مرکز مشاوره اصفهان

مرکز مشاوره اصفهان

مرکز مشاوره خانواده و ازدواج اصفهان

.خانواده به عنوان نهادی تربیتی و اجتماعی از جایگاه ویژه ای در جامعه برخوردار است اهمیت خانواده همچنین در تعالیم دینی ما مشخص شده و به حفظ آن سفارش شده است حال ممکن است این آرامشی که انسان در خانواده دارد بنا به هر دلیل و مشکلی برهم خورده و این وظیفه اعضای خانواده است که برای حفظ آرامش آن تلاش کنند در این زمینه مشاوران خانواده با راهنمایی هایی که می کنند می توانند گره گشای مشکلات باشند.به همین منظور مرکز مشاوره اصفهان با هدف کمک به اصفهانیان عزیز، با تاکید بر بحث های مشاوره ای در مشاوره خانواده انقلاب، مشاوره ازدواج انقلاب، مشاوره خانواده بلوار کشاورز، مشاوره خانواده سی و سه پل تشکیل شده و برآن است تا بتواند راه گشای مشکلات شما در بهترین مرکز مشاوره اصفهان و سایر مراکز مشاوره اصفهان باشد.

شماره های تماس 01

مرکز مشاوره اصفهان دارای شعب متعددی در مناطق مختلف اصفهان از جمله مرکز مشاوره امام خمینی، مرکز مشاوره فلکه شهدا، مرکز مشاوره انقلاب ، مرکز مشاوره سی و سه پل و مرکز مشاوره بلوار کشاورز است و با استفاده از کارشناسانی مجرب و مشاورانی با سابقه و توانا پذیرای مردم عزیز اصفهان خواهد بود.

پسری هستم ۲۴ساله که ۲سال پیش با دختری در دانشگاه اشنا شدم

پسری هستم ۲۴ساله که ۲سال پیش با دختری در دانشگاه اشنا شدم.اول رابطه درسی بود ولی بعد کم کم به همدیگه علاقه پیدا کردیم.

ولی من شرایط ازدواج نداشتم و الان هم سرباز هستم.

و نمیتونم ازدواج کنم.

از همون اول هم جفتمون به خانواده هامون گفتیم و اون ها همدیگه رو دیدن و شناختن.

من خودم با نامزدی مشکلی ندارم و خانوادم ولی میترسیم که خانواده اون خانوم بعد مدتی بگن که حتما باید عقد کنید.

چون همین الان هم میگن نامزد کنین.

اما ما تو این ۲سال خیلی خوب بودیم بعضی جاها نظراتمون مخالف بود و با هم دیگه بحث کردیم.

اما بعد هر دعوا خیلی خوب بودیم و زود فراموش میکردیم.و بعضی اوقات رابطه جنسی نه اما کارایی کردیم که طرفمون ارضا جنسی بشه و خالی بشه.

خیلی میگن رابطه دوستی قبل ازدواج غلطه اما من فکر نمیکنم.

حالا میخواستم بپرسم اگه ما ازدواج کنیم مشکلی واسمون پیش میاد؟؟؟؟

یا خدایی نکرده منجر به طلاق میشه این ازدواج؟؟؟؟؟

خانوادهامون در یک سطح هستن.

اما این که میگن اگه ازدواج کردید دیگه بهم دیگه اعتماد ندارید و فکر میکنین طرف دروغ میگه و همیشه شک دارین.

اما من هیچوقت شک نکردم به این خانوم چون دختر خیلی ساده و خوبی هستن.

اگه امکانش هست راهنمایی کنین ممنون میشم

پاسخ

دوست عزیز شما تا شرایط ازدواج و نداشته باشید نمیتونید در این مورد صحبت کنید
حداقل باید استقلال مالی داشته باشید تا درخواست و حرف شما رو بپذیرند
هر وقت چنین شرایطی رو بدست آوردید دوره ای در حدود ۹ ماه رو نامزد باید باشید
تا خانواده ها مراوده و معاشرت کنند و شناخت کامل به وجود بیاد در این صورت میتونید نسبت به آینده خوشبین باشید
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

دوست پسرم نمیاد خواستگاریم و بهونه میاره

من (۲۲ ساله) در ارتباط با یکی از همکلاسی هایم وارد رابطه احساسی شدم که عشقی زیااااد بوجود آمد (شهر من اصفهان است و محل تحصیلم شهرکرد و این همکلاسی شهرکردی است)

این بنده خدا قصدش از ارتباط با من ازدواج بود و هست
ولی می گوید امکان ازدواج ندارد
خب راست هم میگه
دانشجو ، بدون حمایت پدر ، بدون شغل مناسب ، بدون سرمایه و سربازی نرفته و مشکلات دیگر
و دلش می خواهد وقتی به خواستگاری من بیاید که موجب سرافرازی من باشد
و خب
ما با هم درارتباط هستیم
که از بدشانسی من خانواده من از همان ابتدا فهمیدند
و به این ارتباط دوستی می گویند
بعد از کلی اتفاقات و کش و قوس های زندگی
پدر من یه جورایی راضی شده که دخترش با دوست پسرش با این شرایط ازدواج کنه و میگه این ارتباط شما غلطه و شرعا و عرفا درست نیست
ولی این آقا پسر همچنان میگه من نمی تونم اقدام کنم
دلایلش هم منطقیه
ایشون بچه آخر و پسر سوم هستن که برادر قبل از ایشون با موفقیت تحصیلی و کاری که دارد ازدواج نکرده و می گوید مامانم طرف شماست و میگه تو با چه چیزی می خوای بری خواستگاری دختر مردم
البته تو پرانتز مامانش و خانواده اون از عشق ما اطلاعی ندارن
حالا نظر شما چیست

من موندم و عشقم که داره داغونم می کنه

پاسخ
دوست عزیز اگر ایشون تکلیفشون مشخص نیست و باید هنوز دنبال اماده کردن شرایطی باشند با همه علاقه ای که دارید به نظرتون درسته که صبر کنید و منتظر ایشون بمونید .
شاید صحیح نباشد و اینکه شما عاشق هم هستید خب طبیعی است که یک سری از شرایط را در نظر نگیرد ولی ایشون اگر به شما تمایل دارند باید دنبال فراهم کردن شرایط مناسب باشند تا رضایت شما را جلب کنند .
و به هر حال شرایط دختر با پسر متفاوت است و نمی تواند همیشه صبر کند و منتظر بهبود شرایط شود .
و ممکن است در این بین شما خواستگارانی با شرایط مطلوب را رد کنید که دیگر تکرار نشوند بنابراین کاملا دقت داشته باشید که چگونه ادامه می دهید و بهتر است برای ایشون زمانی را تعیین کنید اگر واقعا تمایلی وجود دارد رسما اقدام کنند و خوب شرایط را باید در نظر گرفت و زندگی مسئولیت پذیری بالایی می خواهد ولی خب وقتی تا این حد علاقه وجود دارد باید با خانواده درست مطرح کنند و در جریان باشند در هر حال امیدوارم برای ادامه منطقی تصمیم بگیرید

به خاطر داشته باشید که در دوستی های اینچنین افراد خیلی از شرایط اینده را در نظر نمی گیرند تفاوت های فرهنگی و خانوادگی و فکر می کنند می توانند با حداقل ها زندگی کنند که بعدا همین مسائل کوچک درد سر ساز می شود .امیدوارم متوجه صحبت های بنده باشید
و خوشبخت شوید

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
موفق باشید

زن مطلقه که خواستگار طلاق گرفته دارد
با سلام . زنی مطلقه ۳۸ ساله ساکن اصفهان داری یک فرزند پسر ۱۵ ساله هستم / خواستگاری از شهر تبریز دارم که ایشان هم از همسرشان جدا شدند و دارای دو پسر ۱۶ و ۲۱ ساله هستند .
از طریق یکی از دوستان خانوادگی با هم آشنا شدیم و در خواست ازدواج دادند .
از نظر تحصیلاتی و مالی از من در سطح خیلی بالاتری هستند ولی من جواب رد دادم و الان پشیمانم .
به نظر تون چکار کنم و اصلا آیا ما با هم خوشبخت می شویم ؟
پاسخ
با سلام دوست عزیز دلیل رد کردن چه بوده است ؟
به فرض اینکه بخواهید دوباره با ایشون ارتباط بگیرید ایا امکان پذیر است ایا می شود که از طریق واسطه اعلام کنید که مایلید بیشتر صحبت کنید .
در هر حال بعتره همه جوانب رو بررسی کنید خودتون فرزندی در سن بلوغ دارید و اون اقا هم همین طور بحث پذیرش فرزندان و باقی مسائل هم اهمیت دارد اینکه فرهنگ ها و اداب و رسوم متفاوت است .
شما در هر صورت یک بار تجربه شکست داشتید اگر قرار باشد دوباره تکرار شود شرایط روحی مناسبی در این سن نخواهید داشت بهتره ابتدا از رابطه دوباره مطمئن شوید و درخواست ایشون و هم حتما با مشاور پیش از ازدواج صحبت شود.
گرچه هر دو عاقل هستید.
ولی این کمک کننده است امیدوارم تصمیم منطقی بگیرید و خوشبخت باشید

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران،
مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
موفق باشید

افسردگی پس از زایمان

سلام خانمی ۲۹ساله هستم.

مدتی هست با همسرم مشکل دارم.

از سه سال پیش که زایمان کردم من افسردگی گرفتم.

ولی همسرم هیلی درکم نکرد.

روابط جنسی خوبی نداشتیم و من نمیتونستم پاسهگوی همسرم باشم.

کم کم از هم دور شدیم. تا چند ماه پیش فهمیدم با کسی رابطه پیدا کنه.

خودش پشیمون بود از کارش. و الان فکر نمیکنم که رایطه داشته باشه.

چون اون خانم راضی نبود. ولی الان من هیچ محبتی از طرف همسرم دریافت نمیکنم.

من حال روحیم خوب نیست. همش گریه و غصه. ما ازدواجمون فامیلی بوده. ایشون از همون اوایل بچگی تا وقتی که فهمیدم دوستم داشتن. خیلی زیاد وابستم بود.

همون رابطه عاشقانه. به همین خاطر خیلی اذیت میشم. الان مخبتی نمیبینم برام سنگینه. حتی گاهی مواقع به فکر خودکشی می افتم. ولی به خاطر دخترم نمیتونم. هیلی تلاش میکنم اخلاقیاتم رو درست کنم.

همسرم میگه اخلاقت بده. من میگم من ۳سابه افسردم و این به خاطر اینه که مادر شدم. الان دیگه از مادر شدن دوبارم میترسم. خواهش میکنم کمکم کنید. مشاوره ها گرونه و نمیتونم برم.

اگه وضعمون خوب بود شاید به اینجاها نمیکشید

پاسخ
اگر مشکل شما افسردگی بعد از زایمان باشد باید و باید دوست عزیز زیر نظر روانپزشک باشید به هر حال هر چقدر هزینه داشته باشد شما سه سال است افسرده هستید و بایددارو مصرف کنید و اگر نیاز بود زیر نظر روانشناس باشید و بهتره ار مراکز دولتی دانشگاهی استفاده کنید یعنی بیمارستان هایی که زیز نظر دانشگاه ها هستند و اموزشی هستند و با این شرایط باید دارو مصرف کنید .
به هر حال مشکلات افسردگی در زنان باعث کاهش تمایلات جنسی و عدم پاسخگویی نیاز ها در مر دان شده و مشکلاتی را ایجاد می کند که باید دقت داشته باشید .و این طور نیست که شما بنشینید تا مساله حل شود خوب شرایط گریه و ناراحتی شما برای هر مردی ممکنه خسته کننده شود هر چند ایشون عاشق شما بوده باشند و علاقه بسیاری باعث ازدواج شده باشد پس بهتر است در اسرع وقت مراجعه داشته باشید.
افسردگی پس از زایمان برای بسیاری از افراد پیش می اید به خصوص در شرایط سزارین که اگر این مساله باشد دوره درمان مشخص دارد و اگر هم افسردگی بنیادی تر و مربوط به گذشته باشد باز درمان پذیر است و جای نگرانی وچود ندارد انتظار نداشته باشید بدون ویزیت در حد چند جمله مشکل سه ساله شما حل شود .
مطمئن باشید وقتی شما شرایط شادابی و نشاط را بدست بیاورید همسر شما هم در رفتارها تجدید نظر خواهد کرد البته باید با ایشون مراجعه کنید چون نقش همراه و کمک کننده ایشون در بهبود و درمان بسیار حائز اهمیت است .امیدوارم ایشون هم متوجه شرایط باشند و بهبودی حاصل شود و زندگی مطلوبی را تجربه کنید

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
موفق باشید

فرزندم در اتاق ادرار می کند

سلام من یک بچه ۷ ساله دارم دور از چشم من در گوشه ای از اتاقش با اختیار خودش ادرار کرده میخواستم دلیلشو بدونم
با تشکر

علل بی اختیاری ادرار کودکان در روز

در حدود ۵ درصد علت بی اختیاری ادرار در روز نتیجه ی این است که مشکلی در دستگاه ادراری کودک وجود دارد مهمتر از همه وحود عفونت ادراری است.

اگر کودک در هنگام ادرار کردن دچار سوزش می شود و یا زود به زود ادرار می کند و حال ناگهان دچار بی اختیاری ادرار شده است باید به عفونت ادراری مشکوک شد و کودک را نزد پزشک متخصص برد.
بعضی از مادران دختر کوچک خود را در وان آب قرار می دهند و مواد کف کننده به آب اضافه می کنند مواد شیمیایی کف کننده ممکن است موجب تحریک مجرای ادرار و سبب بی اختیاری ادرار در روز گردد.

علل دیگر مانند انسداد مجاری ادرار و ناهنجاری های مادرزادی سبب بی اختیاری ادرار در روز می گردد.
در کشور ما که آلودگی انگل کرمک زیاد است ممکن است انگل کرمک از مقعد کودک به دستگاه تناسلی دختر برود و تحریک دستگاه تناسلی او سبب بی اختیاری ادرارش در روز گردد.

در چنین مواردی مادر باید دستگاه تناسلی کودک را کاملا مورد معاینه دقیق قرار دهد و یا او را نزد پزشک ببرد و از او کمک بگیرد . در صورت آلودگی دستگاه تناسلی به انگل کرمک انگل در دستگاه کودک دیده می شود.
کودکی که مبتلا به بی اختیاری ادرار در روز است احتیاج به آزمایش و عکس برداری دارد؟
پزشک معمولا باید از کودک مبتلا به بی اختیاری در روز معاینه کامل به عمل آورد. مخصوصا معاینه کامل از شکم ، دستگاه تناسلی و دستگاه عصبی او و چگونگی وضع دفع ادرار و جریان ادرار کودک را مشاهده و از نظر ناهنجاری های دستگاه ادراری بررسی خواهد کرد.
پزشک معمولا برای تشخیص امکان عفونت ادراری آزمایش کامل ادرار و در کودکان دختر کشت ادرار درخواست خواهد کرد.

در صورتی که پزشک به وجود ناهنجاری ادراری مشکوک گردید از دستگاه ادراری کودک عکس برداری و با متخصص دستگاه ادراری مشورت خواهد کرد.

شب ادراری کودکان

اگر پزشک شواهدی دالّ بر عیب عضوی دستگاه ادراری مشاهده نکرد علت بی اختیاری ادرار در روز کودک مربوط به مواردی که در زیر ذکر میشود خواهد بود و کودک احتیاج به عکس برداری ندارد.
بی اختیاری ادرار در نتیجه ی خندیدن شدید
بعضی از کودکان دختر از سن چهار سالگی تا هنگام بلوغ ممکن است هنگامی که از ته دل می خندند مقداری ادرار خود را بدون اختیار دفع کنند. چنین کودکانی از همه لحاظ طبیعی هستند و چنین وضعی در فامیل این کودکان وجود دارد. این نوع بی اختیاری ادرار اهمیت ندارد و معمولا در سن بلوغ از بین می رود.
بی اختیاری ادرار در نتیجه ی انقباض و اسپاسم مثانه
شایع ترین علت بی اختیاری ادرار در روز انقباض و اسپاسم مثانه می باشد.

کودک ناگهان دچار انقباض شدید مثانه می شود و در نتیجه احساس دفع ادرار میکند و شلوار خود را تر یا در شلوار خود ادرار می نماید.

چنین حالتی معمولا موقعی اتفاق می افتد که کودک با مادر خود در خارج از خانه مشغول خرید و یا به خانه ی دوستان خود رفته یا در راه مدسه به خانه است.
کودک برای جلوگیری از ادرار کردن دست خود را بر روی مجرای ادرارش فشار می دهد و یا روی مچ پای خود می نشیند. این حالت معمولا ارثی است و این کودکان اکثرا دچار شب ادراری نیز هستند و مثانه ی کوچک دارند. چون چنین واقعه ای برای کودک مزاحمت و ناراحتی به وجود می آورد اکثرا خودش درصدد جستجو و رهایی از آن است. باری بهبود چنین بی اختیاری در روز اقدامات زیر باید انجام گیرد.
الف- کودک را ترغیب نمایید که مایعات زیاد بنوشد : در صورتی که کودک مایعات زیاد بنوشد ادرارش زیاد خواهد شد و ورزش مثانه که در زیر به ذکر آن می پردازیم بهتر انجام می گیرد.
ب- موقعی که کودک احساس دفع ادرار کرد باید به فوریت به توالت برود : کودک را تشویق کنید که هروقت احساس دفع ادرار کرد به توالت برود ولی او را هرگز با فشار و تهدید به چنین کاری وادار نکنید.
ج- ادرار کردن و قطع کردن آن و دو مرتبه ادرار کردن : اسفنکتر مثانه ( یعنی دریچه ای که ادرار را نگه می دارد) در کودک مبتلا ضعیف است و باید با ورزش این اسفنکتر تقویت بشود. به کودک یاد دهید موقعی که احساس کرد ادرار دارد به توالت برود و موقعی که کاملا روی توالت نشست از شماره ی یک تا ده بشمارد و سپس نصف ادرار خود را رها کند و ادرارش را قطع نماید و باز از شماره ی یک تا ده بشمارد و سپس نصف دیگر ادرار خود را رها نماید. این تمرین ساده سبب میشود که کودک یاد بگیرد و بتواند انقباض و اسپاسم مثانه ی خود را کنترل کند و آن را از بین ببرد.
د- موقعی که کودک شلوار خود را تر نکرد به او جایزه دهید : موقعی که کودک شلوار خود را تر نکرد همه ی افراد خانواده باید با آفرین گفتن و دادن جایزه ی مورد علاقه اش او را تشویق کنند. این تشویق باید در هر موقعی که کودک به توالت می رود و ادرار خود را کاملا در توالت می ریزد به عمل آید. کودکی که چند روز یک مرتبه شلوارش را تر می کند برای روزهایی که شلوار خود را تر نکرده است باید جایزه ای بگیرد و مخصوصا رفتار عطوفت آمیز توأم با محبت پدر و مادر با کودک بسیار موثر می باشد.
بی اختیاری ادرار در روز ناشی از ترس
کودکان در سن دو تا شش سالگی اگر دچار ترس و وحشت شوند ادرار خود را رها میکنند. مثلا هنگامی که مادر کودک را روی تخت معاینه ی پزشک قرار می دهد بعضی از کودکان از ترس و وحشت دیدن پزشک ادرار خود را رها میکنند. این نوع رها کردن ادرار مهم نیست.
عوامل روانی دیگر مانند برخوردهای شدید و تند پدر و مادر با یکدیگر ممکن است سبب بی اختیاری ادرار کودک گردد و یا اگر خواهر و برادر کوچک کودک که تازه راه افتاده است به سراغ اسباب بازی ها و لوازم مورد علاقه ی او برود کودک ممکن است از ناراحتی ادرار خود را رها کندیا موقعی که پدر و مادر کودک را به کودکستان یا به دبستان می سپارند ولی او هنوز آشنا نشده است که اجازه بگیرد و به توالت برود ترس و وحشت سبب دفع ادرار او می گردد. یا اگر معلم محدودیتی در اجازه دادن به کودک به وجود آورد سبب دفع ادرار کودک می گردد.
درمان : با این کودکان باید با رأفت و عطوفت رفتار کرد. هر مسأله ای که موجب ترس و وحشت کودک گردد از آن باید خودداری کرد و برای او توضیح داد تا ترس و وحشت او از بین برود. در مهد کودک یا کودکستان یا دبستان باید محدودیتی برای رفتن به توالت وجود نداشته باشد. این کودکان در خلال دو تا سه هفته بهبود می یابند.

در فرایند رشد کودک، در حدود ۱۸ ماهگی کودک نیاز به دفع ادرار را با کلماتی مانند «جیش» خبر می دهد.

در دو سالگی وقتی خودرا خیس کرد به والدین یا اطرافیان خبر می دهد و در حدود ۲/۵ سالگی می تواند نیاز خود را به تخلیه مثانه به پدر و مادر خبر بدهد، با این حال، هنوز قادر نیست دفع آن را عقب بیندازد.

در سه سالگی است که با وجود رخ دادن “اتفاقات” فراوان بخصوص هنگام بازی خود را به دستشویی می رساند و می تواند دفع ادرار را به تعویق بیندازد.

در چهار پنج سالگی کودک می تواند به دنبال جایی مناسب برای دفع ادرار برآید و در مقابل خواست اطرافیان به دفع ارادی ادرار قبل از خواب و مهمانی بدون آنکه حالت لبریزی پدید آید، اقدام نماید.

افرادی هستند که علی رغم رسیدن به سن ۵ سالگی هنوز دفع ادرار خود را بدون وجود دلایل زیستی و طبی کنترل نمی کنند.

این وضعیت ، جزء اختلالهایی است که از دیرباز شناخته شده است و در برگیرنده افرادی است که به صورت پیاپی عمدی یا غیر عمدی، ادرار خود را در رختخواب یا شلوار خود دفع می کنند.

خصوصیات بالینی

کودکانی که به سن زمانی یا عقلی پنج سالگی می رسند باید توانایی نگهداری و کنترل ادرار خود را کسب کنند. حال اگر با رسیدن به سن پنج سالگی بدون هیچ دلیل جسمی یا مصرف برخی از داروها، بازتاب کنترل ادرار صورت نگیرد، مثلا، دفع به صورت غیر ارادی صورت گیرد یا فرد ترجیح دهد که به جای رفتن به دستشویی، ادرار خود را در شلوار یا رختخواب دفع کند، فرد، مبتلا به اختلال بی اختیاری ادرار خواهد بود.

روانشناسان این اختلال را در سه نوع، شبانه، روزانه و شبانه روزی مورد دقت قرار داده اند.

در اختلال کنترل ادرار روزانه ، خیس کردن فقط در ساعات بیداری و در نوع شبانه، خیس کردن هنگام خواب صورت می گیرد و در نوع شبانه روزی، فرد مبتلا ترکیبی از دو وضعیت را نشان می دهد.

با توجه به پیامدهای اجتماعی و عاطفی بی اختیاری ادرار، میتوان گفت کودک مبتلا به این اختلال، بخصوص زمانی که بزرگتر می شود، احتمالا با همسالان و سایر اعضای خانواده خود مشکلاتی خواهد داشت و جای شگفتی نخواهد بود که خودپنداره اش نیز صدمه ببیند.

ملاک های تشخیصی بی اختیاری ادرار به شرح زیر می باشد:

الف. دفع مکرر ادرار در لباس یا رختخواب ( عمدب یا غیر عمدی)
ب. با وقوع دوبار در هفته به مدت سه ماه پیاپی و ظهور پریشانی مشخص بالینی یا تخریب کارکرد اجتماعی تحصیلی یا سایر زمینه های مهم حایز اهمیت بالینی است.
ج. حداقل سن تقویمی پنج سال
د. رفتار ناشی از تأثیر فیزیولوژیایی یک ماده ( همانند ادرارآورها) یا مشکلات پزشکی عمومی (همانند بیماری قند، اختلال تشنجی یا عفونت نخاعی) نباشد.
شیوع
اکثریت کودکان سه تا چهار ساله توانایی کنترل ادرار در روز را پیدا می کنند و در همین سالها بیش از ۵۰ درصد آنها توانایی کنترل ادرار هنگام شب را دارند. بدین ترتیب، کنترل ادرار در شب دیرتر ایجاد می شود. شیوع این اختلال در پنج سالگی برای پسرها ۷ درصد و برای دخترها ۳ درصد است. شیوع بی اختیاری ادرار را در ده سالگی برای پسرها ۳ درصد و برای دخترها ۲ درصد و در هجده سالگی برای پسرها ۱ درصد و کمتر از آن برای دخترها گزارش شده است.

سبب شناسی

عوامل مختلفی را در پدیدایی این اختلال موثر دانسته اند؛ مثلا، از آنجایی که حدود هفتاد درصد کودکان مبتلا به بی اختیاری ادرار سابقه مثبت خانوادگی دارن، احتمال وجود یک جزء ژنتیک در کسب کنترل ادرار قابل طرح است. به غیر از این مورد ظرفیت پایه مثانه، رسیدن به موفقیت را در این کودکان دشوار می سازد.

بررسی های مختلف عوامل ارثی و محیطی نظیر شخصیت مادران، مهم انگاری ادرار کردن کودک، تر و خشک کردن بیش از حد او پس از خیس کردن توسط والدین، رخدادهای فشارآور زندگی، پرجمعیت بودن خانواده، محرومیت های اجتماعی، و توجه طلبی کودک را در سبب شناسی این اختلال حایز اهمیت می دانند.

درمان

امروزه هیچ روشی به اندازه روش رفتاری در آموزش کودک برای نگهداشتن ادرار خود موثر نبوده است و علی رغم ایراد هایی که به این نوع از درمان گرفته شده، اکثر اطلاعات بیانگر آن است که این درمان نه تنها اثرات جانبی ندارد، نتایج مثبت فراوانی در زمینه تصویر کودک از خود و ارزیابیهای دیگران می گذارد.

قیل از هر اقدام درمانی رد بنیادهای بدنی این اختلال از طریق شرح حال، معاینه و کسب نظر متخصص مجاری ادرار و همچنین فهم نگرش کودک نسبت به مسأله، انگیزش و آگاهی او از این موضوع لازم و اساسی است. درمان رفتاری بی اختیاری ادرار با شیوه های متنوعی همانند استفاده از وسایل هشداردهنده، آموزش کنترل و نگهداری ادرار، تغییر محرکها و پیامدهای عمل و همانند آنها انجام می پذیرد.
استفاده از وسایل هشداردهنده روشی موثر در بی اختیاری ادرار است که موفقیت در آن مستلزم حوصله، همکاری و پشتکار است.

در این روش با دفع ادرار توسط کودک جریانی الکتریکی برقرار شده و زنگ یا نوایی هشداردهنده به کار می افتد.در حال حاضر وسایل هشداردهنده بسیار جمع و جور و حساسی ساخته شده است که صفحات حساس و لایه جذاب بین آنها زیر لباس زیر،یا لباس خواب وصل می شود.

وقتی ادرار کودک زنگ را به صدا درآورد، کودک باید از رختخواب بیرون آمده به دستشویی برود، لباس زیر خود را عوض کند، صفحه حساس را به لباس خود وصل کند، در صورت خیس شدن ملافه، آن را عوض کرده و بخوابد. اجرای موفقیت آمیز این شیوه، معمولا ظرف یک ماه منجر به بهبودی می شود.
در روش آموزش تداوم کنترل ادرار با این فرض که ظرفیت مثانه کودک مبتلا کوچکتر از کودکان دیگر است، از کودک خواسته می شود در طی روز به تدریج فاصله های تخلیه ادرار خود را طولانی تر کند و جایزه بگیرد تا این فاصله به ۳۰ دقیقه برسد.

این شیوه برای کودکانی که مثانه کوچک دارند و به ویژه در ترکیب با روش اول و آموزش قطع و وصل ادرار در دستشویی نتایج بهتری خواهد داشت.

همسرم در رابطه با وظایف زن و مرد مشکل دارد

یک سال ست ازدواج کرده ام و داراط حقوق ثابتی هستم و تقزیبا مجبور هستم در مخارج خانه و پرداخت قسط ها مشارکت کنم. پول مهم نیست ولی از این که برای من ایجاد وظیفه کنم می ترسم. از طرفی شوهرم میگوید زن وشوهر باید رفیق باشند و ایشان کلا با آن چه عرف جامعه است در رابطه با وظایف زن و مرد مشکل دارد و آن ها را باور های قدیمی می داند.این موضوع تارد باعث سردی روابطمان می شود

توقعات شوهر

دوست عزیز کسی نمیتونه برای روال زندگی شما تصمیم گیری کند.
پس این موارد رو باید در زندگی مشترک به توافق برسید.
اینکه طبق شرع و قانون نفقه کامل زن برعهده مرد میباشد شکی نیست.
ولی باید بدونید در زندگی امروزه نیاز هست تا در کنار هم زندگی ساخته شود
ولی کمک شما نباید باعث تنبلی و توقع ایشون شود.
پس در این مورد حدود رو مراعات کنید .
تا هم از احترام لازم برخوردار باشید و هم ایشون رو در زندگی اقتصادی کمک رسانده باشید.

دوستدعزیز بله بهترین راه رو انتخاب کردید همینکه به مشاوره مراجعه کنید راه حل بسیار مناسبی است .
دقت داشته باشید که اگر واقعا وقتی کمی فاصله می گیرید و منطقی تر فکر می کنید این تفاوت سنی برای شما مهم می شود و دقیقا در هنگام بودن در کنار هم این مساله اهمیتی ندارد این یعنی منطقی تر باید پیش بروید چون به هر حال رعایت احتیاط لازم است و بحث یک عمر زندگی است اگر از هیجانات فاصله بگیرید .
و بعد از مدتی مدام این اختلاف سنی ذهنی شما را درگیر کند اصلا مطلوب نخواهد بود .
بنابراین بهتره قبل از هر اقدام رسمی تر همه جوانب را در نظر بگیرید و اجازه تدهید فضای احساسی غالب شود به هر حال باید دید مسائلی که باعث شده شما دو نفر چند بار کات کنید چیست شاید همین ها د زندگی اینده مشکلات زیادی را ایجاد کند که باید دقت داشته باشید .
در هر حال امیدوارم موفق باشید

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
موفق باشید

بعد از ازدواج دیگه همسرم دوست ندارم

سلام مشاور عزیز،بیست و هشت سالمه،تازع عقد کردم،شوهرمو قبل و بعد از ازدواج خیلی دوست داشتم و دارم،برای رسیدن بهش بخاطر مشکلات مالیش،سختی کشیدم،اما خب سراخر رسیذیم،اما راسش وارد زندگی که شدم دیدم مشکل مالی عاش،بهاطر مدیریت اقتصادی خیلییی پایینشه،وارد چن تا کار شد بدون تجربه و تجربه خپب به دست اوردن و شکست خوردن.

با وضعی که پیش اورده فک نکنم به زودی ها بریم سرزندگی مون،خیلیی غصه دارم،دلت نمیاد خیلی بهش حرف بزنم چون تا بخوام گله کنم،حس میکنم اعتمادش،می افته،و همش دلش تاییدمو میخواد،دلم گزفته،خیلی،از ایتدم میترسم،از خجالت زده شدن جلوی دیگران،از دانش کمش.چی بکنم،چی بکنم وقتی حرف میزنم این مسائل روابطمونو خذشه دار نکنه،خیلی تاییدمو میخواد،چون تا الات ایتطوری یود،و الان حسمم یه جوریه،خیلی دوسش دارم اما به شدت غصه دار

سرد شدن به زندگی مشترک

دوست عزیز همیشه این اتفاق میفته و افراد بعد از ازدواج متوجه واقعیت زندگی مشترک خواهند شد .
به هر حال این انتخاب شما بوده و هر دوی شما باید برای ایجاد یک کار مناسب تلاش کنید .
از کارهای خانگی برای خودتون  استفاده کنید .
و براساس علاقه از همین امروز آموزش کار و حرفه ای رو شروع کنید .
تا هم لذت این دوران حفظ شود و هم به آینده امیدوار باشید .

راه های بهبود زندگی زناشویی

برای اینکه زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، لازم نیست که بیخودی به دنبال راه های معجزه آسا باشیم.

ضمن اینکه باید بدانید که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، هیچ ارتباطی به رویاپردازی و ایده آل نگری نداشته و در عین حال چیزی نیست که بدون هیچگونه تلاش و اراده ای، تحقق بپذیرد.

پس لازم است بدانید که اگر واقعا قصد بهبود شرایط زندگی زناشویی خودتان را دارید، یکی از بهترین اقداماتی که می توانید انجام بدهید، شناسایی عوامل مخرب در زندگی است که ما در این مطلب از آن ها با نام دشمن زندگی زناشویی یاد می کنیم و قصد داریم تا ۹ مورد از آن ها را در ادامه ی مطلب بیاوریم.

البته هر کدام از شما ممکن است به فراخور شرایط زندگی خودش، بخواهد به این موارد، مورد دیگری نیز بیفزاید.

تلویزیون

تلویزیون قاتل عشق است.

در این مورد هیچ شکی نداشته باشید!

حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن کنید.

هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی‌گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن‌قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده‌اید که وقتی به رختخواب می‌روید‌، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید.

تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید!

برای آنکه در این کار زیاد سخت‌گیری نکرده باشید‌، می‌توانید موافقت کنید که در هفته‌، بعضی از شب ها تلویزیون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلوزیون در رابطه ی میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد.

خانه‌ نشینی

ممکن است به خاطر تلویزیون و یا بنا به دلایلی، دیگر بیرون نروید!

البته حتما لازم نیست که رستوران های آنچنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشته باشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید.

حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کرده اید را به پارک ببرید و یا اینکه اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید.

فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید.

اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید.

فراموش نکنید که صله ی رحم را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید.

مبادا طوری رفتار کنید که ببینید دیگر از گردش‌های دونفره و شب‌نشینی‌های رمانتیک خبری نیست!

باید دوباره آن حال و هوا را به‌دست‌آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید!

حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده‌اید، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلوزیون جدید شما باشد!

ساعات اضافی

دیگر دیر از سر کار به خانه برنگردید!

نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و عصبانیت‌تان را با خود به خانه می‌آورید‌ که حقیقتا هیچ کار خوشایندی برای فرزندان وهمسرتان نیست!

تنها کافی‌است که کار، تمام زندگیتان را به‌خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می‌شود که از آن در خانه حرف می‌زنید. بس کنید! سعی کنید به حد کافی زود به خانه برگردید تا قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی که طبق همان اصل اول، در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید!

و خصوصا برای آنکه توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید، هر ازگاهی کار را از یاد ببرید. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هر گاه به خانه بر می گردید، همانطور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آن ها را درون جوراب هایتان بریزید.

رسیدگی به وضع ظاهر

فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترکتان می‌گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی‌خیال شوید!

چرا که در روایات اسلامی هم نسبت به این که هر کدام از زن و شوهر خودش را برای همسرش آراسته کند، تاکیدات و سفارشات بسیار فراوانی وجود دارد.

پس بهتر است که دست از شوریدگی و نا‌مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت‌و‌پاش‌کردن در خانه خودداری کنید و به‌خودتان برسید!

همسرتان مطمئنا شما را همانگونه که هستید دوست دارد، با این‌حال چرا سعی نمی‌کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟

به این ترتیب به او نشان می‌دهید که حضور او و تاثیری که بر او می‌گذارید برایتان مهم است!

 بی‌توجهی

یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها‌، بی‌توجهی است.

در اینجا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارد.

زمانی‌که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید؛ به‌خصوص زمانی ‌که او را شیک و زیبا می‌بینید و یا وقتی‌ که او با تعریف‌های بجا و مناسبش شما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، از او تعریف کنید.

زیرا تعریف و تمجید‌ها همیشه خوشایند هستند‌، اما تنها زمانی‌که درست و بجا به‌کار برده شوند.

حسادت مفرط

دست از پاییدن و سین‌جین کردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترک براساس اعتمادی دو جانبه بنا می‌شود. شک و بدگمانی‌های بیش از حد شما‌، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می‌دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنید.

 خانواده همسر

نه، مطمئنا تمام خانواده‌های همسر آنگونه که در فیلم‌ها به‌صورت منفی نشان داده می‌شوند، نیستند.

پس سعی کنید که از تلقین منقی به ذهنتان کاملا دوری کنید و این باور را در خودتان تقویت کنید که تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می‌تواند گرم و صمیمانه باشد.

اما نکته مهم آن است که بدانید زمانی‌که این تفاهم به حد کافی وجود دارد‌، چیزی را به همسرتان تحمیل نکنید. چنانچه احساس می‌کنید که همسرتان از رفت‌وآمد‌های آخر هفته کم‌کم خسته می‌شود به او اصرار نکنید آخر هر هفته برای ناهار با خانواده شما باشد و البته این قاعده در مورد میهمانی‌های همکاران و دوستان قدیمی نیز صدق می‌کند.

نبود برنامه

تشکیل خانواده به معنای گذراندن زندگی بدون در نظر‌گرفتن آینده نیست.

شما باید به اتفاق هم آینده‌تان را بسازید. از برنامه‌های کوتاه‌ مدت (مکانی که تعطیلات را در آنجا می‌گذرانید، خرید اتومبیل و…) گرفته تا برنامه‌های بزرگ‌تر (بچه‌دار شدن، عازم شهر دیگری شدن و…) بی‌درنگ در مورد آینده‌تان و اینکه چگونه با آن روبه‌رو می‌شوید فکر کنید. این عمل روابط شما را منسجم‌تر و شور و شوق پیش‌روی در زندگی را در شما شعله ور می‌کند!

سکوت

مطئنا عدم‌گفت‌وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی‌توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در بالا از آنها نام برده‌ایم.

با این‌حال، معمولا گفت‌وگو میان زن و مرد صورت می‌گیرد، اما هیچ‌یک از طرفین به حرف‌های یکدیگر گوش نمی‌دهند…

در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف طرف مقابل‌تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی‌درنگ از یک روان‌درمانگر کمک بگیرید.

البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آن ها را نگویند، بسیار برای آن ها بهتر است.

پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
موفق باشید

منبع: com.مرکزمشاوره


صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

مقالات مرتبط

790 نظرات

  • گلی , فروردین ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۵:۳۵ بعد از ظهر

    سلام و خسته نباشیدمن ۸ ساله ازدواج کردم و زندگی خرای خوبی داشتم ی فرزند هم دارم ولی الان نبود شش ماهه شوهرم ب من زندگی سرد شده و شب ها دیر میاد و کلا اخلاقش عوض ب نظر شما کسی تو زندگیش هست و یا من باید چجوری بفهمم و آیا پنهانی دونبالش برم کاره درستیه نتیجه میده؟؟

    • مشاور , فروردین ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۸:۳۷ بعد از ظهر

      با سلام
      قبل از اینکه دنبال پیگیری ایشون باشید .و بخواهید متوجه باشید که خیانتی اتفاق افتاده یا خیر بهتره در رفتار خودتون و زندگیتون کمی دقیق شوید که چند وقت پیش چه اتفاقاتی افتاده مثل مشکلات اقتصادی مشکلات رابطه ای و یا هر چیز دیگری جون ۸ سال زندگی موفق داشتید این نکته خیلی حائز اهمیت است که قبل از اینکه به دنبال تغییر رفتار های طرف مقابل در او جستجو داشته باشیم به خودمان نگاه کنیم و البته که قطعا ایشون برای تغییر رفتارش دلیل داشته باشه ولی بهتره فعلا با دید خوشبینانه پیش برید تا بخواهید ایشون رو تعقیب کنید و مشکل ساز شود بهتره از خودشون بپرسید
      و ابتدا با گفت و گو مساله رو پیگیر شوید و بعد هم توصیه می کنم حضوری مراجعه داشته باشید تا مسائل ور ورابط دیگر بررسی شود فعلا نگران نباشید و بهتره دلیل رو از خودشون بخواهید
      امیدوارم مساله خاصی نباشد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • زر , فروردین ۳۱, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۲۳ قبل از ظهر

    با سلام
    حدود سه ماه پیش خواستگاری داشت که البته به علت بددلی و شکاکیت ایشان به هم خورد. الان بعد از سه ماه هنوز نمی تونم از فکرش در بیام. همش فکر می کنم دوباره بر می گرده چون من مایل به ادامه بودم و ایشون تمام کردند. چه کار کنم از فکرش دربیام. همش منتظرش هستم.
    البته اینم بگم که در این سه ماه من هیچ پیامی برای ایشان ندادم اما ایشون پیام تبریک عید به من دادند که من جوابی ندادم. چون اگه واقعا قصد برگشتن داره باید صریح و رک و راست اعلام بکنه.
    من باید چیکار کنم

    • مشاور , اردیبهشت ۱, ۱۳۹۶ @ ۹:۴۲ قبل از ظهر

      با سلام در این رابطه اگر فکر می کنید که دیگه جریان تموم شده و امکان برگشتی وجود نداره باید حضوری مراجعه کنید چون درگیری فکری نسبت به ایشون بعدا مشکل ساز نیشه و در تصمیم گیری های ایندتون تاثیر می گذاره .اینکه افراد دیگر با این فرد مقایسه شوند ازاردهنده خواهد بود .منتهی باید کاملا منطقی این قضیه حل شود نه فراموش تا بتونید با ذهن بازتری نسبت به فرد جدید اقدام کنید و بهتره حضوری صحبت کنید و راهکارها ارائه شود چون قطعا سولات متعددی در ذهن روانشناس خواهد بود که برای شناخت بیشتر و کمک به شما باید پاسخ دهید امیدوارم مشکل بر طرف شود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • باران , اردیبهشت ۱, ۱۳۹۶ @ ۳:۱۱ بعد از ظهر

    سلام لطفا یه مشاور خوب برای کودکان به من معرفی کنین که هزینش هم بالا نباشه از دست کارای دختر ۵سالم به ستوه اومدم

    • راهنما , اردیبهشت ۱, ۱۳۹۶ @ ۵:۰۱ بعد از ظهر

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      چند نکته در رفتار با کودکان ۵ ساله

      ۱.کودکتان آینه شماست هر رفتاری که انجام دهید او با الگو گیری از شما همان عمل را تکرار خواهد کرد پس اگر می خواهید کودکتان صدایش رابلند نکند خودتان نیز در عمل صدایتان را در حد معقول نگه دارید.

      ۲٫احساس دست داده از رفتار او به خودتان را صادقانه به او نشان بدهید مثلا اگر با کاری ناراحتتان کرد این ناراحتی را پنهان نکنید بلکه به او نشان دهید که ناراحت شده اید.

      ۳٫فرزندتان را تشویق کنید،برای مثال اگر فرزند شما تکالیف خود را که قبلا به موقع انجام نمی داد اکنون درست و به موقع انجام داده به او بگوئید من از داشتن فرزندی مثل تو که تکالیفش را به وقت انجام میدهد افتخار می کنم.

      ۴٫به آسانی جلوی کودکتان زانو زده و مقابل او بنشینید بگذارید به واسطه حرفهایتان توجه او به شما جلب شود نه اینکه به زور او را وادار به این امر کنید.این عمل یکی از مثبت ترین راههای ارتباطی با کودک است.

      ۵٫به سخنان او گوش دهید ،نقش یک شنونده خوب را برایش ایفا کنید با گفتن کلماتی همچون من درکت می کنم به او آرامش را هدیه بدهید.

      ۶٫به قولی که به کودکتان می دهید بیش از هر قولی پایبند باشید،چون باعث شده او به شما اطمینان کند و با شما راحتتر کنار بیاید.برای مثال اگر قول داده اید بعد از تمیز کردن اطاقش او را به پارک ببرید سر قولتان باشید و این کارا انجام دهید.

      ۷٫وسایل با ارزشی که کودکتان برای بازی به آنها توجه دارد برای آنکه به آنها صدمه ای نرسد از دسترس او دور کنید در این صورت هم خودتان در آرامشید و هم او خرابکاری نمی کند.

      ۸٫حد و مرزی برای روابطتان با فرزند خود قائل شوید مثلا در هر کار شخصی او دخالت نکنید. دستورالعملها ،درخواستها و پاسخهای منفی را تا حد امکان کم کنید تا او دچار ناهنجاری فکری و ذهنی نشود.

      ۹٫به او بفهمانید که با داد و فریاد کاری از پیش نمی برد اگر شما به داد و فریاد او برای در خواست چیزی توجه کنید او تصور می کند که به این شیوه به آنچه می خواهد می رسد پس تمام خواست های نا معقول خود را اینگونه بیان می کند.

      ۱۰٫خواسته هایتان را راحت و صریح و با ملایمت به گونه ای مثبت با او در میان بگذارید مطمئن باشید حتما انجام خواهد داد برای مثال به جای گفتن در را باز نگذار به او بگوئید عزیزم لطفا در را ببند!

      ۱۱٫بگذارید مسئولیت کارهایش را خود به گردن بگیرد،به این ترتیب به او کمک کرده اید تا در مقابل بر خورد با مشکلات خود تصمیم بهتری بگیرد و در قبال کاری که انجام می دهد مسئولیت پذیر باشد.

      ۱۲٫زیاد انتقاد نکنید چون نتیجه ای جزخستگی خود را به دست نمی آورید .خواسته های خود را در قالب یک بازی ساده به او بگوئید تا او نیز حین انجام بازی به خواسته شما عمل کند.

      ۱۳٫به او ارزش دهید و به او نشان دهید که او نیز برای شما اهمیت دارد.او را در کارهائی که از پس آنها برمی آید سهیم کنید به این صورت هم اعتماد به نفس او را به کار انداخته اید هم به شما کمک کرده و هم مسئولیت پذیری در او پرورش می یابد.

      ۱۴٫موقعیت را فراهم کنید تا او خود از حقوقش دفاع کند چون شما همیشه کنار او نیستید که حق او را بگیرید او باید خود قادر به این کار باشد.

      ۱۵٫لبخند را به چهره فرزندتان هدیه دهید با او شوخی کنید با او بازی کنید و در بازی باعث خنده وی شوید.با یک شوخی ساده می توانید خنده را برای او به ارمغان بیاورید.

  • صادقي , اردیبهشت ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۳۰ قبل از ظهر

    باسلام خدمت شما عزیزان من پسرم دو سال و هشت ماهشه و برای خوابیدن شبها خیلی مقاومت میکنه و زودتر از ساعت دو شب و بعضا تا ساعت سه و نیم چهار صبح بیداره لطفا راهنمایی کنید وزن و قدش عالیه و وقتی هم بخوابه حداقل هشت ساعت میخوابه

    • مشاور , اردیبهشت ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۵:۴۳ بعد از ظهر

      با سلام
      در این سن این خواب ۸ ساعته مفید و مناسب هست منتهی دلیل اینکه شب ها دچار بی خوابی می شود .و نمی خوابد ممکنه به خاطر دسترسی به ابزارهای بازی مثل تبلت کامپیوتر موبایل و یا علاقه به دیدن فیلم یا کارتون خاصی است که برای کودک شما جنبه عادت پیدا کرده است ولی بهتر است .باید دلیل مشخص شود .و باید به روانشناس کودک مراجعه کنید

      امیدوارم با مراجعه به هنگام این مساله مرتفع شود چون خواب شب بسیار تامین کننده است و برای بدن ضرور ی است مخصوصا در جریان رشد و این سن کودک شما ضروری است .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳

  • امیر حسین , اردیبهشت ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۹:۱۶ بعد از ظهر

    سلام
    پدر و مادر من با هم خوبن و مشکلی ندارن ولی هر چند وقت یک بار با هم سر موضوع های مختلف دعوا های وحشتناکی میکنن که به طلاق نزدیک میشه و بعد دوباره خوب میشن
    من از این موضوع خسته شدم و به خصوص ک دارم برای کنکور میخونم و از پاشیدن زندگیمون هم میترسم باید چیکار کنم؟

    • مشاور , اردیبهشت ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۰۴ بعد از ظهر

      با سلام
      دوست عزیز اونها باید خودشون بخوان برای حل مشکل اقدام کنند و بخواهند که مشکلشون مرتفع شود
      اینکه شما در دوران حساسی هستید و حق دارید و شرایط برای شما قابل درک است ولی اگر واقعا حرف نشوی دارند اونها رو ارجاع بدید به روانشناس و بگید زودتر اقدام کنند حداقل به خاطر امسال که سال حساسی برای شماست .اگر هم فردی در خانواده هست که از نظر اونها فرد مقبولی باشه خب ایشون اقدام کنند و بخواهند که پدر و مادر شما مراجعه داشته باشند .چون به هر حال ریشه مشکلات باید بررسی شود و نمیشه خودشون به رفع مشکلشون به تنهایی بپردازند که حقیقتا اگر امکانش بود تا کنون مسائل حل شده بود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵

  • یلدا , اردیبهشت ۱۳, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۵۲ قبل از ظهر

    سلام دختری ۲۹ ساله هستم فوقه لیسانس دارم.خواستگارای زیادی داشتم که به خاطره سخت گیریام ردشون کردم الان تعدا خواستگارام خیلی کم شده.الان یه اقایی اومدن که تحصیلاتش اول دبیرستان هست و نجار هستن.تحقیق ک کردیم در موردش خوب گفتن. نمیدونم باید چیکار کنم واقعا سر در گم شدم از یه طرف میدونم که تحصیلات برام خیلی مهمه و سخته برام کنار اومدن با قضیه از یه طرف اصراره خانواده و اینکه دست از سخت گیریام بر دارمو همینو قبول کنم نمیدونم چیکار کنم ممنون میشم اگه راهنماییم کنید حاله روحیم واقعا بده

    • مشاور , اردیبهشت ۱۳, ۱۳۹۶ @ ۳:۲۲ بعد از ظهر

      با سلام
      دوست عزیز اینکه به خاطر فرار از شرایطی بخواهید ازدواج کنید خب اشتباه است و اینکه ملک هاتون رو اصلی و فرعی کنید اگر ایشون ملاک های اصلی رو دارند خوب باهاشون صحبت کنید و چند جلسه داشته باشید ولی اگر ایشون ملاک های شما رو ندارند و شما دارید صرفا براساس این مساله که دیگران چه می گویند تصمیم می گیرید که کاملا اشتباه است وقطعا تحصیلات برای فردی عق ل و شعور و اخلاق به بار نمی اورد که اگر کسی نداشت از این دایره مستثنی باشد ولی بین افراد تحصیل کرده و …تفاوت هایی وجود دارد که باید به انها توجه کنید .اینکه ایشون بتوانند ملاک ها رو براورده کنند و نظر شما نسبت به ایشون مساعد باشد یک مساله استن و اینکه هیچ درک مشترکی وجود نداشته باشد و صرفا برای بعضی از مسائل تن به این ازدواج بدهید مساله دیگری است بهتره به روانشناس به صورت حضوری مراجعه کنید و امیدوار سردرگمی زودتر مرتفع شود و تصمیم مناسبی گرفته شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • Pary , اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۹:۴۷ بعد از ظهر

    با سلام. دختری ۲۲ ساله هستم که مدت سه ماه عقد کردم.از رفتارهای خوانوادم به تنگ اومدم.همش بهم میگن چرا هر روز همو می‌بینیم.چرا میری خونه اونا.هیچ حقی بهم نمی‌دن. من به عنوان همسر اون افت حق دارم هر وقت دلم بخواد ببینمش؟میخوام برم سر کار که بتونم جهازمو بخرم زودتر برم سر زندگیم.بهم میگن حقوقتو بده به ما برات برنامه ریزی میکنیم جهاز می‌خریم یا قسطامونو باش می‌دیم.می‌دونم ک باید کمک حالشونم باشم ولی خو زندگی خودمم در اولویت.بخدا رفتاراشون خستم کرده

    • مشاور , اردیبهشت ۳۱, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۴۷ قبل از ظهر

      باسلام اگر زندگی خودتون در اولویته بهتره صریح و رک مطرح کنید که فعلا اولویت خرید جهزیه و اقدام برای ازدواج است و البته در غالب مودبانه و با حفظ احترام .در مورد ارتباط با همسرتون ببینید خانواده صلاح شما رو قطعا می خواهند و شاید استدلالشون اینه قبل عروسی رفت و امد زیاد ممکنه اون شانیت و جایگاهیکه به عنوان عروس خانواده ای دارید روخدشه دار کند .اگر می خواهیم دیگران احترام بگذارند له ما خودمون باید تلاش کنیم احتراممون حفظ شود.لطفا بد برداشت نکنید و از این منظر به مساله نگاه کنید و در مورد حقوق شما و برنانه ریزی توجیه کنید که خرید جهزیه برای برداشتن باری از دوش خانواده است .و نمی خواهید انها به زحمت بیفتند .ببینید کلمات ما معجزه می کنند هر چیزی را می توان به نحو درست یا غلط بیان کرد و موجی پذیرش یا سو برداشت شد .امیدوارم منظورم را متوجه شده باشید .موفق باشید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • raha , اردیبهشت ۳۱, ۱۳۹۶ @ ۳:۴۳ بعد از ظهر

    باسلام
    من حدود۱/۵ ساله با ی پسری دوست هستم جدمون از اول ازدواج بود ولی الان به مرور زمان هم توقعاتش خیلی رفته بآلا و انتظاراتی دآره که شخصیت من قبول نمیکنه هم اینکه خیلی دآره ازم سرد میشه هرروز دعوا راه میندازه و من خیلی هنوز دوسش دارم نمیدونم چیکار کنم با وجود تمام مشکلاتی که دآره من دوسش دارم ولی خودش نه تنها نسبت به من به زندگی هم سرد شده دوست نداره خانواده اشو دآره جدا زندگی میکنه خودشو غرق کار کرده و…. باهاش که صحبت میکنم میگه کی دیگه اازدواج میکنه همه با دوست دختراشون کمبودی احساس نمیکنن نیازاشون برآورده میشه من دنبال یکی ام ک نخوام باش برم زیر سقف نیازام برطرف بشه و از این قبیل حرفا ولی میبینم خودش دآره اذیت میشه خودش بیشتر آسیب میبینه من واقعا دوست دارم بهش کمک کنم که به زندگی امیدوارش کنم نه اینکه خودمو تحمیل کنم که هنوز ادامه بدیم نه فقط دوست دارم کمکش کنم خوش باشه حتی اگه من نباشم تو زندگیش چیکار کنم؟

    • مشاور , اردیبهشت ۳۱, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۲۷ بعد از ظهر

      با سلام
      شما با ایشون دوست هستید .ایشون داره حرفش رو رک و صریح میزنه و تصمیمی برای ازدواج نداره شما نگران آسیب دیدن ایشون هستید ؟؟؟؟؟؟؟رفتار شما در قبلا ایون کاملا احساسیه و تحت تاثیر علاقه شدید .ایشون رو به زندگی امیدوار کنید ؟چی می خواهید اینکه چون علاقه مند هستید با ایشون ازدواج کنید بعد فکر می کنید همه چیز درست شده .و یعنی چی که به زندگی امیدوارش کنید ایشون داره زندگیش رو می کنه برای خودش منطق داره اگر ازدواج نمی کنه و صریح داره بیان می کنه .و شای همین الانم خوش هست شما خودتون باید حضوری مراجعه کنید .صحبت هایی است که باید حضوری گفته شود ضمن اینکه اگر با ایشون رابطه داشتید یک دلیل بزرگ برای این سرد شدن و مسائل دیگر و افزایش انتظارات ایشون است .
      اینکه ایشون پایبندی به خانواده نداره خب به شما هم نخواهد داشت و شاید کلا ایدئولوزی این ادم اینه که دوست نداره به شخصی متعهد بشه و مسئولیت قبول کنه که خودش جای بررسی داره منتهی برای اینکه شما بیش از این درگیر ایشون نباشید و فرصت های اینده رو از دست ندهید مراجعه کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • شراره , خرداد ۱۷, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۵ قبل از ظهر

    سلام دختر ی ۳۸ ساله هستمتاحالا ازدواج نکردم الان یک خواستگاری دارم که ۶ ماه از همسرش جدا شده خودش میگد خیانت کرده ولی اخلاق و رفتاری پسر بدی نبوده در این چند جلسه که دیدمشونو دو فرزند پسر دارد و من ترس از برگشت همسر دوباره دارم واصلا فکر میکنم با داشته دو بچه نمی تونم کنار بیام هزانت بجه ها با مادرشون بنظر شما مشکل به وجود میاد ازدواج با ایشان

    • مشاور , خرداد ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۰۳ قبل از ظهر

      با سلام
      اگر نمی توانید پذیرشی نسبت به فرزندان ایشون داشته باشید باید از حضانت مطمئن شوید و اینکه تا چه با پدرشون در اینده ارتباط خواهند داشت و ان حد ارتباط و رفت و امد تا چه حد براش ما قابل پذیرش است چون ممکنه بعدا خودتون صاحب فرزندی باشید با ید این مسائل را مشخص کنید در مورد دلهره برا ی برگشت همسر خب ملاک حرف خود اون اقاست اگر همسرش جدایی رو قبلو نکرده و مایله به زندگی برگرده خب ممکنه این به عنوان احتمال مطرح شود مهم پذیرش اون اقا نسبت به همسرش است و اینکه چقدر می توانند انتظارات و توقعات شما را براورده کنند چقدر صادق هستند اصولا هر فردی طلاق می گیرد طرف مقابل را متهم می کند که همیشه درست نیست بهتره برای رفع نگرانی ها اگر امکان دارد از رطیقی از همسر ایشون و شرایطش و دلیل طلاق از زبان خودش مطلع شوید و حتی در مورد قصد بازگشت این ها موارد مهمی هستند که قطعا در تصمیم گیری شما موثر خواهند بود .امیدوارم تصمیم درستی بگیریدو موفق باشید

  • rezi , خرداد ۲۵, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۰۵ قبل از ظهر

    سلام دوستان یک روانشناس خوب برای مشکلات افسردگی و خلقی میخاستم راهنماییم کنید
    ترجیحا آقا باشد
    و نوبت هاشون طولانی نباشه من ساکن اصفهان هستم
    ممنون میشم راهنماییم کنید.

    • مشاور , خرداد ۲۶, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۴ بعد از ظهر

      با سلام
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  • Eli , خرداد ۲۶, ۱۳۹۶ @ ۱:۵۹ قبل از ظهر

    سلام وقت بخیر.. چند سوال داشتم اگه امکانش هست منو راهنمایی کنید.. اولین مسئله ایی که گاهی اوقات اذیتم میکنه بیدار موندن شب تا صبح همسرم هست.همسر من شبا اصلا نمیخوابه و تا صبح بیداره پلی بازی میکنه.. و منم وابستگی شدیدی بهش دارم زمانیکه اون نیاد پیشم بخوابه اصلا خوابم نمیبره وقتی بهش این موضوع رو میگم و گاهی اوقات با تاخیر نیم ساعت ۱ ساعت میاد و گاهی اوقات اصلا توجه نمیکنه و میگه تو برو اگه من خواستم میام که اومدنش صبح ساعت ۸ یا ۸ یا ۹ شده و خیلی بابت این موضوع حرص میخورم و اذیت میشم شبایی شده که رفتم بخوابم اما اصلا خوابم نبرده و تا خود صبح تو رختخواب ببدار بودم و حرص میخوردم. و همین موضوع باعث شده من بیشتر اوقات ما به پاش تا صبح بیدار باشم و همش احساس ترس دارم که بخوابم.. خیلی سر این موضوعات بحثمون شده.و بابتش اذیت شدم. چیکار کنم که شب به موقع بخوابیم اینجوری سیستم زندگیمون کلا ریخته بهم. مسئله دومی که میخواستم باهاتون در میون بذارم من نسبت به همسرم خیلی حساسم و زمانیکه با همسرم وارد مهمونی یا جشنی میشیم وقتی میبینم دختری بهش نگاه میکنه خیلی حرص میخورم.. اما یه مدته که با خودم کار کردم که کنترل کنم و مهم همسرم هست که چه رفتاری از خودش نشون میده اما بازم نه دلم حرص رو میخورم. یه مدت میش من واسه عروسی از آشناهامون شهرستان رفتم و همسرم با من نیومد..بهم زنگ زد و گفت فرداشب مهمونی دعوته و قرار بود که با داداشش به تولد برن از طرفی که من اصلا دوست نداشتم که ایشون برن بهشون گفتم که اگه میشه نرو جون حس من خوب نیست که وارد اون جمع بشی سر همین موضوع دعوای شدیدی کرد و گفت بسه همش محدودم میکنی و تو نباید دخالت تو موضوعات شخصی من کنی این زندگی من ه واز اینجور حرفا و یه حرفایی زد که خیلی ازش رنجیدم و حتی بهم گفت حق نداری برگردی میری خونه بابات میام تکلیفت رو روشن میکنم و اصلا حرف من براش مهم نبود و رفت. خیلی اذیت شدم و ازش کینه به دل گرفتم وقتی من از روابط خودم با دوستام بهش میگم قبول نمیکنه که منم بخوام بقول خوش موضاعات شخصی داشته باشم و حتی سر حجابم باهام بحث میکنه خیلی این رفتاراش عصبیم میکنه و همش توی دلم ازش یه کینه ایی دارم که ازش انتقام بگیرم بهم میگه تو نباید تو رفت و آمد من دخالت کنی نباید به خوابیدن و بیدار شدنن گیر بدی تو نباید برای من تصمیم بگیری در صورتیکه همسر من میخواد هیچی ازش نپرسم و فکر نمیکنه این از روی دخالت یا سرک کشیدن نیست حتی زمانیکه با دوستاشه بهم میگه وقتی جاییم دوست ندارم زنگ بزنی اس بدی فکر میکنه دارم سرک میکشم.. با اینکه اعتماد کامل بهش دارم و بهش گفتم اما بازم فکر میکنه از روی چیز دیگه است. و لطفا بهم بگید چطور میتونم حساس بودن زیادیش و قهر کردناش رو کمتر کنم البته میدونم من هم مقصر هستم. و به نظر شما چیکار کنم که دوباره ابراز علاقه بکنه و وبگه که هنوز هم مثل قبل دوسم داره چه کارایی باید انجام بدم تا دوباره اون شور و اشتیاق برگرده بینمون. آیا در مقابلش غرور داشته باشم یا اینکه انعطاف پذیر باشم. در ضمن هر دو ۲۶ ساله هستیم. و در حال حاضر شغلی نداریم.
    باتشکر

    • مشاور , خرداد ۲۶, ۱۳۹۶ @ ۸:۲۹ قبل از ظهر

      با سلام بهترین اقدام با توجه به صحبت های خود شما مراجعه هر دونفر به روانشناس است .در زندگی شما سیکل معیوبی از روابط برقرار است البته شاید عدم اشتغال همسر هم بسیار مهم است .و این خودش یک استرسور در زندگی است و باعث اختلافاتی خواهد شد.همان طور که خودتون می فرمایید هر دو باید رفتارهاتون اصلاح شود .و در این جهت تلاش کنید ولی رفتارهای شما و تذکرات مداوم و نگرانی هو که ناشی از دویت داشتن افراطی است خودش ایجاد مشکل می کند باید توجه داشته باشید در علاقه نورمال باید هر دو نفر بتوانند به هم فضاهایی بدهند که برای خودشان باشند حتی با دوستان قدیمی بیرون بروند این خودش بسیار کمک کننده است .اینکه بخواهیم همسرما مداوم با ما باشد برای او هم کم کم این شرایط تکراری و زندگی زناشویی دلسرد کننده خواهد شد امیدوارم متوجه صحبت های بنده شده باشید و پیگیری لازم را داشته باشید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • raha , خرداد ۳۱, ۱۳۹۶ @ ۷:۲۹ قبل از ظهر

    با سلام من مجردم وجهت ازدواج ازطریق سایت همسریابی با پسری آشنا شدم از ابتدا هم ایشان گفتند که قصدازدواج دارند وقرار شد مدت سه ماه اشنایی داشته باشیم وبعد مراسم خواستگاری صورت گیرد .من هم ازابتدا مادرم را درجریان کل روند اشنایی قرار دادم وطبق گفته اقاپسر زمان خواستگاری را به خانواده ام اعلام کردم ولی الان که زمانش رسیده اقا پسر میگویند به دلیل فوت برادرم که یکسال ازآن گذشته ومادرم هنوز نتوانسته بامرگ ایشان کناربیایند وشرایط روحی مناسبی ندارند نتوانسته ام درمورد خواستگاری با ایشان صحبت کنم .من هم به دلیل اینکه خانواده سنتی دارم نمیدانم چگونه به آنها بگویم که خواستگاری کنسل شده است ودچار استرس ونگرانی شدیدی شده ام بطوریکه زندگی روزمره ام هم مختل شده است .خواهشمندم مرا راهنمایی کنید.باتشکر

    • مشاور , خرداد ۳۱, ۱۳۹۶ @ ۷:۴۴ قبل از ظهر

      با سلام چرا باید نگران باشید وقتی قرار است حرف
      درست را انتقال دهید دقیقا صحبت ایشون رو به مادرتون متتقل کنید به هر حال ممکنه واقعا بعدا هم خواستگاری در بین نباشد و ایشون صرفا بهانه اورده باشند بنابراین فعلا اکنون مسئله فوت و ..را مطرح کنید تا کمی از دغدغه خانواده کم شود و باقی را به بعد موکول کنید که ممکنه ایشون بیان یا خیر .حال روحی خودتون قطعا قابل درک خواهدبود می توانید از مراجعه حضوری بهره ببرید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      موفق باشید

  • raha , خرداد ۳۱, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۱۰ قبل از ظهر

    من رها هستم .درادامه صحبت شما باید بگویم که اقا پسر از ابتدا مسئله فوت برادرشان را بامن مطرح نکرده بودند که به مادرم بگویم و الان این موضوع را مطرح کرده اند ومشکل بعدی این است که این اقا با اطمینان کامل قرار خواستگاری را اعلام کردند والان تمام مقدمات از طرف خانواده بنده فراهم شده وچون قبلا یکبار دیگر مسئله کنسل شدن خواستگاری باشخص دیگری رخ داده است من بسیار نگران برخورد خانواده ام با خودم وآن اقاهستم

  • Malih , تیر ۱, ۱۳۹۶ @ ۳:۵۷ بعد از ظهر

    با سلام
    پسر من ۴ سالشه. خیلی رفتار خوبی داره ولی یه دفعه جوگیر میشه دوستاش را میزنه یا من و پدرش را هم همینطور. توی مهمونی چون بچه شلوغی هست همه کارهاش خیلی به نظر میاد .از تبلت و یه سری اسباب بازیهاش محرومش کردم . توی مهمونی بهش تذکر دادم و از اونجا بیرون اومدم معذرت خواهی میکنه و دوباره کارش را تکرار میکنه. روی سر بقیه میپره گازشون میگیره و بعد معذرت خواهی میکنه. بعد از مهمونی به سدت پشیمون میشه. خسته سدم واقعا از این رفتارهاش. پیش روانشناس بردمش میگه یه سال و نیم درکش از سنش بالاتره . باهاش مدارا کنین. ولی واقعاتوی مهمونیها خجالت میکشم. در ضمن از هیچ موجودی و هیچ کس نمیترسه. اصلا ترس دردنش راه نداره. خواعشمندم کمکم کنید.راستی بچه دوممون همدر راهه و حدود یک ماهه دیگه به دنیا میاد

    • مشاور , تیر ۱, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۲۳ بعد از ظهر

      با سلام
      علل پرخاشگری ، بد دهنی و عصبانیت در کودکان و راه های کنترل آن
      تعاریف پرخاشگری
      روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساساً با هم توافق ندارند. موضوع اصلی این است که آیا باید پرخاشگری را براساس پیامدهای قابل دیدن آن تعریف کنیم یا براساس مقاصد شخصی که آن را نشان می دهد.

      گروهی پرخاشگری را رفتاری می دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می تواند آسیب برساند. پرخاشگری ممکن است بدنی باشد ( زدن – لگد زدن – گاززدن) یا لفظی ( فریاد زدن، رنجاندن) یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران ( چیزی را به زور گرفتن)، نقطه قوت این تعریف عینی بودن آن است به رفتار قابل مشاهده اطلاق می شود. نقطه ضعف آن این است که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود.

      پرخاشگری وسیله ای رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی؛ پرخاشگری خصمانه رفتاری است در جهت آسیب رساندن به دیگران ، بیشتر پرخاشگری های بین کودکان کوچک از نوع «وسیله ای» است.

      این نوع پرخاشگری به خاطر متعلقات است. کودکان از یکدیگر اسباب بازی می قاپند، یکدیگر را هل می دهند تا به اسباب بازی که می خواهند بازی کنند دست یابند. به ندرت اتفاق می افتد که کودکان بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست به پرخاشگری بزنند.

      پرخاشگری را باید از جرئت ورزی متمایز دانست. جرئت ورزی، دفاع از حقوق یا متعلقات (مانند ممانعت کودک از این که کسی به اسباب بازی اش دست بزند) یا بیان امیال و آرزوها را بر می گیرد.مردم معمولاً شخص با جرئت را پرخاشگر می دانند، در صورتی که کسی که از حق خود دفاع می کند با جرئت است نه پرخاشگر.

      تغییرات رشدی
      کودکان در ۱۲ ماهگی وقتی با هم هستند شروع به ابراز رفتار پرخاشگرانه وسیله ای می کنند یعنی رفتار پرخاشگرانه آنان غالباً به خاطر اسباب بازی و متعلقات دیگر است و در ارتباط با همسالان ابراز می شود. کودکان گاهی اوقات به والدین و کودکان بزرگتر حمله ور می شوند، ولی این گونه پرخاشگری در مقایسه با پرخاشگری با همسالان، نسبتاً نادر است. کودکان همچنان که به سال های پیش از مدرسه و مدرسه نزدیک می شوند، کمتر دست به اعمال پرخاشگرانه می زنند و در نوع پرخاشگری آنان هم تغییراتی ایجاد می شود. یعنی وقتی که پرخاشگری ابراز می شود غالباً خصمانه است و کمتر «وسیله ای» است. به این معنا که کودکان برای به دست آوردن هدف های وسیله ای کمتر مستقیماً از حربه های جسمانی استفاده می کنند؛ ولی وقتی که به کسی حمله لفظی یا بدنی می کنند بیشتر امکان دارد که با قصدی خصمانه این کار را کرده باشند.

      پرخاشگری لفظی، دست کم در سال های قبل از مدرسه افزایش می یابد.
      ثبات پرخاشگری
      هرچند که سطح پرخاشگری کودکان از موقعیتی به موقعیت دیگر فرق می کند ولی کودکان از لحاظ تداوم رفتار پرخاشگرانه در طول زمان با هم فرق دارند. کودکانی که در سال های اولیه به شدت پرخاشگرند به احتمال زیاد در جوانی و بزرگسالی هم پرخاشگر خواهند بود و کودکانی که پرخاشگر نیستند به احتمال زیاد در بزرگسالی هم پرخاشگرنخواهند بود.

      بعضی از مطالعات نشان می دهد که ثبات پرخاشگری دخترها در طول زمان کمتر از پسرهاست و چند تحقیق دیگر نشان داده است که دخترها و پسرها از این لحاظ تفاوتی ندارند. البته کودکان به هنگامی که با وقایع تنش زا مثل جدایی پدر و مادر یا به دنیا آمدن کودکی جدید رو به رو می شوند بیشتر پرخاشگر می شوند، ولی پرخاشگری شدید که بیش از چند ماه به طول انجامد غالباً حاکی از تداوم داشتن این الگوی رفتار است. پرخاشگری در حد معمول کمتر جای نگرانی دارد. به خصوص در سال های پیش از مدرسه شاید این اندازه پرخاشگری صرفاً نشان دهنده این باشد که کودک می خواهد انواع مختلف کنش متقابل اجتماعی را داشته باشد.

      ادراک مقاصد دیگران و رفتار پرخاشگرانه
      کودکان در مورد پرخاشگری دیگران برحسب این که آن را عمدی یا تصادفی بدانند قضاوت های متفاوتی می کنند. تحقیقی که پسرهای بسیار پرخاشگر را با پسرهای غیر پرخاشگر مقایسه می کند نشان می دهد که پسرهای پرخاشگر احتمالاً از مقاصد دیگران، درکی متفاوت از پسرهای غیر پرخاشگر دارند. براساس درجه بندی معلمان و همسالان تعدادی از پسرها در کلاس های دوم، چهارم، ششم به عنوان بسیار پرخاشگر یا غیر پرخاشگر طبقه بندی شدند. سپس این عده در موقعیتی آزمایشی مشاهده شدند که به آنان برای جور کردن قطعات پازل جایزه ای تعلق می گرفت. قرار بر این شد که وقتی که قسمتی از پازل کامل شد پسر بچه دیگری ( که همدست آزمایشگر) بود آن را به هم بزند. در حالت اول، پسر بچه آن را عمداً به هم زد؛ در حالت دوم، طوری به هم زد که تصادفی جلوه کند و در حالت سوم انگیزه های پسر بچه مبهم بود. کودکان مورد آزمایش این امکان را داشتند که با خراب کردن پازل این کودک «تلافی» کنند. کودکان پرخاشگر و غیر پرخاشگر وقتی که احساس کردند که این کودک عمداً خرابکاری کرده تلافی کردند و وقتی که دیدند عملش غیرعمدی بوده تلافی نکردند، ولی واکنش آنان به انگیزه های مبهم این کودک بدین ترتیب بود که پسر بچه های پرخاشگر تلافی کردند و طوری واکنش نشان دادند که گویی این کودک عمداً این کار را کرده است. کودکان غیر پرخاشگر تلافی نکردند و طوری عمل کردند که گویی اعمال او غیرعمدی بوده است.

      تفاوت های جنسیتی
      پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. این تفاوت در غالب فرهنگ ها و تقریباً در همه سنین و نیز در غالب حیوانات دیده می شود. پسرهابیش از دخترها پرخاشگری بدنی و لفظی دارند. از سال دوم زندگی این تفاوت ها آشکار می شود. براساس مطالعات مشاهده ای در مورد کودکان نوپای بین سنین ۱ تا ۲ سال تفاوت های جنسیتی از لحاظ تعداد پرخاشگری بعد از ۱۸ ماهگی ظاهر می شود و قبل از آن اثری از آن نیست. پسرها به خصوص وقتی که به آنان حمله می شود یا کسی مزاحم کارهایشان می شود تلافی می کنند. در یک مطالعه مشاهده ای در مورد کودکان پیش از مدرسه پسرها فقط اندکی بیش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند، ولی دو برابر دخترها تلافی کردند. شاید این که پسربچه بالقوه پرخاشگر است یا می تواند آن را بیاموزد علتی فیزیولوژیک داشته باشد. برای مثال پسران ۱ تا ۳ ساله در کلاس های پیش از دبستان از طرف بزرگسالان و همسالان بیش از دخترها به خاطر پرخاشگری مورد توجه قرار گرفتند. این توجه گاهی مثبت بود ( لبخند زدن، ملحق شدن به بازی کودکان) و گاهی تا حدودی منفی ( متوقف کردن کودک یا سر کودک را با چیزی گرم کردن). توجه نشان دادن به رفتار کودک، به هر نحوی که باشد، بیش از بی توجهی به آن باعث تشویق رفتار می شود.

      الگوی خانواده و پرخاشگری
      والدین کودکان به شدت پرخاشگر غالباً به هنگام اعمال قواعد و معیارها خشونت دارند و پرخاشگرند. یکی از پیچیده ترین و جامع ترین روش هایی که برای درک پرخاشگری در خانواده به کار رفته تحقیق «جرالد پاترسون» و همکارانش در مرکز یادگیری اجتماعی «شهر اورگون» بوده است. آنان برای مطالعه الگوهای کنش متقابل خانوادگی در خانه و مدرسه و ارتباط آن با مشکلات رفتاری کودکان مشاهدات مستقیمی انجام داده اند. افراد مورد مطالعه از خانواده هایی بودند که به دلیل مشکلات رفتاری مثل پرخاشگری، دزدی و سایر رفتارهای ضداجتماعی فرزند یا فرزندانشان به درمانگاه رجوع کرده بودند.

      وقتی که واکنش خشونت آمیزی بروز می کند سایر اعضای خانواده کاری می کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه می شوند. برای مثال، برادری بر سر خواهرش فریاد می زند، خواهر بر سر او فریاد می زند و ناسزایی به او می گوید. در این موقع برادرش او را کتک می زند و این ماجرا ادامه می یابد. تمام این ها نشان می دهد که والدین می توانند در پاداش دادن و تنبیه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتی داشته باشند و با استفاده از راه های مؤثر بدون این که با تنبیه شدید همراه باشد پرخاشگری کودکان را کنترل کنند و بازآموزی کودکان در دورانی نسبتاً کوتاه میسراست.

      در آخر باید گفت تلویزیون نیز منبع دیگری است که کودکان به خصوص پسرها از طریق آن رفتار پرخاشگرانه را می آموزند.به طور مثال: خشونت از ارزش های آمریکایی تلقی می شود، پرخاشگری به عنوان یکی از وسایل رسیدن به هدف تشویق می شود. در برنامه های تلویزیونی که یکی از وسایل انتقال چنین ارزش های اجتماعی به کودکان است، به طور متوسط در هر ساعت پنج یا شش بار خشونت بدنی نمایش داده می شود، رفتار پرخاشگرانه شخصیت های تلویزیونی غالباً تقویت می شود: قهرمان این برنامه ها به همان اندازه پرخاشگرند که ضد قهرمان ها. در مطالعه ای کودکان چهار ساله به هنگام بازی آزاد در مهدکودک به مدت سه هفته مورد مشاهده قرار گرفتند و از لحاظ رفتار پرخاشگرانه به دو گروه بالای متوسط و زیر متوسط طبقه بندی شدند. سپس در طول چهار هفته بعد، کودکان به گروه هایی تقسیم شدند که در مهدکودک به مدت تقریباً نیم ساعت برنامه پرخاشگرانه مثل «بت من» و «سوپرمن» یا فیلم های معمولی و یا برنامه های جامعه پسند می دیدند. کودکانی که از اول از لحاظ پرخاشگری در حد بالای متوسط بودند در مدت بازی آزاد و بعد از دیدن برنامه پرخاشگرانه، از خود پرخاشگری بیشتری نشان دادند تا کودکان مشابهی که برنامه های معمولی را دیده بودند. دو گروه از کودکانی که از لحاظ پرخاشگری زیر متوسط بودند و هر کدام یکی از این برنامه ها را دیده بودند واکنششان با هم فرقی نداشت. این الگوهای رفتاری تا دو هفته بعد از پایان گرفتن تماشای این برنامه ها هم چنان ادامه داشت.

      کودکانی که مستعد پرخاشگری هستند با دیدن خشونت از تلویزیون پرخاشگرتر می شوند.

      نحوه کنترل عصبانیت در کودکان

      خواه چهار ساله یا چهل ساله ، همه ما بارها عصبانی شده ایم. اما فردی که در طول زندگی نیاموزد چگونه بر خشم خود مسلط شود ، روابط را خدشه دار و دوستان و اطرافیان را آزرده خاطر می سازد.

      خصیصــــه های ذاتـــــــــی

      مواقعی که فرد عصبانی می شود، میزان عصبانیت او را غالباً شخصیت او معین می کند. حالات فوق العاده حساس ، سرکش ، بی دقت، پرتحرک یا پرخاشگر بودن می تواند بخش رشد یافته ای از یک شخصیت سالم و یا در نهایت یک مبارزه جو باشد. نکته مهم این است که با پی بردن به ضعف رفتاری فرزندتان می توانید پرخاشگری ها را به نقاط قوت تبدیل کنید. وقتی که کودک عصبی در مورد چیزهایی عصبانی می شود که دوست صبور او اصلاً به آن موارد توجهی ندارد ، در این صورت شما نیازبه زمان بیشتری دارید تا جایگزین هایی را به جای عصبانیت به او بیاموزید

      مــــراحل رشـــد

      زمانی که کودک در مرحله رشد فیزیکی یا اجتماعی قرار دارد زمینه بیشتری برای پرخاشگری و عصبانیت در او ایجاد می شود. مراحل مختلف رشد ، عوامل خشم متفاوتی دارند. وقتی به کودک خود که به کاسه توت فرنگی دست درازی کرده، می گویید:” الان اجازه خوردن آنها را نداری”، عصبانی می شود. ولی فرزند بزرگتر شما تحمل جواب مشابه را دارد به دلیل این که او صبر و بردباری را در خود پرورانده است

      جنسیــــت:

      به طور کلی، پسرها خشم خود را راحت تر از دخترها ابراز می کنند و شاید یک توجیه فرهنگی برای آن وجود داشته باشد. به احتمال زیاد والدین و مربیان از پسرها فوران خشم را انتظار دارند و از آن چشم پوشی می کنند در صورتی که گریه رنجورانه یک دختر عصبانی مورد قبول آنهاست. اما کودکان در هر دو جنس نیاز به یادگیری کنترل خشم دارند
      ل‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ در کودکان‌ :

      ۱٫الگوپذیری‌ کودکان‌ از والدین‌

      یکی‌ از دلایل‌ بسیار مهم‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ یادگیری‌ است. یعنی‌ کودکانی‌ که‌ الگوهای‌ رفتاری‌ پرخاشگرانه‌ داشته‌ اند، همانند الگوهای‌ خود رفتار می ‌کنند. چنانچه‌ پدر یا مادری‌ خلق ‌و خویی‌ عصبانی‌ و پرخاشگر داشته‌ باشند، مسلماً فرزندشان‌ نیز پرخاشگر خواهد شد. این‌ رفتار توسط‌ کودک‌ یاد گرفته‌ می ‌شود. از آنجا که‌ کودکان‌ با والدین‌ همانند سازی‌ می ‌کنند، بنابراین‌ بسیاری‌ از رفتارهای‌ پدر و مادر ناخودآگاه‌ توسط‌ فرزندان‌ فرا گرفته‌ می ‌شود. توضیح‌ این‌ که‌ فرایند همانند سازی‌ کاملاً ناخودآگاه‌ صورت‌ می ‌پذیرد.

      نکته‌ دیگر این‌ که‌ حتماً لازم‌ نیست‌ والدین‌ با خودِ کودک‌ پرخاشگری‌ کرده‌ باشند؛ چنانچه‌ او شاهد رفتارهای‌ خشونت ‌بار پدر و مادر با افراد دیگر نیز باشد، این‌ گونه‌ رفتار را فرامی‌ گیرد. بنابراین‌ کودکان‌ از طریق‌ مشاهده، رفتارهای‌ والدین‌ را می ‌آموزند.

      بر این‌ نکته‌ می توان تأکید کرد‌ که‌ کودکان‌ با چشمان‌ خود می ‌آموزند؛ یعنی‌ آن‌ چه‌ را مشاهده‌ می ‌کنند، یاد می ‌گیرند؛ حتی‌ اگر آن‌ رفتار به‌ طور مستقیم‌ در مورد خود آنها صورت‌ نگیرد.

      ۲٫ کودکان‌ ناکام‌ پرخاشگر می‌ شوند

      ناکامی ‌ یکی‌ از مسائلی‌ است‌ که‌ به‌ پرخاشگری‌ می‌ انجامد. وقتی‌ کودک‌ به‌ هدف‌ خود دست‌ نیابد و ناکام‌ شود، یکی‌ از رفتارهایی‌ که‌ از او سر می‌ زند پرخاشگری‌ است.

      ۳٫ اضطراب‌ و پرخاشگری‌

      کودکان‌ مضطرب‌ نمی ‌توانند کودکان‌ آرامی‌ باشند. آنها رفتارهایی‌ پرخاشگرانه‌ از خود بروز می ‌دهند؛ البته‌ بلافاصله‌ پشیمان‌ می ‌شوند و از والدین‌ خود عذرخواهی‌ می‌ کنند. اگر از کودک‌ مضطرب‌ بپرسیم‌ که‌ چرا پرخاش‌ می‌ کنی‌ و عصبانی‌ هستی؛ خواهد گفت‌ نمی‌ دانم.؛ یا خواهد گفت‌ دست‌ خودم‌ نیست.

      ۴٫ پرخاشگری، نشانه‌ای‌ از تضادهای‌ درونی‌

      گاهی‌ کودکان‌ در دوگانگی‌ و تضادهای‌ درونی‌ قرار می‌ گیرند. یا بهتر بگوییم، گاهی‌ بر سر دو راهی‌هایی‌ گیر می ‌کنند و نمی‌ دانند کدام‌ راه‌ را انتخاب‌ کنند؛ و این‌ حالت‌ آنها را دچار تعارض، اضطراب‌ و خشم‌ می ‌کند. مثلاً کودکی‌ که‌ دوست‌ دارد نزد مادرش‌ در منزل‌ بماند و از طرفی‌ وقتی‌ می ‌بیند تمام‌ کودکان‌ به‌ مدرسه‌ می‌ روند، همزمان‌ تمایل‌ به‌ مدرسه ‌رفتن‌ نیز دارد، دچار دوگانگی‌ می ‌شود. به‌ کودکان‌ خود کمک‌ کنیم‌ که‌ در دو راهی‌های‌ زندگی، مدتی‌ طولانی‌ قرار نگیرند. آنها بایستی‌ به ‌سرعت‌ و با دقت‌ درست ‌ترین‌ کار را انجام‌ دهند.

      ۵٫ پرخاشگری‌ و افسردگی‌

      پرخاشگری‌ و کج خلقی در کودکان‌ چنانچه‌ با علامت‌های‌ دیگر همراه‌ باشد، می ‌تواند نشانه ‌ای‌ از افسردگی‌ باشد که‌ در این‌ صورت‌ لازم‌ است‌ شرایط‌ زندگی‌ کودک‌ تمام‌ و کمال‌ مورد بررسی‌ قرار گیرد.

      ۶٫ پرخاشگری؛ بیماری‌ها؛ مصرف‌ دارو

      بعضی‌ از بیماری‌ها به‌ مصرف‌ دارو نیاز دارد و ممکن‌ است‌ از عوارض‌ جانبی‌ داروها کج ‌خلقی‌ و رفتارهایی‌ باشد که‌ خشونت‌ را برمی‌ انگیزند.

      ۷٫ خشونت‌ و مدرسه‌

      گاهی‌ کودکان‌ در مدرسه‌ قربانی‌ خشونت‌ می ‌شوند؛ و این‌ قربانی‌ شدن‌ باعث‌ می ‌شود که‌ خود آنها نیز عامل‌ خشونت‌ شوند.

      عواملی‌ که‌ به‌ خشونت‌ در مدرسه‌ می ‌انجامند، عبارت اند از:

      -وقتی‌ کودکی‌ توسط‌ دانش‌ آموزان‌ دیگر مورد تمسخر قرار گیرد

      – وقتی‌ کودکی‌ توسط‌ دانش ‌آموزان‌ دیگر کتک‌ بخورد و قادر به‌ دفاع‌ از خود نباشد.

      – وقتی‌ کودکی‌ همیشه‌ از مشاجرات‌ فرار می‌ کند و حتی‌ در مواقعی‌ به‌ گریه‌ متوسل‌ می ‌شود.

      – وقتی‌ کودکی‌ مرتب‌ اشیا، وسایل‌ و پول‌ خود را گم‌ می ‌کند.

      – وقتی‌ کودک‌ از لحاظ‌ ظاهری‌ (پارگی‌ لباس‌ و یا نامناسب ‌بودن‌ آن) مورد تمسخر قرار می‌ گیرد.

      – خجالتی ‌بودن‌ و سکوت‌ مکرر در کلاس.

      – افت‌ تحصیلی، افسردگی‌ و ناراحت ‌بودن.

      این‌ عوامل‌ کودک‌ را قربانی‌ خشونت‌ دیگران‌ می ‌کند و خود کودک‌ نیز عامل‌ خشونت‌ می ‌شود و رفتارهای‌ پرخاشگرانه‌ از او سر خواهد زد.

      درمان‌ پرخاشگری در کودکان ( با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم )

      برای‌ درمان‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ اولین‌ گام‌ این‌ است‌ که‌ نوع‌ پرخاشگری‌ آنها و علت‌ آن‌ را براساس‌ توضیحاتی‌ که‌ ارائه‌ شد شناسایی‌ کنیم؛ و پرخاشگری‌ را به‌ صورت‌ موردی‌ برطرف‌ نماییم.

      – در مورد کودک‌ پرخاشگری‌ که‌ الگو پذیری‌ عامل‌ این‌ گونه‌ رفتار او بوده، باید روی‌ الگوی‌ کودک‌ کار کرد و راه‌های‌ دیگری‌ جز پرخاشگری‌ را به‌ آن‌ الگو آموخت.

      – اگر پرخاشگری‌ در اثر ناکامی‌ به‌ وجود آمده‌ باشد، بایستی‌ کودک‌ ناکام‌ را در رسیدن‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ و دوست‌ داشتنی‌ کمک‌ کنیم.

      – در مواردی‌ که‌ علت‌ پرخاشگری‌ اضطراب‌ است، باید از نگرانی‌ درونی‌ و اضطراب‌ کودک‌ مطلع‌ شویم.

      ورزش ‌کردن‌ برای‌ این‌ کودکان‌ بسیار مؤثر است‌ و باعث‌ تخلیه‌ هیجانی‌ می‌ شود.

      – در کشمکش‌های‌ درونی‌ بایستی‌ کودک‌ را از حالت‌ دوگانگی‌ خارج‌ ساخت. کمک‌ به‌ کودکان‌ در تصمیم ‌گیری، باعث‌ می ‌شود که‌ بیاموزند به‌ حالت‌های‌ دوگانه‌ درونی‌ خود پایان‌ بخشند.

      – در پاره‌ای‌ از موارد، کودک‌ افسرده‌ پرخاشگری‌ شدیدی‌ از خود نشان‌ می‌ دهد. در این‌ میان‌ لازم‌ است‌ به‌ این‌ نکته‌ پی‌ ببریم‌ که‌ او چه‌ چیز دوست‌ داشتنی‌ را از دست‌ داده‌ و چگونه‌ می ‌شود مورد از دست‌ رفته‌ را برای‌ او جبران‌ کنیم.

      – در مورد پرخاشگری، شیطنت‌ و مصرف‌ دارو بایستی‌ حتماً با پزشک‌ متخصص‌ ارتباط‌ داشته‌ باشیم‌ تا کودک‌ از نزدیک‌ مورد معاینه‌ قرار گیرد.

      – هنگامی‌ که‌ کودک‌ قربانی‌ خشونت‌ در مدرسه‌ شده‌ است، بایستی‌ با مسئولان‌ مدرسه‌ صحبت‌ کنیم‌ و لازم‌ است‌ که‌ ایشان‌ طبق‌ قانون‌ و مقررات‌ خاص‌ با کودکان‌ خشونت گرا برخورد کنند؛ و نیز کودکانی‌ را که‌ قربانی‌ خشونت‌ شده‌اند براساس‌ رفتارهای‌ خوبشان‌ مورد تشویق‌ و تأیید قرار دهند.

      – چنانچه‌ نوع‌ پرخاشگری‌ کودک‌ خصمانه‌ است، بایستی‌ کودک‌ را از آزار و اذیت‌ کردن‌ دور کنیم‌ تا مجبور نباشد برای‌ تلافی‌ و انتقام، افراد دیگر را اذیت‌ کند؛ و اگر پرخاشگری‌ از نوع‌ وسیله‌ ای‌ است، بایستی‌ راه‌های‌ دیگری‌ را جهت‌ مطرح‌ کردن‌ کودک‌ برگزینیم‌ تا او ناچار نباشد از روش‌ خشونت‌ برای‌ جلب‌ توجه‌ استفاده‌ کند.

      نتیجه‌ گیری‌

      به‌ طور کلی‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ بیشتر عامل‌ بیرونی‌ دارد و فقط‌ در موارد خاص‌ به‌ علل‌ درونی‌ مربوط‌ می‌ شود. والدین‌ در درجه‌ اول، بایستی‌ محرک‌های‌ محیطی‌ را که‌ باعث‌ تحریک‌ خشم‌ و ایجاد خشونت‌ در فرزندشان‌ می ‌شود شناسایی‌ و سپس‌ برای‌ رفع‌ آن‌ به‌ کمک‌ روان شناسان‌ و متخصصان‌ اقدام‌ نمایند.

      روش هایی برای درمان پرخاشگری کودکان

      ۱- محدودیت هایی برای کنترل پرخاشگری وضع کنید و آنها را به اطلاع کودک برسانید.

      ۲- مدل های پرخاشگری را به حداقل برسانید. می توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید:

      الف) ساعاتی را که کودک فیلم های خشونت آمیز تلویزیونی می بیند، محدود کنید.

      ب)فیلم ها، تصاویر و روزنامه کودک را به دقت انتخاب کنید.

      ج) الگوهایی را در اختیار کودک بگذارید که پرخاشگرانه نباشند.

      ح)همراه کودک برنامه های تلویزیونی را ببینید و صحنه پرخاشگرانه آن را تفسیر کنید.

      ۳- همدلی را افزایش دهید. آگاهی کودک را نسبت به رنجی که بر اثر پرخاشگری او در افراد یا حیوانات به وجود می آید، افزایش دهید.

      ۴- رفتارهایی را که مغایر با رفتار پرخاشگرانه است، تقویت کنید.

      ۵- به جای کودک پرخاشگر، به کودکی که به وی پرخاش شده توجه کنید.

      ۶- نحوه ی ارتباط کودک را با افرادی که با او زندگی می کنند، مورد بررسی قرار دهید.

      ۷- اگر قرار است کودک به دلیل رفتار خشونت آمیزش تنبیه شود، بهتر است به طریقی باشد که منجر به حمله انتقامی و تلافی جویانه از طرف کودک نشود.

      ۸- فرصت تخلیه هیجانات را برای کودک فراهم کنید.

      ۹- مباحث گروهی یا خانوادگی را که تأکید بر همکاری با دیگران دارد، به کار گیرید.

      ۱۰- همکاری، مسئولیت و پیگیری مسائل مورد علاقه را با دادن مسئولیت به کودکان تشویق کنید.

      ۱۱- برای مهارِ رفتار کودکان، فنون محروم سازی ممکن است تا حدودی مفید واقع شود. بنابراین رفتارهای پسندیده را به وضوح تشریح کنید و پاداش ها و کیفرهای آنها را بیان نمایید.

      ۱۲- فعالیت های ساعتی او را در صورت امکان با شرکت کودکی دیگر طراحی کنید.

      ۱۳- از تنبیهات بدنی پرهیز کنید.

      ۱۴- علت رفتار پرخاشگرانه وی را بیابید.

      ۱۵- ثبت وقایع روزانه، بازی درمانی، بازی های جالب، جمله سازی و گوش دادن فعال ممکن است به عنوان کمکی در جهت درک کودکان خشن به کار گرفته شود.

      ۱۶- به کودک بفهمانید که با هر رفتار خشونت آمیز، خود را از شما بیشتر دور می کند.

      ۱۷- از کودک پرخاشگر بخواهید الگوی مطلوبی برای خود بیابد و فهرستی از رفتارهای الگو را در کوتاه مدت اجرا نماید.

      ۱۸- با کودک قرارداد رفتاری ببندید تا برای رفتارهای مطلوبش جایزه دریافت کند و نتیجه اعمال نامطلوبش را ببیند.

      موفق باشید

  • النا , تیر ۴, ۱۳۹۶ @ ۵:۰۳ قبل از ظهر

    سلام وقت بخیر..
    میخواستم بپرسم با شوهری که خیلی ریز بین و به جزیی ترین موضوعات حساسه و گیر میده چگونه باید رفتار کرد.. چگونه میتونم وابستگیم رو نسبت بهش کم کنم و خیلی بهش حساس نباشم. و اینکه چه جوری باید با همسرم رفتار کنم که بهم احترام بزاره البته میدونم که یه جاهایی مقصرم اما یه مدته کخ خیلی کوتاه میام ولی بازم بی احترامی میبینم. من گاهی وقتا خیلی از کارای همسرم حرصم میگیره و توی دلم همش بد و بیراه بهش میگم و عصبیم میکنه و جوری میشم ازش بدم میاد.. لطفا راهنمایی بفرمایط. بنده بنا دلایلی نمیتونم به مراکزتون بیام اگه میشم در همین پیج با جزییات راهنمایی بفرمایی. قبلا هم تکست گذاشته بودم و همکارانتون گفتن که ادبیات مشترکی بین ما نیست.. لطفا بیشتر راهنمایی کنید و کاربردی.. باتشکر از شما دوستان

    • مشاور , تیر ۴, ۱۳۹۶ @ ۹:۰۸ قبل از ظهر

      با سلام در مورد همسر شما که می فرمایید ریز بین هستند و حساس باید دید چقدر این حساسیت است و چقدر واقعا رفتار شما این حساسیت را ایجاد کرده است .بهتره به جای ایتکه عصبی شوید با ایشون صحبت کنید .کوتاه نیایید ولی یاد بگیرید با احترام متقابل کدورت رو از شرایط اعلام کنید .اگر منظورتون از وابستگی حساس بودن به رفتارها و عملکرد ایشون است خب این درست نیست جون همه نواقصی دارند و نمی توانیم بهترین همسر که ایده ال باشد را متصور شویم ..باید هر روز تلاش کنید یک سری کارها و رفتارهای ایشون که قابل گذشت است را نادیده بگیرید .حتی شاید هر هفته یک رفتار کم کم و باصبر و گذشت زمانمی بینید رفتارها حساسیت ایجاد نمی کند و دلخوری هم پیش نمیاید .و راحت تر زندگی خواهید کرد .یادتان باشد در زندگی گاهی می توانیم برخی رفتارها را تغییر دهیم و در برابربعضی رفتارها می شود انعطاف به خرج داد .چون تغییر پذیر نیستند .امیدوارم بتوانید رفتارها را درست مدیریت کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

      .

  • سامیا , تیر ۸, ۱۳۹۶ @ ۱:۰۹ بعد از ظهر

    سلام وقت بخیر.
    من چن ماهی هست ازدواج کردم ی سالم عقدبودم تودوران نامزدی سرجم ده بارنامزدمونمیدیدم چون شرایط اینطوری بوداما خب وقتایی ک میدیدمش ی حسی داشتم بعدک ازش دورمیشدم و میرفت دیگه مهم نبود.
    تا بعدعروسی بعدعروسی دیگه کلا همه چی عوص شد من ی نفرو ۷ سال دوس داشتم بشدت بش وابسته بودم دوست خودم بود،انقداونودوس داشتم ک دورهمه رو میزدم،ی ماه اول بعدعروسی ریلکس بودم تا اینکه رفتم اون ی نفرو دیدم ی هفته باش بودم دویت خونوادگی بود،دائم باش بودم وقتی برگشتم شهرخودمون انقدسختم بودازش جداشدم ک قسم خوردم قیدزندگیمومیزنم بشرطی ک مث ۷ سال باهم باشیم،انقدی دوسش دارم ک حاضرم ازشوهرم جدابشم.
    قببا باشوهرم دعوام میشدتاعکسارو میدیدم هوای اشتی روداشتم اما الان حتی همه عکسارم دلیت کردم،توبحث مسافرت و اینوراونور رفتن و دوچرخه سواری هرشب و اینا عالی بودیم ولی شب ک میشد متنفرمیشدم ازش باب مسائل جنسی،اولا بهتربودم ولی وقتی دوستمودیدم بعد اون افتضاح شدم،الانم دوس دارم سراون زندگی ولی یاداین میفتم ک باید دور دوستموبزنم و بحث مسایل جنسی سختمه ینی متنفرم ازگزینه ۲، یهواینطورشدم.
    الان دارم جدا میشم تصمیمم منه فقط اونا خیلی سعی کردن ولی من نمیتونم قبول کنم ،من بدونم اون ی نفربرام سخته زندگی انقد وابستشم
    کمکم کنید چیکارکنم ؟؟

    • مشاور , تیر ۸, ۱۳۹۶ @ ۳:۵۵ بعد از ظهر

      با سلام
      اگر درست متوجه شده باشم شما دوستی دارید که خیلی به انه وابسته شده شدید این فرد دوست قبلی شما بوده است ؟؟ضمن اینکه در هر حال وقتی ازدواج می کنیم باید بپذیریم که باید مسئولیت زندگی را قبول کنیم و قطعا وابستگی های قبلی را کنار بگذاریم نه اینکه قید کسی را بزنیم یا حتی خانواده را ولی اینکه بخواهیم قید زندگی و همسر را بزنیم قطعا بعدا با پشیمانی همراه است .مسائل جنسی جز هر زندگی است و اگر واقعا تمایل به پذیرش نداشتید این ازدواج از ابتدا نباید اتفاق می افتاد چون هر مردی یکی از اهداف اصلی ازدواج را در رفع نیازهای جنسی توسط همسر و به صورت شرعی می داند .و با مخالفت شما این حق طبیعی از ایشون گرفته می شود .یعنی شما بعد از جدایی از ایشون هیچ وقت ازدواج نخواهید کرد ؟؟ایا فکر می کنید با همسرتون نمی تونید رابطه جنسی داشته باشید یا به طور کل از این رابطه گریزان هستید .
      فکر می کنید بودن با اون فرد برای شما خوشبختی می اورد .بهتره کمی منطقی فکر کنید .و زندگیتون رو به خاطر دوستی که انتهاش معلوم نیست خراب نکنید چون بعدا پشیمانی سودی نخواهد داشت

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • سامیا , تیر ۸, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۱۶ بعد از ظهر

    حقیقتش اذیت میشم و حاضرم اینکارو کنم.چون محبتیم ک از دوستم دیدم هیچوقت تودوران نامزدیم ازشوهرم ندیدم ،علتشم بیشتراینه اونم مدام توهین و تهمت و ایناسرم خالی میکنه ن قصدازدواج مجدد ندارم کلا بیزارم از مسائل جنسی

    • مشاور , تیر ۹, ۱۳۹۶ @ ۳:۱۹ بعد از ظهر

      با سلام اگر اونقدر شرایط برای شما سخت است و رابطه جنسی رو هم نمی تونید بپذیرید و در ارتباط با همسرتون ازار می بینید و ذهنتون مدام دگیر محبت های فرد دیگری است بهتره زودتر اقدام کنید که ایشون هم تکلیفشون رو بدونند چون در هر حال ایشون هم حق دارند از تصمیم شما و دلیل ان مطلع باشند امیدوارم در ادامه زندگی موفق باشید و تصمیم اشتباهی نگرفته باشید

      • سامیا , تیر ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۴:۲۸ بعد از ظهر

        ممنونم از راهنماییتون،حقیقتش همسرم اصلا هیچ توجهی نه تودوران نامزدی نه بعدعروسی ب من نداشتن قطعا اگه ی ذره بجای دوستاشون ب من دقت میکردن کارب اینجا نمیرسیداما ایشون جواب محبتای بنده رو با بدوبیراه و کتک و ناسزا و بی احترامی دادن اخرسرهم انتظارات بیحا داشتن،ایشون اگ مرد خوبی بودن شعورشو داشتن به من ک محرمشم ب زوررابطه جنسی برقرارنمیکردن ک منم متنفربشم.

        • مشاور , تیر ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۲۳ قبل از ظهر

          با سلام
          حرف های شما کاملا درسته ولی در هر حال باید ببینید هنوز علاقه ای وجود دارد یا خیر ؟اگر هست باید تلاش کنید به درک مشترکی برسید در مورد رابط جنسی برای مردان اهمیت ویزه ای دارد در هر حال محرم بودید و ایشون شاید توان کنترل رو نداشتند .ولی جدای این مسائل توجه مثبت نسبت به همسر مساله مهمی است که باید متوجهشون کنید و اگر فکر می کنید ایشون تغییری نمی کنند بهتره تصمیم دیگری گرفته شود

        • مشاور , تیر ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۲۷ قبل از ظهر

          با سلام داروهای روانپزشکی ایرانی و خاری دارد که قطعا هزینه داروهای ایرانی ارزان تر است و حتی یک چهارم قیمت مشابه خارجی است و هر دو اثر ب خش هستند منتهی طول دوره درمان با داروهای خارجی کوتاه تر است یعنی زودتر نتیجه حاصل می شود .البته ممکنه دارویی باشد که مشابه خارجی نداشته باشد و اگ رورانپزشک متبحری باشد قطعا جایگزین مناسبی قرارخواهد دادکه قیمت مناسبی داشته باشد و خدا رو شکر در ایران داروهای خوبی در خط تولید وجود دارد که امروزه باعث بهبود انواع اختلالات روانپزشکی شده است .امیدوارم سلامت باشید

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
          موفق باشید

  • مینا احمدی , تیر ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۹:۴۵ قبل از ظهر

    سلام وقت به خیر.من ی پسر ۲ سالو نه ماهه دارم که خیلی خیلی باهوش مودب و پر تحرک هستش و فعال عاشق فوتبال شنا گردش تو پارک و مهمونی رفتن و موزیکه اما چند ماهیه متاسفانه با دو مشکل بد روبرو شدم .اول بگم که خودم شاغلم و مدرکم کارشناسیه شوهرمم همینطور خانواده مقیدی هستیم و مواظب رفتارمون جلو پسرم……
    مشکل اول اینکه هر چیزی که کشیده باشه مثل مداد یا خودکار نی نوشابه و امثالهم رو مثل سیگار دستش میگیره و کاملا مثل آدمی که سیگار میشکه رفتار میکنه نمیدونم از چ راهی از سرش بندازم.
    دوم اینکه متوجه شدم که مثل زن و شوهرا که رابطه برقرار میکنن اونم با پشتی همون رفتار رو انجام میده و پشتیرو دوستش خطاب میکنه واسش قصه میگه و میبوستش روش پتو میکشه …….واقعاً ناراحتم چون هر چی فکر میکنم نمیتونم علت این رفتارو پیدا کنم چون مطمئنم از طرف من و پدرش اشتباهی رخ نداده که جلوی پسرم باشه و حتی تو گوشی فیلم اینطوری نداریم یا حتی کانالی که ازین فیلما نشون بده من نمیدونم از کجا یاد گرفته.
    اما سیگار رو دسته پدر بزرگ و عموش دیده خانواده شوهرم چند نفر سیگاری دارن.

    ممنون میشم راهنمائیم کنین واقعا کم آوردم …….

    • مشاور , تیر ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۴۷ بعد از ظهر

      با سلام
      در مورد سیگار خب وقتی دیده در سنی قرار دارد که بدون دانستن دلیل اینکه خوب یا بد است فقط تقلید می کند.و نباید مدام تذر و بازخورد منفی چون ممکن است اگر به این مساله توجه ندارد بیشتر توجه کند و مشکل ایجاد شود .در مورد رفتارهای و بازی های جنسی هم احتمالا یا خدای ناکرده رفتار وشوخی با او صورت گرفته چون بچه برون گرایی است مدام اون لذت رو تکرار می کند و یا جایی دیده است حالا منزل فرد دیگری از اقدام .فکر نکنید اگر شما مراعات کرده و می کنید بچه ها با هوش و کنجکاوی دیگر متوجه سایر شرایط نیستند .باید به این مسائل توجه کرد شاید بهتر باشد با روانشناس کودک صحبت شود که با بازی درمانی و نقاشی خیلی از مسائل درونی کودک مشخص شود و دلیل رفتارها هم همین طور و این مسائل مرتفع شود به تنهایی نخواهید توانست از عهده مساله بربیاید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • مرضیه , مرداد ۵, ۱۳۹۶ @ ۸:۳۸ بعد از ظهر

    سلام من دختری ۲۲ساله هستم که پدرم تا۴ سال پیش اعتیاد داشت ولی الان ۴ساله که ترک کرده و مشکلی نداره الان خواستگاری دارم که نمیدانم این موضوع را به او بگویم یا نه لطفا راهنماییم کنید

    • مشاور , مرداد ۶, ۱۳۹۶ @ ۲:۱۹ بعد از ظهر

      با سلام
      اگر ایشون ترک کردند و مشکلی ندارند نیاز به گفتن نیست مهم این است که پدر شما اکنون سالم هستند نیازی به بیان کردن و بدبین کردن طرف مقابل نیست چون قطعا براشون ایجاد حساسیت می کند و ممکنه همین روی تصمیمشون تاثیر داشته باشد منتهی اگر هنوز مساله اعتیاد رفع نشده و در رفتار پدرتون مشخص است بهتره که حتما بیان کنید .منتهی نه در قالب اعتیاد بلکه بیماری بوده که اکنون عوارضی باقی مانده است در غیر صورت نیاز به بیان نیست .مگر اینکه بعد از توافق هر دو نفر در تحقیقات مساله ای مشخص شود که برای طرف مقابل عدم صداقت شما ناراحت کننده قلمداد شود .به خاطر داشته باشید بعضی از موارد را باید مطرح کرد و بعضی موارد که سالها قبل بوده نیازی به بیان ندارد و مطمئن باشید خانواده خای کامل نیست و هر فردی در زندگی شخصی و خانوادگی با مشکلاتی رو به رو است منتهی وخامت ممکن است متفاوت باشد .
      امیدوارم خوشبخت باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  • صبا , مرداد ۱۴, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۰۲ بعد از ظهر

    باسلام

    دختری هستم ۲۹ ساله از اصفهان.دارای خانواده ای در سطح متوسط با تحصیلات فوق لیسانس. ماجرا از روزی شروع شد که مدرکم را گرفتم و حدود دو سال دنبال کار میگشتم، هر جایی فکرش را بکنید حتی سمتی خیلی پایین تر از سطح خودم . متاسفانه نتونستم کار پیدا کنم و فقط توی یه دانشگاه غیرانتفاعی به صورت حق التدریسی و دو ساعت در هفته کار پیدا کردم، اونجا هم همکارهام حتی با مدرک دکتری اوضاع کار و امنیت شغلی ندارند.ناچارا به فکر مهاجرت و ادامه تحصیل در خارج افتادم . تحقیقات زیادی کردم ولی همواره دو مشکل پیش روم بود . اول هزینه و دوم رضایت خانواده برای مهاجرت . تنها راه رفتن من ازدواج با شخصی اون طرف بود . یه روز که برای سرگرمی توی فیس بوک میگشتم با یه سایت همسریابی آشنا شدم که حدود ۱۲ هزار عضو داشت ، از همه جای دنیا. منم شانس خودمو امتحان کردم ،یه پست گذاشتم و تمام شرایطمو صادقانه نوشتم. افراد زیادی اومدن درخواست دادن ولی یا کلا قضیه را شوخی گرفته بودن و مزاحم بودن یا شرایطشون با من جور نبود . تا این که بالاخره یه نفراز انگلیس اومد و شرایط منو کامل قبول کرد و موقعیت بدی هم نداشت.حدود شش ماه فقط از طریق مسنجر فیس بوک باهم در ارتباط بودیم و به صورت جدی صحبت میکردیم . هیچ وقت در طول این شش ماه حرف نامربوط نزد و اهل لاس زدن و سواستفاده نبود‌.فقط همیشه توی حرفاش میگفت آدم باید شرایط بقیه راهم درک کنه وبهشون کمک کنه .وقتی ۱۰ سالش بوده پدرشون فوت شده بود . شش تا خواهر برادر بودن که بعد از فوت پدرشون ارثی بهشون نرسیده بود چون از جنگ زده های کرمانشاه بودن و توی این دنیا فقط امیدشون به همدیگه بود. تمام آدرس و اطلاعاتش را هم در ایران و هم در انگلیس برای تحقیق داد.خواهر برادرش فرهنگی و نظامی بودن.آدمای بی رگ و ریشه ای نبودن .خودشم از بیکاری و سختی رفته بود انگلیس پناهنده شده بود. قرار بود عیدنوروز برای آشنایی بیشتر و روشن شدن تکلیفمون بیاد ایران ولی بدقولی کرد و نیومد. بهش گفتم تکلیف مرا روشن کن من باید چی کارکنم من باید به فکر آینده و شغل و بیمه و غیره باشم ، گفت تو زندگی عادی خودتو ادامه بده شاید من اومدم و نشد من نمیخوام مدیون تو بشم .گفتم آخرش تا کی میای ایران گفت نهایتش تا تابستون . گفتم چرا الان نمیای میگفت تو استاد دانشگاهی با یه خانم خونه دار فرق داری. من وقتی میام باید دستم پر باشه یه حرفی برای گفتن داشته باشم. تمام درآمد این چندسالشم یه مغازه اونجا با دوستش شریک شده بود و یه ماشین سنگین ایجا خریده بود داده بود به داداشش که باهاش کار کنه.

    عصبانی شدم گفتم میخوای یه مدت کمتر باهم درارتباط باشیم گفت هرجور راحتی هرچند ممکنه موافق نباشم ولی اگه تو میخوای حرفی نیست. از اون روز دیگه ارتباطمون قطع شد نه اون پیام داد نه من . الان حدود چهارماه میگذره ولی من هنوز منتظرشم و نمیتونم فراموشش کنم. به نظر شما بهش پیام بدم و دوباره رابطه را شروع کنم؟ من تمایل دارم این وصلت انجام بشه ولی الان نمیدونم باید چی کار کنم. اصلا اون هنوز منو یادشه یا نه؟ من باید چی کار کنم؟

    • راهنما , مرداد ۱۵, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۰۱ قبل از ظهر

      واقعا از شما با چنین تحصیلاتی بسیار بعیده که وارد چنین رابطه ای شده باشید
      تحصیلات به چه قیمتی ؟ شما اگر کاری پست رو انتخاب کنید بلاخره با افرادی آشناشده و واسطه ای برای کار بهتر پدیدار میشه
      شما چقدر ایشون و میشناسید ؟ چرا اینقدر ساده لوحانه نگاه میکنید؟ اگرایشون شمارو وارد یک باند خرید و فروش اعضا کرد اونوقت چقدر این نگرانی برای بیکاریتون ارزش داره؟
      باید خداروشاکر باشید در این مرحله تمام شد ولی از حالت نوشتن جمله آخر مشخصه که در بیداری خودتون رو به خواب زدید و چنین فردی رو نمیشه بیدار کرد …

    • مشاور , مرداد ۱۵, ۱۳۹۶ @ ۴:۰۸ بعد از ظهر

      با سلام
      چون شما به فکر مهاجرت هستید شاید فکر کنید این بهترین موردی است که می توانید پیدا کنید هدف شما احتمالا ادامه تحصیل و پیدا کردن شغل مناسب است بنابراین فکرتون درگیر اینه که با فردی که خودش اونجا باشه زندگی کنید و شاید فکر می کنید همه چیز همان طوری که انتظار دارید پیش خواهد رفت .
      ایشون اگر فکر می کنند شما مناسب هستید و تصمیم خودشون هم واقعا برای ازدواج بود خوب اینقدر راحت ارتباط قطع نمی شد هر چند فرد موجهی باشند .و یا به قول خودتون بدقولی در مورد تاریخ امدن صورت نمی گرفت ضمن اینکه به سایت ها و این اشنایی ها و حرف هایی که افراد می زنند همیشه اعتمادی نیست به هر حال هر فردی مهاجرت می کند شرایط مناسبی ندارد شاید شما با فردی در ایران ازدواج کنید و خوشبخت باشید و شرایط اقتصادی و موقعیت اجتماعی خوبی داشته باشید ولی اینکه به قصد بهبود شرایط مهاجرت کنید و بعد شرایط مناسبی در انتظار نباشد مساله دیگری است که باید دقت داشته باشید.
      به هر حال درست نیست شما دوباره ارتباط بگیرید ایشون بعد از این مدت اگر واقعا به شما تمایل داشته باشند حتما باید اقدام کنند با توجه به اینکه افرادی که مهاجرت می کنند تمایل دارند برای ازدواج با هم وطن خودشون ازدواج کنند .اینکه ایشونم پیگیری نکردند خوب می تونه نکته مهمی داشته باشد .بهتره درست تصمیم بگیرید بحث یک عمر زندگی است و اینکه شما نمی دونید ایشون چه اخلاق و رفتاری دارند و سالهایی که در کشور دیگری بودند چقدر پایبند اخلاقیات بودند .ذهن شما فقط درگیر رفتن است و نباید به هر قیمتی به این مساله تمایل داشته باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.