بهترین های::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

آموزش از طریق مشاوره پیش از ازدواج تا زوج درمانی و مشاوره خانواده.

 راهنمایی و مشاوره تلفنی ازدواج و خانواده

 

مرکز تهران و جنوب

۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴

مرکز مشاوره شمال و شرق

۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

شمال و غرب تهران

۰۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳

مشاوره ازدواج شامل آموزش مهارت های رفتار با همسر آینده خانواده همسر زوج درمانی شناسایی فرد مناسب و از همه مهمتر اطمینان پیش از ازدواج از  یک انتخاب درست است! عوامل زیادی در این امر دخیل هستند که باید مورد بررسی و دقت نظر هنگام همسریابی و یا حتی دوست یابی قبل ازدواج به آن توجه کرد.

مرکز مشاوره مراکز استانها

 

 


مرکز مشاوره تهران

9160 نظر جدید برای بهترین های::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

  • سمیرا   میگوید:

    با سلام.من مدتی هست که ازدواج کردم.چند روز پیش شخصی پیام داده که من میدونم قبلا با فلان شخص دوست بودی و ازت عکس دارم میخوام عکساتو پخش کنم و من از این قضیه خیلی نگرانم که همسرم متوجه بشن و زندگیم خراب بشه.میخوام ببینم آیا میتونم از اون شخص بابت این تهدید به بردن آبرو، شکایت کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز در این مورد باید بدانید که اولا خونسردی خودتون رو حفظ کنید و در نظر داشته باشید که چه کسانی ممکن است در این مساله نقش داشته باشند یعنی ارتباطات قبلی خود ره در نظر بگیرید و اینکه ایا واقعا تصاویری در کار بوده یا خیر ؟؟خب طبیعتا اگر چیزی نبوده و یک نفر فکر می کنید در این بین قصد به هم زدن زندگی شما را دارد باید با او برخورد کنید و شکایت کنید و اصلا همسر خودتون رو در حریان قرار دهید که این فرد به فکر سودجویی نباشد ..و خب اگر بعد از ندتی همسر شما نطلع شوند ممکن است ایشون فکر کنند که مساله ای واقعا بوده و اگر در حالت دوم فکر می کنید گرچه این فرد را نمی شناسید ولی واقعا تصاویری داشتید خب طبیعتا باید به نحو دیگری اقدام کنید و باید با پلیس فتا صحبت شود به هر حال باید ت وجیهی هم برای همسر خود داشته باشید
      در هر صورت امیدوارم مشکلی ایجاد نشود و خوشبخت باشید ولی در این موارد به دریتی در شرایط مناسب همسرتان مطلع باشد بهتر است .

  • سمیرا   میگوید:

    کلا در این موقعیت بهترین کار چیه؟من باید الان چکارکنم؟

    • مشاور   میگوید:

      متخصصین چندان هم از این مسئله تعجب نمی کنند ، آنها معتقدند که جمله ی ” هیچ رازی بین ما نیست” بیشتر شعار و خیالبافی است تا واقعیت. ترنس رآل روانشناس اعتقاد دارد ، ” هیچ زوجی همه چیز را باهم درمیان نمی گذارند ، و نباید هم بگذارند. هر انسانی نیاز به مرز و محدوده دارد و در یک ازدواج دو طرف باید اینقدر انعطاف پذیر باشند که اجازه دهند طرف مقابلشان مرز و محدوده ای برای خود تعیین کند. کلید آن تعادل است : اگر این مرزها خیلی ثابت و محکم باشند ، احتمال بسیاری وجود دارد که دوطرف از هم دور شده و جدا شوند. و اگر هم هیچ مرز و حدودی برای خود تعیین نکنید ، دوطرف بیش از حد با هم قاطی خواهند شد که به این هم رابطه ی سالم نمی توان اطلاق کرد.”

      به عبارت دیگر ، ترکیب شدن دو طرف در ازدواج کمی حالت مجازی دارد نه واقعی. زن و شوهر همیشه افرادی جدا از هم خواهند بود ، و درون هر فردی فضایی است که نیاز به حفاظت دارد ـ یعنی شما این حق را ندارید که ایمیل ها ، کمدها ، یا حتی کیف همدیگر را بدون اجازه ی طرفتان چک کنید. درواقع ، همه ی کارشناسانی که مسئله ی بین سونیا و همسرش را مطالعه کردند ، اتفاق نظر داشتند که سونیا کاملاً حق داشته که بخواهد رمز عبور ایمیل خود را از همسرش پنهان کند.

      اما شناخت از نیاز به داشتن حریم درونی در دنیای واقعی چگونه شکل می گیرد ؟ در بهترین ازدواج ها ، زوجین به هم اجازه می دهند که از حد خود فراتر بروند ، و به طور ضمنی به هم اعتماد می کنند که هر چه را که باید به همدیگر بگویند. این مسئله به ویژه در مورد مسائل مالی بسیار اتفاق می افتد ـ همانطور که در اکثر مواردی که از خانم ها سؤال می کنم که چه چیز را از همسرانشان پنهان می کنند ، به همن نکته اشاره میکنند.

      ترتیبات مالی معمولاً در روابطی که بازجویی های هر روزه از دخل و خرج طرفین انجام نمی شود ، معمولاً بهتر صورت می گیرد. زوجی را می شناختم که بین خود قرار گذاشته بودند که درمورد خرج های بالای ۲۰۰ هزار تومان با هم مشورت کنند ، و تا زیر این قیمت خودشان مختار بودند. وقتی یکی از طرفین در ازدواج عادت داشته باشد تا یک ریال خرج و مخارج طرف مقابل را هم حساب کند ، تمایل به پنهان کردن خرج ها در طرف مقابلش بیشتر خواهد شد ـ مشکلی که ریشه و بنیاد آن از بی اعتمادی نشات می گیرد.

      بله ، مسئله ی حریم شخصی نیز در ازدواج مثل خیلی از مسائل دیگر به مسئله ی اعتماد برمی گردد. طرفین رابطه چقدر باید به هم آزادی عمل بدهند ؟ چه وقت پنهان کردن یک مسئله ، یا برعکس آن ، تجاوز به حریم شخصی طرف مقابل ، خیانت در اعتماد به شمار می رود ؟ خودِ من ، بااینکه چیزی برای پنهان کردن ندارم ، اما اگر می فهمیدم شوهرم بدون اجازه ام وارد ایمیلم شده است مطمئناً آزرده خاطر می شدم و مطمئنم او هم اگر من چنین کاری می کردم همین احساس را داشت.

      شوهر من که یک عکاس است زمان زیادی را در سفر می گذراند و گفتن همه ی جزئیات زندگیش وقتی پیش من نیست کمی دشوار است. و اگر همه ی اتفاقاتی که برایش می افتد را برای من تعریف نکند مطمئناً من ناراحت یا ناامید نمی شوم چون می دانم که قادر به نفوذ به همه ی شکاف های مغزش نیستم. او هم درعوض از رازهای کوچکی که برای خودم دارم ناراحت نمی شود.
      درواقع من فکر می کنم داشتن این حریم شخصی باعث می شود بتوانم خودم را در رابطه هر از گاهی احیاء کنم. اگر من مجبور بودم که همه ی کارها و افکارم را با شوهرم درمیان بگذارم ، آنقدر از انرژی خالی می شدم که دیگر چیزی برای سایر قسمت های زندگیم مثل کار و بچه ها نمی ماند.

      حفظ ظاهر

      علاوه بر این مسائل ، آشکار کردن همه ی افکاری که از ذهنتان می گذرد ممکن است گاهاً خطرناک باشد. دکتر جاکوبز اعتقاد دارد ، ” طبیی است که گاهی اوقات افکار منفی داشته باشیم ـ حتی گاهی از همسرمان متنفر می شویم…اما به زبان آوردن آن برای همسرمان چندان خوشایند نخواهد بود ، به خصوص اگر روز بعد دیگر چنین حسی به او نداشت باشید. اگر بخواهید هر وقت که از همسرتان متنفر یا آزرده خاطر شدید به او بگویید ، ازدوجتان خیلی زود به هم خواهد خورد.”

      سعی کنید کمی از احساسات طرف مقابلتان چشمپوشی کنید : آیا این بهترین دلیل برای نگه داشتن بعضی چیزها پیش خودتان نیست ؟ یکی از دوستانم روزی به من گفت که از س ک س با همسر قبلیش بیشتر احساس رضایت می کرده است اما هیچوقت جرات گفتن این مطلب را به همسر فعلیش که بسیار برایش قابل احترام است ندارد. او به درستی این مسئله را برای حفظ احترام همسرش ، پیش خود پنهان کرده است ـ مثل وقتی که بعضی چیزها را برای حفاظت از خودتان پیش خود مخفی می کنید. دوست من لیزا از گفتن وزنش به همسرش ابا می کند.

      او می گوید ، ” من خیلی سبک تر از وزنم به نظر می آیم پس چرا باید همسرم را با گفتن این واقعیت همسرم را از خودم نامید کنم؟” حفظ این حریم شخصی ، از شما محاظت می کند؛ باعث می شود در نظر فردی که برایتان قابل ارزش و احترام است ، رقت انگیز و ناتوان به نظر نیایید. زنی را می شناختم که می گفت ” وقتی یکبار کودکم از روی میز به پایین پرت شد به همسرم نگفتم ، کودک آسیبی ندیده بود خودم هم به اندازه ی کافی ناراحت بودم پس چرا باید فکر همسرم را هم آشفته می کردم؟”

      یکی از دوستانم می گفت که چند وقتی از طرف یکی از دوست پسران سابقش نامه های عاشقانه ای به دفتر کارش می رسد. او این نامه ها را جواب نمی داد اما لزومی هم نمی دید که این مسئله را با همسرش درمیان بگذارد چون احساس می کرد بی دلیل باعث رنجش او خواهد شد. چه کسی می تواند این زن را از کتمان حقیقت از همسرش متهم کند ؟ همه ی ما به تجربه دریافته ایم که صداقت همیشه هم خوب نیست و گاهی خانه خراب کن می شود.

      حقیقت و دروغ

      البته بین حق مشروع برای داشتن حریم شخصی و فریب و نیرنگ تفاوت وجود دارد. اما چه مسائلی را می توانید شرعاً و بدون رسیدن هیچگونه آسیب به کسی ، پیش خود نگه دارید ؟ کدام مسائل اگر برملا شود ، باعث ایجاد شکاف و جدایی عمیق بین شما و همسرتان خواهد شد ؟

      دکتر رآل اعتقاد دارد که همه ی ما ذاتاً و غریزتاً می دانیم که این حد و حدود تا کجاست. بااینحال مقیاسی برای ما عنوان میکند : از خودتان بپرسید ، اگر کسی از این کار شما فیلم بگیرد و آن را به همسرتان نشان دهد ، آیا ناراحت یا عصبانی می شود ؟ آیا می توانید جلوی آینه بایستید و رودردرو به خودتان گویید که بیگناه و بی تقصیرید ؟ اگر نتوانید اینکار را کنید حتماً کارتان مشکل دارد.
      در این حالت باید بفهمید که پنهان کردن این مسئله به خاطر حق طبیعی شما برای داشتن حریم شخصی نیست ، بلکه به این خاطر است که می دانید کارتان اشتباه بوده است. و اینجاست که همسرتان را فریب می دهید.

      دکتر رنی کوهن اعتقاد دارد ، ” فعالیت های بزرگسالانه ای هست که گزارش جزء به جزء آن به همسر الزامی ندارد. شما دیگر بچه نیستید که بخواهید برای کارهایتان اجازه بگیرید. باید اینقدر اعتماد و اطمینان در ازدواجتان باشد که این آزادی عمل را به شما بدهد.”
      در پایان باید بگویم اینکه چه چیزهایی را باید از همسرتان پنهان کنید و چه چیزهایی را نباید ، بستگی به نوع رابطه ی شما وهمسرتان دارد. شناختی که از همسرتان دارید می تواند کمک خوبی برایتان باشد و از آن طریق بفهمید که دوست دارد چه چیزهایی را با او میان بگذارید.

      و اگر در موردی تردید داشتید ، صراحت را انتخاب کنید : گاهی اوقات برملا کردن حقایق بهتر از نگه داشتن راز است. دکتر جاکوبز اعتقاد دارد هر چه دو طرف رابطه مسائل بیشتری را از هم پنهان کنند ، ازدواجشان بی ثبات تر و ناپایدارتر خواهد شد. ” وقتی درمورد آنچه که هستید رک و صادق باشید ، و همزمان فردیت خودتان را حفظ کنید ، همسرتان تمایل بیشتر برای پذیرش و قبول شما آنطور که هستید پیدا خواهد کرد.”
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • IP   میگوید:

    سلام…
    من به دختری علاقمندم و در عین حال دانشجو هم هستم.
    به خاطر سنگینی دروس من باید تمام تمرکز و حواسم رو به کار بگیرم و یه سری از پروژه هامو تموم کنم. ولی مشکلی که هست اینه که به خاطر این علاقه من ذهنم خیلی درگیر و به شکلی بی تابه.
    با این که این مسله علاقه رو هم به خودش و هم به خانوادش مطرح کردم ولی تا تابستان کاری نمیتونم انجام بدم.
    من باید چه کار کنم تا در این مدت درگیری ذهنی کمتری رو داشته باشم و تمام خواسم فعلا فقط بر روی کارم باشه؟؟
    چون ما همدیگر رو خیلی نمیشناسیم و از اخلاقیات و خصوصیات هم در حد کافی آگاهی نداریم ، موارد مختلفی ممکنه ازش ببینم و به دلیل سردرگمی در قضاوت ، ذهنم مشغول شه.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز خب اینکه ذهن شما درگیر شود کاملا طبیعی است اگر غیر این باشد حای تعجب است به هر حال شما ایشون رو می خواهید برای زندگی انتخاب کنید به همین خاطر هم ذهنتون درگیره و از طرفی شناخت کافی هم ندارید و ار انتخابتون مطمئن نیستید که بدونید ایا واقعا تمایل وجود دارد از طرف مقابل یا خیر ؟؟به هر حال بهترین کار این است که شما برای خودتون یه زمان مشخص کنید یعنی برنامه ریزی داشته باشید تا بتوانید با خیال راحت تر به کارهاتون برسیر در این زمان بندی تعیین کنید که مثلا بعد از اتمام پروژه زمان رسیدگی به کارهای دیگر شماست و انگاه مسائل را پیگیری کنید البته یک نکته را به خاطر داشته باشید ان هم این است که به هر حال هر فردی ممکن است در زندگی شخصی خود موارد اینچنینی را داشته باشند و باید بتوانند مدیریت درستی ارائه دهند البته اینکه این فرد را درست انتخاب کرده باشید یا خیر هم.مساله حائز اهمیتی است
      در هر صورت امیدوارم خوشبخت باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      راه هایی وجود دارد که خودتان را از شر افکار ناخواسته خلاص کنید. برای شروع تمام حواس تان را به این مقاله متمرکز کنید.

      در این مقاله سه روش عملی را به شما معرفی می کنیم. هر روش، دارای چند مرحله می باشد.

      روش اول: از مغزتان استفاده کنید.

      چگونه از فکر کردن به یک چیز یا یک شخص دست برداریم؟

      ۱ – سعی کنید افکارتان را بپذیرید. اگر شما تلاش کرده اید که به یک موضوع یا یک شخص فکر نکنید، حتما میدانید که این کار واقعا ممکن نیست (چرا که اگر به این آسانی بود، هیچ وقت این مقاله رو نمی خواندید.)

      در واقع تحقیقات نشان داده که بهتر است افکار ناخواسته تان را قبول کنید نه این که آن ها را از خود دور کنید. در یکی از مطالعات، شرکت کنندگانی که قبول کردن افکارشان را تمرین کرده بودند، نسبت به کسانی که سعی در دور کردن افکار داشتند، وسواس کمتری داشتند، میزان افسردگی کمتری را تجربه کردند و کمتر نگران بودند.

      قبول کردن افکارتان، یا به عبارت دیگر متفکر بودن، به این معنی نیست که شما می بایست افکارتان را دوست داشته باشید یا حتی آن ها را قبول داشته باشید. شما فقط باید به سادگی افکارتان را به عنوان بخشی از واقعیت فعلی تان بپذیرید. به افکارتان اجازه دهید که وجود داشته باشند و هیچ تلاشی برای کنترل کردن یا تغییر آن ها نکنید. با این کار شما قدرت را از آنها میگیرید و باعث میشود که افکارتان کمتر در ذهن تان تکرار شوند.

      چگونه از فکر کردن به یک چیز یا یک شخص دست برداریم؟

      ۲ – حواس پرتی متمرکز. احتمالا شما تاکنون سعی کرده اید که حواس تان را به چیز دیگری پرت کنید تا افکار ناخواسته را از ذهن تان بیرون کنید. اما آیا تا کنون حواس پرتی متمرکز را امتحان کرده اید؟ مطالعات نشان می دهد که بهتر است حواس تان را فقط به یک چیز پرت کنید نه این که مرتبا از یک موضوع به موضوع دیگر جهش کنید تا تمرکز تان را از افکار ناخواسته منحرف کنید. ذهن سرگردان به صورت ناخواسته و غیر ارادی با ناراحتی همراه خواهد بود. پس یک کار خاص یا یک کتاب یا یک قطعه موسیقی را برای تمرکز انتخاب کنید و تمام حواس تان را روی آن جمع کنید.

      چگونه از فکر کردن به یک چیز یا یک شخص دست برداریم؟

      ۳ – افکارتان را به بیرون پرت کنید. در یک مقاله که در مجله ی علوم روانشناسی منتشر شد، محققان به این نتیجه رسیدند که وقتی مردم افکارشان را روی یک قطعه کاغذ می نویسند و سپس آن کاغذ را دور می اندازند، به صورت ذهنی افکارشان هم با کاغذ دور انداخته میشود.

      چگونه از فکر کردن به یک چیز یا یک شخص دست برداریم؟

      ۴ – دنبال درس بگردید. اگر افکار سمج شما به خاطر اشتباهی است که مرتکب شده اید، و شما آن اشتباه را داخل ذهن تان دائما تکرار میکنید، سعی کنید که با آن به مشابه یک درس برخورد کنید. از خودتان سوال کنید که از این اشتباه تان چه درسی می توانید بگیرید؟ سعی کنید آن را در حد یک جمله یا کمتر خلاصه کنید و سپس آن را بنویسید.

      روش دوم: خود را مشغول نگه دارید

      چگونه از فکر کردن به یک چیز یا یک شخص دست برداریم؟

      ۱ – فعالیت کنید. مشغول شدن به یک ورزشی که مستلزم تمرکز روی بدن تان است و یا نیازمند هماهنگی بین دست و چشم هایتان است، یک راه خوب برای پاک کردن ذهن می باشد. علاوه بر این، تمرین کردن فایده ی دیگری هم دارد و سبب تولید انتقال دهنده های عصبی مربوط به احساسات خوب، و اندورفین ها می شود. که حال تان را بهتر خواهد کرد.

      چگونه از فکر کردن به یک چیز یا یک شخص دست برداریم؟

      ۲ – یک فعالیت ذهنی درگیر کننده را انجام دهید. با حل کردن یک جدول سودوکو، جدول کلمات متقاطع، یا حل مسائل پیچیده ی ریاضی و یا پیگیری کردن یک سری مراحل پیچیده برای انجام یک پروژه، خودتان را درگیر یک چالش ذهنی کنید. تمرکز ذهنی که برای انجام این گونه فعالیت ها لازم است، سبب می شود که شما دیگر فرصت و انرژی ذهنی برای فکر کردن به افکار ناخواسته تان نداشته باشید.

      چگونه از فکر کردن به یک چیز یا یک شخص دست برداریم؟

      ۳ – بخندید. خندیدن می تواند ذهن شما را از نگرانی ها رها کند. زمانی که ما می خندیم، مغز ما درگیر می شود — مغز به بدن فرمان میدهد تا یک سری از ژست ها و صداها را تولید کند.

      خندیدن به کاهش استرس کمک میکند. بنابراین اگر افکار مکرر شما باعث پریشانی تان میشوند، خنده واقعا یک درمان موثر است. با دوستانی که شما را به شدت می خندانند همصحبت شوید، یک فیلم خنده دار ببینید یا در یک کلاس یوگای خنده شرکت کنید. حتی می توانید درمانگرانی را بیابید که تخصص شان “درمان با خنده” است. در این تخصص، به مردم یاد داده می شود که آزادانه به چیزهایی بخندند که در حالت معمول خنده دار نیستند و همچنین یاد داده می شود که چگونه میتوان برای مقابله با وضعیت های دشوار، از شوخ طبعی استفاده کرد.

      چگونه از فکر کردن به یک چیز یا یک شخص دست برداریم؟

      ۴ – از افکارتان صحبت کنید. اغلب بهترین راه برای اینکه یک فکر را از سرتان بیرون کنید، این است که آن را با یک نفر دیگر به اشتراک بگذارید. نزد یک دوست یا یکی از اعضای خانواده تان که شنونده ی خوبی است بروید و آنچه در سرتان میگذرد را برایش بیان کنید. اگر گمان میکنید درگیر شدن با افکارتان پیچیده تر از آن است که یک دوست بتواند به شما کمک کند، نزد یک درمانگر متخصص یا یک مشاور بروید تا به شما کمک کند.

      روش سوم: افکار تان را متوقف کنید.

      چگونه از فکر کردن به یک چیز یا یک شخص دست برداریم؟

      ۱ – افکارتان را بنویسید.

      افکارتان شما را از فعالیت های روزمره تان باز میدارند و سبب ناراحتی، اضطراب، و نگرانی شما می شوند. پس اولین کاری که باید انجام دهید این است که آن ها را روی کاغذ بنویسید. تمام افکار ناراحت کننده تان را به ترتیب بنویسید. ابتدا مواردی که بیشترین استرس را دارند و در انتها آنهایی که کمترین میزان استرس را دارند.

      برای مثال، اگر شما دائما فکر میکنید که ممکن است شغل تان را از دست بدهید، فهرست شما می تواند چنین چیزی باشد: ۱ – چگونه میتوانم بدهی هایم را پرداخت کنم و از فرزندم مراقبت کنم؟ ۲ – اگر کار جدیدی پیدا نکنم چه میشود؟ ۳ – اگر همراه وسایلم در یک جعبه، خارج از اداره تحت تعقیب قرار بگیرم، خیلی خجالت زده خواهم شد.
      شما باید تمرین تان را از موردی که کمترین استرس را دارد شروع کنید.

      چگونه از فکر کردن به یک چیز یا یک شخص دست برداریم؟

      ۲ – فکرتان را مجسم کنید. در یک مکان خصوصی، بنشینید یا دراز بکشید. چشمان تان را ببندید. وضعیتی را تصور کنید که ممکن است دچار این فکر استرس زا شوید.

      چگونه از فکر کردن به یک چیز یا یک شخص دست برداریم؟

      ۳ – فکر را متوقف کنید. یک زمان سنج، یا ساعت یا آلارم را برای مدت سه دقیقه تنظیم کنید. سپس بر روی افکر ناخواسته تان تمرکز کنید. هنگامی که زمان سنج یا آلارم به پایان رسید، فریاد بزنید. “بسه!”. این اشاره ی شما برای خالی کردن ذهن شما از آن فکر خواهد بود. آگاهانه به یک فکر دیگر فرو بروید (مثلا به تصویر ساحل دریا فکر کنید یا …) و ذهن تان را برای مدت سی ثانیه روی آن فکر یا تصور ثابت کنید. اگر فکر ناراحت کننده در طی این مدت بازگشت، مجددا فریاد بزنید “بسه!”.

      اگر بخواهید، می توانید وقتی میگویید “بسه” از جای خود برخیزید و یا با انگشتانتان ضربه بزنید یا دستانتان را به هم بکوبید. این کارها فرمان “بسه!” را تقویت میکنند و بیشتر افکارتان را متوقف میکنند.
      به جای استفاده از زمان سنج، می توانید صدای خودتان را که در فواصل یک، دو، و سه دقیقه، فریاد میزنید “بسه!” روی نوار ضبط کنید. و سپس از نوار ضبط شده برای انجام تمرین متوقف کردن افکار استفاده کنید. وقتی که صدای خود را که میگویید “بسه” می شنوید، ذهن تان را برای سی ثانیه خالی کنید.

      چگونه از فکر کردن به یک چیز یا یک شخص دست برداریم؟

      ۴ – تمرین کنید. این تمرین را آنقدر تکرار کنید تا به مرحله ای برسید که آن فکر با یک فرمان از ذهن تان دور شود. سپس تمرین را مجددا تکرار کنید و این بار فکرتان را با گفتن “بسه” با صدای آرام (نه با فریاد) متوقف کنید. هنگامی که صدای آرام شما بتواند فکر را متوقف کند، سعی کنید که “بسه” را زمزمه کنید. به مرور زمان، شما خواهید توانست که فقط شنیدن کلمه ی “بسه” را در ذهن تان تصور کنید.
      در این مرحله، شما باید قادر باشید آن فکر را در هر زمانی و هر کجا که رخ دهد متوقف کنید.
      وقتی شما به این مرحله از کنترل و تسلط رسیدید، فکر بعدی را از روی لیست تان انتخاب کنید و تمرین متوقف کردن افکار را با فکر جدید ادامه دهید.

      چند نکته:

      با خود نگویید “من موفق شدم دیگر به فلان مسئله فکر نکنم” یا “من نمی توانم به فلان مسئله فکر کنم”
      زیرا این کار فقط باهث می شود که شما بیشتر به آن شخص یا آن چیز فکر کنید.
      انتظار نداشته باشید که نتایج فورا حاصل شوند. کاملا ممکن است که حتی پس از اینکه همه ی این کارها را انجام دادید، هنوز افکار ناخواسته در مورد آن شخص یا آن موقعیت گهگاه به ذهن شما خطور کند. این را به عنوان یک بخش طبیعی از هدف تان برای ادامه دادن در نظر بگیرید. با خودتان صبورانه برخورد کنید. و تمرین را ادامه دهید و بدانید که بالاخره فکر این شخص یا وضعیت با گذر زمان در ذهن شما کمرنگ و محو خواهد شد.
      اگر به آن فکر میکنید، سعی کنید با یک نفر یک مکالمه را آغاز کنید. به این ترتیب، به صحبت هایی که طرف مقابل تان میکند توجه خواهید کرد نه به آن وضعیت بد.
      اگر آن شخص را روزانه میبینید، او را در ذهن تان به عنوان یک شخص دیگر تصور کنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • سمیرا   میگوید:

    با سلام. میخواستم ببینم چگونه میشود با پلیس فتا ارتباط برقرار کرد؟ ممنون از سایت خوبتون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام در سایت مخثوص خود پلیس فتی جرایم مشخص شده و اگر واقعا موردی نیست بهتره همسرتون هم در جریان باشند و اقدام لازم صورت گیرد ..چون به هر حال اگر مراحلی داشته باشد خب طبیعتا ایشون در جریان باشند بسیار بهتر است چون به هر حال کارهای قانونی مستلزم رفت و امدها و پیگیری است و این طور نیازی نیست که بخواهید پنهان کاری کنید و اضطراب خودتون رو افزایش دهید .
      در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید ..و این مساله هم حل شود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      , اگر روزی مال‌تان را از طریق فضای مجازی از دست دادید یا موضوع حیثیتی برایتان پیش آمد می‌توانید به‌صورت قانونی دنبال حق‌تان باشید و مجرم را پیدا کنید. پلیس فتا، پس از ارائه شکایت از سوی شاکی خصوصی‌یا از طریق شکایت مدعی‌العموم این امکان را خواهد یافت تا به درخواست آنها رسیدگی کند. بهترین و قانونی‌ترین راه برای ارائه شکایت، مراجعه به دادسرای جرائم رایانه‌ای است. این دادسرا وظیفه دارد جرائمی که در فضای سایبر رخ داده را پیگیری کرده و حقوق شاکیان را به آنها بازگرداند. پس از مراجعه به دادسرای جرائم رایانه‌ای، پرونده تشکیل می‌شود و رسیدگی به آن طبق روال قانونی به جریان می‌افتد. دادسرا نیز بر حسب حساسیت پرونده و بررسی بیشتر موضوع، آن را به پلیس فتا ارجاع می‌دهد. در روند پیگیری پرونده هم ۲ امکان وجود دارد؛ اول اینکه ممکن است همان ابتدا شما به شخص یا اشخاص خاصی مظنون باشید. در این حالت، قاضی در جریان پیگیری پرونده آنها را به دادگاه احضار می‌کند تا پاسخگوی شکایت باشند. در حالت دوم نیز ممکن است که شما ندانید جرم توسط چه کسانی رخ داده است. در این حالت هم بررسی‌های تخصصی پلیس می‌تواند گره گشای پرونده باشد. یک راه دیگر هم برای ارائه شکایت وجود دارد که راحت‌تر به‌نظر می‌رسد. اگر جرمی علیه شما در فضای مجازی اتفاق افتاد می‌توانید به سایت اینترنتی پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات (فتا) به نشانی http://WWW.cyberpolice.ir مراجعه و روی آیکون ارتباطات مردمی کلیک کنید. در این بخش، مشخصات، نشانی و شماره تلفن به همراه موضوع شکایت شما به ثبت می‌رسد و پلیس فتا در کمترین زمان ممکن با شما تماس گرفته و موضوع را پیگیری خواهد کرد. برای اطلاع از نشانی مراکز پلیس فتا یا دادسراهای پلیس رایانه‌ای هم می‌توانید به همین سایت مراجعه کنید.
      ×× آمار و ارقام چه می‌گویند؟
      شاید باورتان نشود اما آمارهای رسمی خبر می‌دهد که هر ۱۲ثانیه یک نفر در دنیا قربانی جرائم سایبری می‌شود. همچنین طبق پیش‌بینی‌ها تا سال ۲۰۱۸، بیش از ۳ میلیارد و ۶۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان به دنیای مجازی دسترسی خواهند داشت و گستردگی آن باعث افزایش جرم‌های رایانه‌ای خواهد شد. همین آمارها خبر از ضرر مالی ۲تریلیون دلاری به خاطر جرائم، سرقت اطلاعات و حملات سایبری می‌دهد. خلافکارهای رایانه‌ای تنها در سال ۲۰۱۳ توانسته‌اند ۳۸۸میلیارد دلار درآمد برای خودشان کسب کنند. این میزان از جرم باعث شده تا تقریبا تمام کشورها به فکر ایجاد پلیس سایبری بیفتند و از این راه با مجرمان مقابله کنند. پلیس سایبری همچنین رابطه تنگاتنگی با سازمان اینترپل دارد و می‌تواند مچ خلافکارها را، حتی دورتر از مرزهای هر کشور بگیرد.
      ×× اصلا جرم رایانه‌ای یعنی چه؟
      تابه حال تعریف جامع و دقیقی درباره جرائم رایانه‌ای ارائه نشده است. شاید یکی از دلایل آن، تفاوت در دیدگاه‌ها ‌یا گستردگی مفهوم فضای سایبری و تخلفات مخصوص‌ آن باشد. با این حال، در تعریف کلی آمده که انجام ‌ یا ترک هر فعلی که از طریق رایانه ‌یا از طریق اتصال به اینترنت رخ بدهد و آن فعل از سوی قانون ممنوع و برایش مجازات درنظر گرفته شده باشد جرم رایانه‌ای نامیده می‌شود. جرم‌های رایانه‌ای یا همان سایبری به ۲ گروه عمده تقسیم می‌شوند؛ اول، جرائمی هستند که در آن از رایانه یا‌ تلفن همراه به‌عنوان ابزار ارتکاب جرم استفاده می‌شود و معمولا از طریق شبکه‌های رایانه‌ای و اینترنت اتفاق می‌افتد؛ مثل انواع کلاهبرداری، جعل، هتک حرمت و سرقت رایانه‌ای. دسته دوم جرم‌هایی هستند که در فضای مجازی رخ می‌دهند اما آثار آنها در دنیای واقعی ظاهر می‌شود، مانند نفوذ غیرمجاز، شنود غیرمجاز و انتشار ویروس. شاید خلاصه تعریف جرم رایانه‌ای این باشد که هر رفتار ممنوع مرتبط با کاربرد رایانه و اینترنت را دربرمی‌گیرد. اینجاست که پلیس فتا وارد می‌شود و دست خلافکارها را رو می‌کند؛ مثلا طبق ماده ۱۷ قانون جرائم رایانه‌ای هر کس به وسیله سامانه‌های رایانه‌ای یا مخابراتی، صوت یا تصویر و یا فیلم خصوصی دیگران را بدون رضایت آنها منتشر کند و یا در دسترس دیگران قراردهد به‌نحوی که منجر به ضرر یا عرفا موجب هتک حیثیت دیگران شود، به حبس از ۹۱ روز تا ۲ سال‌یا جزای نقدی از ۵ تا ۴۰ میلیون ریال و یا هر ۲ مجازات محکوم خواهد شد.
      ×× معروف‌ترین جرم‌های رایانه‌ای
      بیشتر جرائم اینترنتی در حوزه امور مالی و خالی کردن حساب‌های بانکی اتفاق می‌افتد. در این روش، خلافکارهای اینترنتی با شگردهای مختلف رمز حساب‌های اینترنتی کاربران را به دست می‌آورند و اقدام به سرقت می‌کنند. گاه حتی برخی‌ها با استفاده از دستگاه‌های pos، خیلی راحت رمز ۴رقمی کارت‌های بانکی را از مالک آن می‌پرسند و هنگام خرید، ۲ بار از حساب وی پول برداشت می‌کنند. هتک حیثیت و حرمت، سوءاستفاده از اطلاعات و تصاویر شخصی و انتشار بدون اجازه آنها، تجاوز به حریم خصوصی و هک‌کردن سایت‌ها از دیگر جرائم معروف اینترنتی است. عده‌ای هم سایت‌هایی را به نام چهره‌ها و شخصیت‌های معروف راه‌می‌اندازند. کاربران هم به خیال اینکه با همان چهره در حال ارتباط هستند به خواسته‌های آنها تن می‌دهند و در دام می‌افتند. فیشینگ هم یکی دیگر از روش‌های کلاهبرداری اینترنتی است. در این روش، سایتی کاملا شبیه درگاه اینترنتی بانک‌های معتبر کشور طراحی می‌شود و شناسه و رمز عبور کاربران را هنگام خرید اینترنتی درخواست می‌کند. سپس هکر یا همان کسی که این سایت تقلبی را ساخته با به دست آوردن اطلاعات اینترنتی اقدام به خالی کردن حساب آنها می‌کند. انتشار ویروس و سرقت اطلاعات هم از جمله تخلفات سایبری به‌شمار می‌رود.
      ××‌ هشدارهایی برای سایبری‌ها
      چند هشدار پلیسی برای اینکه در دام مجرم‌های اینترنتی نیفتید
      از مکان‌های عمومی مانند کافی‌نت یا اماکنی که دارای اینترنت رایگان هستند وارد حساب اینترنت بانک خود نشوید.
      هنگام خرید از فروشگاه‌ها سعی کنید شخصا از دستگاه POS استفاده کنید.
      هنگام دریافت پول از دستگاه‌های ATM، مراقب پشت سر خود باشید تا کسی رمز واردشده شما را نبیند. حواستان به اقلام نامتعارف روی دستگاه‌های ATM باشد.
      همیشه خرید اینترنتی خود را از سایت‌های معتبر انجام دهید و به نشانی درگاه بانکی که به شما معرفی می‌شود خوب دقت کنید. درگاه‌های معتبر بانکی همگی با عبارت https شروع می‌شوند.
      سامانه پیامک حساب بانکی‌تان را فعال کنید تا درصورت برداشت پول از حسابتان فوری متوجه شوید.
      از نگهداری فیلم و عکس خانوادگی در رایانه، موبایل، لپ‌تاپ و سایر اقلام دیجیتال قابل‌حمل بپرهیزید تا درصورت هک، سرقت یا گم شدن، به غیراز ضرر مالی، آسیب دیگری متوجه شما نشود.
      برای اینکه رایانه‌تان هک نشود از آنتی‌ویروس‌های معتبر (کرک نشده) استفاده و هر چند وقت یک‌بار آن را به روز کنید.
      به پیامک‌ها و ایمیل‌هایی با محتوای اینکه شما برنده شده‌اید، توجه نداشته باشید؛ چراکه اغلب آنها تنها برای دسترسی به‌حساب بانکی‌تان ارسال می‌شوند. به ایمیل‌ها و پیامک‌های ناشناس پاسخ ندهید. اگر احساس کردید که رمز شما به هر دلیلی هک شده، سریعا آن را تغییر دهید.
      اگر عکس، فیلم یا اطلاعات شخصی شما به هر دلیلی در فضای سایبر انتشار یافت، ابتدا خانواده خود را در جریان امر قرار دهید و سپس از طریق پلیس فتا، موضوع شکایت خود را مطرح کنید.
      هنگام ارتباط با سایت‌ها و صفحه‌های شخصی که به نام چهره‌های مشهور راه‌اندازی شده است جانب احتیاط را نگه دارید.
      تاکنون هیچ سایت همسریابی‌ای از سوی پلیس، مجوز رسمی دریافت نکرده و فعالیت آنها غیرقانونی است.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • Sima   میگوید:

    سلام وقت بخیرمیدونم زیاده نوشتم ولی توروخدا بخونیدو راهنمایی کنید.. من دختری۲۱ساله هستم که با پسری دیابتی از نوع یک ازدواج کردم…به این صورت بود که به خواستگاریه من امدند و مطرح کردند مشکلشونو و من وقت خواستم برای جواب دادن که تو این مدت چقدر خبر به گوش من رسید که چقدر خواهان من هستند و اگه من مخالفت کنم بازم میاند و انقدر میرندو میاند تا من رازی بشم…من جواب مثبت دادم چون با معیار های من همخوانی داشت و چون من پسرشونو انتخاب کردم همه کاد برام کردند از طلا و پول و پوشاک و حتی محبت های زیااااد..ما یکم هم از لحاظ مالی پایین تر هستیم و پدرم این رو بهشون عنوان کرد که فعلا برلی مراسم و خریدو اینا نمیتونه کاری بکنه ولی اونا اصرار به زود عقد کردند داشتن که ما زود عقد کنیم حتی هزینه های عقد و همه چی رو خودشون قبول کردند با اینکه بابام مخالف بود و همه کارهارو خودشون کردند تا ما۴ اسفند۹۶ عقد کردیم وقتی ماعقد کردیم برخلاف عرف و رسم و رسوماتمون من که تازه عقد کرده بودم رفتم خانه ی داماد و تا دوروز پیش اونجا بودم که درواقع این کارم اشتباه بود ولی خب تو این مدت که من اونجا بودم خیلی چیزارو فهمیدم که تو دوران نامزدیم که دوماه بود نفهمیده بودم تا وارد خونشون شدم خیلی رفتارو اخلاقاشونو دیدم..همش نداریه پدرمو و تمام خریدایی که برای من انجام دادند توی سرمن میکوبند و منت میذارند..همش از من انتظار دارند که محبت به پسرشون بکنم یعنی همش یه طرفس اصلا شوهرم مثله من محبت نمیکنه و حتی پاش هم بیوفته طرف خانوادشو میگیره و منو مقصر میدونه تو اختلافاتمون و مشاجراتمون و همش خانواده ی اون از من انتظار دارند که من عشق بورزمو هواشو داشته باشم همش میگند من مقصرم من اشتباه میکنم من نباید باهاش دعوا کنم لج کنم حتی اگه حق با اونه من کوتاه بیام…چون پسرشون دیابت داره یه وقت دیابتش اوت نکنه..اونا دارند از دیابت پسرشون استفاده میکنند و میخواند من همش قبول دار باشم که من اشتباه کردم من همش برم عذر خواهی من محبت کنم که یه وقت آقا بهشون برنخوره…و متاسفانه همسرم به من توجهی نداره اونم همش میگه تو داری اشتباه میکنی و طرف خانوادشه و طرف منو ول میکنه همیشه و به حرف خانوادش گوش میده..ایشون تک پسر هستن و الان دیگه مثه سابق نیستن اون پسری نیست که با معیار های من جور بود..اصلا انگار اون نیست..یه ذره انگار دوستم نداره من الان دوروزه خانه پدرمم اصلا نیومده منو ببینه یا سراغی ازم نگرفته..طی یه سری جریانات هم انگ روانی بودن بهم زدن و قراره منو ببرند دکتر روانشناس برای تایید سلامت من در حالی که من مشکلی ندارم و برای اثبات این قضیه میرم و بهشون ثابت میکنم…یه مشکل دیگه اینکه من هر دردودلی که با همسرم انجام میدم میبینم که به فردا نمیکشه هم مامانش فهمیده هم باباش و دقیقا همون مسائل برای سرکوب کردن من استفاده میشه…من از۴ اسفند تا حالا که عقد کردم این مسائلو دارم و همش خانواده ی اون با خانواده ی من مشکل دارند سرهرمسئله رفتو اماد رسمو رسوم و…و متاسفانه اینو بگم که همسرم هرچی خانوادش بگند عمل میکنه و خیلی تاثیر میذارند روش درصورتی که توی جلسه خواستگاری گفت من فردی مستقل هستم…اوایل خیلی محبت به خرج میدادند و میرفتن و میومدند الان که من بله رو گفتم و تو خونشون زندگی کردم این رفتارارو دیدم ازشون..خیلی خانوادش دخالت میکنند و درضمن خانه ی منو همسرم با خانواده همسرم توی یه ساختمان هست ما طبقه ی بالاخانه داریم و اونا پایین..حتما صد درصد بعدا هم میخواند دخالت کنند…این یک ماهه خیلی نیشو کنایه به من زدند و منوآزار دادند به نظر شما میتونم با ایشون با این آقا پسر ۲۴ ساله که تک پسره و چنین اخلاقی داره که قبلا ر نکرده بود ادامه بدم؟!آیا با این اوضاع و توصیفات مرد زندگی هست یا نه؟!هیچ چیزیشو دروغ نگفتم شاید کم گفته باشم ولی زیاد از اون چیزی گه هست نگفتم..تازه خیلی چیزارونمیشه بنویسم نمیخوام حوصلتون سر بره..این موارد آزارم میده اینکه حرفای منو به خانوادش میگه…خانوادش همش از من توقع بی جا دارند مثله اینکه همش من محبت کنم همش من عذرخواهی کنم من کوتاه بیام من پا پیش بذارم من همش زنگ بزنم درواقع من بیشتر زنگ بزنم من هواشو داشته باشم…ولی همونطور که گفتم دوروزه خانه ی پدرم هستم سراغی نگرفته با اینکه من پیام دادم و زنگ زدم حالا نوبت اونه زنگ بزنه پیام بده ولی انگار نه انگار…و اینکه زیر تمام حرفاشون زدن انتظارو توقعشو رفت بالا ازهمه لحاظ حتی مالی که حتی بابا بهشون گفته بود ندارم ولی قبول کرده بودند..انگ روانی بودن زدن..همش سرکوب و منت میذارند سرم..ازم توقع دارم هراتفاقی تو خونمون میوفته به اونا بگم ولی کسی چیزی از خانواده اونا و هرچی تو خونشون اتفاق میوفته نفهمند…اصلا خانواده شوهرم پیش چشمم سیاه شدند..خوده همسرم هم چون محبت نمیبینن چون راز دلمو فاش میکنه چونطرف خانوادشو میگیره حتی اگه حق با من باشه و مستقل نیست و سریع عصبی میشه زودجوش میاره..حتی دوبار بهم گفته بذار بریم توخونمون بلدم چیکارکنم اونوقت من میمونم با تو..من اگه خر بشم بد خرمیشم..تهدیدمم کرده اینجوری..حالا شما بگید طلاق بگیرم یا راهی هست که این رابطه بهبود پیدا کنه..بعید میدونم از اخلاقو رفتارش که ۲۴ سال اینجور بوده دست برداره..تازه یه مورد دیگه احترام پدر مادرشو نداره ولی وقتی به من میرسه خانوادش عزیز میشن..عینا به چشم دیدم…کمکم کنید.سردرگمم..چون من دخترم و زود دلبستم به هرحال اوایلش خوب بودند و منم عاشقش بودم عقد کردیم روزای زناشویی خوبی داشتیم تا این مشکلات پیش اومد فقط اوایلش خوب بود و متاسفانه من دخترم هرچقدرهم بخوام احساسمو سرکوب کنم خاطرلت خوبمون یادم میاد..خنده هامون گشتو گذارمون همه چی..بعد یاد رفتار میوفتن یاد حرفای نیش دارشو کارای خانوادش..دمه چشمم سیاه میشه عقلم میگه طلاق قلبم میگه نه!!سردرگمم..توروخدا یکی کمکم کنه…

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز ممنون از توضیحات مبسوطی که فرمودید ..به هر حال در زندگی ممکن است مشکلات اینچنینی ایجاد شود و البته با توضیحاتی که شما فرمودید خب قابل درکه که چه حالت سردرکمی و شرایط روحی بدی دارید ..
      البته بنده نمی توانم صرفا یک طرفه قضاوت کنم شاید اگر همسر شما هم در این سایت سوال بگذارد طوری قضیه را مطرح کند که به او حق داده شود
      ولی یادتون باشه به هر حال این خانواده احتمالا همه شرایط رل در نظر گرفتند و اقدام کردند شرایط بیماری فرزندشون خب اجازه رو نمی ده که دستش در انتخاب همسر باز باشه از طرفی سطح پایین تر مالی که شما دارید باعث میشه بعدا شما حرفی برای گفتن نداشته باشید چون خرج و مخارج با اونها بوده
      خب همه این موارد وجود داشته و قابل درکه که امروز از این شرایط به راحتی سو استفاده شو ولی اینکه شما بعد از عقد به منزل اون ها رفتید اشتباه بوده
      داشتن محبت یک طرفه هر چند دلبستگی برای شما ایجاد شده باشد اصلا درست نیست و باید توجه داشته باشید ..که کار اشتباهی کرده اید ..در مورد مساله بعدی که مربوط می شود . به بحث روانی بودن و تهمتی که زدند ببینید باید دید هدف انها چیست ..به نظرم چون در دوران عقد هستید دد منزل پدرتون باشید و هر چند سخته منتظر باشید اونها اقدامی کنند
      اگر واقعا باز کنایه زدند و انتظار داشتند شما مدام به پسر ایشون توجه کنید و فرزندشون هم همان طور که می فرمایید در این شرایط باشند .که به خانواده خودشون هم احترام نمی گذارند و از طرفی شما را هم تهدبد کردند خب باید تصمیم درست و دور از عواطف باید برای ایندتون بگیرید
      شما تازه دو ماهه عقد هستید و اینقدر کلافه شدید چطور یک عمر زندگی کنید البته خود شرایط بیماری دیابت هم مشکلاتی ایجاد می کند که شما باید امادگی داشته باشید
      به هر صورت امیدوارم ایشون راضی شوند با شما مراجعه داشته بلشند به روانشناس و اگر مساله قابل حل باشد بپذیرند که با هم باید جریانات رو حل کنید
      در هر صورت امیدوارم خوشبخت باشید و مشکل بر طرف شود..
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • سمیه   میگوید:

    من حدود سه ماهی هست که عقد کردم و بخاطر مشکلات کم خونی که با همسرم داشتیم برای عقد خیلی به مشکل برخوردیم و بعد آزمایشات متعدد مشکلمون حل شد ولی بعد عقد من بشدت دچار افت اعتماد به نفس شدم طوری که هر سری که به خونه مادر شوهرم میرفتم حس میکردم هیچی بلد نیستم بخاطر همین سمت غذا پختن نمیرفتم تا اینکه پریشب مادرشوهرم کلی دلداریم داد وبهم گفت هم اونا هم خانواده ما خوبن و من حتی اگه هیچی بلد نباشم نباید خودمو ببازم ولی من چون از قبل شنیده بودم که دستپخت مادر شوهرم و جاریم خوبه خودمو باختم و حس کردم که هر رفتار و هر دستپخت من مورد انتقاد قرار میگیره طوری شدم که هر اشتباهی یا سهل انگاری که پیش مادر شوهرم و شوهرم انجام میدم میگم من خنگم در حالی که شوهرم هم میگه اشکال نداره منم گاهی اوقات اینطوری میشم یا برادرم بهم میگه تو حرفارو دیر متوجه میشی شوهر خوبی داری که همه چیو بهت توضیح میده بخاطر همین همش فکر میکنم شوهرم چون همه چی بلده از من بالاتره و من پایین ترم اعصابم خرد میشه واز استرس نمیتونم هیچ کاری کنم تورو خدا کمکم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز با اوصافی که شما می فرمایید اصلا شما مشکل ندارید کا بخواهید نگران باشید و یا مساله غیر قابل حلی وجود داشته باشد .به هر حال در هر زندگی اولیلش از این مسائل است مدام دو نفر تلاش می کنند در چشم و نظر هم بهترین باشند و بهترین رفتا ها و برخوردها را داشته باشند و طبیعتا وقتی محقق نمی شود ناراحت می شوند
      حتی بحث مربوط به اینکه حس می کنید اعتماد به نفس شما از بین می رود یا رفته در ا ایل طبیعی است منتهی به جای این ه این قضیه رو برای خ دتون بزرگ کنید و فکر کنید اتفاق خیلی مهمی افتاده بهتره به درستی مساله رو مدیریت کنید به هر حال بدونید هر خطایی برای شما ه اوایل زندگی هستید تجربه است و اصلا از این بابت نباید ناراحت و نگران باشید و فکر کنید چه مشکلی پیش امده و مدام خودتون رو سرزنش کنید .
      ضمن اینکه نکته دیگر این است که هر فردی شرایط خاص خودش را دارد و افراد اصلا با هم قابل مقایسه نیستند که شما بخ اهید خودتون رو با دیگران مقایسه کنید و به خاطر مسائلی خودت ن رو سرزنش کنید
      در هر صورت امیدوارم خوشبخت و موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      یک رابطه عاطفی می‌تواند بهترین تجربه زندگی‌تان باشد و عواطف و احساسات‌تان را رشد بدهد و احساس امنیت و طیب ‌خاطر ایجاد کند. اما همیشه اینطور نیست. رابطه عاطفی بد می‌تواند آسیب و جراحتی جدی برای روح و روان و سلامت جسمی‌تان باشد. این یک حقیقت است که رابطه‌ها روی میزان اعتماد به نفس و خودباوری آدم‌ها اثر دارند. ‏

      در بسیاری از موارد کمبود اعتماد به نفس باعث می‌شود بسیاری از افراد یک ازدواج بد را ادامه بدهند. اگر در رابطه‌ با همسرتان دائماً خودباوری‌تان هدف قرار بگیرد احتمال اینکه به هر ترتیبی این رابطه را ادامه بدهید نیز زیاد است هرچند که همیشه احساس بدی داشته باشید. زیرا ترک رابطه برایتان بسیار دشوار است.‏

      کمبود اعتماد به نفس نه‌تنها باعث می‌شود در این رابطه باقی بمانید بلکه مانع از آن می‌شود که در برابر چیزهایی که باعث ناراحتی‌تان می‌شود بایستید و اعتراضی بکنید. افرادی که خودباوری ندارند از هرگونه مواجهه با مشکلات و تنش‌ها پرهیز می‌کنند. بخاطر عدم امنیتی که آنها نسبت به شریک زندگی خود احساس می‌کنند و ترسی که بخاطر از دست دادن دارند از هرگونه مواجهه و برخورد اجتناب می‌کنند هرچند که بتوانند اختلافات و تنش‌ها را از طریق یک تعامل دوستانه و گفتگوهایی صلح‌جویانه حل کنند.‏

      این چرخه وحشتناک و مهلکی است. ضعف در خودباوری باعث می‌شود برخی از افراد در آن گیر کنند و نتوانند از آن بیرون بیایند. برای اینکه از چنین رابطه‌ای دور بمانید باید نشانه‌هایی که اعتماد به نفس شما را هدف گرفته‌اند را بشناسید.‏

      زمانی که خودتان نیستید
      کار مورد علاقه‌تان را انجام نمی‌دهید؟ دیگر ورزش نمی‌کنید؟ به موسیقی مورد علاقه‌تان گوش نمی‌دهید؟ در رابطه‌ای که همسرتان با قدرت تمام اعتماد به نفس شما را تضعیف می‌کند شما به راحتی از آنچه که هستید دست می‌کشید. دست کشیدن از خود یعنی کنار کشیدن از انجام کارهایی که دوست‌شان داشتید و متناسب با شخصیت و روحیات شما بوده‌اند.‏

      همسرتان کنترل می‌کند
      اگر شریک زندگی‌تان بر همه جنبه‌های زندگی‌ شما تسلط دارد و در همه چیز دخالت می‌کند و حریم شخصی‌ را رعایت نمی‌کند این طبیعی است که به مرور زمان اعتماد به نفس‌تان را از دست بدهید افراد پرخاشگر و خودخواه همیشه طوری رفتار می‌کنند که همه چیز را در اختیار و اراده خود داشته باشند.‏

      وقتی به همسرتان شک می‌کنید
      یک نشانه از دست دادن اعتماد به نفس در رابطه این است که نسبت به خود رابطه شک کنید. زمانی که دائم نگران این باشید که آیا همسرتان دوستتان دارد یا نه و نیاز شدیدی به توجه داشته باشید و چیزی از طرف مقابل‌تان دریافت نکنید این یعنی رابطه شما طوری پیش رفته است که اعتماد به نفس‌تان تضعیف شده است.‏

      نیازهای‌تان مهم نیستند
      این اتفاق یک دفعه نمی‌افتد. ممکن است به مرور زمان متوجه شوید که شما فقط مطابق با نیازها و تمایلات شریک زندگی‌تان پیش می‌روید؛ در جمع‌های دوستانه مطلوب او شرکت می‌کنید و به رستوران مورد علاقه او می‌روید. گاهی هم احساس می‌کنید اولویت همیشه خواسته‌های اوست و نیازهای شما همیشه به تعویق می‌افتند. در این موارد شما حتی خودتان خیلی متوجه مساله نمی‌شوید اما به مرور زمان احساس می‌کنید دیگر اهمیت و اولویت چندانی ندارید.‏

      افزایش اعتماد به نفس
      گاهی کمبود اعتماد به نفس باعث می‌شود بسیاری از افراد یک ازدواج بد را ادامه بدهند‎

      شما همیشه مقصر هستید
      تنش و درگیری در رابطه‌ها تا اندازه‌ای طبیعی است. گاهی ممکن است یک نفر مسئول یک تنش یا اختلافی باشد اما اگر همواره احساس می‌کنید متهم هستید، همه تقصیر و خطا در هر موقعیتی به گردن شما می‌افتد این مساله به شدت در خودباوری شما تأثیر دارد. وقتی همیشه مقصر شناخته شده‌اید احتمال اینکه دفعه‌های بعد نیز خود را مقصر بدانید بسیار زیاد است.‏

      تأثیر کمبود اعتماد به نفس روی رابطه
      همیشه این رابطه عاطفی نیست که باعث از دست رفتن اعتماد به نفس می‌شود. گاهی این مساله ناشی از تجربه‌های دیگری در زندگی است که باعث می‌شود در رابطه نیز قوی و مستقل عمل نکنید. اگرچه همه گاهی به خاطر برخی ناکامی‌ها یا اشتباهات گذشته دچار کمبود اعتماد به نفس می‌شوند اما تداوم آن می‌تواند اثر بدی روی رابطه عاطفی‌نیز داشته باشد.‏

      پژوهش‌ها نشان می‌دهند که اعتماد به نفس می‌تواند در میزان رضایت از رابطه زوج‌ها تأثیرگذار باشند. زمانی که نسبت به خودتان احساس بدی دارید، دائماً سعی می‌کنید در رابطه تائید و امنیت طلب کنید. تائید شدن و احساس امنیت خوب است اما نه زمانی که شما آن را با ترس و پافشاری زیاد بخواهید. این مساله هم به شما آسیب می‌زند و هم طرف مقابل را خسته می‌کند.‏

      همچنین کمبود اعتماد به نفس تصور شما را از شریک زندگی‌تان تغییر می‌دهد. این احتمال وجود دارد که بخاطر ضعف در باورهای خود احساس کنید از سوی دیگری تهدید می‌شوید. همیشه نگران هستید که او ترک‌تان کند، دوست‌تان نداشته باشد و رابطه‌های موازی را شروع کند. در بدترین حالت دچار شک و تردید‌های بیمارگونه‌ می‌شوید و طرف مقابل را آزار می‌دهید. در این وضعیت حساسیت‌های رابطه بیشتر می‌شود و شما کاری می‌کنید که شریک زندگی‌تان هم به اندازه شما در این رابطه احساس امنیت نکند.‏

      بخاطر کمبود اعتماد به نفس شما همیشه مضطرب و نگران هستید، بخاطر هر مساله ساده‌ای در زندگی‌تان وحشت‌زده می‌شوید، خود را لایق زندگی نمی‌دانید، ازآن لذت نمی‌برید و باور نمی‌کنید که یک نفر دوست‌تان دارد. ممکن است جلوی آینه بایستید و از ظاهرتان شرمنده شوید، و یا خود را بخاطر افکار و احساسات‌تان سرزنش کنید.‏

      این مساله ممکن است سال‌ها شما را آزار داده باشد و یا بخاطر تجربه بد و قرار گرفتن در یک رابطه نامناسب دچارش شده باشید. در هر صورت برای بازسازی اعتماد به نفس باید افکار منفی را متوقف کنید. تا زمانی که صدای انتقاد از خود در سرتان بلند است نمی‌توانید چیزی را تغییر بدهید. به صدای درون‌تان گوش بدهید، همان صدایی که دائم از شما بد می‌گوید و باعث می‌شود احساس بدی نسبت به خودتان داشته باشید. ‏

      روی مهارت‌هایی کار کنید که به شما کمک می‌کند این افکار منفی را از خود دور کنید. بخشی از این افکار منفی ممکن است بخاطر قرار گرفتن در محیط بد یا رابطه اشتباه ایجاد شده باشند. هرچه که هست این افکار منفی باید با چیزهای مثبتی که انگیزه بخش هستند و روحیه شما را بازسازی می‌کنند جایگزین شوند. هر وقت احساسات بدی که روحیه‌تان را تضعیف می‌کنند به سراغتان می‌آید فوراً یک جمله مثبت درباره خودتان بگویید. اگر در رابطه‌ای هستید که باعث شده خودباوری را از دست بدهید به جای ترس و احساس گناه نسبت به خودتان به یاد بیاورید که این مشکل ضعف یا گناه شما نیست و راه حل آن بدون شک نمی‌تواند سرکوب احساسات، ترس و از دست دادن خودباوری باشد.‏
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • نيما   میگوید:

    با سلام
    پسری ۲۹ ساله هستم و مدت یک سال است که با دختری ۳۱ ساله آشنا شده ام. تا الان رابطه مون وضعیت نسبتا خوبی داشته ولی اخیرا یه سری موارد هستند که منو به شدت اذیت میکنن و بیشتر به چشمم میان مثل:
    ۱- ایشون ظاهر زیبایی دارند ولی بالای یکی از چشماشون کمی بادکردگی داره که ظاهرا ارثیه و داره اذیتم میکنه.
    ۲-انتظار داره در هر لحظه باهاش در ارتباط باشم و روزی حداقل ۸ ۹ بار تماس داشته باشیم که با توجه به محیط کاری برامون مشکل سازه ولی قبول نمیکنن.
    ۳-وقتی ایرادی هر چند کوچیک از رفتارها و کارهاش گرفته میشه ناراحت میشه و میگه تو داری حس مقصر بودن رو به من منتقل میکنی و فکر میکنی همیشه حق با توئه که این مورد سوم بیشتراز بقیه منو اذیت میکنه.
    ممنون میشم در مورد هر قسمت توضیح بدین
    با تشکر

    • مشاور   میگوید:

      از تفاوت های سنی ۲-۳ ساله صحبت نمی کنیم. حرف مان درباره ازدواج هایی است که در آن عروس بیشتر از ۵سال از داماد بزرگتر است. این فاصله سنی گاهی ممکن است تا یک دهه هم برسد. کارشناسان برای این رویه دلایل زیادی را مطرح می کنند. برای نمونه برخی ها معتقدند پسرانی که با دختران از خود بزرگ تر ازدواج می کنند، ناخودآگاه در جستجوی مهر مادرانه می گردند. شاید چون در این سال ها مادران بیشتر مشغول کار شده اند وقت کافی برای همراهی فرزندان ندارند، بنابراین بیشتر پسرها از نظر غریزه مادری به دلیل کار و اشتغال مادر از عواطف او بهره مند نشده اند به همین دلیل بعضی از پسر ها به زنی که از آنها بزرگ تر است و بخشی از نیاز مادری را به آنها می دهد،گرایش پیدا می کنند.
      دلیل دیگری که می توان در این خصوص ارائه کرد، شرایط اقتصادی بد، بیکاری و نداشتن شغل است. بعضی از پسر ها به طرف دختر خانم هایی که کارمند بوده و از شرایط اقتصادی مناسبی برخوردارند، رفته و جذب می شوند مثلا دختری که خانه ای دارد یا حقوق بگیر است. این دلایل پنهان هستند و پسرها این موضوع ها را مطرح نمی کنند. در این گونه رابطه ها عشق زیاد مطرح نیست، ولی مادیات مهم است. به همین دلیل برخی مردها ترجیح می دهند با زنی ازدواج کنند که کار و وضع مالی مناسبی داشته باشد.
      به این ترتیب، دخترانی هم که سن شان بالا رفته تن به چنین ازدواج هایی می دهند زیرا این دخترها وقتی پسری به آنها ابراز علاقه می کند زودتر تصمیم به ازدواج می گیرند. این دسته از دخترها با این کار می خواهند نشان دهند آنقدر خوب و جذاب هستند که پسران جوان تر از آنها تصمیم به ازدواج با آنها گرفته اند.
      از سوی دیگر، برخی پسرها روان رنجوری دارند که نمی توانند با جوان ها روابط پویا برقرار کرده و به همین دلیل شخصی که پخته تر است می تواند یک امنیت کاذب برای آنها ایجاد کند. برخی مردان جوانی که با دختران بزرگ تر از خود ازدواج می کنند، تصور می کنند دختری که سن بالایی دارد مطالبات دختران جوان را ندارند، اما پس پرده نکته دیگری هم وجود دارد، زیرا چنین مردانی اگر وضع اقتصادی مناسبی هم نداشته باشند، می توانند ادعا کنند از طرف مقابل جوان تر هستند و به این شکل از سرمایه بیولوژیکی که دارند، استفاده کرده و سعی می کنند برای خود امتیاز بگیرند.

      تبعات فاصله سنی زیاد
      چنین ازدواج هایی می تواند تبعات زیادی در بر داشته باشد، اما در این بین اگر زن و مرد هر دو بیشتر از ۳۰ سال سن داشته باشند، چون به بلوغ فکری، اجتماعی و فرهنگی رسیده اند با خطر کمتری روبه رو هستند، اما اگر سن آنها زیر ۲۵ سال باشد این ازدواج خطرناک است و تقریبا ۸۰ درصد چنین ازدواج هایی سرانجام خوبی ندارد. خصوصا اگر پسر ۲۵سال به پایین باشد مشکلات بیشتری پیش می آید چون حرف هایی که او بعد از یک مدت می زند، شبیه این جمله هاست «گولم زدی»، «من جوانی نکرده بودم»، «چرا اینقدر احمق شدم که آمدم با تو ازدواج کردم» و «تو جای مادر من هستی.»
      کارشناسان معتقدند اختلاف سنی مناسب برای ازدواج بین چهار تا هفت سال است، یعنی مرد باید تا این حدود از همسرش بزرگ تر باشد. این تفاوت سنی احتمال اختلاف را کمتر می کند، چون مرد به اقتدار و توانمندی بیشتری رسیده و قادر است خانه را اداره کرده و کمتر به مشکل بربخورد
      دبه درنیاورید
      بهتر است زوج هایی که تن به چنین ازدواج هایی می دهند حداقل نکاتی را رعایت کنند تا زندگی مشترک شان دچار تنش نشود. برای نمونه دختر باید قوانین شوهرداری را یاد بگیرد و البته نسبت به روان شناسی خود و شوهرش آگاهی پیدا کند. همچنین بهتر است در این گونه ازدواج ها مرد و زن به حرف مردم توجه نکنند، آنها باید آیین همسرداری را بدانند.
      این روزها کتاب و سی دی هایی با این عنوان منتشر شده است، زوج های جوان می توانند با توجه به آنها این نکات را فرا بگیرند البته در چنین ازدواج هایی مرد هم باید نکاتی را رعایت کند، مثلا او باید به انتخاب اولیه خود احترام گذاشته و به جای تمرکز روی سن همسرش به ارزش های واقعی او توجه کند.
      مرد هم باید سعی کند با شرایطی که خودش مسبب آن بوده و تلاش کرده به آن برسد، کنار بیاید چون وقتی از زوج هایی که با چنین مشکلی روبه رو شده اند می پرسیم چرا با هم ازدواج کرده اید، زن می گوید از بس همسرش ابراز علاقه کرده و به قول معروف پاشنه در خانه آنها را از جا درآورده راضی به ازدواج شده است. اگر همین پرسش را برای چنین مردی مطرح کنید، او ضمن تائید حرف های همسرش جواب خواهد داد اول این طور بود حالا نمی دانم چرا نظرم تغییر کرده است. با توجه به این نکات باید به این مرد گفت چون تو خودت انتخاب کردی و سرنوشت یکی دیگر را با سرنوشت خود گره زده ای باید از نظر خدا، دین و پیغمبر هم یادت باشد که تو انتخاب کرده ای و به قول معرف نباید دبه دربیاوری!

      خانواده ها باید بدانند
      در این بین نباید نقش خانواده ها را فراموش کرد. معمولا خانواده ها با این ماجرا راحت کنار نمی آیند. بخصوص وقتی دختر و پسر کمتر از ۳۰سال سن دارند. اما اگر مثلا دختر ۳۷ ساله باشد و پسر ۳۲ تا ۳۳ سال سن داشته باشد چون در این مدت نه پسر موفق شده زن خوبی بگیرد، نه دختر توانسته شوهر مناسبی داشته باشد، می توان امیدوار بود آنها زندگی خوبی داشته باشند، اما فراموش نکنید اگر زوج زیر ۲۵ سال سن داشته باشند بروز اختلاف طبیعی است.

      ازدواج با زنان بزرگتر چه مشکلاتی دارد؟
      اختلاف سنی مناسب
      کارشناسان معتقدند اختلاف سنی مناسب برای ازدواج بین چهار تا هفت سال است، یعنی مرد باید تا این حدود از همسرش بزرگ تر باشد. این تفاوت سنی احتمال اختلاف را کمتر می کند، چون مرد به اقتدار و توانمندی بیشتری رسیده و قادر است خانه را اداره کرده و کمتر به مشکل بربخورد؛ البته فراموش نکنیم به این شرط که سن مرد ازحدود ۲۸ سال بیشتر باشد، زیرا اگر سن کمتری داشته باشد، باز هم به دلیل پایین بودن سن به مشکل برمی خورد.

      مساله بیولوژی، اقتصادی و اجتماعی
      ازدواج پسران با دختر های بزرگ تر از خود می تواند سبب بروز مشکلات و مسائل دیگری از لحاظ بیولوژی، اقتصادی و اجتماعی شود.
      مساله ای که مطرح است، مساله بیولوژی است. خانم ها زودتر به یائسگی می رسند، مردها هم به این سن می رسند، اما مانند زن ها نیستند به همین دلیل اگر قرار است زوجی خانواده تشکیل داده و فرزندانی داشته باشند، سن بالای خانم ها می تواند مطرح باشد. سن بالای خانم ها می تواند از نظر ژنتیکی و تولد بچه ها مساله ایجاد کند و ریسک آمار اختلالاتی که ممکن است پیش بیاید بالاست.
      از نظر روانی هم شخصی که سن کمتری دارد، می خواهد فعال تر باشد. اگر اختلاف زوجین بالا باشد آنها در مسائلی مانند تفریح و هیجان طلبی هم به مشکل برخواهند خورد، زیرا یکی از آنها به دلیل سن و سالش طالب تفریح و هیجان است، اما دیگری به دلیل سن بالا نمی تواند او را همراهی کند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  • Noname64   میگوید:

    سلام
    ۷ساله ازدواج کردیم ویه دختر ۳ساله داریم زندگیمون خوب بود تاشوهرم ورشکست شد یه مدتیه حس میکنم موادمصرف میکنه توخونه بومیاد یکی دوبار هم تو وسایلش پیداکردم ک قسم خورده والتماس، ک از من نیست.دیشب با باباش دعواش شدگفت ۳ساله معتادم بعد ک حالم بدشد گف بخدادروغ ک اینا ب حرفم گوش کنن خانواده هایی ک ازفامیل باماهمزمان شروع ب زندگی کردن اکثراجداشدن همه منتطر یه تنش توزندگیمونن همسرم هم اینوخوب میدونه ومیگه نمیخام دشمن شادکن بشم نمیخام تورواز دست بدم درضمن اینقداوضاعمون خوب نیس پول خرجیمونو حیف ومیل کنم ولی من میدونم استفاده میکنه ولی مطمئن نیستم.چجوری مطمئن بشم اصا چجوری برخورد کنم؟نمیخام قهرکنم وخونه رو ترک کنم چون میدونم بدتر میشه.ممنون میشم راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز
      شرایطی که می فرمایید قطعا سخت است و قابل درک .به هر حال ببنید اگر شما شک دارید هم می توانید بسته به هزینه و درامد ها متوجه شوید یعنی وقتی ایشون خرجی منزل رو هم ندارند ولی به راحتی هزینه هایی صرف می شود خب یک علامت است مهمترین نکته بحث بو نیست چون همه مواد مخدر بویی ندارند که قابل تشخیص باشند اینکه ایشون اصلا قبلا سیگاری بودند یا خیر مساله مهم دیگری است که باید توجه کنید اینکه رفتارها و اخلاق ایشون طبیعتا در دوره ای ه مصرف کرده با حالت اصطلاحا خماری متفاوت است مهربان تر شدن ایده ال نگذی بلند پروازی دادن قول هایی که می دانید محقق نمی شود و حتی افزایش تمایل به رابطه جنسی به هر حال هر فردی با توجه به اینکه تا کنون همسرش چه برخورد و رفتارهایی داشته است متوجه این مباحث و تفاوت ها و تناقض ها خواهد شد .
      به هر حال مدیریت این روابط دقیقا با خود شماست در هر صورت امیدوارم خوشبخت باشید و مشکلی ایجاد نشود ولی اگر از مصرف مواد توسط ایشون مطمئن شدید بهتره حتما حضورا مراجعه داشته باشید .چرا که به هر حال همراهی شما در کنار ایشون دلداری دادن و اینکه مشکلات مالی در کنار هم حل می شود خودش کمک بزرگی است و انگیزه برای ترک چون مساله ورشکسته شدن برای یک مرد ضربه سنگینی است که می تواند او را به سمت این مسائل بکشاند
      در هر صورت موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

      • Noname64   میگوید:

        ممنون از توضیحاتون.امادرکل رابطه حنسی کمی داریم چون بقول خودش دغدغه فکری زیادی داره عصبانیت وبدخلقیش هم از ردز اول ورشکستگی شروع شده بود.اگه موادپیداکنم میتونم بدون اطلاع دادنش پنهان کنم؟چون شاعل هستم مدت زیادی توخونه تنهاس واهل رفاقت هم نیست واسه همینه ک میگم توخونه مصرف میکنه.باخودش صحبت کنم بطورجدی ولی باز میترسم ازم پنهون کنه.میگه ازدوستامه بهش میگم اینقد دوستات ارزش دارن ک زندگیتو میزاری سراین ماجرا؟ ب پدر ومادرخودش گفتم ولی اونا بجز ناراحتی کاردیگه ای دستشون نیست خانواده خودم حتی با سیگارهم مخالفن بفهمن نمیزارن یه لحطه باهاش زندگی کنم همه اینها درحالیه ک اصلا مطمئن نیستم ولی تریاک وجود داشته.البته یکی از داییاش همیشه برا درمانش تشویق ب کشیدن تریاکش میکرد جون همسرم آسم داره.

    • مشاور   میگوید:

      شخصی که مواد مخدر مصرف می کند دارای نشانه هایی است که در موارد متعددی شخص نزدیک به او می تواند آن نشانه ها را دقیق و آشکار دریافت کند.

      اگر همسر شما مواد مخدر استفاده کند رفتارهای عجیبی از خود نشان می دهد، مثلا به دلیل تاثیر مواد مخدر دستشویی رفتن همسرتان چند برابر می شود و طول می کشد.مورد بعدی اشتهای فرد است که بصورت تدریجی کاهش می یابد و در نتیجه وزن وی در دراز مدت کاهش می یابد اما چند نشانه از سایر نشانه ها بیشتر برای شما ملموس است.

      مثلا شخص مصرف کننده در رابطه جنسی رفتار های عجیبی از خود نشان می دهد که معروفترین آن افزایش زمان رابطه جنسی می باشد؛ بطوری که فرد تا چند برابر زمان معمول نزدیکی را طول می دهد.مورد بعدی چشم های فرد است و در صورتی که همسرتان مردمک تنگی دارد یا به عبارت دیگر چشمان شهلایی دارد می توانید به او شک کنید‌.

      یکی دیگر از نشانه های رفتاری مردان معتاد عصب بودن آنان است، به حدی که ممکن است همسرشانرا کتک بزنند اما بسیاری از افراد در زمان مصرف گوشه گیر می شوند و افسردگی کاذب به سراغشان می آید ، این افراد ممکن است به همسر خود شک کرده و کی را خیانت کار معرفی کنند.

      اگر همسر شما در حال مصرف شیشه باشد به راحتی میتواند در دستشویی و حمام مواد خود را مصرف کند اما اگر اهل مخدر شبشه نباشد، رفت و آمد های وی افزایش یافته و جامعه اطرافش تغییر می کند.به عنوان مثال دوستان شوهتان از جنس افراد دودی می شود و یا شب ها دیر وقت به منزل بر میگردد.

      اما توصیه بنده به شما این است که اگر همسرتان حداقل دو مورد از علائم بالا را دارد با خانواده خود موضوع را در میان بگذارید، هر چند لازمه مطرح کردن موضوع با خانواده رسیدن به باور اعتیاد داشتن همسرتان است.پس ابتدا از بیماری همسرتان آگاه شوید و سپس وارد مرحله بعدی شوید ‌چرا که در صورت پاک بودن همسرتان رابطه شما بشدت متزلزل خواهد شد.در زیر این مطلب نشانه های افراد معتاد توسط حقیر به صورت یک لیست کامل منتشر شده است و پس از خواندن آن می توانید تصمیم گیری دقیق تری داشته باشید

      نتیجه گیری: مدت زمان رابطه جنسی افزایش می یابد، چشم های همسرتان اصطلاحا شهلا می شود و رفتار های مشکوک دیگری دارد.اگر اطمینان پیدا کردید که همسرتان مواد مخدر مصرف می کند حتما با خانواده خود مطرح کنید.- مصرف کننده تفننی
      • هرچند وقت یک بار برای تفریح ودرمواقع ومناسبت های خاص مواد مخدرمصرف می کند.
      • هروقت که اراده کند می تواند از مصرف مواد مخدر دست برداشته و ترک کند.
      • احساس سرخوشی می کند و بیش از حد مصرف نمی کند – واکنش عادی نسبت به مواد دارد.
      • دارای قدرت واراده لازم برای کنترل مصرف یا ترک مواد می باشد.
      ٢- مصرف کننده قهار
      • برای کمک به تحمل استرس وفشار زندگی مواد مخدر مصرف می کند.
      • به خاطرفرارازاحساسات دردناک مواد مصرف می کند.
      • این نوع معتادان پس از مدتی برای به دست آوردن نشئگی وسرخوشی روزهای نخست مصرف مواد، مقدارمصرف مواد را روز به روز افزایش می دهند و در نتیجه مقاومت بدن آنها در مقابل مواد بیشتر می شود.
      • وقتی مواد دردرسترس قرارندارد احساس بی قراری می کند.
      • آغاز بدتر شدن حال جسمی و روحی در طی یک فرایند
      • مشکلات مالی و اجتماعی.
      • آغاز روند بی سر و سامانی وضعیت تحصیلی یا شغلی.
      • آغاز روند ازدست دادن علاقه به لذت های ساده.
      • آغاز گرایش به گوشه گیری و انزوا.
      • مصرف کننده شدید به محض داشتن دلیل کافی برای دست کشیدن و ترک مواد مخدر، قدرت آن را دارد که مصرف مواد را کنترل یا ترک کند.
      • مصرف کننده شدید می تواند به مصرف کننده تفننی یا معتاد واقعی تبدیل شود.
      ٣- معتادان مزمن
      معتادان مزمن کسانی هستند که سه مرحله زیر را طی می کنند:
      مرحله اول:
      • معتادان مزمن هرگز نمی توانند به حالت مصرف کنندۀ تفننی یا شدید باز گردند.
      • این نوع مصرف کنندگان ازمصرف مواد مخدر به شدت احساس لذت و آرامش می کنند.
      • مصرف مواد مخدر به آنها کمک می کند تا زندگی را تحمل کرده یا از آن فرارکنند.
      • مواد مخدر به آنها کمک می کند تا شخصیت کاذب پیدا کرده و وانمود کنند کسی هستند که در واقع نیستند.
      • مغز معتادان واقعی از این احساسات شدید و غیر عادی لذت می برد و در پی لذت بیشتر و بیشتر است .
      • با وجود زیان بار بودن مصرف، معتادان مزمن به علت وسوسه و ویار شدید، بطور مداوم مواد مخدر مصرف می کنند.
      مرحله دوم:
      • مغز به مصرف مواد عادت کرده و برای اینکه بطور عادی فعالیت کند به مواد مخدر وابسته می شود.
      • ساختار و سیستم ارتباط مغز حالت غیرعادی پیدا می کند.
      • افکار آشفته و پریشان می شود که همین باعث از دست دادن سلامت عقل می شود.
      • مکانیزم های دفاعی ویرانگر.
      • خصیصه ها و رفتارهای عصبی و خشن.
      • با وجود عواقب ناگوار، قادر به ترک کردن مواد مخدر نیست -این حالت یک نوع آلرژی به مواد نام دارد.
      • مغز بیش از پیش به مواد مخدر نیاز پیدا می کند – چنین حالتی را در برنامه های ١٢ قدمی پدیده ویار می نامند.
      • برای اینکه احساس لذت قبلی را به دست آورد باید همواره مقدار بیشتری مواد مخدر مصرف کند – مقاومت بدن افزایش پیدا می کند.
      • نادیده گرفتن و بی توجهی نسبت به خود و دیگران.
      • ازدست دادن ارتباط با دوستان ، خانواده وجامعه.
      • ناتوانی در انجام کار و فعالیت های عادی.
      • دچار شدن در مشکلات قانونی.
      • از دست دادن قدرت وتوان کنترل یا ترک مصرف
      • بیماری اعتیاد شکل گرفته وحالت پیشرفته پیدا کرده است.
      مرحله سوم:
      • برای فعالیت عادی روزمره به مواد مخدر نیاز دارد.
      • مواد مخدر در مقایسه با دیگر مسائل در اولویت قرار می گیرد.
      • بی علاقه شدن به زندگی و افتادن به فکر خودکشی.
      • خماری کشیدن در زمانی که مواد مورد نیاز بدن کمتر از حد معمول به آن داده شده و یا کاملاً قطع شود.
      • تلاش پی در پی اما بیهوده برای ترک اعتیاد.
      • بی سر و سامانی و یک زندگی غیر قابل اداره
      • ناامیدی کامل و عاجز شدن در برابر مواد مخدر
      چرخه بیماری اعتیاد
      بیماری اعتیاد داری یک سیکل و چرخه ویرانگر است که مانع می شود تا فرد معتاد بتواند به تنهایی و با اراده شخصی خود از این بیماری رهایی پیدا کند. در این قسمت این سیکل بی پایان اعتیاد تشریح شده است تا شما بتوانید به این نکته پی ببرید که فرد معتاد برای ترک اعتیاد و حرکت در مسیر بهبودی، به یک نیروی برتر نیاز دارد.
      توجه: در توضیحات این قسمت از مواد مخدر به عنوان یک مثال استفاده شده است. شما می توانید به جای مواد مخدرهر یک از سایر انواع اعتیاد از جمله اعتیادهای رفتاری، مثل اعتیاد به سکس، اعتیاد به عشق، اعتیاد به قمار و… و یا سایر اعتیاد های مواد مصرفی مانند اعتیاد به الکل، اعتیاد به تریاک، اعتیاد به شیشه و… را جایگزین کنید. چرا که در همه انواع اعتیاد، چنین چرخه مخربی وجود داشته و معتادان را به سمت انتهای خط هدایت می کند.
      اول – آغاز وسوسه
      • ما با مصرف مواد مخدر لذت و شعف فراوانی را کسب می کنیم. مواد مخدر باعث می شوند ما احساس قدرت و کنترل کنیم.
      • مواد مخدر باعث می شوند بتوانیم اضطراب و مشکلاتمان را راحت تر تحمل کنیم.
      • خود مشغولی بی وقفه یا وسوسه سبب می شود تا ما برای احساس لذت و نشئه بودن پی در پی مواد مصرف کنیم. برای اینکه نشئگی اولیه را احساس کنیم مصرف مواد مخدر خود را افزایش می دهیم.
      • هیچ چیز به جزمصرف مواد مخدر باعث لذت و راحتی ما نمی شود.
      • علاقه و انگیزه خود به هر چیز دیگر جز تهیه و مصرف مواد مخدر را از دست می دهیم.
      • مواد مخدر به اولویت اول زندگی ما تبدیل می شود.
      • ازتوجه به خود، خانواده و اطرافیانمان غافل می شویم.
      دوم – از دست رفتن سلامت عقل
      • استفاده از مواد مخدر باعث می شود تا سیستم ارتباطی مغز ما مختل شود.
      • افکار ما مغشوش، غیر منطقی و غیر عادی می شود. این تعریف یک نوع از نداشتن سلامت عقل است.
      • نمی توانیم قضاوت منطقی و تصمیم گیری صحیح داشته باشیم.
      • دچار انکار شده و نمی توانیم بین توهم و واقعیت تفاوت قائل شویم.
      • با وجود عواقب و پی آمدهای زیان آور اعتیاد برای خودمان و دیگران، بازهم برای ادامه مصرف مواد مخدر از روش های دفاعی مانند توجیه دلایل اعتیاد، بهانه گیری برای ادامه اعتیاد، منطقی جلوه دادن مصرف، ناصادقی با خود و اطرافیان، کم جلوه دادن میزان مصرف و غیره استفاده می کنیم .
      • خصیصه ها و رفتارهای افراطی در ما ظاهر می شوند. مثلا:
      o خودخواهی – می خواهیم تا بیش از پیش احساس عادی بودن داشته باشیم
      o خود محوری – به هیچ کس و هیچ چیزی جز مواد مخدر فکر نمی کنیم
      o خود بزرگ بینی – من از همه بهتر و باهوش ترم ، من با دیگران فرق می کنم، من فردی استثنائی هستم و به کمک هیچ کس احتیاج ندارم.
      • افکار ناسالم و جنون آمیز ما به بروز رفتارهای مخرب و ویرانگر و اقداماتی چون جرم و جنایت، و خشونت منجر می شود.
      • زندگی به تدریج و بیش از بیش غیر قابل اداره می شود.
      • برای تصمیم گیری عاقلانه در مورد مصرفمان، نمی توانیم به عقل و اراده خود اتکاء کنیم.
      • خود اتکایی و اراده شخصی نمی تواند به ما کمک کند.
      سوم – آغاز ویار
      • مصرف مواد مخدر ساختار فیزیکی و نحوه عملکرد مغز ما را تغییر می دهد.
      • چگونگی ارسال و دریافت اطلاعات از سوی سلول های مغز حالت طبیعی خود را از دست می دهد
      • مغز ما برای ایجاد احساس نیاز شدید به مواد مخدر بدون توجه به عواقب آن فعال می شود که این خود تعریف ویار می باشد.
      • مغز ما برای انجام فعالیت های روزمره به تدریج به استفاده از مواد مخدر وابسته می شود.
      • برای تهیه و مصرف مواد مخدر که برای ادامه حیات به آن نیاز داریم انواع اقدامات و رفتارهای شرم آور از ما سر می زند.
      چهارم – مقاوم شدن بدن
      • مغز ما به مصرف مواد شیمیایی غیر طبیعی / مخدر عادت کرده و آستانه مقاومت آن افزایش پیدا می کند
      • برای داشتن احساس طبیعی، به تدریج مقدار مصرف مواد ما افزایش پیدا می کند که این خود تعریف “مقاوم شدن” است.
      • واکنش ما نسبت به مواد مخدر غیر عادی شده و با وجود زیانبار بودن مواد مخدر مقدار بیشتری مصرف می کنیم و این همان چیزی است که آلرژی به مواد مخدر نامیده می شود.
      • به تدریج همه احساسات، عواطف و پایبندی های اخلاقی خود را از دست می دهیم.
      • دستخوش افکار و اندیشه های ماجراجویانه و خود کشی می شویم.
      • در صورت خود داری از مصرف مواد مخدر دچار خماری می شویم .
      • در این مرحله قدرت کنترل اعتیاد خود به مواد مخدر و اراده خود را از دست داده ایم.
      پنجم – طی کردن مراحل نا امیدی
      • نمی دانیم که از یک بیماری رنج می بریم.
      • تصور می کنیم که انسان ضعیف و بدی هستیم
      • از اینکه مواد مصرف می کنیم، افسوس خورده و احساس گناه و شرمندگی می کنیم.
      • دچار این توهم هستیم که قدرت و اراده آن را داریم که بتوانیم اعتیاد خود را کنترل یا ترک کنیم که این همان دیوانگی و نداشتن سلامت عقل است.
      • قاطعانه تصمیم به ترک اعتیاد و قطع مصرف مواد مخدر گرفته و قول می دهیم که دیگر مواد مصرف نکنیم.
      • همواره عصبانی، بی قرار و افسرده هستیم.
      • نمی دانیم بدون مواد چگونه زندگی را تحمل کنیم.
      • بدون وقفه به مواد مخدر فکر کرده و فکر و ذکر ما تهیه و مصرف مواد است.
      • همواره اسیر وسوسه مصرف هرچه بیشتر مواد مخدر هستیم.
      • بدن ما برای اینکه فعالیت طبیعی خود را انجام دهد به مواد مخدر نیاز دارد و اگر مواد به بدن نرسد دچار خماری می شود.
      • می توانیم برای مدت کوتاهی اراده خود را به اجرا گذاشته و مصرف مواد را ترک کنیم ؛ اما پس از مدتی دوباره استفاده از مواد مخدر را از سر می گیریم.
      • توانایی فهم این که چرا در برابر اعتیاد به مواد مخدر عاجز هستیم و این که چرا قادر به قطع مصرف مواد مخدر نیستیم را نداریم.
      ششم – رسیدن به انتهای خط
      • این چرخه بارها و بارها تکرار می شود تا اینکه سرمان به سنگ خورده و به انتهای مسیر زندگیمان می رسیم.
      • بسیاری از ما سرانجام از بیمارستان، تیمارستان و یا زندان، سر در می آوریم.
      • بسیاری از ما خودکشی کرده و یا به واسطه پیامدهای ناگوار و بیش از حد مصرف مواد جان خود را ازدست می دهیم.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

سوالات شما:


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۲۴۷۱۰۰ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه