مرکز مشاوره زندگی

مرکز مشاوره زندگی

تمام تلاش ها وفعالیت های هرفردی دردوران عمرخود، تمامی توانی که برای حل مشکلات خود میگذارد مرکز مشاوره زندگی جدید را فراهم می کند

همچنین تمامی کمک هایی که یک دوست، فامیل و یک مشاور خوب به یک فرد میکند

همه و همه برای داشتن یک زندگی خوب و موفق است.

درواقع همه ما خواهان یک زندگی سالم و شاداب هستیم که به دوراز مشکلات بتوان به نوعی از آن لذت برد.

  • آیا تنها هستید و از تنهایی زیاد افسرده شده اید؟
  • در مرحله حساسی از زندگی هستید و نیاز به راهنمایی یک متخصص دارید؟
  • مشکلات زیادی در زندگی شما رخ داده است؟
  • ترس از آینده ای مبهم دارید؟
  • به دنبال راهکارهایی برای حل مشکلات خود هستید؟
  • با همسرتان اختلاف دارید و کودکانتان را نمی توانید کنترل کنید؟
  • در مورد ازدواج با فرد مورد نظرتان شک دارید؟

شماره های تماس 01

تلاش برای بهبود زندگی

بنابراین هدف هر فرد در زندگی رسیدن به آرامش و لذت از آن است پس در این راه ودر مقابله بامشکلات موجود نیاز به کمک داشته و نمیتوان ازاهمیت این موضوع چشم پوشی کرد. به خصوص اگر این موضوع در شروع یک زندگی بوده و سختی ها چندین برابر باشد.

مرکز مشاوره ازدواج با استفاده از بهترین و مجربترین مشاوران خود بخشی با نام مرکز مشاوره زندگی را راه اندازی کرده است.

در مراکز مشاوره زندگی خوب را به شما آموزش داده و  شما میتوانید با استفاده از راهنمایی های تخصصی موفقیت در زندگی فردی، اجتماعی و زناشویی را تجربه کنید.

البته همچنین برنامه های مدون بهترین مشاور زندگی برای زندگی خود برنامه ریزی کرده وبایک روش اصولی وعلمی، زندگی خود را به سوی موفقیت سوق داده و شادابی را درآن تجربه کنید.

بنابراین مشاوران ما در مرکز مشاوره زندگی خوبی را برای شما آرزومنده بوده و  آماده کمک به شما هستند.

در سایت “مرکز مشاوره” میتوانید سوالات خود را مطرح کرده و در صورت تمایل نیز با مراکز برتر مشاوره ایران تماس گرفته و به صورت آنلاین، تلفنی و حضوری راهنمایی تخصصی دریافت کنید.

منبع: com.مرکزمشاوره


صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

administrator

مقالات مرتبط

310 نظرات

  • ناشناس , اسفند ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۳۸ قبل از ظهر

    همسرم کارمند بانک هستند در زمان خواستگاری من با شرط زندگی در شیراز جواب مثبت دادم در دوران عقد پدرم به رحمت خدا رفتند. من با پدر و مادرم در یکی از شهرهای استان فارس زندگی میکردم بعد از چند ماه پس از فوت پدرم به شیراز امدم و زندگی مشترک را شروع کردم. اما مادرم در همان شهر خودمان ماندند. مدتی است که حرف از رفتن به تهران میزند اما من مخالفم چند شب پیش گفت تا مهر سال بعد باید به تهران برویم من اشک از چشمانم جاری شد گفتم چرا شرایط مرا درک نمیکنی من تازه شیراز امدم و شیراز تا شهر مادرم نزدیک است من نمیتوانم دور شوم شرط من از اول این بوده چرا همون موقعه خواستگاری نگفتی شیراز امدن موقت است دلم شکست و خیلی گریه کردم اما همسرم بدون توجه به من رفت خوابید .معمولا هر وقت بحثی بین مان پیش می آید و من گریه میکنم بدون توجه به من به کار خودش مشغول میشود حتی اگر تا صبح گریه کنم برایش مهم نیست و این روند بی توجه بدون را گاهی تا دو هفته ادامه می دهد.
    سوال دیگرم شوهرم مدتی است کلا نمازش را ترک کرده است هر روشی را پیش گرفتم جواب نداد .کتاب- پیام هایی درباره اثار نماز و
    شوهرم از دوران عقد گوشی تلفن همراهش را همیشه از من پنهان میکند هرگز نمیگذارد حتی صفحه آن را هم ببینم وقتی هم میپرسم چرا این طور رفتار میکنی میگوید تلفن مثل مسواک شخصی هست یا اینکه دوستانم عکس های خوبی برای من نمیفرستند دوست ندارم گوشیم را ببینی
    خواهشا مرا راهنمایی کنید

    • مشاور , اسفند ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۹:۱۶ بعد از ظهر

      با سلام
      چند تا نکنه مطرح است اول اینکه شما ظاهرا از گریه به عنوان حربه ای استفاده کنید که نگرانی و نارضایتی رو نشون بدید و شاید اونقدر این رفتار تکرار شده که قضیه کاملا لوث شده است و برای ایشون عادی شده و توجهی ندارند .هر رفتاری باید در شرایط خودش استفاده بشه و باید حواستون به فیدبک هایی که نشون می دید باشه دوم اینکه درسته شما از ابتدا گفته بودید شرطتون موندن در شیرازه ولی خب به این مساله هم توجه داشته باشید که نمیشه همیشه همه مسائل رو پیش بینی کرد و درسته به خاطر شرایط فوت پدرتون شما دوست دارید نزدیک مادرتون باشید ولی به این مساله فکر کنید که مادر شما نزدیک بودن دخترش رو ترجیح میده یا اینکه فرزندشون زندگش موفقی داشته باشند .در مورد مشکل اینکه ایشون نماز رو ترک کردند قطعا شرایط محیطی و جانبی موثر بوده و اگر از ابتدا ایشون مقید به نماز بودن و اکنون ترک کردن خب جای امیدواری وجود دارد که اگر شرایط مساعد شود نماز خوندن رو از سر بگیرند منتهی نوع برخورد و رفتار شما در این بین بسیار حائز اهمیت است و باید بدونید که خیلی از خانم ها با نوع رفتارشون تونستند یک فرد کاملا بی اعتقاد رو معتقد کنند و زن عنصر بسیار حائز اهمیتی است .و اینکه ایشون گوشی خودشون رو از شما پنهان می کنند اگر حساسیت نشون ندید شاید مرتفع بشه ولی اگر ایشون شخصیت لجبازی داشته باشه و شما هم اصرار زیادی داشته باشید خب ثطعا شرایط بدتر خواهد شد .بهتره برای اموختن تکنیک های ارتباط با همسر و سایر مسائل مراجعه حضوری داشته باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • مجید , فروردین ۱۴, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۴۴ قبل از ظهر

    سلام
    لطفا بفرمایید تو کرج کجا میتونم یه مشاور حضوری و تخصصی داشته باشم

    • راهنما , فروردین ۱۵, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۰۰ بعد از ظهر

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

    • مشاور , فروردین ۱۵, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۴۳ بعد از ظهر

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • ه.ع , اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۴۲ قبل از ظهر

    با سلام
    همسر برادرم با وجود۹ ماه ازدواج به بهانه های واهی منزل را ترک میکند تک دختر بسیار خودرای مغرور انحصار طلب و زیاده خواه میباشدو دارای حالات روحی متغیر.البته کمالاتی هم دارد مانند آشپزی طراحی داخلی عالی..انتطارات ایشون از برادرم:
    هیچ نوع محدودیتی اط هیچ نطر:به عنوان مثال اگر شب دیر به منزل بیایدنباید از او سوال شود کجا بودی؟در هیچ محفلی از خانواده ما با دیگران نمیجوشد…توقعات مالی بسیار بالا..در حالیکه خودشان در وضعیت مالی بسیار سطح پایین بزرگ شدن…جالب اینجاست حاضر نیست پیش مشاور بیاید…به نظر شما ادامه زندگی با چنین شخصی به صلاح است…خیلی از مشاورین در رشت ناسازگاری ایشون رو تایید(البته بصورت یکطرف با استماع صحبتهای ما)کردند..نطر شما چیست…جالب اینجاست به قول وقرارهای خودش هم پایبند نیست وهربار که به صلاحدید خود آن را تغییر میدهد…برادر بزرگ ایشان هم مشکل اعصاب و روان دارند که ما بعد از ازدواج فهمیدیم….لطفا راهنمایی بفرمایید.
    باتشکر

    • مشاور , اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۲۳ بعد از ظهر

      با سلام
      دوست عزیز اجازه بدیداگر مساله ای وجود داره برادر شما اقدام کنند و با همسرشون پیش مشاور بروند و شاید مواردی باشد که
      شما در جریان نباشید .در مورد رفتارهای ایشون رفتار همسرشون یعنی برادر شما هم مهمه که چه موضعی گرفتند .ببینید نمیشه یک طرفه قضاوت کرد باید هر دو نفر صحبت کنند و ببینیم چه می شود ., و نظراتشون رو بدهند .اگر برادر شما موضع منفعلی داره خب این خانم مختاره برای انجام هر کاری ؟ترک منزل هم می تونه دلایل مختلفی داشته بشه .بهتره کمی مسائل رو کلی نگاه کنید و بخواهید اگر برادرتون هم به اندازه شما رنج می برد حضوری اقدام کند و پیگیر باشد و قطعا باید یکی سری از رفتارهاش رو در قبلا همسرش اصلاح کنید تا ایشون متوجه رفتار نادرستشون باشند .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • پری , اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۵:۲۳ بعد از ظهر

    با سلام
    همس من کم صبر و پرخاشگر شده و به قول خودش دچار افسردگی شده است.بنره به شدت در اظطرار و استرس و بی خوابی به سر میبرم.اعتماد به نفسم را از دست داده ام.احساس میکنم زندگیمان رو به پایان است و به شدت نیاز به کمک برای ادامه و بهبود زندگیم دارم.مدام در حال عذر خواهی هستم حتی در مواردی که مقصر نیستم.

    • مشاور , اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۱۴ بعد از ظهر

      با سلام
      ایشون باید مراجعه داشته باشند به روانپزشک اگر نیاز به دارو وجود نداشت به روانشناس ارجاع می دهند و بررسی پزشکی هم باید مشکل جسمی را رد کنند .باید بدانید که در هر حال دلیل یا دلایل زیر بنایی مشکل افسردگی و پرخاشگری باید مشخص شود و اینکه بدونید دقیقا از چه زمانی این مسائل شروع شده و چه شرایط آغازگری ممکن است وجود داشته باشد در هر حال باید بدانیم که این ها موارد اساسی هستند که در جلسه حضوری بررسی خواهند شد .باید به روانشناس مراجعه کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • میلاد , خرداد ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۱۲ بعد از ظهر

    میشه ادرس به مشاور خانواده خوب تو رشت بدین

    • مشاور , خرداد ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۵۵ بعد از ظهر

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • Shohreh ahmadi , خرداد ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱:۴۹ بعد از ظهر

    باسلام
    من خیلی عاشق همسرم هستم وچون خودم شاغلم وبیرون کار کردم وجامعه ووضعیتشو میبینم واز طرفی همسر من خیلی خصوصیتها داره که هر دختری با نگاه اول ازش خوشش میاد بخاطر همین خیلی ناراحتم ومطمینم که همسرم پایبند عشقمون وبچه هاش هست وتا حالا ازش هیچ موری ندیدم ودایم منو دلداری میده که فقط تورو دوست دارم اما من میترسم از خانمها که برام مشکل درست کنن من وهمسرم عاشقانه زندگی میکنیم ولی خیلیها چشم دیدن ندارن از همکاراش تا همکارای من و…نمیدونم چکار کنم

    • مشاور , خرداد ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۹:۰۸ قبل از ظهر

      با سلام دوست عزیز این حساسبت بیش از حد شماست وقتی از ایشون مشکلی ندید ید و ممکنه اگر فکرتون بیش از حد درگیر این مساله باشه مجبور بشید که حتما مراجعه داشته باشید چون باعث اضطراب و تنش و دغدغه اینکه ممکنه افرادی باشند که زندگی شما را لهم بزنند بشود .اگر نگرانی از حد معمول فراتر رفت و ذهنتان درگیر رابطه دیگران با همسرتان شد بهتره مراجعه بفرمایید .گاهی مشکلات و مسائل روزمره و کاری ب ای ما چنین مسائلی را ایجاد می کنند .که بهتر است در این مواقع و برای ارامش در زندگی از فرد متخصص حوزه رفتاری کمک گرفته شود .امیدوارم همیشه زندگی خوبی را در کنار همسرتان داشته باشید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • صادق , تیر ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۶:۵۹ قبل از ظهر

    سلام
    من مدتی است که به همه بدبین شده ام و خواب و آرامشم بهم ریخته است و همیشه مضطرب هستم و دوست دارم در خلوت باشم و با کوچکترین حرف از جانب فرد مقابل از کوره در میرم و فکر میکنم که باید از خودم دفاع کنم و همیشه فکر میکنم که باید طوری رفتار کنم که دیگران بپسندند تمرکزم خیلی کم شده احساس بیچارگی میکنم نمیدونم چم شده به نظرم افسردگی گرفتم اگه میشه راهنمایی کنید باتشکر

    • مشاور , تیر ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۸:۳۹ قبل از ظهر

      با سلام
      این مشکلاتی که شما فرمودید خب قاعدتا باید مراجعه حضوری داشته باشید منتهی بحث بدبینی و اضطراب و خوب بودن و مورد توجه بودن شاید افسردگی صرف نباشد .ممکنه حادثه تعیین کننده ای باشد که مشکلات ایجاد شده به ان خاطر است .و اینکه چند وقت ان عوارض ایجاد شده نیز اهمیت دارد در هر حال هر مشکلی که وجود داشته باشد جای نگرانی نیست چون امروزه با درمان دارویی و روانشناختی قابل درمان و کنترل است .فقط مهم اراده خود فرد برای ایجاد تغییر شیوه زندگی است امیدوارم به زودی به شرایط طبیعی برگردید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • میثم , تیر ۲۱, ۱۳۹۶ @ ۷:۱۸ بعد از ظهر

    سلام سه سال ازخدمت امدم وبه هیچ کاری علاقه ندارم درصورتی که قبل خدمت استعدادخاصی داشتم وهرجاسرکارمیرفتم موردتحصین قرارمیگرفتم مخصوصا دررشته نجاری کابینتکاری علاقه شدیدی داشتم ولی نمیدونم چرا الان اون علاقه واستعدادروندارم خواهش میکنم کمک کنید وبگید چه کارباید بکنم وچرا اینجوری شدم؟

    • مشاور , تیر ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۳:۳۵ بعد از ظهر

      با سلام اینکه شما علاقتون رو از دست داید و یا شاید بهتر بگویم اعتما د به نفسی که قبلا در زمینه های مورد علاقه و تخصص داشتید و اکنون ندارید بر می گردد به سیستم هدف گذاری شما .شاید شرایط خدمت و سختی ها باعث از بین رفتن انگیزه شده باشد شاید مساله دیگری مطرح است که از ان بی خبریم و همین مساله قبل از رفتن به سربازه ای انگیزه ای برای تلاش شما در جهت بهبود شرایط اقتصادی و کاری بوده است .بهتره حتما به خاطر این مساله مراجعه حضوری داشته باشید نمی شود صرفا بدون دیدن شما نظر داد و دلایل هر چند مطرح شوند در حد احتمال خواهند بود .شما باید به ثبات در اهداف برسید اینکه چه می خواهید چه اینده ای برای خود متصور هستید و برای رسیدن به اهداف چه توانایی ها و استعدادهایی دارید و یا چه استعدادهایی در شما وجود ندارد و نباید به ان سمت بروید چون ممکن است باعث کاهش انگیزه و تجربه شکست شود .امیدوارم متوجه صحبت های بنده باشید و به زودی شرایط تغییر کند که البته در قدم اول خواست شما برای تغییر شرایط است .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • ناشناس , شهریور ۲۵, ۱۳۹۶ @ ۲:۰۰ بعد از ظهر

    سلام و خسته نباشید
    من یه خانم ۲۴ ساله م دوساله ازدواج کردم و بخاطر شغل شوهرم مجبور شدیم فردای عروسی بریم ی شهر دیگه دور از خانواده من احساس میکنم دوری از خانواده و همه اطرافیانم باعث شده من از اجتماع دور بشم و تنها باشم حتی با وجود اینکه سرکار میرم با هیشکی نمیتونم ارتباط برقرار کنم وبیش از حد به شوهرم وابسته شدم شوهرم بخاطر اجتماعی نبودنم سرزنشم میکنه نمیدونم چیکار کنم

    • راهنما , شهریور ۲۵, ۱۳۹۶ @ ۲:۴۶ بعد از ظهر

      ممکن است انزوا را به عنوان یک احساس مبهم تجربه کرده باشید که گویی بعضی چیزها در وضع رضایت بخشی نیست و نوعی پوچی جزئی، به شما دست می‌دهد. یا احتمال دارد انزوا را بعنوان یک ناکامی بسیار شدید و دردی جانکاه احساس کنید. انزوا، انواع متفاوتی دارد؛ گاهی انزوا مربوط به از دست دادن فرد خاصی است؛ چرا که وی مرده است یا خیلی از شما دور می‌باشد.
      نوع دیگری از انزوا ممکن است بدلیل احساس تنهایی و عدم ارتباط با مردم ایجاد شود چون واقعاً، از نظر فیزیکی، از مردم جدا شده‌اید، مثل وقتی که شما در شیفت شب کار می‌کنید یا در بخشی از سازمان که به ندرت مردم به آنجا می‌آیند، به تنهایی مشغول کارید. حتی شاید زمانی که مردم در اطراف شما هستند، از نظر روحی احساس تنهایی کنید، چرا که نمی‌توانید با آن‌ها ارتباط برقرار کنید.
      منزوی بودن با فقط تنها بودن تفاوت دارد
      لازم به تأکید است که انزوا، مشابه تنها بودن نیست، زیرا همه ما زمانی دوست داریم که تنها باشیم. اما، انزوا احساس تنها شدن وو اندوه به خاطر این تنهایی است. و البته، همه ما گاهی احساس تنهایی می‌کنیم. زمانی که به نظر می‌رسد در انزوای خود گیر کرده‌ایم، این‌جا هست که یک مشکل واقعی برای ما پیش آمده است.
      چگونه می‌توانیم در احساس انزوای خودمان دخیل باشیم؟
      انزوا یک حالت منفعل و غیرفعال است. یعنی با عدم توجه ما، این حالت به آرامی، باقی می‌ماند و چنانچه هیچ‌کاری برای تغییر آنن نکنیم، انزوا ادامه پیدا می‌کند. عجیب اینکه، لحظاتی وجود دارد که ما خود پذیرای انزوا هستیم. حتی گاهی فرو رفتن در این نوع احساسات منجر به افسردگی و ناتوانی می‌شود که البته باعث حال منفعل‌تر و افسردگی بیشتر خواهد شد.
      پیدا کردن روش‌هایی برای تغییر احساس انزوا
      ۱- تشخیص احساس تنهایی و بیان آن
      در ابتدا، باید بپذیریم که ما احساس تنهایی می‌کنیم، پس باید به آن خاتمه دهیم. گاهی قبول کردن این احساس برایمان دشوار است.. باید احساس انزوا را به روش‌های مختلف بیان کنیم. ممکن است خودمان را با نوشتن مطالبی در دفتر خاطرات پیدا کنیم یا نامه‌ای خیالی به یک دوست بنویسیم، نقاشی کنیم یا تصویر چیزی را بکشیم، با صدای بلند آواز بخوانیم و بهرحال هرکار دیگری انجام دهیم تا بتوانیم احسسات درونی‌مان را ابراز کنیم. بیان احساسات به‌ ما کمک می‌کند تا دریابیم برخی از چیزها به احساس انزوای ما مربوط می‌شود مثل غم، عصبانیت و درماندگی.
      امکان دارد ما توانایی این را داشته‌ باشیم که بررسی کنیم این احساسات از کجا می‌آیند و چگونه به زندگی ما مربوط می‌شوند. زمانی که ارزیابی این موارد را شروع می‌کنیم، برای ایجاد تغییراتی در احساساتمان نیز توانمندتر می‌شویم.
      ۲- باید فعال‌تر شویم
      بزرگ‌‌ترین تغییر، از بین بردن حالت رکود و فعال‌تر شدن است. چنانچه ما در حال ازدست دادن کسی هستیم مثل خانواده، پدر و مادرر و یا دوست؛ می‌توانیم آن‌ها را ببینیم یا برایشان ایمیل بفرستیم یا به آن‌ها تلفن بزنیم. هم‌چنین، صحبت کردن با یک دوست فهمیده، غالباً به ما کمک می‌کند در حالاتمان تغییراتی ایجاد کنیم.
      چنانچه دوست خوبی نداریم، صحبت کردن با یک روحانی، معلم یا مشاور می‌تواند نقطه شروعی باشد. اگر بدلیل از دست دادنن فردی که فوت کرده است، تنها شده‌ایم، می‌توانیم ماتم خود را بخاطر از دست دادن وی بیان کنیم و خاطرات خوش با او بودن را به یاد آوریم و مطمئن باشیم که این خاطرات همیشه با ما خواهند بود. و بدین ترتیب می‌توانیم از احساس تنهایی فاصله بگیریم. این کار به هنگام از دست دادن دوست یا عزیزانمان نیز مفید خواهد بود.
      ۳- در کلوپ‌ها یا فعالیت‌های گروهی شرکت کنیم
      شرکت در برخی فعالیت‌ها یا کلوپ‌ها باعث می‌شود بعضی کارها را به انجام برسانیم. زمانی که دریک فعالیت لذت‌بخش شرکتت داریم، ذهنمان از احساس تنهایی دور می‌شود. هم‌چنین، بدین طریق می‌توانیم مستقیماً حالتمان را تغییر دهیم. این کار می‌تواند به ما فرصت ملاقات با مردم را بدهد، افرادی که علائق مشابهی با ما دارند و نیز تمرینی برای رویارویی و دیدن مردم می‌باشد. این تأثیرات گاهی به سرعت و گاهی نیز به کندی صورت می‌گیرد. ممکن است، واقعاً، نیاز داشته‌ باشیم که به سمت دیدن و صحبت کردن با مردم حرکت کنیم.
      به منظور جلوگیری از حالت انزوا، باید تلاش کرد به گروه‌های مختلفی که وجود دارند (گروه‌های دوستی، ورزشی، هندسی، اجتماعی،، محله و…) ملحق شد، یا علاقه جدیدی را در خود گسترش دهیم فقط به خاطر اینکه فکر می‌کنیم اینکار ما را بهتر و جذاب‌تر می‌کند.
      روش بهتر شرکت در کاری است که قبلاً از آن لذت می‌برده‌ایم یا فکر می‌کنیم جالب است. احتمال دارد حتی افرادی را پیدا کنیم کهه راهی مشابه ما دارند. دریافت حقوق اضافی یعنی اینکه ما درک کرده‌ایم که می‌توانیم وارد بعضی از فعالیت‌ها شده و بدون هیچ‌گونه احساس تنهایی، کاملاً به آن فعالیت علاقه‌مند شویم.
      هر فردی، در هر زمانی احساس تنهایی می‌کند. بکارگیری برخی از روش‌های پیشنهادی فوق، کمک می‌کند تا بهتر براین احساس فائق شویم.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

    • مشاور , شهریور ۲۶, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۰۳ قبل از ظهر

      با سلام اگر واقعا فکر می کنید مشکل شما منزوی بودن به خاطر تفاوت منطقه زندگی است و نداشتن مهارت های ارتباطی خب بهتره حتما مراجعه حضوری به روانشناس در شهر محل سکونت داشته باشید .و بدونید که به هر حال انطباق با محیط جدید برای هر فردی به خصوص خانم ها کمی با دشواری همراه است و این مساله وقتی شدت می یابد که این افرا د به این مساله توجه کنند که شرایط باید دلخواه ان ها شود و تا وقتی چنین باشد زندگی سخت است خوب این ذهنیت وقتی براورده نمی شود فرد را دچار سردرگمی می کند و شرایط برای فرد سخت می شود..پس قدم اول پذیرش این مساله است که چه بخو اهید چه نخو اهید اکنون شرایط دوری از خانواده است پس باید تلاش کنید دوستانی در محیط جدید بیابید تا زندگی ب ایتان لذت بخش تر شود و از شدت وابستگی هم کم شود .امیدوارم به زکدی شرایط بهتری را تجربه کنید نگران نباشید قطعا اگر بخ اهید می توانید موفق عمل کنید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • شیوا کاظمی , مهر ۱۴, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۴۳ قبل از ظهر

    سلام. زنی هستم ۳۶ ساله. در سن ۱۹ سالگی ازدواج کردم و ۷ سال بعد به دلیل اعتیاد و بدرفتاری همسر سابقم متارکه کردم. دو سال پیش با همکارم آشنا شدیم. او ۴۲ سال سن دارد. دو بار ازدواج کرده. ازدواج اولش بعد از پنج سال به دلیل اختلافات شدید بین دو خانواده و اینکه میگفتند همسر سابقش بد رفتاری و بی احترامی به خانواده دارد متارکه کردند. ازدواج دومش به انتخاب پدرش بود. دختری روستایی. در دوران بارداری همسرش ایشان متوجه میشوند که همسرشان ام اس پیشرفته دارد و از او پنهان کرده اند. بعد از زایمان اختلافاتشان شدید میشود و همسرش ترک منزل میکند. من یکسال است که ازدواج موقت با ایشان کرده ام.چون قرار شد هم بیشتر همدیگر را بشناسیم هم حضانت فرزندش را بگیرد بعد عقد کنیم. در طول این یکسال من دایما با خانواده ش رفت و آمد داشتم. مادر و خواهرش گاه گاهی زخم زبان میزنند. اما من هیچ وقت بی احترامی یا حتی ناراحتی نشان ندادم. به شدت به همسرم علاقه مندم و به خاطر اینکه پدر و مادرم در قید حیات نیستند وابستگیه شدیدی به همسرم دارم. چند روز پیش با همسرم درد دل کردم و بازگو کردم که گاهی دلم میرنجد از رفتار خانواده ت. اما ایشان به محض اینکه این ناراحتی را از جانب من شنیدند مرا ترک کردند و دیگر حاضر نیستند مرا ببینند. وقصد ادامه زندگی با من را ندارند. به شدت بهم ریخته ام. فقط گریه میکنم. بی تابم. دوریش برایم سخت است. عقل یک چیز میگوید. دل چیز دیگری. لازم به ذکر است که ما هر دو هیچ وقت بهم بی احترامی یا دعوا نکردیم. عاشقانه با هم زندگی,کردیم. حال نمیدانم که چه کنم. مستاصلم. دلم میخواست کسی با او حرف میزد. لطفا راهنماییم کنید.

    • راهنما , مهر ۱۵, ۱۳۹۶ @ ۱:۳۶ بعد از ظهر

      شما یک بار شکست خوردید و همین الان هم نشانه هایی میبینید که به راحتی میتونید آینده رو تصور کنید
      اگر قراره دوباره خودتون رو با عبارت دوستش دارم گول بزنید به خود شما مربوط میشه وگرنه به راحتی میتونید با این رفتار بدونید چه چیزی در زندگی مشترک در انتظار شماست

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.