بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

مرکز مشاوره مراکز استانها

 

مرکز مشاوره اصفهان مرکز مشاوره شیراز مرکز مشاوره کرج مرکز مشاوره قم مرکز مشاوره کاشان
مرکز مشاوره یزد مرکز مشاوره ساری مرکز مشاوره رشت مرکز مشاوره بابل مرکز مشاوره اسلام شهر
مرکز مشاوره تهران مرکز مشاوره تبریز مرکز مشاوره منطقه بندرعباس مرکز مشاوره کرمانشاه مرکز مشاوره منطقه ارومیه
مرکز مشاوره اراک مرکز مشاوره همدان مرکز مشاوره مشهد مرکز مشاوره کرمان مرکز مشاوره اردبیل

 


مرکز مشاوره تهران

8115 نظر جدید برای بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

  • sara   میگوید:

    سلام خیلی ممنون از راهنمایتون

  • لیلیان   میگوید:

    سلام اصلا نمی دونم نوشتن این مطلب توی این صفحه جایز هست یا نه ….
    فقط یک اشاره می کم اگر اشکال نداشته باشه بعدا بیشتر می نویسم
    در باره پسران مجردی که پاپیچ زنان متاهل می شوند …!!!!!!

    • ◄Responder►   میگوید:

      دوست عزیز تا کششی از سوی خانم ها هم نباشه پسران جوان نسبت به این موضوع حساسیت به خرج نمیدن
      شما هیچوقت نمیتونید فقط با یک دست ، کف بزنید
      پس دو طرف در این مورد مقصرن
      متاسفانه امروزه به دلایل مختلف و برخی ناهنجاری فرهنگی شنیده می‌شود که در مواردی جزئی شاهد روابط بین زنان متاهل با پسران و یا مردان متاهل هستیم که این روابط بسیار آسیب زا و مخرب است. خیانت‌های زنانه عوامل مختلفی دارد که می‌توان به آن‌ها اشاره کرد:

      ۱- عدم یک رابطه گرم و صمیمانه با همسر

      یکی از عوامل اصلی خیانت زنانه روابط زن و شوهر است؛ زمانی‌که بین زوجین، روابط زناشویی خوبی حاکم نباشد، این احتمال وجود دارد که زن به همسر خود خیانت کند. اختلالات جنسی که به مرور زمان برای برخی مردان به وجود می‌آید و مشکلات شخصیتی باعث می‌شود که مرد نتواند به همسر خود محبت کند و فقدان محبت، عاطفه و روابط گرم و صمیمی باعث این خیانت‌ها می‌شود.

      زنانی که محبت خوب و لازم را از همسرخود دریافت کرده و یا روابط زناشویی خوبی بین آن‌ها برقرار باشد، احتمال خیانت در آن‌ها بسیار کم است.

      ۲- گذشته بی‌بندوبار زن

      یکی دیگر از عوامل خیانت زن، گذشته اوست که در یک خانواده بی‌بندوبار و خیلی آزاد پرورش یافته و تربیت شده‌ است و تربیت غلط گذشته باعث می‌شود همچنان حتی بعد از ازدواج هم این روابط را حفظ کند. برخی از زنان که روابط زیادی داشته‌اند، به دلیل اینکه روابط صمیمانه و یا دوستی‌های دوران مجردی خود را نمی‌توانند به اتمام برسانند و برایشان بسیار سخت است تا خود را در زمان تاهل کنترل کنند در‌‌ همان چارچوب به روابط خود ادامه می‌دهند.

      ۳- احساس تنهایی کردن

      مسایل شخصیتی وجود دارد که امکان دارد یک زن تحمل تنهایی و بیکاری را نداشته و به سختی می‌تواند دقایق و یا ساعتی را تنها و بیکار بگذراند. این زنان زمانی‌که می‌خواهند تنهایی خود را پر کنند وقتی می‌بینند همسرشان به دلیل مشغله کاری نمی‌تواند برای آن‌ها وقت بگذارد گرایش پیدا می‌کنند که وقت خود را با دیگران و یا جنس مخالف خود پر کنند.

      ۴- عوامل فردی و اختلالات شخصیتی زنان

      عوامل فردی و اختلالات شخصیت و یا ویژگی‌های طرفین می‌تواند بستری برای خیانت باشد. وقتی در جامعه این روابط ناشایست، رواج پیدا کند امکان دارد وسوسه در زن ایجاد شود که این رابطه‌ها را تجربه کند. مسایلی مانند ماهواره، تهاجم فرهنگی، الگوهای فرهنگی ناهنجار و غلط در خانه، همه این عوامل می‌توانند در خیانتهای زنانه دخیل باشد؛ در نتیجه حرمت و حریم‌های خانواده شکسته می‌شود و افراد پایبند چارچوب‌های اخلاقی نیستند.

      ۵- دوران مجردی محدود

      برخی از زنان به دلیل اینکه گذشته خوبی نداشته‌اند و یا زمان مجردی خیلی محدود بودند وقتی شرایطی را می‌بینند که زنان و مردان، رابطه آزادانه‌ای با هم دارند. این افراد چون می‌خواهند گذشته خود را جبران کنند، به خیانت رو می‌اورند. شرکت درپارتی، ارتباط با دوست ناباب و مسائلی دیگر می‌توانند انگیزه خیانت را زیاد کند.

      ۶- مشکلات اقتصادی

      مسئله دیگر مشکلات اقتصادی که در جامعه است، البته مسئله اقتصادی به تنهایی عامل خیانت زنانه نیست. فرد ممکن است نیازهای مالی بیشتری را در خود احساس کند؛ ولی اگر پایبند چارچوب‌های اخلاقی باشد؛ امکان ندارد با هر تحریک، وضعیت معیشتی کنار بیایند؛ اما فردی که به خاطر پول با جنس مخالف خود ارتباط برقرار می‌کند، بیشتر به دلیل میل به تجمل گرایی، مصرف بیشتر، مدگرایی و خرید کردن، به جنس مخالفی فرا‌تر از چارچوب خانواده رو می‌آورد تا مورد حمایت او قرار گیرد.

      در این زمینه تعداد زنانی که به دلیل فقر مادی به ارتباط با جنس مخالف رو می‌آورند بسیار کم است. اما وقتی زن به دلیل اینکه همسرش معتاد بوده و یا بیکار و مریض است خیانت می‌کند در واقع «فحشا» است؛ یعنی زن خودفروشی می‌کند تا نیازهای مالی خود را تامین کند.

      ۷- تنوع طلبی

      علت دیگر خیانت زنانه، تنوع طلبی است. در برخی اوقات مشخص شده است فرد نتوانسته است با همسرخود زندگی کند و شاید بار‌ها و بار‌ها ازدواج کرده است.

      بهترین راهکار این است که باید علت این رابطه‌ها را در سطح فردی مشخص شود و باید فرد به روان‌شناس مراجعه کند. باید مشخص شود که فرد اختلالات شخصیتی داردو یا خیر. ممکن است درگیر روابط چندگانه شوند و زیاد وفادار نباشد، برخی از افراد شخصیت ناهنجار و ضد اجتماعی داشته و در سطح خانوادگی باید مداخلات اجتماعی و فرهنگی صورت بگیرد.

      برای اینکه در جامعه زنان آسیب نبینند و برای حفظ حریم خانواده بیشتر خانواده‌ها باید آموزش ببینند. آموزش‌هایی از طریق رسانه‌های گروهی، تلویزیون، رادیو و… باید صورت گیرد و این افراد باید متوجه شوند که چنین مسائلی چقدر می‌تواند هم در آینده خود و هم آینده فرزندان، آسیب جدی وارد کند.

    • لیلیان   میگوید:

      مجددا سلام . تا حالا شنیدین که می گن کسی رو از در بزنین از دیوار میاد یا برعکس ….
      اگه یه راهنمایی کنین بصورت خصوصی تر براتون بنویسم .. کلی چیزا هست که باید توضیح بدم … پس لطفا برای استحکام زندگیم کمکم کنید ..

  • ساغر   میگوید:

    با سلام و وقت بخیر
    من میخواهم به همراه همسرم مشاوره حضوری داشته باشم.لطفا راهنمایی کنید که به کجا مراجعه کنیم لطفا آدر س وشماره تلفن مرکز مشاوره تان را به من بدهید.
    با تشکر
    ساکن بندر عباس هستم

    • ◄Responder►   میگوید:

      در شهرتون میتونید مشاوران روانشناس رو با تابلوهای زرد و سبز از بین تمام تابلو های سایر متخصصان تشخیص بدید
      و یا با اداره کل بهزیستی استان و یا دانشگاه علوم بهداشتی در این مورد تماس بگیرید

  • راد   میگوید:

    سلام خسته نباشید.
    دختری هستم ۲۸ ساله . مدتیه با یه پسری آشنا شدم که ۳ سال از من کوچیکتره . هردومون خیلی مایل به ازدواج هستیم . و توی این مدت هم هیچ مشکلی باهم نداشتیم. خیلی هم همو دوست داریم. خونواده هامون هم با این قضیه و با ازدواج ما موافقت کردن . ولی پدر ایشون با ازدواجمون مخالفه و دلیل مخالفتش تفاوت سنیمونه… الان از لحاظ روحی هردومون خیلی عذاب می کشیم. چیکار کنیم ؟؟؟ لطفا یه راه حل پیش پامون بذارید. ممنون

    • ◄Responder►   میگوید:

      دوست عزیز باید در این مورد صبر پیشه کنید …
      چنین اتفاقاتی نیاز به گذشت زمان داره .. به هر حال سن شما وقتی بالا باشه چون زن زودتر افتاده میشه و همین مشکلی برای روابط جنسی ایجاد میکنه … ولی اگر در تمام مسایل به تفاهم رسیدید میتونید ازدواج خوبی داشته باشید
      در این مورد میتونید با فردی قابل اعتماد صحبت کنید تا واسطه ای بین خواسته شما و پدر ایشون بشه و پسر باید در این مورد کاری انجام بده

  • فایزه   میگوید:

    باسلام.میخواستم کمکم کنید.من فائزه هستم.و عشقم ابراهیمم.خیلی همو میخواییم.ولی مادر و پدرش میخوان از هم جدابشن.دیگه اخرشه.
    مامشتاق دیدن هم هستیم.ولی به دلیل احتیاجی که مادرش بهش داره و مشکلات زندگی رو دوشش نمیشه.
    دوستام مسخره میکنن ۱ سال و خورده ای هست که نیومده.من هم دعواش میکنم.
    ولی اون بازم منو دوست داره و برام توضیح میده که زندگیش اینطوریه.
    مادرش راضی به اومدن باهاش به شهر مانیست.
    شما بگید چیکار کنیم؟
    از هم جدانمیتونیم بشیم.همو خیلی میخواییم
    مادر و خانوادش از رابطمون خبر دارن
    صلاحه بامادرش صحبت کنم؟
    چیکار کنم؟کمکم کنید

    • ◄Responder►   میگوید:

      به هر حال ایشون شرایط خاصی داره و باید شما هم بپذیرید
      اگر واقعا” احساس میکنید میتونید در کنار هم خوشبخت بشید ایشون میتونه از شما خواستگاری کنه و شما رو با خودش به شهرشون ببره
      فکر نمیکنم برای رسیدن به هم مشکلی داشته باشید جز گذشت زمان که بتونه شرایط روحی خانواده پسر رو کمی ارام کنه

  • simina   میگوید:

    با سلام دختری ۲۳ساله هستم دانشجوی روانشناسی,ک در طی این سه سال با همکلاسی خودم که سی سال سن دارن ارتباط دارم و قصد ازدواجه پسری مقید متعهد که لحظه ایی نمازش قضا نمیشه از لماظ درک تو همه ی مسایل باهم وجه مشترک داریم و شکر خدا خیلی رابطه ی خوبی داریم وایشون از لحاظ مالی هیچ مشکلی ندارن تنها مشکل اینه ک ایشون ازدواج ناموفق داشتن و ب تعبیر افکار سنتی دیگران ک میگن اگر خوب بود همسرشو طلاق نمیداد ب نظرم این حرف اصلا درست نیست ایشون زندگی عادی ایی نداشت در گذشته و مشکل دوم اینه ک دوتا بچه از زندگی قبل دارن اول و دوم دبستان ک خودمو برای پذیر فتن مسیولیتشون اماده میبینم ولی تنها مشکل من رضایت خانواده وافکار سنتی هستن لطفا راهنمایی کنید

    • ◄Responder►   میگوید:

      دوست عزیز بعید به نظر میرسه خانواده با این ازدواج موافقت کنه … شاید اگر ایشون فقط مشکل طلاق رو داشتن میشد کاری کرد ولی ایشون از زندگی قبل دو بچه داره .. و همین میتونه برای شما مشکلساز بشه
      در نهایت شما هستید که باید انتخاب کنید … پس با خانواده صحبت کنید و مسلما” بدونید که موافقت خواهند کرد ولی ممکنه حمایتشون رو هم از دست بدید

  • مصطفی   میگوید:

    من و همسرم مدت ۱ سال است که باهم ازدواج کردیم قبل از اون حدود ۶ سال بود که باهم دوست بودم تو مدت دوستیمون بعضی وقتا مشکلاتی پیش می اومد که چون همدیگر را دوس داشتیم سریع حل میشد اما بعد ازدواج به مرور مشکلات جدید برامون پیش اومد که باعث جرو بحث بینمون میشد و چون من تو یکی از شبکه ها اجتماعی جوک بد فرستاده بودم و همسرم اینو دید خیلی ناراحت شد و بهم بی اعتماد شد تا جایی که جرو بحث های ما بیشتر شد اما من برای اون قضیه ازش عذر خواهی کردم اما همسرم فراموش نمیکنه و تو جر و بحث های خودش مشکلات قدیمی رو هم دوباره یادآوری میکنه من بهش میگم می دونم خیلی از کارم اشتباه بوده اما میگه تو تغییر نمی کنی و اگه اینجوری باشی ازت جدا میشم ؛ من دوسش دارم اونم دوسم داره اما جر و بحث اعصاب دوتاییمونو خرد کرده و همدیگه رو عذاب می دیم ظمنا تو این یک سال هم هنوز نتونستیم رابطه جنسی مناسب داشته باشیم همسرم ترس داره ازش و بدنشو سفت می کنه. خواهش می کنم راهنمایی کنید

    • ◄Responder►   میگوید:

      دوست عزیز اول از همه در مورد مشکل واژینیسموس همسرتون باید با متخصص زنان مشورت کنید تا ایشون بتونه رابطه جنسی خوبی رو برقرار کنه …
      تعدیل هورمون ها در برقراری روابط جنسی باعث آرامش ایشون میشه و مسلما ” رفتاری آرامتر با شما خواهد داشت
      هر چند اگر نیاز باشه بعد از درمان جسمی هر دوی شما باید به مشاورروانشناس هم مراجعه کنید …
      یکی از مواردی که باید در جر و بحث در نظر گرفت اینه که باید حول فقط یک موضوع صحبت کرد و موضوع رو به مسایل دیگه ای نباید تعمیم داد
      جر و بحث های کلامی را به راحتی پایان دهید:
      به جای این که با جر و بحث در مورد امور جزئی، شانس کامیابی خود را از دست بدهید، بر خشم خود غلبه کنید. جر و بحث، هرگز منطقی نیست زیرا شما را حتی در عین پیروزی، مغلوب جلوه می دهد ، به جای بگو مگو از کلمه هایی استفاده کنید که به غرور طرف مقابل آسیب نرسانده و جذاب و گیرا باشد.

      هرگز تحت تأثیر احساسات قرار نگیرید:
      در عین این که دارای احساسات هستید ، از فشارهای احساسی دوری جویید. در این صورت است که هیچ گاه به جر و بحث های بیهوده، گرفتار نمی شوید. در ضمن، برای شعله ور کردن خشم دیگران، سوخت فراهم نسازید!!

      چنان چه نسبت به شما بی حرمتی شده است ، آن را نادیده انگارید:
      توهین دیگران را با تبسمی، بی اثر سازید. وقتی شما جر و بحث راه نیندازید ، آنان ساکت می شوند.

      اظهار نظرهایی را که مانند شمشیر به دیگران ، جراحت وارد می کنند ، از یاد ببرید:
      همه ی واژه های طعنه آلود ، انتقادی و دلسرد کننده را از فرهنگ واژه ای تان بزدایید ، مهربان، دلسوز و همدل باشید. به فرد خشمگین، اجازه دهید فکر کند که حق با اوست تا برنده ی این نزاع لفظی شود.

      به سادگی ، انتقاد پذیر باشید:
      او را به خاطر ابراز نظر هوشمندانه اش بستایید و بگویید که به طور کامل، درست می گوید.
      به جای حاضر جوابی های انتقام جویانه، با تمجید، او را شگفت زده کنید.

      در حضور فرد غضبناک، به نرمی سخن بگویید:
      هر چه با او آهسته تر حرف بزنید به طوری که به سختی کلام شما را بشنود ، سریع تر می توانید جلوی خشمش را بگیرید و به ناچار مجبور خواهد شد آهنگ صدایش را پایین آورد .

      چهره ی خویشتن را با تبسم، مزین کنید و گرم و محکم با او دست بدهید:
      برای لبخند، تنها ۱۲ عضله ی شما به کار می افتد ولی برای اخم کردن ۴۶ عضله به زحمت می افتد. بنابر این، از اخم کردن بپرهیزید و انرژی کمتری هدر بدهید.

      به فرد عصبانی بگویید که به طور کامل ، حق با اوست:
      حرف های او را تأیید کنید. این کار سبب می شود دست از عصبانیت بردارد. با او هم عقیده شوید و بدانید که به این ترتیب، کوتاه می آید. بنابراین، به جای این که با او بحث کنید ، مشتاقانه به حرف هایش گوش دهید چرا که بزرگ ترین مشکل او، نیاز به حس همدلی و درک شدن از سوی دیگران است.سر فرصت وقت برای قانع کردن او وجود دارد.

      او را وادارید که سخنان آتشین خود را بدون مخالفت بر زبان آورد:
      هنگامی که عصبانیت خود را خالی کرد ، به او یادآور شوید که قبولش دارید و متوجه گرفتاری اش هستید ، ولی از او خواهش کنید در صورت امکان، یک بار دیگر، مشکلش را بر زبان آورد تا شما، آن را اندکی بهتر دریابید. لحظه ای که او شروع به بازگویی مسأله اش می کند ، آرام آرام از خشمش کاسته می شود .

      در همه حال ، آرام نمایان شوید:
      هیچ گاه صدای تان را بالا نبرید. دیگران هم در برابر آرامش شما می کوشند هم چون شما آرام باشند و آن گاه عصبانیت از بین می رود.
      در لحن صدای تان، خوش بینی و خشنودی را حفظ کنید.

  • گیتی   میگوید:

    سلام و روز بخیر. من و همسرم که الان تو دوران عقد هستیم گاها سر مسائل مختلف با هم بحث میکنیم. البته بحث های ما زیاد نیست و ممکنه هر دو هفته یا ۲۰ روز یه بار با هم بحث کنیم. البته ما هم سن هم هستیم. توی اغلب این بحث ها شاید هردومون حق را به خودمون میدیم. اما من بعد یه مقدار فکر کردن و حرف هایی ک همسسرم بهم میزنه حس میکنم اون بیشتر از من حق داره.همسرم تمایل داره مدیریت امور مهم خانه را خودش برعهده بگیره و اگه درباره مساله ای به توافق رسیده باشیم ممکنه چون شرایط بهتر پیدا میکنه خودش اعمال نظر کنه و به مطیع بودن من هم خیلی اهمیت میده. من توی خیلی از مسایل مطیع هستم امااغلب به صورت ناخودآگاه درباره پیشنهادهاش در امور مختلف مخالفت می کنم و این امر باعث ناراحتی بین ما میشه. به طوریکه عمده مشکلاتمون ناشی از همینه و چون این مساله را به عنوان مطیع نبودن من میدونه به من اظهار بی اعتمادی و ریاکار بودن و غریبه بودن میکنه ک این موضوع خیلی اذیتم میکنه.من خیلی دوستش دارم، همسرم هم همینطور. اما نمیدونم این مسائل رو چطور مدیریت کنم که به زندگیمون لطمه وارد نشه و همچنان مودت و عاطفه و عشق خوبی داشته باشیم؟ اغلب مسائلی که پیش اومده از دید همسرم ناشی از بدبین بودن من و مطیع نبودنم،عدم اعتماد به من،رازدار نبودنم و … می گذارد وهمیشه شرایط به گونه ای می شود که من برای آشتی پیش قدم می شوم و مقصر ۱۰۰درصد می باشم. حتی ناراحتی او از من را اطرافیانمان هم متوجه می شوند و این آزاردهنده است. در مورد آخر تهدید شده ام به اینکه همسرم دیگر رفتار قبلی را با من نخواهد داشت و هرچه هم معذرت خواهی کنم دیگر مرد قبلی نمیشه.لطفا راهنماییم کنید

    • ◄Responder►   میگوید:

      دوست عزیز با همسرتون صحبت کنید باید بدونید علت این بی اعتمادی چی هست ؟ اگر شما راز دار نباشید واقعا” سخته که بخوای اعتماد همسرتون رو جلب کنید … پس در زمان مناسب با همسرتون صحبت کنید تا ایشون هم بدونه شما نظر بدی نسبت به کارهای ایشون ندارید و فقط میخوایت طرف مشورت و صحبت ایشون باشید …
      پس حساسیت های ایشون رو بشناسید و از ورود به این حرم و خطوط قرمز همسرتون دوری کنید این رفتار شما میتونه حس سوء ظن رو در همسرتون از بین ببره و اعتماد دوباره رو برگردونه …
      به هر حال شک و تردید و بی اعتمادی یک سم مهلک برای زندگی ها مشترک به حساب میاد

سوالات شما:


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه