بهترین های::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

آموزش از طریق مشاوره پیش از ازدواج تا زوج درمانی و مشاوره خانواده.

 راهنمایی و مشاوره تلفنی ازدواج و خانواده

 

مرکز تهران و جنوب

۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴

مرکز مشاوره شمال و شرق

۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴

شمال و غرب تهران

۰۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳

مشاوره ازدواج شامل آموزش مهارت های رفتار با همسر آینده خانواده همسر زوج درمانی شناسایی فرد مناسب و از همه مهمتر اطمینان پیش از ازدواج از  یک انتخاب درست است! عوامل زیادی در این امر دخیل هستند که باید مورد بررسی و دقت نظر هنگام همسریابی و یا حتی دوست یابی قبل ازدواج به آن توجه کرد.

مرکز مشاوره مراکز استانها

 

 


مرکز مشاوره تهران

8908 نظر جدید برای بهترین های::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

  • اصغر   میگوید:

    ( تحصیلات : لیسانس ، ۳۴ ساله )
    سلام ووقت بخیر اخیرا با خانمی آشنا شدم که از طریق دوستان بهم معرفی شده
    سوالی که داشتم اینکه همسر آینده من با خواستگاه فکری من همسان وهم ردیف هست ولی چهره ظاهریشون کمی بااون چیزی که تصور میکردم متفاوت هست وقتی باهاشون رودر رو صحبت میکنم بسیار علاقه مند میشم به ایشون ولی وقتی ازشون فاصله میگیرم اصلا علاقه ایی بهشون ندارم
    در زمان بعدی که باهم قرار به گفتگو گذاشتیم میخواستم باهاشون خداحافظی کنم ولی بازهم شدت علاقه مانع شد دوباره که فاصله گرفتم باز حس دودلی بهم دست داده

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اینکه در مورد ایشون بین حالت علاقه و عدم علاقه قرار بگیرید خودش تناقضی است که باید بتواتید به درستی حل و مدیریت کنید ایشون یا ملاک های اصلی شما رو دارند یا خیر اگر ماسخ نثبت است زمان بگذارید و البته حتما از مشاوره پیش از ازدواج هم بهره ببرید چون در رفع دو دلی ها کمک می کند ولی چتانچه شنا صرفا احساسی و وابسته شدید و عقلانی احساس می کنید با است فرد توافقی ندارید بهتره اصلا ادامه ندهید چون موجب ازار ایشون می شوید و شرایط روحی نامناسبی برای ایشون شکل می گیرد بنابراین توجه داشته باشید که هر فردی در زندگی که دارد و در اینده باید همه مسائل و جوانب را به درستی مورد سنجش قرار دهد و تلاش کند که مساله به درستی مدیریت شود .و حتی بخث چهره که بعدا در رضایت زناشویی نقش بارزی دارد باید بررسی شود و اگر به دل نمی نشیند ادامه دادن شاید درست نباشد .در هر صورت امیدوارم خوشبخت باشید و مشکلی در انتخاب وجود نداشته باشد .و تصمیم درستی بگیرید

    • مشاور   میگوید:

      چگونگی انتخاب و بررسی معیار برای ازدواج

      در ازدواج معیارهای شما محور اصلی بررسی شرایط همسرتون می باشد و این هیچ شکی ندارد. دیگران صرفا در صورت تمایل شما ، می توانند به صورت مشورتی، نظرات خود را با دلیل قانع کننده به شما پیشهاد بدهند و قبول یا رد آنها باشماست( چرا که شما مسئول انتخاب خود و خوشبختی، یا خدایی نکرده بدبختی ناشی از تصمیم گیری خود می باشید). پس شک نکنید که مسئولیت انتخاب با شماست.

      الف) معیارهاتون را جزئی کنید و با توجه به مصداقها و مثالهای کاملا روشن آن را عنوان نمائید.
      به عنوان مثال به جای کلمه موسیقی یا حجاب آن را با جملات زیر جزئی و عملیاتی کنید:
      – موسیقی پاپ یا سنتی؟ مجاز یا غیر مجاز؟ خواننده زن یا مرد؟ خارجی یا ایرانی، همراه فیلم یا …، ماهواره ؟ آری یا خیر؟
      چادر یا مانتو یا مقنعه ، روسری ؟ دست دادن با نا محرم آری یا نه ؟ مجالس مختلط آری یا نه؟ ارتباط با جنس مخالف آری یا نه؟ و …. ( تو خود حدیث مفصل به خوان از این مجمل)

      ب ) برای بررسی همسر آینده خود، باید ابتدا پارامترهایی که تهیه کرده ای با ذکر مثال و مصداق ( که در بند الف) توضیح دادم در مورد خود ارزیابی دقیق کنید. مثل اینست که شما قبل از خرید کفش باید شماره پای خود را دقیق بدانید. لذا اول خود را بشناس تا بتوانی میزان تفاهم را با همسر آینده خود بسنجی

      ج) ازدواج ؛ مدارهای الکترونی بر اساس صفر و یک ( همه یا هیچ) نیست. همه چیز نسبی است. یعنی در هیچ پارامتری شما نمی توانی فردی صفر یا یک بدهی. بلکه در هر معیار نمره خاصی به فرد تعلق می گیرد. و معدل کلی این نمره ارزش حیاتی دارد. یعنی در کل باید معدل فرد متناسب با معدل شما در آن ویژگی ها باشد به علاوه اینکه در هیچ معیار مهمی برای شما نامبرده نمره نزدیک به صفر نگیرد. مثال آن قبولی شما در یک ترم به دو چیز بستگی دارد:
      ۱ – در هیچ درسی نمره زیر ۱۰ نگیری
      ۲ – معدل زیر ۱۲ نداشته باشی( مشروط نشوی)

      پس میعارهای غیر اساسی را حذف کن، معیارهای اساسی را ضریب دهی کن، نمره فرد را در هر معیار با توجه به ضریب آن محاسبه کن، نمره دهی را با دقت انجام بده یعنی به جزئیات و مصداقها توجه کن، اگر در کل معدل فرد پائین آمد یا در یک معیار اساسی شما فرد نزدیک به صفر بود که قابل اغماض نبود ، نامبرده رد می شود.

      نکته اساسی اینست که در این نمره دهی باید گوشه چشمی به نمرات خود و توانمندیهای خود داشته باشید. اگر شما در همه معیارها نمره عالی دارید، پس مشکلی در انتخاب همسر متناسب خود پیدا نمی کنید و مقداری سخت گیری مشکلی ایجاد نمی کند، اما اگر شما هم در بعضی پارامترها نمره ای در حد میانه دارید، زیاد در جزئیات تردید نکنید. مواظب باشید دچار وسواس نشوید، و اگر دچار وسواس هستید باید قبل از ازدواج با مراجعه به یک روانشناس بالینی آنرا حل کنید.

      چند ویژگی و معیار اساسی ازدواج که شما باید آن را ریز کنید و دقیقا با مثال و مصداق آنها را بررسی کنید عبارتند از :
      ۱ – میزان مسئولیت پذیری و انتخاب
      ۲ – میزان تعهد ( تدوام و استقامت ، وفاداری به عهد و ….)
      ۳ – میزان وابستگی و استقلال
      ۴ – میزان لذت و رفاه پرستی و روز مرگی در برابر نگاه به آینده و فراهم آوردن رشد و کمال)
      ۵ – میزان تشابه در مسائل مذهبی
      ۶ – میزان تشابه در مسائل اجتماعی، سیاسی ، مذهبی
      ۷ – مسائل اقتصادی
      ۸ – تقسیم بندی قدرت، وظایف و حیطه های مختلف زندگی
      ۹ – نگاه مرد به به نقش زن و بر عکس
      ۱۰ – میزان انعطاف پذیری
      ۱۱ – تفریحات، میهمانی، سرگرمی و …
      ۱۲ – مرزهای خانواده و میزان تاثیر خانواده ها
      ۱۳ – میزان خودآگاهی ، تحصیلات و ….
      ۱۴

      در مورد زیبایی باید نکات ذیل را نیز در نظر گرفت: چون ابعاد زیبایی متفاوت است:

      ۱ – زیبایی گویش : لهجه، عشوه کلامی، تکه کلامی ، سیالی کلامی، حاضر جوابی، لطافت سخن، گفت و شنود به اندازه. شوخ طبعی

      ۲ – زیبایی حرکات:‌ عشوه گری ، طنازی، فیگور و ژست های دلربا، قد و اندازه و تناسب بدن، نحوه راه رفتن.

      ۳ – زیبایی بینایی:خوه نگاه کردن، نحوه پلک زدن، محجوب بودن، جذاب نگاه کردن و …

      ۴ – مسئله تاثیر آرایش بر قیافه: که می توانید با خانواده مشورت کنید.

      ۵ – زیبایی در سلیقه: نحوه انتخاب پوشش ، نحوه لباس پوشیدن ، نحوه چیدن منزل، نحوه انتخاب ادکلن

      ۶ – زیبایی در تعاملات: نحوه ارتباط با شما و دوستان و فامیل، میزان سازگاری و ارتباط عاطفی با آنها و …

      ۷ – زیبایی فکر:‌ فراهم آوردن زیبایی با خلاقیت در زندگی، به روز بودن معلومات و دادن آگاهی به شما، همفکر بودن، استقلال در نحوه تفکر و مشورت دادن ،‌مدیریت متفاوت و زیبای مسائل خانواده و …

      ۸ – زیبایی هنری:‌ آشنایی با موسیقی، نقاشی، صدای خوش، رانندگی، و سایر هنرها

      همانطور که می بینید می توان تمام این ابعاد زیبایی را بررسی کرد.

      دوم: اگر فردی با تمام ابعاد بالا از نظر شما آنچنان زیبا باشد که به دلتون بچسبد و خواستارش باشی کفایت می کند و حالا نوبت به بررسی دقیق مسائل اساسی تری چون معیارها و شرایط ازدواج می رسد.

      سوم: نکته مهم این است که اگر شخصی به لحاظ زیبایی از یک نمره معمولی در ازدواج برخوردار باشد ، اما در سایر معیارهای اساسی مثبت باشد، کم کم مهر وعشق شما را چنان بر می انگیزد که قیافه زیاد برای شما مطرح نیست. (‌به دوستان خود توجه کنید، شما بیشتر بر اساس معرفت و … آنها را می شناسید و با آنها صمیمی هستید نه قیافه – همسر هم همینطور است تنها فرقی که در مورد همسر وجود دارد اینست که باید به طور کلی دلپذیر باشد و یک حداقلی برای جذب شدن ، داشته باشد.)

      چهارم:زیبایی یک امر نسبی هست، شما هر همسری با هر اندازه زیبایی انتخاب کنید به زودی متوجه می شوید شخصی زیباتر نیز وجود داشته است. و این نکته مهم است که نباید به هر چیزی بیشتر از اندازه خودش بها بدهیم. مثلا زیبایی در حد متعارف که به دلمان بنشیند کافی هست، مگر اینکه کلا از همان اول او را نپسندیدم .
      نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت
      ۱۳/۰۲/۱۳۸۸

      دو معیار اصلی اولیه برای ازدواج

      الف)‌معیار استقلال

      ما همیشه به دختران و پسران می گوییم این ازدواج نیست که شما را مستقل می کند، بلکه شما وقتی مستقل شدید می توانید ازدواج کنید. در واقع اگر کسی استقلال رای در زندگی و در انتخابهایش ندارد اگرچه از نظر تقویم سن بالایی دارد لیکن بچه است و غیر قابل اتکا.

      لذا چنانچه ، یک خانم و یا یک آقا (که طبیعتا باید از ۱۸ سالگی حق انتخاب و استقلال رای داشته باشند،) نتواند برای مهمترین تصمیم زندگیش مستقلا اقدام کند؛ باید بدانید مهمترین پارامتر ازدواج را ندارد.

      ب )‌معیار انعطاف پذیری

      یک نمونه از دارا بودن انعطاف پذیری در فرد ، نحوه مطرح کردن و پیگیری کردن مساله ازدواج با خانواده خود می باشد . البته این بدان معنی نیست که شخص باید با خانواده ستیز کند، بلکه باید بتواند با ظرافت و تعقل و استفاده از مشاور یا بزرگان و … آنها را مجاب کند.

      (اگر تسلیم خانواده شود، یا با خانواده ستیز کند، یا بی تفاوت بماند تا زمان بگذارد، پس او دومین معیار ازدواج یعنی انعطاف پذیری را ندارد.)

      نکته مهم : مطرح کردن ازدواج با خانواده باید توسط خود شخص انجام گیرد، رک ، شفاف، و صمیمی و با دلایل کافی.
      شخص باید از انتخاب خود با دلایل کافی دفاع کند و خانواده خود را مجاب کند که همه زوایای این انتخاب را بررسی کرده است. حتی او می تواند قبل از در میان گذاشتن با خانواده اش، به مشاور خانواده مراجعه کند و سایر معیارهای مهم ازدواج را ارزیابی کند. و پس از گرفتن مشاوره با خانواده در میان بگذارد و یکی از دلایلی که برای خانواده می آورد این باشد که نظر تخصصی مشاور هم مثبت بوده است.

      پس : اگر شخصی ، استقلال ، انعطاف پذیری، کنترل احساس و قاطعیت داشته باشد، خودش می تواند با خانواده اش در میان بگذارد و نظر مساعد آنها را جلب کند.

      خلاصه:
      رفتارهایی مانند ، تعلل، اظهار عجز، بی تفاوتی ،گذراندن زمان ، … نشان دهنده اینست که شخص از استقلال رای و برش کافی برای اداره زندگی برخوردار نیست.

      نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت
      ۱۲/۷/۱۳۸۸

      نقش جذابیت و تاثیر آن بر سن و سال در هنگام ازدواج

      معمولا یکی از آفتهای ازدواج در سنین بالاتر سخت گیری و وسواس هست و پس از ازدواج هم نسبت به انتخاب خود ممکن است مردد باشیم.

      مسئله ای که به آن اشاره شد تحت عنوان معیار جذابیت شناخته می شود. جذابیت یکی از معیارها چندگانه و مهم ازدواج هست. اما مانند سایر معیارها به طور نسبی ارزیابی می شود.

      بدین معنا که: اگر جذابیت را نمره دهی کنیم ممکن است طیف آن از منفی بی نهایت تا مثبت بی نهایت گسترش داشته باشد و هر کسی با توجه به معیارهای خود به فرد مخاطب نمره جذابیت بدهد.

      چه نتیجه ای می گیریم؟

      نتیجه می گیریم جذابیت مطلق و ۲۰ وجود ندارد. شما دست به هر انتخابی بزنید باز هم وقتی در خیابان قدم می زنید فردی جذابتر را خواهید دید. از همه مهمتر همیشه تنوع طلبی ما انسانها منجر می شود که نسبت به جدیدها هیجان نشان دهیم. آن چیزی که در مرحله نخست موجب تحسین ما می شود به مرور جزء عادت، یکنواختی یا حتی دلزدگی ما می شود.
      پس اگر در ازدواج صرفا روی جذابیت متمرکز شویم، هرگز به ارضاء صددرصد نمی رسیم، چون همیشه دست بالای دست فراوان است.

      اما جذابیت حرفش را هنگام انتخاب و در نگاه نخستین می زند. وقتی که فرد در اولین نگاه بدش نمی آید با فرد مورد نظر ازدواج کند و او را می پسندد کفایت می کند. یعنی آنقدر مقبولیت و جذابیت دارد که در نگاه اول شما را فراری ندهد، یا منصرفتان نکند.

      اگردر نگاه اول این میزان مقبولیت و جذابیت بود، باید روی سایر معیارها متمرکز شوید. معیارهایی که در طول زندگی و ازدواج نقش پیشرونده ای در عشق و دوستی میان شما خواهد داشت. معیارهایی که قابل رشد هستند و ارزشمند هستند.

      زیبایی فاکتوریست که در گذر زمان کاهش می یابد (چه بخواهیم ، چه نخواهیم)، اما معیارهایی چون مسئولیت پذیری، انعطاف پذیری، شیوه صحیح حل مسئله، اعتقادات و اخلاق متناسب و … می توانند طی زندگی گسترش یابند یا رشد کنند.

      شما باید نمره جذابیت را در کنار نمره سایر معیارهای ازدواج در نظر گرفته و جمع بزنید و به معدل کل آن شخص توجه کنید. اگر او در سایر معیارها مناسب هست و در جذابیت هم به طور نسبی آنقدر بوده است که شما رضایت به خواندن عقد بدهید، پس از این می توانید با توجه به خصوصیات مثبت این شخص عشق خود را عمیق کنید.

      این را بگویم ما آدمها روی هر چیزی توجه و دقت کنیم و انرژی بگذاریم همان مسئله برایمان ارزش پیدا می کند و طبیعی و بدیهی می شود.

      اگر شما نوک پیکان توجه خود را از معیار گذرای جذابیت بگردانید و روی صدها معیارهای اساسی ازدواج که منجر به خوشبختی می شوند، بگردانید ، کم کم اهمیت بخشهای دیگر زندگی شما را پر می کنند و دیگر نگاه زیاده خواهانه شما به جذابیت مشکلی را برای شما به وجود نخواهد آورد.

      البته فراموش نکنید که جذابیت و تک بودن قیافه همسر ، تنها بخش از لذتهای اوست که بین همه افراد تقسیم می شود و خاص همسرش نیست. (چون در دید همه قرار می گیرد)در حالیکه سایر معیارهای اساسی ازدواج و تمتع از آنها درون خانواده و مختص به همسر و بچه هایش هست. و هرگز هم این معیارها تکراری نشده و مایع دلزدگی نمی شود.

      خلاصه و نتیجه گیری:

      به سایر معیارهای ازدواج توجه کافی کن، اگر همسرت واجد آنهاست، می توانی نمره پایین او را در جذابیت بی خیال شوی. چون همیشه قیافه جذاب تر وجود دارد و شما همیشه این احساس را خواهی داشت که کسی قشنگتر از همسرت وجود دارد .

      همچنین جذابیت همواره رو به کاهش هست و تحت تاثیر اخلاق و منش بد فرد نیز زیبایی دیده نمی شد.

      جذابیت فقط به اندازه بینی، چشم و هیکل نیست. بعضی وقتها به جای یک مجسمه خوشگل شما همسری را دارید که کلامش شیرین و طنز هست، حرکاتش عشوه گرانه ، افکارش نو و خلاقانه، و برخوردش جذب کننده و نمکین هست. پس جذابیت خود چند بعدی هست و ابعاد غیر بصری آن ماندگار تر و تاثیر گذار تر است.

      شما پیش از ازدواج بسیار باید سختگیرانه انتخاب کنی که بعدا پشیمون نشی. درسته که قیافه زیبا هم به مرور تکراری می شه ولی قیافه ای که به نظر شما جذاب وزیبا نباشه خیلی خیلی سخت براتون قابل تحمل خواهد شد! پس طرف مقابلتون باید حداقلهای جذابیت مدنظرتون رو داشته باشه.

  • هما   میگوید:

    سلام وقت بخیر
    خانمی هستم ۲۷ ساله
    چهار ساله ازدواج کردم و زنذگی خیلییییی خوبی داریم
    فقط من مشکلی دارم که قبل از ازدواجم دوستهای جنس مخالف زیادی داشتم و با خیلیا رابطه داشتم
    البته بکارتمو حفظ کردم
    نمیدونم چرا رابطم به اونجاها کشیدید
    الان خیلی پشیمونم و همش احساس گناه دارم
    عذاب وجدان شدددددددید
    چون همسرم نمیدونه و وقتی از پاکی و صداقت من حرف میزنه عذاب وجدان میگیرم
    فکرمیکنه که تا حالا هیچ دوست پسری نداشتم
    و کلا هم با این موضوعات مخالفه
    خواهش میکنم راهنماییم کنین مه چجوری خودمو متقاعد کنم؟
    آیا باید قبل عقد موضوعاتو بهش میگفتم؟ که دراینصورت به ازدواج ختم نمیشد؟؟؟؟؟؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز ببینید شما رفتار مناسبی نداشتید و اخلاقی عمل نکردید و نمی شود از گفتن این مساله چشم پوشی کرد منتهی توجه داشته باشید که یک مساله مهم این است که بدانید به هر حال گذشته وقتی ناخوشایند باشد و از طرفی منشا تجربیات برای شما باشد کمک بزرگی می شود که بتوانید به گونه ای درست ان را مدیریت کنید و درس عبرتی باشد اکنون که شما از رفتارهای کذشته خود پشیمان هستید اصلا نیازی نیست که بخواهید ناراحت باشید و گفتن ان جز ایجاد جو و فضای بی اعتمادی چیز دیگری نخواهد داشت مگر اینکه مدرکی دست طرفین داشته باشید که ممکنه بعدا برای شما دردسرهایی ایجاد کنند در هر صورت نگران نباشید به فکر ساختن زندگی جدید و متعهدانه باشید و تلاش کنید که سطح معقولی از زندگی را پیش ببرید وامیدوارم موفق و سلامت باشید .و بدون هیچ نگرانی بهترین زندگی سرشار از عشق را داشته باشید و بتوانید روابط را مدیریت درستی داشته باشید .خوشبخت باشید

    • مشاور   میگوید:

      ن بگویید اما آیا واقعا لازم است همسرتان از جزئیات آن مطلع باشد؟

      یکی از نکات بسیار مهم در جلسات خواستگاری این است که فرد تا چه حد میتواند اسرار زندگی خود را به فرد مقابل بیان نماید؟ آیا اگر خطا و اشتباهی یا مسئله ای در زندگی اش رخ داده است، اجازه دارد آن را با نامزدش مطرح کند یا نه؟ مبادا بیان این اسرار دست مایه ای برای سرکوب وی توسط همسرش در زندگی زناشویی آینده گردد؟

      اسرار زندگی را می توان مانند مباحث امنیتی اطلاعات به چهار طبقه ( بکلی سری، سری، خیلی محرمانه و محرمانه) تقسیم نمود. در زندگی نیز برای مسائل خود طبقه بندی داشته باشید.

      * در جلسات اول خواستگاری می توانید مسائلی را مطرح کنید که دیگران اطلاع وآگاهی دارند ولی خواستگار شما از آن بی اطلاع است. مثلاً در محل و فامیل همه می دانند شما با یک ازدواج غیر موفق روبرو بوده اید بهتر است این نکته را قبل از قرار خواستگاری به اطلاع فرد مورد نظر برسانید که اگر با شنیدن این موضوع نظرش تغییر می کند قبل از جلسات خواستگاری و ایجاد زحمات و مشکلات متوجه شود.

      * گاهی ازدواج تا مراحلی پیش رفته است و بعد به دلایلی انجام نشده ودر شناسنامه هم ثبت نشده و عروسی هم انجام نگرفته است در این شرایط لازم نیست قبل از خواستگاری اطلاع دهید ولی در آخر جلسه اول خواستگاری باید برای فرد تشریح کنید. برخی از اسرار را که جز خانواده شما کسی از آن اطلاع ندارد نباید در جلسات اول بیان کنید. شما می توانید در مراحل بعد و به میزان اعتمادی که به فرد مقابل پیدا کرده اید، او را از این اسرار مطلع سازید.

      * هرگز نباید از اشتباهات و لغزش هایی که در دوران مجردی انجام داده اید و کسی هم از آن باخبر نیست و شما نیز توبه کرده اید و یقیناً بعد از ازدواج هم همسرتان متوجه آن نخواهد شد، سخنی به میان بیاورید. زیرا گناهان وخطاها امری ما بین ما وخدای ماست، و هیچ کس اجازه ندارد آبروی خود را جلوی دیگران ببرد. علاوه بر این هرگز از فرد مقابل نخواهید که به اینگونه مسائل اشاره کند.

      ولی اگر مسئله ای قبل از ازدواج برای شما پیش آمده و شما مرتکب جرم وخطایی شده اید و امکان بر ملاشدن آن را پس از ازدواج وجود دارد، باید حتماً به نحوی آن را برای فرد مقابل بیان کنید.

      * گفتن تمام جزئیات (عصبانیت های موردی، بی نظمی های موردی، ضعف در مهارتهای زندگی و…) لازم نیست زیرا مفسده دارد و باعث نگرانی و ایجاد تردید میشود و زمینه وسوسه های شیطانی را فراهم می آورد و ممکن است فرد مقابل اینگونه برداشت کند که مشکل بسیار بزرگ بوده و فقط قسمتی از آن گفته شده است. به همین ترتیب گفتن جزئیات و مسائلی که به زندگی مشترک مربوط نمی شود لازم نیست، پرسیدن از آنها نیز لزومی ندارد بنابراین پرسش درباره اینکه چه گناهی مرتکب شده‌ای؟، آیا دوست پسر یا دختر داشته‌ای؟، چند تا خواستگار برایت آمده است؟، به خواستگاری چند نفر رفته‌اید؟ و… لازم نیست و گاهی توهین و بی‌حرمتی به شمار می ‌رود و پیامدهای منفی بسیاری دارد.

      اگر فرد مقابل شما دارای نقص عضو یا بیماری است، نباید عجولانه و ناآگاهانه تصمیم بگیرید، بلکه باید بر اساس میزان ظرفیت و تحمل خود یا فرد مقابل و به دور از هرگونه ترحمی تصمیم ‌گیری کنید و هرگز به فکر تغییر اوضاع نباشید

      * از گفتن عیبی که خواستگاریتان را به هم می ‌زند، ابا نداشته باشید، چون در غیر این صورت خانه را درزمین سستی بنا کرده‌اید. عیبی که امکان دارد گفتن آن یک خواستگاری را به هم بزند،نگفتن آن یک زندگی را به هم خواهد زد .

      * اگر شما دارای نقص عضو یا بیماری هستید باید به طور کامل و به دور از ابهام در مورد شناخت نقص، ناتوانایی‌ های آن و روش درمانش توضیح دهید. بهتر است در این موارد از پزشک بخواهید شرح بیماری شما را به طور دقیق و شفاف به زبان فارسی مکتوب بنویسد و آن را به فرد ارائه دهید وبا معرفی پزشک خود از آنها بخواهید هرگونه سوالی که دارند از پزشک معالجتان بپرسند.

      * اگر فرد مقابل شما دارای نقص عضو یا بیماری است، نباید عجولانه و ناآگاهانه تصمیم بگیرید، بلکه باید بر اساس میزان ظرفیت و تحمل خود یا فرد مقابل و به دور از هرگونه ترحمی تصمیم ‌گیری کنید و هرگز به فکر تغییر اوضاع نباشید.

      بعد از ازدواج

      همه چیز را نباید به همسر خود بگویید

      آیا می دانید برای اینکه روابط زناشویی تان تداوم بیشتری داشته باشد، همه چیز را نباید به همسر خود بگویید! آیا می دانید چه صحبت هایی را باید به همسر خود بگویید و چه سخنانی را باید مطرح نسازید؟

      اولین گام در روابط زناشویی نحوه ی صحبت کردن است، طرز صحیح صحبت کردن با همسرتان تاثیر بسزایی را در روابط شما می گذارد البته لازم به ذکر است نه هر صحبتی.
      بعضی از خانم ها یا آقایان عادت دارند تمام اتفاقاتی را که در طول روز برای شان اتفاق افتاده است را برای همسر خود تعریف کنند. با این وجود گاهی اوقات صحبت کردن بسیار خطرناک است و توصیه نمی شود که مدام صحبت نکنید، سکوت در بسیاری از موارد بهتر از صحبت کردن می باشد.

      در اینجا توصیه و پیشنهادهایی را برای شما ارائه خواهیم کرد:

      از دیدگاه روانشناسان انسان ها از این منظر به چند دسته تقسیم می شوند:

      ۱- افرادی که همه مطالب زندگی خود چه در حال، چه در گذشته را برای همسران خود بازگو می کنند به بلوغ فکری نرسیده اند، ذهنشان مانند دوران نوجوانی شان عمل می کند که عادت داشتند همه چیز را برای خانواده خود تعریف کنند.

      ۲- افرادی که در تعاریف خود، صحبت های شان اغراق می کنند و حتی گاهی وقت ها به دروغ نیز متوسل می شوند، افرادی هستند که اعتماد به نفس کمی به خود دارند، با این کار قصد دارند تا اعتماد به نفس خود را افزایش دهند. امروزه پیوند بین زوج های با ازدواج هایی که در سابق صورت می گرفت کاملا متفاوت می باشد. در زمان امروز اکثر زوجین هر دو با هم به کار بیرون از خانه اشتغال دارند، زمان کمی را برای صحبت کردن با یکدیگر دارند، هنگامی که فرصتی برای صحبت کردن پیش می آید در اغلب موارد راجع به کار بیرون از خانه ی خانم یا آقا می گذرد، به ندرت پیش می آید که زوجین در مورد رابطه ی خودشان، زندگی دو نفره ای یا چهار نفرهاشان به صحبت بنشینند.

      حال به توضیح این موضوع می پردازیم که چرا نباید تمام صحبت های خود را به همسرتان بازگو کنید؟ این سوال چندین پاسخ دارد:

      ۱- از دیدگاه بعضی از روانشناسان افرادی که گذشته تلخ و سخت داشته اند باید توجه کنند که، هنگامی تجربه های تلخ گذشته باید چراغ راه آینده باشد و بس. سعی کنید با گذشته های تلختان خداحافظی کنید و با عنوان کردن تجربه ها ذهن همسر تان را مغشوش نکنید. توجه کنید که شما دیگر در دوران مجردی به سر نمی برید، شما تشکیل خانواده داده اید و از همان روز اول که وارد زندگی زناشویی می شوید باید سعی کنید همه ی گذشته ی خود را فراموش کنید، و الان زمان آن است که زندگی دو نفره ی که در آینده خواهید داشت فکر کنید، صحبت هایتان نیز باید حول زندگی مشترکتان باشد نه گذشته تلختان.

      ۲- اگر از اشتباهات گذشته عبرت گرفته اید و تحول خاصی در رفتارتان ایجاد کرده اید لزومی به بازگو کردن اشتباهات گذشته تان نیست چون ممکن است بر دیدگاه طرف مقابل به شما اثر منفی بگذارد و یا برخی قابلیت های فعلیتان نادیده گرفته شود. مگر در مواردی که بازگو کردن تجربه شما می تواند مانع تکرار اشتباه برای طرف مقابلتان شود.
      ۳- صحبت هایی را از گذشته، حال برای همسرتان باز گو و تعریف کنید اما سعی کنید وارد جزییات نشوید، مسائل را برای او کاملا باز نکنید و نشکافید.

      حال چه صحبت هایی را نباید مطرح کرد:

      ۱- اسرار تان را به همسرتان نگویید. منظور از اسرار چیست؟

      مشکلاتی که در دوران قبل از ازدواج برایتان بوجود آمده و بازگو کردن آن تنها باعث مشغول کردن ذهن همسرتان می شود. ناگفته نماند که مسائلی است که گفتن آن ها به همسرتان ضروری است مثلا تجربه نامزدی ناموفقی اگر در گذشته داشته اید به همسر تان بگویید اما آیا واقعا لازم است همسرتان از جزئیات آن مطلع باشد؟ مشکلاتی که با پدرو مادر، خواهر یا برادرتان داشته اید و عنوان کردن آن ها به دیدگاه همسرتان نسبت به خانواده تان خدشه وارد می کند، کمبودهایی که در زندگی با آن ها مواجه بوده اید، رنج ها و مشقت هایی را که متحمل شده اید، و مسائلی مانند این موضوعات بهتر است بازگو نکنید.

      ۲- اگر زمانی به همسرتان، رفتارهایی که انجام می داده شک کردید و در وفاداریش نسبت به خودتان مردد بودید، هرگز این موضوع را مطرح نسازید ، زیرا ممکن است شما به اشتباه چنین فکری را داشته بودید در این صورت احساس وفاداری که بین شما و شوهرتان وجود داشته است در همان زمان از بین می رود.

      و حتی گاهی وقت ها به دروغ نیز متوسل می شوند، افرادی هستند که اعتماد به نفس کمی به خود دارند، با این کار قصد دارند تا اعتماد به نفس خود را افزایش دهند. امروزه پیوند بین زوج های با ازدواج هایی که در سابق صورت می گرفت کاملا متفاوت می باشد. در زمان امروز اکثر زوجین هر دو با هم به کار بیرون از خانه اشتغال دارند، زمان کمی را برای صحبت کردن با یکدیگر دارند، هنگامی که فرصتی برای صحبت کردن پیش می آید در اغلب موارد راجع به کار بیرون از خانه ی خانم یا آقا می گذرد، به ندرت پیش می آید که زوجین در مورد رابطه ی خودشان، زندگی دو نفره ای یا چهار نفرهاشان به صحبت بنشینند. حال به توضیح این موضوع می پردازیم که چرا نباید تمام صحبت های خود را به همسرتان بازگو کنید

  • اا   میگوید:

    سلام
    من یه مشکلی دارم اینه که خیلی سختمه تو جمع حرف بزنم
    همش ساکتم
    و یا اینکه وقتی مثلا میخوام برم مغازه لباس بخرم سختمه ازینکه انتخاب نکنم لباسو بدون خرید بیام بیرون
    نگران اینم که صاحب مغازه بد برخورد کنه….
    یا اگه با کسی برم تو مغازه که لباس بخریم سعی میکنم همراهم بگه که من چی میخوام
    مثل بچه ها
    خیلی سخت میگیرم ازین روابط ساده…
    و احساس بدی دارم………
    زیاده همه رو نمیتونم اینجا بگم
    یه حمعی دارن میگن و حرف میزنن نمیتونم یهو برم داخل جمع و قاطی کنم خودمو باهاشون…….
    راحت نیستم هیچوقت

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز مساله شما هم بر می گردد به نوع مدیریت روابط شما و هم مساله دیگر مربوطه به این قضیه که ممکنه شما با کاهش اعتماد به نفس رو به رو باشید طبیعتا در چنین شرایطی نمی توانید وارد بحث شوید نگران قضاوت ها هستید و حتی با وجود اینکه می دانید چه می خواهید و دوست دارید که نظر بدهید ولی تلاش می کنید نظری از جانب شما داده نشود چون ترس دارید .شاید اکنون متوجه ترس نباشید ولی مساله کاملا ناخوداگاه است که موجب رنجش می شود .
      قابل درک است که شما از این نوع رفتار خودتون اسیب ببینید و البته بخشی از ان هم شخصیتی و تربیتی و مربوط به کودکی است منتهی نگران هم.نباشید می توانید با مراجعه و پیگیری مساله رو رفع کنید و با مراجعه حضوری و اموختن تکنیک های کاهش اضطراب و استرس در جمع افزایش مهارت های گفت و گو و مدیریت رفتار و افزایش اعتماد به نفس می شود به حل مساله کمک کرد .امیدوارم موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      بسیاری ازمردم دراین شرایط حس بدی دارند، درست مثل اینکه یک پروانه در قلب آنها بال بال می زند! اگر قبل ازسخنرانی درجمع ویا ارائه کنفرانس ویا حتی طرح سوالی درکلاس درس ،کمی اضطراب دارید طبیعی است،چون همین دل نگرانی باعث می شود استحکام مطلبی که بیان می شودبیشترباشد ویا وقتی قراراست برای اولین باردرمهمانی شرکت کنید که اکثرافراد آن رابرای اولین بارمی بینید،بالاخره کمی دل شوره وجود دارد والبته یک فردطبیعی تمام این موقعیت ها رابدون مشکل طی می کند.اما اگرفردی نتوانست چه اتفاقی می افتد؟
      ترس ازاجتماع باعلائم ونشانه های جسمی وعاطفی بروزمی کند.علائم ونشانه های عاطفی وروحی شامل این موارد است:
      ترس شدید ازموقعیت هایی که درآن افرادغریبه ونا آشنا وجود دارند
      ترس ازحضوردرمکان هایی که حس می شودفرد مورد قضاوت قرارمی گیرد
      اضطراب ازاینکه ممکن است سایرین به فردبخندندویا اوراناراحت کنند.
      ترس ازاینکه سایرین علائم جسمی اضطراب رادرفرد متوجه شوند.
      اضطرابی شدید درحدی که زندگی روزمره ،کار،مدرسه وسایرفعالیت های فردرا کاملا فلج کند.علائم ونشانه های جسمی شامل این موارد است: برافروختگی،تعریق شدید،لرزش،تهوع،درد درشکم بروزمشکل درصحبت کردن،احساس گرفتگی عضلات،گیجی،تپش قلب،اسهال، به عبارتی فرد دراجتماع حضور-پیدانمی کند تا به چنین علائمی مبتلانشود.
      معمولاترس ازاجتماع دراواسط نوجوانی شروع می شود،البته امکان بروزآن درکودکی هم وجود دارد.بندرت ممکن است شروع این اختلال دربزگسالی باشد.این مشکل هم مثل بسیاری مشکلات دیگردراثرتلفیقی ازعلل محیطی وژنتیکی بوجودمی آید.
      ژن ها:
      بعضی ژن هاممکن است دربروزاضطراب وترس نقش داشته باشندکه البته ژن دقیق مسئول ایجاداین اختلال هنوزمشخص نشده است.ضمنا ترس ازاجتماع ریشه وراثتی هم داردیعنی معمولادرخانواده ویا فامیل چندین نفربه این مشکل مبتلاهستند.
      علل بیوشیمیایی:
      محققان براین باورندکه موادشیمیایی طبیعی موجود دربدن ممکن است درترس ازاجتماع نقش داشته باشند مثلاعدم تعادل ماده ای درمغزبه نام سروتونین،یک عامل محسوب می شودچون درتنظیم خلق وعواطف نقش دارد.
      پاسخ به ترس:
      بعضی دانشمندان معتقدندکه ساختاری درمغزکه آمیگدال نام دارد درکنترل پاسخ به ترس نقش ایفا می کند.در افرادی که این قسمت مغزفعالیت بیش ازحد داردپاسخ به ترس بسیارشدیدتراست وباعث اضطراب آنها درشرایط اجتماعی می شود.
      شرم ویا حالت نگرانی مختصردرموقعیت های جدیداجتماعی طبیعی است وترس ازاجتماع محسوب نمی شود،اما اگرحس کردیداین اضطراب زندگی شما راسیاه کرده ،بایددرمان شوید.به هرحال این مشکلی است که بوجودآمده وبایدبرطرف شود،در غیراین صورت بسیاری ازموقعیت های اجتماعی راازدست می دهیدوروزبه روزمنزوی ترخواهیدشد.حالاتی متداول در زندگی روزمره وجود داردکه اگرتحمل آن برایتان سخت است ودراین شرایط دچاراضطراب می شویدحتما به روانپزشک مراجعه کنید، نمی توانید ازاتاق استراحت عمومی درمحل کارویا تلفن عمومی استفاده کنید، نمی توانید کالایی راکه مشکل دارد به مغازه پس بدهید،اصلابا غریبه ها ارتباط برقرارنمی کنید،نمی توانید درحضوردیگران چیزی بنویسید،به هیچ وجه تماس چشمی برقرارنمی کنید، نمی توانید دراتاقی واردشویدکه قبل ازشما افرادی درآن نشسته اند، قادرنیستید دررستوران غذا سفارش دهید،دوست نداریدشما رابه افرادغریبه معرفی کنند،هیچ وقت شروع کننده صحبت ومکالمه نیستید.
      خوشبختانه این مشکل رامی توان درمان کرد.
      البته هرچه زودتربرای درمان اقدام شودبهتراست.معمولا دو روش درمانی وجود داردکه بسیارموثراست،یکی دارو درمانی است که معمولاازضدافسردگی ها استفاده می شود اما ممکن است ازداروهای ضد اضطراب وداروهایی موسوم به بتابلوکرها هم استفاده شودتا علائم فیزیکی مثل تپش قلب،فشارخون بالاولرزش برطرف شود.دیگری روان درمانی است که ازروش رفتاردرمانی شناختی استفاده می شودکه بسیارهم موثرعمل می کند.دراین روش اساس کارتفکرات خودشماست،بدون اینکه به سایرافراد یا موقعیت ها توجه شود.دراصل تفکرات اصلی وریشه ای شما محور قرارداده می شود وبعد ازشما می خواهند خودرا درشرایط ناخواسته ای که قابل تغییرنیست فرض کنیدوحال باهمان تفکرات اصلی، رفتاری صحیح ومثبت تعریف کنید.درمواردی هم درمراحل خاصی ازدرمان،فرد رابتدریج درشرایط اجتماعی اضطراب سازقرارمی دهند تا بتواند دراین شرایط با مهارت کافی و اعتمادبه نفس لازم برخورد داشته باشد.درمانگرمعمولا مهارت های اجتماعی فرد رابالا می برد وبا اوتمرین های مختلفی انجام می دهد تا فرد بتواند اعتمادبه نفس لازم دربرخورد با شرایط مختلف رابدست بیاورد.

      علاوه بر ادامه روش های درمانی خودتان هم بایدروش هایی رابکارببندید تا بتوانید ازپس این مشکل برآیید:

      – افکارمنفی درموردخودتان نداشته باشیدواین جورتفکرات رادوربریزید.
      -ازتمرین های شل کننده یا ریلاکسیشن استفاده کنید.
      -یاد بگیریدچطوربا استرس مقابله کنید.
      -با افرادی که حس می کنید با آنها راحت ترید رابطه برقرارکنید.
      -وقتی اضطراب دارید درفعالیت های لذت بخش وسرگرمی های موردعلاقه شرکت کنید.
      -خواب کافی داشته باشید.
      ۷رژیم غذایی متعادل رافراموش نکنید.
      -اهداف واقعی داشته باشید و آرزوهای دست نیافتنی راکناربگذارید.
      -هیچ گاه ازموقعیت هایی که شما راناراحت می کنند فرارنکنید بلکه سعی کنید بتدریج با این موقعیت ها روبروشوید تا مهارت کافی پیدا کنید.
      -با دوستان یا بستگان قراربگذارید که بعضی اوقات ناهاررا درمکان عمومی صرف کنید.
      -تماس چشمی داشته باشید و اولین کسی باشید که به دیگران سلام می کنید ویا موفقیتی راتبریک می گویید.
      -مکالمه راشما آغازکنید اما اطلاعات خود رابا مطالعه روزنامه ویا سایرمطبوعات افزایش دهید تا حرفی برای گفتن داشته باشید.
      -ازدیگران تقدیر وتشکرکنید.
      -برروی خصوصیات شخصیتی خودتان که به آنها علاقه دارید بیشترمتمرکزشوید.
      -نسبت به دیگران علاقه نشان دهید ودرمورد منزل ،فرزندان ،نوه ها،سرگرمی ها یا مسافرت هایشان با آنها صحبت کنید.
      -ازافراد غریبه ونا آشنا آدرس بپرسید تا تمرین بیشتری کرده باشید

  • ABC   میگوید:

    سلام…
    من گاهی اوقات خیلی بدبین میشم. افکار منفی زیادی ذهنمو مشغول میکنه . الان هم که در آستانه ازدواج هستم (البته مرحله خواستگاریش ) مدام این فکر میاد تو سرم که نکنه اشتباه انتخاب کنم و بعدها بهم خیانت بشه و … به طور کل از این که به من خیانت بشه میترسم. چه کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز ببینید وقتی افکار منفی فراوان است و شدت دارد باید در نظر داشته باشید که نمی توان به راحتی گفت که چه کنیم تا مرتفع شود چون حتما باید مراجعه داشته باشید تا برای درمان اقدامات صورت گیرد و شرایط بهتر شود .
      افکار مزاحم نوعی از وسواس فکری محصوب می شود و وقتی چنین شرایطی وجود دارد در هر زمینه ای فرد دچار تردید می شود و دچار بدترین افکار در مورد اینکه شاید با زیان هایی مواجه شود و اتفاقات ناگواری پیش اید و همه این ها ازاردهنده می شود .در هر حال امیدوارم با مراجعه حل شود و اصلا نگران نباشید به زودی شرایط مرتفع خواهد شد .

    • مشاور   میگوید:

      ضمیر ناخودآگاهم مرتبا خاطرات تلخ گذشته را مرور می کرد و به ضمیر خودآگاهم می فرستاد . در سایت تقاضای کار، این موارد را دیدم: پرستارهایی که ساعت های طولانی بدون این که کسی از آن ها تشکر کند کار می کنند، هم گرفتار افکار منفی می شوند . به خودشان می گویند: چقدر کار انجام نشده دارم و فرصت کمی هم مانده یا کارهای زیادی که مانده اند و تمایلی به ا نجامشان ندارم و یا مسائل لاینحلی که آن ها را نگران می کند و لذت و نیرو را از آن ها می گیرد .

      برای پیشرفت در کار یا احساس آرامش، بهترین راه این است که:

      ۱ . اگر احساس افسردگی، عصبانیت، ترس یا تصوری از هر چیز منفی می کنید، بپرسید چه چیز باعث نگرانی است .

      ۲ . وقتی که متوجه شدید که مساله چه بوده، خیلی راحت به خودتان بگویید: این افکار نه تنها به من کمکی نمی کند، بلکه مضر هم هست ; نباید به آن ها اجازه ورود بدهم و با تمام قدرت با آن ها مقابله کنید . همان ابتدای کار ضعیف می شوند که این هم پیشرفت خوبی است و با کمی تمرین پیشرفت های بیش تری هم می کنید .

      ۳ . مراقب افکار منفی بعدی باشید که شاید ده ثانیه یا ده دقیقه بعد به سراغتان بیاید و به همان روش قبلی عمل کنید . با علم به این که این افکار مخل آرامشتان است، در برابر آن ها مقاومت کنید و به آن ها بگویید: از ذهنم دور شوید ای پیام های بیهوده، مضر، ظالم و انرژی دزد! من مانع ارسال این پیام به خود می شوم . این ها هیچ سودی برای من ندارند . کلی هم به ضررم تمام می شوند .

      ۴ . باز هم مراقب باشید و ببینید افکار ناخودآگاهتان چه هستند; افکار اصلی که گرفتارشان هستید، چه هستند و بعد در برابر افکار مخرب مقاومت کنید .

      ۵ . متوجه شدم افکار منفی هر چند ثانیه یک بار به ذهنم خطور می کنند . اوایل، مقابله با آن ها به تنهایی بسیار مشکل بود; اما من نهایت تلاشم را کردم و باتمرین، در رویارویی با این افکار مضر و مزاحم، موفق تر شده ام .

      مرتب به خودم تلقین می کردم: در برابر افکار مزاحم و بی ارزش که اصلا هیچ فایده ای هم ندارند، مقاومت کن!

      ۶ . در ضمن تمرین مهارت، احساس می کنید قوی تر از گذشته شده اید و زودتر متوجه پیام های منفی می شوید که به ذهن خودآگاهتان راه پیدا می کند .

      ۷ . همچنین متوجه می شوید که راحت تر آن ها را شناسایی می کنید و در نتیجه، حتی مانع ورود آن ها به ضمیر خودآگاهتان می شوید و از آن جایی که به موقع جلوی آن ها را می گیرید، دیگر نمی توانند شما را شکست دهند; بنابراین احساس قدرت و نیروی بیش تری می کنید .

      ۸ . سرانجام این که متوجه می شوید که دوست دارید مچ این افکار را در همان ابتدای کار بگیرید و مانعشان شوید و ملاحظه می کنید که می توانید این کار را انجام دهید; زیرا آن قدر احساس خوبی دارید که می دانید بهتر است هر چه زودتر تمام این افکار را دور بریزید .

      ۹ . در طی چند روز من نه تنها توانستم آن ها را با ضمیر خودآگاهم شناسایی کنم، بلکه عادت به خلق این گونه افکار را هم در زمان کوتاهی ترک کردم . حالا دیگر به ذهنم راه پیدا نمی کنند و در عوض، به خاطر تلاشی که برای فکر کردن به افکار منفی کرده ام، احساس قدرت می کنم و این بهترین روش برای کمک به خودم در راه رسیدن به زندگی بهتر و احساس قوت است .

      ۱۰ . شما از تلاشتان احساس رضایت می کنید به محض این که بفهمید یکی از این افکار دارد وارد ضمیر ناخودآگاهتان می شود، تمام تلاشتان را صرف مبارزه با آن می کنید یا می توانید با فکر کردن به چیزهای بهتر، فکرتان را سرگرم کنید و آن وقت این فکر منفی معجزه می کند و بدون هیچ تاثیری بر روی شمااز بین می رود و آن وقت است که ملاحظه می کنید کارتان عالی بود و شادابی را که شاید مدت ها احساس نکرده بودید، حس می کنید .

      ممکن است به ذهن پرستاری این فکر خطور کند که هیچ کدام از گزارش های کاری اش را ننوشته، وقت زیادی هم ندارد . این یک فکر مخرب و مزاحم است که انرژی و انگیزه اش را از بین می برد . بنابراین ممکن است با خودش بگوید: ای افکار مزخرف از ذهنم بیرون بروید! من نیازی به یادآوری کارهای عقب افتاده ندارم . من این افکار منفی را نمی پذیرم . آنها نتیجه هر کاری را هم که الان دارم انجام می دهم، از بین می برند و انرژی ام را نیز هدر می دهند و مرا به احساس شکست و خستگی سوق می دهند . با این تمرین، این پرستار متوجه می شود که با مقاومت در برابر افکار منفی، مانع آن ها می شود و به خاطر تلاشش، احساس نیروی تازه، قدرت و نشاط می کند . این پاداش اوست و بدین ترتیب او می تواند بدون افکار منفی، حتی از کارش لذت هم ببرد . بعد از مدت کوتاهی او پی می برد که این عادت بد (ایجاد افکار منفی) را از بین برده و در کارش مشتاق تر و استوارتر می شود . باور کنید که این روش برای شما هم سودمند است . امتحانش کنید . من مثل آن مادری نیستم که سه بچه کوچک دارد . . . او هم می تواند از این طرز فکر استفاده کند و از روش فکر نکردن سود هم ببرد . یعنی به خود می گوید: آن قدر به من یادآوری نکنید که هنوز چه کارهایی را انجام نداده ام . چه فایده ای دارد که بفهمم کارهای خانه هنوز انجام نشده اند . این کار بی فایده است و فقط کاری را که الان دارم انجام می دهم، خراب می کند . این افکار باافکار منفی که خودمان ایجاد می کنیم، به وجود می آیند و زمینه ای می شوند برای احساس ندامت و خستگی روحی . دلیل به وجود آمدن این افکار هر چه هست، بهایش هم سنگین است، بسیار سنگین!

      مثلا خود من در به وجود آوردن بیماری افسردگی مزمن و خفیف در خودم دخیل بودم . بنابراین افکار مزاحم را جست و جو کنید . وقتی که احساس درد سختی می کنید، با آن مبازه کنید و آن را نپذیرید . به مراقبتتان ادامه دهید و مانع دخالت این پیام ها در زندگی شوید ملاحظه کنید که دارید قوی تر می شوید و به این نیروها اجازه دهید تا حتی در پیشرفت شما در روش فکر نکردن، یاریتان کند . از بقیه زندگی با شادی، اشتیاق و نیروی بیش تر لذت ببرید و به اوج خوشبختی هم فکر نکنید .

      باید اثر این روش را بلافاصله بعد از چند ساعت حس کنید; همان طور که در مورد من این طور بود . چهار ساعت تلاش مرا به شادی رساند . در خود احساس قدرت مجددی می کردم و این به من در نبرد علیه افکار بد شجاعت داد .

      در آخر می بینید که آن افکار به ضمیر خودآگاه شما نمی آیند و بدین وسیله خودتان را از شر رفتار مخرب و زیان باری که ناآگاهانه در طول زندگی داشته اید، نجات می دهید . موفق باشید و خوب فکر کنید .

سوالات شما: انصراف


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه