بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

مرکز مشاوره مراکز استانها

 

مرکز مشاوره اصفهان مرکز مشاوره شیراز مرکز مشاوره کرج مرکز مشاوره قم مرکز مشاوره کاشان
مرکز مشاوره یزد مرکز مشاوره ساری مرکز مشاوره رشت مرکز مشاوره بابل مرکز مشاوره اسلام شهر
مرکز مشاوره تهران مرکز مشاوره تبریز مرکز مشاوره منطقه بندرعباس مرکز مشاوره کرمانشاه مرکز مشاوره منطقه ارومیه
مرکز مشاوره اراک مرکز مشاوره همدان مرکز مشاوره مشهد مرکز مشاوره کرمان مرکز مشاوره اردبیل

 


مرکز مشاوره تهران

5784 نظر جدید برای بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

  • maria   میگوید:

    باسلام وخسته نباششید از مشاوره خوبتوون…
    این بحثی که میگم بنظر بیخوده ولی ازنظر عاطفی واقعا مهمه بنظرم
    دوماه نامزدیم وبه دلایل یسری مشکلات چندماه دیگه عقدمیکنیم
    من۱۹سالمه ونامزدم۲۵ساله اوایل اون ابراز علاقه میکرد ومن بخاطر غرورم ابراز نمیکردم بعد چندوقت بخاطر ۲هفته دوری دلم براش تنگ شده بود و به اسم و اقاییم…خلاصه ابراز علاقه کردم که ایشون باهام به تندی برخورد کردن وگفتند حد خودمون نگه داریم چون نامزدیم(ممکن هست تحریک شده باشن؟! ازنظر زیبایی واقعا زیباهستم به گفته دیگران وخودشون).یه بحثیم بینمون شدکه تصمیم گرفتم باسردی باهاشون برخورد کنم.گذشت تاباوجودخودم وخودم رابطه رو مثل قبل برگردوندم.الان ایشون همراه من ابراز علاقه میکنن.
    دوتاییمونم تعصبی و مذهبی خشک نیستیم درحد احترام باهم برخورد داریم
    خواستم ببینم این ابراز علاقه الان درست یانه؟!
    ایاباعث میشه ایشون نظر بدی نسبت بهم داشته باشن؟!
    وکلایجوری برخورد میکنه انگار از من سر تره
    و وسط حرف زدنم بحث عوض میکنه ودوست داره درمورد چیزایی که خودش دوست داره حرف بزنیم
    رابطمونم ازطریق مجازی.وکمترهمدیگرمیبینیم و وقتی میبینم چیزی نمیگه و ارومه
    دلیل اینکه عقد دیرشده بخاطر مشکل ژنتیکی که توفامیل بوده ومنتظر جواب هستیم که بعدچندماه میاد.وایشونم مطرح کردن اگرجواب بد امد مشکلی نیست واحتمال اینکه جواب بد بیاد۱%
    لطفا بگید رابطه نامزدی باید درچه حدی باشه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اصولا دوران نامزدی برای شناخت بیشتر افراد نسبت به هم است و اینکه احیانا اگر در این دوران مسئله ای باعث شد که افراد فکر کنند به دردهم نمی خورند و یا خوشبخت نمیشن قبل از وارد شدن به زندگی مسیرشون از هم جدا بشه .منتهی اکثرا در این دوران افراد به جای شناخت بیشتر درگیر عواطف و احساسات می شوند و اینده نگری ندارند .در مورد ارتباطات دوران نامزدی به هر حال باید بدونید اینکه ایشون در مورد اندام و ظاهر پرسیدند و ..چون برای آقایون مهم است و بهش فکر می کنند و لی چون این دوران افراد اکثرا در دترس هم نیستند بحث در مورد این مسائل منجر به تحریک هر دو نفر می شود و این ازاردهنده خواهد بود .بهتر ات هر چیزی به جای خود بحث شود و بیشتر برای شناخت اخلاقیات و روحیات هم وقت بگذارید
      موفق باشید

  • لیلا   میگوید:

    خواهر من هم مشکلی شبیه آقای یعقوب داشتند
    با این تفاوت که ایشون نامزد بودند
    خواهرم ۵ماه با پسری نامزد بودند در ماههای اول ایشون برای خواهرم میمردند و دست از پیام و زنگ بر نمیداشتند اما هرچی که به مراسم عقد نزدیک میشدند آقا پسره میترسید
    الان خواهرم به ایشون جواب رد دادند چون ایشون رو با دوست دخترشون دیدند اما براش قابل هضم نیست که آقا پسر با عشق و علاقه لباس براش بخره بیرون ببرتش دستش رو بگیره و در پایان هم بگه ما بدرد هم نمیخوریم و دلیلش هم این باشه که تو به خودت نمیرسی در صورتی که خواهرم از تنوع لباس براش چیزی کم نمیگذاشت به نظر من این آقا تنوع طلب بودند چون چندین نامزدی قبلیشون هم به دلایل مختلفی که به نظر من همشون بهونه بوده است بهم زده
    اما خواهرم اصلا نمیتونه حلاجی کنه که علت رفتار عاشقانه اش که در تضاد کامل با حرفاش بوده است علتش چیست
    لطف کنید راهنماییم کنید تا بتونم خواهرم رو آروم کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اولا که خواهر شما خودش باید مراجعه کنه و مسائل رو مطرح کنه و راهکار بگیره و ثانیا بادی بدونید که پسرهایی که ارتباطات گسترده ای دارند می توانند با هر فردی طوری رفتار کنند و حرف بزنند که تصور شود او عاشق شده است و این نوعی تکنیک رفتاری در این افراداست .به هر دلیلی مایلند هر مدت با فرد تازه ای اشنا شوند و این باید به صورت تجربه در زندگی خواهر شما مطرح شود تا در اینده بتونه تصمیم درستی برای زندگیش بگیره
      برای مشاوره حضوری و راهنمایی در این زمینه می توانید با شماره زیر تماس حاصل فرمایید:
      ۴۴۰۳۴۴۹۰–۰۲۱
      موفق باشید

      • لیلا   میگوید:

        سلام
        ممنون از لطفتون که جوابم دادید
        در حال حاضر خواهرم شرایط مناسبی نداره اما تمام موارد را جز به جز برای من بازگو میکنند.
        منظورتون از جمله آخرتون رو متوجه نشدم که…
        و این باید به صورت تجربه در زندگی خواهر شما مطرح شود تا در اینده بتونه تصمیم درستی برای زندگیش بگیره
        منظورتون درمورد خواستگاران بعدی است؟ آخه ایشون جواب رد دادند.لطف کنید بیشتر برام توضیح بدید.آیا شما این رفتار پسره را منطقی میدانید؟
        ممنون

        • مشاور   میگوید:

          با سلام بنده که ایشون رو ندیدم تا بتونم نظر قطعی در مورد رفتار ایشون بدم (منظورم اون اقاست)منتهی این رفتارها بیشتر تنوع طلبانه است نه منطقی و نه به قصد ازدواج و منظورم از تجربه بله برای زندگی اینده و احیانا سایر خواستگاران است .بهتره خودشون حضوری مراجعه کنند و کمک بگیرند هر چند همه مسائل رو به شما بگویند ولی احساس و طرز فکر خودشون بسیار اهمیت داره و باید بررسی شود
          موفق باشید

  • یه بنده خدا   میگوید:

    با سلام
    مشکل من از زمانی آغاز شده است که دانشگاه وارد ترم دو شدم در ان زمان دختری کنارم نشسته بود که به نظرم خیلی دختر خوب و با وجدان و مهربانی بود تصمیم گرفتم با ایشان دوست شوم اما فکر نمیکردم که روزی واقعا عامل استرس ناامیدی و ناراحتی هاتم باشد چون همش بهم انرژی منفی میده،دعوا میکنه ..طرحامو بی ارزش میکنه به طوری که چند تا طرحامو به همین دلیل نیمه کاره رهاش کردم ولی همون سال یه نفر دیگه تو دانشگاه شبیه همون طرح رو داده بود و خیلی هم مورد تقدیر و تشویق واقع شد …واقعا کلافه شدم به هوشم به خلاقیتم حسادت میکنه از این که نمره ای بالاتر ازش بگیرم ناراحت میشه ..رفتارش باهام بد و سرد میشه…میخواد خودشو ازم بالاتر نشون بده
    من کلا تو کار های گروهی کم میارم چون هول میکنم و خیلی هم بی دقت هستم و همیشه یه اشکالی تو کارام هست و این که یکی بالا سرم باشه و کارام رو نظارت کنه هول میکنم و کم میارم ..خیلی داغون شدم همش نقطه ضعفامو درمیاره و به سرم میزنه …اذیتم میکنه با این که جزو دانشجویان ممتاز و خلاق دانشگاه بودم ولی با وجودش خودمو دست کم گرفتم بعضی اوقات فکر میکنم احمقم یا خنگم یا خیلی سادم …بهرحال امکان قطع ارتباط رو باهاش ندارم چون تو خوابگاه هم با همیم ..ارتباط خانوادگی دارم و دایی هم قصد داره باهاش ازدواج کنه دوست دارم لغوش کنم ولی نمیتونم واقعا کلافه شدم چی کار کنم ؟؟ با تشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      وقتی شما در رابطه ای اینقدر آسیب می بینید بهتراست صراحتا ان را قطع کنید و شهامت این کار را داشته باشید که ایشون رو از زندگی حرفه ای و دری حذف کنید .اینکه ایشون بعدا فایمل شما شوند و یا رفت و امد دارید مشکلی نداره چون می تونید با مدیریت رفتار این دو حوزه دوستی و کار و درس رو تفکیک کنید .در شرایط دانشگاه حتی اگر می تونید اتاقتون رو عوض کنید و کم کم که سرد برخورد کنید و به اون فرد بها ندید این رابطه کاهش می یابد ولی در فضای خانوادگی کاملا دوستانه رفتار کنید هر چند ایشون برخورد نامناسبی داشته باشند وما باید یاد بگیرم حوز های رفتاری خود را در موقعیت های مختلف جدا کنیم و هر مکان مهارت خاص خود ش رو می طلبد .
      موفق باشیدضمن اینکه توانایی هاتون رو دست کم نگیرید

  • هانا   میگوید:

    سلام یه پسره رو اینقد دوس دارم که حاضرم جونمو بدم سرما نخوره نفس کشیدنم لحظه لحظه ام ب فکرشم امسال کنکور داره گفته تا بعده کنکور نیست ازم خواست تحمل کنم دیروز برا ۶ ماه خدافظی کردیم از اون موقه دارم گریه میکنم… من طوری وابسته شدم ک وقتی پیششمم دل تنگش میشم وقتی به ۶ مااااااااااااه فک میکنم دنیام سیاه میشه من از پسش بر نمیام گاهی وقتا فک میکنم اگه دوسم داشت نمیتونس حتی یه روزم ازم بی خبر بمونه بهم گفت درکش نمیکنم گفت اون پسره اگه کار درست حسابی نداشته باشه و منو بهش ندن زندگیش تمومه گفت من یه رب یه ساعته فدای یه عمر نمیکنم گفت تحمل کن گفت ۶ ماه تحمل کن جبران میکنم دنیامو ب پات میریزم نمدووونم ب نظر شما دوسم داره؟ گفت فک کردی دلم برات تنگ نمیشه من؟ گفتم ماهی یه بار ببینمت گفت من یه ماه به اون روز فک میکنم و درس نمیفهمم تورو خدا چی کنم؟؟؟؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز بهتر بود سن خودتون رو می نوشتید منتهی شما باید بدونید در این شرایط سنی افراد به شدت تحریک پذیر و بعد عاطفی بسیار قوی است و کم کم با گذشت زمان و بالارفتن سن منطق افراد وقتی شرایط را بررسی می کن خیلی از این شرایط را شاید نپذیرد منتهی در مورد حال اکنون شما باید بگویم این مدت جدایی بسیار زمان مناسبی است که هیچ ارتباطی وجود نداشته باشه و شما باید هر فعالیت مورد علاقه ای دارید ور انجام بدید .ورزش کنید و به کارهای شخصیتون رسیدگی کنید .زندگی خود شما هم اهمیت زیادی دارد .و اگر در حال حاضر حس ناامیدی و غم شدیدی رو حس می کنید بهتره کمی دورنگر هم باشید
      و بهتر است حضوری هم مراجعه کنید

      برای مشاوره حضوری و راهنمایی در این زمینه می توانید با شماره زیر تماس حاصل فرمایید:
      ۴۴۰۳۴۴۹۰–۰۲۱
      موفق باشید

      • هانا   میگوید:

        من ۱۷ سالمه خودم خییییییییلی برام سختهههه ب نظر شما دوسم داره؟؟؟؟

        • مشاور   میگوید:

          با سلام درسته سخته و گاهی غیر قابل تحمل ولی اجاه بدید زمان این مساله رو مشخص کنه و از قبل پیش داوری نکنید ممکنه زمان گذشت زمان در حس شما هم تغییری ایجاد کند
          موفق باشید

  • زهرا   میگوید:

    باسلام و عرض ادب
    مادر پیری ۷۶ ساله ای دارم در زندگی سختی زیادی کشیده است پدرم۵ ساله فوت کرده اند – مادرم سالهاست از سوء ظن نسبت به اطرافیان رنج میبرد و روز به روز بدتر میشود ما خیلی به او محبت میکنیم ولی همش مارا به خاطر رفتارهایش ناراحت میکنه دائم فکر میکنه ما برای اسنکه اذیتش کنیم وسایل – پول و هر چیزی که فکرش بکنی باارزش و بی ارزش را از او برمیداریم و میخواهیم او را اذیت کنیم یه حالتی مثل توهم داره – با اینکه الانکسی خونش نمیره وکلید هم نداریم ولی دائم میگه اومدید خونم فلان چیزمو برداشتید و … خیلی دلم براش میسوزه دائم نارحته و گریه و زاری میکنه افسردگی هم داره هیچ کس نمیتونه باهاش زندگی کنه به دلیل همین رفتارهاش با خواهرم که مجرد بود و هر روز دعوا و داد و فریاد و آبرو ریزی داشتند بعد از ۱ سال که اوج دعواهایشان بود تصمیم گرفتیم برایش خانه ای مستقل رهن کنیم شاید به آرامش برسه و نیتمان خیر برای راحتی ایشان بوده و من مخصوصا برای اینکه بتوانم بهش رسیدگی کنم و… نزدیک خودم براش رهن کردم و خیلی هم بهش میرسم ولی باز ناراحته و چندین بار هم بهم گفته که تو میآیی خونم و ظرف و مواد غذایی و… بر میداری به هیچ کس اعتماد نداره به خصوص دخترهای بیچاره ا شکه خیلی هم هواشو دارن- خلاصه نمیدانیم چه کنیم که به آرامش برسه ممنون از پاسخگویی سریعتان- لطفا یک روانپزشک خوب برای مادرم در اراک معرفی بفرمایید باتشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در ابتدا باید بگویم با این شرایطی که می فرمایید ایشون مشکلات روحی بسیاری دارند و هر چقدر تنها و بدون درمان رها شوند بدتر خواهد شد .منتهی اگر نزد روانپزشک هم بروند باید مراقبت های خاص داشته باشید
      اصولا افرادی که مشکلات زیادی در زندگی متحمل می شوند سالمندی و پیری خوشایندی ندارند
      مخصوصا وقتی مهارت های بین فردی ضعیفی دارند
      دغدغه شما نسبت به ایشون قابل تایشه و امیداورم بهبود صورت بگیرد

      برای مشاوره راهنمایی در این زمینه می توانید با شماره زیر تماس حاصل فرمایید:
      ۴۴۰۳۴۴۹۰–۰۲۱
      .موفق باشید

  • محدان   میگوید:

    با سلام
    پسری هستم که دو ساله با یک دختر نامزد هستم تو این دو سال خیلی به نامزدم ابراز علاقه کردم و واقعا دوستش دارم…
    اما در تمام این مدت حتی یکبار هم ابراز علاقه ای از نامزدم ندیدم و بهم میگه بعد ازدواج بهت ابرازش میکنم…
    در این اواخر جوری فشار بهم میاد که احساس میکنم شاید اصلا علاقه ای بهم نداشته باشه ، خیلی دلم میخواد علاقه اش را نسبت به خودم بدونم و برام مهمه… لطفا راهنماییم کنید که باید چکار کنم که بتونم علاقه داشتن یا نداشتنشو بفهمم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز باید بدونید شخصیت ادم ها با هم متفاوت ات گاهی بعضی از افراد دوست داشتن و علاقه را با صحبت نشان می دهند و بعضی با عمل خود .ایشون اگر علاقه نداشتند دلیلی نداشت نامزدی رو ادامه بدهند پس قطعا علاقه وجود دارد و حتی شاید بیشتر از انچه فکر کنید ایشون بهتون علاقه مندن منتهی شاید شخصیت و نوع غرور این فرد اجازه ابراز نمی دهد .و البته اینکه بعد از ازدواج رو مطرح کردند هم صحبت درستی است و شاید ایشون می خوان در شرایطی ابراز کنند که از بودن شما مطمئن باشند .ببینید احتمالات متفاوت است و شخصیت ها هم همینطور و در نهایت بدونید خانم ها با هر شخصیتی اگر علاقه ای وجود نداشته باشد واقعا دلیلی برای ماندن انها وجود ندارد .پس فعلا ذهنتان را درگیر نکنید و سخت نگیرید و بعد از ازدواج مرتفع خواهد شد
      موفق باشید

  • میثم   میگوید:

    با سلام و تشکر
    یک سالی میشه که ازدواج کردم اما بدلیل تفاوت مذهبی و اینکه پدر همسر روحانی است بشدت اذیت میشم و از ناحیه دوستان و …تمسخر میشم و تفاوت فرهنگی بسیار دارم قبل ازدواج چند بار خواستم حرف عدم ازدواج را بزنم اما ادام بسیار احساسی هستم نتونستم دل زن اینده ام را بشکنم از طرفی همسر بسار منفی باف است و اصلان به مسایل جزئی و کلی پیش امده در زندگی خوشبین نیست و … حال میخواهم بهش بگم از هم جدا بشیم اما نمی توانم تازه هر روز به آرزوی جدایی از این خانم زندگی میکنم هرچند خصوصیات خوبی هم دارد کتد بانوست و منو دوست داره لطفان راهنمایم کنید باتشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز شما دقیقا برای چه موضعی خواهان جدایی هستید ؟تفاوت مذهبی /فرهنگی .تمسخر دوستان و …….ایا در ازدواج شما اجباری بوده است ؟همسر شما چه ایراداتی دارند که شما ملزم به جدایی هستید .این سوالات رو مطرح کردم تا کمی بیشتر فکر کنید و به یک باره زندگی فردی که به گفته خودتون بهتون علاقه داره و کدبانوست رو نابود نکنید .اینکه شما در کنار ایشون زندگی کنید با فکر جدایی بیشتر از عذاب برای شما برای ایشون هر چند ندونند خت تره چون رفتار ما ادم ها را نمی شود سانسور کرد و به هر حال متوجه خواهیم شد .اگر شما به خاطر حرف دوستان و قضاوت های اونها تحت تاثیر هستید خوب قطعا امادگی برای ازدواج نداشتید .زندگی مشترک سطح درک و فهمی را می طلبد که وقی انتخابمان را کردیم با همه مسائل و حرف و حدیث ها پای انتخاب خود باشیم .منتهی با همه این شرایط اگر واقعا دلایل منطقی تری وجود دارد که شما را ازار می دهد مطرح کنید با همسرتان و نظر ایشون رو بخواهید تا اگر به جدایی منجر شد ایشون براشون علامت سوال نباشه که چرا رهاش کردید ؟
      موفق باشید

  • مهدی   میگوید:

    با سلام و احترم
    من ۳۰ سال سن دارم، کارشناسی ارشد هستم و خدارو شکر از نظر مالی و شغلی و موقعیت اجتماعی وضعیت خوبی دارم. من دو سال پیش در شرکتی کار می کردم که دختر خانمی همکار من بود و گاها با هم صحبت می کردیم و به ایشان علاقه مند شدم.ما اختلاف فرهنگی زیادی داشتیم و من فردی معتقد بودم و هستم ولی ایشود کلا به خیلی چیزها اعتقادی نداره.علاوه بر اون فردی به شدت دروغ گو بود.لازم بذکر هست که من بدلیل مسائل اعتقادی و فرهنگی تا به حال با هیچ دختری صحبت نکرده بودم. الان دو سال می گذره و با هم هیچ ارتباطی نداریم ولی من همیشه به فکر ایشون هستم و حتی بعد از دوسال یه ایمیل برام فرستاد و حالم رو پرسید از استرس حالم داشت بد می شد. وقتی خواستگاری هم می ریم چون به یاد اون هستم نمی تونم تصمیم بگیرم.لطفا من رو راهنمایی کنید.
    با تشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      برای حل شرایط عاطفی پیش امده باید حضوری مراجعه کنید و تا وقتی اون قضیه حل نشده رفتن به خواستگاری اشتباه است
      چون ممکنه تحت شرایطی پاسخ شما مثبت بشه و ازدواجی صورت بگیره ولی فکر اون خانوم در ذهن شما مشکل ساز خواهد شد در ارتباط با همسر اینده شما .بهتره حضوری مراجعه کنید و دلیل این حس رو به اون خانوم با وجود اختلاف ها بررسی کنید

      برای مشاوره راهنمایی در این زمینه می توانید با شماره زیر تماس حاصل فرمایید:
      ۴۴۰۳۴۴۹۰–۰۲۱
      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    باسلام.
    من دختری ۲۱ ساله هستم ۳ سال ازدواج کردم از زندگیم راضی نیسم. همسرم جایی نمیاد حرف حرف خودش منم خسته شدم اما جرات اینا ندارم ک بگم جدا شیم لطفا راهنماییم کنید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز بهتر است حضوری با روانشناس صحبت کنید .قرار نیست با یک مساله شما به طلاق و جدایی فکر کنید هر مشکلی راهکاری دارد و بهتره مثل بیماری های جسمی که ملزم هتید تا بهبود دارو بخورید مراجعه به روانشناس را پیگیری کنید

      برای مشاوره راهنمایی در این زمینه می توانید با شماره زیر تماس حاصل فرمایید:
      ۴۴۰۳۴۴۹۰–۰۲۱
      موفق باشید

  • نیلوفر   میگوید:

    باسلام من ۲۳ ساله هستم در ارتباط با نامزدم مدت هایس ک مدام بحث و حرفای تکراری و بی احترامی امی و اعقبانیت کار مداممون شده ایشون میگه من هیچ وقت درک نمیکنم خستگی و فشار رو ذهن همش یه روز خوبم و خوش رو و شاد بعد اکثر روزها گرفته تو خود من خیلی درون گرام نمیتونم با کسی صحبت کنم تو لاک خودم بودن و ترجیح میدم ولی این برا نامزدم خسته کنندس این که صبوری ندارم سریع من هم جبهه گیری میکنم بد فکرم هر چیو از دید خودم قضاوت میکنم مدتی هم هست همس میگم درست میشه و هیچ چیز از رابطمون بهتر و درست تر نمیشه و بحث و تا حد ی پیش میره ک هر بار حرف از جدایی زده میشه و نامزدم میگه میترسه چنین رابطه ای براش خسته کنندس و من و خودش و دو قطب هم نام میدونه ک دفع میکنیم همو میگه ما باید ادمایی متضاد هم کنارمون باشه تا خوشبخت شیم میترسیه از ادامه ارتباطمون ولی جفتمون نمیخوایم به رابطمون پایان بدیم میخوایم درست کنیم ولی هر بار تلاشمون بی فایده میمونه باز همه چی بر میگرده و نه من و نه ایشون تغییر راضی کننده ای ب رفتارامون نمیدیم لطفا بگین من چیکار کنم نمیخوام رابطمو از بین ببرم ولی هربار همین کارو میکنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز ادم های درون گرا هم باید برای بهتر شدن رابطه ها تلاش کنند و بهتره هر دوتون کمی بهم فرصت بدید تا با خلق و خوی یکدیگر کنار بیاید .به هر حال هر فرد دیگری در کنار شما دو نفر قرار بگیرد مشکلاتی خواهد داشت قرار نیست دو نفر کاملا اشتراک و تفاهم داشته باشند گاهی تضادها زندگی را جذاب تر می کند منتهی در جاهایی هر نفر باید کوتاه بیاید و بتونه شرایط رو مدیرت کند اگر می دانید حرفی یا رفتاری طرف مقابل را ازار می دهد تمرین کنید که دیگر تکرار نشود .بهتر است به ادبیات مشترک برای بیان خواته هاتون از هم برسید بدون اینکه درگیری اتفاق بیفتد
      موفق باشید

  • یعقوب   میگوید:

    با سلام متاسفانه از این اختلاف یک ماه می گذرد و نه خانواده اش برای وساطت آمدن نه خودش پیامی داده منم هر روز به این موضوع فکر می کنم چرا با من بازی کردن ایشون اگه قصد ازدواج نداشت چرا بله رو گفت حال به بهانه مهری نداری و دوست ندارم خواستار جدایی است خیلی منتظر بودم که پیامی بدن اما نه متاسفانه فکر کنم منو فراموش کردن منم باید خودم قوی کنم که لیاقت من نداشتن ولی نمی دونم چرا با من اینکار کردن

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      وقتی از جانب ایشون بازخوردی ندید و در حال حاضر هر احتمالی مطرح است بهتر است حتما حضوری با روانشناس صحبت کنید و خودتون رو برای روزهای اینده ای که سخت تر خواهد بود آمده کنید .به هر حال باید واقعیت رو پذیرفت و اینکه مدام در ذهن خودتون درگیر باشید که چرا و …….باعث عذاب روحی برای خود شماست .البته این رو بدونید که برای جدایی هر دوی شما باید در دادگاه حضور داشته باشید و حتما اونجا دلیلش رو بخواید حتی توضیح مختصر هر چند برای شما خوشایند باشد بهتر است از اینکه یک عمر زندگی آینده شما هم تباه شود و همیشه این خاطره در ذهن شما بماند که چرا ایشون جوابشون مثبت بوده اگر تمایلی نداشتند .البته طلاق گامی است برای وقتی که کاملا راهها بسته شده باشه و هیچ امیدی به بهبود رابطه نباشه و البته بزرگتری هم نخواد واسطه بشه
      موفق باشید

  • یعقوب   میگوید:

    جناب مشاوره به نظر تون من باید چیکار کنم ؟ در مورد خانمی که دو ماه ازدواج کردیم حال با صراحت تمام فقط می خواهد طلاق بگیرد حتی می گوید دوست داشتن شما برای من هیچ ارزشی ندارد

    • راهنما   میگوید:

      در این موارد معمولا از وساطت بزرگان فامیل استفاده میشه ولی در نهایت ایشون هر تصمیمی داشته باشه کسی نمیتونه اونو عوض کنه
      فارغ از هر گونه دلیل که ایشون داره ..

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • Seven   میگوید:

    باسلام و خسته نباشید،ممنون میشم اگه من رو راهنمایی کنید،من و نامزدم چندین ماه هست که باهم نامزد هستیم و در استانه زندگی مشترک میباشیم،وقتی در مورد مسائل جنسی و زناشویی صحبت میکنمیم برای زندگی مشترک ایشون این اعمال رو حیوانی و پست میدونن و با تنفر نسبت بهش و هر چیز مربوط با ان رفتار نشون میدن،سعی کردم باهاشون صحبت کنم و متقاعد کنم که این یک امر طبیعی و حتی خوب هست ولی تاثیری نداشته و بیشتر خودم از جواب ها ناراحت میشوم،در جواب تنها به من میگویند من سرد هستم و همینی که هست،من از هر نوع رابطه ی جنسی متنفر و منزجرم و از من بعدا هیچ توقعی نداشته باش،سعی کردم اگه خودم صحبت کنم بیشتر خودم اذیت میشوم و بعدا در دید و تفکرم در این روابط تاثیر میگذارد و چیزی که باید زیبا و لذت بخش باشد پر از منت و ناراحتی میشود، سعی کرده ام به او بگویم خودش مطالعه کند ولی میگوید هر چقدر بیشتر میخوانم بیشتر حال بهم میخورد و مگر حیوان هستیم که بخواهیم رابطه ی جنسی از هر نوعی هم که باشد انجام دهیم و فقط میگوید من سرد هستم،هر دو ۲۳ سال سن داریم،ایا بنظر شما این صحبت ها طبیعیست و اگر نیست راه درست چه میباشد؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      مشخصا نظر ایشون در مورد این روابط نظر شخصی خودشون است
      به هر حال مبنای زندگی زناشویی است و درصد بالایی از طلاق ها به دلیل عدم ارضای یکی از زوجین است پس نقش مهمی در تداوم زندگی دارد .سرد بودن ایشون مشکل محصوب می شود ولی به هر حال راه حل دارد بهتر است وقتی را با سکس تراپ بگیرید و ایشون رو جدا ویزیت کنند و دلیل و دلایل این سردی بررسی شود و درمان لازمه رو انجام دهند .به هر حال این همه تنفر و انزجار طبیعی نیست برای عملی که در حالت طبیعی باعث لذت برای هر دو نفر است
      به هر حال جای نگرانی وجود ندارد و می توانید با مراجعه به موقع مساله بررسی و حل شود .در این مسیر همراهی و صبر شما قطعا لازم است
      موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      موفق باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • محسن   میگوید:

    ممنون از راهنمایی های خوبتون

    همسر بنده حدود یک ماه و نیم هست که قهر کرده هستند به دلیل اینکه از کوچکترین مسایل حرف درست میکرد و با چندبار تذکر وکتک کاری و غیر ..این عادت ترک نشد.و با توجه به اینکه دو هفته پیش پیش مشاور رفتیم هر دو باهم به این نتیجه رسیدیم که با کمک هم این مشکل رو به مرور زمان ترک کند و ایشان خیلی هم حساس هستند.حال هفته گذشته پدر و مادرم رو دوبار قرستادم سراغش اما پدر ومادر ایشان اجازه نمیدهند.و حرف حساب سرشون نمیشود(یه بار میگن باید پیش خودمون باشه بعد میگن طلاق بعد دوباره میگن دخترذمون حیف شده و چون به تازی خانم بنده شاغل شدن پدر ایشان یه بار برگشت گفت نصف حقوقش مال ماهست حتی منت نهاری که خانم من میره اونجا گاهی میخوره گذاشت روی من و ازین قبیل حرفها)حتی با همسرم هم صحبت کردم میگه هر چی پدرم بگه همانه با گذشت دو سال و نیم از زندگی زن و شویی این حرف رو بمن میزنه در صورتی که میگه من حاضر هستم بخاطر تو از جانمم بگذرم اما متاسفانه حرف با عمل یکی نیست.از شما خواهش میکنم راهنمایی کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بنده اطلاعی ندارم مشاور چه توصیه ای کرده است .ولی به هر حال قضایا یک طرفه نخواهد بود چرا که اگر ایشون حساس هستند
      شما چه رفتاری داشتید که با وجود اینکه دوستتون دارند ولی در عمل رفتار دیگری است .و هر چند حرف پدرشون منطقی نیست و باید به عنوان بزرگ تر واسطه شوند برای زندگی بهتر شما ولی شاید دلیل قانع کننده دیگری وجود داشته باشد .فرد حساس دوری و جدایی ازارش می دهد و اگر پیش مشاور رفتید و نتیجه برطرف کردن مسائل در مرور زمان بوده نباید مشکلی وجود داشته باشد .در نهایت بهتر است خودتون بیرون از منزل پدر همسرتون باهاشون قرار بزارید و دلیل رفتار ایشون و عدم رضایت والدینشون رو بپرید و بخواهید ازشون که برنامه ایندشون رو توضیح بدهند تا شما از سردرگمی نجات پیدا کنید و اگر مشکلی از سمت شماست تلاش کنید مرتفع شود
      موفق باشید

  • Meda   میگوید:

    باسلام وخسته نباشید من حدود دوساله که عقدم قبل از اون با شوهرم دوست بودیم…توی دوستی همیشه از من عکسایی میخواست که خب باعث ناراحتیم میشد مثلا بدون لباس….اینا گذشت الان که عقدیم خیلی تمایل داره رابطه جنسی داشته باشم با دوستای دخترم و دلیلی برای این خواستشون نمی بینم وخیلی دلگیر میشم ایا ایشون بیماری خاصی دارن و من باید چکار کنم؟ ممنون از راهنماییتون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بنده نمی دونم منظور شما رو درست متوجه شدم یا خیر ؟اینکه ایشون مایلند شما با هم هم جنس خودتون رابطه جنسی داشته باشید و ایا دلیلی رو مطرح کردند در این مورد یا خیر ؟
      اینکه این مساله اختلال است یا خیر باید بررسی شود و ایشون باید به روانشناس مراجعه کنند و دلیل این خواسته رو بازگو کنند .به هر حال موارد زیادی مطرح می شود ولی تا خود فرد بررسی دقیق نشود نمی توان اظهار نظر کرد ..البته نوع رابطه خود شما هم مهم است و اینکه ایشون از رابطه جنسی با شما چه انتظاراتی دارند .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • یه خانوم   میگوید:

    باسلام و خسته نباشید..من دختری هستم ۲۵ساله یک بار ازدواج ناموفق داشتم حدود دو سال جدا شدیم.الانم حدود ۹ماه با پسری اشنا شدم ازطریق یکی از اشناها..ایشون اومدن خواستگاری بنده روز گروه خون یهو غیبشون زد و بعد یه هفته پیداش شد و گفت بهش فرصت بدم که همه چیو جبران کنه.(اخه تا اون روز من نمیدونستم که خانوادشون راضی به ازدواج ما نیستن.بخاطر خانوادش روز گروه خون نیومد و بعد یک هفته به من پیام داد)الانم من دو دل شدم اخه من مطلقم(اماهنوز دخترم) و ایشون مجرد این منو ناراحت میکنه.ولی ایشون میگن اصلا براشون مهم نیس مطلقه بودنمو پدرمادرشم راضین(اما براش مهمه خواهر برادراش هم راضی باشن)لطفا راهنماییم کنید که این رابطه درسته؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      با توجه به صحبت های خود شما باید بگم اینکه قبلا ازدواج ناموفق داشتید دلیل نمیشه با این سن شما هم بخواید با فرد مطلقه و …اردواج کنید .به هر حال آقایی که اکنون تمایل به ازدواج با شما رادارند احتیاج به زمان دارند تا پذیرش خانواده رو بگیرند این فضای فرهنگی جامعه ماست و اکثریت پذیرشی نسبت به این مساله ندارند .اگر پدر و مادرشون راضی هستند و دلیل اون روز نیومدنشون رو به شما گفتند و شما از صداقت ایشون مطمئن هستید به ایشون فرصت بدید .ایشون از شما خواستگاری کردند به طور رسمی پس وقتی خانواده ها در جریان هستند و از حمایتشون برخودارید با ارامش کامل و دور از استرس ها زمان بگذارید و بررسی کنید تا برای باردوم تصمیم درست و منطقی برای ایندتون بگیرید .و عجله نکنید هر چند ایشون مجردند و شما مطلقه محسوب می شوید ولی این مساله باعث تعجیل شما نشود چرا که بحث یک عمر زندگی مطرح است و زمان گذاشتن شما از پشیمانی بعدا جلوگیری خواهد کرد .امیدوارم بهترین تصمیم گرفته شود و موفق باشید

  • مهستی   میگوید:

    سلام خدمت شما
    من میخوام ازدواج کنم حدود چهارسال پیش یه ازدواج ناموفق داشتم الان که ازدواج میخوام انقدر شک و تردید دارم که نگو همش استرس دارم طرف مقابل رو دوست دارم ولی این حس که فکر میکنم بهش بی اعتمادم ذهنم خراب شده هرچی میخوام درست شم نمیشه همش حس میکنم بهم دروغ میگه ولی بیشتر موقع ها نمیگه موندم چیکار کنم از یه طرف حسی بدی دارم که از خانوادم و کانون گرم و پر محبت خانوادم میخوام جدا بشم استرس دارم فکر میکنم اگر بدبخت بشم چی من طاقت دیگه جدایی رو ندارم میشه راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز این حالت شما طبیعی است و به خاطر اینکه بعد از یک تجربه تلخ رابطه گرم خلنوادگی و احیانا حمایت اونها رو تجربه کردید به همین خاطر جدایی کمی براتون سخت هست .منتهی سعی نکنید راجب فردی پیش داوری داشته باشید و از قبل قضاوت کنید و اگر نفر قبلی مشکلاتی داشته به این فرد تعمیم دهید .به هر حال با مراجعه دو نفره به صورت حضوری برای ازدواج خیلی از مسائل شخصیتی و رفتاری مشخص خواهد شد و تصمیم مناسبی خواهید گرفت .باید توجه داشته باشید که دید منفی و داشتن ذهنیت های مغشوش بدون داشتن شواهد عینی ممکنه بعدا هم در زندگی با هر فردی باعث بی اعتمادی و به وجود اومدن مشکلاتی بشه پس باید ابتدا از یاد رابطه قبلی شرایط اتفاقات احتمالی رها شوید و بعد یا خیالی اسوده با فرد دیگری صحبت کنید .این حس هایی که شما دارید باید ریشه یابی شود .بهتر است خودتون هم شخصا مراجعه کنید و مسائل شخصی رو مرتفع کنید به هر حال ازادواج امادگی روحی و روانی لازم دارد تا موفقیت ما تضمیمن شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • omid   میگوید:

    با سلام و وقت بخیر

    من یه مشاوره از شما میخواستم.من با پدرم یک ساختمان به صورت شراکتی ساخته ام.و قرار هست که در انجا ساکن باشیم حالا سوال بنده این است که من و همسرم در کنار خانواده منتهی در طبقه جدا زندگی کنیم خواستم نکاتی را که باید رعایت کنم که بتونم بدون کمترین تنش در کنار خانوادم زندگی کنم و در ضمن رابطه همسرم و خانواده ام خیلی خوب هست اما این در صورتی بود که ما جایی دیگه بودیم ولی الان بصورت اپارتمانی شده. ممنون از مشاورههای خوبتون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر ارتباط همسرتون با خانواده شما خوب بوده الزامی ندارد که در یک آپارتمان بودن مشکلی پیش بیاید ولی به هر حال اینکه افراد برای خود حریمی دارند و خط قرمزهایی .حالا که در یک جا زندگی می کنید بهتر است احترام به قوانین یکدیگر را داشته باشد .مثلا گاهی زوج ها یی با شرایط شما فکر می کنند مدام باید در خانه پدری باشند و منزل خودشون جایی برای خواب محسوب می شود و همین مساله باعث رنجش و تنش می شود .و یا دخالت هایی که به سبب نزدیک بودن به هم به وجود می اید و نظر دادن در هر موردی و حتی تصمیم گیری برای طرف یا طرفین مقابل .به هر حال چون قبل از اسکان در یک اپارتمان روابط خوبی داشته اید بهتر است همان ارتباط را با مبنای احترام
      به همان منوال قبل ادامه دهید .البته از نظراتی که ممکن است خانواده شما داشته باشند استقبال کنید و دال بر دخالت نگذارید
      موفق باشید

  • کتایون   میگوید:

    سلام خواهش میکنم کمکم کنید این خواهش یه مادر هست دختری دارم پیش دانشگاهی هست کلاس سوم درسش خوب بود اما امسال اصلا گوش به حرف کسی نمیده کلا پرخاشگر ومغرور هست افت درسی شدید داره درس ومدرسه براش مهم نیست مدام دعوا میکنه با معلم هاش با خواهرش بابرادرش اصلا اهمیتی به حرف کسی نمیده
    درس مهم هست اما تغییر رفتاری که کرده من رو شکنجه میده قبلا خوش برخورد بود با خدا بود الان دوستای بدی داره که کلا حواسشون به چیز های دیگه ای بجز درس هست
    یک دقیقه نمیشه با هاش حرف زد میگه راحتم بذارید ولم کنید حوصله ندارم
    من با این تغییر رفتار چیکار کنم یا عصبی یا ناراحت یا دعوا داره وقتی میگم دوستات به درد نمیخوره اهمیتی نمیده اصلا گوش نمیده
    معلم مدیر ازش شاکی هستن تو خونه با همه دعوا داره
    الان تو رو خدا بگید چیکار کنم چطوری باهش رفتار کنم چیکار کنم از دوستاش فاصله بگیره وادم قبلی بشه توی ۶ ماه هزار درجه تغیر کرده بدتر شده
    خسته ام وسردرگم نمیدونم چیکارکنم التماس میکنم راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      همین طور که می فرمایید نوع دوستان ایشون باعث تغییری رفتاری شدند البته در این سن افراد دنبال این هستن که بیشتر از خانواده جمع دوستانشون رو راضی نگه دارند و حتی عملی انجام دهند که به اصلاح خودشون کم نیاورند .چون کمی حرف شنوی از خانواده کمتر می شود بهتر است اگر مشاوری را می شناسید که قابل اطمینان باشد و کار با نوجوان را انجام داده باشد ایشون رو اونجا ببرید
      و بدونید که بچه ها در این سن دنبال هویت هستند و گاها تمام روش های رتاری قبلی رو نقض می کنند چون حس میکنن تحمیل شده و می خوان بزرگتر خودشون خودشون باشند .بهتره درک کنید و بازخورد منفی ندید و کاملا منطقی با این مساله رو به رو بشید و نقش دوست رو براشون ایفاکنید
      مدام تغییرات رفتاری رو بهیاداور نشویدو سعی نکنید با ایفای نقش تذکر دهنده از شما دور تر بشه و به دوستانش اطمینان کنه
      در هر صورت دوره ای است که برای هر فردی اتفاق می افتد و جای نگرانی نیست .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف


6 × = six


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه