کلینیک مشاوره ستاره ایرانیان

احساس چیست و چگونه احساس خاص خود را تشخیص دهیم؟

احساس چیست

بخش۱٫ احساس چیست و چگونه احساس خاص خود را تشخیص دهیم؟

۱۰ احساس مبنایی چه مواردی هستند؟

  • سرگرمی
  • هیجان
  • شگفت زده شدن
  • غمگینی
  • خشمگینی
  • تنفر
  • حقارت
  • ترس
  • خجالت
  • احساس گناه.

قوی ترین احساسات چه مواردی می باشند؟

این احساسات به دلیل اینکه قابل کنترل نمی باشند، قوی ترین احساسات می باشند.

من معتقدم که دوست داشتن قوی ترین احساس است، چرا که حتی در بدترین زمان ها هم می تواند منجر به نزدیک شدن افراد شود.

نفرت و عشق دو قطب مربوط به یک احساس می باشند و هر دو آنها خیلی قوی هستند.

من معتقدم که دوست داشتن قوی ترین احساس است، چرا که حتی در بدترین زمان ها هم می تواند منجر به نزدیک شدن افراد شود.

نفرت و عشق دو قطب مربوط به یک احساس می باشند و هر دو آنها خیلی قوی هستند.

۸ احساس موجود چه مواردی هستند؟

پلاتچیک[۱] هشت احساس مبنای را شامل اعتماد (پذیرش)، خشمگینی، انتظار (علاقمندی)، نفرت، لذت، ترس، غمگینی و شگفت زدگی در نظر گرفته است.

قوی ترین احساس انسان چه موردی می باشد؟

دوست داشتن

دوست داشتن یا عشق قوی ترین احساس موجود می باشد، چرا که شما را تحت تاثیر قرار می دهد و تحت کنترل در می آورد.

۵ احساس اصلی چه مواردی می باشند؟

پائول اکمن[۲] در قرن بیستم، شش احساس مبنایی (خشمگینی، نفرت، ترس، خوشحالی، غمگینی و شگفت زدگی) را تعرف کرد و وربرت پلاچیک[۳] هشت احساس مبنایی را تعریف کرد و آنها را چهار گروه از موارد متضاد قطبی (لذت – غمگینی، خشمگینی – ترس، اعتماد – عدم اعتماد، شگفت زدگی – انتظار) دسته بندی کرد.

مبنایی ترین احساس انسان چه احساسی می باشد؟

روان شناسی به اسم پائول اکمن در اواسط دهه ۱۹۷۰، شش احساس مبنایی را پیشنهاد کرد که در سطح جهانی و در تمامی فرهنگ های بشری تجربه می شوند.

احساساتی که وی تعریف کرده بود شامل خوشحالی، غمگینی، نفرت، ترس، شگفت زدگی و عصبانیت بودند.

من به چه نحوی می توانم تنهایی خودم را متوقف کنم؟

اقداماتی که شما باید برای متوقف کردن تنهایی خودتان در محیط کار انجام بدهید، عبارتند از:

  1. این فرض را نداشته باشید که افراد موجود در پیرامونتان به شما علاقمندند. افرادی که تنها هستند، احساس منزوی بودن می کنند و فکر می کنند که هیچ کس به آنها یا زندگی آنها علاقه ای ندارد. …
  2. در رابطه با کار خودتان صحبت کنید. …
  3. هیچ وقت به تنهایی غذا نخورید. …
  4. با سایر افراد همکاری داشته باشید. …
  5. به همکاران خودتان سلام کنید. …
  6. نسبت به زندگی شخصی خودتان بی توجه نباشید.

چرا من احساس می کنم که فاقد احساسات هستم؟

عوامل مختلفی وجود دارند که می توانند منجر به ایجاد بی حسی عاطفی شوند.

افسردگی و اضطراب دو مورد از رایج ترین این موارد می باشند. …

اختلال استرس بعد از آسیب، که می تواند با افسردگی و اضطراب مرتبط باشد، هم می تواند منجر به ایجاد بی حسی در شما شود.

همچنین برخی از داروها هم می توانند منجر به بی حسی شوند.

من به چه نحوی می تواند بی حس بودن عاطفیم را متوقف کنم؟

استراتژی های مقابله رایجی که برای درمان بی حسی عاطفی بیان شده اند، عبارتند از:

  1. کاهش دادن استرس
  2. ورزش کردن
  3. مصرف غذای سالم
  4. داشتن خواب کافی
  5. شناسایی عوامل، علل، محرک ها و عوامل تشدید کننده و تلاش کردن به منظور اجتناب از آنها یا شکل بندی مجدد درک فرد از آنها
  6. مطرح کردن احساسات با دوستان، خانواده یا هم اتاقی ها و اقدام به دریافت کمک در موقع نیاز
  7. تلاش کردن برای مشغول ماندن یا حواس پرت کردن خودتان
  8. تلاش کردن برای در نظر داشتن این مورد که اغلب احساسات مربوط به بی حسی، یک سری احساسات موقتی می باشند و استرس یا نگرانی می توانند وضعیت احساسات شما را وخیم تر کنند و این احساسات به مدت طولانی تری در شما وجود داشته باشد
  9. برنامه ریزی یک قرار ملاقات با روان شناس خودتان به منظور صحبت کردن در مورد احساسات و بحث کردن در مورد مکانیزم های مقابله رفتاری.

من به چه نحوی می توانم بی احساس بودن خودم را متوقف کنم؟

مراحل

  1. چشم ها و دهان خودتان را ریلکس کنید. چشم ها و دهان می توانند بیان کننده احساسات متعددی باشند. …
  2. حرکات خودتان را مشاهده کنید. حرکات ریز می توانند نشان دهنده موارد متعددی باشند، حتی در صورتی که شما هیچ اراده ای برای بیان کردن آن معنی خاص نداشته باشید. …
  3. در وضعیت بی حسی باقی بمانید. از بیان کردن هر نوع احساسی به صورت نشسته یا ایستاده اجتناب کنید.

تفکرات مزاحم یا تفکر بیش از حد؟ کدام مفید و کدام مضر است؟

اگر حس بدی نسبت به فکر بیش حس دارید مشکلی نخواهید داشت ولی اگر برای شما آزاردهنده است حتماً این نوشته را مطالعه کنید.

در صورتی که این مورد برای شما آشنا باشد، با استفاده از ۱۰ توصیه بیان شده در زیر می توانید خودتان را از تفکر بیش از حد خلاص کنید.

۱٫ آگاهی یافتن شروع تغیییر می باشد.

قبل از آنکه شما عادت تفکر بیش از حد خودتان را شناسایی کنید یا با آن مقابله کنید، نیاز دارید که نسبت به مواردی که در حال اتفاق افتادن هستند، آگاهی کسب کنید.

هر زمانی که احساس شک کنید یا احساس استرس یا اضطراب داشته باشید، یک قدم به عقب برگردید و موقعیت و نحوه واکنش خودتان را بررسی کنید.

در این شرایط، آگاهی یک بذری برای تغییری می باشد که شما می توانید آن را بکارید.

۲٫ در رابطه با مواردی که اشتباه هستند فکر نکنید، بلکه در رابطه با مواردی که درست هستند، فکر کنید.

در اکثر موارد، تفکر بیش از حد از طریق فقط یک احساس ایجاد می شود که ترس نام دارد.

زمانی که شما بر روی تمامی موارد منفی متمرکز می شوید که می توانند صورت بگیرند، احتمال بی حس شدن شما افزایش می یابد.

زمان بعدی که احساس کنید یک حرکت مارپیچی را در آن مسیر شروع می کنید، این کار را متوقف کنید.

تمامی مواردی که می توانند درست باشند را تصور کنید و تفکرات ایجاد شده خودتان را بیان کنید.

۳٫ خودتان را به سمت خوشحالی منحرف کنید.

در برخی مواقع منحرف کردن مسیر خودتان به سمت راه های جایگزین، منجر به ایجاد شرایط شاد، مثبت، سالم و مفید خواهد شد.

مواردی از قبیل مدیتیشن، رقص، ورزش، یادگیری یک ابزار، بافندگی، ترسیم و نقاشی می توانند شما را به اندازه کافی از مشکلاتتان دور نگه دارند تا هر نوع تحلیل بیش از حد را متوقف کنید.

۴٫ موارد موجود را تجسم کنید.

بزرگتر و منفی کردن موارد موجود نسبت به حالت واقعی که دارند، به راحتی امکان پذیر است.

زمانی بعدی که شما یک نوع چالشی برای خودتان ایجاد می کنید، از خودتان بپرسید که این شرایط در پنج سال بعدی چه اهمیتی خواهند داشت.

یا در ماه بعد، چه اهمیتی خواهند داشت.

فقط پرسیدن این سوال ساده و تغییر دادن چارچوب زمانی، می تواند تفکر بیش از حد را از بین ببرد.

۵٫ منتظر ماندن برای کامل شدن را فراموش کنید.

این مورد یک مورد بزرگی می باشد.

در رابطه با تمامی مواردی که ما منتظر یک حالت کامل بودن هستیم، همین الان می توانیم منتظر ماندن نسبت به آنها را متوقف کنیم.

بلند پراز بودن یک مور مناسبی است، ولی منتظر ماندن برای کامل شدن، یک مورد غیر واقعی، غیر مفید و ناتوان کننده می باشد.

زمانی که دچار این تفکر شوید که “این مورد باید کامل شود”، باید به خودتان یادآوری کنید که “منتظر ماندن برای کامل شدن، هیچ وقت نمی تواند همانند پیشرفت کردن هوشمندانه باشد.”

۶٫ دیدگاه خودتان نسبت به ترسیدن را تغییر دهید.

چه در صورتی که شما به دلیل یک شکست در گذشته ترسیده باشید و چه در صورتی که به دلیل تلاش کردن یا عمومی کردن برخی از شکست های خودتان ترسیده باشید، به یاد داشته باشید که صرفا عدم نتیجه ندادن تلاش شما در گذشته، به این معنا نمی باشد که شما نمی توانید هیچ وقت به موفقیت دست پیدا کنید.

به یاد داشته باشید که هر فرصتی یک شروع تازه می باشد و می توانید مجدد شروع کنید.

۷٫ یک زمانی را صرف کار کردن بکنید.

یک محدودیتی برای خودتان مشخص کنید.

یک تایمر پنج دقیقه ای تنظیم کنید و از این فرصت زمانی برای تفکر، نگرانی و تحلیل استفاده کنید.

با اتمام زمان تنظیم شده در تایمر، ۱۰ دقیقه را صرف خودکار و کاغذ کنید، تمامی مواردی که منجر به نگرانی شما می شوند، استرس را در شما ایجاد می کنند یا منجر به مضطرب شدنتان می شوند را بنویسید.

زمانی که ۱۰ دقیقه تمام شد، خودکار را کنار بگذارید و یک کار دیگری انجام دهید – – ترجیحا یک کار سرگرم کننده ای انجام دهید.

۸٫ این مورد را بپذیرید که شما نمی توانید آینده را پیشبینی کنید.

هیچ شخصی نمی تواند آینده را پیشبینی کند؛ همه ما در شرایط فعلی قرار داریم.

در صورتی که زمان حال خودتان را صرف نگران شدن در مورد آینده کنید، شما زمان فعلیتان را از خودتان خواهید دزدید.

صرف کردن زمان خودتان برای آینده یک مورد غیر مفید می باشد.

به جای این کار، زمان خودتان را صرف کارهایی کنید که منجر به شاد بودن شما می شوند.

احساس چیست
احساس چیست

۹٫ بهترین موارد مربوط به خودتان را بپذیرید.

ترسی که منجر به ایجاد تفکر بیش از حد می شود، در اغلب مواقع بر مبنای این احساس می باشد که شما به اندازه کافی خوب نیستید – – هوشیاری کافی یا سخت کوشی کافی یا زمان مناسبی را صرف کار در حال انجام نمی کنید.

هر چند که موفقیت در برخی مواقع به مواردی بستگی دارد که تحت کنترل شما نمی باشند، ولی زمانی که بهترین تلاشتان را برای انجام دادن یک کاری می کنید، این موضوع را بپذیرید که آن چیزی که می توانستید انجام بدهید را انجام داده اید.

۱۰٫ سپاسگذار باشید.

شما نمی توانید در یک زمان تفکرات پشیمان بودن و سپاسگذار بودن را به صورت همزمان داشته باشید، بنابراین چرا از زمان خودتان به صورت مثبتی استفاده نمی کنید؟

هر صبح و هر عصر، یک لیست از مواردی که باید نسبت به آنها قدردان باشید را بنویسید. یک لیست از دوستان و تغییرات قابل سپاسگذاری داشته باشید، تا یک شاهدی از موارد مثبتی داشته باشید که در اطرافتان قرار دارند.

تفکر بیش از حد می تواند برای هر شخصی صورت بگیرد.

ولی در صورتی که شما سیستم مناسبی برای مقابله با آن داشته باشید، حداقل می توانید برخی از تفکرات منفی، اضطرابی و استرس زا را تغییر بدهید و آنها را به موارد مفید، خلاقانه و موثر تبدیل کنید.

شما به چه نحوی از یک شخصی صرفنظر می کنید که شما را عمیقا دوست دارد؟

بخش ۲٫ ادامه دادن زندگی خودتان

  1. بپذیرید که شما این شخص را دوست می داشتید، ولی این قضیه مربوط به گذشته بوده است. عشق می تواند واقعا  کامل باشد، بدون اینکه برای همیشه باشد. …
  2. فعال و با انرژی باشید. …
  3. پذیرای روابط جدید باشید. …
  4. در حال زندگی کنید. …
  5. نگاهتان به آینده باشد. …
  6. اجازه بدهید که خاطرات شما با این شخص، به تدریج از بین برود.

به چه نحوی می توانید تشخیص بدهید که یک شخصی به شما اهمیت نمی دهد؟

۱٫ او (مرد) بخشی از زمان خودش را در کنار شما صرف نمی کند.

در صورتی که شما فکر می کنید مرد شما از شما فاصله می گیرد و بر عکس گذشته، نمی خواهد که وقتش را در کنار شما سپری کند، این مورد یکی از علائم اولیه عدم توجه وی به شما خواهد بود.

زمانی که ما یک فردی را دوست داشته باشیم، تمایل خواهیم داشت تا زمان خودمان را در کنار آنها سپری کنیم؛ همچنین برای عدم تمایل شوهرتان برای قرار گرفتن در کنار شما، به هیچ دلیل خاصی نیاز وجود ندارد.

منظور من را اشتباهی متوجه نشوید – منظور من این نیست که هر دو شما اجازه ندارید که خارج از روابط خودتان هم زندگی داشته باشید یا این مرد به دلیل اینکه دوست پسر شما می باشد، وظیفه دارد تا هر چیزی یا هر شخصی را ترک کند.

با این وجود، در صورتی که فکر کنید قرار گرفتن وی در کنار شما و گذارندن وقتش پیش شما برای وی خسته کننده می باشد و وی از آن اجتناب می کند، به طور قطع یک مشکلی دارید و این مورد یکی از علائم مشخصی می باشد که نشان می دهد وی به شما اهمیت نمی دهد.

شاید وی از شما خسته شده باشد یا یک پارتنر دیگری پیدا کرده باشد که در کنار وی شاد می باشد.

شاید یک فرد دیگری تمامی نیازهای وی را تامین کرده باشد و به همین دلیل وی بیش از این به شما اهمیت ندهد.

آن چیزی که شما باید بدانید عبارت از این مورد می باشد که حتی در صورت وجود داشتن این شرایط، وی نباید با زنانی که یک زندگی طولانی مدتی با آنها دارد، چنین رفتاری داشته باشد.

۲٫ دوست داشته باشید که وی را به دست بیاورید

یکی دیگر از علائم اهمیت ندادن شوهرتان به شما، این واقعیت می باشد که در برخی مواقع احساس می کنید که مجبور هستید وی را به آغوش بکشید، هر چند که وی از این کار امتناع کند.

با این وجود، در واقعیت شما نمی توانید هیچ کمکی بکنید، ولی این احساس را خواهید داشت که وی را از دست می دهید و تلاش شما برای پیشگیری از این اتفاق، بی تاثیر خواهد بود.

آیا شما می دانید که بدترین مورد چیست؟ هر چقدر که شما تلاش بیشتری را برای به دست آوردن وی انجام دهید، وی را سریع تر از دست خواهید داد.

به نظر می رسد که مرد شما تمایلی به شما ندارد، ولی شجاعت کافی برای گفتن آن ندارد.

وی با گرمی و سردی واکنش نشان می دهد و شما نمی دانید که چه تفکری نسبت به وی داشته باشید.

فقط یک مورد را به یاد داشته باشید: در صورتی که واقعا می خواهید وی را به دست بیاورید، شاید وی ارزش این کار را نداشته باشد.

۳٫ همه چیز به دلیل اشتباه شما صورت گرفته است

زمانیکه شما دو تا دعوا کنید، همسر شما در برخی مواقع شما را به هر دلیلی سرزنش خواهد کرد.

حتی در صورتی که شما هیچ اشتباهی صورت نداده باشید، وی همواره از خودش دفاع خواهد کرد و شما را سرزنش خواهد کرد تا به احساس بهتری دست پیدا کند.

کاملا مشخص است که چنین مردی نمی خواهد مسولیت مربوط به گفته ها و اقدامات خودش را بر عهده بگیرد و این مورد یکی از علائمی است که نشان می دهد وی به شما اهمیتی نمی دهد و علاقه ای به بهبود روابطش با شما ندارد.

همچنین این احتمال وجود دارد که وی نسبت به این واقعیت کاملا آگاه باشد که با شما مشارکت می کند، ولی شجاعت کافی برای پذیرفتن سرزنش را ندارد، به همین دلیل ترجیح می دهد تا مسولیت اشتباه صورت گرفته را متوجه شما بکند.

این رابطه یک رابطه سالمی نمی باشد و شما نباید به صورت جدی در مورد آن صحبت کنید.

اجازه ندهید که هیچ مردی همانند تفاله با شما برخور کند و به وی بگویید که برخورد وی را تحمل نخواهید کرد.

در صورتی که وی از تغییر امتناع کند، هیچ گزینه ای غیر از ترک کردن وی نخواهید داشت.

چنین مردی لیاقت زن با ارزشی همانند شما را ندارد.

۴٫ تمامی تصمیمات را خودش می گیرد

زمانی که نیاز باشد یک تصمیم مهمی گرفته شود، وی تمامی کارها را انجام خواهد داد، حتی نظر شما را هم نخواهد پرسید.

 به نظر می رسد که شما هوش مناسبی برای تصمیم گیری در مورد کارهای بزرگ ندارید و وی شایستگی بیشتری نسبت به شما دارد.

کاملا مشخص می باشد که چنین فردی شما را به عنوان یک شریک یکسان در جرم ها در نظر نمی گیرد و در صورتی که شما در موقعیتی پایین تر از موقعیت وی قرار داشته باشید، وی شما را تهدید خواهد کرد.

وی می خواهد که به صورت کاملی شما را کنترل کند، چرا که این شرایط تنها فرصتی است که وی با استفاده از آن می تواند به موقعیتی بهتر از موقعیت شما دست یابد.

در صورتی که چنین موردی برای شما صورت بگیرد، باید مطلع باشید که این مورد یک علامتی از یک رابطه مسموم می باشد و شما باید در سریع ترین زمان ممکن از این رابطه خارج شوید، چرا که حداقل چیزی که باید از چنین رابطه ای انتظار داشته باشید عبارت از قرار گرفتن در یک سطح پایین و احترام گذاشته نشدن به نظراتتان می باشد.

در صورتی که شما در چنین محیطی قرار داشته باشید، فقط به خودتان آسیب خواهید زد.

از طرف دیگر، در صورتی که یک پارتنر مسموم را در زمان مناسبی ترک کنید، شانس بیشتری برای شاد بودن در کنار یک فرد دیگر خواهید داشت.

۵٫ او (مرد) هیچ تلاشی نمی کند

قرار گرفتن در کنار فردی که هیچ کاری انجام نمی دهد، چه ارزشی دارد؟

در صورتی که شما تنها فرد تلاش کننده باشید، این شرایط یک رابطه نمی باشد، چرا که فقط شما نسبت به آن نگران هستید.

در صورتی که نسبت به این رابطه فکر کنید، آن را به عنوان رابطه یک طرفه در نظر خواهید گرفت.

شما تنها فردی هستید که تمامی کارها را انجام می دهید و به صورت تک نفره برای باقی نگه داشتن یک رابطه تان تلاش می کنید، در حالیکه پارتنر شما نقش یک تماشاچی بی اراده ای را دارد که هیچ تلاشی برای آینده رابطه تان انجام نمی دهد.

در واقع، وی از طریق اقدامات خودش نشان می دهد که قطع این رابطه هیچ آسیبی به وی نخواهد رسانید.

مردی که هیچ تلاشی برای زنش که در کنار وی قرار دارد و رابطه خودش انجام نمی دهد، احتمالا یک برنامه جدیدی برای ایجاد رابطه با یک فرد جدیدی دارد و می خواهد تمامی کارها را به عهده شما بگذارد.

شاید وی از رابطه اش با شما ناراضی باشد و شاید به دلایلی، نمی خواهد در کنار شما باشد.

صرف نظر از علت موجود، درست نخواهد بود که وی چنین برخوردی با شما داشته باشد.

وی در صورتی که شما را دوست نداشته باشد، باید این مورد را به شما بگویید، نه اینکه از طریق اهمیت قائل نشدن به شما و بی تفاوت بودن، به شما آسیب برساند.

شما لیاقت چنین برخوردی را ندارید، بنابراین سعی نکنید که هیچ مردی چنین برخوردی با شما داشته باشد.

۶٫ وی به شما گوش نمی دهد

شاید شما هم با من موافق باشید که ارتباط یک عامل مهمی در یک رابطه سالم و پایدار می باشد.

به همین دلیل است که گوش ندادن پارتنر عاطفی تان به شما، یکی از علائم نگران کننده در رابطه با عدم اهمیت دادن وی نسبت به شما می باشد.

من نمی خواهم به شما دروغ بگویم، ولی حتی در صورتی که شما مردتان را دوست داشته باشید، یک مواقعی پیش خواهد آمد که وی از صحبت کردن در مورد کفش هایی که شما خریده اید، یا یک بحث بی معنی در مورد نوع مو شما، خسته می شود.

با این وجود، در صورتی که شما احساس کنید که مردتان دوست شما نمی باشد و یا در صورتیکه مطلع باشید وی توجهی به گفته های شما نمی کند، کاملا بدیهی خواهد بود که وی علاقه خودش را به شما و رابطه با شما از دست داده است.

مردی که به شما گوش نمی دهد، به شما احترام نخواهد گذاشت و این شرایط باید تغییر کند.

غیر ممکن است که یک رابطه خوب با شخصی ایجاد شود که فکر می کند نظر شما بی ارزش است.

در پایان می توان گفت که، در صورتی که شوهر شما یک آدم احمقی باشد و متوجه زیبایی شما نشود و به حرف شما گوش ندهد، باید از وی جدا شوید. این کار بهترین انتقام از وی می باشد و شاید وی متوجه شود که چه چیزی را از دست داده است، ولی خیلی دیر شده باشد.

۷٫ وی علاقه ای به زندگی شما ندارد

زمانی که شما یک شریک زندگی دارید، می خواهید نسبت به همه مواردی که برایش صورت گرفته است، مطلع شوید.

وی به تمامی موارد صورت گرفته برای شما گوش خواهد داد و همواره تلاش خواهد کرد تا وضعیت شما را بهبود دهد، بر خلاف اینکه هر دو شما یک رابطه طولانی مدت را شروع کرده اید.

با این وجود، دوست پسر شما به این روش برخورد نمی کند.

در واقع، وی هیچ نوع علاقه ای به نحوه سپری شدن روز شما ندارد.

وی هیچ توجهی به احساسات شما نمی کند، هیچ تلاشی برای از بین بردن موارد آزار دهنده شما انجام نمی دهد و همچنین هیچ تلاشی برای مشخص شدن ترس ها، رویاها و امیدواری های شما انجام نمی دهد.

وی هیچ علاقه ای به ملاقات با دوستان و خانواده شما ندارد و نسبت به کار و سرگرمی های شما بی توجه می باشد.

در صورتی که شما دارای چنین رابطه ای باشید، زمان مناسبی برای شما خواهد بود تا رابطه تان را با چنین مردی خاتمه دهید و این را به عنوان یکی از علائم نشان دهنده عدم توجه وی به خودتان در نظر بگیرید.

وی صرفا به دلیل راحت بودن خودش در کنار شما قرار دارد و هیچ وقت خواسته های شما را به عنوان یک مورد اولویت دار در نظر نخواهد گرفت.

مردی که چنین ویژگی هایی دارد، هیچ وقت نمی تواند ببیند که شما یک زن با شخصیتی هستید و هیچ ارزشی نسبت به کارهای شما قائل نخواهند شد.

۸٫ او (مردتان) با زنان دیگر لاس می زند

زمانی که یک مردی واقعا شما را دوست داشته باشد، شما تنها زنی خواهید بود که توجه وی را جلب می کند.

اطراف وی پر از دختران زیبا رو یا خوشگل خواهد بود، ولی وی می داند که شما یک فرد خوبی هستید و بر این اساس با شما برخورد خواهند کرد.

از طرف دیگر، زمانی که یک مردی به یک زنی بی توجه می باشد، وی تمایل خواهد داشت که آن زن را با یک “نمونه بهتری” جایگزین کند و میزان زیبایی آن زن برای او اهمیت خواهد بود.

وی می تواند این کار را به نحوی انجام دهد که شما هیچ وقت قادر به تصور آن هم نباشید، همانند لاس زدن با دختران دیگر در برابر شما و بدون هیچ نوع احساس پشیمانی نسبت به آن کار.

در صورتی که شما با چنین موقعیتی مواجه شوید، باید یک مکالمه جدی با پارتنر خودتان داشته باشید و به وی بگویید که اجازه نمی دهید هیچ مردی، حتی خود وی، با شما چنین برخوردی داشته باشد.

در صورتی که وی نیاز داشته باشد که زنان دیگری در کنارش وجود داشته باشند، در واقع نشان می دهد که هیچ اهمیتی به شما قائل نمی شود.

از طریق این تفکر که وی فقط دختران را بررسی می کند و با آنها لاس می زند و هیچ وقت به سمت آنها نخواهد رفت یا به شما خیانت نخواهد کرد، چرا که این کار از صداقت دور می باشد، خودتان را دلداری ندهید.

در صورتی که یک مردی بخواهد از طریق مقایسه کردن شما با سایر زنان، شما را اذیت کند، به من اعتماد کنید، وی هیچ تاخیری در خیانت فیزیکی به شما نخواهد داشت و در اولین فرصت این کار را انجام خواهد داد.

بنابراین، بهترین کاری که می توانید انجام بدهید عبارت از ترک کردن زندگی وی به روشی که خودش می خواهد و پیدا کردن مسیر زندگی خودتان در جهان می باشد.

۹٫ او نسبت به مردان دیگر حسود نمی باشد

ویژگی حسادت همواره یک ویژگی منفی و غیر سالمی می باشد. با این وجود، زمانی که یک مردی شما را دوست داشته باشد، همواره یک ترسی نسبت به از دست دادن شما خواهد داشت.

در نتیجه، وی احساس تهدید شدن توسط سایر مردانی خواهد داشت که ممکن است شما را از وی دور کنند.

۱۰٫ وی هیچ اولویتی برای شما قائل نمی شود.

در صورتی که یک مرد با شما به عنوان یک انتخاب ثانویه برخورد کند، شما نمی توانید کار زیادی انجام بدهید.

او ذهنیت خودش را درست کرده است و نمی خواهد که همراه با شما بماند.

بدترین نکته ای که وجود دارد، عبارت از نشان دادن این مورد به یک روش بد به شما می باشد.

او شایستگی بودن در کنار شما را ندارد و هیچ احساس عاطفی نسبت به شما ندارد.

۱۱٫ برخورد وی با شما، همانند برخورد وی با سایر افراد می باشد

این شرایط خوب نخواهد بود که برخورد مرد دوست دار شما، همانند برخورد وی با سایر افراد باشد.

این یک علامتی است که نشان می دهد وی شما را به عنوان یک فرد خاص در نظر ندارد و هیچ اهمیتی نسبت به شما قائل نیست.

۱۲٫ وی نمی خواهد که با شما سکس داشته باشد

یکی از بارزترین علائمی که نشان دهنده عدم علاقمندی مردتان به شما می باشد، عبارت از دوری کردن وی از آمیزش داشتن با شما می باشد.

البته، این مرد یک ماشین سکس نیست و این واقعیت عجیب و غریب نخواهد بود که وی در برخی مواقع خسته شود یا وضعیت روانی مناسبی برای فعالیت های تخت خوابی نداشته باشد.

با این وجود، در صورتی که متوجه شوید همواره شما سکس را شروع می کنید و وی تلاش می کند که از آن اجتناب کند، در این صورت حتما یک مشکلی دارید.

این شرایط نشان می دهد که وی علاقمندی خودش به شما را از دست داده است و یا اینکه یک شخص دیگری در زندگی وی حضور دارد.

من به چه نحوی می توانم یک مرد را جذب کنم؟

بخش ۱ – جلب توجه وی (مرد)

  1. اعتماد به نفس داشته باشید. مهمترین روشی که شما با استفاده از آن می توانید مرد رویاهای خودتان را جذب کنید، اعتماد به نفس داشتن و راضی بودن از خودتان می باشد. …
  2. بخندید. …
  3. خودتان را در مسیر وی قرار دهید. …
  4. خونسرد باشید. …
  5. به وی بخندید. …
  6. با دوستان وی خوب باشید. …
  7. از قاعده “سه ضربه و خارج کردن خودتان” استفاده کنید

منبع: مرکز مشاوره


مشاوره ی طلاق

مشاوره ی طلاق

مشاوره ی طلاق: در زندگی مشترک بسیار پیش می آید که زن و مرد با یکدیگر دچار اختلاف و تنش می شوند، این اختلافات حتی…
رفتار درمانی شناختی

رفتار درمانی شناختی

رفتار درمانی شناختی: درمان شناختی رفتاری نوع متداولی از روان درمانی می باشد. در این فرآیند شما با یک روان درمانگر یا مشاور به روشی…
اختلال شخصیت مرزی وعلائم

اختلال شخصیت مرزی وعلائم

اختلال شخصیت مرزی وعلائم : اختلال شخصیت مرزی ((BPD) یک بیماری است که با مشکلات تنظیم احساسات مشخص می شود. این بدان معنی است که…

مقالات مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.