بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

مرکز مشاوره مراکز استانها

 

مرکز مشاوره اصفهان مرکز مشاوره شیراز مرکز مشاوره کرج مرکز مشاوره قم مرکز مشاوره کاشان
مرکز مشاوره یزد مرکز مشاوره ساری مرکز مشاوره رشت مرکز مشاوره بابل مرکز مشاوره اسلام شهر
مرکز مشاوره تهران مرکز مشاوره تبریز مرکز مشاوره منطقه بندرعباس مرکز مشاوره کرمانشاه مرکز مشاوره منطقه ارومیه
مرکز مشاوره اراک مرکز مشاوره همدان مرکز مشاوره مشهد مرکز مشاوره کرمان مرکز مشاوره اردبیل

 


مرکز مشاوره تهران

5744 نظر جدید برای بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

  • لیلا   میگوید:

    خواهر من هم مشکلی شبیه آقای یعقوب داشتند
    با این تفاوت که ایشون نامزد بودند
    خواهرم ۵ماه با پسری نامزد بودند در ماههای اول ایشون برای خواهرم میمردند و دست از پیام و زنگ بر نمیداشتند اما هرچی که به مراسم عقد نزدیک میشدند آقا پسره میترسید
    الان خواهرم به ایشون جواب رد دادند چون ایشون رو با دوست دخترشون دیدند اما براش قابل هضم نیست که آقا پسر با عشق و علاقه لباس براش بخره بیرون ببرتش دستش رو بگیره و در پایان هم بگه ما بدرد هم نمیخوریم و دلیلش هم این باشه که تو به خودت نمیرسی در صورتی که خواهرم از تنوع لباس براش چیزی کم نمیگذاشت به نظر من این آقا تنوع طلب بودند چون چندین نامزدی قبلیشون هم به دلایل مختلفی که به نظر من همشون بهونه بوده است بهم زده
    اما خواهرم اصلا نمیتونه حلاجی کنه که علت رفتار عاشقانه اش که در تضاد کامل با حرفاش بوده است علتش چیست
    لطف کنید راهنماییم کنید تا بتونم خواهرم رو آروم کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اولا که خواهر شما خودش باید مراجعه کنه و مسائل رو مطرح کنه و راهکار بگیره و ثانیا بادی بدونید که پسرهایی که ارتباطات گسترده ای دارند می توانند با هر فردی طوری رفتار کنند و حرف بزنند که تصور شود او عاشق شده است و این نوعی تکنیک رفتاری در این افراداست .به هر دلیلی مایلند هر مدت با فرد تازه ای اشنا شوند و این باید به صورت تجربه در زندگی خواهر شما مطرح شود تا در اینده بتونه تصمیم درستی برای زندگیش بگیره
      برای مشاوره حضوری و راهنمایی در این زمینه می توانید با شماره زیر تماس حاصل فرمایید:
      ۴۴۰۳۴۴۹۰–۰۲۱
      موفق باشید

  • یه بنده خدا   میگوید:

    با سلام
    مشکل من از زمانی آغاز شده است که دانشگاه وارد ترم دو شدم در ان زمان دختری کنارم نشسته بود که به نظرم خیلی دختر خوب و با وجدان و مهربانی بود تصمیم گرفتم با ایشان دوست شوم اما فکر نمیکردم که روزی واقعا عامل استرس ناامیدی و ناراحتی هاتم باشد چون همش بهم انرژی منفی میده،دعوا میکنه ..طرحامو بی ارزش میکنه به طوری که چند تا طرحامو به همین دلیل نیمه کاره رهاش کردم ولی همون سال یه نفر دیگه تو دانشگاه شبیه همون طرح رو داده بود و خیلی هم مورد تقدیر و تشویق واقع شد …واقعا کلافه شدم به هوشم به خلاقیتم حسادت میکنه از این که نمره ای بالاتر ازش بگیرم ناراحت میشه ..رفتارش باهام بد و سرد میشه…میخواد خودشو ازم بالاتر نشون بده
    من کلا تو کار های گروهی کم میارم چون هول میکنم و خیلی هم بی دقت هستم و همیشه یه اشکالی تو کارام هست و این که یکی بالا سرم باشه و کارام رو نظارت کنه هول میکنم و کم میارم ..خیلی داغون شدم همش نقطه ضعفامو درمیاره و به سرم میزنه …اذیتم میکنه با این که جزو دانشجویان ممتاز و خلاق دانشگاه بودم ولی با وجودش خودمو دست کم گرفتم بعضی اوقات فکر میکنم احمقم یا خنگم یا خیلی سادم …بهرحال امکان قطع ارتباط رو باهاش ندارم چون تو خوابگاه هم با همیم ..ارتباط خانوادگی دارم و دایی هم قصد داره باهاش ازدواج کنه دوست دارم لغوش کنم ولی نمیتونم واقعا کلافه شدم چی کار کنم ؟؟ با تشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      وقتی شما در رابطه ای اینقدر آسیب می بینید بهتراست صراحتا ان را قطع کنید و شهامت این کار را داشته باشید که ایشون رو از زندگی حرفه ای و دری حذف کنید .اینکه ایشون بعدا فایمل شما شوند و یا رفت و امد دارید مشکلی نداره چون می تونید با مدیریت رفتار این دو حوزه دوستی و کار و درس رو تفکیک کنید .در شرایط دانشگاه حتی اگر می تونید اتاقتون رو عوض کنید و کم کم که سرد برخورد کنید و به اون فرد بها ندید این رابطه کاهش می یابد ولی در فضای خانوادگی کاملا دوستانه رفتار کنید هر چند ایشون برخورد نامناسبی داشته باشند وما باید یاد بگیرم حوز های رفتاری خود را در موقعیت های مختلف جدا کنیم و هر مکان مهارت خاص خود ش رو می طلبد .
      موفق باشیدضمن اینکه توانایی هاتون رو دست کم نگیرید

  • هانا   میگوید:

    سلام یه پسره رو اینقد دوس دارم که حاضرم جونمو بدم سرما نخوره نفس کشیدنم لحظه لحظه ام ب فکرشم امسال کنکور داره گفته تا بعده کنکور نیست ازم خواست تحمل کنم دیروز برا ۶ ماه خدافظی کردیم از اون موقه دارم گریه میکنم… من طوری وابسته شدم ک وقتی پیششمم دل تنگش میشم وقتی به ۶ مااااااااااااه فک میکنم دنیام سیاه میشه من از پسش بر نمیام گاهی وقتا فک میکنم اگه دوسم داشت نمیتونس حتی یه روزم ازم بی خبر بمونه بهم گفت درکش نمیکنم گفت اون پسره اگه کار درست حسابی نداشته باشه و منو بهش ندن زندگیش تمومه گفت من یه رب یه ساعته فدای یه عمر نمیکنم گفت تحمل کن گفت ۶ ماه تحمل کن جبران میکنم دنیامو ب پات میریزم نمدووونم ب نظر شما دوسم داره؟ گفت فک کردی دلم برات تنگ نمیشه من؟ گفتم ماهی یه بار ببینمت گفت من یه ماه به اون روز فک میکنم و درس نمیفهمم تورو خدا چی کنم؟؟؟؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز بهتر بود سن خودتون رو می نوشتید منتهی شما باید بدونید در این شرایط سنی افراد به شدت تحریک پذیر و بعد عاطفی بسیار قوی است و کم کم با گذشت زمان و بالارفتن سن منطق افراد وقتی شرایط را بررسی می کن خیلی از این شرایط را شاید نپذیرد منتهی در مورد حال اکنون شما باید بگویم این مدت جدایی بسیار زمان مناسبی است که هیچ ارتباطی وجود نداشته باشه و شما باید هر فعالیت مورد علاقه ای دارید ور انجام بدید .ورزش کنید و به کارهای شخصیتون رسیدگی کنید .زندگی خود شما هم اهمیت زیادی دارد .و اگر در حال حاضر حس ناامیدی و غم شدیدی رو حس می کنید بهتره کمی دورنگر هم باشید
      و بهتر است حضوری هم مراجعه کنید

      برای مشاوره حضوری و راهنمایی در این زمینه می توانید با شماره زیر تماس حاصل فرمایید:
      ۴۴۰۳۴۴۹۰–۰۲۱
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه