بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

مرکز مشاوره مراکز استانها

 

مرکز مشاوره اصفهان مرکز مشاوره شیراز مرکز مشاوره کرج مرکز مشاوره قم مرکز مشاوره کاشان
مرکز مشاوره یزد مرکز مشاوره ساری مرکز مشاوره رشت مرکز مشاوره بابل مرکز مشاوره اسلام شهر
مرکز مشاوره تهران مرکز مشاوره تبریز مرکز مشاوره منطقه بندرعباس مرکز مشاوره کرمانشاه مرکز مشاوره منطقه ارومیه
مرکز مشاوره اراک مرکز مشاوره همدان مرکز مشاوره مشهد مرکز مشاوره کرمان مرکز مشاوره اردبیل

 


مرکز مشاوره تهران

6962 نظر جدید برای بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

  • نسرین   میگوید:

    با سلام من حدود ۵ سال با همسرم دوست بودیم و الان بیش از ۲ سال که عقدیم یکم میگه وسایلتو بیار زندگی کنیم یکم میگه من باتو خوشحال نیستم جدا بشیم خیلی هم عصبیه و زورش زیاده اینقدر باهاش خاطره بد دارم که خوباش اصلا یادم نیست تقریبا هرروز دعوا داریم تکون بخورم ناراحت میشه بیشتر بهونه میگیره البته همیشه همینجور بود منم از ترس وابستگی که داشتم تو دوستی باهاش کات نکردم ولی الان نمیدونم چکار کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام

      شما خودتون می فرمایید خاطرات منفی بیشتر بادتونه ولی با این حال ازدواج کردید بعد از ۵ سال دوستی که اگر صرف وابستگی هم باشد با این شرایط ازدواج معقول نبوده .منتهی باید شخصیت و نوع رفتار شما در قبلا ایشون و شرایط خانوادگی شما هم بررسی شود و اینکه اگر رفتاری از ایشون دیدید که درست نبود واکنش شما چه بود در مقابل عصبانی بودن ایا بهشون بازخورد دادید ایا خواست شما این بوده که به روانشناس یرای مشکلشون مراجعه کنند یا حتی متخصص مغز و اعصاب وقایع در هم تنیده هستند و نمی شود انها را به صورت ساده انگارانه دید .توجه داشته باشید که رفتار ادم ها در قبلا دیگران به نوعی به چارچوب ارتباطات خانواده و رفتار با افراد مهم زندگی مثل پدر و مادر بر می گردد و خیلی ازپیرها بی دلیل نیست خر چند ما نااگاه باشیم بهتره در اولین فرصت مراجعه کنی هر دو تون و ایشون هم باید دلیل این دمدمی مزاج بودن و عوض کردن تصمیماتش مشخص بشه چون به هر حال شما دارید از این رفتار ایشون زجر می کشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      امیدوارم قانع بشن که نیاز به روانشناس دارید و الا مشکلات شما بیشتر خواهد شد .
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
      موفق باشید

  • داود   میگوید:

    سلام من در سن ۲۲ سالگی با دختر داییم ازدواج کردم و بعداز یک هفته بطور نا معلوم ازش زده شدم از اونجایی که خانوادهامون خیلی به هم وابسته بودن این داستان یک سال طول کشید ما خیلی دکتر رفتیم خیلی پول خرج کردیم کلی دعا نویس رفتیم که خوب بشم و نشد در آخر طلاق گرفتیم دختر داییم که خیلی به من علاقمند بود تا ۵سال منتظرم موند که بالاخره من ازدواج کردم و دختر داییمم ازدواج کرد حالا ایشون دوساله که نامرده و یک ماه دیگه عروسیشونه
    حالا من خیلی پشیمون شدم و از درون دارم داغون میشم درست مثل روز خواستگاری هنوز فکر میکنم دیر نشده هنوزم فکر میکنم دوستم داره و مطمعنم که هنوزم دوستم داره نمیدونم دردمو بکی بگم نیدونم بخودش احساسمو بگم یا نه کمکم کنید لطفا که آرزو مرگ دارم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه شما در دوره ای که ایشون همراه شما بودند توجهی نداشتید و اکنون با فاصله گرفتن و ازدواج مجدد متوجه شاید ویزگی های مثبت ایشون شدید مساله بسیار مهمی است ..اکنون ایشون ازدواج کردند و اینکه شما بخواهید بهشون بگید جز اینکه زندگی هر دو خراب بشه نفعی نخواهد داشت گاهی وقت ها فرصت هایی واقعا از دست می رود و اینکه شما وضعیت روحی نابسامانی دارید باید با مراجعه برطرفش کنید .رفتار همسر شما هم اهمیت دارد .و اینکه در روابط چگونه هستید .در مورد رفتار شما فرضیات بسیار است که چرا چنین برخوردی با ایشون داشتید و حالا پشیمان هستید با وجود تاهل و تعهد به فرد دیگری .و ایشون داره عروسی می کنه به نظرتون حسی و اصلا این قابل قبول است خودتون می فرمایید دختر دایی شما ۲ سال نامزد بوده اگر علاقه ای نوبد الان عروسی نوبد پس خودتون رو گول نزنید ایشون هم با فرد جدید کنار اومدن پس برای بهوبد زندگی خودتون و حال روحیتون و پذیرش واقعیت ها تلاش کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
      موفق باشید

  • نازنين   میگوید:

    سلام من ۳۰ سالمه و یکبار عقد کردم و جدا شدم بعد ۷سال با اقای اشنا شدم که احساس میکنم اخلاقامون بهم میخوره میخواد بیغد خواستگاری اما من میترسم از گذشتم و اینکه یکبار عقد داشتم به ایشون بگم البته بهشون گفتم که یه موضوع مهمی هست که باید بهت بگم اما فرصت بده تا امادگیشو پیدا کنم ایشون هم قبول کردن اما پریشب گفتن که اون موضوع چیه بگو تا بدونم که بعد اون سریعتر به خانوادمبگم تا بیان خواستگاری و سروسامون بگیریم اما من میترسم اصلا نمیدونم چطوری بیان کنم این موضوع رو لطفا راهنماییم کنید میترسم از عکس والعملشون

    • راهنما   میگوید:

      خب اگر مدتی رو نامزد باشید و مراوده و معاشرت کنید به خوبی با اخلاق و رفتار هم آشنا خواهید شد و بعد میتونید با قاطعیت ایشون رو انتخاب کنید یا رابطه رو کات کنید ..همگی به خود شما بستگی داره … و گرنه با نگرانی هیچ کاری درست نمیشه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز موضوع عقد شما چیز کوچکی نیست که بخواهید پنهان کنید
      و اینکه اگر واقعا با ایشون توافق دارید و فکر می کنید کاملا روحیات و اخلاق و شخصیت ها مشابهت دارد و می تونید در کنار هم خوشبخت باشید یک اصل هم صداقت است شما بهتره موضوع رو بگید و علت طلاق رو ایشون اگر فردی باشند که قدرت درک ددشته باشند خب شاید براشون مهم نباشه ولی اگر فردی هستند که اگر به خانواده هم بگن اون ها هم پذیرش ندارند بهتره زودتر مطرح شود و با هم در این باره صحبت کنید تا برای گفتن به خانوادشون با توجه به شناختی که دارند بتونند درست انتقال بدهند .به هر حال اینکه طلاق گرفتید محکوم نیستید که هیچ وقت ازدواج نکنید ولی مطمئن باشید اگر صداقت وجود داشته باشد مسائل راحت تر جلو می رود و اگر خدای ناکرده ایشون نپذیرند در این مرحله مسئله تموم بشه بهتر از اینه که رسمی شود و همه مطلع شوند و خواستگاری صورت بگیرد بعد مساله گفته شود چون نمی تونید عکس العمل ایشون و خانواده رو پیش بینی کنید قطعا ضربه روحی سختی برای شما خواهد بود .در هر حال امیدوارم به صورت حضوری مراجعه کنید و شرایط ار کاملا توضیح دهید و مدت اشتایی با اون آقا و سطح شناختتون رو مطرح کنید تاروانشناس به شما راهکاری متناسب با موقعیت بدهد
      حال و شرایط شما کاملا قابل درکه و لی سعی کنید راحت مطرح کنید در عین حال انتظار هر واکنشی رو داشته باشید .و بپذیرید ایشون اگر بخوان شریک زندگیتون بشوند باید نسبت به مساله پذیرش داشته باشند و الا هر روز سر هر بحث کوچک ممکنه این مسئله رو یاداور شوند و به عنوان برگ برنده استفاده کنند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • Yamour   میگوید:

    باسلام دختری ۱۹ساله هستم ۷ماهه با پسر ۲۷ساله عقد کرده ام با این که خودم از لحاظ قیافه خدارو شکر ایرادی ندارم و همیشه به خودم میرسم با این حال همسر چشم چرونی دخترای فامیلمونه میکنه یا یه دختر خوشگل میبینه ازش تعریف میکنه چه تو فیلم چه واقعیت من رو اینجور مسائل خیلی حساسم چن باری بهش تذکر دادم ولی بهم میگه تو بد دلی و یا اینکه اشتباهشو گردن نمیگره مجبور شدم بهش با عملم ثابت کنم که کارش اشتباهه یه بار تلافیشو انجام دادم ولی اون به شدت عصبانی شد و دعوا را انداخت یه مدت درس شد ولی تازگیا بازم شروع شده نمیدونم چه رفتاری باهاش داشته باشم تا درس بشه ممنون میشم اگه کمکم کنید.

    • راهنما   میگوید:

      یک مطالعه در انگلستان نشان داده مردها به‌طور میانگین روزانه ۴۳ دقیقه را صرف خیره شدن به جنس مخالف می‌کنند که این میزان برابر با ۲۵۹ ساعت یا تقریبا ۱۱ روز در سال است. جمع این زمان در فاصله بین ۱۸ تا ۵۰ سالگی یک مرد می‌شود بیش از ۱۱ ماه و ۱۱ روز. یعنی یک مرد انگلیسی در این فاصله، قریب یک سال از عمرش را صرف کاری کرده که در فرهنگ ما اسمش «چشم چرانی» است.

      لازم نیست فکرش را بکنیم که مردان ما چقدر با مردان انگلیسی مثلا، شباهت یا تفاوت دارند. آن قاعده معروف زنانه مشکل را حل می‌کند: «مرد‌ها سر وته یک کرباسند!» همه شنیده‌اند که مردان از راه چشم عاشق می‌شوند و زنان از راه گوش. این تعبیر عوامانه‌ای است از یک عنوان، از فهرست بی‌پایان تفاوت‌های میان زنان و مردان. واقعیت اثبات شده و گریزناپذیر این است که مردان در برابر جنس مخالف، ذاتا جست‌وجوگرند و چشم مهم‌ترین ابزار جست‌وجوست.

      تشخیص اینکه همسرتان با نگاهش از چارچوب‌های زندگی مشترک‌تان خارج می‌شود آسان نیست. شما نمی‌توانید به مردی که از قوم و فرهنگ دیگری است یا از شهر و کشور دیگری آمده، به‌راحتی چنین برچسبی بزنید. فراموش نکنید که برای تشخیص درستی یا نادرستی یک رفتار، حتما باید به مسائل فرهنگی و مذهبی جامعه توجه کنید. این مسائل فرهنگی می‌تواند حتی از شهری به شهر دیگر هم متفاوت باشد. به همین دلیل، بدون درنظر گرفتن این فرهنگ نباید حکمی را صادر کنید. ممکن است در فرهنگ فرد مقابل‌تان، رفتاری که از نظر شما ناپسند است، کاملا طبیعی و شایسته تلقی شود؛ پس اگر با فردی که فرهنگ و تربیتی متفاوت از شما دارد ازدواج کرده‌اید، نمی‌توانید انتظار داشته باشید که او همان‌طور که از کودکی به شما القا شده ‌است رفتار کند. شاید بد نباشد گاهی هم دنیا را از دریچه باور‌های او ببینید و بعد در مورد رفتار‌هایش قضاوت کنید.

      اگر می‌خواهید زندگی مشترک موفقی داشته باشید، قبل از ازدواج نظرات خود را در مورد محدوده روابط زن و مرد (از جمله نگاه، صحبت کردن و…) با همسر آینده‌تان در میان بگذارید تا به نگاه مشترکی دست یابید. درصورتی که شما محدوده‌هایی که مورد نظرتان هست را توضیح داده‌اید و با خواستگار‌تان در مورد پایبند بودن به این مرزها توافق کرده‌اید، قضاوت در آینده برایتان راحت‌تر خواهد شد، زیرا شما با توجه به این قرارداد‌ها می‌توانید رفتار همسرتان را بررسی کرده و در موردش قضاوت کنید. شما می‌توانید بگویید که آیا فلان رفتار همسرتان در چارچوبی که قبلا در موردش توافق کرده بودید جا می‌گیرد یا طبق این چارچوب، رفتار انجام شده نادرست و سزاوار مجازات است.

      اگر می‌خواهید همسرتان را به‌دلیل نگاهش متهم کنید، باید بتوانید رفتاری را متفاوت از رفتار‌های همیشگی‌اش ببینید و بعد مهر چشم‌ناپاکی را رویش بچسبانید. بعضی از افراد همین که همسرشان چشم در چشم فرد نامحرمی بیندازد یا با او گفت‌وگو کند، او را متهم می‌کنند ولی آیا واقعا اینگونه است؟ آیا در پشت این نگاه سوء لذت وجود دارد؟ یا این فقط یک تصور است و هیچ راهی برای اثبات اینکه این نگاه ناشایست است وجود ندارد؟ اگر شما با هر رفتار همسرتان برانگیخته می‌شوید، بهتر است قبل از قضاوت در مورد او، خودتان را زیر ذره‌بین قرار دهید. اگر نتوانید ذهن‌تان را مدیریت کند، با گذشت زمان دامنه این سوء‌ظن‌ها بیشتر می‌شود و هر حرکتی از طرف مقابل زیر ذره‌بین قرار می‌گیرد.

      بعضی از افراد چون خودشان به‌صورت خودآگاه یا ناخودآگاه به این رفتار تمایل دارند، آن را به دیگران نسبت می‌دهند. درواقع آنها گاهی با یادآوری گذشته‌ای که داشته‌اند و گاهی به‌دلیل تصوراتی که هنوز در زندگی‌شان جریان دارد، همسرشان را متهم به رفتاری می‌کنند که یا انجامش نداده یا مقصود نادرستی از انجام دادنش نداشته است. سعی کنید حساب گذشته را از امروز‌تان جدا کنید و نه برای آنچه پشت سر گذاشته‌اید کسی را متهم کنید و نه به‌‌دلیل گذشته او، روی رفتار‌های امروزش حساسیت به خرج دهید.

      یک رفتار زمانی قابل بررسی و مجازات است که تکرار شود. اگر تنها یک‌بار احساس کردید که همسرتان با نگاهی که از نظر شما ناپسند است به فرد دیگری چشم دوخته، در موردش قضاوت نکنید. اما ممکن است این توصیه شما را به دام دیگری بیندازد، پس مراقب باشید! افرادی که برای نخستین بار با چنین رفتاری از سوی همسرشان روبه‌رو می‌شوند، ابتدا دچار تردید می‌شوند و برای اینکه تردید‌شان به یقین تبدیل شود، هر نگاه و رفتار همسرشان را زیر ذره‌بین قرار می‌دهند و نسبت به او حساس می‌شوند. باید بدانید این حساسیت‌ها به رفع مشکل کمک نخواهد کرد بلکه باعث اضطراب بیشتر و گاهی بیماری وسواس و بدبینی می‌شود. این رفتار‌ها نه‌تنها به‌خود شما آسیب می‌زند بلکه طرف مقابل‌تان را هم دچار تنش می‌کند و ممکن است که در آینده این تنش به تکرار رفتار ناشایست تبدیل شود.

      اگر واقعا یقین پیدا کردید که همسرتان به شکلی متفاوت به زنان دیگر نگاه می‌کند، زیاده روی نکنید و این رفتار او را به دیگر جنبه‌های زندگی‌تان تعمیم ندهید، مثلا هرگز نگویید او به زنان دیگر نگاه می‌کند، پس مرا دوست ندارد یا اینکه او به دیگران نگاه می‌کند، پس حتما رفتار‌های نادرست دیگری را هم انجام می‌دهد که من از آنها بی‌خبرم. درصورت مشاهده چنین رفتاری، سعی کنید بیشتر از قبل مدیریت زندگی‌تان را به دست بگیرید و نگذارید این رفتار همسرتان دیگر حوزه‌های زندگی‌تان را هم به‌خود درگیر کند.

      اگر می‌خواهید همسرتان با شما همراه شود و بیشتر برای دوام زندگی مشترک‌تان تلاش کند، انتظارات‌تان را در محدوده شرع و عرف با او در میان بگذارید و اگر بعد از آن رفتارش را انکار کرد، ابتدا این انکار را بپذیرید. حالا شما هم با او هم‌کلام شده‌اید، وقت آن است که مجددا با کمک او چارچوب جدیدی را برای حدود روابطتان تعیین کنید و در مورد‌شان با او به توافق برسید. از او بخواهید در آینده به این تفاهمنامه پایبند باشد تا اگر این اصول مشترک را بار دیگر نادیده گرفت، بتوانید برخورد جدی‌تری را درنظر بگیرید.

      احتمالا بعد از اینکه احساس کردید همسرتان به شکلی متفاوت به زنان دیگر نگاه می‌کند، دچار خشم زیادی خواهید شد یا احساس ناتوانی خواهید کرد. اما قبل از نشان دادن هر واکنشی، باید به‌خود فرصت دهید تا این خشم را مدیریت کنید و تا قبل از آنکه عنان ذهنتان را در دست بگیرید، نباید واکنشی نسبت به رفتار او نشان دهید. بعد از فروکش کردن هیجان و خشم‌تان، بار دیگر آن رفتار را بازبینی کنید؛اگر بعد از این بررسی دوباره به این نتیجه رسیدید که رفتار همسرتان صحیح نبوده است، آن را صریحا با او درمیان بگذارید و نگرانی‌هایتان را به همسرتان بگویید.

      اگر تردید دارید و نمی‌دانید که قضاوت‌تان در مورد همسرتان درست است یا نه، قبل از آنکه او یا خودتان را متهم کنید، با یک متخصص مشورت کنید. شما می‌توانید با کمک چنین فردی بدانید آیا مشکل از توهمات شما ناشی می‌شود یا اینکه همسرتان با رفتار‌هایش درحال ضربه زدن به زندگی مشترک‌تان است. شاید رفتار او از مشکلات دیگری ناشی شده باشد و تنها با کمک یک متخصص بتوانید آن را ریشه یابی و اصلاح کنید.

      درست است که شما نگرانید و رفتار همسرتان هم آزار‌تان داده‌است اما هیچ وقت با افراد غیرمتخصص (مثلا اعضای خانواده و یا دوستان) راجع به این موضوع صحبت نکنید چون باعث تخریب شخصیت همسرتان در مقابل آنها می‌شود. حتی اگر همسرتان مرتکب چنین رفتاری شده باشد، ممکن است در آینده رفتار خود را اصلاح کرده و به قانون‌های مشترک‌تان پایبند شود. اما یادتان نرود نظر منفی دیگران در مورد او، حتی بعد از این تغییرات هم عوض نخواهد شد و حتی اگر به همسری ایده‌آل برایتان تبدیل شود هم، دیگران تنها او را به‌عنوان فردی که نگاه ناپاک دارد می‌بینند.

      هیچ وقت برای انتقام دست به عمل متقابل نزنید یا خشم خود را به‌صورت یک رفتار منفعلانه (مثلا قهر کردن بدون اینکه دلیلش را به همسرتان بگویید) بیان نکنید. احتمالا این رفتار‌های کینه‌جویانه خشم فرد مقابل را برخواهد انگیخت و موجب رفتار نابخردانه دیگری خواهد شد. اگر بخواهید برای درس دادن به همسرتان، او را به این شیوه‌ها مجازات کنید، در نهایت زندگی‌تان درگیر یک سیکل معیوب عمل و عکس‌العمل خواهد شد که هیچگاه پایان نمی‌یابد و تنها به شما و زندگی‌تان آسیب می‌زند.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اینکه فردی به قول شما چشم چران باشد یک عدت رفتاری است و ربطی به این مساله که کنار او چه فردی است ندارد حتی اگر زیباترین ادم دنیا همسر او باشد چون عادت شده دست خودش نیست و ممکنه واقعا عمدی هم در کار نباشد خودشون باید متوجه رفتارشون بشوند و اینکه باعث ازار شماست و اگر چه سخت است برای خودشون ترک عمل منتهی شما باید به طور جدی مطرح کنید که تذکرات شما به خاطر بد دلی نیست بلکه ایشون رو متعلق به خودتون می دونید و ایشون هم به شما متعهدند والااگر مجرد بودند مشکلی برای ایشون وجود نداشت .بهتره ایشون به روانشناس مراجعه کند و نوع برخورد با همسر و رعایت چهارچوب و خط قرمزها رو بیاموزند .چون همین مسائل هر چند کوچک کم کم ممکنه مشکل بزرگی ایجاد کند .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    همسرم بلده محبت و توجه کنه ولی نمیکنه
    چندبارم ازش خاستم ولی نمیکنه ماالان تو دوران عقدیم و شدید احساساتی و نیاز به محبت و لاو ترکوندن دارم ولی ایشون اصلا توجه نمیکنه من۱۹سالمه و اون۲۶ درس خونده هستیم هردو.بیشتر از همه به مسایل جنسی و رابطه اهمیت میده.براشم ناز میکنم ولی غافل از توجه.منم بخاطر بیتوجهیش همیشه قهرمیکنه بیشترهفته باهاش قخرم.چیکار کنم بهش میگم دوستم نداری میگه دوست دارم.اصلا محبت به زبون اوردن بلد نیس.به عمل بهت ثابت کرده دوستم داره ولی به زبون و بیتوجهاش تموم محبتای عملیشا ازبین میبره
    خسته شدم از بیتوجهیش کمک کنید.ضمن اینکه ظاهر زیبایی دارم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      ببینید اینکه شما در سنی هستید که نیاز به محبت دیدن دارید درسته .ولی باید بدونید مردان محبت رو به شیوه مختص خودشون ابراز می کنند مثلا
      مردان در رابطه جنسی تلاش می کنند توجه کافی رو به طر ف مقابل داشته باشند و شاید بیشتر تجربه جنسی رو دال بر عاطفه بدونند و زنان صرف برطرف شدن نیاز عاطفی و نه جسمی رو مهم بدونید تفاوت های شخصیتی و رفتاری مردانو زنان اونقدر مهمه که اگر فردی بدونه از خیلی از تنش ها و قهرها و درگیری ها جلوگیری می شود و سطح انتظارات و توقعات از طرف مقابل کاهش می یابد

      امیدوارم شما هم کمی درک کنید ایشون رو و اصلا تلاش نکنید با تکرار یک مساله قضیه را لوث کنید و به نحوی عمل شود که همسرتون دیگه در خودشون اصلاحی رو انجام ندهند .
      بهشون توصیه کنید برای بهبود روابط باید به روانشناس مراجعه کنید و اجازه بدید که روانشناس ی سری مسائل رو به ایشون گوشزد کند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      موفق باشید

  • نازنين   میگوید:

    نترسم از اینه که نمیدونم چطور باید بیان کنم که من یکبار عقد داشتم ؟از این بابت سوال کردم راهنماییم کنید مرسی

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      ین مسلمه که شناخت قبل ازدواج نقش اساسی در زندگی اینده داره پس ازدواج بدون شناخت، نادرسته اما یه نکته مهم هم وجود داره که برای شناخت باید از راه درست رفت وگرنه سبب می‌شه ادم خیال کنه طرفش رو شناخته یعنی به جای شناخت واقعی یک شناخت توهمی پیدا می‌کنه و احتمال شناخت توهمی در کسانی که با رابطه می‌خوان طرفشون رو بشناسن زیاده بخاطر اینکه ارتباط دختر و پسر در غالب موارد همراه تبادل احساساته و دلبستگی میاره و همین سبب می‌شه که طرفین عیبای هم رو نبینند همین اشکال در صیغه محرمیت هم وجود داره و بلکه قوی‌تر هم هست بخاطر اینکه صیغه به یه نحوی احساس تعلق میاره و با توجه به اینکه محرم هستند خیالشون در زمینه نگاه کردن و صحبت کردن راحت می‌شه و در نتیجه سرعت ایجاد دلبستگی بیشتر می‌شه که اینم مانع شناخته
      بنابر این شناختی که از ارتباط خود دختر و پسر حتی با نظارت خانواده‌ها به دست میاد خیلی نمی‌تونه وسیع باشه علاوه بر اینکه دختر و پسر باید در مورد حرفایی که طرفشون می‌زنه راستی ازمایی کنند یعنی بررسی کنند که ایا ادعاهایی که می‌کنه راسته یا نه پس چاره‌ای نیست که در این زمینه از راههای دیگه در مورد شناخت استفاده بشه تا یک شناخت صحیح قابل قبول برای فرد حاصل بشه.
      یکی از این راهها صحبت والدین دختر و پسر با همدیگه و با اونا است یعنی پدر مادرها غیر از اینکه با خودشون صحبت می‌کنند با دختر و پسر هم حرف بزنن به این صورت که پدر مادر پسر با دختر، و پدر مادر دختر با پسر به صورت جداگانه صحبت کنند و بعد نتایج گفتگو رو به شور خانوادگی بذارن و ببینند ایا تناقضی در حرفهایی که بین خود دختر و پسر زده شده با حرفهایی که دختر یا پسر به اونا زده اند هست یا نه؟ که این مساله به شناخت طرف و راستی ازمایی نسبت به ادعاهای او کمک می‌کنه.
      در کنار صحبت والدین و جوونا، تحقیق هم می‌تونه سبب شناخت طرف بشه علاوه بر اینکه راستی ازمایی در مورد حرفاش هم هست، این تحقیق می‌تونه از دوستان و اشنایان فرد در محل زندگی و کار و تحصیل صورت بگیره.
      شاید بگید: خیلی وقتها افرادی که ازشون تحقیق می‌شه یا بدون اطلاع حرف می‌زنند یا تعمدا برای اینکه کار خیره همه واقعیت رو نمی‌گن جوابش اینه که برای اینکه چنین اتفاقی نیفته و فرد مورد تحقیق قرار گرفته احیانا خلاف نگه یا بدون اطلاع طرفو تایید نکنه اولا: تحقیق باید از افراد متعددی باشه و ثانیا: طرف رو متوجه اهمیت جوابی که میده بکنه یعنی بهش بگه خوشبختی دو جوون به جواب شما بستگی داره به همین خاطر اگر نقطه منفی هم در طرف هست بگید چون اگر نقطه ضعف مهمی داشته باشه و نگید ممکنه بخاطر این مساله زندگیشون به هم بخوره.
      پس شناخت خوب و قابل قبول از طرف مقابل از برایند موارد سه گانه به دست میاد اول: صحبت دور از احساسات دختر و پسر، دوم: صحبت و تعامل فکری خانواده‌ها و سوم: تحقیق از افراد دیگر.
      این روش کم خطر‌ترین و مطمئن‌ترین راه برای شناخت طرفه که برای معمول موارد قابل استفاده است و به خوبی جواب می‌ده چون می‌تونن با بهره گیری از اون تا حد قابل قبولی طرفشون رو بشناسن
      البته یه راه دیگه هم هست که برای موارد خاصه و اون مشاوره حضوری طرفینه که اگر احساس کردند مشکلی وجود داره یا اینکه علی رغم انجام موارد فوق بازم تردید داشتند می‌تونند با مراجعه به مشاور و استفاده از علم و تجربه او در این موارد به اطمینان برسند.
      در مورد اختلاف عقیده شما با خانواده هم عرض می‌کنم اگر روش فوق رو برای شناخت بهشون بگید بعیده که مخالفت کنند چون هم شناخت خوب به وجود میاره و هم ارتباط زیاد دختر و پسر درش نیست تا نیاز به صیغه محرمیت داشته باشه بخاطر اینکه شناختی که دختر و پسر در چند جلسه صحبت محدود با همدیگه پیدا می‌کنند به وسیله راههای دیگر کامل و یا تصحیح می‌شه و خیلی زودتر از اینکه خودشون بخوان با رابطه همو بشناسن، به نتیجه می‌رسن و متوجه می‌شن که ایا طرفشون به دردشون می‌خوره یا نه؟
      در مورد اینکه تمایل دارید عقد قبلی رو به طرفتون اطلاع بدید عرض می‌کنم مساله دو صورت داره: یا طرف این موضوع رو خواهد فهمید یا نه؟ اگر فکر می‌کنید ممکنه یکی از اطرافیان یا فامیل شما که در جریان اون عقد بوده اینو بهش بگه، در این صورت پنهان کردنش درست نیست چون وقتی بفهمه شما رو به پنهان کاری متهم می‌کنه و حتی ممکنه این مساله زندگیتون رو به هم بریزه اما در صورتی که می‌دونید نخواهد فهمید دلیلی برای گفتنش وجود نداره.
      اما در مورد اینکه فکر می‌کنید اگر نگید قبلا ازدواج کرده اید یک عمر عذاب وجدان خواهید داشت عرض می‌کنم: عذاب وجدان شما ممکنه از یکی از علل زیر ناشی بشه:‌
      اول: شاید علتش اینه که فکر می‌کنید اگر واقعیت رو نگید یه جورایی طرفو گولش می‌زنید چون اون دلش می‌خواد همسرش قبلا ازدواج نکرده باشه در حالی که شما این طور نیستید در این مورد عرض می‌کنم: اینکه شما احساس می‌کنید اگر نگید، گولش زدید علتش اینه که ایشون فکر می‌کنه شما سابقه ازدواج ندارید ولی واقعیت این نیست یعنی در حقیقت شما با این کار یه مطلبی رو که ایشون عیب می‌دونه می‌پوشونید.
      اگر علت اینکه فکر می‌کنید گولش زدید این باشه نتیجه‌اش این می‌شه که هرکس عیبی داره که طرفش دوست نداره داشته باشه در صورتی که نگه طرفش رو گول زده یعنی اگر شما دوست ندارید طرفتون گناهان جنسی کرده باشه یا دوست ندارید طرفتون بعضی اخلاقیات بد رو داشته باشه در صورتی که به شما نگه شما رو گول زده.
      پس با این حساب اگر کسی بخواد دیگری رو گول نزنه لازمه تمام اخلاق و صفات و مواردی رو که طرفش بد می‌دونه و نمی‌خواد همسرش داشته باشه بهش بگه در حالی که کسی این کار رو نمی‌کنه و خیلی اوقات دیده می‌شه که بعد ازدواج یک نفر متوجه می‌شه که همسرش چه صفات و اخلاقیات بدی داره که مجبوره تا اخر عمر باهاش بسازه اما احساس نمی‌کنه که طرفش گولش زده. اما مورد شما به این حد هم نیست چون ازدواج شما ضررش به اندازه یک اخلاق بد هم نیست بخاطر اینکه اثری منفی در زندگی اینده نداره اما اخلاق بد اثر منفی هرچند کم رو داره.
      البته یه تفاوت بین سابقه ازدواج و صفات منفی هست که در سابقه ازدواج معمول مردم انتظار دارن که طرف بگه اما در صفات منفی چنین انتظاری ندارن و اگر شما به این دلیل فکر می‌کنی که باید بگی فکرت درست نیست چون مگر هر انتظاری مردم دارن درسته؟ اون انتظاری درسته که در زندگی اثر منفی داشته باشه پس چیزی نگفتنش فریب محسوب می‌شه که زندگی رو خراب می‌کنه و اما چیزی که زندگی رو خراب نمی‌کنه ولی طرف انتظار گفتنش رو داره، دلیلی نداره که نگفتنش فریب محسوب بشه.
      شاید بگید: درسته این مساله در زندگی اینده اثر نداره اما سلیقه هرکس برای خودش قابل احترامه و ایشون دوست داره اگر طرفش سابقه ازدواج داشته بگه و اگر نگه احساس می‌کنه فریب خورده جوابش اینه که اولا: اگر در مورد یک صفت خاص یا یک مطلب خاص که الان خودش یا اثرش هست چنین انتظاری داشته باشه می‌شه قبول کرد اما راجع به مطلبی که سالها ازش گذشته و اثری هم در اینده نداره چه حقی داره شرط بذاره چون گذشته هرکس به خودش مربوطه و دیگری حق نداره بگه باید گذشته تو فلان جور نبوده باشه و ثانیا: حتی اگر اون مطلب مربوط به حال باشه اما اثری در زندگی نداشته باشه نگفتنش فریب محسوب نیست مثل اینکه کسی نسبت به وجود طلاق در فامیل دور دختر هم حساسه و اگر بفهمه با او ازدواج نمی‌کنه در اینجا نگفتنش فریب کاری نیست چون مخفی کردنش ضرری به زندگی اونا نمی‌زنه
      بنابر این فریبکاری و گول زدن جایی است که اولا :‌اون مطلب یک نقص شمرده بشه و ثانیا: مربوط به حال باشه و ثالثا: اثر منفی هم در زندگی اینده اونا داشته باشه اما در صورتی که فقط از دید پسر نقص باشه یا مربوط به گذشته باشه و به هر حال اثر منفی در زندگی نداشته باشه گفتنش نه تنها فریب نیست بلکه در صورتی که نمی‌فهمه گفتنش اصلا درست نیست چون سبب بی جهت به هم خوردن زندگی می‌شه
      دوم: شاید علت عذاب وجدان شما این باشه که خیال می‌کنید این مساله نقطه ضعف شما است و یک دختر کامل محسوب نمی‌شید اگر این طوره باید بدونید عقد قبلی شما نقطه ضعف شما محسوب نمی‌شه و سبب نقص دختری شما نیست که شما ازش ناراحت باشید و بخواید طرفتون بدونه علاوه بر اینکه اثری هم در زندگی اینده شما نداره و لطمه‌ای به خوشبختی شما در زندگی نمی‌زنه پس دلیلی نداره که شما با نگفتنش عذاب وجدان بگیرید و بخواید این مساله رو به طرف بگید بلکه حتی نباید بگید چون با این کار لگد به بخت خودتون می‌زنید بخاطر اینکه اگر طرف بدونه ممکنه بذاره بره اگرم نره ممکنه دل چرکین بشه و مثل یک زن بیوه به شما نگاه کنه و هرچی هم بگید که رابطه‌ای نبوده باورش نشه، پس سری رو که درد نمی‌کنه نباید دستمال بست
      علاوه بر اینکه بر فرض که این مساله نقص محسوب بشه مگر پسرا همه عیوب و نقائص یا کارهای بد یا خطاهای جنسی مثل نگاه به نامحرم یا فیلم و عکس یا خود ارضایی رو که احیانا داشتند رو به دخترا می‌گن که شما خود رو موظف می‌دونید کاری رو که حتی گناه هم نیست به خواستگارها بگید؟
      سوم: ممکنه علت عذاب وجدان شما این باشه که فکر می‌کنید اون حقشه که از گذشته تون اطلاع داشته باشه اگر این طوره به خودت بگو: گذشته هرکس – در صورتی که به زندگی اینده لطمه نزنه- به خودش مربوطه، پس همون طور که من به گذشته اون که اثری در زندگی اینده نداره، کاری ندارم اونم حق نداره به این نوع گذشته من کار داشته باشه پس وقتی اون چنین حقی نداره من با نگفتن این مساله حقی رو از بین نبردم که عذاب وجدان داشته باشم.موفق باشید

  • مهاجر   میگوید:

    سلام چهار ماهه که ازدواج کردم و چهار ماه هم در عقد بودم . از ابتدای عقد شوهرم دیگه سر کار نرفت هم برای اینکه می خواست آزمون دکترا بده هم برای رسیدن به کارای عروسی و هم اینکه می خواست محل کارش رو عوض کنه. الان خرج خونه از سود پس انداز ایشون تامین میشه و برای پیدا کردن کار به چند نفر سپردن ولی تلاش خیلی زیادی هم نمی کنند. اینکه هزینه هامون از سود بانکیه منو اذیت میکنه و ابتدای ازدواج هم خودم و هم پدرم در مورد اینکه من از سود بانکی خوشم نمیاد گفته بودیم ، حالا چطوری بهتره که این موضوع رو مطرح کنم، یا اصلا مطرح نکنم و فقط تشویق به کارش کنم؟؟؟ لطفا کمکم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر دلیل این کار تلاش برای ادامه تحصیل بوده و شما خودتون هم مشوق بودید خب نباید مشکلی داشته باشید با تامین هزینه ها ولی اگر صرفا بهانه ای برای کا رنکردن بوده و سود بانکی رو درست نمی دونید خب باید صریحا صحبت کنید و این موضوع عقیده ای است
      و خودتون باید به توافق برسید .و ایشون رو برای کار کردن ترغیب کنید .
      به هر حال باید در زندگی هر دو طرف انعطاف داشته باشند .
      و گاهی بعضی مسائل رو بزرگ تر از واقعیت نشان ندهند
      همسر شما هم باید به عقاید ما در مورد مخارج و ..احترام بگذارد
      امیدوارم زودتر مساله برطرف شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه