شفافیت احساسی: چگونه میتوان بدون ایجاد مسائل و مشکلات شفافیت عاطفی داشت؟

اگر میخواهید با فرد مقابلتان به طرز شگفت انگیزی ارتباط برقرار کنید و ارتباط عاطفی بی نظیری داشته باشید، نیاز است تا در مورد شفافیت عاطفی و احساسی تعهد داشته باشید یا عادتی از راست گویی را در خود بپرورید.

وقتی صحبت از این مورد می شود ممکن است با خود فکر کنید همیشه هم گفتن همه حقایق و یا در هر موردی راست گفتن ممکن است خود باعث دردسر شود.

اما اگر به درستی انجام شود، شفافیت احساسی می تواند خشم های پنهان از همدیگر را آزاد کند و قلب افراد را بگشاید و ارتباطات عمیق و بدون اندوه را در پی داشته باشد.

شفافیت احساسی چرا سخت است؟

حتی اغلب افراد صادق همیشه هم با فرد مقابل خود از شفافیت احساسی برخوردار نیستند.

این به این علت است که اغلب ما یاد گرفته ایم که چگونه احساسات خود را به منظور حفظ صلح و دوستی یا تقویت اعتقادات قدیمی و محدود کننده پنهان کنیم.

اما به منظور ایجاد یک رابطه ی عالی و آگاهانه، پاسخ هایی که به منظور مخفی کردن احساسات بکار می روند، باید از ذهن پاک شوند.

دانستن این که چه مواردی دقیقا مانع از درستگویی می شوند می تواند کمک کننده باشد. (به یاد داشته باشید اگر شما یاد گرفته اید که برای حفظ رابطه ای چیزی را مخفی کنید این اشتباه شما نیست!).

به چیزی که شما را از گفتن حقایق و شفافیت باز می دارد توجه نشان دهید و به خود اجازه دهید که این موارد را رها کنید.

چه چیزهایی شما را از صداقت واقعی باز می دارند؟

شفافیت به لحاظ احساسی در واقع شیوه ای برای رک و راست بودن با خود است. این به معنای به اشتراک گذاری آن چیزی است که شما را از صمیمت و نزدیکی در ارتباط باز می دارد.

می تواند ترس، غم و اندوه، خشم و نفرت و غیره باشد. در حقیقت، در عمیق ترین سطوح، راستگویی واقعی در واقع به ندرت در مورد موارد دیگر است.

راستگویی منجر شونده به صمیمیت در مورد گفتن آنچه که شما در مورد او فکر می کنید نیست، بلکه این در مورد به اشتراک گذاری مشاهدات در مورد خودتان بدون هیچ سرزنش و یا فرافکنی است.

این مستلزم اجتناب از “جملات شامل تو” یا هر مداخله ی دعوا برانگیزی است. هر زمان که ما در مورد تمایلات فرد مقابل غرو لند می کنیم و یا او را مورد قضاوت قرار می دهیم، در واقع وارد قلمرو مشاجرات می شویم.

ممکن است بپرسید: اما اگر واقعا چیزی در مورد فرد مقابلم وجود دارد که مرا اذیت می کند چه؟”، در این مورد شما می توانید بخواهید که مشاهدات خود را با فرد مقابلتان به اشتراک بگذارید.

اما بایستی خروجی و نتیجه را بپذیرید و قبول کنید که ممکن است فرد مقابلتان با شما موافق نباشد.

با این حال، اگر شما به عکس المعل های خود بچسبید، ممکن است بیشتر مورد پذیرش فرد مقابل واقع شده و از جانب او شنیده شوید چرا که از بروز حالت تدافعی جلوگیری می کنید.

شفافیت احساسی تعهد نیاز دارد تا شما مسئول تفاسیر خود باشید تا اینکه به واسطه ی آنها بخواهید چیزی را کشف کنید و در واقع شفافیت احساسی در میان گذاشتن مشاهدات در مورد احساسات است.

این تلاشی برای تجزیه و تحلیل و یا مقابله نیست. اگر این کار سخت به نظر می رسد، به یاد داشته باشید که متعهد بودن به این کار چیزی کمتر از تغییر پذیر بودن و منعطف بودن نیست.

صادق بودن خشم را روشن می کند، ارتباط عاطفی را تقویت می کند و اجازه می دهد تا ما کاملا دیده شویم. و این در واقع هسته اصلی یک ارتباط بی نقص است.

در زیر چند کلید طلایی برای بینش و ادراک در مورد شفافیت احساسی آورده می شود:

کلید اول) صداقت، دروازه ای برای شفافیت است

صداقت چیست؟ فرهنگ وبستر صداقت را اینگونه تعریف می کند: ” عادل بودن و رک بودن یک ارتباط و تعهد به حقیقت”.

دیکشنری های دیگر صداقت را اینگونه تعریف کرده اند: ” راست گویی در تمامی انواع مختلف ارتباطات، هم ارتباطات کلامی و هم ارتباطات غیر کلامی، بدون سوء قصد بودن”. اما این تعریف به نظر بسیار مفید می آید: ” صداقت به معنای وفاداری همیشگی به حقیقت است”.

به عبارت دیگر آنچه که به آن وفادار هستید… بدون عیچ پرسشی آن را پی می گیرید….

واژه “وفاداری” در اینجا از اهمیت خاصی برخوردار است، چرا که این در واقع این عمل متصل کردن خود (به صورت احساسی یا ذهنی) به حوزه ای از یک اقدام یا عمل است.

بنابراین، زمانی که شما نسبت به صداقت وفادار هستید، هیچ کشمکش و یا درگیری با ذهن خود شما وجود ندارد.

به مدت یک روز مکالمات افراد دیگر را گوش کنید، و به زودی شما خواهید فهمید که آنها به چه ارزش هایی به صورت پنهان پایبند و وفادار هستند.

روشی که آنها با هم ارتباط برقرار می کنند، به شما اجازه می دهد بدانید که آیا آنها وفادار به درست کاری، وفادار به برنده شدن، وفادار به تناسب داشتن، و یا وفادار بودن به ایجاد تاثیر خوب در دیگران هستند یا نه؟

. افراد صادق بالاتر از تمام دیگر ارزش ها به صداقت وفادار هستند. این به این معنی است که این افراد به منظور اجتناب از صدمه به احساسات افراد دروغ نمی گویند.

برای تحت تاثیر قرار دادن افراد دیگر طور دیگری وانمود نمی کنند و آنها دستکاری ذهنی نمی کنند و یا از تاکتیک های اغواگرانه برای بدست آوردن مزایای ناعادلانه استفاده نمی کنند.

بنابراین شما چگونه به صداقت وفادار هستید؟

وفاداری شما به صداقت می تواند با مداومت شما ارزیابی شود. واژه مداومت در اینجا اهمیت دارد چرا که هر چه شما مداومت بیشتری در وفاداری به صداقت داشته باشید، به همان میزان فرد صادقی هستید.

توجه داشته باشید، وفاداری مداوم و نه وفاداری صرف و بی چون و چرا! چرا که صداقت در مورد بی عیب و نقص بودن و تعالی نیست؛ بلکه در مورد مداومت است.

خلاف این مورد هم درست است. عدم مداومت می تواند باعث رها کردن راستگویی شود چرا که ممکن است در بدست آوردن مزایایی و یا در اجتناب از پیامدهای منفی کمک کننده باشد.

هر چه بیشتر شما در وفاداری خود به صداقت وفاداری کمتری به خرج دهید، بیشتر به یک فرد غیر صادق تبدیل می شوید.

کلید دوم) هیچ صمصمیتی بدون شفافیت ممکن نیست

دقیقا به مانند اعتماد که بدون راستگویی ممکن نیست، هیچ صمیمیت واقعی نیز بدون شفافیت امکان پذیر نیست.

و واقعا یک رابطه ی بدون صمیمت و یا اعتماد چیست؟ دقیقا چیزی نیست! صمیمیت تماما در مورد تمایل به تضمین دسترسی فرد مقابل به تمام ابعاد زندگی و جهان درونی شماست.

دنیای درون شما، جهانی پنهان از رازها، فانتزی ها، انگیزه ها، تمایلات، آرزوها و اعتقادات شماست. چیزی است که شما هستید بدون هیچ ماسک و یا وانمودی.

دستیابی به این سطح از صمیمیت نیازمند این است که شما به لحاظ ذهنی و هم به لحاظ احساسی شفافیت داشته باشید. دقیقا به این علت است که هیچ صمیمیت واقعی بدون شفافیت ممکن نیست.

کلید سوم) اختلال عملکرد در نتیجه ی اقدامات غیرصادقانه است

ناصادق بودن به چه معناست؟ ناصادق بودن دقیقا برعکس صادق و روراست بودن است. با این حال، این تعریف به قدری ساده است که بعضا مفاهیم و طیف های مختلف عدم صداقت را نشان نمی دهد.

چرا که عدم صداقت نه تنها نبود صداقت است بلکه همچنین کتمان حقیقت و مسئولیت در برابر صادق بودن است.

واقعیت هایی در مورد عدم صداقت:

  • عدم صداقت شامل بهانه ها و دروغ های منطقی بکار رفته برای قصر در رفتن از مسئولیت هایمان است.
  • کتمان کردن به معنی عدم صداقت با خود در مورد یک حقیقت و یا واقعیت است.
  • آرزو برای متفاوت بودن چیزها هم نوعی از کتمان است (عدم صداقت)، چرا که واقعیت چیزی است که وجود دارد و به همان روشی که همه چیز قبلا بوده است!
  • عدم صداقت، طور دیگر وانمود کردن احساسات واقعی مان است تا به دیگران و احساساتشان لطمه ای وارد نشود.

اگر عدم صداقت بستنی بود، دو طعم می داشت: عدم صداقت احساسی و عدم صداقت کلامی.

مثال هایی از عدم صداقت کلامی:

  • دروغ گویی (شامل دروغ های کوچ مصلحتی)
  • اغراق و بزرگ نمایی (بزرگ جلوه دادن حقیقت)
  • گمراه کردن (حذف کردن، دستکاری کردن و معطل کردن)
  • بهانه ها توجیه ها (روراست نبودن، ابهام گویی و اجتناب)
  • وانمود کردن (جعل کردن یک رفتار یا احساس)

مثال هایی از عدم صداقت احساسی:

  • اجتناب کردن (وانمود به خواستن چیزی که نمیخواهید، مخفی کردن چیزی که میخواهید)
  • فرافکنی (حمله، شماتت کردن، سرزنش کردن و تلاش برای پوشاندن ترس ها و خشم خودتان)
  • طور دیگر نشان دادن تمایلات، انگیزه ها، آرزوها و احساسات مغایر با آنچه که واقعا هستند
  • توجیه کردن و دلیل آوردن (استفاده از هوش برای پنهان کاری و مواجهه با پیامدها )

چیزی که باید مد نظر قرار گیرد این است که هر گونه از این موارد عدم صداقت منجر به اختلال عملکرد در ارتباط می شود.

و یک ارتباط دارای اختلال عملکردی به حد کافی یک رابطه ی سالم نیست تا بتوان در آن شفافیت ایجاد کرد.

بنابراین، اگر می خواهید باعث شکوفایی شفافیت شوید، شروع به کاهش و حذف تمام گونه های عادات دارای اختلال عملکرد بکنید به خصوص عدم صداقت.

کلید چهارم) شما باید برای فرد مقابلتان محیط امنی ایجاد کنید تا بتواند با شما صادق باشد

از نظر سایت “مرکز مشاوره خانواده” آیا میتونم به تو اعتماد کنم و احساسات تو آسیب نبیند؟ اگر می توانم، پس این به این معناست که صادق بودن با تو برای من ممکن است.

همچنین، بسیاری از ما می گوییم که میخواهیم فرد مقابل ما کاملا با ما صادق باشد، اما در واقع تا زمانی میخواهیم که چیزهایی را بگویند که می خواهیم بشنویم.

لحظه ای که این کار را نمی کنند، ناراحت می شویم و آنها را تنبیه می کنیم. اما اگر میخواهید حقیقت را بشنوید، باید بتوانید حقیقت را مدیریت کنید و تحمل کنید.

ایجاد امنیت برای فرد مقابلتان تا بتواند با شما صادق باشد با حذف این سه عامل مزاحم شروع می شود:

۱٫ ترس از صدمه به احساسات یکدیگر را رها کنید.

این یک توجیه کلاسیک برای عدم صداقت در ارتباط است.

در تلاش برای اجتناب از آسیب رساندن به احساسات، زوج ها بجای صادق بودن با همدیگر، چیزهایی را به همدیگر می گویند که میخواهند بشنوند.

روشی که می توان این عامل را حذف کرد این است که هر دو فرد مسئولیت احساسات خود را به عهده بگیرند.

۲٫ ترس از تنبیه شدن را رها کنید.

بزرگسالان به همان علتی پنهان کاری می کنند که خردسالان این کار را انجام می دهند. به خاطر این که می ترسند حقیقت باعث دردسر آنها شود.

یک راه برای حذف این عامل مخرب جایزه دادن به حقیقت گویی و راستگویی به جای تنبیه دروغ گویی است.

این خیلی موثر تر است چرا که افراد به احتمال زیاد کارهایی را انجام می دهند که جایزه در بر داشته باشد.

۳٫ بازداری ها و کمبود امنیت ادراک شده را حذف کنید.

 واقعیت این است که مردم تنها تا زمانی صادق خواهند بود که احساس امنیت کنند. اگر شما فردی هستید که به سرعت قضاوت می کنید، به سادگی ناراحت می شوید و یا به شدت حساس هستید، فرد مقابل شما احتمالا در صادق بودن حس بازدارندگی کند.

در این صورت، شما بایستی برای دیگران محیط امنی ایجاد کنید تا حقیقت را قبل از اینکه شما انتظارش را داشته باشید، به شما بگویند.

کلید پنجم) آنچه که پنهان می کنید شما را عقب نگه می دارد

خب راجع به این مورد فکر کنید. بخش هایی از وجودمان که دوست نداریم  پنهان می کنیم (بخش هایی که حس خجالت داریم و یا در مورد آن حس گناه می کنیم) و به این علت است که ما این بخش ها را در اعماق زندگی خود پنهان می کنیم.

اما صرف پنهان کردن چیزی به این معنی نیست که آن چیز اصلا وجود ندارد و یا برای همیشه رفته است.

زندگی با شفافیت به این معنی است که تمام موارد را بروز دهیم و آشکار کنیم. به معنی بیرون آمدن از مخفی کردن است…

به معنی قدم گذاشتن در روشنایی… به معنی پذیرفتن نقص هایمان، ایراداتمان و کمبودهایمان است.

و زمانی که شما این کر را انجام دهید،  این اجازه را به شما می دهد که برای دیگران حس و شفقت داشته باشید.

این کلیدی ترین عامل است چرا که هدف زندگی شفاف یادگرفتن این است که چگونه با صداقت و صادقانه زندگی کنیم.

زمانی که شما به درستی شروع به صادق بودن کنید، شما بایستی صادقانه تایید کنید که استثنا نیستید اما مثالی از آنچه که یک انسان باید باشد هستید. این هم متواضع بودن است و هم یک اندیشه ناب.

چرا که این به این معنی است که شما متعلق به همان گروه مادرترزا، نلسون ماندلا و دالای لاما و انسانهای وارسته هستید.

چرا که با کمی فکر متوجه می شوید که اگر این انسان های بزرگ چیزی را در مورد خوشان پنهان می کردند، هرگز به موفقیت های بزرگی دست نمی یافتند…

کلید ششم) افرادی که چیزی برای پنهان کردن ندارند، هیچ چیز را پنهان می کنند

با تمامی تعاریفی که برای شفافیت آورده شد، شفافیت شامل این گزینه است که دیگران بتوانند محتوای اقدامات، فعالیت ها و تمایلات شما را تشخیص دهند.

خب، خبر خوب این است که شما برای فرد دیگر قابل اتکا هستید. این مورد توانایی شما را برای اینکه برای خود هم قابل اتکا باشید و بتوانید روی خود حساب کنید را تقویت می کند.

و اما در رابطه با حرایم چه باید کرد؟ در رابطه با حس حریم و خلوت فردی؟

بین حس خلوت و حریم و زندگی شفاف تفاوت وجود دارد. شفافیت تماما در مورد پنهان نکردن است.

این به معنی نگه نداشتن رازها، انجام ندادن برخی کارها در خفا که در آشکارا انجام نمی دهید و نگفتن چیزهایی پشت سر فرد مقابلتان است که هرگز مقابل او نمی گفتید، می باشد.

از طرف دیگر، محرمیت مساله ای است که در مورد مرزها و حدود است. اما منظور چیست؟

اگر مکالمات شما، اقداماتتان و کلماتتان به گونه ای هستند که با گفتن و یا انجام دادن آنها زمانی که فرد مقابلتان حضور دارد، حس راحتی نمی کنید .

یا درگیر فعالیت هایی می شوید که برای حفظ آنها باید پنهانشان کنید، این به این معنی است که شما به گونه ای شفاف زندگی نمی کنید.

اگر شما مرزهایی سالم در ارتباط خود داشته باشید، پس به همدیگر اجازه می دهید تا به گونه ای آزاد باشد تا لحظاتی را بصورت فردی و در خلوت خود، با آرامش تجربه کنید،.

اقداماتی که شفاف هستند اما خصوصی را انجام دهید ( به این معنی که فرد مقابلتان زمان خصوصی شما را می داند و به آن احترام می گذارد).

کلید هفتم) خود واقعی تان باشید

فراتر از همه موارد، صادق بودن با خود است. اگر شما به صادق بودن با خود تعهد داشته باشید، متعاقبا با دیگران هم روراست خواهید بود. در واقع باید به خود واقعی تان اعتبار ببخشید.

مثال هایی ازعدم اعتباربخشی به خود شامل موارد زیر هستند:

  • بازی های ذهنی به راه انداختن
  • جعل کردن (پاسخ ها و یا عکس العمل هایی برای کاور کردن و برطرف کردن مسائل)
  • حفظ ظاهر ( تحت تاثیر قرار دادن به جای نشان دادن عدم پذیرش و نادیده گرفتن)
  • بکار بردن استراتژی های اغوا گرانه برای کسب مزایای ناعادلانه
  • انجام هر کاری برای کسب موفقیت بدون در نظر گرفتن پیامدهایی که برای عزت نفس دارد
  • زندگی منفعلانه به جای یک زندیگی فعال
  • از سر باز کردن مسئولیت ها و تعهدات
  • زندگی از روی عادت به جای زندگی از پیش اندیشیده شده

چرا صادق بودن با خود بخش مهمی از شفافیت است؟

از نظر مرکزمشاوره حقیقت زیبای این امر این است: شما نمی توانید عزت نفس را جعل کنید. شما نمی توانید ادای شادی را دربیاورید.

هر دوی اینها مستلزم اعتبار و تصدیق است. بایستی واقعی باشند تا اعتبار داشته باشند.

اگر بخواهید در پوسته خودتان احساس راحتی کنید، میخواهید هرگونه تایید بیرونی را رها کنید، میخواهید معذرت خواهی بابت آنچه هستید را متوقف کنید.

میخواهید از کم رنگ بودن و در حاشیه بودن بیرون بیایید، اگر میخواهید واقعا حس کنید که به فرد مقابلتان همبستگی دارید و اگر میخواهید عششق واقعی را در آغوش بگیرید.

از شفافیت به عنوان بخشی از زندگی هر روزه ی خود لذت ببرید، پس تعهد و اعتبار بخشیدن به خود مسیری است که باید طی کنید. اگر میخواهید لیاقت حرف راست شنیدن را داشته باشید باید با خودتان صادق باشید.

در برگرفتن شفافیت چیزی بیش از جملات صرف نیاز دارد: مستلزم کار، تلاش، تشویق و تعهد است. آیا راه آسان تری وجود دارد؟ قاعدتا نه!. 

منبع:ساینس دیلی

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.