بارگذاری پست‌ها ...
تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان


آموزش از طریق مشاوره پیش از ازدواج تا زوج درمانی و مشاوره خانواده.

 راهنمایی و مشاوره تلفنی ازدواج و خانواده

 

مرکز تهران و جنوب

۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴

مرکز مشاوره شمال و شرق

۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

شمال و غرب تهران

۰۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳

مشاوره ازدواج شامل آموزش مهارت های رفتار با همسر آینده خانواده همسر زوج درمانی شناسایی فرد مناسب و از همه مهمتر اطمینان پیش از ازدواج از  یک انتخاب درست است! عوامل زیادی در این امر دخیل هستند که باید مورد بررسی و دقت نظر هنگام همسریابی و یا حتی دوست یابی قبل ازدواج به آن توجه کرد.


مرکز مشاوره مراکز استانها

 


مرکز مشاوره تهران

نظر خود را ارسال کنید

  1. من چند بار با ایشون صحبت کردم و گفتم از حرفی که زدن ناراحتم ولی ایشون در جوابم فقط گفتن نمیشه نیومده از راه نفر اول بشی من مادرم رو بیشتر دوست دارم و من واقعا دلسرد شدم و نمیتونم فراموش کنم و مثل قبل باشم
    از شما ممنونم به خاطر راهنمایی هاتون سپاسگذارم

    • با سلام خب با این شرایط حق دارید که ناراحت باشید منتهی هنوز معتقدم ایشون بسیار کودکانه پیش رفتند و شرایط را در نظر گرفتند و ایشون شاید این مساله را مطرح کروند چون فرد سنتی هستند و خواستند به شماهم بگویند که باید احترام مادر ایشون رو داشته باشید البته حق می دهم نوع مطرح کردن برای یک زن بسبار سخت و غیر قابل تحمل است و البته غیر قابل پذیرش
      در هر صورت امیدورم خوشبخت باشید ولی باید برای حال روحی خودتون مراجعه داشته باشید و البته که حرف زدید ولی به ایشون بگید که این صحبت باعث سردی در رابطه می شود و اصلا فکرش را نمی کردید
      خود ایشون که کم کم متوجه شرایط شوند قطعا به حل مساله کم خواهند کرد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

      موفق باشید

  2. دختری ۳۲ ساله هستم. در محیط کارم به یکی از همکارانم علاقه مند شدم. خیلی جالبه که یکی از همکارام هم بدون اینکه از احساس من خبر داشته باشه به من گفت چقد شما دو تا به میاین. من لحظه به لحظه بهشون فکر می کنم اما هنوز پیشنهادی از سمت ایشون به من انجام نشده. از طرفی یکی دیگر از همکارام میگه ایشون با یک دختر خانمی دوست هستن. بنظرتون باید چیکار کنم. من که نمی تونم پیشنهاد بدم. با احساساتم باید چه کنم؟
    از همه اعضای سایت میخوام که دعا کنید برام تا به ایشون برسم
    ممنون میشم راهنماییم کنید

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید اینکه فکر کنید شما باید به ایشون برسید اصلا مساله درستی نیست و خب اصرار داشته باشید شما در ذهنتون ایشون رو بزرگ کردید و علاقه مند شدید به صورت یک طرفه ولی زتدگی نکردید که فکر کنید می تونید با ایشون واقعا خوشبخت باشید به همین دلیل این مساله اهمیت زیادی دارد که اگر تا این حد وابستگی عاطفی و روحی پیدا کردید
      و با اینکه متوجه شدید ایشون دوست دارند ولی باز به فکر ایشون هستید و البته تا حدی هم طبیعی است بهتره حتما و حتما از فردی مطمئن بخواهید که به عنوان واسطه شما رو به ایشون پیشنهاد بده
      اگر ایشون هم فردی باشند که واقعا دنبال ازدواج باشند و خب حسی داشته باشند قطعا مطرح خواهند کرددر غیر این صورت اصلا به نظر نمی رسه که ایشون علاقه ای داشته باشند و خب جواب منفی است و قابل درکه به لحاظ روحی برای شما اسیب سختی است منتهی این طور چون محیط کاری است حداقل شخصیت شما خدشه دار نخواهد شد
      به هر حال در نظر بگیرید که یک مساله بسیار مهم این است که در این زمینه ها احساسی نباشید و اقع بین باشید یک طرفه پیش نروید
      اگر پسری واقعا به دختری علاقه مند باشد حتما اقدام خواهد کرد و درست شرایط را پیش می برد ..و خب پیشنهاد می دهد ولو به قصد دوستی ولی وقتی شما بک طرفه به ایشون حس داشته باشید کوچکترین حرکتی رو دلیلی بر عشق از طرف ایشون قلمداد می کنید و طبیعتا دچار خطا خواهید شد و خب هر حرفی رو هم دال بر علاقه مشتر می گذارید در صورتی که کاملا یک طرفه است
      موفق باشید
      امیدوارم خوشبخت باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

    • چطور به یک پسر بفهمانم دوسش دارم

      همانطور که می دانید بسیاری از دختران به خصوص در سنین نوجوانی به شخصی علاقه پیدا می کنند .

      گاهی وقت ها این گونه افراد در برقراری رابطه با جنس مخالف مشکل اساسی دارند .

      از یک طرف از این می ترسند که با واکنش طرف مقابل آبرویشان برود یا اینکه غرورشان شکسته شود .

      اینگونه افراد در صورتیکه راه حلی مناسب برای مشکل خود پیدا نکنند معمولا گوشه گیر شده و دچار افسردگی می شوند .

      مجله آنلاین فارسی ها در بخش رابطه و ازدواج قصد دارد به این موضوع بپردازد .

      چند راه برای اینکه به یک پسر بفهمانم دوسش دارم

      تمامی راه حل هایی که در زیر به آنها اشاره می شود تجربه شخصی افراد است و آنها را در اختیار بقیه کاربران قرار داده اند .

      با خودتان فکر کنید

      اول به همه چیز خوب فکر کنید و تمامی جوانب را در نظر بگیرید .

      آیا پسری که دوست دارید برای ازدواج مناسب است ؟

      آیا علاقه شما تنها به ظاهر و تیپ و قیافه او مربوط می شود ؟

      آیا پسری را که دوست دارید می تواند پس از ازدواج نقش خود را به عنوان یک همسر خوب و یک پدر دلسوز و فداکار ایفا کند ؟

      آیا شرایط هردوی شما برای ازدواج مناسب است ؟

      با او زیاد رو به رو شوید

      اگر پسری را دوست دارید سعی کنید در محل هایی که حضور دارد ، رفت و آمد داشته باشید .

      در محل کار ، دانشگاه و … او را زیاد ببینید و به او توجه کنید .

      خود را بی تفاوت نشان ندهید

      از نگاه کردن مستقیم و چشم تو چشم شدن با او نترسید .

      سعی نکنید خود را بی تفاوت یا بیخیال نشان دهید .

      به او نگاه کنید ، خیره شوید ، بگذارید بفهمد که به او توجه می کنید .

      سعی کنید با ارتباط برقرار کنید

      اگر پسر مورد علاقه شما در دانشگاه است سعی کنید درمورد یک موضوع با او سر صحبت را باز کنید .

      دعوت کردن به یک همایش ، صحبت کردن درباره درس ، جزوه یا نحوه تدریس یک استاد و … می توانند سرآغاز یک بحث باشند .

      لبخند بزنید

      هیچوقت انرژی مثبتی که در لبخند زدن هست را شوخی نگیرید .

      با یک لبخند ساده می توان کوهی از انرژی های مثبت را به وجود آورد .

      این روش در اکثر موارد جواب می دهد .

      همینک در ادامه چطور به یک پسر بفهمانم دوسش دارم با ما همراه باشید :

      عجله نکنید

      عجله نکنید .. نا امید نشوید ..

      اگر قرار باشد به سرعت یک پسر عاشق شما شود به همان سرعت نیز شما را فراموش می کند .

      به او پیامک بدهید

      اگر صحبت کردن به صورت رو در رو برایتان دشوار است سعی کنید به او پیامک بدهید .

      یک شعر ، یک متن ، یک مطلب جالب می توانند سرآغاز صحبت کردن شما با فرد مورد علاقه تان باشند .

      علاقه خود را به صورت مستقیم بروز ندهید

      هیچوقت علاقه تان را مستقیما بروز ندهید .

      پسرها با شنیدن ابراز علاقه شما طی یک مدت کوتاه ، دلسرد می شوند .

      علاقه خود را از راه های دیگر مثل توجه کردن به او ، تحسین کردن ، کنجکاوی و .. نشان دهید .

      از تحسین کردن فرد مورد علاقه تان نهراسید زیرا پسرها دوست دارند تحسین شوند .

      اگر یک مدت از او بی خبر بودید حتما به او زنگ بزنید و بگذارید بفهمد که نگران او شده اید .

      پسرها خوب می دانند که دختری که عاشق است کنجکاوی می کند و دوست دارد خیلی چیزها را بداند .

      با کی حرف میزدی؟ با کی بیرون میری؟ کی برمیگردی؟ کجا بودی؟

      نکات مشترک خود را با او درمیان بگذارید

      موسیقی و خواننده های مورد علاقه ، غذاهای مورد علاقه ، اهداف خود و .. را با فرد مورد علاقه تان درمیان بگذارید و درصورتیکه با او تفاهم دارید حتما آنها را درمیان بگذارید .

      از بروز اختلاف های خود نهراسید .

      نقش بازی نکنید زیرا در طولانی مدت برای شما دردسر به وجود می آورد .

      با دیگران مشورت کنید

      با دوستان ، نزدیکان و افراد با تجربه صحبت کنید و نظر آنها را بپرسید .

      روزهای خاص را به خاطر بسپارید

      روز تولد فرد مورد علاقه تان را هیچوقت فراموش نکنید .

      برای او وقت بگذارید ، او را جدی بگیرید ، زودتر از بقیه به او تبریک بگویید ، غر نزنید .

      لازم نیست یک کادوی گران قیمت بخرید . می توانید یک کادوی خاص به او هدیه بدهید .

      چیزی که دوست دارد ، چیزی که لازم دارد .

      در ادامه چطور به یک پسر بفهمانم دوسش دارم بخوانید :

      اعتماد او را جلب کنید

      بگذارید کم کم به شما اعتماد پیدا کند .

      اگر موفق شدید اعتماد یک پسر را جلب کنید پس به او فهمانده اید که دوستش دارید .

      کسی را واسطه نکنید

      هیچوقت برای ابراز علاقه و فهماندن علاقه خود به طرف مقابل کسی را واسطه نکنید .

      اجازه ندهید کسی شما را قضاوت کند و از عشق شما با خبر شود .

      تنها کسی که می تواند به پسر مورد علاقه تان بفهماند که دوستش دارید تنها خود شمایید .

      حتی اگر به کمک واسطه رابطه شما شکل بگیرد در آینده و پس از ازدواج برای شما مشکلاتی به وجود می آورد .

      کلام آخر

      اگر پسری را دوست دارید لازم نیست مستقیم به او بگویید .

      رفتارهای شما بهترین و موثرترین راه برای ابراز علاقه شما هستند .

      دوست داشتن امری است که تدریجی اتفاق می افتد .
      اینکه از ایشان خوشتان آمده است اشکالی ندارد. اما باید این را دقت کنید که خوش آمدن و پسندیدن، برای ازدواج کافی نیست و باید شرائط ازدواج با هم را داشته باشید. باید در مورد شخص او و خانواده اش اطلاعات کافی را به دست آورید و پس از آن اگر شرائط را مطلوب دیدید، در مورد ازدواج با او تصمیم بگیرید. برای اینکه بتوانید صحبت در مورد ازدواج را با او آغاز کنید نباید خودتان مستقیما این علاقه خودتان را به ایشان بیان کنید، بلکه بهترین کار این است که از طریق یکی از همین دوستان نزدیکتان این کار را بکنید، به این صورت که به این دوست نزدیکتان بگویید که پیشنهاد خواستگاری از شما را به ایشان بدهد، البته این مطلب را باید از طرف خودش بگوید، نه اینکه از طرف شما برای ایشان پیام ببرد، و علاقه شما به ازدواج با ایشان را فاش کند، بلکه به عنوان یک پیشنهاد از طرف خودش باشد. شما حتما یا این کار را انجام دهید و یا اینکه رابطه دوستانه خودتان با ایشان را قطع کنید، چون در صورت عدم ازدواج، ادامه این رابطه به ضرر شماست، و شما را به صورت دختری بی حیا و اهل دوستی های نامشروع جلوه می دهد. به هر حال تکلیف خودتان را با این مسئله معلوم کنید و اگر هم ایشان از شما خواستگاری کرد شما موضوع را کاملا به خانواده ارجاع بدهید، به عبارت دیگر بگذارید این مسئله تحت نظر خانواده و با مدیریت آنها ادامه پیدا کند.
      اما نکته اساسی و مهم این است که این را بدانید که شما در مورد ایشان چیز زیادی نمی دانید، لذا فعلا معلوم نیست که مورد مناسبی برای ازدواج باشد. باید خیلی مواظب باشید که علاقه ای که به ایشان پیدا کرده اید بر عقلتان غلبه نکند و چشمتان را بر روی شرائط و خصوصیات او نبندید. شما باید از ملاک های صحیح انتخاب همسر آگاهی پیدا کنید و آنها را در ایشان جستجو کنید، و به صرف علاقه و احساس مثبت نسبت به ایشان اکتفا نکنید. واقعیت این است که مدتی بعد از ازدواج، این هیجانهای عاطفی شدید و قوی فروکش می کنند و متعادل می شوند و زندگی روال عادی خودش را پیدا می کند، آن موقع است که ناسازگاری ها و ناهماهنگی ها خودشان را نشان می دهند و اگر در ابتدای تصمیم گیری برای ازدواج، به آنها دقت نکرده باشید، مشکل ساز خواهند شد. نمی خواهم شما را بترسانم و قصدم فقط این است که به شما دقت و احتیاط و واقع بینی را تذکر بدهم، همه زن و شوهرهایی که روزی از هم جدا شدند و طلاق گرفتند، اول آشنایی اشان همین حالت شما را نسبت به همدیگر داشته اند، لذا صرف این احساسات و علاقه ها به هیچ عنوان برای ازدواج کافی نیستند.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  3. سلام خسته نباشید ۲۴ سالمه ۶ ماهه ازدواج کردم اصلا از زندگیم راضی نیستم شوهرم هیچ جا باهام نمیاد از خونه ی اقوام من فراریه در صورتیکه همه ی اقوام من هر جا که ایشون رو ببینن بهش احترام میذارن .شوهرم کلا همچین آدمیه هیچ جا نمیره فقط با دوستاش همه جا میره مجردی خستم شده از این وضعیت بهم میگه من مسافرت دوتایی هیچوقت نمیرم قبل ازدواج ایتطور نبود ولی تغییر کرد خستم شده. هر روز دارم به جدا شدن فکر میکنم.برای من هیچ وقتی نداره از سرکار میاد خونه یامیخواد بخوابه یا بادوستاش برنامه ریخته میخواد بره بیرون اصلا منو نمیبینه لطفا راهنماییم کنید

    • با سلام

      دوست عزیز
      ببینید اگر این طوره که شما می فرمایید خب باید به طور جدی با ایشون صحبت بشه مگر میشه فردی ازدواج کنه ولی اصلا توجه به این مساله نداشته باشه که خب مسافرت و یا هر دیدار خانوادگی طبیعتا باید با هم باشد و خب اگر قرار بود زندگی مجردی داشته باشند چرا ازدواج کردند باید برای شما هم وقت بگذارند مگر می شود ببخواهند تک نفره زندگی رو ادامه بدهند ..به هر حال باید حواستون به شرایط ادامه دادن باشد ممکنه بعدا با بچه شرایط سخت تر شود به هر حال هر فردی باید بداند با ازدواج ملزم است خودخواهی ها را کنار بگذارد و طبیعتا درست برخورد شود..
      ایشون حتما باید به روانشناس مراجعه داشته باشند چون اصلا نمی شود این طور ادامه داد .راحت بگم اگر یک طرف قرار باشه خودخواهی های خودش رو داشته باشه چطور میشه زندگی رو به سمتی برد که خب به بهبود شرایط کمک بشه ؟طبیعتا این اتفاق نمی تونه بیفته مگر اینکه دو طرف بخواد زندگی بهبود پیدا کند به خاطر هم از برهی شرایطی که قبلا داستند بگذرند
      ایشون واضحا به شما میگه که نمی خوام شرایط رو داشته باشمککه با هم مسافرت بریم و خودش برنانه های انفرادی رو داره
      پس اگر زن گرفتن فقط برای رفع نیازهای جنسی باشه بهتره که اصلا ادامه پیدا نکنه این شرایط ..
      در هر صورت بهتره شرایط رو در نظر بگیرید و اقدام کنید و امیدوارم که موفق و خوشبخت باشید ..
      باید تصمیم مهمی برای ادامه زندگی بگیرید و حتما با ایشون جدی صحبت کنید چون اینکه طوری صحبت کنید که فکر کنند خب همینه باید ادامه بدید …خب شاید جدایی راهکار بهتری باشد مناهی اکنون توصیه نمی شود چون شاید همسر شما هنوز لزوم تغییر رفتار رو حس نکردند و هنوز فکر می کنند
      زمان برای تغییر وجود دارد اگر عقد هم باشید می تواند دلیل دیگری باشد که ایشون تا عروسی و زندگی زیر یک سقف تمایل دارند برای خودشان باشند و زندگی مستقلی را تجربه کنند .
      به هر حال خوشبخت و موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  4. سلام. من ۲۹ سالمه. دو سال و نیمه با یه آقایی مجازی کار میکنم و پول درمیارم. ۲ سال پیش ازم خواستگاری کرد ولی از همون موقع رفتارش کمی به سردی رفت! من فکر میکردم که خوستگاریش یه احساس زودگذر بوده چون زمانی اتفاق افتاد که من خواستگار خوبی داشتم. و میترسید منو از دست بده!
    اما ۶ ماه بعد که خواستگار دیگه ای برام اومد و بهش گفتم. گفت که قبلا با کسی ازدواج کرده بوده و الان جداشده و هنوز تو فکر همونه..
    خیلی ناراحت شدم برای اینکه بخاطر منافعش یه خواستگاری سوری کرد تا من مجرد بمونم و کارش پیش بره. ولی من رابطم را باهاش قطع نکردم به دلایلی که مهمترینش دلایل مالی و وابستگی ای بود که برام بوجود اومده بود.
    ۹ ماه پیش گفت که داره ازدواج میکنه و از اون موقع چون اون یه آدم متاهل محسوب میشد من روابط کاری و دوستانمون رو هم به حداقل رسوندم. تا اینکه من رو با خانومش آشناکرد و من فهمیدم دقیقا همون موقعی که به من گفته جدا شده از همسرش. همون ماه عقدشون بوده…
    یعنی ۲ سال و ۹ماهه تمام به من دروغ گفته. وقتی به خودش گفتمو باهاش حرف زدم. میون حرفاش گفت که خانمم هم از اول در جریان همه چیز بوده…
    خیلی حالم بد شد..دوماهه از شرکتی که توش کار میکردم اومدم بیرون و دستم به کار نمیره.
    غم اینکه چرا با ۲۹ سال سن سادگی کردم و همون ۲ سال پیش رهاش نکردم بره.الان دیگه سپردمش دست خدا و جواب هیچ پیامی رو هم نمیدم.
    به کسی هم چیزی نمیتونم بگم چون تف سربالاست. چی بگم
    البته چون من ندیدمش! و اینکه من باهاش روراست بودم. واینکه حواسم به رعایت حدو مرزا بوده بازم خوبه. آسیب کمتری بهم زده ولی بازم قلب شکننده من شکسته

    • با سلام
      دوست عزیز
      لبینید شما که اصلا با ایشون رابطه ای نداشتید که می فرمایید تف سر بالا یا هر چیزی ..صرفا ارتباط کاری بوده وه طبیعتا خواستگاری که ممکنه برای بسیاری از افراد اتفاق بیفته و در شرایط و فضای کاری متعارف است .منتهی ایشون که دروغ گفتند به نظر می رسه بیمار هستند چون چه دلیلی دارد که دروغ بگویی بعد همسرت در حریان باشد
      خب اصلا فرد موجهی نبودنددو حرف شما هم منطقی است که به خاطر شرایط کاری با ایشون مرتبط بودید خب هر فرد دیگری هم جای شما بود ممکن بود چنین شرایطی را تجربه کند و چنین شرایطی را داشته باشد ..
      به هر حال در زندگی گاهی تجربیات بسیاری اتفاق می افتد که همه شیرین نیست و تجربیات تلخ سازنده تر هستند شما نه موقعیت کاری و نه موقعیت ازدواج رو از دست رفته نبینید چرا که قطعا می توانید موفق عمل کنید و در ازدواج هم حواستون رو جمع کنید
      وقتی فردی رو ندید اجازه ندهید دلبستگی ایجاد شود مخصوصا در جامعه کنونی که اعتماد کردن بسبار سخت است و به راحتی نمی توان اعتماد کرد.
      در هر صورت امیدوارم خوشبخت باشید و اینکه چیزی از ارزش های شما کم نشده منتهی اینکه به لحاظ عاطفی اسیب دیده باشید حق دارید ولی با مراجعه حضوری به روانشناس می توانید له خودتون کمک بزرگی کنید ضمن اینکه می توانید مطمئن باشید که در تصمیم اینده دچار اشتباه نشوید ولی قرار نیست با فردی این موضوعات مطرح شود که مورد شماتت قرار بگیرید و به لحاظ روحی شرایط شما را سخت تر کند
      در هر صورت امیدوارم خوشبخت باشید و موفق ..و با مراجعه تلاش کنید که حال شما بهبود پیدا کند
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  5. با عرض سلام و خسته نباشید . بنده بخاطر شغلم تراکتور سواری کردم توی شیبهای خیلی تند و با همسرم هم مدام سوار موتور هرجایی میروم ولی از رانندگی ترس دارم و اصلا دلم نمی خواهد یاد بگیرم و پشت فرمون بشینم لطفا راهنمایی کنید با این مشکل چطور کنار بیایم.

    • ترس از رانندگی

      ۱.با ترس‌تان مواجه شوید
      ممکن است افرادی به شما بگویند که باید با ترس‌تان روبه‌رو شوید.
      قرار دادن خودتان در مقابل ترس، مخصوصا زمانی مهم است که به دلیل ترس از اینکه دچار حملات عصبی شوید، از رانندگی خودداری می‌کنید.
      درمان از راه مواجهه یکی از مهم‌ترین راه‌های غلبه بر ترس است،‌ اگرچه باید بدانید و قادر باشید که پیش از شروع، از تکنیک‌های آرام‌سازی استفاده کنید.
      از این طریق مقداری احساس کنترل در حین مواجهه با ترس‌تان خواهید داشت.

      رو‌به‌رو نشدن با ترس‌تان در واقع ترس را بدتر کرده و به مرور می‌تواند باعث ترس‌های دیگر شود.

      ۲. مقیاس میزان اضطراب بسازید
      با سطوح اضطراب‌تان آشنا شوید تا بتوانید قبل از رسیدن به یک حمله‌ی عصبی کامل، اقدام کنید.
      داشتن مقیاس اضطراب همچنین به شما کمک می‌کند تا بدانید که چه زمانی قبل از رسیدن به میزان اضطراب متوسط، باید دست از مواجهه بردارید.
      این مقیاس باید ویژگی‌های فیزیکی و ذهنی اضطراب را تشریح کند. مثالی از مقیاس به شکل زیر است:

      ۰. کاملا آرام: بدون تنش، آرام، احساس آرامش

      ۱. اضطراب کم: کمی احساس پریشانی، محتاط‌تر یا آگاه‌تر

      ۲. اضطراب ملایم: گرفتگی عضلات، سوزش یا آشوب در معده

      ۳. اضطراب متوسط: افزایش ضربان قلب و تنفس،‌ کمی احساس ناٰراحتی اما شرایط همچنان تحت کنترل

      ۴. اضطراب آشکار:‌ گرفتگی آشکار عضلات،‌افزایش احساس ناراحتی، شروع نگرانی در مورد کنترل وضعیت

      ۵. آغاز حمله‌ی عصبی: قلب به شدت می‌تپد یا ضربانش نامنظم شده، سرگیجه،‌ ترس آشکار از دست دادن کنترل،‌ تمایل به فرار

      ۶. حمله‌ی عصبی متوسط: تپش قلب، دشواری در تنفس و احساس گم‌شدگی

      ۷ تا ۱۰. حمله‌ی عصبی کامل: احساس وحشت، ترس از مرگ و افزایش احساساتی که در حمله‌ی عصبی متوسط وجود داشت

      ۳. ترس‌های‌تان را بنویسید
      دقیق باشید و هر آنچه که باعث ترس از رانندگی می‌شود را روی کاغذ بیاورید.
      سپس لیست‌تان را مرور کرده و این ترس‌ها را به ترتیب از کمترین تا بیشترین رتبه‌بندی کنید.
      اینکار به شما کمک می‌کند تا به تدریج با ترس‌های‌تان مواجه شوید.
      اما بهتر است به آرامی این مسیر را طی کنید تا هیچ‌گاه کنترل موقعیت از دست‌تان خارج نشود.

      ۴. گام‌های کوچک بردارید
      با کمترین ترس از لیست‌تان شروع کنید و به تدریج با آن مواجه شوید، تا زمانی که دیگر هیچ احساس اضطرابی نداشته باشید.
      زمانی که در یک مورد مهارت پیدا کردید، به سراغ مورد بعدی در لیست بروید.
      مثلا لیستی از ترس‌هایی که قرار است با آنها مواجه شوید می‌تواند به این شکل باشد:

      نگه داشتن سوییچ ماشین در دست و نگاه کردن به اتومبیل در پارکینگ
      نشستن در اتومبیل، آماده شدن برای ۵ دقیقه
      رانندگی در محله
      رانندگی در خیابان‌های اطراف، گاهی گردش به راست و گاهی گردش به چپ
      رانندگی در خیابان اصلی و گردش به چپ پشت چراغ‌های راهنمایی یا علائم ایست
      رانندگی در بزرگراه در مسیر راست برای یک یا دو خروجی
      رانندگی در بزرگراه در مسیر سمت چپ برای دو خروجی
      رانندگی در بزرگراه، تغییر مسیر و سبقت از اتومبیل‌های دیگر برای ۳ تا ۵ خروجی
      ۵. در کنار رانندگانی بنشینید که به آنها اعتماد دارید
      اگر حتی نمی‌توانید به عنوان سرنشین در اتومبیل بنشینید، مراحل درمان از راه مواجهه را دنبال کنید.
      به جای رانندگی، به تدریج با ترس از نشستن در اتومبیلی با راننده‌ی مورد اعتمادتان رو به رو شوید.
      فردی را انتخاب کنید که با بیشترین احتیاط رانندگی می‌کند.
      وقتی در زمان نشستن در کنار آن راننده به آرامش رسیدید، نشستن در کنار رانندگی دیگر را امتحان کنید.

      سعی کنید بفهمید که در چه حالتی به عنوان مسافر در آرام‌ترین شرایط هستید.
      مثلا ممکن است در صندلی عقب بنشینید یا ترجیح دهید در کنار راننده باشید.
      همه‌ی این موارد را امتحان کنید تا به حالت ایده‌آل برای خودتان برسید.

      ۶. متعهد شوید که یاد بگیرید چطور رانندگی کنید
      اکثر افراد از نشستن پشت فرمان برای اولین بار می‌ترسند.
      برای کم کردن ترس‌تان، مربی باتجربه‌ای که راننده‌ای ماهر است و سابقه‌ی آموزش به رانندگان مبتدی فراوانی دارد را انتخاب کنید.
      راننده‌ای خوب می‌تواند به شما اطیمنان لازم را دهد تا زمان نشستن پشت فرمان،‌ احساس آرامش کنید.

      بهتر است به آموزشگاه‌های رانندگی مراجعه کنید.
      ممکن است متوجه شوید که تمام اضطراب شما درباره‌ی رانندگی به خاطر مربی قبلی‌تان است، مخصوصا اگر آن مربی یکی از آشنایان‌تان بوده باشد.

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید این ترس خیلی غیر عادی نیست و وقتی حالت فوبی مطرح می شود و اختلال که شما به هیچ وجه نتوانید شرایط را بپذیرید و کل زندگی به خاطر ترس از رانندگی مختل شود البته ظاهرا در مورد شما چنین مساله ای مطرح نیست ..
      منتهی ابتدا بهتره با یک همراه وارد ماشین شوید همراهی که به شما استرس وارد نکند و شرایطی ایجاد نشود که شما استرس ببشتر داشته باشید ..
      به هر حال توجه داشته باشید که این ذهنیت منفی نسبت به ماشین می تواند دلیل روانشناختی داشته باشد که باید پیگیر باشید تا بررسی دقیق صورت گیرد مشاوره روانشناختی کمک بزرگی به شما خواهد بود
      چرا که ممکنه مساله روانشناختی باشد به هر حال باید حواستون باشه که این مساله ممکنه وقتی حل بشه که شما در موقعیت رانندگی قرا بگیرید و قرار گرفتن در این موقعیت کمک بزرگی به شما خواهد کرد و جای نگرانی وجودندارد ..
      به هر حال موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      موفق باشید

  6. سلام
    من ۲۷ سالمه و با یه آقایی به مدت تقریبا دو سال آشنا هستم. هر دو ما خارج از کشور زندگی میکنیم . در حال حاضر رابطه ما به این صورت هست که یا ازدواج کنیم و یا اینکه تمام کنیم این رابطه رو. دلیل ما در تعدیل در ازدواج مربوط به این موضوع میشه که این آقا تا حدودی وسواس فکری دارن و چیزی که منو اذیت میکنه همه ی موارد مربوط به این مسئله هست. برای مثال این آقا نمیتونن به خوبی تمرکز کنن در حین کار و زمانی شروع به کار میکنن که زمان استراحت من شروع شده و اینجا باعث اختلاف میشه. و یا اینکه بسیار به خودشون سخت میگیرن که مبادا کسیو اذیت نکنن. حتی مواقعی که من ناراحت میشم خودشون اونقدر ناراحت میشن که دچار سردرد میشن. خیلی موارد هست که میخوام توضیح بدم اما بیانش سخته واسه همین ممنون میشم اگه کسی کمکی از دستش برمیاد از مشاورین گرامی که بتونن نظری بدن یا حتی با من اسکایپ کنن خیلی ممنون میشم.
    با سپاس
    فاطمه

    • با سلام
      دوست گرامی
      قطعا باید مراجعه داشته باشید منتهی چون احتمالا شرایطش رو ندارید طور دیگری اقدام کنید چون هدف ازدواجه و خب خارج از کشور هم سختی های خاص خودش رو داره و اگر مساله و تشخیص وسواس فکری که شما می فرمایید درست باشد اصلا مساله خوشایندی نیست و مشکلات زیادی ایجاد می کند ..
      همین مساله تفاوت تایم کاری حساسیت بیش از حد ایشون خب همه اینها می تواند منشا مشکلات شود و مسائلی را ایجاد کند ..که اکنون در نظر نگیرید
      در ازدواج علاوه بر شناخت درک طرفین مقابل برای حل مسائل و اینکه چقدر به هم نزدیک باشند به لحاظ فکری چقدر انتظارات از زندگی مثل هم باشد برای افراد اهمیت دارد و باید به ان پرداخته شود ..
      البته اصلا نگران نباشید و منفی هم کاملا اه نکنید که دیگر شباهتی نیست حتی گفتم د مورد وسواس هم می تواند تشخیص شما اشتباه باشد یعنی ایشون اکنون که در مرحله تصمیم گیری هستند شرایط سختی داشته باشند و این تنش خودش را به صورت رفتارها اینچنینی نشان دهدد
      و گاها زندگی در خارج از کشور باعث ایجاد روحیه حساسی د افراد می شود و البته به طور کل مساله این طور نیست که فکر کنید مساله بسیار حائز اهمیتی است که باعث عدم انتخاب می شود ..
      یعنی گاهی حساسیت اتفاقا از طرف شما بالاست منتهی فکر می کنید ایشون فرد حساسی هستندبه هر حال امیدوارم خوشبخت و موفق باشیدو تصمیم درستی بگیرید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  7. سلام خسته نباشید ۲۴ سالمه ۶ ماهه ازدواج کردم اصلا از زندگیم راضی نیستم شوهرم هیچ جا باهام نمیاد از خونه ی اقوام من فراریه در صورتیکه همه ی اقوام من هر جا که ایشون رو ببینن بهش احترام میذارن .شوهرم کلا همچین آدمیه هیچ جا نمیره فقط با دوستاش همه جا میره مجردی خستم شده از این وضعیت بهم میگه من مسافرت دوتایی هیچوقت نمیرم قبل ازدواج ایتطور نبود ولی تغییر کرد خستم شده. هر روز دارم به جدا شدن فکر میکنم.برای من هیچ وقتی نداره از سرکار میاد خونه یامیخواد بخوابه یا بادوستاش برنامه ریخته میخواد بره بیرون اصلا منو نمیبینه لطفا راهنماییم کنید

    • ابتدا در رابطه با مسئله رفیق بازی همسرتان، چند موضوع باید بررسی شود. همسرتان چه مدتی را با دوستانش سپری می‌کند؟ دلایلی که از نظر همسرتان باعث می‌شود زمان خود را بیشتر با دوستانش بگذراند چیست؟ نگرانی شما از ارتباط داشتن همسرتان با دوستانش چیست؟ آیا از ابتدای ازدواج و یا پیش از آن نیز، ارتباط همسرتان با دوستانش زیاد بوده است؟ و یا مدتی است که ارتباط بیشتر شده است؟ درصورتی که شغل همسرتان با دوستانش مشترک است این ارتباط را نمی‌توان به راحتی قطع کرد چرا که همسرتان خواسته یا ناخواسته با دوستانش ارتباط خواهد داشت.

      دوست همسرتان باشید

      با همسرتان صحبت کنید، ذکاوت بیشتری به خرج دهید و لذت‌هایی را که با دوستانش تجربه می‌کند شناسایی کنید. چه بسا شما بتوانید آن شرایط را فراهم کنید. آنچه تفریح را لذت بخش می‌کند، احساس رهایی از مشکلات روزمره و افکار نگران کننده است. در صورتی که تفریح شما و همسرتان این گونه نیست، هوشیار باشید.

      در صورتی که دوستان همسرتان افراد مطمئنی از نظر اخلاقی نیستند و شما نگران سلامت همسرتان در ارتباط با اموری همچون اعتیاد هستید از اطرافیانتان کمک بخواهید. زندگی پیش از ازدواج همسرتان را، بررسی کنید اگر او پیش از این نیز ارتباط زیادی با دوستان خود داشته است؛ بنابراین همسرتان باید مهارت های زندگی مشترک را دوباره آموزش ببیند و از مهارت ارتباط با دوستان و مدیریت آن آگاهی یابد.

      پس از یافتن پاسخ این سوالات می‌توانید متوجه شوید چطور می‌توانید برای حل این موضوع اقدام کنید.

      بهترین رفتار در برابر حقیقت

      بهتر بود مثالی از دروغ‌های گاه و بیگاه همسرتان را عنوان می‌کردید. با این حال ابتدا شرایطی را که در آن همسرتان دروغ می‌گوید شناسایی کنید. گاهی خود ما باعث می‌شویم طرف مقابلمان حقیقت را از ما مخفی نگاه دارد. نحوه برخورد شما با گفتن حقیقت از جانب همسرتان، بسیار حائز اهمیت است. چنانچه در هر صورت شما بدون منطق و با عصبانیت برخورد کنید، او را مجبور خواهید کرد جمله‌ای توجیه کننده، را در قبال حقیقت به شما تحویل دهد!

      موانع را بشناسید

      مهارت ایجاد تعادل بین تمامی امور زندگی موضوعی است که همه افراد به آن نیاز دارند و شما و همسرتان نیز از این امر مستثنا نخواهید بود. البته حضور شما نیز در کنار همسرتان و همراهی وی در این امور، دارای اهمیت ویژه ای است؛ چرا که زمانی که شما و همسرتان زندگی مشترکی را شروع کردید این تعهد را دادید در هر مرحله، در کنار یکدیگر باشید؛ بنابراین مشکلات زمانی حل خواهد شد که شما همراه همسرتان باشید و نه در مقابل وی.

      برای ایجاد تعادل در امور مختلف زندگی، ابتدا باید موانع آن را بشناسید. عواملی نظیر نداشتن اهداف مشخص و از این شاخه به آن شاخه پریدن، نداشتن اطلاعات کافی در زمینه‌های مرتبط، نداشتن برنامه ریزی برای زندگی و مسئولیت پذیری پایین در بهم زدن تعادل زندگی دخیل هستند.

      ۴ گام تا رسیدن به تعادل در زندگی

      برای اینکه تعادل را در زندگی خود برقرار کنید چه باید بکنید؟

      ۱. ابتدا وضعیت فعلی خود را بررسی کنید: آنچه را که تا کنون انجام داده‌اید بررسی کنید و جاهایی را که به قول معروف از خط تعادل خارج شده‌اید شناسایی کنید.

      ۲. اهدافتان را مشخص کنید: برای این منظور فهرستی از اهدافتان را بنویسید و بر اساس اولویت دستیابی، آن‌ها را مرتب کنید. به طور دقیق و واضح هر هدف را توضیح دهید.

      ۳. دوباره برنامه ریزی کنید: حال وقت آن رسیده، با توجه به اولویت‌ها و با توجه به آنچه تا کنون انجام داده‌اید، برنامه‌ای مناسب را تهیه کنید. کمی وسواس به خرج دهید و جزء به جزء امور را مشخص کنید.

      ۴. جنبه‌های مختلف زندگی‌تان را بشناسید: علایق، مسئولیت‌ها، توانمندی‌ها و نیازمندی‌های خود را بشناسید و نگذارید آنها کنترل شما را در دست بگیرند. با شناسایی آن‌ها می‌توانید در مواقع لزوم به آن‌ها، بپردازید.در کنار تمام استرس و ترس های بعد از زندگی مشترک، مردان همیشه در یک سرگردانی بین دوستان و همسر خود است. دوستانی که اگر همراهیشان نکند زن ذلیل خطاب و همسرش به علت رفیق بازی او را متعهد به خانه و خانواده نمی داند. در روزهای اول ازدواج و زندگی به وابسته جدید بودن و برنامه های مختلفی که بین زوج وجود دارد، ارتباط با دوستان چه از جانب مرد و چه از جانب زن دچار اختلال هایی می شود اما رفته رفته با قرار گرفتن در مسیر زندگی و روی غلطک افتادن برنامه ها، هم زن و هم مرد زمان برای با دوستان خود بودن نیز پیدا می کنند.

      بودن مردان با دوستان مذکر خود، در سلامتی آنها تاثیر گذار است. مردان به تفریح و گشت و گذار با دوستان خود نیازمند هستند. اما قطعا این جمله برای زنان بسیار ناخوشند و غیرمنطقی است. حتی ترجیح می دهند این سلامتی که در اثر با دوست بودن قرار است برای همسرشان ایجاد شود، نباشد.

      یافته‌های محققان آلمانی نشان می‌دهد که صرف وقت با دوستان مذکر برای سلامت مردان مفید است. این خبر چیزی نیست که همسر یک مرد خوش‌گذران دوست داشته باشد بشنود: دانشمندان ثابت کرده‌اند مردان به گشت و گذار شبانه با دوستان خود نیاز دارند!

      از علل مشاجرات معمول میان همسران، همین گلایه از صرف وقت با دوستان و به اصطلاح «رفیق‌باز» بودن مردها است. بسیاری از زنان از همسر خود انتظار دارند وقت آزاد خود را بیشتر با خانواده گذرانده و از جمع‌های دوستی دوران مجردی‌شان فاصله بگیرند. این خواسته که در موارد بسیاری انتظار به حق و به جای یک همسرِ نگران کانون خانواده است، می‌تواند سبب سوءتفاهم و کدورت شود.

      بعضا علاقه مردان به همنشینی با دوستان خود، به فرار از جمع خانواده، بی‌مسئولیتی و بی‌قیدی آن‌ها نسبت داده می‌شود. این نوع نگاه ممکن است به بروز شک، اضطراب و بدبینی منجر شده و مردان را با اتهام بی‌وفایی و خیانت مواجه کند. ممکن است بسیاری از مردان نیز از دلیل علاقه خود به معاشرت با دوستان هم‌جنس و احیانا مجرد بی‌خبر باشند یا خود را به دلیل چنین خواسته‌ای سرزنش کنند.

      بنا به یک تحقیق جدید، احتمال کاهش استرس مردان هنگام هم‌نشینی با هم‌جنس‌های خود، بیشتر از زمان بیرون رفتن با جنس مخالف یا صرف وقت با خانواده است. بر اساس این پژوهش، که لابد از این پس به عنوان بهانه مورد اشاره‌ی مردان بسیاری قرارخواهد گرفت، حضور در یک گروه باعث می‌شود عوارض اضطراب مردها را کمتر آزار دهد.

      دانشمندان دانشگاه گوتینگن آلمان با مطالعه نوعی از میمون‌ها موسوم به باربِری مِکاک (Barbary macaque) که رفتارهای اجتماعی‌شان بسیار
      بد‌ترین پیامد داشتن رابطه بیش از اندازه با دوستان یا به اصطلاح عامیانه‌تر «رفیق بازی» این است که فاصله بین افراد بیشتر و بیشتر می‌شود و هر یک از زوجین ترجیح می‌دهند کمترین ارتباط را با یکدیگر داشته باشند.
      به انسان شبیه است، دریافتند سطح هورمون استرس مردانه در میمون‌های نَر، هنگام معاشرت با شریک زندگی یا دیگر اعضای خانواده به سرعت افزایش می‌یابد. اما همین میمون‌ها میان گروهی از نرهای دیگر بسیار آرام‌تر بودند.

      محققان همچنین کشف کردند که بیماری‌های مرتبط با استرس، تنها میان میمون‌های ماده یا زوج‌ها شایع است. این تحقیق که در مجله PNAS منتشر شده است به این نکته نیز توجه کرده که نَرها چگونه از یکدیگر مراقبت می‌کنند. میان انسان‌ها این مراقبت به شکل «هوای هم را داشتن» و رفتارهایی موسوم به «مرام و معرفت» دیده می‌شود، و در میمون‌ها به صورت جدا کردن حشرات و کَک‌ها از موی بدن یکدیگر.

      به گفته کریستوفر یانگ از گروه تکامل اجتماعی نخستی‌سانان در همین دانشگاه، اگر نخستی‌سانان نَر در گروه‌هایی با چند حیوان نرِ دیگر زندگی کنند، معمولا بین آن‌ها درگیری شدیدی بر سر دسترسی به ماده‌ها در می‌گیرد، اما نرهای گروه می‌توانند با چند همگروهیِ نر دیگر روابط دوستانه‌ای برقرار کنند. میمون‌های نَر دوستی‌های اجتماعی مشابه انسان برقرار می‌کنند که استرس‌های زندگی روزمره را در آنان کاهش می‌دهد.

      به نظر می‌رسد دانستن این نکته علمی ساده می‌تواند درک زنان از رفتار همسران خود، و همچنین آگاهی مردان از نیازهای روحی‌شان را ارتقا بخشد. مردان می‌توانند گهگاه با معاشرت با دوستان و همکاران، برای ساعاتی دغدغه وظائف خانوادگی را فراموش کرده و از طریق کاهش سطح استرس، کیفیت زندگی خود را بالا ببرند. البته جلب اعتماد همسر محترم، پیش‌نیاز مهم چنین امری است.

      عکس این قضیه دنیا شکل دیگری است. مردان از همسران خود می خواهند برای عوض شدن روحیه و سرگرمی شان هم که شده در ماه یک بار با دوستانشان در خانه یا در بیرون از خانه جمع شوند. گرچه ممکن است این دور هم جمع شدن زنان نه تنها در سلامت شان تاثیر مثبت نداشته باشد، بلکه گاهی حرف های خاله زنکانه و چشم و هم چشمی های نا به جا روحیه شان را از سوی دیگر دچار تغییر کند.

      اما مزیت‌های داشتن دوست خوب بر هیچ کسی پوشیده نیست اما جایگاه همین دوستی و رفاقت باید در زندگی مشترک زوجین تعریف شود به‌گونه‌ای که مسلط بر زندگی نشده و زندگی را تحت‌الشعاع خویش قرار ندهد، برخی از مردها به جهت آزادی ای که دارند، رفیق‌باز هستند. هر کسی را به منزل می‌آورند و براساس غفلتی که دارند یک زمان به خودشان می‌آیند که در دام فساد گرفتار شده‌اند. به قماربازی یا استعمال مواد مخدر یا میگساری عادت کرده و به شب‌نشین‌های خانمان‌برانداز
      فردی که در زندگی مشترک در انجام وظایف زناشویی و همسرداری کوتاهی می‌کند، خواسته یا ناخواسته باعث می‌شود که همسرش بیشتر از گذشته اوقات فراغت خود را با دوستانش سپری کند.البته کوتاهی همسر تنها یکی از دلایل رفیق بازی است به عبارت دیگر این رفتار نادرست می‌تواند دلایل دیگری هم داشته باشد.در پی این نوع رفتار‌ها به مرور زمان آن عاطفه و احساسی که اوایل ازدواج وجود داشته است از بین می‌رود و در ‌‌نهایت ممکن است به طلاق عاطفی منجر شود.
      قدم می‌گذارند و همین امر باعث سردی در زندگی شده و مقدمات پاشیده شدن آن را فراهم می‌آورد. باید بر این نکته تاکید کرد در خانواده‌ای که مرد آن رفیق‌باز باشد همه چیز زندگی را فدای رفیقش می‌کند و همسرش را آزار می‌دهد و فرزندان از پدر بیزار می‌شوند و در نهایت کانون گرم خانواده از هم می‌پاشد.

      اصلاح رفتاری زنان
      افراط و تفریط در همه حوزه های زندگی و ارتباطی مشکلاتی را به همراه می آورد. تعبیر همان اصطلاح ” نه شوری شور، نه به این بی نمکی”و زوج هایی که دایره ارتباطی و دوستانی ندارند و یا زوج هایی که آنقدر تعداد رفیق بازی هایشان زیاد است که فرصت باهم بودن برایشان به ندرت اتفاق می افتد. هم در حوزه افراط و هم در حوزه تفریط هر دو فرد دچار مشکل هستند.

      زوجی که نتوانند برای فارغ شدن از مسائل زندگی چند ساعتی را با دوستان خود بگذارنند و یا زوجی که فرصتی برای پرداختن به امور زندگی خود ندارد، هر دو علت العلل این مشکل خواهند بود. فردی که در زندگی مشترک در انجام وظایف زناشویی و همسرداری کوتاهی می‌کند خواسته یا ناخواسته باعث می‌شود که همسرش بیشتر از گذشته اوقات فراغت خود را با دوستانش سپری کند. در این حالت ممکن است مرد یا زن رشد یافته باشند اما چون همسرشان در ایفای نقش همسری ضعف‌هایی دارد، فرد با بودن بین دوستانش احساس می‌کند آرامش بیش تری دارد. در واقع وقتی یک مرد یا زن نتواند نقش آفرینی صحیحی در خانه داشته باشند، کانون خانواده سرد می‌شود و یکی از زوجین ترجیح می‌دهد نیاز عاطفی‌اش را در جمع دوستانش و‌گاه متاسفانه با نشاط‌های کاذب تامین کند. البته کوتاهی همسر تنها یکی از دلایل رفیق بازی است به عبارت دیگر این رفتار نادرست می‌تواند دلایل دیگری هم داشته باشد.

      همسری که تلاش می‌کند عادت ناپسند رفیق بازی را از سر همسرش بیندازد ولی موفق نمی‌شود، به این دلیل است که ارتباط بین آن‌ها کمرنگ شده است. در این مواقع ممکن است زن یا شوهر به دلیل دلسوزی‌های زیادی که به هم دارند با شریک زندگیشان، با جملات امری یا دستوری برخورد کنند. این نوع صحبت کردن به طور خاص با روحیات جنس مذکر به هیچ وجه سازگار نیست. خانم‌ها باید بدانند در صورتی که به خاطر عمل اشتباه شوهرشان، مرتب به او دستور بدهند، نه تنها مشکل حل نمی‌شود بلکه فاصله عاطفی آن‌ها از هم زیاد می‌شود. زنان باید درک کنند مردان لحظاتی نیاز دارند با دوستان خود خلوت داشته باشند، به قول خودشان حرف های مردانه بزنند و ثانیه هایی را به قسط و وام زندگی و مسائل آن فکر نکنند.

      *راهکارهایی برای مردان

      دوران مجردی پایان یافته است
      بهتر است بدانید بعد از ازدواج
      صرف وقت با دوستان مذکر برای سلامت مردان مفید است. حضور در یک گروه باعث می‌شود عوارض اضطراب مردها را کمتر آزار دهد
      دوران مجردی پایان یافته است و خیلی چیز‌ها در زندگی شما با ازدواج تغییر می‌کند. روابط دوستانه یکی از مواردی است که با این دوران تغییر می‌کند و‌‌ همان طور که گفته شد وقت آزاد و اولویت بندی افراد با این تغییر شرایط عوض خواهد شد، اما یک راهکار دیگر هم وجود دارد؛ شما دیگر مثل گذشته زمان آزاد زیادی نخواهید داشت اما حذف کلی و قطع رابطه با دوستان هم درست نیست.

      به همین دلیل یکی از راهکار‌ها این است که در مورد روابط خود خوب فکر کنید. آنهایی که برایتان مهم‌تر است را در ذهن مشخص و برای تمدید روابط با آن‌ها برنامه ریزی کنید. شما می‌توانید دوستان جدیدی هم پیدا کنید. دوستانی که زوج باشند و شما بتوانید همراه با همسرتان در کنار آن‌ها وقت بگذرانید، اما تمام این شرایط زمانی امکان پذیر است که زوجین با یکدیگر به نتیجه و تفاهم رسیده باشند و قبل از هر تصمیم گیری با یکدیگر گفتگو کنند.

      اولین قدم: اصلاح رابطه خود
      همسری که تلاش می‌کند عادت ناپسند رفیق بازی را از سر همسرش بیندازد ولی موفق نمی‌شود، به این دلیل است که ارتباط بین آن‌ها کمرنگ شده است. در این مواقع ممکن است زن یا شوهر به دلیل دلسوزی‌های زیادی که به هم دارند با شریک زندگیشان، با جملات امری یا دستوری برخورد کنند. این نوع صحبت کردن به طور خاص با روحیات جنس مذکر به هیچ وجه سازگار نیست. خانم‌ها باید بدانند در صورتی که به خاطر عمل اشتباه شوهرشان، مرتب به او دستور بدهند، نه تنها مشکل حل نمی‌شود بلکه فاصله عاطفی آن‌ها از هم زیاد می‌شود.

      استفاده از جملات محبت آمیز را فراموش نکنید
      فرض کنید مردی به خانه دیر می‌آید. همسرش هم نگران شده و به خاطر دلسوزی می‌گوید «باز که دیر آمدی و خبر ندادی؟» یا «تو همیشه دیر می‌آیی». این گونه جمله‌ها با اینکه توهین نیست ولی به مرد شوک وارد می‌کند و ممکن است مرد هم در جواب بگوید «اصلا خوب کاری کردم، که دیر آمدم» یا «از این به بعد دیر‌تر هم خواهم آمد!» همین طور که می‌بینید استفاده از جملاتی نظیر این جمله‌ها، ممکن است باعث قطع ارتباط عاطفی زوجین شود. حالا اگر خانم به همسرش بگوید «نگرانت بودم» یا «دلتنگت شده بودم». این جملات برای مرد‌ها یک بار عاطفی دارد و باعث می‌شود آن‌ها درباره این عملشان بیشتر فکر کنند و درباره آن تصمیم جدیدی بگیرند. استفاده از جملات مثبت، یکی از مهارت‌های ارتباط مطلوب است. این را هم بدانید که اگر این مشکل برطرف شد، باید خاطرات آن را در زباله‌دان تاریخ زندگیتان بیندازید و هیچ وقت نه به آن‌ها فکر و نه آن روز‌ها را یادآوری کنید.

  8. سلام . علیرضا هستم.۱۵ سالمه و یه ماه دیگه میرم تو ۱۶ سال . پدر و مادرم جدیدا خیلی سخت گیر شدن و نمیزارن برم بیرون و با دوستام باشم . باهاشونم حرف میزنم فایده نداره . اصلا از این وضع خوشم نمیاد . وقتی نمیرم بیرون تو خونه دیوونه میشم و انگار افسردگی میگیرم . خواهشن کمکم کنید ممنون از سایت خوبتون

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید شما که خب در سن بلوغ هستید و داشتن افکار منفی حساسیت نسبت به رفتارهای پدر و مادر و بیشتر شدن حس عدم درک و شکاف نسل ها تقریبا یک مساله شایع و فراگیر در این سن است منتهی در نظر داشته باشید که با همه این شرایطی که وجود دارد به هر حال شاید یک نکته بسبار مهم این باشد که به هر صورت باید توجه داشته باشید که خانواده شما باید با روانشناس صحبت داشته باشند و باید درنورد شرایط سنی شمل بدانند درسته مدر و مادر هستند و حق دارند با شرایط جامعه کنونی نگران باشند و نتوانند مسائل را مدیریت کنند ولی به هر حال یک مساله بسیار مهم این است که بدانید ..
      اگر خانواده ها هم درک مشترک داشته باشند می توانند به رفع مساله کم کنند بعنی هم شما ازادی های در چهارچوب داشته باشبد و اونقدر محدودون نکنند که از خانواده زده شوید و هم اینکه شما طوری رفتار نکنید که سلب اعتماد شود و خب این مساله موجب ازارش ن بشه و مشکلاتی را ایجاد کند ..
      به هر حال امیدوارم موفق باشید .ولی خودتون ازشون بخ اهید که حتما با هم به روانشناس مراجعه کنید که متوجه شوید هم شما و هم خانواده در این سن حد و حدود انتظارات معقول چگونه است و کمی شرایط شما رو هم در این سن درک کنند چون محدودیت ها مشکلات زیادی را ایجاد می کند در حدی که ممکن است احترام بین خانواده ها از بین برود
      به هر صورت موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  9. با سلام
    دو تا سوال دارم
    با مدیری که تحقیر میکنه مثلا کارمند رو این صدا میکنه و کارهای بی اهمیت میده چکار باید کرد
    با همکار خاله زنک و تیکه انداز چه باید کرد.

    • با سلام
      دوست عزیز
      مدیریت شرایط کاری مساله مهمی است چه مدیر باشد و چه کارمند دیگر گاهی خود افرا طوری در محیط کار رفتار می کنند که موجب می شود که دیگران هم با او راحت و صمیمی برخورد کنند و احترامش حفظ نشود ولی اگر شما و یا هر فردی بتوانید خودتون احترام خودتون رو حفظ کنید وقتی مدیر بد برخورد کردناراحتی رو نشون بدید البته کاملا محترمانه فیدبک بدهید که ناراحت شدید مطمئن باشید برخورد بهتر می شود
      مگر اینکه شخصیت یک مدید این طور باشد که انقدر شیفته ریاست باشد که لذت بب د ار اینکه این طور رفتار می کند
      و یک مساله دیگر اینکه بهتره بدونید که اون چیزی که مهم است این است که در مواجعه با همکارتون بدونید که اگر واقعا این شرایط را دارد که حرف را رد و بدل کند ار کاه کوه بسازد و اطمینانی ندارید به او رابطه را تا حد ممکن محدود کنید ببینید برخی ها نمی توانند شخصیت خودشون رو تغیی بدهند و می خواهند با همه رابطه خوب و دوستانه داشته باشند در صورتی که اصلا الزامی به این مساله نیست که با هر فردی بخواهیم خوب برخورد کنیم ..
      هر فردی به هر حال محترم است ولی برای داشتن ارامش اعصاب دوستی و معاشرت حتی درحد همکار درست نیست صرفا یک برخورد بسیار رسمی داشته باشید چون در محیط کار برخوردها الزام بخش است ولی قرار نیست که بخواهید هر طوری شد برخ رد و رفتار داشته باشید
      موفق و سلامت باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  10. سلام خسته نباشید
    من دختری هستم ۲۷ ساله حدود سه سال پیش یه رابطه عاطفی داشتم که به خاطر خانوادهامون تموم شد ولی الان با هر کسی که آشنا میشم و به هر دلیلی ک ازشون ناراحت میشم نمیتونم ببخشم و فراموش کنم
    یه حس لجبازی و تنفر انگار تووجودم پس از اون رابطه شکل گرفته به خودم تلقین میکردم اما الان همین حس ها خیلی به رابطه ام اسیب میزنه چطور باید درمانش کنم؟
    الان با یه اقای معقول در حال اشنایی هستم باید بگم بهشون اینا رو؟نمیخوام به خاطر لجبازی از دستش بدم همدیگرو دوست داریم ولی بعضی وقت ها فکرای منفی میاد سراغم خود خوری میکنم.. از ایشون مطمئنم از لحاظ وفاداری و..ولی تلقین های بدی میاد سراغم گاهی

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید وقتی یک رابطه عاطفی تمام می شود که در ان رابطه شما مقصر نیستید و از طرف شما مساله منتفی نیست به خاطر دلبستگی و شرایطی که ایجاد شده باید حتما مراجعه داشته باشید .و باید حتما مراجعه کنیدبه روانشناس تا ان رابطه تمام نشده تا مسائل و مشکلات مربوطه کهودر رابطه بوده حل شود
      بحث فراموشی مطرح نیست بلکه باید مساله درست مدیریت و حل شود .ضمن اینکه باید بدانید که به هر حال اشنایی با فرد جدید هم باید وقت بگذارید ولی در مورد اینکه شما دچار ناامیدی و بدبینی هستید باعث دلزدگی ایشون میشه ولی برای اصلاح رفتارها حتما اقدام داشته باشید .
      بدانید که به هر صورت شما می توانید موفق عمل کنید در رابطه و اشنایی ولی همزمان زیر نظر روانشناس بودن اهمیت دارد …چون این بدبینی تحت شرایطی ایجاد شده که می تواند حل شود البته اگر خود شما بخواهید که حل و مدیریت شود .
      این حس تنفر ممکنه بعد از ازدواج هم لطمه ای به زندگی باشد که طبیعتا باید دقت داشته باشید و نباید به راحتی از ان بگذرید ..
      به هر حال فقط اشنایی نیست بعد هز ازدواج هم هر چه شناخت از شخصیت خودمان بیشتر باشد مدیریت درست تری خواهیم داشت ..
      اصلا نگران نباشید و بهتره بدون اسارس با طرف مقابلتون پیش برید به هر حال امد و شد ها خودش باعث اشنایی شود ..و با اخلاقیات و رفتارها اشنا می شوید ..
      و خب خودشون شرایطی رو می بینند منتهی وقتی شما با روانشناس مشورت داشته باشید به درستی رفتار خواهید کرد ..
      امیدوارم خوشبخت باشید
      موفق باشید ..
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  11. سلام من ۲۷ سالم است و در ۱۷سالگی عروسی کردم زمان که خواستگاری رفتم بخاطر شرایط مالی خوب که داشتم خانواده خانم من قبول کرد بدون رضایت خانم ام یک عشق یک طرفه من خبر نداشتم خانم هیچ علاقه به من نداشت تا بعد دو سه سال متوجه شدم عاشق کسی دیگه بود می خواستم باهش حتی فرار کنه یک کار با من کرد که همه فکر می کردن من خیلی آدم مزخرف هستم اون فقط می خواست من پیش بقیه کوچیک کنه خلاصه بخاطر دخالت های فامیل خانم مجبور شدم از ایران خارج بشم البته بدون خانم هر چی بهش گفتم بیا با هم بریم قبول نکرد گفتم هر جا دوست داری بریم قبول نکرد خلاصه من داخل یک کشور بودم سازمان ثبت نام کردم منتظر قبول نشستم تا یک سال اول زیاد حرف میزدم اما کم کم رابطه ما هرروز سرد تر از دیروز میشد چهار سال بعد که داخل اون کشور بودم بیست بار هم تلفنی حرف نزدیم خلاصه خانم هی دروغ بهانه های الکی می گرفت تلگرام اینستاگرام ایمو تانگو همه برنامه داشت میگفت ندارم خلاصه پیدا کردم هر کاری که میکردم قبول نمی کرد من داخل فرند هایش باشم الان چند ماه میشه در آمریکا هستم از اون زمان که امدم خیلی اخلاق اش عوض شده هی خوبی می کنه نمی دانم چیکار کنم اون توی این ده سال هیچ علاقه به من نداشت هیچ وقت خوب حرف نمی زد زمان خوب بود که پول یا از چیزی خوش می امدخوب حرف میزد نمی دانم الان چی شده که انقدر خوبه شده الان نمی دانم چیکار کنم

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید مگر نمی فرمایید با فردی دیگری رابطه داشته و اصلا علاقه ای نداشته حتی نشون می داده که به هر حال این عدم علاقه وجود دارد و کاری می کرده که دیگران فکر کنند که شما فرد مناسبی برای ایشون نیستید ..
      خب وقتی ایشون همه این رفتارها رو نشون می داده ..ولی اکنون که در خارج از کشور هستید محبت داره یه دلیلش می تونه این باشه که ایشون بخواد به این واسطه بیاد اونجا گرچه می فرمایید ابتدا قبول نکرده و خب معلوم نیست این مدتی که شما اونجا بودید ایشون چه می کرده
      به هر حال همه این موارد رو در نظر بگیرید ..ببینید مساله پشیمانی از رفتاری که وداشته بعد از ده سال کمی غیر منطقی به نظر می رسد و باید دقت داشته باشید که اکنون باهاشون صحبت کنید و در مورد رفتارها و شرایط از ایشون سوال کنید ..
      در نظر داشته باشید که افراد در زندگی با مسائلی رو به رو می شوند
      ولی شما سنتون کمه و خوب علاقه بیشتر یک طرفه بود تلاش ها برای اینکه ایشون در کنار شما زندگی کنند ولی می فرمایید که نتیجه ای نداشته
      و برای فردی که از زندگیش راضی نیست نبود همسر اجازه میده که فعالیت هایی که دوست داره رو انجام بده ..به هر حال بهتره حتما حضوری با روانشناسی مراجعه داشته باشید و اکنون هم به همسرتون بفرمایید که باید تغییر رفتاری رو در ایشون ببینید از این موقعیت استفاده کنید
      اگر ایشون واقعا دلش با زندگی باشه بهتره یک مدت اگر شرایطش رو دارید رفت و امد کنید و متوجه تغییرات شوید و سریع برای اقامت و حضور ایشون اقدامی نکنید حتی اگر رفتار تغییر کرده و بحث زندگی د امریکا نیست و کلا رفتارهای ایشون عوض شده بهتره که باز باشید باهاشون چون ممکنه به خاطر پول و شرایط مالی باشد
      ببینید نمی خواهم نگاه بدبینانه ای داشته باشم منتهی با شرایزی که شما می فدمایید پذیرش این مساله که ممکنه شرایطی وجود داشته باشد کمی سخت است
      امیدوادم موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  12. سلام و تشکر از زحمات شما و وب سایت عالیتون و خدا قوت
    کتابی که تمرین های کاربردی برای افزایش اعتماد بنفس و جرات ورزی داره و مهارت حل مسئله لطعا معرفی بفرمایید

    • اغلب افراد موفق اعتماد به نفس بالایی دارند. پر واضح است که آنها به خود و آنچه که انجام می دهند ایمان دارند. به یاد داشته باشید موفقیت آنها سبب افزایش اعتماد به نفسشان نشده؛ بلکه روحیه ی خودباوری این افراد، آنها را به سمت موفقیت سوق داده است.

      یک انسان با اعتماد به نفس سالم و طبیعی می تواند احساس خوبی نسبت به خود داشته باشد، ارزش خود را بداند و بخاطر قابلیت ها، مهارت ها و موفقیت هایش احساس غرور و رضایت کند. اما کسی که اعتماد به نفس ضعیفی دارد، احساس می کند مورد قبول و علاقه ی هیچ کس نیست و نمی تواند هیچ کاری را درست انجام دهد. امروز قصد داریم شما را با هشت راهکاری که به کمک آنها می توانید اعتماد به نفس خود را بالاتر ببرید، آشنا کنیم.

      با دیجیاتو همراه باشید.

      در نظر داشته باشید که شک، محصول باور نداشتن به خود است. وقتی شما خودتان را باور ندارید، چطور می توان انتظار داشت کسی به شما، ایده ها و توانایی هایتان ایمان داشته باشد؟ برای غلبه بر چالش های جدید، باید اعتماد به نفس داشته باشید. افراد ترسو و هیچگاه نمی خواهند از حریم آسایش خود بیرون بیایند. به همین دلیل افرادی که اعتماد به نفس کافی ندارند، همواره از کنار فرصت های مناسب عبور کرده یا در یک بن بست شغلی گیر می کنند. افرادی که اعتماد به نفس ندارند، مغلوب شرایط دشوار خارجی می شوند.

      افراد موفق هیچگاه موانع را باور نداشته و همواره در پی عبور از آنها هستند. هیچکس جز خودتان نمی تواند در رسیدن به موفقیت، پیشرفت و آنچه می خواهید انجام دهید، مانع شما شود. حالا زمان آن فرا رسیده است که شک به خود و توانایی هایتان را دور بریزید و با تلاشی دو چندان برای رسیدن به موفقیت، رو به جلو حرکت کنید.

      اعتماد به نفس یکی از ارکان اصلی پیشرفت شغلی است و اگر بتوانید این قابلیت را در خودتان افزایش دهید، به جاهایی خواهید رسید که حتی فکرش را هم نمی کنید. هر کسی می تواند با داشتن روشی مناسب و تلاشی مضاعف، اعتماد به نفس خود را بالا ببرد. مطمئناً با برداشتن هر قدم در این راه، حس اعتماد به نفس بیشتری خواهید کرد. سعی کنید این ۸ راهکار را در بطن زندگی خود به کار ببندید:

      ۱- ارزیابی منصفانه ای از خودتان داشته باشید

      جانی یونایتس فوتبالیست معروف آمریکایی می گوید «بین غرور و اعتماد به نفس تفاوت وجود دارد؛ غرور زمانی است که شما در مورد خودتان دست به بزرگنمایی بزنید. در حالیکه اعتماد به نفس، به معنای باور داشتن به توانایی خود در انجام کارهاست. به عبارت دیگر اعتماد به نفس از طریق تلاش فراوان به دست می آید و آنهایی که این ویژگی را دارند، افرادی خودآگاهند. به یاد داشته باشید هنگامی که اعتماد به نفس شما از توانایی تان فراتر رود، دچار خود بزرگ بینی خواهید شد؛ بنابراین بین این دو تفاوت قائل شوید.

      شالوده ی اعتماد به نفس حقیقی بر پایه ی واقعیت ها بنا شده است. برای اینکه بتوانید اعتماد به نفستان را بالا ببرید، باید ارزیابی دقیق و صادقانه ای از خود و توانایی هایتان داشته باشید. اگر هنوز نقاط ضعفی در شما وجود دارد، برای بهبود آنها برنامه ریزی و راهی پیدا کنید تا اثرات منفی شان را به حداقل برسانید. به خاطر داشته باشید بی توجهی نسبت به نقاط ضعف و یا نقطه ی قوت نشان دادن آنها، هیچ کمکی به از بین بردنشان نخواهد کرد. به همین ترتیب، داشتن درک درست از توانایی ها می تواند انتقادات یا بازخورد های منفی را کاهش و به شما اعتماد به نفس بیشتری بدهد.

      ۲- “نه” بگویید

      تحقیقات انجام شده در دانشگاه کالیفرنیا نشان داد که هر چقدر نه گفتن برایتان دشوارتر باشد، احتمال اینکه به اضطراب، فرسودگی شغلی و حتی افسردگی دچار شوید، بیشتر می شود و همه ی این عوامل باعث کاهش اعتماد به نفس در شما خواهند شد. افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند به خوبی می دانند که “نه” گفتن، به نفع آنهاست. این افراد چنان عزت نفسی دارند که مخالفت خود را به وضوح بیان می کنند. وقتی زمان نه گفتن فرا می رسد، آنها از جملاتی مانند “فکر نمی کنم بتوانم انجام دهم” یا “شک دارم” استفاده نمی کنند. این افراد با اعتماد به نفس “نه” می گویند زیرا می دانند نه گفتن به یک تعهد جدید، احترام به تعهدات فعلی شان است و به آنها فرصت می دهد تا با خیال راحت، وظایف قبلی شان را انجام دهند.

      ۳- با رئیس خود ارتباط خوبی برقرار کنید

      یک ارتباط پرتنش با کارفرما می تواند اعتماد به نفس افراد باهوش را نیز تخریب کند. البته با وجود انتقاد رئیستان از عملکرد شما یا تضعیف روحیه ی مشارکتتان در تیم، حفظ اعتماد به نفس دشوار است اما باز هم تلاش کنید آن را از دست ندهید. همواره سعی کنید تا نقاطی که باعث سوتفاهم شده و ارتباط شما را با رئیستان خراب کرده بیابید و در جهت رفع آن تلاش کنید. اگر به هیچ وجه نتوانستید این ارتباط را درست کنید، وقتش فرا رسیده است که به دنبال شغل دیگری باشید.

      ۴- به دنبال پیروزی های کوچک باشید

      افرادی که اعتماد به نفس دارند همواره خود را به چالش می کشند و در برابر دیگران روحیه ای رقابتی دارند؛ هرچند تلاش شان به موفقیت های کوچک ختم شود. گفتنی است پیروزی های کوچک می توانند سبب ایجاد گیرنده های آندروژنی جدیدی در مغز شوند که باعث به وجود آمدن روحیه ی قدردانی و افزایش انگیزه خواهد شد. این افزایش تعداد گیرنده های آندروژنی باعث اثربخشی بیشتر هورمون تستوسترون شده و در نتیجه اعتماد به نفس و اشتیاقتان برای مواجه با چالش های پیش رو بیشتر خواهد شد. بخاطر داشته باشید وقتی موفقیت های کوچکی را پشت سر هم طی کرده باشید، این افزایش اعتماد به نفس برای مدتی طولانی با شما خواهد بود.

      ۵- یک راهنما برای خودتان پیدا کنید

      هیچ کس به اندازه ی شخص باتجربه و باهوشی که راه صحیح را نشانتان دهد و شما را تشویق کند، نمی تواند باعث افزایش اعتماد به نفس در شما شود. در واقع، یک حامی خوب مانند آیینه عمل می کند و دیدگاهی به شما می دهد که باید برای باور به خود آن را مد نظر داشته باشید.

      فراموش نکنید آگاهی باعث افزایش اعتماد به نفس می شود. دانستن اینکه در هر لحظه در چه جایگاهی قرار دارید، باعث افزایش تمرکز و اثربخشی انرژی شما در انجام امور خواهد شد. به علاوه، یک مشاور خوب می تواند بعضی نکات مربوط به فرهنگ درونی شرکت ها را با توجه به روحیه ای که دارید، به شما آموزش دهد. دانستن قوانین نانوشته برای انجام کارها در محل کار، یکی از روش های عالی برای افزایش اعتماد به نفس است.

      ۶- به طور منظم ورزش کنید

      مطالعات انجام شده در مؤسسه ی تحقیقاتی اونتاریو نشان می دهد افرادی به مدت ۱۰ هفته و هقته ای ۲ بار ورزش می کنند، به مراتب از نظر اجتماعی، هوشی و جسمانی توانمندی بیشتری دارند. ورزش کردن علاوه بر اینکه تناسب اندام شما را حفظ می کند، اعتماد به نفستان را نیز بالا می برد. تمرینات بدنی سبب آزاد سازی اندورفین در بدن نیز می شوند و روحیه ی شما را مثبت و پر نشاط خواهند کرد. بنابراین همواره برای تمرینات ورزشی خود برنامه ریزی کنید؛ خواهید دید که اعتماد به نفستان بالا خواهد رفت.

      ۷- شیک لباس بپوشید

      چه بخواهید چه نخواهید، طرز لباس پوشیدنتان تأثیر بسزایی در نگرش مردم نسبت شما دارد. رنگ، برش و نوع لباس و حتی اکسسوری هایی که استفاده می کنید نیز بیانگر نوع ارتباطی است که می خواهید با دیگران برقرار کنید. از طرف دیگر، نحوه ی لباس پوشیدن هر فرد نشانگر دیدگاهی است که نسبت به خودش دارد. مطالعات نشان داده اند افراد، زمانی که رسمی لباس می پوشند در مقایسه با زمانی که لباس های معمولی خود را به تن می کنند، لحن و طرز حرف زدنشان فرق می کند.
      برای افزایش اعتماد به نفس، شیک لباس بپوشید. خوش پوش بودن یکی از راه های ساده برای افزایش اعتماد به نفس است. لباسی را انتخاب کنید که نشان دهنده ی شخصیت شماست، حتی اگر مجبور باشید زمان بیشتری را برای انتخاب لباس در مراکز خرید صرف کنید یا صبح ها زودتر از خواب بیدار شوید.

      ۸- قاطعانه صحبت کنید، نه تهاجمی

      داشتن روحیه ی پرخاشگری نشان دهنده ی اعتماد به نفس نیست؛ بلکه زورگویی شما را نشان می دهد. هنگامی که خودتان را باور نداشته باشید، به راحتی و بدون اینکه بخواهید، قلدری و دیگران را تهدید می کنید. سعی کنید در اظهار نظر های خود، بدون اینکه تهاجمی عمل کنید و شخصیت دیگران را زیر سوال ببرید قاطعانه سخن گفتن را تمرین کنید. بخاطر داشته باشید هیچگاه نمی توانید بدون اینکه روی خودتان کنترل داشته باشید، اعتماد به نفستان را افزایش دهید. همواره با صدا و لحن مناسب حرف بزنید و نسبت به طرز ایستادن خود حساس باشید. حالت بازوها، دست ها و استفاده ی بجا از آنها در هنگام حرف زدن، می تواند اعتماد به نفس را در ظاهر شما نمایان کند.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  13. سلام من میخوام خیاطی از صفر یاد بگیرم چون چیزی بلد نیستم ولی قیمت آموزشگاه ها از ۱میلیون به بالا هست من نمیتونم از پسش بربیام چطوری اموزش با قیمت مناسب برای یادگیری خیاطی پیدا کنم راهنمایی کنید لطفا .دارم اذیت میشم😢

    • با سلام دوست عزیز در مورد اینکه به این فعالیت علاقه مند هستید می توانید از فنی و حرفه ای کمو بگیرید که حای بهد از اموزش وام خوداشتغالی هم به شما می دهند که خب می تواند برای شما که علاقه مند هستید نکته مثبتی باشد که باید د نظر داشته باشید
      به هر حال امیدوارم به چندین جا از جمله موسسات مردم نهاد مراجعه کنید چون هزینه کلاس ها را ندارید تا به شما کمک کنند که در زمینه ای که تمایل دارید به شما کمک شود .امیدولرم م فق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      موفق باشید

  14. سلام من میخوام خیاطی از صفر یادبگیرم چون چیزی بلد نیستم ولی هزینه اموزشگاه ها از ۱میلیون به بالاس و من نمیتونم از پسش بربیام میخوام بدونم کجا میتونم اموزش با قیمت مناسب ببینم لطفا راهنمایی کنید.فکرم خیلی مشغوله

    • با سلام
      چگونه تبدیل به یک خیاط ماهر شویم؟
      شاید مدل مانتو یا پیراهنی که در فروشگاه می‌بینید، با سلیقه شما جور باشد، اما شاید زیادی کوتاه یا بلند باشد، آستینش تنگ یا گشاد باشد، یا لازم باشد گودی کمرتان گرفته شود؛ بنابراین لباس‌های آماده، همیشه قالب بدن نیستند؛ درحالی که با هنر خیاطی می‌توانید لباس‌هایتان را درست مطابق اندازه‌هایتان بدوزید و با طراحی مورد علاقه‌تان، منحصربه‌فرد باشید.
      خیاطی
      یادگیری خیاطی، جدا از جنبه اقتصادی، از لحاظ بهداشتی نیز اهمیت دارد. زمانی که شما برای خود لباسی می‌دوزید، تنها کسی هستید که آن را پرو می‌کنید. اگر برای این هنر ارزشمند، وقت کافی دارید، هرگز آن را پشت گوش نیندازید و شروع به تحقیق راجع به آموزشگاه‌های محل خود کنید. در این مقاله، شما را با انواع روش‌های خیاطی، مراحل مختلف یادگیری و نکات مهم در انتخاب آموزشگاه آشنا می‌کنیم.

      آسان‌ترین و دقیق‌ترین متدهای خیاطی کدامند؟
      خیاطی، متدهای مختلفی دارد و هر متد، نقاط قوت و ضعف خود را دارد. «گرلاوین» یکی از قدیمی‌ترین متدهای خیاطی است که در حال حاضر، تقریبا حالت منسوخ پیدا کرده است. این روش کمی پیچیده است و ایرادهای زیادی دارد، اما با این حال باز هم از آن استفاده می‌شود. در میان انواع متدها برای هنرجویان مبتدی، متد مولر، متد ساده و متد سایزبندی ترجیح داده می‌شوند.
      متد مولر، پیچیدگی کمتری دارد و در عین حال بسیار دقیق است. شاید در بسیاری از موارد، حتی نیاز به پرو لباس وجود نداشته باشد. متد ساده نیز روش خوبی محسوب می‌شود اما زیبایی متد مولر را ندارد و بسیاری از ریزه‌کاری‌ها در این روش حذف می‌شوند. روش سایزبندی، بر اساس الگوهای از قبل آماده است. برای مثال، شما می‌توانید با توجه به اندازه‌های خود، از الگوهایی با سایز ۳۴، ۳۶، ۳۸، ۴۰ و … استفاده کنید. یکی از نقاط ضعف این متد، محدود بودن آن است، یعنی نسبت به متدهای دیگر، قدرت مانور کمتری دارد؛ اما با این حال، روش ساده و آسانی محسوب می‌شود و مناسب هنرجویان مبتدی است. بیشتر لباس‌های تجاری، با این متد دوخته می‌شوند. متد متریک نیز بسیار دقیق است اما از آنجایی که ریز محاسبات و دستورالعمل‌های زیادی دارد، کمی دشوار محسوب می‌شود. در میان تمامی روش‌ها، متد سایزبندی، آسان‌ترین و متد متریک، دقیق‌ترین محسوب می‌شود.
      برای انتخاب کلاس خیاطی، اول از همه باید به امکانات آموزشگاه و اعتبار و سابقه کار آن توجه کرد.
      خیاطی بدون الگو برای مبتدی‌ها توصیه نمی‌شود
      آموزش خیاطی بدون الگو، برای افراد مبتدی توصیه نمی‌شود، زیرا در این روش، الگو به طور مستقیم روی پارچه پیاده می‌شود و نیاز به دقت فراوان وجود دارد. حتی برخی از ریزه‌کاری‌ها مانند پنس گرفتن در این روش به خوبی انجام نمی‌شود. اگر هنرجو یک الگو را خراب کند، فقط یک کاغذ را خراب کرده است، اما وقتی می‌خواهد الگو را روی پارچه پیاده کند، کوچک‌ترین اشتباهی می‌تواند لباس را خراب کند. حال اینکه برخی‌ها می‌گویند روش بدون الگو از این نظر آسان‌تر است که دیگر الگو روی کاغذ پیاده نمی‌شود، اما با این حال، الگو کشیدن روی کاغذ مطمئن‌ترین روش است. حداقل می‌توانید الگو را روی بدن خودتان امتحان کنید و بارها روی آن تغییر انجام بدهید. این کار خیلی بهتر از این است که پارچه را ببرید و بعد برای تغییر آن، دیگر راه چاره‌ای نداشته باشید.

      چقدر طول می‌کشد تا تبدیل به یک خیاط ماهر شوید؟
      برای انتخاب کلاس خیاطی، اول از همه باید به امکانات آموزشگاه و اعتبار و سابقه کار آن توجه کرد. البته در حال حاضر، شهریه آموزشگاه‌ها نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. در مورد مربی خیاطی نیز باید پرس‌وجو کنید تا از سوابق کاری و اعتبار مدرک مربیگری‌اش باخبر شوید. مدت زمان لازم برای یادگیری کامل خیاطی، بستگی به آموزشگاه، نوع آموزش و تلاش هنرجو دارد. برای یادگیری سریع‌تر می‌توانید از کلاس‌های فشرده یا خصوصی استفاده کنید، اما به طور کلی برای تبدیل شدن به یک خیاط حرفه‌ای، حداقل به ۳ سال آموزش و ۵ سال کار دوخت نیاز خواهید داشت. هر بار که لباس جدیدی می‌دوزید، همراه با آن نکته جدیدی یاد می‌گیرید. البته نباید همیشه فقط برای خودتان لباس بدوزید، بلکه باید با سایر اندام‌ها نیز آشنا شوید و نکات مربوط به هر ایراد اندامی را یاد بگیرید. هر چه تلاشتان بیشتر باشد، پیشرفتتان نیز سریع‌تر خواهد بود. برای یادگیری خیاطی می‌توانید از سی‌دی‌های آموزشی نیز استفاده کنید، اما این نکته را در نظر داشته باشید که سی‌دی، جای آموزش حضوری را نمی‌گیرد و بیشتر برای کسانی مناسب است که دوره خیاطی را گذرانده‌اند و می‌خواهند ریزه‌کاری‌ها را بیشتر بیاموزند.
      روزهای اول از پارچه‌ی ‌کشی استفاده نکنید!
      آموزشگاه‌ها هنگام ثبت‌نام، لیستی از وسایل مورد نیاز برای شروع خیاطی را در اختیار هنرجویان قرار می‌دهند. این لیست معمولاً شامل کاغذ الگو، قیچی کاغذ، قیچی پارچه، سوزن، سوزن ته گرد، نخ، نخ کوک، رولت، کاربن خیاطی، گچ، صابون، خط کش بلند، خط‌کش منحنی، لوازم‌التحریر، مداد رنگی، بالشتک بیضی، لایی چسب، پارچه و… است. بهتر است برای روزهای اول، از پارچه‌های ساده استفاده کنید، زیرا دوخت پارچه‌های کشی، کمی دشوار است.

      در انتخاب چرخ خیاطی به این نکات توجه کنید
      برای خیاط شدن، به یک چرخ خیاطی خانگی نیز نیاز دارید. چرخ‌ها انواع و اقسام مختلفی دارند، از جمله چرخ‌های خانگی، صنعتی، مسافرتی، میان دوز و سردوز. چرخ‌های مسافرتی، بسیار کوچک هستند و معمولاً فقط یک ردیف دوخت می‌زنند. این چرخ برای دوخت درزهای پاره شده کفایت می‌کند. شما می‌توانید آن را همراه با ۲ یا ۳ رنگ نخ به مسافرت یا قرارهای مهم ببرید.
      چرخ‌های صنعتی، معمولاً قیمت بالاتری از چرخ‌های خانگی دارند و در تولیدی‌ها و مکان‌های صنعتی به کار می‌روند. این چرخ‌ها از لحاظ دوخت، امکانات بسیار زیادی دارند. بنابراین اگر می‌خواهید مزون بزنید یا خیاطی را به عنوان حرفه خود انتخاب کنید، بهتر است چرخ صنعتی داشته باشید.
      چرخ‌های خانگی نیز با مارک‌های مختلف در بازار موجود هستند. توصیه می‌شود چرخی را انتخاب کنید که حداقل قطعات داخلی‌اش فلزی باشد، زیرا این چرخ‌ها خیلی بیشتر عمر می‌کند و کارکرد بهتری دارند.
      چرخ‌های سر دوز نیز برای پاک‌دوزی و جلوگیری از ریش شدن لبه‌های پارچه کاربرد دارد. البته برخی از چرخ‌های سردوز، امکانات دیگر هم دارند. برای مثال، پولک‌دوزی، مهره دوزی، نواردوزی، قیطان‌دوزی، مروارید دوزی و… نیز انجام می‌دهند. چرخ میان دوز نیز وسط پارچه و نه لبه پارچه را دوخت می‌زند و پاک دوزی می‌کند. دوخت آن بسیار تمیز است و بیشتر برای تی‌شرت‌ها و لباس‌هایی کاربرد دارد که می‌خواهیم همزمان روی پارچه آن‌ها هم پاک دوزی و هم دوخت انجام شود.
      آموزش خیاطی بدون الگو، برای افراد مبتدی توصیه نمی‌شود، زیرا در این روش، الگو به طور مستقیم روی پارچه پیاده می‌شود و نیاز به دقت فراوان وجود دارد.
      اگر می‌خواهید مزون بزنید …
      مانکن‌ها، بیشتر نشان‌دهنده لباس هستند. اگر می‌خواهید فقط برای خودتان خیاطی کنید، نیازی به تهیه مانکن وجود ندارد، زیرا لباس را روی خودتان پرو می‌کنید؛ اما اگر می‌خواهید مزون بزنید یا به طور حرفه‌ای خیاطی کنید، باید حتماً لباس را روی مانکن بگذارید و تغییرات لازم را روی آن اعمال کنید. برای مثال، دوخت لباس عروس، نیاز به مانکن دارد. مانکن‌ها را می‌توانید در اندازه‌های مختلف برای خانم‌ها یا آقایان تهیه کنید.

      اول از همه باید دوره نازک دوزی را یاد بگیرید
      مدارک خیاطی، مختلف است. فردی که مبتدی است باید ابتدا در یک آموزشگاه ثبت‌نام کند و دوره نازک دوزی را ببیند. این دوره چیزی حدود ۶ تا ۹ ماه به طول می‌انجامد. بعد از آن، مدیر آموزشگاه هنرجویان را به سازمان فنی و حرفه‌ای معرفی می‌کند. سپس هنرجویان باید ۲ مرحله آزمون را پشت سر بگذارند. در مرحله اول، امتحان کتبی سراسری بر اساس کتاب‌های سازمان فنی و حرفه‌ای برگزار می‌شود و هنرجویان از تمام آموزشگاه‌ها در آن شرکت می‌کنند. پس از آن نیز در خود آموزشگاه یا مکانی دیگر، امتحان عملی گرفته می‌شود. برای امتحان عملی، هنرجو باید چرخ خیاطی و سایر لوازم مورد نیاز را با خود به محل ببرد و طبق درخواست آزمون گیرنده، یک مانتو یا لباسی دیگر بدوزد.

      می‌خواهید کت، کاپشن و پالتو بدوزید؟
      پس از اتمام دوره نازک دوزی، هنرجو می‌تواند دوره ضخیم‌دوزی را بگذراند. در واقع، نازک دوزی درجه دوم خیاطی و ضخیم‌دوزی درجه اول خیاطی به حساب می‌آید. این دوره نیز چیزی حدود ۳ ماه زمان می‌برد. البته این دوره‌ها با توجه به تلاش هنرجو و آموزشگاه مورد نظر می‌توانند کمتر یا بیشتر طول بکشند. در ضخیم‌دوزی، دوخت انواع پالتو، کت، کاپشن، پانچو، جلیقه، آسترکشی و … آموزش داده می‌شود.
      این دوره نیز شامل آزمون کتبی و عملی است و در صورت قبولی، به هنرجو مدرک فنی و حرفه‌ای اعطا خواهد شد. لازم به ذکر است که در هر دو دوره، هم بالاتنه و هم پایین‌تنه کار خواهد شد. از دیگر دوره‌های خیاطی می‌توان به دوره لباس شب، لباس زیر، لباس کشی، دوره چروک پارچه، خیاطی با چهل تیکه، دوره سنگ دوزی، روبان دوزی، دوخت‌های سنتی و … اشاره کرد.

      حتماً لازم نیست تبدیل به یک خیاط حرفه‌ای شوید!
      شاید شما بخواهید فقط برای خودتان از روی مجلات خیاطی با الگوی آماده، لباس بدوزید؛ بنابراین اگر نمی‌خواهید دوره خیاطی را کامل بگذرانید و تبدیل به یک خیاط ماهر شوید، می‌توانید فقط یک دوره سایزبندی آموزش ببینید، زیرا در این روش نیز از الگوهای آماده استفاده می‌شود. دوختن لباس از روی ژورنال‌های خیاطی و الگوی آماده، بیشتر به کسانی توصیه می‌شود که جثه مناسبی داشته باشند، زیرا الگوهای آماده بر اساس جثه مانکن درست شده‌اند و تغییرات لازم مانند چین و برش و… در آن اعمال شده است و نیازی نیست کار اضافه انجام دهید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  15. سلام
    من یهرخصوصیت اخلاقی که دارم وقتی شخصی حرفی میزنه در مورد من که صحیح نیست سریع بهم بر نیخوره و واکنش های تند نشون میدم. دوست دارم این رفتارم کنترل کنم به نظرتون چکار میشه کرد.

    • با سلام دوست عزیز
      ببینید به هر حال این شرایط بیشتر هنگامی اتفاق می افتد که حرف دیگران برای شما اهمیت دارد ..اگر حرفی واقعا منطقی باشد که خب طبیعتا فرد می پذیر د ولی هیچ فردی انتقادی که منصفانه نباشد را نمی پذیرد منتهی بحث شما که مربوط به اینه که ظاهرا زود عصبانی می شوید و الا خب باید دید در چه موقعیتی و در مورد چه فرد یا افرادی
      خب اگر در برابر فرد مهم در زندگی شما باشد یک مساله است و اگر در برابر فردی باشد که اهمیت خاصی ندارد ولی باز به همان اندازه برای شما ناراحت کنندس مساله دیگر است
      به هر حال خشم تکنیک های مدیریتی دارد ..ولی اگر مساله دیگری باشد خب ان باید بررسی شود ..و امیدوارم مساله ای نباشد و به زودی مرتفع شود

  16. سلام من۲۸سال سن دارم اعتمادبه نفس من خیلی پایینه همیشه فکرمیکنم بقیه خیلی ازمن بهترن البته درظاهرنشون نمیدم ولی ازدرون همیشه باخودم درگیرم وبدترازاین بریرارکردن ارتباط بابقیه خیلی برام سخته بعدازچندجلسه برخوردیکم بهترمیشه البته اینم بگم فقط اولش برام سخته یکم که درارتباط باشم کلاخوب میشم توجمع اگثراساکتم حرفی برای گفتن ندارم انگارازابن اخلاقم خیلی اذیت میشم لطفاکمکم کنین بگین چطورمیتونم راحتربابقیه حتی توبرخورداول ارتباط برقرارکنم

    • با سلام
      دوست عزیز
      توجه کنید که در بحث مربوط به عزت نفس و مباحث اینچنینی نکته مهمی که وجود دارد این است که بدانید به هر صورت همه مسائل بحث اعتماد له نفس نیست بلکه داشتن مهارت جرات ورزی برای فعالیت های روزانه است .اینکه بخواهید با دیگران وارد رابزه شوید و از همان ابتدا بدانید که باید چطور تلاش کنید و شرایط چگونه پیش برود خودش نکته بسیار مهمی است که باید در نظر داشته باشید .
      به هر حال در زندگی هر فردی مسائلی وجود داردو مهمترین فردی که در زمینه تغییرات شخصیتی می تواند مراجعه داشته باشد خود فرد است ..
      پس توجه کنید که این خود شما هستید که باید با مراجعه و فراگیری تکنیک ها متناسب با شرایط پیش بروید و خب مدیریت کنید و تمرین هایی برای برقراری رابطخ موثر زیر نظر روانشناس شروع کنید .
      پس اصلا جای نگرانی وجود ندارد امیدوارم موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  17. سلام من۲۸سال سن دارم اعتمادبه نفس من خیلی پایینه همیشه فکرمیکنم بقیه خیلی ازمن بهترن البته درظاهرنشون نمیدم ولی ازدرون همیشه باخودم درگیرم وبدترازاین برای برقرارکردن ارتباط بابقیه خیلی برام سخته بعدازچندجلسه برخوردیکم بهترمیشه البته اینم بگم فقط اولش برام سخته یکم که درارتباط باشم کلاخوب میشم توجمع اگثراساکتم حرفی برای گفتن ندارم انگارازابن اخلاقم خیلی اذیت میشم لطفاکمکم کنین بگین چطورمیتونم راحتربابقیه حتی توبرخورداول ارتباط برقرارکنم

    • با سلام
      دوست عزیز
      در مورد مساله اعتماد به نفس یک نکته مهم وجود دارد و ان هم این که به هر صورت باید مراجعه داشته باشید تا تکنیک های مربوط به افزایش اعتماد به نفس اموزش داده شود …چرا که باید شرایط بر سی شود اینکه شما نشان نمی دهید خیلی اهمیت ندارد بلکه انچه که مهم است این است که به هر صورت خودتون از خودتون رضایت خاطر ندارید ..
      اینکه گاهی شرایط کودکی خانواده و تربیت در این زمینه بسیار اهمیت دارد اینکه مدام انتظارات زیادی از طرف مقابل داشته باشید و بخواهید که بهترین باشد خب فرزند از خودش انتظارات زیادی دارد .
      به هر حال حتی نوع تعامل و شروع صحبت و داشتن تعامل سازنده خودش مهم است ..
      و خب مشخص است که به هر حال برای شما شرایط سخت می شود ..به هر صورت مطمئن باشید که مساله مرتفع می شود و اصلا جای نگرانی وجودندارد ..امیدوارم به زودی مساله مرتفع شود.ولی باید بدونید که داشتن ت وقع زیاد از خودتون مساله وشرایط را سخت تر خواهد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  18. با سلام و خسته نباشید.من به چند ماهی میشه که به خواهرم که متاهل هست و بچه داره شک کردم که با کسی در ارتباطه برای همین با پیگیری هایی که کردم و صحبت با صمیمی ترین دوستش متوجه شدم که با شوهرش اختلاف شدید داره و گویا آقا بهش خیانت کرده و خواهرمم متوجه شده و الان داره حساسیت نشون میده و خودشو اذیت میکنه.نمیدونم خوانواده ما در جریان هستن یا نه .یعنی دوست خواهرم میگه میدونن ولی من شک دارموخیلی نگران خواهرم هستم خیلی تو این مدت داغون شده چیزی هم به کسی نمیگه. من چجوری میتونم کمکش کنم.ممنون میشم راهنمایی کنید.

    • با سلام
      دوست عزیز به هر حال این مساله ای گه شما می فرمایید در مو رد ایشون اگر درست باشه و همسرش بهش خیانت کرده ممکنه د صدد تلافی این با فردی دیگری در ارتباط است منتهی این واقعا راهکار نیست .بهتره اگر با ایشون راحت هستید
      باهاشون صحبت کنید ..چون مشکلات ممکنه بیشتر شود ..و حداقل بهشون بگید مراجعه کنند به روانشناس تا بشه که بهشون کمک شود ..
      موفق باشید و امیدوارم مشکلشون حل بشه .ولی اگر می بینید داره اذیت میشه .. خب بهتره باهاشون صحبت کنید اگر واقعا متوجه شدید ..
      که مشکلی وجود دارد و ایشون هم فرزند دارند خب شرایط سخت است .اگر هر دو به به لحاظ عاطفی از هم فاصله بگیرید و کم کم سردی عاطفی ایجاد می شود و خب ممکنه اتفاقات ناگواری ایجاد شود
      امیدوارم جدیت داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      موفق باشید

  19. سلام
    من و شوهرم تو دوران عقدیم شوهرم من رو درک نمیکنه پریشب که حالم بد بود از ایشون خواستم بیان خونه ما و من حالم بهتر که شد میرم خونشون ولی ایشون بهونه آووردن که خسته ان این درحالی هست که ایشون یه شغل رسمی داره ولی با این حال باوجود خستگی زیاد راه خیلی طولانی رو برای رفتن در مغازه اش (شغل دومش) میره درحالی که اونجا با برادرش شریکه و بیشتر سود به برادرشون میرسه ولی با این حال میره یا اگه خسته باشه مادرش چیزی ازش بخواد انجام میده ولی حاضر نشد یه شب به خاطر من از خونه خودشون تا خونه ما که ۵ دقیقه راهه بیاد حتی یک زنگ هم نزد بعد از اینکه باهاش سرد برخورد کروم و ناراحتی هام رو گفتم که اندازه کارش براش مهم نیستم اصلا سعی در تکذیب این مساله نکرد و در عوض جبهه گرفت که تقصیر توئه تو باید می اومدی و از این حرفا و بعدم دیگه پیام نداد من غرورم رو شکستم و بهش پیام دادم که شما مرد خوبی هستی و دوست دارم ولی ازت ناراحتم به خاطر این رفتارت ولی ایشون باز هم جوابی ندادند و در آخر شب که گفتم چرا هیچی نمیگی گفت مامان من غذا میپزه تو نمیای اصلا درک نمیکنه حالم بده یا هرچیزی دیگه ای فقط مهم خودش و مادرشه همیشه تو ناراحتی هامون اونیکه باید بره خونشون منم وگرنه ایشون غرورش رو ابدا نمیشکنه و هیچ وقت نمیاد دنبالم الان بین دو راهی موندم یعنی واقعا بازم من باید غرورم رو بشکنم و برم؟ دیگه خسته شدم میشه راهنماییم کنید؟

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید توجه داشته باشید که اگ همسر شما طبق گفته خودتون فکر می کنید که انتظار دارند که شما به طور مداوم پیش دستی کنید و مدام کنار بیایید و شرایط شما رو درک نمی کنند .خب شما باید تغییر رویه بدهید گاهی ابراز ضعف در مقابل فردی که دیگران بیشتر از همسرش اولویت دارند ..
      درست نیست و درسته توقع دارید که متوحه باشند ولی بهتره اگر بیان می کنید بفرمایید که چه انتظاراتی از ازدواج دارید ..
      اینکه خب وقتی شما پیام بدهید و یا توجه کنید ایشون بیشتر کارهاشون تکرار میشه و فکر می کنند که شما همیشه ابراز خواهید کرد و توجه می کنید و طبیعتا ایشون هم می توانند رفتار قبلیشون ر تکرار کنند
      ببینید باید اگ رفتارها ادامه داشت و فکر کردید که نمی توانید ادامه بدهید و شرایط سختی است از ایشون بخواهید با هم به روانشناس مراجعه کنید تا در مورد مشکل صحبت شود تلاش کنند که حل شود .
      ایشون متوجه شوند که از دید نفر سوم هم ایا رفتارشون درست هست یا خیر ؟فکر نکنند فقط از نظر شما مساله غیر طبیعی است و یا شما از ایشون توقع بی جا دارید ..
      موفق و خوشبخت باشید و امیدوارم مساله حل شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      موفق باشید

  20. سلام
    خواستگاری دارم که در مورد مدرک تحصیلی در روز خواستگاری دروغ گفت و ایشون گواهی فنی حرفه ای دارن اما ذکر کردن که دیپلم دارن در صورتی که تا سوم دبیرستان تحصیل کردن و بعد ترک تحصیل. و بعد ها ازشون پرسیدم و اعتراف کردن که دروغ گفتن. ایشون در ۲۲ سالگی به خانمی علاقمند بودن که خانواده مخالفت کردن اما در نهایت الان ده سال گذشته و ان خانم هم چند سال بعد ازدواج کرد. از همان ابتدای اشنایی یه روز منو در جریان این ماجرا قرار دادن تا از کسی نشنوم. از همان ابتدای اشنایی بسیار بسیار به من محبت داشتن و من به نظرم عجیب بود.بد از جریان عشق که داشتن و برام تعریف کردن ایا امکان داره کسی عشقی از یه نفر تو دلش باشه سال ها و الان داشته خودشو تخلیه روانی کنه منظورم اینه که منو به جای اون فرد دوس داشته باشه و محبت یکی دیگه رو نثارم کنه. چند بار هم اسمم رو اشتباهی صدا زدن ولی اسم اون فردی که عاشقش بودن رو چیز دیگه ای ذکر کردن. میگه دوس دارم اوازه عشقمون به گوش همه برسه و من فکر میکنم منظورش اون خانمه که از اقوام دوره. میگه دوس دارم اولین بچمون دختر باشه و اسمی که دوس داره داشته باشه به اسم عشقش نزدیکه خیلی اما میگه این تشابه اتفاقیه و ربطی ندارن. ایا دچار وسواس شدم؟تمام اوقات ازادش رو باهم صحبت میکنیم و بسیار دوس دارن که زیاد صحبت کنه بامن ه طوری که حس میکنم هیچ وقت ازادی ندارم. کنجکاوی و صحبت راجب مسائل جنسی هم زیاد میکنن تقریبا روزی چند بار که نمیدونم طبیعیه یا نه چون من سابقه دوست پسر نداشتم خیلی تحت فشار قرار میگرفتم(یه وقتایی مثل رابطه جنسی تلفنی). لطفا راهنمایی کنید.

    • با سلام
      دوست عزیز
      در مورد مدرک تحصیلی که می فرمایید ایشون دروغ گفتن خب دروغشون اونقدرها هم متفاوت نیست ..یعنی بین مدرک دیپلم و مدرک سیکل خب تفاوت بارزی نیست هر چند بله نفس دروغ گفتن مساله مهمی است که نباید ایشون می گفتند ..ولی با همه این شرایط بیشترین نکته مهم در مورد عشقی است که ایشون سال ها داشتند و به قدری وابسته شدند که طبیعتا باعث شده اکنون حتی اسمش ر صدا بزنند و بخواهند فرزند دختر داشته باشند که هم اسم او باشد
      یعنی ایشون نمی خواهند مساله را فراموش کنند و این مساله مهمی است
      اصلا بعد از یک عشق طولانی این اشتباه است که فکر کنید راحت فردی با فرد دیگری وارد رابطه شود چرا که ابتدا باید مساله قبلی حل و مدیریت شود و بعد مساله دیگر مطرح شود و وارد رابطه دیگری شوند
      ایشون حتی می گویند که ازدواج کنید و عاشق باشید که اوازه این عشق به گوش دیگران برسد خب اینکه اصلا درست نیست که ازدواج صورت بگیرد به خاطر اینکه با یاد فردی دیگر زندگی کند درست نیست ..
      ایشون باید به روانشناس مراجعه داشته باشند ..و قبل از اشنایی با شما البته ..به هر حال اینکه یک نفر عاشق باشد و ابراز کند تنها شرط ازدواج نیست چون یک عمر زندگی است .
      و این بسیار مساله مهمی است ..که باید در نظر داشته باشید ..
      امیدوارم بیشتر دقت کنید ..
      و متوجه باشید که باید مراجعه داشته باشید ..
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

    • ا سلام
      دوست عزیز
      در مورد مدرک تحصیلی که می فرمایید ایشون دروغ گفتن خب دروغشون اونقدرها هم متفاوت نیست ..یعنی بین مدرک دیپلم و مدرک سیکل خب تفاوت بارزی نیست هر چند بله نفس دروغ گفتن مساله مهمی است که نباید ایشون می گفتند ..ولی با همه این شرایط بیشترین نکته مهم در مورد عشقی است که ایشون سال ها داشتند و به قدری وابسته شدند که طبیعتا باعث شده اکنون حتی اسمش ر صدا بزنند و بخواهند فرزند دختر داشته باشند که هم اسم او باشد
      یعنی ایشون نمی خواهند مساله را فراموش کنند و این مساله مهمی است
      اصلا بعد از یک عشق طولانی این اشتباه است که فکر کنید راحت فردی با فرد دیگری وارد رابطه شود چرا که ابتدا باید مساله قبلی حل و مدیریت شود و بعد مساله دیگر مطرح شود و وارد رابطه دیگری شوند
      ایشون حتی می گویند که ازدواج کنید و عاشق باشید که اوازه این عشق به گوش دیگران برسد خب اینکه اصلا درست نیست که ازدواج صورت بگیرد به خاطر اینکه با یاد فردی دیگر زندگی کند درست نیست ..
      ایشون باید به روانشناس مراجعه داشته باشند ..و قبل از اشنایی با شما البته ..به هر حال اینکه یک نفر عاشق باشد و ابراز کند تنها شرط ازدواج نیست چون یک عمر زندگی است .
      و این بسیار مساله مهمی است ..که باید در نظر داشته باشید ..
      امیدوارم بیشتر دقت کنید ..
      و متوجه باشید که باید مراجعه داشته باشید ..
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.