بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

مرکز مشاوره مراکز استانها

 

مرکز مشاوره اصفهان مرکز مشاوره شیراز مرکز مشاوره کرج مرکز مشاوره قم مرکز مشاوره کاشان
مرکز مشاوره یزد مرکز مشاوره ساری مرکز مشاوره رشت مرکز مشاوره بابل مرکز مشاوره اسلام شهر
مرکز مشاوره تهران مرکز مشاوره تبریز مرکز مشاوره منطقه بندرعباس مرکز مشاوره کرمانشاه مرکز مشاوره منطقه ارومیه
مرکز مشاوره اراک مرکز مشاوره همدان مرکز مشاوره مشهد مرکز مشاوره کرمان مرکز مشاوره اردبیل

 


مرکز مشاوره تهران

6473 نظر جدید برای بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

  • من   میگوید:

    همسر بنده ۳ ماه و نیم هست بنده روترک کردن و قصد طلاق میگن دارن ولی در عمل کاری نمیکنن که من اقدام کنم و منم برای ضایع نشدن حقم یه سری اقدامات مثل اجرا گذاشتن مهریه و توقیف اموال و شکایت فرار از دین انجام دادم. یه سال و نیمه عقد هستیم هنوز خونه خودمون نرفتیم و مراسم نگرفته بودیم. ولی قلبا دوست دارم زندگی کنم. فقط برای فشار اوردن اینا رو انجام دادم. حتی واسطه فرستادم یه جلسه به زور من رفت مشاور ولی همه جا همون اول گفته من زندگی نمیخوام تموم و همه واسطه ها گفتن کاری دیگه ازمون برنمیاد. مشاور هم گفت شوهرت همکاری نمیکنه. اگه همکاری میکرد مشکل شما قابل حل بود . و چیزهایی هم که راجع به من میگه دلایلش اصلا منطقی نیست. مثلا زنم حساسه، بدبینه به خواهرام حساسیت داره و…
    که هیچ جایی اینا عامل طلاق نیست. حتی برای سال نو یه تماسی با من نگرفت . خونوادشم هیچ تلاشی برای حل مشکلمون نمیکنن و میگن ما مخالف طلاقیم ولی دخالتی نمیکنیم.
    شوهرم ۳ سال پیش هم مادرش رو از دست داده و یکی از خواهر شوهرهام هم قبل این مسائل دخالتهایی کرد که باعث سرد شدن همسرم به من شد. ولی خب شوهرم انکار میکنه تحت تاثیر خواهرش قرار گرفته.
    من بزرگترین اشتباهی هم که کردم چک کردن گوشی همسرم بود و پیامی که از یه دختری خوندم و به روی همسرم اوردم و سر اون دعوا ایجاد شد گفت فضولی و بدبینی منو کنترل میکنی دیگه از چشمم افتادی. در صورتی که من فقط برای حفظ زندگیم داشتم تلاش میکردم و ترسیدم . مطمئن هم هستم بحث خیانت اینا نیست و نبوده فقط اشتباهم باعث شد کلا زندگیم بهم بریزه
    …و هرچقدر هم معذرت خواستم و تلاش کردم گوش بده به حرفام و اینکه فرصت بده جبران کنم قبول نمیکنه. میگه من با منطق و عقلم تصمیم گرفتم رابطه ما آینده ای نداره بیا توافقی جدا شیم و حرف هیچکسی رو هم گوش نمیده
    من زندگیم رو دوست دارم اما تلاشهام بی نتیجه اس. خونوادم هم میگن بسه اینقدر غرورت رو خورد نکن اون تصمیمش رو گرفته . با بی محلی و ارتباط نداشتن از سمت من هم هیچ نشونه ای هم از طرف اون نمیبینم انگار نه انگار یه سال و نیم با من زندگی کرده و ابراز احساسات میکرده…
    به نظرتون چه کاری انجام بدم؟ مشاوره حضوری کمکی به من نکرد.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز خب این شرایطی که شما توصیف می کنید که نشون می ده دوست دارید زندگی رو ادامه بدید قابل درکه
      ولی باید از خواست طرف مقابل هم مطمئن شد هر چند شما زن و شوهر قانونی هستید و قطعا ابراز احساساتی بوده وروزها و خاطرات خوب یهم بوده خب ایشون با این همه واسطه و مشاوره و…حاضر به ادمه زندگی نیست که بنده دلیلش رو نمی دونم ولی یادتون باشه فرد رفتنی رفتنی است چه امروز چه فردا حتی اگر با فشار و تهدید و دادگاه حاضر به ادامه باشد .شاید ایشون مشکلات روحی داره که همین مسائل باعث آسیب پذیری ایشون شده و فکر می کنند نمی توانند به زندگی ادامه بدهند .من نمی دونم اون مشاور که بوده و چه گفته ولی باید هر دو با هم مراجعه کنید و حرف های ایشون رو بشنوید و فرصتی برای پاشخ شما هم باشه اگر ایشون حس کرده شما بدبینی دارید و یا حسادت به خانوادشون یا هر مسئله ای دیگر اگر فقط سوئ تفاهم باشه خب باید بررسی بشه .اگر واسطه ها می توانند به ایشون بفرمایند یک مشاوره حضوری بروید و اگر واقعا ایشون قانع نشدند برای ادامه زندگی و مایل به جدایی بودند باید واقعیت رو پذیرفت .اینکه ایشون به اجبار زندگی مشترک با شما رو شروع کنند ولی مدام بحث و درگیری و سایر مسائل باشه برای شما به عنوان خانم که روحیه حساس تری دارید خب عذاب اور خواهد بود و مسائل و مشکلاتتون رو دو چندان خواهد کرد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

      • من   میگوید:

        ممنون از جوابتون

        ایشون با من مشاوره نمیان حتی اون سری هم به این شرط قبول کرد مشاوره بره که تنها باشه که خب همون اول نشسته بود گفته بود میخوام جدا شم تو رودرواسی شما اومدم اگه نه تصمیم رو گرفتم
        مشاور هم به من گفت ایشون از مسئولیت پذیری و تعهد میتزسه اگه همکاری میکرد مشکلتون قابل حل بود ولی الان متاسفم
        حتی واسطه هم تلاش کرد که دو نفری بیایم یه جای بی طرف حرف بزنیم نپذیرفت

        یکی از همکاراتون به من پیشنهاد داد در حین اینکه کارهای قاننونی رو انجام میدم، سه ماه هیچ ارتباطی نداشته باشم باهاش و حتی واسطه نفرستم و کلا ازم بی خبر باشه
        اما نمیدونم چقدر این روش روی این سبک رفتار تاثیر گذاره

        و آیا ممکن هست کسی که گفته من از چند ماه قبل از ترک کردن به فکر جدایی بودم فقط بهونش رو نداشتم، با ۳ ماه بیخبری و کاری اصطلاحا سرعقل بیاد؟

        ممنون

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          ممکنه اینکه مدتی از هم بی خبر باشید ایشون زمان برای فکر کردن داشته باشد و
          کمی موضعشون تغییر کنه .ولی اگر ایشون کلا نمی خواد به زندگی ادامه بده و منتظر بهانه بوده خب بهتره که در این مقطع متوجه شدید .با این راهکار ممکنه هر اتفاقی بیفتد یا ایشون تمایل داشته باشه به زندگی ادامه بدهند و یا در تصمیم جدایی مصمم باشند .هر احتمالی رو در نظر بگیرید شاید پای شخص خاصی در میان است که ایشون حاضره به خاطرش شما رو طلاق بدهد .به هر حال بهتره راهکارهای مختلف امتحان شود که فردا پشیمان نباشید از کاری که می توانستید انجام دهید ولی ندادید
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
          موفق باشید

          • من   میگوید:

            ممنون از جوابتون.
            نه ازینکه کسی تو زندگیشون نیست مطمئنم. اصلا بحث خیانت مطرح نبوده. دلایلی که برای طلاق میگه حساسیت من و اینکه میگه کنترلم میکرده و با خواهرام مشکل داره !
            بیشتر مشکل دهن بینی و دخالت خواهر ش تو ی زنگیمون عاملش بوده
            با توجه به اینکه به خاله اش هم گفته زنم با خواهرام مشکل داره، یکی از دلایلش برای طلاق !!
            در صورتی که خواهرش خیلی حرفا پشت سر من زد و منو خیلی خراب کرد پیش برادرش ولی من کوچیکترین بی احترامی نکردم و به اصلاح رودرو نکردم خودمو و دعوا ایجاد نکردم
            فقط کمی پیش شوهرم گله کردم و در نهایت کمی سرسنگین شدم ولی هیمن باعث شد من مقصر نهایی بشم.
            الان هم حتی خواهره نظر میده به زنت بگو بیاد توافقی ازت جدا شه مهریه اش رو ببخشه
            جای کمک کردن !
            در صورتی که حتی تو این مدت با همین خواهرا خودم رفتم صحبت کردم و واقعا اگر مشکلی داشتم یا کینه ای هیچوقت اینکارو نمیکردم ولی متاسفانه شوهرم نمی فهمه من قلبا با خواهراش مشکلی ندارم حتی مانع ارتباطش نشدم فقط تنها چیزی که ازش خواسته بودم این بود که به کسی اجازه دخالت نده!

            فقط الان امید من به خاله شوهرمه که چون خود شوهرم هم باهاش دردل کرده و منم به خاله اش قضایا رو گفتم. خاله هم قول داده صحبت کنه
            حالا تاثیری داشته باشه یا نه رو نمیدونم
            با این توصیفات امیدی هست؟
            در ضمن برای شماره مشاوره ساعات کاریش از چه ساعتهایی هست؟

            ممنون

          • مشاور   میگوید:

            با سلام در مورد مشاوره تماس بگیرید متوجه زمان ها خواهید شد .خب اینکه نفر سومی وجود دارد که هر دوی ش
            ما مشکلات را مطرح کردید بسیار کمک کننده و خوب است منتهی باید دید ایشون به چه شکلی واسطه گری می کند
            که بتونه در رفع این مشکل کمک کند .اگر در مورد رفتار کنترل کردن ایشون خودتون فکر می کنید کمی افراطی عمل کردید بهتره تجدید نظر کنید در رفتارها و این تعهد رو هم به همسرتون بدید اصولا مردها با هر اخلاقی دوست دارند همسرشون بهشون اعتماد داشته باشه و کمی از پرس و جو و کنترل زیاد می رنجند و در مورد رابطه با خواهرشون اگر این قضیه شما ختم به خیر شد بدونید اصلا نباید
            در مورد مسائلی که برای طرف مقابل جز خط قرمز هاست و حساسیت ایجاد می کند با احتیاط وارد شوید و سعی نکنید همسرتون رو در انتخاب بین شما و دیگران قرار بگیره چون بعضی ها در این مواقع خانواده خودشون رو ترجیح می دهند و محل اختلاف می شود امیدوارم با همه این شرایط به زودی مشکل اصلی مرتفع شود
            در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
            ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
            موفق باشید

  • حمید   میگوید:

    سلام وقت بخیر ۳۷ سالمه و متاهل ،مشکل من به این صورته که زیاد به گذشته و موقعیتهایی که داشتم و از دست دادم فکر میکنم به نحوی که دایم فکر میکنم که آینده ای هم نخواهم داشت بارها پیش اومده وقتی دارم برا کاری برنامه ریزی میکنم و طبق برنامه ریزی هم پیش میرم اگه به مشکلی بر بخورم از ادامه دادن منصرف میشم و به خودم میگم این دفعه هم موفق نمیشم در کل اعتماد به نفس ندارم دنبال جلب رضایت دیگرانم امید به آینده ندارم همیشه زندگی خودمو با دیگران مقایسه میکنم و میبینم خیلی عقبم اشتباهاتی که در زمینه کاری و مالی در گذشته مرتکب شدم را نمیتونم فراموش کنم فکر میکنم تا آخر عمر وضعیتم بهتر نمیشه اگه کاری را بخام شروع کنم اولین فکری که به ذهنم میرسه اینه که به خودم میگم الان ۳۷ سالمه و برای انجام دادنش دیره و فایده ای نداره مثل ادامه تحصیل دادنم که به خودم میگم درس خوندنم تو این سن و سال به درد نمیخوره ،زندگی شادی ندارم بیشتر تو گذشتم که موقعیتها را از دست دادم یا تو آینده که هیچی نمیشم اگه یکم جرات داشتم خودمو از بین میبردم اما حتی جرات این کارم ندارم با اینکه بارها به فکرم رسیده ممنون میشم راهنماییم کنید

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز اکثریت مردم، حتی خود من، بر این باورند که فکر کردن به اتفاقات، اشتباهات و شکست‌های گذشته مسئله مهمی نیست. زندگی در زمان گذشته انسان را از زمان حال باز می دارد و به آن آسیب می‌زند و آینده را نیز نابود خواهد کرد. ما این مسائل را درک می‌کنیم اما نمی‌توانیم نسبت به آن بی تفاوت باشیم. مگر اینکه انسان خیلی مغروری باشیم. نگرانی در مورد مسائل گذشته یک امر طبیعی است. اگرچه، گاهی اوقات فکر کردن به آن یک امر اجتناب ناپذیر است، اما اگر شما بیش از دو ساعت زمان صرف تامل در اشتباهات گذشته کنید، بی‌تردید باید شیوه نگرش خود را تغییر داده و زندگی در زمان حال را آغاز کنید.

      کاهش سلامتی

      زندگی کردن در گذشته ضررهای بسیاری دارد که یکی از آنها کاهش سلامتی است. زمانیکه به اتفاقات گذشته می اندیشید، فرصت‌ها برای شما خوشایند و مثبت نیستند. اتفاقات منفی گذشته به آرامی سلامتی شما را به خطر می اندازند. مطالعات نشان می دهد افرادی که تمایل دارند بیشتر در گذشته زندگی کنند، از سلامتی کمتری نسبت به افرادی که در زمان حال زندگی می کنند برخوردارند. زندگی در گذشته می تواند به استرس مزمن، افسردگی، بی خوابی، اضطراب و نگرانی، چاقی و کم اشتهایی منجر شود. اگر تمام مدت احساس خستگی و ضعف می‌کنید و قادر نیستید سر کار فعال باشید و از کار خود و تمامی چیزهای کوچکی که زندگی سر راه شما قرار می‌دهد لذت ببرید، اگر شما نیز با این حس آشنا هستید، اکنون زمان آن فرا رسیده است که تمامی اتفاقات گذشته را فراموش کنید.

      شما بسیاری از فرصت های فوق العاده پیش روی خود را از دست می دهید

      اگر از کار اخراج شدید، دلیلی نمی شود که ناراحت و عصبی باشید و احساس شکست کنید. در عوض به دنبال شغل رویایی خود بگردید. اگرچه، فکرکردن به اشتباهاتی که در سر کار قبلی خود انجام داده‌اید امری طبیعی است اما باید سعی کنید از فکر کردن به آنها اجتناب کنید. مادامی که شب و روز خود را صرف فکر کردن در مورد ناکامی های خود می‌کنید، بسیاری از فرصت های فوق العاده‌ای که زندگی سر راه شما قرار داده را از دست می‌دهید. زیرا زمانی‌که در حال ناله کردن درباره زندگی پر از بدبختی خود هستید، شخص دیگری می‌تواند شغل رویایی شما را بدست بیاورد.
      اگر برای زنده نگه داشتن دل شکسته و پر درد خود تلاش می‌کنید نباید به خودتان اجازه دهید به همان اندازه به آن فکر کنید.
      عملکرد بد پیشین بدین معنا نیست که از فرصت های جدید و بکر چشم پوشی کنید. ما به تجربه روزهای بد، پایان دادن برخی از روابط به منظور درس گرفتن، عاقل تر شدن و ساختن یک رابطه محکم‌تر در آینده نیاز داریم.

      شما قدرت تغییر گذشته را ندارید

      وقتی اتفاق بدی می‌افتد به افرادی که دوستشان داریم اغلب می گوییم کاش می توانستم آن را تغییر دهم یا کاش اصلا این اتفاق نمی‌افتاد. مهم نیست که چگونه تلاش می‌کنید، مهم این است که شما نمی‌توانید گذشته را تغییر دهید. در واقع هیچ کس نمی‌تواند آن را تغییر دهد. اتفاقی که افتاده است دیگر افتاده و شما نمی توانید زمان را به عقب برگردانید و شرایط را تغییر دهید. تنها کاری که می‌توانید بکنید این است که آن را بپذیرید، از آن عبرت بگیرید، سپس رهایش کنید و به مسیر زندگی ادامه دهید.
      همچنین اگر بابت کار اشتباهی که انجام داده‌اید احساس گناه می‌کنید، می توانید عذرخواهی کنید. بهتر است خود و دیگران را ببخشید. دقایق ارزشمند خود را برای فکر کردن به اتفاقات گذشته هدر ندهید. من یقین دارم در این زندگی بسیار کوتاه مسائل خیلی مهم‌تری برای فکر کردن و هزاران هدف برای رسیدن وجود دارد. بنابراین باید برروی آنها تمرکز کنیم.

      می توانید به برخی رابطه ها پایان دهید

      اگر به خاطر اتفاقی که برای شما افتاده است، پدر و مادر، خواهر و برادر یا دوست خود را سرزنش می‌کنید به تدریج ممکن است وجود آنها در زندگی شما کم رنگ شود. سعی کنید حتی اگر آن اشخاص مقصر هستند آنها را ببخشید، شما در نهایت به یک فرد تنها تبدبل خواهید شد. توجه داشته باشید که اگر به یک انسان بیمار تبدیل شوید، دیگران از شما دوری خواهند کرد و دیگر قابل احترام نخواهید بود. مثلا هیچ‌کس دوست ندارد با یک خانم عصبی معاشرت کند، بنابر این اجازه ندهید گذشته، روابط شما را تحت تاثیر قرار داده و نابودش کند.

      به سادگی زندگی خود را هدر می دهید

      استیو جابز گفته است” اگر هرروز را طوری زندگی کنی که گویی آخرین روز توست، بالاخره یک روز حق با تو خواهد بود.”
      آیا می‌دانید چه مدت زنده هستید؟ هیچ کس نمی‌داند. تقریباً هر روز در مورد مرگ افراد جوان و حتی کودکان می‌شنویم، این به ما کمک می‌کند که درک کنیم باید قدر هر ثانیه ، دقیقه و روزهای زندگی خود را بدانیم، اگر به زندگی در گذشته عادت دارید و مدام به مرگ و افرادی که بیماری های مرگبار داشتند فکر می‌کنید به نظر من این وحشتناک‌ترین چیز برای فکر کردن است. با این وجود، به شما کمک می کند تا بفهمید زمانی برای تلف کردن ندارید. گذشته را فراموش کنید و زندگی در زمان حال را آغاز کنید و این اندیشه ی نابی است که هر شخصی باید در ذهنش حک کند.

      زمانی که من در مورد اتفاقات گذشته نگران بودم به خاطر نمی آورم دقیقا چه شخصی به من گفت “با هر ثانیه ای که صرف تامل در گذشته می کنید یک ثانیه از زمان حال خود را از دست می‌دهید” . دقت داشته باشید که اشتباهات گذشته می توانند به پیشرفت شما کمک کنند، اما تمامی آن اتفاقات ارزش نگرانی ندارند. البته رها کردن گذشته کار بسیار دشواری است، اما به یاد داشته باشید که شما برای غلبه بر این مشکلات به اندازه کافی قوی هستید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شما با این شرایط و روحیات بایدمراجعه حضوری داشته باشید البته اگر تغییر شرایط برای شما اهمیت داشته باشد .
      گاهی اوقات افراد در زندگی مدام درگیر گذشته و فرصت های از دست داده شده می شوند و
      همین مساله باعث میشه حال و اینده رو از دست بدهند .بهتره با مراجعه حضوری و توضیح شرایط از تکنیک ها و راهکارهای افزایش انگیزه استفاده کنید و سعی کنید در سال جدید زندگی نو را آغاز کنید .شما کمی دچار کمال گرایی هستید که باید بررسی شود و این نداشتن اعتماد به نفس که مبتلا به خیلی از افراد است ولی گاهی وقتی در شرایط حضوری بررسی می شود مشکلات در زمینه های دیگر است .به هر حال امیدوارم مساله شما مرتفع شود البته نیازمند گذاشتن وقت و داشتن صبر از سوی شماست
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • عسل   میگوید:

    من ۵ماه نامزدم
    نامزدمم تازه کارمنده بانک و سایت ترجمه زبان انگلیسی
    دارن ‌که سایت باکسی شریک هستن ولی مدیر اصلی سایت
    نامزد منه.ایشون وقتی امدن خواستگاری هنوز وارد بانک نشده
    بودن و توی دوران زنامزدی مراحل را گذروندن والان حدود ۱ ماه مشغول کارن.وقتی امدن خاستگاریم گفتن مدرک من لیسانس زبان ولی بعد چندوقت فهمیدم لیسانس نرم افزاره.
    توی خاستگاری هم گفتن خونه دوطبقه که طبقه پایینش مغازه و طبقه بالاش خونه هست اینم از خونمونه.موقع قباله گفتن جای این خونه خوب نیست و این خونه میفروشیم و خرج خونه نصف و کاره و دوطبقه میکنیم که طبقه پایین مال داداششونه و طبقه بالا مال ایشون.امشب گفتن من پشتوانه مالی ندارم بهشون گفتم پس اون خونه بفروش که گفتن بابام نمیفروشه.دیشبم گفت اگه به مشکل مالی خوردیم حاضری طلاهاتو بفروشی.من دختر تک خونم و سطح مالی متوسط به بالایی داریم یعنی بابام واسم چیزی کم نگذاشته.الانم نمیدونم بااین حرف عوض کردن ایشون چیکار کنم و چجوری برخورد کنم چجوری بشون بفهمونم من نفهم نیستم و میفهمم.مدت زمان نامزدیمونم هم زیاده همم به همدیگه وابسته شدیم و نصف فامیل میدونن
    من۱۹سالمه و ایشونم۲۶ساله.ضمن اینکه ایشون تمام تلاششونامیکنن تا پول دربیارن و ازنظر مالی رشد کنن.پدرشونم بازنشسته شرکتی هستن ولی توی این مدت متوجه شدم هیچ کمکی به ایشون نمیکنن و ایشون هم شب یلدا و هم ولنتاین برام کم نگذاشت و بهترین رو تدارک دید.اشنایی ماهم کاملا سنتی و باواسطه بود

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز بهتره از همین اول راه زندگی خودتون رو گول نزنید … شما در دوران نامزدی هستید و این دوران دوران طلایی شناخت به حساب میاد
      پس خوب در این مورد و در رفتارهای ایشون دقت کنید و تمام جوانب رو بسنجید و بعد تصمیم گیری کنید
      و حتما در این مورد با مشاوی مجرب مشورت کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      بعضی از رفتارها در زندگی زناشویی ضعف آن زن و شوهر محسوب می‌شود که در دوران نامزدی می‌توان تا حدودی به آن پی برد، مانند:
      ۱- پنهانکاری
      یکی از نشانه‌های پنهانکاری دختر و یا پسر از همدیگر این است زمانیکه دختر و یا پسر، برخی از مسائل را بازگو نمی‌کنند و یا از جواب دادن به نامزد خود طفره می‌روند، در نتیجه می توان خیلی راحت به این مسئله پی برد.
      ۲- تناقض‌گویی
      شاید به این مثال توجه کرده اید که «دروغگو، کم حافظه می‌شود» یکی دیگر از روش‌های شناخت افراد این است که وقتی سوالی از او می‌پرسید، او به دروغ جواب شما را می‌دهد و اگر در زمان دیگری دوباره همان سوال را ‌پرسید جوابی می‌دهد که اصلا با قبل مطابقت ندارد.
      ۳- وانمودکردن یا نقش بازی‌کردن
      از طریق تست‌های روانشناختی تا حدی می‌توان به این خصوصیات پی برد و محک زد که چقدر طرف مقابل می‌تواند خودش را خوب جلوه دهد و یا نقش بازی کند. البته ناگفته نماند، ممکن است بعضی دختر،پسرها واقعا خودشان را بدتر از آنچه که هستند، نشان دهند.
      یکی از ضعف‌های زن وشوهر در دوران زناشویی زودرنج بودن آن‌هاست و خیلی راحت این رفتار را می‌توان در دوران نامزدی تشخیص داد
      ۴-وسواس داشتن
      گاهی وقت‌ها فرد به آرایش و لباس پوشیدن طرف مقابل حساسیت نشان می‌دهد و به طرف مقابل تذکر می‌دهند، این رفتار نشان می‌دهد که طرف مقابل بسیار حساس بوده و ریزبین و نکته بین است.
      ۵- پرتوقع بودن
      توقع برخی افراد بیش از توان فرد مقابل است و خیلی راحت می توان این رفتار را شناخت.
      ۶- عدم سازگاری
      بارها اتفاق می‌افتد که دختر و پسر به علت عدم سازگاری از هم جدا می‌شوند و هیچ تفاهمی ندارد و هرکدام ساز مخالف طرف مقابل را می‌زند که این رفتار در دوران نامزدی قابل تشخیص است.
      ۷- زود رنج بودن
      یکی از ضعف‌های زن وشوهر در دوران زناشویی زودرنج بودن آن‌هاست و خیلی راحت این رفتار را می‌توان در دوران نامزدی تشخیص داد.
      ۱۰ روش برای شناخت بیشتر نامزدتان
      ۸- بی‌ملاحظه بودن
      یک رفتاری که باعث جدایی در بین زن و شوهر است، این است همسر آنها بی‌ملاحظه است. زمانیکه دختر و یا پسر در دوران نامزدی ملاحظه طرف مقابل و یا خانواده و اطرافیان را نکنند؛ قطعاً آنها بی‌ملاحظه بوده و فقط به فکر نیازهای خود هستند.
      ۹- عمل نکردن به وعده و مقررات
      زمانیکه در دوران نامزدی، بین دختر و پسر قرار ملاقات گذاشته می‌شود و فرد مقابل طبق همان وقت به محل قرار نمی‌رسد، می‌توان متوجه شد که در آینده هم، به قول و وعده خود عمل نخواهد کرد.
      ۱۰-عجول بودن
      در بعضی اوقات شخص مقابل با کوچک‌ترین اشتباه از طرف دختر و یا پسر عصبانی شده و عکس العمل‌های غیر منطقی از خود نشان می‌دهند. یکی از بهترین روش‌های آشنایی طرفین«مسافرت» است. اگر دختر و پسر در دوران عقد به مسافرت بروند، خیلی بهتر می‌توانند به روحیات و شخصیت همدیگر آشنا شوند.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      این نکته هایی که گفتید هیچ کدوم مشکل محسوب نمی شود .اینکه ایشون دارن تلاش می کنند زندگی خوب و در رفاهی ایجاد کنند قابل ستایش گاهی بعضی حرف ها در جلسات خواستگاری زده می شود که ذاتا برای اغفال طرف مقابل نیست بلکه به خاطر علاقه و شنیدن جواب مثبت است اکنون هم که در شب یلدا و ..ثابت کردند که برای شما چیزی کم نمی گذارند .این صحبت ها مربوط به عدم حمایت خانواده و ….
      ممکنه در خیلی از زندگی ها وجود داشته باشه و اگر واقها به ایشون علاقه دارید بهتره در مسیر رشد و تلاش هم گام با ایشون باشید و اگر چه به لحاظ مادی کم نداشتید ولی صبور باشید و همراه متاسب اینکه ایشون بحث طلا رو مطرح کردند واقعا در زندگی خیلی از افراد مطرح می شود و اگر واقعا هر دو نفر همدل باشند مادیات تا این حد اهمیتی ندارد .و همیشه قابل برگشت هست .بهتره
      اگر شناخت شما به ایشون کامل نیست بیشتر زمان بگذارید و
      هر چیز مبهمی رو فرمودند خب به تناقضات اشاره کنید و از همین ابتدا یاد بگیرید مسائل رو مطرح کنید و اجازه ندید تو ذهنتون بمونه و درگیری ایجاد بشه .بلکه با تعامل و صحبت و شنیدن دلایل سعی کنید مسائل حل بشه .
      امیدوارم زندگی موفقی را اغاز کنید و سلامت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

      • عسل   میگوید:

        ممنونم از مشاوره همیشه خوبتون…

        • مشاور   میگوید:

          خواهش می کنم سالی سرشار خیر و خوبی و سلامتی داشته باشید

  • mah   میگوید:

    سلام
    من یک ماهه عقد کردم
    یک سری مسایل بود که نسبت بهش تو دورانه نامزدی حساس بودم اما اشتباه کردم و ازشون چشم پوشی کردم که الان لحظه به لحظه بیشتر باعثه استرس و اضطرابم میشه،
    ۱- همسرم دو تا گوشی داره که وقتی پیشه منه فقط یکیش رو میاره، به خودم هرگز اجازه مطرح کردن ندادم اما اذیت میشم. در این خصوص چه کار کنم؟ البته یه عکس از ایشون با یه دختری دیدم که خیلی ناراحتم کرد و مشکوک شدم و اینکه ایشون به محض عقد با من عکسای اینستاگرامشون رو پاک کردن!
    ۲- همسرم با خانوادش مسافرت میره و از حرفاش متوجه شدم بعد از ازدواج هم من باید با خانواده اون هر وقت خواستن برم که این موضوع اصلا برای من مطلوب نیست، به نظرم حداکثر دو بار در سال مسافرت مثلا به شمال با خانواده شون کافیه و اگر ایشون بخوان هر ماه با خانوادشون برن نمیدونم آیا من باشون به مسافرت نرم یا با شوهرم صحبت کنم و بگم تو هم نباید بری.
    ۳- همسرم یه تعدادی دوست متاهل و مجرد داره که حدقل دو هفته یه بار باشون جمع میشه خونه یکیشون و دوستاش همسرشون رو هم میارن و بی حجابن و دور هم سیگار و قلیون و … تا ۳ و ۴ صبح میشینن، راستش من هنوز تو جمعشون نرفتم، چون اولا احساس میکنم در سطح من نیستن مثلا آرایشگرو فروشنده و …. و ثانیا بی حجابن و اینکه من اهله دود و …. نیستم!!!! و با دوستاشون مسافرت هم تو دورانه نامزدی رفتن که اصلا از نظر من درست نبود!نمیدوم تو این زمینه باید چه کار کنم؟
    ۴- همسرم خسیس نیست، خیلی خوب خرج میکنه اما فقط تو مسایلی که خودش صلاح بدونه و مربوط به خودش باشه، اگر چیزی برای من بخواد بخره اصلا دلش نمیاد بده، من کارمند هستم با یه درآمده خوب و البته نیازی ندارم ولی این مدلی بودنشون این حس رو به من میده که دوستم ندارن.در این خصوص هم بسیار ناراحتم.
    لطفا راهنماییم کنید؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اولا شما ایشون رو انتخاب کردید هر چند احتمالا همه این مسائل رو نمی دونستید ولی اسم ایشون در شناسنامه شماست و باید از این بعد مدیریت رفتار داشته باشد در مورد اینکه تصویری از ایشون و خانم دیگری دید خب بهتره اگر واقعا می تونید فراموش کنید که بها ندهید و بزرگش نکنید ولی اگر ذهنتون درگیره در ارامش کامل بپرسید از خودشون ببینید نظر ایشون چیه و از همین ابتدا یاد بگیرید صحبت کردن عنصر مهمی در موفیت های زندگی است .در مورد مسافرت با اقوام همسر اگر واقعا ایشون این ایده رو دارند که همیشه باید همراه خانواده باشند خب نرفتن شما که صحیح نیست بهتره همسرتون رو تنها نگذارید و همراهش باشید منتهی در مسافرت هر لحظه که قرار نیست با خانواده ایشون باشید می تونید زمان هایی برا ی جمع دو نفری خودتون تنظیم کنید و بهتره فعلا حساسیت نشون ندهید کم کم مرتفع خواهد شد .در مورد جمع های دورهمی همسرتون و دوستانشون اگر واقعا اون جمع رو قبول ندارید بهتره به همسرتون بگید و اگر می تونید تا حدی انعطاف داشته باشید خب شما هم شرکت کنید ولی اگر کلا با اصول شما متضا د است همسرشما باید بپذیرید که متاهل است و هر جمعی مناسب نیست و در مورد خرج کردن شما کارمند هستید و احتمالا امتظار خاصی از ایشون نداشتید یا بیان نکردید و ایشون هم به خاطر اینکه خودتون درامد دارید نیاز نمی بینند برای شما خرج کنند که این رو خودتون باید با رفتار و عمل اصلاح کنید .دوست گرامی همه دغدغه های شما که در دوران نامزدی هستید قابل قبول است
      ولی به بعضی مسائل نباید دامن زد و مسائلی که مستقیما با اصول و عقاید ما مرتبط است و در تضاد است باید راجبش صحبت کنید و از همین ابتدا موضع خودتون رو مشخص کنید تا طرف مقابل هم مطلع باشد

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • سهیل   میگوید:

    باسلام و تبریک سال نو
    مشکل من و همسرم بعد از ۱۸ سال زندگی مشترک، فلش بک زدن ایشون به گذشته است. ایشان اعتقاد دارند مادامیکه اتفاقات گذشته یادشون میاد نمیتونند من رو دوست داشته باشند و به زندگی علاقمند شوند. مزید استحضار اتفاقاتی که اشاره می کنند خوشبختانه هیچگونه موارد غیر اخلاقی مرتبط با خیانت و خلاف عنف و قانون نیست و فقط موارد روزمره زندگی نظیر رفتن و یا نرفتن به مسافرت طبق برنامه ایشان ، اظهار نظر کردن در خرید نمودن و گفتن نظر غیر موافق و … هستش. الحمدلله مشکل مالی نداریم و از امکانات زندگی خوبی بهره مند هستیم. لازم به ذکر است اگر وجود بچه نبود، یک لحظه کنار به این جور زندگی ادامه نمیدادیم.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام از جمله اخری که فرمودیدمشخصه شرایط براتون غیر قابل تحمل شده است .اگر واقعا زندگی خوبی دارید این مواردی که فرمودید باعث گله و شکایت همسرتون شده باشه بایا ایشون برن پیش مشاور چون ظاهرا مثبت های زندگی رو نمی بینند و افرادی که مدام در گذشته هستند بسیار مستعد افسردگی و ..هستند .اگر مسائل دیگری وجود دارد مثل نارضایتی ایشون از روابط زناشویی و ..که بیان نمی کنند بهتره در حضور مشاور بهش پرداخته شود .چون این موارد خیلی مبنایی برای ایراد گرفتن نیست و نیازی هم به یاداوری نیست مگر این ها زیر بنایی برای مسائل دیگری شده باشد که بنده بی اطلاع هستم و ممکنه خود شما اطلاع درستی نداشته باشید .بهتر است حالا که این مساله براتون انقدر ارزشمنده که پیام دید از مشاوره حضوری هم استفاده کنید اگر راضی نشدند به هر حال باید بگید که از این شرایط خسته شدید و نمی تونید ادامه بدید البته نوع گفتن اهمیت داره تا ایشون کمی نسبت به تغییر رفتارهاشون احساس نیاز کنند مگر اینکه ایشونم مایل به ادامه نباشند که اون مساله دیگری است
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • حمید   میگوید:

    با سلام تبریک سال نو
    بنده حمید ۲۳ سالمه و الان ۲ سال و تقریبا ۲ ما عقد کردم واقعا عاشق نامزدم هستم و هم خانواده خودم هم خانواده نامزدم از عشقی که به نامزدم دارم مطلع هستن جوری عاشقشم که به خاطرش و طبق خواسته اش تمام اکانتهای صفحه های اجتماعیم رو پاک کردم حتی ایمیلم رو حتی دور بیشتر دوستامو خط کشیدم و یه جورایی میشه گفت به خاطرش خودمو تو خونه حبس کردم ولی اینها برا من اصلا مهم نبود چون ارزش اون برام بیشتر از اینهاست اون هم ادعای عاشقی میکنه اما گاهی شرایط رو برام سخت میکنه با دعوا و جر وبحثهای بی مورد
    مثلا روز عید یکی از دوستانم برا تبریک عید باهام تماس گرفت از دوستانم که نامزدم دوست نداشت من باهاش رابطه ای داشته باشم و منم چون شمارش ناشناس بود ونشناختم جواب دادمو قطع که کردم براش توضیح دادم که شماره ناشناس بوده وگرنه جواب نمیدادم حتی ازش عذر هم خواستم ولی با این وجود قهر کرد و الان با خونواده اش رفتن مسافرت منم از این رفتاراش خسته شدم این چجور عشقی به من داره که منو تو خونه حبس کرده و روز عیدمو خراب کرده با تهمت هاش قلبمو به درد میاره سخته کاری نکرده باشی ولی بخوای تاوانشو بدی هر کاری کردم اعتمادش جلب کنم نشد
    این دو سال خیلی این رفتارها نشون داده جوری که میتونم بگم هر وقت پیششم ترس اینو دارم که باز سر یه چیز دعوا راه بندازه دیگه نه غروری برام مونده نه امیدی به ادامه دادن زندگی باهاش میدونم که انقد لجباز و یکدنده ست که نه مشاوره درستش میکنه نه نصیحت بیشتر مواقع با اینکه مقصر نیستم ازش عذر میخوام و یه جوری راضیش میکنم که قهرشو تموم کنه اما باز به هفته نکشیده یه دعوا جدید سر موضوعاتی که ارزش بحث ندارن
    از یک طرف از این زندونی که برا خودم ساختم دیگه خسته شدم دلم میخواد تمومش کنم از یک طررف هم مطمعنم اگه ازش جدا بشم خیلی دوریش برام سخت میشه در حدی که شاید خودمو بکشم
    لطفا راهنماییم کنید چیکار کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      عشق برای شروع زندگی خیلی خوبه و لی ضامن بقای زندگی نیست .اگر قرار بشه به خاطر دوست داشتن همسرتون از همه خواسته ها بگیرد و فقط بخواهید در قالبی که ایشون می فرمایند رفتار و عمل کنید کم کم دچار استهلاک و از دست دادن هویت فردی خودتون می شوید و این درست نیست ..هر چند وابسته هستید ولی ایشون باید بدونه این تقاضا ها معقول نیست و شما هم نمی تونید در طولانی مدت این رفتارها رو انجام بدید چون هر کسی شخصیت مستقلی دارد .شما هنوز زندگی مشترک رو تجربه نکرده خسته شدید بعدا قطعا مشکلات دو چندان می شود اگر ایشون هم به شما علاقه مند باشند خب باید پیگیر تغییر رفتاری باشند .شما باید واضح به ایشون بگید این رفتارها براتون آزاردهنده شده .و باید قدرت بیان مسائل رو داشته باشید هر چند ایشون و شما عاشق و دلباخته هم باشید .اگر می تونید یک حالت اولتیماتوم ایجاد کنید که باید به مشاور ه بردی هر دوی شما و اگر راضی نشدند یک مدت ارتباطی نباشه تا معقولانه و منطقی تصمیم بگیرند البته در این رابطه هر دو نفر مقصر هستید هم انتظارات غیر واقع بینانه ایشون و هم انعطاف بیش از حد شما که درست نیست .شرایط شما باید دقیق تر بررسی شود و حتما مراجعه داشته باشید چون بنده هم مایل نیستم یک طرفه قضاوت کنم شاید ایشون هم حرف هایی برای گفتن داشته باشند و مشکل از هر طرف که باشد باید به خاطر زندگی مشترک بپذیرد و پیگیر حل مشکل باشد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • رضا   میگوید:

    با عرض سلام و خسته نباشید.
    بابت جوابی که دادین ممنون. وقتی جواب خوندم، چند تا سوال دیگه برام پیش اومد که اگه بیشتر توضیح بدین، ممنون میشم.
    به نظر شما:
    ۱٫ بیان این مسئله در این سن کار درستیه؟
    ۲٫ بهترین زمان برای بیان این موضوع کیه (مثلا تابستون یا…)؟
    ۳٫ اول باید به خوانواده این موضوع بگم یا اون دختر خانم؟
    ۴٫ اگه باید به اون دختر خانم بگم، بهترین روش برای گفتن این موضوع چیه؟ ینی از طریق واسطه باشه یا شخصا یا خونواده.
    ۵٫ اگه باید به خونواده بگم، چجوری بگم؟ با توجه به توضیحی که درمورد خونوادم دادم.
    با تشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شما باید تشخیص بدهید که زمان مناسبی هست یا خیر و ایا امادگی برای این مساله دارید و به لحاظ فکری به بلوغی رسیدید که بتوانید یک زندگی را اداره کنید یا خیر ؟در مورد اینکه چه زمانی مطرح کنید
      خب قطعا زمانی که دغدغه ها کمتر باشد و طرف مقابل زمان فکر کردن داشته باشد بهتر است .و بهتره خانواده شما در جریان باشند شاید موافقتی نداشته باشند و یا هر مساله ای که بهتره در این مورد حامی داشته باشید
      و خانواده در جریان باشند و اگر اون ها با دختر خانم صحبت کنند بهتر است .اگر اون خانم نظرش مساعد بود جلسه ای هم شما صحبت کنید و برای شروع از خودتون و اهداف و شرایط حال حاضر و شخصیت بگید خیلی عجله ای نداشته باشید که همه چیز را بیان کنید در جلسه اول و فرصت بدهید ایشون هم صحبت کنند و نظراتشون رو بگن .خانواده اگر بافت سنی داشته باشند شاید تمایل دارند خودشون فردی رو معرفی کنند ولی از ویژگی های شاخص این خانم بفرمایید و بدون اصرارزیاد بخواهید یک جلسه اون ها هم نظرشون رو بدهند .امیدوارم بهترین تصمیم گرفته شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • حسین ۴۰ ساله   میگوید:

    باسلام
    ۱۸ ساله باهمسرم زندگی میکنم دوفرزنددارم چندروزپیش برحسب اتفاق ازسرکاربه منزل اومدم وقتی واردخونه شدم متوجه رفتارمشکوک همسرم شدم کنجکاوشدم همسرم گفت منوببرخونه دوستم نهاردعوتم کرده خواستم اونوبرسونم یه لحظه خواستم برم که چیزی ازداخل کمدبردارم همسرم مانع شد گفت چی میخوای خودم برات میارم دیدم زیاد اصرارمیکنه منم گفتم خودم میرم میارم خلاصه بحث بالا گرفت گفت به من شکاکی میکنی گفتم نه امارفتارت مشکوکه خلاصه خودش گفت خواهش میکنم کمدوبازنکن که اونوکشیدم کناردرکمدو بازکردم که دیدم یه نفرتوکمدقایم شده چاقوتوجیبم بودخواستم بکشمش که به خاطرآبرو وموقعیت کاری تونستم برخودم مسلط بشم خواستم زنگ بزنم پلیس بیادکه مانع شدگفت طلاقم بده امااین کارونکن حالا ازلحاظ روحی بسیارداغونم همسرم روفرستادم خونه پدرش چندروزیه اصلاخواب ندارم بدنم به شدت دچارلرزش های عصبی میشه درددرقفسه سینه دارم این موضوع منوخیلی داغون کرده نمیدونم باهاش چکارکنم باهم نسبت فامیلی نزدیک دارم لطفامنوراهنمایی کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه اکنون دچار مشکلات جسمی شدید خب اثرات فشار روحی ایجاد شده است .در این مواقع که شاهد خیانت بودید باید چند مساله را در نظر بگیرید اینکه ارتباط در چه حدی بوده است ؟شما چقدر به زندگیتون علاقه مند هستید و حاضر به گذشت هستید ؟همسر شما چقدر پذیرش نسبت به اشتباهشون رو دارند و مایلند با شما زندگی کنند و اینکه شاید کمبودی از طرف شما باعث چنین ارتباطی شده است .شما باید همه احتمالات رو در نظر بگیرید و شرایط رو بررسی کنید در حال حاضر بهترین راهکار اینه که با همسرتون به مشاوره مراجعه کنید اجازه بدید حرفهاتون رو نفر سومی بدون قضاوت گوش کند و متخصص در مورد ادامه زندگی و یا اتمام نظر بدهد .به هر حال اماده شنیدن هر چیزی باشید .هر چند این مساله واقعا سخت خواهد بود ولی به هر اتفاقی است که افتاده و نمی شود انکار کرد .به خاطر مشکلات جسمی که برای خودتون ایجاد شده هم باید مراجعه کنید و تحت نظر باشید چون این مساله ممکنه کم کم مشکلات روحی و جسمی بیشتری براتون ایجاد کنه .ولی خدا رو شکر انقدر منطقی بودید که در لحظه اقدامی نکردید پس می توانید در ادامه پیگیر حل مساله باشید و در نهایت بهترین تصمیم را بگیرید
      امیدوارم به زودی در جهتی که خیر باشد مساله مرتفع شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

      • حسین ۴۰ ساله   میگوید:

        ازراهنماییتون متشکرم تابه حال ازخواهرش چیزایی شنیده بودم اماچون همیشه باهم دعواداشتندباورنکردم اماحالا مطمئنم صحت داشته من بهش خیلی علاقه داشتم اماحالا دیگه فقط به بچه هافکرمیکنم به آینده شون چون دیگه احتمال اینکه باهاش زندگی کنم خیلی کم وبعیده چون ازهرلحاظی بهش کمک میکردم حتی روزهایی که توی خونه بودم هم نمیزاشتم کارای خونه روانجام بده البته مدت زیادی بودکه رابطمون سردشده بودکه من خیال میکردم به خاطربیماری که داشت اماحالا دیگه نمیتونم بهش اعتمادکنم

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          اگر چه احساس شما قابل درک است ولی اگر به زندگی علاقه دارید حتی به خاطر فرزندانتون بهتره صحبت کنید و اگر رابطه اولیه بوده و قابل گذشت است تعهدی از ایشون بگیرید و زندگی کنید البته اگر ایشون مایل به ادامه باشه و از کارش پشیمان باشه پون در غیر این صورت زندگی بی فایده است و اتفاقا بچه ها در این شرایط اسیب بیشتری می بینند .
          مهم تصمیم شماست که قطعا در اینده شما و فرزندان موثر خواهد بود
          فقط بهتره با فکر تصمیم بگیرید که بعدا پشیمانی نداشته باشید
          موفق باشید

  • نگار   میگوید:

    سلام.تقریبا یک ماه میشه که با یکی آشنا شدم.ایشون ۳۳ سالشونه و من ۲۸٫من فوق لیسانس و این آقا دیپلم.هر دومون بازاری هستیم.و خیلیا مارو میشناسن بنا به موقعیت کاریمون.روز اول که بهم پیشنهاد داد خیلی ابراز علاقه کرد و گفت که رابطه هدف دار میخواد و وقتش براش مهمه.ولی بعدا گفت که خودش هم نمیتونه رو خودش حساب کنه.یه روز از ازدواج و بچه دار شدن حرف میزنه یه روز میگه به ازدواج فکر نمیکنم.بهم گفت میخواد با دوستاش مسافرت خارج کشور بره ولی تو جمعشون دختر هم هست.گفتم برای من جالب نیست که تو جمعتون دختر باشه اونطوری باشه باید منم آزاد باشم و با پسرا برم بیرون.برگشت گفت من نمیتونم به ازدواج فکر کنم نمیتونم محدود باشم.گفتم خوب قبل اینکه منو جلو دوستات ببری و همه بدونن اینو میگفتی.گفت من خیلی سعی کردم که با یکی باشم ولی میبینم نمیتونم.باور نمیکنین هرکی میدید انقدر راحت برخورد میکرد و پنهون کاری نمیکرد انگار واقعا دوست داشت کنارش باشم و هر موقع بیرون میرفتیم تمایل داشت بیشتر کنارش باشم و اگه یکی میدید ناراحت نمیشد.واقعیتش تو این مدتی که باهاش حرف میزدم خیلیا بهم پیشنهاد دادن ولی خیانت کار من نیست وجدانم قبول نمیکنه.حتی دو موردش رو خودش با چشم خودش دیده که یکیشون دوست خودش بود افتاده بود دنبالم البته نمیدونست دوست دختر کی هستم اتفاقی بیرون دید منم میرفتم که این آقا رو ببینم دوستش خیلی اصرار میکرد که شماره بده و اینم بگم شاید خیلی از دخترا جای من بودن قبول میکردن چون هم چهره خوبی داشتن و هم ماشین ۲۵۰تومنی زیر پاشون بود.وقتی رسیدم و داشتم دور میزدم دیدم از ماشین پیاده شده و باهاش احوال پرسی میکنه.خودش متوجه شده بود و بهم گفت افتاده بود دنبالت گفتم آره.دیدم حرف نمیزنه گفتم چته گفت فکرم پیش دوستمه گفتم خوب من که بهش رو ندادم گفت تو ببینی یه دختر میاد طرف من ناراحت نمیشی…امروز گفت که نمیتونه محدود باشه و هر چقد سعی کرده نشده.منم گفتم پس بهتره حرف نزنیم.تموم شد.من واقعا ازش خوشم میومد.خیلی ناراحتم.چطور تونسته با احساس من بازی کنه؟باورش برام سخته

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز خیلی ممنون از توضیحات مفصل جنابعالی وقتی مردی اونقدر واضح بیان می کنه که نمی تونه محدود باشه شاید الان که دوست هستید فقط به رسیدن به این ادم فکر کنید و بخواهید همسرش باشید ولی کم کم که وارد زندگی شوید حفظ زندگیتون مهم میشه و تک تک ارتباطات و رفتارهای ناجور ایشون با دیگران شما رو اذیت می کند .چون بعد ازازدواج برای همه خانم ها حس مالکیت شکل می گیرد و خیانت ازارشون میده چرا به جنبه مثبت این ارتباط توجه نمی کنید .این یک تجربه شد هر چند تلخ نمی تونید فردی رو به زور برای خودتون نگه دارید و باید بدونید که
      هر چند احساس شما قابل درک است و خوشحال باشید که قبل از زادواج متوجه شخصیت و رفتار ایشون شدید شما هم فرصت های زیادی دارید ..وقتی بودن در کنار ایشون اجازه خیانت رو به شما نداد در حالی که تعهدی نداشتید یعنی پایبندی به اصولی داشتید
      و قطعا وقتی با کسی وارد زندگی شوید که پایبندی ندارد اذیت خواهید شد
      برای بهتر شدن حال روحیتون می تونید با مشاور صحبت کنید و مطمئن باشید در اینده متوجه می شوید که در این مساله هم حکمتی بوده است
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • رضا   میگوید:

    با سلام،
    من یک ایرانی هستم که در حال حاضر با همسر خود خارج از کشور زندگی میکنم. ما ۲ سال پیش با هم ازدواج کردیم و از ابتدای ازدواج (حتی میتونم بگم چند ماه قبل از ازدواج) با هم مشکلاتی داشتیم به این دلیل که همسرم معتقد بود خانواده من و بخصوص خواهرهایم از اون بدشون میاد و میخوان رابطه ما رو خراب کنن و پشت سر همسرم با من صحبت میکنند و … در حالی که هرگز هیچکدومشئن راجع به همسرم با من حرفی نزده و بعید میدونم مشکلی هم باهاش داشته باشند. خلاصه این مشکل ادامه پیدا کرد و بد بینی از خانواده من به دوستان و آشنایان خودش هم کشیده شد (به غیر از پدر و مادر خودش). خلاصه اینکه کار به جایی رسید که تصمیم گرفتیم از ایران خارج بشیم تا کمتر با این آدمها ارتباط داشته باشیم، شاید زندگیمون آروم بشه.
    اما نه تنها زندگیمون آروم نشده بلکه به نظر من وارد سیر ترسناکی شده که نمیدونم چیکار باید بکنم. چند تا موردش رو اینجا نام میبرم:
    ۱٫ همسر من بعضی شب ها بدون هیچ دلیلی یکدفعه کاملا عصبانی بیدار میشه (شب آروم خوابیده بوده) و شروع میکنه به توهین به من و خانوادم و وقتی دلیلش رو میپرسم میگه یاد ظلم هایی افتادم که تو و خانواده ات در حق من کردید.
    ۲٫ یک روز صبح که من سر کار بودم همسرم با مادرش تلفنی صحبت کرده بود و مادرش بهش گفته بود تو باید شوهرت رو بیشتر درک کنی چون بین تو و خانواده اش گیر افتاده. شبش ما دوباره دعوامون شد و من گفتم تو خانواده شما فقط مادرت من رو درک میکنه (این رو قبلا هم گفته بودم چون مادرش زن خیلی فهمیده ای هستن و من علاقه زیادی بهشون دارم). خلاصه از این ۲ قضیه همسرم به این نتیجه رسید که من توی خونه میکروفون کار گذاشتم و به حرفهاش در طول روز گوش میدم و حتی گوشی خودش رو فرمت کرد که من روشون ویروس نذاشته باشم.
    ۳٫ چند وقت پیش با جمعی از همکارام بیرون رفته بودیم. همسر یکی از همکارام برای حدودا ۱۰ دقیقه تقریبا نزدیک ما (مثلا ۵ متری) ایستاده بود و مشغول به کار خودش بود. وقتی برگشتیم خونه همسر من گفت که اون خانوم نزدیک ایستاده بود تا به حرف ما گوش بده و همکارهای من خیلی خاله زنک هستند و من خیلی کودن هستم که اینو متوجه نمیشم. از این موارد زیاد پیش اومده.
    ۴٫ بارها و بارها شده که خانمم از صحبت هایی که بین من و خواهرام یا من و پدرم رد و بدل شده و جواب هایی که من دادم و اون از اتاق کناری یا آشپزخانه یا … شنیده، صحبت کرده. اما هیچکدوم از این مکالمات اصلا اتفاق نیافتاده اند.
    ۵٫ شاید ترسناک ترین و البته جدیدترین مورد اینکه چند روز پیش خانمم گفت که صدای فکر کردن من و خانوادم رو میشنوه و از اینجا میدونه که چه حسی بهش داریم. بعدا حرفش رو عوض کرد و گفت بیشتر یه احساس خیلی قوی (مثل الهام) هست تا حس شنیدن و کلمات و … و چون شناخت خیلی خوبی از آدمها داره میتونه اینکاره بکنه.

    ما متاسفانه اینجا دسترسی به پزشک ایرانی نداریم و خانم من هم انگلیسی بلد نیست و قبول نداره که من هم برای ترجمه کنارش باشم پیش دکتر. فقط تونستیم یه روانشناس ایرانی پیدا کنیم کن تشخیص اختلال رفتاری پارانوئید رو داده و باهاش صحبت میکنه.
    اما تا اونجا که من میدونم مورد ۴ و ۵ بیشتر نشونه های حالت سایکوز هستند که با اختلال رفتاری پارانوئید تطابق نداره و نگرانم مشکل چیز دیگه ای باشه. وقتی این رو به روانشناس گفتم گفتند که چون نشانه «سالاد کلمات» وجود نداره نمیتونه سایکوز باشه اما تا جایی که من تحقیق کردم سالاد کلمات فقط یکی از نشونه های اسکیزوفرنی (اون هم نه سایکوز) که میتونه وجود داشته باشه یا نه. متاسفانه دسترسی به روانشناس یا پزشک دیگه ای ندارم و واسه همینم خواستم نظر شما رو هم بخوام. شاید خیالم رو راحت تر کنید یا تشخیص دیگه ای داشته باشید. لطفا جواب این سوال رو فقط با ایمیل اطلاع بدید چون امکانش زیاده که همسرم وبسایت شما رو پیدا کنه.

    واقعا از لطف شما و راهنماییتون ممنونم. اگر در موردی کم توضیح دادم یا نیاز با اطلاعات بیشتری دارید.اگر بپرسید سعی میکنم در اسرع وقت جواب بدم.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      تمامی این حالت هایی رو که فرمودید نشانه های اسکیزوفرنی در حالت کلی است منتهی ایشون یک سری ویژگی هایی دارند که بیشتر با نوع پارانوئید هم خوانی دارد و باید بدونید اگر چه علائم پارانوئید و اسکیزوفرن مشخص است ولی ممکنه در افراد مختلف تظاهرات متفاوت باشد اصولا اسکیزوفرنی درجه ای از ارث رو به همراه دارد .در هر حال ایشون باید زیر نظر روانپزشک دارو مصرف کنند البته اگر تمایل دارید که با این شرایط به زندگی ادامه بدهید .باید در مسر درمان صبر داشته باشید و ممکنه نیاز به بستری شدن هم وجود داشته باشد چون افراد گاهی مطابق با هذیان و توهماتشان زندگی می کنند و رفتار می کنند .و ممکنه کارهای ناخوشایندی را انجام دهند .امکان ایمیل پاسخ ها وجود ندارد .امیدوارم زودتر اقدام کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • ..   میگوید:

    سلام..مدت یک سال با اقایی که٧سال از من بزرکتره أشناشدم ومن دانشجوی ترم اخر رشته بیهوشی هستم وچهره خوبی دارم تا جایی که اطرافیان میکن..این اقا درهمون جلسه اول أزمن خواستگاری کردن ومن مادرمو درجریان کذاشتم که اول مخالفت کردن ولی به اصرار اون اقاچندجلسه ای بامادرم صحبت کردن ومادرم به کل نظرشون عِوَض شد:حالامشکلاتی که ذهن منو درگیرکرده اینکه این اقا خیلی به معیارهای ازدواج من نزدیک نیستن چون تمام خواستگارهایی که داشتم موقعیت مالی بهتری داشتن،ایشون خونه ندارن وشغلشون ازاده و..٢-٣تایی هم شاگرد دارن وبهرطریقی با هر بدخلقی که میشدازخودم دورش کنم کردم،ولی جواب ندادوایشون خیلی با اخلاق ومودب وباشخصیتن وهیچوقت حاضر نشده ولم کنه..ایشون اول گفتن فوق دیپلم دارن که بعد گفتن دروغ گفتم چون خجالت کشیدم..میدونستن من ازسیگاربیزارم وهمیشه انکارمیکردن تا بالاخره روزی تو ماشینشون دیدم ومن واقعا تصمیم گرفتم ترکشون کنم ولی هیجوره ول کن نیستن وقول دادن که ترک کنن..بعضی وقتاهم توصحبتاشون احساس میکنم ضدونقیض هست وحتی دروغ…نمیدونم به همچین فردی میشه تکیه واعتمادکرد یانه؟؟؟خیلی میترسم ازبله کفتن ومن بهربهانه ای خاستگاریو عقب میندازم وایشون خیلی باشخصیتن وهیچوقت سرزنشم نکرده وهمیشه با دلم راه اومده طوری که دوستانم صداشون دراومده ازبس که آذیتش میکنم ولی بخدا دست خودم نیست میترسم چون مادرم بخاطراعتیاد از پدرم جداشدن وازتکرار سرنوشت مامانم میترسم😔

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز شما شرایط اعتیاد و جدایی والدین رو تجربه کردید پس انتظاری بیشتری از شما میره که تصمیم درست تری بگیرید .ایشون هررچند باشخصیت و ..سیگاری هستنددو شما چون وارد فضای احساسی شدید الان میگیددترکشون میدید ولی بعدا ممکنه کناررسیگار مسائل دیگری هم باشد که نیازمند بررسی و تحقیق است .در نورد تحصیلات ملاک خوشبختی نیست ولی باید دید اگر برای شما خیلی مهمه ممکنه بعدا مشکل ساز بشه و حس کنید حرفتون رو نمی فهمند.در مورد درغ گویی چیزیه که تجربه کار کلینیکی بنده نشون میده تقریبا جز ویژگی شخصیتی بعضی افراد میشه و تغغیر دادنش سخته و گاهی غیر ممکن است .اگر واقعا صداقت در زندگیتون براتون مهمه تلاش نکنید خودتون رو براساس حرف دوستان و بقیه قانع کنید چون این مسائل حل نمی شوند فقط در گوشه دهن باقی می مانند و در شرایط دشوار زندگی خوشون رو نشون می دهنددو منشا مشکلات می شوند .بهتره از مشاوره پیش از ازدواج استفاده کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • Anonymous   میگوید:

    سلام من مدت چند وقته با یک آقایی در فضای مجازی آشنا شدم.به قصد ازدواج و آشنایی بیشتر چت می کنیم.ایشون تهران و من در مشهد هستم .این آقا با خانوادشون در این مورد صحبت کردند و عکس من رو دیدن.ولی من هنوز به خانواده نگفتم چون هر دو نمی خواستیم که هر دو خانواده بفهمند ما کجا آشنا شدیم و قرار شده بگیم حرم هم و دیدیدم و آشنا شدیم ایشون با خانواده مشکلی ندارند و هردو از نظر ظاهری هیچ مشکلی نداریم میخواستم بدونم در صورت آشنایی بیشتر خانواده ها این ازدواج درسته؟

    • راهنما   میگوید:

      متاسفانه تعداد قابل توجهی از نوجوانان و جوانان با هدف دوست‌یابی وارد این فضا می‌شوند و بعد به ازدواج ختم می شود که بر اساس نتایج پژوهشی که از خردادماه سال ۹۲ تا اردیبهشت سال ۹۴ از سوی یک گروه تحقیقاتی روی برخی از کاربران شبکه‌های تلگرام، واتس آپ، تانگو، وایبر و ایمو در شهرهای تهران، شیراز، اصفهان، مشهد و رشت با همکاری بنیاد علوم رفتاری انجام شد، حدود ۱۰ درصد از آشنایی‌ها و دوستی‌ها در فضای مجازی به ازدواج منجر می‌شود که طول عمر آنها هم کمتر از ۵ سال است که یشتر شکست خوردگان این روابط دختران هستند چرا که از نظر عاطفی آسیب پذیرتر و لطیف تر هستند .

      عمر ازدواج های مجازی بیشتر از ۵ سال نیست!

      به دختران و پسرانی که از طریق فضای مجازی با یکدیگر آشنا شده‌اند و قصد ازدواج دارند، توصیه میکنیم باید بدانید یکی از مهم ترین آفت های ازدواج‌های مجازی، توجه نکردن به اختلافات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی فرد و خصوصا خانواده‌ی اوست. در ارتباط مجازی، از آن‌جا که طرف مقابل در واقعیت دیده نمی‌شود، توجه کمتری به اختلافات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی می‌شود پس درباره طرف مقابل تحقیق کنید و به اطلاعات داده شده اکتفا نکنیدو حتما خانواده ها را در جریان این روابط قرار بدهید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • رضا   میگوید:

    سلام
    از راهنمایی و توجهتون خیلی خیلی ممنونم. واقعا کمک بزرگی بهم کردید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام سال خوبی داشته باشید

  • م م   میگوید:

    سلام و روز بخیر و تبریک سال نو
    سوال من که مدتیه ذهنمو مشعول کرده اینه که متوجه شدم برادر کوچکترم که حدود بیست و دو سالشه با یه زن مطلقه رابطه دوستی داره. این خانم سنش حدود سی و خورده ای میشه و یک بچه هم داره. میخوام بدونم چکار میتونم بکنم که ایشون متوجه اشتباه خودش بشه و خانواده هم دچار تنش بیشتر نشه. ممنون میشم راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر برادر شما با شما رابطه خوبی دارد و مسائلش رو با شما مطرح می کنه خب بهتره با خود صحبت کنید و از نوع و شدت رابطه مطمئن شوید .ولی اگر با ایشون صحبت کنید باعث ایجاد تشنج می شود بهتره از واسطه ای استفاده کنید
      که موضوع رو باهاشون مطرح کنند به هر حال مشکلات جامعه ما و سخت گیر ی در مباحث ازدواج و نداشتم شرایط باعث شده نیازهای فرد در جای دیگری
      ارضا شود .با خانواده که فعلا نباید مطرح کنید مگر اینکه متوجه آسیب پذیری ایشون شده باشید .
      که خب باید اقدام کنید که خدای ناکرده یک عمر پشیمانی نداشته باشه بهتره به مشاوره مراجعه کنید و از ایشون بخواهید با توضیح شرایط دقیق زندگشتون و ویزگی های برادرتون راهکار مناسب رو بدهند .خدار وشکر که دغدغه مند هستید منتهی باید زودتر اقدام کنید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه