کلینیک مشاوره ستاره ایرانیان

مرکز مشاوره زاهدان

مرکز مشاوره زاهدان

همه مردم معمولا در معرض مشکلات و مسائلی قرار می‌گیرند که به دلیل نداشتن و با کافی نبودن دانش و تجربیاتمان به همفکری و مشورت با دیگران نیاز پیدا می‌کنیم. می‌دانید که حتی سرسخت ترین افراد نیز گاهی از تحولات عاطفی و احساسی در امان نیستند و این مساله استثناء ندارد. اتفاقات و وقایعی که در زندگی رخ می‌دهد مانند انتخاب همسر ، ازدواج، دوری از خانواده و دوستان، بیماری ، شکست عاطفی و از دست دادن عزیزانی که دوستشان داریم. گاهی ما را دچار استرس، شک، سردرگمی، یکنواختی ، تندی و خشونت و حتی بحران می‌سازد و همین جاست که نیاز به یک مشاور خوب که شنونده حرفهایمان باشد احساس میشود.

مرکز مشاوره با شعب مختلف در ایران و اینبار با راه اندازی مرکز مشاوره زاهدان بر آن است تا بتواند کمک بزرگی به جامعه ایرانی کرده باشد.

مرکز مشاوره زاهدان با برپایی نمایندگی در مناطق مختلف مانند مرکز مشاوره امام خمینی ، مرکز مشاوره آزادی ، مرکز مشاوره کوی قدس ، مرکز مشاوره جمهوری و سایر شعب ، در زمینه های مشاوره ازدواج جمهوری ، مشاوره خانواده جمهوری ، مشاوره اازدواج آزادی ، مشاوره خانواده آزادی ، مشاوره خانواده امام خمینی آماده این است تا بهترین روش ها و راه حل ها را در اختیار شما مردم عزیز بگذارد.

شماره های تماس 01

دخترم تو مدرسه خیلی کم حرفه و با معلماش همکاری نمی کنه

سلام دخترم هفت سالشه و خیلی کم حرفه تو محیط مدرسه تو خونه من از درساش کاملا راضیم ولی تومدرسه با معلما همکاری نمیکنه چکار باید بکنم

پاسخ

پنج مهارت که می‌تواند در ایجاد حس همکاری کودک تان موثر باشد از قرار زیر است

برای کودک خود آن چیزی را که می‌بینید را با مثال‌هایی توضیح دهید اطلاعاتی در مورد شرایط موجود. کودک اطلاعات را بهتر قبول می‌کنند تا متهم شدن را.
عزیزم آب داره از توی وان بیرون میریزه بجای “تو همیشه شیر آب را باز می‌گذاری تو خیلی بی‌مسئولیتی!”
۲٫ دادن اطلاعات کافی در مورد کاری که بایستی انجام دهند.

عزیزم من میخوام تلفن بزنم “بجای “تلفن را قطع کن مگه نشنیدی”

۳٫خواسته خود را تا می‌توانید کوتاه بیان کنید.بچه‌ها از توضیحات بیش از حد متنفرند.”جای هسته میوه توی سطل آشغاله” بجای “این چه وضعیه همه آشغال‌ها رو ریختی روی زمین ”
کوتاه ولی مفید و کارآمد.
۴٫در مورد احساسات خود به آن‌ها بگویید. ولی در مورد شخصیت و عملکرد آن‌ها حرفی نزنید.

”وقتی در اتاق را باز می‌گذاری مگس میاد و این منو ناراحت می کنه” بجای “باز درو باز گذاشتی آخه تو چرا این قدر حواس‌پرتی”
۵٫گاهی خواسته‌هایتان را به صورت یادداشت‌های کوچک برای آن‌ها بیان کنید.

و حتما” مشاوره ای با مشاوران کودک و نوجوان داشته باشید

از اول ازدواج مشکلات مالی داشتیم

من یک مرد ۳۲ ساله هستم و همسرم ۳ سال از من کوچکتر است
من ۶ ساله به همسرم ازدواج کردم
از اول ازدواج مشکلات مالی داشتیم که با توکل به خدا و صبر همسرم حل شد
من در طول زندگی همواره سعی کردم در امورات زندگی به همسرم کمک کنم
از قبیل ظرف شستن، جارو کشیدن، آشپزی (بعلت علاقه) و … کلاً کارهای منزل که عرفاً خانمها انجام میدن
الان یکساله که همسرم کارهایی که من به عنوان کمک برای ایشون انجام می دادم به عنوان وظیفه ذاتی بهم یادآوری می کنه
بطوریکه من ساعت ۴ از سرکار میام ایشون توقع دارن من براشون کارهای خونه را هم کمک کنم
البته باز هم من بعلت علاقه به همسر و زندگیم تا حد توان انجام میدم ولی احساس میکنم لطف زیادم به وظیفه و تکلیف تبدیل شده و به من امرونهی میکنه که برام سخته
خواستم راهنمایی بگیرم که چطور برخورد کنم
تشکر

پاسخ
جابه جایی نقش زن و شوهر افتی برای زندگی است .

شما نیت درستی داشته اید ولی به دلیل علاقه بیش از حد وظیفه کارهای معمول را انجام داده اید در این مواقع لطف تبدیل به وظیفه می شود.

اگر از این وضعیت رنج می برید مهم ترین کار مطرح کردن با همسرتان است به گونه ای که کدورتی پیش نیاید .
در وهله بعد کم کم وظایفی که همیشه انجام می دادید را کمتر کنید زیرا شما خودتان به دلیل علاقه انجام میدادید .کنار کشیدن یک باره منجر به سوء تفاهم می شود
و در اخر اینکه به خاطر داشته باشید زن و شوهر درست است که همیشه باید همراه هم باشند ولی نقش شما اگر بیش از حد حمایتگر باشد برای همسرتان بیشتر پدرگونه می شود که این به لحاظ روابطی کاملا اشتباه است

دوست همسرم رو دوست داشتم

باسلام و خسته نباشید من ۲۹سالمه که الان نزدیکه چهارساله ازدواج کردم همسرم را دوست دارم چون قبل اشنایی باهمسرم با همکلاسی همسرم دوست بودم ک دختر خیلی خوب و وفاداری بود.

خیلی خیلی منو دوست داشت طوری ک من اگه سردرد میشدم تب میکرد ک متاسفانه عشق بیش از حدش باعث شد ازش زده بشم وموقعی به طور اتفاقی یبار با دوستش ک الان همسرمه دیدمش عاشق دوستش شدم و بهش گفتم ک عاشقش شدم طوری ک دنیا روسرش خراب شد.

بالاخره بااسرار من رابطمون قطع وازش خواستم منو به دوستش برسونه وبا اینکه عاشقم بود اینکارو کرد ورفت وجوری ک من خبرشو گرفتم ضربه بدی خورد طوری ک ازم هفتم درسش رو رها کرد وانصراف داد و رفت شهرش خیلی عذاب وجدان گرفتم همش فکرم شده بود اون.

جوری ک الانم تو فکرشم خیلی پشیمونم اما از طرفی هم به همسرم وابسته ام خیلی منو عذاب داد اصلا به حرفم گوش نمیده از روز اول تا چند وقت پیش مدام بهش میگم اینکارو نکن اونکارو بکن لجبازو معروره احساس پشیمونی میکنم اصلا به خاسته هام احترام نمیزاره بهم میگه وظیفه تو کار کردن و تین منو ازار میده جدیدا یکم بهتر شده بحث نمیکنیم.

ولی همون عادتش و داره بی احترامی و اعتنایی به خواسته هام الان یه بچه پسر دوست داشتنی داریم ولی همسرم سردمزاجه بخدا پشیمونم یا نه رو نمیدونم نمیدونم باید چکار کنم از اون طرف فکرم رو اون دختره ای ک عاشقم بوده کمکم کنین تصمیم درست بگیرم ممنون

پاسخ

اینکه بعد از چهارسال و زندگی مشترک و دیدن سرد مزاجی همسر و اخلاقیاتی که مد نظر شما نیست .

شما رو به یاد دوست قبلیتون انداخته و نیاید خودتون رو گول بزنید .

شما حس دوست داشتنی که قبلا داشتید همراه با عذاب وجدان رو دارید منتهی زمانی این مساله بارز شده که شما ۴ سال از زندگیتون گذشته و از اون عشق اولیه و احساس کم شده و اکنون منطق بیشتر غلبه داره .

برای تصمیم گیری بهتر است به روانشناس حضوری مراجعه کنید.

و بهتر است با وجود فرزند تلاش کنید با جلسات مشاوره که هر دو نفر حضور داشته باشید مشکلاتتون رو بررسی کنید و راهکارها رو اجرا کنید
موفق باشید

تمام چیزایی که به خاستگارم میگم رو به خونوادش میگه

سلام.من ۲۲سالمه و الان حدود دوماهه یک آقایی میان خواستگاری البته نحوه آشنایی کاملا سنتی و اینکه خونوادهامون به طور دقیقی از هم شناخت دارن ولی از اون آقا پسر و هم اینکه خب اوناهم از من شناخت ندارن.تو این دوماه قرار شد ما رفت و آمد کنیم ک چیزی ک من متوجه شدم این بود بیشتر حرفایی ک ما باهم میزنیمو ایشون ب خونوادشون میگن درصورتی ک من چیزایی ک احساس میکنم خونوادم باید بدونن فقط میگم .

البته ایشون قبلا نامزد داشتن و بعد چندماه به اختلاف خوردن و به خاطر همینم احساس میکنم وسواس پیداکردن.

از دلایل جدایی شون ک پرسیدم بیشتر گفتن از لحاظ مالی به اختلاف خوردن.

من میترسم توی زندگی هم ایشون همه حرفاشونو برن و به خونوادشون بگن یا اینکه احساس میکنم خونوادشون خیلی بهشون مسلطن.

این جریانو چ شکلی بفهمم؟یا اینکه توی خونواده فوق العاده مذهبی بزرگ شدن درصورتی ک من تو یه خونواده معمولی بودم.

ب نظرتون با چیزایی ک گفتم این ازدواج شدنیه یا نه؟

پاسخ

تا دوره ای رو در حدود مثلا” نه ماه برای معاشرت و مراوده نگذرونید خانواده ها و به تبع ان شما بیشتر آشنا نخواهید شد
پس نمیتونید اعتماد کنید و همین سوالات تمام ذهن شمارو پر خواهد کرد
پس همه معیارهای خودتون رو در نظر بگیرید همین اختلاف که در سطح اعتقادات وجود داره و ذهن شمارو مشغول کرده میتونه یکی از دلایل باشه

هروقت نیاز جنسی دارم همسرم به بهانه ای امتناع میکنه

از این زندگی بخدا بریدم هروقت نیاز جنسی دارم همسرم به بهانه ای امتناع میکنه یامیگه مگه هرروز باس سکس کنی من پس چرا ازدواج کردم رودلم مونده یبار نیامد بهم بگه میخاهی یانه اخه چه زنیه ک من دارم قرصی شد ما زدستش متادون میخورم ک شهوتم بخابه گناه من چیه

پاسخ

باسلام گاهی ترس از رابطه جنسی وجودداده و دلیلش نوع ارتباطه قبلی بوده .

ازجایی که مادرجامعه ای هستیم که دراین باره زوجین خیلی صحبت نمی کنندو مخصوصا خانم ها تمایلی برای بیان رابطه دلخواهوندارند.

باید ایشون رو درک کنید و باهم به سکس تراپ مراجعه کنید.والبته قبلا پاسخ داده بودم

همسرم وابستگی شدیدی به مادرش داره

دوساله ازدواج کردیم و درحال حاضر فرزندی در راه داریم.

همسرم از اول ازدواج وابستگیه شدیدی نسبت به مادرشون داشتن و الان خیلی شدید تر شده.

طوری که ازمن تو این شرایط بارداری میخان که یا برم خونه مامانشون بمونم.یا اجازه بدم ایشون برن پیش مامانشون بخابن که تنها نباشه.
راستش من اصلا نظر مثبتی درمورد این قضیه ندارم.

ولی ایشون همچنان اصرار میکنه و فکر میکنه نظرش درسته و منم بعنوان زن موظفم کاری که ایشون میخادو انجام بدم.
درحاله حاضر دکتر بهم استراحت داده .

ولی از نظر روحی داغونم.از یه طرف همسرم میخاد که به فکر مادرش باشع و من و بچش هیچی.
چندباری به جدایی فکر کردم .

دیگه کم آوردم
لطفا کمکم کنید.

پاسخ

وابستگی یکی از همسران به خانواده خود دو حالت می‌تواند داشته باشد.

در حالت اول فردی که به خانواده‌اش وابسته است تنها در مواردی خاص، برای حل مشکل‌ها و اختلاف‌ها به سراغ خانواده می‌رود و به تصمیم و گفته آنها عمل می‌کند اما در حالت دوم خانواده برای فرد حکم سایه را دارد؛ خانواده‌اش در زندگی جدید او حضور و نقش پررنگی دارند.

در تمامی تصمیماتی که قرار است بگیرد خانواده‌اش نیز حضور دارند.

این فرد بعد از جدا شدن از خانواده خود و تشکیل یک زندگی جدید نتوانسته‌ است از لحاظ روانی و عاطفی از پدر و مادر خود جدا شود.

در این وابستگی‌های بیش از حد، خانواده هم به خود اجازه می‌دهند در کوچک‌ترین مسائل مربوط دختر و یا پسرشان دخالت کنند. اغلب حالت دوم است که مشکل‌ساز می‌شود.

سنتی هستید یا مدرن؟

در خانواده‌های امروزی عملکرد همسران با گذشته متفاوت است.

زنان تنها مسوولیت کار در خانه و بزرگ‌کردن بچه‌ها را ندارند و مردان نیز تنها نان‌آور صرف نیستند.

زنان علاوه بر نقش‌شان در خانه شاغل نیز هستند و مردان نیز مسوولیت‌هایی را در خانه به گردن می‌گیرند. نمونه‌ای که در ابتدای مطلب به آن اشاره شد یکی از نمونه‌هایی است که تفاوت بین زندگی مدرن و سنتی می‌تواند مشکل‌ساز باشد.

در حالتی دیگر اگر مرد در این حد به خانواده‌اش وابسته باشد که از آنها حمایت فکری و کاری بگیرد مشکلی پیش نخواهد آمد اما اگر این وابستگی منجر به این شود که الگوهای سنتی خانواده خودش را وارد زندگی مدرن امروزی کند، مثلا حاضر نباشد در کارهای خانه به همسرش کمکی کند، بدون شک عوارضی برای خانواده جدید به وجود خواهد آمد.

در شرایط تغییر یافته امروز اگر این وابستگی سبب شود که خانواده بخواهند تجارب گذشته را در شرایط کنونی به فرزندشان تحمیل کنند در نهایت مشکلات زیادی برای خانواده تازه تاسیس ایجاد می‌شود.
گاهی وجود بزرگ‌ترها به جای پیوستگی، باعث اختلاف و گسستگی بین زوج‌های جوان می‌شود.

تجربه گذشتگان اغلب حامل پیام‌های ارزشمند است اما باید توجه کنیم در زندگی در حال تغییر امروزی باید با شتاب بیشتری اطلاعات را برای پیشرفت زندگی کسب کنیم.

اگر همسرتان وابسته است…
در صورتی که همسر شما به خانواده خود وابستگی زیادی دارد می‌توانید از راهکارهای زیر برای کاهش این وابستگی کمک بگیرید:
۱- همسرتان را متوجه این موضوع کنید که دخالت‌های خانواده‌اش سبب بروز اختلاف و فاصله بین شما شده است. به آرامی و با احترام با او صحبت کنید، شما یک زوج هستید پس او را متقاعد کنید؛ به او بگویید پدر و مادرش مشاورهای خوبی هستند و شما می‌توانید از آنها راهنمایی بگیرید اما در نهایت باید با هم‌فکری یکدیگر تصمیم نهایی را بگیرید.
۲- در زمان گفت‌وگو با همسرتان پیش‌داوری نکنید؛ به مواردی که اتفاق افتاده و به صورت تجربی پیش آمده اشاره کنید و روی موارد موجود اظهار نظر کنید. برای او مثال بزنید که با توصیه‌های خانواده‌اش چه نتایج تلخ و غم‌انگیزی برایتان حاصل شده است و اگر دخالت خانواده او نبود این مشکلات پیش نمی‌آمد.
۳- او را متهم نکنید تنها آثار کارش را به او گوشزد کنید.
۴- با همسرتان ارتباط صمیمی‌تری داشته باشید تا او شما را محرم بداند و احساس نزدیکی بیشتری با شما بکند. با او صحبت کنید تا او نیز تشویق شود حرف‌هایش را به شما بزند

دل کندن از خانه پدری

در صورتی که همسرتان به این نتیجه رسید که وابستگی بیش از حد او برای زندگیتان مشکل‌ساز شده است و خواست در رفتار خود تجدید نظر کند باید در درجه اول با هم به یک تفاهم اولیه برسید.

تفاهم را به صورت گفتاری و بعد در عمل ایجاد کنید.

با موارد کوچک شروع کنید و استقلال خود را به خانواده نشان دهید.

با استقلال حاصل شده رابطه شما نیز محکم‌تر خواهد شد.

در واقع حالا نوبت به عمل رسیده است؛ حرف‌هایی را که با هم زده‌اید در عمل پیاده کنید.

با هوشیاری برنامه‌ریزی کنید. برای مثال زمانی که یکی از اعضای خانواده همسرتان در کاری مداخله کرد بگویید: «حتما به این موضوع نیز فکر می کنیم.» به این ترتیب خانواده او نیز از شما دلگیر نخواهند شد. خانواده‌ها با دیدن خوشبختی و سعادتمندی شما شکایتی نخواهند داشت.

در این حالت عزت نفس، رشد و استقلال در شما و همسرتان تثبیت می‌شود.
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

هر چی بیشتر درس می خونم نتیجه کمتری می گیرم

با عرض سلام و خسته نباشید من دانشجو هستم و به مشکلی برخورد کردم من هر چی بیشتر درس میخونم نتیجه‌ی کمتری میبینم و این موضوع به شدت روی من تاثیر بد گذاشته خواهش میکنم کمکم کنید.

من واقعا دارم عذاب میبینم قبل امتحان اصلا نمیتونم درست بخوابم همش خواب امتحان و اساتید رو میبینم ازتون میخوام کمکم کنید چکار کنم؟؟؟؟
ممنون از همکاریتون

پاسخ

ممکنه مساله ای باعث عدم تمرکز شما شده و ممکن است البته
نوع مطالعه شما نامناسب باشد و بهتر است با مراجعه حضوری بررسی شود .

می توانید از مراکز مشاوره دانشگاه استفاده کنید .

به هر حال درگیری ها ی ذهنی ، مسائل خانوادگی و یا هر مسئله ای که به تازگی اتفاق افتاده می تواند مانعی برای یادگیری مناسب باشد البته داشتن اضطراب سطح بالا نیز می تواند مساله ساز باشد
موفق باشید

آدرس یک مرکز مشاوره

ممنون ممکنه آدرس یک مرکز مشاوره رو بهم بدید؟

پاسخ

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

پسرم دختری را می خواهد که سیزده سال از خودش بزرگ تر است

سلام پسر من ۲۶ ساله دارد و دارای شرایط خوب برای ازدواج. میخواهد با دختری ازدواج کند که تقریبا ۱۳ سال از خودش بزرگتر است
واقعا علت این نوع علاقه ها کجاست ؟

پاسخ

سلام با توجه به این که اختلاف سنیتون زیاده ممکنه بعد ها دچار مشکلات جدی بشید باید حتما با یک مشاور مشورت کنید

دوست عزیز توجه داشته باشید ؛در فرهنگ کشور ما ازدواج با دختر جوان تر، ارزش محسوب می شود.

به عنوان مثال چه اشعار محلی ای که برای ازدواج با دختر کم و سن و سال وجود دارد.

در تمام فرهنگ های قومی و محلی ما ازدواج با دختر کوچکتر است که مطلوب محسوب می شود.
گسترش سریال های ماهواره ای و برخی فیلم ها و سریال های داخلی که در آنها ازدواج با دختران بزرگتر تبلیغ می شود یکی از دلایل افزایش این نوع ازدواج ها در سطح جامعه است.

از سوی دیگر مشکلات مالی و تورمی که در این دوره و زمانه گریبان مردم را گرفته باعث می شود که پسران در سنین پایین توانایی تقبل مالی یک زندگی مشترک را نداشته باشند و به همین دلیل تصمیم بگیرند با دختری ازدواج کنند که از خودشان مسن تر است اما در عوض دارای شغل و درآمد دارد و می تواند هزینه هالی زندگی را به دوش بکشد.

شاید این روزها تعداد این ازدواجها انقدر زیاد هم نباشد اما همین تعداد هم آسیب زا است.

بگذارید یک مثال برایتان بزنم. زمانی که یک پسر با دختری بزرگتر از خودش ازدواج می کند کافی است یکی از اقوام یا دوستان به این تازه داماد بگوید که نتوانستی با یک دختر جوان ازدواج کنی و مجبور شدی یک پیر دختر را برای زندگی مشترک انتخاب کنی.

این حرفها است که تاثیرات مخرب بسیاری بر مردانی می گذارد که با دختران بزرگتر از خود ازدواج کرده اند، و در نهایت به اختلاف و طلاق ختم می شود.
ما باید شرایط ازدواج در سن مناسب را برای دختران و پسران مهیا کنیم.

به عنوان مثال با توجه به گرانی های اخیر جهیزیه یکی از مشکلات بزرگ بر سر راه ازدواج دختران است. در این دوره، کدام خانواده ای دارد که ۳۰ یا ۴۰ میلیون هزینه خرید جهیزیه برای دخترش کند؟

این هزینه ها باید کاهش پیدا کند. با ۵ میلیونی که برای ازدواج دختر و پسر جوان می دهند چگونه می شود زندگی مشترک را آغاز کرد.

دولت باید تمهیداتی بیندیشد که ازدواج را برای دختران و پسران جوان اسانتر شود.

وقتی آمارها می گویند که بیش از ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار جوان بیکار در سن اشتغال در کشور داریم یعنی معضل ازدواج. اثرات این مسئله باعث می شود که دختران نتوانند در سن ۱۸ تا ۲۵ سال و پسران در سن ۲۳ تا ۲۷ سالگی ازدواج کنند و میانگین سن ازدواج بالا می رود و در نتیجه اش هم پسران مجبور می شوند با دختران بزرگ تر از خودشان که توانایی مالی دارند ازدواج کنند.

علاقه و عشق وقتی به وجود می اید یعنی افراد بیشتر از قلبشان فرمان می گیرند و عقل نقش چندانی ندارد به همین دلیل فرد فقط دنبال ان است که به فرد مورد علاقه تحت هر شرایطی برسد و جوانب و مسائل جانبی را در نظر نمی گیرد بهتر است به جای بحص و جدل که قطعا باعث عصبانیت فرزندتان و هر اقدام غیر قابل پیش بینی می شود به او اجازه بدهید دلایل را کاملا مطرح کند و بخواهید به به مشاوره پیش از ازدواج برای بررسی شرایط رجوع کند .

و اجازه بدید یک فرد سوم که موضع خنثی دارد و متخصص است مسئله را ریشه یابی کند و اگر تشخیص داد که این دو نفر نمی توانند شرایط زندگی در کنار هم را داشته باشند از زبان یک فرد متخص متوجه شوند و نسبت به شما سوگسری پیدا نکنند .

بهتر است با فرزند خود دوست باشید در وهله اول و احیانا اگر هم مایل بودید که با او صحبت کنید در این باره و دلایل خودتون رو بگید در فضای کاملا منطقی و غیر قضاوتی مطرح شود
تا فرزند شما پذیرا باشد
موفق باشید

با هم جنس خودم صمیمی نمی شم اما با دخترا زود دوست می شم

سلام. ایلیا هستم۱۸سالمه. از بچگی با بقیه پسرا فرق داشتم.

نمیتونستم با مردها ارتباط برقرارکنم.اصلا با پسرای هم سن خودم نمیتونستم بازی کنم.در عوض با دخترا خیلی زود صمیمی میشدم.همیشه لباسای خواهرمو میپوشیدم.

وقتی به سن بلوغ رسیدم متوجه شدم به دخترا میل جنسیندارم .

از لحاظ عاطفی وجنسی دوست داشتم با یه پسر باشم.الان حدود ۹ماه هستش که فهمیدم ترنسکشوال چی هست.

واحساس میکنم که ترنسکشوال هستم وتصمیم گرفتم تغییر جنس بدم ولی نمیدونم چطور باخانوادم در میون بذارم.لطفا راهنمایی کنید.مرسی

پاسخ

با سلام افرادی که ممکنه رفتارهای جنس مخالف خود را تقلید کنند و ترنس باشند شرایط ویژه ای دارند که صرف اینکه به لحاظ روحی و روانی دوست دارند جای جنس مخالف باشند در پوشش آرایش مو و صحبت کردن و …مثل جنس مخالف هستند گاهی به لحاظ جنسی هم مشکلاتی دارند که با جراحی به سمت یک جنس می روند و زندگی را شروع می کنند .

در مورد شما اگر اعضای تناسلی مردانه و سالمی دارید و در این سن تن صدا حالت و فرم بدن و سایر مسائل کاملا مردانه است باید برای تغییر جنسیت زیر نظر روانشناس باشید از معایب این مسئله مطلع شوید .

و اینکه ممکنه به لحاظ روحی و روانی و رفتا های اجتماعی و تعاملات و دید مردم چه مشکلاتی اتفاق بیفتد و شما چقدر پذیرا هستید حتی جلب رضایت خانواده وقتی تقریبا این اطمینان حاصل شد که نمی توانید با این روند ادامه زندگی طبیعی را داشته باشید و در ازدواج و غیره به مشکل بر می خورید .

در هر صورت باید حضوری مراجه فرمایید.
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
موفق باشید

 با شماره شده تماس بگیرید تا روانپزشکی نزدیک محل سکونت شما معرفی کنند امیدوارم موفق و سلامت باشد و مشکلات به زودی مرتفع شود.

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
موفق باشید

بعد از ۱۴ سال زنم عاشق یک مرد دیگه شده

سلام،من چهارده ساله که ازدواج کردم والان زنم عاشق یک مرد دیگه شده چیکار کنم؟

پاسخ

این مساله از چه زمانی مطرح شده ؟روابط شما با همسرتون چگونه است ؟بهتره حتما به مشاوره مراجعه کنید .
اگر فکر می کنید راهی دارد و ایشون رو می ود منصرف کرد و البته خودتون هم مایلید با این شرایط با ایشون زندگی کنید .در هر حال هر خیانتی صرف نظر از خود مساله فقط به فرد مربوط نمی شود بلکه طرف مقابل به عنوان همسر هم نقش مهمی دارد .
بهتره توضیح بهتر برای کمک به مساله بنویسید و باید دید چه چیزی باعث این مساله شده است ؟با مراجعه حضوری بهتر شرایط بررسی می شود
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
موفق باشید

دختر هفت سالم خیلی حساسه و زود رنج

سلام دختر هفت ساله من دختر خیلی حساسیه الان که مدرسه تو مدرسه اگه معلم سر بقیه داد میزنه یا دعوا میکنه دخترم ناراحتو پریشون میشه میگم مگه تورو دعوا میکنه میگه نه ولی من ناراحت میشم.

الان با اکراه مدرسه میره و میگه معلمو دوست ندارم چه راهکاری میدین که از این حساس بودنش کم بشه ممنون اگه راهنمایی کنید

پاسخ

با سلام مادر گرامی در هر سنی بچه ها حساسیت های خاص خودشان را دارند اگر فرزند شما تک فرزند باشد به لحاظ عاطفی و ..تامین شده باشد پذیرش شرایطی که با عده ای در یک مکان قرار بگیرید و توجه تقسیم شود را ندارد.

و خب طبیعی است که نسبت به رفتارها نسبت به دیگران هم او حساس می شود و و فکر می کنید مساله مربوط به او می شود.

و خوب نمی تواند شرایط را بپذیرد ممکن است علت عدم علاقه به معلم هم همین مساله باشد که باز غیر طبیعی نیست .

در هر حال امیدوارم مشکل برطرف شود.و بهتر اس روانشناس کودک فرزند شما را ببیند.

نگران نباشید خیلی از حساسیت ها با بالارفتن سن و رشد عقلی بر طرف می شود.

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
موفق باشید

شش ساله ازدواج کردم حتی یک بارم ارضا نشدم

سلام.من ۶ سال ازدواج کردم الان ۳۱ سالمه ولی تو این ۶ سال حتی یه بار هم ارضا نشدم.

اینقد این مسئله تکرار شده که دیگه نسبت به شوهرم سرد شدم و اصلا حسی بهش ندارم حتی تحریک هم نمی شم .باید کجا مراجعه کنم ؟

من نیاز دارم و نمی خوام گناهی تو زندگی مرتکب بشم باید چیکار کنم

پاسخ
بهتراست حتما به سکس تراپ مراجعه کنید این مهم است که بدانیم شما با این شرایط ایا با همسرتون صحبت کردید ایا در مورد عدم ارضا و نداشتن رضایت درورابط زناشویی صحبت کردید.

به هر حال زن و مرد در این مورد و اینکه چه چیزی برایشان اهمیت دارد و از چه نوع رابطه ای لذت می برند باید با هم صحبت کنند .

اگر همسر شما مشکلاتی داشته باشد خوب با دارو و یا درمان روانشناختی مرتفع می شود و در مورد شما هم همین طور نباید اجازه می دادید این جریان ۶ سال ادامه داشته باشد.

چون رابطه جنسی جنبه مهمی از زندگی زناشویی که خود باعث رضایت از زندگی و روابط عاطفی مداوم زوجین می شود.

در هر حال امیدوارم با مراجعه رفع شود و مشکل خاصی وجود نداشته باشد و صرفا عدم اگاهی و نداشتن اموزش باعث این مساله شده باشد
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
موفق باشید

علت های مردان سرد مزاج چیست؟

سردمزاجی اصطلاح عامیانه‌ای است که در میان مردم برای مردان یا زنانی که دچار کاهش یا فقدان میل جنسی هستند، به کار می‌رود.

سردمزاجی یا کاهش میل جنسی مفهومی علمی دارد و نمی‌توان به راحتی به هر کسی گفت سردمزاج. باید شرح‌حال درستی از فرد گرفته شود تا منظورش از به کار بردن این کلمه مشخص شود.

هرگاه مردی که بیشتر از ۲۰ سال سن دارد، ازدواج کند و فاصله بین دو رابطه زناشویی‌اش ۱۰ روز یا بیشتر باشد، به او سردمزاج گفته می‌شود.

میل جنسی رابطه مستقیم با سن انسان‌ها دارد و این میل در هر ۲ جنس با افزایش سن کاهش می‌یابد ولی شدت کاهش متفاوت است.

اگرتناسب نسبی در نیازها و تمایلات جنسی هر دو نفر وجود داشته باشد مشکلی نیست مشکل وقتی است که یکی از طرفین هر روز تمایل به برقراری رابطه زناشویی داشته باشد و دیگری هر ماه!

اینجاست که موضوع سردمزاجی یا همان کاهش میل جنسی مطرح می‌شود.

سردمزاجی ۲ نوع است؛ اولیه که از همان روزهای نخستین بعد از ازدواج، مرد مایل به برقراری روابط زناشویی با فاصله زیاد است و سردمزاجی ثانویه. در این نوع مرد از ابتدا چنین مشکلی نداشته و بعدها دچار کاهش میل جنسی شده است.

کاهش میل جنسی ممکن است خفیف، متوسط یا شدید باشد. در نوع شدید ممکن است مرد ماه‌ها یا اصلا تمایلی به برقراری رابطه زناشویی نداشته باشد.

سردمزاجی در آقایان خیلی زودتر آشکار می‌شود، در حالی که در زنان به‌خصوص در مراحل خفیف معمولا پنهان باقی می‌ماند.

عواملی مانند مشاغل نامناسب، مشغله فکری زیاد، مشکلات زندگی، افسردگی و اضطراب و اختلال در رابطه عاطفی با همسر از مشکلاتی هستند که به روان مرد صدمه می‌زنند و می‌توانند باعث کاهش میل جنسی او شوند. از موارد مهمی که روی میل جنسی تاثیر می‌گذارد، کاهش هورمون مردانه است.

هورمون مردانه در سنین بالا به‌تدریج کاهش می‌یابد و متعاقب آن میل جنسی کمتر می‌شود ولی گاهی در افراد جوان یا میانسالان روند کاهش این هورمون سریع است و مشکل‌هایی را برای مرد پدید می‌آورد.

مردانی که کاهش میل جنسی تدریجی دارند، بهتر است سطح هورمونشان به روش آزمایشگاهی اندازه گرفته شود. یکی دیگر از مواردی که باعث کاهش میل جنسی مردان می‌شود، مصرف داروهای اعصاب است.

این داروها فقط باید به وسیله پزشک تجویز شوند. در صورتی که بیماران با مصرف دارو دچار سردمزاجی شدند، باید موضوع را به پزشک اطلاع دهند و هرگز نباید خودسرانه اقدام به ترک دارو یا تغییر دوز آن کنند.

منبع: com.مرکزمشاوره


صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

مقالات مرتبط

73 نظرات

  • najva , آبان ۴, ۱۳۹۵ @ ۲:۴۵ بعد از ظهر

    سلام دخترم هفت سالشه و خیلی کم حرفه تو محیط مدرسه تو خونه من از درساش کاملا راضیم ولی تو مدرسه با معلما همکاری نمیکنه چکار باید بکنم

    • راهنما , آبان ۶, ۱۳۹۵ @ ۹:۱۸ قبل از ظهر

      پنج مهارت که می‌تواند در ایجاد حس همکاری کودکتان موثر باشد از قرار زیر است :
      ۱٫برای کودک خود آن چیزی را که می‌بینید را با مثال‌هایی توضیح دهید اطلاعاتی در مورد شرایط موجود.کودکان اطلاعات را بهتر قبول می‌کنند تا متهم شدن را.
      عزیزم آب داره از توی وان بیرون میریزه بجای “تو همیشه شیر آب را باز می‌گذاری تو خیلی بی‌مسئولیتی!”
      ۲٫ دادن اطلاعات کافی در مورد کاری که بایستی انجام دهند.”عزیزم من میخوام تلفن بزنم “بجای “تلفن را قطع کن مگه نشنیدی”

      ۳٫خواسته خود را تا می‌توانید کوتاه بیان کنید.بچه‌ها از توضیحات بیش از حد متنفرند.”جای هسته میوه توی سطل آشغاله” بجای “این چه وضعیه همه آشغال‌ها رو ریختی روی زمین ”
      کوتاه ولی مفید و کارآمد.
      ۴٫در مورد احساسات خود به آن‌ها بگویید. ولی در مورد شخصیت و عملکرد آن‌ها حرفی نزنید.”وقتی در اتاق را باز می‌گذاری مگس میاد و این منو ناراحت می کنه” بجای “باز درو باز گذاشتی آخه تو چرا این قدر حواس‌پرتی”
      ۵٫گاهی خواسته‌هایتان را به صورت یادداشت‌های کوچک برای آن‌ها بیان کنید.

      و حتما” مشاوره ای با مشاوران کودک و نوجوان داشته باشید

  • احسان , آبان ۱۵, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۳۷ بعد از ظهر

    سلام
    من یک مرد ۳۲ ساله هستم و همسرم ۳ سال از من کوچکتر است
    من ۶ ساله به همسرم ازدواج کردم
    از اول ازدواج مشکلات مالی داشتیم که با توکل به خدا و صبر همسرم حل شد
    من در طول زندگی همواره سعی کردم در امورات زندگی به همسرم کمک کنم
    از قبیل ظرف شستن، جارو کشیدن، آشپزی(بعلت علاقه)و … کلاً کارهای منزل که عرفاً خانمها انجام میدن
    الان یکساله که همسرم کارهایی که من به عنوان کمک برای ایشون انجام می دادم به عنوان وظیفه ذاتی بهم یادآوری می کنه
    بطوریکه من ساعت ۴ از سرکار میام ایشون توقع دارن من براشون کارهای خونه را هم کمک کنم
    البته باز هم من بعلت علاقه به همسر و زندگیم تا حد توان انجام میدم ولی احساس میکنم لطف زیادم به وظیفه و تکلیف تبدیل شده و به من امرونهی میکنه که برام سخته
    خواستم راهنمایی بگیرم که چطور برخورد کنم
    تشکر

    • راهنما , آبان ۱۵, ۱۳۹۵ @ ۲:۴۹ بعد از ظهر

      با سلام
      جابه جایی نقش زن و شوهر افتی برای زندگی است .شما نیت درستی داشته اید ولی به دلیل علاقه بیش از حد وظیفه کارهای معمول را انجام داده اید در این مواقع لطف تبدیل به وظیفه می شود .اگر از این وضعیت رنج می برید مهم ترین کار مطرح کردن با همسرتان است به گونه ای که کدورتی پیش نیاید .
      در وهله بعد کم کم وظایفی که همیشه انجام می دادید را کمتر کنید زیرا شما خودتان به دلیل علاقه انجام میدادید .کنار کشیدن یک باره منجر به سوء تفاهم می شود
      و در اخر اینکه به خاطر داشته باشید زن و شوهر درست است که همیشه باید همراه هم باشند ولی نقش شما اگر بیش از حد حمایتگر باشد برای همسرتان بیشتر پدرگونه می شود که این به لحاظ روابطی کاملا اشتباه است

  • علی , آذر ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۴:۰۸ قبل از ظهر

    باسلام و خسته نباشید من ۲۹سالمه که الان نزدیکه چهارساله ازدواج کردم همسرم را دوست دارم چون قبل اشنایی باهمسرم با همکلاسی همسرم دوست بودم ک دختر خیلی خوب ووفاداری بو خیلی خیلی منو دوست داشت طوری ک من اگه سردرد میشدم تب میکرد ک متاسفانه عشق بیش از حدش باعث شد ازش زده بشم وموقعی به طور اتفاقی یبار بادوستش ک الان همسرمه دیدمش عاشق دوستش شدم و بهش گفتم ک عاشق شدم طوری ک دنیا روسرش خراب شد بالاخره بااسرار من رابطمون قطع وازش خواستم منو به دوستش برسونه وبااینکه عاشقم بود اینکارو کرد ورفت وجوری ک من خبرشو گرفتم ضربه بدی خورد طوری ک تذم هفتم درسش رو رها کرد وانصراف داد و رفت شهرش خیلی عذاب وجدان گرفتم همش فکرم شده بود اون جوری ک الانم تو فکرشم خیلی پشیمونم اما از طرفی هم به همسرم وابسته ام خیلی منو عذاب داد اصلا به حرفم گوش نمیده از روز اول تا چند وقت پیش مدام بهش میگم اینکارو نکن اونکارو بکن لجبازو معروره احساس پشیمونی میکنم اصلا به خاسته هام احترام نمیزاره بهم میگه وظیفه تو کار کردن و تین منو ازار میده جدیدا یکم بهتر شده بحث نمیکنیم ولی همون عادتش و داره بی احترامی و اعتنایی به خواسته هام الان یه بچه پسر دوست داشتنی داریم ولی همسرم سردمزاجه بخدا پشیمونم یا نه رو نمیدونم نمیدونم باید چکار کنم از اون طرف فکرم رو اون دختره ای ک عاشقم بوده کمکم کنین تصمیم درست بگیرم ممنون

    • dr-salary , آذر ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۲۹ قبل از ظهر

      با سلام
      اینکه بعد از چهارسال و زندگی مشترک
      و دیدن سرد مزاجی همسر و اخلاقیاتی که مد نظر شما نیست .شما رو به یاد دوست قبلیتون انداخته و نیاید خودتون رو گول بزنید .شما حس دوست داشتنی که قبلا داشتید همراه با عذاب وجدان رو دارید منتهی زمانی این مساله بارز شده که شما ۴ سال از زندگیتون گذشته و از اون عشق اولیه و احساس کم شده و اکنون منطق بیشتر غلبه داره .برای تصمیم گیری بهتر است به روانشناس
      حضوری مراجعه کنید .و بهتر است با وجود فرزند تلاش کنید با جلسات مشاوره که هر دو نفر حضور داشته باشید مشکلاتتون رو بررسی کنید و راهکارها رو اجرا کنید
      موفق باشید

  • علی , آذر ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۳۹ بعد از ظهر

    باسلام ممنون ک جواب سوالم رو دارید چند مدت پیش یعنی یه سال و خورده ای شایدم دوسال پیش بخاطر یسرس مسایل رفتیم پیش روانکاو زبده دست و ماهری ک ازقضا استاد دانشگاه و استاد همسرم بود و خانمم خیلی قبولش داشت یعنی حرفشو حتی بدون فکر کردن میپذیرفت،البته همسرم نمیدونست ک من و استادش باهم هرروز ملاقات داریم استاد جوری رفتار میکرد تا نظر خانمم و رو جلب کنه یعنی حق رو میداد به همسرم اما بافنون روانکاوی سعی داشت بهش بقبولونه ک رفتارش صحیح نیست ولی بدلیل مشغله کاری دسگه نتونستیم کمک بگیریم ازشون،تنها مشکل من و بزرگترین چیزی ک منو ازار میده میل بسیار کمش به سکسه یا اصلا و ابدا یاد ندارم ک لذتی از روابط جنسیمون ببریم ک تو ذهنم بمونه غیر از دو الی سه بار ک واقعا لذت بردیم از رابطمون هر تلاشی میکنم ک پیش پزشک سکسولوژی بریم تا به جفتمون کمک بشه میگه مشکل من نیستم تو بیش از حد توقع داری میگه تو منو مگه برای سکس گرفتی،خنده داره مگه مرد برای چی ازدواج میکنه اصلا منطقشو نمیتونم حضم کنم چندباری به فکر خیانت شدم ولی وجدانم اجازه نمیده میترسم مکافاتشو بکشم،بخدا بخاطریکه شهوتم رو کم کنم قرص میخورم الان دوساله من متادون میخورم من ورزشکار پرورش اندام بودم از لحاظ جسمی و روحی دارم نابود میشم گناه من چیه ممنون جواب درستی بهم بدین خواهشا پیشنهاد روانکاوی و روانپزشکی ندین چون لجبازه نمیاد ممنون

    • dr-salary , آذر ۲۶, ۱۳۹۵ @ ۴:۲۱ بعد از ظهر

      با سلام
      منطق همسرتون صحیح نیست ولی بهتر ه از کسی کمک بگیرید که هر دو بتونید حضوری برید و ایشون اون ادم رو قبول داشته باشه و بتونه راحت در مورد این مسائل صحبت کنه .منظور بنده روانشناس ترجیحا خانم است نباید ایشون بدونند برای چی قراره صحبت بشه و تخصص ایشون چیه فقط سعی کنید وانمود کنید برای مشکل ارتباط با فرزند و ..است .البته اون متخصص باید فرد قابلی باشه و بتونه مسائل رئ درست مطرح کنه
      موفق باشید

  • الا , آذر ۲۶, ۱۳۹۵ @ ۹:۰۴ بعد از ظهر

    سلام.من ۲۲سالمه و الان حدود دوماهه یک آقایی میان خواستگاری البته نحوه آشنایی کاملا سنتی و اینکه خونوادهامون به طور دقیقی از هم شناخت دارن ولی از اون آقا پسر و هم اینکه خب اوناهم از من شناخت ندارن.تو این دوماه قرار شد ما رفت و آمد کنیم ک چیزی ک من متوجه شدم این بود بیشتر حرفایی ک ما باهم میزنیمو ایشون ب خونوادشون میگن درصورتی ک من چیزایی ک احساس میکنم خونوادم باید بدونن فقط میگم .البته ایشون قبلا نامزد داشتن و بعد چندماه به اختلاف خوردن و به خاطر همینم احساس میکنم وسواس پیداکردن.از دلایل جدایی شون ک پرسیدم بیشتر گفتن از لحاظ مالی به اختلاف خوردن.من میترسم توی زندگی هم ایشون همه حرفاشونو برن و به خونوادشون بگن یا اینکه احساس میکنم خونوادشون خیلی بهشون مسلطن.این جریانو چ شکلی بفهمم؟یا اینکه توی خونواده فوق العاده مذهبی بزرگ شدن درصورتی ک من تو یه خونواده معمولی بودم.ب نظرتون با چیزایی ک گفتم این ازدواج شدنیه یا نه؟

    • راهنما , آذر ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۱۱ بعد از ظهر

      تا دوره ای رو در حدود مثلا” نه ماه برای معاشرت و مراوده نگذرونید خانواده ها و به تبع ان شما بیشتر آشنا نخواهید شد
      پس نمیتونید اعتماد کنید و همین سوالات تمام ذهن شمارو پر خواهد کرد
      پس همه معیارهای خودتون رو در نظر بگیرید همین اختلاف که در سطح اعتقادات وجود داره و ذهن شمارو مشغول کرده میتونه یکی از دلایل باشه

  • علی , آذر ۳۰, ۱۳۹۵ @ ۴:۱۱ قبل از ظهر

    سلام علی هستم بالا نظر دادم خسته شدم از این زندگی بخدا بریدم هروقت نیاز جنسی دارم همسرم به بهانه ای امتناع میکنه یامیگه مگه هرروز باس سکس کنی من پس چرا ازدواج کردم رودلم مونده یبارنیامدبهم بگه میخاهی یانه اخه چه زنیه ک من دارم قرصی شدمازدستش منادون میخورم ک شهوتم بخابه گناه من چیه

    • dr-salary , آذر ۳۰, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۵۸ بعد از ظهر

      باسلام گاهی ترس از رابطه جنسی وجودداده و دلیلش نوع ارتباطه قبلی بوده .ازجایی که مادرجامعه ای هستیم که دراین باره زوجین خیلی صحبت نمی کنندو مخصوصا خانم ها تمایلی برای بیان رابطه دلخواهوندارند.باید ایشون رو درک کنید و باهم به سکس تراپ مراجعه کنید.والبته قبلا پاسخ داده بودم

  • دنیا , دی ۶, ۱۳۹۵ @ ۲:۰۲ بعد از ظهر

    با سلام
    دوساله ازدواج کردیم و درحال حاضر فرزندی در راه داریم.همسرم از اول ازدواج وابستگیه شدیدی نسبت به مادرشون داشتن و الان خیلی شدید تر شده.طوری که ازمن تو این شرایط بارداری میخان که یا برم خونه مامانشون بمونم.یا اجازه بدم ایشون برن پیش مامانشون بخابن که تنها نباشه.
    راستش من اصلا نظر مثبتی درمورد این قضیه ندارم.ولی ایشون همچنان اصرار میکنه و فکر میکنه نظرش درسته و منم بعنوان زن موظفم کاری که ایشون میخادو انجام بدم.
    درحاله حاضر دکتر بهم استراحت داده .ولی از نظر روحی داغونم.از یه طرف همسرم میخاد که به فکر مادرش باشع و من و بچش هیچی.
    چندباری به جدایی فکر کردم .دیگه کم آوردم
    لطفا کمکم کنید.

    • راهنما , دی ۷, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۰۳ قبل از ظهر

      وابستگی یکی از همسران به خانواده خود دو حالت می‌تواند داشته باشد. در حالت اول فردی که به خانواده‌اش وابسته است تنها در مواردی خاص، برای حل مشکل‌ها و اختلاف‌ها به سراغ خانواده می‌رود و به تصمیم و گفته آنها عمل می‌کند اما در حالت دوم خانواده برای فرد حکم سایه را دارد؛ خانواده‌اش در زندگی جدید او حضور و نقش پررنگی دارند. در تمامی تصمیماتی که قرار است بگیرد خانواده‌اش نیز حضور دارند. این فرد بعد از جدا شدن از خانواده خود و تشکیل یک زندگی جدید نتوانسته‌ است از لحاظ روانی و عاطفی از پدر و مادر خود جدا شود. در این وابستگی‌های بیش از حد، خانواده هم به خود اجازه می‌دهند در کوچک‌ترین مسائل مربوط دختر و یا پسرشان دخالت کنند. اغلب حالت دوم است که مشکل‌ساز می‌شود.
      سنتی هستید یا مدرن؟
      در خانواده‌های امروزی عملکرد همسران با گذشته متفاوت است. زنان تنها مسوولیت کار در خانه و بزرگ‌کردن بچه‌ها را ندارند و مردان نیز تنها نان‌آور صرف نیستند. زنان علاوه بر نقش‌شان در خانه شاغل نیز هستند و مردان نیز مسوولیت‌هایی را در خانه به گردن می‌گیرند. نمونه‌ای که در ابتدای مطلب به آن اشاره شد یکی از نمونه‌هایی است که تفاوت بین زندگی مدرن و سنتی می‌تواند مشکل‌ساز باشد. در حالتی دیگر اگر مرد در این حد به خانواده‌اش وابسته باشد که از آنها حمایت فکری و کاری بگیرد مشکلی پیش نخواهد آمد اما اگر این وابستگی منجر به این شود که الگوهای سنتی خانواده خودش را وارد زندگی مدرن امروزی کند، مثلا حاضر نباشد در کارهای خانه به همسرش کمکی کند، بدون شک عوارضی برای خانواده جدید به وجود خواهد آمد. در شرایط تغییر یافته امروز اگر این وابستگی سبب شود که خانواده بخواهند تجارب گذشته را در شرایط کنونی به فرزندشان تحمیل کنند در نهایت مشکلات زیادی برای خانواده تازه تاسیس ایجاد می‌شود.
      گاهی وجود بزرگ‌ترها به جای پیوستگی، باعث اختلاف و گسستگی بین زوج‌های جوان می‌شود. تجربه گذشتگان اغلب حامل پیام‌های ارزشمند است اما باید توجه کنیم در زندگی در حال تغییر امروزی باید با شتاب بیشتری اطلاعات را برای پیشرفت زندگی کسب کنیم.

      اگر همسرتان وابسته است…
      در صورتی که همسر شما به خانواده خود وابستگی زیادی دارد می‌توانید از راهکارهای زیر برای کاهش این وابستگی کمک بگیرید:
      ۱- همسرتان را متوجه این موضوع کنید که دخالت‌های خانواده‌اش سبب بروز اختلاف و فاصله بین شما شده است. به آرامی و با احترام با او صحبت کنید، شما یک زوج هستید پس او را متقاعد کنید؛ به او بگویید پدر و مادرش مشاورهای خوبی هستند و شما می‌توانید از آنها راهنمایی بگیرید اما در نهایت باید با هم‌فکری یکدیگر تصمیم نهایی را بگیرید.
      ۲- در زمان گفت‌وگو با همسرتان پیش‌داوری نکنید؛ به مواردی که اتفاق افتاده و به صورت تجربی پیش آمده اشاره کنید و روی موارد موجود اظهار نظر کنید. برای او مثال بزنید که با توصیه‌های خانواده‌اش چه نتایج تلخ و غم‌انگیزی برایتان حاصل شده است و اگر دخالت خانواده او نبود این مشکلات پیش نمی‌آمد.
      ۳- او را متهم نکنید تنها آثار کارش را به او گوشزد کنید.
      ۴- با همسرتان ارتباط صمیمی‌تری داشته باشید تا او شما را محرم بداند و احساس نزدیکی بیشتری با شما بکند. با او صحبت کنید تا او نیز تشویق شود حرف‌هایش را به شما بزند.
      دل کندن از خانه پدری
      در صورتی که همسرتان به این نتیجه رسید که وابستگی بیش از حد او برای زندگیتان مشکل‌ساز شده است و خواست در رفتار خود تجدید نظر کند باید در درجه اول با هم به یک تفاهم اولیه برسید. تفاهم را به صورت گفتاری و بعد در عمل ایجاد کنید. با موارد کوچک شروع کنید و استقلال خود را به خانواده نشان دهید. با استقلال حاصل شده رابطه شما نیز محکم‌تر خواهد شد. در واقع حالا نوبت به عمل رسیده است؛ حرف‌هایی را که با هم زده‌اید در عمل پیاده کنید. با هوشیاری برنامه‌ریزی کنید. برای مثال زمانی که یکی از اعضای خانواده همسرتان در کاری مداخله کرد بگویید: «حتما به این موضوع نیز فکر می کنیم.» به این ترتیب خانواده او نیز از شما دلگیر نخواهند شد. خانواده‌ها با دیدن خوشبختی و سعادتمندی شما شکایتی نخواهند داشت. در این حالت عزت نفس، رشد و استقلال در شما و همسرتان تثبیت می‌شود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • زهرا , دی ۲۳, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۴۸ بعد از ظهر

    با عرض سلام و خسته نباشید من دانشجو هستم و به مشکلی برخورد کردم من هر چی بیشتر درس میخونم نتیجه‌ی کمتری میبینم و این موضوع به شدت روی من تاثیر بد گذاشته خواهش میکنم کمکم کنید من واقعا دارم عذاب میبینم قبل امتحان اصلا نمیتونم درست بخوابم همش خواب امتحان و اساتید رو میبینم ازتون میخوام کمکم کنید چکار کنم؟؟؟؟
    ممنون از همکاریتون

    • مشاور , دی ۲۴, ۱۳۹۵ @ ۲:۵۶ بعد از ظهر

      با سلام
      ممکنه مساله ای باعث عدم تمرکز شما شده و ممکن است البته
      نوع مطالعه شما نامناسب باشد
      و بهتر است
      با مراجعه حضوری بررسی شود .می توانید از مراکز مشاوره دانشگاه استفاده کنید .به هر حال درگیری ها ی ذهنی ،مسائل خانوادگی و یا هر مسئله ای که به تازگی اتفاق افتاده می تواند مانعی برای یادگیری مناسب باشد البته داشتن اضطراب سطح بالا نیز می تواند مساله ساز باشد
      موفق باشید

      • ناشناس , بهمن ۷, ۱۳۹۵ @ ۴:۳۴ بعد از ظهر

        ممنون ممکنه آدرس یک مرکز مشاوره رو بهم بدید؟

        • مشاور , بهمن ۷, ۱۳۹۵ @ ۵:۳۳ بعد از ظهر

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • حامد , بهمن ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۴:۲۱ قبل از ظهر

    سلام پسر من ۲۶ ساله دارد و دارای شرایط خوب برای ازدواج. میخواهد با دختری ازدواج کند که تقریبا ۱۳ سال از خودش بزرگتر است
    واقعا علت این نوع علاقه ها کجاست ؟

    • دکتر منصوره ناصحی , آبان ۸, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۴۰ قبل از ظهر

      سلام با توجه به این که اختلاف سنیتون زیاده ممکنه بعد ها دچار مشکلات جدی بشید باید حتما با یک مشاور مشورت کنید

    • راهنما , بهمن ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۹:۳۴ بعد از ظهر

      دوست عزیز توجه داشته باشید ؛در فرهنگ کشور ما ازدواج با دختر جوان تر، ارزش محسوب می شود. به عنوان مثال چه اشعار محلی ای که برای ازدواج با دختر کم و سن و سال وجود دارد. در تمام فرهنگ های قومی و محلی ما ازدواج با دختر کوچکتر است که مطلوب محسوب می شود.
      گسترش سریال های ماهواره ای و برخی فیلم ها و سریال های داخلی که در آنها ازدواج با دختران بزرگتر تبلیغ می شود یکی از دلایل افزایش این نوع ازدواج ها در سطح جامعه است. از سوی دیگر مشکلات مالی و تورمی که در این دوره و زمانه گریبان مردم را گرفته باعث می شود که پسران در سنین پایین توانایی تقبل مالی یک زندگی مشترک را نداشته باشند و به همین دلیل تصمیم بگیرند با دختری ازدواج کنند که از خودشان مسن تر است اما در عوض دارای شغل و درآمد دارد و می تواند هزینه هالی زندگی را به دوش بکشد. شاید این روزها تعداد این ازدواجها انقدر زیاد هم نباشد اما همین تعداد هم آسیب زا است.
      بگذارید یک مثال برایتان بزنم. زمانی که یک پسر با دختری بزرگتر از خودش ازدواج می کند کافی است یکی از اقوام یا دوستان به این تازه داماد بگوید که نتوانستی با یک دختر جوان ازدواج کنی و مجبور شدی یک پیر دختر را برای زندگی مشترک انتخاب کنی. این حرفها است که تاثیرات مخرب بسیاری بر مردانی می گذارد که با دختران بزرگتر از خود ازدواج کرده اند، و در نهایت به اختلاف و طلاق ختم می شود.
      ما باید شرایط ازدواج در سن مناسب را برای دختران و پسران مهیا کنیم. به عنوان مثال با توجه به گرانی های اخیر جهیزیه یکی از مشکلات بزرگ بر سر راه ازدواج دختران است. در این دوره، کدام خانواده ای دارد که ۳۰ یا ۴۰ میلیون هزینه خرید جهیزیه برای دخترش کند؟ این هزینه ها باید کاهش پیدا کند. با ۵ میلیونی که برای ازدواج دختر و پسر جوان می دهند چگونه می شود زندگی مشترک را آغاز کرد. دولت باید تمهیداتی بیندیشد که ازدواج را برای دختران و پسران جوان اسانتر شود. وقتی آمارها می گویند که بیش از ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار جوان بیکار در سن اشتغال در کشور داریم یعنی معضل ازدواج. اثرات این مسئله باعث می شود که دختران نتوانند در سن ۱۸ تا ۲۵ سال و پسران در سن ۲۳ تا ۲۷ سالگی ازدواج کنند و میانگین سن ازدواج بالا می رود و در نتیجه اش هم پسران مجبور می شوند با دختران بزرگ تر از خودشان که توانایی مالی دارند ازدواج کنند.

    • مشاور , بهمن ۱۳, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۲۶ قبل از ظهر

      با سلام
      علاقه و عشق وقتی به وجود می اید یعنی افراد بیشتر از قلبشان فرمان می گیرند و عقل نقش چندانی ندارد به همین دلیل فرد فقط دنبال ان است که به فرد مورد علاقه تحت هر شرایطی برسد و جوانب و مسائل جانبی را در نظر نمی گیرد بهتر است به جای بحص و جدل که قطعا باعث عصبانیت فرزندتان و هر اقدام غیر قابل پیش بینی می شود به او اجازه بدهید دلایل را کاملا مطرح کند و بخواهید به به مشاوره پیش از ازدواج برای بررسی شرایط رجوع کند .و اجازه بدید یک فرد سوم که موضع خنثی دارد و متخصص است مسئله را ریشه یابی کند و اگر تشخیص داد که این دو نفر نمی توانند شرایط زندگی در کنار هم را داشته باشند از زبان یک فرد متخص متوجه شوند و نسبت به شما سوگسری پیدا نکنند .بهتر است با فرزند خود دوست باشید در وهله اول و احیانا اگر هم مایل بودید که با او صحبت کنید در این باره و دلایل خودتون رو بگید در فضای کاملا منطقی و غیر قضاوتی مطرح شود
      تا فرزند شما پذیرا باشد
      موفق باشید

  • iliya , فروردین ۱۱, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۲۶ قبل از ظهر

    سلام.ایلیا هستم۱۸سالمه.از بچگی با بقیه پسرا فرق داشتم.نمیتونستم با مردها ارتباط برقرارکنم.اصلا با پسرای هم سن خودم نمیتونستم بازی کنم.در عوض با دخترا خیلی زود صمیمی میشدم.همیشه لباسای خواهرمو میپوشیدم. وقتی به سن بلوغ رسیدم متوجه شدم به دخترا میل جنسی ندارم .از لحاظ عاطفی وجنسی دوست داشتم با یه پسر باشم.الان حدود ۹ماه هستش که فهمیدم ترنسکشوال چی هست.واحساس میکنم که ترنسکشوال هستم وتصمیم گرفتم تغییر جنس بدم ولی نمیدونم چطور باخانوادم در میون بذارم.لطفا راهنمایی کنید.مرسی

    • مشاور , فروردین ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۸:۵۰ قبل از ظهر

      با سلام افرادی که ممکنه رفتارهای جنس مخالف خود را تقلید کنند و ترنس باشند شرایط ویژه ای دارند که صرف اینکه به لحاظ روحی و روانی دوست دارند جای جنس مخالف باشند در پوشش آرایش مو و صحبت کردن و …مثل جنس مخالف هستند گاهی به لحاظ جنسی هم مشکلاتی دارند که با جراحی به سمت یک جنس می روند و زندگی را شروع می کنند .در مورد شما اگر اعضای تناسلی مردانه و سالمی دارید و در این سن تن صدا حالت و فرم بدن و سایر مسائل کاملا مردانه است باید برای تغییر جنسیت زیر نظر روانشناس باشید از معایب این مسئله مطلع شوید .و اینکه ممکنه به لحاظ روحی و روانی و رفتا های اجتماعی و تعاملات و دید مردم چه مشکلاتی اتفاق بیفتد و شما چقدر پذیرا هستید حتی جلب رضایت خانواده وقتی تقریبا این اطمینان حاصل شد که نمی توانید با این روند ادامه زندگی طبیعی را داشته باشید و در ازدواج و غیره به مشکل بر می خورید .در هر صورت باید حضوری مراجه فرمایید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

      • iliya , فروردین ۱۳, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۲۸ قبل از ظهر

        مرسی از پاسختون.میشه لطف کنید یه روانپزشک که با این مسئله اشنا هستش معرفی کنید.ممنونم

        • مشاور , فروردین ۱۳, ۱۳۹۶ @ ۵:۴۵ قبل از ظهر

          با سلام با شماره شده تماس بگیرید تا روانپزشکی نزدیک محل سکونت شما معرفی کنند امیدوارم موفق و سلامت باشد و مشکلات به زودی مرتفع شود.
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
          موفق باشید

  • hesam , خرداد ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۲:۲۰ بعد از ظهر

    سلام،من چهارده ساله که ازدواج کردم والان زنم عاشق یک مرد دیگه شده چیکار کنم؟

    • مشاور , خرداد ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۶:۳۲ بعد از ظهر

      با سلام
      این مساله از چه زمانی مطرح شده ؟روابط شما با همسرتون چگونه است ؟بهتره حتما به مشاوره مراجعه کنید .
      اگر فکر می کنید راهی دارد و ایشون رو می ود منصرف کرد و البته خودتون هم مایلید با این شرایط با ایشون زندگی کنید .در هر حال هر خیانتی صرف نظر از خود مساله فقط به فرد مربوط نمی شود بلکه طرف مقابل به عنوان همسر هم نقش مهمی دارد .
      بهتره توضیح بهتر برای کمک به مساله بنویسید و باید دید چه چیزی باعث این مساله شده است ؟با مراجعه حضوری بهتر شرایط بررسی می شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • Roya , مهر ۱۵, ۱۳۹۶ @ ۱:۱۱ بعد از ظهر

    سلام دختر هفت ساله من دختر خیلی حساسیه الان که مدرسه تو مدرسه اگه معلم سر بقیه داد میزنه یا دعوا میکنه دخترم ناراحتو پریشون میشه میگم مگه تورو دعوا میکنه میگه نه ولی من ناراحت میشم.الان با اکراه مدرسه میره و میگه معلمو دوست ندارم چه راهکاری میدین که از این حساس بودنش کم بشه ممنون اگه راهنمایی کنید

    • مشاور , مهر ۱۶, ۱۳۹۶ @ ۹:۳۴ قبل از ظهر

      با سلام مادر گرامی در هر سنی بچه ها حساسیت های خاص خودشان را دارند اگر فرزند شما تک فرزند باشد به لحاظ عاطفی و ..تامین شده باشد پذیرش شرایطی که با عده ای در یک مکان قرار بگیرید و توجه تقسیم شود را ندارد و خب طبیعی است که نسبت به رفتارها نسبت به دیگران هم او حساس می شود و و فکر می کنید مساله مربوط به او می شود.و خوب نمی تواند شرایط را بپذیرد ممکن است علت عدم علاقه به معلم هم همین مساله باشد که باز غیر طبیعی نیست .در هر حال امیدوارم مشکل برطرف شود.و بهتر است روانشناس کودک فرزند شما را ببیند .نگران نباشید خیلی از حساسیت ها با بالارفتن سن و رشد عقلی بر طرف می شود.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • رها , مهر ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۴:۳۴ بعد از ظهر

    سلام.من ۶ سال ازدواج کردم الان ۳۱ سالمه ولی تو این ۶ سال حتی یه بار هم ارضا نشدم.اینقد این مسئله تکرار شده که دیگه نسبت به شوهرم سرد شدم و اصلا حسی بهش ندارم حتی تحریک هم نمی شم .باید کجا مراجعه کنم ؟ من نیاز دارم و نمی خوام گناهی تو زندگی مرتکب بشم باید چیکار کنم

    • مشاور , مهر ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۶:۲۴ بعد از ظهر

      با سلام
      بهتراست حتما به سکس تراپ مراجعه کنید این مهم است که بدانیم شما با این شرایط ایا با همسرتون صحبت کردید ایا در مورد عدم ارضا و نداشتن رضایت درورابط زناشویی صحبت کردید به هر حال زن و مرد در این مورد و اینکه چه چیزی برایشان اهمیت دارد و از چه نوع رابطه ای لذت می برند باید با هم صحبت کنند .اگر همسر شما مشکلاتی داشته باشد خوب با دارو و یا درمان روانشناختی مرتفع می شود و در مورد شما هم همین طور نباید اجازه می دادید این جریان ۶ سال ادامه داشته باشد چون رابطه جنسی جنبه مهمی از زندگی زناشویی که خود باعث رضایت از زندگی و روابط عاطفی مداوم زوجین می شود در هر حال امیدوارم با مراجعه رفع شود و مشکل خاصی وجود نداشته باشد و صرفا عدم اگاهی و نداشتن اموزش باعث این مساله شده باشد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

    • مشاور , مهر ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۶:۳۱ بعد از ظهر

      مشخصه و علت های مردان سرد مزاج چیست؟ سردمزاجی اصطلاح عامیانه‌ای است که در میان مردم برای مردان یا زنانی که دچار کاهش یا فقدان میل جنسی هستند، به کار می‌رود. سردمزاجی یا کاهش میل جنسی مفهومی علمی دارد و نمی‌توان به راحتی به هر کسی گفت سردمزاج. باید شرح‌حال درستی از فرد گرفته شود تا منظورش از به کار بردن این کلمه مشخص شود. هرگاه مردی که بیشتر از ۲۰ سال سن دارد، ازدواج کند و فاصله بین دو رابطه زناشویی‌اش ۱۰ روز یا بیشتر باشد، به او سردمزاج گفته می‌شود.

      میل جنسی رابطه مستقیم با سن انسان‌ها دارد و این میل در هر ۲ جنس با افزایش سن کاهش می‌یابد ولی شدت کاهش متفاوت است. اگرتناسب نسبی در نیازها و تمایلات جنسی هر دو نفر وجود داشته باشد مشکلی نیست مشکل وقتی است که یکی از طرفین هر روز تمایل به برقراری رابطه زناشویی داشته باشد و دیگری هر ماه! اینجاست که موضوع سردمزاجی یا همان کاهش میل جنسی مطرح می‌شود.

      سردمزاجی ۲ نوع است؛ اولیه که از همان روزهای نخستین بعد از ازدواج، مرد مایل به برقراری روابط زناشویی با فاصله زیاد است و سردمزاجی ثانویه. در این نوع مرد از ابتدا چنین مشکلی نداشته و بعدها دچار کاهش میل جنسی شده است.

      کاهش میل جنسی ممکن است خفیف، متوسط یا شدید باشد. در نوع شدید ممکن است مرد ماه‌ها یا اصلا تمایلی به برقراری رابطه زناشویی نداشته باشد. سردمزاجی در آقایان خیلی زودتر آشکار می‌شود، در حالی که در زنان به‌خصوص در مراحل خفیف معمولا پنهان باقی می‌ماند.

      عواملی مانند مشاغل نامناسب، مشغله فکری زیاد، مشکلات زندگی، افسردگی و اضطراب و اختلال در رابطه عاطفی با همسر از مشکلاتی هستند که به روان مرد صدمه می‌زنند و می‌توانند باعث کاهش میل جنسی او شوند. از موارد مهمی که روی میل جنسی تاثیر می‌گذارد، کاهش هورمون مردانه است. هورمون مردانه در سنین بالا به‌تدریج کاهش می‌یابد و متعاقب آن میل جنسی کمتر می‌شود ولی گاهی در افراد جوان یا میانسالان روند کاهش این هورمون سریع است و مشکل‌هایی را برای مرد پدید می‌آورد.

      مردانی که کاهش میل جنسی تدریجی دارند، بهتر است سطح هورمونشان به روش آزمایشگاهی اندازه گرفته شود. یکی دیگر از مواردی که باعث کاهش میل جنسی مردان می‌شود، مصرف داروهای اعصاب است. این داروها فقط باید به وسیله پزشک تجویز شوند. در صورتی که بیماران با مصرف دارو دچار سردمزاجی شدند، باید موضوع را به پزشک اطلاع دهند و هرگز نباید خودسرانه اقدام به ترک دارو یا تغییر دوز آن کنند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.