بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

مرکز مشاوره مراکز استانها

 

مرکز مشاوره اصفهان مرکز مشاوره شیراز مرکز مشاوره کرج مرکز مشاوره قم مرکز مشاوره کاشان
مرکز مشاوره یزد مرکز مشاوره ساری مرکز مشاوره رشت مرکز مشاوره بابل مرکز مشاوره اسلام شهر
مرکز مشاوره تهران مرکز مشاوره تبریز مرکز مشاوره منطقه بندرعباس مرکز مشاوره کرمانشاه مرکز مشاوره منطقه ارومیه
مرکز مشاوره اراک مرکز مشاوره همدان مرکز مشاوره مشهد مرکز مشاوره کرمان مرکز مشاوره اردبیل

 


مرکز مشاوره تهران

7843 نظر جدید برای بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

  • پرنیان   میگوید:

    سلام خسته نباشید.من در حدود ۵ ماه پیش با یه آقایی که از فامیلای ما هم هستن درباره ی ازدواج صحبت کردیم و الان چند ماهی میشه که با هم ارتباط داریم و نسبت به هم شناخت پیدا کردیم.اما با توجه به چیزایی که من درباره ی ایشون فهمیدم اینه که ما از خیلی لحاظ به هم نمیخوریم و من دوسش ندارم اما ایشون اصرار دارن که با من ازدواج کنن و اگه نشد با هیچکس ازدواج نمیکنن من چطور بتید این مشکلو حل کنم

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز شما مشکل خاصی ندارید چون دارید مشکلی که میخواد بعد از ازدواج میخوادحل بشه رو امروز حل و فصل کنید
      پس بسیار محترمانه در این مورد با ایشون صحبت کنید و بطور کامل رابطه رو کات کنید
      درسته سخت خواهد بود ولی در زمان کوتاهی ارام شده و تکلیف هردوی شما در این رابطه مشخص خواهد شد

  • حسین   میگوید:

    سلام وققتون بخیر
    بنده حدود یک ساله که ازدواج کردم و در حال حاضر عقد هستیم…من و همسرم از لحاظ اعتقادی با هم تفاوت داریم به طوری که همسرم حجاب کامل رو به چادر نمیدونه و به همون مانتو اکتفا میکنه ولی بنده حجاب برتر رو به پوشیدن چادر میدونم…ما قبل از ازدواج به مدت یک سال با هم رابطه داشتیم و سر این موشوع با هم بحث های زیادی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که در این مساله کمی بنده خودمو به سمت ایشون نزدیک کنم و کمی ایشون خودشو به من نزدیک کنه…اما الان که یک سال از ازدواجمون میگذره این مساله برامون مشکل ساز شده…مثلا من به ایشون اجازه دادم که جلوی افرادی خاص و در مکان های چادر نپوشن و راحت تر باشن….اما زمانی که در جمع خانوداه بنده قرار میگیریم ایشون مجبور میشن که چادر بپوشن و خیلی سختشونه و به خاطر همین مساله کمتر تو جمع خانواده من قرار میگیریم…مساله بعدی اینکه خانواده من کمی از لحاظ فرهنگی در سطح پایینی هستند و زمانی همسرم تنها در جمع خانوادم قرار میگیرد،اعضای خانوادم با حرف ها و حرکاتشون ایشون رو اذین میکنن و این مساله هم باعث کمتر شدن رابطه ما با خانوادم شده… مساله سوم اینکه….من و همسرم خیلی خیلی زیاد همو دوس داریم…در حال حاضر در دوران عقد به سر میبریم اما خیلی خیلی کم پیش اومده که پیش هم نباشیم..ما همیشه پیش همیم و من دوس ندارم اینطوری پیش بریم…بنده ساکن شهری در فاصله ۱ ساعتی از محل سونت همسرم هستم…همسرم دوس داره هر روز و هرشب پیش هم باشیم ومن موافق به همچین چیزی نیستم چون زمانی که پیش هم نباشیم بیشتر قدر همو میدونیم و فقط به بهانه کار از هم جدا میشیم….ضمنا بنده و همسرم هر دو ۲۱ ساله و فامیل هستیم…
    پیش از این از کمکتون ممنونم

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز راستش چیزی که تعریف کردید بیشتر به یک درددل شبیه بود چون شما مشکلی ندارید جز به اینکه دست و پای خودتون رو با تصورات و فکرهایی بستید … اگر همدیگرو خیلی دوست دارید پس باید بدونید عشق نیاز به فداکاری و گذشت داره … در ضمن باید با همسرتون صحبت کنید تا شرایط خانواده شمارو بپذیره … نکته دیگه در مورد عقد شماست هیچ مشکلی برای حلال خداوند وجود نداره و بهترین حالت برای شما شروع سریع زندگی مشترکه .. و اینو بدونید که شما هیچ مشکلی ندارید پس سعی نکنید برای خودتون مشکل تراشی کنید

  • یسنا   میگوید:

    سلام خسته نباشید من ۲ تا خواهر زاده دارم که فاصله سنیشون ۴ ساله خواهر زادم که تازه داره ۱۰سالش میش خیلی روحیه حساسی داره و اگه نتونه کاری انجام بده گریه میکنه و یا قهر میکنه درست برعکس خواهرش که کوچکتره اگه چیزی بخواد خیلی رک میگه آیا این خواهر زاده من با ورود به مرحله نوجوانی بهتر میشه یا خیر ؟ مشکلش چیه

    • Anonymous   میگوید:

      برخی کودکان ارتباط مستقیم دارد با پایین بودن اعتماد به نفس آنها. برای درمان زودرنجی آنها باید تکالیف کوچکی که از توانشان بر می‌آید به آنها داد و سپس آنها را برای انجام درست آن کار تشویق نمود، در ادامه کم‌کم تکالیف را البته متناسب با توانشان جدی کرد و در مقابل انجام صحیح آن دوباره تشویقشان کرد تا در آنها حس اعتماد به نفس شکل بگیرد. وقتی اعتماد به نفس کودکی بالا باشد، در برخورد با ناکامی‌ها زود رنجیده نمی شود بلکه در طول تمرین اعتماد به نفس می‌آموزد که گاهی باید بیشتر تلاش کند تا بتواند از سد مشکلات بگذرد.برخی کودکان از زودرنجی به عنوان روشی مؤثر برای جلب موافقت و تسلیم والدین استفاده می‌کنند. برخی کودکان در طی تعامل خود با والدین کشف می‌کنند که برای رسیدن به اهدافشان، دعوا و مرافعه روش کارآمدی در تسلیم کردن والدین نیست؛ در حالی که زودرنجی و ابراز غم و گوشه‌گیری بعد از مشاهده یک پدیده نامطلوب موجب می شود والدین از این که کودک خویش را آزرده‌اند احساس ناراحتی کنند و در نتیجه کوشش کنند کارها را بر وفق مراد او انجام دهند. توجه به این نکته مهم پادزهر زودرنجی کودک است و بعد از مدتی باعث می شود کودکی که شرطی شده است از رفتارهای نابهنجار دست بردارد.کودکی که زودرنج و بسیار حساس است، معمولاً ارتباطاتش کم است و دوستان کمی دارد. برای از بین بردن زودرنجی و حساس بودن، باید ارتباطات او را گسترده‌تر سازیم. به این ترتیب که مهارت های برقراری ارتباط اجتماعی و گفتگو را تقویت کنیم. هر چه این‌گونه مهارت‌ها بیشتر باشد تعداد دوستان و ارتباطات او افزایش می یابد و این حساسیت و زود رنجی کمتر می شود. کودکانی هم که خیلی زودرنج هستند و هنگام جواب دادن به سئوال های والدین یا دیگران گریه می کنند، در این طبقه قرار می گیرند و باید ارتباطات درست آنها و مهارت‌های برقراری ارتباط را در آنها گسترش دهیم.دوست عزیزبهتر است برای دریافت کمک از یک روانشناس کودک کمک حضوری بگیرید
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • sz,   میگوید:

    نمیفهمم چه اتفاقی افتاده که رفتار همسرم تغییر کرده مهربون شده حرفای عاشقانه میزنه بعد از دوسال دیشب گفت خیلی دوست دارم عاشقتم به نظرتون بهش ثابت شده ولی تغییرش خیلی دیر انجام شد حالاکه داغون شدم حالا که هیچ حسی بش ندارم چه فایده ای داره حالا که شکستم به نظرتون خوابنما شده اخه من با هیچکس حرفی نزدم

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز خواهشا” اینقدر خودتون رو حساس نشون ندید و ناسپاس نباشید … چند روز پیش رو در نظر بگیرید چقدر نگران و مضطرب بودید !!!
      پس همین رویه ای که تا به امروز داشتید رو حفظ کنید و خواهشا” اگر ابراز عشق و علاقه کرد سرد برخورد نکنید تا مشخص بشه آیا واقعا” متوجه حس نیت شما شده یا خیر

  • سپيده   میگوید:

    سلام. من سه ساله که با یکى توى رابطه هستم. این آقا علاقه زیادى به شوخیایى داره که توش منو تحقیر کنه. هر بار که دلخور مى شم میگه که اینا فقط شوخیه. ولى این موضوع منو ناراحت می کنه…یه وقتایى که نیاز به حمایت دارم به جاش با شوخیاى تمسخر آمیز اون مواجه میشم. چن بار باهاش حرف زدم ولى فایده نداشته. دوس دارم بدونم دلیل این رفتارش چیه و آیا ممکنه علت این رفتارها به خود من برگرده و من مقصر باشم؟

    • Anonymous   میگوید:

      ن واژه ها رابه کرات شنیده اید چقدر مسخره ست ، چه شکلییه ؟ موها شو ببین چی پوشیده ،ببین موقع حرف زدن چه جوری دستهاشو تکون میده ،چقدر بی کلاسه هنوز اسم این مارک رو نشنیده ، چقدر چاقه ، چقدر لاغره، درازه، کوتاهه ، بلد نیست ، همه ش سه میکنه ، بی جنبه ست ، بی عرضه ست و…..

      تمسخر چیست ؟ تمسخر حالتی منفی در ذهن است و موقعی ایجاد می‌شود که فرد موضوعی را که از نظر روانی برای او تنش ایجاد می کند در قالب کلماتی به شخص دیگر ابراز می نماید تا از حالت تنش خود بکاهد . در حقیقت تمسخر محرک آزار دهند برای فرد دارد .

      چه کسانی تمسخر می کنند ؟ افرادی که دچار عقده حقارت شدید می شوند برای مبارزه علیه حقارت خود و همسان کردن خویش با فرد دیگر به تمسخر روی می آورند در حقیقت برای پنهان کردن عیب خود آن را به شخص دیگر فرافکنی می کنند یعنی عیب خود را به فرد دیگر نسبت می دهند .بعنوان مثال شخصی که خودش نمی تواند خوب رانندگی کند دائما از رانندگی دیگران ایراد می گیرد .این افراد کنترلی بر احساس خود ندارند و دچار ضعف روانی هستند .

      رابطه سن و تمسخر .تمسخر یکی از خصایص دوران نوجوانی است .نوجوانان و جوانان بیشتر دست به تمسخر می زنند زیرا به اندازه کافی تجربه ندارند که بدانند دیگران ممکن است توانایی های داشته باشند که آن ها آگاه نیستند البته با فشار روانی حاکم بر دنیای کنونی روز به روز به تعداد افرادی که تمسخر می کنند افزوده می شود تا افراد به این طریق بتوانند خود را در زیر چتر دروغین تمسخر پنهان کنند در حقیقت تمسخر یکی از راه های دفاعی برای فرد است که نداشته های خود را به دیگران فرا فکند .

      اثرات تمسخر : تمسخرکردن نوعی پرخاشگری است که به رابطه لطمه می زند و فرد را منفور کرده و منزوی می گرداند و منزوی شدن باعث می شود فرد احساس کمبود بیشتری کرده و به علت تنفر از رابطه اجتماعی کمرنگ شده سعی می کند افراد بیشتری را تمسخر نماید و یک دور باطل از تمسخر و رانده شدن از اجتماع پیش می آید .

      چه کسانی بیشتر مورد تمسخر قرار می گیرند ؟ دو دسته افراد مورد تمسخر هستند، دسته اول به علت اینکه ساده هستند و از خود دفاع نمی کنند به دیگری اجازه می دهند که آن ها را به تمسخر بگیرند. که نمونه آن هارا در فیلم های کمدی شاهد هستیم ، مخصوصا فیلم اخراجی ها که با به تصویر کشیدن سادگی افراد و نشان دادن اینکه گروه مورد تمسخر دارای چه ویژگی های انسانی بودند که از نظر ها دور مانده بود .دسته دوم : افراد مهم و مشهور اغلب مورد تمسخر هستند زیرا زندگی و کل کارهای این افراد دائمازیر ذره بین ارزیابی است ، مثلا ورزشکاران حتی اگر سابقه درخشان ورزشی طولانی را کسب کنند با کوچک ترین اشتباه سرزبان می افتند .

      چگونه از تمسخر دور بمانیم ؟تا وقتی که فرد رضایت نداشته باشد دیگران نمی توانند او را وادار کنند که احساس حقارت کند بنابراین اگر مورد تمسخر قرار گرفتید احساس خود را بگویید و به فرد مسخره کننده تذکر دهید وبه او بفهمانید که شما خوب هستید و هیچ انسانی در جهان کامل نیست .

      افراد مشهوری که مورد تمسخر قرار گرفته اند : مایکل جکسون به علت ظاهر متفاوت، بیل گیتس به علت خود شیفتگی و بی همتا نامیدن خودش ، بریتنی اسپیرز به علت کارهای عجیب و روان رنجورانه چون از ته تراشیدن موی سر ، جنیفر لوپز به علت هیجان زده شدن بی موقع و داد زدن های غیر معمولی .

      مسخره کردن دیگران نماینده ضعف های عمده در کسی است که این کار را انجام می دهد.
      بسیاری از افراد عیوب خود را فرافکنی می کنند، به این معنی که صفات ناپسند خود را به صورت ناخودآگاه به دیگران نسبت می دهند.

      فرد متقلب دیگران را به تقلب متهم می کند و فرد دروغگو دیگران را به دروغگویی متهم می کند، فردی که خود را زیبا یا ناشایسته می بیند، زشتی یا ناشایستگی را به دیگران نسبت می دهد و ممکن است دیگران را به خاطر صفاتی که به آنها نسبت داده است مورد تمسخر و استهزاء قرار دهد.

      می دهند، یعنی لهجه، رنگ پوست ، نوع لباس پوشیدن افراد را استهزا می کنند…
      پس لازمه شما بدونید این شخص چون تمایلی به تغییر در خودش نمیبینه پس این حالت رو حفظ خواهد کرد و شما اگر با ایشون ازدواج هم کنید تغییری رو احساس نخواهید کرد

  • فرناز   میگوید:

    من میخوام اززندگیم خلاص بشم نمیتونم نابودشدن زندگیم روببینم شوهرمودوس دارم وازاینکه چندین ماهه باهم قهریم وخونه پدرم هستم عذاب میکشم همه میگن اون برنمیگرده تاتوروببره نمیتونم این حرفاروتحمل کنم چون طلاق نمیخوام خسته شدم ازدنیابریدم کسی نیست آشتیمون بده اگه کسی پادرمیانی کنه تاآخرعمرم دعاش میکنم نمیدونم الان دیگه چیکارکنم واموندم راهنمایی کنیدخواهش میکنم

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز این مشکلات بین تمام زن و شوهرهای جوان وجود داره پس صبور باشید …
      فردی رو داشتیم که مدتی شوهرش اونو رها کرده بود و تازه ازدواج دومی هم انجام داده بود ولی ایشون بسیار صبور بود و زندگی خودش رو میکرد چون
      ایمان داشت راهی که شوهرش رفته اشتباهه … و دقیقا” این اتفاق افتاد و شوهرش به سمتش برگشت
      هرچند این زن اونقدر با قدرت رفتار کرد که اجازه نداد یک رابطه زناشویی کل زندگیش رو نابود کنه … پس بهتره شما هم کمی ارام و صبور باشید و اجازه بدید تا زمانی بگذره مسلما” در فامیل و آشنایات افراد قابل اعتمادی هستند که بعد از این زمان برای مشخص شدن ارتباط شما اقدام خواهند کرد … بهتون توصیه میکنم از این فرصت برای یادگیری حرفه و یا هنری استفاده کنید این رفتار شما میتونه تاثیر خوبی داشته باشه چون شما توسط این اقا کم و بیش زیر نظر هستید و فعالیت شما میتونه نوعی پیام برای ایشون باشه

  • negin   میگوید:

    سلام، شبتون خوش ببخشید من بایه پسری به مدت ۲سال هست دوستم وقصد ازدواج داریم ولی خانواده ایشون اهل مشروبن برعکس خانواده من ولی خود ایشون اهل این چیزا نیست حتی اهل سیگارم نیستش ولی من میترسم بعد ازدواج وقتی فامیلاشون میان خونمون این کار زشتو تو خونه منم انجام بدم و درضمن من علاقه شدیدی به ایشون دارم شما چه راهی پیشنهاد میدید؟؟

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز مشروبخواری کلید خیلی از گناهان و رفتارهای ناهنجار در فرده … به هر حال ایشون در این خانواده رشد کرده و اگر تونسته لب به مشروب نزنه باید گفت معجزه بوده … در مورد سوالتون واقعا” نمیشه چیزی گفت چون مشخص نیست چه اتفاقی خواهد افتاد … اینکه شوهر شما حریم و خطوط قرمز زندگی رو طوری برای خانواده اش مشخص کنه که وقتی به خونه شما میان لب به مشروب نزنن و یا کاملا” بعد از ازدواج برعکس رفتار کنه … در این مورد مشاوره ای حضوری رو با مشاورروانشناسی مجرب انجام بدید .. قبل از مراجعه دو نفره باید خودتون فردی مراجعه کنید تا ایشون بدونن دوست پسر شما چه ویژگیهایی داره
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • fatima   میگوید:

    باسلام ممنون از راهنماییتون و تشکر میکنم از محبتتون من با واحد ارشاد دادگاه صحبت کردم میگویند که شکایت ترک نفقه کیفری مطرح کن اما با شماختی که من از طرف مقابلم دارم و کینه جویی هاش و انجام اقدامش به کینه هاش وقتی میگه اگه هر شکایتی علیه من مخصوصا مالی تنظیم بشه باید تا آخر عمرت بشینی خونه پدرت تا موهات سفید بشه و طلاقت نمیدم و از دادگاه اجازه گرفتن همسر میگیرم دروغ نمیگه و عمل میکنه به حرف هیچ کس هم گوش نمیکنه و خودشو بالاتر و بهتر از همه و داناتر میدونهبخاطر تحصیلات و ومطالعه زیادش واقعه میترسم همچین شکایتی ازش مطرح کنم من ۲۸ سالمه فقط
    بازم ممنون چشم حتما دوباره مشورت میکنم و مشاوره تخصصی میگیرم سپاسگذارم

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز پس بهتره کار طلاق رو توافقی انجام بدید … در این بین افراد قابل اعتمادی در خانواده وجود داره که بتونن واسطه شده و ایشون رو مجاب کنن که طلاق توافقی انجام بدید … اگر مشاوره گرفته بودید در مقابل بخشش مهریه میتونستید وکالت بلاعزل حق طلاق رو از ایشون بگیرید …
      تلاشتون رو بکنید تا کار توافقی تموم بشه در غیر اینصورت باید کمر مبازره رو ببندید و شما هم قاطع برخورد کنید …

سوالات شما: انصراف


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه