مرکز مشاوره رشت

مرکز مشاوره رشت

مرکز مشاوره خوب رشت

مشکلات فردی و اجتماعی مشکلاتی هستند که شما به تنهایی نمی توانید از پس آنان بر آمده و آنها را حل نمایید در این راه قطعاً به یک راهنمای با تجربه که همانند نقشه شما را یاری نماید دارید همچنین باید این فرد قابل اعتماد باشد.

مشاوران کانون مشاوره ایران افرادی با تجربه و کاردان هستند که شما می توانید با آنها احساس صمیمیت کرده و بدون هیچ مشکلی مسائل خود را با آنان در میان بگذارید و پاسخ سوالات و راه حل مشکلات خود را به دست آورید.

لیست روانشناسان برتر و مشاوران خوب رشت .

مشاوران و روانشناسان ما در مرکز مشاوره در همه نقاط آماده پاسخگویی به شما هستند.

ما به ساکنین شهر رشت مرکز مشاوره رشت را که با کادری مجرب و کارآزموده در زمینه های مشاوره ازدواج تختی، مشاوره خانواده تختی ، مشاوره ازدواج بیستون و  مشاوره خانواده مطهری ، در خدمت مردم عزیز می باشد را معرفی میکنیم.

معرفی برخی مراکز مشاوره رشت

مرکز مشاوره رشت دارای نمایندگی های متعدد از جمله مرکز مشاوره بیستون ، مرکز مشاوره مطهری ، مرکز مشاوره میدان شهرداری و مرکز مشاوره تختی همراه همیشگی شما در برابر مشکلاتتان خواهد بود.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

مشاوره افسردگی در رشت

افسردگی در گذشته در شهر رشت اندک بوده است.

این ناشی از فرهنگ غنی این است .

اما متاسفانه افسردگی در این شهر در حال رشد است.

از دلایلی که نرخ افسردگی در این شهر کم تر از سایر شهرهای ایران است.

فرهنگ و طبیعت است.

طبیعت سبب افزایش شور و طرب در افراد می شود.

این اختلال روانی می تواند به وسیله استفاده از دارو و یا روش های غیر دارویی درمان شود.

روش غیردارویی برای اینکار روش نوروفیدبک است.

دستگاه نوروفیدبک در تهران وجود دارد.

مشاوره کودک و نوجوان 

کودکان در سنین مختلف رفتارهای مختلفی از خود نشان می دهند.

به طبع آن والدین نیز باید رفتارهای مختلفی بروز دهند.

مرکز مشاوره در این امر به شما کمک می کند.

پیش از آن که در مورد مرکز مشاوره خوب رشت سخن بگوییم.

باید به این نکته اشاره کنیم که در مشاوره کودک و نوجوان اختلاف سنی کم میان فرزندان و یا عدم وجود خواهر و برادر مشکل اصلی کودکان است.

در ازتباط میان خواهر و برادر آنان مسئولیت پذیری، فداکاری و رقابت مثبت را فرا می گیرند.

حال اگر با جانب گیری خانواده ها همراه شود. این رقابت منفی خواهد بود.

برای مثال مادر و پدر هر دو طرف یکی از فرزندان را بگیرند.

یا همواره یکی از فرزندان برنده باشد.

پدر همواره از دختر حمایت می کند و حق را به او می دهد.

روانشناسی درمان اختلالات روانی

اختلالات روحی و روانی سطوح مختلفی دارد.

این اختلالات معمولا ریشه در کودکی و یا نوجوانی فرد دارد.

اگر در زمان مناسب درمان شود مشکلات جانبی به همراه ندارد.

بی توجه به برخی اختلالات تا جایی بیش می رود که فرد به خودکشی و یا دیگرکشی دست می زند.

افسردگی و یا اضطراب در زمان های مختلف رخ می دهد.

مثل برای کنکور نوجوان اضطراب شدید دارد.

این نوع استرس موقتی است ولی اگر ادامه دار شود مشکل بیشتر می شود.

اضطراب های موقتی با روش های روانشناسی قابل درمان است.

ویژگی مرکز مشاوره خوب رشت

برای یافتن مرکز مشاوره خود با به یک شهر محدود نکنید.

به دنبال بهترین باشید.

اگر در شهرهای دیگر بود به روح و روان خود ارزش داده و به آنجا بروید.

معمولا مشاوره تلفنی نیز با مراکز مشاوره خوب در دسترس است.

  • برخی مواقع زندگی شما نیاز به زیباتر شدن دارد.
  • شما سردرگم شده اید و نیاز به کمک دارید.
  • برنامه مشخصی در زندگی خود ندارید.
  • انگیزه لازم برای اجرای برنامه های زندگی خود را ندارید.
  • نیاز به تحول دارید.
  • برای بهتر شدن زندگی زناشویی نیاز به آموزش های تخصصی دارید.

شماره های تماس 01

در جست و جوی موفقیت

موفقیت یک امر نسبی است.

این نکته مهمی است که خیلی ها فراموش می کنند.

موفقیت هنگامی رخ می دهد که شما یک احساس رضایت از مقایسه خود با دیگران و دستیابی به آرزو هایتان داشته باشید.

افراد موفق چه می کنند.

۱-برنامه ریزی انعطاف پذیر و کارآمدی دارند.

این افراد برای زمان خود برنامه ریزی می کنند.

برنامه ریزی سبب می شود. که بتوانید میان نیازهای اولیه و تفریح خانواده و کار تعادل برقرار کنید.

۲-رویارویی با مشکلات

افراد موفق با مشکلات و چالش ها روبرو می شودند.

مرکز مشاوره خوب رشت مراجعه کنید.

از چالش های جدید هراسی ندارند و آنان را حل می کنند.

چالش جدی را پله ای جدید برای دستیابی به موفق می دانند.

۳- تلاش کزدن یک امر اساسی است.

برخی موفق را ناشی از شانس می دانند.

اما هیچگاه به تلاش های شبانه روزی فرد نگاهی ندارند.

فوتبالیستی که از سنین کم تلاش کرده و تلاش سبب شکوفایی استعدادش در فوتبال می شود.

ادیسن که مخترع برق است، روزی ۳ ساعت می خوابید و هموره در تلاش بود.

او بیش از ۱۰۰ اختراع موثر دارد که زندگی بشر را تحت تاثیر قرار داده است.

۴-تصمیم درست گرفتن و یک قدم از دیگران جلوتر بودن

شناسایی نیاز بازار و مردم می تواند یک گام دیگر باشد.

بدانید کی و چگونه باید حرکت کنید.

موسسان شرکت های موفق همیشه یک قدم از دیگران پیشتازتر هستند.

۵-موفقیت فقط کار نیست

موفقیت در کار در بیشتر مواقع سبب موفقیت اجتماعی و در خانواده می شود.

اما موفقیت وقتی رخ می دهد که شما در زندگی خو نیز موفق باشید.

از زندگی احساس رضایت کنید.

برخی ها در کارشان موفق هستند ولی هرگز احساس زندگی کردن را لمس نمی کنند.

همانطور که گفته شد برنامه ریزی کنید تا میان نیازهای خود تعادل برقرار کیند.

منبع: com.مرکزمشاوره


صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

administrator

مقالات مرتبط

519 نظرات

  • Reyhan , اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۶:۳۴ بعد از ظهر

    دختری۲۱ساله هستم.حدود۴ساله با پسری دوست هستم قصدمون ازدواجه خانواده ها در جریانن اما الان چند ماهه خیلی عصبی شده سر کوچکترین چیز جوش میاره اصلا به جدایی فکر نمیکنیم فقط نمیدونم چجوری رفتار کنم که عصبی نشه.اینم بگم که باعث عصبانیتاش رفتارای اشتباهه خودمه…ممنون میشم راهنماییم کنید😣

    • مشاور , اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۸:۲۲ بعد از ظهر

      با سلام
      ببینید اگر اینکه می فرمایید دلیل عصبانیت رفتار شماست رو بدون هیچ تعصی و دلبستکی مطرح می کنید درست و لی اگر به خاطر شرایط عاطفی پیش امده بخاطر دوستی ۴ ساله فکر می کنید شما مقصر هستید خب باید بدونید که منطقی قضاوت نمی کنید
      شاید در طی پرسش و پاسخ های همین سایت متوجه شدید که این دوستی ها و تصمیم به ازدواج باعث مشکلات زیادی برای افراد شده چون اون لحظه فقط به فکر رسیدن به اون فرد هستند و اصلا اینده نگری ندارند .شما هم اگر واقعا قصد ازدواج دارد بهتره وقت بگذارید و از مشاوره پیش از ازدواج بهره ببرید و تلاش کنید برای تصمیم گیری قاطعانه عمل کنید .
      امیدوارم تصمیم مناسبی بگیرید و اگر واقعا رفتار شما مشکل داره در جهت اصلاح اقدام کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • Reyhan , اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۶:۴۸ بعد از ظهر

    دختری۲۱ساله هستم.حدود۴ساله با پسری دوست هستم قصدمون ازدواجه خانواده ها در جریانن اما الان چند ماهه خیلی عصبی شده سر کوچکترین چیز جوش میاره اصلا به جدایی فکر نمیکنیم فقط نمیدونم چجوری رفتار کنم که عصبی نشه.اینم بگم که باعث عصبانیتاش رفتارای اشتباهه خودمه…ممنون میشم راهنماییم کنید😣
    خیلی همو دوست داریم ولی نمیدونم چرا جدیدا اینجوری شده فوق العاده زیاد غیرتیه…

    • مشاور , اردیبهشت ۳۱, ۱۳۹۶ @ ۷:۳۹ بعد از ظهر

      با سلام
      دوران عقد آسیب هایی وجود دارد که اگر با آنها مقابله نشود، پایه های زندگی مشترک همسران را سست خواهد کرد. نامزدها باید مراقب این آسیب ها باشند.

      ۱٫مقایسه های ناشایست

      یکی از آفت ها و عوامل مهم دل سردی و نارضایتی در روابط نامزدها ، مقایسه کردن نامزد خود با دختران و پسران دیگر و گاهی خواستگاران دیگر است. در این مقایسه ها طرفین به این نتیجه می رسند که دیگران از همسرشان بهتر هستند. در حالی که این برداشت به خاطر ظاهربینی و عدم اطلاع از عیب های دیگران و عدم آشنایی با زیبایی های اخلاقی، خلقی، جسمانی، اجتماعی و… همسرشان است.

      اگر نامزدها می خواهند که در روابط خود آرامش و رضایت خاطر داشته باشند باید دست از این مقایسه و مطرح کردن این گونه مسائل بردارند.این گونه مسائل معمولا به دلیل چشم چرانی مردان یا حساسیت خانم ها به وجود می آید. فردی که هرروز به صدها دختر و پسر چشم می دوزد و آنها را با لباس های رنگارنگ و اندام های متفاوت مشاهده می کند، به طور معمول در ذهنش این مقایسه ها انجام می شود که همسر من آن شرایط و ویژگی ها را ندارد.

      ۲٫ انتظارات بی جا

      متأسفانه گاهی مشاهده می شود که دخترو پسر توقعات بیجایی از هم دارند و بارهای سنگینی را بر هم تحمیل و این دوران شیرین را تلخ می نمایند. این توقعات معمولا برخاسته از نگاه سطحی به زندگی است و هر عقل سلیمی آن را ناپسند می داند و حتما از آن باید پرهیز کرد. اگر خانواده ها چنین مسائلی را مطرح کردند، دختر و پسر باید هوای یکدیگر را داشته باشندو علاوه بر اینکه نباید وارد این امور واهی شوند، لازم است از یکدیگر دفاع کنند و نگذارند بر دیگری فشار وارد شود.

      ۳٫ دخالت های بی جا

      جوان هایی هستند که دوران شیرین نامزدی شان و کانون با صفای زندگیشان و قلب های پر از محبتشان به خاطر دخالت های بی جای اطرافیان، به تلخی و سردی و کدورت کشیده شده است. زوج های جوان باید همیشه مراقب این افراد باشند و زندگی شیرین خود را از «نیش زهرآگین» آنان محفوظ و مصون نگه دارند و هوشیار و مواظب باشند که ممکن است این افراد در قیافه دلسوز و خیرخواه نیز ظاهر شوند. بهترین راه مقابله با این افراد آن است که در ظاهر سری تکان داده و بگذریم و سعی شود بدون ناراحتی آنها صورت مسئله را تغییر داده و همچنان به همدلی و صمیمیت یکدیگر پایبند باشند .

      ۴٫ رعایت احترام پدر و مادر

      برخی از دختر و پسرها، پس از اینکه همسر خود را یافتند، پدر و مادر خود را فراموش می کنند و یا به آنان کم توجه می شوند و گاهی نسبت به آنان بی ادبی می کنند. گاهی مادر پسر، پس از آوردن عروس و حتی به محض نامزدی احساس می کند پسرش دیگر آن علاقه و توجه سابق را به او ندارد و این برایشان سخت و گاهی غیر قابل تحمل می شود. همسران جوان باید مراعات حال پدر و مادر دو طرف را بکنند. به طوری که پدر و مادر همسر را نیز همانند پدر و مادر خود بدانند و توجه داشته باشند که احترام به پدر و مادر همسر، محبت و سازگاری بیشتر همسر را به ارمغان می آورد و اونیز به پدر و مادر شما احترام می گذارد و این گونه دور تصاعدی محبت بالا می گیرد. اگر نامزد ها به همه جوانب امور توجه داشته باشند و حق هرکس را به جای خود رعایت کنند، بسیاری از این نزاع ها و کشمکش ها میان والدین و عروس و داماد به وجود نمی آید.

      ۵٫ زیاده روی در رفت و آمدها

      رابطه دختر و پسر و خانواده هایشان در این دوران، باید گرم و صمیمی باشد؛ اما به افراط و زیاده روی کشیده نشود. اعتدال در هرکاری پسندیده است. اگر رفت و آمدها و مهمانی ها زیاد شود، دو طرف خسته می شوند و این خستگی به محبت ها لطمه می زند؛ به خصوص اگر این دوران، طولانی بشود. بسیاری از جوانان می پرسند که در دوران نامزدی چقدر باید رفت و آمد کرد؟ بطور کلی اندازه معینی وجود ندارد، بلکه باید دید زمینه چقدر مهیا است و پذیرش چه اندازه می باشد. نه آنقدر کم که دل سردی بیاورد و نه آن قدر زیاد که خستگی آور شود. نه تکبر و سرسنگینی و بی اعتنایی و نه زیاده روی و سبک کردن خود و به زحمت انداختن دیگران.

      ۶٫ خاطرات ناخوشایند

      ممکن است در دوران قبل از عقد، کدورت ها و ناراحتی هایی پیش بیاید و خطاهایی از طرفین سر بزند و یا در هنگام خواستگاری و بله برون و تعیین مهریه و شرایط ازدواج و مهمانی ها، مممکن است کدورت هایی پیش آمده و مسائلی بین دو خانواده رد و بل شده باشد و بعضی از بزرگ ترها و اطرافیان و یا خود دختر و پسر، حرف های دل سرد کننده ای زده باشند. این کدورت ها ، نباید به بعد از عقد سرایت کند. بعد از عقد همه این ناراحتی ها باید برطرف گردد و به دوران پس از عقد کشیده نشود. اگر به کسی بی احترامی شده و یا خیال می کند به او توهینی شده است، باید ببخشد. دختر و پسر نیز بعد از عقد هرگز درباره دلخوری های گذشته ، حرفی نزنند. مطرح کردن خاطرات ناخوشایند، نشانه عدم رشد و ناپختگی طرفین است و باعث کم شدن محبت میان همسران می شود و گاهی لطمه های سنگینی بر پیکره زندگی نوپا وارد می کند و صمیمیت را خدشه دار می کند.

      ۷٫ خاطر خواهان قبلی

      بعضی از عروس و داماد ها و بستگانشان برای عزیز کردن خود و یا برای جبران عقده های حقارتشان و یا به هر انگیزه دیگر، از خواستگاران و خاطرخواهان سابق خود، نزد یکدیگر سخن می گویند و معمولا تعدادشان را چندین برابر واقعی اش افزایش می دهد و آنان را به رخ همدیگر می کشند. در حالی که مطرح کردن این نوع خاطرات و به رخ کشیدن ها، بیشتر غرور و یا تحقیر را به دنبال دارد و گاهی به تحریک غیرت مرد و یا احساسات زن می انجامد و موجب بدبینی و سوء برداشت می شود. به همین جهت این نوع خاطرات گذشته باید پس از ازدواج از صحنه ذهن پاک کرد و به زبان نیاورد.

      ۸٫ طولانی شدن دوره نامزدی

      برخی از مشکلات ناشی از طولانی شدن بیش از حد دوران عقد عبارت است از:

      فشارهای روانی که از ناحیه اطرافیان متوجه همسران می شود و درباره تأخیر عروسی و معطلی آن به گفت و گو می پردازند.
      محدودیت های تأمین عواطف و احساسات یکدیگر و اختلال در وضعیت جسمی و روانی دو طرف است.
      احساس بلاتکلیفی برای دختران و اینکه با وجود داشتن همسر هنوز در خانه والدین زندگی می کنند.
      خسته شدن والدین دختر و پسر از رفت و آمد زیاد و مکرر داماد و مسائلی که پیش می آید.
      بدآموزی های اخلاقی و تربیتی که گاهی متوجه برادران و خواهران عروس می شود.
      گاهی ممکن است این ارتباط ها فراتر رفته و زمینه اختلافات جدی را به دنبال داشته باشد.
      موفق باشید

  • Reyhan , اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۱۰ بعد از ظهر

    بعضی اوقات کارایی ک دوست نداره رو انجام میدم همین باعث میشه زود ناراحت یا عصبی بشه.اصلا از رابطمون ناراضی نیستیم.

  • Hana , تیر ۳, ۱۳۹۶ @ ۳:۴۸ بعد از ظهر

    سلام من ۵ساله ک زندگیم سردرگم شده ۱۹ سالمه علاقه شدید ب موسیقی داشتم و دارم ولی بخاطر شرایطم نتوننستم بخونم خیلی مشکلات بسیار دیگ داشتم گذشته فوق العاده تاریکی داشتم قبلا وقتی ناراحت بودم افسرده بودم گریه میکردم میفهمیدم تو خودم میریختم ولی الان دیگ هیچ حسی ب چیزی ندارم خودمم نمیدونم خوشحالم یا ناراحت نسبت به همه چیز سردم نمیدونم وفسردم یا خوشحال از روزا متنفر شدم استرس خاصی برام داره از ادما متنفر شدم بیشتر اوقات داخل اتاقم میمونم منتظر میمونم ک شب بیاد..خواستم بدونم ایا من افسرده شدم؟

    • راهنما , تیر ۴, ۱۳۹۶ @ ۱:۳۹ قبل از ظهر

      افسردگی می تواند به دلایل روحی باشد مثلا نا امیدی های و دلسردی هایی که در زندگی با آنها مواجه می شویم و یا اینکه به علت مشکل جسمی و یا فیزیکی که تازگی به آن دچار شده اید .
      افسردگی به مروز زمان بر روح و جسم تسلط می یابد و گسترش پیدا می کند و به نظر شخص افسرده هیچ راه گریزی برای آن وجود ندارد.
      از دید روان شناسی آسیب های جسمی بسیاری در این مدت زمان می تواند به این اشخاص وارد شود مانند خودکشی و یا …
      علائم فیزیکی که در این افراد دیده می شود بدین ترتیب است :
      اختلال در خواب ، نداشتن خواب مفید، از خواب پریدن های بسیار در فواصل خواب یک شبانه روز، احساس گریه مداوم ، غمگینی، خستگی، عدم احساس آرامش و عدم تمدد اعصاب حتی با وجود استراحت های طولانی مدت ،

      شخصی که در حال افسرده شدن است خود به سادگی قادر به درک این موضوع است ، علاوه بر آن نشانه هایی مانند :
      * این افراد دردهای عصبی بسیاری را در ناحیه گردن و کمر و سر خود احساس می کنند و حتی با مصرف مسکن های متفاوت نیز اثر درد تخفیف نمی یابد .

      * معمولا افرادی که دارای افسردگی هستند بیشتر دچار سر دردهای ناگهانی و یا احساس غم و گریه یکباره می شوند .

      * افراد افسرده تا حدی از جان خود سیر می شوند که به خود کشی فکر می کنند و خانواده ی این افراد باید کاملا آنها را درک کنند و تا جایی که ممکن است با خواست های آنها موافقت داشته باشند تا زمانی که شخص از این دوران بحرانی که به آن دچار شده است و از برزخی بس بزرگ که در آن به سر می برد خارح شود . در این مرحله خانواده و حمایتشان نقش اساسی را دارد .
      * باید به خاطر داشته باشید بیشتر از اینکه دردهای جسمی این افراد را تسکین دهید باید زخم های روحی آنها را مداوا کنید زیرا این زخم ها ممکن است آنها را از پای درآورد .

      * در مدتی که شخص دچار افسردگی شده است باید حتما از یک روانکاو نیز کمک بگیرید تا او شما را در این زمینه یاری کند ، و به بهبودی کامل دست پیدا کنید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

    • مشاور , تیر ۴, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۰۲ قبل از ظهر

      با سلام ممکنه شرایط افسردگی باشد چون به هر حال افسردگی انواع مختلفی دارد و گاهی خودافسردگی مطرح نیست و در واکنش به شرایط علائمی از افسردگی مطرح می شود .ولی درهر صورت بهتره حضوری مراجعه داشته باشید وپیگیر بر طرف کردن علائم باشید چون ممکنه یک مساله خوش خیم در گذر زمان بدخیم شود و مشکلات زیادی را ایجاد کند .مسائل و شرایط خانوادگی و مشکلاتی که می فرمایید باید صحبت شود چون در درمان و ارائه راهکار قطعا کمک کننده خواهد بود .امیدوارم زودتر مشکلتون مرتفع شود و انگیزه لازم برای پیگیری اهداف و علایق را بدست اورید البته باید خودتون برای تغییر شرایط و بهبودی حال روحی تلاش کنید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

    • مشاور , تیر ۴, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۰۲ قبل از ظهر

      با سلام ممکنه شرایط افسردگی باشد چون به هر حال افسردگی انواع مختلفی دارد و گاهی خودافسردگی مطرح نیست و در واکنش به شرایط علائمی از افسردگی مطرح می شود .ولی درهر صورت بهتره حضوری مراجعه داشته باشید وپیگیر بر طرف کردن علائم باشید چون ممکنه یک مساله خوش خیم در گذر زمان بدخیم شود و مشکلات زیادی را ایجاد کند .مسائل و شرایط خانوادگی و مشکلاتی که می فرمایید باید صحبت شود چون در درمان و ارائه راهکار قطعا کمک کننده خواهد بود .امیدوارم زودتر مشکلتون مرتفع شود و انگیزه لازم برای پیگیری ا۶داف و علایق را بدست اورید البته باید خودتون برای تغییر شرایط و بهبودی حال روحی تلاش کنید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • حانیه , تیر ۳, ۱۳۹۶ @ ۶:۱۹ بعد از ظهر

    با سلام
    من حدود ۴سال باکسی دوستم قصدمون ازدواجه خانوادهامون در جریانن.. ولی از هم دوریمو این دوری ی شکاکیتای برای من درست کرده.. یک بار میخواستم که یه دستی به دوستش بزنم و از کاراش سر در بیارم حرفای نامربوطی زدم و وقتی به گوشش رسید خیلی ناراحت شد و قهر کرد ۳روز پیگیری کردم دیدم جواب نمیده منم دیگه بهش زنگ نزدم و الان ۲۰روز شده که قهریم دنبالشو نگرفتم چون فک میکنم اونم باید به من اجازه میداد و اگر دیگه زیادی پیگیرس بشم باعث میشه تو زندگیمون یک مرد قهرکنه برای همین الان نمیدونم باید چیکارکنم زنگ بزنم و ازش دلجویی کنم یا صبر کنم تا خودش بیاد با تشکر از سایت خوبتون

    • راهنما , تیر ۴, ۱۳۹۶ @ ۲:۰۰ قبل از ظهر

      اگر همیشه ترس از دست دادن همسرتان را دارید… در این صورت ۲ راه بیشتر ندارید:

      ۱. از همان ابتدا و در دوران آشنایی آنقدر او را خوب بشناسید تا با توجه به شخصیت او این داستان برطرف شود.

      ۲. آنقدر در زندگی زناشویی خود، عشق و محبت صرف کنید که همسرتان نتواند به کسی دیگر جز شما فکر کند.

      اگر به همسرتان شک کردید و بعد از مدتی متوجه شدید شک شما اشتباه بوده است، در این شرایط ۲ حالت ممکن است پیش بیاید:

      ۱. همسرتان متوجه شک شما نشده است؛ در این صورت باید روی خودتان کار کنید تا کاملا شک شما برطرف شود و تنها چیزی که می تواند شک ها و ناآرامی های بین زوج ها را از بین ببرد محبت کردن بی قید و شرط به یکدیگر است چون در این صورت رابطه دلپذیر می شود و در نتیجه دوباره اعتماد و آرامش به زندگی بازمی گردد.

      ۲. همسرتان متوجه شک شما شده است؛ دراین صورت باید اول به اشتباه خود اعتراف و از او معذرت خواهی کنید. بعد به نوعی با رفتارهایتان نشان دهید که کاملا به او اعتماد دارید.

      راهکارهایی که باعث می شود شک همسرتان از بین برود:

      ۱. برای اینکه همسرتان به شما اعتمادداشته باشد احتیاجی نیست که کار خارق العاده ای انجام بدهید. مهم ترین قدم این است که همیشه و حتی در مورد چیزهایی که به نظرتان کوچک و بی اهمیت می رسند قابل اعتماد باشید. حتی اگر هیچ وقت پیمان شکنی بزرگی نکنید و همیشه با همسرتان صادق باشید، جدی نگرفتن این موارد کوچک می تواند بیش از هر چیز دیگری اعتماد او نسبت به شما را از بین ببرد.

      یادتان نرود: از خرید یک میوه تا برنامه ریزی سفر یا تعهدهای بزرگ تر و جدی تر زندگی، هر چیزی را که به همسرتان وعده می دهید باید عملی کنید.

      یادتان باشد: هرگز برای دلخوش کردن او قولی ندهید که نمی توانید انجام دهید.

      ۲. اعتماد او را از دست ندهید و رازهایش را به یک موضوع عمومی تبدیل نکنید. یادتان نرود که آنچه در یک رابطه مطرح می شود باید در همان رابطه هم بماند. برای سرپیچی از این قانون هیچ استثنایی وجود ندارد و شما نمی توانید به بهانه عصبانیت یا دعواهای زناشویی رازهای همسرتان را فاش کنید.

      یادتان باشد: اعتمادی که از بین می رود به همین سادگی ها تجدید نمی شود.

      ۳. چرا فکر می کنید که همسرتان باید به شما اعتماد کند و هیچ رازی در مقابل شما نداشته باشد. در حالی که خودتان نمی توانید به او اعتماد کنید و حقایق زندگی تان را برایش بیان کنید؟!

      یک اگر مهم:اگر اعتماد همسرتان برایتان اهمیت دارد باید رازهایتان را برایش فاش و از احساساتی که هر روز و هر لحظه دارید برایش صحبت کنید.

      ۴. در نظر گرفتن منافع خود و بی توجهی به خواست طرف مقابل و آنچه به نفع رابطه شماست خیلی زود اعتماد همسرتان را از بین خواهد برد. اگر برای ساختن یک اعتماد همیشگی جدی هستید پس این نکته را هم نادیده نگیرید.

      سعی کنید: در زمان انتخاب و تصمیم گیری چیزی را انتخاب کنید که به نفع همسرتان و زندگی مشترک تان هم باشد. مسلم است که همیشه نباید منافع خودتان را نادیده بگیرید و خواسته هایتان را قربانی این اعتمادسازی کنید. باید سعی کنید توازنی میان این دو ایجاد کنید.

      ۵. هنگامی که اشتباهی از شما سر می زند عذرخواهی کنید. هیچ چیز بیشتر از اشتباه نمی تواند اعتماد همسرتان را از بین ببرد. از گفتن این جمله نترسید و به خاطر غرورتان همه چیز را خراب نکنید البته مهم تر از این عذرخواهی اولیه، نشان دادن پشیمانی تان در رفتارهایتان است.

      به طور کلی همسران شکاک یکی از ۳ گروه زیر هستند:

      گروه اول: افرادی هستند که بدبینی در ذات شان است؛ این افراد از همان ابتدای زندگی به راحتی قابل شناسایی هستند و اصولا نسبت به هر موضوعی نیمه خالی لیوان را می بینند و در رابطه با پیرامون خود نوعی نگاه منفی دارند.

      گروه دوم: افرادی هستند که نوعی وسواس فکری نیز در بدبینی هایشان نهفته است؛ این دسته افراد نسبت به برخی رفتارها و واکنش های همسر خود به جنس مخالف نوعی وسواس فکری دارند که در بیشتر موارد همراه با بدبینی است که در این صورت اختلاف چندانی بین زوجین پیش نمی آید.

      گروه سوم: افرادی هستند که روزگاری جزو گروه های یک و دو بودند و در معرض خطر ابتلا به اختلالات پارانوئید هستند. به این معنا که با کنار هم گذاشتن برخی پارامترهای خیالی به این نتیجه می رسند که همسرشان قطعا در حال خیانت است.

      رازهای کنار آمدن با همسر شکاک

      ۱. سعی کنید همسرتان را در جریان کارهای روزمره تان قرار دهید. وقتی او از کارهای شما خبردار باشد و متوجه شود که بدون نیاز به کنجکاوی از همه فعالیت های روز شما خبر دارد خیالش راحت می شود و دیگر دلیلی نمی بیند که مخفیانه سر از همه کارهای شما دربیاورد.

      ۲. برنامه هایتان را تا جایی که امکان دارد با همسرتان اجرا و سعی کنید بیشتر اوقات همراه او باشید. شما می توانید در کنار همسرتان:

      تلویزیون تماشا کنید

      پیاده روی کنید

      شام بخورید

      ۳. وقتی همسرتان شکاک است، باید این را بپذیرید که اوضاع شما با دیگران فرق می کند. همسر شما یک انبار باروت است و برای منفجر شدن تنها به یک جرقه احتیاج دارد. پس فرصت را برای منفجر شدنش فراهم نکنید. یادتان نرود که هر اشتباه کوچکی می تواند یک ناامنی بزرگ را برای او ایجاد کند.

      ۴. هر وقت در مورد موضوعی متوجه شک همسرتان شدید قبل از هرگونه قضاوتی باید سعی کنید موضوع را از دریچه نگاه او ببینید.

      ۵. شما باید بدانید که چه موضوعاتی حساسیت همسرتان را تشدید می کند و در نتیجه از آنها بپرهیزید. اگر فکر می کنید حساسیت او بی مورد است باید قبل از آنکه کاری کنید یک قدم به عقب بازگردید و به او کمک کنید تا حساسیت های بی موردش را کنار بگذارد.

      ۶. باید بدانید در چنین شرایطی برای حفظ زندگی مشترکتان بیش از آنکه به سوختن و ساختن احتیاج دارید نیازمند اصولی هستید که مثل یک خط قرمز در زندگی تان پررنگ هستند و هر دو شما باید از آنها پیروی کنید.

      ۷. داشتن یک ازدواج ناموفق در گذشته ممکن است حسادت همسرتان را آرام آرام تشدید کند. درست است که او از آغاز ازدواج تان این موضوع را می دانسته و به ظاهر آن را پذیرفته اما با بیشتر شدن عشقش ترس از دست دادن شما در او بیشتر می شود. این موضوع به شکلی آزاردهنده ذهنش را مشغول می کند و قطعا در روابط شما تاثیر منفی خواهد گذاشت.

      راه حل: شما نمی توانید گذشته خود را تغییر دهید بلکه تنها کاری که می توانید انجام دهید پرهیز کردن از گفتن خاطراتی است که مربوط به آن روزهاست. اجازه دهید همسرتان فکر کند شما همه آن روزها را فراموش کرده اید. این طرز فکر به او کمک خواهد کرد تا او نیز این موضوع را فراموش کند.

      ۸. همسر شما به دیدن احساس تان احتیاج دارد و باید بداند که او برای شما با همه فرق می کند و حسی که به او دارید از جنس دیگری است. همسر شکاک شما نیاز دارد تا مطمئن شود که تمام قلب تان را از آن خود کرده است.

      ۹. سعی کنید به همسرتان ثابت کنید که تنها متعلق به او هستید. فکر نکنید بعد از گذشت چند سال از زندگی مشترک، دیگر نیازی نیست که این قضیه را به او ثابت کنید. حتی اگر ۳۰ سال هم از ازدواج تان گذشته نباید بگذارید که همسرتان به این قضیه ذره ای شک کند.

      کارآگاه بازی های عاشقانه!

      فرض کنید وقتی از اتاق خارج می شوید همسرتان سراغ تلفن همراه تان می رود یا وقتی خواب هستید، ای میل های شما را چک می کند یا اینکه وقتی برای یک قرار دوستانه بیرون می روید بارها و بارها با شما تماس می گیرد و اگر کمی بیش از انتظارش بیرون بمانید پرس وجوهایش را شروع می کند. گاهی فکر می کنید همه این کارآگاه بازی ها از عشق است و به او فرصت می دهید که همه چیز را بداند و گاهی احساس می کنید حریم خصوصی تان از دست رفته و مقاومت می کنید.

      مقاومت هایی که نتیجه شان یا دعواست یا حساسیت های بیشتر. اگر شما با چنین فردی زندگی می کنید باید بیشتر از این واکنش های ساده، مراقب ارتباط تان باشید. شما که با یک همسر همیشه شکاک زیر یک سقف زندگی می کنید باید آداب زندگی با این آدم ها را بدانید و با کمی ظرافت اوضاع را برای خودتان و همسرتان راحت تر کنید.

      این اشتباه را هرگز مرتکب نشوید

      کار اشتباهی است که در مورد شک تان به همسرتان با همه حرف بزنید. موضوع را پیش خودتان نگه دارید. مشکلات بین شما و همسرتان باید بین خودتان بماند و نفر سومی نباید وارد موضوع شود. اگر لازم می بینید که با کسی مشورت کنید فردی مناسب را پیدا کنید که بتواند توصیه های مفید و عاقلانه به شما بدهد.

      آیا می دانید چه بلایی سر همسر شکاک می آید؟

      اگر سوءظن به یک اتفاق هرروزه تبدیل شود می تواند مشکل ساز باشد. به خصوص برای کسی که شکاک است.

      یک فرد شکاک:

      معمولا احساس ناامنی می کند.

      بدترین چیزها را در مورد همسرش تجسم می کند.

      حتی یک اتفاق ساده مثل برنداشتن تلفن توسط همسرش می تواند زندگی را برای خودش و بقیه به جهنم تبدیل کند.

      آرامش روحی و روانی را از خود و دیگران سلب می کند.

      حریم خصوصی خودتان را داشته باشید

      از مهم ترین راهکارهای زندگی با یک همسر شکاک ایجاد حریم خصوصی برای خودتان و البته همسرتان است. همسرتان چه بخواهد و چه نخواهد باید بداند چه محدوده هایی جای او نیست و در چه مواردی نباید دخالت کند یا حساسیت به خرج دهد. این کار را باید از همان روز اول زندگی مشترک تان انجام دهید. او را به حوزه هایی که فقط و فقط متعلق به خودتان است وارد نکنید.

    • مشاور , تیر ۴, ۱۳۹۶ @ ۹:۵۳ قبل از ظهر

      با سلام اگر قصد ازدواجه و واقعا ایشون رو پذیرفتید خب این رفتار شما اینجا اشتباه بوده و هر فردی بود برایش دلخوری ایجاد میشد و بهتره شما عذرخواهی کنید یادتون باشه در هر چیز افراط و تفریط مشکل ساز است .مثلا اینکه مدام زن بخواهدداز مرد دلجویی کند تحت هر شرایطی و بالعکس ولی در مواقعی که واقعا می دانید مقصر هستید باید عذر خواهی کنید و اجازه ندید یک مساله کوچک تبدیل به کینه بزرگ شود.امیدوارم بتونید این جریان رو مدیریت کنید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

      • حانیه , تیر ۴, ۱۳۹۶ @ ۶:۳۳ بعد از ظهر

        ممنونم که وقت میذارید و به سوالاته ما جواب میدید.. خسته نباشید

        • مشاور , تیر ۴, ۱۳۹۶ @ ۶:۵۰ بعد از ظهر

          سلامت باشید و موفق

  • نازنین , تیر ۸, ۱۳۹۶ @ ۸:۵۱ بعد از ظهر

    سلام خسته نباشید
    من دختری ۲۸ساله هستم با پسری۲۹ساله اشنا شدم قصد ازدواج داریم خانواده هارو در جریان گذاشتیم. مادر من با مادرو خواهر ایشون ملاقات داشتن ولی در گفتگو دچار مشکل شدن بحث پیش اومد و خانواده ها سخت جبهه گرفتن و کلا مخالف این ازدواجن. منو ایشون بهم علاقه داریم ولی نمیدونیم چجوری خانواده هارو دوباره در جریان بزاریم که بیان دوباره ارتباط برقرار کنن. من ازتون تقاضای راهنمایی دارم. خواهش میکنم کمک کنین

    • مشاور , تیر ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۹:۴۸ قبل از ظهر

      با سلام
      باید دید در اون دیدار چه مساله منجر به بحث شده است شاید به طور کل بحث جدی باشد که قابل رفع نباشد و تلاش شما دو نفر هم برای کسب رضایت خانواده ها با این ازدواج بی نتیجه باشد ولی گاهی ممکن است ناشی از سو تفاهماتی باشد که بشود مرتفع کرد .و به هر حال اگر هر دو به شناخت کافی نسبت به هم رسیدید و فکر می نید در ملاقات بحث پیش افتاده ای منجر به مخالفت شده هر فرد باید رضایت خانواده خودش را برای ملاقات دیگری فراهم کند ضمن اینکه خانواده ها هم باید تلاش کنند کمی منعطف باشند در هر حال همه علایق و سلایق مطابق هم پیش نمی رود
      باید خانواده ها این موضوع را درک کنند ولی اگر تفاوت فرهنگی و عقیده ای باشد خب اصرار به این ازدواج مشکل ساز خواهد شد چون شما نمی توانید خانواده ها را انکار کنید و باید حمایت و رضایت انها را داشته باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • پانته آ , تیر ۱۷, ۱۳۹۶ @ ۸:۱۸ بعد از ظهر

    با سلام
    دختری ۳۴ ساله هستم،مدرکم فوق لیسانسه و کارمند رسمی هستم مشکلی که دارم اینکه خواستگارم که توسط یکی از اقوام معرفی شده کارش به صورت پروژه ای هست یعنی زمانیکه پروژه داشته باشه اگه زمان پروژه ۲ ماه طول بکشه تا مدت تمام شدن پروژه باید در شهر مورد نظر بماند و اگه پروژه نداشته باشه حداقل حقوق میگیره که من بهشون گفتم که با کارش مشکل دارم و به من احساس سردرگمی میده ،جدا از اینکه حقوقشون از من پایینتر هست و همینطور اصلا اصلا قیافه اشون خوب نیست،مدرکشون هم لیسانس هست ولی به نظر آدم خوبی میاد ،من ازشون خوشم نیومد و می خواستم جواب رد بدم ولی خانوادم میگن سنت رفته بالا اگه آدم خوبی باشه اینکه از همه نظر هم پایینتر باشه مهم نیست و سر این موضوع مدام با خانواده ام دعوا دارم و به قدری اعصابم خراب شده که با کوچکترین حرفی اشکام سرازیر میشه ،خواهش می کنم راهنماییم کنید.

    • راهنما , تیر ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۴۹ بعد از ظهر

      در یک کلام !
      وقتی با معیارهای شما چه از نظر ظاهری و چه از نظر درآمدی همخوانی نداره پس دلیلتون برای ادامه این رابطه چیه ؟
      اینکه سن شما بالا رفته باشه یا خیر اصلا ربطی به ازدواج کردن به مردی که هیچ علاقه ای بهش ندارید ، نخواهد داشت
      چون نتیجه اش در کوتاه مدت دعوا و تنش و سردی و راهروهای دادگاست که خانواده ها اصلا به این مسایل توجه ندارن
      البته ما براساس گفته های شما این مطالب و عنوان میکنیم
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

    • راهنما , تیر ۱۹, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۳۷ قبل از ظهر

      کاملا مشخصه ایشون نتونسته نظر شمارو به خودش جلب کنه پس بهتره در این انتخاب با دید بهتری نگاه کنید
      چون بحث سن شما کاملا با ازدواجی بدون علاقه دو مورد کاملا متفاوته و نباید بخاطر سن وارد زندگی مشترکی شد که هیچ انگیزه و علاقه ای در آن راه ندارد
      پس دوست عزیز شما تحصیل کرده هستید پس واقع بین باشید

    • مشاور , تیر ۱۹, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۶ بعد از ظهر

      باسلام
      دوست عزیز درسته خانواده نگران شما هستند که سن شما را گوشزد می کنند و شاید موجب حساسیت شوند ولی ازدواج نکردن بهتر از ازدواج ناموفق است البته این در مورد شما صادق نیست چون فعلا ایشون به عنوان خواستگار مطرح است و به خاطر داشته باشید برای دادن جواب رد همیشه وقت است منتهی پاسخ رد زودرس ممکنه باعث پشیمانی شود .شما به ایشون علاقه پیدا نکردید و خب دلایل زیادی هم از نظر خودتون دارید ولی باید توجه داشته باشید که اینکعه ایشون لیسانس هستندو وظاهر خوبی ندارند دلیلی برای پاسخ منفی نمی شود ظاهر نسبی است و مهم این است کم کم او را بپذیرید و ظاهرش به دل شما بنشیند یعنی شما تمایل پیدا کنید و این ملزم گاشتن زمان برای شناخت این فرد است شاید وقتی زمان بگذارید نظرتان از حالت کاملا منفی تغییر کند وچون خانم ها نیازهای عاطفی دارند که به سمت مردانی که درک بالایی دارند جذب می شوند و اخلاق انقدر برایشان پررنگ می شود که ظاهر و اختلاف های جزئی رنگ می بازد .شما فعلا خود را در شرایطی قرار ندهید که مجبورید پاسخ مثبت بدهید ولی در عین حال برای شناخت بیشتر و بررسی شرایط و اینکه بعدا پشیمان نشوید زمان بگذارید مطمئن باشدی انگاه ه رپاسخی بدهید پشیمانی در پی نخواهد داشت .
      نگران نباشید و اصلا با خانواده وارد چالش نشوید و شرایط رو بررسی کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • آناهیتا , تیر ۲۶, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۰۹ بعد از ظهر

    با سلام من دختری ۲۰ ساله هستم و۵ ساله در رابطه دوستیم خانوادها در جریانن واینکه قصدمون ازواجه الان نزدیک به یه ساله که مشکلاتی واسمون پیش اومده من ۳ ساله پیش دختره ارومی بودم وبا همه چی میساختم هرچی نامزدم میگفت همون بود بود ولی الان یک ساله که ادم خیلی عصبی شدم که هرچی میگه ناراحت میشم وهمون یه کلمه حرفو اینقدر کش میدم تا یه دعوا بد میگیریمو به هفته قهر میکنیم دوست ندارم اینجوری باشه من مشکلم اینه نمیتونم خودمو کنترل کنم وقتی عصبیم دوست دارم یکی ارومم کنه ولی بدتر باهام کل کل میکنه و منو به اوج عصبانیت میرسونه و من نمیتونم خودمو کنترل کنم و بهش فش میدم وسط خیابون دادو فریاد میکنم الان که قهر کردیمو بهم میگه هروقت خواستی عوض شی و همون دختر قبلی شی خبر بده وگرنه دیگه بهت زنگ نمیزنم نمیدونم چیکار کنم راهنماییم کنید

    • مشاور , تیر ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۹:۱۷ قبل از ظهر

      با سلام
      تغییرات رفتاری ممکن ناشی از مسائل فیزیولوزیکی در هر دوران باشد و شرایط محیطی و استرس های بیرونی در مورد شما هم اگر فکر می نید منشا رفتارتون درونی است و ربطی به ایشون و محیط بیرونی ندارد باید با روانشناس و متخصص مغر و اعصاب مشورت داشته باشید .و شرایط را توضیح دهید و اگر فکر می کنید فشارها و استرس های بیرون موثر است و توان کنترل شرایط رو از شما گرفته که قبلا وجود نداشت روانشناس گزینه بهتری خواهد بود البته که افراد باید درکی از شرایط داشته باشند و نامزد شما هم همین مساله را باید در نظر بگیرید البته اگر خود شهم با بحث بی جا مقصر باشد اگر فر می کنید خودتون مقصر هستید خب مساله دیگری است که باید به ان پرداخته شود .البته شرایط سنی شما هم پایین است و ممکن است تحمل هر رنجش و مساله ای را نداشته باشید .امیدوارم با پیگیری مساله مرتفع شود همرهی نامزد شما در این زمینه بسیار حائز اهمیت است .

  • آناهیتا , تیر ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱:۱۲ بعد از ظهر

    ممکنه این رفتارام از خانوادم نشئت گرفته باشه

  • Shadi , تیر ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۴:۴۱ بعد از ظهر

    سلام، من یک زن ۴۰ ساله هستم .دو فرزند دختر و پسر دارم. پانزده ساله که ازدواج کردم. همسرم یه فرد بسیار عصبی است. در خصوص کوچکترین موارد منفجر میشه. فحاشی میکنه وسایل میشکنه، مسیولیت پذیر نیست، هیچ کجا با من همراه نیس به تنهایی به امور بچه ها میرسم، خرید بانک طلبکار بدهکار کلیه امور این زندگی بامنه، هیچ جا با من نمیاد نه مهمانی و نه حتی دکتر بچه، خیلی تحمل کردم ولی الان دیگه صبرم تموم شده و خیلی خستم، فقط میخوام آرامش به زدگیم برگرده، لطفا کمکم کنین باید چه کار کنم. ضمنا ایشون تحصیلکردس و این رفتارو داره. ضمنا ایشون دایم به خونواده من توهین میکنه و منو بیسواد میدونه و با رفتارش اعتماد بنفس من رو کاملا نابود کرده.

    • مشاور , تیر ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۴:۳۳ بعد از ظهر

      با سلام
      اگر با ایشون راجب رفتارهاشون جدی صحبت کردید و اینکه دیگر برای شما تحمل پذیر نیست و راضی شدند با هم به روانشناس مراجعه کنید خب یک طرف قضیه است ولی اگر تمایل نداشتند باید خودتان حداقل برای پیشگیری از بدتر شدن شرایط و اصلاح برخی رفتارهایی
      که برای ایشون انتظار ایجاد کرده است باید مراجعه حضوری داشته باشید .و خب طبیعی است با این همه فشار اعتماد به نفس شما کاهش پیدا می کند و دچار مشکل می شوید .شاید مشکل ایشون جسمی باشد و نیاز باشد با متخصص مغز و اعصاب مشورت داشته باشید .شاید هم صرف مراجعه با روانپزشک در صورتی که مشکل جسمی نباشد با دارو این رفتارها کنترل شود که قطعا کنترل خواهد شد و جای نگرانی وجود ندارد .
      امیدوارم با مراجعه و قانع کردن ایشون که مشکلی وجود دارد که باید حل شود مساله مرتفع شود .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹
      موفق باشید

  • ناشناس , مرداد ۴, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۲ قبل از ظهر

    سلام و خسته نباشید…من یه زن ۳۲ ساله هستم و چهار ساله که ازدواج کردم با اینکه به شوهرم علاقه مندم اما به تازگی حس میکنم که میل جنسیم خیلی کم شده..از طرفی همسرم این مسئله رو مربوط به من میدونه و میگه برم دکتر…میشه راهنمایی کنید…احساس میکنم هیجانمو کمی از دست دادم…ممنون

    • مشاور , مرداد ۶, ۱۳۹۶ @ ۳:۰۸ بعد از ظهر

      با سلام
      بهتره به سکس تراپ مراجعه کنید .و نگران نباشید اگر مساله خاصی باشد قطعا روش درمان هم وجود دارد .ممکنه این مساله مقطعی باشد و صرفا به شما مربوط نمی شود بلکه به نوع برخورد و رفتار جنسی همسر شما هم مربوط است .امیدوارم با مراجعه مساله حل شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  • Negar , مرداد ۱۹, ۱۳۹۶ @ ۲:۲۲ بعد از ظهر

    سلام خسته نباشید
    من دختری ۲۱ ساله هستم یه چند ماه که موضوع مغزم درگیر کرده یکی از اشناهان که ۱۰ سال از من بزرگتره به خواستگاری من اومده
    که از همه لحاظ عالی هستن ایشون
    ولی خب من نمدونم چی کنم اصلا درسته با یکی که از خودم ۱۰ سال بزرگتره ازدواج کنم؟

    • مشاور , مرداد ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۹:۱۱ قبل از ظهر

      با سلام این ده سال مشکل ساز نخواهد شد وقتی با هم صحبت کنید وقت بکذارید شناخت شما از طرف مقابل کامل شود چون زنان زودتر به بلوغ فکری می رسند خب طبیعی است که این اختلاف براشون قابل حله و چند سال بزرگتر برای زنان که دنبال فرد حمایت گر هستند بسیار راضی کننده است مگر مواقعی که طرف مقابل به خاطر بزرگ بودن هیجانات و عاطفه ای که شما برای زندگی نیاز دارید را بروز ندهد .مگر اینکه تلاس نکند توجه شما را جلب کند و صرفا همه مسائل را در غالب متطق و حساب و کتاب بگنجاند و با درک مشترکی نداشته باشد خب در این صورت به مشکل بر خواهید خورد اما فعلا قضاوتی نداشته باشید با ایشون صحبت کنید و تلاش کنید شناختتون رو افزایش بدهید به هر حال با بررسی جواب مثبت و متفی شما منطقی خواهد بود و بعدا پشیمانی نخواهید داشت امیدوارم خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • مونا , مرداد ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۲:۲۰ بعد از ظهر

    سلام
    دختری ٢٢ ساله ام
    متاسفانه طرز فکر و اعتقادات من خیلی با خونوادم متفاوته.ولی می ترسم در آینده توی ازدواجم این مسئله مشکل ساز بشه.یعنی من به شخصه نمی تونم با کساییکه پدر و مادرم می پسندن ازدواج کنم و از طرفی هم سلیقه من در انتخاب همسر برای اونا قابل قبول نیست.واقعا گیر مردم و گاهی فکر میکنم بهتره تا اخر عمرم تنها بمونم

    • راهنما , مرداد ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۴:۲۲ بعد از ظهر

      تضاد بین والدین و فرزند ریشه در باورها و رفتار پدر و مادر در دوران کودکی و نوجوانی دارد . اعم از رفتار تند و سرزنش آمیز و یا محبت ها و دلسوزی های بیجا که به تدریج به نوعی مزاحمت آزار دهنده و بیماری زا تبدیل می گردد. این عشق های تحمیلی و رفتارهای نابجای والدین در کودکی و نوجوانی و بعد هم، دخالت و تحمیل سلیقه ها در انتخاب راه آینده ی جوانان منجر به واکنش های گاه تلخ و دور از انتظار و رنج آور از سوی فرزندان نسبت به والدین می شود . در زیر به تعدادی از رفتارهای والدین که سبب ایجاد تضاد بین آنها و فرزندشان می شود، اشاره می کنیم.

      محبت مادر و مراقبت های ویژه ای که در سنین کودکی برای فرزند ضروری و غیرقابل اجتناب است اگر به موقع قطع نشود یا تغییر جهت ندهد تبدیل به عوامل بیماری زا و رفتارهای بیمارگونه می شود و به رکود رشد و یا انحراف شخصیت در کودک و نوجوان می انجامد. اسارت کودک و نوجوان در دام مراقبت دائمی پدر و مادرانی که به این مهم توجه ندارند به آنجا می رسد که اگر روز و شب هم در برابر فرزند خود خم و راست بشوند و تمام خواسته های او را فراهم آورند بازهم به تدریج احترام لازم را نزد فرزند خود از دست می دهند و با فقدان احترام ، عشق نیز رو به زوال می گذارد؛ زیرا کودکان و نوجوانان نازپرورده همیشه خود را وابسته احساس کرده و به اهمال و قصوری که در حق آنان شده به خوبی آگاهند و چون از کودکی ، تمام مهارت و ابتکارهای شخصی آنان سلب شده احساس ضعف و ناتوانی می کنند و خود را تسلیم پدر و مادر و محیط و سرنوشت می دانند . در چنین شرایطی است که احساسات ضد و نقیضی مثل نارضایتی از پدر و مادر و در عین حال ترس از دست دادن عشق آنان وجود کودک را در بر می گیرد و او را مجدداً در معرض تسلط جویی و تحمیل اراده پدر و مادر قرار می دهد . تشخیص صحیح و به موقع این علایم و برطرف ساختن عوارض ناشی از آن یکی از وظایف خطیر والدین و مربیان است.

      این شیوه مراقبت و محبت تحمیلی ، یا به عبارتی نازپروردگی و تحمیل با عشق (یعنی والدین به دلیل علاقه ی زیاد به فرزند ، آنچه را که برای فرزندشان آرزو دارند ، به او تحمیل می کنند.) در اصل دو عامل بیماری زای شخصیت اند که به سختی درهم عجین شده اند به طوری که مشکل می توان آن دو را از هم جدا کرد و احیاناً هر کدام را مستقلاً مورد مطالعه قرار داد. این هر دو عامل که از عواطف رقیق و احساسات شدید پدر و مادر نسبت به فرزندان ناشی شده چنان آرام و موذیانه در بنای شخصیت کودکان و نوجوانان رخنه و رشد می کند که انسان تا مدت ها خطرآن را احساس نمی کند و حتی موقعی که آثار و علائم عقب ماندگی و رکود در رشد شخصیت بروز می کند بسیاری از والدین بازهم نمی توانند به عمق فاجعه پی ببرند و زمانی هم که این پدیده ها به وضوح آشکار می شود و والدین متوجه می شوند ، کودکان نازپرورده که از تحمل زندگی عاجزند چون از علت واقعی بروز آن، یعنی رفتار غلط و بی رویه خود اطلاعی ندارند دست به اقداماتی می زنند که نه تنها د رد را درمان نمی کند بلکه آن را وخیم تر و شدیدتر می نماید.

      اقداماتی مانند سرزنش، اخطار، نصیحت گویی ، تهدید و توبیخ و یا حتی وعده هایی که هیچ کدام سرانجامی ندارند متأسفانه نتیجه ای نمی دهد. این جاست که والدین احساس عجز می کنند و از مشاورین تربیتی کمک می خواهند.

      به عنوان نمونه اشاره می کنیم به مادری که دخترش را با تمام عشق و علاقه و نازپروردگی بزرگ کرده و یکباره متوجه بی بندوباری و حتی گستاخی وی نسبت به خودش شده و می نالد که : هیچ وقت فکر نمی کردم دخترم که آن قدر برایش زحمت کشیده و مراقبتش کرده بودم روزی چنین رفتاری با من داشته باشد. چون درگذشته به خاطر علاقه ای که به من داشت هر چه می گفتم بی چون و چرا می پذیرفت ولی حالا از من روی گردان شده و اعتنایی به من ، حرف ها و خواسته هایم که صرفاً به خاطر خود اوست ندارد .

      واقعیت این است که چنین والدینی متوجه نیستند فرمانبرداری و اطاعتی که به زور عشق و بر آوردن تمام خواسته های فرزند باشد چیزی جز به اسارت کشیدن او از طریق نازپروردگی نیست . به عبارت دیگر اطاعتی که از طریق عشق به کودک تحمیل می شود هرگز به رشد شخصیت و تسلط بر نفس او نمی انجامد بلکه منجر به تضعیف و شکست اراده او می شود. کودکانی که به این طریق پرورش می یابند در سنین نوجوانی و سال های بعد ، در برابر عوامل اغواگر و اشخاص گمراه کننده به همان نسبت ضعیف و سست اراده خواهند بود. از سوی دیگر جوانانی که با این رفتار پدر و مادر خود مواجه می شوند نه تنها احساس قدردانی نسبت به آنها نمی کنند بلکه نوعی حس کینه و بیگانگی نیز در آنها بیدار می شود.

      این مشکل حتی در آستانه ی ورود نوجوان و جوان به اجتماع و در مرحله ی حساس و دشوار انتخاب راه آینده نیز به گونه ای دیگر رخ می نماید. در این مواقع ، تنها دخالت های غیر منطقی و سرسختانه والدین نیست که اثر منفی بر فکر و روح فرزندان می گذارد بلکه توصیه ها و اندرزهای خیرخواهانه ی آنها نیز درگمراه کردن فکر سالم جوانان تأثیر می گذارد. زیرا هر نوع تلقین و یا تحت تأثیر گذاشتن جوانان دراین دوره ، آنها را از رشد متعادل شخصیت و دستیابی به بلوغ کامل فکری باز می دارد. خواه آنهایی که وابسته به پدر و مادر خود هستند و یا آنها که سرکش و نافرمان بوده و دائم دم از استقلال فکری می زنند . دسته ی اول که همیشه زمینه آماده ای برای فرار از مسئولیت و تصمیم گیری مستقل دارند در مرحله انتخاب شغل و یا رشته تحصیلی (که فرصتی برای ابراز عقیده و اظهار نظر شخصی است) در اثر تلقین و دخالت های بی مورد والدین این آخرین موقعیت را از دست داده و تا پایان عمر به صورت دوم شخص و عضو علی البدل زندگی می کنند. دسته ی دوم نیز که عناد و لجاجت با پدر و مادر را پیوسته شیوه خود قرار داده واین مقاومت را دلیل اثبات شخصیت خود می دانند وقتی در مرحله ی ورود به اجتماع و انتخاب راه آینده خود با نصیحت و توصیه های خیرخواهانه پدر و مادر مواجه می شوند بدون این که به خود زحمت فکر کردن بدهند صرفاً برای مخالفت با والدین دقیقاً راهی را انتخاب می کنند که در جهت عکس تمایلات و خواسته های آنان باشد ؛ فقط به این جهت که به خود و دیگران ثابت کنند که می خواهند و می توانند خودشان راه آینده و مشی زندگی را انتخاب کنند. به این ترتیب دلسوزی ها و محبت های غیر منطقی پدر و مادر و ملاطفت های خیر خواهانه، به زودی تبدیل به نوعی مزاحمت و در نهایت موجب دلسردی می شود.

      در این مرحله این سؤال همیشگی پیش می آید که چه باید کرد تا آنها در مسیر رشد شهامت روحی و مبارزه با ضعف و جُبن (ترس) اکتسابی قرار بگیرند و گستاخ و بی پروا نشوند و دائماً از ضعف و عدم توانایی خود رنج نبرند. شاید کار مشکلی باشد اما ناممکن نیست به شرط آن که در وهله اول به عنوان پدر و مادر سعی کنیم به آن درجه از عدالت و شهامت روحی برسیم که فرزندان خود را نه تحت فشار و زورگویی و تحمیل عقاید خود قرار دهیم و نه آنها را به حال خود رها کنیم . نه تنبیه و سرزنش نماییم ، نه مورد ترحم و دلسوزی قرار دهیم ؛ بلکه طوری با آنها رفتار کنیم که آنها احساس کنند همان هایی هستند که می خواهند باشند. بنابراین ابتدا بگذاریم فرزند ما درباره موضوعی که رنج می برد و یا احساس حقارت و عدم شایستگی می کند آزادانه صحبت کند و تمام مسائل و مشکلات خود را مطرح نماید؛ گاهی نیز سؤالی مطرح کنیم که خودمان روشن تر شویم و هم فرزندمان احساس کند که با تمام وجود و علاقه ی کامل ، در ناراحتی و مسائل او شریک و سهیم هستیم و بعد از تجربیات خود نقل کنیم و از افرادی یاد کنیم که وضع مشابهی داشته اند ؛ ولی به علت برداشت های متفاوت و نحوه مقابله با مشکلات ، بر ناملایمات پیروز شدند و یا با شکست و ناکامی مواجه شده اند . به این طریق ، هم راهنمایی کرده ایم وهم انتخاب راه را به خود آنها واگذاشته ایم و مسلماً در این مراحل ، آنها انتخاب شایسته تری خواهند داشت و یا در نهایت به اختیار ، از شما یاری فکری می خواهند . چنین ارتباطی نه تنها پیوند والدین و فرزندان را خدشه دار نمی کند بلکه موجب استحکام و دوام و پیوستگی بیشتر دل ها می گردد.

    • مشاور , مرداد ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۹:۳۳ بعد از ظهر

      با سلام
      به هر حال مهم اینه اختلافات در چه زمینه هایی است اگر فردی باشد که از نظر ان ها مقبول باشد و شرایط خوبی داشته باشد و مهم تر از همه شما اون فرد رو بپسنید مطمئن باشید مشکلی نخواهید داشت .مگر اینکه کلا متضاد باشید مثلا انها مذهبی باشند و شما مسائلی رو قبول نداشته باشید خوب طبیعتا افراد شما را می بینند و خود شما صحبت خواهید کرد قطعا همه افراد همه مسائل را بروز نمی دهند که مثلا اگر فردی مورد علاقه شما باشد خانواده مخالفت کنند .در حالت کلی بهتره هم شما و هم خانواده دنبال افراط نباشید و معیارهای معقولی داشته باشید .
      اصلا فکر نکنید سهم شما تنهایی است می توانید اگر موافق با فردی بودید صحبت کنید و از خواسته هاتون بگید .نگران نباشید هر پدر و مادری ارزوی خوشبختی فرزندشون رو دارند و قرار نیست با فردی که می دانند دخترشون خوشبخت می شوید و مشابهت وجود دارد مخالفت کنند .پای عمل رفتارها متفاوت می شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

      • ناشناس , شهریور ۴, ۱۳۹۶ @ ۱:۰۷ بعد از ظهر

        خوب ممکنه فردی که قصد ازدواج با من رو داره بخاطر اینکه از لحاظ اعتقادی و مدهبی با خانواده ام متفاوته منصرف از ازدواج با من بشه

  • Hadis , مرداد ۲۱, ۱۳۹۶ @ ۱:۳۸ قبل از ظهر

    سلام دختری ۲۳ ساله هستم ک پسری با دوسه سال تفاوچ
    سنی بهم پیشنهاد ازدواج داده , نمیدونم دودلم میترسم
    این علاقه یا تصمیمی ک الان داره زودگذر باشه
    چون هنوز خیلی جوونه
    اگه میشه راهنمایی کنید چکار کنم ؟

    • مشاور , مرداد ۲۱, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۲۶ قبل از ظهر

      با سلام یعنی دو سال کوچکتر هستند ؟اگر این طور باشه باید از اطمینان برای ازدواج و اینکه همراه مناسبی هستند جویا شوید .اگر فکر می کنید فرد مسئولیت پذیری است شما و نیازهای شما را درک می کند و با او خوشبخت خواهید شد خب بهتره جلساتی داشته باشید .گرچه پسرها تا قبل ۲۵ کمی احساسی تصمیم می گیرند البته استثناهایی هم وجود دارد که قابل بررسی است ولی ازدواج که بحث یک عمر زندگی است ارزش وقت گذاشتن و بررسی بیشتر را دارد که شما باید دقت داشته باشید توصیه می کنم به مشاوره پیش از ازدواج هم مراجعه کنید امیدوارم تصمیم درستی بگیرید و خوشبخت باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • گيسو , مرداد ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۳:۱۶ بعد از ظهر

    من بیست و چهار سالمه دانشجوی فوق لیسانس و شاغلم و مجرد
    مشکل من بهتره بگم مشکل بزرگ و تنها مشکل زندگی من رفتارهای مادرمه
    از لحاظ شخصیتی من اروم و کم حرف و زود رنجم و چون خودم زود رنجم احترام همه رو دارم که بقیه هم مواظب رفتارشون با من باشن منتها کسیکه مادرمه بااینکه از روحیات من خبر داره رفتارهای خوبی با من نداره مثلا براحتی جلوی دیگران دخترشو ضایع میکنه به تمسخر میگیرش مدام طعنه و کنایه!!
    تا دوسال پیش باهاش بحث میکردم و جوابشو میدادم منتها دیگه خیلی وقته کشش ندارم چون هیچ منطقی رو قبول نداره..حدود پنج ماه پیش سر یه قضیه ای هرچی از دهنش درومد گفت خیلی توهین کرد،فقط خدا میدونه اونروز چجوری دلم شکست بلند بلند زار میزدم…جوری دلم شکوند که اصلا رغبت نکردم باهاش همکلام بشم
    تو این چندماه شاید فقط چند جمله باهاش حرف زده باشم..و اونم هرشب حرفایی میزنه که حرص منو دربیاره و منو به حرف بیاره ولی من فقط سکوت میکنم و بعد تو خلوت خودم أشک میریزم..شاید بگید لابد کاری کردی که مادرت این رفتارارو داره ولی انصافا من همیشه احترامشو داشتم
    و امروز هم با دوستم قرار داشتم بریم بیرون چنان جنجالی درست کرد که هاج و واج مونده بودم
    گفت حق نداری بدون اجازه و تنهایی بری جایی
    هرجا دلت خواسته رفتی هرکاری دوست داشتی کردی
    راستش اقای دکتر من میدونم مادرم مشکل داره میدونم خودم هم مشکلاتی از نظر رفتاری و عاطفی و شخصیتی دارم ولی با پیشامد امروز فقط ازتون میخوام یه راهکار بهم بدید بتونم این شرایط و تحمل کنم
    فقط میخوام بدونم چجوری میتونم کنار بیام چون واقعا کم اوردم

    • مشاور , مرداد ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۶:۵۹ قبل از ظهر

      با سلام اگر فکر می کنید مادرتون مشکل دارند و به هر دلیلی تعادل رفتاری ندارند باید مراجعه کنند ولی اگر راضی نشدند حداقل خود شما حضوری مراجعه کنید .و شرایط را توضیح دهید تا با گرفتن راهکارها اسیب این چنین تعاملاتی کاهش یاید و بدانید در برابر ایشان باید چه رفتاری داشته باشید .این ها مسائل مهمی هستند که باید توجه شود .شاید مشکلات قبلی شرایط زندگی و هر چیز دیگری این شرایط را ایجاد کرده باشد که باید در طی جلسات این موضوعات مهم بررسی شوند .امیدوارم با مراجعه مسائل مدیریت شوند

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • ناهید , مهر ۲۱, ۱۳۹۶ @ ۱:۲۷ قبل از ظهر

    سلام زنی ۳۱ ساله هستم,همسرم ۳۲ دارن,چهار ساله ازدواج کردیم,به خاطر ترسی که از نزدیکی داشتم یکسال نتوانسیم سکس کامل داشته باشیم,همسرمم هم میگفتن هر وقت تو امادگی داشته باشی انجام میدم,بالاخره بر ترسم غلبه کردم,اما احساس میکنم که همسرمم هم به سکس دخول علاقه ای ندارن چون اصلا از اون طریق ارضا نمیشدن,پیش ارولوژیست مراجعه کردن گفتن مشکل روحی هست باید به روانپزشک مراجعه کنن,بالاخره با صحبت هایی که با هم کردیم و چند بار امتحان موفق شدن,و پیش روانپزشک هم نرفتیم,ولی بعد چند وقت کلا باز سکس کامل از طریق دخول رو انجام نمیدادن حالا هر سری به یک دلیلی,از روش های دیگه بیشتر لذت میبردن,تا اینکه تصمیم گرفتیم بچه دار بشیم,ولی به همسرم به خاطر استرسی که فکر میکنن از طریق دخول ارضا نمتونن بشن ,وسط کار نعوظشون رو از دست میدن,یا هر چی تلاش میکنن برای مدن واقعا طولا اصلا ارضا نمیشن,میخواستم بدونم مشکلمون قابل حله,یا باید پیش روان پزشک مراجعه کنیم؟ یا باید دارو مصرف کنن؟

    • مشاور , مهر ۲۱, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۵۵ قبل از ظهر

      با سلام بله دوست گرامی قابل حل است .و اصلا جای نگرانی وجود ندارد و بهتر است حتما با س ک س تراپیست صحبت شود.قطعا شرایط روحی در مسائل جنسی اهمیت دارد.و خوب مخصوصا در بحث ارکشن در مردان .البته ممکنه دلایلی داشته باشد منتهی چون زمان بر است باید هر دو نفر صبور باشید تا این مشکل حل شود .ضمن اینکه باید دید ذهن همسر شما درحین رابطه معطوف به چه مسائلی می شود .ممکنه این مربوط به مسائلی در گذشته باشد و یا حتی بازخورد خود شما باشد که ناخو استه هم باشد .در هر صورت امیدوارم به زودی مراجعه کنید و مساله مرتفع شود.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • Sammmm , مهر ۲۱, ۱۳۹۶ @ ۳:۳۲ بعد از ظهر

    سلام
    من دختری ۲۲ ساله هستم
    یک استادی با سن ۳۰ سال و مجرد در دانشگاه چندین بار پیشنهاد همکاری به من داد ولی قبول نکردم چون من می خواستم در مورد موضوع دیگری با کس دیگری کار کنم و به او هم چند بار گفتم ولی قبول نمی کرد و اصرار داشت با او کار کنم.او خیلی از من تعریف می کند و با من خوب است ولی با بقیه برخوردش جدی است.یه مدتی است درخواست او را برای همکاری قبول کرده ام و حس می کردم  او از روی علاقه است که  هر کاری از دستش بر می آید برایم انجام می دهد و تا حالا بزرگترین کارها را انجام داده است اما چند روزی است متوجه شده ام او به یکی از دخترهایی که دیگر در دانشگاه ما نیست اصرار می کند که به دانشگاه بیاد و ادامه تحصیل بدهد و برای او نگران است.از این مورد خیلی ناراحت شدم و پشیمان هستم که با  او می خواهم همکاری کنم … به نظر شما راه حل چیست؟

    • مشاور , مهر ۲۱, ۱۳۹۶ @ ۸:۰۹ بعد از ظهر

      با سلام
      دوست عزیز شما فرمودید ایشون مجرد هستند برخورد جدی با دیگران دارند و به شما توجه دارند ایشون از شما درخواستی داشتند به شما پیشنهادی مبنی بر ازدواج دارند خارج از فضای کاری و دانشگاه کاری برای شما انجام دادند و ابراز علاقه کردند اگر پاسخ منفی است خوب اینکه برای فرد دیگری به هر عنوانی هم دلسوزی داشته باشند طبیعی است .برخی از افراد جدی هستند ولی به دانشجویی که به لحاظ علمی گرایش پیدا کنند توجه مثبت نشان می دهند و ممکنه اصلا دلیلی برای دوست داشتن نباشد ..شما بهتر زود تصمیم نگیرید ممکنه به شما علاقه مند باشند البته در حد احتمال ولی بهتر ه در فضایی که هستید اولویت که درس است ر در نظر بگیرید اگر این فرد به شما کمک می کند و می تواند در شرایط علمی باعث ارتقای شما شود و خودتون هم مایل به همکاری هستید خوب این رابطه کاری و درسی را ادامه بدهید ولی اگر ذهن شما درگیر مسائل عاطفی شده و می شود و ممکنه بعدا در صورت ازواج ایشون و یا هز مسئله دیگری شما اذیت شوید و درگیری پیدا کنید و در مسیر ی که دارید خللی ایجاد شود به نظرم همین ابتدا تصمیم بگیرید که دیگر با ایشون همکاری نکنید .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید
      و در زمینه علمی هم موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • Sammmm , مهر ۲۱, ۱۳۹۶ @ ۸:۲۸ بعد از ظهر

    با تشکر از شما
    نه فعلا حرفی از ازدواج نزدند ولی خودشان می گویند ما روزهای خوبی با هم در آینده داریم که من اصلا متوجه نشدم در مورد کار هست یا ازدواج … حتی یکبار من را با پدرم دیدند به پدرم گفتند دختر شما بسیار نمونه هستند کاش همه مثل دختر شما بودند … ولی حرفش را به صورت واضح نمی گوید … خیلی ممنونم.سپاس از لطف و محبت شما

  • گلنار , مهر ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۲۷ قبل از ظهر

    سلام خسته نباشید
    شوهرم خیلی عصبیه.همش داد میزنه. کمکم کنیدباید باهاش چکار کنم؟

    • مشاور , مهر ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۰۰ قبل از ظهر

      باسلام دوست عزیز اگر تا این حد عصبی هستند ابتدا باید دلایل پزشکی بررسی شوداگر مشکل خاصی وجود نداشت و متخصص مغز و اعصاب مساله ای را تشخیص نداد انگاه به روانپزشک ارجاع بدید .که باید ببینید مشکل چیست ؟ اگر نیازربه دارو باشد از دارو استفاده می کنند و در غیر این صورت به روانشناس برای یادگیری تکنیک های کنترل خشم ارجاع می دهند در هر صورت اگر ایشون راضی شوند مراجعه داشته باشند مشکل خاصی وجود نخواهد داشت و امیدوارم بهبودی حاصل شود به زودی و زندگی شما شرایط مطلوب پیدا کند.در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • ناشناس , آبان ۴, ۱۳۹۶ @ ۴:۱۹ قبل از ظهر

    با سلام و خسته نباشی
    به مدت چهارساله که ازدواج کردم شوهرم آدم خیلی حساس و زودرنجیه و خیلی زود عصبانی میشه توی عصبانیت خیلی توهین و بددهنی میکنه این کارش باعث شده که خیلی بهش سرد بشم در برابر هر کاری که میکنه بخاطر اینکه صدای داد و فریاد توهین و فحش بلند نشه سکوت میکنم تازگی ها احساس میکنم دیگه دوسش ندارم به شدت از ازدواجم پشیمونم ولی به دلایلی نمیخوام ازش جدا بشم.
    الان ۶ ماهه که باردارم و بعضی وقتها اصلا توجهی به شرایط من نداره و بدترین رفتار رو با من داره
    خودم احساس میکنم که شوهرم داره از نظر روحی بیمار میشه.
    لطفا راهنمایی کنید چیکار کنم.

    • مشاور , آبان ۴, ۱۳۹۶ @ ۷:۲۹ قبل از ظهر

      با سلام دوست عزیر سن شمااهمیت دارد و اینکه ایا همسر شما از ابتدا چنین رفتارهایی داشته یا بوده ووره ای که در سلامت باشد یعنی توهین و ..وجود نداشته باشد چون اکنون باردار هستید و خوب شرایط روحی روانی مناسب برای شما و جنین اهمیت ویژه ای دارد .بنابراین بهتر است حتما ایشون به روانشناس و یا روانپزشک مراجعه کنند به هر حال منکن است مشکل ایشون حتی جسمی و مغزی باشد که اگر متخصص عدم وجود مشکل جسمی را تایید کرد نگران نباشید و به روانپزشک ارجاع دهید .به هر حال شرایط حساسی است و خوب طبیعی است که موجب سردی از زندگی شود ولی دقت داشته باشید که ایشون هم قطعا کنترلی بر رفتارها ندارند و باید درمان شوند حالا با شناختی که دارید هر ترفندی را باید برای ارجاع ایشون به کار ببرید .چون ادامه زندگی با این شرایط برای شما و فرزندتان در اینده بسیار دشوارتر خواهد شد امیدوارم به زودی مشکل بر طرف شود.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.