• June 26, 2019
  • اخرین بروزرسانی خرداد ۱۲, ۱۳۹۸ ۶:۱۴ ب.ظ
  • تهران

تست میزان سازگاری زن و شوهر

صمیمیت موجب تعارض میشود. تست میزان سازگاری زن و شوهر به رایگان در اختیار شما قرار داده شده است.

به دلیل اینکه مردم بـا نگـاه هـای بـسیار متفـاوتی بـه جهـان مـی نگرنـد و دارای اهـداف متفاوت اند، پس تعارض جزء لاینفک و گریزناپذیر روابط انسانی است.

در حقیقت هرچـه روابـط صمیمانه تر باشد، احتمال تعارض بینفردی بیشتر میشود.

روزی فردی به شوخی گفت: “علت اصلی طلاق ازدواج است”.

زندگی با یکدیگر به عنـوان یک زوج میتواند یکی از چالش بر انگیزترین مسایلی باشد که افراد در زندگی خود با آن مواجه میشوند.

هرچه فردی درباره دیگری بیشتر بداند، با احتمال بیشتری بـین آنهـا اخـتلاف نظـر و تعارض پیش میآید.

شاید این بیت شعر گویای بهتر مطلب فوق باشد: “من از بیگانگان هرگز ننالم؛ کـه بـا من هرچه کرد، آن آشنا کرد”.

جامعه شناسانی که خشونت را در آمریکا بررسی کرده اند، میگوینـد: “وقتـی بـا غریبـه هـا هستید، نـسبت بـه زمـانی کـه در کنـار همـسر یـا معـشوقتـان هـستید، از امنیـت بیـشتری برخوردارید”.

مأموران پلیس ایالات متحده گزارش میکنند که تلفنهای دال بر خـشونتهـای خانگی از خطرناک ترین خشونتهایی هستند که آنها به آن پاسخ میدهند.

نکته مهم این است که اگر بخواهیم رابطه مان پویا و باقی باشد، باید این اخـتلاف نظرهـا را به شیوهای درست حل کنیم.

گرچه ممکن است تعارض از نظر آماری طبیعی باشد، امـا از یـک سو نباید منجر به خشونت کلامی و جسمانی شود و از سوی دیگر نبایـد آن را سـرکوب کـرد و نادیده گرفت.

در ایـن میـان، موضـوعات اصـلی شـامل اهمیـت تعارض، چگونگی پیشرفت تعارض، هیجانات مربوط به تعارض، فرایندها و مسایل مولد تعـارض، رویکردهای حل تعارض و در نهایت گامهای حل تعارض میباشد.

تست روانشناسی روابط بین همسران می تواند کمک مناسبی به زوجین برای درک مناسب روابط بین خود باشد. در تست روابط بین همسران با پاسخ دادن به چند تست این موضوع مهم را دریافته و راهکاری مناسب برای بهبود روابط بین خود و همسرتان را بفهمید.

تست جنسی ، مرکز مشاوره ایران ، مرکز روانشناسی ایران، مشاوره شغلی آنلاین، مرکز مشاوره خانواده ، نوروفیدبک چیست ، تست تفاهم زن و شوهر

پاسخگوی عزیز ، این پرسشنامه یک آزمون با پاسخ های درست و غلط نیست .

لطفا هر یک از جملات زیر را با دقت بخوانید و به تمام آن ها ، حتی با وجود عدم اطمینان کافی پاسخ دهید.

































جهت کسب نتیجه می بایست به تمامی سئوالات پاسخ دهید.
تعداد سئوالات پاسخ داده شده

۰
۰%

تفسیر آزمون: نمره کل مجموع تمام سوالات بین ۱۱ تا ۱۵۸ می باشد که نمرات بالاتر نشان دهنده رابطه بهتر است که رضایت زناشویی، همبستگی دونفری، توافق دونفری ، ابراز محبت را در زوجین مورد سنجش قرار می دهد.

توجه: انجام این تست ها صرفا جهت پیش آگهی بوده و برای قابل اطمینان بودن حتما میبایست زیرنظر متخصص روانشناس انجام و تفسیر شود و تصمیم گیری صرفا بر اساس نتایج آن و بدون تحلیل روانسنج بسیار خطرناک می باشد.

23 نظرات

  • سحر , مهر ۲۴, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۳۶ قبل از ظهر

    سلام
    من همسرم ۵ ساله ازدواج کردیم بیشتر وقت ها سرعدم توجه و ابراز محبت شوهرم به من و بی مسیولیتی ایشون باهم دعوا و بحث داریم و این دعواها باعث شده شوهرماز من بدش بیاد و دیگه نمیخواد با من زندگی کنه
    به نظر شما منچیکار کنم؟

    • راهنما , مهر ۲۶, ۱۳۹۵ @ ۴:۵۹ بعد از ظهر

      + راه دریافت محبت خود را مشخص کنید
      قدم اول برای رفع چنین نقیصه ای این است که زوجین راه دریافت محبت خود را مشخص کنند؛ یعنی زوجین به صراحت و بدون پرده پوشی بیان کنند که به کدام نوع توجه و دریافت محبت نیاز دارند و ترجیح می دهند چگونه نیاز به محبت شان برآورده شود که البته لازمه آن خودآگاهی زوجین است. اما اشتباه رایج این فکر است که “چون همسرم مرا دوست دارد پس باید بداند دوست دارم که الان به من توجه کند” یا “همسرم بدون این که من به او بگویم باید بداند که چه زمانی به محبت نیاز دارم”. در صورتی که بسیاری از زوجینی که یکدیگر را دوست دارند در مواقع زیادی از نیاز هم بی خبر هستند. شما هر روز از محل کار تماس می گیرید و به همسر خود ابراز محبت می کنید والبته انتظار دارید که متقابلا همسرتان نیز با این شیوه محبتش را به شما ابراز کند. در صورتی که طبیعی است که همسر شما نتواند ذهن خوانی کند و نیت ضمنی این رفتار را دریابد. در این موقعیت بیان شفاف این نیاز مفیدتر است. اشتباه ذهنی ما این است که گمان می بریم اگر این نیاز خویش را بیان کنیم بی ارزش می شویم.

      + مهر طلبی همسرتان را بشناسید
      قدم دوم مشخص کردن میزان مهرطلبی زوجین است. میزان مهرطلبی و نوازش جویی افراد متفاوت و بسیار محتمل است که زوجین به یک میزان مهرطلب نباشند. افراد مهرطلب معمولا در صورت دریافت نکردن محبت مورد نیاز، احساس ناامنی می کنند و در برخی موارد دچار سوءظن و بدگمانی می شوند. چاره این مسئله نیز همان بیان و شفاف سازی است.

      + خلاق باشید
      قدم سوم استفاده از روش های متنوع در ابراز محبت است؛ توصیه می شود زوجین خلاقیت به خرج دهند و ابراز محبت را به شکل های متنوعی انجام دهند، روش هایی همچون نوشتن نامه، ارسال پیامک، یادداشت گذاشتن روی اشیای منزل و اتاق خواب، ارسال ایمیل و… می تواند نیاز به دریافت محبت را بیشتر ارضا کند. ضمنا افرادی که مانند شما احساس بی مهری و کم توجهی بیشتری می کنند می توانند انتظارات و نیازهای خود را به صورت مکتوب نیز بیان کنند.

      + قدردان محبت همسرتان باشید
      قدم چهارم قدردانی و تشکر از محبت و توجه همسر است. یکی از راه های شکل دادن رفتار اطرافیان مان قدردانی و تشکر از رفتارهای مثبت آن ها(هرچند که مقدار آن کم باشد) است. با این روش همسر شما کم کم متوجه می شود کدام یک از رفتارهایش چنین پاسخ مثبتی ایجاد می کند و آن رفتار را افزایش خواهد داد.

      + یک طرفه به میدان محبت نروید
      قدم پنجم که مکمل قدم قبل است خودداری از مهرورزی یک جانبه و یک سویه (آن چنان که در پیامک شما دیدیم) است. معمولا این تصور اشتباه وجود دارد که “من محبت می کنم تا همسرم تغییر کند” یا “عشق من بالاخره او را عوض می کند”. این باور نادرست است. محبت یکسویه و همیشگی کم کم نادیده گرفته می شود چرا که خاصیت سیستم روانی انسان این است که محرک های یکنواخت و تکراری را نادیده می گیرد.

      + در روزهای خاص بیشتر محبت کنید
      قدم ششم و آخر نیز شناخت موقعیت ها و روزهای خاص نیاز به محبت و توجه بیشتر است. هر فردی در روزهایی از هفته و ماه به توجه و محبت بیشتری نیاز دارد. به عنوان مثال برخی مردان در شرایط کاری سخت، آسیب پذیر می شوند و یا برخی خانم ها در اوایل دوران قاعدگی نیاز به توجه و محبت بیشتر دارند. زوجین باید در خصوص این دوره ها و ایام خاص به یکدیگر آموزش و آگاهی بدهند و درباره انتظارات شان از یکدیگر به توافق برسند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • فروزان , آبان ۱, ۱۳۹۵ @ ۳:۴۱ بعد از ظهر

    بیست روز میباشد که نامزد کرده ام اما قبلا با نامزدم ۲سال در ارتباط بوده ام
    همیشه در این مدت سر هربحثی جبهه میگیره و منو مقصر میکند و هرزمانی بحثی میشود منتظر می ماند من با او اشتی و معذرت خواهی کنم گاهی اوقات این برای من معضل است و نمیتوانم هردفعه بخاطر سرد نشدن رابطمون من معذرت خواهی یا به نوعی با او صحبت کنم
    اکثر اوقات من بیشقدم میشوم و او معذرت خواهی نمیکنم من همیشه دیده ام مرد از زن معذرت خواهی میکند ولی برای من برعکس است و اصلا به این خواسته ی من توجه نمیکند و من حسرت میخورم که چرت اطرافیان چنین نیست و برای من اینگونه است در ضمن او مغرور است ولی من دوستش دارم و تو این ۲ سال تنها یروز با او قهر کرده ام ولی در نهایت خودم بیشقدم شده ام اگه با او قهرباشم اخلاقم تند میشود و اطرافیانم را میرنجانم
    و او به این جمله معتقد است ک من هرکاری میکنم از او اجازه بگیرم و مطیع او باشم اما او اینکارو انجام نمیده و میگوید مردسالاری است
    و این بسیار ازاردهمده است من میخواهم این دوطرفه باشد و همینطور درمورد مشملات و بحث هایمان باهم صحبت کنیم هردفعه از او این را میخوام موافقت میکند ولی بعد از بحث بعدی همان فرد قبلی است
    لطفا مرا راهنمایی نمایید تا بتوانم احساس حقارت نکنم و زندگیم رو حفظ نمایم.
    باتشکر
    لطفا مرا زاهنمایی نمیاد

    • راهنما , آبان ۳, ۱۳۹۵ @ ۵:۳۱ بعد از ظهر

      دوران نامزدی رو برای شناخت بیشتر قرار دادند ..پس اگر در این مدت نتونستید ایشون رو همراه و معیارهای زندگی خودتون ببینید باید تصمیم قاطعی رو اتخاذ کنید در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • سحر , آذر ۲۰, ۱۳۹۵ @ ۸:۱۸ بعد از ظهر

    سلام همسر من اطلاع به من توجه نمیکنه و فقط فکر رافکر رابطه جنسی هستش واین عملش منو واقعا ناراحت می کنه

  • عسل , اسفند ۲, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۳۲ قبل از ظهر

    سلام
    الان حدود ۴ سال است که ازدواج کرده ام و من از خانواده مذهبی و ایشون نسبتا مذهبی، به ماه از ازدواجمان نگذشته بود که متوجه رابطه نامشروع ایشون قبل از ازدواج شدم ، و خواهان جدا شدن کردم که قسم خورد که دیگر هیچ خطایی نخواهد کرد و اصرار خواهر ایشون من رو قانع کرد که بمانم ولی این جریان انگار توم نشدنی است بارها در گوشی همسرم عکسای ناجور و اخیرا شماره های دخترها در گوشی و فرستادم عکسای مبتذل برا اونا از طریق تلگرام رو شاهد بودم و خانواده اش رو در جریان گذاشتم و باز اونا گفتن صبر کنم چون اگه دوباره خطایی ازش سر بزنه با اونا طرفه ، نمیدونم واقعا چیکار کنم دیگه اعتمادی بهش ندارم ، بخاطر یکساله ام تحمل کردم و به خانواده خودم حرفی نزدم ولی الان به خدا موندم چیکار کنم کمکم کنید؟

    • مشاور , اسفند ۲, ۱۳۹۵ @ ۳:۰۱ بعد از ظهر

      با سلام
      اینکه ایشون با وجود تعهدی که داده باز به رفتارهاشون ادامه می دهند خب خودش باعث دلسردی شما می شود
      و قابل درکه منتهی بایددید چقدر به شما علاقه اره چقدر رابطه جنسی سالمی دارید که برای ایشون لذت بخش باشه و نوع تعاملاتتون به چه نحوی است گاهی مردان در بیرون از منزل دنبال چیزی هیتند که همسرشون نداره واین طبیعته اونهاست .نه اینکه دلیل بشه برای هر کاری که انجام میدهند خیر .ولی ممکنه فرد به خاطر مشکلاتی دچار اعتیاد به فضاهای اینچنین و س-ک-س مجازی بشه که این روزها بسیار شایع است و باید درمان بشن و صبور باشید اگر به زندگیتون علاقه دارید
      بهتره حتما در اولین فرصت مراجعه کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • مهلا , اسفند ۲۶, ۱۳۹۵ @ ۶:۲۳ بعد از ظهر

    من و همسرم ۱۴ سال تفاوت سنی داریم من ۲۳ سالمه. دوساله ازدواج کردیم.همسرم خیلی آدم تنبل و گیجی هستش ولی قابل اعتماده مخصوصا از جنس مخالف و سالمه.چون گیجه من هی بهش غر میزنم که این کار و بکن این و نکن.اخه واقعا رو اعصابه نمیشه بهش غر نزد حتی واسه لباس عوض کردن دوش گرفتن اصلاح کردن همه چی تا یک ماه بهش غر نزنم نمیکنه دیوانم کرده دیگ تحملشو ندارم.هر روز باهم دعوا میکنم یک هفته خوبیم باز دوباره مث قبل.اون یک مرد پخته و پرکاری هس ولی فوق العاده لجبازه.رمانتیک هم که خیلی کمه.همیشه به همین فک میکنم که ما دیگه نمیتونیم باهم زندگی کنیم.اونم کم کم دیگ میگه منم ازت بدم میاد بس که غر میزنی .خب من غر نزنم کاری رو انجام نمیده پیرم کرده منکه اینقدر تمیزی اینا واسم مهمه اون کاملا برعکسه.بنظرتون تنها راه جدایی هستش?چون میدونم درست بشو نیس و گفته چندبار که من همینم و عوض نمیشم

    • مشاور , اسفند ۲۶, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۱۶ بعد از ظهر

      با سلام
      تفاوت سنی شما در این مسئله و درگیری ها تاثیر گذار یوده .سن همسرتون در شرایط مردانگی و پختگی خاصی است
      و شما در اوج عواطف و شرایطی که
      بیشتر دوست دارید طرف مقابل به اصطلاح خودتون رمانتیک باشه .این غر زدن های شما دلایل مختلفی دارد که بهتره به مشاوره مراجعه کنید به هر حال این مساله اهمیت ویژه ای دارد و اگر علاقه ای وجود نداشت خب قطعا
      جواب بله مثبت به ایشون نمی دادید .بهتره اونقدر اختلاف ها و تفاوت هایی که میشه با گفت و گو حلشون کرد رو بزرگ نکنید هر دوی شما برای رفتار درست تر احتیاج به رفتن پیش مشاور دارید
      و امیدوارم زودتر مسائل مرتفع بشه و بتونید کمی به خاطر هم گذشت داشته باشید و تا حدی از انعطاف رفتاری را نشان دهید
      همه افراد کنار ویژگی های مثبت موارد منفی هم دارند
      و باید بتونیم قدرت درک داشته باشیم
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • الهه , مرداد ۹, ۱۳۹۶ @ ۶:۱۵ بعد از ظهر

    سلام من باشوهرم مشکل دارم بخاطراخلاقش باید چکار کنم

    • مشاور , مرداد ۹, ۱۳۹۶ @ ۹:۴۴ بعد از ظهر

      رفتار با شوهر بداخلاق، کار ساده ای نیست. مردان بیشتر کلامی هستند و به همین خاطر باید اجازه دهید عصبانیت خود را بیرون بریزند. درحالی که زنان تمام خشم خود را درون خود نگه می دارند و با گریستن آن را نشان می دهند. درمورد یک زوج متأهل، تمام خشم مرد متوجه زن خواهد بود چون او نزدیکترین فرد به شوهرش می باشد. خشمی که از طرف شوهرتان سر می زند، مستقیماً شما را هدف قرار نمی دهد. در این شرایط شما به اندازه کافی به احساساتی شدن گرایش دارید. اندیشیدن به شوهرتان که همیشه با خشم برخورد می کند، باعث می گردد احساس فرومایگی کنید و این امری کاملاً طبیعی است. شما باید یک قدم به عقب بردارید و عملاً به آنچه رخ داده است بیندیشید و دلیلی که در پس این رفتار وجود دارد را بیابید. استرس، ناامیدی و ترس، مردان را عصبانی می کند. می توانید به همسرتان بگویید که با اینکه می دانید او این روزها چه استرس فراوانی دارد و این مسئله او را عصبی کرده است، اما این موضوع باعث شده که رابطه زناشویی تان نیز تحت تأثیر قرار گیرد. با همسرتان شفاف و روشن گفت و گو کنید و او را بدون قید و شرط حمایت کنید. شش نکته برای آرام کردن شوهران خشمگین *شما باید درون خودتان را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید. باید به این فکر کنید که چرا همسرتان عصبانیت خود را برسر شما خالی کرد. غر نزنید، زیرا نتیجه ای جز انفجار عصبانیت و بدتر شدن شرایط ندارد. *نگذارید همسرتان درگیر خشم خود گردد. اگر دیدید عصبانی است، او را تنها بگذارید. اگر فکر می کنید که مسئله خاصی باعث عصبانیت همسرتان می شود، از طرح آن موضوعات اجتناب کنید. * اگر متوجه شده اید که شوهرتان بیش از اندازه عصبانی می شود، می توانید از یک متخصص کمک بگیرید. از او بخواهید که خود را متعهد به انجام برنامه های مدیریت خشم نماید. *شوهرتان را درک کنید. درک شما از او طغیان خشمش را کمتر می کند. در ضمن شنونده خوبی باشید. * عصبانیت به آسیب های فیزیکی و عاطفی می انجامد. با شوهرتان لجبازی نکنید. در عوض سعی کنید راه هایی برای درک و حمایت او بیابید. *طوری رفتار کنید که همسرتان با شما احساس راحتی کند. شما می توانید انفجار خشم همسرتان را با برقراری ارتباطی درست با وی، خنثی کنید. گفت و گو با همسرتان به هیچ وجه او را ناراحت نخواهد کرد. پس از اینکه با او گفت و گو کردید، درخواهید یافت که همه چیز به حالت عادی بازگشته است. این زمان مناسبی است تا با شریک زندگی خود روبه رو شوید. به شوهرتان بگویید که وقتی خشمگین می شود، چقدر شما اذیت می شوید. شاید او از اینکه دارد به شما آزار می رساند، آگاهی ندارد. اگر او شما را دوست دارد باید تلاش کند تا برای جلوگیری از ناراحت شدن شما، عبارات مناسب و لحن متمایزی را یاد بگیرد چگونه با شوهر عصبانی خود برخورد کنیم؟ در آغاز نکته‌ای‌ کلی‌ را یادآوری‌ می‌کنیم‌ و سپس‌ به‌ مطالب‌ دیگر خواهیم‌پرداخت‌. در حدیث‌ آمده‌ است‌: سه‌ گروه‌ از زنانند که‌ خداوند عذاب‌ قبر را از آنان‌ برطرف‌ کرده‌ و با فاطمه‌زهرا (س‌) در قیامت‌ محشور خواهند شد؛ یکی‌ از آن‌ سه‌ گروه‌ زنانی‌ هستند که‌بر بداخلاقی‌ همسرشان‌ صبر می‌کنند. با توجه‌ به‌ این‌ احادیث‌ و اجر و پاداشی‌ که‌ برای‌ صابران‌ به‌ویژه‌ صبر بر اذیت‌ همسر وجود دارد شما با صبر و تحمل‌ و به‌ کار گرفتن‌روش‌های‌ مناسب‌ سعی‌ در اصلاح‌ وضعیت‌ موجود داشته‌ باشید. چگونگی برخورد با یک شوهر عصبانی، به میزان شکیبایی شما و میزان آسیبی که به شما وارد می گردد، بستگی دارد. آزارهای عاطفی و روحی امری واقعی اند و افراد مختلف میزان صبر متفاوتی دارند. چند توصیه : *ممکن است همسر خشمگین شما در خانواده ای رشد کرده باشد که اینگونه رفتارها طبیعی بوده است و بیان احساسات درونی با چنین راه های خشن، بدون توجه به آسیبی که به شما وارد می آید، به نظرش عادی می آید. اگر شما در خانه ای با عشق فراوان بزرگ شده اید، به طور قطع توقع محبت بیشتری از شوهرتان دارید و عصبانی شدن او شما را به میزان فراوانی ناامید و دلگیر می کند. *به شوهرتان بگویید که وقتی خشمگین می شود، چقدر شما اذیت می شوید. شاید او از اینکه دارد به شما آزار می رساند، آگاهی ندارد. اگر او شما را دوست دارد باید تلاش کند تا برای جلوگیری از ناراحت شدن شما، عبارات مناسب و لحن متمایزی را یاد بگیرد. در حقیقت برخی از مردها بسیار خودخواهند و از درک دیدگاه های شما سرباز می زنند. اما حداقل سعی کنید زمانی که او آرام است، در این مورد با او به گفت و گو بنشینید. *بیشتر مردان متأهل قادرند تا با احترام سخن بگویند، پس تلاش کنید درمورد آنچه بیش از همه شما را آزار می دهد، با او صحبت کنید و از او بخواهید تا بیشتر ملاحظه احساسات شما را بنماید. برای داشتن یک زندگی زناشویی کامیاب، در جهت شاد و خشنود کردن یکدیگر تلاش کنید. *درصورتی که شوهر شما به احساساتتان اهمیتی نمی دهد و به صراحت اقرار می کند که می خواهد شما را بیازارد ، ممکن است خودش هم عمیقاً آسیب دیده باشد. از او درمورد آنچه که او را آزار می دهد سؤال کنید و به او قول دهید این مسئله را طوری تغییر خواهید داد که دیگر اذیت نشود. برخی افراد دوست دارند وقتی خودشان آزرده خاطر می شوند، دیگران هم مثل آنها باشند. *اگر شما باعث آزردگی او شده باشید، ممکن است او بخواهد کار شما را تلافی کند. بنابراین، درباره آنچه باعث شده تا شما او را اذیت کنید با او حرف بزنید و سعی کنید تا دیگر با این روش او را نیازارید. *سعی‌ کنید همواره‌ در منزل‌ و در برابر شوهر و فرزندانتان‌ نکات‌ مثبت‌همسرتان‌ را یادآور شوید؛ مثلاً همین‌ که‌ مراقب‌ لوازم‌ خانه‌ است‌ و یا این‌ که‌ایشان‌ به‌ خویشان‌ خود بسیار احترام‌ می‌گذارد و… این‌ کار موجب‌ خواهد شدنقاط‌ مثبت‌ در ایشان‌ تقویت‌ گردد. محیط‌ زندگی‌ را به‌ گونه‌ای‌ در آورید که‌ رغبت‌ همسرتان‌ برای‌ گفتگو بافرزندان‌ بیشتر شود و حتی‌ الامکان‌ از تشنجات‌ و بگومگوها دوری‌ کنید هرچند حق‌ به‌ جانب‌ شما باشد *پذیرفتن‌ ریاست‌ شوهر در خانه‌ کار بدی‌ نیست‌ و پذیرفتن‌ ریاست‌ایشان‌ در خانه‌ ضرری‌ ندارد و از نظر روانی‌ ایشان‌ را تامین‌ کرده‌ و آرامش‌ را به‌خانه‌ باز می‌گرداند. *کارهای‌ بد او را به‌ خوبی‌ پاسخ‌ دهید؛ مثلاً اگر انسان‌ حرف‌ زشت‌ زدشما ذکر خدا بگویید و عکس‌ العمل‌ نشان‌ ندهید. *از زندگی‌ خود برای‌ اطرافیان‌ چیزی‌ نگویید و سخن‌ دل‌ خود را تنها برای‌ خدا بگویید و با گفتگوی‌ با او دل‌ خود را آرام‌ سازید. *محیط‌ زندگی‌ را به‌ گونه‌ای‌ در آورید که‌ رغبت‌ همسرتان‌ برای‌ گفتگو بافرزندان‌ بیشتر شود و حتی‌ الامکان‌ از تشنجات‌ و بگومگوها دوری‌ کنید هرچند حق‌ به‌ جانب‌ شما باشد. اگر به وضوح همسرتان دوست داشت شما را اذیت کند، با اینکه شما همواره رفتار خوبی با او داشته اید، باید به دنبال راه حل عاقلانه ای باشید.بسیاری از مردها نسبت به دیگر مردها مهربان ترند. اگر نمی توانید با او کنار بیایید و رفتارهای بد او را تحمل کنید، به او گوشزد کنید که اگر نتواند رفتارش را تغییر دهد، او را ترک خواهید کرد. برخی از مردها به رابطه زناشویی بها نمی دهند و دوست دارند که هرطور که هست، از آن خلاص شوند. شاید از نظر آنها این راهی برای جدایی از شما باشد. *به خاطر داشته باشید درصورتی که هر دو شما برای یکدیگر اهمیت داشته باشید و درصورتی که دوست داشته باشید یکدیگر را خوشحال ببینید، می توانید برای یادگیری درست رفتار کردن با یکدیگر تلاش کنید. افراد متأهل باید بیاموزند که چگونه با هم رفتار کنند. هر دو شما باید برای یافتن راهی برای سازش و شاد نگاهداشتن یکدیگر تلاش کنید. *تا وقتی شوهرتان صادقانه برای کمتر عصبانی شدن تلاش می کند، و تا وقتی تلاش می کند تا به شما آسیبی نرساند، زندگی زناشویی شما به طور قطع شادتر می گردد. عشق و محبت را به هم بیاموزید. به او آن چیزی که بیشتر خواهان آن است را تقدیم کنید. ممکن است او محبت و حمایت بیشتری را از شما بخواهد هر آنچه که خواهانش است را فقط با مهربانی به یکدیگر بدهید. اگر او عشق و محبت را از طرف شما دریافت کند، امیدوار باشید که سعی در پس دادن محبت شما، بیشتر خواهدشد

  • نغمه , مرداد ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۵۲ بعد از ظهر

    سلام.من در دوران عقدم.اوایل خیلی باهمسرم مشکل داشتم ک ناشی از شناخت ناکافی بود اما الان مشکلمون رفع شده ،ایشون خیلی برای زندگیمون تلاش میکنه.و از همه لحاظ بمن توجه داره وعلاقش حتی باوجود عدم رابطه جنسیمون نسبت ب روز اول بیشترم شده.فقط تنها مشکلمون اینه ک ب ایشون درباره داشتن اعتیاد مشکوکم وبخاطر همین موضوع روابطش باخانوادم دچار مشکل شده.خانواده ام برای اثبات این موضوع کمکی بمن نمیکنند البته بارها باهمسرم صحبت کردم وقسم خورده ک چیزی نیست.و اینکه ما علاقه شدیدی بهم داریم من بسیار نگرانم ن تحمل جدایی دارم ن تحمل اعتیاد راهنماییم کنید لطفا

    • مشاور , مرداد ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۵:۲۳ قبل از ظهر

      با سلام فعلا اعتیاد ایشون در حد فرضیه ذهنی شماست پس از قبل قضاوت نداشته باشید .تا موقعی که این مساله اثبات شود.اگر به هر دلیلی خدای ناکرده اثبات شد و شما شواهد درستی را در نظر گرفتید باید دید چند وقت است و چه ماده ای اگر شرایط وخیم نباشد با همراهی شما مساله بهتر مدیریت می شود و نباید سریع به طلاق فکر کنید اگر چه که شرایط سختی وجود دارد ولی راه حل موجود همیشه طلاق نخواهد بود و باید به این توجه داشته باشید .که برای حفظ زندگی باید تلاش کرد تا جایی که بدانید دیگر راه حلی تیست که امتحان نکرده باشید در هر حال فعلا اثبات نشده و جای نگرانی وجود ندارد .موفق باشید
      In reply to Mmmm.

      » مطالبی راجع به خصوصیات افراد تنبل و منشاء برخی از سهل انگاری ها بیان کردیم و اکنون نوبت به ارائه ی راهکار برای دور کردن تنبلی از زندگی مان می رسد با ما همراه باشید:
      ۱-به خود پاداش بدهید.
      بزرگ‌ترین نیروی انگیزه بخش در جهان، شور و هیجان و رضایت از کاری است که انجام می‌دهید. اگر احساس کنید که پاداش تلاش خود را می‌گیرید انگیزه‌ای برای کار بیشتر به دست می‌آورید؛ اما اگر کاری که می‌کنید هرگز به قدر کافی خوب نباشد ، زندگی، فعالیتی کسل‌کننده و بی‌نشاط می‌شود. اشخاص موفق و مفید اغلب به دلیل کاری که می‌کنند به خود امتیاز می‌دهند و احساس هیجان دارند.

      ۲- قاطعیت نشان دهید.
      خیلی‌ها به علت نداشتن قاطعیت و موافقت کردن با انجام کارهایی که علاقه‌ای به انجام آن ندارند، مسامحه می‌کنند. البته همه ما در مواقعی برای کمک به دیگران تن به انجام کارهایی می‌دهیم که به آن علاقه‌ای نداریم، اما اگر احساس کنید شما باید همیشه آری بگویید و همه را راضی کنید ، می‌تواند مساله‌ساز شود. ممکن است بیش از حد خود را متعهد کنید و به جای آن که برخوردی صادقانه داشته باشید ، تن به مسامحه دهید و آنوقت کار مهم تری را با تاخیر انجام دهید.

      ۳- از کلمه باید استفاده نکنید.
      تنبل‌ها بیشتر به خود می‌گویند: باید آن نامه‌ها را بنویسم ، باید شروع کنم. عبارت‌های بایددار معمولا موثر نیستند، زیرا احساسی از گناه تولید می‌کند و در نتیجه شرایطی فراهم می‌کنند که شما از انجام آن خودداری می‌کنید. در همان لحظه که به خود می‌گویید : «باید این کار را بکنم» احتمالا این اندیشه را در سر دارید …«اما حالا به انجام آن مجبور نیستم، تا فرصتی دیگر صبر می‌کنم.» گاهی اوقات هر چه بیشتر به خود بگویید که باید کاری صورت دهید، انجامش به همان اندازه دشوار می‌شود.

      ۴- مثبت فکر کنید.
      وقتی به کاری که از انجامش طفره رفته‌اید فکر می‌کنید ، احتمالا ناراحت می‌شوید و ترجیح می‌دهید کار دیگری بکنید. علتش این است که به خود پیام‌های منفی می‌دهید و در اثر آن خود را گناهکار و شکست خورده می‌بینید. می‌توانید برخورد با این افکار منفی را بیاموزید تا تحت تاثیر آنها قرار نگیرید. این افکار را یادداشت کنید. کار بسیار مهمی است.
      اجازه بدهید تکرار کنم. علت طفره‌روی شما از کار این است که درباره آن به طرزی غیرمنطقی و غیرواقع‌بینانه فکر می‌کنید. وقتی از کاری اجتناب می‌کنید، همیشه درباره چیزی خود را فریب می‌دهید.اگر انام کاری برایتان سخت است ، نگرش خود را نسبت به انجام آن تغییر دهید .
      اگر دلتان می‌خواهد دنیا تغییر کند، شکوه و شکایت نکنید،کاری بکنید به جای این که لحظات خود را با انواع نگرانی‌های اختلال‌آمیز نسبت به کارهای معوق مانده بگذرانید، با این نقطه ضعف فلاکت‌بار مبارزه کنید و پیوسته در لحظه حال زندگی کنید. یک فرد عمل‌کننده باشید، نه آرزوکننده، امیدوار یا انتقادکننده.
      ۵- وقت مشخصی را تعیین کنید.
      (مثلا چهارشنبه از ساعت ۱۰ تا ۱۵/۱۰ دقیقه) و این وقت را منحصرا به انجام کاری که به تعویق انداخته‌اید اختصاص دهید. خواهید دید که همین ۱۵ دقیقه کوشش، کل مشکل تعلل ورزی شما را از میان برمی‌دارد.
      در به عهده گرفتن کاری که از آن پرهیز دارید شجاع باشید.یک عمل شجاعانه می‌تواند همه ترس‌های شما را از میان ببرد. دیگر به خود نگویید عملکردتان باید خوب باشد. به خاطر داشته باشید که نفس عمل کردن بسیار مهم‌تر است.
      کلمات ای کاش، آرزو و شاید را از فرهنگ لغات خود حذف کنید.این کلمات ابزار به تعویق‌اندازی کارها هستند. هر وقت این کلمات وارد ذهن شما می‌شوند ، جملات تازه‌ای را جانشین آنها کنید. مثلا جمله «امیدوارم کارها رو به راه شوند» را به جمله «آن کار را عملی خواهم کرد» تبدیل کنید و این یکی را به زبان آورید.

      ۶- نگاه دقیقی به زندگی خود بیندازید.
      ببینید اگر می‌دانستید فقط ۶ ماه دیگر زنده خواهید بود، آیا همین روش‌ها و همین کارها را انتخاب می‌کردید؟ اگر نه بهتر است کارهایی که «می‌خواهید» انجام دهید، زیرا به طور نسبی هر چه دارید همین است. اگر ابدیت زمان را در نظر بگیریم، ۳۰ سال یا ۶ ماه فرقی با هم ندارند. زندگی شما لحظه‌ای بیش نیست و تاخیر در هر کاری بی‌معنی است.

      ۷-زمان حال را با دقت بررسی کنید.
      ببینید اکنون از چه چیزی اجتناب می‌کنید و شروع به مقابله و مبارزه با ترس از زندگی مثبت و سازنده کنید. به تعویق اندازی موجب نگرانی نسبت به امری در آینده می‌شود و این نگرانی جانشین زمان حال شما می‌شود. اگر آن امر به صورت «اکنون» در آید نگرانی نسبت به آینده طبعا باید از بین برود.
      اگر دلتان می‌خواهد دنیا تغییر کند، شکوه و شکایت نکنید،کاری بکنید به جای این که لحظات خود را با انواع نگرانی‌های اختلال‌آمیز نسبت به کارهای معوق مانده بگذرانید، با این نقطه ضعف فلاکت‌بار مبارزه کنید و پیوسته در لحظه حال زندگی کنید. یک فرد عمل‌کننده باشید، نه آرزوکننده، امیدوار یا انتقادکننده

      • نغمه , مرداد ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۴۳ بعد از ظهر

        متشکر از پاسختون.فقط موضوع خیلی پیچیده تره ،تقریبا همه الان مخالف با ادامه رابطه ما هستن وب شدت ب اعتیاد داشتن ایشون پافشاری میکنن واینکه همسرمم از وقتی کارشو جدی دنبال میکنه تغییرات ظاهری پیدا کرده ک همه اینو ب اعتیاد نسبت میدن.برادرشون میگن واقف ب اعتیادشونن ولی حاضر نیستن این حرفو جلوی همسرم بگن ومعتقدن اینجوری از سمت خونوادشون طرد میشن.من خیلی بلاتکلیفم بطوری وقتی همسرم تصمیم ب گرفتن مراسم عروسیمون کرد من قبول نکردم ونمیتونم بسادگی با وجود این همه سردرگمی ب ازدواج تن بدم.میتونین با حرفاتون کمی از ترسها و استرسهای من کم کنین.ما مشکلات دیگه ای ام داشتیم ولی توی این مدت برای باهم موندن بشدت ایستادگی کردیم ولی بخاطر این موضوع حتی من تا مرز جداییم پیش رفتم ولی علاقم مانع شد.و حالا خیلی لحظه های بدیو میگذرونم.باهمسرم ک صحبت کردم هرچند ایشون بسیار از طرز تفکر من ناراحت شدن اما گفتن حتما قبل گرفتن مراسم این موضوعو روشن میکنن وبهمه ثابت میکنن ک مشکلی ندارن.ولی همه ترسم از اینه ک ایشون بتونن این موضوعو خوب مخفی کنن و بعد ازدواج وقتی دیگه خیالشون بابت داشتن من راحت شد همه چیو رو کنن.

  • نغمه , مرداد ۳۱, ۱۳۹۶ @ ۸:۲۴ بعد از ظهر

    متشکر از پاسختون.فقط موضوع خیلی پیچیده تره ،تقریبا همه الان مخالف با ادامه رابطه ما هستن وب شدت ب اعتیاد داشتن ایشون پافشاری میکنن واینکه همسرمم از وقتی کارشو جدی دنبال میکنه تغییرات ظاهری پیدا کرده ک همه اینو ب اعتیاد نسبت میدن.برادرشون میگن واقف ب اعتیادشونن ولی حاضر نیستن این حرفو جلوی همسرم بگن ومعتقدن اینجوری از سمت خونوادشون طرد میشن.من خیلی بلاتکلیفم بطوری وقتی همسرم تصمیم ب گرفتن مراسم عروسیمون کرد من قبول نکردم ونمیتونم بسادگی با وجود این همه سردرگمی ب ازدواج تن بدم.میتونین با حرفاتون کمی از ترسها و استرسهای من کم کنین.ما مشکلات دیگه ای ام داشتیم ولی توی این مدت برای باهم موندن بشدت ایستادگی کردیم ولی بخاطر این موضوع حتی من تا مرز جداییم پیش رفتم ولی علاقم مانع شد.و حالا خیلی لحظه های بدیو میگذرونم.باهمسرم ک صحبت کردم هرچند ایشون بسیار از طرز تفکر من ناراحت شدن اما گفتن حتما قبل گرفتن مراسم این موضوعو روشن میکنن وبهمه ثابت میکنن ک مشکلی ندارن.ولی همه ترسم از اینه ک ایشون بتونن این موضوعو خوب مخفی کنن و بعد ازدواج وقتی دیگه خیالشون بابت داشتن من راحت شد همه چیو رو کنن.

    • مشاور , شهریور ۲, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۶ قبل از ظهر

      با سلام خوب این نکته اخری که فرمودید مساله بسیار جدی است .اگر ایشون صرفا اکنون وانمود کنند و بعدا رفتار دیگری داشته باشند فکر نمی کنم خیلی پذیرا باشید.ولی اگر با شناختی که دارید و تلاش هایی که برای رسیدن به هم داستید فکر می کنید همراه لودن شما انگیزه ای برای ایجاد تغییر است و ایشون فرد صادقی هستند که می توانید بهشون اطمینان کنید و همراهشون باشید خب قبل از عروسی ازشون بخواهید که شرایط را مرتفع کنند البته که فرمودید مطالبه خودشون هم همین بوده فعلا کمی خوش بین تر به زندگی نگاه کنید به هر حال افراد زیادی بودند که با حمایت خانواده تغییرات بزرگ و هر چند باور نکردنی ار دید دیگران را ایجاد کروند .موفق و خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • باران , شهریور ۱۱, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۴۶ بعد از ظهر

    سلام منم مشکل خانم نغمه رو دارم.وقتی خودت میدونی ک طرفت چنین مشکلی داره واز همه مشکلات بعدش آگاهی ولی میدونی اگه ازش جدا بشی دیگه ن با کسی میخوایو ن میتونی باشیو تا آخر عمر تنها باشیو صد جور مشکلات دیگه واست پیش بیاد ،فقط میخوام تو ی جمله نظرتونو بهم بگین.باهمه مشکلات بمونیم کنار کسی ک بدون اون میدونم خواهیم مرد؟؟؟

    • راهنما , شهریور ۱۱, ۱۳۹۶ @ ۱:۵۰ بعد از ظهر

      دوست عزیز خداوند در قران قول داره در صورت طلاق راه رو برای زن و مرد باز خواهد کرد
      ولی خب بخاطر ساختار سنتی ایران همه تصور میکنن آخر راهه و ناامید خواهند شد
      در این مورد هم خود شما بهتر از هر کسی میتونید پاسخ بدید
      شما میتونید برآورد کنید آیا میتونید رفتارهای همسرتون رو تحمل کنید یا راه دیگه ای رو در پیش بگیرید

      به هر حال ممکن است برای جدایی از همسرتان دلایل قابل توجیهی داشته باشید اما پرسش نامه زیر به شما کمک می کند تا بدانید این تصمیم درست است یا نه؟
      آیا احساس می کنید که زندگی زناشویی تان به مشکل برخورده است و تصمیم به طلاق گرفته اید؟
      ممکن است برای جدایی از همسرتان دلایل قابل توجیهی داشته باشید اما پرسش نامه زیر به شما کمک می کند تا بدانید این تصمیم درست است یا نه؟
      به هر یک از سوالات زیر با «درست» و «نادرست» جواب بدهید و در انتها جواب درستی که کارشناسان به این سوالات داده اند را با پاسخ خودتان مطابقت دهید.
      ۱) درگیری و مشاجره همیشگی بین شما و همسرتان نشانه این است که از یکدیگر جدا شوید.
      ۲) شما و همسرتان دیگر هیچ وجه مشترکی در سلایق و عقایدتان با هم ندارید و این موضوع دلیل خوبی برای جدایی است.
      ۳) در یک ارتباط خوب، بیشتر اختلاف نظرها و مشکلات زناشویی به مرور زمان برطرف و حل می شود.
      ۴) یک ازدواج خوب به این معناست که زن و شوهر تعریف یکسان و مشترکی از عشق داشته باشند.
      ۵) زن و شوهر از هم جدا می شوند چون دیگر عاشق هم نیستند.
      ۶) خیانت باعث از بین رفتن رابطه زناشویی نمی شود.
      ۷) بیشتر افراد در ازدواج دوم موفق تر هستند چون در ازدواج اول تجربه های خوبی به دست آورده اند.

      نظر مشاور درباره مشاجره
      این خیلی عجیب است که بیشتر همسران تصور می کنند اختلاف سلیقه و گاه مشاجره نشانه ناموفق بودن یک زندگی زناشویی است اما به عقیده روان شناسان ارتباطی که در آن هیچ اختلاف نظری وجود نداشته باشد بیشتر از یک رابطه پرجدال در خطر طلاق قرار دارد زیرا شما انسان هستید و به دلیل تفاوت زندگی خانوادگی و فرهنگی تان خصوصیاتی متفاوت از یکدیگر دارید و جروبحث و اختلاف یک موضوع بسیار طبیعی در رابطه شماست.
      شما و همسرتان دیگر هیچ وجه مشترکی در سلایق و عقایدتان با هم ندارید و این موضوع دلیل خوبی برای جدایی است.
      گفتن این حقیقت شما را غافلگیر می کند اما بد نیست بدانید تحقیقات کارشناسان نشان داده زوج هایی که زندگی زناشویی موفقی دارند به هیچ وجه خصوصیات و وجه مشترک زیادی با یکدیگر ندارند و حتی سلایق و عقایشان در تناقض با یکدیگر است اما آن چیزی که ارتباط های موفق را از ناموفق جدا می کند نحوه برخورد همسران با اختلاف ها و ویژگی های متفاوت همسران شان است.همسران موفق به خوبی می دانند که شریک آن ها نمونه کپی برداری شده آن ها نیست و نباید مثل آینه برای آن ها باشند بلکه لازمه یک ازدواج با دوام، احترام گذاشتن به تفاوت های طرفین و رشد کردن در میان این ۲ دنیای متفاوت است.
      در یک ارتباط خوب بیشتر اختلاف نظرها و مشکلات زناشویی به مرور زمان برطرف و حل می شود.
      شاید تا به حال این خبر به گوش تان نخورده باشد اما کارشناسان در تحقیقات شان به نتیجه ای جالب رسیده اند که شما را شگفت زده خواهد کرد، هیچ می دانستید که ۶۰ درصد اختلاف نظرهایی که همسران در طول زندگی مشترک با یکدیگر دارند غیرقابل حل است؟
      اگر قبول ندارید یک ورق و کاغذ بردارید و تمامی بحث هایی که در طول زندگی مشترک با همسرتان داشته اید را بنویسید و در نهایت شگفتی متوجه می شوید که بیشتر آن ها تکراری است و با وجود گذشتن سالیان سال از ارتباط تان هنوز بر سر موضوعی تکراری با همسرتان بحث می کنید اما چیزی که در این بین تغییر می کند نحوه واکنش ۲ طرف نسبت به آن موضوعات است. پس اگر فکر می کنید مشکل شما و همسرتان با گذشت زمان حل خواهد شد مرتکب اشتباه رایج دیگر زوج ها شده اید. به جای انتظار برای گذشت زمان و برطرف شدن مشکل، نوع واکنش و سازگاری تان را نسبت به اختلاف نظر بین خود و همسرتان تغییر دهید.

      یک ازدواج خوب به این معناست که زن و شوهر تعریف یکسان و مشترکی از عشق داشته باشند.
      این نکته را به خاطر بسپارید که شما و شریک زندگی تان در ۲ محیط متفاوت بزرگ شده اید و به همین خاطر تعریفی که از عشق و محبت دارید با یکدیگر کاملا متفاوت است. ممکن است همسر شما از روی عشق کاری را برای تان انجام دهد و از این طریق علاقه اش را به شما ابراز کند اما شما به دنبال راهی هستید که همسرتان به روش دلخواه شما عشقش را ابراز کند. فراموش نکنید که نحوه ابراز علاقه و عشق هر انسانی با دیگران متفاوت است و هرگز از همسرتان نخواهید که دیدگاهی مانند شما در مورد عشق و طریقه محبت کردن داشته باشد.

      زن و شوهر از هم جدا می شوند چون دیگر عاشق هم نیستند.
      متاسفانه عده ای تصور می کنند که عشق تنها دلیل ازدواج و ماندن در یک ارتباط است. این عده از افراد ازدواج می کنند چون عاشق شده اند و بعد به راحتی از شریک شان جدا می شوند چون دیگر عاشقش نیستند اما این تصور یک اشتباه محض است چون عشق یک حس است و زمانی هست و زمانی دیگر نیست. این که دیگر مثل روزهای اول آشنایی عاشق همسرتان نیستید و به همین دلیل می خواهید از او جدا شوید، احمقانه ترین فرضیه ای است که آن را انتخاب کردید. صبر کنید چون عشق دوباره به وجود خواهد آمد و باردیگر غافلگیرتان خواهد کرد.

      خیانت باعث از بین رفتن رابطه زناشویی نمی شود.
      بله این جمله درست است و اگر یک زن هستید و تنها به خاطر خیانت همسرتان می خواهید ترکش کنید، لطفا کمی بیشتر فکر کنید. هرچند رویارویی با خیانت و اصلاح ارتباط بعد از آن، کار خیلی ساده ای نیست اما اگر واقعا به ارتباط تان علاقه مند هستید ارزش این مبارزه را خواهد داشت و خبر خوب این که بیشتر ارتباط هایی که بعد از خیانت دوباره شکل گرفته موفق تر بوده و همسرانی که بعد از خیانت روابط خود را اصلاح کردند و اعتماد را از نو بین خودشان به وجود آوردند، ارتباط زناشویی بادوام تری داشته اند.
      بیشتر افراد در ازدواج دوم موفق تر هستند چون در ازدواج اول تجربه های خوبی به دست آورده اند.
      برای این موضوع نمی توان قانونی را درنظر گرفت اما این درست است که بسیاری از افراد در ازدواج دوم شان موفق تر هستند چون اشتباهاتی که در ازدواج اول مرتکبش شده اند را در ازدواج دوم شان انجام نمی دهند اما باید به خاطر داشته باشید که عشق تنها کرم روی کیک است نه خود کیک و تا زمانی که یاد نگیرید شادی و خوشبختی تان را وابسته به فرد دیگری ندانید امید موفقیت در ازدواج برای تان وجود ندارد این که خودخواهانه به دنبال افرادی باشید که شما را خوشبخت کنند و درصورت برآورده نشدن این موضوع آن ها را ترک کنید، اصلا راه درستی نیست. خوشبختی و آرامش را در خودتان به وجود بیاورید و خودخواهانه دیگران را نخواهید.

    • مشاور , شهریور ۱۱, ۱۳۹۶ @ ۲:۰۰ بعد از ظهر

      با سلام
      دوست عزیز ماندن به چه قیمتی ؟؟اگر مشکلاتی وجود دارد که در همه زندگی ها هست و انقدر در خودتون انعطاف می بینید که می توانید به حل انها کمک کنید و زندگی موفقی هم داشته باشید خوب بهتره اقدام کنید و تلا ش کنید با همسرتون مشکلات و موانع رو برطرف کنید .و این همراهی نقش تعیین کننده ای دارد .ولی در مورد افرادی که همسرشون همراه نیست و خودشون هم از تلاش برای درست شدن شرایط خسته شدند و صرفا و صرفا وابستگی عاطفی زیادی به همسرشون پیدا کردند که مخصوصا در مورد خانم ها صادق است و بعد از برقراری رابطه جنس وابستگی عاطفی زیادی ایجاد می شود خب شاید واقعا درست نباشد که بخواهید اینگونه ادامه بدهید حداقل این است که باید زیر نظر روانشناس بود .روش های اصلاح و مدیریت رفتار را امووخت تا کمتر در این زندگی دچار فرسایش و مشکلات روحی شد .چون گاهی ماندن در یک زندگی و تحمل شرایط به قیمت از دست دادن تمامی شادابی و نشاط ایجاد مشکلات اعصاب حتی به دنیا اوردن فرزندی که کسی به ان حس مسئولیت ندارد و خود یک نسل را دچار مشکل خواهد کرد و همه این وقایع است .خب در این شرایط شاید راه حلی که برای دیگران در اولویت اخر باشد برای شما در اولویت اول باشد البته که بسته یه محل زندگی و فرهنگ ها شرایط متفاوت می شود .در بعضی فرهنگ های اداره زندگی کج دار و مریض به مراتب عوارض کمتری نسبت به طلاق و جدایی دارد در هر حال تصمیم گیرنده خود شما هستید و باید ببینید چطور می توانید ادامه دهید با شناختی که از طرف مقابل شرایط خودتون و جامعه دارید .و اگر می خواهید فرد سومی کمک کند باید حضوری مراجعه شود تا مسائل بازگو و راهکار درستی ارائه شود امیدوارم خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • بهار , مهر ۱۷, ۱۳۹۶ @ ۹:۴۴ بعد از ظهر

    سلام
    من ۴۲ سالمه و همسرم مرد ۸۳ ساله ۲ ساله که ازدواج کردیم…خیلی مهربونه و بهم محبت داره و از هر لحاظی حمایتم میکنه ولی فوق العاده حساسه خصوصا یک ماهی که به خونه جدیدمون نقل مکان کردیم حساس تر هم شده. میگه هر چی من میگم مخالفت میکنی…میگم نه من فقط نظرمو میگم نمیخوام احساس کنه که براش احترامی قایل نیستم ولی اون اینطور فکر میکنه. جاهایی که نظر مخالفم رو میدم نمیتونم نظری رو بگم که واقغا قبولش ندارم…الان این مسیله تو چیدمان خونه باعث ناراحتی میشه و تقریبا داره هر روز این مسیله پیش میاد منم تحمل ناراحتی رو اصلا ندارم… نمونه اینکه میگه خونمون فرض لازم نداره ممکنه پات گیر کنه بخوری زمین این برام قابل درک و پذیرش نیست…میگه خونمون پرده نمیخواد چون حیاط خوش منظره ای داره در صورتی که من قکر میکنم آدم تو خونه بدون پرده احساس راحتی و امنیت نداره وثتی میگم میگه نه دیوارها به اندازه کافی بلنده و اینطور نیست و اگر بخوام بازم دلیل بیارم میگه ببین چقدر مخالفت می کنی…بهم بگسد چیکار کنم خسته میشم هی سر این چیزها اخم کنه ساکت بشه و من هی سعی کنم حالش رو خوب کنم با اینکه حال خودم هم گرفته است… لطفا راهنماییم کنید ممنونم

    • مشاور , مهر ۱۷, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۰ بعد از ظهر

      با سلام
      دوست عزیز ایشون ۸۳ یا ۳۸ ساله هستند خوب احتمالا اگر تجربه زندگی قبلی راداشتند ممکنه حساسیت ها به این خاطر بوده باشد .یعنی ایشون تجربه ناخوشایندی داشتند و حالا همین باعث مخالفت هایی شده است البته ممکن است بحث چیز دیگری باشد مخصوصا وقتی ایشون روی مادیات
      تاکید دارند ممکن بحث خصوصیت شخصیتی خست باشد.که تغییرش سخت است و اگر ۸۳ ساله هستند که اختلاف سلایق به خاطر اختلاف سنی هم هست و اینکه شاید مسائلی از نظر ایشون مهم هستند که از نظر شما اهمیتی ندارد .در هر حال اینکه خودتون مراجعه داشته باشید تا اگر نیاز بود راهکار داده شود و بعد حتی ایشون هم مراجعه کنند .چون این شرایط که ایشون مدام فکر کنند قصد مخالفت دارید شرایط سختی خواهد بود .امیدوارم خوشبخت باشید و مشکلات حل شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵موفق باشید

  • ye khanoom , مهر ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۰۴ قبل از ظهر

    سلام.
    من ۲۶ ساله هستم.یه برادر و دوتا خواهر مجرد دارم.دوماهه عقد کردم و شوهرم پسر داییمه.
    من در یک شهر زندگی میکنم و شوهرم در شهر دیگه ایه ولی بعد از ازدواج من به شهر شوهرم میرم.
    یه مشکلی که از اول عقد با اون دارم مواجه میشم اینه ک پدرم یه انتظاری داره و شوهرم یه انتظاری وهر دو توقع دارن که حرفشونو گوش کنم.
    مثلا پدرم میگه در دوران عقد شوهرت باید بعد از اینکه چند بار اومد خونه ی ما و رفت اونوقت تو رو ببره شهرشون، در حالی ک شوهرم میگه من نمیتونم زیاد بمونم خونتون با وجد اینکه خواهرات با حجاب از من معذب هستن و من هر بار که میام پیش تو دست خالی بر نمیردم و میخوام تو رو با خودم ببرم.
    این حرف شوهرمه در صورتی که پدرم اجازه نمیده و شوهرم این تفکر اشتباهبراش پیش اومده ک پدرم داره دخالت میکنه و میخواد بین ما فاصله بیوفته.
    (ایننم بگم که پدرم قلبا راضی به ازدواج ما نبود.ولی ایرادی به شوهرم هم نمیتونست بگیره)با این شرایط من توی این دو ماه فقط یک هفته دیدمش.
    من واقعا گیر کردم ک این وسط باید چیکار کنم. اصلا نمیخوام پدرم ازم من یا شوهرم ناراحت بشه،از طرفی همین موضوع بین منو شوهرم باعث بحث شده.
    ممنون میشم راهنماییم کنید.

    • مشاور , مهر ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۶:۲۸ بعد از ظهر

      با سلام دوست عزیز اگر درست متوج شده باشم شما بین انتظارات پدر و همسر نمی تواند مدیریت درستی باشید و پدرتون تمایل دارند همسر شما بعد از چندین بار رفت و امد شما را پیش خودش ببرد و همسرتون شرایط امدن و ماندن را ندارند ؟درست است .ببینید اینجا مهم رفتار شماست که همسرتون نسبت به پدر شما بدبین نشوند البته که مخالفت اولیه ممکنه خودش مشکل ساز باشد و در ذهن ایشون باقی مانده باشد ولی در هر صورت باید با پدرتون صحبت کنید و بفرمایید که به دلیل معذب بودن خواهران و خانواده ایشون ترجیح می دهند زیاد مزاحمت ایجاد نکنند هر چند گفتند نظر پدر معقول است و سعی می کنند انتظارات را براورده کنند و به همسرتون هم بفرمایید پدر شما دوست دارند رابطه بین شما بیشتر و محبت امیز باشد و به همین دلیل این مساله را مطرح کردند و می خواهند خانواده رضایت خاطر داشته باشند
      به هر حال با شناختی که از پسردایی خودتون و روحیات ایشون دارید مساله را رفع رجوع کنید و نیازی نیست حرف های هر طرف ذهن شما را درگیر کنید یا بخواهی برای جلب رضایت هر طرف صحبت ها را منتقل کنید بهتره بدانید از این مسائل بعدا در غالب دیگر زیاد اتفاق می افتد پس مدیریت درست شما اهمیت دارد .و اصلا برای طرفیت ایجاد حساسیت نکنید اگر هم حرفی زده شد بفرمایید هر طرف در مقابل طرف دیگر خودش مطرح کند و تاکید کنید که هیچ کدورتی وجود ندارد
      امیدوارم مدیریت درستی داشته باشید و خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.