بهترین های::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

آموزش از طریق مشاوره پیش از ازدواج تا زوج درمانی و مشاوره خانواده.

 راهنمایی و مشاوره تلفنی ازدواج و خانواده

 

مرکز تهران و جنوب

۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴

مرکز مشاوره شمال و شرق

۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴

شمال و غرب تهران

۰۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳

مشاوره ازدواج شامل آموزش مهارت های رفتار با همسر آینده خانواده همسر زوج درمانی شناسایی فرد مناسب و از همه مهمتر اطمینان پیش از ازدواج از  یک انتخاب درست است! عوامل زیادی در این امر دخیل هستند که باید مورد بررسی و دقت نظر هنگام همسریابی و یا حتی دوست یابی قبل ازدواج به آن توجه کرد.

مرکز مشاوره مراکز استانها

 

 


مرکز مشاوره تهران

9105 نظر جدید برای بهترین های::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

  • Mansour   میگوید:

    با سلام
    با خانمی دوست هستم حدود ۱.۵ سال
    خانواده هردو هم اطلاع دارند
    و قصدمون اینه که یکسال دیگه عقد کنیم
    ما هردو خیلی خیلی عاشق هم هستیم و اینو بارها ثابت کردیم
    اما چند ماهی هست که چند روز خوبیم چند روز دعوا
    همش بحث! و مشکل ما اینه که تیپ شخصیتی هردومون عصبیه
    خانم پرخاشگره و فحش میده
    اصلا و ابدا تا ۷-۸ ماه اول اینطوری نبود
    داد سرش میزدم هیچی نمیگفت
    اما الان همش پرخاشگری میکنه، من بارها سکوت کردم،بخشیدم،دعوا گرفتم،تنبیه کردم
    هرکاری کردم، از هر دری وارد شدم
    بارها صحبت کردم
    اما بی فایدست با کوچکترین تلنگر فحش و توهین میکنه
    درجواب هم میگه تو فلان کارو میکنی منم فحش میدم، منو عصبی نکن تا فحش ندم
    اصلا برام قابل درک نیست
    اگر عاشقش نبودم و اگر نمیدونستم که چقدر عاشقهمه میزاشتم و میرفتم
    اما خیلی همو دوس داریم
    تیپ شخصیتیش مغرور،پرخاشگره
    میخوام بدونم ایا اون احترام گذشته به این رابطه برمیگرده یا نه؟ هرکار بگید کردیم حتی باهم ح زدیم،تلاش کردیم، کلی سرچ کردم اما نشد که نشد! اگه برمیگرده چطوری؟ راه حل بدید
    حتی به فکر جدایی افتادم،ما از همه لحاظ باهم مچیم تنها مشکلمون بد اخلاقی،پرخاشگری و توهینه، ایا بابت اینا رابطه رو بهم بزنم؟ فقط میدونم که به هر دری زدم جواب نداد،خسته شدم اما بازم دوسش دارم و این عذاب اوره

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز شما در دورانی مثل نامزدی هستید .
      و این دوران طلایی برای شناخت بیشتر دو طرف از همدیگره.
      هر رفتاری امروز مشاهده میکنید در آینده هم تجربه خواهید کرد.
      پس سعی نکنید پشت دوست داشتن پنهانش کنید.
      در این مورد باید مشاوره ای حضوری داشته باشید.
      و گرنه با همین سبک ادامه دادن زندگی مشترک رو سریع به سردی خواهد کشاند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • لیلا   میگوید:

    سلام
    من مدتهاست که خیلی اخلاق و رفتارم عوض شده مثلا تا چند سال قبل اصلا نظافت و تمیزی و درهم بودن وسایل خونه برام مهم نبود الان برعکس شده دوست دارم همه چیز سر جای خودش باشه و بهداشت فوقالعاده برام اهمیت پیدا کرده در ضمن سر کوچکترین بی نظمی و رعایت نکردن بهداشت ناخوداگاه و بطور غیر عمد با اطرافیانم بگو مگو می کنم و بعدش غصه می خورم که چرا باید سر این چیزای بیهوده اینقدر خودمو کلافه کنم واقعا ارزششو نداره اما چه کنم دست خودم نیست من ۳۰ سالمه و حدودا یکی دو ساله اینطور شدم در ضمن یاداوری کنم مدتهاست که مشکل افسردگی و استرس هم دارم به نظر شما این گیر دادنای بیخود من از چی ناشی میشه اگه ممکنه کمکم کنید خیلی داغونم

    • مشاور   میگوید:

      باسلام
      دوست عزیز چون می فرمایید بحث افسردگی داشتیر افسردگی با وسواس هم ابتلایی بالایی دارد و وسواس هم همیشه د ر شست و شو نیست بلکه نظم و ترتیب را هم شامل می شود و البته ماهیت متغیری دارد .بهتره حتما و زودتر مراجعه ای داشته باشید و شرایط را دقیقا بررسی کنند تا تشخیص درست گذاشته شو و احتمالا هم نیاز به دارو درمانی دارید و هم درمان روانشناختی لازم است که صورت گیرد ..ضمن اینکه به هر حال شرایطی است که خود شما رنج می کشید و این نشانه مثبت برای درمان است چون باعث می شود که انگیزه لازم را برای تغییر داشته باشید د هر حال اصلا نگران نباشید و بهتره حتما مراجعه داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
      موفق باشید

  • ندا   میگوید:

    با سلام خدمت شما
    اگه ممکنه بهم بگید که چطور می تونم خودم رو از سادگی نجات بدم اخه در برخورد با بعضی ها بهم میگن ساده ام اصلا این سادگی چیه ؟من دختر با ایمان و پاکی هستم البته این نظر دیگرونه اما گاهی اوقات بهم میگن ساده ای چطور میشه از سادگی در اومد با کتاب خوندن می تونم خودمو اصلاح کنم اصلا دلیل اینکه کسی این لقب بهش داده میشه چیه ایا نحوه تربیت یا سواد و… درش نقش داره یا خیر؟اگه ممکنه راهنماییم کنید ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیزداشتن شیاست رفتاری منوط به شناخت دقیق ادم هاست البته برخوردها بخشیش واقعا ارثیه و خب وقتی چنین شرایطی وجود دارد …شاید تغییرا ت عمیقی صورت نگیرد ولی در عین حال بخش عظیمی هم از شرایط را نمی توان صرفا به ارث نسبت داد نوع تربیت اینکه چقدر فرد معاشرت دارد ادم های مختلف را دیده است و برخوردهای متفاوت را داشته است همه اهمیت دارند ..ولی می توانید با مراجعه تکنیک های برقراری ارتباط موثز را بیاموزید و شناختتون رو از شخصیت ها بیشتر کنید تا زود گول ظواهر رو نخورید شخصیت پخته ای پیدا کنید و بتوانید موفق عمل کنید در هر صورت امیدوارم به زودی مساله رفع شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
      موفق باشید

  • راحله   میگوید:

    ایا هوش و حافظه بهم ارتباط دارند مثلا ممکنه کسی باهوش باشه ولی حافظه خوبی نداشته باشه؟کلا تفاوت شون چیه؟بعنوان مثال من از زمانی که افسرده شدم حس می کنم هوشم کم شده و مطلب رو خوب درک نمی کنم و برای اینکه یه جمله رو به ذهن بسپارم باید بارها و بارها از روش بخونم تازه بعد چند بار خوندن نصف مطلب رو می گیرم و این خیلی رنجم میدهاطرافیان بهم میگن کم هوشی می خوام بدونم چی کار باید کنم

    • مشاور   میگوید:

      تباط هوش با حافظه

      کمتر فردی است که با توانمندی های حافظه خویش درگیرنبوده و برای تقویت آن تلاش نکرده باشد. از نظر مردم موفقیتهای تحصیلی و شغلی مستقیماً با این توانایی ارتباط دارد. اگرچه حافظه قوی به معنای هوش و خلاقیت زیاد نیست اما آزمایش ها نشان داده اند که این دو با حافظه ارتباط مستقیم دارند.
      غالب مردم از دست حافظه خود گله و شکایت دارند ولی کمتر کسی را می توان یافت که از هوش خود ناله سر دهد زیرا حافظه را از نفسانیاتی به شمار آورده اند که می توان در آن دخل و تصرف کرد اما هوش را ذاتی و خداداد می دانند و در کمی و زیادی آن خویش را مقصر نمی دانند.
      در تحقیقات روان شناختی، حافظه را نگهداری آثار هر نوع یادگیری معنا کرده و آن را به دو نوع تقسیم بندی کرده اند: حافظه کوتاه مدت و حافظه دراز مدت.

      حافظه کوتاه مدت و دراز مدت

      حافظه کوتاه مدت: که آن را حافظه کاری یا حافظه فعال نیز می گویند عبارت است از مقدار موضوعاتی که می توان در یک زمان درک کرد و سریع نیز فراموش می شوند. اطلاعات انبار شده در حافظه کوتاه مدت در زمانی کمتر از ۳۰ ثانیه فراموش می شوند. البته فراموشی سریع در حافظه کوتاه مدت نامطلوب نیست زیرا تصور کنید اگر برای هر چیز کوچکی از اطلاعات ضبط شده، آگاهی هوشیارانه داشتید چه ذهن شلوغ و درهمی می داشتید! در آن صورت تمرکز بر روی یک موضوع یا انتخاب اطلاعات سودمند عملاً ناممکن بود.
      حافظه کوتاه مدت نه تنها از لحاظ زمان بلکه از لحاظ گنجایش نیز محدود است. حافظه کوتاه مدت را می توان حافظه هوشیاری آدمی نیز دانست زیرا ما از تمام محتوای آن آگاه هستیم و هر یک از اطلاعات موجود در این حافظه را می توانیم به سادگی به یاد آوریم.

      حافظه دراز مدت: اطلاعاتی که وارد حافظه کوتاه شده اند اگر تکرار و رمزگردانی شوند وارد حافظه درازمدت می شوند. حافظه درازمدت حفظ اطلاعاتِ از چند دقیقه پس از یادگیری تا تمام طول عمر شخص را شامل می شود. این حافظه دارای هیچ محدودیتی نبوده و گنجایش تمام اطلاعات رسیده را خواهد داشت.
      بازگو کردن مطالب فراموش شده مانند تجربیات دوران کودکی نشان دهنده گنجایش فراوان و ثبات حافظه درازمدت است. در ضمن علت فراموشی، محو شدن اطلاعات از حافظه درازمدت نیست بلکه این امر به دلیل عدم امکان دسترسی ما به آن اطلاعات می باشد.

      اندازه گیری گنجایش حافظه کوتاه مدت
      با یک آزمایش ساده گنجایش محدود حافظه کوتاه مدت خود را تعیین کنید:
      از دوستتان بخواهید که از روی فهرستی از اعداد، یکی پس از دیگری، ارقام را با فاصله زمانی مشخص ( هر رقم در یک ثانیه) برایتان بخواند و شما هم آن اعداد را تکرار کنید.
      از فهرستی که اعداد چهاررقمی دارد شروع کنید مثلاً ۸۲۹۳ ، ۴۶۳۹ و … سپس سعی کنید که یک فهرست پنج رقمی را بازگو کنید: ۳۴۲۱۶ ، ۳۷۱۳۶ و … بدین ترتیب هر بار یک رقم به اعداد اضافه کنید. همین طور تا اعداد دوازده رقمی پیش بروید. هنگامی که اعداد از هفت رقمی بیشتر می شوند بیشتر مردم می گویند که دیگر نمی توانند اعداد را به خوبی به خاطر بسپارند. البته تعداد کمی از مردم توانایی یادآوری اعداد ده یا یازده رقمی را دارند، اما فردی که بتواند از اعداد یازده رقمی پافراتر بگذارد بسیار کمیاب است. ( به جای استفاده از اعداد می توان از کلمات استفاده کرد)

      راه حلی برای افزایش گنجایش حافظه کوتاه مدت
      هر چند که گنجایش حافظه کوتاه مدت محدود است می توان با استفاده از تدبیری که تقطیع نام دارد ظرفیت این حافظه را افزایش داد. تقطیع عبارت است از دسته بندی اطلاعات به واحدها یا قطعه های کمتر.
      به عنوان مثال برای حفظ کردن ارقام دوازده رقمی ۴۱۵۲۶۳۷۵۳۱۶۴ می توان آن را به چهار دسته ، سه رقمی تقسیم کرد: ۱۶۴- ۷۵۳- ۲۶۳ – ۴۱۵. درست همان عملی که در مورد برخی از شماره تلفنها انجام می دهیم. یا اگر بخواهیم بعضی از حروف مانند: [ ا م ش ر ا د ه گ ن ا د خ ] را پس از چند ثانیه حفظ کنیم قادر به انجام آن نیستیم ولی اگر با این حروف به طور معکوس سه کلمه “خدا نگهدار شما” را بسازیم به راحتی می توانیم این حروف را حفظ کنیم و این کار باعث افزایش گنجایش حافظه کوتاه مدت نیز می شود.

      نوک زبانم بود!
      “نوک زبانم بود” جمله ای است که بیشتر مردم آن را به کار می برند و حالت آن را تجربه کرده اند؛ بدین صورت که شخص توانایی به خاطر آوردن کلمه خاصی را داشته باشد اما نتواند آن را بیان کند. در این حالت شما احساس می کنید که کلمه را می دانید اما نمی توانید آن را بازگو کنید. شاید این تجربه را به هنگام به خاطر آوردن نام فرد یا مکانی داشته باشید. شما در این حالت می توانید حرف اول کلمه را به خاطر آورید حتی وزن آن کلمه را بگویید اما نمی توانید به خود کلمه دست یابید. این همان تجربه ای است که به هنگام وقوع آن می گوییم: “نوک زبانم بود”.
      در پژوهش هایی که در این مورد انجام گرفته دیده شده که برخی از مردم وقتی یکسری سؤالات عمومی از آن ها پرسیده می شود نمی توانند پاسخ را به یاد آورند اما احساس می کنند که جواب را می دانند که البته راست هم می گویند.
      پژوهش “پدیده سرزبانم” حداقل به سه نکته در خصوص شناخت حافظه دلالت دارد:
      ۱- حافظه به صورت همه یا هیچ عمل نمی کند. حافظه بدین گونه نیست که همه چیز یک مطلب را به خاطر آورد یا هیچ چیز آن را به خاطر نیاورد. این امکان وجود دارد که فقط قسمتی از یک موضوع را به یاد آوریم.
      ۲- حافظه به صورت یک دستگاه فتوکپی خودکار عمل نمی کند بلکه بیشتر اطلاعات وارد در حافظه، بر اساس یک جریان و روندی مطالب را مجدداً بازسازی و از نو ایجاد می کند.
      ۳- کلمات با روش های متفاوتی در حافظه اندوخته می شوند به عنوان مثال کلمات می توانند بر اساس خواص شنیداری (تعداد سیلابها و نحوه تلفظ) و یا خواص معنایی (از جهت کلمات هم معنی) ذخیره گردند.
      بنابراین باید به این نکته توجه داشته باشیم که اگر حافظه را تقویت کنیم از هرز و تحلیل رفتن آن جلوگیری خواهیم کرد و دیگر با چنین صحنه هایی مواجه نخواهیم شد.

      یادگیری بهتر یا تقویت حافظه
      ممکن است بارها به این فکر افتاده باشید که چه کار کنید تا حافظه شما تقویت شود. در این رابطه اگر شما اصول و قوانین مربوط به یادگیری را رعایت کنید بهتر یاد خواهید گرفت و در نتیجه احساس خواهید کرد که حافظه شما تقویت شده است.
      اصول تقویت حافظه:
      ۱-نیت و قصد: یادگیری عمدی کاملاً مؤثر تر از یادگیری اتفاقی است. منظور از یادگیری اتفاقی این است که فرد بدون انگیزه مطلبی را یاد بگیرد.
      ۲- توجه و دقت: برخی از مشکلات که مردم آن را تحت عنوان حافظه ضعیف مطرح می کنند ربطی به فراموشی ندارد بلکه به علت بی توجهی و عدم تمرکز می باشد.
      ۳- تصویر سازی: همیشه سعی کنید در جواب سئوالات و یا آنچه می خوانید یک تصویر ذهنی برای خود بسازید. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد تصویر سازی، ظرفیت مطالب یادآوری شده را دو برابر می کند.
      ۴- تداعی یا ارتباط بین آموخته ها: تداعی یعنی ارتباط دادن موضوع با مطالبی که قبلاً می دانستید به عنوان مثال نقشه کشور ایتالیا را بهتر می توانید یاد بگیرید تا نقشه کشور فرانسه، زیرا نقشه کشور ایتالیا شبیه چکمه است؛ و یا برای به خاطر سپاری اختلاف معنای دو کلمه فراق و فراغ کافی است که بدانید کلمه فراق که به معنی جدایی است حرف قاف آن دو نقطه دارد و می توان آن را به منظور دو نفر به کار برد که از هم جدا هستند.
      ۵- معنادار بودن: کلمات معنی دار از هجاهای بی معنی آسان تر به خاطر سپرده می شود. همچنین کلمات در دسته های معنی دار راحت تر از کلمات بی نظم و در هم ریخته به خاطر سپرده می شود.
      ۶- علاقه: توجه تحت تأثیر علاقه است. ما به چیزهایی که بیشتر به آنها علاقه مندیم توجه به خرج می دهیم و بنابراین آن ها را بیشتر و بهتر به خاطر می سپاریم. به عنوان مثال هر یک از دو نفری که از یک خیابان می گذرند به جهت علاقه شان ممکن است تابلوی رستوران یا مغازه کتابفروشی را ببیند؛ و یا خانم هایی که از حافظه ضعیف خود شکایت دارند ممکن است روز تولد و سالگردهای ازدواجشان را- که معمولاً همسرانشان به سختی آن را به خاطر می آورند- خوب به یاد آورند.
      ۷- طبقه بندی و سازماندهی: مطالب در حافظه درازمدت بایستی به طور منظم و مرتب طبقه بندی شود تا به هنگام نیاز به سراغشان رفت و بدون رنج و تلاش از آن مطالب استفاده کرد. به عنوان مثال فرض کنید می خواهید مواد زیر را برای منزل تهیه کنید: بیسکویت، شیر، انگور، پنیر، کبریت، مرغ و گوشت چرخ کرده، نان، سیب. حال آن ها را به دسته های زیر سازماندهی کنید:
      لبنیات: شیر، پنیر ، غلات: بیسکویت ، نان، میوه: انگور، سیب، گوشت: مرغ، گوشت چرخ کرده
      ۸- وزن و قافیه: اگر بتوانید موضوعاتی که می خواهید حفظ کنید به وزن و قافیه دربیاورید مسلماً فراگیری و به یاد سپاری مطلب برایتان راحت تر خواهد بود. به طور مثال، کودکان برای یادگیری حروف الفبای انگلیسی از وزن و قافیه استفاده می‌کنند.
      ۹- مخفف ها: کلمات اختصاری از حرف اول یا چند حرف اول کلمات ساخته می شوند. آیا می توانید نام سه قله مهم کشور (سلیمان کوه، الوند و زاگرس) را به راحتی حفظ کنید؟ برای این کار کافی است شما فقط کلمه “ساز” را حفظ کنید. و یا اگر برای خرید مواد مختلفی همچون رب، خیار، کبریت، آردگندم از خانه خارج می شوید شما کافی است که کلمه “خارک” را در ذهن بسپارید. پژوهش ها شاهد این است که مخفف ها می توانند تا حد زیادی حافظه را در به خاطر سپاری فهرست هایی از مواد مختلف کمک کند.

      • راحله   میگوید:

        اگه ممکنه تعریف هوش رو هم بفرمایید و هم اینطور وجه تمایز هوش و حافظه رو با مثال برام توضیح بدید مثلا کجا میشه گفت یک ادم باهوشه و کجا حافظه اش قویه در ضمن اگه ممکنه بگید که برای من که افسرده هستم و حافظه ام افت کرده حس می کنم هوشمم کم شده ایا این ممکنه ؟چون درک و گیرایی مطلب در من کم شده و تجزیه و تحلیل مسائل رو نمی تونم انجام بدمالبه فراموش کردم ضعیفی حافظه هم سر جای خود همچنان باقیست

        • مشاور   میگوید:

          هوش توانایی ذهنی است و قابلیت‌های متنوعی همچون استدلال، برنامه‌ریزی، حل مسئله، تفکر انتزاعی، استفاده از زبان، و یادگیری را در بر می‌گیرد. نظریه‌های هوش در طول تاریخ تغییر کرده‌اند.[۱] پژوهشگران می‌گویند با نوشیدن شیر، خوردن جگر، تخم مرغ و بادام زمینی، کولین بیشتری به مغز می‌رسد و هوش و حافظه تقویت می‌شود.[۲] پژوهشگران با سنجیدن سطح کولین مغز به میزان هوش افراد پی می‌برند.[۳]

          محققان موفق به شناسایی دو خوشه ژنی شده‌اند که عامل هوش و توانایی شناختی مغز است؛ از طرفی در صورت جهش می‌تواند منجر به بیماری صرع شود. مطالعات محققان کالج سلطنتی لندن نشان می‌دهد که دو خوشه ژنی به نام‌های M1 و M3، در هوش و توانایی‌های ذهنی از جمله حافظه، تمرکز، سرعت پردازش، استدلال و عملکرد اجرایی مؤثر هستند. این دو خوشه ژنی متشکل از صدها ژن هستند و تصور می‌شود که توسط به اصطلاح یک سوییچ مرکزی کنترل می‌شوند.[۴]اامیدی مطلق گوش می‌دهید و بلافاصله می‌روید سراغ مقایسه با حافظه ‌خودتان و این حس ویرانگر که تا حالا چقدر چیزها را فراموش کرده‌اید! اما باور کنید که حافظه بد وجود ندارد. شما فقط باید حافظه‌تان را تقویت کنید. همین، تنها آن دسته از افراد که دچار نقص مادرزادی یا بیماری شدید مغزی هستند، حافظه ضعیفی دارند و مطمئناً شما از این دسته نیستید، چون اگر این‌طور بود، این متن را برای خواندن انتخاب نمی‌کردید.
          گام اول: از فرار ماهی‌ها ناراحت نشو، درس بگیر
          تا به حال چند بار اتفاق افتاده است که یکی از دوستان از یک خاطره مشترک با شما صحبت کرده و شما در کمال تعجب گفته‌اید که «چیزی یادم نمی‌آید»؟ اما با این حال شما مطمئن هستید که میلیون‌ها چیز می‌دانید، اگر این‌طور فکر نمی‌کنید کافی است به دور و برتان نگاهی بیندازید. آیا صدها چیز اطرافتان برای شما دارای معنی مشخصی از نظر جنس، رنگ و کیفیت نیستند؟ شما حتی درباره چیزهایی می‌دانید که هرگز ندیده‌اید، مانند یک کشور خارجی و خیلی چیزهای دیگر. ممکن است چیزهایی را از یاد برده باشید اما آیا دیگر چیزی را به خاطر نمی‌آورید؟ پس تعجب نکنید اگر چیزی را فراموش می‌کنید؛ تعجب‌انگیزتر به‌خاطرآوری آن همه مطلب است. بله، درست متوجه شده‌اید، شما یک حافظه درخشان دارید و فقط چون از کارکرد آن رضایت کافی ندارید این متن را دنبال می‌کنید و این عدم رضایت اصلاً بد نیست. حالا اگر حرف ما را قبول ندارید و می‌خواهید حتماً قدرت حافظه خود را اندازه بگیرید، پیشنهاد می‌کنیم خیلی به تست‌های موجود در نشریات عمومی توجه نکنید، زیرا معمولاً دارای ارزش علمی نیستند. تست‌های معتبر فقط در اختیار روان‌شناسان است و آن‌ها نیز روش تفسیر آن را بلدند. تست‌های حافظه باید ذهن را خیلی سریع ارزشیابی کنند و ضریب عامل هوش باید حداقل باشد. مثلاً یک کودک ۱۰ ساله با بهره هوشی متوسط می‌تواند دوسوم از اعداد را که به صورت شش رقمی به او گفته می‌شود را تکرار کند، البته به شرطی که تعداد اعداد از سه بیشتر نباشد. یک بزرگسال متوسط می‌تواند دوسوم از سه دسته عدد هفت رقمی را تکرار کند و یک بزرگسال باهوش می‌تواند یک سری عدد هشت رقمی و بیشتر را عیناً و برعکس تکرار کند. حال شما می‌توانید با اطرافیانتان این تست را انجام دهید. البته این تست هنگامی جواب درست می‌دهد که شما شرایط تست را دقیقاً رعایت کرده باشید و با طرف مقابلتان هم هیچ خصومتی نداشته باشند و ایشان هم نسبت به شما. توجه داشته باشید چون این تست از نوع تست‌های شنیداری است، باید اعداد را شمرد و کامل تکرار کرد و در جواب تست، ضعف‌های احتمالی شنوایی فرد ارزیابی‌شونده را نیز در نظر گرفت.
          حالا شما قدرت تقریبی حافظه خود را می‌دانید و کاملاً آماده فراگیری سایر مراحل تقویت حافظه هستید.
          گام دوم: ماهی‌ها را بشناس
          برای این‌که بتوانیم فرایندی را تقویت بکنیم، باید اول بدانیم که آن فرایند دقیقاً چه چیز و چطور است. تا امروز مطالب زیادی درباره ذهن و هوش شنیده‌اید و شاید فکر کنید که حافظه بخشی از مغز است، در حالی که این ذهنیت چندان درست نیست. حافظه یکی از کارکردهای ذهن است و ذهن فعالیت‌های دیگری نیز دارد. از طرفی رابطه حافظه با هوش مستقیم می‌باشد و به خاطر همین است که در اغلب تست‌های هوش حافظه یکی از بخش‌های اساسی محسوب می‌شود. حال در این‌جا چندین تعریف استاندارد از حافظه را که از نشریات و کتب علمی استخراج شده است را برای شما ذکر می‌کنیم تا شما نیز به فراخور دیدگاه خود آن‌ها را به خاطر بسپارید: ۱- نگهداری به مفهوم ظرفیت یادآوری، برابر است با حافظه ۲- نگهداری به خاطر سپردن بالقوه است، یعنی چیزی در ذهن که ممکن است بعدها به یاد آورده شود. ۳- یادآوری یعنی زنده کردن خاطره‌ای در ذهن که گواه نگهداری چیزی است در ذهن ۴- حافظه، به کار افتادن تمام ذهن است برای یادآوری ۵- یک تجربه خاص گذشته
          آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا وقتی به چیزی فکر یا نگاه می‌کنید ناخودآگاه چیزهای دیگری به ذهن می‌رسد؛ به نظر افلاطون اندیشه‌ها به وسیله پیوندهایی به یکدیگر متصل هستند، یا به نظر سقراط هنگامی که چیزی درک می‌شود می‌تواند چیزی شبیه یا مغایر با خود را زنده کند. روان‌شناسان این‌گونه رابطه را «تداعی اندیشه» می‌گویند. توجه داشته باشید که هر قدر مطلبی در ذهن با مطالب دیگر بیشتر ارتباط مستقیم یا معکوس داشته باشد بهتر در ذهن می‌ماند و ربط دادن خوب مطالب به هم می‌تواند راز یک حافظه خوب باشد.
          و حالا یک راز دیگر؛ شما هر قدر بدانید بیشتر می‌توانید ذخیره کنید و هر چه بیشتر ذخیره کنید بیشتر می‌توانید بیاموزید و این رابطه دو طرفه تا بی‌نهایت ادامه دارد، پس از آن غافل نشوید.
          رابطه حافظه و یادگیری یک رابطه مکمل است. یعنی یادگیری کاملاً متکی بر حافظه می‌باشد، اما از نگاه دیگر می‌توان گفت که حافظه همان یادگیری است با اثر ماندگاری طولانی. ما یک سری از قوانین یادگیری سودمند که در طی تحقیقات فراوان مشخص شده‌اند را برای شما جمع‌آوری کرده‌ایم تا دیگر شما نیازی به مطالعه چندین کتاب برای فراگیری آن‌ها نداشته باشید.
          سه قانون مهم در مورد یادگیری وجود دارد: ۱- قانون آمادگی: به «انگیزه» بیشتر اهمیت بدهید. انگیزه مهم‌ترین عامل آغاز و انجام یک کار است، درست مانند گرسنگی برای دنبال غذا رفتن. اگر آمادگی انجام کاری در شخص نباشد شخص از انجام آن بهره‌ای نخواهد برد. ۲- قانون تکرار (تمرین): اگر کاری با عقاید شخص مغایرت نداشته و آمادگی انجام آن در شخص وجود داشته باشد، فرد با تمرین می‌تواند آن را به خوبی بیاموزد، البته این قانون درباره همه علوم صادق نیست. ۳- قانون اثر: هر شخص برای انحام کار خود هدفی دارد مثلاً حیوانات برای به دست آوردن غذا چیزی را می‌آموزند یا دانش‌آموزان برای کسب نمره فعالیت می‌کنند. مردم «بر اثر» چیزی، چیزهای دلپذیر را حفظ و چیزهای ناخوشایند را فراموش می‌کنند.
          یک راز دیگر هم هست؛ دیده‌اید وقتی بعضی از خاطراتمان را برای دیگران تعریف می‌کنیم برخی یا باور نمی‌کنند یا با وجود آن‌که خود نیز جزیی از آن بوده‌اند آن را به یاد نمی‌آورند. تعجب نکنید، این یکی از خاصیت‌های ذهن است که همه چیز را به دل‌خواه ذخیره می‌نماید و اگر هم چیزی دوست نداشته باشد آن را یا حذف می‌کند یا به گونه‌ای تغییر می‌دهد که دوست‌داشتنی‌تر شود. درست مانند دستگاه گوارش که ماهیت بسیاری چیزها را تغییر می‌دهد تا قابل جذب شود. این اتفاق البته ناخودآگاه است ولی می‌توان آن را کنترل کرد. این خاصیت همان «پندار» یا «خیال» شماست.
          می‌ماند رابطه حافظه و مغز؛ دقیقاً مشخص نیست که عمل ضبط حافظه توسط کدام قسمت از مغز انجام می‌شود اما می‌توان گفت که هر چیز که یاد گرفته یا تجربه می‌شود یک ردّ عصبی در مغز است. درست مثل این‌که چیزی در مغز حک شود؛ مانند نوشتن کلمه‌ای روی یک طومار بلند که شاید هرگز نتوان به راحتی آن را پیدا کرد، اما مهم این است که آن مطلب در جایی ماندگار است. چون در این‌جا قصد نداریم درباره ساختمان مغز صحبت نماییم فقط یادآوری کنیم که به عقیده روان‌شناسان اگر مغز آسیب فیزیکی ندیده باشد تقریباً چیزی را فراموش نمی‌کند، یعنی اگر مطلبی وارد ذهن شد دیگر هرگز به طور کامل حذف نمی‌شود.
          گام سوم: ماهی‌ها فرار می‌کنند چون …
          حافظه همزادی دارد به نام فراموشی. البته فراموشی همیشه هم چیز بدی نیست و فقط باید آن را کنترل کرد.
          اگر فکر می‌کنید چیزی را فراموش کرده‌اید، احتمالاً به این دلیل است که آن را ناقص به خاطر سپرده‌اید یا اصلاً حفظ نکرده‌اید.
          اگر از ذهن خود مانند یک خدمتکار توقع بیش از حد داشته باشید قطعاً جواب خوبی دریافت نخواهید کرد. پس هرگز از به خاطر نیاوردن چیزی که برای به یاد ماندنش تلاش نکرده‌اید ناراحت نشوید. این مطلب برای چیزهایی که به آن‌ها علاقه ندارید نیز صادق است. اگر آدم گوشه‌گیری هستید و اطرافیان و کلاً اشخاص را به سختی به یاد می‌آورید یا اگر علومی را که دوست ندارید از روی اجبار مطالعه می‌کنید به طور حتم دچار گرفتاری بزرگی شده‌اید، پس این را فراموش نکنید که تنها راه رهایی «ایجاد علاقه» است.
          آیا تا به حال به عکس‌های بی‌کیفیت دقت و تفاوت آن‌ها را با عکس‌های خوب احساس کرده‌اید؟ یکی از اساسی‌ترین نکات که موجب عدم کیفیت در عکس‌ها می‌شود متمرکز نبودن روی هدف یا تمرکز روی چندین هدف است. این مثال دقیقاً مثال ذهن شماست، یعنی این‌که در یک لحظه نمی‌توان بر روی دو مطلب تمرکز کرد، بعضی از دانش‌آموزان یا دانشجویان آن‌قدر حواسشان متوجه نگرانی‌ها و دلمشغولی‌های شخصی‌شان است که نمی‌توانند بر روی هیچ مطلبی تمرکز کنند و به همین دلیل دچار افت تحصیلی می‌شوند.
          اما اگر باز هم فکر می‌کنید که زیادی فراموش‌کارید و مسائل مورد علاقه خود را نیز فراموش می‌کنید، این‌ها را از خودتان بپرسید: ۱- به چه موضوعی علاقه دارید؟ ۲- آیا درباره موضوع مورد علاقه خود مطالعه کرده‌اید یا درباره آن با کسی مشورت داشته‌اید؟ ۳- آیا درباره آن موضوع می‌توانید با کسی بحث کنید یا درباره آن چیزی بنویسید؟ مطمئن باشید که اگر بتوانید به دو مورد آخر جواب مثبت دهید احتمال فراموشی آن مطالب بسیار کم خواهد بود.
          نکته‌اش این است که تمرکز، خودش از فوائد فراموشی است، یعنی برای این‌که بتوانید روی یک موضوع تمرکز کنید باید سایر موضوعات را فراموش نمایید که این نوع از فراموشی را «فراموشی ارادی» می‌نامند. این‌که مطالب خوشایند بهتر از مطالب ناخوشایند در ذهن می‌مانند یک امر غیر ارادی است. نوع دیگری از فراموشی که «فراموشی تدافعی» نام دارد باعث می‌شود ما مطالبی را که به ضرر خود می‌دانیم فراموش کنیم، مثل خطاهایی که مرتکب می‌شویم و بعدها دیگر آن را یا مربوط به خود نمی‌دانیم یا دیگر صحت‌شان را تأیید نمی‌کنیم. این نکته باز هم اشاره دارد به این‌که خاطرات خوب بهتر در ذهن می‌مانند، اما فراموش نکنید که خاطرات بد نیز فراموش نخواهند شد و فقط به گوشه‌‌های تاریک ذهن رانده می‌شوند.
          فراموشی ارادی یا تدافعی را می‌توان با استفاده از روش‌های زیر کنترل کرد تا کارایی ذهن بالا رود: ۱- روی موضوع اصلی تمرکز نمایید و به سایر مطالب توجهی نکنید. ۲- از جمع کردن خاطرات بی‌مصرف بپرهیزید زیرا بعد از مدتی در ذهن خود با یک صندوقچه پر از لباس کهنه مواجه می‌شوید که از تمام محتویات آن شاید یکی دوتای آن‌ها به کار شما بیایند اما یافتن آن‌ها نیز کاری بسیار سخت و گاهی غیر ممکن است. ۳- از خاطرات بد و آزاردهنده فرار نکنید زیرا که آثار فرار کردن از آن‌ها بسیار زیان‌بار است، پس آن‌ها را بسیار با حوصله و دقت بررسی نمایید و هر وقت که دیگر آزاردهنده نبود آن را قبول کنید.
          صید را توی دریا یاد بگیر
          یک راه خوب دیگر برای پیشگیری از فراموشی، «تجربه عملی» است که در آموزش به عنوان کار عملی از آن یاد می‌شود. به عنوان مثال اگر در دوران مدرسه سنگ‌ها را در درس زمین‌شناسی آن هم در محیط کلاس مطالعه کنید احتمال عدم موفقیت در شناسایی آن‌ها در محیط بیرون زیاد است، اما اگر آن‌ها را در محیط کوهستان دیده باشید بدون مطالعه نیز در آینده می‌توانید آن‌ها را از سایر سنگ‌ها تشخیص دهید، اما اگر می‌خواهید مهارت خود را حفظ کنید نباید برای مدت دراز دست از تمرین بکشید و نیز توجه داشته باشید که فراموشی بر اثر عدم استعمال، یک امر طبیعی است و برای این‌که بعد از یک مدت طولانی مطلبی را به خاطر نمی‌آورید خود را سرزنش نکنید.
          در یک پژوهش دانشگاهی این نتایج به دست آمده است: افرادی که علوم ریاضی و جبر را یک سال به کار نبردند بعد از این مدت حدود ۶۰ درصد از مطالب را فراموش ‌کردند و اشخاصی که مطالب مربوط به درس شیمی را در طول تابستان تکرار نکردند، حدود نیمی از آن را فراموش کردند. اما افرادی که درس‌ها را در طول تابستان مرور نمودند بعد از پایان تحصیلات تقریباً بیش از نیمی از مطالب سال‌های اول را نیز به یاد داشتند.
          جز عدم استعمال، یک عامل دیگر هم در فراموشی مؤثر است. عاملی به نام «تداخل». تا به حال برایتان پیش آمده که در حالی که عمیقاً درگیر مسأله‌ای هستید رانندگی کنید و بدون آن‌که متوجه شوید از چراغ قرمز یا از خیابان مورد نظر عبور نمایید. در این‌جا یا مواردی مثل این، یک عامل احساسی موجب تداخل در توجه شما به محیط شده است. یک احساس نیرومند مانند علاقه نیز می‌تواند باعث تداخل شود. شما هم احتمالاً در بین اطرافیانتان کسانی را دیده‌اید که وقتی به کسی علاقه‌مند شده‌اند نظم و انسجام قبلی زندگی خود را از دست داده‌اند. تأثیر این عامل می‌تواند بسیار قوی و حتی دایمی باشد. البته احساسات غیر رومانتیک نیز می‌توانند باعث تداخل شوند و نیز این عوامل می‌توانند آن چنان روی تمرکز فرد تأثیر بگذارند که دیگر قدرت تصمیم‌گیری سریع در لحظه را از او بگیرند. مانند رانندگان عصابی یا خیلی ترسو.
          فراموشی چندتایی عامل مؤثر دیگر هم دارد که کاربردی‌تر از بقیه، بی‌خوابی و کم‌خوابی است. خواب یکی از مهم‌ترین عوامل در یادگیری و یادآوری و کم‌خوابی عاملی برای فراموش‌کاری است. اگر فردی بتواند بعد از یک ساعت خواب روزانه ۵۰ درصد مطالب را به خاطر بیاورد بعد از یک ساعت کار روزانه حداکثر می‌تواند ۲۰ درصد مطالب را به یاد بیاورد.در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

          ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
          موفق باشید

  • ج.ک   میگوید:

    با سلام و احترام.من پسری ۲۸ ساله هستم که ۱۲ سال پیش پدرم ورشکست شدن و من ناخواسته از ۱۶ سالگی وارد بازار کار شدم .خوشبختانه در مدت کوتاهی اوضاع ما سروسامون گرفت و شرکت به سود دهی بالایی رسید برادرم چون تازه ازدواج کرده بودن مدام به بهانه زندگی مشترک و بچه دارشدن و …از کار شونه خالی میکرد و من هم به خاطر کمک به ایشون و خانواده خودم و اینکه سه تا خواهر داشتم که ازدواج نکرده بودن چیزی نمی گفتم تا اوضاع مساعد بشه و زندگیمون دوباره جون بگیره.پدرم چون سنشون بالا بود کار رو به من و برادرم سپردن ولی بعد از مدتی که اوضاع کاملا روبراه شد برادرم مشغول کار ساختمان سازی و کارهای خودش شد ولی هر ماه حقوق و سودش رو دریافت میکرد الان حدود ۵ ساله که من تنها دارم کار میکنم و درواقع یجوری وظیفه ام شده ولی نمیدونم چطور الان سرمایه پدرم و برادرم میلیاردیه ولی سرمایه من میلیونی.وقتی درمورد این موضوع با برادرم صحبت میکنم میگه ما به اندازه سهم میگیریم ولی نمیدونم من چرا نمیتونم مثل سرمایه و املاک ایشون داشته باشم.البته من اصلا آدم طماعی نیستم و دلم نمیخواد به خاطر مال دنیا تو روی خانواده ام بایستم ولی دلم میخواد وقتی انقدر دارم زحمت میکشم و همه کارها رو دوش من برای آینده ام سرمایه گذاری کنم .قصد دارم مستقل شم و کارم رو جدا کنم با پدرم صحبت میکنم ایشون راضی میشن کمکم کنن ولی برادرم رای ایشون رو عوض میکنن و به پدرم میگن اگر من برم دیگه نمیتونن به درآمد و سود سابق برسن.کار ما پیمانکاری رستورانهای پالایشگاه ها و مراکز صنعتی هست من اگر یک روز سر کار نرم چندین هزارنفر گرسنه میمونن اصلا وجدانم قبول نمیکنه ولی واقعا خسته شدم روزی ۱۳_۱۴ ساعت کار میکنم اما به هیچ جا نمی رسم. من میخوام برای آینده ام برنامه ریزی کنم و تشکیل خانواده بدم ولی اصلا وقت نمیکنم به زندگی شخصیم برسم.ما جنوب زندگی میکنیم خانواده سرشناسی هستیم و همه مارو میشناسن چون تمام کارهای اینجا به صورت مناقصه ای هست من برای شرکت در مناقصه ها نیاز به ضمانت نامه شرکت دارم ولی هربار برادرم به نحوی کارم رو خراب میکنن.حتی یکبار خواستم با کمک شخص دیگه ای کاری رو شروع کنم ولی ایشون همه جا پرکردن که فلانی با این جایگاهش پسرش از من کمک خواسته منم به خاطر حفظ آبرومون عقب کشیدم چون پدرم سنشون بالاست اصلا دلم نمیخواد تو روی ایشون بایستم ولی واقعا دیگه خسته شدم.اصلا نمیدونم باید چیکار کنم.حرف برادرم خیلی پیش پدرم برو داره من اصلا حریف ایشون نمیشم.میخوام برم یک شهر دیگه ولی پدرم نمیذارن حتی چندتا کار تهران برام اوکی شد ولی مخالفت کردن.میخوام اگر امکان داره راهنماییم کنید که چطور میتونم خودمو از این وضع نجات بدم و کارم رو جدا و مستقل کنم که هم آبروی خانوادگیم حفظ بشه هم حرمتها شکسته نشه.ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست گرامی گاهی بحث مربوط به حرمت است و گاهی مورد سو استفاده قرار گرفتن است .ببینید اینکه شما نمی توانید سرمایه ای به شکل دیگران داشته باشید را بنده نمی توانم قضاوت کنم چون شاید با همه تلاش ها پختگی تجربی ندارید و دقیقا اینکه از چه کانالی وارد شوید را مطلع نیستید ..خب در هر کاری مسائل ارتباطی درست حرف اول را می زند و شما هم باید توجه داشته باشید ..ولی به هر حال خود خستگی کار در این سن کم کم باعث فرسایش می شود و جسما و روحا وقتب نتیجه دلخواه اتفاق نیفتد دچار مشکل می شوید بهتره در نهایت احترامی که برای خانواده و پدر قائل هستید ازشون بخواهید تصمیم دارید در مواردی کاملا مستقل عمل کنید .و خب این منافاتی با بحث احترام ندارد و خودش تجربه است ..و اگر واقعا براد شما به عمد کارشکنی می کند که هر چند برادر شما ولی باید رک و روراست با او صحبت کنید .ببینید دوست عزیز رودربایستی ها هیچ مشکلی را حل نخواهند کرد و این را باید کاملا دقت داشته باشید امیدوارم موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
      موفق باشید

  • محمد   میگوید:

    سلام ، در فضای مجازی با دختری اشنا شدم که فاصله ی مکانی زیادی با هم داریم ( قم – لرستان )بعد از ی مدت به هم علاقه مند شدیم . قصد و نیت هر دو ازدواج هستش – ولی مشکلاتی از قبیل اشنایی خانواده ها – شناخت بیشتر هم دیگه وجود داره چون فقط چند بار دیدمش و این ظاهر قضیه اس که تا الان خوب بوده . برای اشنایی بیشتر راه حلی به نظرتون میرسه ؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در ابتدا دوست عزیز در نظر بگیرید که علاوه بر مساله مسافتی که می فرمایید و مطرح می کنید بحث مربوط به تفاوت های زبانی و قومیتی دو منطقه است که به هر حال بسیار مهن است بحث تفاوت فرهنگی و اداب و رسوم اینکه صرفا با یک جلسه دیدن فکر کنید که کاملا شناخت پیدا کردید و با چت کردن متصور شوید که به هر حال کاملا متناسب هستید در صورتی که وقتی فضای عاطفی حاکم شود قطعا افراد نمی توانند درست عمل کنند و طبیعتا فک می کنند با هم تفاهمات زیادی دارند .بهتره با خانواده مطرح شود و گفته شود واسطه ای معرفی کرده تا روند رسمی اشتایی طی شود و شما هم اضطراب زیادی نداشته باشید و در نهایت بتوانید با اطلاع خانواده ها جلساتی برای اشنایی بیشت داشته باشید در نهایت امیدوارم موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
      موفق باشید

  • نگار   میگوید:

    سلام
    من مدتهاست مشکل افسردگی دارم ومدتها قبل به دکتر روانشناس مراجعه کردم و هم روانپزشک اما متاسفانه نتیجه ای نگرفتم واقعا رنج و عذاب زیادی می کشم تا کسی به این مشکل دچار نشه نمی فهمه من دارم چی میگم کلا زندگیم مختل شده یه مشکل هم که دارم اینه که من با افراد خانواده زیاد راحت نیستم و کم پیش میاد حرف دلمو بهشون بگم خیلی تو دارم و دوست ندارم با حرفام ناراحتشون کنم اما بعضی اوقات واقعا دارم از شدت بغض و اندوه خفه میشم میرم با مامانم یکم درد دل کنم اما چه فایده اون اصلا منو درک نمی کنه مثلا از غم اندوه درونم که میگم عصبانی میشه گاهی میگه اخه دختر خیلی ها حسرت داشته هاتو می خورن چرا ماتم گرفتی مدام وضع مالی مونو و خورد و خوراک مونو بهم یاداوری می کنه و میگه خودت سلامتی مادر پدرت سالمن ظاهرت ایراد نداره بهترین لباس ها تنته ویا مثلا فلان کس رو ببین چه شاد و سرحاله ازش یاد بگیر… میگمه خودت خودتو داری مریض می کنی دکتر لازم نیست بری باید خودت کاری کنی و اینکه پیشنهاد ورزش رو مدام تکرار می کنن با اینکه مدتیه ورزش هم می کنم امابهبودی حاصل نشدهاز نظر شما من با کی درد دل کنم اخه چرا باید یک مادر نتونه بچه شو درک کنه واقعا سخته برام زندگی کردن غریبه که نمیشه بهش اعتماد کرد حرفی زد خانواده هم اینطور در ضمن من مشکل تمرکز هم دارم و مدام از طرف خانواده تحقیر میشم و همش منو با القاب زشت صدا می کنن و میگن تو کم هوشیو مریضی اینا فوق العاده رو من اثر بدی گذاشته اصلا بعضی اوقات می خوام ازشون دور باشم و بزارم برم یه جا که هیشکی نباشه بهترین راه برخورد با اینا چیه و چه کنم خواهشا کامل منو راهنمایی کنید

    • راهنما   میگوید:

      مشکل افسردگی
      دوست عزیز افسردگی یعنی اینکه ذهن شما در گذشته سیر میکنه .
      یعنی در گذشته کاری و … قرار بوده انجام بشه و انجام نشده و بلعکس .
      و امروز شما نتیجه این نگرانی ذهنی رو در قالب افسردگی میبینید .
      ولی ممکنه این مشکل شما از افسردگی نباشه و از انزوای شما نشات میگیره.
      به همین خاطر لازمه با دوستی قابل اعتماد برنامه ورزشی مناسبی رو اجرا کنید .
      پیاده روی و یا استخر و ورزشهای همگانی …
      حتی میتونید برای کمک به بچه های بی سرپرست و … اقدام کنید و در اون روز متوجه خواهید شد چقدر با امروزتون تفاوت خواهید داشت .
      برای رهایی از افکار منفی شروع به نوشتن کنید . چه در کامپیوتر و چه با قلم و کاغذ.ولی مورد اول پیشنهاد میشه .
      چون وقتی در کامپیوتر شروع به نوشتن کنید . میتونید ذخیره اش کنید.و گاهی بخونیدش .
      در این وضعیت ذهن شما از فکرهای پراکنده و بی محتوی خالی خواهد شد .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      • نگار   میگوید:

        سلام
        ببخشید درمورد رفتار خانواده ام منو راهنمایی نکردید اگه ممکنه بگید چطور جواب رفتار اونا رو بدم خیلی تحقیرم می کنن و مدام منو گیج و حواس پرت صدا می زنن

        • مشاور   میگوید:

          واکنش نشان دادن در مقابل افرادی که شما را تحقیر و خوار کرده و ارزش هـایتـان را زیر سؤال می برند، قدری دشوار و دردناک است. گاهی اوقات زخم هایی که اینگونه افراد به شما وارد می آورند، ممکن است تا ابد باقی بمانند.مـن خــودم به شخصه زمانیکه به گذشته بر می گردم افراد بســیار زیادی را به خاطر می آورم که در برهه های مختلف زنـدگی مرا تحقیر می کردند و ارزش ها و توانایی هایم را دسـت کـم مــی گرفتند. مطمئنـــم که همه شما تجربه ای مشـابه من داشته اید، شاید کمتر کسی باشد که در طول زنـدگی خود با افراد این چنینی برخورد نکرده باشد. بهترین تکــنیک این است که یاد بگیریم به جای اینکه برخورد تند از خود نشان بدهیم، با آنها مدارا کنیم.
          در این قسمت من چند تکنیک شخصی به شما آموزش می دهم تا یاد بگیرید چگونه می توان از پس این افراد برآمد:

          باید توجه داشته باشید که افرادی که شما را تحقیر می کنند و قصد آسیب رساندن به شما را دارند، در درجه اول باید خودشان را بیازارند تا بتوانند شما را آزرده کنند.

          باید بدانید که یک انسان کامروا، موفق، و با اعتماد به نفس هیچ نیازی به تحقیر دیگران ندارد. شاید این افراد از دیگران انتقادهای سازنده ای کنند، اما هیچ گاه آنها را تحقیر نمی کنند. برخی از افراد به طور کلی نظر منفی نسبت به دیگران دارند چون:

          – به دلیل کمبودهایی که احساس می کنند دوست دارند خودشان را قدرتمند تر از سایرین جلوه بدهند تا به این طریق بر تزلزل شخصیتی خود غلبه کنند.

          – قبلاً کسی آنها را آزرده ساخته و چون توانایی مقابله با آن را نداشتند، با تحقیر دیگران سعی می کنند از موقعیت فعلی خود دفاع کند.

          افرادی که به شدت شما را تحقیر می کنند با این کار فقط ناراحتی، عدم موفقیت، و بی هدفی خود را در زندگی به نمایش می گذارند و این مشکل آنهاست نه شما. دانستن این مطلب به شما کمک می کند که راحت تر بتوانید در کنار آنها به زندگی عادی خود ادامه دهید و حرف هایشان را نشنیده بگیرید. اگر بدانید که مشکل از طرف مقابل است نه شما، می توانید منطقی با مسائل برخورد کنید و از حرف ها و کنایه های آنها شما را آزرده نخواهد کرد.

          شاید فردی که دارای چنین خصوصیاتی است یکی از نزدیکان شما باشد و برایتان سخت باشد که بخواهید از نظر عاطفی خودتان را از او جدا کنید. هیچ نیازی به این کار نیست، فقط سعی کنید در بحث هایی که او راه می اندازد، شرکت نکرده و خودتان را کنار بکشید. قصد او این است که کاری کند تا شما احساس بدی نسبت به خودتان پیدا کنید. این وظیفه شماست که به آنها اجازه انجام چنین کاری را ندهید. برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر در مورد چگونگی برخورد با افراد منفی نگر به قسمت: “طرز برخورد با افراد منفی گرا” مراجعه کنید.

          توضیحات و نکاتی در مورد افرادی که شما را تحقیر می کنند:

          زمانیکه اینگونه افراد به شما حرفی می زنند، در پاسخ به آنها، جواب های بی شماری به ذهن شما خطور می کند. اگر چنین کاری را انجام دهید، در واقع خودتان را با آن فرد هم شان ساخته اید و این دقیقاً همان چیزی است که آنها انتظارش را می کشند. آنها می خواهند شما را عصبانی کنند تا برخورد شدیدی از خود نشان دهید، آنها میخواهند شما احساس بدی نسبت به خودتان پیدا کنید و قصدشان تنها آزار دادن و آسیب رساندن است. شما با جواب دادن به آنها در حقیقت وارد بازی ساختگی شان میشوید، و در نهایت خودتان را آزار داده اید. ممکن است بعداً به خاطر حرف هایی که در عصبانیت از دهانتان خارج شده پشیمان شوید. خوب در زمان بروز چنین حالتی چه کاری می توان انجام داد؟ بهتر است یکی از موارد زیر را امتحان کنید:

          زمانیکه احساس می کنید فردی با حالت تهاجمی با شما برخورد می کند می توانید بگویید: “ازت ممنونم اما فکر می کنم بهتر است توصیه هایت را برای خودت نگه داری”

          و یا: “خیلی سخاوتمندی ولی من نیازی به توصیه های تو ندارم”

          همه این مسائل به دلیل خشم و نفرتی که در آنها وجود دارد، درست می شود و شما هم مجبور نیستید که بار مسئولیت زندگی آنها را به دوش بکشید. شاید آنها بخواهند که از خشم و نفرت خود به شما سهمی بدهند، اما این “هدیه” ای است که شما واقعاً نیازی به آن ندارید.

          اگر به توصیه های آنها گوش کنید و هدیه های مسمومشان را قبول کنید، با این کار خشم و عصبانیت آنها را به به درون خود راه داده اید. به خودتان اجازه انجام چنین کاری را ندهید. شما هیچ نیازی به این هدایا ندارید، از کنار آنها عبور کنید.

          از پیشنهادت ممنونم

          یکی دیگر از واکنش های مناسبی که در مقابل این افراد می توانید از خود بروز دهید این است که به آنها بگویید: “از پیشنهادت ممنونم” و بعد هم به ادامه کار خود بپردازید. با بیان این عبارت شما در حقیقت به بحث پایان می دهید. آنها منتظر هستند که شما از خود عکس العمل نشان دهید و زمانیکه این کار را انجام نمی دهید، دیگر چیزی برای گفتن نخواهند داشت.

          ممنونم، شاید حق با تو باشه

          “بایرن کیتی” در کتاب خود با عنوان: “عشقت را می خواهم – آیا حقیقت دارد؟” معتقد است که بهترین واکنش در مقابل این افراد: “ممنوم، شاید حق با تو باشه” است. او اظهار می دارد زمانیکه نظرات دیگران سبب آزرده ساختن شما می شو،د باید نگاهی عمقی به درون خود داشته باشید و ببنید دلیل اصلی این رنجش خاطرها چیست. با این کار هم عکس العمل شدید نشان نداده اید، هم بر روی خود دقیق تر شده اید.

          دیگران تا زمانیکه شما به آنها اجازه ندهید، نمی توانند شما را بیازارند. در برخی مواقع بهتر است نگاهی به طرز برخورد خود با طرف مقابل داشته باشید و ببینید شما چه کاری انجام داده اید که او به خودش اجازه داده تا یک چنین پیشنهاداتی نسبت به شما ارائه دهد. آیا توانایی تغییر شرایط را دارید؟ آیا به واقع عقاید او صحت دارند؟

          باید ببینید که چرا این اظهار نظر خاص باعث رنجش شما می شود. عکس العمل های شما، حرف های زیادی در مورد شخصیتتان می زند. در اینجا همه چیز مربوط به شماست و نه شخص مقابل.

          اجازه دهید بداند که چه احساسی دارید

          اگر به فکر تلافی کردن باشید، خودتان را بی ارزش می کنید. باید خیلی رو راست به او بگویید که نظرش شما را آزرده ساخته. البته باید این کار را در نهایت آرامش انجام دهید، به عنوان مثال: “زمانیکه به نظریات من بی توجهی می کنی و آنها را نمیپذیری، واقعاً ناراحت می شوم.” فقط به آرامی بیان کنید و منتظر واکنش آنها بشوید. بهتر است این کار را زمانی انجام دهید که تک به تک با فرد مقابل تنها می شوید، این امکان وجود دارد که آنها خودشان هم متوجه نباشند که در حال آزار و اذیت شما هستند.

          اگر چنین بحثی در محیط کار پیش آمد، می توانید ادامه بحث را به زمان دیگری موکول کنید، به عنوان مثال اگر یکی از همکارانتان به شما گفت: “من احساس می کنم تو نسبت به مسائل مختلف بیش از اندازه حساس هستی” به او بگویید: “ترجیح می دهم روی مسائل کاری تمرکز کنیم” و یا “الآن مسائل مهمتری برای انجام دادن وجود دارد، بهتر است به مسائل کاری توجه کنیم و موارد شخصی را بگذاریم برای بعد”

          با این کار، آنها را متوجه می کنید که هم از نظرشان خوشتان نیامده و هم کاملاً حرفه ای با آنها برخورد کرده اید.

          سایر نکاتی که در این زمینه باید به خاطر داشته باشید به شرح زیر می باشد:

          شما نیاز به تایید دیگران ندارید

          گاهی اوقات نظر دیگران به این دلیل شما را آزرده می سازد چرا که از آنها انتظار تایید ۱۰۰% داشته اید، اما نظر آنها بر خلاف انتظار شما از آب در می آید. شاید پیشنهاد آنها زیاد هم بد نباشد، اما در نظر شما بد جلوه کند، به عنوان مثال اگر سرپرست بخش به شما بگوید: “کارت واقعاً عالی بود، اما آیا میتوانی پاراگراف آخر را اصلاح کنی تا کارت قوی تر شود؟” ممکن است ناراحت شوید، و به این دلیل که توقع شنیدن چنین اظهار نظری را نداشتید، قسمت اول آنرا هم نمی شنوید، و فقط متوجه بخش انتقادی آن می شوید.

          اگر این نوع اظهار نظرها را به عنوان نوعی توهین و تحقیر در نظر نگیرید، آنوقت میتوانید این نظریه را به عنوان فرصتی برای پیشبرد توانایی های خود به کار بندید.

          راهی سریع برای ایجاد عزت نفس – به دنبال تایید گرفتن از دیگران نباشید

          آیا آنها از داستانهای ذهنی شما با خبر هستند؟

          در برخی شرایط، ممکن است نظریات دیگران در ذهن شما به منزله نوعی اهانت به شمار آید، درصورتیکه طرف مقابل به هیچ وجه قصد انجام چنین کاری را ندارد. این امر به دلیل تفکرات ذهنی شما و یا به دلیل داستان های ذهنی که برای خودتان ساخته اید، بوجود می آید، به همین دلیل چیزی را می بینید که وجود خارجی ندارد و تنها زاییده خیال و اوهام ذهنیتان است.

          در اینجا برایتان مثالی می آوریم؛ فرض کنید شخصی برای شما هدیه ای آورده. اگر شما اعتقاد داشته باشید که او قصد آسیب رساندن به شما را داشته، ممکن است با خودتان فکر کنید:”او می خواهد از راههای مسالمت آمیز وارد شده و از خلق خوش من سوء استفاده کند.” اما حقیقت چیز دیگری است و او تنها قصد دارد که به شما نشان دهد تا چه حد برایش ارزش و اهمیت دارید. در یک چنین شرایطی باید از خودتان سؤال کنید که آیا واقعاً همه چیز را آنطور که هست می بینید و یا می شنوید؟ (هیچ چیز معنای حاصی ندارد تا زمانیکه شما به آن معنا ببخشید) و یا اینکه داستان ذهنی خودتان را وارد کار می کنید.

          داستان زندگی شما چیست؟ آیا باید از آن گذشت؟

          آیا منعکس کننده اعتقادات شماست؟

          باید توجه داشته باشید که اگر خودتان احساس می کنید که فرد دوست داشتنی نیستید، آنوقت این حس به دیگران هم منتقل شده و آنها نیز تصور می کنند که نمیتوانند شما را دوست داشته باشند. اگر تصور کنید که فقط استحقاق اهانت و تحقیر را دارید، آنگاه چیزی جز این هم عایدتان نخواهد شد. اگر یک چنین تصوری دارید شاید نوبت به آن رسیده باشد که نگاه عمیق تری به درون خود انداخته و اعتقادات خود را زیر سؤال ببرید.

          انعکاس دادن – کلید درک شخصی

          نسبت به تحقیرهای زیرکانه هشیار باشید

          زمانیکه صبر می کنید و به پیغام هایی که به طور روزانه دریافت می کنید می اندیشید، به این نتیجه می رسید که خیلی بیشتر از آن چیزی که تصور می کرده اید در معرض انتقاد و اهانت قرار گرفته اید. دلیلش هم این است که دنیا پر است از انسان هایی که قصد تحقیر دیگران را دارند. هر جایی که می روید، به هر کجا که نگاه می کنید، هر چیزی که در روزنامه می خوانید و یا در تلویزیون تماشا می کنید، و حتی تبلیغاتی که مشاهده می کنید، همه و همه قصد دارند به شما بگویند که تا زمانیکه از محصولات آنها استفاده نکنید، طرز خاصی لباس نپوشید، مطالعات خاصی نداشته باشید، طرز خاصی راه نروید، به اندازه کافی خوب نیستید. آنها به طور ماهرانه ای عزت نفس و ارزش شخصی شما را زیر سؤال می برند.

          هیچ کس دوست ندارد مورد انتقاد قرار بگیرد؛ به همین دلیل اگر می خواهید سالم زندگی کنید و از عزت نفس برخوردار باشید، باید این پیغام های منفی که از سایرین در مورد شخصیتتان می شنوید را نادیده بگیرید.

          نگاهی اجمالی به شیوه های برخورد با افرادی که شما را تحقیر می کنند

          زمانیکه در معاشرت با افرادی قرار می گیرید که شما را خوار می کنند، به یاد داشته باشید:

          ۱- با تحقیر کردن متقابل، کارشان را تلافی نکنید.

          ۲- طرز برخوردشان چیزهای زیادی در مورد آنها به شما می گوید، به راحتی می توانید درک کنید که دلیل همه این کارها، خشم و نفرتی است که وجودشان را فراگرفته و خودشان باید با آن کنار بیایند نه شما.

          ۳- آیا می توانید از میان نظریات آنها برای خود یک “هدیه” پیدا کنید؟ می توانید به یکی از نقاط ضعف و یا قوت خود در بین نظریات آنها پی ببرید؛ اگر قوت بود آنرا افزایش دهید و اگر ضعف بود در پی جبران آن برآیید.

          ۴- ممکن است برداشتی که از نظریات آنها می کنید کاملاً نادرست باشد و آنها واقعاً از گفته های خود قصد و منظوری مداشته باشند. تنها به دلیل اعتقادات و باورهای ذهنی نمی توانید دیگران را متهم کنید.

          ۵- نسبت به پیام های زیرکانه ای که ممکن است نظریات منفی در بر داشته باشند، آگاه باشید (مانند تبلیغاتی که هر روزه به گوشتان می رسد) و به آنها اجازه ندهید تا حس ارزشمندی و اعتبار شخصی شما را زیر سوال ببرند.

          گاهی اوقات برخی از توهین ها و تحقیرها هستند که برخورد با آنها صورت مناسبی ندارد، اما اگر بتوانید از آنها به نفع خود استفاده کنید، بهترین کار را انجام داده اید.
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
          موفق باشید

  • سمیه   میگوید:

    من چند روز پیش ی خواستگار داشتم و از امروز ما تحت نظر خانواده ها قرار شد که بصورت پیامکی باهم آشنا بشیم و ایشون امروز پیام دادن من الان واقعا نمیدونم باید چطور این آشناییتو شروع کنم ایشون میگن برای این تصمیم بزرگ باید همراهیشون کنم ولی من خودمن نمیدونم از چی صحبت کنم چ جوری صحبت کنم و چطور بصورت پیامکی این آشناییتو شروع کنم

    • راهنما   میگوید:

      دوره آشنایی برای ازدواج
      دوست عزیز از طریق پیامک فقط میتونید در مورد خصوصیات هم صحبت کنید .
      و طرف مقابل در نهایت میتونه این مطالب رو بخونه و براساس معیارهای خودش تصمیم گیری کند.
      وقتی وارد دوره نامزدی – البته بدون خواندن خطبه عقد – شدید و شما و خانواده ها در مراوده و معاشرت قرار گرفتند .
      بطور مثال : شاید شما از نحوه غذا خوردن هم خوشتتون نیاد و یا از طرز برخورد و …
      که تمام این موارد در دوره نامزدی و برخوردی های نزدیک و واقعی مشخص خواهد شد .
      در آن زمان میتونید ادعا کنید شناخت پیدا کردید و براساس این شناخت اعتماد کنید و وارد رابطه جدی تر شوید.
      و گرنه در این مورد پیامکی شما چیز زیادی رو بدست نخواهید آورد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

    • مشاور   میگوید:

      همیشه فرصت های آشنایی ازدواج، لحظاتی خوشایند و در عین حال، همراه با استرس و نگرانی هستند؛ چرا که فرصت برای مواجهه دو فرد ناآشنا با یکدیگر است تا در ساعت هایی که با هم صحبت و تبادل نظر می کنند، شناخت خوب و مناسبی نسبت به هم پیدا کنند تا بتوانند تصمیم بسیار مهمی مثل ازدواج با یکدیگر را بگیرند. برای آنکه این فرصت های آشنایی و صحبت کردن، در عین شیرین بودن، بهتر برگزار شود و اطلاعات کاربردی تری بین دو طرف رد و بدل شود، باید راه و رسم هایی را بیاموزیم تا از این لحظات، بهترین استفاده را ببریم. در «موضوع ویژه» این هفته قصد داریم برخی از راه و رسم های جلسات ملاقات و صحبت کردن دختر و پسری که قصد ازدواج دارند را مطرح کنیم؛ از طرز صحبت کردن، لباس پوشیدن و زمان و مکان ملاقات گرفته تا نکاتی برای اصول یک مکالمه تأثیرگذار.
      چه زمانی؟ چه مکانی؟

      یکی از سخت ترین تصمیمات دختر و پسرهایی که قصد ازدواج دارند بعد از هماهنگی با خانواد ها و رعایت مسایل اخلاقی و عرفی رایج در جامعه، پیدا کردن فرصت و مکان مناسبی برای صبحت کردن رو در رو است. اما به خاطر داشته باشید اولاً قبل از هر جیز، همواره این امر با اطلاع و اجازه خانواده ها انجام شود و ثانیاً مطمئن شوید که طرف مقابلتان حتماً به دنبال ازدواج است. آنچه در این صفحه می خوانید، به این تصمیم گیری کمک خواهد کرد.
      کی حرف بزنیم ؟

      بهترین زمان ها برای صحبت کردن، بعد از ظهرها (فاصله بین ناهار و شام) است و اگر مقدور نبود، فاصله بین صبحانه و ناهار. ترجیحاً مکالمه پسر و دختر برای ازدواج، خصوصاً اگر ملاقات اول است، بهتر است نزدیک به فاصله ناهار و شام نباشد؛ چرا که آن وقت، گرسنگی ممکن است باعث شود که صحبت ها زودتر از موعد قطع شود. البته هیج ایرادی ندارد که قرار ناهار و شام گذاشته شود اما بهتر است صحبت ها چند ساعت قبل از آن شروع شود تا موقع صرف غذا ، حرف های اصلی به نتیجه رسیده باشد و آن وقت، دو طرف با آرامش غذای شان را میل کنند.
      مدت زمان جلسه مکالمه، بستگی به تمایل دو طرف دارد اما توصیه می شود که حداقل و ساعت و حداکثر سه ساعت باشد و بعدش ادامه دادن یا موکول کردن گفتگو به جلسات بعدی. معمولاً ذهن ما توان هضم کافی برای مطالبی که بیش از سه ساعت به آن وارد شود را ندارد. بهتر است روزی را برای صحبت کردن انتخاب کنید (یا ساعتی را انتخاب کنید) که تا حد امکان به دور از شلوغی های روزمره و دغدغه های کاری و خانوادگی باشد تا بتوانید باخیال راحت به صحبت هایتان ادامه بدهید.
      حتی الامکان در آن روز یا ساعت، قرار ملاقات یا وعده کاری دیگری تنظیم نکنید (مثلاً اینکه دنبال خواهر کوچک ترتان که کلاس کنکور است، بروید یا با مادرتان سری به دندانپزشک بزنید!) و فقط تنها قراری که می گذارید، قرار صحبت کردن با هم باشد.
      مکان: آرام، جذاب و معتدل

      آرام باشد: محیط های شلوغ، پر رفت وآمد و پرازدحام، اصلا مکان مناسبی برای طرح موضوعات مرتبط با ازدواج نیست چرا که به دفعات حواس شمار ا از اصل صحبت هایتان دور می کند.
      امکان نشستن داشته باشد: این نکته خیلی ساده است اما صحبت کردن در خیابان به شکل راه رفتن طولانی، وضعیت مناسبی برای صحبت کردن نیست. بهترین مکان، جایی است که امکان نشستن طولانی برای شما و طرف مقابل تان فراهم کند.
      خصوصی نباشد: مکان های که خیلی خلوت به حالت خصوصی هستند، مکان مناسبی برای طرح موضوعات مرتبط با ازدواج نیستند، خصوصاً این قضیه برای دختر خانم ها مهم است و آنها باید با دقت بیشتری نسبت به این موضوع واکشن نشان دهند.
      نور کافی داشته باشد: محیط های کم نور و دلگیر و یا با طراحی تیره و تار، محیط مساعدی برای صحبت کردن دختر و پسر نیستند. موضوع ازدواج بهتر است در محیط های پرنور، روشن و دلباز مطرح شود، چرا که خود محیط روی روحیه طرفین تأثیر می گذارد و باعث می شو که بعضی از مسایل را راحت تر یا سخت تر به زبان بیاورند.
      به دور از قطع شدن صحبت باشد: هر شرایطی که صحبت طرفین را قطع کند، باعث می شود که رشته کلام از دست دو طرف خارج شود و بعضاً نکاتی که راجع به آن حرف می زنند، فراموش شود.
      شرایط پذیرایی داشته باشد: اصلی ترین دلیل این است که به هر حال ذهن انسان پس از چند ساعت کار فکری و صحبت کردن، نیاز به انرژی دارد، ضمن آنکه خوردن و آشامیدن یک طرف، به طرف دیگر فرصت می دهد تا راحت تر صحبت کند. البته حتی الامکان بهتر است محیط صحبت کردن، به حالت غذای ناهار و شام نباشد تا بوی غذا و سرخ کردنی و غیره، مزاحمتی برای صحبت کردن به وجود نیاورد.
      جذابیت داشته باشد: می شود روی دو تخته سنگ هم نشست و صحبت کرد! اما بهتر این است که محیط صحبت کردن، حداقل جذابیت های لازم را داشته باشد تا در این فرصت صحبت کردن، به طرفین خوش هم بگذرد.
      هوای مناسبی داشته باشد: نه آنقدر گرم که فرد عرق کند و نه آن قدر سرد که فرد به لرز بیفتد!
      چه لباسی بپوشم؟

      شیک بپوشید: منظور از شیک پوشیدن، به تن کردن لباس پلوخوری و میهمانی عروسی نیست! منظور این است که لباس باید برازنده شخصیت شما (و طرف مقابل) باشد، ساده باشد، تناسب رنگ داشته باشد، تمیز باشد، صاف یا اتو کشدیه باشد، تا حد امکان ست شده باشد و مواردی از این دست لزومی ندارد که حتمالً لباس تان گران قمیت باشد.
      با عرف خانواده تان سازگار باشد: بهتر است لباسی را به تن کنید که به عرف خانواده نزدیک است چون به طور غیرمستقیم و ناخودآگاه به طرف مقابل این قضیه را منتقل می کنید که نحوه لباسی پوشیدن درخانواده تان به چه شکل است. بد نیست که سؤالاتی هم درباره نحوه لباس پوشیدن طرف مقابل یا موضوعاتی مثل حجاب در ذهن داشته باشید تا در موقع مناسب، آنها را مطرح کنید.
      به روحیات خودتان نزدیک باشد: وقتی آقا پسری که برون گرا و شوخ مزاح است، یک کت و شلوار سنگین و رنگین بپوشید و یک پیراهن مردانه سن بالا، آن وقت دیگر ممکن است خیلی «خودش» نباشد! یا اگر دختر خانمی که روحی شادابی ندارد، به عوض مانتو و روسری رنگ شاد و جذاب، رنگ تیره را ترجیح بدهد، ممکن است تصور خوبی از شخصیت خودش به طرف مقابل منتقل نکند. به هر حال لازم است نوع لباس و رنگی که انتخاب می کنید، انعکاسی از نگرش درونی شما باشد.
      شاد بپوشید اما جیغ نپوشید: استفاده از رنگ های شاد متعارف اما نه خیلی تند و اصطلاحاً جیغ باید حتماً مدنظرتان باشد. رنگ های خیلی تند، حواس طرف مقابل را از صحبت هایتان پرت می کند و بیشتر به سمت لباس تان می کشاند تا حرف هایتان.
      آقایان آرایش موی خوبی انتخاب کنند:

      چنانچه آرایش مویتان هم غیرمتعارف و غیرمرسوم باشد، باز هم تصور صحیحی از خودتان منتقل نخواهید کرد. امروزه استفاده از آرایش موهای عجیب و غریب، خیلی رایج شده است، اگر نوع آرایش مو برایتان مهم است، عیبی ندارد اما حداقل در جلسات اول خیلی احساساتی نشوید که بخواهید از همان ابتدا، طرف مقابل را تحت تأثیر قرار دهید یا واکنش اش را ببینید. بهتر است آرایش موهایتان یا لباس هایی که می پوشید و با خصوصیات شخصیتی که دارید، سازگار باشد.
      چیزهای اضافه همراه نبرید: بهتر است برای جلسات آشنایی ازدواج، اقلام اضافه اعم ازکیف و دسته کلید و تلفن همراه و خرت و پرت، کمتر همراه داشته باشید. اینها هم دست و پا گیر هستند و هم توجه تان را تا حدودی معطوف به خودشان می کنند که مثلاً آنها را کجا بگذارید یا فرامش شان نکنید.
      جواهرات بیش از حد، مطلوب نیست: خصوصاً برای دختر خانم ها، آویزان کردن تمام آنچه که در صندوق جواهرات شان است و یا برای آقا پسرها، انداختن اقلام آراستنی که غیرمتعارف است، خوب نیست و تصور مناسبی در ذهن طرف مقابل ایجاد نمی کند. این قاعده طلایی را فراموش نکنید: «زیبایی در سادگی و آراستگی است»!
      چگونه تأثیرگذارتر باشیم؟

      اگر نکاتی را که تاکنون به آنها اشاره شد، رعایت کنید، تأثیر قابل توجهی بر طرف مقابل خواهید گذاشت اما یک سری مسایل ریزه کاری دیگر هم هست که در این قضیه به شما کم کمک می کند:
      تلفن همراه را خاموش کنید: بهتر است تلفن همراه تان را خاموش کنید یا روی حالت بی صدا یا پیام گیر بگذارید. اگر این کار را جلوی طرف مقابل انجام دهید و بگویید برای تمرکز بیشتر بر صحبت های او این کار را انجام می دهید، تأثیر خوبی خواهد گذاشت.
      فاصله محل نشستن با طرف مقابل را رعایت کنید: نزدیک شدن بیش از حد در محلی که نشسته اید به سمت طرف مقابل برخلاف تصور، اصلاً احساس خوبی ایجاد نمی کند. با رعایت فاصله مناسب، به طرف مقابل می فهمانید که حریم شخصی او و احترام او برایتان چه قدر با ارزش و محفوظ است.
      بااحترام صحبت کنید: از جملات «خواهش می کنم»، «ببخشید، خوشحالم که…» و اصلاً جملات مثبت، بیشتر استفاده کنید. البته نه در حد زیاده روی و تعارفات دست و پاگیر!
      صورت حساب پذیرایی را بپردازید: این قضیه، معمولاً برای آقاپسرها صادق است. بهتر است شما سر جمع صورت حساب پذیرایی را پرداخت کنید. می توانید با دادن یک انعام مختصر، وجهه خوبی از دست و دلبازی تان به طرف مقابل نشان دهید!
      اجازه صحبت به طرف مقابل تان هم بدهید: وقتی سؤالاتی را می پرسید یا او به نکته ای اشاره می کند، دوباره صحبت را به خودتان یا جوابی که خودتان برای آن موضوع دارید، برنگردانید. با پرسیدن سؤالات بیشتر سعی کنید تشویق اش کنید راجع به خودش بیشتر حرف بزند. مثلاً اگر می پرسید اهل کجا هستید و او می گوید تهران، شما هم بلافاصله نگویید چه خوب من هم اهل تهرانم! و صحبت را به سوی خودتان بکشایند… بلکه بهتر است مثلاً بپرسید چند وقت است که در تهران هستید… یا پدر و مادرتان اهل کجا هستند. به هر حال با همین ترفندهای ساده می توانید طرف مقابل تان را بهتر بشناسید.
      یک هدیه همراه ببرید: همراه بردن یک دسته گل، یک کتاب خوب، یک شکلات خوش مزه، یک تابلوی نقاشی زیبا و یا هر هدیه دیگری که ماندگار و جذاب باشد (نه لزوماً گران قیمت)، یکی از بهترین راه های جلب نظر طرف مقابل و انتقال احساس مثبت به اوست.
      چگونه صحبت کنیم؟

      در جلسات آشنایی ازدواج، دختر و پسر باید یک سری اصول را در طرز صحبت کردن شان رعایت کنند تا صحبت های شان بسیار تأثیرگذار شود، خصوصاً اگر دفعه اول است که با یکدیگر قرار است صحبت کنند:
      با لحن آرام صحبت کنید: لحن صحبت شما در جلسه آشنایی ازدواج، باید آرام و متین باشد از هیجان زیاد و یا بلند صحبت کردن و یا کلام همراه با تحکم و تأکید بیش از حد، جدا بپرهیزید چون تأثیر خوبی نخواهد داشت.
      شمرده صحبت کنید: تند تند و نجویده صبحت کردن، نشانه بی قراری و استرس و کم توجهی به طرف مقابل است. باید کاملاً شمرده صحبت کنید و کلمات را کامل ادا کنید. این کار حس اعتماد به نفس و تسلط بر فکر و اندیشه و رفتار را به طرف مقابل منعکس می کند.
      صبحت هایتان را از قبل تمرین کنید: لازم است تعدادی (یا بسیاری) از جملاتی را که قصد دارید حتماً بیان کنید و یا فکر می کنید که گفتن آنها ضرورت دارد و یا خالی از لطف نیست، حتماً از قبل تمرین کنید. این جملات را بنویسید و چند بار تکرار کنید. می توانید جلوی آینه بایستید و به خودتان موقع گفتن این جملات نگاه کنید تا حالت بیان تان را هم بهتر متوجه شوید. حتماً به معنی جملاتی که می خواهید بگویید، فکر کنید. شاید که برخی از جملات، معانی دوپهلو یا غیرمعمول داشته باشند که در وهله اول به ذهن نمی رسند ولی وقتی آنها را می نویسید و یا چند بار برای خودتان می خوانید، متوجه برداشت های دیگر از آن جملات می شوید.
      برای صبحت هایتان برنامه ریزی کنید: مشخص کنید که در باره چه چیزهایی قرار است صحبت کنید. روی کاغذ، عنوان یا سر فصل هایتان را بنویسید. سؤالات احتمالی را هم که به ذهن تان می رسد و یا بریتان اهمتی دارد، یاداشت کنید. به هر حال صحبت از ازدواج است… شوخی که نیست! باید با آمادگی سر جلسه ملاقات بروید!
      پر حرفی نکنید: باید سعی کنید حتی الامکان طرف مقابل را بشناسید نه اینکه با پرحرفی، فرصت حرف زدن را از او بگیرید. نباید این طور باشد که او یک دقیقه صحبت کند و شما ۱۰ دقیقه جواب بدهید! سؤالات تان هم باید به گونه ای باشد که ابتدا به او امکان بدهد یا تشویق اش کند که بیشتر راجع به خودش و خانواده اش صحبت کند.
      زیاد از کسب وکار حرف نزنید: خیلی وقت ها این اشتباه پیش می آید که صحبت راجع به ازدواج، کاملاً تبدیل می شود به سؤالاتی راجع به شغل و مهارت های طرف و اینکه چه قدر کار می کند و در آمدش چه قدر است و اینها. بهتر است از طرح این دست سؤالات خصوصاً در آشنایی اول، بپرهیزید. درست است که مسایل شغلی مهم است اما بعضی ریزه کاری ها و موشکافی ها در باره آن، احساس خوبی به طرف مقابل نمی دهد.
      به صحبت های طرف مقابل اشتیاق نشان بدهید: «گوش دادن فعال» هنری است که خیلی از دخترها و پسرهایی که برای ازدواج با یکدیگر صحبت می کنند باید با آن آشنا باشند. این نحوه گوش دادن یعنی اینکه شما با چهره و رفتار خود، به طرف مقابل می فهمانید که تمام توجه تان به اوست و به علاوه، موقع گوش دادن، توجه تان به کلمات و واژه هاست و صحبت او را قطع نمی کنید. هر جا هم که جایی برایتان ابهام و مورد سؤال بود، با دقت و در موقع مناسب سؤال کنید. نگاه کردن به چهره طرف مقابل، به او این احساس را منتقل می کند که حرف هایش برایتان جذاب است. البته نگاه کردن مستقیم و خیلی طولانی، نباید این احساس را هم به وجود آورد که فقط دارید به چهره اش زل می زنید و حرف هایش در درجه دوم اهمیا قرار دارند!
      دور و برتان را کمتر نگاه کنید: اگر محیطی که برای صحبت کردن انتخاب کرده اید، برایتان جدیداست، بهتر است همان ابتدا (اگر ضرورت دارد) مختصری راجع به جاذبه های آن محیط با هم صحبت کنید سپس سر اصل مطلب بروید. حواس تان را در وسط بحث، روی زیبایی هایی که دور و برتان روی دیوار و سقف و تابلوها نقش بسته متمرکز نکنید. ضمن آنکه چشم تان نباید خیلی این طرف و آن طرف بچرخد و دور و بر را نگاه کنید. این قضیه، به طرف مقابل این حس را منتقل می کند که تمرکز ندارید یا دچار استرس هستید و حواس تان به صحبت ها نیست ضمن آنکه نگاه کردن به دخترها و پسرهای دیگر و تیپ و قیافه آنها، خیلی وقتها اصلاً تصور خوبی در ذهن نفر مقابل تان ایجاد نمی کند!
      زیاد شوخی نکنید: خصوصاً اگر جلسه اول یا جلسات اول آشنایی است و هنوز با خصوصیات طرف مقابل کاملاً آشنا نیستید، از شوخی و مزاح بی مورد پرهیز کنید. گفتن لطیفه های ساده ممکن است به آرام ودلپذیر شدن و یارفع خستگی تان کمک کند اما مطمئن باشید که اگر حواس تان نباشد و لطیفه و جوکی بگویید که فراتر از حد متعارف است، آن وقت شخصیت خودتان را ضایع کرده اید. ممکن است طرف مقابل واکشن مستقیمی نشان ندهد اما مطمئناً یک نمره منفی برایتان منظور خواهد کرد.
      از گلایه گویی و نگرش منفی پرهیز کنید: صحبت از اینکه چرا این قدرساکتی، چرا حرف نمی زنید، چرا توی همی، چرا تلفن ها را جواب نمی دی و خلاصه انواع و اقسام گلایه گذاری ها که هیچ وقت هم تمامی ندارد، باید به زمان های دیگر موکول شود. بدترین چیز در جلسات آشنایی ازدواج که طرف مقابل را حسابی به لاک دفاعی می برد، صحبت از همین نکات منفی است که دیده اید یا شنیده اید و حالا میخواهید به آنها اشاره کنید. تا حد امکان بر نکات مثبت و توافق ها تأکید کنید. فراموش نکنید که اختلافات دو نفر، خیلی وقت ها در واقعیت کمتر از چیزی است که در ظاهر و در صحبت ها جلوه می کند و نباید از آنها هراس داشته باشید.
      خودتان باشید: درست است که بازی کردن نقش یک پسر مؤدب و آقا و یا دختر با وقار و متین، در جلسات آشنایی ازدواج یک اصل است اما بهتراست طوری صحبت ها را پیش ببرید که شخصیت واقعی خودتان را به درستی نشان دهید، یعنی در واقع سعی کنید خودتان باشید با صفات مثبت تان… نه خدای نکرده صفات منفی!
      طرف مقابل را مجبور به صحبت نکنید: نباید طرف مقابل را مجبور به صحبت کردن یا ملزم به جواب دادن به برخی سؤالات تان کنید. لزومی ندارد که در پایان جلسه، پاسخ تمام سؤالاتی که در ذهن دارید، پیدا کرده باشید. خیلی از موضوعات را می توان به جلسات بعد یا صحبت های روزهای آینده موکول کرد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

سوالات شما:


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه