بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

مرکز مشاوره مراکز استانها

 

مرکز مشاوره اصفهان مرکز مشاوره شیراز مرکز مشاوره کرج مرکز مشاوره قم مرکز مشاوره کاشان
مرکز مشاوره یزد مرکز مشاوره ساری مرکز مشاوره رشت مرکز مشاوره بابل مرکز مشاوره اسلام شهر
مرکز مشاوره تهران مرکز مشاوره تبریز مرکز مشاوره منطقه بندرعباس مرکز مشاوره کرمانشاه مرکز مشاوره منطقه ارومیه
مرکز مشاوره اراک مرکز مشاوره همدان مرکز مشاوره مشهد مرکز مشاوره کرمان مرکز مشاوره اردبیل

 


مرکز مشاوره تهران

6131 نظر جدید برای بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

  • maryam   میگوید:

    درسته که از لحاظ حجابی بهم نمیخوریم ولی از لحاظ اخلاقی خیلی شبیه هم هستیم !
    بیشتر فکرامون مثه همه، جفتمونم تقریبا ادمای منطقی هستیم زیادم احساسی نیستیم
    خانواده ها هم گفتن باید باهم رفت آمد کنید تا بیشتر همو بشناسیم! اما ما میخوایم اول خودمون با قضیه کنار بیایم اگه کنار اومدیم خانواده هارو با هم اشنا کنیم
    من چون همه دوستام مومنن بنظر خودم برام کار سختی نیست که حجاب داشته باشم ولی نظربقیه برعکسه! و همش ناامیدم میکنن

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      خب با این وجود که خانواده ها هم خواستن بیشتر اشنا بشید و فقط بحث حجابه که شما نسبت بهش پذیرش دارید پس نگران نباشید و حرف خانواتون درسته ولی مهم اینه شما بخواهید که حجاب داشته باشید و سر عقیدتون بایستید مطمئن باشید وقتی پشتکار شما رو ببینند اون ها هم حمایت خواهند کرد واگر ممکنه در اقوام کسی مسخره کمنه عقیدتون رو بدونید که ما برای دیگران قرار نیست زندگی کنیم اگر فکر می کنید این فرد از هر لحاظی به شما شبیه و ملاک های مهم شما رو داره خب سعی کنید جدی تر بررسی کنید و امیدوارم بهترین تصمیم ور بگیرد و موفق باشید

  • maryam   میگوید:

    یکی از مشکلات ما اینه که وقتی ما بچه دار میشیم بچه به کدوم سمت کشیده میشه و با وجود اینکه خانواده من بی حجابن چیکار کنم بچم مثه اونا نشه و به اون سمت کشیده نشه!اصن میشه اینو از الان معلوم کرد!؟

    • مشاور   میگوید:

      باسلام
      دوست عزیز شما اگر به ثبات عقیده ای برسید در زندگیتون فرزند شما هم مطابق رفتار والدین عمل خواهد کرد
      و جای نگرانی نیست
      خیر وقتی وارد زندگی نشدید که نمی توانید از قبل پیش بینی کنید .برای رفتار فرزند والدین در اولویت هستند .
      موفق باشید

  • Maria   میگوید:

    برای فراموش کردن دوستی ساده مجازی که به عشق منجر شده و و جداییمون حدود یک سالی میشه چیکار کنم
    ضمن اینکه الان متاهل شدم و نفر قبل نمیتونم فراموش کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      جدایی همیشه غم انگیز و دردنـاک اسـت. پـس از یـک دوره سعی تلاش برای کنار زدن کدورتـها و مشـکلات، متاسفانه نتوانستید به زندگی درکنار هم ادامه دهید و سایه شوم جدایـی شمـا را از هـم دور کـرده اسـت. می خواهید رابطه ای جدید را شروع نموده و بتنهایی خود پایان دهید. امـا خاطـرات و لـحـظـات با هـم بودن ذهن شما را مشغول کرده و نمی توانید آنها را از یــاد ببرید. در این قسـمت ۱۱ روش بـرای فـرامـوش نمـودن همسر یا نامزد پیشین خود را خواهید آموخت.
      ۱۱- مدتی به خودتان فرست دهید.
      بعدازجداشدن ازنامزد یاهمسرقبلی ، خیلی بهتراست که قبل ازاین که به فکر شخص و یاعشق جدید به افتید، مدتی به خودتان فرست دهید. چون اگر عجولانه ویاازروی لجبازی ویاصرفابرای رهایی ازاحساس تنهایی، بخواهید اقدام به این کار بکنید به احتمال زیاد ازچاله درنیامده به چاه خواهید افتادواحتمال میرود نه تنها وضعیت شما بهترنشود بلکه امکان خراب ترشدن هم وجود دارد.
      بنظرمن اگرحداقل شش ماه صبرکنید اقدام بعدی شما موفقیت آمیزترخواهد بود.

      ۱۰- حقیقت را بپذیرید: او رفته است

      بسته به اینکه رابطه گذشته شما تاچه حد جدی بوده، این مرحله ممکن است نسبت به مـراحـل دیــگر زمــان بیشتری ببرد. به طبع اگر مدتی طولانی با همسر خود زندگی کرده باشـیـد، قبـول ایـن مسئله که دیگر با همدیگر نخواهید بود بسـیـار مـشـکل تـر اسـت از زمـانی که مثلا” با نامزدتان حدود چند ماه در ارتباط بوده باشید.

      هرقدر سریعتر این واقعیت که همسر گذشته شما برای همیشـه رفـته است را بپذیرید، زودتر خواهید توانست رابطه جدیدی را آغاز نماییـد. بـنابرایـن بـه افکـار خود که در شمـا زمزمه برگشتن و تماس گرفتن دوباره او را میکنند، التفات ننموده و دست بکار شوید.

      ۹- افکار خود را بزدائید

      باید خود را از صدمات و تنشهای رابطه پیشین رهایی دهید. در غیر اینصورت این حالات و احـساسات در رابـطـه جـدید به همراه شما بوده و باعث بروز مشکلات زیادی خواهد شد.

      به عنوان مثال ممکن است رفتارهای نامزد جدیدتان را بر اساس روشهایی کـه در مـورد همسر گذشته خود پیش گرفته بودید، به غلط تعبیر و تفسیر نمایید. و یا خشم و غضب پنهانی که نسبت به همسر قبلی خود در سر داشته اید را به نامزد کنونی خود روا داریـد. بنابراین بهتر است آن احساسات را از ذهن بیرون نموده و با فکری آزاد رابطه جدیدتان را آغاز نمایید.

      ۸- از اشتباهات خود عبرت بگیرید

      بعد از اینکه از دست احساسات منفی رها شدید، می تـوانـید به رابطه گذشته خود به عنوان یک تجربه آموزنده بنگرید. در مورد علت جدایی و ایـنکه چـه چیزی در نهایت باعث ناسازگاری شما شد بیندیشید.

      با اجرای این مرحله مطمئن خواهید شد که دیگر اشتباهات گذشته که در انتها منجر به جدایی خواهد شد را در رابطه جدیدتان تکرارنـخـواهـیـد کـرد و نیز به مـسـائـلـی کـه در سرنوشت رابطه زناشویی شما دخیل هستند، نزدیکتر خواهید شد.

      ۷- با او صحبت کنید

      گرچه ممکن است کمی ضد احـساسی بـنظر بـرسـد، امـا خـوب اسـت در مورد نامزد یا همسر گذشته خود با نامزد یا همسر جدیدتان صحبت کرده و رمز و راز دل خـود را بیرون بریزید. به این ترتیب او مـتـوجه خـواهد شـد که از کـجا آمده اید و سخن و اعمال شما را سوء تعبیر نخواد نمود.

      با این وجود در این کار زیاده روی نکنید چون ممکن است باعث ترساندن نفر جدید شده و مجبور به طی مجدد این مراحل گردید!

      ۶- با او قطع رابطه کنید

      آنچه که عموم افراد با آن اتفاق نظر دارند این است که هیچگاه نمیتوان همسر یـا نامـزد قبلی را بعنوان “دوستان معمولی” در نظر گرفت و به همین منوال با آنها ارتبـاط داشـت. با اینکه اشخاص خوش بین بر این باورند که می تـوان ارتـبـاط دوسـتـانه خـود را با نامزد پیشین حفظ نمود،افراد واقع بین اعتقادی برچنین رابطه ای ندارند. همیشه مسائل حل نشده ای وجود دارد که باعث میشود عشاق سابق به روشهای عجیبی رفتار کنند.

      ۵- عکس اورا کنار بگذارید

      هر نوع خاطره بجا مانده از او نظیر عکسها، نامه ها، لباسها، جواهرات بدلی و چیزهای دیگری که شما را به یاد او میاندازد را جمع آوری نموده و دور بریزید. اگر اهـل دور ریـختن نیستید، آنها را در یک کارتن گذاشته و در کمد یا انباری قرار دهید.

      ۴- مکانهای محبوب جدیدی پیدا کنید

      سعی نکـنـید با نامزد جدید خود بـه هـمان رستوران یا پارکی که با همسر گذشته خود میرفتید، سربزنید. چون این باعث میشود بجای اینکه حواستان به نامزد جدیدتان باشد به یاد همسر قبلی خود بیفتید.

      بهترین کار این است که محلهای تفریحی جدیدی انتخاب کنید که تا به حـال نـرفـتـه اید. چه کسی می داند؟ شاید آن محل جدید تبدیل به پاتوق شما شود.

      ۳- نامزد جدید خود را به دوستان و خانواده خود معرفی کنید

      معرفی نامزد جدید به دوستان و خانواده باعث می شود تا بتوانید سریعتر همسر قبلی خود را فراموش کنید. هنگامیکه آنها شروع به درنظر گرفتن شما به عنوان دو یـار جـدیـد نموده و فردی که عادت به بودن با او داشتید را از یاد می بـرند، شـمـا نـیـز همین کار را آسانتر انجام خواهید داد.

      ۲- مقایسه نکنید

      نامزد یا همسر جدید خود را از هیچ لحاظ (شکل، قیافه، وزن، استعداد،… ) با همسر یا نامزد قبلی مقایسه نکنید.

      ۱- یگانگی او را تحسین نمایید

      در روی آن چیزی هایی که باعث تمایز نامزد جدیدتان میگردد، تمرکز کنید. چه چیز استثانی دارد؟ چـه کـاری مـیتواند انجام دهد که دیگران از آن عاجزند؟ با پاسخ گفتن به این سؤالات خواهید توانست خـصـیصـه های که باعث عشق ورزیدن شما نسبت به او میشود را دریافته و آنها را همیشه مورد تحصین قرار دهید.

      با دنبال نمودن این ۱۱ مرحـله نـه تـنـها می توانید نامزد یا همسر قبلی خود را فراموش کنید، بلکه در موقیعیتی قرار خواهید گرفت که از همراهـی نامزد جدیدتان نهایت لذت را ببرید. پس شروع کنید.

      درعشق خودصداقت داشته باشید.موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    سلام پسری سه ساله و نیمه دارم هر شب شب ادراری داره لطفا راهنمایی فرمایید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      وشهای درمانی متفاوتی بدون در نظر گرفتن علت شب ادراری برای حل این مشکل وجود دارد. البته اگر بیماریهای جسمی مانند دیابت، یبوست و عفونت ادراری علت قضیه باشد حتماً لازم است که پزشک درمان بیماری اصلی را شروع کند. اما در موارد دیگر شما می توانید با توصیه های زیر به حل مشکل کمک کنید:

      ۱) صبر کنید: این کار بهترین و اصلی ترین روشی است که به شما و فرزندتان کمک می کند. برخی از کودکان تا ۷سالگی قادر به کنترل ادرار خود در شب نیستند و با گذشت زمان این توانایی را به دست می آورند به همین علت با صبر کردن بدون عصبانی شدن و تنبیه کودک می توانید امیدوار باشید که او این توانایی را به دست آورد و مشکلش حل شود. اما در ۳ مورد حتماً با پزشک مشورت کنید: اگر فرزند شما بعد از ۷ سالگی هنوز خود را خیس می کند. اگر کودک بعد از مدتی خشک ماندن ناگهان دچار شب ادراری می شود. اگر شب ادراری با خرخر، سوزش و دردهنگام ادرار همراه بوده و یا تشنگی مکرر و ادرار پررنگ هم داشته باشد.

      ۲) استفاده از زنگ مخصوص: این زنگ های مخصوص می توانند کوچکترین مقدار رطوبت را در رختخواب یا لباس زیر کودکتان تشخیص داده و قبل از اینکه خیلی دیر شود با صدای زنگ بلندی کودک را از خواب بیدار کنند تا به دستشویی برود. این زنگها به تدریج به کودک آموزش می دهند که با احساس پری در مثانه از خواب بیدار شده و به دستشویی بروند. البته دست کم ۲ هفته تا ۱۲ هفته طول می کشد تا این زنگ بتواند یک شب خشک را برای کودک به ارمغان بیاورد. یادتان باشد اگر کودک با صدای زنگ بیدار نمی شود لازم است شما با شنیدن زنگ او را بیدار کنید.

      ۳) استرس را تشدید نکنید: شما به عنوان والدین مسلما قصد ندارید بر فشار و اضطراب کودکتان اضافه کنید اما گاهی با رفتار و عکس العملهای خود به این اتفاق باعث می شوید که فرزندتان بیش از پیش مضطرب شود. متخصصان می گویند اضطراب زیاد می تواند مشکل شب ادراری را تشدید کند. بنابر این مراقب رفتار خود با کودکی که شب خودش را خیس کرده باشید.

      ۴) سرکوفت نزنید: متاسفانه بعضی از والدین عادت دارند کودک خود را با دیگر بچه ها مقایسه کرده و از این کار برای تنبیه و تغییر رفتار او استفاده می کنند. اما این کار جز از بین بردن اعتماد به نفس فرزندتان نتیجه دیگری ندارد. هیچ کودکی از سرکوفت زدن به عاقبت خوشی نخواهد رسید. اگر به این مسأله توجه نکنید، کودک شما از اختلالات روانی و عدم توازن اجتماعی در دوران کودکی رنج خواهد کشید و این شرم مکرر در مقابل دیگران او را دچار یک زندگی غیر عادی خواهد کرد که عواقبش ممکن است تا بزرگسالی دامنگیر او شود.

      ۵) از کودک حمایت کنید: شما به عنوان والدین وظیفه دارید در مدتی که فرزندتان شب ادراری دارد او را حمایت کنید تا بتواند با این شرایط کنار بیاید تا زمانی که بتواند کنترل مثانه اش را به دست بیاورد.

      ۶) عادات قبل از خواب را یاد آوری کنید: به کودکتان راه هایی را که کمک می کند، جلوی شب ادراری گرفته شود؛ یاد بدهید. مثلاًً ۲ساعت قبل از خواب نوشیدنی های کافئین دار و میوه های آبدار نخورد، چون اینها ادرار آورهای طبیعی هستند. قبل از خواب حتماً به دستشویی برود و هر بار که صبح خشک از خواب بیدار شد، آن را ثبت کنید و به او نشان دهید زمانی که این نکات را رعایت کند کمتر دچار مشکل می شود.

      گاهی اوقات دیر خوابیدن و خستگی کودک باعث می شود که بیدار شدن و دستشویی رفتن در شب برایش سخت تر شود و احتمال شب ادراری او زیادتر شود. بنابر این کودک را آموزش بدهید تا در ساعت مقرر به رختخواب برود. علاوه بر این مسیر توالت را در شب روشن بگذارید تا کودک بتواند شب هنگام به راحتی به دستشویی برسد.

      ۷) روشهای کم کردن اضطراب و استرس را بیاموزید: اگر در منزل اتفاقاتی افتاده که فکر می کنید کودک شما مضطرب و تحت فشار است؛ مثلاً اگر عزیزی را از دست داده اید و یا مدرسه کودک عوض شده است؛ بهتر است با کمک روانشناس به کودک روشهای کم کردن اضطراب را یاد بدهید. مشاوره نه تنها برای کودک بلکه برای خود شما هم می تواند سودمند باشد.

      تحقیقات نشان داده که تأثیرات روانی شب ادراری بر کودک بارزتر است تا اثرات جسمی. واکنش اعضای خانواده و خواهر و برادرها می تواند نقش مهمی در این مسأله داشته باشد. مثلاً مسخره کردن خواهر و برادرهای او، نا امیدی والدین و… می تواند زمینه ضعف اعتماد به نفس او شده و عارضه اش این باشد که در مدرسه و جامعه قربانی قلدری دیگران قرار گیرد.

      ۸) امیدوار باشید: وقتی حادثه شب ادراری تکرار می شود از خودتان ناامیدی نشان ندهید. حتی یک شب خشک بودن کودک و پیشرفت او در کنترل خودش را تشویق کنید. نا امیدی شما اضطراب کودک را تشدید می کند. در عوض تشویق او اعتماد به نفس او را تقویت می کند و باعث می شود او تلاش بیشتری برای خشک ماندن از خود نشان دهد.

      ۹) به کودک آرامش بدهید: به کودکتان هم بگویید که او به زودی خواهد توانست کنترل مثانه اش را به دست بیاورد و برای این کار به کمی تمرین نیاز دارد. به او بگویید که این مشکل تنها مخصوص او نیست و بسیاری از هم سن و سالان او هم به این مشکل دچار هستند. در ضمن تلاش کنید تا همکلاسی های کودک از مشکل او اطلاع پیدا نکنند تا موجب شرمندگی فرزندتان نشوند.

      ۱۰) عایق بندی کنید: از خیس ماندن تشک فرزندتان هنگام شب ادراری جلوگیری کنید. به همراه زنگ مخصوص از محافظ تشک ضد آب استفاده کنید و می توانید از پوشک یا شورتهایی که رطوبت را جذب می کنند استفاده کنید تا زمانی که پیشرفت واضحی در کنترل مثانه کودک مشاهده کنید. در ضمن بهتر است برای تمیز کردن رختخواب از خود کودک کمک بخواهید. مثلاً از او بخواهید که ملحفه یا پتو را به محل شستشو ببرد. این کار را به عنوان تنبیه قرار ندهید بلکه فرزندتان باید مسئولیت عمل خود را به عهده بگیرد و البته به او خاطر نشان کنید که شما به او کمک خواهید کرد. همچنان به خاطر داشته باشید که شب ادراری کودک عمدی نیست و برای او هم تجربه ناخوشایندی است. پس به خاطر این تجربه بد، تنبیهش نکنید. بلکه برای خشک ماندن تختخوابش تشویقش کنید.موفق باشید

  • تینا   میگوید:

    سلام
    شما در جواب سوالم که ازتون پرسیده بودم ایا افسردگی می تونه در هوش هم تاثیر بزاره یا نه گفتید که استرس کلا در تمام امور روزمره تاثیر گذاره اینو قبول دارم ایا استرس و افسردگی بهم مرتبط هستند ؟اخه چون من حس می کنم استرس زیادی ندارم فقط حس افسردگی بهم دست داده واقعا فرق اینا چی می تونه باشه؟

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز استرس و افسردگی دوعضو جدای ناپذیر از هم هستند و همیشه مرتبط با همند و هرکدام پیش زمینه ابتلا به دیگریست!
      یک روانپزشک گفت: «بروز اضطراب در یک فرد می‌تواند باعث بروز علایم افسردگی، وسواس، مشکلات جسمی، سایر اختلالات روانی از جمله تشدید حملات پانیک یا هراس و… شود.»
      دکتر علی باغبانیان اظهار داشت: «در بین بیماری‌های روانپزشکی بیشترین ارتباط بین اضطراب و افسردگی است. در گذشته اعتقاد بر این بود عامل موثر در بروز اضطراب و همچنین تشخیص، درمان و پیش‌آگهی علایم کاملا متفاوت است ولی در حال حاضر تقریبا می‌توان گفت عمده بیمارانی که دچار اضطراب هستند، برخی علایم افسردگی را تجربه می‌کند. البته عکس این مساله نیز صدق می‌کند و فرد مبتلا به افسردگی دچار نشانه‌های اضطراب نیز می‌شود.»
      به گفته این استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران هر چند اضطراب بیماری واحدی محسوب می‌شود ولی در یک فرد ممکن است علایم اضطراب و در فرد دیگر این علایم با نشانه‌های افسردگی تظاهر پیدا کند. به عبارت ساده‌تر یک ویروس مشخص را در نظر بگیرید که وارد بدن می‌شود. این ویروس ممکن است در فردی با علایم گوارشی اسهال و استفراغ همراه باشد ولی در فرد دیگر اختلالات تنفسی و تنگی نفس را نیز در پی داشته باشد، درحقیقت با آنکه عامل بیماری، ویروس واحدی است ولی در افراد مختلف، علایم متفاوتی را به دنبال دارد.»
      وی همچنین گفت: «در حال حاضر بسیاری از روانپزشکان بر این باورند که اضطراب و افسردگی دو سر یک طیف هستند و داروهای نسل دوم ضدافسردگی موجود در بازار نقش موثری در درمان دارند.»
      باغبانیان در نهایت تاکید کرد که یکی از علایم اضطراب، می‌تواند عصبانیت باشد و اغلب فردی که دچار استرس مزمن و عصبانیت هستند، علایم اضطراب در آنها تظاهر پیدا می‌کند. در مبتلایان به اضطراب علاوه بر دارودرمانی، باید سعی شود که سطح استرس کاهش یابد و با ایجاد تغییراتی مثبت در محیط زندگی فرد، نگرش و چگونگی مقابله او با استرس و همچنین افزایش و تقویت اعتمادبه‌نفس و در مواردی روان‌درمانی -حمایتی که بسیار می‌تواند موثر و کارآمد باشد، به بهبود وضعیت فرد پرداخت.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بله مرتبط هست منتهی برای اینکه تشخیص افسردگی داده باشه باید به مدت دو هفته مداوم احساسغم داشته باشید و خلق ناشاد
      و فعالیت هایی که براتون قبلا لذت بخش بودند اکنون دیگر لذ بخش نیستند
      و مشکلات در خواب و تغذیه شما ایجاد شده باشد کم خوابی یا بیدار شدن زودتر از موعد از خواب در صبح و حس کاهش تمرکز و مشکلات وارشی گاها عارض می شود اگر این موارد این اندوه شدید که نمی دونید دقیقا از کجاست عارض شده خب احتمالا افسردگی مطرح است باید حتما به روانپزشک کراجعه کنید و دارو بگیرید و اگر ایشون صلاح بدونند زیر نظر روانشناس هم باشید و درمان ادامه داشته باشه .منتهی استرس های روزمره که برای هر فردی پیش میاد ممکنه برای فردی بسیار سخت و شدید شکل بگیره به حدی که زندگی معمول رو مختل کنه اونوقت بیشتر ذهن به سمت بیماری اضطرابی میره اگر فرد مدام گوش بزنگ حادثه ای باشد و منشا این بی قراری را نداند

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • سارا   میگوید:

    سلام دختری۲۲ساله هستم مذهبی و انقلابی،خواستگارم اهل نماز وروزه است ولی مرجع تقلید ندارد و دین را یک موضوع شخصی میداندو فقط در مسایل عبادی از نظرات فقها استفاده میکند و روش زندگی خودش را دارد مثلا فیلم های ماهواره و امریکایی میبیند و وقتی به او می گویم حرام است قبول ندارد او می گوید به من علاقه زیادی دارد واین اختلافات مهم نیست ولی می ترسم مدتی که از زندگیمان بگذرد این علاقه کمرنگ و اختلافات پررنگ شود

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز بحث عقاید مذهبی و حد و حدودش بسیار حائز اهمیته و منتهی باید بدونید که چقدر شما می تونید انعطاف رو در طرف مقابل قبول کنید اگر ایشون واقعا به هر لحاظ خوب هستند و فقط در بحث مرجع تقلیده بیشتر فکر کنید و صحبت کنید و بدونید که همه افرادی که خودشون رو مذهبی نشون می دهند الزاما مذهبی نیستند و ایشون هم صادقانه بهتون گفته این مساله مهمی است .اگر شما به هیچ وجه نمی تونید کسی که به لحاظ اعتقادی مثل شما نیست رو تحمل کنید خب بهتره از همین حالا ارتباط رو ادامه ندید و خب به این خواستگار بگید که نمی تونید اختلاف عقاید رو تحمل کنید .صادقانه اینکه اگر فکر می کنید شما کمی تند روی می کنید در مسائل اعتقادی کمی در رفتارتون تجدید نظر کنید .و خب قطعا تفاوت های عقیده ای و رفتاری و فرهنگی می تواند زمینه ساز مشکلات و مسائلی شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • مهسا   میگوید:

    سلام.من ۲۵ سالمه با ۷ ماه هستش که با پسری که از خودم ۳ سال کوچکتره دوست شدم البته از آشناهامون بوده.خیلی بهش علاقه دارم اون هم همینطور.متاسفانه از نطر خانوادگی پدرش جایگاه خوبی نداره چون چن بار زندان رفته بخاطره حمل مواد مخدر.اما خودش اینجوری نیست و از سن پایین سر کار رفته خرج خودش و دانشگاهشو داده.ولی خیلی عصبی هستش و تقریبا بهم شکاکه و من بدون اجازش اگر جایی برم یا کاری کنم بیچارم میکنه.چن وقت باهم قهر بودیم حالا یک هفتست که باز اشتی کردیم و بهتر شده.اما واسه من خواستگار اومده و امشب خواستگاریمه.من بهش گفتم خواستگار دارم گف بخاطره من خودتو بدبخت نکن اگر خوشبختت میکنه برو اما واقعا نمیدونم چیکار کنم چون به شدت دوسش دارم..ممنون میشم راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      ایشون از شما کوچکترند
      پدرشون سابقه خوبی نداره و این ممکنه روی روحیه و شرایط اون اقا هم اثر گذاشته باشه هرجندگناه پدر رو به پای فرزند نمی نویسن و منظورم شرایط روحی و روانی خانواده این افراد است
      و سوم اینکه ایشون گفته به خاطرش خودتون رو بدبخت نکیند همین سه مساله کافیه که بدونید اگر چه عاشق شدید و علاقه مند و به لحاظ روحی و احساسی به عنوان خانم متاثر شدید وقابل درک است ولی منطق و عقل چیز دیگری می گوید و بهتر است که ایندتون رو هیچ وقت به خاطر یک احساس هدر ندید .زندگی زناشویی و زیر یک سقف فقط با یک آشنایی کامل نمیشه .ادم ها وقتی عاشقن بدترین انتخاب را می کنند .
      چون هیچ کدوم از خطاهای فرد رو نمی بینند و فکر می کنند می تونن اصلاحش کنند .اگر با منطق پیش رفتید و انتخاب کردید بدونید وفق تر خواهید بود
      اول جریان قبلی رو با خودتون حل کنید و بعد با فرد دیگری اقدام به صحبت کنید چون اگر حل نکرده باشید ممکنه نفر بعد رو چون متفاوت از عشق قبلی است ندیده بگیرید و شاید یک فرصت خوب رو از دست بدید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • عسل   میگوید:

    سلام
    مشکلی خانوادگی همه خانواده من رو بهم ریخته است. پدرم و مادرم از زمانی که من کودک بودم همیشه دعوا میکردند مادرم میگه که پدرتون یه زنه دیگه داره و هر روز به یه نفر شک میکنه و ما هم موندیم این وسط چیکار کنیم ؟ میگه من زنان و بهتر میدونم از رفتارشان از کاراش تشخیص بدم که وضعی داره ، تازگیا که اداهاشون بیشتر شده و چند روز پیش تا مضر جدایی رفتن که ما نداشتیم آخه چیکار کنیم واقعا خسته شدیم ، به گفته مادرم که این روزا پدر نمیتونه رابطه زناشویی رو بدون قرص انجام بده ، و زمانی هم که قرص میخوره درد معده میگیره و ولی به حال بابا اگه معده ترش کنه چون دعوا شروع میشه که کجا بودی و حتما زن دیگه ای داری ، بابا قسم میخوره که زن دیگه ای ندارم و مادرم میگه داری ، تو رو خدا بگید ما چیکار کنیم ؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز درسته شما به عنوان عضو اون خانواده واقعا دارید به لحاظ روحی و روانی آسیب می بینید ولی باید بدونید که
      اگر کسی هست که حرفش برای والدین شما مورد قبلو باشه توصیه کنند حتما به روانشناس مراجعه کنند و احتمالا اگر مشکل
      چه زناشویی چه رفتاری باشه بررسی بشه اگر مادر شما هم حساسیت بیش از حد داشتند و دچار سوء ظن شده بودند خب راه درمان وجود دارد و بهتره این مسائل رو از زبان فرد متخصص این حوزه بشنوند
      بهتره سریع تر یا خودتون البته اگر حرف شنوی ازتون دارند یا هر فرد دیگه ای مسئله رو مطرح کنه .
      و اگر فعلا رضایت ندادند خودتون برای گرفتن راهکارها مراجعه کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • گندم   میگوید:

    سلام.
    پارسال همین ماه از سال بود که آقایی با آشنایی قبلی از خانوادم ازم خواستگاری کرد یعنی بیشتز بخاطر شهرت پدرم و جایگاه پدرم
    و رشته تحصیلیم که بقول خودشون هم صنف بودنمون(ایشون دانشجوی دندون پزشکی و من دانشجوی پزشکی ام )بود بدون شناخت خواستگاری کرد.بعد از چن جلسه آشنایی به این نتیجه رسیدم که میتونیم برای هم خوب باشیم اما هرچی گذشت فهمیدم از شخصیت واقعیش دور بوده نه اینکه بد باشه اما از لحاظ فرهنگی ،پوشش و عقاید از هم دوریم و فقط بخاطر اینکه از دستم نده سعی میکرده هر چیزی که میگم تایید کنه.مثلا درباره ی آینده ک صحبت میکنیم میگه دوس دارم دخترم مث دخترای فامیلم باشه. یا برای پوششم بهم پیشنهاد هایی میده که اصلا درخور عقاید خانواده من نیس.یا هر بار که میبینمش بعدش بدون استثنا مستقیما بهم میگه که از تیپم خوشش نیومده.خیلی ابراز علاقه میکنه ولی چیزی که درک کردم این بوده که به شخص خودم علاقه ای نداره..راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر از برخورد و رفتار ایشون حدس زدید که ایشون به خاطر موقعیت و خانواده و یا حتی رشته شما جلو اومدند و می خوان بعد از ازدواج اونی بشین که ایشون مایل هستند باید بدونید این طرز فکر بعدا خیلی مشکل ساز خواهد شد چون ما باید افراد رو همون طوری که هستند بپذیریم نه اینکه به عقایدشون احترام نزاریم و مدام انتقاد کنیم و بخواهیم مطابق میل و سلیقه ما باشند ..بهتره اگر تمایلی نسبت به ایشون هست حتما با هم به مشاوره پیش از ازدواج برید و سعی کنید شناخت کامل تری نسبت به هم داشته باشید .تا اگر موردی هست که مشخص نشده تا الان بهش آگاهی پیدا کنید و سعی کنید بیشتر در رفتارها دقت کنید و غیر مستقیم سوالاتی بپرسید که متوجه علاقه ایشون بشید که اگر غیر از این باشه خب قاعدتا ازدواج مناسبی نخواهد بود .بهتره اگر عقیده ای دارید واقعا سر اون عقیده و نظر بایستید و عکس العمل ایشون رو ببینید .اگر هم می تونید مطابق میل ایشون بشید و مشکلی ندارید با ایراداتی که گرفته میشه و انتقاداتی که ممکنه از شما صورت بگیره خب راحت تر می تونید تصمیم به ازدواج بگیرید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • اااااا   میگوید:

    سلام خسته نباشید تروخدا زود جوابمو بدین
    من نزدیک ۳ساله با پسری دوست شدم و واقعا قصدمون
    ازدواجه
    ایشون با خواهرم حرف زد و تو شهری که من هستم نبودن
    ولی با وجود اینکه پس اندازی نداشت تو این ۳سال رفت سرکار
    و پولاشو جمع کرد الان چندماهی میشه اومده شهری که من زندگی میکنم ما واقعا همو دوست داریم فقط مشکلمون اینه حس میکنم حرف همو نمیفهمیم من قبلا با پسری دوست بودم و این موضوع رو هم بهش گفتم حس میکنم بیشتر حساسیتاش بخاطره این موضوعه مثلا تا چند ماه پیش نمیذاشت تلگرام نصب کنم با هزار تا دعوا و قهر بلاخره راضی شد اونم کلی شرط گذاشت برام که گروه نرم و… الان من ازش خواستم اینستاگرام نصب کنم اونم نه برای اینکه پست بذارم و کار خاصی بکنم یا مثلا برم گروه تلگرام دعوا راه انداخت و حرفایی زد که توقع نداشتم ازش بشنوم بهم گفت پشیمونه از انتخابم من نگرانم چون واقعا تصمیمم جدیه واسه ازدواج اینم بگم من ۱۶سالمه و هنوز خونوادم اجازه نمیدن بیاد خاستگاری که هر چند میذاشتنم من با این وضعیت نمیذاشتم ازدواج کنیم خیلی جاها حق داره مثلا به مو بیرون گذاشتنم گیر میده میگه چادر سرت کن ولی خیلی جاها محدودم میکنه حس میکنم تو زندگی خیلی بدتر از این میشه تروخدا کمکم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شما در سن ۱۶ سالگی هستید و از این شرایط و این محدودیت ها رو براتون گذاشتن خسته شید خب چقدر مطمئن هستید که بعدا که سنتون بیشتر بشه با حق و حقوقتون اشنا بشید شرایط براتون غیر قابل تحمل تر نشه .شما نباید سابقه دوستیتون رو می گفتید چه به ایشون یا هر فردی که بخواهید در اینده باهاش زندگی کنید چون به هر حال این مسائل حساسیت ایجاد می کنه و مشکل ساز میشه و سخت گیری ها بیشتر خواهد شد .شما هنوز فرصت های زیادی دارید اگر تمایل به رفتن دانشگاه داشته باشید مطمئنن ایده ال ها و شرایطت شم با امروز متفاوت میشه بهتره کمی صبر داشه باشید و اگر هم انتخابتون همین فرده کمی با دقت تصمیم بگیرد و حتما با اون آقا به شماوره پیش از ازدواج برید تا خدای ناکرده تصمیم غلطی گرفته نشه و بهتره بدونید در این سن البته سن اون فرد رو نمی دونم ،افراد خیلی زندگی را فانتزی می بینند و خیلی واقع گرا نیستند نسبت هب مسائل و چالش هایی که ممکنه د راینده به وجود بیاید به هر حال زندگی مشترک مسئولیت پذیری می خواهد که اگر نمی تونید داشته باشید بدونید هنوز شروع زندگی مشترک براوت زود است

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • حمیرا   میگوید:

    سلام خانمی هستم چهار ساله ازدواج کردم متاسفانه شوهرم بسیار بدهن وبی ادب است در خرجی خونه کم مسولیت داره بهش پیشنهاد مشاوره می دم ولی متاسفانه تمایل نداره که بیاد مشاور ه ولی قبول نمی کنه
    اصلا ابراز علاقه نداره تا حالا یک کادو هم برا من نگرفته. نه روز زن نه سالگرد ازواج. بهم کمک کنید به اخر خط رسیدم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر ایشون مراجعه نمی کنند خود شما می تونید مراجعه کنید حداقل برای اینکه نوع برخورد با این شخصیت رو یاد بگیرید و لااقل بارروحی و روانی مساله کاسته بشه
      و بدونید که به هر حال ایشون قطعا در خانواده ای بزرگ شده که خیلی از این مسائل کم اهمیت بودند و توجهی بهشون نمیشده
      و ایشون یاگیری براش صورت نگرفته .و نوع بازخورد شما نسبت به این رفتارها هم حائز اهمیت است شاید ندانیم که گاهی با رفتارهای خودمون حساسیت هایی در طرف مقابل ایجاد می کنیم و همین باعث حاد شدن مساله ای مثل
      بددهانی همسر یا سایر مسائل می شود بنده فقط احتمالات را در نظر گرفتم و چون شما رو حضوری ندیدم براساس توضیحات جنابعالی فرضیاتی رو مطرح کردم که باید برای بررسی بیشتر به صورت حضوری مراجعه کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • نگار   میگوید:

    سلام
    من مدتهاست ترس عجیبی سراغم اومدمثلا ترس از پیشرفت در زندگی که مدام این ترس جلوی حرکتم رو میگیره و نمیزاره دست به هیچ کاری بزنم از طرفی هر کار که شاید از نظر دیگرون راحت باشه اما به نظرم سخت میادو انجامش نمیدم در حالیکه خیلی دوست دارم مثل بقیه باشم و تو زمینه های مختلف پیشرفت کنم متاسفانه ترس مانعش میشه …چی کار کنم این ترسم بریزه ؟
    البته مدتی هم زیر نظر روانپزشک دارو مصرف کردم و نشونه های افسردگی مثل عدم تمرکزو اراده و بی حوصلگی فراوون و…رو هم دارم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      ابتدا باید مشخص باشه شما دقیقا در مراجعه با روانپزشک با چه تشخیصی دارو مصرف کردید و داروه چی بودند و بعد اینکه این ترس شما از پیشرفت ممکنه به خاطر ملاک های کمال طلبی بالای شما باشه یعنی شما ملاک هایی برای یک کار تعیین ی کنید و انتظاراتی از خودتون دارید که غیر واقع بینانه است و چون می دونید بهش نمی رسید حس یاس و ناامیدی غلبه پیدا می کنه .این ترسی که شما ی فرمایید به همین خاطر است و البته می تونه دلیل دیگه ای هم داشته باشه که باید حضوری تشریف بیارید و ممکنه مسائل مربوط به اعتماد به نفس هم باشه
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    با عرض سلام و خسته نباشید
    مشکلات خانوادگی و دعواهای مکرر پدر و مادرم حال همه ی مارو بد کرده.خواهر کوچکترم خیلی اذیت میشه.برادرم مدتیه رفته و جدا زندگی میکنه.مادرم به شدت تنهاست و از صبح تا شب تو خونه ست.متاسفانه پدر و مادرم هیچگونه تفاهمی با هم ندارن.نگران همه هستم.ولی نمیدونم باید چیکار کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز باید متقاعدشون کنید که برن پیش مشاور یا از بزرگتر فامیل که ازش حرف شنوی دارند بخواهید که وساطت کند تا ببیند دقیقا مشکل کجاست .و اگر خودتون دسترسی دارید برای مدیریت شرایط خانوادگی و خواهر و برادرتون حتما حضوری مراجعه کنید .این مسائل برای همه اعضای خانواده حالت فرسایشی پیدا می کنه و بهتره زودتر اقدام بشه .باید دید ریشه عدم تفاهم دقیقا چیست که فضا رو برای هر دو غیر قابل تحمل کرده

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • یگانه   میگوید:

    سلام
    من ۲۸ سالمه با پسری ازدواج کردم که شرایط مالی مناسبی نداشت و این ازدواج با توافق خانواده ها شکل گرفت چون کاملا سنتی بود.
    از زمان ازدواجم تا کنون از طرف خانواده همسرم هیچ حمایتی نشدیم به هیچ وجه چون علت را ناتوانی مالی اعلام کردند در صورتی که در ظاهر از سطح خوب مالی برخوردار هستند.به شکلی که هیچ وقت حتی به خانه ما نیادند و در طی مشکلات متفاوت همیشه خود را کنار کشیدند حتی در محضر هم نبودند هنگام عقد . در طی سه سال زندگی همیشه کار کردم و هیچ توقعی ناشتم
    نه جشنی نه عروسی و نه هیچ هدیه ای تا بتوانیم از پس مسائل مالی بر بیاییم.واقعا با وجود این همه بی مهری خانواده همسر خیلی بی انگیزه شدم.
    در حال حاضر خواهر همسرم درتدارک مراسم عروسی هست و این در حالی است که مراسم عقد خوبی برایش ترتیب داند من اعلام کردم در مراسم عروسی نمیروم.
    همسرم بارها بارها سر این مساله با من جنگیده است و حتی تهدید به طلاق دادن من کرده است.
    نیاز به راهنمایی دارم.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست گرامی شما به هر حال با همه این مسائل همسرتون رو انتخاب کردید و دارید با ایشون زندگی می کنید خب این طبیعیه که کم کم تفاوت ها رو ببینید و واقعا هر کسی هم بود شاید همین احساسات شما رو داشت
      منتهی باید ببینید چی براتون مهمه زندگیتون یا مسائل گذشته .برای درک نیازها شاید نمی تونید بهزبانی که برای همسرتون قابل فهم باشه صحبت کنید و همین مسال ساز میشه .مسائل اخلاقی و رفتارهای همسرتون وقتی برطرف میشه تا حدی که شما هم راهکاهای برخورد با ایشون رو یاد بگیرید .بهتره حضوری مراجعه کنید و اگر تا الان با سختی ها زندگی کردید مطمئن باشید از پسش برمیاید و کار رو سخت نبینید و خو ش بیین باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • شهاب   میگوید:

    با سلام
    در خصوص استرسی که مدت زیادی همراه من هست سوالی دارم من فارغ التحصیل مقطع ارشد هستم و باید بگم که در دوره تحصیل با استرس کنار امدم و الان ازمون زبان ایلتس دارم و بقدری استرس اذیتم میکند که اشفته شدم گاهی وقتا انرژی که میکیره از من اجازه مطالعه نمیده بهم طوری که ازازمون میترسم برم امتحان بدم ۲۶ سال دارم واقعا نمیدونم چطور کنترل کنم ممنون میشم اگر راهنمایی بفرمایید .

    • مشاور   میگوید:

      با سلام

      اگر زندگی پر از استرس آرامش را از شما گرفته، روش های تمدد اعصاب می تواند شما را به زندگی عادی برگردانند. بعضی از این روش ها ، فقط ۵ دقیقه و یا حتی کمتر زمان لازم دارد.

      باید کودک خود را به مدرسه برسانید. همسرتان لباس هایش را پیدا نمی کند. رئیستان با شما تماس گرفته، و دوستتان شدیدا به کمک شما احتیاج دارد و همه این ها در یک زمان اتفاق افتاده است.

      ممکن است با خود بگویید چگونه می توان زمانی را برای تمدد اعصاب پیدا کنید. در واقع شما مانند بسیاری از خانم های دیگر، فراموش کرده اید که چگونه بر اعصاب خود مسلط باشید و با خود بگویید مقداری استرس برای شما مفید هم هست.

      استرس کم می تواند ذهن شما را متمرکز کند؛ ولی اگر زیاد شود، آسیب های فکری و جسمی زیادی به شما می زند. اما آرمیدگی و تمدد اعصاب می تواند توازن را به زندگی شما بازگرداند و حتی ممکن است برخی از خطرات مربوط به استرس را کاهش دهد.

      در زیر ۱۰ روش برای کاهش استرس را به شما معرفی می کنیم که در هر زمان و مکانی می توانید از آنها استفاده کنید.

      ۱ – مدیتیشن (meditate)
      اگر فکر می کنید مدیتیشن انجام یک سری حرکات سخت و در آوردن صداهای عجیب است، کاملا در اشتباهید. انجام هر حرکت یا کار تکراری که موجب آرامش شما شود، می تواند نوعی مدیتیشن باشد مثل: پیاده روی، شنا، نقاشی، بافندگی و حتی رانندگی.

      وقتی ذهن شما درگیر کار، روابط دوستانه یا خانوادگی است، بهتر است برای ۵ تا ۱۰ دقیقه به هیچ چیز فکر نکنید و اجازه دهید ذهنتان کمی آرام شود. اگر این کار را هر روز انجام دهید ،متوجه خواهید شد که به مرور زمان استرس شما کم می شود.

      ۲ – به چیز دیگری بیندیشید
      اگر ذهنتان آنقدر درگیر مشلات است که نمی توانید مدیتیشن کنید، حواستان را به یک موضوع دیگر پرت کنید. مثلا دوست دارید به کجا سفر کنید، یا خانه رویاهایتان را تصور کنید.

      هدف از این کار دور کردن استرس است. هر چه تصور شما به واقعیت نزدیک تر باشد ، احساس آرامش بیشتری خواهید داشت.

      ۳ – نفس عمیق بکشید
      استرس و عصبانیت باعت کوتاه تر و تند شدن تنفس می شود، در صورتی که آرامش با نفس های عمیق و آرام همراه است، پس برای تغییر وضیعیت تنش خود، حالت نفس کشیدن خود را تغییر دهید.

      یک آه بلند بکشید. حالا تصور کنید که شکم شما مکانی قدرتمند است. در حالی که تمرکز شما روی شکمتان است سعی کنید نفس عمیق بکشید. دم، احساس کنید که شکم و پهلوهایتان باد می شود. بازدم، احساس کنید که شکم و پهلوهای شما جمع می شود. این کار را ۱۰ بار تکرار کنید و هر بار احساس آرامش بیشتری کنید.

      ۴ – به اطراف خود نگاه کنید
      کلر مایکلز ( Claire micheals) نویسنده کتاب “۱۰ راه حل ساده برای از بین بردن استرس” می گوید: قدرت تمرکز برای داشتن زندگی راحت و معنا دار ضروری است.

      اگر نسبت به چیزهایی که اتفاق می افتد بی توجه باشیم، داریم مانند یک کودک زندگی می کنیم. تمرکز حواس یعنی توجه کامل روی انجام یک کار در یک زمان مشخص، پس از چند بعدی بودن و انجام یک کار در لحظه خودداری کنید. زندگی کردن در زمان حال می تواند کمک زیادی به کم شدن نگرانی های شما بکند و آرامش بیشتری به شما بدهد.

      تمرکز روی اشیاء اطرافتان تمرین خوبی برای از بین بردن استرس است. اگر خارج از منزل هستید، از رنگ و بوی گل ها لذت ببرید، به صدای آواز پرندگان گوش کنید و یا به یک درخت با دقت نگاه کنید. در فروشگاه ها به جزئیات یک لباس در پشت ویترین دقت کنید، زیور آلات را خوب نگاه کنید و روی چگونگی ساخت آن تمرکز کنید. با انجام این کارها به راحتی می توانید استرس را از خود دور کنید.

      ۵ – چای داغ بنوشید
      اگر اهل خوردن قهوه هستید، بهتر است سعی کنید به جای قهوه چای سبز بنوشید. خوردن قهوه استرس را زیاد می کند در حالی که چای سبز آرام بخش است. نیکولاس پریکان (Nicolas perricone) نویسنده کتاب “۷ راز سلامتی و زیبایی” می گوید: چای سبز باعث سلامت و زیبایی می شود.

      ۶ – عشق بورزید
      یکی از راه های کم کردن استرس و داشتن آرامش بغل کردن حیوانات خانگی ویا ناگهانی بغل کردن یکی از دوستان و یا افراد خانواده است. وقتی با دوست خود راجع به مسائل خوب صحبت می کنید، در واقع استرس خود را کم می کنید.

      متخصصان می گویند روابط اجتماعی به مغز شما کمک می کند بهتر فکر کند و شما را تشویق کند که برای مسائلی که قبلا حل آنها غیر ممکن می نمود، راه حل مناسب پیدا کنید. مطالعات نشان داده روابط فیزیکی مثل نوازش یا بغل کردن ، به کاهش فشار خون و استرس کمک می کند.

      ۷ – خودتان را ماساژ دهید.
      وقتی عضلات شما گرفته است و وقت کافی ندارید که به یک متخصص مراجعه کنید، از روش ساده زیر استفاده کنید:

      – دو دست خود را روی شانه و گردن خود قرار دهید.

      – شانه و گردن خود را با انگشتان به آرامی فشار دهید.

      – به آرامی شانه های خود را ماساژ دهید.

      – یک دست را روی ساعد دست دیگر قرار دهید.

      – عضلات خود را با انگشتان به آرامی ماساژ دهید.

      – یک دست را با دست دیگر از آرنج تا انگشتان به آرامی ماساژ دهید.

      – این کار را با دست دیگر نیز انجام دهید.

      ۸ – زمانی را در خارج از منزل یا محل کار سپری کنید
      افراد بالغ هم به تفریح احتیاج دارند. پس اگر احساس کردید که بیش از حد معمول استرس دارید و یا عصبانی هستید، یک جای آرام و ساکت برای استراحت پیدا کنید که بتوانید استرس و مشکلات خود را فراموش کرده و خود را ریلکس کنید. چند نفس عمیق بکشید و سعی کنید خود را آرام کنید. به خاطر داشته باشید که زمان همیشه در دستان شماست، پس آرام باشید.

      ۹ – خود را با موسیقی سرگرم کنید
      موسیقی می تواند ضربان قلب را کاهش و روح را تسلی دهد. متخصصان می گویند هنگامی که استرس شما زیاد می شود، با گوش دادن به یک موسیقی آرام و مطبوع، به کاهش ضربان قلب و استرس خود کمک کنید.تحقیقات نشان داده گوش کردن موسیقی سنتی آرام بخش است. ( مترجم : قابل توجه خوانندگان عزیز ، به یاد خدا بودن و گوش دادن به صوت دل انگیز قرائت قرآن می تواند بهترین تاثیر را داشته باشد.)

      ۱۰ – به مغزتان استراحت دهید
      ۳۰ ثانیه کافیست تا استرس شما جای خود را به آرامش بدهد. برای اینکار باید ذهن خود را به سمت موضوعات جالب و مثبت منحرف کنید. با تصور هر چیزی که به شما انرژی مثبت می دهد ، شروع کنید؛ تصویری از فرزند و یا همسرتان، عکس حیوانات ، تصور جواهر مورد علاقه شما که برای خریدش پول پس انداز کرده اید و تمام فکر هایی که برای مدت کوتاهی می تواند لبخند را روی لبان شما بیاورد، می تواند شما از یک فرد عصبی به فردی آرام تبدیل کند.
      موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    امسال کنکور دارم.به تازگی نامزد کردم و زیاد همدیگرو نمیبینیم بخاطر کارهمسرم و درس من.از شدت دلتنگی هم تمرکز وانگیزه قبل که برای درس داشتمو ندارم.ازنظر هوش قوی هستم ولی الان شدم تنبل کلاس هرچند ازاین ترم میخونم وبهترم شدم.نمیدونم بادلتنگی چجوری کنار بیام.باپیام دادن به نامزدم اروم میشم ولی چون زیاد پیام میدم وبخاطر کارش گفته زیادپیام ندیم
    لطفایه راه حلی برام بگید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شما بهتره به جای اینکه مدام دلتنگی کنید و نگران باشید برای خودتون زمان تعیین کنید که به کارهاتون هم برسید مثلا
      با نامزدتون توافق کنید هر یک ساعت پیامی می دید یا مثلا تماس می گیرید اگر شرایطش رو داشته باشید
      منتهی ذهنتون نظم بندی پیدا می کنه که باعث میشه دوری براتون قابل تحمل تر بشه و راحت تر بپذیرد که درس بخونید و ساعات روبرای انجام امور شخصی تقسیم کنید
      موفق باشید

  • نگار   میگوید:

    سلام
    شما در جواب من که ازتون پرسیدم ترس زیادی سراغم اومده که باغث شده نتونم دست به هیچ کاری بزنم و هیچ پیشرفتی هم نکنم گفتید که این ترس مربوط به کمال طلبی میشه و هدفم واقع بینانه نیست خب مگه توقعات معمولی که ادم از خودش می تونه داشته باشه کمال طلبیه ؟من در حد عالی که نمی خوام پیشرفت کنم حداقل به رضایت نسبی هم برسم می تونه خوشحالم کنه این که کمال طلبی نیست …از کجا بفهمم کمال گرا هستم میشه راهنماییم کنید ؟
    در ضمن پرسیدید که تشخیص دکتر چی بوده درموردم …من افسردگی دارم و مدتیه داروی افسردگی مصرف می کردم و الان مدتیه به خاطر اینکه درمان نشدم گذاشتمش کنار و تمرکز و ارداده ای هم ندارم از خودم خیلی تنبل شدم و حوصله حتی غذا خوردنم ندارم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز باید دید رضایت نسبی از دید شما چیست ممکنه همین مسا له ای که شما می فرمایید پیشرفت نسبی به طور واقع بینانه خیلی ایده ال باشد به طور کل .بنده از طرح کمال طلبی منظورم موقعی است که کاری را عقب می اندازیم نا وقتی که مطمئن نباشیم می توانیم به بهترین وجه انجامش دهیم .ضمن اینکه شما به خاطر افسردگی دارو مصرف می کردید و کمال طلبی گاهی از نشانه های اصلی وسواس است که گاهی اوقات با افسردگی همراه می شود

      و نباید درمان رو سرخود قطع کنید چون مشکلات از این هم که می فرمایید بدتر خواهد شد و مشکلات خواب و خورام بیشتری متوجه شما خواهد شد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • ریحانه   میگوید:

    با سلام
    چندسالی هست که همش تصمیم می گیرم کاری انجام بدم و تو ذهنم برنامه ریزی هم می کنم که مثلا از فردا فلان کارها رو انجام خواهم داد اما به نتیجه نمیرسه و هیچ قدمی نمی تونم بردارم بهم گفتن قدم اول رو بردارم بقیه قدم ها راحتتره اماحتی قدم اول رو هم نمی تونم بردارم و نمی دونم این به چی مربوط میشه البته این روال کار من مربوط به خیلی چیزهاست مثلا از ادامه تحصیل گرفته تا خرید یک وسیله که لازمم دارم مدام امروز و فردا می کنم و تا مجبور نشم هیچ کاری انجام نمیدم و همه چی رو به دقیقه ۹۰ موکول می کنم اگه این مشکل به افسردگی ربطی هم داره لطفا منو مطلع کنید ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام شاید برای مشکل شما
      بحث افسردگی مطرح باشد ولی باید بدونید که مشکل بیشتر با توصیفات شما بی انگیزگی است و نداشتن ارادهو نداشتن هدف است که راهکارهایی برای ان وجود دارد
      شناخت هدف زندگی
      بسیاری از مردم نمی‌دانند هدف از زندگی کردن چیست و تصوری گنگ و مبهم از “هدف زندگی” دارند و به تبع زندگی هدفمندی را هم سپری نمی‌کنند. واقعیت این است که بیشتر مردم هدف زندگی خودشان را نمی دانند. به همین دلیل زندگیشان با شانس و تصادف پیش می رود، به چیزهایی می رسند که برایشان اتفاق بیفتد به جای اینکه خودشان آن اتفاق ها را ایجاد کنند مثل این می ماند که با طاس انداختن زندگی می کنند. یک آشنایی تصادفی، یک تماس تلفنی تصادفی، یک اتفاق تصادفی. درنتیجه زندگی آنها هیچ معنا و مفهوم واقعی ندارد و با حس عدم قطعیت درمورد آینده همراه است. اگر شما هم از این دسته افرادید می‌خواهم به شما بگویم که دوست عزیز، هدف از زندگی، زندگی کردن هدفمند است. آیا در زندگی هدف خاصی را دنبال می‌کنی؟ به عبارتی آیا به معنای واقعی “زندگی” می‌کنی یا این که خودت را در روزمرگی‌ها غرق کرده‌ای؟ هدف در زندگی آن چیزیست که با همه وجودت به آن علاقه‌مندی و برای رسیدن به آن سخت تلاش می‌کنی و همه سختی‌ها را به جان می‌خری تا از لذت و خوشی‌های آن پیروزی بهره‌مند شوی. هنگامی که بدانی ثمره تلاش و فعالیت‌های تو به دیگران هم سود می‌رساند و ممکن است زندگی آنها را نیز هدفمند کرده تغییر دهد، انگیزه‌ای آنچنان قدرتمند در وجودت شکل خواهد گرفت که می‌توانی مشکل‌ترین کارها را نیز انجام دهی. وقتی حس کنی که برای دیگران مفید هستی،‌ شور و شوق و نیرویی زاید الوصف پیدا می‌کنی که در عبور از هر مانعی به کمکت خواهد آمد. دوست عزیز بدان که اگر هدفت را از زندگی پیدا نکنی، همواره جایی خالی در وجودت حس می‌کنی و انگار که چیزی گم کرده باشی سرگردان و بی‌هدف زندگی را سپری خواهی کرد ولی لذتی از آن نمی‌بری. این کمبودهای درونی هستند که احساس‌های تلخ ناامیدی، درماندگی، پوچی، طردشدگی، ناامنی، ترس و آسیب‌پذیری را به همراه می‌آورند و زندگی را به کامتان تلخ خواهند کرد. پیدا کردن هدف زندگی امر واجبیست و هیچ کس نباید آن را به حاشیه رانده از آن غافل شود.
      از من نپرسید! من از کجا باید بدانم هدف زندگی شما چیست؟ پیدا کردن هدف زندگیتان کاری است که فقط از دست خودتان برمی آید. تو نمی‌توانی هدف زندگی خود را در بین کتاب‌ها و مجلات و آگهی‌های بازرگانی پیدا کنی یا از کسی بخواهی که هدف زندگیت را مشخص کند. این وظیفه فقط برعهده توست یا باید آن را کشف کنی یا این که خلقش کنی. هر فردی متفاوت است به همین دلیل اهداف ما از زندگی هم متفاوت هستند. حقیقت ناراحت کننده این است که افراد برای پیدا کردن هدفشان تلاش می کنند اما خیلی از آنها هدفشان را پیدا نمی کنند. آدم ها معمولاً زندگی هایی تصادفی را می گذرانند، بدون اینکه واقعاً به جایی برسند. آنچه اهمیت دارد این است که در زندگی هدف داشته باشید. اول و مهم تر از همه تو باید بدانی برای چه خلق شده­ای؟ خداوند حکیم آیا تو را رها شده آفریده است یا تو را برای یک هدف متعالی خلق کرده و همه آسمانها و زمین را مسخر تو گردانیده است؟ براین اساس سوالات ذیل را پاسخ بده:
      – به چه چیز بیش از همه علاقه داری؟
      – دوست داری به چه کاری مشغول باشی و در چه کاری مهارت‌های بیشتری داری؟
      – چه چیزی باعث می‌شود که صبح از رختخواب بیرون بیایی؟
      – دوست داری چه کار کنی که دیگران را خوشحال کند یا گره‌ای از مشکلاتشان باز نماید؟
      – آیا از کمک کردن به دیگران شاد می‌شوی؟ اگر این طور است دوست داری چگونه این کار را انجام دهی؟
      – اگر بدانی شکست نمی‌خوری، دست به چه کاری خواهی زد؟
      هنگامی که هدف زندگیت را بیابی، از زندگیت لذت خواهی برد چرا که هر روز صبح با انگیزه انجام کارهای مورد علاقه‌ات از رختخواب بیرون می‌آیی، تمام روز با سعی و کوشش فراوان در جهت تحقق هدفت فعالیت می‌کنی و هنگامی که می‌بینی دیگران از نتایج کارهایت بهره می‌گیرند و لبخندی سرشار از رضایت روی لب‌هایشان می‌نشیند، پی می‌بری که تلاش‌هایت بیهوده نبوده است. به این ترتیب با خستگی رضایت بخشی به رختخواب می‌روی و خوابی خوش را تجربه می‌کنی. از ملزومات تعیین هدف اینست که خود را به درستی بشناسی و از تمامی نقاط قوت و ضعف خود به تمامی آگاه باشی. تو در کاری که به آن علاقه‌مندی مهارت داری و آنچه را که دوست داشته باشی به خوبی و با تمام وجود به انجام می‌رسانی. وقتی که ما دریابیم که به واقع به چه چیز علاقه‌مندیم، هیجان و شور و اشتیاقی بی‌مانند درونمان احساس خواهیم کرد که ما را در مسیر نیل به آن هدف قرار داده تا به انتها کمکمان خواهد کرد. گاهی اوقات هم پیدایش این هدف و کشف آن باعث می‌شود که ما ناامید و افسرده شویم چرا که می‌بینیم چقدر فرصت‌ها را از دست داده‌ایم و تا برآورده کردن آرزوهایمان چه راه سخت و طولانی در پیش داریم. تو باید این دو احساس متضاد را کنار هم جمع کنی و آن نیروی بزرگ و انگیزه قدرتمند را برای جبران فرصت‌های از دست رفته به خدمت بگیری بدان که شروع یک کار همیشه دشوارست ولی همین که قدم اول را برداری، از آن خیال پردازیهای روزانه در میایی و به دنیای واقعیات پا می‌گذاری. به خاطر داشته باش که مسافت هزار کیلومتری با شروع از یک گام پیموده می‌شود و کسی که می‌خواهد کوه را جابه‌جا کند، ابتدا از جمع کردن سنگریزه‌ها آغاز می‌کند. هنگامی که دریابی به واقع از زندگی چه می‌خواهی و علاقه و خواسته‌ات در زندگی چیست، تصمیم می‌گیری که به آن برسی و نقشه راه را ترسیم می‌کنی. این نقشه مسیرهای گنگ و مبهم را روشن کرده و راههایی که به بن‌بست ختم می‌شوند را حذف می‌کند. وقتی که مسیر به وضوح و روشنی مشخص شد، ماهیت و شکل هدف نیز اندک اندک روشن می‌شود و تو خواهی توانست ابعاد آن را به چشم ببینی. رویاهایتان را فراموش نکنید و به آنها جان ببخشید چرا که بدون این آرزوها زندگی پویایی و نشاطش را از دست خواهد داد. آرزوها و تلاش‌هایی که برای تحقق آنها صورت می‌گیرند، زندگی را به جریانی پربار، مفید، پویا و لذت‌بخش تبدیل خواهند کرد.

      برای رسیدن به هدف چه گامهایی را باید برداشت؟
      گام اول: فهرست کردن هدفها؛ فکرت را آزاد کن و به همه آنچه که می خواهی برسی فکر کن و آنها را فهرست کن. سعی که در زندگی بزرگ اندیش باشی و به اهداف بزرگ فکر کنی. ارزش تو به بزرگی فکر توست. حتی خالق تو نیز از تو کارهای بزرگ می خواهد.
      گام دوم: زمان بندی هدفها؛ ( زمان لازم برای رسیدن به هدف). هدفها را در طول عمرت زمان بندی کن واینکه به هر هدف در چه مقطع زمانی می خواهی برسی
      گام سوم: اولویت بندی هدفها؛ بدون شک همه اهداف اهمیت یکسانی ندارند. با توجه به وقت محدودی که در اختیار داری آنهایی را که مهم ترند در صدر قرار بده.
      گام چهارم: ایجاد انگیزه برای هر هدف؛ سعی کن اهدافت را به وضوح تعریف کنی و حتی برای آنها یک اندازه ارائه بده. هرچه هدف واضح تر تعریف شود جهت گیری تو و سنجش تو از دوری و یا نزدیکی به آن دقیق تر خواهد بود.
      گام پنجم: برنامه ریزی برای رسیدن به هدفها؛ برای رسیدن به اهدافت یک برنامه ریزی دقیق انجام بده و برنامه عملت را مشخص کن.
      گام ششم: اقدام و شروع حرکت در مسیر هدف؛ همت بلند دار که مردان روزگار از همت بلند به جایی رسیده اند!. هر آنچه که می خواهی به آن برسی با پشتکار و همت بلند بدست می آید. صبر و پایداری در رسیدن به هدف تو را به همه یا بخشی از هدفت خواهد رساند.
      اهداف باید چه ویژگی هایی داشته باشند؟
      هدفی را که انتخاب میکند باید پنج ویژگی زیر را دارا باشد تا آن هدف به صورت صحیح انتخاب شده باشد.
      اول: هدف باید مشخص باشد، یعنی
      -باید تمام ابعاد آن به روشنی تعریف شده باشد. برای مثال اگر شما بگویید که میخواهید خانه ای داشته باشید باید مشخص کنید که نوع خانه، وسعت خانه، موقعیت مکانی آن، حدود قیمت آن ، مشخصات و خصوصیات داخل خانه چه باید باشد.
      – تصویر روشن و شفافی از تحقق آن در ذهن خود داشته باشید یعنی اینکه بدانیم این هدف برای ما و دیگران دارای چه اثر یا آثار قابل تعریفی است و یا بعبارت دیگر ما باید به روشنی بدانیم که اگر به هدف خود نرسیم چه چیزهایی را از دست خواهیم داد و چه تفاوتهایی با بدست آوردن آن وجود دارد و اگر این تفاوتها برای ما ایجاد ضرورت ننماید ( یعنی در واقع یک تفنن باشد ) هرگز محرک کافی برای تحقق اهدافمان ایجاد نشده است.
      – حتما هدف خود را در قالب یک جمله مثبت و بطور واضح بنویسید وهمواره در جلوی دید خود قرار دهید و اگر بتوانید تصویری از آن برای خود تهیه کنید به مراتب تاثیر بیشتری در تحریک شما خواهد داشت و همچنین اگر بتوانید احساسات خود را نیز در صورت رسیدن به هدف شناسایی کنید و در ذهن خود مرور کنید آنگاه خواهید دیدکه چه تاثیر شگرفی در سرعت بخشیدن به رسیدن به اهدافتان در شما ایجاد خواهد شد توجه داشته باشید. برای موفقیت باید بر آنچه میخواهید تمرکزکنید و نه بر آنچه نمی‌خواهید.
      – هزینه هایی را که برای رسیدن به هدف خود باید بپردازید مشخص کنید و توجه داشته باشید که بخش مهمی از این هزینه ها اموری است که باید از دست بدهید بعنوان مثال هزینه قبولی در کنکور فقط پرداخت مبلغ ثبت نام در کلاس کنکور نمی‌باشد شما باید از رفتن به سینما و پارک و ….. نیز برای مدتی چشم پوشی کنید .
      -اهداف شما باید بصورت همگون تعریف شوند یعنی تعارضی با یکدیگر نداشته باشند بعنوان مثال شما نمی‌توانید تنها رشد سرخود را بخواهید مگر اینکه اندام دیگر شما نیز با آن رشد کنند در غیر اینصورت شما شکست خواهید خورد . اما نکته مهم این است که در صورت شکست ناامید نشوید بلکه مجدداً اهداف خود را مورد بررسی قرار دهید و اشکال آن را رفع کنید.
      – اگر هدف خود را انتخاب کرده‌اید برای اینکه بفهمید هدف شما مشخص و شفاف است به چهار سئوال زیر پاسخ روشن دهید. اگر هدفم محقق شود چه نتایج مطلوبی را برای من و دیگر افرادی که سرنوشت آنها برای من مهم است خواهد داشت ؟ اگر هدفم محقق شود از وقوع چه نتایج نامطلوبی برای من و دیگران جلوگیری میکند؟ اگر هدفم محقق نشود چه اثرات سویی برای من و دیگران خواهد داشت و بعبارت دیگر چه بهایی را پرداخت خواهم کرد؟ اگر هدفم محقق نشود چه نتایج مطلوبی برای من و دیگران بدست نمی‌آید؟ همچنین در انتخاب اهداف خود به دو نکته مهم دیگر توجه داشته باشید. الف : مجموعه اهداف شما نباید یکدیگر را نقض کنند و متضاد یکدیگرباشند. ب : دیگران را نیز در اهداف خود در نظر بگیریم و به اهداف معنوی نیز بیاندیشیم.
      دوم: بتوان آن را اندازه گیری کرد،
      -این ویژگی هدف ( قابل سنجش بودن ) فقط به این معنا نیست که هدف باید امر کمی باشد بلکه به این معناست که هدف باید شاخصی برای تحقق داشته باشد تا بتوان میزان فاصله آن را ( دور بودن یا نزدیک بودن ) نسبت به خود تشخیص دهیم. در مورد اهداف مادی می توان آنها را با شاخص های کمی مورد سنجش قرار داد و در مورد اهداف معنوی باید از شاخصهای کیفی استفاده نمود بعنوان مثال اگر شما می خواهید بنده خوب خدا باشید باید شاخص هایی را نیز برای یک بنده خوب تعریف کرده باشید و خود را با آن شاخص ها سنجش کنید.
      سوم: واقعی و دست یافتنی باشد و
      -لازم نیست که هدف شما از دید دیگران امری ممکن باشد ولی حتما باید از دید خودتان غیر ممکن نباشد .در غیر این صورت هدفی که انتخاب کرده اید تنها یک آرزوست.به عنوان مثال اگر هدف شما داشتن یک هواپیمای جت اختصاصی است خودتان آنرا مورد بررسی قرار دهید که آیا آن هدف برای شما دست یافتنی است یاخیر!
      -واقعی بودن هدف یعنی اینکه هدف خیالی و توهمی نباشد به عنوان مثال شما نمی توانید به بازار بروید و یک ماشین پرنده خریداری کنید اما ساخت یک ماشین پرنده برای یک مخترع میتواند یک هدف باشد پس ماشین پرنده برای اولی یک خیال و برای فرد دوم یک هدف است. ویا قبولی در کنکور در رشته ایی که اصلا وجود ندارد یک هدف غیر واقعی است .اما می توانید به عنوان یک برنامه ریز وزارت علوم ،ایجاد رشته مذکور را هدف قرار دهید.
      چهارم: دارای زمان باشد.
      -متاسفانه بسیاری از افراد از توجه به این ویژگی غفلت می ورزند. شایددر این مواقع سعی می کنند برای تحقق اهداف خود زمان پیش بینی کنند و وقتی که این توان را در خود نمی یابند از تعیین آن منصرف می‌شوند. غافل از اینکه زمان در واقع بخشی از هدف شماست برای مثال، تصور کنید شما در سن ۳۰ سالگی صاحب دوچرخه شوید و یا در سنین کهولت که امکان رفتن به دانشگاه را ندارید در کنکور قبول شوید. پس لازم است که شما زمان وقوع یا دستیابی به هدف خود را پیش بینی کنید درست مثل تعیین خود هدف. تنها شما به طرف هدف حرکت نمی کنید بلکه هدف نیز به سمت شما حرکت خواهد کرد.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • پیچک تنها   میگوید:

    سلام و خسته نباشید
    پسری ۳۰ ساله هستم که یک ماهه عقد کردم. در اوایل خانمم حرفای جالبی در مورد ازدواج میزد و می گفت پول براش مهم نیست و مهم اینکه همو بخواهیم و همو درک کنیم.ولی چند وقته رنگ عوض کرده و از حقوق من می پرسه و اینکه متوجه شدم اخلاق تندی داره و هر حرفی به دهنش بیاد رو میگه بدون اینکه فکر کنه ایا طرف ناراحت میشه یا نه!امروز بهم میگه از وقتی ازدواج کرده برنامه هاش بهم خورده و نمیتونه کارهای تحقیقاتی انجام بده و عقب افتاده و یا خیلی خیلی زود عصبی میشه و هر حرفی به دهنش میاد میگه.مثلا میگه تا از کوره در میره میگه که برا این بود که نمی خواستم ازدواج کنم.بخدا دیگه نمیدونم چیکار کنم؟میترسم چیزی بهش بگم و ناراحتش کنم و ازم دلگیر بشه.تا به امروز هم از گل بهش نازکتر نگفتم که چند سال بعد بگه دوران نامزدیمون بد بود.توروخدا راهنماییم کنین.دیگه نمی دونم چیکار کنم.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه شما در دوران قبل از ازدواج چطور بود رابطتون اهمیت داره و اینکه چه هدف های مشترکی رو برای هم تعیین کردید
      به هر حال دلیل بعضی صحبت ها و اصطلاحا نارضایتی ها رو باید بررسی کنید .اگر واقعا فکر می کنید خیلی از رفتارها براتون قابل تحمل نیست خب حتما حضوری مراجعه کنید هر دو نفر شاید انتظاراتی که از هم دارید درست نمی تونید بیان کنید و ظاهرا شما دارید کوتاه میاید بنا به هر دلیلی که صحیح نیست و در زندگی قرار نیست فردی فدای خواسته های فرد دیگر شود هر چند انتطارات نامعقول باشد
      .به هر حال مساله ای نیست که
      حل نشه و جای نگرانی نیست

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه