بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

مرکز مشاوره مراکز استانها

 

مرکز مشاوره اصفهان مرکز مشاوره شیراز مرکز مشاوره کرج مرکز مشاوره قم مرکز مشاوره کاشان
مرکز مشاوره یزد مرکز مشاوره ساری مرکز مشاوره رشت مرکز مشاوره بابل مرکز مشاوره اسلام شهر
مرکز مشاوره تهران مرکز مشاوره تبریز مرکز مشاوره منطقه بندرعباس مرکز مشاوره کرمانشاه مرکز مشاوره منطقه ارومیه
مرکز مشاوره اراک مرکز مشاوره همدان مرکز مشاوره مشهد مرکز مشاوره کرمان مرکز مشاوره اردبیل

 


مرکز مشاوره تهران

7277 نظر جدید برای بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

  • enaro   میگوید:

    با سلام و خسته نباشید

    من با دختری در ارتباط بودم (نزدیک یک سال) که به خاطر اینکه قبلا رابطه جنسی داشته با کسی و رابطه هاش در گذشته زیاد بوده و با پسرهای غریبه حرمتش رو خیلی حفظ نمیکرده و از نظر اعتقادی به هم نمیخوردیم ( من مذهبی بودم) جدا شدیم. من این مسائل رو اوایل دوستی فهمیدم ولی به من گفت به خاطر علاقه ای که بهم داره عوض میشه جبران میکنه و بدون من نمیتونه ولی هر روز همه چی بدتر میشد. موقعی هم که جدا شدیم در واقع قبلش با کس دیگه ای رابطه دوستی داشته و یکی دو روز بعد جداییمون عکس رابطه جدیدش رو برام فرستاد. همچنین از نظر خانوادگی هم به هم اصلا نمیخوردیم پدر مادرش در مرز طلاق و خیانت بودن

    از اینکه جدا شدیم و قرار نیست باهاش آینده زندگی تشکیل بدم خوشحالم ولی مشکلی که دارم اینه ایشون با من همکار هستن و امکان تغییر شغل واقعا وجود نداره.
    یکی این مساله منو اذیت میکنه
    دوم اینکه بعد یک سال اخر سر نتیجش شد خیانت یعنی کلی مشکل رو تحمل کردم و اخرش ۱۰۰٪ ضرر بود و این از نظر روحی به من یکم اسیب زده
    سوم اینکه این انتخاب اشتباهم منو خیلی دلسرد کرده از ازدواج مشاور هم رفتم ولی آنچنان حال روحیم بهتر نشده

    باتشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام اینکه اسیب روحی دیدیدخب طبیعیه چون یک سال عمر صرف این رابطه کردید .ایشون همکاررشما هستند خب شرایط سخت است .ولی بنده نمی دونم به چه مشاور و چه تخصصی مراجعه کردید ولی بهتره پیگیر روانشناسی قابل باشید که کمک کند این مساله برای شما حل شو د .این عدم اعتماد مرتفع شود .قطعا تا مساله ایشون حل نشه با هر فردی بخواهید دراینده زندگی کنید دچار مقایسه خواهید شد .هر چند به این اطمینان رسیدید که ایشون برای شما مناسب نبودند .ولی مسائل عاطفی منطق را متوجه نخواهد شد.خودتون هم باید به بهبودشرایطتتون کمک کنید و اصلا اون یک سال رو یاداوری نکنید .البته با وجود همکار بودن ایشون شرایط کمی سخت خواهد بود .موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      موفق باشید

      • enaro   میگوید:

        من به مشاور بالینی مراجعه کرده بودم
        همکار بودنمون در حد ارتباط چهره به چهره نیست و شاید خیلی خیلی به ندرت همدیگرو ببینیم یا شایدم اصلا نبینیم ولی ارتباطی که هست در حد چت و میل هستش.

        هم از یه طرفی خوشحالم که دیگه نیست هم از یه طرفی ناراحتم از اینکه بدترین انتخاب رو کردم و اخرشم بهم خیانت شد و میترسم اینده هم باز همچین انتخابی کنم. چون برای من قابل هضم نیست که چطور تونستم یکی رو انتخاب کنم که کل معیار های من رو نداشته ولی قبلش تو رفتار ظاهر و کاراش اصلا همچین ادمی به نظر نمیومد

        • مشاور   میگوید:

          با سلام این ارتباط چت و ایمیل اشتباه است و مثل شکنجه روحی است .و قرار نیست که وقتی جریان تمام شد باز ارتباط به نحوی ادامه داشت۶ باشد .در مور مشاوره همه افراد متاسفانه صرف یدک کشیدن نام روانشناس نیستند و توصیه های علمی ندارند و فکر نکنید چون در این مورد دچار اشتباه شدید زندگی محکوم به شکستی دارید این تجربه بود هر چند تلخ باید از ان درس بگیرید .موفق باشید .

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

          ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

          موفق باشید

  • faeze   میگوید:

    سلام
    من دانشجوی سال آخر لیسانس هستم و المپیاد علمی شرکت کردم از بین دخترا تنها من به مرحله ی گروهی رفتم دیشب مراسم افطاری از طرف دانشگاه دعوت بودیم و منم رفتم یکی از استادا که قبلا در دوران لیسانس هم زیاد از من خوشش نمیومد بواسطه اینکه کلا از دانشجوهای هم تیپ من خوشش نمیاد زیاد دوروبرش نمیپلکیم و تعریف تمجیدش نمیکنیم سر میز ما اومد دوتا از دخترایی هم که قبول نشده بودند و مورد توجه این استاد بودند هم حضور داشتند استاد هم اونجا دراومد گفت خانم فلانی که الان قبول شده استعداد چندانی نداره اما پشتکارش خیلی بالا بوده…من از این حرف خیلی ناراحت شدم و تنها بخاطر این حرف میخوام انصراف بدم چون نمیتونم تیکه هاشو تحمل کنم …کمکم کنین

    • مشاور   میگوید:

      با سلام وقتی شما نسبت به ایشون شناخت پیدا کردید و می دانید نگاه جانبدارانه ای دارند نباید به قضاوت های ایشان توجهی داشته باشید و باید حتما وقتی شرایط اینچنین است خودتون رو بهواین فرد که براساس ظاهر افراد قضاوت می کند اثبات کنید و نشان دهید که حرف های او فقط اراده شما را بیشتر خواهد کرد .متوجه باشید در زندگی امروز در برابر این ازمون قرار گرفتید و فرداها ممکن است در برابر قضاوت های دیگری قرار بگیرید اگر امروز شانه خالی کنید بعدا هم با شکست رو به رو خواهید شد امروز با اراده و انگیزه به راهتان ادامه بدهید و بدانید همه افراد موفق در جامعه ما تحت شرایط
      سخت و حب و بغض های قرار داشتند .ولی ایستادند و موفق شدند امیدوارم موفقیت های بیشتری به دست بیاورید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      موفق باشید

  • faeze   میگوید:

    آخه من الان دارم واسه کنکور ارشد هم میخونم .دنبال کار هم هستم و مصاحبه شدم منتظر جوابم .میترسم این رفتارهاش باعث بشه از بقیه کارامم عقب بیوفتم.حتی اگه مدال طلای گروهی ام بیارم میگه شانسش گفت تو گروه خوبی افتاد…شما قبول دارید که واقعا حرف بدی زد؟ اصن اون صاحب نظر نبود که بخواد حرفی بزنه ولی فعلا شدیدا منو بی انگیزه کرده و حس میکنم آبروم پیش همه رفت…

    • مشاور   میگوید:

      با سلام اینکه ایشون خوب حرف نزدند و فقط قضاوت خودشون رو گفتند کاملا قابل درک است ولی مهم اینه که شما برای خودتون هدفی داشته باشید که صحبت ها و کنایه ها ازارتون نده و محکم در مقابل موانع بایستید .اینکه از رفتارهای ایشون می ترسید یعنی ایشون برای شما فرد مهمی هستند .پس ناهشیارانه حرف ایشون و نظرش برای شما مهم است که انقدر تاثیر منفی گذاشته است ولی خودتون باید با این مساله کنار بیاید و برای خودتون تنش درست نکنید .اجازه بدید هر کسی هر چیزی دوست داره بگوید مهم هدف شما و تلاش برای ان است موفق باشید

  • عسل   میگوید:

    چند بار بهشون گفتم بریم پیش مشاوره میگه من نیازی ندارم و تو نیاز داری باید بری۰ چندین بار گفتن مشکل از خودته و میگه تو همه ی بحثا رو شروع میکنی.من همیشه کوتاه اومدم سر هر بحثی کوتاه اومدم حتی اگه مشکل از اون بوده باز کوتاه اومدم ولی خیلی داده بهم فشار میاد.اون میگه من هیچ مشکلی ندارم و تموم مشکلا از توهه.نمیدونم چیکار کنم واقعا موندم بین یه دوراهیی

    • مشاور   میگوید:

      با سلام وقتی ایشون شما را مقصر می دانند .بهتره خودتون به مشاوره برید تا نحوه ی برخورد و رفتار با ایشون رو یاد بگیرید و تلاش کنید رفتارهاشون رو اصلاح کنید و قطعا شما هم باید رفتارهاتون رو اصلاح کنید در برابر چنین فردی که ندام دیگران را مقصر می داند مدیریت رفتار نقش تعیین کننده ای دارد .امیدوارم با مراجعه حضوری مشکل بر طرف شود.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • Mehdi   میگوید:

    سلام ممنونم از شما که پاسخ ما رو میدهید
    بتد دو سال است ازدواج کردم و با هم فکری خانمم یک طبقه یک طبقه از منزل پدری خودم رو خریدیم اما از الان بعد از گذشت دوسال از زندگیمون خانم بنده میگن ک درایم بیرون و من هم در جواب میگم ما خونه داریم صبر کن تا فروش بره خونه ولی متاسفانه گوش شنوا نداره البته اینم بگم ی بگو مگو کوچک با خانوادم دارم به همین خاطر ایشون میگن بریم مستاجری با اینکه پول خرید یه خانه دیگه رو هم دارم اما از طرف دیگه هم این پول رو گذاشتم برای خرید مغازه چون کار بنده زیاد اعتمادی بهش نیست لطفا راهنمایی کنید ک چکار کنم ممنونم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر فکر می کنید می توانید از بحث ها پیشگیری کنید و شرایط وروابط رو بهبود بدید چون خانواده شما هستند .
      .ولی اگر فکر می کنید مستقر بودن شما در اینجا
      باعث مشکلات خانوادگی خواهد شد و روابط شما سردتر خواهد شد موقتی بهتره جایی رو ااره کنیت و اگر سرمایه ای دارید برای رونق کسب و کارتون استفاده کنید .تا کمی همسرتون با فاصله گرفتن فرصت فکر کردن به رفتارها را داشته باشد و حتی شاید
      باعث بشه در تصمیمشون مبنی بر جدازندگی کردن تجدید نظر کنند .بهتره به نحو احسنت این مساله رو مدیریت کنید و اجازه ندید همین
      قضیه ساده برای زندگیتون مشکلاتی ایجاد کند
      امیدوارم موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      • Mehdi   میگوید:

        ممنون متشکرم

        • مشاور   میگوید:

          موفق باشید

  • fateme   میگوید:

    با سلام دختری هستم ۲۵ ساله یک سالی هست عقد هستم یه ماه نامزد بودم تو این مدت همسرم به من گفت من ماهواره نگاه میکنم البته بخش اخبارش.و بعضی وقتا با دوستام میرفتم بیرون وقلیون میکشیدم من که خانواده ام این جور چیزا ندیده بودم خیلی سختم بود ولی اون قول داد که دیگه تکرار نکنه و تو این یک سال که تکرار نشد بعد عقدم فهمیدم که بضی وقتا نمازش قضا میشده و بعضی وقتا روزه نمیگرفته وای خودش میگه چون بدنم ضعیف بوده نمیگرفتم.نه ماه از عقدم گذشت که پسری به خواستگاری دختر خالم اومد که فهمیدم اول قرار بوده برای من بیاد ولی من ازدواج کرده بودم و فکر میکنم از همه لحاظ اون ویژگی هایی که من میخواستم داره.
    من شوهری قد بلند میخواستم ولی الان کمی از من بلندتره.شوهرم میگه من زیاد تهل مسجد و ریش و..نیستم ولی کارامو درست انجام میدم .اون میگه من تو رو خیلی دوست دارم ولی من تو دوست داشتنش شک دارم. دوران نامزدی بعضی وقتا پشیمون میشدم ولی پدرم میگفت پسر سالم و صادقیه و اروم میشدم.لطفا کمکم کنید گاهی وقتا به طلاق فک میکنم و به همسرم میگم اونم از شدت عصبانیت خوابش نمیبره.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه امروز رفتارهایی رو از همسرتون می بینید که شاید انتظارش رو نداشتید و اینکه فکر می کنید صادق نبودند خب مساله و مشکل محسوب می شود ولی نوع مدیریت شما اهمیت ویزه ای دارد نباید با یک مشکل وقتی ایشون شما رو دوست دارند سریع شانه خالی کنید و به فکر طلاق باشید به هر حال هر فردی ممکنه رفتارهایی داشته باشد که دلخواه همسرش نباشد شما باید صبور باشید و به ایشون کمک کنید تا رفتارهای اشتباهشون رو اصلاح کنند .وقتی فردی رو انتخاب کردید بدونید حاصل انتخاب خودتون و باید مسئولیت از صفر تا صد اون رو قبو ل کنید و تلاش کنید هیچ وقت وارد مقایسه نشوید شما با فردی که فکر می کنید شرایط شما را دارد وارد زندگی نشدید شاید ایشون نکات منفی داشته باشند .ه در برابر نکات مثبت همسرتون قابل قیاس نباشد .اینکه ایشون ظاهرشون رو مذهبی کنند و باطنن این طور نباشد مثل بسیاری از افراد مذهبی نمای امروزه می شود اجازه بدید خودشون باشند ولی شما کمکشون کنید در جنبه دینی و مذهبی ارتفا پیدا کنند با بحث طلاق باعث سردی روابط در بینتون نشوید
      امیدوارم موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴

  • بهار   میگوید:

    سلام دخترى ٢۵ ساله هستم که شش ماهه باپسرى هم سن خودم جهت ازدواج اشناشدم با خانواده دوجلسه خاستگارى اومدن وجواب خانوادها مثبت بودمن هم به ایشون علاقه دارم وایشون هم میگن که به من خیلى علاقمندن.مشکل ام اینه که بعداز شش ماه اشنایی ایشون میگه من آمادگى ازدواج روفعلا ندارم ومعلوم نیست کى امادگى داشته باشم ماباهم همین طورى دوست بمونیم چون دورى سخته یا اینکه قطع رابطه کنیم وایشون هروقت آمادگى داشت برگرده.من نمیدونم باید چیکارکنم چون ازطرفى ایشون رو دوست دارم وازطرفى میترسم تاچندوقت دیگه آمادگى ازدواج نداشته باشن ومن ضربه روحى بخورم.ازلحاظ شغلى ومالى هم کاملاخوب هستن فقط روحى میگن آمادگى شوفعلا ندارم.خواهش میکنم به من کمک کنید باایشون بمونم تا آماده بشن یا جدابشم ازشون؟!

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بهتره بیشتر راجب مساله امادگی ایشون صحبت کنید ؟چون خانواده ها هم در جریان هستند نظرشون و هدفشون در اینده چیست چه بازه زمانی برای کسب شرایط روحی نیاز دارند به هر حال ایشون باید بتونند برای شما اینده رو ترسیم کنند تا تکلیفتون مشخص باشه اگر ایشون در صحبت در این مورد طفره رفتند و صرفا به خاطر وابستگی ایجاد شده دوستی رو به ازدواج ترجیح دادند به نظرم ادامه ندهید تا هر موقع فکر کردند شرایط رو دارند اقدام کنند چون این طوری همین طور که خودتون فرمودید ممکنه وابستگی ها بیشتر شود و جدایی سخت تر و اگر ایشون به نتیجه قطعی رسیدند که ازدواج نمی کنند کسی که بیشترین ضربه روحی را می خورد شما هستید و در زندگی ایندتون هم این مساله تاثیر بدی خواهد گذاشت .در نهایت تصمیم نهایی با خود شماست .ولی بهتره کمی در مورد ادامه ارتباط دقت داشته باشید

      • بهار   میگوید:

        بهارهستم خیلى ممنون ازپاسخ کامل تون.خانوادها تا سه ماه درجریان ارتباط مابودن وچون اصرار داشتن ما زودترنتیجه رو اعلام کنیم مابراى اینکه شناخت کاملترى ازهم برسیم تصمیم گرفتیم مخفیانه ادامه بدیمو به خانوادها بگیم فعلاکنسل شده ازدواج مون.ولى الان شش ماه شده این ارتباط واین آقا هنوزمیگه که من آمادگیشو ندارم معلوم هم نیست تاشش ماه یا یکسال یا دوسال دیگه آمادگى ازدواج رو پیداکنم ولى چون تنهایی سخته و هردو اذیت میشیم دوستى ساده اى داشته باشیم من هم چون دخترتنهایی هستم و واقعابهشون علاقه دارم جدایی برام خیلى سخته وازطرفى هم میگم شاید بعدها موقعیت ازدواج مثل ایشون برام پیدانشه و خودمو سرزنش کنم کاش بیشتربهش فرصت میدادم شاید اگرمن کنارش بودم زودتربه آمادگى ازدواج میرسید،بنظرشما این حرف درسته؟یا من دارم خودموتوجیح میکنم؟!

        • مشاور   میگوید:

          با سلام خیلی ممنون از توضیحات مبسوط و قدرت درکی که از مسائل دارید .خب احتمالا بیشتر توجیه است مخصوصا که رابطه عاطفی شکل گرفته است .و خب منطق خیلی کارا نیست .درسته که فکر می کنید ادامه ندادن شاید باعث بشه که بعدا پشیمان شوید ولی این مساله رو درنظر بگیرید که ادامه دادن این طوری که ایشون می دونند خانواده ها دیگه درجریان نیستند و خودش هم امادگی ندارد ممکنه به ضرر شما تمام شود.و مشکلاتی را ایجاد کند .در عین حال تصمیم گیرنده نهایی خود شما هستید .ولی اصولا در این ارتباطات دختر بیشترین ضربه روحی و عاطفی را می خورد .امیدوارم منطقی تصمیم بگیرید.
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
          موفق باشید

  • بهار   میگوید:

    خواهش میکنم زودتر بهم جواب بدید ممنون از لطف تون.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوباره سوال تون رو ارسال کنید

  • Pasha   میگوید:

    سلام
    من و دوست دخترم نزدیکه یه ساله که دوستیم
    الان بعد این همه مدت بهم گفته که مامان باباش از هم جدا شدن
    با اینکه با هم خیلی صمیمی بودیم
    خودم از اول رابط شک کرده بودم به این موضوع و گاهاً ازش میپرسیدم ولی جواب سر بالا میداد و …
    در واقع خیلی دروغ پشت بند این قضیه بهم گفته
    نمیدونم چیکار کنم الان از طرفی خیلی به من وابسطه شده و من هم بهش عادت کردم ولی بعد این حرفا حس بهش خیلی کمتر شده
    از طرفی چون اگه جدا بشیم میدنم که خیلی اذیت میشه
    برای همین نمیدونم چیکار کنم
    لطفاً یه راهنمایی چیزی بکنید
    ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام شما باهم دوست هستید انتظار داشتید از ابتدا مساله طلاق را مطرح کنند .وقتی بین شما دوستی است و ممکنه به ازدواج هم منجر نشود و اصلا به فکر ازدواج هم نباشید این دروغ ها سردی ایجاد کرده اند .این رابطه ها اصولا بر هیچ مبنا تعهد و مسئولیت پذیری همراه نیست .اگر واقعا نگران وابستگی ایشون هستید و کمی سردترشدید خب هم اکنون تکلیف ایشون رو مشخص کنید و باهاشون صحبت کنید اگر از این رابطه انتظاری دارید و برنامه ای برای اینده دارید خب تصمیم درست تری بگیرید .بسته به نظر خودتون و انتظار از رابطه دارد.می توانید از مشاوره حضوری هن استفاده کنید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • مينا   میگوید:

    سلام،من١٩سالگی ازدواج کردم و در حال حاضر٧سال که از زندگی مشترکمون میگذره،همسر من اعتیاد داشتن و بعد تلاش۶ساله تونستم کمکش کنم که کلا ترک کنه،و در حال حاضر خوبه اما من تو این تایم از زندگیم اسیب های روحی و جسمی شدیدی دچار شدم،و متاسفانه با دیدن کوچکتوین مساله ای ازش حس شک میاد سراغمو و دیوونم میکنه،خیلی دوسش دارم،من این حس شک رو به روش نمیارم،اما تمام لحظه های زندگیم شده شک و استرس،واقعا نمیدونم چکار کنم،قرار گذاشتیم هر زمانی که من شک کردم ببرمش ازمایش و متاسفانه ازمایش هم هر سری٩٠هزار میگیره سر هزینه ش یکی دوبار بحث کرده ک من نمیتونم هر دقیقه ک تو شک میکنی بیام و هزینه بیخود رو بدم،طلاق هم واسم ممکن نیست،بخاطر اینکه پدر مادرم سنشون بالاست و میترسم مشکلی واسشون پیش بیاد از طرفی هم نمیتونم بی تفاوت باشم واقعا نمیدونم چکار کنم،ممنون میشم راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز اینکه ایشون اعتیاد داشتند و تلاش کردید درسن پایین ایشون رو ترک بدید یعنی فرد صبوری هستید و قطعا علاقه به ایشون باعث این مساله شده است .و خب اسیب هایی که می فرمایید غیر قابل اجتناب بوده است ولی باید بدونید باید به ایشون اعتماد کنید بی اعتمادی باعث میشه ایشون دوباره به سمت مصرف برای بدست اوردن ارامش شود ..وقتی شما تا این حد تحمل کردید بهتره در مورد رفتارهای ایشون هم خیلی حساسیت به خر ج ندهید برای فردی که ترک کرده بهتره برای تغییر رفتارها صبور باشید و تذکرات شما باعث شرایط بدتری می شودد.گاهی نمی شود شخصیت ها را عوض کرد .باید احترام ایشون به عنوان مرد حفظ شود .و مقایسه درست نیست اگر شرایطش رو دارید برای تغییر رفتاری ایشون منطبق با انتظارتتون و بهبود شرایط روحی خودتون به روانشناس مراجعه کنید .امیدوارم به زودی مسائل مرتفع شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • Tiamo   میگوید:

    سلام
    من دختری۲۳ساله هستم یک سال پیش در یکی از شبکه های مجازی با پسری متولد ۶۵ که همشهری خودم هست آشنا شدم و باهم بودیم برای آشنایی و ازدواج بعد از سه ماه خانوادم متوجه شدن وبا وجود این که من گفتم پسر خوبیه مخالفت شدید کردند و ما نتونستیم باهم در ارتباط باشیم تا این که حدود یک سال گذشته و الان دوباره مدتیه با همیم و میخواد بیاد خاستگاری ناگفته نماند که ما واقعا به هم علاقه مندیم و نمیخوایم با کسی بجز هم ازداج کنیم مشکل اینه که من میترسم خانوادم اصلا اجازه ندن که بیان جلو من چطو میتونم خانواده رو راضی کنم و حرمت دو طرف از بین نره.
    ممنون میشم جواب بدین

    • مشاور   میگوید:

      با سلام در رابطه قبلی ایا ایشون رو دیدند یا صرفا می دانستند ارتباطی بوده است ؟بهتر است که حتما به ایشون بفرمایید از طریق خانواده و کاملا رسمی تماس بگیرند و اصلا شما به خانواده چیزی را مطرح نکنید .اینکه قبلا متوجه ارتباط از طریق فضای مجازی شدند در فرهنگ جامعه ما دید خوشایندی ندارد و قابل اعتماد نیست این فضا به خاطر همه مسائلی که خودتون قطعا بهتر می دانید .در هر صورت ایشون اگر پسر موجه ای باشند و از کانال رسمی وارد شوند چون زمان گذشته است خانواده حداقل راضی به خواستگاری اولیه خواهند شد .فقط شما نه چیزی را مطرح کنید و نه دفاعی داشته باشید تا مراحل رسمی طی شود و تحقیقات خانواده هم انجام شود و البته بهشون حق بدید که نگران باشند و اعتمادی به اشنایی در فضای مجازی نداشته باشند .امیدوارم خوشبخت باشید

    • Tiamo   میگوید:

      ببخشید میشه جواب منو لطفا بدین

      • مشاور   میگوید:

        با سلام سولات به ترتیب پاسخگویی می شود اگر پاسخ خود را نیافتید دوباره سوال را ارسال کنیدممنون

  • Asal   میگوید:

    سلام خسته نباشید..
    منو همسرم مدام باهم بحث میکنیم سر کوچکترین موضوعات زندگیمون باهم لحث میکنیم همسرم همش گله و شکایت میکنه از من همش از من ناراضیه و همش منو مقصر میدونه و همش میگه تا کی میخوای به بچه بازیات ادامه بدی همسرم همیشه میخواد که من بهش احترام بذارم و صدام بلندتر از صداش نشه در صورتیکه خودش اینطوری نیست و میگه همه چیز به خودت بستگی داره.. گاهی اوقات واسه اینکه موضوع کش پیدا نکنه سکوت میکنم و گردن میگیرم.. همسرم اصلا به من عشق نمی ورزه در صورتیکه من باهاش اینجوری نیستم اون بیشتر گله میکنه وافعا خسته شدم و سر دو راهیم باهاش نمیدونم چه رفتاری داشته باشم که درست باشه.. همسرم خیلی حساسه و همیشه میخواد بهترین جایگاهو داشته باشه‌.. دیگه کاسه صبرم ابریز شده و پر از خشمم نسبت بهش و دلم میخواد یه تلافی بکنم و خیلی عصبیم کرده و من مدام در حالتیم که اون بخواد منو ببخشه چه به حق چه به ناحق.. ما زمانیکه باهم خوبیم واقعا همه چیز خوبه کافیه یه کم و کاست ببینه اونوقت روزگار من تلخ و حالم خراب و خشمم بیدار میشه..

    • مشاور   میگوید:

      با سلام با این شرایط باید هر دو مراجعه حضوری داشته باشید .چراکه ظاهرا ادبیات مشترک ندارید و درک متقابلی وجود ندارد که یک نفر تلاش می کند فقط حرف خودش را به کرسی بنشاند.در این تعامل البته قطعادشما هم مقصر هستید .شاید حتی کوتاه امدن ها در گاهی اوقات مشکل ساز شده ۶ است البته منظورم این نیست که موجب تنش بیشتر شوید ولی مدیریا رفتار و هیجانات در این گونه ارتباطات بسیار مشکل ساز است .امیدوارم با مراجعه حضوری مساله را حل کنید.

  • fateme   میگوید:

    ممنون از راهنمایی تون

  • یه دختر   میگوید:

    سلام عرض میکنم..من یه دختر ۱۸ سالم و دوساله با پسرعموم در ارتباط بودم اوایل همه چیز خوب بود روزای خوبی داشتیم یه رابطه سالم یه عشق پاک واقعا عاشقه هم بودیم ولی کم کم اختلافا شرو شد دعواها…حساسیتاو شکاک بودنای منو سرد شدنای اون..تا الان…حالش خیلی بده خیلی سرده باهام بهم چن روز پیش گف میخام ۴ ماه تنها باشه تا خودشو پیدا کنه…واقعا نمیدونم اصرار کردم تنهام نذاره قبول نکرد گف نیاز داره به تنهاییو بعده چارماهم کمتر در ارتباط باشیم تا زمانیکه جدی شه..نمیدونم از طرفی میدونم خوبه این تنهایی واسه هردوتامون هرکی یه چیزی بهم میگه یکی میگه بی محلی کنو نرو سمتش تا اون بیاد یکی میگه نه بعده چارما شاید برنگرده واقعا نمیدونم چیکار کنم تو این چار ماه از الان ترس از دس دادنشو دارم میترسم به این نتیجه برسه که بدرده هم نمیخوریم من واقعا دونسش دارم خواهش میکنم کمکم کنین…خیلی ممنونم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه شما می ترسید که بعد از چهارماه برنگردن و هنوز هیچ رابطه رسمی نیست سردی و به قول خودتون شکاکیت شما وجود دارد چه برسد به زندگی زیر یک سقف .باید کمی به این رابطه اکنون و اتفافات فکر کنید ببینید ایا ترس از اتمام رابطه و از دست دادن منطقی است و یا صرفا وابستگی عاطفی است .بهتره اگر ایشون زمان خواستند بهشون زمان بدید تا تلاش کنند هر تصمیم که دارند عملی کنند .و به هر حال فکر کنند و تکلیف شما را هم زودتر مشخص کنند .اصلا نگران نباشید ببینید هر چه شود قطعا خیر شما بوده است اگر قراره فردی از زندگی شما بره بهتره همین الان تکلیفش مشخص بشه هر چند برای شما به لحاظ روحی و صرف زمان سنگین تمام می شود ولی بهتر است که در زندگی مشترک این اتفاق بیفتد و اگر هم این فرد در این مدت فکر می کند و تصمیم دیگری دارد که خب برهمان اساس زندگی ایندتون رو می چینید در هر حال صبور باشید و شما پیش قدم نشوید گاهی دوری ها باعث فکر بیشتر و تصمیم گیری درست تری می شود
      موفق و خوشبخت باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • sara   میگوید:

    سلام
    من ۲۲سالمه سر یه دو راهی قرار گرفتم میخواستم از شما کمک بگیرم
    من به مدت ۴سال با یک اقا پسری بودم قصدمونم ازدواج بود واقعا همو دوست داشتیم ولی بعد مدتی براش یه مشکلات خانوادگی پیش اومد که دیگه شرایطش برای ازدواج مناسب نبودبرای همین ترجیحداد تموم کنیم تا من الکی به پاش نمونم و به زندگیم برسم من اصلا موافق نبودم و روزو شب گریه میکردم با اینه برام سخت بود ولی جدا شدیم خیلی اون زمان منتظر شدم برگرده ولی نیومد…

    بعد یک سال من با یک نفر دیگه اشنا شدم که ایشونم بعد مدتی به من قول ازدواج داد مشکلات نفر قبلیو نداره ولی دانشجو هست و سربازی ام نرفته کار قابل قبولی ام نداره ولی با این حال به من قول داده بود که بعد از گرفتن لیسانس به خواستگاری میاد ولی مدتیه که زیر حرفاش میزنه و حرفشو عوض کرده که برم ارشد بعدا میام.میترسم اون زمانم برسه و باز هم بندازه عقب.
    بعضی از حرفایی که میزنه رو فهمیدم دروغه در مورد خیلی چیزا.خیلی حرفای معمولیم که میزنیم بعدا انکار میکنه سر کوچک ترین مسئله هم بحثمون میشه چون دروغاش رو میفهمم و به روش میارم. با این کاراش واقعا نسبت به حرفایی که در مورد ازدواج زده هم بی اعتماد شدم.(۱سال و نیم هست ایشون )

    *حالا اون نفر قبلی پیداش شده و اصرار داره که میخواد برگرده و بیاد خواستگاری( با اینکه تو این مدت با چند نفر بوده ولی میگه نتونستم فراموشت کنم و با اونا بمونم ) هنوز مشکلات قبلو داره ولی میخواد کنارش باشم تا حل کنه این مشکلاتو ولی اعتمادی به حرفاش دیگه ندارم میترسم بذار بره و دوباره پشتمو خالی کنه

    از یه طرفی خانواده ای دارم که اعتقادی به ازدواج تو سن بالا ندارن برای همین دیگه نمیتونم چند سال دیگه از عمرمم تلف کنم و نمیدونم چی کار کنم کدوم انتخاب کنم برای ازدواج
    ممنون میشم راهنماییم کنین در مورد انتخابم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز شما مجبورید بین این دو نفر که خودتون باهاشون اشنا شدید انتخابی داشته باشید ؟نفر اولی که فرمودید خب در مدت جدایی با چندین نفر بوده در نهایت تصمیم گرفته با شما باشد و به شمت شما بیاید خب منطقی در کار نیست و اصلا نمی توانید اعتماد کنید که مشکلی ایجاد نشود و ایشون با صداقت این بار جلو امدند و حتی به فرض ازدواج ایشون به فرد دیگری گرایش
      پیدا نخواهند کرد چون فردی که بتواند با چند نفر ارتبا ط داشته باشد تنوع طلبی دارد که خود این مساله مشکلات زیادی را ایجاد خواهد کرد ..در مورد نفر دوم خب ایشون شرایط کاری ندارند سرباز هستند ضمن اینکه متوجه شدید دروغ می گویند .چه اصراری وجود دارد که یک عمر زندگی را به پای افرادی بریزید که از شزایط و اوضاع انها خبر دارید و به نظر بنده هیچ یک موجه نیستند و
      بهتره به گرینه دیگر اگر پیش امد فکر کنید قرار نیست به خاطر اصرار خانواده یک عمر با مشکلات زندگی کنید مگر اینکه شناختتون از این افراد کامل شده باشید و فکر کنید می توانید در برابر این افراد انعطاف به خر ج دهید که این مساله مهمی است می توانید به هر کدام که فکر می کنید به معیارهای شما نزدیک ترند پاسخ بدهید ولی به هر حال فکر کنید و بدانید زندگی زیر یک سقف با دوستی ها و ..کاملا متفاوت است و شاید اشتباه در انتخاب دیگر قابل جبران نباشید
      خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    برای کنترل احساساتم چیکار کنم.زیادی احساسیم.هم خودم هم نامزدمو خسته کردم از دوست داشتن و احساسی بود و محبت زیادی به همسرم.وقتی باهمیم و میخایم جدا بشیم میزنم زیر گریه به هربهونه ای و نمیتونم جلو خودمو بگیرم.خسته شدم بگید چیکار کنم.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام این دوست داشتن افراطی و وابستگی می تواند دلایل مختلفی داشته باشد یکی از انها مشکلات عاطفی در خانواده است و یکی ممکنه نوع شخصیت خود شما باشد که۶ مشکلاتی را ایجاد کرده است و بعدا در زندگی هم مسائلی به وجود می اورد.بهتره حتما مراجعه داشته باشید تا شرایطتتون بررسی بشه .گاهی موارد ناهشیاری وجود دارد که وقتی فرد به انها هشیار می شود و به اهداف رفتارش پی می برد ان رفتار و چرخه معیوب اصلاح می شود .امیدوارم موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

      • مریم   میگوید:

        من قبلا با یکی از طریق مجازی دوست بودم بعد از ترک یکدیگر ضربه شدیدی بهم وارد شد الان بااینکه ازدواج کردم به یادشم.دخترتک خونواده هم هستم برای همینه از محبت کردن لبریزم و با محبت دیدن از دیگران جذبشون میشم.ولی خسته شدم از محبت کردم اینکه تشنه و منتظر محبت دیگرانم

  • zahra   میگوید:

    سلام ببخشیدمن قبلایکبارباپسری دوست بودم وکلاالان ازپسراخاطره ی خوبی توی ذهنم نیس…چون واقعاخیلی اذیت شدم تافراموشش کردم….والان اون دست ازسرم برنمیداره ومیگ باکسی ازدواج کردی من میگم بهش وفقط بایدبه من جواب بدی…ازطرفی ی عمه دارم ک کلاهمیشه توکارتیکه انداختن وایناس.باعروسشم خیلی کنتاک داره وخانوادشون خیلی سیاست دارن..الان کی ازپسراش بمن گفته ک من توروخیلی دوس دارم ونمیدو.نه هم ک من باکسی رابطه داشتم والبته رابطم تلفنی بوده فقط الان پسرعمم میگه ک ماچنوقت باهم باشیم وبیشتررفت وامدکنیم تاهموبشناسیم..مامانه منتم میدونه….من الان نمیدونم عمم ایناازمن خوششون میادکه ب پسرشون اجازه بدن یانه ازطرفی هم میگم اگ بشه اونوقت همون کم محلی هاوحرفایی ک ب مامان خودم میزدن خب ب منم میگن دیگ ..من میخوام جوری باشم ک ب همه احترام بذارم بقیه هم احترام بذارن.ن اینک دیده نشم کلا..حالامن موندم چجوری ازالان جلوبرم ک ب مشکل برنخورم واینک بتونم زندگیموبدون دخالت دیگران اداره کنم ولی بقیه هم داشته باشم…بعدم این پسرعمم احساس میکنم میخوادمنوتغییربده کلا…ولی نمیتونمم ازش بگذرم چون واقعاپسره خوبیه..ازطرفی هم بابام بااین رابطه هامخالفه…لطفابهم کمک کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام شما تناقضاتی زیادی رو در راه تصمیم گیری خودتون دارید تناقضاتی مثل اینکه عمه شما اجازه چنین ازدواجی رو خواهند داد .رابطه قبلی چه می شود و درخواست پسر عمتون برای رفت و امد شناخت بیشتر و نپذیرفتن این رابطه ها از طرف پدر شما بهتره به این مسائل یکی یکی بپردازید و مدیریت کنید خب ابتدا رابطه قبلی رو تمامش کنید و تکلیف رو مشخص کنید و بعد اینکه بهتره پسر عمتون اگر شما رو دوست داره از کانال رسمی اقدام کنه و وارد بشه که کمترین اسیب به شما وارد بشه هم از دید و نظر عمتون مطلع خواهید شد و هم اگر قرار باشد مدتی برای شناخت بیشتر رفت و امد کنید زیر نظر خانواده ها و به قصد ازدواح است و فکر نمی کنم پدرتون مشکلی داشت۶ باشند و در فضای به دور از استرس راحت تر می توانید تصمیم بگیرید چون در هر حال اگر قصد ایشون تغییر شما باشد شاید بعدا به مشکلاتی بر خورید به هر حال این قصد و نیت ها و ملاک ها و معیارها در جلسات خودش را نشان می دهد .و می توانید به شناخت بیشتری برسید .امیدوارم بتوانید تصمیم درستی بگیرید و خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

      • zahra   میگوید:

        اون رابطه قبلی رومن تمام کردم…اون پسردست برنمیداره وقصدداره بیادخاستگاری..من نزدیک ب ی ساله باهاشون ارتباطی ندارم ولی اون همش منوزیرنظرداره ک یوقت ازدواج نکرده باشم بااینی ک ۱۷سالمه…برای رسمی اقدام کردن پسرعمم هم اولاکه پسرعمم۲۱سالشه والان داره برای ایندش ی چیزایی مث مادیات روفراهم میکنه چون خب پدرمن ک منوبه ی ادمی ک هیچی نداره نمیده ک چون تک دخترم هستم وروم حساسه …خب پدرمن ب هیچ عنوان اجازه ی رفت وامد ب این صورت رونمیده ومطمعنم ک اگ الان اقدام کنن جوابش منفیه پسرعمم میگ چنوقت باهم باشیم وهمدیگ روبشناسیم بعداگرتومنودوس داشتی من میام..الان ن من موقعیت ازدواج دارم ن اون ولی خب نمیتونه هم ازم دست بکشه…ب نظرشماااگربه عمم بگن واون راضی باشه ک بعدابیادخاستگاری من ..ایامن میتونم واین کاردرستیه ک بدون دونستن پدرم باایشون رابطه داشته باشم تاازاخلاقای هم سردربیاریم یانه البته مامانم میدونه کاملا ودرجریانه…

  • Sara   میگوید:

    سلام وخسته نباشید
    من یه دختر ۲۸ ساله ام، دکترا دارم زیبا، شاغل محجبه، دو سال پیش قرار بود که با همکارم که دقیقا تو موقعیت خودم بود ازدواج کنیم ولی با وجود تمام تلاشها و جنگیدن ها به خاطر لجبازی خانوادش بعداز دوسال از ازدواج منصرف شدیم. من خیلی اذیت شدم دقیقا تو همین شرایط آقایی با موقعیت تحصیلی و شغلی خیلی پایینتر به من علاقمند شدن بینهایت منو دوس داره ولی متاسفانه من اصلا دیگه علاقه ای به ازدواج ندارم و نمیتونم دوسش داشته باشم و دایم خودم و ایشون رو با خواستگار قبلی و اطرافیان مقایسه میکنم فقط بهش حس ترحم دارم، چون خودم بعداز شکست عشقیم خیلی داغون شدم دلم نمیخواد ایشون هم این تجربه تلخ رو متحمل بشن لطفا راهنمایی کنید من چیکار باید بکنم؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام اگر شما به دلیل تجربه بدی که داشتید مایل نیستید اکنون برای طرف مقابل این اتفاق بیفتد باید موضعتون رو صریح اعلام کنید در بحث عشق و علاقه ترحم و قاطع سخن نگفتن بیشترین ضربه را وارد می کند .چون فردی که عاشق شده کوچکترین حرکت طرف مقابل برایش حساسیت زا است .و فکر می کند دال بر دوست داشتن است بنابراین بهترین راهکار صراحت به خرج دادن است .و بهتره بفرمایید که هیچ تصمیمی برای ازدواج ندارید تا ایشون هم تکلیفشون رو بدونند ولی در مورد خودتون هیچ وقت به خار تجربه یک عشق شکست خورده خودتون رو محکوم به از دست دادن فرصت ها و مجرد ماندن نکنید شما هم شرایط ایده الی دارید و قطعا می توانید زندگی خوبی داشته باشید منتهی برای حل اون رابطه قبلی و تصمیم درست گرفتن برای اینده مراجعه حضوری داشته باشید .امیدوارم خوشبخت باشید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • دختر سردرگم   میگوید:

    با سلام.من دختری ۱۸ساله هستم.راستش من سه سال پیش با پسری در اینترنت اشنا شدم.و اصلا تاحالا قبل اون رابطه با پسری نداشتم.و بچگی کردم.و تو این رابطه برای من حفظ محدودیت ها خیلی مهم بود.تا اینکه این اقا پسر از من پرسیدن که قبلا با پسری رابطه داشتم یا نه.و من گفتم نه و به ایشون اجازه نمیدادم که هیچ حرف هوس بازی تو رابطمون ذکر بشه.الان از این موضوع ۲سال میگذره و این اقاپسر چون فهمیدن دختری هستم که اهل هیچ کارخلافی نیستم دیگه ولم نمیکنن.و حتی با مادرم هم تماس گرفتن.و هرکاری رو که نشون دهنده ی دوس داشتن من هس انجام دادن و میگن قصدشون ازدواج هس.و خیلی زود دوس دارن بیان خواستگاری.من امسال کنکور میدم و وضعیتم تو درسام خوب هس و حتی به کمتر از پزشکی یا فیزیوتراپی فکر نمیکنم و میدونم که قبول میشم.راستش خیلی ایشون رو دوس دارم خیلی خیلی.ولی احساس میکنم خیلی از لحاظ فرهنگی تفاوت شاید داشته باشیم.من از قلیون و….بدم میاد ایشون تو این مدت همه چی رو بخاطر من گذاشتن کنار و میگن دیگه سمتش نمیرن.خود ایشون ۲۰سال دارن.و خیلی اصرار دارن که تا دوسال اینده ازدواج کنن.مامان من همیشه میگه تو باید به یه پزشک شوهر کنی ولی من حتی اگه پزشک هم بشم باز هم به ایشون که دیپلم دارن علاقه دارم.نمیدونم این تصمیم من از روی احساس هست یا نه.؟؟؟و ایشون بخاطر دیدن من که فاصله ی محل زندگیمون۱۲ساعت فاصله دارن چند باری اومدن که منو ببینن….ببخشید طولانی شد…

    • راهنما   میگوید:

      وقتی شرایط ازدواج شما دو نفر بچه گانه است بهتره این رابطه صرفا” احساسی کات بشه
      چون هیچ شناختی از هم ندارید و خانواده ها نمیتونن اعتماد کنن …
      پس بسیار روشنه وقتی با معیارهای شما همخوانی نداره دلیلی برای طرح سوال و نگرانی و ادامه دادن نیست

  • narges   میگوید:

    سلام مدتیه که نامزد دارم بار اول که رابطه مختصر جنسی داشتیم من به علت ترسم اجازه هیچ کاری ندادم و خیلی بد بود….بار دوم هم باز همین اتفاق افتاده الان نامزدم بیش از خد نسبت بهم سرد شده طوری که حتی حاضر نیست بار دیگر چنین رابطه ای را با من داشته باشه.من دوسش دارم و نمیخوام زندگیم به هم بخوره میترسم قبل از عروسی رابطم باهاش بهم بخوره چکار کنم؟همش گریه میکنم

    • راهنما   میگوید:

      اولا دوره نامزدی دوره شناخته نه رابطه جنسی
      پس اگر ایشون نتونسته در این مورد تعادل رو حفظ کنه بهتره تصمیم جدی در زندگی مشترکتون بگیرید
      ولی اگر دوست دارید پس جای گله و شکایتی هم نیست و باید برای همیشه پای دوست داشتنتون بمانید

سوالات شما: انصراف


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه