بارگذاری پست‌ها ...
تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان


آموزش از طریق مشاوره پیش از ازدواج تا زوج درمانی و مشاوره خانواده.

 راهنمایی و مشاوره تلفنی ازدواج و خانواده

 

مرکز تهران و جنوب

۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴

مرکز مشاوره شمال و شرق

۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

شمال و غرب تهران

۰۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳

مشاوره ازدواج شامل آموزش مهارت های رفتار با همسر آینده خانواده همسر زوج درمانی شناسایی فرد مناسب و از همه مهمتر اطمینان پیش از ازدواج از  یک انتخاب درست است! عوامل زیادی در این امر دخیل هستند که باید مورد بررسی و دقت نظر هنگام همسریابی و یا حتی دوست یابی قبل ازدواج به آن توجه کرد.


مرکز مشاوره مراکز استانها

 


مرکز مشاوره تهران

نظر خود را ارسال کنید

  1. سلام.من با پسری ی مدتی هس دارم اشنا میشم..قصد ما ازین اشناییت این بود ک برای چن سالی همو بشناسیم‌و بیشتر سعی کنیم صمیمی باشیم وبعد از تموم شدن درسمون اگه توافق داشتیم قضیه رو رسمی کنیم و خانواده ها رو مطلع کنیم…تو این مدت ایشون گاهی اوقات مثلا ی روز ازشون اصلا خبری نمیشه و نصفه شب تازه میان و پیام میدن و یا وقتی ک من میبینم پیام نمیدن چن باری پیش اومده ک خودم پیام دادم و حرف زدیم که تو این چن بار بعضی وقتا بعد پنج دیقه حرف زدن گفته خیلی خستم و رفته..من قبلا ناراحتیم رو بهش گفتم و انقدری حرف زد باهام‌چن بار که نه اینجوری نیس ک بی اهمیت باشم و واسم مهمی و رابطمون سرگرمی نیس ولی بعضی وقتا مشکل دارم‌نمیتونم‌ پیام بدم..من هم قبول کردم و بحثمون تموم شده..ولی خب دیگه تعدادش خیلی داره زیاد میشه و من گفتم شاید مشکلی داره ک ب من نمیتونه بگه و ازاین حرفا..ولی واس من خیلی مهمه این قضیه چون دوس ندارم من ب عنوان سرگرمی باشم واسش و هروقت دوست داشت و وقت داشت بیاد سراغ ازم‌بگیره و هروقت خودش حال ابراز علاقه و هرچی داشت منم اون‌موقع حتما حاضر باشم و به حرفاش گوش بدم…توقع ندارم طی روز مدام با من درتماس بشه ولی طی روز درحد ی پیام که انلاین هم‌میشه ولی خبری ازش نمیشه وقت نمیزاره..که ایندفعه ی اخر من دیگه خیلی سرد برخورد کردم و جوابشو کوتاه دادم ولی بحثی نکردم و الان نه اون‌پیام میده نه من.ایا من خیلی حساسم یا اینکه این نشون‌میده برای ایشون این رابطه اصلا جدی نیست؟
    ما سعی کردیم خیلی رابطه منطقی داشته باشیم و من راضی بودم‌ازاین رابطه ولی خب این رفتارا منو خیلی حساس میکنه که ی موقع واسش سرگرمی نباشم

    • با سلام
      دوست عزیز
      اولا بین محبت و نوع علاقه زن و مرد با هم تفاوت وجود دارد که باید توجه داشته باشید ضمن اینکه این نکته راهم د نظر بگیرید که به هر حال اگر هر دو مصمن هستید باید زودتر به صورت قطعی اقدام کنید و مساله رسمی شود .چرا که نمی توان گفت که
      اکنون دد این شرایط قیقا نظر ایشون چیه و چه چیزی رو مد نظر دارند ..
      به هر حال وقتی بی توجهی وجود دارد بهتره شما تلاش نکنید که یاداوری کنید و پیامی ارسال کنید تا متوجه شوید که در شرایط بی خبری ایشون توجه کافی رو به شما دارند یا خیر و تلاش می کنند که شرایط مناسبی را برای جذب شما ایجاد کنند و حتی اگر بنا به هر دلیلی نتوانستند در ارتباط باشند عذر خواهی کنند
      چون ارتباط شما که صرفا دوستی نیست و از ابتدا به قصد ازدواج و یک عمر زندگی طراحی شده است پس اهمیت زیادی دارد که بتوانید به درستی شرایط را در نظر بگیرید و این مساله را مد نظر داشته باشید که چطور با شخصیت هم اشنا شوید ..
      انتظاران و شرایط یکدیگر را در نظر بگیرید و بتوانید به هر صورت موفق عمل کنید
      اینها همه مسائل حائز اهمیتی هستند که باید در نظر داشته باشید ولی سریع تصمیم نگیرید و این رفتارها را دال بر ابنکه ایشون مساله براشون جدی نیست قلمداد نکنید ولی به هر حال در طی روند خودتون متوجه می شوید که چه جاهایی ایراد وجود دارد و ایشون چقدر می تواند برای شما همراه مناسبی باشند
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

      موفق باشید

  2. سلام.من با پسری ی مدتی هس دارم اشنا میشم..قصد ما ازین اشناییت این بود ک برای چن سالی همو بشناسیم‌و بیشتر سعی کنیم صمیمی باشیم وبعد از تموم شدن درسمون اگه توافق داشتیم قضیه رو رسمی کنیم و خانواده ها رو مطلع کنیم…تو این مدت ایشون گاهی اوقات مثلا ی روز ازشون اصلا خبری نمیشه و نصفه شب تازه میان و پیام میدن و یا وقتی ک من میبینم پیام نمیدن چن باری پیش اومده ک خودم پیام دادم و حرف زدیم که تو این چن بار بعضی وقتا بعد پنج دیقه حرف زدن گفته خیلی خستم..من قبلا ناراحتم رو بهش گفتم و انقدری حرف زد باهام‌چن بار که نه اینجوری نیس ک بی اهمیت باشم و واسم مهمی و رابطمون سرگرمی نیس ولی بعضی وقتا مشکل دارم‌نمیتونم‌ پیام بدم..من هم قبول کردم و بحثمون تموم شده..ولی هب دیگه تعدادش خیلی داره زیاد میشه و من گفتم شاید مشکلی داره ک ب من نمیتونه بگه و ازاین حرفا..ولی واس من خیلی مهمه این قضیه چون دوس ندارم من ب عنوان سرگرمی باشم واسش و هروقت دوست داشت و وقت داشت بیاد سراغ ازم‌بگیره و هروقت خودش حال ابراز علاقه و هرچی داشت منم اون‌موقع حتما حاضر باشم و به حرفاش گوش بدم…توقع ندارم طی روز مدام با من درتماس بشه ولی طی روز درحد ی پیام که انلاین هم‌میشه ولیزخبری ازش نمیشه وقت نمیزاره..که ایندفعه ی اخر من دیگه خیلی سرد برخورد کردم و جوابشو کوتاه دادم ولی بحثی نکردم و الان نه اون‌پیام میده نه من.ایا من خیلی حساسم یا اینکه این نشون‌میده برای ایشون این رابطه اصلا جدی نیست؟
    ما سعی کردیم خیلی رابطه منطقی داشته باشیم و من راضی بودم‌ازاین رابطه ولی خب این رفتارا منو خیلی حساس میکنه که سرگرمی نباشم

    • با سلام
      دوست گرامی بر اساس صحبتی که جنابعالی می فرمایید خب ظاهرا ایشون هم این رابطه رو جدی نگرفتند ببینید البته نمیرشود قضاوت کرد ولی وقتی در رابطه ای دو طرف به قصد شناخت وارد می شوند خب نه اینکه مدام ابراز کنند ولی تلاش می کنند رضایت خاطر طرف مقابل را جلب کنند اینکه اگر متوجه شدند که شما برداشتتون اینه که ایشون بی توجه هستند خب طبیعتا
      باید تلاش کنند که بیشتر در رفع سو تفاهم تلاش کنند ببینید اگر ارتباط منطقی پیش رفته و هدفمنده
      ولی از همین ابتدا اجازه ندید که شما منبع و مرجعی باشید برای درد دل با ایشون و بخواهید کمک کنید که مشکلات و مسائل حل و مدیریت شود به تنهایی
      چون ممکنه بعدا که وارد زندگی شدید این شرایط برای شما بیشتر سخت بشه و نتوانید تحمل کنید و بپذیرید که به هر حال
      همیشه شما ۸واستون باشه شما پیش قدم باشید و وقتی انلاین هستید حال طرف مقتبل را بدانید با اینکه قطعا دلبستگی بین شما دو نفر به وجود امده که تا اینجا پیش رفتید ولی دقت داشته باشید که نباید این طور پیش رفت ..
      و خب اگر بی تفاوتی طرف مقابل وجود داشته باشد و یا غرور و لجبازی بین هر کدام از شما واقعا بعدا مشکل ساز خواهد شد و اگر امرکز شما اذیت می شوی بعدا چند برابر برای شما شرایط سخت و غیر قابل تحمل خواهددشد
      به هر صورت امیدوارم موفق و ۷وشبخت باشید و حتما اگر هدف ازدواج است از مشاوره پیش از ازدواج کمک بگیرید که بعدا مشکل و مساله ای ایجاد نشود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  3. سلام
    خواهرم۷ ماهه با یه پسر دوست شده و قصد ازدواج هم داره اقا پسر دیپلمه شغل ازاد داره و ظاهر خیلی معمولی داره و خانواده ای با در امد نسبتا پایین و روستا نشین اما اخلاق شون خیلی خوب و کلا انسان سازگاری هستن همه جوره با هر کس کنار میان و به خاطر همین خواهرم بشدت علاقه مند شده بهش و میگه اصل کار اخلاق و انسانیت طرف هست که اونم در این باره مشکلی نداره اما از طرفی خانواده من اصلا موافق نیستن با این وصلت چون اولا خواهرم لیسانسه در ثانی ظاهر خواهرم نسبت به اقا بهتره و خانواده ما هم شهر نشین وضع مالیمونم در حد خوب هست …حالا موندیم چه کار کنیم از طرفی این دوتا همدیگه رو دوس دارن البته ناگفته نماند خواهر من هم اخلاق خاصی داره مثلا تا حالا با چندین نفر به قصد ازدواج دوست شده و بنا به دلایلی گذاشته کنار چون میگه من با هر کسی نمی تونم بسازم طرف اگه به مقام و زیبایی و تحصیلاتش بنازه یا اینکه خسیس باشه به درد من نمی خوره و من نمی تونم یک لحظه با چنین شخص زندگی کنم بنا به گفته خودش فقط این شخص می تونه باهاش کنار بیاد چون خصوصیات منفی نداره حالا سوال من اینه اولا فقط اخلاق خوب می تونه ضامن خوشبختی شون باشه ؟اگه ممکنه راه رو نشون مون بدید و بگید از نظر شما صلاحه اینا ازدواج کنن یا نه چون مادرم خیلی نگرانه

    • با سلام
      دوست عزیر
      ببینید قرار نیست که صرف این صحبت ها پیش بینی شود که ایا شرایط زندگیشون خوب هست یا نیست منتهی توجه کنید که براساس صحبت خودتونوخواهر شما هم وسواس انتخاب دارد
      خب بله صرف اخلاق ضامن خوشبختی نیست ولی اخلاق مساله بسیار مهمی است که باید توجه داشته باشید..
      در کنار اخلاق خوب اگر اون فرد واقعا اهل زندگی باشد سایر شرایط هم در کنار شرایط دیگر اهمین دارد و طبیعی است …
      که باید به شرایط پالی تفاوت های خانوادگی و فرهنگی دقت داشته باشند البته اگر به حدی تفاوت ها بارز باشد که مشکلات ایجاد کند در غیر این صورت که مساله ای وجود ندارد و جای نگرانی هم نیست
      به هر صورت امیدوارم خوشبخت و موفق باشند و با دقت تصمیم بگیرند به هر حال ازدواج بحث یک یا دو روز نیست و باید جوانب را در نظر گرفت از سویی پیدا کردن فردی که صد درصد خوب باشد محال است و برای انتخاب باید اهم و مهم کرد که دقیقا چقدر مثبت ها بیشتر است پس امیدوارم دقت کافی را داشته باشند
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

      • با سلام در ادامه پاسخ تون چند تا سوال برام پیش اومد
        اولا از کجا میشه فهمید که اختلاف فرهنگی و تفاوت دیدگاه خانواده دو طرف می تونه در اینده مشکل ساز بشه لازم به ذکره که اقا پسر گفتن با وجود اینکه خانواده ایشون در روستا زندگی می کنن اما هیچ مداخله ای در زندگی شخصی ایشون ندارن و حتی منزل شخصی اقا پسر در شهره و بنا به گفته ایشون بعد ازدواج که مستقل شدن رفت و امدشون به روستا کمتر هم خواهد شددر ضمن ایشون به لحاظ برخورد و طرز تفکر نسبتا روشن فکر هستن و طرز تفکرات روستایی ها اصلا در ایشون دیده نشده چون به گفته ایشون اکثر اوقات داخل شهر هستن و به دور از روستا در شهر مستقل زندگی می کنن سوال دومم اینه که از کجا متوجه بشیم اقا پسر واقعا خواهرمو بعد ازدواج هم با این شرایط که عرض کردم(پوشش باز و زودجوش و عصبی بودن و…) قبول داشته باشه و باهاش کنار بیادچون ایشون مدام میگن من همه جوره خواهرتو قبول دارم و در کنارش احساس خوشبختی خواهم داشت ؟

        • با سلام
          دوست عزیز
          ببینید وقتی به مشاوره ازدواج بروند بسیاری از این موارد مشخص می شود که ایا احساسی تصمیم می گیرند و یا واقعا با این شرایط خواهر شما را پذیرفتند و قبول کردند به هر حال اینها نکات بسبار مهمی هستند که باید دقت کافی داشته باشید
          به هر حال روشن فکر بودن و شرایطی که می فرمایید بسیار قابل قبول است منتهی نمی شود گفت که این شرایط دقیقا همان طور ی پیش می رود که ایشون می فرمایند
          به هر حال در ازدواج درصدی از ریسک هم وجود دارد وافراد معیارها و شرایط را بررسی می کنند طبیعتا اگر متوجه شوند که در جاهایی توافق وجود نداردخب ادامه نمی دهند
          به هر حال شاید خواهر شما و این اقا پسر هم کاملا متوجه شرایط و جوانب هستند و همه موارد را به درستی در نظر گرفته اند
          به هر حال خوشبخت و موفق باشند
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۴۴۰۳۴۴۹۰
          موفق باشید

  4. در ادامه صحبتهای بالا فراموش کردم اینو بگم خواهرم دختر عصبی و زود رنجی هست و پوشش هم نسبتا بازه و با این اوصاف اون اقا پسر میگن من همه جوره قبولش دارم من خودمم بارها با پسره صحبت کردم و گفتم که ممکنه در اینده به مشکل بر بخورین و خانواده ات پوشش خواهرمو نتونه تحمل کنه و یا اینکه وسع مالیت نرسه و نتونی احتیاجات زیاد خواهرمو براورده کنی و… امافایده نداره میگه من همه جوره قبولش دارم واز انتخابمم پشیمون نمیشم چون از رو هوس نیست اینو هم یاداور شم خواهرم بار اول که تایشونو دیدن اصلا خوشش نیومده بود از ظاهر پسر اما رفته رفته که اخلاق پسره براش مشخص شد خواهرمنم جذبش شد حالا بعد ۷ ماه هم پسر و هم خواهرم میگن بشدت عاشق همیم نمی دونم عشق شون واقعیه یا نه از نظر شما؟

    • به هر حال هر چیزی ممکن است اینکه صرفا هر دو احساسی تصمیم گرفته باشند و مخصوصا اون اقا پسر شرایط خواهر شما رد در نظر بگیرند اینکه اگر حساس و زودرنجه چقدر
      به هر حال توجه داشته باشید که وقتی هر دو احساسی تصمیم بگیرند خب طبیعتا باعث مشکلاتی می شود ..اکنون جوانب
      و مشکلات برای انها بسیار ساده به نظر می رسد ولی اگر شرایط مالی محقق نشود …
      خب برای خواهر شما که ظاهرا پر خرج است ..ایشون اگر شرایط مالی نداشته باشد نمی توانند تامین کننده باشند و طبیعتا خواهر شما هم امروز عاشق است فردا خب ممکنه نتونه این شرایط رو تحمل کنه
      پس باید همه جوانب را در نظر بگیرید ..امیدوارم با مشاوره پیش از ازدواج مشورت داشته باشید و موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

    • با سلام دوست عزیز
      ریسپریدون سروتونین را بلوکه می کند .. به هر حال برای بیماری هایی که این دارو تجویز می شود ..که مشکلاتی در زمینه سروتونین ایجاد می شود ..کاهش یا افزایش سروتونین هدف است .موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  5. سلام
    مدتها قبل دوست من خواستگاری داره که ظاهر خوبی نداره و زیبایی خاصی در چهره اش نیست اما اقا پسر بشدت علاقه مند بود از دوستم درخواست کرد مدتی رو باهم بگذرونن حالا که چند ماه از اون روز می گذره دوستم عاشقش شده و میگن الان دوتامونم بشدت همدیگه رو دوس داریم بنظر شما ایا این عشق واقعیه یا خیر از کجا باید متوجه بشیم عشق واقعیه من همیشه فکر می کردم که ادم اول با چشم عاشق میشه بعد اخلاق و… میاد وسط اگه ممکنه راهنماییم کنید

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید دوست داشتن مساله مهمی است .که باید دقت داشته باشید منتهی در درجه اول به دل نشستن ظاهری است .و اصلا بحث زیبایی مطرح نیست بلکه بحث به دل نشستن است .اگر خب ادامه دادند با این شرایط یعنی اخلاق و منش ایشون اهمیت داشته است .
      و خب کم کم به لحاظ اخلاقی به دل نشستن اتفاق افتاده است .
      و خب قطعا چون علاقه وجود دارد .موارد زیادی را هم در تظر نمی گیرند منتهی بهترین کار مراجعه به روانشناس و بررسی همه شرایط و جوانب است ..
      و خب قرار نیست صرف اشنایی صرفا ازدواج اتفاق بیفتد هر چه بیشتر این ور جریان تلاش کنند طبیعتا از طرفی راحت تر می توانند مسائل را پیش ببرند .
      در زندگی سنجش انتظارات و توقعات دو نفر اینکه چقدر درک متقابل دارند مهم است بهتر است به هر حال توجه داشته باشید که اگر بخواهید به دوستتون توصیه داشته باشید شناخت شخصیت طرفین است اینکه طبیعتا اگر در ۷۰ درصد موارد اوکی هستند می توانند پیش بروند چون قرار نیست هیچ وقت صد درصد برای همه اتفاق بیفتد ..
      به هر صورت این نکته مهم تر است که چقدر دو نفر به هم دلبستگی دارند تا وابستگی ..
      خب این نکته بسیار مهمی است که باید دقت داشته باشید ..امیدوارم بتوانند با مراجعه به راحتی تصمیم درست و سنجیده ای بگیرند ..
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  6. سلام
    اگر مردی در گذشته عاشق شده باشه و ادم حساس وعاطفی هم باشه بعد از سالها تصمیم به ازدواج بگیرن چطور طرف مقابل میتونن تشخیص بدن که الان اون اقا فرد جدید رو با عشق قدیمش مقایسه میکنه یا نه؟
    سوال بعدیم اینه که تا چه حد میشه به ابراز علاقشون اعتماد کرد؟ ایا امکان داره عشقی که به فرد قبلی داشتنو بخوان با ابراز علاقه شدید به فرد جدید مهار کنن و حسی که نتونسته بودن ابراز کنن و الان تخلیه کنن؟
    میزان صحبت رابطه جنسی دوران نامزدی اگه زیاد باشه ایا از هوسه یا علاقه فرد و اینکه تا چه مقدارش طبیعیه؟ ایا هر روز صحبت کردن راجبش درسته؟ اگه صحبتا به تصور کردن و رابطه جنسی تلفنی باشه هم طبیعیه در این دوران
    تشکر

    • با سلام
      دوست عزیز

      ببینسد در مورد سوال اولتون باید بدونید که این فرد چقدر در مورد ارتباط و رابطه قبلی حرف می زند چه به خوبی چه به بدی و ملاک های او برای ازدواچ چیست خب اگر متوجه شوید معیارها با مشخصات فرد اول هم خوانی دارد و فرد اول مدام در ذهن اوست این شرایطی است که به هر حال باعث ایجاد مشکلات و سختی هایی می شود ..چون مدام فرد جدید مقایسه خواهد شد اگر حتی به زبان نیاورند .
      به هر حال دقت زیادی می خواهد و به همین خاطر مشاوره پیش از ازدواج می تواند نقش موثری در این مساله ایفا کند ک۶ بدانید چطور یک مساله را مدیریت و حل کنید .
      و از کجا مت جه شوید هنوز درگیر عشق قبلی است البته اینکه فرد تلاش کرده باشد انکار و فراموش کند بدون کمک روانشناس نشان می دهد هنوز فرد قبلی در ذهنش است چون نتوانسته مساله را به درستی حل و مدیریت کند .
      در مورد سوال بعد که می فرمایید به هر حال ابراز علاقه و اعتماد مساله شخصی است .به هر حال بعد از مدتی افراد متوجه می شوند که ایا ابراز علاقه ای واقعا درست است و صادقانه است و یا کاملا دروغین است این یک مساله کاملا مشخص است ..و باید به نوع رفتارها توجه کرد حتی عصبانیت طرف مقابل درمواقع مختلف در این زمینه مهم است .
      مساله بعدی دیگر این مساله است که صحبت در مورد مسائل جنسی در این دوران چهارچوب دارد و بیش از حد بودنش نشان علاقه نخواهد بود بلکه کنجکاوی های جنسی و ارضای شخصی است .به هر حال امروزه اکثر افراد متوجه هستند که چطور
      روابط جنسی برقرار کنند و اطلاعات دارند پس در این دوران مدام صحبت کردن و حتی تلفنی مساله منطقی نیست که خب همه این موارد در مشاوره های ازدواج طببعتا بررسی می شود و جای نگرانی وجوددندارد .
      موفق و خوشبخت باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  7. سلام. من در دوران عقد هستم. اوایل عقدم متوجه خیانت همسرم شدم. ولی ایشون به شدت ابراز پشیمونی کردن و بعد از کلی دعوا و بحث آشتی کردم. الان بعد از چند ماه همش بهش شک دارم و احساس میکنم خیلی رفتارش مشکوکه.میخوام به طریقی امتحانش کنم ببینم اگه شرایطش پیش بیاد بازم به طرف دختر دیگه ای میره و به من خیانت میکنه یا نه؟نمیدونم چجوری امتحانش کنم. خیلی حالم بده کمکم کنین لطفا. ممنون.اینم بگم که من اصلا آدم شکاکی نبودم ولی بعد از این ماجرا اینجوری شدم.

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید وقتی شک دارید و می خواهید ایشون رو امتحان کنید یعنی نه شما ایشون رو بخشیدید و نه ایشون تونسته بعد اون جریان به درستی اعتماد شما رو جلب کنه و ابراز پشیمونیش رو شما قبول نکردید بهتره بدونید در این موارد خیانت باید دو نفر با هم توافق کنند که به روانشناس مراجعه شود و دلایل و شرایط خیانت بررسی شود هر
      چند قابل درکه که خب شرایط سختی است و پذیرش این موضوع مسائلی ایجاد می کند ولی به هر حال باید با همسرتون در مورد اضطراب ها و استرس ها و شرایطی که دارید صحبت کنید .به هر حال این نکته و مساله بسیار مهمی است که باید در نظر گرفته شودد
      چون فکر کنید شما ایشون رو امتحان کنید و خب ایشون لغزشی نداشته باشند ولی متوجه شوند از سمت شما این اتفاق افتاده خب طبیعتا برای ایشون بسیار شرایط سخت و ازاردهنده ای خواهد بود پذیرش این مساله که چرا باید چنین باشد ..
      و شما چون اعتماد ندارید اصلا ممکنه دوباره این رفتار تکرار شود به هر حال برای تصمیم درست در مورد زندگیتون و اطمینان خاطر از ایشون بهترین مرجع خودشون هستند که تلاش برای کسب اطمینان داشته باشند
      چون حق دارید به عنوان زن دچار حساسیت هایی شوید و بخواهید مطمئن شوید که چرا چنین شرایطی اتفاق افتاده است .به هر حال هر کاری راه حل درست و اصولی دارد که باید به ان پرداحت
      به ۶ر حال خوشبخت و موفق باشید و امیدوارم مشکلی ایجاد نشود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  8. ببخشید از کجا ما بفهمیم که دو طرف دلبسته هستن یا وابسته ؟چون اقا پسر مدام به طرف مقابل میگه من عاشقتم و دوست دارم چون به لحاظ زیبایی هم خانوم واقعا خوشگله بنظر شما این علاقه واقعیه؟اقا پسر هم گفتن تا قبل از اینکه خانوم رو ببینن قصد ازدواج نداشتن و با دیدن ایشون عاشق شدن بنظرتون این عشق می تونه باشه لازم به ذکره که خانوم اوایل از اقا اصلا خوشش نیومد بعدها ایشون هم عاشقش شده

    • با سلام
      دوست عزیز
      به هر صورت یک نکته مهم این است که بدانید دلبستگی یعنی اینکه هر دو به خوبی شرایط هم رو درک کردند .خب اینکهوفردی قصد ازدواج نداشته باشد و با دیدن ایشون عاشق شده باشد نکته بسیار مهمی است منتهی نمی توان دقیقا گفت درست است .ولی اگر هر دو به لحاظ رشد عقلی به سطحی رسیدن که تمیز خوب و بد داشته باشند و علاوه بر احساسی بودن منطق رو هم در نظر بگیرند می شود گفت صرفا بحث احساسی نخواهد بود و وابستگی نیست که فقط عشق را در نظر بگیرند
      بلکه برای زندگی همه جوانب و شرایط در نظر گرفته شده است و طبیعتا این نکته بسیار حائز اهمیتی است که باید توجه شود .به هر صورت جای نگرانی هم وجود ندارد و امیدوارم خوشبخت باشند .
      ولی خب اگر خانم بسیار زیباست خب چون ظاهر برای مردان مهم است ممکن است باعث شده باشد که عاشق شدند قصد ازدواج پیدا کردند و درست گفتند منتهی خانمی که ابتدا خوشش نیومده و با صخبت عاشق شده یعنی به لحاظ درک و شرایط منطقی تری دارد انتخاب می کند .
      چون در ازدواج برای خانم ها مساله مهمی که وجود دارد این است که به لحاظ شنوایی عاشق می شوند و تمایل دارند درک شوند .اگر مردی واقعا بتواند چنین شرایطی را ایجاد کند بهتر می تواند جذب داشته باشد
      به هر صورت خوشبخت و موفق باشند وحتما از مشاوره پیش از ازدواج بهره ببرند
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  9. سلام . اسمم علیرضا و دارم میرم کلاس دهم و خیلی به رشته مکانیکی علاقه دارم . از اولایل تابستون که کارنامه مو گرفتن و دیدن دوتا تجدید دارم بهم گفتن بیرون نرم و منم زیاد توجه نکردم و میرفتم که بعد یه هفنه دیدم حرفشون خیلی جدی هستش . اها راستی من بابام راننده کامیونه و یه خواهر کوچیک دارم و مامانم هم خونه داره . بابام با جدیت گفت اگه میخوای بری بیرون باید ترک تحصیل کنی و بری سرکار یا بیرون نری و به درست ادامه بدی (فقظ هم همینو میگه) . منم خوب درسو اتخاب کردم ولی بعد چند روز دوباره رفتم بیرون و برگشتم دیدم بابام رو مبل نشسته . منتظر من بود . تا رفتم گفت بیا اینجا یه خورده حرف زد و منم گوشیم دستم بود گفت بده من . تا دادم کوبید زمین تاچ گوشیم شکست و منم تا برداشتم گفت اینستا و تلگراممو حذف کنم منم گغتم ایشالله درست کردم خودشون پاک میشن و رفتم اتاقم . یه چند روزی یا مهمون داشتیم یا رفتیم جایی که سرم گرم شد بیرن نرفتم . راستش بیرون واسه من جوریه که حاظرم از همه چی محروم بشم اما بیرونمو برم . یه چیز دیگه که من سیگار میکشم اما واقعا به خاطر سیگار نیست که دارم میرم بیرون . از زندگیمون خیلی راضیم چون خونه داریم و ماشین داریم و هرچی هم بخوام واسم میخرن و بابام اصلن دست روم بلند نمیکنه . چند روز پیش گفتم میخوام برم بیرون و بابام دوباره نشست باهام حرف زد و بعدش که رفتم اتاقم دوستش زنگ زد و پول لازم داشت و به من گفت که برم جا به جا کنم . یبار امتحان کردم دیدم نشد . اعصابم خورد بود رفتم سیگار کشیدم بعد داشتم با یکی از دوستام حرف میزدم که دیدم بابام رو ب رومه و رفتم گفت بخاطر همین کاراته . خلاصه با یه کارت دیگه جا به جا کرد و رفتیم که گفت بیا تا رفتم دیدم قیافه اش یه جوری شد و به مامانم گفت دهن اینو بو کن . خلاصه بو کردن و گفتن واسه چی کشیدی و کلی ناراحت شدن و خودمم هیچی نمیتونستم بگم . از اون به بعد میرن جایی در روم قفل میکنن و کلاس میرم می افتن دنبالم راستش پیش روان شناس و روان پزشک و اینا هم فک نکنم ببرن . بعضی وقتا به سرم میزنه خودکشی و وقتی هم که اعصابم خورد میشه با خودزنی خودمو خالی میکنم یا میشینم گریه میکنم که چرا با خودم این کارو کردم . از نصیحت واین صحبتا خوشم نمیاد که میشینن دوساعت حرف میزنن . با بعضی از دوستام هم مشگل دارن یعنی من با هرکی حال میکنم و ازش خوشم میاد میگه با اون نگرد . یه بار یکی از دوستام تو شهرستان رفته بودیم گردش که دیدم گوشیم زنگ خورد (مامانم بود) برداشتم و گفت کجایی و با کی منم گفتم با محمد اومدیم بچرخیم و دنبال جونوریم و یه مار دیدم و از این حرفا و یهو مامانم گفت با اون پسره نگرد از اون خوشم نمیاد و تا گوشی قطع کردم رفیقم زد زیر خنده و با قیافه خندون ولی ناراحت گفت اخه من بدبخت چمه ؟؟؟ و منم خیلی خجالت کشیدم و خلاصه زیاد وقتتونو نگیرم و میخواستم کمکم کنید که چطوری نظرشونو دوباره جلب کنم و اعتمادشونو نسبت به خودم بدست بیارم . لطفا کمکم کنید و خیلی خیلی ممنون از سایت خوبتون

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببین در سن حساسی قرار داری ولی اصلا مدیریت شرایط رو نداری بحث تجدید شدن و اینکه خب مشکلاتی برات به وجود امده هم نیست بلکه می تونی جبران کنی منتهی در ست پایین دچار خودرنی و مصرف سیگار هستی وقتی از زندگی و خانواده راضی هستی به این فکر نکردی که از سن پایین که دچار این مساله شدی چقدر شرایط رو برات سخت می کنه ..
      به هر حال خودت رفتاری داشتی که اونها نمی تونند اعتماد کنند و خب این اصلا درست نیست باید شرایطی ایجاد بشه که به هر صورت خانواده بهت اعتماد داشته باشند و تلاش کنند که مسائل تو به درستی حل و مدیریت شود نه اینکه از این سن فضای اعتماد مخدوش شود که در چند سال اینده که در سن حساس نوجوانی قرار گرفتید واقعا شرایط برای شما سخت و طاقت فرسا شود ..
      به هر حال این نکته بسیار مهمی است که باید در نظر گرفته شود ..
      قرار نیست شما را نصیحت کنند منتهی اینکه ازشون بخواهید بهتره برای حل مشکل به روانشناس مراجعه داشته باشید خب خودش مساله بسیار حائز اهمیتی است که باید توجه داشته باشید ..
      به هر حال امیدوارم موفق و سلامت باشید و با مراجعه روابط بهتر شود و شما هم روش های مدیریت درست ارتباطات را فرابگیرید
      به هر صورت موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید خب بحث حضانت رو باید توسط وکیل پیگیری کنید منتهی این به نوعی توافق بین طرفین است که تا چند سال به عهده پدر است که حق و حقوق فرزند را بپردازد و کمک کند ..
      ولی به هر حال اگر به واسطه مساله حضانت شما را عهده دار مخارج بدانند خب باید تلاش کنید که مساله به درستی حل و مدیریت شود ..
      به هر حال امیدوارم با داشتن وکیل مساله را به درسای مدیریت کنید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  10. اقا پسر جدای اینکه خیلی از ظاهر خانوم خوشش اومده و در جریانه که اخلاق های خیلی زننده ای از خودش بروز میده و زود رنج و حساسه باز هم میگه من قبول دارمش و اینا مساله بزرگی نیست که در اینده مشکل ساز باشه خلاصه بشدت عاشق شدن و در پی راضی کردن خانواده خانوم هستن البته ناگفته نماند خانواده خود اقا پسر هم زیاد راضی به وصلت نیستن چون اونا روستایی هستن و خانواده دختر شهر نشین و کلا اختلافاتی به چشم میاد بنظرتون این وصلت درسته و عشق این دو واقعی هست؟۱

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید به هر حال ظاهرا دو نفر به هم گرایش پیدا کردند و یکدیگر را انتخاب کردند با همه تفاوت هایی که شما به عنوان نفر سوم می بینید ..که انها به خاطر علاقه ایجاد شده در بینشون اصلا توجهی به این شرایط ندارند در صورتی که باید دقت کافی داشته باشند ..
      به هر حال با این شرایطی که وجود دارد ..شاید بهترین راهکار شما این است که هر دو به مشاور قبل ازدواج مراجعه کنند چرا که نکاتی را خواهند گفت که شاید ایشوت اصلا توجهی نکنند ..
      ولی وقتی از زبان یک فرد متخصص شرایط را متوجه شوید خب طبیعتا شرایط بهتر خواهد شد ..
      به هر صورت اگر به خاطر تفاوت ها تلاش کنید کمی شرایط به تعویق بیفتد و بیشتر فکر کنند بهتر است برای مثال تلاش شود که با داشتن جلسات مشاوره هر دو کمی از فضای احساسی صرف خارج شوند و به شرایط زندگی واقعی نزدیک شوند
      طببعتا این کمک بسیاری به افراد خواهد کرد ..
      امیدوارم موفق باشید و بتوانید شرایط را به درستی مدیریت کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  11. با سلام و خسته نباشید. با مادرشوهر و خواهرشوهرای که هم فرهنگ ما نیستن و شوهری که با وجود دیدن رفتارهای زشت بازهم طرفداری میکنن و خودشون هم اهل کتک و فحش ناموسی هستن در حالیکه بنده بعداز ازدواجم با این سطح فرهنگی برخورد کردم چطور باید رفتار کرد ؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.

    • با سلام

      دوست عزیز
      ببینید ممکنه در شرایطی طبق گفته خودتون مادر شوهر و خواهر شوهر شما با شما همراهی نداشته باشند و طبیعتا مشکلاتی وجود داشته باشد .به هر حال تفاوت های فرهنگی وجود دارد منتهی شما باید انها را تحت تاثیر قرار دهید و اجازه ندهید اگر مشکلی وجود دارد بیشتر شود
      به هر حال اینوه همسر شما هم خب بزرگ شده ان خانواده است و حق دارید که شرایط برای شماوسخت شود منتهی باید از همسرتون بخواهید که مراجعه داشته باشد یعنی هر دو با هم مراجعه کنید و تلاش کنید مساله بر طرف شود .به هر حال ایشون باید بدونند با این شرایط شما دارید ازار می بینید و شرایط برای شما سخت خواهد شد .خب با این شرایط که ایجاد می شود این شما هستید که باید بتوانید مدیریت درستی داشته باشید
      ببینید همسرتون رو که واقعا میشه با اخلاق خوب و کنترل رفتارها به مسیر درست هدایت کنید مخصوصا که مردها در زمینهوهایی اسیب پذیر هستند و زود تحت تاثیر قرار می گیرند
      در مورد مشکلات تفاوت های فرهنگی به همسرتون چیزی نگید چون ممکنه باعث بشه ایشون بدنر بشن چون هر فردی روی خانوادش طبیعتا حساس هست و خوب دوست نداره در مورو د خانوادش صحبتی بشه .و وقتی شما بگید ممکنه ایشون حتی بدتر کنند
      باز هم به هر صورت امیدوارم بتوانید مساله را به درستی مدیریت کنید
      موفق و خوشبخت باشید ولی بهتره حضورا هم مراجعه داشته باشید تا با توضیح شرایط به شما کمک شود .
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  12. سلام من یه نامزدی یک ساله ی ناموفق داشتم با پسر عموم که تو یه ساختمونیم و این نامزدی پر از اختلافات خانوادگی بود انتخاب خودش بودم اما عدم رضایت خانوادش کاملا تاثیر گذاشت و ما نامزدی خیلی بدی داشتیم پر از بحثو حرف از جدایی بدون هیچ رابطه ای به نظرم نیاز جنسیشو جور دیگه رفع میکرد چون اصلاااا تمایلی ب من نشون نمیداد میدونستم بابت اینه که جا برا جدایی بذاره و ازین بابت عذاب نداشته باشه تو اون یک سال هم کات سه ماهه داشتم مشکلم اینه پشت سرم میگه من تنها انتخابشم و بهترین با اینکه جداییم میگه دوسش دارم فقط ب اون فکر میکنم و ازدواج میکنم اما دمار از روزگار من در میاره وقتی هست الانم بعد یک سال جدایی میگه بهترین هتلو میگیرم برا عروسیمون و مادرش با من پیش قدم شد و اشتی کرد پدرش هم همچین رفتاری نشون داد ک من محلو ترک کردم و هم صحبت نشدم خودش هم ب من بی تمایل ب نظر نمیاد اما باز روشو از خانوادم میگیره فکر میکردم جدا شم راحت میشم اما یکساله نه کاری پیدا میکنم و نه حتی پیشنهاد دوستی دارم راکد راکد البته مطمئنم این اقا حتی رابطه جنسی ام داره این ادم بسیار محبوب خانوادمه و بسییار پولدار هرشبم با دوسیتاش بیرون بود با من ماهی یکبار مامانم میگه باباش نمیذاشت میدونم درسته اما تو تلفنا ک باباش نبود خودش میتونسن رابطه ی بهتری نداشت اون یکی پسرشم تحت سلطه ی پدرش دختر عموی ۷سال بزرگتر گرفت ب شدت تحت کنترل پدرن دستور جدایمونم یشر یه ملک شراکتی پدرش داد اگه برگشت چه کنم از خیانت وحشت دارم

    • با سلام
      دوست عزیز اگر درست متوجه شده باشم شما با پسر عموتون نامزد کردید و نامزدی ناموفقی داشتید که خب این نامزدی ناموفق شرایطی را ایجاد کرده است و خب چون فامیل هستید .با مشکلاتی همراه بوده .صحبت های شما درست و قابل درک منتهی در نظر داشته باشید که شما به هر حال از ایشون جدا شدید چون منطق شما گفته اگر خودش علاقه دارد باید علاقه را به درستی نشان دهد و خب حق هم دارید
      بینید گاهی نباید از بهم خوردن مساله ای نگران شوید چون اگر اکنون مشکل دارید طبیعتا بعد از مدتی مشکلات چند برابر خواهد شد .و خب اگر ازدواج می کردید شرایط ترک سخت تر بود
      درسته افراد احساس خلا می کنند و به هر حال تحت تاثیر شرایط عاطفی قرار می گیرند و این مساله کاملا طببعی است منتهی در نظر داشته باشید که وقتی که می فرمایید که
      در زندگی با مشکلاتی رو به رو شدید ایشون هم توجهی نمی کردند و می دانستید ارتباط جنسی وجود دارد چرا اکنون باید پشبنان باشید چرا فکر می کنید برکشت دوباره شاید شرایط را بهتر کند
      به هر حال اگر ایشون به شما علاقه دارند بهتره زمان بگذارند تلاش کنند برای بهبود شرایط زندگی و جبران مشکلات و حتی نشان دادن مهر و علاقه
      فقط زبانی نمی توان گفت که به فردی علاقه داری و یا فردی را دوست داری که اینکه اصلا درست نیست .امیدوادم به هر حال خوشبخت و موفق باشید و زندگی خوبی داشته باشید ولی بدونید که باید برای اینده هدف تعیین کنیو ذهنتون رو درگیر ایشون نکنید اگر ایشون بخ اهند جبدان کنند خب شما د رفتار متوجه خواهید شد و الا دلیلی ندارد که بخواهید به صحبت های ایشون گوش دهید
      در هر صورت موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  13. سلام ممنون از شما با مشاوره های خوبتون
    همسر بنده خانم محترم ولی گاهی اوقات متاسفانه کارهایی انجام میده که در شان ایشون نیست .مثلا هر وقت که قصد داریم بریم
    مهمانی خانواده خودم رفتارش تغییر میکنه دلیلش رو می پرسم میگه اذیت کردن در صورتی که اصلا نبوده حتی میگم چی گفتن یا بیا روبرو کنیم همش تفره میره .یا اینکه وقتی به حرفات یا به خواسته هدی ایشون توجه میکنم سواستفاده می کنه و تقاضا های غیر معقولی داره که از عهده بنده خارج هست.و یه مسئله دیگه هم که هست خیلی خانواده خانواده می‌کنه در صورتی شاید طبل تو خالی باشه .در مورد همه چی متاسفانه نظراتش تغییر می‌کنه حتی توی شهر خودمون هم چندین بار با مشاور صحبت کردیم اما فقط روزهای اول اتفاقی نمیافتاده.بعد دوباره روز از نو روزی از نو . اما اینم بگم وقتی توجه به رفتار و صحبت هاش نمیکنم دیگه ازین مورد ها نمی بینم

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید وقتی شرایط اینچنینی وجود دارد خب باید حضورا مراجعه داشته باشید و باید بدانید که به هر حال بسته به این شرایط ایشون بیشتر دنبال توجه طلبی هستند و خب توجه بیشتر شما باعث این می شود ه انتظاران گسترش پیدا کند و شرایط سخت تر خواهد شد و خب این یک مساله مهم است که باید در نظر داشته باشید ..
      در مورد مشکلاتی که می تواند وجود داشته باشد .خب مدیریت با شما باشد که با خلقو خو و شرایط ایشون اشنا باشید و بتوانید وقتی می دانید که گفتن شما در مورد رفتارهاشون و توضیح خواستن تغییری در شرایط ایشون ایجاددنمی کند
      خب اصلا صحبت نکید منتهی در عمل نشان بدهید که مشکلی وجود دارد و این مشکل کجاست و به چه صورت است .به هر حالفهم این مساله اهمیت زیادی دارد اگر فکر می کنید با مراجعه به روانشناس می توانید فضا رو مدیریت کنید خب این مساله را پیش ببرید و نگرانی هم نداشت۶ باشید .
      در هر صورت امیدوارم خوشبخت و موفق باشید ولی قطعا در ایت مدت نسبت به شرایطو خلق و خوی ایشون اشنایی پیدا کردید و می دانید چطور باید فضا را پیش ببرید .
      اگر واقعا توجه شما منجر به زیاده خواهی می شود خب این مساله انجام نشود
      به هر صورت موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  14. سلام.من یکساله عقدم. از نظر جنسی نسبتا گرمم. همسرمم میگفت خیلی گرمه. ولی از همون اول که عقد کردیم رابطه جنسی مون در حد هفته ای یکبار یا دوبار هست. و شبا همیشه خسته هست و حوصله برقراری رایطه جنسی نداره. و من از این نظر خیلی ناراحتم.حتی همون یکبار یا دوبار هم من ارضا نمیکنه فقط خودش ارضا میشه.اصلا هم در این مورد باهم نمیتونیم حرف بزنیم.خسته شدم.لطفا کمکم کنین.

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید همینکه می فرمایید نمی توانید با هم صحبت کنید این اشتباه است ..در مورد مساله به این مهمی که ۸۰ درصد زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد باید بتوانید به درستی مدیریت داشته باشید و تلاش کنید که مساله حل شود ..
      به هر حال رابطه زناشویی اگر مخدوش شود مشکلات زیادی برای افراد ایجاد می شود که باید توجه داشته باشید به این مساله ..که به هر حال هر دو به سکس تراپ مراجعه داشته باشید شاید اکنون بتوانید شرایطی را تحمل کنید ولی به
      عد از مدتی که بگذرد شرایط بسیار سخت تر خواهد شد .و خب اون موقع که مساله بحرانی شود شاید دیگر نتواند کمکی به شما شود .
      به هر حال در زندگی باید بتوانید مسائل را مدیریت کنید . این همه مساله مهمی است بحث توجه کردن به ارضا طرفین در رابطه جنسی مهم است نه اینکه صرفا یک فرد به ارضا خودش توجه کند و طرف مقابل را نادیده بگیر د ..

      خب این مساله مهمی است که زوجین مهارت ارتباط زناشویی درست را داشته باشند و بتوانند به درستی ان را مدیریت کنند ..به هر حال این نکته مهمی است که باید توجه شود..
      امیدوارم موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  15. سلام…من ۱۷ سالمه،دوسال پیش به پسرخالم که دوسش داشتم ابراز علاقه کردم…اما درحالی که دوسم داشت پسم زد،چون نمیتونستیم ازدواج کنیم،من پسرعموم اومد خواستگاریم…از لج پسرخالن،و با فکر اینکه پسرعموم دوسم دارع و خوشبخت میشم جواب مثبت دادم…اما چندماه بغد از نامزد کردنم مطمعن شدم پسرخالم دوسم داشته درحالی که من فکر میکردم نداشته،تصمیم گرفتم جدا شم از نامزدم،اما هرکاری میکردم جور نمیشد،میترسیدن از بابام از بقیه ی خانوادمون،با پسرخالم حرف زدم گفتم بخاطر تو میخام طلاق بگیرم اما اونم از ارس اتفاق های بعدش گفت به من ربطی ندارع زندگیه تو،من چندباری سراغش رفتم،بماند چقدر عذاب وجدان دارم از اینکه شوهرم فکر میکنه خیلی پاک و نجیبم و نمیدونه بهش خیانت کردم،تصمیم گرفتم بیخیال شم،اما هرروز فکرم پیش پسر خالم بود و گریه میکردم…من یه دوست دارم که بیش از حد به صمیمی هستیم،حتی خیلی وقتها اونو به شوهرم ترجیح دادم،خیلی جاها از بد همسرم گفتم،از اینکه الکی عصبانی میشه و گیر میده،یعنی راز دوست نداشتنشو خیلیا فهمیدن…من شوهرمو پیش خیلیا کوچیک کردم و اون خبر ندارع و از این بابت خیلی متاسفم…من و دوستم خیلی بهم نزدیکیم،یعنی خیلی زیاد،یعنی من بجا اینکه از بودن با شوهرم لذت ببرم از بودن با دوستم لذت میبرم.و این رابطه منو نگران میکنه،این نزدیکی ها که انیودارم فهمیده باشین منظورمو…دوست من یه دوس پسر داره،چند باری ب با دوست پسرش حرف زدم،و این چندبار همش بهشون گفتم که ارتباط آخر عاقبت نداره و فلان،درحالی که اینم میگم باز به شوهرم بد کردم،چون شوترم یبار شک کرد من باهاش حرف زدم داشت دیوونه میشد از عصبانیت و کلی داد و بیداد کرد،اما من پنهانی از اون با دوس پسر دوستم حرف زدم پیش دوستم و میدونم اشتباه کردم،شوهرم منو خیلی دوست داره،اون فکر میکنه من خیلی پاکم،و از این بابت هرروز خودمچ نفرین میکنم که حالا خیلبا با دلسوزی بهش نگاه میکنن که بیچاره نمیدونه زنش دوسش نداره،من خیلی اشتباه کردم و توبه کردم و زدم زیرش…به همبن خاطر مطمعنم صدام دیگه به خدا نمیرسه…چون دیگه اعتمادی بهم نداره…این نزدیکی بیش از حدم به دوستم خیلی اشتباهه..چون شوهرم ففط منو دوست داره…نه دوستاشو…اما من دوستمو از اون بیشتر دوست دارم…وقتس شوهرم فهمیط که دوستم دوس پسر داره گفت که باهاش نگردم…اما من نتونستم..با شوهرم حرف زدم گفتم هرچی بودع گذشته ارتباط داره یا نه تموم شده بزار باهاش حرف بزنم…با اینکه راضی نبود با هزار اصرار و خواهش من گفت فقط بخاطر خوشحالی تو…یه موضوع دیگه اینکه من پدرم کتکم میزنه،،،یه شب که کتکم زد حالم داغون بود…من فشار عصبی گرفتم از ناراحتی زیاد…دوستم منو برد تو یه گروه مختلط که سرگرم شم و ناراحتیم از یادم بره…توی اون گروه چندتا پسر اومدن پی ویم،خیلی پیشنهاد دوستی دادن،شماره فرستادن گیر داده بودن زنگ بزن و فلان،من دوست نشدم،زنگ نزدم،اما بعدش که دیدن دوست نمیشم فهمیدن دوست بشو نیستم همش شوخی میکردن،من یکم باهاشون دردودل کردم،که شوهرمو دوست ندارم،که بابام الکی کتکم میزنه،حتی شاید صمیمی هم شدیم،اما چون یه حس بدی داشتم و میدونستم کارم اشتباهه،دیگه ادامه ندادم،با دوست پسر دوستمم که چندباری حرق زدم هربار تا یک هفته عذاب وجدان داشتم….اما اینقد دوستمو دوس دارم که نتونستم نه بگم بهش…
    خلاصه ی ماجرا و اصلش اینه،اول من یکی رو دوست داشتم و بعد نامزد کردن و عقدم باز بهش فکر کردم و باهاش حرف زدم که به پام بمونه تا طلاق بگیرم اما نموند…اما ارتباطی باهاش نداشتم و ندارم…
    دوم،دوستم…نزدیکی بیش از حد به دوستم،که به جاهای بد کشیده شده…
    و سوم حرف زدن با دوست پسر دوستم که خیلی عذاب وجدان دارم…
    و چهارم رقتن توی اون گروه و حرق زدن با اون پسرا…
    پنجم اینکه درباره رازم پیش هرکسی گفتم و الان همه به حالت تحقیر آنیز و دلسوزی بت شوهرم نگاه میکنن…
    و درکل اینکه نمیخاستم اینهمه بدی به شوهرم کنم…چون شک ندارم مثل اونو نمیتونم جایی دیگه پیدا کنم…اون خیلی منو دوست طاره…هرکسی دیگت جای اون یود خیلی کارارو یرای من انجام نمیداد..اما اون فقط فکر خوشحالی منه…منم میخام یه زندگی نو بسازم…اما با چه رویی به شوهرم نگاه کنم…اینهمه بدی در حقش کودم…فکر میکنه زنش پاک ترینه…اما بهش خیانت کردم…دیگه درست بشو نیست زندگیم….
    لطفا یکم راهنماییم کنین

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینسد خب بله طبیعتا شرایطی که شما داشتید و به هر حال ایجاد شده شرایط بسیار سختیه و قابل درکه که با این شرایط نتونید با این شرایط کنار بیاید و عذاب وجدان داشته باشید به هر حال همان طوری که خودتون گفتید بحث شما اینه که واقعا شما خیانت کردید منتهی یک نکته مهم رو در نظر داشت۶ باشید و ان همه اینه که بدونید که گاهی افراد به دلیل سن کم دچار اشتباه و خطاهایی می شوند منتهی تجربه هر چند تلخ هم شرایطی ایجاد می کند که ما درس بگیریم و بخواهیم جبران کنیم ..شرایط رو که می فرمایید بله طبیعتا شرایط بسیار سختیه که شاید برای هر فردی پذیرفته شده نیست منتهی یک نکته مهم اینه که بدونید با همه این شرایطی که شما می فرمایید همسرتون به دلیل علاقه ای که داره حاضر شده که بگذره و شرایط را ندیده بگیره خب این نکته بسیار مهمیه ..و خب اگ چه همه جریان ها رو نمی دونه ولی تگر واقعا شما پشیمون هستسد و می خواهید زندگی دوباره ای رو بسازید باسد تلاش کنید که با هم کنار بیاید و بتونید به درستی شرایط رو در نظر بگیرید و مدیریت درستی داشته باشید ..
      این مساله بسیار مهمی است که باید توجه کنید
      به هر حال گفتن مسائل که درست نیست ولی مهم پشیمانی شما از این روابط و صحبت هاس که خب خودش طبیعتا میاله بسیار مهمی است که باید در نظر داشته باشید ..
      به هر حال امیدوارم موفق و خوشبخت باشید و بتونید با مراجعه حضوزی واقعا زندگی رو از نو بسازید .
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  16. سلام وقت شما بخیر
    حدود یکسال پیش از خانه ای که با مادر خودم شراکتی ساخته بودم بدلیل مشکلی که بین من و مادرم اتفاق افتاد به نخواسته پای خانمم وسط کشید (از طرف خانوادم) و خواهر بنده یه مقدار بی احترامی به همسر کرد.احساس میگه که خانمم همینو میخواست و به خواستش رسید و مجبور شدم از آن منزل با دلخوری بیرون بیام. حالا دیروز خواهر زنگ زد و من رفتم من رو خواهرم بدون اطلاع به خانمم وقتی به همسرم گفتم برخورد خیلی خیلی بدی کرد و رفت منزل پدریش و بعد با رفتار بچه گانه گفت من طلاق میخوام و کلی حرف به خانواده بنده گفت البته بصورت پیام واقعا این رفتار خیلی بچه گانه هست حالا شما بگید من چکار کنم هر اتفاقی هم که افتاده باشه نباید اینطوری می کرد البته من هیچگونه حرفی نزدم تا حالا ولی واقعا برام بعید بود

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید به هر حال بحث شما بحث خانوادگی بوده بین شما و مادرتون که درست نبوده طبیعتا فرد دیگری دخالت داشته باشد .منتهی همان طور که می فرماییدخب همسر شما هم در مباحث خانوادگی شما بوده و طبیعتا شرایطی را ایجاد کرده است که بخث ایشون با ۷واهر شما بهانه ای برای دور شدن از حانواده باشد .خب شرایطی که می فرمایید طبیعتا شرایط دشوازی است ولی نباید این طور رفتار کنید که در پاسخ بی صبری اسشون شما طوری نشان دهید که موضع انفعال بگیرید
      به هر حال به خاطر صحبت با خواهرتون و یا هر فرد دیگری که شما با اون روابط حسنه ای ندارید نباید اجازه بدید شرایط اینچنینی ایجاد شود .
      و مشکلات گسترده شود .پس به خاطر داشته باشید که در شرایط اینچنینی ایشون باید متوجه بشوند که کارشون اشتباه است . و نباید این طور از موضع منفعل شما استفاده کنند و به هر حال هر چیزی راهی دارد و می توانند منطقی هم مسائل را در نظر بگیرند .
      به هر حال امیدوارم موفق و خوشبخت باشید و سعی کنید چند روزی تماسی گرفته نشو و و چیزی گفته نشود تا عصبانیت فروکش کند و بعد اقدام کنید و تلاش کنید که در صحبت با ایشون بفرمایید بهشون که این طور درست نیست که مشکلات باعث طلاق شود که عادی است و در زندگی ۶ر فردی وجود دارد .
      نگران نباشید و اگر صحبت ها جواب نداد باید بخواهید به روانشناس مراجعه کنید چون مشکل امروز باعث مشکلات زیادی بعدا خواهد شد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  17. سلام، من ۲۶ سالمه خواستگاری دارم از فامیلای دورمون که ۲۸ سالشه و تازه همو دیدیم، دو جلسه بیرون رفتیم، از لحاظ اخلاقی چیزایی که میبینم و از خودش میگه و معیارایی که داره کاملا با من مَچ هستش، از لحاظ پوشش شیک پوش و مرتب هستش، وضع مالی نسبتا خوبی داره، خانواده ی بسیار خوبی داره، اخلاق خیلی خیلی خوبی داره، واسه خوشبختیم همه کار میکنه، با اینکه ادم سخت پسندیه ولی از من بینهایت خوشش اومده، در کل فکر میکنم با این ویژگی ها میتونم زندگی ارومی داشته باشم،ولی قدش چند سانت ازم کوتاه تره !!و من خیلی سعی میکنم به خودم القا کنم که بیشتر رفتارای خوبشو ببینم نه این مشکلو، ولی دست خودم نیست، ناخوداگاه میگم کاشکی بلندتر بود، بعدم هنوز حس خاصی ندارم بهش، ولی اون چون خوشش اومده دلش میخواد من تو مدت خیلی کوتاهی جواب قطعی رو بدم!هی میگه باهم تفاهم داریم، داریم خوب پیش میریم دیگه، منم‌گفتم اخه زوده من تا حسی که بایدو نداشته باشم نمیتونم جواب مثبت بدم گفت لطفا زیر یک ماه جواب بده من دلم میخواد بشه! من خودم معتقدم گذر زمان میتونه حسمو مشخص کنه.از طرفی هم بابت قدش خیلی مرددم، و حسی که هنوز ندارم بهش، چهرشم معمولیه ولی خیلی باب سلیقم نیست! من دنبال زیبایی نیستم، ولی توقع دارم طرفم به دلم بشینه یعنی لذت ببرم بهش نگاه کنم.

    • با سلام
      دوست عزیز در نظر بگیرید که در قدم اول پذیرفتن ظاهر طرف مقابلتون بسیار مساله مهمی است که باید در نظر بگیرید چون بعدا در روابط زناشویی می تواند تاثیرات منفی داشته باشد .پس در نظر بگیرید که به هر صورت .اگر ایشون شرایط مثبت بسیاری دارند پس تلاش نکنید که مشکلات بزرگتر شود .
      حتما در این شرایط دو دلی که پیش اومده و هنوز حس عاطفی ندارید و البته خوب است که منطقی نگاه می کنید پس در نظر داشته باشید که در جایی از جلسات اشنایی باید حسی ایجاد شود که دو طرف بتوانند ادامه بدهند .
      پس اینکه به لحاظ طاهری و احساسی شما را نپذیرفتند نکته بسیار حائز اهمیتی است که باید دقت داشته باشید ..
      به هر حال ازدواج مساله مهمی است که این را باید در نظر بگیرید که بحث یک عمر زندگی که پیش می اید باید همه موارد و شرایط را در نظر گرفت که مشکلی ایجاد نشود .
      و به هر صورت درسته هر دو نفر شرایط سازگار و مناسبی دارید ولی خب این نکته را هم در نظر بگیرید که صرف داشتن این شرایط نمی تواند تضمینی برای خوشبختی باشد مگر اینکه واقعا در اولویت های شما نقش ظاهر نقش گسترده ای نباشد به حدی که به راحتی مسائل قد و ..را حل کنید
      ولی اگر واقعا باعث درگیری ذهنتون شده بهتره حتما به مشاوره قبل از ازدواج مراجعه ونید و نکته دیگر اینکه شرایط را به درستی در نظر بگیرید .امیدوارم موفق و خوشبخت باشید .گاهی با ادامه دادن جلسات شرایط بهتر می شود و حتی به لحاظ عاطفیوابستگی هایی ایجاد می شود که این ها برای زندگی اینده بسبار مهم هستند .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

      • سپاس از وقتی که گذاشتید، بله دقیقا منم همینو میگم، مثلا بهم میگن خب کفش لژ مخفی میپوشه مگه چیه، میگم تو خونه چی؟ بخوایم کنار هم باشیم یا بغلش کنم چی؟تازه منم‌که اصلا روم‌نمیشه بهش پیشنهاد بدم برای کفش.
        میگن دیگه تو به چه چیزایی توجه میکنی، بخاطر همین میگم شاید من دارم اشتباه میکنم !
        ظاهر در حد به دل نشستن اولویت هست برام فکر میکنم برای همه باشه! درسته من هنوز حسی پیدا نکردم به ایشون از لحاظ احساسی، و سعی میکنم با خوش بینی فکر کنم و ببینمش تا حس خوبی ایجاد شه برام، ولی میترسم اگه الانم کنار بیام، بعدا سرد شم یا به چشمم بیاد باز!
        از طرفی هم جوری نیست که بخوام به راحتی نه بگم! چون برخلاف همه ی خواستگارای قبلیم ادم منطقی و روشن فکریه.. مثلا تو خیلی چیزا ازادم میذاره و برای تفریح تایم درنظر میگیره و درامدشم که خوبه..‌ و و

        • با سلام
          دوست عزیز
          ببینید کاملا متوجه دغدغه و شرایط و انتژارات خودتون باشید در ازدواج هیچ وقت نمیشه فردی رو پیدا کرد که صد در صد باشه و به هر حال همه جوره شرایط مطلوب را داشته باشه منتهی باید تلاش کنید که خودتون اهم و مهم کنید و البته حتما از مشاوره قبل ازدواج بهره ببرید چون مساله بسیار حائز اهمیتی است که باید دقت کافی داشته باشید که چگونه رفتار می کنید ..
          به هر حال ازدواج قبول دارم که تصمیم سختیه و باید منطقی تصمیم گرفت و این طور که می فرمایید خب این شرایط شرایط سختی است منتهی یک نکته اصلی این است که بدانید که به دل نشیتن مهم است و اینکه در روابط زناشویی تاثیر دارد اینکه صرفا بخواهید بنا به شرایطی پیش بروید که ایشون رو انتخاب کنید فقط به خاطر اینکه وضعیت مالی و اخلاقبات بد نیست ولی بهدا نمی تونید ژواهر رو هم نادیده بگبرید
          به هر حال موفق باشیود و خوشبخت و امیدوارم تصمیم درستی بگیرید
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
          موفق باشید

  18. باسلام و خسته نباشید. یکی از خواهرهای همسر بنده مسبب اصلی خیلی از مشکلات زندگی من بودن تا جایی که با اعمال نفوذ روی برادرش زندگی رو تا طلاق پیش برد. بعداز توهین به خودم و خانوادم یکسال قطع رابطه کرد تا اینکه بتازگی متوجه شدم با همسرم تلفنی ارتباط داره ، بنده اعتراض کردم که همسرم باید حداقل میگفتن چرا به بنده توهین کردن وچرا به من نگفتن ارتباط برقرار کردن . زندگی زناشویی اصلا خوبی نداره و تمام مدت از ترفند محبت زیاداز حد برای اغفال همسر من استفاده میکرد و خواهد کرد . همسرم در جواب اعتراض من اول کتک و بنده رو از خونه بیرون کردن و بعد دوباره گفتن خودم به این خانم اعتراض کنم بنده هم گفتم خواهرش نرمال که نیست گفتن یا خیلی خوبه یا خیلی بد و حد وسط نداره . خواهرش با مردها درگیری لفظی و فیزیکی ایجاد میکنه من چطور رفتار کنم ؟

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید خب با این شرایطی که می فرمایید یعنی همسر شما متوجه نیستند که خواهرشون مشکل دارند و باید برای درمان ایشون اقدام شود به هر حال اینکه مساله بسیار مهمی است که باید در نظر داشته باشید .به غیر از روانشناس چه کسی می تواند به ایشون کمک کند.
      طبیعی است که به هر حالاین یک مساله کاملا تخصصی است که برای فردی که زندگی خوبی ندارد و مدام درگیری هایی دارد متخصص بتواند اقدامی داشته باشد .و طبیعتا بدون کمک فرد متخصص از دست باقی افراد هم کاری بر نخواهد امد .
      اینها مسائل بسیار مهمی هستند منتهی اینکه می فرمایید همسر شما هم در پاسخ به صحبت های ایشون شما رو بیرون کردند و رفتار اینچنینی نشان دادند خب کمی عجیب به نظر می رسد .این مساله باید به درستی مدیریت و حل شود.
      یعنی رفتار همسر شما هم اصلا طبیعی نیست .و مشخص نیست چرا چنین شرایطی دارند و خب وقتی واضحا رفتار خواهرشون غیر نورمال است چرا با این وجود باز هم با شما برخورد می کنند و تلاش نمی کنند زندگیشون رو حفظ کنند .
      به هر صورت امیدوارم موفق و خوشبخت باشید و بتوانید به روانشناس ارجاع دهید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.