مرکز مشاوره شرق تهران

مرکز مشاوره شرق تهران

چگونه بهترین مشاور خانواده در تهران را پیدا کنم؟

حتما پیش آمده است که به مشکلی برخورد کردید وبا مشورت بایک بزرگتر ویا والدین خودکه از تجربه بالایی برخوردار هستند بهترین راه حل را انتخاب کرده و مشکل خود را حل نمایید. اینگونه مشورت ها بصورت سطحی ودر بحث های غیر تخصصی ومشکلات روزمره ما مفید و قابل اطمینان میباشد، اما میدانیم که جامعه ما شکل بزرگتری ازیک خانواده است و خوب بطبع مشکلات بسیار پیچیده تر وتخصصی تر میشود وبرای مشاوره وگرفتن مشورت نیاز به فردی باتجربه تر و متخصص در همه امور خواهیم داشت. چالشهایی از قبیل ازدواج و طلاق ، شیوه زندگی ، مشکلات خانوادگی و مشکلات تحصیلی همه و همه نیاز به مشورتی قوی دارد. مرکز مشاوره تهران با در اختیار گذاشتن آدرس مراکز مشاوره خانواده در تهران در شرق  با رویکردی تخصصی و برای کمک به مردم عزیز تهرانی با کمک بهترین مشاور خانواده در تهران  و متشکل از قوی ترین مشاوران در زمینه های مختلف آماده ارائه خدمات می باشد. این مرکز با بخش بندی به مراکز کوچیکتر آماده خدمت رسانی بهتر می باشد.

مرکز مشاوره شرق تهران به پشتوانه سال ها تجربه و تحقیق مشاوران خود در مشاوره خانواده تهران و بهترین مشاور خانواده در تهران و برای بالا بردن سطح فرهنگی خانواده و جوانان تاسیس شده و بر آن است تا بتواند هدفی که دارد را دنبال کرده و به موفقیت برسد.

خیلی از دوستان من هنگامی که با مشکل روبرو میشوند نیاز به آدرس مراکز مشاوره خانواده در تهران و یا شهرستان ها دارند  و میتوان با مراجعه به یک مرکز مشاوره خوب که مشاوره خانواده تهران مشکلات و چالش های زندگی آنان را حل نمود. در سال ۱۳۹۶ یکی از دوستانم این مرکز را به من معرفی کرد و من اکنون به منظور ارتقا فرهنگ مشاره با آنان همکاری دارم.

تو دوران عقدم و بعد از یک سال و نیم قرار بود یک ماه دیگه برم سر زندگیم که همه چی بهم خورد

سلام خسته نباشید من۲۶ سالمه و تو دوران عقدم و بعد از یک سال و نیم قرار بود یک ماه دیگه برم سر زندگیم که همه چی بهم خورد نامزدم میگه باید بریم پیش مشاور تا درباره ادامه زندگیمون تصمیم بگیره ازتون ادرس ی مشاوره خوب تو شرق تهران رو میخوام ممنون

پاسخ

تصمیم خیلی خوبیه چون قطعا شناختتون برای ورود به زندگی بیشتر خواهد شد .

و ای کاش توضیحی در این ارتباط داده بودید که چه مساله ای بعد از یک سال و نیم باعث شک ایشون شده است .
ولی امیدوارم با مراجعه درست ترین تصمیم گرفته شود.
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
موفق باشید

درمان اضطراب و افسردگى شدید

براى درمان بیش از حده اضطراب و افسردگى بهترِ به مشاوره مراجعه کنم یا روانکاو و روانشناس؟!
تو محدوده شرق جایی رو معرفى میکنید؟

پاسخ

با سلام بهتره برای درمان به روانشناس بالینی مراجعه کنید البته دکتری بالینی که تخصصش در زمینه درمان افسردگی و اضطراب باشد .

البته اگر نیاز به دارو داشته باشید با روانپزشک هماهنگ می شود و باید دارو مصرف شود.

در هد حال امروزه برای درمان این دو اختلال درمان های روانشناسی بسیار خوبی وجود دارد که جواب گو بوده اند.و با شماره تماس اعلام شده تماس بگیرید و ور محدوده شرق مراجعه کنید امیدوارم به زودی بهبودی حاصل شود
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
موفق باشید

شوهرم همش خیانت میکنه

سلام من عقدم شوهرم همش خیانت میکنه من حضوری مشاورمیخوام توروخداکمکم کنید.سمت تهرانپارسم

پاسخ

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر قیطریه:
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
شما رو راهنمایی خواهند کرد ضمن اینکه یادتون نره اگر در دوران عقد این روابط در مورد ایشون وجود داره ظاهرا باید تصمیم جدی تری برای ادامه زندگی گرفته شود و باید دلیل این خیانت ها هم مشخص شود ضمن اینکه نمی شود یک طرفه قضاوت کرد
موفق باشید

همچنان درگیر خواستگار قبلی خودم هستم

من بیستویک سالمه حدود یک هفتست که عقدکردم ولی همچنان فکرم درگیره پسری ک یک سالونیم باهاش بودم هست ما خیلی بهم عادت کرده بودیم و علاقه داشتیم ولی بعده خواستگاریس خونوادم جواب رد دادن ولی اصلا راضی به ازدواج مون نشدن اونم فقط به دلیل غریبه بودن و عدم شناخت قبول نکردن هم گفتن چون خیلی لاغره شایدمریض باشه شاید معتاد باشه با این حرفا منو منصرف کردن و من با یکی از اقوام مون اونم به اصرار بزرگترای فامیل و خونوادم بود
با اینکه نامزدم از نظر اخلاقی و ظاهری بهتر از دوس پسرم هست ولی من بازم نمیتونم فراموشش کنم و همش یادخاطره هامون میوفتم بغض میکنمو از زندگی سردمیشم و نامزدم از رفتارم فهمیده هنوز فکرم پیش دوست پسر قبلیمه
من واقعا نمیدونم چیکارکنم هیچکس درست راهنماییم نمیکنه احساس میکنم افسرده شدم و هیچ ذوق و خوشحالی از ازدواجم ندارم .الان من بایدچیکارکنم به کدوم مشاوره مراجعه کنم که بتونه واقعا کمکم کنه ممنون میشم از راهنماییتون

پاسخ

به هر مرکزی می توانید مراجعه کنید و اینکه این تصمیم رو دارید بسیار درست است .

فقط ای کاش قبل از ازدواج اون قضیه رو رفع می کردید تا راحت تر همسرتون و ویژگی های مثبت رو ببینید از بودن کنارش لذت ببرید و بتونید بهش عشق بورزید .
.زندگی به هر حال تلاطم ها و درگیری هایی دارد مهم اینکه به فهم درست قضیه برسید و دلیل اون دوست داشتن بررسی بشه و اینکه شما تازه عقد کردید با توجه مثبت نسبت به همسرتون و بالعکس مطمئن باشید اون رابطه کم کم فراموش خواهد شد و جای نگرانی نیست فقط با فکر کردن به اون ادم به مساله پرو بال ندهید.
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
موفق باشید

سر مسائل مالی رابطمون به هم خورد

من تقریبا حدود ۴ سالی هست که با دختری آشنا شدمو با هم دوست شدیم، ی دوستی عمیق و هدفمند که به ازدواجمون برسه، از لحاظ مالی و سطح فرهنگو آداب میشه گفت نزدیک به هم هستیم، اعتماد و وفاداری هم بین هردومون بوده، تا اینکه بحث چون به مسایل مالی پیش از ازدواج رسید، و یسری بگو مگوها بینمون پیش اومد(مهریه و نشون و خونه و …) یجورایی ایشون فکر میکنه من میخوام براش کم بزارم تا اینکه ی روز بحث جدیتر شد وقرار شد ی مدت از هم دور باشیم تا شاید کمتر دعوا کنیم.
بعد از دوهفته من رفتم جلو ولی کلا عوض شده بود، ک من نمیخوام دوست باشم نمیخوام با کسی ازدواج کنمو از همه پسرا بدم میادو …
میگه تمام کل کل هایی ک باهام کردی تمام اذیتات جلو چشمه فقطو نمیتونم خوب بشم.
دسته خودم نیست واقعا نمیدونم چکار کنم میخوام تنها باشم فقط.
حالا دقیقا این مشکل زمانی درس شد که من ایشونو به خانوادم معرفی کردمو همه چی مهیا بود برای رسمی شدن رابطمون.
ایشون ۲۵ سالشه و من ۲۸
چه مرکز مشاوره ای بریم ؟
پیشنهادتون چیه ؟
قبول نمیکرد که مشاوره بیاد ولی راضیش کردم
اگه شرق تهران معرفی کنید ممنون میشم.
ترجیها از مشاوره های با تجربه و خبره، چون خیلی برام مهمه
ممنون

پاسخ

بهتره به مشاوره پیش از ازدواج مراجعه کنید
مسائل مالی رو باید حل کنید با توافق هر دو نفر و جای بحث نداره چون به هر حال اگر تفاهم باشه این مسائل حل میشه منتهی مسائل شخصیتی و رفتاری و اخلاق فردی رو نمی شه عوض کرد.

و اگر هنوز که ازدواج نکردید و اینقدر بحث می کنید خب شاید در زندگی به مشکل بربخورید و این نگران کننده است.

مدیریت روابط در هر دوره ای اهمیت ویزه ای دارد هر دو نفر باید کمی انعطاف داشته باشید.

چون هیچ فردی کامل نیست.

و باید گاهی از بعضی ویزگی هایی که دوست نداریم بگذریم و تلاش کنیم برای رشد و تعالی یکدیگر و این رمز موفقیت است.
امیدوارم خوشبخت باشید

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
موفق باشید

خیلی باهوشه ولی توی درس ها بازیگوشه

سلام من مشاوره تحصیلی میخوام برای دختر۱۳ ساله ام . خیلی باهوشه ولی توی درس ها بازیگوشه، به نظر شما میتونه با مشاوره تحصیلی در درسها پیشرفت بهتری داشته باشه و اگه شماره یه مشاوره خوب رو دارین بفرمایین . ممنونم

پاسخ

با سلام بله حتما با برنامه ریزی درست پیشرفت خواهد کرد و اصلا جای نگرانی نیست منتهی نه برنامه از پیش نوشته شده بلکه برنامه ای که منطبق با روحیات و شخصیت او باشد .امیدوارم مساله تحصیلش مرتفع شود ولی شما هم باید نهایت همکاری را داشته باشید

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
موفق باشید

اگر برای شما رفت و امد و روابط اجتماعی اهمیت دارد ولی برای ایشون این طور نیست خب ادامه دادن و برگشت دوباره مشکل ساز می شود ضمن اینکه می فرمایید ایشون عصبی هم هستند اگر می توانند انعطافی داشته باشند یک سری مسائل رو رفع کنند شاید بشود به ادمه فکر کرد و این در صورتی است که شما هم در قبلا ایشون در جوانبلی کوتاه بیایید و شرایط و روحیات رو درک کنید ولی اگر ایشون قبول ندارند که رفتارهایی دارند که مشکل ساز است خب ادامه دادن جالب نیست ..البته تصمیم گیرنده شما هستید ولی خیلی از مسائل در زندگی زناشویی پررنگ تر از قبل می شود و شاید امروزه به ان توجه نشود بحث تفاوت های شخصیتی و رفتاری اهمیت ویژه ای دارد .در هر حال امیدوارم تصمیم درستی بگیرید و همه ملاک ها و شرایطتتون رو در نظر داشته باشید

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
موفق باشید

پسرم علیرغم محبتهایی که مادرم به ایشون داره ولی رابطه اش با مادرم خوب نیست

با سلام .پسر من حدودا ۹ سال داره، از ۶ سالگی چند ساعت در روز رو با مادرم میگذرونه بدلیل اینکه من کارمندم، علیرغم محبتهایی که مادرم به ایشون داره ولی رابطه اش با مادرم خوب نیست .

امیدوار بودیم با بزرگتر شدنش این قضیه حل بشه و متاسفانه بدتر هم شده ،مادرم خیلی از نظر تغذیه رسیدگی میکنند ولی از نظر بازی و سرگرمی همدم خوبی برای بچه ها نیستند و مدام مشکلات ارتباطی با هم دارندو باعث ایجاد تنش میشوند.

بطوری که کلا از نظر رفتاری با من و پدرش نیز اکثرا مشکل پیدا میکنه. خواهش میکنم یک مشاور خوب بهم معرفی کنید. سپاسگزارم.

پاسخ

دوست گرامی این مساله و دغدغه شما برای اکثر خانم های کارمند وجود دارد و وقتی کودکان در معرض تربیت های افراد مختلف قرار می گیرند .
دچار سردرگمی می شوند .و این طبیعی است وقت گذاشتن برای فرزندتون در ساعات حضور اهمیت ویزه ای دارد و اگر مادرتون حرف فرزند شما رو نمی فهمند و درگیری های حتی لفظی با هم دارند بهتره دیگه ایشون اونجا نره و راه حل دیگری رو تعبیه کنید .

و روانشناس کودک گزینه مناسبی می تواند باشد و ضمن اینکه ساعاتی که در منزل است برای او وقت بگذارید مخصوصا همسر شما و او را مواخذه نکنید بابت رفتارهایی که از نظر شما مناسب نیست .

امیدوارم به زودی مساله رفع شود
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
موفق باشید

دوخواستگاردارم که ازنظراخلاقی هردوعالی هستن ولی یکی داره ویکی بیکاره

سلام.من درحال حاضردوخواسنگاردارم که ازنظراخلاقی هردوعالی هستن ولی ازنظرکاریکی داره ویکی نداره(دانشجوهستن) ولی کسی که کار نداره من انتخاب خودش بودم وکسی که کارداره روواسطه معرفی کرده.به نظرشماچگونه بهترین تصمیموبگیرم؟لطفاراهنمایی بفرمایید.ممنون

پاسخ

با سلام مهم با واسطه و بی واسطه بودن فرد نیست اتفاقا فردی که با واسطه اقدام کرده اصولی تر پیش رفته است مهم داشتن ملاک ها و ایده ال های خود شماست .

شما از زندگی چه می خواهید داشتن شرایط کاری برای تامین معیشت مساله مهمی است شاید اینکه انتخاب خود فرد باشید به عنوان یک خانم و به لحاظ عاطفی برای شما ارزشمند باشد ولی توجه داشته باشید نمی توان صرف این مساله اقدام کرد .

و بهتره منطقی شرایط هر دو نفر رو در نظر بگیرید .

به هر حال تصمیم نهایی با خود شماست ولی همه امروزه دنبال استقلال مالی هستند و این مساله مهم و ارزشمندی است امیدوارم موفق باشید

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۴۴۰۳۴۴۹۰
موفق باشید

چیزی رو دیدم تو گوشیش که باعث اختلاف شد

من با همسرم مشکل دارم مشکلمون از دوران نامزدی شروع شد چیزی رو دیدم تو گوشیش که باعث اختلاف شد بمن می گفت نمیخوامتو دوست ندارم خلاصه با واسطه و کوتاه اومدن من مشکل حل شد.
بعد از ازدواج یبار دیه اون مشکل پیش اومد اما من کوتاه اومدم هیچکسم خبردار نشد

اما الان دوباره تکرار شده موندم چه غلطی بکنم دوباره حرفا دوسال پیششو داره میزنه که من دوست ندارمو نمیخوامتو…..

اگه کمکی میتونید بکنید…
و یه مشاور تو شرق تهران میخوام با تشکر

پاسخ

شاید همون ابتدا که با حرف ایشون باز گذشت کردید اشتباه بوده چون فرد رفتی یک روزی ترک می کنه شما رو حالا هر موقعی که شرایطش باشه والبته باید دانست مساله چه بوده اگر بحث خیانت بوده و چند بار دیدید و ایشون به جای توجیه و کتمان شما رو مقصر دانستند

شاید بهتر باشه درست و منطقی شرایط رو بررسی کنید .به هر حال اگر قرار باشد مدام با استرس و ترس از دست دادن زندگی کنید که شرایط خوشایندی نخواهد بود .
البته نظر طرف مقابل هم مهم است و باید حرف های ایشون هم باید شنید ه شود .و نمی شود یک طرفه قضاوت کرد امیدوارم به زودی در جهتی که صلاح شماست مساله حل شود .

حال این روزهای شما قابل درک است .
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
موفق باشید

چطوری میشه به کسی که تو زندگی سردرگمه  کمک کرد؟

سلام خسته نباشید میخواستم بپرسم چطوری میشه به کسی که تو زندگی سردرگمه و نمیدونه چی میخواد از زندگی کمک کرد؟

پاسخ

بخشی که مسئول واکنشهای ناخودآگاه و شهودی در وجود شماست، طی میلیونها سال تکامل به وضعیت فعلی رسیده است تا بتواند در لحظات سرنوشت ساز و حیاتی، به سرعت عمل کرده و زندگی شما را حفظ کند. فرض کنید درحال رانندگی هستید و به یکباره یک سگ در وسط جاده ظاهر میشود.

در اینصورت اگر قرار باشد بصورت خودآگاه عمل کرده و ابتدا پس از دیدن موجود در وسط جاده، و سپس انجام محاسبات ریاضی، تصمیمات لازم را داشته باشید، تصادف شما قطعی است ! اما در این لحظات، ضمیر ناخودآگاه وارد عمل شده و به سرعت واکنش نشان میدهد.

درواقع وقتی ضمیر خودآگاه عاجز میشود، ضمیر ناخودآگاه میتواند با توان بینهایت خود، واکنشهای لازم را به نمایش بگذارد.
افرادی که فقط از منطق بهره میبرند، درصد بسیار کمی از ذهن خود را مورد استفاده قرار داده اند. درواقع بخش منطقی و نقشه کشیدن در ذهن شما، به سادگی میتواند گیج و سر درگم شود زیرا مسیر زندگی بعضا پیچیدگی زیادی پیدا میکند که عملا امکان نقشه کشیدن را از شما میگیرد. سیم کشی های عصبی منطقی در ذهن انسان ده ها برابر ضعیفتر از احساسات و سایر بخشهای ذهن شما هستند.
اگر بخواهم این مساله را دقیقا برای شما شرح دهم، بد نیست به این مثال دقت کنید :
فرض کنید میخواهم به شما آموزش دهم که چطور در برابر یک فرد غریبه، اعتماد به نفس کافی را داشته باشید و تاثیر خوبی بگذارید. بدین منظور، اگر قرار باشد تک تک نکات را به شما گوشزد کنم، خواهید دید که لیستی بزرگ برای شما ساخته میشود که اجرای آنها در لحظه مذکور، بسیار سخت خواهد بود و معمولا از یاد میرود.
حال فرض کنید به جای این مساله، با استفاده از هیپنوتیزم یا ابزار دیگر، دقیقا احساس اعتماد به نفس درون شما ایجاد شود. بصورت ناخودآگاه، همه جزییات بدن شما، از زاویه سر گرفته تا صاف بودن کمر و لحن و تن صدا، بصورت اتوماتیک کنترل میگردد. زیرا ضمیر ناخودآگاه شما کنترل آنرا بدست گرفته است. دقیقا به همین علت است که مثلا، کسی که از نظر مالی یا شغلی جایگاه خوبی بدست می آورد، بصورت اتوماتیک در همه ابعاد بهتر میشود. زیرا حس خوب درونی او باعث میشود ضمیر ناخودآگاهش، زبان بدن و همه جزییات وجودی او را به بهترین شکل مدیریت کند.

به فکر کردن پایان دهید و سریع عمل کنید و روی احساسات خود نظارت بیشتری داشته باشید. در بسیاری از اوقات، فکر کردن خود به نوعی اعتیاد تبدیل میشود.

وقتی منطق نمیتواند مشکلات فعلی زندگی شما را حل کند و با نقشه و استراتژی ریختن، فقط سردرگم میشوید، شاید وقت آن رسیده است که از بخشهای عمیق تری از وجود خود، یعنی شهود، احساسات و ضمیر ناخودآگاهتان بهره ببرید. به جای اینکه فکر کنید، از صدای راهنمای درونی خود بهره گیرید زیرا شما فقط همین بدن نیستید.

میلیونها سال تکامل شما را به یک کامپیوتر بسیار پیشرفته تبدیل کرده است که همه علم بشر تا به امروز، فقط توانسته است بخشهای کوچکی از آنرا آن هم به صورت سطحی توصیف کند.

بنابراین به جای اینکه فقط از بخشهای کوچکی از وجود خود بهره ببرید، وقت آن است که دو نیمکره مغز خود را فعال کرده و از حس شهود و بخشهای عمیق تر ذهن خود بهره گیرید.

دقت کنید که منظور ما، احساسات زودگذر و سطحی نیست، بلکه حس عمیق شهودی که از درون دریافت میکنید، منظور ماست که میتوان آنرا پرورش داد.

ضمیر ناخودآگاه شما میتواند میلیونها محاسبات را انجام داده و نتیجه آنرا بصورت یک حس در درون شما قرار دهد. این، چیزی است که از فکر کردن هم بهتر است.
فکر نکن، احساس کن.

همه ما گاهی غمگینی، دلمردگی و کسالت روحی را در زندگی تجربه می‏کنیم و شاید یکی از رموز نهفته در نظام آفرینش، برای بهره‏مندی و لذّت بردن بیشتر از لحظات زندگی، همین تجربه‏های ناخوشایند و کسالت‏های روحی باشد.
بیماری، امری ناخوشایند برای تمام انسان‏هاست؛ امّا برای پی‏بردن به ارزش سلامتی و استفاده لذت‌بخش از تندرستی و قدردانی و سپاس‌گزاری از آفریننده همه زیبایی‏ها، تذکر بسیار مهمی برای انسان است و به عبارت دیگر، برای پی‏بردن به ارزش هر نعمتی، ابتلا به فقدان آن، بهترین هشدار و مناسب‏ترین وسیله برای بیداری انسان و استفاده بهینه از نعمت‏های الهی است. بنابراین، بیماری و کسالت نیز یک نعمت است و اگر نگاه ما به زندگی و حوادث آن این‏گونه باشد، به طور کلی، همه چیز عوض خواهد شد و فشارهای روحی و افسردگی‏ها، تبدیل به نشاط و شادابی می‏شوند.
همه ما گاهی غمگینی، دل‌مردگی و کسالت روحی را در زندگی تجربه می‏کنیم و شاید یکی از رموز نهفته در نظام آفرینش، برای بهره‏مندی و لذّت بردن بیشتر از لحظات زندگی، همین تجربه‏های ناخوشایند و کسالت‏های روحی باشد
مشکل اساسی و محور همه پریشانی‏هایی که بر زندگی شما سایه‏ افکنده است و همه چیز را تیره و تار و سیاه می‏بینید، نگرش منفی به زندگی، محیط اطراف و مهم‌تر از همه، نسبت به «خود» است.

شما همواره روح و روان خود را آماج تیرهای سهمگین تفکرات منفی و منفی‏نگری‏های خود قرار داده‏اید و طبیعی است که نتیجه این، چیزی جز تخریب روحیه و از دست دادن نشاط و ابتلا به افسردگی و پریشانی نیست. پرسش این است که چرا خود را بدون دلیل متهم می‏کنید؟

چرا دنیا و زندگی در آن را برای خود، زندان تصور می‏کنید؟ چرا خود را سردرگم و گرفتار پیچ و خم‏های زندگی می‏کنید؟ چرا خود را در بن‏بست تفکرات منفی قرار داده، آیه یأس می‏خوانید؟

رفع بی حوصلگی

همه این سردرگمی‏ها، بن‏بست‏ها، ناامیدی‏ها، خستگی‏های روحی و بالاخره افسردگی‏ها، ناشی از همین منفی‏بافی‏هایی است که شاید از دوران نوجوانی، به صورت ناخودآگاه، به دام آن گرفتار شده‏اید!
اگر روشهای زیر را انجام دهید کسالت دیگر در شما معنا نخواهد داشت. امتحان کردن روش های زیر نه تنها ضرری ندارد بلکه بسیار هم مفید است. پس زمان را از دست ندهید و امتحان کنید.
برای این که به زندگی احساس بهتری ببخشید و حسی جدید داشته باشید باید روش هایی را در زندگی به کار ببندید. این روشها عبارتند از:
– اجتناب از تنهایی؛ بکوشید به جز مواقعی که ضرورت دارد، در تنهایی قرار نگیرید. البته ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که از افرادی که مدام نق می زنند و شاکی هستند یا این که شما را درگیر مشکلات شخصی خود می کنند، حذر کنید. بیشتر وقت خود را با افرادی سپری کنید که به شما از خودتان احساس خوبی بدهند یا این که به طریقی شما را احیا کنند و نیروی تازه ای ببخشند. به عبارتی دیگر با افرادی معاشرت کنید که موج مثبت تولید می کنند
– با افکار منفی خود مقابله کنید؛ یعنی هر وقت این افکار به شما هجوم آوردند، به هر صورت ممکن، خود را از چنبره آنها نجات دهید؛ برای مثال، خود را به کاری مانند مطالعه یا هر کار دیگری که امکان انجام آن برای شما هست، مشغول کنید و نگذارید ذهن شما جولانگاه افکار منفی باشد.
– به جنبه‏های مثبت خود فکر کنید و بکوشید آنها را در برگه‏ای به صورت فهرست‌وار بنویسید.
– به جای این که به کمبودها، عیب‏ها و ناکامی‏های خود بیندیشید، به موفقیت‏ها و آن امکاناتی که در زندگی از آن بهرمند هستید، فکر کنید . به عبارت دیگر، امکانات و شرایط زندگی ما مانند یک لیوانی است که بخشی از آن پُر است و بخشی خالی؛ به آن بخش پُر فکر کنید و از آن بهره ببرید و غصه نیمه خالی را نخورید. فرصت‏های زندگی را مغتنم بشمارید و از آن چه در آینده پیش خواهد آمد، نگران نباشید.
– با افراد شاداب، فعال، اجتماعی، متدین و در عین حال مثبت‏نگر، معاشرت کنید و از افرادی که وقتی با آنها مواجه می‏شوید از زندگی شکایت می‏کنند، دوری گزینید.
– ورزش را جزء ضروری‏ترین فعالیت‏های خود قرار داده، روزی حداقل نیم تا یک ساعت ورزش کنید.
رهایی
– هر چه می‏توانید قرآن بخوانید و از دعاهای اهل‏بیت‏علیهم السلام، بهره بگیرید؛ البته سعی کنید قرآن را با تأنی و توجه به معنا تلاوت کنید.
– از بیکاری و بی‏برنامگی بپرهیزید و همه اوقات خود را به صورت منطقی پر کنید.
– برای برنامه‏ریزی اوقات شبانه‏روزی، حتماً با یک مشاور گفت ‌و گو کنید یا از دوستان موفق خود کمک بگیرید.
– به تغذیه خود – به ویژه صبحانه – اهمیت بدهید و هیچ‏گاه بدون خوردن صبحانه، مشغول تحصیل یا مطالعه نشوید.
– هر وقت احساس دلتنگی می‏کنید، حدود ده دقیقه دوش آب ولرم بگیرید و در صورت امکان، شنا کنید.
– به مسائل معنوی – به ویژه نماز اول وقت – اهمیت فوق‏العاده بدهید.
– با توسل به اهل‏بیت‏ علیهم السلام از آنها بخواهید که شما را کمک کنند و همواره امیدوار به لطف و رحمت خدا باشید.
اگر از جمله افرادی هستید که دچار مشکل بزرگ کسالت شده‌اید و دائما احساس بیهودگی می‌کنید سریعا برای درمان خود اقدام نمایید، اما این بار نیازی نیست که به پزشک و مشاور مراجعه کنید چرا که با رعایت همین اصول ساده و در دسترس می‌توان بر این معضل فردی و اجتماعی غلبه نمود.

به دلیل سن کم بدون اطلاع من همه خواستگارام رو خانواده رد میکردن

من یه دختر ۱۸ساله هستم که از سن ۱۳/۱۴سالگی خواستگارداشتم ولی به دلیل سن کم بدون اطلاع منهمه رو خانواده رد میکردن
توی تبریزه به دنیا اومدم ولی تهران بزرگ شدم
امسال کنکورداشتم و قبول نشدم و قصد دارم دوباره کنکور بدم چون درس خوندن رو خیلی دوست دارم
و اصلا به ازدواج کردن فکرنمیکردم حالا چند وقتی هست که یه خواستگاردارم که از تبریزه و ازنظر خانوادگی و سطح مالی و فکری موردتایید خانواده ام هستن و خودمم حس میکنم ادم با شخصیتی هست و مشکلی با ادامه تحصیلاتم ندارن
ولی من چون اصلا امادگی ازدواج و شروع زندگی مشترک رونداشتم شوکه شدم
سنشون ۱۰سال ازم بیشتره و
تنها دو جلسه باهم حضوری صحبت کردیم به دلیل اینکه ما تهرانیم و اونا تبریزن بقیه اش تلفنی یا پیام تلگرام بوده و از لحاظ فکری میشه گفت تاحدود زیادی بهم نزدیکیم اما اصلا درست و حسابی رفتاراشو ندیدم
فقط اینکه من فارسی حرف میزنم و ایشون ترکی ولی کاملا حرف هم رومیفهمیم و ارتباط راحت برقرارمیکنیم
و اینکه اگر جوابم مثبت باشه باید از تهران ک خانوادم هستن برم تبریز زندگی کنم
و اینکه مشکل دیگه ای ک هست من ظاهر و صدای همسر ایندم رو چیزه دیگه ای تصورمیکردمولی ایشون چیزه دیگه ای هستن
دوستداشتم بلند و هیکلی باشن ولی ایشون هم هیکل من شایدم یکم لاغرتر و قدشون فقط چندسانت ازم بلندتره و اینکه صداشون دوست داشتم کلفت باشه ولی معمولیه
و این ک من دیشب فهمیدم پدر ایشون اعتیاد دارن ینی خودشون بهم گفتن وگفتم چرا زودتر نگفتید گفت میخواستم اول منو بشناسید شخصیتمو بعد بهتون بگم
وقتی با خانوادم درمیون گذاشتم گفتن ک اوناهام میدونستن این قضیه رو ولی پسره کلا با پدرش فرق داره و اینکه با تحقیقاتی ک کردن فهمیدن این اقا کلا با پدرش فرق داره وراهش جداست و اینکه من رویام این بوده عاشق شم بعد ازدواج کنم ولی این ازدواج سنتیه
لطفا بگید چیکارکنم راهنمایی نیاز دارم ؟!

پاسخ

با سلام دوست عزیز در مورد اینکه سنتون کم است و هر مسئله دیگر اگر پختگی به عهده گرفتن یک زندگی رو در خودتون می بیندادامه بدهید ازدواج امروزه خیلی دران سن مطرح نیست چون مهم درک و شعور طرفین است .در مورد ادامه تحصیلم بهتر است بدانید همیشه برای درس خوانده وقت دارید و افرادی که ازدواج موفق دازند و همراه مناسبی دارند در درس هم موفق می شوند چون همراهی طرف مقابل و ازدواج که تصمیم بزرگی است بخش بزرگی از دغدغه های را کاهش می دهد.

الیته تاکید می کنم ازدواجی که درست و اصولی باشد همه شرایط سنجیده شود طرف مقابل با ملاک ها و انتظارات معقول شما هم خوانی داشته باشد ..

و حتی بحث دوری و مسافت برای شما مشکلی نداشته باشد و اینکه ابتدا عاشق شوید و ملاک هایی مد نظر داشتید خب اکثرا ذهنیت سازی در مورد همسر اینده دارند که درست نیست چون باعث مقایسه می شود و وقتی خواستگاران با ان شرایط ذهنی هم خوانی ندارند تایید نمی شوند و در نهایت خود فرد با مشکل مواجه می شود .
اگر واقعا فکر می کنید شرایط ایشون رو نمی پذیرید و یا هنوز امادگی در بحث ازدواج و مسئولیت پذیری ندارید بهتر است تصمیم درستی بگیرید و در مورد اعتیاد پدر ایشون گناه پدر به پای فرزند نوشته نخواهد شد و اتفاقا شاید خود ایشون که شاهد سختی های این بیماری بوده است هیچ وقت دچار چنین خطایی نشود و تجربه ارزشمندی باشد در هر حال امیدوارم تصمیم درستی بگیرید و موفق باشید مشاوره پیش از ازدواج هم می تواند کمک کننده باشد

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
موفق باشید

فقط ی دروغ کوچیک ۱سال پیش ازمن شنید

سلام خسته نباشید…من و یک آقایی قصد ازدواج باهم داریم و خیلی هم همدیگرو دوس داریم اما ایشون فقط ی دروغ کوچیک ۱سال پیش ازمن شنید ک حتی حقیقت رو هم خودم بهش بازگو کردم..اما ایشون قبل ازاین دروغم سختگیر بودن بمن و بااین کارم بدتر شد.نسبت ب همه چیز حساس هست و سریع بی ادبی میکنه…حالا.چیکارکنم ک مثل سابق اروم و خوب بشه؟

پاسخ

دوست عزیز شما امروز با شخصیت ایشون آشنا شدید و میدونید در آینده با چه کسی قراره ازدواج کنید
پس حدود و شرایط ایشون رو خوب درک کنید و از چنین رفتارهایی دوری کنید

رفتار با همسر حساس

اولین روزی که همسرتان را می بینید در مراسم خواستگاری و یا مراسمی که برای آشنایی شما فراهم شده است خیلی دقت کنید و در واقع شش دانگ حواس تان را جمع کنید و اگر تفاوت های اساسی بین خودتان و همسر آینده تان می بینید، همانجا خداحافظی کنید. همه این تفاوت ها بعدها می تواند مثل چماق هر روز بر سر شما بخورد.

دخترها همیشه روحیات حساس تری نسبت به پسرها دارند. زودتر می رنجند و آسیب پذیرتر به نظر می رسند. اما زندگی با دختری که همیشه چیزی برای دلخور شدن پیدا می کند، زود گریه اش می گیرد، زود می رنجد و قهر می کند واقعا کار ساده ای نیست. اگر زره پوشیده اید و می خواهید همسر چنین زنی شوید، باید طرز رفتار با او را یاد بگیرید.آدم های حساس، به همه چیز حساسند. آنها بسیار شکننده به نظر می رسند و حتی اگر رفتار مودبانه و محترمانه ای داشته باشند یا خویشتن دار باشند و دلخوری شان را نشان ندهند، باز هم ممکن است حساسیت آنها باعث دردسر در روابط شود.

وقتی نامزدتان در طول روز چندین بار آزرده می شود و حتی چیزهای کوچک هم ناراحتش می کند؛ وقتی که از انتقاد کردن ناراحت می شود، می توانید حدس بزنید که او یک فرد حساس و زودرنج است.

همسران حساس چطورند؟

خصوصیات افراد خیلی حساس شبیه به افراد درونگرا است. درست مثل افراد درونگرا، این افراد هم نیاز به تنهایی دارند.

آنها گاهی به راحتی از کوره در می روند یا احساساتشان به جوش می آید و گریه شان می گیرد، نسبت به درد سریع واکنش می دهند، از حالات دیگران خیلی زود تاثیر می پذیرند و…

این افراد سیستم عصبی بسیار حساس تری دارند که وضعیتی فیزیولوژیکی و در عین حال روانی است. اصولاً افراد بیش از حد حساس نسبت به محرک های خارجی (صدا، تصویر یا حتی لرزش ها) حساس تر هستند.

جالب است بدانید که سیستم دفاعی بدن آنها به گونه ای است که به هوا، خوراکی ها و برخی مواد حساسیت دارند و در واقع این آلرژی یا حساسیت به همه چیز، یک وضعیت عمومی بدنی برایشان به حساب می آید نه صرفا روحی.
نمی توان گفت بیش از حد حساس بودن بد، خوب، سالم یا ناسالم است.

این هم یک نوع روحیه است. و هرچقدر بیشتر درمورد افراد حساس بدانید، بهتر می توانید با این افراد و موقعیت های دور و برتان کنار بیایید.آنها ویژگی های بسیار مثبتی هم دارند که در دیگران ممکن است وجود نداشته باشد. مثلا دل رحم تر هستند، عاطفی ترند، می توانند اطلاعات را عمیقاً پردازش کنند و تمرکز بهتری دارند.

در کارهایی که نیازمند دقت، سرعت و جزئیات است مهارت دارند.

شدیدا وظیفه شناس هستند. نیمکره راست مغزشان قوی تر است و این یعنی خلاق تر هستند. آنها می توانند فکر دوستان و اعضای خانواده شان را هم بخوانند.

حتی می توانند شخصیت و خصوصیات افراد غریبه را هم تشخیص دهند.

افرادی که بسیار حساس هستند، تا می توانند از افراد تند و ناملایم دوری می کنند. اگر فردی عصبی و تهاجمی هستید و زود شروع به فریاد زدن می کنید، این را بدانید که نمی توانید در رابطه با افراد حساس به سرانجام خوبی برسید.

البته توصیه ما به شما این نیست که به طور کامل انتقاد کردن را کنار بگذارید. گاهی اوقات انتقاد کردن بسیار ضروری است، اما سعی کنید به طور مداوم از او انتقاد نکنید. هر چه از او بیشتر انتقاد کنید، او نیز از شما بیشتر دوری می کند.

افرادی که بسیار حساس هستند، با عواطف و احساسات خود فکر می کنند؛ به خصوص در روابط شان. هر چه در برابر همسر حساس خود رمانتیک تر رفتار کنید، او بیشتر شما را دوست خواهد داشت.

اگر با یک خانم حساس و نازک نارنجی طرفید یا ازدواج کرده اید و قصد دارید همه عمر در کنار او بمانید، باید برای کم کردن تنش ها تلاش کنید. شما قطعا بعد از مدتی می دانید که خط قرمزهای همسرتان کجاست و چه رفتارهایی او را از کوره در می برد، پس با دم شیر بازی نکنید.

بسیاری از غرولندهای خانم های حساس به دلیل ترس از نشنیده شدن اتفاق می افتد. او شما را تهدید می کند و از همان اول با توپ پر سراغ تان می آید تا بهتر شنیده شود.

اگر از همان آغاز به او نشان دهید که حرف هایش را می شنوید و قصد برآورده کردن خواسته های منطقی او را دارید، دیگر دلیلی برای غر زدن باقی نمی ماند.

در صورتی که می بینید خواسته همسرتان قابل اجرا شدن نیست، خودتان را به بی تفاوتی نزنید.

با او در این مورد صحبت کنید و دلایل تان را بگویید. شاید در جریان این بحث ها شما قانع شدید و اگر هم نشدید لااقل دلایل مخالفت تان را با او در میان گذاشته اید و به بی خیالی متهم نمی شوید.

هیچ چیزی خوشحالم نمیکنه و دائم استرس دارم

من مشکل اصلی م با خودمه
هیچ چیزی خوشحالم نمیکنه و دائم استرس دارم
بعضی اوقات خوبم ولی بعضی وقتا نه
همش منتظر شنیدن خبر بد هستم
نمیتونم از ته دل خوشحال باشم
همش دارم خودم رو با دیگران مقایسه میکنم و میگم اونا از من بهترن در حالی که یکی از دلالیل همسرم برای ازدواج با من توانایی هایی بود که اون تو وجود من دید
یه مشکل دیگه ای هم که دارم تو لحظه واکنش نشون دادنه
یعنی به محض اینکه ناراحت میشم عکس العمل نشون میدم و این باعث دلخوری و بعضا ایجاد مشکل تو زندگی م شده
الان ۳۰ سالمه ولی نمیدونم چه کاری خوشحالم میکنه و نمیدونم چی از زندگی م میخوام فقط مثل آدم آهنی میرم سرکار و میام و کلاسایی که انگار بهم تکلیف شده رو میرم
ممنون میشم کمکم کنین

رازهای شاد زیستن را بشناسید

در روان‌شناسی شاد زیستن برخلاف بسیاری از مقوله‌های روان‌شناسی به اختلال‌های روانی توجه نمی‌شود بلکه تمرکز بر شادی و لذت از زندگی است اما به راستی چگونه می‌توان با شادی زندگی کرد و از زندگی لذت برد؟ این پرسشی است که روان‌شناسی شاد زیستن به آن این‌گونه پاسخ می‌دهد و در ادامه به برخی از این عوامل اشاره می‌کنیم.

۱- مسئولیت‌پذیری:

مسئولیت‌پذیری باعث افزایش درجه خوشحالی می‌شود. هر چقدر انسان مسئولیت‌پذیرتر باشد به همان اندازه شادتر هم خواهد بود. البته به شرطی که بیشتر از توان خود مسئولیت قبول نکند پس اصلا فکر نکنید با شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت‌هایتان شادتر خواهید بود!

۲- باورهای انسان:

باورهای فرد در شکل‌گیری برداشت های او از اتفاقات اطرافش بسیار تأثیرگذار و مهم است و باعث می شود احساس فرد به سمت مثبت یا منفی گرایش پیدا کند. در نتیجه فردی که همیشه ترشرو و عبوس است به‌طور حتم کمتر شاد خواهد بود و کمتر از زندگی لذت می‌برد در حالی که یک فرد سرزنده و خوش‌خلق، شادی بیشتری را تجربه می‌کند. پس عوض شدن افکارمان می تواند شادی مان را بیشتر کند.

۳- برخورد با دیگران:

شاید گمان کنید نوع برخورد شما با دیگران تنها در روحیه فرد مقابل تاثیر دارد اما اصلا چنین نیست چون نه‌تنها طرف مقابل از نوع برخورد شما تاثیر می‌گیرد بلکه نوع برخورد شما با دیگران در حس شادی خودتان هم موثر خواهد بود. کسانی که با گشاده‌رویی با دیگران تعامل برقرار می‌کنند شادتر خواهند بود.

۴- داشتن دوستان خوب:

به نظر شما داشتن یک دوست خوب بهتر است یا داشتن ثروت بیشتر؟ به اعتقادتان کدام یک می‌تواند شما را شادتر کند؟

جالب است بدانید یک دوست خوب می‌تواند به راحتی جای ثروت اضافه را بگیرد و در شادی شما بیشتر از ثروت اضافه موثر باشد. توجه کنید که ما گفتیم پول و ثروت اضافه! منظور از ثروت اضافه، در واقع مازاد ثروت و درآمد است یعنی درآمد و ثروتی بیشتر از نیاز فرد، وگرنه هیچ‌کس منکر این نیست که زندگی در فقر هم می‌تواند روی کیفیت زندگی تاثیر منفی بگذارد.

تحقیقی که در انگلستان انجام شد، نشان داد هر دوست خوب با ۵۰ پوند انگلیسی برابر است و نداشتن هر دوست خوب می‌تواند چیزی در همین حدود به شادکامی شما ضربه بزند. پس تا می‌توانید قدر دوستان خوبتان را بدانید.

۵- شکرگزاری:

درجه شکرگزار بودن هم یکی دیگر از عواملی است که می‌تواند باعث احساس شادی در افراد شود. شکرگزار بودن تنها به مفهوم معنوی آن ختم نمی‌شود بلکه وقتی تشکر می‌کنیم در واقع حس رضایتمندی خود را نشان می‌دهیم و از خودمان هم تشکر می‌کنیم.

شکرگزار بودن هم می‌تواند شکرگزاری از پروردگار متعال باشد و هم حتی تشکر ما از فردی دیگر یا حتی خودمان، همه اینها در احساس شادی ما موثر خواهند بود.

اگر بتوانید هر شب یا چند شب در هفته فقط چند دقیقه به اتفاق‌های خوبی که در طول روز یا هفته داشته‌اید فکر کنید و بابت این خوبی‌ها شکرگزار باشید، به‌طور حتم به مرور زمان به انسان شادتری تبدیل خواهید شد.

۶- شریک کردن دیگران در شادمانی‌هایمان:

هنگامی که فردی دیگران را در شادی خود شریک می‌کند، شادی خودش هم بیشتر می‌شود بنابراین اگر می‌خواهید شادی‌تان را بیشتر کنید تا می‌توانید دیگران را در شادی‌تان سهیم کنید و هرگز تنهایی جشن نگیرید و از در میان گذاشتن خوشحالی‌تان با کسانی که دوستشان دارید دریغ نکنید.

۷- تفکر مثبت:

منظور از تفکر مثبت این است که فرد از هر اتفاقی بتواند جنبه خوبش را ببیند و به قول معروف به نیمه پر لیوان توجه کند.

به‌طور مثال وقتی برف می‌بارد ما می‌توانیم از زیبایی‌های برف و زمستان لذت ببریم یا اینکه برعکس مدام غر بزنیم که هوا سرد است، خیس شده‌ایم، کفشمان گلی شده…

به‌طور حتم گزینه اولی باعث می‌شود روز شادتری را تجربه کنیم. حالا انتخاب با شماست؛ ترجیح می‌دهید مثبت‌نگر باشید و از زندگی‌تان لذت ببرید یا برعکس منفی‌نگر باشید. جالب است بدانید نه‌تنها تفکر مثبت می‌تواند باعث شادی بیشتر افراد شود بلکه هر دوی آنها طول عمر را هم افزایش می‌دهند.
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

با نامزدم یک سره بحث میکنیم

با سلام و خسته نباشید با نامزدم یک سره بحث میکنیم طوریکه ایشان بحث را به خاواده ها کشیده و خانواده ها را هم در گیر بحث خودمان میکند نمیدانم چه طوری با این مشکل کنار بیام

پاسخ

با سلام دوست عزیز شما اکنون نامزد هستید و وارد زندگی مشترک نشدید و به اصلاح خودتون بحث می کنید در شرایطی که طبیعتا می توانستید این دوران براتون دوره ای به یاد ماندنی باشد باید حضورا مراجعه کنید تا قبل از ورود به مشکلات زندگی مسائلی حل شود .

سن شما را نمی دانم ولی برخی موارد شاید به دلیل سن پایین و شاید بلوغ فکری پایین تر در یکی از طرفین و هر دو است چون کشیدن بحث ها به خانواده ها و دخالت انها شرایط را سخت می کند و توان تصمیم گیری از شما گرفته می شود و خب هر فردی به خودش حق می دهد بعدا هم در زندگی شما دخالتی داشته باشد که اصلا این مساله درست نیست .

در هر صورت باید مشخص شود بحث ها سر چه موضوعاتی هستند چقدر قابل اجتناب و گذشت و انعطاف از سوی یکی از طرفین است و چقدر مسائل بر سر اختلافات اصلی و ریشه دار است که خوب تا در این دوران هستید باید برای ادامه تصمیم درستی بگیرید.

گاهی هم واقعا افراد زبان مشترکی ندارند و منظورشان را درست انتقال نمی دهند و برای طرف مقابل سو تفاهم می شود که طبیعتا باید بررسی شود و به مساله رسیدگی شود .امیدوارم با مراجعه به رفع مساله و اتخاذ تصمیم درست کمک شود .
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۴۴۰۳۴۴۹۰

موفق باشید

توی جلسه اول یه دل نه صد دل عاشق من شد اما من متاسفانه از همون اول ظاهرش به دلم ننشست

با سلام. دختری هستم از یک شهر کوچیک که الان تهران به تنهایی مشغول کار هستم.شرایط کاری بدی ندارم و ۲۸ سالمه.خانوادم خیلی مصر هستن ازدواج کنم.الان یه خواستگار دارم از شهر خودمون ولی تهران مشغول به کار هست.توی جلسه اول یه دل نه صد دل عاشق من شد!!!

اما من متاسفانه از همون اول ظاهرش به دلم ننشست. بدلیل اصرارهای خانواده و خود پسره ۲ بار دیگه هم دیدمش اما بازم تغییری ایجاد نشد توی حسم.حتی حرفای عاشقانه میزنه من عصبی میشم.

واقعا نمیدونم چیکار کنم.از طرفی پسره شرایطش خوبه خونه ماشین و کار مشخص داره.اما من ظاهرش به دلم ننشسته الان اینقد خانوادم اصرار میکنن قبول کنم ذله شدم.ممنون میشم بهم مشاوره بدید.

پاسخ

دوست عزیز ببینید بهتره به ایشون فرصت بدید و از طرفی به خودتون بهتره با هم به روانشناس مراعه کنید برای مشاوره پیش از ازدواج و اینکه طبیعتا خیلی مهمه در دید اول ظاهر افراد به دل هم بشینه.

مخصوصا اینکه زیبایی مد نظر نیست منتهی در حدی که دو طرف هم رو بتونند بپذیرند و بخواهند کنار هم زندگی کنند چون اگر ظاهر هم رو نپذیرند ممکنه بعدا در روابط زناشویی هم تاثیر منفی بگذارید.

از طرفی برخی از افراد شخصیت هایی دارند که وقتی فردی از شون دوره براشون جذاب تره ..و مثلا همین مورد شما چون به قول خودتون جلسه اول عاشق شده و بعد ابراز می کنه برای شما پذیرشش سخت شده به هر حال چون در سن ازدواج هم هستید بهتره سریع تصمیم نگیرید.

به هر حال همیشه برای واب منفی دادن وقت هست و اصلا جای استرس وجود ندارد منتهی وقتی دلیل مخکمی داشته باشید که بعدا منر به پشیمانی شما نشود که چرا پاسخ منفی دادید
در هر صورت امیدوارم خوشبخت باشید متطقی به مساله نگاه کنید و همه جانب را در نظر بگیرید
خوشبخت و موفق باشید
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
موفق باشید

چهره مهم است و از اون مهمتر جذابیت جنسی ( ترکیبی از جذابیت ظاهری و تیپ و رفتار و شخصیت ) شریک است.

این جذابیت باید حداقل در حد متوسط باشد و لازم نیست وسواسی شویم.

همیشه بهتر از انتخاب ما و همسر ما در زندگیمان پیدا خواهد شد و دلیل نمیشود خود را به توهم یافتن جذاب ترین و…معطل کنیم.

بهترین انتخاب را هم که بکنید ، بهتری وجود دارد هم از شما هم از همسرتان.

گر چهره کسی به دلتون نمینشیند و تصور در آغوش چنین مردی رفتن موجب هیجان شما نمیشود نه تنها نباید به خودتون این اجحاف را بکنید بلکه حق ایشون هم هست که همسری داشته باشد مطلوب که دوستش داشته باشد.

این نوع مسائل بعدا با ازدواج بهتر نخواهد شد که بدتر میشود.
یکی از راه های محبوب کردن یک شخص اینه که براش وقت بذارید و بهش محبت کنید .

اشتباهی که الان شما دارید می کنید اینه که منتظر نشستید تا اون یه کارهایی بکنه که توی دلش شما جا باز کنه .

همین الان یه چیز بی ارزش و یا حتی زشت رو بردارید . یک هفته مراقبش باشید . تمیزش کنید ، جای خوبی براش در نظر بگیرید ، بوسش کنید ، روش دست بکشید و … !

بهتون قول میدم یک هفته ی دیگه نمی تونید اون رو به راحتی دور بندازید ! چرا ؟ چون احساس تون رو خرجش کردید ، مراقبش بودید ، براش وقت گذاشتید و … .

اونایی که بعد از ازدواج ، عاشق تر میشن به خاطر محبت های طرف مقابل نیست ! اشتباه نکنید . نمیگم بی تاثیره ولی عامل اصلی محبت ها ، توجه ها ، احساس ها و … هستش که نثار طرف مقابل میشه .

خانم میاد میگه که من عاشق شوهرم هستم ولی نمی دونم چرا اون عاشق من نیست ! باید گفت ، شما عاشقش هستید چون بهش محبت می کنید !

اون عاشق شما نیست چون براتون وقت نمیذاره ، مراقب احساس شما نیست . اون هم اگه به شما محبت می کرد ، عاشق شما میشد .

بنابراین برای این که یه یک آدم علاقمند بشید براش وقت بذارید .

منتظر نباشید از اون چیزی به شما برسه !

اونایی که طرفدار فلان بازیگر هستند و خودشون رو به خاطرش هلاک می کنن !

چیزی از اون بازیگر بهشون رسیده ؟! اکثر مواقع حتی اون رو از نزدیک ندیدن ! زیاد مهم نیست که اون بازیگر زیبا باشه یا نباشه ، مهم اینه که چقدر برای اون بازیگر وقت ، انرژی و احساس مصرف شده باشه .

پیشنهاد بنده به شما خانم محترم اینه که وقت بیشتری براش بذارید . به چهره اش نگاه کنید و بگید این شوهرمه ، سالمه ، منو دوست داره ، منم باید دوستش داشته باشم .

از چهره اش فرار نکنید . شما تا حالا به خودتون تلقین کردید که از چهره اش خوشم نمیاد ، انتظار معجزه نداشته باشید که یهویی ! عاشق بشید .

یک هفته به این پیشنهاد عمل کنید مطمئن باشید نظر شما حداقل کمی تغییر خواهد کرد و با ادامه ی اون اوضاع زیر و رو خواهد شد .

به طور خلاصه برای یک هفته :

۱ – وقتی به دیدن تون میاد ، براش چای ببرید ، آب ببرید و …

۲ – روبروش بشینید و به چهره اش زل بزنید و بگید اون منو دوست داره و …

۳ – بهش زنگ بزنید ، پیام بدید
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
موفق باشید

منبع: com.مرکزمشاوره


صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

مقالات مرتبط

378 نظرات

  • AT.advari. , آذر ۵, ۱۳۹۵ @ ۵:۴۴ قبل از ظهر

    با عرض سلام و تشکر بابت زحمات شما.
    من دختری ۱۸ ساله هستم.
    که وارد یه رابطه احساسی شدم که جزئیاتشو نمیتونم اینجا مطرح کنم…
    ترجیح دادم با یه متخصص صحبت کنم..
    ترجیحا اقای جوان و مجرد و حرفه ای باشن…
    دلیل جوان و مجرد اینه که راحت تر و بدون خجالت میتونم مشکلاتمو بگم.

    • راهنما , آذر ۵, ۱۳۹۵ @ ۱:۰۶ بعد از ظهر

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • ایمان , آذر ۱۶, ۱۳۹۵ @ ۵:۰۵ بعد از ظهر

    سلام ، من توزندگی به بن بست رسیدم میشه کمک کنید ، ایمان هستم ۲۶ساله . مهندس عمران ، مجرد . نمیتونم اینجا بگم .

    • dr-salary , آذر ۱۶, ۱۳۹۵ @ ۶:۳۶ بعد از ظهر

      ما ممکن است در گذشته اشتباهاتی کرده باشیم که باعث نگرانی و تنش ما در زمان حال باشد و این موضوع می تواند در آینده به نتایج منفی منجر شود. ما احتمالاً بیش از اندازه به تجزیه و تحلیل تجارب معمولی و تعاملاتمان می پردازیم و این در حالی است که بسیاری از مشغولیات ذهنی ما، حتی وجود خارجی هم ندارند. بسیاری از مواقع به محض این که اتفاق بدی رخ می دهد، ما آن را با اتفاقات بد گذشته پیوند می دهیم و شروع به احساس ناراحتی و غم می کنیم و شاید همین حالا در مورد بسیاری از مشکلات که احتمال می دهیم به نتایج منفی برسد، به خود سخت بگیریم و مضطرب باشیم.

      اگر شما بسیاری از مواقع خود را در چنین موقعیت هایی می یابید، به قول روانشناسان؛ “بیش از اندازه متفکر” هستید و این طرز فکر می تواند به سلامتی شما آسیب شدید برساند.

      روانشناسان معتقدند که تفکر بیش از حد می تواند باعث بروز اشکالات اساسی در اعمال انسان شود، به ویژه برای خانم هایی که در استرس و ناامیدی بسرمی برند، به اضطراب و افسردگیشان منجر خواهد شد.
      در ادامه، توصیه هایی برای توقف تفکر بیش از حد و آرامش یافتن در زمان حال به شما پیشنهاد می شود.

      ۱- پذیرش این که بیش از حد تفکر می کنید

      نخستین گام برای حل مشکل، قبول آن است. اگر احساس می کنید که نمی توانید ذهن خود را نسبت به افکار بیش از اندازه کنترل کنید و این موضوع در کاهش شادی، تصمیم گیری، انجام کارها و یا تشکیل روابط عاطفی شما تاثیر گذار است پس بپذیرید که مشکل دارید. اگر هر زمانی که اتفاق بدی می افتد و خود را در دام افسردگی و منفی گرایی می بینید، شما مشکل دارید. انکار مشکل و سرِ خود را درون برف پنهان کردن منجر به وضعیت بدتر شما خواهد شد. اگر در این مورد شک دارید و مطمئن نیستید، از دوستان وعزیزان خود صادقانه بخواهید که به شما واقعیت را بگویند زیرا آنها گاهی شما را بهتر از خودتان مشاهده می کنند.

      ۲- خود را ببخشید؛ مغز ما تمایل طبیعی به تفکر بیش از حد دارد

      هنگامی که پذیرفتید بیش از حد فکر می کنید، خود را ببخشید زیرا مغز انسان تمایل طبیعی به تفکر بیش از حد دارد. خانم دکتر روانشناس «سوزان نولن-هوکسما» کارشناس برجسته در این زمینه، می گوید: “مغز ما برای تفکر بیش از حد برنامه ریزی شده است زیرا افکار و خاطرات ما به طور ذاتی به یکدیگر مرتبط هستند. بنابراین هنگامی که انسان در اثر یک رخداد دچار استرس می شود، سیل افکار منفی که هیچ ربطی به موضوع اصلی ندارد به ذهن او سرازیر می شود. برای نمونه؛ عملکرد ضعیف شغلی شما باعث می شود که به یاد خاله تان که سال گذشته فوت کرده، بیافتید!”
      علاوه بر این زمانی که اتفاق بدی برای انسان رخ می دهد یا کسی احساس منفی دارد، به احتمال زیاد به تمام چیز های منفی که زندگی اتفاق افتاده و ربطی به یکدیگر ندارند و شاید حتی وجود نداشته باشند، فکر می کند. هر چه این اتفاق بیشتر رخ دهد، در آینده فرد به تفکرات بیشتر و بیش از حد گرفتار می شود. حال با دانستن این موضوع؛ هنگامی که مغزتان تلاش برای متصل کردن رویدادها را به هم دارد، شما می توانید آگاهانه شروع به حل مشکل خود کنید.

      ۳- بیشتر تنفس کنید

      اگر مغز ما به این اتصال تارعنکبوتی در مورد حوادث بد مشغول شد، امواج افکار منفی شروع به بارش می کنند ولی چگونه می توان این الگو را شکست؟
      اولین و ساده ترین کاری که انسان در این مواقع می تواند انجام دهد، کنترل تنفس است. تنفس به شما آرامش می بخشد و شما را به زمان حال و طبیعت پیرامونتان مرتبط می سازد. این موضوع بسیار ساده به نظر می رسد ولی هنگامی که ذهن ما شروع به تفکر منفی می کند، ما به نوعی جنون کشیده می شویم که کنترل آن نیز مشکل است ولی باید بدانیم که در این هنگام ما به آرامش ذهنی و بدنی نیازمندیم.

      ۴- کمتر صحبت کنید

      بسیاری از کسانی که بیش از حد تفکر می کنند، به ویژه خانم ها در هنگام استرس و نگرانی، نمی توانند جلوی صحبت کردن خود را بگیرند. در مواقع نادری ممکن است که صبحت کردن در مورد نگرانی ها به شما کمک کند ولی در بیشتر اوقات باعث بدتر شدن اوضاع و شرایط می شود به ویژه اگر شنونده هم کسی باشد که بیش از حد فکر می کند، در نتیجه شما تمامی وقت خود را به تجزیه و تحلیل و شکافتن جزییات هر مشکل منفی زندگی خود خواهید کرد. احتمالا در پایان صحبت نیز در اثر مرور افکار منفی بیش از حد، غمگین تر از قبل خواهید شد.
      این نوع همکاری در نشخوار فکری که در آن هر دو نفر در مورد زندگی هایشان صحبت می کنند، می تواند هر دو را به عمق بیشتری از منفی گرایی و استرس بکشاند. پژوهش ها نشان داده است که این نوع نشخوار فکری، در میان خانم ها باعث افزایش هورمون استرس (کورتیزول) می شود.
      اگر واقعا احساس نیاز به بیان مسائل خود دارید، می توانید آنها را بنویسید و به وسیلۀ ذهن آگاه خود آنها را تجزیه و تحلیل و در نتیجه روشن نمایید. در بیشتر مواقع، هنگامی که آنها را می خوانید، متوجه می شوید که بیشتر نگرانی ها و افکار منفی شما بی مورد است. این نوع ژورنالیک آزاد می تواند بسیار سودمند باشد.

      ۵- مشغولیت فیزیکی برای خود ایجاد کنید

      شما اکنون می دانید که بدن و ذهن خود را به وسیلۀ کنترل تنفس و کمتر صحبت کردن چگونه آرام نگاه دارید ولی گاهی انرژی درونی بدن شما باید به گونه ای تخلیه شود که در این موارد یک پیاده روی سریع، دوچرخه سواری طولانی و یا سریع، بازی با حیوانات خانگی و کودکان، انجام یوگا، بازی های ورزشی، شنا و یا دویدن می تواند مفید باشد. فعالیت هایی که جاذب هر دو حالات ذهنی و بدنی باشد، بهتر است زیرا شما نیاز به بیرون رفتن از الگوهای وسواسی فکری دارید تا وضعیت حضور در زمان حال در شما به جریان افتد.
      علاوه بر فعالیت های فیزیکی، تمریناتی که باعث تحریک مغز شود نیز برای هدایت و تغییر مناسب الگوهای فکری موثر است. بازی های گوناگون فکری، یادگیری زبان یا موسیقی و یا هر گونه هنری که بتواند سرگرم کننده باشد، شما را از تفکرات بیش از حدتان منحرف می سازد.

      ۶- تمرین تمرکز حواس

      یکی از بزرگ ترین و بهترین راه های مبارزه با تفکر بیش از حد، توانایی زندگی کردن در زمان حال است. احساس گناه در شکست های گذشته و نگرانی در مورد موضوعات آینده می تواند انرژی و اوقات شما را تحلیل برد ولی به وسیلۀ توجه به اکنون، شما به عشقی که شایستگی آن را برای خود دارید خواهید رسید. لائو تزو می گوید: “اگر شما افسرده هستید در گذشته زندگی می کنید. اگر شما مضطرب هستید، درآینده زندگی می کنید ولی اگر آرامش دارید، در زمان حال بسر می برید.” حال پرسش این است که چگونه می توانیم در زمان حال حاضر زندگی کنیم؟
      با توجه به استراتژی هایی که در بالاتر برای داشتن یک ذهن آرام ذکر شد، شما می توانید با تمرکز حواس یا شکلی از مدیتیشن که بدون قضاوت و تفکرست، مشاهده گر زمان حالتان باشید. اگر در این حالت افکار مزاحم و نگران کننده به ذهن شما هجوم آورد، آن را نادیده بگیرید و اجازه دهید که با احترام تمام و بدون هیچ گونه تقلایی از ذهنتان عبور کند. انرژی افکارتان را آزاد سازید و فضای درونی آرام برای خود ایجاد کنید. برای دست یابی به نتایج سودمند؛ بهترین کاری که می توانید انجام دهید، یادگیری تکنیک های مراقبۀ فکری مانند مدیتیشن متعالی است ولی اگر انجام این کار برایتان مشکل است با متخصصانی که به شیوه های شناخت درمانی آشنایی دارند، مشورت کنید.

      ۷- به کائنات تسلیم شوید

      هنگامی که ما نگران هستیم، اساساً به کنترل جریان زندگی امید داریم زیرا به نتایج یک وضعیت اهمیت می دهیم و می خواهیم همه چیز بر وفق مرادمان باشد و در نتیجه از وقوع اشتباهات و تغییر نتایج وحشت داریم. در واقع ما بر وقایع زندگیمان کنترل زیادی نداریم.

      اگر از یک نقطه نظر آگاهانه به این موضوع نگاه کنیم؛ نگرانی های ما به نتایجی که مایلیم دست یابیم، اثری ندارد. حال می توانیم نگران باشیم و تحلیل رویم یا این که هر آنچه هست را بپذیریم و بگذاریم که بگذرد. کائنات از ما قدیمی تر و خردمندتر است، پس بجای وسواس های نگران کننده، کنترل را تا حدودی فراموش کرده و با عشق و اعتماد و تسلیم به جهان، بگذاریم که آرامش بیشتری داشته شود.
      تسلیم شدن به معنای واگذاری و عدم تلاش نیست بلکه این حالت بدان معناست که شما به جای ایستادگی و مبارزه در مقابل جریان کنونی زندگی با آن هماهنگ می شوید و به آن می پیوندید.

      تسلیم، شکلی از آزادی و آرامش است زیرا شما مایلید که به جریان زندگی اعتماد کنید و می دانید همه چیز در زمان، مکان و شرایط مناسب اتفاق خواهد افتاد و شما در جایی قرار دارید که باید باشید.
      حتی اگر مفهوم نگرانی “خوب” یا “بد” بودن نتایج باشد، این نشانه ای از دوگانگی و در نتیجه تنها یک توهم است. از نظر کائنات و جهان هستی؛ هیچ چیز خوب یا بدی وجود ندارد. هر دو این ها، پشت و روی یک سکه هستند.

      ۸- به یاد داشته باشید؛ این افکار ماست که واقعیتمان را می سازد

      همان طور که در بالاتر ذکر شد ما هیچ گونه کنترلی بر آشکار شدن و چگونگی وقایع زندگی خود نداریم، حداقل بخشی از ذهن خودآگاه ما تنها توانایی دیکته کردن برخی وقایع را دارد و این افکار ماست که با شکل دادن انرژی برای ما ایجاد واقعیت می کند. بنا به قانون جذب؛ ما هر بیشتر در مورد چیزی نگران باشیم، همان نتایج نگران کننده را به سوی خودمان جذب می کنیم.
      ما باید نسبت به افکار خود آگاهی بیشتری داشته باشیم زیرا که افکار ما دارای قدرت بیش از اندازه ای است که حتی بتوانید فکرش را بکنید. اگر نگران از دست دادن شغلتان باشید، با این نگرانی؛ احتمال اخراج خود را بیشتر می کنید.

      اگر نگران مبتلا شدن به بیمارهای مهلک باشید، به وسیلۀ انرژی ای که به آن سو ارسال می کنید، ندانسته بدن خود را در وضعیت ابتلا به آن بیماری ها آماده می سازید.
      انرژی افکار و احساسات شما، خالق زندگی شماست و به همین دلیل برخی می گویند: “نگرانی، سوءاستفاده از انرژی تفکر خلاق است.”

      آیا می خواهید یک زندگی شاد، آرام و همراه با توجه و تمرکز به اکنون برای خود ایجاد کنید؟ اگر جوابتان مثبت است، شما تمامی ابزار مناسب برای ساخت واقعیت ذهنی و حضور در افکارتان را دارید. اگر به تفکر بیش از حد ادامه دهید، آنگاه با استفاده از همین ابزار، شما می توانید یک زندگی سرشار از نگرانی و اضطراب برای خود بوجود آورید. انتخاب با شماست.

  • محمد , دی ۳, ۱۳۹۵ @ ۳:۱۲ بعد از ظهر

    سلام.
    محمد هستم ۲۷ساله بچه تهران. لیسانس برق الکترونیک.
    ۴ماه هست از سربازی امدم، بیکارم خیلی دوس دارم سریعا به همه چیز برسم، ایده و نظرات زیادی توی سرم هست، از اینده خیلی میترسم از بیکار بودنم خسته شدم.
    کس خاصی توی زندگیم نیس ولی خیلی دوس دارم متاهل بشم.
    از خانواده متوسطی هم هستم.

    • dr-salary , دی ۳, ۱۳۹۵ @ ۵:۲۵ بعد از ظهر

      با سلام
      برای رشته شما حتی اگر کار اداری نباشد کار به صورت مستقل وجود دارد مثلا تکنیسین تاسیسات در ادارات مختلف
      و باید خودتون با رزومه تشریف ببرید و البته هر روزه در سایت استخدام آگهی های مختلفی به رشته شما نیاز دارند .اینکه درستون تموم شده و سربازی رفتید خودش نکات مثبتی است فقط باید با انگیزه تلاش کنید تا کاری مناسب داشته باشید ولی فکر اینکه یک شبه به همه چیز برسید فکر غیر معقولی است و این کمال گرایی فرصت های خوب زندگی را از شما می گیرد و شما را دچار مشکل می کند .بهتر است واقع بینانه به زندگی نگاه کنید تا هم کار هم همسر ایده الی به دست اورید
      موفق باشید

      • محمد , دی ۵, ۱۳۹۵ @ ۱:۳۰ قبل از ظهر

        تشکر دکتر از راهنماهیای ارزشمندتون.

  • مهسا , دی ۶, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۳۴ بعد از ظهر

    با سلام من ۲سالو ۸ ماهه ک ازدواج کردم و ۴ ماهه ک خونه دارم و ب شدت با همسرم ب مشکل خوردم.آدرس یه مشاور خانم در محدوده تهرانپارس رو میخواستم

    • راهنما , دی ۷, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۰۲ قبل از ظهر

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • آرمان , دی ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۴:۲۳ بعد از ظهر

    عرض سلام پسری ۲۶ ساله هستم که با دخترخانمی یکسال دوست بودم که ایشون هم همسن خودم بود الانم یکساله که عقدیم و همو دوسداریم .الان تو این یکسال عقدمون مادرش رفتارهای بدی از خودش نشون داده که بمن غیر مستقیم خیلی بی احترامی شده وبطوری که از ته دل از مادرشون متنفر شدم و هیچ میلی برای اینکه به منزلشون برمو ندارم ،حتی درآینده هم دوست ندارم هیچ رفت و آمدی داشته باشم میترسم در آینده به خاطر این موضوع لطمه ببینم ممنون میشم راهنماییم کنید.

    • dr-salary , دی ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۵:۲۳ بعد از ظهر

      با سلام
      شما باید توجه داشته باشید که به هر حال رفتار ادم ها با هم متفاوت است .ایشون ممکنه بدون دلیل بی احترامی کنند و ممکنه دلیل داشته باشه .بهتره دلیل رفتارهای افراد را بدونید .میتونید به همسرتون بازخوردی بدید واجازه بدید ایشون با مادرشون صحبت کنند و بررسی کنند .اینکه بخواید از همسرتون دیگه رفت و امد نداشته باشند یا حتی شما رفتار صحیحی نیست به هر خانواده در بسیاری از زمان ها حامی فرزندان هستند و ممکنه اگ الان به این مساله پرداخته نشه بعدا دلزدگی ایجاد کنه و باعث کدورت بین شما و همسرتون به چون ایشون مجبور میشه بین شما و مادرش یکی رو انتخاب کنه .پس بهتره خیلی منطقی مساله رو مطرح کنید و بازخورد همسرتون رو بدونید و احیانا دلایل مادر ایشون رو .به هر حال زندگی درک تفاوت ها و گذشت کردن است
      موفق باشید

  • مونانصیری , دی ۱۸, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۰۲ قبل از ظهر

    با سلام و احترام
    دختری ۲۸ سال هستم ۷ ماه که کارم رو تغییر رو تغییر دادم خیای تلاش کردم که با شرایط و افرار ان جا کنار بیام ولی هرچی تلاش می کنم نمی تونم و این منو خیلی عصبی کرده م . در این مورد می خوام با یه مرکز مشاوره صحبت کنم در این مورد راهنماییم کنید .ممنون

    • مشاور , دی ۱۸, ۱۳۹۵ @ ۲:۵۵ بعد از ظهر

      با سلام
      در این مورد و برای بررسی بیشتر با این شماره تماس بگیرید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      موفق باشید

  • پدرام , دی ۲۰, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۳۶ قبل از ظهر

    سلام. بنده و خانومم در مورد سکس و روابط زناشوئی دچار مشکل هستیم. و مشکلمون اینه که خانومم سرد هستند و چگونگی رفتار سکسی با شوهر رو نمیدونن ولی خودشون بسیار مشتاق برای یادگیری و بهبود روابط هستند. لطفا راهنمائی بفرمائید.

    • مشاور , دی ۲۰, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۵۴ بعد از ظهر

      با سلام
      در اموزش روابط جنسی باید هر دو نفر تلاش کنند تا تکنیک های متفاوت را بیاموزند تا بتوانند رابطه مناسبی داشته باشند .و می توانید به سکس تراپ مراجعه کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • مهسا , دی ۲۱, ۱۳۹۵ @ ۹:۴۲ قبل از ظهر

    سلاممن دختری ۲۴ ساله و همسرم ۳۰ ساله هست.که ۷ماهه عقد کردیم.همسرم تک پسربا دو خواهر است و خانواده اش به شدت روش کنترل دارن و مدام ایراد میگیرن از بنده اما هیچ گاه مستقیم نیست و پشت سر من با همسرم مطرح کرده و من را مقصر میکنند. و هر بار من به منزلشون می رم بعد از ان شوهرم بهانه گیری کرده و به صورت بی منطق برخوردهایی نشان میدهد وهر بار من علت قهر طولاتی وسکوت می پرسم زبان به ایراد می گیرد و من وقتی به ایشان می گویم این حرف ها نقل قول از خانواده ات هستن به هیچ عنوان قبول نمی کند .همچنین بدون علت و به صورت طولانی سکوت وفهر می کند تا من اولین تماس برقرار کنم.از این رفتارهایش خسته شدم که نمی خواد به جای صحبت و یافتن راه حل ،قهر کردن در پیش می گیردو خانواده اش نیز با اغوش باز از این رفتارش حمایت می کنند.

    • مشاور , دی ۲۱, ۱۳۹۵ @ ۹:۵۳ قبل از ظهر

      با سلام
      قهر کردن یعنی قطع ارتباط. وقتی فردی قهر می کند یعنی نمی خواهد درباره موضوع حرفی بزند و به شما هم اجازه نمی دهد که وارد حیطه مورد بحث شوید. اما واقعیت این است که تا زمانی می شود به یک مشکل پرداخت و آن را حل کرد که هر دو طرف به صحبت درباره آن تمایل داشته باشند.
      چرا افراد به جای صحبت درباره مشکل یا ناراحتی شان، قهر می کنند؟
      همان طور که می دانیم رفتارها در دوران کودکی بیشتر با مشاهده رفتار والدین آموخته می شوند. اگر در الگوهای رفتاری والدین این افراد دقت کنید یعنی از آن ها سوال شود که وقتی پدر و مادرتان با هم دچار مشکل می شدند نتیجه نهایی بحث آنان چه می شد، بیشتر آن ها این طور جواب می دهند که مثلاً پدر یا مادر قهر می کرد و موقعیت را ترک می کرد! همچنین این باور در این خانواده ها ایجاد و تقویت می شود که در بحث و صحبت درباره یک مشکل، همیشه باید یک نفر پیروز شود. در صورتی که در بحث و صحبت کردن درباره مشکلات پیش آمده، برد و باختی وجود ندارد؛ یعنی ممکن است دو نفر مدت ها درباره آن موضوع با هم بحث کنند و در نهایت به نتیجه مشخصی هم نرسند. پس این سوال پیش می آید که هدف این بحث کردن چیست؟ هدف اصلی صحبت کردن درباره یک مشکل، گفتن از احساسات و ناراحتی ها به جای نادیده گرفتن آن هاست.
      گفت وگو کنید
      همیشه سعی کنید درباره مشکلی که با همسرتان دارید، با او صحبت کنید حتی اگر ظاهراً به حرف شما گوش نمی کند. می توانید برای او یادداشتی بگذارید یا پیامکی بفرستید. در ضمن از مردها در بیشتر مواقع انتظار جواب نداشته باشید چون مردها به ندرت به اشتباه خود اعتراف می کنند. شاید علت این که همسر شما قهر می کند این است که فکر می کند نمی تواند در صحبت با شما پیروز شود یا به نتیجه دلخواهش برسد.
      برای این که بتوانید همسرتان را برای صحبت کردن با خودتان درباره مشکلات قانع کنید ابتدا سعی کنید به طور کامل به صحبت های او گوش کنید. در این مرحله از خودتان هیچ دفاعی نکنید یعنی سعی نکنید قضیه را توضیح دهید یا حتی نخواهید از ناراحتی همسرتان با این توضیحات کم کنید. از ناراحت شدن همسرتان نترسید، او هم حق دارد گاهی، حتی به اشتباه ناراحت شود. ابتدا همسرتان باید متوجه شود که شما به حرف های او گوش می کنید. خود این کار یعنی گوش کردن، هنر بزرگی است که افراد کمی قادر به انجام آن هستند. وقتی صحبت های همسرتان تمام شد بهتر است در همان موقعیت چیزی در دفاع از خودتان یا برای حل قضیه نگویید و آن را به موقعیت دیگری موکول کنید و اگر نمی توانید تا آن موقع صبر کنید از همسرتان بپرسید که آیا دوست دارد شما در جواب حرف هایش چیزی بگویید یا نه. اگر خواست برایش توضیح دهید.
      نترسید از این که گاهی در بحث ها محکوم شوید یا همسرتان حرف شما را درست متوجه نشود. باز هم در آینده فرصت این را خواهید یافت که درباره آن حرف بزنید شاید وقتی که هیچ کدامتان عصبانی یا ناراحت نیستید و می توانید خوب به حرف های هم گوش بدهید.
      نشانه اعتماد به نفس پایین
      اگر همسرتان قهر می کند، زود رنج و حساس است یعنی ممکن است رفتاری که بقیه را ناراحت نمی کند او را آزرده خاطرکند چون همیشه در رفتار دیگران به دنبال علایم بی ارزش سازی می گردد یعنی فلانی که این رفتار را انجام داد هدفش توهین به من بود و از این قبیل نتیجه گیری ها و استدلال ها.و همچنین . قهر می تواند مثبت یا منفی باشد؛ مثبت است اگر جانشین انتخاب های بدتر شده یا آنکه مانع تسلیم فرد در مقابل زورگویی های دیگران شده باشد. اما منفی و بسیار آسیب زاست اگر از روی لجبازی و عدم بخشش اتفاق افتاده باشد.قهر در بین اکثریت همسران اتفاق می افتد اما در بین برخی بسیار بیشتر و جدی تر رخ داده و به صورت یک عادت در می آید. شخصیت اخلاقی هر انسانی باعث می شود که بیشتر و یا کمتر قهر کند. افرادی که بیشتر قهر می کنند عموما احتیاج به مطرح شدن، حل مشکلات و یا جلب توجه دارند و بسیاری از مواقع از نداشتن اعتماد به نفس رنج می برند. قهر بسیاری از لحظات شیرین زندگی را به تلخی و غصه می گذراند در این صورت، قهر دردی است که اگر به شکل جدی درمان نشود سرطانی وخیم برای زندگی زوجین محسوب می شود.قهر معمولاً با لجبازی تکمیل می شود فردی که قهر کرده می خواهد پیامی را منتقل کرده و به نتیجه ای برسد چنانچه اوضاع بر عکس انتظار او پیش برود لجبازی هم ادامه خواهد داشت.
      اگر چه قهر و لجبازی دو رفتار مختلف اند اما از یک ریشه بوده و از خصوصیات اخلاقی واحدی آب می خورند. قهر و لجبازی به طور کلی محصول خشم افراد درونگرا، ضعیف، محتاط، زود رنج، کم رو، کم حرف، تودار یا مرموز است. البته قهر می تواند از سوی هر کسی اتفاق بیفتد. اما از کسانی که این ویژگی ها را دارند بیشتر سر می زند زیرا این آدمها معمولاً اهل احتیاط بوده و ترس و نگرانی های مخفی دارند این ها عملی خشونت آمیز و واضح و قابل استناد انجام نمی دهند که کسی بتواند محکومشان کند انتخاب قهر هم به همین دلیل است. قهر، طرف مقابل را به ستوه می آورد بدون آنکه صدایی داشته و هزینه ای بردارد. گاهی قهر راه فرار از زیر بار مسئولیت است. این دسته از افراد با قهر مدتی مشکلات خود را حل می کنند این ها با قهر احساس امنیت بیشتری دارند چون برای مدتی مجبور نیستندپاسخ گوی کارهای خود باشند. افرادی که از عقل، روحیه و شخصیت سالمی برخوردارند،در شرایط مشابه، با گفتگو و حتی با ایستادگی های منطقی مشکلات خودرا حل می کنند. موفق باشید.

  • مهسا , دی ۲۱, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۰۹ قبل از ظهر

    ممنون از راهنمایی سخاوتمندانه،
    من الان چند روز است که از ایشون خبری ندارم و این بار تصمیم گرفتن صبر و تحمل خود را بالا برده و اجازه ندهم این قهر تبدیل به عادت در ایشان شود. من دفعات گذشته هر بار سعی کردن با ایشون صحبت کنم و حتی از ایشون خواستم هر دو ما برای این اخلاف سلیفه ها بین خانواده ها به هم تقلب برسانیم تا ناراحتی ایجاد نشود.اما الان که مدتی است با ایشون قهرم راهی به نظرم نمی رسد.ایا همچنان سکوت کنم و پیش قدم نشوم(با توجه به اینکه هر بار ایشون این عمل من را شکست و تسلیم برداشت می کندو از من می خواد تغییر کنم وگرنه…)؟؟
    چه استراتوژی در پیش بگیرم ؟واقعا راه حلی دیگر به ذهنم خطور نمیکند
    واقعا دنبال

    • راهنما , دی ۲۱, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۵۹ قبل از ظهر

      قهر کردن یعنی قطع ارتباط. وقتی فردی قهر می کند یعنی نمی خواهد درباره موضوع حرفی بزند و به شما هم اجازه نمی دهد که وارد حیطه مورد بحث شوید. اما واقعیت این است که تا زمانی می شود به یک مشکل پرداخت و آن را حل کرد که هر دو طرف به صحبت درباره آن تمایل داشته باشند.
      چرا افراد به جای صحبت درباره مشکل یا ناراحتی شان، قهر می کنند؟
      همان طور که می دانیم رفتارها در دوران کودکی بیشتر با مشاهده رفتار والدین آموخته می شوند. اگر در الگوهای رفتاری والدین این افراد دقت کنید یعنی از آن ها سوال شود که وقتی پدر و مادرتان با هم دچار مشکل می شدند نتیجه نهایی بحث آنان چه می شد، بیشتر آن ها این طور جواب می دهند که مثلاً پدر یا مادر قهر می کرد و موقعیت را ترک می کرد! همچنین این باور در این خانواده ها ایجاد و تقویت می شود که در بحث و صحبت درباره یک مشکل، همیشه باید یک نفر پیروز شود. در صورتی که در بحث و صحبت کردن درباره مشکلات پیش آمده، برد و باختی وجود ندارد؛ یعنی ممکن است دو نفر مدت ها درباره آن موضوع با هم بحث کنند و در نهایت به نتیجه مشخصی هم نرسند. پس این سوال پیش می آید که هدف این بحث کردن چیست؟ هدف اصلی صحبت کردن درباره یک مشکل، گفتن از احساسات و ناراحتی ها به جای نادیده گرفتن آن هاست.
      گفت وگو کنید
      همیشه سعی کنید درباره مشکلی که با همسرتان دارید، با او صحبت کنید حتی اگر ظاهراً به حرف شما گوش نمی کند. می توانید برای او یادداشتی بگذارید یا پیامکی بفرستید. در ضمن از مردها در بیشتر مواقع انتظار جواب نداشته باشید چون مردها به ندرت به اشتباه خود اعتراف می کنند. شاید علت این که همسر شما قهر می کند این است که فکر می کند نمی تواند در صحبت با شما پیروز شود یا به نتیجه دلخواهش برسد.
      برای این که بتوانید همسرتان را برای صحبت کردن با خودتان درباره مشکلات قانع کنید ابتدا سعی کنید به طور کامل به صحبت های او گوش کنید. در این مرحله از خودتان هیچ دفاعی نکنید یعنی سعی نکنید قضیه را توضیح دهید یا حتی نخواهید از ناراحتی همسرتان با این توضیحات کم کنید. از ناراحت شدن همسرتان نترسید، او هم حق دارد گاهی، حتی به اشتباه ناراحت شود. ابتدا همسرتان باید متوجه شود که شما به حرف های او گوش می کنید. خود این کار یعنی گوش کردن، هنر بزرگی است که افراد کمی قادر به انجام آن هستند. وقتی صحبت های همسرتان تمام شد بهتر است در همان موقعیت چیزی در دفاع از خودتان یا برای حل قضیه نگویید و آن را به موقعیت دیگری موکول کنید و اگر نمی توانید تا آن موقع صبر کنید از همسرتان بپرسید که آیا دوست دارد شما در جواب حرف هایش چیزی بگویید یا نه. اگر خواست برایش توضیح دهید.
      نترسید از این که گاهی در بحث ها محکوم شوید یا همسرتان حرف شما را درست متوجه نشود. باز هم در آینده فرصت این را خواهید یافت که درباره آن حرف بزنید شاید وقتی که هیچ کدامتان عصبانی یا ناراحت نیستید و می توانید خوب به حرف های هم گوش بدهید.
      نشانه اعتماد به نفس پایین
      اگر همسرتان قهر می کند، زود رنج و حساس است یعنی ممکن است رفتاری که بقیه را ناراحت نمی کند او را آزرده خاطرکند چون همیشه در رفتار دیگران به دنبال علایم بی ارزش سازی می گردد یعنی فلانی که این رفتار را انجام داد هدفش توهین به من بود و از این قبیل نتیجه گیری ها و استدلال ها

  • سمانه , دی ۲۶, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۴۶ بعد از ظهر

    سلام خسته نباشید مشاوره ازدواج میخواستم محدوده شرق تهران

    • راهنما , دی ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۸:۵۹ بعد از ظهر

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • parastu , دی ۲۹, ۱۳۹۵ @ ۱:۵۸ بعد از ظهر

    باسلام من یه دختر۲۵ساله هستم که۲سال عقدبودم والان ۱ساله عروسی کردم الان۱ماهه متوجه شدم همسرم با کسی رابطه داره وبهم دروغ میگه منم بهش گفتم فهمیدم اما اون بازم قبول نکرد وشروع کرد دروغ گفتن وبا من قهرکرد من چیکارکنم بهش محبت کنم تا از ابن کاردست بکشه یا مقابلش وایسم ؟

    • مشاور , دی ۲۹, ۱۳۹۵ @ ۴:۲۹ بعد از ظهر

      با سلام
      دوست عزیز شما متوجه ارتباط ایشون شدید و ایشون انکار میکنه محبت شما وقتی بدون اگاهی از تکنیک های رفتاری باشد سودی ندارد .
      وبهتره حضوری به روانشناس مراجعه کنید و بدونید که باید رفتارهای همسر شما بررسی بشه و اینکه شما چه شیوه رفتاری در مقابل ایشون دارید .منتهی جای نگرانی وجود ندارد و این مشکل شما کمی در جامعه شایع شده است که به هر حال امیدوارم با مراجعه رفع شود

      برای مشاوره حضوری و راهنمایی در این زمینه می توانید با شماره زیر تماس حاصل فرمایید:
      ۴۴۰۳۴۴۹۰–۰۲۱
      موفق باشید

  • Qazal , بهمن ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۹:۱۸ بعد از ظهر

    سلام مشاور خانواده شرق تهران میخام
    چه تایمی هستن؟

    • راهنما , بهمن ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۹:۲۱ بعد از ظهر

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • فاطمه , بهمن ۱۹, ۱۳۹۵ @ ۶:۳۷ بعد از ظهر

    سلام ، دختر ٣ سال و نیمه دارم که روابط عمومیش خیلی پایینه و اعتماد بنفسشم همینطور و هرجا که موضوعاتی در این زمینه براش پیش میاد پرخاش میکنه
    مشاوره کودک میخوام در منطقه تهرانپارس

    • مشاور , بهمن ۱۹, ۱۳۹۵ @ ۶:۵۸ بعد از ظهر

      با سلام

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      ایجاد اعتماد به نفس در کودک ممکن است دشوار به نظر برسد. اما احساس ارزش فردی پایه‌های آینده‌ی فرزندتان را پی می‌ریزد، زمانی که باید چیزهای تازه را به تنهایی تجربه کند. جین نلسون، درمانگر خانواده در کالیفرنیا و یکی از نویسندگان سری کتابهای انضباط مثبت می‌گوید « اعتماد به نفس نتیجه‌ی احساس تعلق است، باور به این که می‌توانیم، و دانستن این که همکاری‌هایمان را ارزش می‌نهند و قدر می‌دانند».

      نلسون می‌گوید «همان طور که هر پدر یا مادری می‌داند، اعتماد به نفس تجربه‌ای گذرا است. گاهس احساس خوبی درباره خودمان داریم و گاهی نداریم. چیزی که واقعا می‌خواهیم به کودکانمان یاد بدهیم مهارت‌های زندگی مثل انعطاف پذیری است».

      هدف شما در مقام والد، اطمینان خاطر از این است که فرزندتان غرور و احترام به خود را در درون خود و همین طور ایمان به توانایی‌ خود در مقابله با چالش های زندگی را رشد داده است. در اینجا ده استراتژی ساده که به شما در تقویت اعتماد به نفس کودکتان کمک می‌کند آورده می‌شود:

      بی قید و شرط عشق بورزید

      اعتماد به نفس کودک وقتی شکوفا می‌شود که نوعی علاقه بی قید و شرط را ببیند، عشقی که می‌گوید «دوستت دارم، هرکه باشی و هرچه انجام بدهی». وقتی کودکتان را صرفنظر از توانایی هایش، مشکلاتش، اخلاقش، یا قدرتش می‌پذیرید، به او بیشترین کمک را می‌کنید. بنابراین، او را در عشق خود غرق کنید. او را تا می‌توانید بغل کنید، ببوسید و به پشتش بزنید و فراموش نکنید به او بگویید که چقدر دوستش دارید. وقتی مجبورید در موردی به او تذکر بدهید ، به او بفهمانید تذکر شما در مورد رفتارش است و نه خودش . مثلا، به جای این که بگویید «خیلی پسر شرّی هستی. چرا درست نمی‌شی؟ به او بگویید، «لطفا تو خونه فوتبال بازی نکن. فوتبال بازی بیرون از خونه است».

      توجه کنید

      وقتی را برای توجه کامل به کودک خود کنار بگذارید. این بسیار به احساس اعتماد به نفس کودک شما کمک می کند چون به او این پیغام را می‌دهد که شما فکر می‌کنید او مهم و ارزشمند است. حتما نباید وقت زیادی باشد؛ فقط چند لحظه‌ که وقتی می‌خواهد با شما حرف بزند، دست از سرکشی به صندوق پست می‌کشید یا تلویزیون را خاموش می‌کنید تا جواب سوالش را بدهید. با او ارتباط چشمی برقرار کنید تا معلوم باشد که واقعا دارید به چیزی که می‌گوید گوش می‌دهید. اگر وقتتان کم است، بدون نادیده گرفتن نیازهایش این نکته را به او بگویید. بگویید «خب همه اتفاقهای تمرین فوتبال را برام تعریف کن، بعد که تموم شد باید برم شام درست کنم».

      محدودیت‌ها را یادش بدهید

      چند قانون منطقی برای کودک خود وضع کنید. مثلا، اگر به او می‌گویید که موقع دوچرخه سواری در خیابان باید کلاه سرش بگذارد، اجازه ندهید بدون کلاهش به خانه دوستش برود. اگر بداند که بعضی قوانین خانوادگی نقشِ روی سنگ شده اند، احساس امنیت بیشتری می‌کند و به زودی بر طبق انتظارات شما زندگی خواهد کرد. فقط بکوشید واضح و باثبات باشید و نشان دهید که به او اعتماد دارید و از او انتظار دارید که کار درست را انجام دهد.

      از ریسک کردن‌های سالم استقبال کنید

      کودکتان را به کشف چیزی تازه، مثل خوردن غذایی متفاوت، یافتن دوستان تازه، یا اسکیت سواری تشویق کنید. با این که همیشه احتمال شکست وجود دارد اما بدون ریسک کردن موفقیت هم به دست نمی آید. پس به کودک خود اجازه‌ی تجربه‌های کم خطر را بدهید و در مقابل تقاضاهای او در دخالت خود مقاومت کنید. مثلا سعی نکنید به محض این که از خواندن کلمه‌ای دشوار احساس یاس کرد، او را «نجات» دهید. پریدن وسط کار او و گفتن این که «خودم می‌کنم» او را وابسته بار می‌آورد و اعتماد به نفس ِ او را کم می‌کند. شما با برقراری تعادل در نیاز به حمایت از او و نیاز او به تجربه کردن کارهای تازه اعتماد به نفسش را شکل خواهید داد.

      اجازه بدهید اشتباه کند

      البته یک جنبه حق انتخاب دادن و خطر پذیری این است که کودکتان در معرض اشتباه قرار می‌گیرد. اینها درسهای باارزشی برای اعتماد به نفس کودکتان هستند . بنابراین اگر کودکتان با وقت تلف کردن در اتاق خوابش از اتوبوس مدرسه جا مانده است، او را تشویق کنید که بیندیشد دفعه بعد چطور رفتار کند بهتر است. به این ترتیب اعتماد به نفسش صدمه نمی‌بیند و خواهد فهمید که گاهی می‌شود اشتباه کرد. دانیل میر، استادیار آموزش ابتدایی در دانشگاه ایالت سان فرانسیسکو می‌گوید اگر خودتان اشتباه کردید، به آن اعتراف کنید. پذیرش و اصطلاح اشتباهات پیغام قدرتمندی به فرزندتان می‌رساند و پذیرش مشکلات را برای کودک آسان‌تر می‌کند.

      از اتفاقات مثبت تجلیل کنید

      همه تشویق پذیر هستند، بنابراین سعی کنید چیزهای خوبی را که کودکتان در روز انجام می‌دهد با صدای بلند اعلام کنید. مثلا به پدرش بگویید «پیتر امروز همه تکالیفش را سریع انجام داد». با این کار او را در معرض تحسین خود و پاسخ دلگرم کننده‌ی پدرش قرار می‌دهید. واضح و مشخص بیان کنید. به جای این که بگویید « خوب بود» بگویید «ممنون که میز شام را چیدی». این درکِ انجام کار و ارزش فردی را در او بالا می‌برد و به او اجازه می‌دهد دقیقا بداند چه کاری را درست انجام داده است.

      خوب گوش کنید

      اگر کودکتان نیاز به حرف زدن دارد، بایستید و به چیزی که برای گفتن دارد خوب گوش دهید. او نیاز دارد احساس کند که افکارش، احساساتش، خواسته‌ها و نظراتش مهم هستند. به او کمک کنید با نام گذاشتن روی احساساتش با آنها راحت کنار بیاید. بگویید «می‌فهمم که ناراحتی چون نمی‌توانی به آن مهمانی بروی». با پذیرفتن احساساتش بدون قضاوت درباره آنها، به احساسات او اعتبار می‌بخشید و نشان می‌دهید که برای چیزی که می‌خواهد بگوید ارزش قایلید. اگر احساسات خودتان را با او سهیم کنید مثلا اگر بگویید:«من نگران مامان بزرگم. خیلی مریضه»، او هم در بیان احساسات خودش اعتماد به نفس پیدا می‌کند.

      از مقایسه اجتناب کنید

      نظراتی مثل «چرا سعی نمی‌کنی مثل برادرت باشی؟» یا «چرا مثل دوستت مودب نیستی؟» فقط کودکتان را به یاد مشکلاتش می‌اندازد و در او احساس خجالت، حسادت و رقابت را تشدید می‌کند. حتی مقایسه‌های مثبت مثل «تو بهترین بازیکنی» هم به طور بالقوه مخرب اند چون چون کودک به سختی می تواند همیشه بر طبق این تصویر خود را بسازد. اگر بگذارید کودکتان بداند که او را به خاطر منحصر به فرد بودنش تحسین می‌کنید، او هم ارزش بیشتری برای خودش قایل می‌شود.

      احساس همدردی کنید

      اگر کودکتان خودش را به شکلی ناخوشایند با خواهر برادرها یا همسالانش مقایسه می‌کندمثلا می گوید: «چرا نمی تونم مثل دوستم توپ پرت کنم» ، با او همدردی کنید و بعد روی یکی از توانایی‌هایش تاکید کنید. مثلا بگویید، «آره راست می‌گی. دوستت توپ پرت کن ِ خوبیه. تو هم خیلی تند می‌دوی». این به کودکتان کمک می‌کند متوجه شود که ما همه نقاط قوت و ضعفی داریم و لازم نیست که حتما بی عیب باشد تا احساس خوبی درباره خودش داشته باشد.

      تشویق کنید

      هر کودکی نیاز به شکلی از حمایت از جانب عزیزانش دارد که پیغام می‌دهند «ما به تو ایمان داریم. ما تلاشهایت را می‌بینیم. ادامه بده!» تشویق یعنی تشخیص دادن پیشرفت و نه فقط پاداش دادن به نتیجه ای. پس اگر کودکتان با مسئله‌ی ریاضی دست و پنجه نرم می‌کند، به جای این که بگویی «نه اینطوری نیست. بگذار برات حلش کنم»، بگویید «خیلی داری تلاش می‌کنی. تقریبا به جواب رسیدی»

      تفاوتی بین تحسین و تشویق هست. تحسین پاداش به انجام کار است، در حالی که تشویق پاداش به فرد است («تو تونستی» به جای «من به تو افتخار می‌کنم»). تحسین ممکن است به کودک بفهماند که تنها وقتی «خوب» است که کاری را درست انجام داده باشد. از سوی دیگر، تشویق به رسمیت شناختن تلاش است. گفتنِ «خب بهم بگو بازی چطور بود. دیدمت چطور حمله می‌کردی» مفیدتر از گفتن «تو بهترین بازیکن تیمی» عمل می‌کند. تحسین بیش از اندازه اعتماد به نفس را خدشه دار می‌کند چون فشاری برای انجام کار و نیاز مداومی به تایید دیگران ایجاد می‌کند. بنابراین تحسین را کناری بگذارید و آزادانه او را تشویق کنید؛ این به کودکتان کمک می‌کند تا با احساس خوبی نسبت به خود رشد پیدا کند.

      موفق باشید

  • مسلمی , بهمن ۲۹, ۱۳۹۵ @ ۹:۰۱ بعد از ظهر

    سلام
    واقعا کلافه شدم چون این مشکل رو معمولا خانمها دارن
    بلولی من مردی با دو فرزند هستم که بدلیل لجبازی ها و قهرهای پی در پی و گاه و بیگاه و حتی بدون دلیل واقعا خسته و سرد شده ام خانم من زنی بسیار پرخاشگر و عصبی و زود رنج و حساس و واقعا ناسپاس است که هیچگاه زحمات و تلاش شبانه روزی من طی ۱۴ سال زندگی مشترکمان را ندیده و همواره بیشتر میخواهد تا جاییکه حتی کوچکترین کارم بدون اطلاع ایشان موجبات دوره ای قهر طولانی و لجبازی های ایشان را در پی خواهد داشت و از اول ازدواجمان تا به امروز به هیچ عنوان خودش را مقصر ندانسته و همواره حق را به جانب خودشان میدانند از این رفتار واقعا به ستوه آمده ام .
    حس تنهایی رنجم میدهد در حالیکه تمام عمرم برای رفاه خانواده ام تلاش کردم و همه چیز دارند ولی من آرامش ندارم یعنی همچین مشکل بزرگی را بقیه آقایان دارند؟بعید میدانم چون اگر من برای آشتی پیش قدم نشوم محال است ایشان اقدامی کنند و حتی یک بار تا مرز طلاق هم رفتم ولی به هیچ عنوان عذر خواهی نکزد و به خاطر آبرو و بچه هام ساکت شدم.
    هرگز تو خانواده ام از بچگی چنین چیزی نداشتیم و من دیگه خسته ام از قضاوتهای ایشان و خانواده اش
    در حالیکه تمام یا اکثر اعضای خانواده خودم فوت کرده اند
    امیدوارم کمکم کنید.

    • مشاور , بهمن ۲۹, ۱۳۹۵ @ ۹:۱۶ بعد از ظهر

      با سلام
      دوست عزیز شما باید در رفتارهاتون تجدید نظر داشته باشید اگر ایشون مقصرند که بنده نمی تونم فقط براساس صحبت های شما قضاوت کنم خب بهشون سعی کنید نشون بدید که اشتباه کردن و ناراحت شدید گاهی اوقات سکوت کردن راه به جایی نمی برد بهتره همسر شما برخورد جدی و فعالانه ای از شما ببیند و بخواهید مه پیش روانشناس برید و بگید به ایشون این رفتارهاشون بای شما ازار دهنده شده ..ایشون هم حتما حرف هایی برای گفتن خواهند داشت و این طوری لااقل مسائل را نفر سوم که بی طرف است بررسی می کند و به هر دوی شما برای ادامه زندگی درست راهکار ارانه خواهد داد .ضمن اینکه دلیل این عصبانی بودن و ناراحتی را باید از ایشون بپرید خانم ها گاها وقتی نیاز های جنسی خوب تامین نمی شود رفتار مناسبی ندارند منتهی بیان نمی کنند و رفتاری نشان می دهند .این ها همه مسائلی است که ممکن است مطرح باشد و باید به انها توجه شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • لیلا , اسفند ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۶:۱۵ بعد از ظهر

    با سلام. دختری ۲۸ ساله دارم که پرخاشگر است و در زندگی دچار سردرگمی شده است. نیاز به مشاور در شرق تهران را دارم. با تشکر

    • مشاور , اسفند ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۷:۵۸ بعد از ظهر

      با سلام
      با شماره تماس اعلام شده تماس بفرمایید منتهی باید شرایط پرخاشگری بررسی شود اینکه چه چیزی باعث این مساله شده .چه مدته که رفتارها شدت پیدا کرده و رفتار خانواده در پاسخ به این پرخاشگری چه بوده .ضمن اینکه چه فرض هایی رو خودتون مطرح می کنید چون ممکنه به هر حال عوامل محیطی احیانا دوستی ها و ضربه هایی در روابط باعث این مسائل شده باشد و گاهی هم فرد از کودکی چنین شخصیتی داشته دوره ای پنهان و اکنون دوباره خودش رو نشون داده تمام این مسائل را به خاطر داتشه باشید که حضوری مطرح کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • رز , اسفند ۱۷, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۲۵ قبل از ظهر

    سلام وقت بخیر.خانمی ۳۱ساله هستم با مردی ازدواج کردم ۳۲ساله که همیشه ناامید وناسپاس از زندگی هست.از هیچ چیز در زندگی خرسند نیست.وارد هر کاری میشه از اون کار راضی نیست و همیشه در حسرت گذشته و شغل پیشینش هست با اینکه در اون کار مورد اجحاف قرار گرفته و نتونسته از حقش دفاع کنه لازم به ذکر است که پیشینه وسواس هم ایشون دارن وگاهی بدتر میشن.و هر بار برای درمان اقدام کردیم بیشتر از دو روز به خوردن داروهاشون ادامه ندادن.توی زندگی همیشه من به خواسته های ایشان تن دادم و کوتاه امدم.بعد از ازدواج با ایشان به شهرشان امدم دوری از خانواده و هزاران چیز دیگه را تحمل میکنم بدون اینکه خم به ابرو بیاورم اما حالت روحیه همسرم گاهی ضعیفم میکنه .با اینکه زن مستقل وتوانایی هستم.

    • مشاور , اسفند ۱۷, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۲۶ بعد از ظهر

      با سلام
      چون می فرمایید دارو هم مصرف کردند و ادامه ندادند خب بهتره ایشون رو به روانشناس ارجاع بدید چون اولا دارو تجویز نمیشه و ثانیا راهکارهایی می دهند که وقتی فرد اثرش رو در زندگیش می بینه راغب میشه به ادامه دادن .و با این شرایط که می فرمایید احتمالا وسواس هنوز هست ولی افسردگی هم پیش امده که خب باید زیر نظر روانشناس باشند که تخصصش در این مورد باشد .سعی کنید ایشون رو به عنوان بیمار بپذیرید و اینکه با همه سختی ها همراهی شما باعث بهبود خواهد شد چون در بیماری های روحی خود فرد بیشتر از هر کشی عذاب می کشد منتهی راه چاره ای ندارد و اصولا نسبت به درمان
      مقاومت نشان می دهند
      نگران نباشید و امیدوارم با مراجعه حضوری مرتفع شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • رها , اسفند ۲۱, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۳۲ قبل از ظهر

    سلام
    واقعاااا نیاز به کمک دارم. دختری ۲۷ ساله ام ک ۵ ساله ازدواج کردم و الان یه دختر ۷ ماهه دارم، همسرم بی نهایت میناله از همه چیز، از زندگی از من از خانوادم، همیییشه از همه چیز ناراضیه، از سر کار ک برمیگرده همش غر میزنه و با قیافه حق به جانب میاد خونه طوری ک تا چند ساعت نمیشه باهاش حرف زد بعدشم ک میخوابه، هر وقت گله کردم گفت تو قدر نشناسی. من بخاطره تو بچم خودمو میکشم و کار میکنم، جوریه که شبایی ک میبینه بچه بی قراری میکنه خودشو به یه دردی میزنه و فرار میکنه تا تو اتاق خواب بخوابه
    از طرفی واااقعا بد دهنه،به خانوادم فحاشی میکنه و مادرم و عامل بدبختیه زندگیش میدونه (مامانم همه جوره ساپورتش کرده)،محاله چیزی گم شه یا خراب شه و اون نندازه گردن من،همه جا منو مقصر میدونه و همیشه هم تو دعواها میگه من اصلا از زندگیم راضی نیستم،در صورتی که فقط خدا میدونه من چه ها کردم براش، حرفام بییییینهایته ک اینجا نمیشه گفت و با توجه به وضعیتی ک دارم نمیتونم حضوری برم مشاوره، چه کنم؟

    • مشاور , اسفند ۲۱, ۱۳۹۵ @ ۸:۴۲ قبل از ظهر

      با سلام
      به هر حال با شرایطی که می فرمایید ایشون باید مراجعه کنه چون مشکل ایجاددکرده منتهی اگر خودتون هم حضوری برید موثر خواهد بود .باید بدانیم ایا از ابتدای زندگی این گونه بودند یا اتفاق و مسئله خاصی ایجاد شده است ضمن اینکه خب به هر حال رفتارها تعاملی هستند اینکه تا کنون شما چه برخوردی نشان دادید اهمیت دارد اگر به بحث ها دامن زدید طوری مشکل گسترش یافته و اگر همیشه منفعل بودید و به خاطر زندگیتون سکوت کردید که خب مسئله به گونه دیگری پیش رفته و ایشون از این موضع شما سو استفاده کردند و به رفتارها ی نادرستشون ادامه دادند .در هر صورت باید بدونید زندگی ادم ها به صورت که رفتار کنند دبه همان صورت ادامه پیدا خواهد کرد و یاد گرفتن تکنیک های برخورد با چنین همسری بسیار حائز اهمیت است

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • ناشناس , اسفند ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۳:۰۵ بعد از ظهر

    سلام خانمی ۳۲ ساله هستم که ۴ساله ازدواج کردم و یک دختر ۲ ساله دارم مدتیه احساس میکنم دچار افسردگی و یکنواختی در زندگی شدم
    به شدت نیاز به تفریح و یک سفر خصوصی دارم اما همسرم به نیازهای من توجهی نداره تابحال چندبار گفتم اما هربار صحبت ما با دعوا و جروبحث تموم شده و بی نتیجه موند و هربار سر همین موضوع قهر میکنه و آخرش این منم که باید آشتی کنم اما درنهایت مشکل ما حل نشده باقی مونده و مجبور به خودخوری و گریه در خلوت خودم میشم
    حقیقتش ما تو این چندسال زندگی هرچی سفر رفتیم همش با خانواده همسرم بوده و خودمون تنهایی جایی نرفتیم
    شاید بنظرتون مسخره بیاد اما واقعیتس مشکل من همینه و داره روحم را ازار میده احساس میکنم شوهرم بیشتراز من به خانواده و پدر و مادرش اهمیت میده و خوشحال کردن اونا براش اولویت داره
    لطفا کمکم کنید
    ممنون

    حق

    • مشاور , اسفند ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۵:۱۵ بعد از ظهر

      با سلام
      وقتی همسر شما این الگو رو داره باید دید برخورد و رفتار شما چگونه است
      اگر با ایشون این مساله رو مطرح کردید باید دید چه بازخوردی داشتند
      وقتی از چیزی ناراحت هستید و خواسته ای دارید باید بتونید با خود ایشون مطرح کنید شاید اصلا متوجه نباشند که مسئله چیست و وقتی مسافرت رفتید تصورشون این بوده که برای شما هم این سفر خوشایند بوده است.
      اگر هم صحبت کردید و ایشون قبول ندارند که باید سفر شخصی و اوقات شخصی با هم داشته باشید خب به نظرم باید به روانشناس مراجعه کنید هم برای بهبود وضعیت روحی شما و افزایش توان مدیریت شرایط و هم برای اینکه همسرتون متوجه شرایط روحی شما باشند و سعی کنند برای بهبود شما اقدام کنند

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • Arash , فروردین ۷, ۱۳۹۶ @ ۱:۴۹ قبل از ظهر

    سلام
    من یه پسر ۱۷ ساله هستم دچار یک رابطه عاطفی شدم (نمیشه گفت) دنبال یه مطب مشاوره در شرق تهرانم
    ممنونم

    • مشاور , فروردین ۷, ۱۳۹۶ @ ۶:۰۶ قبل از ظهر

      باسلام در این سنی که شما هستید درگیری های عاطفی بیشتره و احتمال اینکهوافراد رو به سمت رفتارهای پر خطر سوق بدهد وجود داردد.اینکه رفتن پیش روانشناس رو انتخاب کردید کار مناسبی است منتهی باید هر راهکاری رو که گفتند اجرا کنید و آماده شنیدن هر چیزی رو داشته باشید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • نصیری , فروردین ۷, ۱۳۹۶ @ ۹:۰۲ قبل از ظهر

    باسلام. ۴۰ سال دارم و ۱۵ ساله که ازدواج کردم و صاحب دو دختر ۱۰ و ۳ ساله هستم. همسرم رو دوست دارم ولی بی مسئولیت‌هاش داره اذیتم میکنه من شغل و موقعیت اجتماعی و تحصیلی خوبی دارم برای همین احساس میکنم تموم مسائل و مشکلات زندگی به دوش من محول شده و اون بدون توجه به مشکلات فعلی و آینده بچه ها با سرگرمی‌های خودش خوش است. در واقع تمام مسائل آموزشی و مالی بچه‌هابا منه که در کنار مسئولیت کار و بچه ها داره خسته ام میکنه به عنوان مثال وقتی خونه یا وسایل خونه می خریم تمام چک ها و تعهدات رو من باید متقبل بشم و حتی پیگیری نمیکنه. توی خونه هم مدام سرش به سرگرمی های خودش مثل موبایل و… گرمه دیگه. حتی از لحاظ عاطفی و روحی خیلی کمبود حس می کنم.
    تو رو خدا راهنمایی کنید چیکار کنم؟

    • مشاور , فروردین ۷, ۱۳۹۶ @ ۹:۳۳ قبل از ظهر

      با سلام
      دوست عزیز
      یک نکته اساسی رفتار خود شماست در تعامل با همسرتون .اگر از ابتدا رفتارهایی از ایشون که آزارتون رو داده رو گوشزد نکردید و نسبت به بی مسئولیت های ایشون بازخوردی ندادید و همون توجه و محبت و ….رسیدگی به خانه و فرزندان سرجای خودش بوده خب ایشون فکر می کنه همش وظیفتون بوده و اون رو لطف در نظر نمی گیره و اگر غیر از این باشید به نظرش غیر طبیعی است به زوجین از ابتدا توصیه می شود که همیشه مهاتر تعاملی داشته باشند که بتوانند هر چیزی ازازارشون میده رو راحت بیان کنند و حتی گاهی نیاز است برای افزایش مسولیت پذیری طرف مقابل بعضی امور را به او بسپارید هر چند درست انجام ندهد و به این نتیجه برسید که بهتر است خودتون اداره امور را داشته باشید .این رفتارها همه مشکل ساز می شود .و اگر فرد مستقلی هستید که همه مسائل برعهده شما بوده خب نقش مردانگی طرف مقابل از او گرفته شده و حس می کند باید به عنوان فردی منفعل در برابر موضع شما عمل کند .بهتره حتما به روانشناس مراجعه کنید و هر دو نفر صحبت هاتون و انتظارات از هم رو در حضور ایشون بیان کنید و راهکار بگیرید در مورد روابط عاطفی که فرمودید خب قطعا خانم ها نیاز به مسائل عاطفی دارند و وقتی در منزل ارضای عاطفی نشوند ممکنه مسئولیت های دیگر و هم نتوانند به درستی انجام دهند و اگر فرد کنترل گری باشد ممکنه دپار مشکلات عصبی بودن و …شود .ایشون باید بدونه چطور نیاز های شما را پاسخگو باشد .البته باید با خودشون صحبت کنید شاید اصلا متوجه شرایط نشدند چون شما همیشه تامینن کننده بوده اید
      امیدوارم با مراجعه حضوری به زودی مشکلاتتون حل شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.