بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

مرکز مشاوره مراکز استانها

 

مرکز مشاوره اصفهان مرکز مشاوره شیراز مرکز مشاوره کرج مرکز مشاوره قم مرکز مشاوره کاشان
مرکز مشاوره یزد مرکز مشاوره ساری مرکز مشاوره رشت مرکز مشاوره بابل مرکز مشاوره اسلام شهر
مرکز مشاوره تهران مرکز مشاوره تبریز مرکز مشاوره منطقه بندرعباس مرکز مشاوره کرمانشاه مرکز مشاوره منطقه ارومیه
مرکز مشاوره اراک مرکز مشاوره همدان مرکز مشاوره مشهد مرکز مشاوره کرمان مرکز مشاوره اردبیل

 


مرکز مشاوره تهران

7009 نظر جدید برای بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

  • پریسا   میگوید:

    من یه سال نامزدم بدون محرمیت کلی مشکل دارم اینکه هیچ معاشقه ای نداریم اینکه کم بیرون میریم و همو میبینیم اینکه نامزدم حرفای دو پهلو میزنه گاهی که من بهش خیلی شک میکنم ولی هیچ جوره ام نمیتونم متهمش کنم وقتی شک میکنم و پرسو جو میگه تو داری به حاشیه میکشونی یه بار گفت من هیچوقت خیانت نمیکنم اعتماد برام خیلی مهمه نداری کات کن ولی همدیگه رو دوست داریم اصلا من انتخاب خودشم ولی انقد نامزدیم بد پیش رفت ک شاید حسش عوض شد نمیتونم کات کنم باباش یادش میده به زنت رو نده زیاد بیرون نبر خیلی چیزا زیر سر باباشه و نامزدم مطیع باباشه با همه چیز کنار اومدم چون مجبورم اما با این فکر که نکنه خیانت کنه دیوونه میشم یه کات سه ماهه داشتم به همین دلیل میگم نمیتونم کات کنم چون خانواده ها نمیپذیرن اون کات هم رسمی نبود قهر بودیم
    به شدت خواهرش اینا یادش میدن هیچ چیز رابطم طبیعی نیس
    ماهی یه بار میبرتم بیرون و یه مبلغی ماهانه میده بهم
    خیلی با دوستاش بیرون میره ب من میگه تو همیشه هستی خونمون نمیاد و با خانوادم مشکل داره فقط منو انتخاب کرده و بس

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز شما یک سال نامزد بدون محرمیت داشتید پس این یعنی اینکه شما در دوران طلایی شناخت قرار دارید و داشتن رابطه جنسی حتی در حد معاشقه هم ممنوعه
      امروز شما در مرحله ای هستید که میتونید به راحتی در مورد این ارتباط نظر بدید که ادامه بدید یا همین جا کات کنید
      چون هر دوی شما از هم شناخت کامل و کافی پیدا کردید و میدونید هر اخلاق و رفتاری و در گذشته دیدید در آینده هم تکرار خواهد شد پس امروز روز فکر و تصمیم گیری قاطع هر دوی شماست
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اینکه شما فقط انتخاب ایشون هستید خب باور اشتباهیه مگه میشه فردی با خانوادش قطع رابطه کنه فقط به خاطر دوست داشتن فرد دیگری این شرایط همیشه داوم پیدا نخواهد کرد و حمایت خانواده ها و حفظ احترام بین نامزد شما و خانواده اهمیت دارد چون این شرایط باعث دلسردی می شود .در مورد اینکه به ایشون شک دارید خب باید شواهدی وجود داشته باشد در غیر این صورت این شک مداوم ممکنه باعث بشه ایشون از شما دوری کنه چون حس می کنه ذهنیتتون درست نیست .اینکه خانواده دخالت دارند مهم مدیریت شماست که در عین حفظ احترام اجازه دخالت رو ندید وقتی قهر می کنید مطمئن باشید افرادی هستند که منتظر این شرایط هستند و در این شرایط تنش زا راهکارهای دلخواه خودشون رو ارائه می دهند و ممکنه فرصت دفاع از خودتون رو هم نداشته باشید .زندگی زناشویی مشکلاتی به همراه دارد این دو نفر هستند که تصمیم می گیرند درست زندگی کنند و با هم مسائل رو حل کنند .
      امیدوارم با مراجعه حضوری تلاش کنید شرایط بهتر شود .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • دخترک پائیز   میگوید:

    باسلام
    من یک پشت کنکوری هستم. ولی نمی دونم چرا نمی تونم درس بخونم .به نوعی میشه گفت: حس و حال درس خواندن رو ندارم. من تا اول دبیرستان دانش آموز زرنگ و شاگرد اول بودم ولی بعد از آن به شدت افت کردم. از سال چهارم به خانواده ام گفتم چون پایه قوی ای ندارم پس یکسال پشت کنکور می مونم و قبول کردند؛ ولی از تابستان تا به الآن هیچی نخوندم و خودم و خانواده ام بابت این موضوع خیلی ناراحت هستیم. برنامه ریزی های زیادی کردم ولی به دلیل بی انگیزه بودن و بی ارادگی تنبلی به سرانجام نرسیدند. وقتم رو به بطالت می گذرونم یا پای تلویزیون و اینترنت و خیلی می خوابم، همش دلم می خواد بخوابم(روزی۱۰ تا ۱۲ ساعت خواب). پدر و مادرم سرکوفت زیادی می زنند( که بهشون حق میدم) و مادرم بابت کتابایی که نخوندم خیلی از دستم ناراحت هستند؛ من رو با دوستان و فامیل که دانشگاه قبول شدند مقایسه می کنند. یا پدرم می گفت اگر امسال قبول نشوی “ما هیچی ولی جواب فامیل رو چی بدیم.” دیگه از این وضع خسته شدم، نمی دونم چطوری اراده و انگیزه ام رو بدست بیارم، نمی دونم چکار کنم کمتر بخوابم و کمتر پای تلویزیون و اینترنت باشم و یه برنامه ریزی رو درست انجام بدم.
    خواهشاً راهنمایی کنید.
    تشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      وقتی قبلا شرایط مطلوبی به لحاظ درسی داشتید باید اکنون دنبال حادثه ای باشید که ممکنه د راین مدت اخیر افتا ده باشه و این ممکنه هر چیز ی باشه از تغییر مدرسه و دوستان و روابط جدید تا مسائل خانوادگی و شرایط روحی و روانی خودتون و حتی مسائل شخصی تر .ببینید شما باید انگیزه پیدا کنید برای درس خواندن و وقتی انگیزه ایجاد می شود و دوباره مانند قبل تلاش خواهی کرد که شرایط روحی شما مناسب باشد و باید حتما مراجعه حضوری داشته باشید .البته ورود به دنیای مجازی هم ممکنه خودش مساله باشد .البته باید برنامه ریزی متناسب با شرایط خودتون و واقع بینانه داشته باشید و بدون برنامه نمی شود پیش رفت ..امیدوارم زودتر مراجعه کنید .اگر هم قبلا سابقه افسردگی با مشکلی بوده باید مطرح شود .انتطارات والدین و سطح توقعات باید بررسی شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • ساناز   میگوید:

    باسلام من سه ساله که با یک پسر رابطه دارم و رابطه به صورت جدی در اومده قصد ازدواج داشتیم ولی چن ماهی هست ک مشکلاتمون بشدت زیاده و مدام باهم بحث داریم به شدت به هم وابسته ایم و دوس داریم که مشکلاتمون حل شه ولی هرکار میکنیم جواب نمیده تا جایی ک دوست داشتنمون کم رنگ تر شده و وابستگی و حس مالکیت بیشتر به چشم میاد تا علاقه ایشون بیشتر مشکلات رو از اخلاق بد من میدونه در حالی ک من همیشه فکر میکنم دارم کوتاه میام و راه میام هردو عصبی هستیم و من مشکلاتمو قبول دارم ولی ایشون نه
    یک روزه که قطع رابطه کردیم و اون گفته که دیگه به من تعهدی نداره من باید به فکر جدایی باشم یا ساختن مجدد رابطه؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      خودتون راجب رابطتون چه فکر ی می کنید .فکر می کنید تداوم اون به نفع هر دو هست و خوشبختی شما تضمین می شود .رابطه دوستی با ازدواج کاملا متفاوت است و اصولا در دوستی شرایط ایده ال پیش می رود و هر دو نفر بدون هیچ تعهد و مسئولیتی سعی می کنند به بهترین شکل زمان هایی را در کنار یکدیگر داشته باشند .ولی شما در همین دوراه هم شاهد بحث و عدم تفاهم هستید و طرف مقابل شما هم مسئله عدم تعهد رو مطرح کرده به نظرتون ادامه دادن جز وابستگی عاطفی و چرخه باطل مشاجره ها چیز دیگری خواهد داشت اگر فکر می کنید ادامه دادن منجر به رفع مسائل و ازدواج می شود خب بهتره هر دو به مشاور مراجعه کنید تا با بررسی شرایط بهترین راهکا ر رو ارائه بدهد البته هر دو باید بخواهید تغییر صورت بگیرد .امیدوارم تصمیم درست و عاقلانه ای بگیرید .
      د
      ر این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • مرد تنها   میگوید:

    با سلام
    من مردی ۴۵ ساله هستم و همسرم ۳۵ ساله هستند. دو فرزند پسر ۷ ساله و دختر ۱۵ ساله دارم. الان چند ماه هست که همسرم تمایلی به انجام روابط زناشویی ندارند حتی در یک مورد آن را به برده داری تشبیه کردند. در دو یا سه موردی هم که راضی به انجام اینکار شدند علی رغم پیش ‌نوازیها ایشان بسیار سرد هستند و ترجیح می دهند زودتر تمام شود و به قول خودشان بخوابند. با اینحال همسرم به گوشی موبایلشان بسیار علاقمند هستند تا دیر وقت در شبکه های مجازی هستند، بارها اتفاق افتاده است که از خواب بیدار شده اند تا در شبکه های مجازی یک پیغام را بخوانند یا پاسخ بدهند. من هیچ وقت تولد همسرم و روز زن را فراموش نکردم و برای ایشان کادو و گل و کیک گرفته ام اما ایشان روز تولد من را فراموش کردند و یادم نمیآد بابت روز مرد به من تبریک گفته باشند. بنده هرآنچه که همسرم خواسته است برایش فراهم کردم پول، خونه، ماشین، مسافرت و …. بااینحال هیچکدام از اینها به چشم ایشان نمیآد. چند بار و در حضور دخترم به من گفته است که به اجبار پدرش با من ازدواج کرده است و از من هم خوشش نمیآید. من اهل هیچ چیزی نیستم برای من خانواده در درجه اول اهمیت است و در درجه دوم کارم هستش. کتمان نمی کنم من و همسرم سختی های زیادی کشیدیم و الآن مقداری اوضاعمون الحمد لله خوب است و برای من جای تعجب است که همسرم در آن دوران سخت ابراز محبت و علاقه فراوان به بنده می کرند چطور در این دوران که وضعمان خیلی بهتر است و اوضاع راحتی داریم ایشان عوض شده است. شاید پیش خودتان فکر کنید من از نظر عاطفی به ایشان کمتر رسیده ام اما خدا را شاهد می گیرم اینگونه نیست و هر جا و در هر موقعیتی من در کنار همسرم بودم حتی در دعواهای خانوادگی هم من طرف همسرم بودم در بیماریها در کنارش بودم در مشکلاتی که با خانواده خودش یا من برخورد می کرد در کنارش بودم خلاصه من تا آنجایی که در توانم بود و امکانات اجازه می داد سعی می کردم رضایت همسرم را جلب کنم و به ایشان محبت کنم و از من راضی باشد. ایشان هم متقابلا در سخت ترین مراحل زندگی در کنار من بودند و تمامی سختیها را تحمل کردند و من به همین خاطر بسیار از ایشان سپاس گذارم. من او را نه همسرم بلکه رفیق و دوستم می دانستم و می دانم. من حاضرم هر آنچه که زن و بچه هایم بخواهند برایشان فراهم کنم ولو اینکه خودم مجبور شوم کففش و لباس کهنه بپوشم. در اوایل زندگیمان مشاجره می کردیم ولی از آنجایی که این مشاجرات بر روی ایشان تاثیر بدی می گذاشت من دیگر وارد هیچگونه مشاجره ای نمی شوم و سعی می کنم در برابر حرفهای تند و بعضا نیشدار ایشان سکوت کنم. در واقع زندگی ما به سه بخش تقسیم می شود دوران ابتدای زندگی که بعضی مواقع با مشاجره لفظی همراه بود و اغلب همسرم برای آَشتی جلو می آمد دوران دوم که گذر از سختیها بود که مهر و محبتمان به یکدیگر زیاد بود و اگر حرفی پیش می آمد هر بار یکی از ما پیش قدم می‌شد. دوران سوم رفاه نسبی و ورود اینترنت و شبکه های مجازی به زندگی ما است در این دوره روابط بین ما سرد شده است.
    متاسفانه در حال حاضر به نظرم ما وارد طلاق عاطفی شده ایم با همدیگر خیلی کم صحبت می‌کنیم. ایشان تمایلی به روابط زناشویی ندارند و بنده هم دیگر دلسرد شده ام و دیگر تمایلی به انجام اینکار ندارم. همسرم گاهی به شوخی و گاهی جدی از من می خواهد طلاقش بدهم. قبلا ایشان روی گرفتن زن دوم یا صیغه بسیار حساس بودند اما الان دیگر اون حساسیت را ندارند. از آنجایی که من فکر می کردم همسرم به دلیل مصرف قرص شیر افزا هورمونهایش به هم ریخته باشد از ایشان خواهش کردم به دکتر غدد مراجعه کنند اما ضمن مسخره کردن بنده از انجام اینکار طفره رفتند.
    خواهشمندم به این سوالات بنده جواب بدهید:
    ۱- آیا وضعیت همسرم قابل برگشت به همان حالت نرمال و عادی است ؟ وظیفه بنده چیست؟
    ۲- اگر به حالت نرمال برنگشت آیا باید به همین حالت طلاق عاطفی ادامه داد یا بایستی طلاق رسمی بدهم؟
    ۳- برای فرزندان من طلاق عاطفی بهتر است یا طلاق رسمی؟ بهتر است من و مادر ایشان به همین صورت همخانه باشیم یا اینکه رسما جدا شویم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      ممنون از توضیحات مبسوط در مورد سوال اول چرا به حالت عادی برنگردند اینکه غرق فضای مجازی شدند هم دلایلی دارد و بهتره با هم به زوج درمانگر مراجعه داشته باشید ادم ها گاهی در شرایط یکنواخت زندگی دچار بحران های عاطفی و سردی می شوند که قابل پیگیری است .
      و می شود دوباره کانون زندگی گرم شود منتهی باید خواست هر دو باشد ..اصلا ادامه دادن این شرایط درست نیست و طلاق هم راهکار درستی نیست به هر حال شما فرزند دارید سختی ها یی رو در کنار هم تحمل کردید به سطح زندگی با ثباتی رسیدید .و درست نیست به خاطر این مسائل همه چیز رو ندیده بگیرید و قطعا برای فرزندانتان هیچ کدام از دو شرایط خوب نیست چون در رفتارشون و حتی برخورد ایندشون با همسرانشون تاثیر داره .شما نباید به خودت مدام تلقین کنید بحث طلاق عاطفی و هم خانه بودن رو چون باورتون میشه دیگه نمیشه کاری کرد .قبول کنید که هر دو مقصر هستید .

      اگر مراجعه کنید و روانشناس تشخیص بدهد مشکل پزشکی است حتما همسرتون رو راضی به انجام آزمایش و پیگیری خواهد کرد و خود اون قرص ها در کاهش میل جنسی موثر است .وقتی شرایط بیرونی است و می شود تغییر کند بهتره امیدوار باشید شما که می فرمایید از هیچ تلاشی دریغ ندارید پس بهتره به فکر همسرتون باشید و به چشم بیمار نگاه کنید که برای درمان صبوری شما را می خواهد و اینکه شاید رفتارهایی در شما هم باید اصلاح شود .امیدوارم مسائل حل شود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

      • کارن   میگوید:

        سلام.من پسری دارم ۵ساله که از تو گوشی فیلم سکسی دیده. چند بار اینو به عنوان یه راز برای من تعریف کرده من چکار کنم .چی جواب بدم

        • مشاور   میگوید:

          با سلام اگر مدام این جریان کفته می صود و در قبال راز یعنی خودش به بد بودن اون فیلم اذعان داره و تنها کاری می کنید بهتره بدون بروز هیجانات بهش اطمینان بدید که نمی زارید کسی بفهمه ولی باید براش روشن کنبد با زبان کودکانه که نباید این مساله تکرار بشه چون شیطون داره گولت میزنه و می خواددپسر خوبی نباشی ولی تو می تونی شیطون رو شکست بدی ببینید این جمله ای در حد بیان ساده بچه ۵ ساله بود خودتون با شناختی که از فرزندتون دارید می تونید جمله بندی دیگری داشته ا
          باشید و بهتره توجه افراطی نکنید که این قضیه براش مهم بشه گاهی خنثی بودن بهتر مساله رو حل می کنه .امیدوارم دیگه چنین مسائلی با کنترل و نظارت شما پیش نیاد چون ذهن بچه ها به شدت فعال و خلاقه و سخت مساله ای رو فراموش می کند

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
          موفق باشید

  • حسن   میگوید:

    با عرض سلام خواهر بنده چند روزی است دچار یه اختلال شده میاد میگه قلب طرف خوندم داشت تو قلبش یه چیزی بهم میگفت یه حرفای که به ذهن ادم سالم هم نمیرسه یا میاد میگه طرف زیر زبانش داشت بدی منو میگفت در حال طرف ساکت نشسته و یا طرف داشت اسرار منو از قلب مادر میدزدید یا مثلا دیدم طرف تو قلبش میگه این دختر چقدرحرف میزنه یا سر ادم میره یعنی ساده میگم به گفته خوندش قلب ادم ها رو میخونه البته فکر کنم توهم زده چون اکثرا حرفاش خنده دار است به نظر شما چیکار کنیم این اختلال چه اختلالی است ایا این اختلال بیماری است؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بله قطعا دچار اختلال شده اند و با این شرایطی که شما می فرمایید نام مشخصی دارد که بنده عنوان نمی کنم چون ممکنه در مصاحبه بالینی موارد دیگر هم مشخص شود .و اگر درمان نشوند ممکنه این فکر و صحبتی که از بیرون تزریق می شود حرف هایی راجب خودکشی بزند .خواهر شما در دنیای درون خودش به این مسائل و وقایع باور دارد گرچه برای شما خنده دار است و یا پذیرشی نسبت به اون ندارید .و باید حادثه یا حوادثی که قبل از این مساله افتاده مشخص بشه و یا احیانا اگر مشکل جسمی بوده باید بررسی شود و سابقه اختلالات در خانواده و حتی فامیل دور باید بررسی شود .بهتره زودتر ایشون رو به روانپزشک ارجاع بدید و البته سن ایشون هم مهم است که قید نکردید منتهی نگران نباشید امروزه این بیماری با داروهایی که در بازار است کاملا قابل کنترل است اگر وابسته به موقعیت خاص نباشد که طبعا بعد از رفع موقعیت مرتفع می شود .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • ترنم   میگوید:

    سلام.،خواهرزاده هشت سالی دارم که حدود چندین ماهه دچار وسواس شدید شده از لحاظ تمیزی،مثلا وقتی دستشویی میره،فکر میکنه که نجاست روی لباس و شلوارش ریخته،یا روی دسش،بعد ی میاد همینو میگه،لباساشو در میاره و میگه نجس شده و نگران میشه،به نظر شما ایا بی خیالی نسبت به کاراش میتونه درمانش کنه ،نگران اینیم که این در اینده ازار دهنده بشه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام قطعا ایشون وسواس دارند و این محرز است و چون سنش کمه باید با درممانگر کودک دوره درمانی طی شود اصلا نیمش ود بی توجه بود و حتی شاید نیاز به مصرف دارو هم داشته باشند که دوره درمان یک ساله دارد اگر درمان نشود این وسواس حول موضوعات دیگر می چرخد و شرایط را به مراتب سخت تر خواهد کرد و قدرت تمرکز و زندگی رو ازش می گیره و همیشه درگیر افکار وسواسی و انجام اعمال برای رفع ان است و این چرخه باطل تداوم خواهد داشت زودتر ایشون رو به روانشناس ارجاع بدید .البته نگران هم نباشید چون بیماری که کاملا تحت کنترل و درمان است منتهی اگر زود پیگیری کنید .شرایط محیطی و داشتن بیماری در اقوام درجه یک هم اهمیت دارد .که باید بررسی شود و بازخوردی که والدین نسبت به رفتار او دارند .توجه افراطی والدین هم به تمیزی خودش مشکل ساز خواهد بود در هر حال بهتره مراجعه کنید تا حضوری بررسی شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه