بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

مرکز مشاوره مراکز استانها

 

مرکز مشاوره اصفهان مرکز مشاوره شیراز مرکز مشاوره کرج مرکز مشاوره قم مرکز مشاوره کاشان
مرکز مشاوره یزد مرکز مشاوره ساری مرکز مشاوره رشت مرکز مشاوره بابل مرکز مشاوره اسلام شهر
مرکز مشاوره تهران مرکز مشاوره تبریز مرکز مشاوره منطقه بندرعباس مرکز مشاوره کرمانشاه مرکز مشاوره منطقه ارومیه
مرکز مشاوره اراک مرکز مشاوره همدان مرکز مشاوره مشهد مرکز مشاوره کرمان مرکز مشاوره اردبیل

 


مرکز مشاوره تهران

6473 نظر جدید برای بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

  • منا   میگوید:

    با سلام همسرم در ظاهر خیلی منو دوست داره. ولی هر چند وقت یکبار با زنی دوست دارد پیام بازی کند و از من پنهان میکنه. من تا حالا چند بار مچش را گرفتم. ولی واقعا خسته شدم. بخاطر دوتا فرزندم سکوت میکنم او هم قول میده دیگه تکرار نشه. بنظرتون من چکار کنم؟ چه راهی پیش روی من میگذارید؟

    • راهنما   میگوید:

      آنچه از انسان سرمی زند ، رفتاری است که شخصیت او را نمایان می سازد . ” رفتار ” انسان ، آینه ای است از درونیات و ویژگی های شخصیتی او . حال آنکه چگونه رفتار نمائیم و از چه رفتارهایی حذر نمائیم ، موضوع مورد بحث در این مقاله می باشد . برآنیم تا در این مجال ، ساختارهای صحیح روابط انسانی به خصوص اصول و ضوابط مهم و برجسته در رابطه ی بین دختران و پسران را مورد بررسی قرار دهیم .

      برخورد مبتنی برشناخت و احترام متقابل

      انسانی که برای انسانیت و شأن خود ارزش والایی قائل است، روابطش را با دیگران به گونه ای تنظیم می کند که در آن احترام متقابل و ارزش گذاری متعالی و متعامل رعایت شده باشد.

      چنین برخوردی زمانی ایجاد می شود که انسان به نیازهای روانی خود در کنار نیازهای زیستی خویش توجه داشته باشد و نوع برخورد او با دیگران، بیشتر از سطوح بالاتر نیازها نشأت گرفته باشد. این نوع برخوردِ احترام آمیز، به دور از پرخاشگری، به دور از نیات سود جویانه و اندیشه های مبتنی بر سوء استفاده انجام می گیرد.

      برخورد مبتنی بر حیا، نه شرم و خجالت

      بهتر است در ابتدا به تفاوت دو اصطلاح ” شرم ” و ” حیا ” بپردازیم. شرم که بیشتر مترادف با خجالت کشیدن و یا کناره گیری کردن است، اصطلاحی است ناظر بر ناتوانی انسان در یک برخورد اجتماعی. فردی که دچار شرم است، در یک موقعیت اجتماعی خاص نمی تواند رفتار مناسب و مطلوب از خود نشان دهد.

      اصطلاح دیگر حیاست. حیا ، یک صفت پسندیده اخلاقی است و آن عبارت است از خویشتنداری ارادی فرد در انجام اعمالی که خلاف قاعده و شأن شرعی و عرفی باشد.

      حیا در حقیقت نوعی توانایی است، در حالی که شرم یا خجالت، نوعی ناتوانی به شمار می آید. انسان وقتی می باید سخنی را در مقابل جمعی بگوید، ولی خود را ناتوان از بیان آن می یابد، دچار شرم است؛ در حالی که وقتی انسان تمایل دارد مثلاً نسبت به بزرگتر خویش از جمله پدر، مادر، معلم و یا مربی خود رفتاری مبتنی بر بی حرمتی نشان دهد و از عهده انجام چنین کاری نیز برمی آید، ولی به دلیل داشتن صفت حیا خویشتن داری کرده، آن را انجام نمی دهد، نوعی توانایی و قدرت را از خود به نمایش گذاشته است. با این توصیف می باید برخورد مبتنی بر شرم و برخورد مبتنی برحیا با جنس مخالف را از یکدیگر تفکیک کنیم. برخورد مبتنی بر شرم برخوردی از روی ناتوانی است، در حالی که برخورد مبتنی برحیا، برخوردی خویشتندارانه و ارادی است.

      کسانی هستند که در مقابل جنس مخالف دچار خجالت زدگی شده، از خود شرم افراطی نشان می دهند؛ دسته ای دیگر انواع برخوردهای اجتماعی بین دو جنس را می سازند. پسری که به هنگام مواجهه با جنس مخالف دست و پای خود را گم می کند و نمی تواند بر اعصاب خود مسلط شود و یا دختری که در مواجهه با جنس مخالف توانایی برخورد صحیح کلامی را از دست می دهد و نمی تواند مطالب را به درستی و مبتنی بر تفکر بیان نماید، مصداق چنین برخوردی هستند. چنین فرد یا افرادی از این ناتوانی به نوعی دچار آسیب خواهند شد.

      برخوردی به دور از اضطراب و هیجان

      این نوع برخورد به صور مختلف مانند عصبانیت، سرخ شدن و بالارفتن ضربان قلب، عجولانه رفتار کردن و رفتار مبتنی بر ترس و یا خوشحالی افراطی دیده می شود. هیجان که یک حالت برانگیختگی روانی است شامل تمامی مواردی که نام بردیم اعم از ترس، خوشحالی، عصبانیت، عجله و امثال این هاست.

      هر چند که هیجانات اجزای لاینفک رفتار انسانی هستند ، ولی باید برای اتخاذ تصمیم صحیح و نشان دادن رفتار مناسب ، تحت کنترل در آیند.

      برخورد با جنس مخالف به شکل هیجان زده، می تواند تصمیم گیری و نیز انجام اعمال صحیح ما را تحت الشعاع خود قرار دهد. به طور کلی، توصیه روان شناسان به انسان، کنترل هیجان ها و حفظ خونسردی در تمامی موقعیت های زندگی است. این توصیه، از رفتار اجتماعی ما با جنس مخالف نیز جدا نیست.

      برخوردی به دور از پرخاشگری

      پرخاشگری ، تمایل و یا عمل فرد است در جهت آسیب زدن به یک شیء و یا شخص دیگر. برخی از برخوردهای بین دو جنس در جامعه ی ما از نوع برخوردهای پرخاشگرانه است.

      پسری که برای نشان دادن توجه خود به یک دختر، با موتور و یا ماشین از کنار او به سرعت می گذرد و او را دچار ترس می کند ، نشانگر رفتارهای پرخاشگرانه است. پرخاشگری نسبت به جنس مخالف می تواند مشکلاتی را در زندگی آتی انسان ایجاد کند.

      دوستی دختر و پسر

      پرخاشگری که سرچشمه ی آن یک تمایل درونی برای آسیب زدن می باشد، ممکن است به صورت اعمالی که به نحوی فرد مقابل را ناراحت می کند و یا می رنجاند و نیز گفتن کلماتی که به نوعی آزار دهنده است، تجلی داشته باشد.

      گاهی برخی از افراد ، برخوردهای غیر عادی و ناپخته ای از خود نشان می دهند که به لحاظ فرهنگی، تحول هوشی و تحول شخصیتی، آنان را در سطحی بسیار پایین و مبتذلی قرار می دهد. متلک گویی، ایجاد مزاحمت های خیابانی و یا مزاحمت های تلفنی از جمله این نوع رفتارهای ناپخته است.

      کناره گیری از معاشرت های افراطی

      افراط در معاشرت ، معمولاً متأثر از فرهنگ غربی در زمینه ی ارتباط بین دو جنس می باشد . این رابطه بیشتر در میان خانواده هایی دیده می شود که دارای یک فرهنگ منسجم و اصیل شرقی و اسلامی نیستند. اختلاط بیش از حد بین دختر و پسر پیش از ازدواج ، با توجیهاتی مانند زمینه سازی برای شناخت بهتر دو جنس از یکدیگر ، و یا زمینه سازی برای کسب تجربیات عملی برای انجام یک ازدواج موفق صورت می گیرد.

      میهمانی ها، جشن تولدها، مراسم مختلف ورزشی و مسافرت های دسته جمعی که معمولاً بستر و محمل چنین روابطی است، در میان این دسته از افراد به وفور دیده می شود. چنین اعمالی بدون توسل به عناصری از فرهنگ غرب اساساً امکان پذیر نیست و این نکته معمولاً مردم ما را دچار تعارض و آشفتگی می کند، زیرا یک فرهنگ در درون خود دارای انسجام است و ما نمی توانیم فرهنگ را به شکل مخلوط و بدون انسجام و برگرفته از جوامع مختلف به کار گیریم.

      برخوردی در چارچوب ضوابط شرعی

      رابطه دو جنس مخالف باید همواره در چارچوب ضوابط شرعی و با رعایت احکام نورانی شرع باشد . بدین معنا که بسیاری از روابط گسترده و بی حد و مرز شارع مقدس توصیه نمی کند، بلکه همواره زنان و مردان را از ورود به آن محدوده ها پرهیز می دهد . نگاه ، گفت و گو های طولانی مدت بی هدف ، آرایش نامناسب ظاهری ، تماس های بیش از حد متعارف از جمله این موارد است .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • کیمیا   میگوید:

    سلام. من یک سوال دارم در مورد کودکان طلاق. من ۳۲ ساله هستم و یک خواهر ۲۲ ساله هم دارم. پدر من معتاد است و احتمالا به زودی مادرم برای طلاق اقدام میکنه. یعنی یک زندگی ۳۰ ساله رو داره از هم می پاشه. مهم نیست. پدرم لیاقت نداره.
    من میخوام بدونم که با وجود شرایط سنی من و خواهرم آیا باز هم ممکنه که دادگاه حضانت ما رو به پدرم بده؟! یا چون ما به سن قانونی رسیدیم باید که خودمون تصمیم بگیریم که پیش کدوم میخوایم بمونیم. مخصوص خواهرم که خیلی وابسته هستش.
    ممنون میشم اگر راهنماییم کنید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      سن قانونی برای تصمیم گیری فرزندان ۱۸ سال به بالا است که هر دو نفر از این سن گذشتید و حق انتخاب با خود شماست .و جای نگرانی وجود ندارد
      موفق باشید

  • نگار   میگوید:

    سلام.رفتار برادر من خیلی ناراحتم میکنه.موندم چطوری باهاش رفتار کنم.برادرم ۱۰سال از من بزرگتره.از وقتی ازدواج کرده من رو با خواهر زنش تو یه کفه میزاره.یعنی اگه قرار باشه منو جایی ببره خواهر زنش هم دعوت میکنه.اصلا نشده تا الان منو تنهایی جایی ببره.اینطوری میتونم بگم که به خواهر زنش از منم بیشتر بها میده.واسه یه غریبه دیدن اینکه یکی اونو با خواهر خودش یکی میبینه و حتی بیشتر خوشحال کننده س ولی برای من که برادر خودمه ناراحت کننده.باور کنین تو تولد خودش و تولد زنش بهترین و گرونترین کادو رو خریدم.ولی اون تو تولد من کادویی داد که حتی نمیخام بگم و در واقع پیش زنش به من ارزش قایل نشد.اونا فقط پول داداشمو میخوان من واقعا به این موضوع پی بردم.عروس هم که بگین واقعا جای عروس نیست.همیشه ما از ایشون پذیرایی میکنیم.اینم بگم ما خودمون از اونا از لحاظ خانوادگی و مادی بالاتریم.ولی رفتار اینا داره آزارم میده.اینهمه که برادر من خواهر اونو ملاحظه میکنه پس چرا یه بار نشده که زنداداشم وقتی خواهر خودش اونجاست به منم زنگ بزنه بگه توام بیا.اینم بگم کلا زنگ نمیزنه مگر اینکه کار داشته باشه.خواهشا راهنماییم کنین

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز شما باید توجه داشته باشید که خود شما چه رفتاری می کنید ؟اگر شما باعث حسایت درروابط ایشون بشید خوب ممکنه نوع رابطه جنبه لجبازی پیدا کند و اگر همسر ایشون با شما ارتباط مناسبی نداشته باشد و برادر شما هم ار ایشون حرف شنوی داشته باشد اوضاع بدتر می شود .بهتر است خنثی عمل کنید ضمن اینکه از ایشون به عنوان فرد متاهل انتظار زیادی نداشته باشید .گرچه بعضی از انتظارات طبیعی باشد ولی وقتی شما متوجه اهمیت خواهر زن ایشون شدید اصلا ابراز نکنید و بهتره رابطتتون رو با عروستون بهتر کنید ضمن اینکه فکر نکنید که ایشون برادر شما رو به خاطر مادیات دوت داره .اگر شما هم متاهل شوید کمی تفاوت فضای مجرد بودن با متاهل بودن را درک می کنید و قطعا کمتر از حال حاضر رفتارها باعث ناراحتی شما خواهند شد .ما گاهی نمی توانیم در رفتار دیگران تغییر ایجاد کنیم ولی یقینا می توانیم با رفتار مناسب خودمان آرامش را برای خودمان به وجود آوریم .گاهی هر رفتاری ارزش فکر کردن و ناراحتی را ندارد .
      موفق باشید

  • کبری   میگوید:

    سلام من یه دوست پسر دارم که خیلی همدیگرو دوست داریم ولی دوست پسرم خیلی دخترا رو نگاه میکنه من اصلا خوشم نمیاد بهش چندبار گفتم اون میگه من اصلا از این دخترا خوشم نمیاد اگر خوشش نمیاد چرا پس نگاه میکنه اعصایب منو بهم ریخته بعد من یه دختر پوشیده هستم و میگه من تو رو برا یازدواج انتخاب کردم از این دخترا زیاد دیدم دختری با ملاک های تو رو دوست دارم وا آخه این چه مدلش با این رفتارای مسخرش چیکار کنم چی بگم بهش که دست از این کارش بردار

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در صحبت شما نوشته شده دوست پسری دارید که شما رو به خاطر ازدواج انتخاب کرده ولی به هر حال اکنون دوست هستید .ببنید اگر ایشون به هر دلیلی با شما دوست شده پس این رابطه بدون تعهد رو میتونه با افراد دیگر هم داشته باشه و متاسفانه در زندگی های اینچنینی دیده شده که بعد از ازدواج هر دو نفر به هم شک دارند چرا که هر نفر حس می کند طرف مقابلش وقتی به راحتی با او دوست شد پسدر مورد ارتباط با دیگران هم می تواند
      این اتفاق بیفتد و همین باعث ایجاد مشکلاتی می شود .اگر واقعا قصد ایشون ازدواج است بهتر است در فضای رسمی مطرح شود ولی اینکه اکنون شما بخواهید به این فرد تعصبی داشته باشید صحیح نیست چون در روابط دوستی مسئولیتی برای افراد تعیین نشده است و تعهدی هم در کار نیست .
      موفق باشید

      • کبری   میگوید:

        یعنی من بهش نگم نگاه نکن اگر بخواییم ازدواج کنیم بعدا به مشکل برمیخوریم بعد یه چیزه دیگه ای هم هست ایشون از طریق پیام که بهم میدیم گفتم خقصد ما ازدواج هست و خانواده هامون همدر جریان هستن ایشون از طریق پیام میگه باهم سکس داشته باشیم آیا این رفتار مشکوک نیست یعنی طرف مشکل نداره بعد یه چیزه دیگه دوستم با یه دختری قبلا در ارتباط بود یعنی خانوادهاشون هم باهم رفت و آمد داشتند ولی برای ازدواج با من بهم زده اونو میگه از اولم این رابطه فقط دوستی بود نه برای ازدواج قبلا همه جا باهم میرفتن الان دیگه رابطه قطع شده میگم نکنه در آینده باهاش دوباره دوست بشه چیکار کنم راهنماییم میکنید ممنونم

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          شما ظاهرا خیلی خوب مسائل را تحلیل می کنید ولی به خاطر احتمالا درگیری عاطفی نمی تونید تصمیم درتی بگیرید تمامی مسائل مطرح شده را هم کنار بگذارید همین که ایشون از شما تقاضای سکس دارن نه اینکه غیر طبیعی باشد چون نیازی طبیعی است ولی اینکه در این شرایط اصلا صحبت مناسبی نیست .و هیچ تضمینی هم وجود ندارد بعد از رابطه دیگر مایل به ادمه نباشن .این افراد که به راحتی این مسائل را بدون چهارچوب مطرح می کنند یعنی قبلا روابط ازادی را تجربه کرده اند و این ممکن است برای زندگی اینده شما مشکل ساز شود به هر حال تصمیم گیرنده نهایی خود شما هستید و بهتر از هر کسی به تمایلات و علایق و اولویت های خود واقف هستید و بهترین کمک را خود شما می توانید به خودتان بکنید
          موفق باشید

  • راهنما   میگوید:

    سوالات به ترتیب پاسخگویی میشه

  • نفری   میگوید:

    دخترم همش عروس میکشه و تو خونه فقط عروس میشه
    تمام نقاشی هاش یه یه عروس ختم میشه و کوه و یه خونه ی کوچیک
    در صورتیکه خونه ی ما بزرگه و من با پدر و مادرم زندگی میکنم از پدرش ۴ سال پیش جدا شدم
    با این که کلاس نقاشی میره و میتونه نقاشی های قشنگ بکشه لطفا راهنماییم کنید
    در ضمن از پارسال که پدرش ازدواج کرد دخترم متوجه شد که عروسی کرده

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • ماهی   میگوید:

    برادرم حدود سه سال است با دختریرابطه داره و دوست هستند.این دختر خانمپدر ومادرش از همدیگر طلاق گرفتند .مادر یه جا زندگی میکنه پدر یه جا یعنی شهر دیگه دختر خانم هم با خواهر به تنهایی زندگی می کنند.بررسی کردیم متاسفانه دختر خانم قبلا سابقه دزدی . همکاری با ۴ دختر مثل خودش کارشون اغفال پسرها و مردها و باج از انهاست ه رچقد ربا داداش صحبت می کنیم این دختر به درد شما نمی خوره فایده نداره.برادرم ۳۲ سال داره.به نظره شما ما چکار کنیم.الان هم برادرم میگه من می خواهم باهاش ازدواج کنم.به نظر شما ما چکار کنیم

    • راهنما   میگوید:

      به نظرم کسی که ۳۲ سال سن داره و نمیخواد به حرف کسی گوش بده رو بتونید متقاعد کرد
      در این مورد حتما” با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

  • مونا   میگوید:

    با سلام من حدود یک ماهه که عقد کردم همسرم پیش از آشنایی با من سیگار میکشیدن و البته من باهاشون شرط کرده بودم که باید کنار بذارن و همین کارو هم کردن الان حدود یک سال از آشناییمون می گذره و حدود ۸ ماه هست که ایشون سیگار نکشیدن ولی دیروز داشتن در مورد یکی از دوستانشون صحبت می کردن و گفتن که یک بار حدود سه سال پیش ایشون به همسر من ماریجوانا تعارف کردن و ایشون مصرف کردن ولی چون حالشون خراب شده دیگه هیچ وقت سراغش نرفتن و نمیروند ولی من همش نگرانم با اینکه تست اعتیاد زمان عقد در دونوبت و به صورت تصادفی از ایشون گرفته شد و هر دوبار منفی بود من نگرانم به نظرتون با ایشون ازدواج کنم یا کار رو همین جا تمام کنم واقعا نگرانم من ۳۲ سال سن دارم و ایشون ۳ سال از من کوچکترن رفتار بسیار نرمال و خوبی دارن و بیشتر از اینکه من دوسشون داشته باشم منو دوست دارن میگن که سیگار کشیدن من از بی کسی و دوری از خانواده بوده و الان فقط و فقط به خانواده و مهیا کردن ازدواج و… فکر می کنن …ایشون خیلی خیلی صادق هستن چون من میبینم که حرف و عملشون یکی هست ولی این نگرانی داره منو دیووانه می کنه…ممنون میشم راهنماییم کنین

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز کسی نمیدونه در عمق افتار خصوصی دیگران چه میگذره ولی اگر تا به امروز رفتار قابل اعتمادی از ایشون دیدید میتونید بهش اعتماد کنید

      به هر حال ایشون مصرفی داشته و بعد از اون کنار گذاشتن مهم امروزه که بتونه زندگی رو به خوبی مدیریت کنه
      ولی در نهایت خود شما هستید که باید تصمیم گیری کنید پس با مشاوری مجرب مشورت کنید در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      • مونا   میگوید:

        من فکر میکنم این تجربه همسرم از این موضوع سرچشمه میگیره که اون دوست داره چیزهای مختلف رو تجربه کنه ولی الان میگه که من از این به بعد هیچوقت چیزی رو تنهایی و بدون مشورت باشما انجام نمیدم واقعا هم همینطور بوده میدونید اون تا به حال به تمام حرف هایی که گفته عمل کرده ولی من خیلی آدم مضطربی هستم واقعیتش اینه که من با کوچکترین چیزی نگران میشم حتی با این حرف ایشون که گفته دوست دارم چیزهای مختلف رو تجربه کنم استرس میگیرم نمیدونم چکار باید کنم تمام اعضای خانواده ام و غریبه هایی که با ایشون در ارتباط بودن میگن که اون آدم بسیار نرمال و ساده و راستگوییه ولی من میترسم دوستش دارم و میدونم با توجه به سنم موقعیت بهتری برام پیش نمیاد ولی میترسم که با این نگرانی ها نتونم زندگیم رو مدیریت کنم و زندگیمو خراب کنم مثلا فکر میکنم که نکنه اینکارو کنه نکنه اونجوری بشه و… درحالی که همسرم تا به امروز هیچ وقت کاری نکرده که باعث تشنج بشه

        لطفا به من راهکارهایی بدین که بتونم به اطمینان برسم یا حداقل اینکه اینقدر استرسی نباشم و بتونم زندگی و روابطم رو کنترل کنم…میدونید همسرم حتی به این خواسته خانواده من احترام میذارن که ما تا زمان عروسی رابطه ج.ن.س.ی با هم نداشته باشیم در حالی که ما الان رسما زن و شوهر هستیم ایشون خودشون رو کنترل میکنن که مبادا مسئله ای باعث نگرانی من و خانواده ام بشه..خواهش میکنم منو راهنمایی کنید…ما هر دو توی یه شرکت شاغل هستیم و من کارشناس ارشد هستم …ممنون که وقت میذارید بهترین ها رو براتون آرزو میکنم

  • زهرا   میگوید:

    من الان ۵سال ازدواج کردم وتو این ۵ سال با همسرم مشکل داشتم وهمچنان رابطمون داره بدتر میشه ،مهمترین مشکلم اینه که کلا هر حرفی میزنم تو جمع همسرم نسبت بهش جبهه میگیرهوجلوی جمع با من جروبحث میکنه،ناگفته نمونه که منم وقتی میبنم همش ضد من صحبت میکنه اعصابم بهم میریزه و بعضی اوقات جوابش ومیدم ومنجر به جروبحث میشه، خلاصه شدیم انگشت نمای دروبریامون، دومیش اینه که فوق العاده دروغ میگه بابت این که دیرتر بیاد خونه ،باهمه شوخی میکنه با هر دختری دوست ،قریبه ،راستش بااینکه ۳۰ سالشه فک میکنم خودشو متعهد نمیدونه،فوق العاده بددهنه یعنی تا از چیزی گلایه میکنم شروع میکنه به فحش دادن البته منم اصلا دیوونه میشم وقتی فحشای زشتشو میشنوم شروع میکنم به جیق داد یا خودمو میزنم یا میزنم تو گوش اونو منجر به کتک کاری میشه ،خلاصه نمیدونم با این همه مشکلات چرا باهم هنوز زندگی میکنیم،یعنی زندگیمون یه نقطه عطف هم نداره ،من زود میرم خونه چون زندگیمو دوست دارم ولی حتی یکبار هم تو این ۵ سال به موقع یامستقیم از محل کارش به خونه نیومده میگه کاردارم ولی بعد لو میره که با دوستاش رفته قهوهخونه وبیرون،کلا البته واسه همه خوبه و میگه کلا به من میگه فقط تو بدی

    • راهنما   میگوید:

      هیچ‌ چیز بدتر از این نیست که نتوان به نزدیک‌ترین فرد در زندگی یعنی همسر، اطمینان کرد. مسلما زندگی کردن با یک همسر دروغگو اصلا خوشایند نیست. ممکن است شما بارهای اول که دروغ می‌گوید چندان عکس‌العمل خاصی نشان ندهید اما بعد از مدتی، کم‌کم نسبت به او بی‌اعتماد می‌شوید یا گاهی با او به تندی و با عصبانیت برخورد کنید. بسیاری از زنان نمی‌توانند متوجه شوند چرا همسرشان به آن‌ها دروغ می‌گوید درحالی‌که آن‌ها با او با صداقت و درستی تمام رفتار می‌کنند و تمام زندگی‌شان را وقف او کرده‌اند. آن‌ها انتظار دارند که همسرشان فرد قابل اعتماد زندگی‌شان باشد. چند راه مختلف برای برخورد و رفتار کردن با همسری که راست نمی‌گوید وجود دارد . اگر می‌خواهید او را اصلاح کنید قبل از اینکه زندگی‌تان را تلخ کنید این چند مورد را درنظر بگیرید.

      خانم‌های زیادی هستند که وقتی همسرشان مدام به آن‌ها دروغ می‌گوید احساس می‌کنند که دیگر در ذهن‌شان احترامی برای او قائل نیستند، اگر شما هم جزو همین افراد هستید می‌توانید قبل از اینکه تمام احترام خود را نسبت به او از دست بدهید با خود فکر کنید، «به راستی چرا بعضی افراد دروغ می‌گویند» تا بتوانید با واقع‌بینی بیشتری او را درک کنید. دروغ گفتن معمولا از سنین کم در کودکی آغاز می‌شود، حتی یک کودک ۲ ساله نیز می‌تواند به راحتی دروغ بگوید اما زمانی که کودک به اهمیت حرف‌ها و لغات پی می‌برد و می‌فهمد که بعضی از حرف‌ها می‌توانند چه تاثیر خارق‌العاده‌ای داشته باشند به‌طور آگاهانه شروع به دروغ گفتن می‌کنند. دروغ گفتن همیشه به این معنا نیست که فرد می‌خواهد به کس دیگری آسیب برساند اما ممکن است گاهی این نتیجه نامطلوب پیش بیاید. بعضی از افراد دروغ می‌گویند چون می‌خواهند خودشان را ثابت کنند درواقع دروغ گفتن برای آن‌ها نوعی رفتار دفاعی است، کودک طی مراحل رشد، متوجه می‌شود که دروغ می‌تواند او را از بسیاری از عصبانیت‌هاو تنبیه‌های پدرو مادریا اطرافیان حفظ کند. به عبارتی دروغ راهی است که می‌تواند نظر مثبت اطرافیان را به‌دست بیاورد وعمل ناشایست و بد خود را پنهان کند. همچنین اگر بخواهیم مثبت نگاه کنیم؛ با دروغ می‌توان دوستان را حفظ کرد یا حتی عزیزی را با هدیه غیرقابل پیش‌بینی غافلگیر کرد. همان‌طور که گفتیم دروغ گفتن از سنین خیلی کم شروع می‌شود و در همه ما وجود دارد، اینکه همه آدم‌بزرگ‌ها به نوعی دروغ می‌گویند چندان عجیب نیست و مهم است که این نکته را درنظر داشته باشیم بیشتر افراد وقتی دروغ می‌گویند به هیچ وجه دوست ندارند به فرد دیگری آسیبی برسانند. مثلا؛ ممکن است خیلی از ما درباره لباس دوست‌مان به دروغ بگوییم که زیباست درحالی‌که عقیده داریم آن لباس واقعا زشت است. همچنین خیلی ازما در مصاحبه‌های شغلی نیز برای بالا بردن شانس استخدام‌مان دروغ می‌گوییم. ما به فرزندان‌مان هم دروغ می‌گوییم به آن‌ها قول می‌دهیم که اگر شام‌شان را بخورند یک بستنی جایزه می‌گیرند اما سپس کاری می‌کنید که کودک‌مان بستنی را فراموش کند چون برای به مغازه رفتن خیلی خسته هستیم.
      دروغ گفتن یاد گرفتنی است

      چگونگی شرایط و موقعیت در سال‌های کودکی می‌تواند روی رفتار ما در کل زندگی تاثیر بگذارد. ما تمایل داریم تا حدی همانند دیگران رفتار کنیم و وقتی در خانواده‌ای دروغ پذیرفته شده‌باشد و حتی در بعضی موارد، پنهان کردن واقعیت با تشویق همراه شود، کودکان آن خانواده یاد می‌گیرند که دروغ خیلی هم کار بدی نیست یا حتی می‌تواند عملی پذیرفته شده باشد.
      حتی ممکن است بعضی‌ها در طول زندگی این تجربه را به‌دست بیاورند که دروغ راهی برای بقا و صیانت از نفس است. مثلا گاهی بعضی از افراد برای پیدا کردن شغل یا حفظ آن مجبور می‌شوند حقیقت را به‌گونه‌ای مبهم یا آمیخته با دروغ بیان کنند و تا جایی که می‌توانند با لغات بازی کنند. بسیار از افراد مجبورند برای بالا بردن حقوق‌شان‌ پنهان‌کاری کنند و تا حد زیادی از لغات نادرست یا مبهم استفاده کنند. اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم دنیای ما خیلی هم زیبا نیست و دروغ در واقع تبدیل شده ‌است به جزئی از کار و زندگی و گذشته ما. هرچند این رفتار در نظر اکثر افراد اصلا خوشایند و قبول‌شده نیست اما در زندگی تعدادی از زن و شوهرها وجود دارد. اگر چه ناپسنداست اما هستند همسرانی که نه تنها در موضوعات مهم به هم دروغ می‌گویند، حتی در موضوعات کوچک و بی‌اهمیت نیز حقیقت را نمی‌گویند مثلا درباره مکانی که هستند یا عقیده‌ای که دارند دروغ می‌گویند. همه ما در زندگی خود حد و حدودهایی داریم و خودمان هستیم که بسیاری از مسائل زندگی‌مان را تعیین می‌کنیم.
      شاید ۲ طرف مقصر هستند

      وابسته به ماست که مشخص کنیم در زندگی‌مان دروغ گفتن تا چه حد مجاز است و تا کجا نیست. مثلا یکی از حالت‌ها و اتفاق‌هایی که شاید در زندگی خیلی از زن و شوهرها پیش بیاید این است که مثلا شوهر می‌گوید تا یک ساعت دیگر خانه است ولی این یک ساعت کجا و خانه رسیدن او کجا! در این مواقع اگرچه همسر شما خودش متوجه می‌شود که زمان خانه ‌آمدن خود را خیلی درست نگفته اما از طرف دیگر او دوست دارد در همان زمانی که به شما گفته‌است به خانه برسد اما تلاش او برای عمل کردن به حرفش چندان کافی نیست و در نتیجه حرف و عمل او ۲ تا می‌شود. در این حالت شما می‌توانید به این موضوع از ۲ زاویه نگاه کنید و از یک نظر می‌توانید فکر کنید که همسر شما توانایی چندانی در برنامه‌ریزی ندارد و نمی‌تواند کارهای خود را به درستی تنظیم کند و از نظر دیگر می‌توانید این طور به موضوع نگاه کنید که همسرتان فردی دروغگو است که بیش از حد سرش به کار گرم است. شما کدام را بیشتر می‌پسندید ؟ به‌نظرتان کدام برخورد مناسب‌تر است؟ این امر بسیار مهم است که بدانید در به‌وجود آمدن رفتاری چون دروغ در یک زندگی زناشویی ممکن است ۲ طرف مقصر باشند.
      بعضی‌دروغ ها را می‌شود زیر سبیلی رد کرد

      اگر همسر شما تا به حال بیش از چندبار به شما گفته ‌باشد برای ورزش به باشگاه می‌رود ولی در واقع به جای رفتن به باشگاه به خانه یکی از دوستانش برود، این امر ممکن است شما را کمی ناراحت کند اما احتمالا مشکل خیلی بزرگی در زندگی ایجاد نمی‌کند. زن و شوهرها باید قبول کنند گاهی دروغ گفتن یک نفر و انعطاف پذیری طرف دیگر درباره آن دروغ می‌تواند تنش کمتری در زندگی آن‌ها ایجاد کند و در نتیجه خانه آن‌ها آرامش بیشتری داشته ‌باشد. البته گاهی نیز این دروغ‌ها می‌تواند آنقدر بزرگ باشد که یکی از طرفین طاقت تحمل آن‌ها را از دست بدهد. در بعضی موارد دروغ گفتن می‌تواند تبدیل به یک مشکل کاملا پیچیده شود و طرفین را کاملا درگیرخود کند، بعضی از افراد وقتی دروغ می‌شنوند احساس می‌کنند دیگر نمی‌توانند با آن دروغ کنار بیایند و اعتماد آن‌ها کاملا از بین می‌رود. اگر شما نیز جزو چنین افرادی هستید باید به‌دنبال یک راه‌حل برای دروغگویی باشید. اینگونه راه‌حل‌ها به شما یاد می‌دهند که بهترین رفتار و ابراز احساسات در این موارد باید چگونه باشد.

      پیش‌بینی کنید، بعد شروع کنید

      قبل از این که بخواهید درباره دروغگویی همسرتان با او حرف بزنید بسیار مهم است که حسابی فکر کنید و پاسخ‌های او را پیش‌بینی کنید. اگر به جواب‌های احتمالی او فکر نکنید به‌طور حتم نمی‌توانید به درستی با او صحبت کنید و گفت‌وگوی ثمربخشی نخواهید داشت. اول از همه سعی کنید، واکنش و تمام جواب‌های احتمالی او را با توجه به شرایط حدس بزنید، در این حالت وقتی با او شروع به صحبت می‌کنید و مثلا او در جواب شما می‌گوید الف، شما می‌دانید که در مقابل این جواب باید چه عکس‌العملی داشته‌باشید یا وقتی جواب او ب یا ج یا… است شما می‌دانید چه رفتاری باید نشان دهید و بهترین تصمیم چیست. خودتان را آماده کنید که حقیقتی را به شما بگوید که شما دوست ندارید بشنوید. او ممکن است چیزهایی به شما بگوید که برای‌تان سخت است. خودتان را آماده‌سازید که حتی بتوانید تصمیم‌های سخت نیز بگیرید. این را درنظر داشته‌باشید که یک همسر دروغگو می‌تواند چیزی به شما بگوید که غافلگیر شوید مثل این‌که او شغل دومی دارد که شما نمی‌دانید یا به خاطر انجام کاری از شما شرم دارد یا. . . در انتهای صحبت نیز باید کاملا تمام حدها را برای هم مشخص کنید و به او بگویید که در چه جاهایی اصلا مجاز نیست که دروغ بگوید. اگر بعضی از دلیل‌های همسرتان شما را قانع کرد، به‌طور روشن و واضح به او بگویید که‌حرف‌های او را قبول دارید. بهتر است چند بار به او فرصت دهید که خود را اصلاح کند.

      آیا شما همسرتان را دروغگو می‌کنید؟

      نمی‌توان گفت که یک شوهر دروغگو نسبت به احساسات همسرش بی‌اعتناست. در حقیقت ممکن است او به دلیل بعضی از رفتارهای همسرش تبدیل به یک فرد دروغگو شده. ممکن است برای یک مرد چند‌بار پیش بیاید که به خاطر گفتن یک جمله و کلمه یا به خاطر گفتن جایی که رفته یا به خاطر ملاقاتی که داشته مورد مواخذه قرار گرفته وکار به دعوا کشیده است. گاهی ممکن است وقتی مردی بعداز بیرون رفتن ـ با چند تا از دوستانش برای یک یا ۲ ساعت ـ به خانه برگشته از طرف همسرش بسیارسرزنش شده است و زن گفته که چقدر از دوستان او بدش می‌آید. ابراز عقیده‌ای صادقانه و ساده درباره خانواده زن یا یکی از ایرادهای او می‌تواند باعث دعوا و گریه و گفتن کلمات تلخ شود و چند ساعت وقت ۲ طرف را بگیرد و. . . .
      در همین حالت‌هاست که دروغ گفتن برای مردان تبدیل می‌شود به راهی برای حفظ شخصیت، ایجاد آرامش و دوستی در خانواده. مرد می‌تواند اینگونه با خود فکر کند که من ترجیح می‌دهم، درباره کارهایم دروغ بگویم تا آنکه بخواهم کاری را که دوست دارم کنار بگذارم در همین حالت‌هاست که زن می‌تواند شوهرش را تبدیل به فردی دروغگو کند.
      بنابراین بهترین راه‌حل برای اینکه شوهرتان دیگر دروغ نگوید این است که شرایطی را در خانه فراهم کنید که دیگر او مجبور به دروغ گفتن نشود. اگر زن و شوهر بتوانند کمی یکدیگر را آزاد بگذارند و هر کدام به دیگری اجازه دهد که آن‌طور زندگی کند که دوست دارد، به مرور تبدیل به ۲ دوست می‌شوند و دیگر لزومی ندارد به هم دروغ بگویند. به‌طور کلی باید گفت، هر فردی احتیاج دارد تا فضایی برای نفس کشیدن داشته‌باشد و وقتی این فضا فراهم شود، دروغ گفتن متوقف می‌شود.
      وقتی زنی به شوهرش اعتماد کامل دارد و مطمئن است که شوهر به او دروغ نمی‌گوید، مسلما رفتار دیگری خواهد داشت و در مقابل مردی هم که احساس کند همسرش به او اطمینان و اعتماد دارد از هر کاری که آرامش زندگی را به هم بزند، پرهیز می‌کند.
      اگر می‌خواهید رفتارتان را تغییر دهید باید بدانید، تغییر رفتار زمان‌بر و سخت است و تاثیربخشی این تغییر رفتارها نیز مدتی طول می‌کشد، شما نمی‌توانید در یک شب شوهر دروغگوی‌تان را تغییر دهید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • s.one   میگوید:

    سلام خسته نباشید.
    من دختری ۲۴ ساله ام ۱ ماهه که با همکارم دوستم ۲۹ سالشه. من یه مشکل خیلی بزرگ از گذشته ام دارم که روم نمیشه بهش بگم چون ایشون میخوان بیان جلو واسه خواستگاری. هم خیلی همدیگرو میخوایم هه نمیخوام اصلا از دستش بدم ولی نمیخوامم زندگیم با دروغ شروع شه. چیکار کنم که هم درووغی نگفته باشم هم با اتفاقی که تو گذشتم افتاده از دستش ندم؟؟؟؟؟؟؟

    • راهنما   میگوید:

      اگر در مورد روابط گذشته شماست اگر کلامی حرف بزنید فقط اعتمادش رو برای همیشه از بین بردید و فکر نکنید با چنین صداقتی کار بزرگی انجام میدید صداقت از این نوع مسمومه دوست عزیز

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • Mariam   میگوید:

    سلام ، آگه همسرم که به من خیانت کرده ، اظهار ندامت و پشیمانی کند چگونه می توانم او را باور کنم ؟ به من می گوید هر تضمینی بخواهی می دهم من هم فقط به خاطر بچه هایم او را می بخشم اما شما بگویید چه تضمینی بگیرم حق طلاق، حق حضانت بچه ها و طلب مهریه ام کافیست؟ و این را هم بگویم که سخت به او بی اعتماد شده ام….

    • راهنما   میگوید:

      بخشنده باشیم
      کسی که از گناه خود توبه کند خداوند می بخشد و بهتر است ما هم بخشنده باشیم کما اینکه دوست داریم دیگران ما را ببخشند، و به یاد داشته باشیم که اگر ما چنین اشتباهی را مرتکب می شدیم و همسرمان از ما گذشت نمی کرد چقدر آزرده خاطر می شدیم . حتی ممکن بود به خاطر عدم بخشش به کارهای ناپسند ادامه دهیم اما بخشش مانع ادامه کارهای اشتباه است.
      درباره‌ی مشکل پیش آمده رازداری کنیــــد.حتی اگر فرزندانتان چیزی دانسته‌اند، بگویید اشتباه کرده‌اند و منکر آن شوید. آبروریزی از بندگان خداوند، از هر گناهی بزرگتر است

      به گناهان خود هم توجه کنیم
      ممکن است همسر شما در طول عمرش یک بار مرتکب چنین اشتباهی شده باشد، اما آیا خود شما معصوم هستید؟ بی شک گناهان بسیاری دارید که همسر شما هم می تواند آنها را نبخشد! لذا بهتر است هم از گناهان خودتوبه کنیم و هم اشتباه همسر را بپذیریم.

      خیانت همسر

      پیدا کردن عامل و علت خیانت
      بی شک همسر شما بدون دلیل خیانت نکرده است و شما هم در به وجود آوردن زمینه خیانت بی تقصیر نبوده اید بایستی عامل یا عوامل خیانت را پیدا کرده و نسبت به برطرف کردن آن اقدام گردد و الا ممکن است این قضیه دوباره تکرار شود و آتش به جان زوجین زند.

      تصمیم آنی نگیریم
      هر انسانی از شنیدن چنین خبری روحش جریحه دار می گردد و ممکن است در مرحله اول تحت تاثیر احساسات تصمیمات نامعقولی بگیرد. لذا نباید عکس العمل آنی از خود نشان دهید و یک مرتبه به دلیل بد عهدی همسرتان تصمیم بگیرید که از او جدا شوید. شما نیازمند کمی زمان هستید تا مسایل دیگر را نیز زیر و رو کنید. نباید به طور خاص تمام توجه خود را به خیانتی که از او سر زده معطوف کنید. بلکه سکوت کنید و بررسی این مسئله را به فرصت دیگر موکول کنید.

      صحبت کردن با همسر
      بعد از اینکه مدتی گذشت و شما آرامش خودتان را به دست آوردید با همسر خود در مورد بد عهدیش صحبت کنید. تمام سوال هایی که به ذهنتان می رسد را بپرسید. شاید با این کار به این نتیجه برسید که همسرتان هنگام ارتکاب به این کار، اصلا فکر نمی کرده که به شما خیانت می کند و حتی ممکن است کار وی آن چیزی نباشد که در تصور شماست و شاید سو تفاهمی بیش نبوده است .
      بی شک همسر شما بدون دلیل خیانت نکرده است و شما هم در به وجود آوردن زمینه خیانت بی تقصیر نبوده اید بایستی عامل یا عوامل خیانت را پیدا کنید

      ارتباط جنسی خود را حفظ کنید
      یکی از موارد مهمی که باعث قوام زندگی زوجین می گردد ارتباط جنسی صحیح و درست است.اگر بعد از خیانت این مسئله تعطیل شود یعنی زمان مرگ زندگی شما فرا رسیده است اما با حفظ این رابطه هنوز می توان به زندگی امیدوار بود البته بایستی ضعف های ارتباط تان را برطرف کنید و چه بسا همین نا صحیح بودن رابطه و سردی شما در ارتباط باعث خیانت شده باشد.
      بی شک همسر شما بدون دلیل خیانت نکرده است و شما هم در به وجود آوردن زمینه خیانت بی تقصیر نبوده اید بایستی عامل یا عوامل خیانت را پیدا کنید

      از بین بردن زمینه های خیانت
      مواردی همچون ارتباط بی حساب با نامحرم، بیکاری،وب گردی و حضور ۲۴ ساعته در شبکه های اجتماعی، سردی رابطه جنسی، تحویل نگرفتن همسر، عدم تامین نیازهای عاطفی همسر و… باعث خیانت می شوند که این موارد باید از بین برده شوند.

      رازداری
      درباره‌ی مشکل پیش آمده رازداری کنیــــد.حتی اگر فرزندانتان چیزی دانسته‌اند، بگویید اشتباه کرده‌اند و منکر آن شوید. آبروریزی از بندگان خداوند، از هر گناهی بزرگتر است.

      آزمایش الهی
      بهتر است این مسئله را آزمایش الهی بدانید، چرا که بعضی از بلاها امتحان هستند بلا در معارف اسلامی به معنای آزمایش است. «اذابتلی ابراهیم ربه بکلمات» (۳) یا در سوره‌ی انبیاء که خداوند می‌فرماید: «و نبلوکم بالشر و الخیر فتنه» (۴)ما شما را از طریق شرها و خیرها آزمایش می‌کنیم.
      پس با رازداری و بخشیدن همسر راه بخشش خویش را هموارتر سازیم.

  • ریحانه   میگوید:

    با سلام همسر من خیلی زود بهش بر می خوره و قهر های طولانی داره . در ضمن چندین ساله که به خاطر یک حرف یا حرکت که خودش هم دقیقا نمیگه چی بوده با خانواده همسر برادرم بسیار مخالف شده و هرجا که آنها باشند نمی ره . ناراحت کننده تر این که تا حالا کح دار و مریز با برادرم و هسمر ایشان رفت و آمد داشتیم ولی الان مدتی هست که دیگه کلا قطع ارتباط کرده و من هم تا چیزی میگم بامن قهر و دعوا می کنه . جالب اینکه پسر ۱۲ سالم هم که سعی کردم دور از این قضایا باشه ناراحته و حق رو به من میده .
    وقتی من میگم چرا دلت رو صاف نمی کنی ؟ دوروز باهم قهریم و تازه میگه تو به زندگی خودت بچسب ، من از همه مهم ترم . ضمنا وقتی دلم میشکنه نمی تونم جلوی ایشون گریه کنم چون به شدت حساسه و وضع بدتر میشه .
    به من بگید چکار کنم ؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر نوع تعامل شما به گونه ای است که راحت می توانید حرفتون رو بزنید سعی کنید دلیل رو جویا بشید ولی حساسیت نشون ندهید نسبت به نوع رابطه ها .فقط بگید حرف ایشون رو قبول دارید منتهی دلیل رو هم می خواهید بدونید .اگر ایشون صحبت نکردند و طفره رفتند بهتر است طوری رفتار کنید که گویا شما هم این مسئله برایتان مهم نیست .به هر حال شما که می توانید خودتان با برادرتان ارتباط داشته باشید منتهی روی رفت و امد ایشون یه مدتی هیچ واکنشی نشون ندهید .در بعضی مواقع مردان مایلند ارتباطی دوباره شکل بگیرد ولی اصرار همسر باعث عقب گرد می شود چرا که می خواهند اقتدارشان حفظ شودو تاکید کنند که روی حرفشان هستند .شما باید مدیریت رفتاری داشته باشید .هر چند حق با شما باشد ولی می توانید با تغییرات کوچک در نوع بیان و کمتر حساسیت نشان دادن موضوع را مرتفع سازید .موفق باشید

  • فافا   میگوید:

    باسلام من دختر۲۵سالم که دو سال تو یه رابطه بودم قصدمون ازدواج بود رابطمون نزدیک بود کم کم خیانت های پسر شروع شدورابطه سرد شد من بازهم تحمل کردم نزدیک به یک سال رابطه رو من تحمل کردم آخرین بار با یکی از دوستای خودم دوست شدکه سرهمین قضیه کلا از زندگیم حذفش کردم بعد از یه مدت بایه پسر آشناشدم خیلی با طرف قبلیم فرق داشت از اول قضیه من باپسرقبلی رو میونست و ازم خاست درهر شرایطی روراست باشم منم ناگفته هارو بهش گفتم حالا بعد ازچندماه میگه که نمیتونه با اون رابطه نزدیکم باطرف قبلیم کناربیاد.من نمیدونم چجور قانعش کنم و رابطه رو حفظ کنم؟میشه همفکری کنین

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز به طور کل این توصیه من در مورد زندگی آینده شما این است که درحالی که باید صداقت داشته باشیم گفتن همه مائل به طرف مقابل الزامی ندارد البته وقتی که از رابطه ای نادرست کاملا پشمان هستم و سعی در جبران داریم و تمام تلاش خودمان را می کنیم که ان رابطه نادرست دوباره اتفاق نیفتد .به هر حال انکه این فرد جدید اگر هدفش داشتن صداقت بوده خب شما صادقانه مطرح کردید و باید منطقی تر پاسخ می داد .و ممکن است به خاظر کنجکاوی بحث صداقت را مطرح کرده .در هر صورت باید بدانید برای ازدواج نمی شود به هر موردی اعتماد کرد .خود شما بعد از رابطه قبلی مجدد با فرد جدیدی اشنا شدید خب در این نوع رابطه این تغییرات سریع اتفاق می افتد و نباید انتظار این را داشته باشید که افراد به اصطلاح شما خیانت نکنند .چون این رابطه ها براساس چهارچوب درستی نیست که بخواهد افراد را به هم متعهد ساز د و اکثرا مبنایی پوچ و واهی دارند و بیشتر گذران عمر و خوشگذرانی های زود گذر است تا فکر یک زندگی آینده وبهتر است به جای اصرار روی این مورد جدید هدف از زندگی را برای خود روشن کنید و ببینید چه می خواهید و چه شرایطی را می پذیرید ..و در اخر اینکه اینده محصول تصمیم گیر یهای زمان حال ماست چه درست چه اشتباه پس بهتر است کمی عاقلانه تر تصمیم بگیریم .
      موفق باشید

  • elahe   میگوید:

    سلام. ۶ ماهه که عروسی کردم.شوهرم ۷ سال ازمن بزرگتره و هردو شاغل هستیم. مشکلی که دارم اینه اگر یه تعطیلی داشته باشیم و من بخوام استراحت داشته باشم تو خونه خودم. شوهرم منو میبره خونه مادر شوهرم و اگر دنبالش نرم ناراحت میشه و تلافی در میاره و خونه مامان منم نمیاد.و همیشه دوست داره با خانواده خودش باشه ومیگه دوست داری بیا دوست نداری من میرم .منم دوست دارم با خانوادم باشم ولی با همسرم. بارها در این مور صحبت کردیم ولی حرف خودشو میزنه. با چه ترفندی و چه سیاستی باهاش حرف بزنم که این رفتارش درست نیست .و هرچی برای خودش میخواد برای منم بخواد؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام سعی کنید ارتباط عاطفی با همسر را حفظ کنید و از قضاوت های مخرب پرهیز کنید تا صحبت هایتان موثر باشد نه اینکه با جر و بحث و لجبازی بخواهد بین شما و خانواده دست به انتخاب بزند واصولا اگر در فضای محترمانه و دوستانه با او همراهی کنید و مدام یاداور نشوید که اگر شما به منزل مادر ایشون می روید او هم باید جبران کند .عی نکیند ایشون رو حساس کنید .و حتی بدون تقابل ایجاد کردن اجازه بدید تا همسرتون بعد از مدتی پیشنهاد رفتن به خانه پدر شما را بدهند .سعی کنید به اتفافات با دید مثبت تری نگا ه کنید حتی صحبت های مبنی بر تلافی و …در ذهن شما نگرش منفی شکل می گیرد و شما هم به فکر جبرانی می افتید .زندگی یعنی درک یکدیگر و گاهی گذشت و مطمئن باشید با رفتار مناسب طرف مقابل هم رفتارش را اصلاح خواهد کرد .
      موفق باشید

  • Mariam   میگوید:

    سلام ممنون از راهنمایتون ، موضوع این خیانت با دیگر خیانت ها فرق می کند ظاهرا کسی همسر ساده مرا که وضعیت مالی خوبی که دارد نشان کرده و از ااو صاحب فرزند شده که جا پای خود را محکم کند وباج بگیرد و همسر من هم در طی این سالیان از ترس آبرو به او هی باج داده و برای فرزندش که معلوم نیست مال خودش باشد شناسنامه گرفته و هنوز هم به این تهدیدات ادامه می دهد شوهرم قسم می خورد که از او متنفر است فقط ازش می ترسد حتی کتکش هم زده، ولی او دست بردار نیست ، می دانم که در آینده هم زندگی مرا به هم می ریزد ولی چه کنم ؟ که عاشق زندگی و بچه هایم هستم گاهی نفرت از او تمام وجودم را می گیرد و گاهی دلم به شدت برای شوهرم می سوزد ؟ چه کنم ،؟!!

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه به هر حال در میان دو حالت باشید طبیعی است منتهی اگر واقعا شما زندگی را دوست دارید و به همسرتان علاقه مندید بهتر است این مساله را دقیق بررسی کنید که ایا واقعا ایشون دارن توصیف درستی از ماجرا ارائه می دهند .بنده این مسئله رو مطرح نمی کنم که باعث بدبینی شما شود منتهی قضایا را یک طرفه دیدن جالب نیست و دیگران را متهم کردن هم همینطور .پس حالا که از جریان باخبرید بهتر است صحبت های طرف مقابل را هم بشنوید هر چند که سخت خواهد بود ولی اینطور می توانید قبل از گرفتن تعهد یا هر چیزی تصمیم درست و منطقی بگیرید .
      موفق باشید

  • sepid   میگوید:

    سلام.من۲۰سالمه.و از بچگی عاشق یه پسری بودم.وقتیم بهش رسیدم روی خامی باهاش رابطه پیدا کردم.الان خانواده من اجازه به ازدواج نمیدن.من هم دیگ نمیتونم با کسی دیگ ازدواج کنم.ولی بخاطرتکواندو کار کردنم بنظرم اگرم نشد ازدواج کنیم ورزش رزمی را بهونه کنم برای مشکلم.بنظرتون میشه؟

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • مژده   میگوید:

    ۱ماه خورده ای میشه نامزدیم
    نامزدمو دوهفته ای هست ندیدیم همدیگه را
    سر چیزای الکی بحث میکنیم و دلخوری
    زنگ وپیام نمیدیم فقط ازطریق واتس باهم حرف میزنیم
    این بحث میتونه دراینده مشکل ساز باشه؟؟؟
    بنظر خودم بخاطر مشکلات کاری و دلتنگی و دوریمونه و نامحرم بودنمون وقفه ایه که توعقد افتاده و فلا امکان عقد نیست که الکی بحث میکنیم میترسم بعداهم الکی بحث کنیم
    وقتی بحث میکنیم میزاره ومیره جوابم نمیده
    توی دوران نامزدی طرز برخوردمون باید چجوری باشه

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز دوره نامزدی دوره طلایی شناخته و باید شما و خانواده ها با هم معاشرت داشته باشید تا بدونید انتخابتون درسته یا نه ؟
      و گرنه با واتس آپ هیچ شناختی پیش نمیاد و اعتمادی که مدنظرتون هست نخواهید رسید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • مهدیه   میگوید:

    سلام.من حساسیت شدیدی به صدای رادیو دارم.این حساسیت در من وقتی کوچیک بودم و شبانه روزی تو خونه ما رادیو روشن بود شروع شد.شبها به زور خوابم میبرد.الانم صبحها که از خواب بیدار میشم اولین صدایی که میشنوم صدای رادیوست.حتی وقتی خواستگارامو وقتی میخوام که بیشتر بشناسمشون میگم که من به صدای رادیو حساسیت دارم به رادیو که علاقه ندارین.من خودم به تنهایی نمیتونم از پس این حساسیتم بر بیام چون همیشه صدای رادیو هست من چیکار کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      مغز انسان نقش بسیار مهمی در حساسیت نسبت به صدا ایفا می‌کند. پس از اینکه صدا به گوش داخلی رسید به اجزای فرکانسی تجزیه می‌شود.۳۰۰۰۰ رشته عصب شنوایی ،اطلاعات فرکانسی را حمل کرده و پس از ۲۰/۱ ثانیه به کورتکس شنوایی مغز می‌رسد و در لوب تمپورال درک صدا صورت می‌گیرد.
      سیستم مرکزی شنوایی در درجه اول مسئول تمایز پیام‌های مهم از پیام‌های مزاحم محیطی است. گاهی ممکن است که پیام بسیار ضعیف باشد اما بار معنایی بالایی داشته باشد مثلا در حیواناتی که به صدای شکارچی خود حساس هستند یا در جمعی که همه مشغول صحبت هستند ولی صدای فرد مخاطب بلندتر شنیده می‌شود.
      در شرایط عادی یک صدا با شدت بالا نسبت به صداهای کم محیط ، بلندتر به نظر می‌رسد ولی درک انسان از شدت فقط از روی بلندی صدا نیست بلکه گاهی بلندی صداها از روی معنایی که منتقل می‌کنند تفسیر می‌شود مثلا صدای آژیر خطر در مکانی دور و یا صداهایی که ممکن است به گوش آسیب برسانند و یا در خواب اختلال ایجاد کنند و … .
      افلب حساسیت‌ها با یک ترس غیر منطقی آغاز شده و سپس به باوری ثابت و قوی در مغز تبدیل می‌شوند. این حالت معمولا از علل عظیم ایجاد نگرانی و استرس در افرادی است که فکر می‌کنند صداهای محیطی می‌تواند به گوش آنها آسیب برساند. حتی بعضی مواقع در این افراد به دلیل پردازش دقیق سیستم شنوایی مرکزی، صداهای بمی که از زمین ساطع می شوند و قابل شنیدن نمی‌باشند، شنیده شده و به صداهای بلند و ناخوشایندی تبدیل می‌شوند. نکتهٔ مهم بالینی در کار شنوایی شناسان (Audiologists ) اینست که هیچ کدام از اصوات تولید شده توسط دستگاه‌های Audiometer قابلیت آسیب رسانی به گوش را ندارند و شنوایی شناسان می توانند با اطمینان خاطر به اندازه‌گیری UCL در افرادبپردازند.
      در روند ایجاد حساسیت بیش از حد شنیداری ، سیستم لیمبیک و سیستم عصبی خودکار نقش بسزایی دارند؛ ضمن آنکه در موارد phonophobia نمی‌توان نقش مسائل روانی را انکار نمود.
      در درمان حساسیت بیش از حد ، اجتناب از سکوت ، مشاوره‌های روانی ، sound therapy ، استفاده از سمعک و نیز به‌کاربردن WGS یا ( Wearable Sound Generators ) توصیه می‌شود .
      سلامت نیوز: حساسیت بیش از حد شنوایی
      موفق باشید

  • زهره   میگوید:

    سلام من حدود ۸ ماهه ازدواج کردم و دو سال هم نامزد بودم همسرم اصلا اهل رفیق بازی نبود الان حدودا ۴ ماهه که با یک آقایی آشنا شدن و تقریبا روز رو با اون میگذرونه البته خودش میگه مربوط به شغلش میشه این آقا رو من میشناسم و هرچی به همسرم میگم این آقا به درد نمیخوره حرف گوش نمیده وقتی سپار ماشین میشم بوی سیگار میده لباساش همسرم بوی سیگار میده میگم چرا اینجوریه میگه دوستم کشیده میاد خونه گوشیش زنگ میخوره میره تو اتاق فقط با آره نه جواب میده میاد بیرون شده ۱۲ شب زنگ میزنه میگم کیه میگه دوستم واقعا با ورود این آقا زندگیم داره بهم میریزه موندم چکار کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اینکه در این بین شما بدون ایجاد حساسیت بدون نصیحت کردن بتونید با رابطه مناسب از این دوستی و دلایلش اگاه شوید و ایشون رو منصرف کنید ازادامه دوستی مهمه گاهی روابط ناردست بین دو زوج باعث میشه مرد آرامشش رو با دوستانی هر چند نامربوط دنبال کنه و بیرون از منطل حس بهتری داشته باشه .بهتره از ایشون دقیقا بپرسید برای چه کاری در ازتباط هستند .مردها به هر حال غرور دارند نباید از موضع برتر به ایشون تذکر بدید به تغییراتی که به خاطر وجود این دوتی داره توی زندگیتون میفته اشاره کنید و وقت بیشتری بهشون اختصاص بدید .
      موفق باشید .

  • کیمیا   میگوید:

    منو همسرم پنج شش ساله که عاشقانه هم رو میخوایم و ایشون با اینکه اوضاع کاریشون مشخص نبود و شرایطش رو نداشت به خواستگاری من اومد و الان دو ساله که عقد کردیم ولی از هم دوریم و چند ماهی یکبار همو میبینیم.
    و عشقمون تا این لحظه هر روز بیشتر میشه
    حتی الان هم که باز وضعیت مالیشون بده با وجود مشکلات بسیار زیاد که باز هم پشت همو خالی نکردیم و من مدام به ایشون امید میدم. خلاصه بگم که هیچ شکی به عشقش ندارم. و میدونم منو دوست داره. اما…
    چند ماه پیش یک موردی از خیانت توی گوشی ایشون مشاهده کردم و وقتی به ایشون گفتم ، ایشون ناراحت شدن و گفت که تو بعد از این همه سال به من اطمینان نداری …و اینکه دوستش از تلگرام ایشون پیام میداده و خودشون نبودن.
    خلاصه این مورد گذشت…ولی همچنان یک شکی در وجود من باقی موند. و تصمیم گرفتم امتحانش کنم. و با یک خط دیگه به ایشون پیام دادم و…نتیجه قلب من رو شکست????
    منو مشاوره بدین لطفا…این بازی رو ادامه بدم؟ و مچش رو بگیرم… یا فراموش کنم و به زندگیم ادامه بدم
    از طرفی نمیخوام زندگیم از هم بپاشه و برای منی که جوونیم رو با عشقش سر کردم جدایی سخته…و از طرفی هم نمیتونم فراموش کنم خیانتش رو????
    من هیییچ چیزی براش کم نذاشتم و خودش همیشه میگه یک تار موتو به دنیا نمیدم و بعد تو هیچ حسی به هیچ زنی ندارم. چرا حرفش و عملش یکی نیست! این تناقض از کجا میاد????

    • مشاور   میگوید:

      با سلام

      دنیای امروزی باعث تنوع گرایی در افراد شده .ممکن است حرف ایشون راجب عشق بین شما دو نفر کاملا درست و صادقانه باشه ولی اینکه هیچی مطرح نکنید و ادامه بدید به روال عادی باید بدونید زندگی شما با این شیوه و با شک و دودلی که برای شما پیش امده قطعا به روال عادی برنمی گرده مگر اینکه هر دو نفر با هم صحبت کنید و واقعا بگید دلیلشون چیه و اگر کتمان کردند بگید که خود شما بودید .اجازه بدید مسائل حل بشه تا به صورت مجهول در ذهن شما باقی بمونه و شمارو به چالش بکشه .اینگونه در زندگی آینده مدام با شک به خیانت کردن یا نکردن ایشون هر روز رو پری می کنید و این مساله موجب افسردگی و سایر مسائل روحی خواهدشد .ممکنه ایشون از سر کنجکاوی تمایل به برقراری ارتباط با فرده غریبه را دارند و سایر مسائل به هر حال احتمالات زیاد است که امیدوارم با گفتگوی دوستانه مسائل مطرح ،بررسی و حل شود
      موفق باشید

سوالات شما: انصراف


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه