بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

مرکز مشاوره مراکز استانها

 

مرکز مشاوره اصفهان مرکز مشاوره شیراز مرکز مشاوره کرج مرکز مشاوره قم مرکز مشاوره کاشان
مرکز مشاوره یزد مرکز مشاوره ساری مرکز مشاوره رشت مرکز مشاوره بابل مرکز مشاوره اسلام شهر
مرکز مشاوره تهران مرکز مشاوره تبریز مرکز مشاوره منطقه بندرعباس مرکز مشاوره کرمانشاه مرکز مشاوره منطقه ارومیه
مرکز مشاوره اراک مرکز مشاوره همدان مرکز مشاوره مشهد مرکز مشاوره کرمان مرکز مشاوره اردبیل

 


مرکز مشاوره تهران

6152 نظر جدید برای بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

  • ترنم   میگوید:

    ا سلام،میخواهم یک دلیل علمی و قانون کننده برام بیارین تا بتونم ذهنم روآروم کنم،برخورد یک مردبا دوست دختر قبلیش باید چطوری باشه که من باور کنم ایشون اون دختر رو کاملا فراموش کرده؟البته اون دختر خانم با یکی دیگه ازدواج کردند و خیلی ام خوشبختن،اما از اونجایی که نسبت فامیلی با این آقا دارن و اطرافیان دختر خانم خیلی به این آقا علاقه دارند ،باعث حساسیت من شده،اطرافیان دختر خانم خیلی دلشون میخواست این آقا با اون خانم ازدواج کنند اما دخترخانم بخاطر وضیعت مالی ایشون به عقد مرد دیگری در امدند،مردی که الانم عاشقانه دوستش دارند،این اقا بعداز جدایی با اون خانم خیلی عذاب کشید و ۶ماه بعد به من پیشنهاد داد،حتی با اطرافیان دختر قطع رابطه کرده بود،اما بعد از چند سال دوباره ارتباط گرم سابقشون داره شکل میگیره(چون اون خانواده خیلی دوستش داشتن)و من ناخواسته دچار بغض و ناراحتی شدم،میدونم فکرم مسمومه،اما خیلییی ناراحتم چون از یکی از اطرافیان دختر شنیدم که یک زمانی هم به من گفته(وقتی این آقا با من بود)که این اقا هنوز ناراحته که به اون دختر نرسیده و دلیل حرفش این بود که این اقا گفته بود سر سجاده نماز همیشه نفرینش میکنم،لبته این حرف رو این اقا بهم زده بود و دلیلش بخاطر بازی با احساسش و خیانت دختر بود،همه اینار گفتم که بگم من از خیلی موقیعت ها از اینداقا بالاترم و حرصم میگیره که وارد این مسخره بازی ها بشم که بخوام ایشون رو با چنگ و دندون حفظ کنم در حالی که کسی که بخواددحفظ کنه ایشونن نه من،البته ابراز علاقه این اقا به من خیلییی زیاده،اما خوب من از درون هنوز با خودم کنار نیومدم،یه بار میگم اگه اون خانم رو ببینه و محل نکنه یعنی هنوز غصه از دست دادنشو داره،یه بار میگم محل کنه ،پس دلش میخواد خاطرات گذشته را تجدید خاطره کنه،نمیدونم چطوری با خودم کنار بیام،ازتون میخوام با تحربه هایی که به دست اوردین بهم بگین چی کاررکنم،از طرفی من ادمی نیستم که برای داشتن جیزی تلاش کنم ،بر فرض محال یه بارم اینا فیلشون یاد هندوستون کنه من هرگز واسه داشتن این اقا تلاش نمیکم چون میدونمدرفتنی میره،جه امروز جه فردا،حالا این حرفم خیلی زشت و دور از ادب بود،اما میخواستم بدونین تا ایندحدم گاهی فکر میکنم و ناخواسته نفرتی از این اقا در دلم به وجود میاد،ازتون خواهش میکنم یه دلیل قانع کننده بیارین که بدونم امکان داره مردی قلبش با تموم ابراز علاقه هاش برای زن دیگری باشه ؟گاهی میگم کاشکی وارد این نوع عشق نمیشدم و عشق اول زندگیم میشدم،ارتباط ایشون با اطرافیان اون خانم خوبه؟اگه توی مهمونی خانم رو دیدم چه برخوردی داشته باشم و چون میدونم چون خیلی ها از عشق ایشون به این خانم خبر داشتن،توی رفتارا دقیق میشن،وای حالم الان یه طوری شده که دلم میخواد همه چیز رو بهم بزنم تا یه عمر با این افکار زندکی نکنم،بعضی اوقات میگم شاید بعد از عقد بتونم همهدجوره قلب و روح شوهرم رو بخاطر محرمیت تصاحب کنم اما….ببخشید طولانی شد

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست گرامی شما هر چند نخواهید پیش برید یا به قول خودتون ایشون رو حفظ کنید کهم اینه که شما ایشون رو دوست دارید و علاقه مند شدید و این کاملا طبیعی هم است و اگر کلا جریان تمام بشه قطعا شما بیشتر از همه اسیب می بینید
      در مورد اینکه این آقا علاقه دارند هنوز یا خیر ببینید به هر حال ایشون با اون خانم به توافق نرسیدند و الان شما در زندگیشون هستید ولی اگر قرار باشه اونقدر حساسیت نشون بدید ممکنه رفتار خنثی این اقا هم بعدا برای شما ایجاد حساسیت کنه و زندگیتون به مشکل بربخوره .به هر حال هم آقایون و هم خانم ها ممکنه حس هایی به افرادی داشته باشند ولی به خاطر داشته باشید که
      اگر این افراد همسری داشته باشند که درک متقابل داشته باشه و مدام اون رابطه قبلی رو یاداور نشه کاملا ذهن و فکر طرف مقابل رو تسخیر می کنه و اصلا حسی به افراد دیگر باقی نمی ماند و این هنریست که افرد موفق در زندگی زناشویی دارند
      شما قطعا می تونید شرایط رو مدیریت کنید و نگران نباشید فقط حتما حضوری مراجعه کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

      • ترنم   میگوید:

        خیلی خیلی ممنونم،بابت حرفاتون

        • مشاور   میگوید:

          خواهش می کنم امیدوام بهترین تصمیم رو بگیرید و خوشبخت باشید

    • ناشناس   میگوید:

      سلام
      من دختری ۳۰ ساله هستم که در سن ۱۷ تا ۲۰ سالگی درگیر بیماری ام اس بودم . ولی الان کاملا بهبود پیدا کردم و تحت درمان نیستم . آیا باید سابقه بیماریم رو با خواستگارم در میون بذارم یا لازم نیس. خیلی فکرمو مشغول کرده لطفا راهنمایی بفرمائید.

      • مشاور   میگوید:

        با سلام
        بیماری ام اس جز ء دسته از بیماری هایی است که به خاطر درگیر شدن سیستم عصبی امکان برگشت گاهی وجود دارد مخصوصا در شرایط استرس زایی که برای فرد پیش می اید .با مراجعه به پزشک از عدم برگشت اطمینان حاصل کنید و دیگر نیازی به طرح کردن نیست ولی چنانچه احتمال برگشت بود همسر اینده شما بداند بهتر است چون قطعا بیشتر باید مراقب استرس های محیطی باشد .و هیچ وقت از گفتن حقیقت هراسی نداشته باشید .اگر فردی با صداقت پیش برود و طرف مقابل هم واقعا علاقه مند باشد همه چیز درست پیش می رود و بنده مراجعی داشتم که با وجود مشکل صرع خواستگارش پذیرفت که با هم به پزشک بروند و قضیه را کاملا متوجه شد و مشکلی پیش نیامد و
        سالهاست در کنار هم زندگی می کنند .بنابراین هیچ نگرانی نداشته باشید منتهی با پزشک مشورتی در این رابطه داشته باشید چون اصولا برای مردان در زمینه تولد فرزند و ..این مسائل اهمیت پیدا می کند که بعد از مراجعه به متخصص متوجه می شوند که برخی باورها باورهای غلط عامیانه در جامعه است
        امیدوارم خوشبخت باشید
        در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
        ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
        موفق باشید

  • حمیدرضا.چ   میگوید:

    با سلام
    من با نامزدم چند وقتی هست با مشکل برخوردیم.یعنی نامزدم مدام مشکل تراشی میکنه،به صورت عرض میکنم،من و نامزدم از دو شهر مختلفیم ولی در یک شرکت مشغول به کار هستیم.مدام از بیکاری و از خونه موندن شکایت میکرد منم مجبور شدم توی شرکت خودم براش کار جور کردم با این تذکر که باید در رفت و امد بین شهرها باشه چون خانواده ها که راضی نمیشن کنار هم فعلا زندگی کنیم،اوایل کارش خوب بود ولی رفته رفته شکایت از کم بودن حقوق و میزان هزینه رفت وامد شروع شد،اوایل کمک مالی بهش میکردم،بعدش بهانه مستقر شدن کرد،با هزار مکافات خانوادش رو راضی کردیم مستقر بشه توی یک خوابگاه،به مدت گذشت بعد گفت بابت جروبحث با هم خوابگاهی نمیخواد دیگه بره و دوباره رفت و امد بین شهر رو شروع کرد،بعد از چندوقت گفت میخوام یک اتاق کرایه کنم اسکان پیدا کنم،بازم با هزار بدبختی راضی کردیم خانواده اش رو راضی کرد،یک میلیون از خودم و یک و نیم میلیون از شرکت مساعده گرفت برای پول جلو اتاق متاسفانه بنا بدلایلی که خودمم نمیدونم گفت صاحب ملک انصراف داده. وایاین دوونیم میلیون رو معلوم نیست چکار کرد که بعد از سه هفته علاوه بر بدهی مساعده شرکت و پول من حدود یک میلیون دیگه بدهی بالا اورده که هرچی ازش میپرسم از کی و براچی مدام میگه هزینه رفت و امد شده که به نظر شخص بنده دروغ میگه ولی اصلا در این موارد باهام صادق نیست.که در این مدت به خدا زندگی رو بر من حرام کرده از بست تیکه تیکه پول میگیره مدام غر میزنه.الان سه هفته پاشو توی کفشش کرده دو میلیون برای من جور کن بدهی هایم بدم بعد از اون میشم همون همسر مورد نظر تو میشم بازم بهش اعتماد کردم با هزار بدبختی برای چند روز دیگه بدستم میرسه و بهش قول دادم که بهت میدم ولی الان که دارم این پیام رو برای شما میفرستم باهاش در گیرم چون از پایه اساس همه چی رو خراب کرده و میگه منو دیگه نمیخواد و میخواد روی گزینه های دیگه فکر کنه و دلیلش هم بابت این دو میلیون هستش که با اینکه بهش میگم توی این هفته بهش میدم ولی اصرار داره شنبه یا یکشنبه باید و بدون استثنا بهش بدم در صورتیکه برای من مقدور نیست توی اون زمان مبلغ درخواستی رو بهش بدم و الان واقعا نمیدونم باید چکار کنم باهاش،از صبح اینقدر رفتارش سرد شده که سرمای سیبری پیش این دختر کم اورده،خواهش میکنم راهنماییم کنید چکار باید بکنم و اصلا هم دلم نمیخواد بدونه با مشاور مشورت کردم خواهشا کمکم کنید و راه درست رو نشونم بدید.
    با تشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز امیدوارم متوجه رفتارتون باشید شما برای ایشون از همون ابتدا هم نقش همسر نداشتید بلکه یک حامی مالی بودید حالا اینکه چگونه این نامزدی اتفاق افتاده که بنده مطلع نیستم بماند ولی ظاهرا شناخت هاتون از هم کامل نیست
      چون با رفتارهای ایشون و به قول خودتون عدم صداقت بازهم شما به ایشون کمک مالی می کنید و ایشون این شخصیت شما رو پذیرفتند که همیشه باید حامی باشید حتی در شرایطی که مقصر ضرر و مسائل مالی خود ایشون هستند
      خودتون منطقی فکر کنید وقتی در این دوران که برای اکثر افراد جزء شیرین ترین دوران زندگی است اینقدر بحث دارید و شما حتی نمی دونید ایشون دقیقا خواستش چیه یا پولی که از شما میگیره رو چکار میکنه بعدا زیر یک سقف مسائل بیشتری پیش میاد بهتره اگر به ایشون علاقه مندید حتما به روانشناس مراجعه کنید هر دو نفر شاید انتطاراتی که از هم دارید و نمی تونید بیان کنید
      و همین باعث ایجاد مشکل شده است .
      ولی صداقت داشتن در زندگی حرف اول را می زند و بسیار حائز اهمیت است
      این نکته ای است که باید به ایشون یاداور بشید .شما باید با مراجعه هم شخصیت های یکدیگر را بهتر بشناسید و هم اینکه ایا واقعا می تونید با هم ادامه بدید یا خیر .امیدوارم منطقی راجب زندگیتون تصمیم بگیرید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • سارا   میگوید:

    سلام . ۵ سال از زندکیم میگذره یک بچه دارم و مجدد حامله ام . ویار دارم
    احساس می کنم شوهرم دوستم نداره . تو زمان عقد چند بار متوجه شدم و واضح بهم گفته . حتی شب عروسی قبل از اینکه به تالار بریم . به من گفت اگر شانس داشت الان اینجا نبود
    سعی کردم فراموش کنم و خوبی کردم .الان که ویار دارم و مشغول خانه تکانی هستم . اصلا کمکم نمیکنه . براش مهم نیست به من فشار بیاد . خیلی خودخواهه
    وقتی گله می کنم ، خوب میشه و میگه دوستم داره . نظرتان چیه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه همسرتون تا حدی دوباره رفتار مناسب داره و ابزار محبت می کند نکته مهمی است ولی بهتره به خاطر شرایطتون زیر نظر روانشناس باشید چون ممکنه در این دوران و این فکر که همسرتون به شما مایل هست یا خیر دچار افسردگی بعد از زایمان شوید بهتره با همسرتون برید تا بتونه شرایط رو از زبان فرد متخصص بشوه و بدونه در این دوران همراهی با همسر و محبت کردن روی فرزندتون اثر مثبتی داره و خیلی از مسائل بعدی رو پیشگیری می کنه .منتهی باید دید همسرتون اکنون حسش چیست اینکه شب عروسی مسئله رو مطرح کرده ممکنه
      به خاطر سن کم هر دوی شما بوده یا مسائل و حواشی که برای هر فردی ممکنه اتفاق بیفته قطعا اگر به شما مایل نبودند رابطه زناشویی مناسبی نداشتید و به هر حال شما فرزند دورم را باردار هستید
      و امیدوارم با تولدش شرایط بسیار بهتر از قبل شود سعی کنید مشغولیت هایی فراهم کنید
      که اصلا فکرتون درگیر مسائل اینچنینی نشود چون برای بچه هم ضرر دارد و بهتره اگر کسی رو دارید روزها تنها نباشید و به لحاظ تغذیه ای به خودتون برسید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • محسن   میگوید:

    سلام.من شش سال پیش با یه دختر خانم دوست شدم.الان حس میکنم نمیخوامش.حس میکنم اگه باش ازدواج کردم ضرر کردم و چشمم دنبال دیگرون خواهد بود.ولی هردفعه میام تموم کنم نمیتونم.همش این فکر که آیندش چی میشه مانعم میشه.بشدت مظلومه و میگه اگه بخوای از زندگیت میرم ولی دیگه ازدواج نخواهم کرد.اگه میشه بم کمک کنید من چکارکنم؟؟؟

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز
      قطع رابطه عاطفی واقعا سخت است چون شامل دادن یا گرفتن خبر بدی است که عمیق ترین نقطه ضعف آدم ها به حساب می آید: ترس از اینکه دیگران نمی توانند دوستمان داشته باشند.

      متاسفانه اکثر ما روش درست قطع رابطه را بلد نیستیم: به همین خاطر نه فقط نمی تونیم ناراحتی قطع رابطه رو به حداقل برسانیم، بلکه با رفتارهای اشتباه، اوضاع را بر فرد مقابل سخت می کنیم و خودمان هم وارد وضعیتی می شویم که نمی توانیم رفتارهایمان را نقد کنیم.

      برخورد عاقلانه و اخلاقی با کسی که زمانی نگرانمان بوده و دوستمان داشته است، شجاعت می خواهد اما شجاعت همه ماجرا نیست، ما باید بتونیم برای خودمان احترام قائل باشیم و کاری کنیم که دو طرف بعد از این شکست، بتوانند دوباره به زندگی برگردند.

      رابطه عاطفی را چگونه تمام کنیم؟

      البته نمی شود برای قطع رابطه دستورالعملی ساده و کم هزینه توصیه کرد اما مجله «روانشناسی امروز» »Psychology Today» منتشر شده در کانادا، هفته گذشته، نکته هایی را پیشنهاد داده است تا به کمک آنها درد و رنج اجتناب ناپذیر قطع رابطه به حداقل برسد و هر دو طرف به لحاظ احساسی صدمه مادام العمر نبینند.

      البته فراموش نکنید تلخ تر از همه تلخی های یک رابطه، تن دادن به تداوم رابطه نه به خاطر عشق که به خاطر نگرانی، ترس و دلسوزی است.

      ۱- مسئولیت کامل شروع روند قطع رابطه را برعهده بگیرید

      اگر احساسات یا نیازهایتان تغییر کرده است، اگر رویاهاتان دیگر به هم شباهتی ندارد یا زندگی تان در مسیرهایی متفاوت است، شجاع باشید و این را صریح اعلام کنید، نه اینکه طوری با شریک زندگی تان برخورد کنید تا مجبور شود اینها را به زبان بیاورد.

      پال فالزون، مدیر یک شرکت خدمات آنلاین یافتن شریک زندگی می گوید: «وقتی احساس می کنید یک رابطه باید تمام شود نباید مسئولیت گریز شوید و کاری کنید که طرف مقابل خودش به زبان بیاید و بگوید که دیگر نمی تواند ادامه دهد. این باعث نابودی عزت نتفس شما می شود، این خاطره هیچ وقت از ذهنتان پاک نمی شود و هیچ وقت فراموش نمی کنید که شجاعانه عمل نکردید.»

      راسل فریدمن مدیر مرکز مشاوره ای «بهبودی از غم» در کالیفرنیا هم می گوید: «شما دوست دارید این بار را از دوشتان بردارید و جوری رفتار می کنید که بالاخره طرف مقابل بگوید که دیگر بس است و از این رابطه خسته شده اما این رفتار شما تمام تلقی آن آدم از زندگی را به هم می ریزد. طرف مقابل در ابتدا متوجه نمی شود که شما قصد دارید رابطه را قطع کنید و شروع می کند به پرسیدن این سوالات از خودش: آیا آدم ارزشمندی نیستم؟ آیا غیرجذابم؟ شما آرام آرام این احساس را در طرف مقابل به وجود می آورید که مقصر خودش است. شما به درک او ضربه می زنید و او به آنچه احساس می کند، می بیند یا می شنود اطمینان نخواهد کرد.» این نوع بلاتکلیفی می تواند آن را در رابطه های بعدی هم فلج کند. دیگر نمی تواند به از خودگذشتگی یا شایستگی نفر بعدی اطمینان کند.

      ۲- قطع رابطه را رو در رو انجام دهید

      یک نکته علمی: آدم ها در روند تکامل به مراوده رو در رو روی آورده اند و این باعث نزدیکی و آرامشی می شود که در رابطه از راه دور ممکن نیست.

      در یک قطع رابطه رو در رو ممکن است اشاره های غیرکلامی را حس کنیم که به ما اطمینان می دهند که همچنان قابل دوست داشتن هستیم. هر چیزی جز قطع رو در روی رابطه، این پیام اضطراب آور را در خودش دارد: «تو اهمیت نداری».

      عده ای ممکن است فکر کنند با ایمیل زدن، پیامک فرستادن یا اعلام در فیس بوک می توانند از تلخی اعلام قطع رابطه کم کنند اما این روش های از راه دور به شخصی که خبر قطع رابطه را دریافت کرده چنان ضربه ای وارد می کند که در رابطه های بعدی اثراتش را خواهیم دید. فالزون می گوید: «وقتی شما هیچ توضیحی د رباره دلیل قطع رابطه نمی دهید، طرف مقابل زمانی خیلی طولانی را صرف این مسئله می کند که چه مشکلی داشته و چه اشتباهی کرده است. این آدم بعد از شما به سختی وارد رابطه عاطفی دیگری می شود.»

      جان کاکیبو، عصب شناس دانشگاه شیکاگو می گوید: «اگر با ما از راه دور قطع رابطه کنند به احتمال زیاد در یک برزخ احساسی گرفتار می شویم. رو در رو نبودن قطع رابطه، درد ناشی از دست دادن یک رابطه پر ارزش را چند برابر می کند.» بدون یک پایان قطعی، وارد فکرهای بی پایانی می شویم که در اکثر اوقات به افسردگی منجر می شود.

      سوزان نولن – هوکسما استاد روانشناسی دانشگاه ییل هم معتقد است: «در مواقعی که شخص تصویر ناقصی از وقایع اطراف دارد به احتمال زیاد در تفکر غرق می شود. این می تواند باعث سقوط احساسی شخص شود. عده زیادی از کسانی که از این سقوط جان سالم به در می برند به شدت به دیگران بدگمان می شوند و به سختی می توانند به کسی نزدیک شوند.»

      رابطه عاطفی را چگونه تمام کنیم؟

      برناردو کاردوچی، استاد روانشناسی در دانشگاه ایندیانا هم می گوید: «وقتی به دیگران اعتماد نداری روی آنها سرمایه گذاری کمتری می کنی. پس آدمی که بعدا باهاش رابطه برقرار می کنی از گناه های یک غریبه – شخص قبلی در رابطه – رنج خواهد کشید.»

      جالب است وقتی ما از راه دور قطع رابطه می کنیم دیر یا زود دچار عذاب وجدان می شویم چون بالاخره می فهمیم که چطور به طرف ضربه زدیم و چقدر کم نگرانش بودیم. جان پورتمن، استاد درس فلسفه اخلاق در دانشگاه ویرجینیا می گوید: «ممکن است پنج سال بگذرد و بالاخره از کار خودتان خجالت بکشید. این احساس گناه و خجالت بر روابط بعدی شما هم تاثیر می گذارد.»

      ۳- با وقار رفتار کنید

      از آنجا که قطع رابطه یک سناریوی بالقوه انفجاری هست سعی کنید پیش از انجام آن به تک تک توهین هایی که خواهید شنید و تک تک فحش هایی که احتمالا خواهید داد فکر کنید. اینجوری موقع دعوا معقول تر حرف می زنید. محترم شمردن طرف مقابل باعث می شود او هم با احترام بیشتری با شما حرف بزند.

      ۴- صادق باشید

      اینکه بگویید «دیگر عاشقت نیستم» خوب است اما نباید از صداقت چماق بسازید یا همه چیز را فاش کنید.اگر مثلا از نحوه حرف زدن طرف مقابل نفرت پیدا کردید و تا دهنش را باز می کند حالتان به هم می خورد بهتر است این را در دلتعون نگه دارید. جان پورتمن، استاد دانشگاه ویرجینیا می گوید: «مهمترین وظیفه شما این است که مراقب اعتماد به نفس طرف مقابل باشید. طوری بلا سرش نیاورید که نتواند هیچ رابطه موفق دیگری داشته باشد. نمک روی زخمش نپاشید. این شکنجه است.»

      روی بامیستر استاد روانشاسی دانشگاه دولتی فلوریدا هم معتقد است: شما قصد دارید یک پیام را به طرف مقابل برسانید «تو آن کسی که من می خواهم نیستی». همین. پس نباید او را به این نتیجه برسانید که مشکل بزرگی دارد و پر از کمبود است.

      ۵- بی خیال کلیشه های بد مثل «مشکل تو نیستی، منم» شوید

      این جمله های تکراری و بی ربط فقط طرف مقابل را به این نتیجه می رساند که ذره ای احترام برایش قائل نیستید و با دم دستی ترین تکه های فیلم ها و سریال ها با آن برخورد کرده اید. شما به طرف مقابل یک توضیح درست (حتی مختصر) بدهکارید. باید به او توضیح دهید که چرا اوضاع آنطور که می خواستید پیش نرفته است، ضمنا نیاز نیست طرف مقابل را وادار کنید که دلایلتان را بپذیرد، به خصوص که چنین بحث هایی عموما به خشونت منجر می شود.

      ۶- شروع نکنید به تحلیل جزء به جزء ماجرا

      به اعتقاد راسل فریدمن «این ایده خوبی نیست چون امکان ندارد به توافق برسید. شما می گویید ماجرا اینگونه رخ داده است و طرف مقابل می گوید نه! نه! ماجرا را اشتباه دیدی … جور دیگری بود.» این رفت و برگشت های مداوم اکثر اوقات به دعوا یا بدتر از آن منجر می شود. بدتر از دعوا این است که شما در بحث ببازید و طرف مقابل شما را وادار به بازگشت کند، آن هم بازگشت به رابطه ای ناکارآمد که خودتان به دنبال پایان دادنش بودید.

      ۷- کامل قطع کنید

      برای اینکه جلوی ضربه را بگیرید نگویید که بیا از این به بعد دیدارهای دوستانه داشته باشیم. روی بامیستر می گوید: «اینکه به طرف بگویید بیا از حالا به بعد فقط با هم دوست باشیم ممکن است احساس گناه شما را از قطع رابطه کم کند اما برای طرف مقابل چیز خوبی نیست.» این ممکن است باعث شود او به اشتباه به آینده و بازگشت شما امیدوار شود و این امیدواری جلوی حرکت دو طرف به سمت زندگی بهتر را می گیرد.

      ۸- موقع خداحافظی قدرشناس باشید

      به اعتقاد فریدمن روزنامه نگار آمریکایی خیلی خوب است که هنگام خداحافظی یا رد و بدل کردن آخرین ایمیل ها دوران خوب مشترک را مورد قدردانی قرار دهید و این خوب است که حس ناراحتی تان را (از اینکه امیدهای مشترکتان به رابطه به ناامیدی تبدیل شد) بروز دهید. چنین کارهایی به طرف مقابل ثابت می کند که شخص ارزشمندی بوده است.

      ۹- به تصمیم طرف مقابل اعتراض نکنید

      التماس نکنید تا از تصمیمش صرفنظر کند. وقتی یکدفعه با شما قطع رابطه می کنند بهترین راه این است که بپذیرید این رابطه به پایان کامل خودش رسیده است. اینگونه روند بهبود عاطفی سریع تر می شود. دکتر هلن فیشر، انسانه شناس کانادایی – آمریکایی در تحقیقات خودش متوجه شده است که آدم بعد از قطع رابطه، از همه کناره می گیرد اما با گذشت زمان، این کناره گیری اجتماعی کمتر و کمتر می شود و این یعنی شخص در پروسه بهبود قرار گرفته است اما به گفته فیشر، این پروسه به شدت حساس هست و هر ارتباط یا تلاش برای بازگشت طرف مقابل به او ضربه می زند. «اگر به طور ناگهانی یک ایمیل از طرف مقابل به شما برسد ناگهان به او تمایل پیدا می کنید و دلتان می خواهد رابطه دوباره آغاز شود.» فیشر یه توصیه ساده دارد: «هرگونه ارتباط با شخصی که با شما به هم زده را قطع کنید. نامه ها و کارت پستال هایش را دور بریزید. به او زنگ نزنید و بیخود تلاش نکنید که باهاش دوست بمانید.»

      رابطه عاطفی را چگونه تمام کنیم؟

      ۱۰- از عشق سابق، شیطان نسازید

      این فقط انرژی خودتان را تلف می کند و باعث می شود متوجه نشوید که به بن بست رسیدن یک رابطه دو نفره، تقصیر هر دو نفر بوده است و بی خیال نقشه انتقام شوید؛ چون این باعث می شود که طرف مقابل بیشتر از قبل در تفکرات شما حضور داشته باشد و این یعنی عقب افتادن روند بهبود.

      ۱۱- درد را به زور از بین نبرید

      بعد از مرگ یک عزیز، پایان یک رابطه بلندمدت یکی از بزرگترین ضربه های احساسی است که شخص می تواند تجربه کند پس کاملا طبیعی و در واقع ضروری است که شخص برای این فقدان سوگواری کند. پورتمن می گوید: «عشق شما را به شدت آسیب پذیر می کند. اگر اجازه دهید که عاشق شوید می توانید خیلی بد ضربه بخورید.» پس درد طبیعی است. هر چه زودتر با این درد روبرو شوید، زودتر می گذرد.

      ۱۲- فکر نکنید که بزرگترین عشق روی زمین را از دست دادید

      به خودتان نگویید کلا یک آدم برای شما روی زمین وجود داشته است و حالا او را از دست دادید. روی بامیستر می گوید: «عشق باعث می شود که فکر کنید فقط همین آدم است که با شما هماهنگ است. در فیلم ها و کتاب ها هم به این اسطوره دامن می زنند اما مسئله اینجاست هیچ چیز جادویی در مورد یک شخص خاص وود ندارد.» در واقع در روی زمین تعداد زیادی آدم وجود دارند که می توانیم با آنها رابطه خوبی داشته باشیم. البته درست بعد از به پایان رسیدن یک رابطه عاطفی، نمی توانیم اینجوری فکر کنیم اما باید بپذیرید که به احتمال خیلی خیلی زیاد شما کس دیگری را پیدا می کنید و کمی بعد فکر می کنید که او هم تنها کسی روی زمین هست که به شما می آید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام چه چیز باعث ادامه دادن در این ۶ سال شده است کمی بیشتر فکر کنید به خیلی از موارد می رسید اینکه صرفا بگیم این فرد خیلی مظلومه و شاید از سر دلسوزی ادامه دادم حرف درستی نیست وقتی در طی ۶ سال نتونستید حرفتون رو بزنید و دلایل منطقی بیارید که ایشونم قانع بشن به درد هم نمی خورید چطور انتظار دارید در اینده فرد دیگری رو خوشبخت کنید .به هر حال شما به عنوان یک طرف جریان حتما محبت و عاطفه ای به خرج دادید که ایشون اونقدر وابسته شدند که بعد از شما حاضر به ازدواج نیستند ؟بهتره قبل از اینکه یک جانبه برید و جریان رو تموم کنید با هم پیش مشاور برید و اجازه بدید مشاور تفاوت ها را بررسی و مطرح کند و ایشون مطمئن بشن که فرد متخصص هم نظرش اینه که اینده ی مشترکی با هم ندارید .ولی این وجه نگرانی راجب اینده ایشون یعنی هنوز عواطفی وجود داره منتهی بنا به شرایطی سعی می کنید سرکوبش کنید .به هر حال بهتره برای اون خانم هم منطقی حل بشه و بدونند ادم رفتنی رفتنی است چه امروز چه ده سال دیگه و نباید عمرشون رو صرف رابطه ای کنند که یک طرفش داره مدام به جدایی فکر می کنه

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه