریق خیانت، نیازمند زمان است. ۱۵- واقع بین باشید. درآمد، سرمایه، وضعیت مسکن، و حمل و نقل خود را در نظر بگیرید. اگر تصمیم به خاتمه زندگی زناشویی خود می گیرید باید ببینید که آیا جایی برای زندگی کردن دارید و منبع درامدی دارید که از آن طریق بتواند نیازهای اولیه تان را مرتفع سازید. توجه: ۱) بی وفایی یک فرد، هیچ گونه دلیل روشنی ندارد. ممکن است نشات گرفته از سایر مشکلات در زندگی مشترک باشد، ممکن است چیزی در درون قلب همسرتان وجود داشته باشد و … به هر حال شما هیچ گاه به درستی دلیل واقعی آنرا متوجه نخواهید شد. ۲) نوع خیانت، معمولا فهم و درک آنرا راحت تر می کند. آیا به یک شب ختم می شود؟ به دلیل مشکلات زندگی بروز کرده؟ اعتیاد به برقراری رابطه جنسی بوده؟ آیا خیانت صرفا برای خاتمه دادن به زندگی مشترک بوده؟ ۳) به خاطر داشته باشید که زندگیتان با گذشته فرق کرده و باید ناراحتی به وجود آمده را تسکین دهید. ۴) به طور مشابه می توان گفت که مرگ نزدیکان نیز باعث بروز غم و اندوه می شود (از عدم پذیرش از سوی فرد شروع می شود، بعد خشم، عصبانیت، کشمکش، افسردگی و در نهایت به پذیرش ختم می شود) پس چنین مسایلی بدین معنا نیستند که زندگی به پایان رسیده است و شما دیگر قادر به ادامه دادن آن نیستید، چرا که در اصل شما این توانایی را در وجود خود دارید و تنها مشکل به کارگیری ان است که کمی دشوار می باشد. ۵) پیش از اینکه خانواده خود و یا همسرتان را در جریان بد عهدی او قرار دهید، مجددا بر روی این امر فکر کنید. افراد خانواده می توانند کینه ها را برای مدت زمان بیشتری نگه دارند و شرایط را بدتر کنند. به چه چیزهایی نیاز دارید: ـ خواب ـ رژیم غذایی سالم ـ ورزش ـ نوشیدن آب، به میزان کافی ـ خنده ـ زمان

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • راهنما   میگوید:

    با سلام

    اینکه مشاور شما را ندیده قضاوت کردند کار درستی نبوده ولی فرد مورد نظر شما ۴ سال سابقه آشنایی با شما رادارند
    و احتمالا براساس شناختی که از شما به مشاور داده اند آن فرد چنین تصمیمی را گرفته است .به نظر بنده با ایشان صحبت کنید و دلایل جدایی را بپرسید .و اگر لازم بود مشاوره دو نفره بروید تا با دید بازتری تصمیم بگیرید و پذیرش بیشتری نسبت به توصیه ها داشته باشید .

    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

    ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • هميشه تنها   میگوید:

    با سلام،حدود ٣ سال است زندگى مشترک دارم،تنها فقط با شوهرم در هامبورک هستم،شوهرم فردى پرخاشگر عصبى وبیرحم است و تحت تاثیر حرف هاى مادرش است،چند وقت است که مادرش به اینجا آمده زندگى ما بدتر شده در مدت این ٢ ماه ٢ بار خواسته ام دست به خودکشى بزنم،لطفا کمکم کنید چون انگیزه شدید به اقدام به خودکشى را در این زمان دارم

    • راهنما   میگوید:

      با سلام
      همسر شما از ابتدای ازدواج اینگونه بوده اند ؟و آیا حضور مادرشان واقعا باعث بدتر شدن شرایط شده است ؟
      حتما به روانشناس در محل سکونت خود مراجعه کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • سمیرا   میگوید:

    سلام من خانم سی و دوساله وهمسرم سی وشش ساله حدود چهارده ساله ازداواج کردم و دوفرزند دارم شوهرم مرد از خود راضی مغرور فحاش است دست بزن دارد هروقت کسی از فامیل مرا میبیند پشت سرش غیبت میکند ثبات شخصیتی ندارد مدام میخواهد مرا جلوی دیگران وخودم تحقیر کند واز قیافه من عیب جویی میکند با اینکه من چهره زیبایی دارم وقدم یک و پنجاه و نه سانت است واو حدود یکو هشتاد و سه مدام قدم را به رخم میکشد و خانواده اش هم که همه بلند قد هستند من و فرزندانم را مسخره میکنند با اینکه قد من زیاد کوتاه نیست ولی دچار عقده حقارت شده ام همسرم بیشتر اوقات را با دوستان و خانواده پدری میگذارند و به من و بچه ها اهمیت نمیدهد وقتی هم اعتراض میکنم میگوید برو راضی نیستم اینجایی احساس میکنم منرا فقط برای کلفتی و نزدیکی کردن میخواهد چون ان موقع خیلی مهربان میشود و از من تمجید میکند دیگر خسته شده ام قبل از ازدواج یک سال با او دوست بودم البته فقط در حد صحبت کردن او خود را مانند یک فرشته به من نشان داد با وجود اینکه خانواده های هر دوی ما مخالف بودن ازدواج کردیم و حالا هر روز احساس میکنم بیشتر از او دور میشوم و دیگر عاشقش نیستم فکر طلاق مدام در ذهنم است ولی بچه هایم هفت وسه سال دارن نمیدانم بی من چکار میکنن لطفا راهنمایی کنیید من در خانه به خودم میرسم و خوش لباس هستم هیچ کوتاههی در حقش نمیکنم کتاب های روانشناسی را هم مطالعه و اجرا کردم اما فقط برای زمان محدودی جواب میدهد لطفا با راهنمایی خود کمکم کنید

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      ارتباط و تعامل مناسب با همسر فقط در رسیدن به خود و خواندن کتاب خلاصه نمی شود .اینکه ایشون شما رو تحقیر می کنند
      ممکنه نوع بازخورد شما باعث تداوم این رفتار شده است .به هر حال فرض های مختلفی در این زمینه مطرح است و با مراجعه حضوری قطعا بررسی بهتری صورت می گیرد ولی فکر می کنم توصیه های زیر بتواند کمکی کند
      بهترین کار به هنگام بهانه گیری همسرتان این است که او را به حال خودش رها کنید. یادتان باشد مقابله به مثل کردن، وضعیت را وخیمتر می کند و ماحصلی نیز جز جنگ و دعوا نخواهد داشت. بپذیرید به هر دلیلی (شغلی، شخصی، اجتماعی و…)، همسرتان آشفته و مضطرب است و بهانه جویی در خانه را به عنوان راهی برای تخلیه هیجان منفی خود انتخاب کرده است. او با بهانه جویی می خواهد استرس و اضطراب درونی خود را کاهش دهد. پس شما باید هوشیارانه عمل کنید و با توسل به سکوت، غائله را بخوابانید. مطمئن باشید همسرتان پس از آرامش به سراغ تان می آید و با شما صحبت می کند، حتی ممکن است نظرتان را جویا شود و راه حلی برای مشکلش بخواهد.
      آرامش بعد از طوفان، فرصت مغتنمی است که با همسرتان راجع به بهانه های حل نشده صحبت کنید. گاهی بهانه های حل نشده، تبدیل به یک عادت می شوند و به مرور زمان منجر به اختلاف؛ میدانید چرا؟ وقتی همسر شما از زشتی رفتارهای خود مطلع نگردد هرگز در جهت رفع و یا اصلاح آن تلاش نخواهد کرد و همچنان کار اشتباه خود را ادامه خواهد داد. پس بهتر است به همسرتان بگوئید از کدامیک از رفتارهایش خوش تان نمی آید و متنفر هستید و دوست ندارید کدام رفتارش را ادامه دهد!
      موفق باشید

  • ملا   میگوید:

    سلام،بنده ۹ سال هست که ازدواج کرده ام،چند وقتی هست که خانمم افسرده شده و میگه که باید بمن علاقه ات رو نشون بدی در حالی که من هرکاری میکنم بخاطر اون و پسر ۳ سالمه.اما من نمیتونم دورش رو بگیرم و زبونش هم ندارم که زبون براش بریزم،ولی اون این کار از من میخواد،من این کارو از توان خودم خارج میدونم،لطفا راهنمایی بفرمایید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اینکه ایشون دقیقا منظورشون از نشون دادن علاقه چیه ؟باید بدونید خانم ها به حمایت عاطفی و کلامی نیاز دارند و اصولا از طریق شنوایی علاقه مندی زیادی
      در انها ایجاد می شود .ار وازه های منفی مثل اینکه نمی توانم استفاده نکنید چون مغز شما به صورت خودکار باور می کند در صورتی که همه افراد توانایی انعطاف پذیر بودن را دارند و شما هم می توانید با کلمات دل ایشون رو بدست بیارید .و اینکه در روابط زناشویی سعی کنید فرایند اماده سازی و معاشقه را طولانی تر کنید .زن ها نسبت به این مساله حساسیت بالایی دارند
      .سعی کنید کم کم از الفاظی که بیانش برای شما راحت تره شروع کنید و حتی شاخه گلی برای ایشون بگیرید و هدیه هر چند کوچک ..و کم کم مهارت کلامی و رفتاری را متناسب با علاقه همسرتان افزایش دهید اینگونه توجه و علاقه ایشون هم به شما چند برابر خواهد شد .موفق باشید

  • el   میگوید:

    سلام من حدود دوسال با همسرم دوست بوده ام و ۵ماه است که عقد کردم تو زمان دوستی فوق العاده بود هر روز گل خریدن محبت زیاد خلاصه جنتلمن بود از روزی که عقد کردیم عوض شده وسواس داره از نظزش من شلختم جاقم حتی با یه جوش رو صورت منم کار داره به نشستنم راه رفتنم وقتی عصبانی میشه دیونه میشه منم فقط ساکت میشم حتی یبار میخواست سرمو بزنه تو شیشه ماشین جالب اینکه تو اوج عصبانیت اکه خانواده منو ببینه خیلی راحت خودشو کنترل میکنه و مهربون میشه پس میتونه خودشو کنترل کنه از نظر من . هردومون شاغلیم وکارم سخته و خسته شدم ولی میگه باید کار کنی . به من میگه من یکیو میخوام پایم باشه نمیدونم چرا باتو ازدواج کردم اما من میدونم بخاطر حقوقمو دوزار پولی که واسه خونه دادم.یکی و میخواد مثه زنای دوستاش بشینه پای بساط مشروبو و سیگار و قلیون ولی من چون اهلش نیستم و تو دوستی هم نبودم پس پایش نیستم اره زنایی خوبن که بخوابن خونه و به قول خودش اونا زن زندگین ولی اینکه تو خرید خونه پول گذاشتم از صبح تاشب تو املاکا چرخیدیم و اینارو نمیبینه . خلاصه هی مییگه طلاق . میگم باشه ولی نمیاد صحبت کنه و میگه خودمو میکشم بعد مهربون میشه و میاد معذرت خواهی اما دیگه نمیتونم ببخشمش احساس میکنم دوستم نداره و مجبوره جالب اینکه من از نظر ظاهری خیلی از اطرافیانش بالاترمو سعی میکنم همیشه شیک باشم . اخلاقای خوبم داره آدم باید منصف باشه ولی باکارایی که گفتم انقد بدی کرده که آدم خوبیارو نمیبینه

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز هیچ کسی جز خود شما به این اوضاع واقف نیست که بتونه در موردش تصمیم گیری کنه
      ایشون هم اخلاق خوب و هم اخلاق بد هم داره ولی شما هنوز زندگی مشترک خودتون رو شروع نکردید و از طرف شما دو سال با هم بودید و با اخلاقش آشنایی دارید و باید بدونید همین رفتارها در آینده هم تکرار خواهد شد و اگر کسی تمایلی به تغییر نداشته باشه کاری از دست متخصص ساخته نیست
      توصیه میکنم خودتون به تنهایی با مشاوری مجرب مشورت کنید تا بتونید راهکاری مناسب در این مورد پیدا کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      پرخاشگری از هدف آسیب رساندن سرچشمه می گیرد. بر اساس تعریف عملیاتی ارائه شده، پرخاشگری تمایل به شرکت در اعمال آسیب زای فیزیکی و روان شناختی برای کنترل اعمال دیگران است. در ایران یکی از عمده ترین علت های مرگ و میر جوانان پرخاشگری آن ها به یکدیگر است. نگاهی کوتاه به اطراف نشان خواهد داد که همان گونه که الیوت ارونسون گفته است عصر ما عصر پرخاشگری است.
      خانواده می تواند از جهات مختلف موجب بروز یا تشدید پرخاشگری شود که مهمترین این عوامل عبارتند از :

      -نحوه برخورد والدین با نیازهای کودک
      – وجود الگوهای نامناسب
      – تاثیر رفتار پرخاشگرایانه
      – تنبیه والدین و مربیان

      مردان پرخاشگر

      رفتار با مردان پرخاشگر

      به خانمهایی که دارای همسر عصبانی و پرخاشگر هستند این توصیه ها را ارایه می دهیم :
      _ ابتدا باید مطمئن شوید که مشکل ساز اصلی خودتان نیستید. باید یقین کنید که اشتباه نمی کنید. سپس می توانید مطمئن باشید که طغیان شوهر پرخاشگر، ریشه در مشکلات خودش دارد و رفتار شما سبب پرخاشگری وی نیست.
      _اگر مطمئن شوید که بددهنی شریک زندگیتان ریشه در زندگی سخت گذشته ی او دارد و یا به مسایل ژنتیکی و وراثتی مربوط است، آرامش بیشتری خواهید یافت و آگاهی شما به اینکه عامل به وجود آمدن پرخاشگری همسرتان نبوده اید، سبب آرامش شما خواهد شد.
      _ آگاهی دقیق از میزان و زمان بددهنی همسرتان، به شما کمک می کند از تهاجم او آسیب کمتری ببینید.

      _فردی که از همسرش توجه، عاطفه و محبت می خواهد باید توجه داشته باشد که دیگری نیز این حق را دارد که چنین انتظاری داشته باشد. از سوی دیگر، درک نیازهای واقعی و طبیعی همسر به دور از اینکه به آن اعتقاد داشته باشد یا نه، برآورده کردن آن موجب رضایت از زندگی می شود و بی توجهی به آن خودخواهی است.

      _ با قاطعیتی آمیخته با احترام، از او بخواهید عادت خویش در به کار بردن زور و قدرت مردانه را ترک کند، لازم است به او بگویید تا خواسته های شما را دقیقا ندانم نمی توانم کاری برای شما بکنم. خوب است تا در این مورد وارد مذاکره شویم و با مصالحه پیش ببریم. لذا وقتی که احساس پرخاشگری دارد بایستی به خودش زمان بدهد، قدم بزند تا بتواند ناراحتی حقیقی و گله هایی را که با شما دارد؛ از عصبانیت ناشی از مشکلاتی مانند مسائل مربوط به کارش را تشخیص داده و با هم قاطی نکند. آنگاه گفتگو را از سر بگیرد. حتی امکان دارد بخواهد به اتاقی دیگر برود و به بالش ضربه بزند.(اطاقش را خالی کند) تازمانی که از رفتار خود پشیمان شود و بتواند ناراحتی های بیرون از منزل را درمان کند. به او اجازه بدهید بداند علی رغم اینکه از او حمایت می کنید تا خودش را از شر خشم کهنه پاکسازی کند، نباید آن را به شما منتقل کند.

      _همسر پرخاشگر شما، نیاز دارد از کمکهای تخصصی بهره مند شود تا خشم خود را بشناسد و درمان کند. شوهر شما وقتی با شما قهر می کند و یا احتمالا الفاظ رکیک به کار می برد به احتمال زیاد از خودش متنفر می شود، اما چون راه و روش دیگری نمی شناسد و نمی داند چطور باید عمل کند این گونه عمل می کند. شما می توانید به متخصص خبره ای مراجعه کنید تا همسرتان مدیریت خشم را فرا بگیرد و منشا اولیه عصبانیت او پیدا شود.

      _ ضمن اینکه در مقابل شوهر خود که وجودش در زندگی شما مهم و مۆثر است، باید از موضع خود حمایت کنید برای تغییر اوضاع نیز باید طوری عمل کنید و قدم پیش بگذارید که پایه های اصلی زندگی تان استحکام خود را از دست ندهد. یکی از این راه ها، جلب حمایت اطرافیان است.
      می توانید برای تسکین احساسات برانگیخته ی خود:
      ۱ – به دوستان دیگرتان توجه بیشتری کنید.
      ۲ – برای انجام امور روزمره وقت بیشتری صرف کنید.
      ۳ – در فعالیت اجتماعی شرکت کنید و بدین ترتیب برای به دست آوردن فرصت های طلایی و چگونگی بهبود بخشیدن به روابط خود با دیگران تلاش کنید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      با این مسائل مطرح شده ایشون باید ارجاع داده به به روانشناس البته براساس صحبت های شما چون ظاهرا ایشون تعادل رفتاری نداره .و باید حتما درمان بشن البته اگر مساله چیز دیگری نباشد

      که حتما باید بررسی شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه