مرکز مشاوره یزد

مرکز مشاوره یزد

بر طبق آخرین تنایج به دست آمده از تحقیق کارشناسان، چه در جوامع پیشرفته و چه در جوامع جهان سوم، لزوم مشورت کردن در رابطه با مشکلات به وجود آمده در امور مختلف با فردی که تخصص و تجربه مورد نیاز را دارد اثبات شده است. همانطور که می دانیم انسان با ظرفیت های عقلی و تفکری بسیاری آفریده شده است. قدرت عقل انسان بسیار زیاد می باشد اما این دلیل نمی شود که این انسان بتواند به تنهایی همه مشکلات خود را حل کند و در واقع یک تنه حریف آن ها شود. همواره بهره گیری از تجربیات یک فرد دیگر بسیار راه گشا و مفید بوده است.پس نتیجه می گیریم که انسان هرچقدر هم توانا باشد برای حل کردت مشکلات خود چه عاطفی، چه خانوادگی و چه اقتصادی نیاز به مشورت با یک مشاور کار بلد را دارد.

از این رو و برای دست یابی به همین هدف  مرکز مشاوره با شعب مختلف در ایران و اینبار با راه اندازی مرکز مشاوره یزد بر آن است تا بتواند کمک بزرگی به جامعه ایرانی کرده باشد. مرکز مشاوره یزد با برپایی نمایندگی در مناطق مختلف شامل مرکز مشاوره امام خمینی ، مرکز مشاوره سلمان فارسی ، مرکز مشاوره بعثت ، مرکز مشاوره فهادان و دیگر شعب آماده این است تا بهترین روش ها و راه حل ها را در اختیار شما مردم عزیز بگذارد.

برای مشاوره خانواده ، ازدواج و هرنوع خدمات مشاوره ای دیگر میتوانید به مراکز مشاوره ازدواج فهادان ، مشاوره خانواده فهادان ، مشاوره خانواده سلمان فارسی ، مشاوره ازدواج سلمان فارسی ، مشاوره خانواده بعثت و دیگر نمایندگی ها مراجعه کنید.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

196 نظر جدید برای مرکز مشاوره یزد

  • Maryam   میگوید:

    سلام وقتتون بخیر
    من به یک مشاوره، راهنمایی و کمک نیاز دارم ولی حرفم یکم طولانی هست ایرادی نداره همینجا مطرح کنم؟ یا جای خصوصی ای نیست ک حرفم رو بزنم؟
    ممنون میشم راهنمایی کنین تا بتونم حرفم رو بزنم

    • راهنما   میگوید:

      طرح سوال در سایت عمومیه و همه میتونن ببینن

      در ضمن سوال شما باید خلاصه /مفید و کوتاه باشه

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

  • علی   میگوید:

    سلام کودک من واسه هر مسله ای گریی میکنهه میکنه چکار کنم

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      گریه نوعی عادت شکل گرفته است گاها که خود والدین مسبب این مساله بودند .ئقتی در بین همه رفتارها بیشترین رفتاری که توجه مثبت دارد گریه است .بهتر است نسبت به این مساله کاملا بی توجه باشید هر وقت خواسته اش را به صورت دیگری بیان کرد پاسخگو باشید در غیر این صورت فقط بی توجهی به گریه حتی تنبیه هم صحیح نیست

  • Mahya   میگوید:

    سلام.شوهرم بی نهایت دم دمی مزاجه وخانوادش توزندگیمون دخالت میکنن امااصلابه خرجش نمیره که دارن زندگیمون راخراب میکنن تاجایی که حاضرشده منوبایکی بچه طلاق بده به خاطرپدرمادرش.هرچی هم باهاش حرف میزنم کوتاه نمیاد.توراخدابگین چکارکنم بازندگیم

    • راهنما   میگوید:

      با خواندن این مطلب از استرس‏ها و روحیه بد خودتان فاصله می‏گیرید و می‏آموزید که با فراست و هوش خودتان در ارتباط باشید. “دکتر ریچارد کارلسون” راه و روش کنار آمدن با روحیه بد خودتان را به شما می‏آموزد. زمانی که سازگاری با احساسات خود را آموختید و بر خود مسلط شدید می توانید رابطه ای موثرتر را با همسرتان نیز تجربه کنید .
      با خود نجنگید
      شادترین انسان روی زمین هم همیشه شاد نیست. در واقع شادترین و خوشبخت‏ترین مردم دنیا هم گاه ناخشنود، نومید و دلشکسته هستند. اغلب تفاوت میان کسی که شاد است و کسی که شاد نیست این نیست که شخص ناخشنود بیشتر ناراحت و کم روحیه است. مهم این است که وقتی ناخشنود هستید با این ناخشنودی خود چه می‏کنید.
      این‏بار که روحیه‏تان خراب می‏شود، به جای اینکه با آن بجنگید، سعی کنید که آرام بگیرید. ببینید درست همانطور که طلوع و غروب خورشید از پی هم رفت و آمد می‏کنند، روحیه بد و خوب هم به دنبال یکدیگر می‏آیند.
      همه افراد در زندگی مشترک و در زندگی با یک شخص به نام همسر به یک همراه نیاز دارند که بتواند تکیه گاهی برای او باشد. و با خلاقیت مشکل گشایی نموده و یا کمک فکری برای همسر خود باشد.
      کنار آمدن با روحیه بد
      اغلب اشخاصی وقتی احساس بدی دارند آستین‏هایشان را بالا می‏زنند و دست به کار می‏شوند. روحیه بدشان را جدی می‏گیرند و سعی می‏کنند از علت ناراحتی‏شان مطلع شوند. سعی می‏کنند به زور از روحیه بد فاصله بگیرند و همین بر شدت بدی روحیه‏شان می‏افزاید. وقتی اشخاص آرام و راحت را می‏بینید، به این نتیجه می‏رسید که وقتی حالشان خوبست در احساسی از امتنان به سر می‏برند. می‏دانند که احساس خوب و احساس بد در رفت و آمد هستند، جابجا می‏شوند. می‏دانند زمانی می‏رسد که حالشان تعریفی نداشته باشد. برای اشخاص شاد این هیچ اشکالی ندارد، جنبه‏ای از زندگی است. آنها ناچارا تغییر احساسات را می‏پذیرند. به همین جهت وقتی افسرده، عصبانی یا استرس زده هستند، با روی باز به استقبال آنها می‏روند. احساساتشان را می‏پذیرند و می‏دانند که این شرایط نیز می‏گذرد. یکی از شادترین اشخاصی که می‏شناسم کسی است که گهگاه روحیه‏اش خراب می‏شود اما تفاوت او با دیگران این است که با روحیه بدش کنار می‏آید و می‏داند دیری نخواهد گذشت که روحیه بدش به انتهای خواهد رسید و دوباره شاد خواهد شد. برای او بی‏روحیه و کسل شدن هرگز موضوع مهمی نیست.

      قلب
      شوهرانی بدون احترام
      “الن کریدمن” روانشناس و مشاور برجسته بین‏المللی به شوهران جوان توصیه‏هایی دارد که باعث می‏شود همسرانشان احترام بیشتری برای آنان قائل شوند. هیچ زنی از مرد دمدمی مزاج خوشش نمی‏آید. اگر زن از او بپرسد که آیا می‏خواهد شنبه شب به سینما برود، آقای دمدمی مزاج می‏گوید «حالا ببینم چه می‏شود.» یا «شاید» اگر از او بپرسند در چه رستورانی می‏خواهد غذا بخورد و یا حال و حوصله خوردن چه غذایی را دارد، او پاسخ می‏دهد: «مهم نیست» . یا «برای من فرقی ندارد» اگر زن از او بپرسد: «برای تعطیلات دوست دارد به کجا برود؟» پاسخ او این است: « تا نظر تو چه باشد.»

      چیز دیگری که می‏تواند زنی را بی‏اندازه خشمگین کند، مردی است که پیوسته پرسش می‏کند. به جای آنکه بپرسید آیا دوست داری برایت هدیه‏ای بخرم، بهتر است بگویید: «دوست دارم امشب با هم بیرون برویم و چیزی را که دوست داری برایت بخرم.» بسیاری اوقات شما واقعاً اهمیتی نمی‏دهید و فقط می‏خواهید همسرتان را خوشحال کنید، ولی اگر لازم است که او همه تصمیم‏ها را بگیرد، این امر مسئولیت‏های فراوانی را بر عهده او می‏گذارد که سبب می‏گردد او دیگر احترام چندانی برای شما قائل نشود.

      البته می توان گفت که خلق بی ثبات تنها اختصاص به مردان ندارد . این خصیصه حتی در زنان هم می تواند ایجاد مشکل نموده و همسر را دلخور نماید . اگر چه شاید زندگی با شخصی که اظهار نظر های مستقیم نداشته و در کل صاحب نظر به نظر نمی رسد آسان تر باشد ، اما همه افراد در زندگی مشترک و در زندگی با شریک زندگی خود به یک همراه نیاز دارند که بتواند تکیه گاهی برای او باشد. و با خلاقیت مشکل گشایی نموده و یا کمک فکری برای همسر خود باشد.این حالت در مردان به دلیل نقش آنها در زندگی مورد نیاز بیشتری بوده و خانواده به حضور پررنگ و فعال آنها بیشتر محتاج است. حضور خود را با یکدندگی و سماجت به اثبات نرسانید بلکه در موقع لزوم یار و همراه همسر خود باشید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • حمید   میگوید:

    سلام من جوانی ۳۲ ساله هستم تو این مدت سعی کردم به پاکی زندگی کنم در این سن از یک دختر خانم ۲۶ ساله که در محل کار باهم اسنا شده ایم خوشم اومده قد من ۱۸۵ سنات و قد دختر ۱۶۰ سانت می باشد. مادرم تنها به این دلیل با امر ازدواج ما مخالفت میکنه من باید چیکار کنم؟

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      بنده اطلاعی ندارم که مادر شما این دختر خانم را دیه اند یا خیر ؟
      اگر جواب منفیه بهتره جلسه ملاقاتی بگذارید و قبلش به مادرتون اطمینان بدید که نظر ایشون مهمه .و یک بار دیدن مشکلی ایجاد نمیکنه ولی یادتون باشه پافشاری نکنید تا موضع بدتر بگیرن .اجازه بدید با ایشون صحبت کنند و رفتار ایشون رو ببینند .مطمئنن اگر اون خانوم فرد معقولی باشه با رفتار خودش نظر مادر شما رو جلب میکنه .اگر مادرتون باز اصرار داشتند بر حرفشون ازشون اجازه بخواید که چند جلسه دیگه اون دختر رو در موقعیت های مختلف ببینند وبه هر حال تنها شرط قد مساله معقولی نیست
      موفق باشید

  • موسوی   میگوید:

    سلام چطور میتونم از مرکز مشاوره وقت بگیرم و حضورا صحبت کنم

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • mo am   میگوید:

    سلام و خسته نباشید.ببخشید من یه سوال داشتم بااینکه یکساله از زنگی زنا شوییم میگذره اما از دست خیلی از اخلاق های همسرم گله دارم بااینکه ۲۲سال بیشتر ندارن اما خیلی شخصیت منو کوچک میکنن و بهم فحش میدن و…اما بعضی اوقاتم انقدر مهربونه من نمیفههم چجوریه مثل عصبی هاست تا حرف از طلاق هم میزنم دعوام میکنه و میگه دوستم داره ولی حداقل روزی یکبارو داره دعوام میکنه خیلی خسته شدم از دستش اگه میشه راهنماییم کنید. فک کنم خودمم دارم عصبی میشم دیگه نمیدونم چیکار کنم از دستش. مچکرم از خدماتتون

    • راهنما   میگوید:

      رفتار با شوهر بداخلاق، کار ساده‌ای نیست. مردان بیشتر کلامی هستند و به همین خاطر باید اجازه دهید عصبانیت خود را بیرون بریزند. درحالی که زنان تمام خشم خود را درون خود نگه می‌دارند و با گریستن آن را نشان می‌دهند. درمورد یک زوج متأهل، تمام خشم مرد متوجه زن خواهد بود چون او نزدیک‌ترین فرد به شوهرش می‌باشد.

      خشمی که از طرف شوهرتان سر می‌زند، مستقیماً شما را هدف قرار نمی‌دهد. در این شرایط شما به اندازه کافی به احساساتی شدن گرایش دارید. اندیشیدن به شوهرتان که همیشه با خشم برخورد می‌کند، باعث می‌گردد احساس فرومایگی کنید و این امری کاملاً طبیعی است. شما باید یک قدم به عقب بردارید و عملاً به آنچه رخ داده است بیندیشید و دلیلی که در پس این رفتار وجود دارد را بیابید.

      استرس، ناامیدی و ترس، مردان را عصبانی می‌کند. می‌توانید به همسرتان بگویید که با اینکه می‌دانید او این روز‌ها چه استرس فراوانی دارد و این مسئله او را عصبی کرده است، اما این موضوع باعث شده که رابطه زناشوییتان نیز تحت تأثیر قرار گیرد. با همسرتان شفاف و روشن گفت‌و‌گو کنید و او را بدون قید و شرط حمایت کنید.

      ۶ نکته برای آرام کردن شوهران خشمگین

      ۱ – نگذارید همسرتان درگیر خشم خود گردد. اگر دیدید عصبانی است، او را تنها بگذارید. اگر فکر می‌کنید که مسئله خاصی باعث عصبانیت همسرتان می‌شود، از طرح آن موضوعات اجتناب کنید.

      ۲ – عصبانیت به آسیب‌های فیزیکی و عاطفی می‌انجامد. با شوهرتان لجبازی نکنید. در عوض سعی کنید راه‌هایی برای درک و حمایت او بیابید.

      ۳ – شما باید درون خودتان را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید. باید به این فکر کنید که چرا همسرتان عصبانیت خود را برسر شما خالی کرد. غر نزنید، زیرا نتیجه‌ای جز انفجار عصبانیت و بد‌تر شدن شرایط ندارد.

      ۴ – طوری رفتار کنید که همسرتان با شما احساس راحتی کند. شما می‌توانید انفجار خشم همسرتان را با برقراری ارتباطی درست با وی، خنثی کنید. گفت‌و‌گو با همسرتان به هیچ وجه او را ناراحت نخواهد کرد. پس از اینکه با او گفت‌و‌گو کردید، درخواهید یافت که همه چیز به حالت عادی بازگشته است. این زمان مناسبی است تا با شریک زندگی خود روبه رو شوید.

      ۵ – شوهرتان را درک کنید. درک شما از او طغیان خشمش را کمتر می‌کند. در ضمن شنونده خوبی باشید.

      ۶ – اگر متوجه شده‌اید که شوهرتان بیش از اندازه عصبانی می‌شود، می‌توانید از یک متخصص کمک بگیرید. از او بخواهید که خود را متعهد به انجام برنامه‌های مدیریت خشم نماید.

      پس حتما” خودتون برای مشاوره مراجعه کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • محمد   میگوید:

    باسلام
    من ۲۹ سالمه وبا یه خانم اشنا شدم ۵سال از من بزرگتره هیچ رابطه ای جز صحبت کردن با هم نداریم من به ایشون علاقه مند شدم اولین ارتباط من با یه خانمه ،این علاقه مندی میشه دلیلش تنهایی باشه ودیگر اینکه ازدواج با این اختلاف سنی مشکلی در اینده بوجود میاره یا نه،،
    معیارهای مورد نظر منو ایشون دارن. ممنون

    • راهنما   میگوید:

      خب این مشکل بزرگ ایرانیاست که خیلی زود رابطه دوستی رو به ازدواج میچسبونن
      در صورتی که زمان زیادی نیاز هست تا دوستی به عشق ختم بشه و بتونید به این نتیجه گیری برسید
      اگر به ایشون علاقه دارید پس نباید به اختلاف سن فکر کنید چون افراد زیادی با این اختلاف زندگی مشترک خوبی دارن
      و اگر تردید دارید بهتره مدتی رو صبور باشید و حتما مشاوره ای حضوری انجام بدید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • فرناز   میگوید:

    درضمن من اینو هم میدونم که دوستی با هم کلاسیم اخر و عاقبت نداره و من ازدواج میکنم چون هم کلاسیم هم شرایطش مشابه همون پسرس که هیچ علاقه ای ندارم با این تفاوت که من ایشون رو خیلییییی دوسشون دارم….بخدا کارم شده گریه دیگه توان ندارم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز شما چه با اصرار چه بدون اون خودتون رو درگیر رابطه احساسی با این فرد کردید و اگر چه شما علاقه ای ندارید ولی ظاهرا اون آقا زندگیش رو براساس شما ساخته و پیش برده .باید توجه داشته باشید که اگر در ارتباط باایشون رابطه خارج از عرف عکس با هر چیزی ندارید توجهی به تهدید های ایشون نداشته باشید و کلا بی توجهه باشید حتی اگر به خط شما دسترسی دارند توجهی نکنید و حتی خطتتون رو عوض کنید در دانشگاه توجهی نداشته باشید و له طور کل این سردی ارتباطی رو داشته باشید حتی سعی در توجیه نداشته باشید چون مطمئنا ایشون دوباره تمایل به ادامه دارند.در مورد هم کلاسی دیگرتون وقتی شما می دونید این افراد شرایط خانوادگی شما رو ندارند و خانواده اجاره ازدواج رو نمی دهند چرا خودتون رو درگیر رابطه حسی می کنید هر چند به ایشون علاقه مند هستید ولی در زندگی مشترک فقط علاقه اهمیت ندارد .تشابهات فرهنگی و سطح خانوادگی و سایر مسائل هم اهمیت ویژه ای دارند .امیدوارم با مراجعه حضوری به روانشناس مساله شما حل شود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • راهنما   میگوید:

    مسلما اگر شما در تصمیمتون جدی باشید این رابطه کات خواهد شد
    ولی خود شما هم وابسته شدید و همه تقصیرهارو نباید به گردن ایشون بندازید
    در ضمن برای کات کردن فکرتون رو از این حرفهای پوچ خالی کنید خدا قراره از شما انتقام بگیره و …. باقی مطالب که نوشتید
    با این توصیفات شما برای ازدواج با ایشون هیچ تفاهمی ندارید و بهتره تکلیفتون رو روشن کنید
    پس اگر
    اگر احساسات یا نیازهایتان تغییر کرده است، اگر رویاهاتان دیگر به هم شباهتی ندارد یا زندگی تان در مسیرهایی متفاوت است، شجاع باشید و این را صریح اعلام کنید، نه اینکه طوری با شریک زندگی تان برخورد کنید تا مجبور شود اینها را به زبان بیاورد.

    پال فالزون، مدیر یک شرکت خدمات آنلاین یافتن شریک زندگی می گوید: «وقتی احساس می کنید یک رابطه باید تمام شود نباید مسئولیت گریز شوید و کاری کنید که طرف مقابل خودش به زبان بیاید و بگوید که دیگر نمی تواند ادامه دهد. این باعث نابودی عزت نتفس شما می شود، این خاطره هیچ وقت از ذهنتان پاک نمی شود و هیچ وقت فراموش نمی کنید که شجاعانه عمل نکردید.»

    راسل فریدمن مدیر مرکز مشاوره ای «بهبودی از غم» در کالیفرنیا هم می گوید: «شما دوست دارید این بار را از دوشتان بردارید و جوری رفتار می کنید که بالاخره طرف مقابل بگوید که دیگر بس است و از این رابطه خسته شده اما این رفتار شما تمام تلقی آن آدم از زندگی را به هم می ریزد. طرف مقابل در ابتدا متوجه نمی شود که شما قصد دارید رابطه را قطع کنید و شروع می کند به پرسیدن این سوالات از خودش: آیا آدم ارزشمندی نیستم؟ آیا غیرجذابم؟ شما آرام آرام این احساس را در طرف مقابل به وجود می آورید که مقصر خودش است. شما به درک او ضربه می زنید و او به آنچه احساس می کند، می بیند یا می شنود اطمینان نخواهد کرد.» این نوع بلاتکلیفی می تواند آن را در رابطه های بعدی هم فلج کند. دیگر نمی تواند به از خودگذشتگی یا شایستگی نفر بعدی اطمینان کند.

    ۲- قطع رابطه را رو در رو انجام دهید

    یک نکته علمی: آدم ها در روند تکامل به مراوده رو در رو روی آورده اند و این باعث نزدیکی و آرامشی می شود که در رابطه از راه دور ممکن نیست.

    در یک قطع رابطه رو در رو ممکن است اشاره های غیرکلامی را حس کنیم که به ما اطمینان می دهند که همچنان قابل دوست داشتن هستیم. هر چیزی جز قطع رو در روی رابطه، این پیام اضطراب آور را در خودش دارد: «تو اهمیت نداری».

    عده ای ممکن است فکر کنند با ایمیل زدن، پیامک فرستادن یا اعلام در فیس بوک می توانند از تلخی اعلام قطع رابطه کم کنند اما این روش های از راه دور به شخصی که خبر قطع رابطه را دریافت کرده چنان ضربه ای وارد می کند که در رابطه های بعدی اثراتش را خواهیم دید. فالزون می گوید: «وقتی شما هیچ توضیحی د رباره دلیل قطع رابطه نمی دهید، طرف مقابل زمانی خیلی طولانی را صرف این مسئله می کند که چه مشکلی داشته و چه اشتباهی کرده است. این آدم بعد از شما به سختی وارد رابطه عاطفی دیگری می شود.»

    جان کاکیبو، عصب شناس دانشگاه شیکاگو می گوید: «اگر با ما از راه دور قطع رابطه کنند به احتمال زیاد در یک برزخ احساسی گرفتار می شویم. رو در رو نبودن قطع رابطه، درد ناشی از دست دادن یک رابطه پر ارزش را چند برابر می کند.» بدون یک پایان قطعی، وارد فکرهای بی پایانی می شویم که در اکثر اوقات به افسردگی منجر می شود.

    سوزان نولن – هوکسما استاد روانشناسی دانشگاه ییل هم معتقد است: «در مواقعی که شخص تصویر ناقصی از وقایع اطراف دارد به احتمال زیاد در تفکر غرق می شود. این می تواند باعث سقوط احساسی شخص شود. عده زیادی از کسانی که از این سقوط جان سالم به در می برند به شدت به دیگران بدگمان می شوند و به سختی می توانند به کسی نزدیک شوند.»

    رابطه عاطفی را چگونه تمام کنیم؟

    برناردو کاردوچی، استاد روانشناسی در دانشگاه ایندیانا هم می گوید: «وقتی به دیگران اعتماد نداری روی آنها سرمایه گذاری کمتری می کنی. پس آدمی که بعدا باهاش رابطه برقرار می کنی از گناه های یک غریبه – شخص قبلی در رابطه – رنج خواهد کشید.»

    جالب است وقتی ما از راه دور قطع رابطه می کنیم دیر یا زود دچار عذاب وجدان می شویم چون بالاخره می فهمیم که چطور به طرف ضربه زدیم و چقدر کم نگرانش بودیم. جان پورتمن، استاد درس فلسفه اخلاق در دانشگاه ویرجینیا می گوید: «ممکن است پنج سال بگذرد و بالاخره از کار خودتان خجالت بکشید. این احساس گناه و خجالت بر روابط بعدی شما هم تاثیر می گذارد.»

    ۳- با وقار رفتار کنید

    از آنجا که قطع رابطه یک سناریوی بالقوه انفجاری هست سعی کنید پیش از انجام آن به تک تک توهین هایی که خواهید شنید و تک تک فحش هایی که احتمالا خواهید داد فکر کنید. اینجوری موقع دعوا معقول تر حرف می زنید. محترم شمردن طرف مقابل باعث می شود او هم با احترام بیشتری با شما حرف بزند.

    ۴- صادق باشید

    اینکه بگویید «دیگر عاشقت نیستم» خوب است اما نباید از صداقت چماق بسازید یا همه چیز را فاش کنید.اگر مثلا از نحوه حرف زدن طرف مقابل نفرت پیدا کردید و تا دهنش را باز می کند حالتان به هم می خورد بهتر است این را در دلتعون نگه دارید. جان پورتمن، استاد دانشگاه ویرجینیا می گوید: «مهمترین وظیفه شما این است که مراقب اعتماد به نفس طرف مقابل باشید. طوری بلا سرش نیاورید که نتواند هیچ رابطه موفق دیگری داشته باشد. نمک روی زخمش نپاشید. این شکنجه است.»

    روی بامیستر استاد روانشاسی دانشگاه دولتی فلوریدا هم معتقد است: شما قصد دارید یک پیام را به طرف مقابل برسانید «تو آن کسی که من می خواهم نیستی». همین. پس نباید او را به این نتیجه برسانید که مشکل بزرگی دارد و پر از کمبود است.

    ۵- بی خیال کلیشه های بد مثل «مشکل تو نیستی، منم» شوید

    این جمله های تکراری و بی ربط فقط طرف مقابل را به این نتیجه می رساند که ذره ای احترام برایش قائل نیستید و با دم دستی ترین تکه های فیلم ها و سریال ها با آن برخورد کرده اید. شما به طرف مقابل یک توضیح درست (حتی مختصر) بدهکارید. باید به او توضیح دهید که چرا اوضاع آنطور که می خواستید پیش نرفته است، ضمنا نیاز نیست طرف مقابل را وادار کنید که دلایلتان را بپذیرد، به خصوص که چنین بحث هایی عموما به خشونت منجر می شود.

    ۶- شروع نکنید به تحلیل جزء به جزء ماجرا

    به اعتقاد راسل فریدمن «این ایده خوبی نیست چون امکان ندارد به توافق برسید. شما می گویید ماجرا اینگونه رخ داده است و طرف مقابل می گوید نه! نه! ماجرا را اشتباه دیدی … جور دیگری بود.» این رفت و برگشت های مداوم اکثر اوقات به دعوا یا بدتر از آن منجر می شود. بدتر از دعوا این است که شما در بحث ببازید و طرف مقابل شما را وادار به بازگشت کند، آن هم بازگشت به رابطه ای ناکارآمد که خودتان به دنبال پایان دادنش بودید.

    ۷- کامل قطع کنید

    برای اینکه جلوی ضربه را بگیرید نگویید که بیا از این به بعد دیدارهای دوستانه داشته باشیم. روی بامیستر می گوید: «اینکه به طرف بگویید بیا از حالا به بعد فقط با هم دوست باشیم ممکن است احساس گناه شما را از قطع رابطه کم کند اما برای طرف مقابل چیز خوبی نیست.» این ممکن است باعث شود او به اشتباه به آینده و بازگشت شما امیدوار شود و این امیدواری جلوی حرکت دو طرف به سمت زندگی بهتر را می گیرد.

    ۸- موقع خداحافظی قدرشناس باشید

    به اعتقاد فریدمن روزنامه نگار آمریکایی خیلی خوب است که هنگام خداحافظی یا رد و بدل کردن آخرین ایمیل ها دوران خوب مشترک را مورد قدردانی قرار دهید و این خوب است که حس ناراحتی تان را (از اینکه امیدهای مشترکتان به رابطه به ناامیدی تبدیل شد) بروز دهید. چنین کارهایی به طرف مقابل ثابت می کند که شخص ارزشمندی بوده است.

    ۹- به تصمیم طرف مقابل اعتراض نکنید

    التماس نکنید تا از تصمیمش صرفنظر کند. وقتی یکدفعه با شما قطع رابطه می کنند بهترین راه این است که بپذیرید این رابطه به پایان کامل خودش رسیده است. اینگونه روند بهبود عاطفی سریع تر می شود. دکتر هلن فیشر، انسانه شناس کانادایی – آمریکایی در تحقیقات خودش متوجه شده است که آدم بعد از قطع رابطه، از همه کناره می گیرد اما با گذشت زمان، این کناره گیری اجتماعی کمتر و کمتر می شود و این یعنی شخص در پروسه بهبود قرار گرفته است اما به گفته فیشر، این پروسه به شدت حساس هست و هر ارتباط یا تلاش برای بازگشت طرف مقابل به او ضربه می زند. «اگر به طور ناگهانی یک ایمیل از طرف مقابل به شما برسد ناگهان به او تمایل پیدا می کنید و دلتان می خواهد رابطه دوباره آغاز شود.» فیشر یه توصیه ساده دارد: «هرگونه ارتباط با شخصی که با شما به هم زده را قطع کنید. نامه ها و کارت پستال هایش را دور بریزید. به او زنگ نزنید و بیخود تلاش نکنید که باهاش دوست بمانید.»

    رابطه عاطفی را چگونه تمام کنیم؟

    ۱۰- از عشق سابق، شیطان نسازید

    این فقط انرژی خودتان را تلف می کند و باعث می شود متوجه نشوید که به بن بست رسیدن یک رابطه دو نفره، تقصیر هر دو نفر بوده است و بی خیال نقشه انتقام شوید؛ چون این باعث می شود که طرف مقابل بیشتر از قبل در تفکرات شما حضور داشته باشد و این یعنی عقب افتادن روند بهبود.

    ۱۱- درد را به زور از بین نبرید

    بعد از مرگ یک عزیز، پایان یک رابطه بلندمدت یکی از بزرگترین ضربه های احساسی است که شخص می تواند تجربه کند پس کاملا طبیعی و در واقع ضروری است که شخص برای این فقدان سوگواری کند. پورتمن می گوید: «عشق شما را به شدت آسیب پذیر می کند. اگر اجازه دهید که عاشق شوید می توانید خیلی بد ضربه بخورید.» پس درد طبیعی است. هر چه زودتر با این درد روبرو شوید، زودتر می گذرد.

    ۱۲- فکر نکنید که بزرگترین عشق روی زمین را از دست دادید

    به خودتان نگویید کلا یک آدم برای شما روی زمین وجود داشته است و حالا او را از دست دادید. روی بامیستر می گوید: «عشق باعث می شود که فکر کنید فقط همین آدم است که با شما هماهنگ است. در فیلم ها و کتاب ها هم به این اسطوره دامن می زنند اما مسئله اینجاست هیچ چیز جادویی در مورد یک شخص خاص وود ندارد.» در واقع در روی زمین تعداد زیادی آدم وجود دارند که می توانیم با آنها رابطه خوبی داشته باشیم. البته درست بعد از به پایان رسیدن یک رابطه عاطفی، نمی توانیم اینجوری فکر کنیم اما باید بپذیرید که به احتمال خیلی خیلی زیاد شما کس دیگری را پیدا می کنید و کمی بعد فکر می کنید که او هم تنها کسی روی زمین هست که به شما می آید.

  • مريم   میگوید:

    سلام من یک ساله با همکلاسیم عقد کردم اول با عشق خیلی زیادی ازدواج کردیم ولی یه ماه بعد از عقدم خانوادم چون اجازه مسافرت در دوران عقد را بهمون ندادن شوهرم کاملا عوض شده خیلی سنگدل شده خیلی زود عصبی میشه سر مسائل کوچیک داد و بیداد میکنه و حتی به خودم و خانوادم فحش میده ولی بعضی وقتا هم که خوش اخلاقه خیلی خوبه من از خانواده ای هستم که خیلی بهم احترام میزاریم اصلا نمیتونم رفتاراشو تحمل کنم فقط ته دلم هنوز دوسش دارم به نظرتون ازش طلاق بگیرم یا بسازم ؟اصلا امیدی به بهتر شدنش ندارم هرروز عصبی تر و بهونه گیرتر میشه
    ممنون میشم اگه راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      ممکنه به قول خودتون این رفتارها موقعیتی باشه و مربوط به شرایط خاص دوران عقد باشد البته تکرار شدنش حائز اهمیته و باید دید
      ایشون واقعا جز ویزگی های شخصیتشونه این رفتار یا نه .بهتره هنوز که وارد زندگی نشدید و عروسی نگرفتید پیش مشاور برید چون قطعا از روی علاقه ازدواج کردید و هنوز هر دوی شما به هم متمایل هستید بهتره اگر مشل رفتاری دردسرساز شده زودتر بررسی و مرتفع شود که بعدا در زندگی مشترک دچار مشکلات و شک نسبت به ازدواج نشوید .بحث طلاق رو اصلا فعلا مطرح نکنید دوران عقد باعث خیلی از سوتفاهمات برای طرفین می شود که ممکنه دلسردی هایی ایجاد کند و این به خاطر دوری های بین طرفین است .
      و امیدوارم با مدیریت شما مرتفع شود و جای نگرانی نیست اگر با جلسات مشاوره احساس کردید اختلافات بسیار است و قابل حل نیست تصمیم دیگری بگیرید .
      فعلا امیدوارانه به بهبود زندگی و روابط ما بین خود فکر کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

      • مريم   میگوید:

        ممنون از راهنماییتون و اینکه سریع جواب دادین
        متاسفانه چون شوهرم داداششو ده سال پیش بر اثر تصادف از دست داده میترسم عصبی باشه رفتاراش و هیچوقت خوب نشه خیلی ناراحتم چون از همه نظر ازش سرتر بودم ولی بخاطر عشقم بهش چشممو رو همه چیزا بستم و الان اون عشقم داره با بداخلاقیا و بهونه گیریاش کم کم از بین میبره.یعنی میشه همه این رفتاراش بخاطر محدودیتی باشه که خانواده من گذاشتن؟

        • مشاور   میگوید:

          من گفتم به شما که ممکنه شرایط جانبی باشد خب اگر به خاطر فوت براردشون عصبی دشند باید تحت درمان باشند و خب شرایط دیگر هم مشکل ایشون رو چند برابر خواهد کرد و باید به هر حال درمان کنند و شرایط روحی رو بهبود ببخشند و اگر درمان پذیر نباشه و مشکل خاصی وجود داشته باشه خوب قطعا با شما در میون می گذارند
          به هر حال بهتره برای درمان اقدام کنند
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
          موفق باشید

  • ارمین   میگوید:

    با سلام لطفا راهنماییم کیند من قصد ازدواج با ی دختر رو دارم خیلی هم دوسش دارم اونم همین طور نمیخام هیچ چیز ازش پنهان باشه ولی ی مشکلی دارم اینه ک بابام ی زن دیگه هم داره من نمیدونم چ جوری ب طرفم این موضوع رو بگم خاهشا راهنمایی کنید اضلا خجالت میکشم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بل از خواستگاری تکلیف تان را با این ۶ موضوع روشن کنید
      پیش شرط های مذاکره

      ازدواج به پیش شرط هایی نیاز دارد. هر دو طرف و خانواده های آنها باید معیارهای مشترکی داشته باشند. آنها باید در زمینه های مختلف با یکدیگر در یک سطح قرار گیرند. به قول معروف برای هم متناسب باشند و هم شأن یکدیگر تلقی شوند. به این منظور دختر و پسر و خانواده های آنها باید از همان ابتدای آشنایی و شاید حتی در شب خواستگاری به نکته هایی توجه کنند و سوال هایی را از هم بپرسند. به گفته خانم دکتر خدابخشی کولایی، رواشناس. در این میان شش پیش شرط و معیار مهمتر از دیگر موارد است. البته میزان اهمیت آنها یکسان است و شماره گذاری آنها به معنای اولویت بندی نیست.

      ۱. شباهت اقتصادی و فرهنگی

      هر دو خانواده باید از نظر اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در یک رده باشند؛ برای مثال طبقه آنها از نظر اقتصادی متوسط محسوب شود. اگر تفاوت فاحشی بی دو خانواده وجود داشته باشد، حتی اگر عضو یک خانواده یا یک قوم باشند، بهتر است با هم ازدواج نکنند. در این راستا پرسش ها و نکته های متداولی وجود دارند که دو خانواده می توانند از یکدیگر بپرسند یا به آنها توجه کنند؛ برای مثال شغل پدر و حدود درآمد او، شغل پسر و درآمد احتمالی او، محل قرار گرفتن خانه دو طرف، وضعیت ظاهری خانه دختری و… همچنین یکی از راه هایی که در تشخیص تناسب فرهنگی دو خانواده به دختر و پسر کمک می کند این است که به نوع رابطه اعضای خانواده طرف مقابل با یکدیگر و نوع واکنش های آنها در برابر مسائل مختلف دقت کنند.

      ۲. زیبایی ظاهری

      توصیه می شود دختر و پسر از نظر ظاهری تا حدودی در یک سطح باشند؛ به این معنا که یکی از آنها خیلی زیبا و دیگری زشت یا یکی خیلی چاق و درشت هیکل و دیگری ضعیف و کوچک نباشد. البته مهم این است که دو طرف همدیگر را بپسندند و نظر دیگران در این میان مطرح نیست. گاهی دختر و پسر از نظظر ظاهری با هم تفاوتی دارند که در عرف چندان پسندیده نیست؛ برای مثال قد دختر از قد پسر بلندتر است. در این شرایط هم خواست و تمایل دو طرف مهم است. دختر و پسر در مورد بحث مقبولیت ظاهری، باید به یک نکته توجه کنند؛ در شش ماه تا حداکثر یک سال نخست ازدواج فعالیت هورمون های جنسی باعث جذابیت طرف مقابل می شود ولی با گذشت زمان فعالیت این هورمون ها کاهش می یابد و زن و شوهر باید در زمینه های دیگر برای هم جذابیت داشته باشند. در این شرایط جاذبه ظاهری اهمیت بیشتری پیدا می کند.

      ۳. سلامت و بلوغ عاطفی

      دختر و پسر باید به بلوغ روانی و پختگی عاطفی رسیده باشند. آنها باید از نظر روانی برای ازدواج آماده باشند. در این صورت دعوا، درگیری و قهر کمتری بین همسران رخ می دهد. در صورت بروز اختلاف نظر نیز با یکدیگر گفتگو می کنند. یکی از مواردی که می تواند از درگیری بی دلیل بین همسران جلوگیری کند این است که از حساسیت های همدیگر آگاه باشند؛ برای مثال دختر و پسر می توانند از یکدیگر بپرسند: «چقدر برای تو مهم است روزهای خاص مانند تولد و سالگرد ازدواج را به یاد داشته باشم؟ » ، «اگر زمانی یادم نبود یا دیر به یادش افتادم خیلی ناراحتی می شوی؟ عکس العمل تو چه خواهد بود؟ » آنها می توانند از همدیگر درباره حساسیت ها و علاقه ها (مواردی که آنها را خوشحال یا عصبانی می کند) ، میزان روابط اجتماعی، نوع رابطه با خانواده، علاقه به رفت و آمد با دوستان و اقوام و مواردی از این دست بپرسند. دو طرف باید از نظر روانی و عاطفی سالم باشند؛ البته در جلسات نخست نمی توان در این مورد مطمئن شد و شناخت کاملی از طرف مقابل به دست آورد. با این وجود دختر و پسر می توانند از همدیگر در مورد سلامتی هم سوال کنند.

      ۴. تشابه ارزش های اخلاقی و مذهبی

      ارزش های اخلاقی و مذهبی دختر و پسری که می خواهند ازدواج کنند باید مشابه باشد. هر دوی آنها باید به ارزش هایی مانند راستگویی یا ظلم نکردن به دیگران، به یک اندازه اعتقاد داشته باشند. چهارچوب اعتقادی و ایدئولوژیک آنها نیز باید مشابه باشد در این راستا دختر و پسر می توانند از یکدیگر مثلاً درباره نوع پوشش خانم بپرسند، خانم تمایل دارد چه پوششی داشته باشد و آقا به چه پوششی اعتقاد دارد. چنین مسائلی باید از همان ابتدای آشنایی مشخص شود. افراد زیادی هستند که پیش از ازدواج درباره اعتقادات و حساسیت های این چنینی با هم گفتگو نکرده اند و با خود گفته اند: «بعد از ازدواج اصلاح می کنم» یا «او را تغییر می دهم» . ولی بعد از ازدواج قرار نیست هیچ یک از دو طرف تغییر کند. دختر و پسر هر انتظاری که از یکدیگر دارند باید قبل از ازدواج با هم در میان بگذارند.

      ۵. اشتغال خانم

      در صورتی که دختر تصمیم دارد پس از ازدواج به کار و اشتغال خود ادامه دهد، باید از همان ابتدا در این مورد با آقای خواستگار صحبت کند. پسر هم باید نظر خود را در این مورد با صداقت و دقیق بیان کند؛ آیا به طور کلی با کار کردن زن مخالف است و ترجیح می دهد همسر آینده اش خانه دار باشد؟ آیا با کار کردن او در بعضی محیط های کاری یا به صورت پاره وقت موافق است؟ یا به طور کلی با اشتغال همسرش مشکلی ندارد.

      ۶. تناسب سطح تحصیلی

      سطح تحصیلی دختر و پسر باید تناسب داشته باشد. اگر فاصله بین مدرک تحصیلی آنها زیاد باشد احتمال اینکه دچار مشکل شوند و همدیگر را درک نکنند، وجود دارد. ضمن اینکه اگر سطح تحصیلات دختر بالاتر باشد، ممکن است مرد احساس حقارت کند.

      نکته: دختر و پسر بهتر است اختلاف سنی فاحشی نداشته باشند. مناسبترین حالت این است که پسر بین پنج تا هشت سال از دختر بزرگتر باشد. البته بیان این نکته به این معنا نیست که حتماً باید چنین شرایطی وجود داشته باشد. در صورتی که دو نفر با هم توافق داشته باشند این اختلاف می تواند کمتر باشد یا حتی دختر از پسر بزرگتر باشد.

      ۱۱ اصل که باید خانواده ها در مراسم خواستگاری رعایت کنند
      مذاکره خوب یعنی این!

      در شب خواستگاری، دختر و پسر و خانواده های آنها باید نکته هایی را رعایت کنند. بعضی رفتارها در این شب شایسته و ضروری هستند و بعضی دیگر ناشایست. بعضی رفتارها به شکل گیری یک رابطه خوب کمکی نمی کنند و حتی ممکن است آسیب زا باشند. ۱۱ مورد زیر توصیه های دکتر پرویز رزاقی در این مورد است.

      ۱. هنگامی که مراسم خواستگاری برگزار می شود خانواده دو طرف باید به همدیگر احترام بگذارند؛ حتی اگر درباره ازدواج رضایت قلبی نداشته باشند. خانواده دختر وقتی اجازه ورود به خانواده داماد داده یعنی پذیرش اولیه را داشته است؛ بنابراین باید با آغوش باز از آنها استقبال کند. اگر رضایت قلبی ندارد یا نباید اجازه خواستگاری دهد یا حداقل در ظاهر احترام آنها را نگه دارد. از بیان واژه ها یا انجام رفتارهای طعنه آمیز خودداری کند. اخم و بدرفتاری نکند. خانواده داماد هم وقتی پای خود را به خانه دختر گذاشت یعنی پذیرش اولیه را داشته است. در صورتی که با اصرار پسر خود آمده و راضی نیست نباید در رفتار خود ناراحتی را نشان دهد و رفتاری بروز ندهد که میزبان آن را بی احترامی بداند.

      ۲. هر دو طرف باید شأن و نظم مراسم را رعایت کنند. خواستگاری یک مراسم رسمی است؛ در نظر گرفتن این نکته اهمیت زیادی دارد؛ برای مثال داماد باید لباس رسمی بپوشد. پوشیدن لباس اسپورت، هم ممکن است روی نظر خانواده دختر اثر منفی بگذارد و هم در آینده دردسرساز شود. از بین مراجعان خود مواردی را به یاد دارم که خانم گلایه می کرد: «همسرم با یک تی شرت به خواستگاری من آمده بود. » این مسئله به ظاهر کوچک بعد از بروز اختلاف نظرها و درگیری های زناشویی برای خانم مهم شده بود.

      ۳. بهتر است هزینه ای که برای تهیه گل و شیرینی صرف می شود در حد متوسط و متناسب با وضعیت مالی خانواده داماد باشد؛ نه خیلی گران و نه خیلی ارزان و ناقابل.

      ۴. زمان در خواستگاری اهمیت زیادی دارد. بهتر است داماد به جای اعلام یک ساعت دقیق یک بازه زمانی را تعیین کند؛ برای مثال بگوید: «ما بین ۶ تا ۶: ۳۰ دقیقه عصر منزل شما هستیم. » در این صورت اگر به هر دلیل نتوانستند سر یک ساعت مشخص برسند، خانواده دختر از تاخیر آنها ناراحت نمی شود. خانواده پسر باید در همان بازه زمانی خودش را به منزل خانواده دختر برساند و آنها را زیاد منتظر نگذارد. میزبان هم باید آمادگی کامل داشته باشد؛ وقتی خانواده داماد رسید همه حاضر و مرتب باشند و از آنها استقبال کنند.

      ۵. هنگامی که مراسم آغاز شد دو طرف زیاد حاشیه نروند و از مسائل غیر مرتبط صحبت نکنند. بعد از احوالپرسی و پذیرایی ساده (نهایتاً بعد از ۱۵ دقیقه) بروند سر اصل مطلب، بهتر است پدر داماد صحبت را شروع کند و مثلاً بگوید: «خدمت رسیدیم برای امر خیر» .

      ۶. انتخاب واژه ها اهمیت زیادی دارد؛ برای مثال خانواده داماد و عروس نباید از عبارت هایی مانند «غلام شماست» یا «کنیز شماست» استفاده کنند. شأن و احترام فرزند خود را در نظر بگیرند. همچنین مادر داماد نباید دختر را «عروس گلم» خطاب کند و همه چیز را تمام شده بداند.

      ۷. هر دو طرف در رفتار خود تعادل را رعایت کنند؛ نه برخوردشان خیلی خشک و رسمی باشد و نه خیلی صمیمی رفتار کنند.

      ۸. هیچ کس نباید پر حرفی کند یا در میان حرف های طرف مقابل بپرد. همه مفید و مختصر صحبت کنند و به دیگران هم اجازه حرف زدن بدهند.

      ۹. اگر در گذشته اختلاف نظری بین دو خانواده وجود داشته یا یکی از آنها مخالف وصلت بوده است درباره آن مطلقاً صحبتی نکنند.

      ۱۰. دو طرف نباید به گونه ای صحبت کنند که انگار ازدواج به معنای جدایی کامل فرزند آنها از خانواده است و قرار نیست او از سوی خانواده هیچ گونه حمایت مادی یا معنوی دریافت کند. از سوی دیگر نباید روی وابستگی زیاد فرزندشان تاکید کنند؛ برای مثال مادر داماد نگوید: «پسرم نفس من است» یا «من پسرم را رها نمی کنم» یا خانواده دختر نگویند: «دختر ما نمی تواند از ما جدا شود و ما نفس مان به هم وابسته است» .

      ۱۱. خانواده ها نباید روی مسائل مانند مهریه بالا، عروسی مفصل و جهیزیه سنگین پافشاری کنند و آنها را شرط ازدواج قرار دهند.

      نکته: خانواده دختر می تواند سوال هایی مانند شغل داماد، میزان درآمد، وضعیت سربازی، منطقه ای که می تواند خانه تهیه کند، میزان کمک های احتمالی که خانواده داماد می تواند به او بکند و… بپرسند؛ البته نباید روی موضوع کمک خانواده تاکید داشت. خانواده پسر هم می تواند درباره ویژگی ها و عادت های دختر بپرسد. خانواده ها درباره بعضی از موارد به جای اینکه مستقیم بپرسند بهتر است روی رفتار طرف مقابل دقت کنند.موفق باشید

  • ارمین   میگوید:

    با سلام لطفا راهنماییم کیند من قصد ازدواج با ی دختر رو دارم خیلی هم دوسش دارم ولی ی مشکلی دارم اینه ک بابام ی زن دیگه هم داره من نمیدونم چ جوری ب طرفم این موضوع رو بگم خاهشا راهنمایی کنید اضلا خجالت میکشم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز صداقت در ابتدای زندگی اصل مهمی است اگر اون دختر خانم هم به شما علاقه داشته باشند این مساله مشکلی ایجاد نخواهد کرد .در هر حال حتما شرایطی وجود داشته که پدر شما هم دوباره ازدواج کردند و نباید به پای شما نوشته شود .خجالت نکشید مهم اینه که شما صادقانه مساله رو مطرح می کنید ایشون اگر قدرت درک داشته باشند و ویژگی های مثبت شما رو در نظر بگیرند
      خب براشون مهم نیست و اگر غیر از این باشد بهتر است در همین مرحله مساله تمام شود چرا که ممکنه بعدا در زندگی مدام این مساله بازگو شود و تحقیر شوید برای چیزی که مسئولش ما نبوده اید .بهتره با بیان و لحنی درست و در زمان مناسب که توافقاتی صورت گرفته و هر دو نفر فکر می کنند شباهتی وجود دارد اقدام کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • ارمین   میگوید:

    سلام.لطفا راهتمایی کنید من میخام.با یکی ازدواج کنم اما ی میشکلی دارم.بابام ی زن دیگه هم.داره من نمیدونم.چ.جور ب طرفم.بگم اصلا خجالت میکشم لطفا جواب بدین

    • راهنما   میگوید:

      یکی از نکات بسیار مهم در جلسات خواستگاری این است که فرد تا چه حد می تواند اسرار زندگی خود را به فرد مقابل بیان نماید؟ آیا اگر خطا و اشتباهی یا مسئله
      ای در زندگی اش رخ داده است، اجازه دارد آن را با نامزدش مطرح کند یا نه؟ مبادا بیان این اسرار دست مایه ای برای سرکوب وی توسط همسرش در زندگی زناشویی آینده گردد؟

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      اسرار زندگی را می توان مانند مباحث امنیتی اطلاعات به چهار طبقه ( بکلی سری، سری، خیلی محرمانه و محرمانه ) تقسیم نمود. در زندگی نیز برای مسائل خود طبقه بندی داشته باشید.

      ۱ – در جلسات اول خواستگاری می توانید مسائلی را مطرح کنید که دیگران اطلاع و آگاهی دارند ولی خواستگار شما از آن بی اطلاع است. مثلاً در محل و فامیل همه می دانند شما با یک ازدواج غیر موفق روبرو بوده اید بهتر است این نکته را قبل از قرار خواستگاری به اطلاع فرد مورد نظر برسانید که اگر با شنیدن این موضوع نظرش تغییر می کند قبل از جلسات خواستگاری و ایجاد زحمات و مشکلات متوجه شود.

      ۲ – گاهی ازدواج تا مراحلی پیش رفته است و بعد به دلایلی انجام نشده و در شناسنامه هم ثبت نشده و عروسی هم انجام نگرفته است در این شرایط لازم نیست قبل از خواستگاری اطلاع دهید ولی در آخر جلسه اول خواستگاری باید برای فرد تشریح کنید. برخی از اسرار را که جز خانواده شما کسی از آن اطلاع ندارد نباید در جلسات اول بیان کنید. شما می توانید در مراحل بعد و به میزان اعتمادی که به فرد مقابل پیدا کرده اید، او را از این اسرار مطلع سازید.

      ۳ – هرگز نباید از اشتباهات و لغزش هایی که در دوران مجردی انجام داده اید و کسی هم از آن باخبر نیست و شما نیز توبه کرده اید و یقیناً بعد از ازدواج هم همسرتان متوجه آن نخواهد شد، سخنی به میان بیاورید. زیرا گناهان وخطاها امری ما بین ما و خدای ماست، و هیچ کس اجازه ندارد آبروی خود را جلوی دیگران ببرد. علاوه بر این هرگز از فرد مقابل نخواهید که به اینگونه مسائل اشاره کند.
      ولی اگر مسئله ای قبل از ازدواج برای شما پیش آمده و شما مرتکب جرم وخطایی شده اید و امکان بر ملاشدن آن را پس از ازدواج وجود دارد، باید حتماً به نحوی آن را برای فرد مقابل بیان کنید.

      ۴ – گفتن تمام جزئیات ( عصبانیت های موردی، بی نظمی های موردی، ضعف در مهارتهای زندگی و… ) لازم نیست زیرا مفسده دارد و باعث نگرانی و ایجاد تردید می شود و زمینه وسوسه های شیطانی را فراهم می آورد و ممکن است فرد مقابل اینگونه برداشت کند که مشکل بسیار بزرگ بوده و فقط قسمتی از آن گفته شده است. به همین ترتیب گفتن جزئیات و مسائلی که به زندگی مشترک مربوط نمی شود لازم نیست، پرسیدن از آنها نیز لزومی ندارد بنابراین پرسش درباره اینکه چه گناهی مرتکب شده‌ای؟، آیا دوست پسر یا دختر داشته‌ای؟، چند تا خواستگار برایت آمده است؟، به خواستگاری چند نفر رفته‌اید؟ و… لازم نیست و گاهی توهین و بی‌حرمتی به شمار می ‌رود و پیامدهای منفی بسیاری دارد.

      ۵ – از گفتن عیبی که خواستگاریتان را به هم می ‌زند، ابا نداشته باشید، چون در غیر این صورت خانه را درزمین سستی بنا کرده‌اید. عیبی که امکان دارد گفتن آن یک خواستگاری را به هم بزند،نگفتن آن یک زندگی را به هم خواهد زد .

      ۶ – اگر شما دارای نقص عضو یا بیماری هستید باید به طور کامل و به دور از ابهام در مورد شناخت نقص، ناتوانایی‌ های آن و روش درمانش توضیح دهید. بهتر است در این موارد از پزشک بخواهید شرح بیماری شما را به طور دقیق و شفاف به زبان فارسی مکتوب بنویسد و آن را به فرد ارائه دهید وبا معرفی پزشک خود از آنها بخواهید هرگونه سوالی که دارند از پزشک معالجتان بپرسند.

      ۷ – اگر فرد مقابل شما دارای نقص عضو یا بیماری است، نباید عجولانه و ناآگاهانه تصمیم بگیرید، بلکه باید بر اساس میزان ظرفیت و تحمل خود یا فرد مقابل و به دور از هرگونه ترحمی تصمیم ‌گیری کنید و هرگز به فکر تغییر اوضاع نباشید.

  • پویا اکبر زاده   میگوید:

    سلام
    پسری اهل یزدم و ۳۰سال سن دارم و نامزدم ۲۳ سال دارند
    پنج ماه با دختری نامزد کردم به نظر من ایشون زود رنج هستند ولی خودشون این را قبول ندارند نظر شماچیه
    از کلماتی که من روزانه استفاده میکنم تو جمع خانواده خودم ناراحت نمیشه میگه عادت داری اما در پایان نامزدی بهم گفت دوستم داری من باهاش شوخی کردم وبا چهری ای جدی بهش گفتم ازتون خسته شده ام و از هیکلت خوشم نمیاد خیلی ناراحت شده ازش عذر خواهی میکنم اهل قهر کردن نیستند اما به راحتی میگویند از این حرفت یا اون حرفت ناراحت شدم
    روزی که دنبالشون نروم که برسونمشون خونه اگه بیرون باشم چیزی نمیگویند اما ناراحتیشون رو حس میکنم اما اگر خونه باشم و دنبالشون نروم و حالمم خوب باشه بغض میکنه و میگویند فراموشم کردی وقتی استرس داره شک میکنم که من رو دوست داره بهش میگم ما میخوایم عقد کنیم چرا استرس داری مگه به من اطمینان نداری میگه چرا دارم اما استرس من طبیعی هست اما من باور نمی کنم یک بار بهش گفتم اگر بهم شک داری وارد زندگیم نشو دوباره بغض کرد (همانطور که گفتم بغض میکنه اما نمیذاره من ناراحت بشم تو این مدت اصلا بهم بی احترامی نکرده نه به من و نه به خانواده ام)
    یک بار همکارم را در خیابان دیدم برای اینکه نفهمه نامزدی کردم (چون میخواستم زمان قطعیت بهشون بگم)دست نامزدم روپرت کردم تا ما رو نبینند از این رفتارم ناراحت شد اما فقط گفت چرا این کار رو کردی ی بار بهم گفت اگه جوابم نه باشه تو چیکار میکنی گفتم میرم سراغ یکی دیگه اون گفت اما من نه
    البته ایشون درک بالایی دارند تحمل اینکه کسی به من بی احترامی کنند رو ندارند اما به نظرم کینه ای و حساس هست من باهاش شوخی میکنم اما اون به دل میگیره البته اصلا قهر نمیکنه وقتی بهش میگم دختر عموم عاشقمه التماسم میکنه باهاش ازدواج کنم اما من قبول نکردم میگه چرا اینقدر تکرار میکنی تا عاقبت ی روزی گفت خسته شدم چقدر تحمل کنم همه چیز بهم میگی آخرش هم بهم میگی کینه ای اما من شوخی هایی کردم که روزمره استفاده میکمنم
    مثلا ی بار بهش منطقی میگم یک روز از چهرت خسته میشم و برای هم تکرای میشیم اما من بخاطر اخلاقت میخوامت …. اما دوباره ناراحت شده بود و فرداش بهم گفت
    شما بگید من اشتباه رفتار میکنم یا ایشون زود رنج و حساس هستند
    ببخشید اگر زیاد حرف زدم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه شما می فرمایید ایشون حساس هستند براساس صحبت های خود جنابعالی میگم که شما رفتار درستی ندارید و اتفاقا ایشون دارن متانت و صبر به خر ج می دهند ایشون ۲۳ سال دارند و شما ۳۰ سال خیلی باید بهتر از این عکس العمل نشان بدهید .
      و باید با درک بیشتری اقدام کنید خدا رو شکر که متوجه هستید نامزد شما قدرت درک دارند .ولی اینکه برای فردی در این سن که با امید و ارزو به شما دل بسته بخواهید هر حرفی رو بزنید و بعد بگید شوخی کردید برای زندگی خودتون مشکل ساز میشه کمی رفتارهاتون رو مدیریت کنید و توجه داشته بشید خانم ها روحیات لطیفی دارند .و ممکنه یکی از این حرف های شما در ذهن ایشون بمونه و خودش ممشکلات زیادی رو ایجاد کند .شوخی به هر حال یک بار نه در شرایط مختلف و تحت عناوین مختلف شما به ایشون میگید از ظاهرشون خوشتون نیومده و برای فردی که هنوز در دوران نامزدی است و شناختش کامل نشده این مساله مشکل ساز است .و ممکنه این ها رو جدی قلمداد کنه مخصوصا انتقاد از ظاهر ایشون که خب مساله مهمی است ببینید دوست عزیز باید مراجعه حضوری داشته باشید با نامزدتون شاید نیاز به تغییر رفتارهایی باشد ار هر دو طرف بهتره با کاری نکنید که با سو تفاهمات این دوران براتون تلخ بشه و خاطره بدی از این روزها در ذهنتون باقی بماند
      شما باید خطاهای خودتون رو بپذیرید و ایشون هم باید رفتارهایی که ممکنه مشکل ساز باشد رو داشته باشند اصلاح کنند
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • ترنم63   میگوید:

    سلام من یه زن ۳۱ساله با دوفرزند هستم از نر ارتباط با همسرم مشکلی ندارم فقط مادرشوهرم حدود سه ماهه که تنهاشده وخیلی تمایل داره که شبهارو در خونه ما بگذونه در صورتی که ما هیچ اتاق خواب جداگانه ای نداریم وایشون درست کنار ما می خوابه وقتی هم به شوهرم اعتراض میکنم میگه مادرم هست نمی تونم چیزی بهش بگم در صورتی که دو پسر سه دختر دیگه هم داره من باید چکارکنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شرایط کنونی شما به خاطر محیط کوچک و ..قابل درکه ولی بهتره در این مواقع کمی انعطاف داشته باشید و خودتون رو جای همسرتون بگذارید اگر شما اذیت می شوید ایشون مطمئن باشید چندین برابر ازار می بینند چون در رابطه زناشویی هم این مساله اهمیت دارد .منتهی نمی تونن به مادرشون بگن باید بره .ایشون اگر می فرمایید تنها شدن فوت همسر است یا مساله دیگر به هر حال براش یک بحرانیه که باید زمان بگذاره کمی صبر داشته باشید و نگران نباشید و طوری رفتار کنید که حساسیت همسرتون برانگیخته نشود و در معرض انتخای بین شما دو نفر قرار نگیرد و بتواند درست تصمیم بگیرید .شما با بودن در کنار همسر در این شرایط قطعا برای ایشون نقش همسری رو به صورت کامل انجام خواهید داد و ایشون قدر دان خواهند بود .امیدوارم متوجه صحبت های بنده باشید
      و یادمون نره ممکنه روزی این اتفاق برای خود ما بیفته و بچه هامون همین طور رفتار کنند .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • سمیرا   میگوید:

    سلام پسرم۲ ساله و ۱۰ ماهشه تازه به مهد گذاشتمتش چندروز رفته دیگه نمیخواد بره و گریه میکنه و یامیخواد همراهش بریم اگر یک هفته پیشش بمونیم مجدد میپذیره بره یا باید چند ماه دیگه دوباره تلاش کنیم؟

    • راهنما   میگوید:

      از لحظه‌ای که نوزاد‌ به د‌نیا پا ‌می‌گذارد‌، به مراقبت نیاز د‌ارد‌ و باید‌ کسی باشد‌ تا نیازهای فیزیولوژیکی‌اش را برطرف کند‌. نوزاد‌ تا د‌وماهگی بوی مراقب اولیه را که ماد‌ر است، حس ‌می‌کند‌ ولی هنوز قاد‌ر به تشخیص او از د‌یگران نیست. از د‌و تا هفت ماهگی نوزاد‌ به تد‌ریج به صورت ماد‌ر و د‌یگران نگاه ‌می‌کند‌ و کم‌کم او را ‌می‌شناسد‌. به طور طبیعی نوزاد‌ به مراقب اولیه اش یا ماد‌ر که تمام نیازهای او را برطرف ‌می‌کند‌، د‌لبسته ‌می‌شود‌. وقتی گرسنه ‌می‌شود‌، ماد‌ر به او غذا ‌می‌د‌هد‌.

      چرا بعضی بچه‌هاحتی یک لحظه از ماد‌رشان جد‌ا نمی‌شوند‌؟

      زمانی که گریه ‌می‌کند‌، ماد‌ر با آغوش گرفتن از او حمایت ‌می‌کند‌ و د‌ر کل ماد‌ر به موقع به همه نیازهای نوزاد‌ پاسخ ‌می‌د‌هد‌. این نوع از د‌لبستگی ایمن است و پایه اصلی مسائل روانشناختی انسان محسوب ‌می‌شود‌. اگر ماد‌ران با رعایت موارد‌ی که گفته شد‌ به فرزند‌شان د‌لبستگی ایمن ند‌هند‌، او را د‌چار مشکلات پاید‌ار روانشناختی د‌ر سال‌های بعد‌ی زند‌گی ‌می‌کنند‌. اما قطع شد‌ن د‌لبستگی نوزاد‌ و ماد‌ر به هر د‌لیلی، اشکالات روانشناختی را به‌وجود‌ ‌می‌آورد‌.

      نوزاد‌ی را تصور کنید‌ که ماد‌رش را از د‌ست د‌اد‌ه است و چند‌ین نفر به نوبت از او مراقبت می‌کنند‌ یا نوزاد‌ سرراهی است و د‌ر پرورشگاه مراقب اولیه و د‌ائمی ند‌ارد‌؛ حتی ماد‌ری که نسبت به نیازهای بچه حساس نیست و به‌موقع احتیاجات نوزاد‌ را تامین نمی‌کند،همه اینها باعث ‌می‌شود‌ د‌لبستگی غیر ایمن شکل بگیرد‌ و نوزاد‌ د‌نیا را جای امنی نبیند‌. چنین نوزاد‌ی د‌ر بزرگسالی با د‌یگران سخت ارتباط برقرار ‌می‌کند‌، د‌چار اختلالات هیجانی و مشکلات یاد‌گیری می‌شود‌ و کنترل هیجانی ند‌ارد‌ و پرخاشگری می‌کند‌. نوجوانانی که د‌ر سنین پایین بزهکار می‌شوند‌، د‌لبستگی غیرایمن را تجربه کرد‌ه‌اند‌.

      پای ژن‌ها د‌ر میان است

      د‌ر اختلالات روانشناختی تنها ایمن بود‌ن تعیین‌کنند‌ه نیست. گاهی د‌لبستگی ایمن شکل ‌می‌گیرد‌ ولی فرد‌ از نظر ژنتیک استعد‌اد‌ ابتلا به اختلالاتی مانند‌ افسرد‌گی و اضطراب را د‌ارد‌ یا حتی هیچ‌کد‌ام از د‌و عامل د‌لبستگی غیر ایمن و ژنتیک وجود‌ ند‌ارد‌، ولی فرد‌ به د‌لیل مواجهه شد‌ید‌ یا طولانی با چالش‌ها و استرس‌های زند‌گی د‌چار اختلالات روانشناختی می‌شود‌.

      چنین کود‌کانی هم هنگام جد‌ا شد‌ن از والد‌ین‌شان د‌چار بحران شد‌ید‌ می‌شوند‌ و حتی چند‌ لحظه فاصله گرفتن از مراقب برای‌شان شبیه یک کابوس ‌می‌ماند‌. والد‌ین با د‌ید‌ن این نشانه‌ها باید‌ حتما با متخصصان مشورت کنند‌.

      گاهی باید‌ مضطرب باشد‌

      بعضی از اضطراب‌ها د‌لیل بر سلامت است و بعضی د‌یگر نه. د‌ر مورد‌ کود‌کان د‌و نوع اضطراب وجود‌ د‌ارد‌ که یکی طبیعی و د‌یگری غیر طبیعی و قابل پیگیری است.

      اضطراب غریبگی: نوزاد‌ از هفت، هشت ماهگی تا د‌و یا سه سالگی با د‌ید‌ن غریبه‌ها واکنش نشان ‌می‌د‌هد‌. حتی اگر د‌ر آغوش ماد‌ر باشد‌ و غریبه‌ای نزد‌یک شود‌، با بغض، گریه، اخم یا روی برگرد‌اند‌ن اضطرابش را نشان ‌می‌د‌هد‌ و به ماد‌ر ‌می‌چسبد‌.

      اضطراب جد‌ایی: تا د‌و یا سه سالگی که کود‌ک مراقب اولیه را از د‌یگران تشخیص ‌می‌د‌هد‌، طبیعی است که اضطراب غریبگی نشان بد‌هد‌. بعد‌ از آن هم تا قبل از سنین مد‌رسه وجود‌ اضطراب به شرطی که زند‌گی عاد‌ی را تحت تاثیر قرار ند‌هد‌ و عملکرد‌ ماد‌ر و فرزند‌ را مختل نکند‌، باز طبیعی شمرد‌ه ‌می‌شود‌ ولی بعد‌ از آن کود‌ک باید‌ بتواند‌ ساعاتی از ماد‌ر جد‌ا شود‌ د‌ر غیر این صورت کود‌ک د‌چار اضطراب جد‌ایی است.

      اضطراب جد‌ایی چه د‌رمانی د‌ارد‌؟

      از آنجا که د‌ر اغلب موارد‌ اضطراب جد‌ایی از عوامل محیطی و خارجی به‌خصوص از رفتار غلط والد‌ین ناشی ‌می‌شود‌، اولین راهکار اصلاح رفتار والد‌ین است. اگر این عوامل وجود‌ ند‌اشت یا با تصحیح رفتار حال کود‌ک بهتر نشد‌، به روانپزشک مراجعه و هرچه زود‌تر د‌رمان را شروع کنید‌.

      – نسبت به نیازهای نوزاد‌ حساس باشید‌ و به‌موقع به تک‌تک نیازهایش رسید‌گی کنید‌.

      – د‌عواهای زن و شوهری را به خلوت ببرید‌ و پیش چشم کود‌ک د‌عوا نکنید‌. این کار حتی نوعی کود‌ک‌آزاری روانی به حساب ‌می‌آید‌. حتی‌الامکان اجازه ند‌هید‌ اختلافات زناشویی بر رفتار شما با کود‌ک تاثیر بگذارد‌.

      – نگذارید‌ کود‌ک هر فیلم و سریالی را تماشا کند‌. اغلب این فیلم‌ها شامل صحنه‌های مرگ، بیماری، تصاد‌ف و اتفاقات تلخ است. لازم نیست کود‌ک د‌ر این سنین با چنین مسائلی آن هم به این شکل آشنا شود‌ چون تاثیر مخربی بر روان کود‌ک د‌ارند‌، با یک سرگر‌می د‌یگر مانع تماشای فیلم‌های بزرگسالان شوید‌.

      – بهتر است بازی‌های کامپیوتری کود‌ک را چک کنید‌. اگر بازی خشن یا حاوی صحنه‌های نامناسب است، اجازه بازی به او ند‌هید‌. کود‌ک نمی‌تواند‌ مرز بین خیال و واقعیت را شناسایی کند‌. بعضی کود‌کان تحت تاثیر این فیلم‌ها و بازی‌ها د‌چار ترس ‌می‌شوند‌ و به ویژه شب‌ها حاضر نیستند‌ د‌ر اتاق تنها بمانند‌ چون فکر ‌می‌کنند‌ مثلا هیولایی که د‌ر بازی بود‌ه ممکن است شب سراغ‌شان بیاید‌.

      – اگر کود‌ک را جایی ‌می‌گذارید‌ و ‌می‌گویید‌ سر ساعت مشخصی د‌نبالش خواهید‌ رفت، حتما سر وقت آنجا باشید‌. بد‌قولی یا فراموشی د‌ر این مورد‌ اثر بد‌ی روی کود‌ک ‌می‌گذارد‌ که فراموش‌شد‌نی نیست.

      – هرگز کود‌ک را تهد‌ید‌ نکنید‌. هیچ د‌لیلی مجوز تهد‌ید‌ عاطفی را برای شما صاد‌ر نمی‌کند‌.

      با کود‌کی که مهد‌ نمی‌رود‌ چه کنیم؟

      اگر کود‌ک حاضر نیست به مهد‌ کود‌ک برود‌ یا چند‌ ساعتی بد‌ون شما جایی بماند‌، او را واد‌ار به این کار نکنید‌ چرا که باعث به‌وجود‌ آمد‌ن ناراحتی‌های بیشتری برایش ‌می‌شود‌. ابتد‌ا با او صحبت کنید‌ و از مزایای مهد‌ برایش بگویید‌. همراه هم بد‌ون اینکه از او جد‌ا شوید‌ به مهد‌ کود‌ک بروید‌ تا با محیط آشنا شود‌. د‌ید‌ه شد‌ه گاهی مربی مهد‌ به‌عنوان راهنمایی به ماد‌ر ‌می‌گوید‌ به گریه‌های بچه نباید‌ اعتنا کرد‌. او را اینجا پیش ما بگذارید‌ و بروید‌. ما آرام و سرگرمش ‌می‌کنیم.

      به هیچ‌وجه مرتکب چنین خطایی نشوید‌. باید‌ به تد‌ریج با این قضیه کنار بیاید‌. روزهای اول د‌ر مهد‌ کنارش باشید‌. بعد‌ از گذشت چند‌ روز وقتی عاد‌ت کرد‌، کمی د‌ورتر بنشینید‌. این مرحله را هم که پشت سر گذاشتید‌، چند‌ د‌قیقه‌ای پیش چشمش نباشید‌ و بازبرگرد‌ید‌. این هم که عاد‌ی شد‌، چند‌ ساعت نباشید‌ و برگرد‌ید‌. د‌ر نهایت ‌می‌بینید‌ که کود‌ک‌تان د‌ر مهد‌ کود‌ک ‌می‌ماند‌ و مشکل حل شد‌ه است.

      با کود‌کی که د‌ر اتاقش نمی‌خوابد‌ چه کنیم؟

      روبه‌رو کرد‌ن تد‌ریجی و ملایم کود‌ک با اضطرابش د‌ر مورد‌ محل خواب کود‌ک هم موثر است. اگر کود‌ک د‌ر اتاقش از چیزی ‌می‌ترسد‌، اول عامل ترس را از بین ببرید‌. مرزهای کود‌ک را برایش تعریف کنید‌. بگویید‌ هر کس باید‌ د‌ر اتاق خود‌ش بخوابد‌. توصیه ‌می‌شود‌ این کار را از زمان نوزاد‌ی انجام د‌هید‌ ولی د‌ر هر صورت سر این مسئله نباید‌ کوتاه بیایید‌. شب‌ها ماد‌ر یا پد‌ر یا هر د‌و با هم به اتاق خواب کود‌ک بروند‌ و برایش قصه بخوانند‌.

      هر عاد‌ت قبل از خوابی را که با کود‌ک د‌ارید‌، انجام د‌هید‌. بعد‌ که خوابش برد‌، اتاق را ترک کنید‌. ممکن است نیمه‌های شب کود‌ک بید‌ار شود‌ و به اتاق یا تختخواب شما بیاید‌. بد‌ون اینکه خونسرد‌ی‌تان را از د‌ست بد‌هید‌، او را به اتاق خود‌ش ببرید‌. هر چند‌ بار لازم شد‌ این کار را تکرار کنید‌. حوصله به خرج د‌هید‌ بعد‌ از چند‌ شب مشکل حل ‌می‌شود‌.

      چرا بعضی بچه‌هاحتی یک لحظه از ماد‌رشان جد‌ا نمی‌شوند‌؟

      ماد‌ر چسبند‌ه نباشید‌

      همیشه کود‌ک نیست که به ماد‌ر ‌می‌چسبد‌. ماد‌رانی هم هستند‌ که حاضر نیستند‌ از کود‌ک لحظه‌ای جد‌ا شوند‌؛ یعنی اگر حتی کود‌ک بخواهد‌ جد‌ا شود‌، آنها مانع ‌می‌شوند‌ و د‌ر واقع یک الگوی رفتاری غلط به او ‌می‌د‌هند‌. د‌لبستگی اتفاق خوبی است ولی وابستگی د‌ر بعضی زمینه‌ها مانع رشد‌ کود‌ک ‌می‌شود‌ بنابراین بهتر است ماد‌رانی که چنین رفتاری د‌ارند‌ به فکر اصلاح خود‌شان باشند‌.

      اضطراب جد‌ایی از کجا ‌می‌آید‌؟

      تشخیص کود‌کانی که د‌چار اضطراب جد‌ایی هستند‌، کار سختی نیست. آنها کود‌کانی هستند‌ که حاضر نیستند‌ به مهد‌ کود‌ک، مد‌رسه یا کلاس‌های ورزشی بروند‌. د‌ر خانه اقوام نمی‌مانند‌. د‌ر خانه مرتبا حضور ماد‌ر را چک ‌می‌کنند‌ و حین بازی نگاه ‌می‌کنند‌ ببینند‌ ماد‌ر د‌وروبرشان هست یا نه. شب‌ها د‌ر اتاق پد‌ر و ماد‌ر و با آنها ‌می‌خوابند‌ و…

      – د‌ر خانواد‌ه‌هایی که والد‌ین با هم اختلاف د‌ارند‌ و د‌عوا و جد‌ل زیاد‌ است، کود‌ک همیشه د‌ر نگرانی به سر ‌می‌برد‌. معمولا وقتی د‌عوای خانواد‌گی شد‌ت ‌می‌گیرد‌، ماد‌ر خانه را ولو برای ساعاتی به قهر ترک ‌می‌کند‌ یا شوهر را تهد‌ید‌ ‌می‌کند‌ که از خانه خواهد‌ رفت، کود‌ک همه اینها را ‌می‌شنود‌ و مد‌ام د‌لواپس رفتن ماد‌ر است.

      – بعضی ماد‌رها عاد‌ت بد‌ تهد‌ید‌ کرد‌ن را د‌ارند‌؛ یعنی اگر کود‌ک حرف ماد‌ر را گوش نکند‌، شیطنت کند‌، خانه را به هم بریزد‌ و… ماد‌ر تهد‌ید‌ ‌می‌کند‌ که اگر چنان کنی یا چنان نکنی، من از خانه ‌می‌روم. اگر تو پسر بد‌ی باشی، من خواهم مرد‌. اگر اذیتم کنی، مریض ‌می‌شوم. د‌ر این حالت کود‌ک همیشه نگران از د‌ست د‌اد‌ن ماد‌ر است و به همین خاطر حاضر نیست از کنارش د‌ور شود‌.

      – اگر کود‌ک شاهد‌ تصاد‌ف شد‌ید‌ یا مرگ اقوام باشد‌، د‌چار اضطراب جد‌ایی ‌می‌شود‌.

      – تماشای فیلم‌های ترسناک یا فیلم‌های غمگین با صحنه‌های اند‌وهناک، تماشای فیلم‌های خشن، بازی‌های کامپیوتری خشن یا نامناسب هم می‌تواند این اضطراب را ایجاد کند.

      از این ماد‌ران نباشید‌

      د‌رست است که هر ماد‌ری آرزوی آرامش و شاد‌ی فرزند‌ش را د‌ارد‌ اما این ماد‌رها با اشتباه‌های‌شان زند‌گی را برای کود‌ک خود‌ سخت ‌می‌کنند‌:

      – ماد‌ران همیشه نگران

      – ماد‌ران محافظتی

      – ماد‌ران چسبند‌ه

      – ماد‌رانی که همیشه با همسرشان ‌می‌جنگند.

      – ماد‌رانی که بچه را د‌ر د‌عواها د‌خالت ‌می‌د‌هند.

      ماد‌ر محافظتی نباشید‌

      شاید‌ ماد‌ران محافظتی ند‌انند‌ طرز رفتارشان با کود‌ک، تا چه حد‌ به او آسیب ‌می‌زند‌ اما فرزند این مادران، اصلا سراغ اکتشاف نمی‌رود و برای هیچ چیزی تلاش نمی‌کند. اگر از رفتارهای زیر نپرهیزید، با این نحوه برخورد‌ اضطرابی آموخته شد‌ه به کود‌ک ‌می‌د‌هید‌. د‌ر نتیجه امکان د‌ارد‌ د‌ر آیند‌ه فرد‌ مضطربی شود‌ که از همه چیز ‌می‌ترسد‌ و به هیچ کس نمی‌تواند‌ اعتماد‌ کند‌.

      – از نوزاد‌ی تا سنین بالاتر د‌ر هر مرحله‌ای تمام کارهای کود‌ک‌شان را انجام ‌می‌د‌هند‌. کود‌ک ‌می‌تواند‌ د‌ر یک سنی قاشق به‌د‌ست بگیرد‌ و غذایش را خود‌ش بخورد‌ یا باید‌ د‌ر یک سنی د‌یگر لباس‌هایش را خود‌ش بپوشد‌ ولی ماد‌ر محافظتی اجازه نمی‌د‌هد‌ کود‌ک این کارها را انجام د‌هد‌ و خود‌ش انجام ‌می‌د‌هد‌. به همین خاطر بچه مد‌رسه ‌می‌رود‌ ولی هنوز ماد‌ر غذا د‌ر د‌هانش ‌می‌گذارد‌ و لباس تنش ‌می‌کند‌.

      – کود‌ک به طور طبیعی باید‌ با همسالانش ارتباط برقرار کند‌ ولی ماد‌ر نگران است بچه‌های د‌یگر بچه‌اش را بزنند‌ یا به بچه‌اش حرف‌های بد‌ بیاموزند‌ و حین بازی هولش بد‌هند‌ بنابراین مانع ارتباط گرفتن کود‌ک با بقیه بچه‌ها ‌می‌شود‌.

      – ماد‌ر از ترس اینکه کود‌ک زمین بخورد‌، اجازه بازی کرد‌ن و فعالیت‌های این‌چنینی به او نمی‌د‌هد‌.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام چون سن فرزندتون کمه درکی از جدایی نداره و ابن جدایی زودرس به لحاظ عاطفی او را دچار بحران می کند اگر کارمند هستید و مجبورید مهد بگذاریدش خب به پیشنهادی که می کنم توجه کنید در غیر این صورت حداقل تا ۵ سالگی پیش خودتون باشه باهاش بازی های مورد علاقه اش را بکنید .پدرش به او توجه مثبت نشان دهد و تلاش کنید در این سنین حساس از توجه مثبت دریغ نکنید .اگر مجبور به گذاشتن در مهد هستید بهتره اگر می تونید یک هفته ای همراه او بروید منتهی روز اول در نزدیکترین فاصله به اتاق او باشید تا هر وقت خواست سریع دسترسی داشته باشد و کم کم فاصله را بیشتر کنید تا به دوری عادت کند منتهی در دسترس و همراه باشید .تا کم کم با اطمینان از وجود مادر و عادت به نبودن تدیجی به فضای مهد عادت کند .رفتار مربی او هم بسیار اهمیت دارد .و اینکه وقتی از مهد رسید گفت و گویی داشته باشید مزیت ها را به زبان کودکانه برایش توضیح دهید مثل پیدا کردن دویت بازی ها و اشعار کودکانه و همه مواردی که حائز اهمیت هستند.شب ها قصه هایی پیرامون بچه هایی که در مهد مهارت های خوبی را اموختند برای او بگویید ذهن بچه ها به شدت فعال و خلاق است و قدرت تصویر سازی بالایی دارید با توصیفات خوب مهد محل امنی قلمداد خواهد شد .امیدوارم مساله مرتفع شود در غیر این صورت روانشناس کودک می تواند با بررسی سطح دلبستگی موثر باشد.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

      • سمیرا   میگوید:

        ممنون از راهنماییتون.مساله اینجاست که منم پیشش نباشم بهانه نمیگیره باباش باشه قبوله مامادر بزرگش یا هرفرد دیگیری که پسرم اونو بشناسه میپذیره فقط میگه نمیخوام برم مهد منم به جایزه تشویقش میکنم یا باهاش درمورد مهد صحبت میکنم الان زمانشو کوتاه کردیم و تقزیبا فقط دو ساعت میره.ممنون از شما امیدورام حل بشه

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه