مرکز مشاوره یزد

مرکز مشاوره یزد

بر طبق آخرین تنایج به دست آمده از تحقیق کارشناسان، چه در جوامع پیشرفته و چه در جوامع جهان سوم، لزوم مشورت کردن در رابطه با مشکلات به وجود آمده در امور مختلف با فردی که تخصص و تجربه مورد نیاز را دارد اثبات شده است. همانطور که می دانیم انسان با ظرفیت های عقلی و تفکری بسیاری آفریده شده است. قدرت عقل انسان بسیار زیاد می باشد اما این دلیل نمی شود که این انسان بتواند به تنهایی همه مشکلات خود را حل کند و در واقع یک تنه حریف آن ها شود. همواره بهره گیری از تجربیات یک فرد دیگر بسیار راه گشا و مفید بوده است.پس نتیجه می گیریم که انسان هرچقدر هم توانا باشد برای حل کردت مشکلات خود چه عاطفی، چه خانوادگی و چه اقتصادی نیاز به مشورت با یک مشاور کار بلد را دارد.

از این رو و برای دست یابی به همین هدف  مرکز مشاوره با شعب مختلف در ایران و اینبار با راه اندازی مرکز مشاوره یزد بر آن است تا بتواند کمک بزرگی به جامعه ایرانی کرده باشد. مرکز مشاوره یزد با برپایی نمایندگی در مناطق مختلف شامل مرکز مشاوره امام خمینی ، مرکز مشاوره سلمان فارسی ، مرکز مشاوره بعثت ، مرکز مشاوره فهادان و دیگر شعب آماده این است تا بهترین روش ها و راه حل ها را در اختیار شما مردم عزیز بگذارد.

برای مشاوره خانواده ، ازدواج و هرنوع خدمات مشاوره ای دیگر میتوانید به مراکز مشاوره ازدواج فهادان ، مشاوره خانواده فهادان ، مشاوره خانواده سلمان فارسی ، مشاوره ازدواج سلمان فارسی ، مشاوره خانواده بعثت و دیگر نمایندگی ها مراجعه کنید.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

213 نظر جدید برای مرکز مشاوره یزد

  • Saiide   میگوید:

    سلام
    دختز من خیلی تو ارتباط برقرار کردن بد رفتار میکنه دست میزنه به بدن طرفش و میخنده و فرار میکنه دوباره بر میگرده نیشگدن میگیره فرار میکنه حسابی لوس بازی درمیاره دوستاشم.هی بهش.میگنن دیوونه.
    تو جمع همش اینکارا رو میکنه میدوه خنده های از سر لوسی…
    یا اینک یه اسباب بازی میبره تو جمع فامیل ک بچه ها بخاطر ادن اسباب بازی محل بذارن اونم بهشون نمیده و خلاصه وضعیه ک نگووو
    ب نظرتون من.چکار کنم؟؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دختر شما چند سالشون است ؟آیا تک فرزند هستند یا خیر ؟
      ارتباط شما و پدرش و اطرافیان نزدیک با او چگونه بوده است ؟ایا فردی جمع گرا بوده یا خیر ؟
      در مورد دختر شما نوع تربیت و اینکه چقدر همه چیز در دسترسش بوده است و به خاطر رفتارهایش توجه مثبت گرفته و احیاینا اگر رفتار نادرستی داشته بی توجهی نشده خب در این رفتارهای اکنون موثراست البته بعضی از بچه ها اصلا مهارت ارتباطی با همسن و سالهای خود را نیاموختند و همین مساله باعث شده است که در رفتارهای اجتماعی ناپخته عمل کنند البته احتمال اینکه خدای ناکرده دچار اختلال ارتباطی هم باشد وجود دارد که باید به روانشناس او را ارجاع بدهید .و حتما تست هوش هم گرفته شود .چون برخی از رفتارها طبیعی نیست البته بستگی به سن ایشون داره که قید نکردید در هر حال نگران نباشید امیدوارم مشکل برطر ف شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

      • Saiide   میگوید:

        سلام
        دخترم نزدیک.۵ سالشه
        مهد هم.رفته یعنی تو جمع هم.سن.و سالاش هست اما باز هم.نمیتونه ارتباطبرقرار کنه.تک فرزنده.من خیلی کارها رو.بهش گوشزد میکنم.مثلا پشتت ب کسی نباشه صاف بشین و… و موفق شدم تو اینن مورد نه تشویق و نه تنبیه کارساز نبوده.همش تو جمع از داشتن ابن دختر خجالت میکشم …

        • مشاور   میگوید:

          غلب کودکان روش دیگری را برای نشان دادن عصبانیت و ناامیدی بلد نیستند. از این‌رو این بدخلقی‌ها هنگام عصبانی شدن کودک و یا ناامیدی او رخ می‌دهند…

          بدخلقی در کودکان به‌طور کلی یک ابراز خشم ناگهانی و غیرمنتظره است و تمایل به جلب توجه در آن نقشی ندارد. هنگام بدخلقی اغلب کودکان به اعمالی مانند گریه کردن، فریاد زدن، چرخاندن و حرکت دادن دست‌ها و پاها دست می‌زنند.

          این حالت معمولاً بین ۳۰ ثانیه تا دو دقیقه طول می‌کشد و هنگام شروع نیز بیشترین شدت را داراست. شدت و زمان این واکنش در بین کودکان متفاوت است و گاهی از شدت بیشتری برخوردار است و زمان بیشتری نیز طول می‌کشد.

          در موارد شدید بدخلقی، کودک اشیا را پرتاب می‌کند و از اطرافیان گاز یا نیشگون می‌گیرد. این رفتارهای خشن که در آن کودک به خود یا دیگران آسیب می‌رساند، گاهی نشانه‌ای از مشکلات جدی‌تر است. این مشکل در میان کودکان یک تا چهار سال رایج‌تر است اما امکان درگیر کردن کودکان در تمام سنین و حتی بزرگسالان نیز وجود دارد.

          کج‌خلقی در کودکان خصوصاً کودکان یک تا چهار ساله مسئله‌ای رایج است که تقریباً روزی یک‌بار اتفاق می‌افتد. این رفتار، واکنش و عکس‌العمل طبیعی است که کودک در برابر ممانعت بزرگسالان از کسب استقلال و یا فراگیری یک مهارت نشان می‌دهد زیرا اغلب کودکان روش دیگری را برای نشان دادن عصبانیت و ناامیدی بلد نیستند. از این‌رواین بدخلقی‌ها هنگام عصبانی شدن کودک و یا ناامیدی او رخ می‌دهند. برای مثال کودکی که قادر نیست دکمه لباسش را ببندد و یا والدین به او می‌گویند که زمان خواب فرارسیده احساس نامطلوب خود را با کج‌خلقی به اطرافیان نشان می‌دهد.

          کج‌خلقی در بین برخی از کودکان نسبت به سایرین بیشتر است. به گفته متخصصان،خستگی کودک، سن، سطح استرس، مشکلات فیزیکی، روحی – روانی و احساسی و همچنین نحوه رفتار والدین در برابر تقاضاهای کودک بر شدت کج‌خلقی تأثیرگذار است.

          نادیده گرفتن کج خلقی و کمک کردن و آموزش دادن نحوه غلبه بر خشم و ناامیدی اغلب از بهترین راه‌های مقابله با کج‌خلقی است. توجه به علل آغاز کج‌خلقی و شناخت عوامل محرک به والدین کمک می‌کند تا قبل از خارج‌شدن کنترل رفتاری و احساسی کودک از دست والدین رفتار او را تعدیل کنند.

          در صورت ادامه کج‌خلقی تا بعد از چهار سالگی، والدین باید با مراجعه به مشاور از تکنیک‌های خاصی برای غلبه بر این رفتار و آرام کردن کودک استفاده کنند. این در حالی است که اغلب کودکان به تدریج پس از سه سالگی روش کنترل احساسات عمیق و ابراز آنها را فرامی‌گیرند.

          ادامه کج‌خلقی تا سنین مدرسه گاهی نشان‌دهنده مشکلات آموزشی و یا مشکل در تعامل کودک با سایر کودکان است. در این صورت والدین باید به پزشک متخصص مراجعه کنند و در رابطه با کج‌خلقی کودک، رفتارهایی که هنگام کج‌خلقی از خود نشان می‌دهد (مانند صدمه زدن به خود، دیگران و یا اشیا) و مشکلات تعاملی او با سایر کودکان با متخصص مشورت کنند.

          آشنایی با علل کج‌خلقی یا بدخلقی کودکان

          پژوهشگران علوم پزشکی می گویند اغلب کودکان هنگام گرسنه و خسته شدن شلوغ می کنند اما این ناآرامی می تواند علل دیگری نیز داشته باشد . این محققین می گویند اگر بدخلقی کودکان همه روزه ادامه داشته باشد غیر طبیعی می باشد .

          اگر چه شواهدی برای شناسایی و ظهور مشکلات ذهنی در دوران کودکی وجود دارند، اما شناسایی این معضل فقط در کودکان بزرگ و بزرگسالان امکانپذیر است.

          این تحقیقات توسط موسسه ملی سلامت ذهنی در آمریکا بودجه گذاری شد. محققان از والدین ۱۵۰۰ کودک ۳ تا ۵ ساله درخواست کردند که فقط ۵ سوال در مورد رفتار کودکشان در ماه گذشته پاسخ بدهند.

          “لورن واکسچلاگ” سرپرست گروه مطالعه و معاون اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی در دانشگاه نورث وسترن فینبرگ در شیکاگو گفت: برای کودکان بسیارغیر معمول است که هر روز کج خلق باشند.

          واکسچلاگ گفت: باید رفتارهای عادی و غیر عادی کودکان را در سنین پایین در نظر گرفت و تشخیص داد که به درمان جدی نیازمندند یا خیر.

          با توجه به اطلاعات داده شده توسط والدین بیشتر کودکان (در حدود ۸۳٫۷ درصد) هر چند وقت یکبار کج‌خلقی می‌کنند اما فقط ۸٫۶ درصدشان هرروز بدرفتاری دارند.بیشتر این کج‌خلقی‌ها از خستگی و ناامیدی شکل می‌گیرد.

          کمترین و نگران کننده‌ترین کج خلقی‌ها، بدرفتاریهای غیر منتظره‌ای بودند که فقط برای ۵ دقیقه به طول انجامیدند که در کودکان بدون والدین یا کسانی که درگیر رفتار پرخاشگرانه هستند، دیده می‌شد.

          راحیل بریگز، روانشناس کودک در بیمارستان مونته فیور در نیویورک گفت: رفتارهای خاصی مانند پرخاشگری وجود دارند که بسیار قابل تجزیه تحلیل و نگران کننده هستند.بریگز گفت: به طور کلی متخصصان و والدین باید شدت و طول مدت این کج خلقیها را درنظر بگیرند.

          به گفته واکسچلاگ همچنان به دنبال این هستیم که بدانیم این رفتار چه مدت به طول می‌انجامد. بعضی مواقع تولد یک خواهر یا برادر جدید باعث اختلال عمده‌ای در خانواده و افزایش این نوع رفتارها می‌شود و مانند همیشه هر رفتاری باید در چارچوب خودش سنجیده شود.

          او گفت: ما به دنبال ارائه راههایی برای تشخیص زمانهای خاص نگرانی هستیم، زیرا نباید هر بد خلقی ای موجب نگرانی شود.

          علل شایع بدخلقی کودکان :

          ۱ – گرسنگی و خستگی؛ بعضی کودکان هنگام احساس گرسنگی و خستگی بدخلق می شوند بنابراین بهتر است هنگام بیرون رفتن، تنقلات مورد علاقه آن ها را همراه داشته باشید. هنگام منتظرماندن در رستوران و برای جلوگیری از شلوغ کاری به کودکان کمی تنقلات بدهید. برای جلوگیری از خستگی و شلوغ کردن برنامه روزانه ای برای آنان در نظر بگیرید و زمان استراحت آنان را تعیین کنید. سرگرمی هایی را که مورد علاقه آنان است مشخص کنید. برخی کودکان پارک های شلوغ را ترجیح می دهند در حالی که بعضی دیگر مکان های ساکت تر را دوست دارند.

          ۲ – بی برنامگی: بی کارماندن به مدت طولانی فرصت مناسبی برای شلوغ کاری است. اگر برای کودکان برنامه ای تعیین نکنید، کودکان برای خود برنامه ریزی می کنند مانند درگیرشدن با سایر بچه ها و بدخلقی. برای وقت آزاد آن ها بازی، نقاشی، خواندن کتاب و تماشای فیلم را در نظر بگیرید.

          ۳ – طفره رفتن: بیشتر کودکان از انجام تکالیف مدرسه و مشق، کار منزل و یا انجام فعالیت جدید طفره می روند. بنابراین مشق و انجام دادن کار منزل را به یک مسابقه همراه جایزه تبدیل کنید. اگر برای انجام دادن یا شرکت کردن در فعالیت جدید، بی میلی نشان می دهند، آن ها را مجبور نکنید و بگذارید فعالیت را تماشا کنند و خودشان تصمیم بگیرند.

          ۴ – انتظارات: برآورده نشدن خواسته ها یا تمام شدن یک سرگرمی می تواند باعث ناراحتی و بدخلقی کودک شود. انتظار برای شرکت و یا انجام کار مورد علاقه که وقت آن تعیین شده، برای کودکان آسان تر است، اگر قرار است به محلی بروید که او اجازه خرید ندارد از قبل موضوع را روشن کنید و به وی بگویید که اگر بدون شلوغ کاری و نق زدن شما را همراهی کند، جایزه می گیرد. به عنوان مثال اگر بدون بدخلقی شهربازی را ترک کند برای او بستنی می خرید.

          ۵ – تهدید اعتماد به نفس: برخی کودکان حاضر به قبول اشتباه خود در انجام مشق و یا باختن در بازی نمی شوند. قبل از شروع هر کاری برایشان شرح دهید که تلاش آن ها از نتیجه کار برای شما با ارزش تر است.

          ۶ – بی توجهی: بی توجهی والدینی که سرگرم کودک دیگری هستند می تواند تاثیر سوء بر بعضی کودکان بگذارد تعیین کردن وقت خالی و مخصوص برای آن ها می تواند موثر باشد. به عنوان مثال از او بخواهید کنار شما بماند تا کار خود را تمام کنید و به او بپردازید. به کودک خود یاد دهید چگونه با روش درست و باصبر، از شما بخواهد که به او توجه کنید. اگر به طور مودبانه از شما بخواهد با او بازی کنید، جواب رد ندهید. این باارزش ترین هدیه ای است که می توانید به کودک خود تقدیم کنید.

  • الهه   میگوید:

    سلام.ممنون میشم جواب بدین.من یه نفرو دوست دارم ولی اختلاف سنی ما ۱۲ساله.میخواستم بدونم ایا این اختلاف باعث مشکل در زندگی ما میشه یان؟

    • راهنما   میگوید:

      مسلما این اختلاف سن روی زندگی مشترک شما در آینده اثر خواهد داشت ولی اگر امروز اعتراف به دوست داشتن این فرد دارید بهتره خوب فکر کنید چون باید یک عمر به این گفته خودتون وفادار باقی بمانید
      زدواج پیوند بین دو انسان و دو خانواده است که اجزای اصلی و اساسی آن زن و مرد می باشند و هر قدر بین این اجزای و عناصر هماهنگی، تناسب و سنخیت بیشتری باشد، آن پیوند استوارتر، مستحکم تر، پرثمرتر و لذت بخش تر خواهد بود.علم و تجربه گویای آن است که علت اساسی بیشتر ناهنجاری ها و ناسازگاری های زندگی زناشویی عدم تناسب و ناهماهنگی بین زن و شوهر است، بنابراین شناخت اموری که موجب هماهنگی و تناسب بین زوجین است ضروری و لازم است و به هیچ وجه نباید این مساله را به بعد از ازدواج موکول کرد. یکی از امور مساله تناسب و هماهنگی در سن زوجین است.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر شما به ایشون علاقه دارید یعنی ممکنه علاوه بر اختلاف سنی یک سری موارد اختلافی دیگر رو نادیده بگیرید .که توصیه می کنم حتما از مشاوره پیش از ازدواج بهره ببرید .برای مرد بزرگتر بودن نسبت به شرایط بالعکس انقدر مشکل افرین نمی شود مخصوصا برای زنانی که در تصوراتی که برای همسر اینده شان دارند دنبال فردی حامی و پدرگونه هستند .این اختلاف سنی نه نتها برای انها ازاردهنده نیست بلکه جذابیت هایی دارد که این افراد را در زندگی زناشویی هم موفق می کند .شما خودتون باید ملاک ها و شرایط رو بسنجید اگر فکر می کنید سطج هیجان و ابراز هیجانی که شما نیاز دارید را این فرد دارد و به لحاظ عاطفی تامین کننده است و اخلاق او مورد پذیرش است اقدام کنید در غیر این صورت قطعا با مشکل مواجه خواهید شد .موفق باشید

  • مسعود   میگوید:

    سلام پسری دارم ۲٫۵ ساله بسیار پرخاشگر و عصبانی و شیطون ولجباز و بهانه گیر میخوام بدونم باید چکار کنم تا این مشکلات رفع بشه ممنون میشم راهنمایی کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      لل پرخاشگری ، بد دهنی و عصبانیت در کودکان و راه های کنترل آن
      تعاریف پرخاشگری
      روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساساً با هم توافق ندارند. موضوع اصلی این است که آیا باید پرخاشگری را براساس پیامدهای قابل دیدن آن تعریف کنیم یا براساس مقاصد شخصی که آن را نشان می دهد.

      گروهی پرخاشگری را رفتاری می دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می تواند آسیب برساند. پرخاشگری ممکن است بدنی باشد ( زدن – لگد زدن – گاززدن) یا لفظی ( فریاد زدن، رنجاندن) یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران ( چیزی را به زور گرفتن)، نقطه قوت این تعریف عینی بودن آن است به رفتار قابل مشاهده اطلاق می شود. نقطه ضعف آن این است که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود.

      پرخاشگری وسیله ای رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی؛ پرخاشگری خصمانه رفتاری است در جهت آسیب رساندن به دیگران ، بیشتر پرخاشگری های بین کودکان کوچک از نوع «وسیله ای» است.

      این نوع پرخاشگری به خاطر متعلقات است. کودکان از یکدیگر اسباب بازی می قاپند، یکدیگر را هل می دهند تا به اسباب بازی که می خواهند بازی کنند دست یابند. به ندرت اتفاق می افتد که کودکان بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست به پرخاشگری بزنند.

      پرخاشگری را باید از جرئت ورزی متمایز دانست. جرئت ورزی، دفاع از حقوق یا متعلقات (مانند ممانعت کودک از این که کسی به اسباب بازی اش دست بزند) یا بیان امیال و آرزوها را بر می گیرد.مردم معمولاً شخص با جرئت را پرخاشگر می دانند، در صورتی که کسی که از حق خود دفاع می کند با جرئت است نه پرخاشگر.

      تغییرات رشدی
      کودکان در ۱۲ ماهگی وقتی با هم هستند شروع به ابراز رفتار پرخاشگرانه وسیله ای می کنند یعنی رفتار پرخاشگرانه آنان غالباً به خاطر اسباب بازی و متعلقات دیگر است و در ارتباط با همسالان ابراز می شود. کودکان گاهی اوقات به والدین و کودکان بزرگتر حمله ور می شوند، ولی این گونه پرخاشگری در مقایسه با پرخاشگری با همسالان، نسبتاً نادر است. کودکان همچنان که به سال های پیش از مدرسه و مدرسه نزدیک می شوند، کمتر دست به اعمال پرخاشگرانه می زنند و در نوع پرخاشگری آنان هم تغییراتی ایجاد می شود. یعنی وقتی که پرخاشگری ابراز می شود غالباً خصمانه است و کمتر «وسیله ای» است. به این معنا که کودکان برای به دست آوردن هدف های وسیله ای کمتر مستقیماً از حربه های جسمانی استفاده می کنند؛ ولی وقتی که به کسی حمله لفظی یا بدنی می کنند بیشتر امکان دارد که با قصدی خصمانه این کار را کرده باشند.

      پرخاشگری لفظی، دست کم در سال های قبل از مدرسه افزایش می یابد.
      ثبات پرخاشگری
      هرچند که سطح پرخاشگری کودکان از موقعیتی به موقعیت دیگر فرق می کند ولی کودکان از لحاظ تداوم رفتار پرخاشگرانه در طول زمان با هم فرق دارند. کودکانی که در سال های اولیه به شدت پرخاشگرند به احتمال زیاد در جوانی و بزرگسالی هم پرخاشگر خواهند بود و کودکانی که پرخاشگر نیستند به احتمال زیاد در بزرگسالی هم پرخاشگرنخواهند بود.

      بعضی از مطالعات نشان می دهد که ثبات پرخاشگری دخترها در طول زمان کمتر از پسرهاست و چند تحقیق دیگر نشان داده است که دخترها و پسرها از این لحاظ تفاوتی ندارند. البته کودکان به هنگامی که با وقایع تنش زا مثل جدایی پدر و مادر یا به دنیا آمدن کودکی جدید رو به رو می شوند بیشتر پرخاشگر می شوند، ولی پرخاشگری شدید که بیش از چند ماه به طول انجامد غالباً حاکی از تداوم داشتن این الگوی رفتار است. پرخاشگری در حد معمول کمتر جای نگرانی دارد. به خصوص در سال های پیش از مدرسه شاید این اندازه پرخاشگری صرفاً نشان دهنده این باشد که کودک می خواهد انواع مختلف کنش متقابل اجتماعی را داشته باشد.

      ادراک مقاصد دیگران و رفتار پرخاشگرانه
      کودکان در مورد پرخاشگری دیگران برحسب این که آن را عمدی یا تصادفی بدانند قضاوت های متفاوتی می کنند. تحقیقی که پسرهای بسیار پرخاشگر را با پسرهای غیر پرخاشگر مقایسه می کند نشان می دهد که پسرهای پرخاشگر احتمالاً از مقاصد دیگران، درکی متفاوت از پسرهای غیر پرخاشگر دارند. براساس درجه بندی معلمان و همسالان تعدادی از پسرها در کلاس های دوم، چهارم، ششم به عنوان بسیار پرخاشگر یا غیر پرخاشگر طبقه بندی شدند. سپس این عده در موقعیتی آزمایشی مشاهده شدند که به آنان برای جور کردن قطعات پازل جایزه ای تعلق می گرفت. قرار بر این شد که وقتی که قسمتی از پازل کامل شد پسر بچه دیگری ( که همدست آزمایشگر) بود آن را به هم بزند. در حالت اول، پسر بچه آن را عمداً به هم زد؛ در حالت دوم، طوری به هم زد که تصادفی جلوه کند و در حالت سوم انگیزه های پسر بچه مبهم بود. کودکان مورد آزمایش این امکان را داشتند که با خراب کردن پازل این کودک «تلافی» کنند. کودکان پرخاشگر و غیر پرخاشگر وقتی که احساس کردند که این کودک عمداً خرابکاری کرده تلافی کردند و وقتی که دیدند عملش غیرعمدی بوده تلافی نکردند، ولی واکنش آنان به انگیزه های مبهم این کودک بدین ترتیب بود که پسر بچه های پرخاشگر تلافی کردند و طوری واکنش نشان دادند که گویی این کودک عمداً این کار را کرده است. کودکان غیر پرخاشگر تلافی نکردند و طوری عمل کردند که گویی اعمال او غیرعمدی بوده است.

      تفاوت های جنسیتی
      پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. این تفاوت در غالب فرهنگ ها و تقریباً در همه سنین و نیز در غالب حیوانات دیده می شود. پسرهابیش از دخترها پرخاشگری بدنی و لفظی دارند. از سال دوم زندگی این تفاوت ها آشکار می شود. براساس مطالعات مشاهده ای در مورد کودکان نوپای بین سنین ۱ تا ۲ سال تفاوت های جنسیتی از لحاظ تعداد پرخاشگری بعد از ۱۸ ماهگی ظاهر می شود و قبل از آن اثری از آن نیست. پسرها به خصوص وقتی که به آنان حمله می شود یا کسی مزاحم کارهایشان می شود تلافی می کنند. در یک مطالعه مشاهده ای در مورد کودکان پیش از مدرسه پسرها فقط اندکی بیش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند، ولی دو برابر دخترها تلافی کردند. شاید این که پسربچه بالقوه پرخاشگر است یا می تواند آن را بیاموزد علتی فیزیولوژیک داشته باشد. برای مثال پسران ۱ تا ۳ ساله در کلاس های پیش از دبستان از طرف بزرگسالان و همسالان بیش از دخترها به خاطر پرخاشگری مورد توجه قرار گرفتند. این توجه گاهی مثبت بود ( لبخند زدن، ملحق شدن به بازی کودکان) و گاهی تا حدودی منفی ( متوقف کردن کودک یا سر کودک را با چیزی گرم کردن). توجه نشان دادن به رفتار کودک، به هر نحوی که باشد، بیش از بی توجهی به آن باعث تشویق رفتار می شود.

      الگوی خانواده و پرخاشگری
      والدین کودکان به شدت پرخاشگر غالباً به هنگام اعمال قواعد و معیارها خشونت دارند و پرخاشگرند. یکی از پیچیده ترین و جامع ترین روش هایی که برای درک پرخاشگری در خانواده به کار رفته تحقیق «جرالد پاترسون» و همکارانش در مرکز یادگیری اجتماعی «شهر اورگون» بوده است. آنان برای مطالعه الگوهای کنش متقابل خانوادگی در خانه و مدرسه و ارتباط آن با مشکلات رفتاری کودکان مشاهدات مستقیمی انجام داده اند. افراد مورد مطالعه از خانواده هایی بودند که به دلیل مشکلات رفتاری مثل پرخاشگری، دزدی و سایر رفتارهای ضداجتماعی فرزند یا فرزندانشان به درمانگاه رجوع کرده بودند.

      وقتی که واکنش خشونت آمیزی بروز می کند سایر اعضای خانواده کاری می کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه می شوند. برای مثال، برادری بر سر خواهرش فریاد می زند، خواهر بر سر او فریاد می زند و ناسزایی به او می گوید. در این موقع برادرش او را کتک می زند و این ماجرا ادامه می یابد. تمام این ها نشان می دهد که والدین می توانند در پاداش دادن و تنبیه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتی داشته باشند و با استفاده از راه های مؤثر بدون این که با تنبیه شدید همراه باشد پرخاشگری کودکان را کنترل کنند و بازآموزی کودکان در دورانی نسبتاً کوتاه میسراست.

      در آخر باید گفت تلویزیون نیز منبع دیگری است که کودکان به خصوص پسرها از طریق آن رفتار پرخاشگرانه را می آموزند.به طور مثال: خشونت از ارزش های آمریکایی تلقی می شود، پرخاشگری به عنوان یکی از وسایل رسیدن به هدف تشویق می شود. در برنامه های تلویزیونی که یکی از وسایل انتقال چنین ارزش های اجتماعی به کودکان است، به طور متوسط در هر ساعت پنج یا شش بار خشونت بدنی نمایش داده می شود، رفتار پرخاشگرانه شخصیت های تلویزیونی غالباً تقویت می شود: قهرمان این برنامه ها به همان اندازه پرخاشگرند که ضد قهرمان ها. در مطالعه ای کودکان چهار ساله به هنگام بازی آزاد در مهدکودک به مدت سه هفته مورد مشاهده قرار گرفتند و از لحاظ رفتار پرخاشگرانه به دو گروه بالای متوسط و زیر متوسط طبقه بندی شدند. سپس در طول چهار هفته بعد، کودکان به گروه هایی تقسیم شدند که در مهدکودک به مدت تقریباً نیم ساعت برنامه پرخاشگرانه مثل «بت من» و «سوپرمن» یا فیلم های معمولی و یا برنامه های جامعه پسند می دیدند. کودکانی که از اول از لحاظ پرخاشگری در حد بالای متوسط بودند در مدت بازی آزاد و بعد از دیدن برنامه پرخاشگرانه، از خود پرخاشگری بیشتری نشان دادند تا کودکان مشابهی که برنامه های معمولی را دیده بودند. دو گروه از کودکانی که از لحاظ پرخاشگری زیر متوسط بودند و هر کدام یکی از این برنامه ها را دیده بودند واکنششان با هم فرقی نداشت. این الگوهای رفتاری تا دو هفته بعد از پایان گرفتن تماشای این برنامه ها هم چنان ادامه داشت.

      کودکانی که مستعد پرخاشگری هستند با دیدن خشونت از تلویزیون پرخاشگرتر می شوند.

      نحوه کنترل عصبانیت در کودکان

      خواه چهار ساله یا چهل ساله ، همه ما بارها عصبانی شده ایم. اما فردی که در طول زندگی نیاموزد چگونه بر خشم خود مسلط شود ، روابط را خدشه دار و دوستان و اطرافیان را آزرده خاطر می سازد.

      خصیصــــه های ذاتـــــــــی

      مواقعی که فرد عصبانی می شود، میزان عصبانیت او را غالباً شخصیت او معین می کند. حالات فوق العاده حساس ، سرکش ، بی دقت، پرتحرک یا پرخاشگر بودن می تواند بخش رشد یافته ای از یک شخصیت سالم و یا در نهایت یک مبارزه جو باشد. نکته مهم این است که با پی بردن به ضعف رفتاری فرزندتان می توانید پرخاشگری ها را به نقاط قوت تبدیل کنید. وقتی که کودک عصبی در مورد چیزهایی عصبانی می شود که دوست صبور او اصلاً به آن موارد توجهی ندارد ، در این صورت شما نیازبه زمان بیشتری دارید تا جایگزین هایی را به جای عصبانیت به او بیاموزید

      مــــراحل رشـــد

      زمانی که کودک در مرحله رشد فیزیکی یا اجتماعی قرار دارد زمینه بیشتری برای پرخاشگری و عصبانیت در او ایجاد می شود. مراحل مختلف رشد ، عوامل خشم متفاوتی دارند. وقتی به کودک خود که به کاسه توت فرنگی دست درازی کرده، می گویید:” الان اجازه خوردن آنها را نداری”، عصبانی می شود. ولی فرزند بزرگتر شما تحمل جواب مشابه را دارد به دلیل این که او صبر و بردباری را در خود پرورانده است

      جنسیــــت:

      به طور کلی، پسرها خشم خود را راحت تر از دخترها ابراز می کنند و شاید یک توجیه فرهنگی برای آن وجود داشته باشد. به احتمال زیاد والدین و مربیان از پسرها فوران خشم را انتظار دارند و از آن چشم پوشی می کنند در صورتی که گریه رنجورانه یک دختر عصبانی مورد قبول آنهاست. اما کودکان در هر دو جنس نیاز به یادگیری کنترل خشم دارند

      زندگــــــی خانوادگــــــی

      به طور کلی ناراحتی یک کودک به دلیل جدایی والدین ، بیماری ، مرگ ، تولد خواهر یا برادر، تغییر منزل و یا دیگر اتفاق های مهم زندگی ، اغلب در او پنهان می ماند و با بروز عصبانیت و پرخاشگری به کودک آسیب می رساند. زیرا او احساس می کند مورد آزار و اذیت واقع شده و سعی می کند این احساس را منتقل کند. اگر کودک لطیفه ای برای مهار کردن موقعیت حاد روحی بگوید و یا کوله پشتی برادرش را پرت کند ، به هر حال این رفتارها به میزان زیادی به الگوی رفتاری خانواده اش بستگی دارد. مخصوصاً این رفتارها در خانواده هایی شایع است که خشم، داد و فریاد و پرخاشگری هایی مثل ” به هم زدن در” در آنها مشاهده می شود. در بیشتر خانواده هایی که در مقابل احساسات ، اتفاقات و هیجانات ناآرام و سرکوبگر هستند، الگوی دیگری وجود دارد. ” الگوی کودکان رفتارهایی است که آنها در اطرافشان می بینند.”

      با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم

      امروزه‌ بسیاری‌ از خانواده‌ها از خشونت‌ و پرخاشگری‌ فرزندان‌ خود شکایت‌ دارند. آنها تمایل‌ دارند که‌ علت‌ این‌ رفتارها را بدانند و راه‌های‌ پیشگیری‌ و اصلاح‌ رفتار را در این‌ زمینه‌ به‌ کار گیرند. در این‌ نوشتار به‌ تعریف‌ رفتار پرخاشگرانه‌ پرداخته‌ می ‌شود، انواع‌ آن‌ بیان‌ می ‌گردد و راه‌های‌ مناسب‌ مقابله‌ با پرخاشگری‌ مورد بررسی‌ قرار می ‌گیرد

      انواع پرخاشگری‌

      پرخاشگری‌ یک‌ نوع‌ رفتاری‌ است‌ که‌ از خشم‌ و عصبانیت‌ نشأت‌ می ‌گیرد.این‌ رفتار را می ‌توان‌ به‌ دو گروه‌ تقسیم‌ بندی‌ کرد:

      پرخاشگری‌ خصمانه:

      رفتاری‌ است‌ که‌ به‌ منظور صدمه‌ و آزار رساندن‌ به‌ دیگری‌ یا دیگران‌ ابراز می ‌شود؛ و هدف‌ در آن‌ صرفاً آزار رساندن‌ است. مثلاً کودکی‌ کودک‌ دیگر را می ‌زند و یا در مدارس‌ دیده‌ می‌ شود که‌ زنگ‌های‌ تفریح، کودکان‌ در حیاط‌ مدرسه‌ بعضاً به‌ کتک ‌کاری‌ می ‌پردازند

      پرخاشگری‌ وسیله‌ ای:

      رفتاری‌ است‌ که‌ فرد به‌ وسیله‌ آن‌ خواستار به‌ دست ‌آوردن‌ هدفی‌ دیگر است‌ و ابداً قصد حمله‌ به‌ دیگران‌ یا اذیت‌ کردن‌ آنها را ندارد. البته‌ در این‌ میان‌ ممکن‌ است‌ لطمه‌ ای‌ نیز به‌ کسی‌ وارد شود. مثلاً کودکی‌ بزهکار کیف‌ خانمی‌ را می ‌رباید تا به‌ این‌ وسیله‌ مورد تشویق‌ و تأیید گروه‌ همسالان‌ قرار گیرد

      ممکن‌ است‌ پرخاشگری‌ جنبه‌ انتقام‌ گیری‌ نیز داشته‌ باشد. یعنی‌ کودکی‌ که‌ مورد اذیت‌ و آزار قرار گرفته‌ و نتوانسته‌ خشم‌ خود را ابراز کند، اکنون‌ با پرخاشگری‌ به‌ کاهش‌ اضطراب‌ خود می ‌پردازد. در این‌ جا پرخاشگری‌ وسیله‌ ای‌ است‌ که‌ کودک‌ با توسل‌ به‌ آن‌ می ‌خواهد به‌ هدف‌ خود یعنی‌ کاهش‌ اضطراب‌ دست‌ یابد.

      جهت‌ پرخاشگری‌ ممکن‌ است‌ به‌ یکی‌ از این‌ دو صورت‌ باشد:

      الف) پرخاشگری‌ درونی‌

      ب) پرخاشگری‌ بیرونی‌

      چنانچه‌ جهت‌ پرخاشگری‌ به‌ طرف‌ درون‌ باشد، کودک‌ خشم‌ را به‌ درون‌ خود می ‌افکند و دچار خشم‌ فرو خورده‌ می‌ شود. پیامد چنین‌ عملی‌ می‌ تواند افسردگی‌ نیز باشد. کودکان افسرده در واقع‌ از دست‌ خودشان‌ عصبانی‌ هستند.

      خشم‌ درونی‌ عصبانیت ‌ و نارضایتی‌ از خود را به‌ وجود می ‌آورد.

      خشم‌ بیرونی؛ کودک‌ ممکن‌ است‌ خشم‌ خود را به‌ صورت‌ رفتارهایی‌ از قبیل‌ فریاد کشیدن، پا به‌ زمین‌ کوبیدن‌ یا پرتاب ‌کردن‌ اشیا بروز دهد.

      علل‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ در کودکان‌ :

      ۱٫الگوپذیری‌ کودکان‌ از والدین‌

      یکی‌ از دلایل‌ بسیار مهم‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ یادگیری‌ است. یعنی‌ کودکانی‌ که‌ الگوهای‌ رفتاری‌ پرخاشگرانه‌ داشته‌ اند، همانند الگوهای‌ خود رفتار می ‌کنند. چنانچه‌ پدر یا مادری‌ خلق ‌و خویی‌ عصبانی‌ و پرخاشگر داشته‌ باشند، مسلماً فرزندشان‌ نیز پرخاشگر خواهد شد. این‌ رفتار توسط‌ کودک‌ یاد گرفته‌ می ‌شود. از آنجا که‌ کودکان‌ با والدین‌ همانند سازی‌ می ‌کنند، بنابراین‌ بسیاری‌ از رفتارهای‌ پدر و مادر ناخودآگاه‌ توسط‌ فرزندان‌ فرا گرفته‌ می ‌شود. توضیح‌ این‌ که‌ فرایند همانند سازی‌ کاملاً ناخودآگاه‌ صورت‌ می ‌پذیرد.

      نکته‌ دیگر این‌ که‌ حتماً لازم‌ نیست‌ والدین‌ با خودِ کودک‌ پرخاشگری‌ کرده‌ باشند؛ چنانچه‌ او شاهد رفتارهای‌ خشونت ‌بار پدر و مادر با افراد دیگر نیز باشد، این‌ گونه‌ رفتار را فرامی‌ گیرد. بنابراین‌ کودکان‌ از طریق‌ مشاهده، رفتارهای‌ والدین‌ را می ‌آموزند.

      بر این‌ نکته‌ می توان تأکید کرد‌ که‌ کودکان‌ با چشمان‌ خود می ‌آموزند؛ یعنی‌ آن‌ چه‌ را مشاهده‌ می ‌کنند، یاد می ‌گیرند؛ حتی‌ اگر آن‌ رفتار به‌ طور مستقیم‌ در مورد خود آنها صورت‌ نگیرد.

      ۲٫ کودکان‌ ناکام‌ پرخاشگر می‌ شوند

      ناکامی ‌ یکی‌ از مسائلی‌ است‌ که‌ به‌ پرخاشگری‌ می‌ انجامد. وقتی‌ کودک‌ به‌ هدف‌ خود دست‌ نیابد و ناکام‌ شود، یکی‌ از رفتارهایی‌ که‌ از او سر می‌ زند پرخاشگری‌ است.

      ۳٫ اضطراب‌ و پرخاشگری‌

      کودکان‌ مضطرب‌ نمی ‌توانند کودکان‌ آرامی‌ باشند. آنها رفتارهایی‌ پرخاشگرانه‌ از خود بروز می ‌دهند؛ البته‌ بلافاصله‌ پشیمان‌ می ‌شوند و از والدین‌ خود عذرخواهی‌ می‌ کنند. اگر از کودک‌ مضطرب‌ بپرسیم‌ که‌ چرا پرخاش‌ می‌ کنی‌ و عصبانی‌ هستی؛ خواهد گفت‌ نمی‌ دانم.؛ یا خواهد گفت‌ دست‌ خودم‌ نیست.

      ۴٫ پرخاشگری، نشانه‌ای‌ از تضادهای‌ درونی‌

      گاهی‌ کودکان‌ در دوگانگی‌ و تضادهای‌ درونی‌ قرار می‌ گیرند. یا بهتر بگوییم، گاهی‌ بر سر دو راهی‌هایی‌ گیر می ‌کنند و نمی‌ دانند کدام‌ راه‌ را انتخاب‌ کنند؛ و این‌ حالت‌ آنها را دچار تعارض، اضطراب‌ و خشم‌ می ‌کند. مثلاً کودکی‌ که‌ دوست‌ دارد نزد مادرش‌ در منزل‌ بماند و از طرفی‌ وقتی‌ می ‌بیند تمام‌ کودکان‌ به‌ مدرسه‌ می‌ روند، همزمان‌ تمایل‌ به‌ مدرسه ‌رفتن‌ نیز دارد، دچار دوگانگی‌ می ‌شود. به‌ کودکان‌ خود کمک‌ کنیم‌ که‌ در دو راهی‌های‌ زندگی، مدتی‌ طولانی‌ قرار نگیرند. آنها بایستی‌ به ‌سرعت‌ و با دقت‌ درست ‌ترین‌ کار را انجام‌ دهند.

      ۵٫ پرخاشگری‌ و افسردگی‌

      پرخاشگری‌ و کج خلقی در کودکان‌ چنانچه‌ با علامت‌های‌ دیگر همراه‌ باشد، می ‌تواند نشانه ‌ای‌ از افسردگی‌ باشد که‌ در این‌ صورت‌ لازم‌ است‌ شرایط‌ زندگی‌ کودک‌ تمام‌ و کمال‌ مورد بررسی‌ قرار گیرد.

      ۶٫ پرخاشگری؛ بیماری‌ها؛ مصرف‌ دارو

      بعضی‌ از بیماری‌ها به‌ مصرف‌ دارو نیاز دارد و ممکن‌ است‌ از عوارض‌ جانبی‌ داروها کج ‌خلقی‌ و رفتارهایی‌ باشد که‌ خشونت‌ را برمی‌ انگیزند.

      ۷٫ خشونت‌ و مدرسه‌

      گاهی‌ کودکان‌ در مدرسه‌ قربانی‌ خشونت‌ می ‌شوند؛ و این‌ قربانی‌ شدن‌ باعث‌ می ‌شود که‌ خود آنها نیز عامل‌ خشونت‌ شوند.

      عواملی‌ که‌ به‌ خشونت‌ در مدرسه‌ می ‌انجامند، عبارت اند از:

      -وقتی‌ کودکی‌ توسط‌ دانش‌ آموزان‌ دیگر مورد تمسخر قرار گیرد

      – وقتی‌ کودکی‌ توسط‌ دانش ‌آموزان‌ دیگر کتک‌ بخورد و قادر به‌ دفاع‌ از خود نباشد.

      – وقتی‌ کودکی‌ همیشه‌ از مشاجرات‌ فرار می‌ کند و حتی‌ در مواقعی‌ به‌ گریه‌ متوسل‌ می ‌شود.

      – وقتی‌ کودکی‌ مرتب‌ اشیا، وسایل‌ و پول‌ خود را گم‌ می ‌کند.

      – وقتی‌ کودک‌ از لحاظ‌ ظاهری‌ (پارگی‌ لباس‌ و یا نامناسب ‌بودن‌ آن) مورد تمسخر قرار می‌ گیرد.

      – خجالتی ‌بودن‌ و سکوت‌ مکرر در کلاس.

      – افت‌ تحصیلی، افسردگی‌ و ناراحت ‌بودن.

      این‌ عوامل‌ کودک‌ را قربانی‌ خشونت‌ دیگران‌ می ‌کند و خود کودک‌ نیز عامل‌ خشونت‌ می ‌شود و رفتارهای‌ پرخاشگرانه‌ از او سر خواهد زد.

      درمان‌ پرخاشگری در کودکان ( با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم )

      برای‌ درمان‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ اولین‌ گام‌ این‌ است‌ که‌ نوع‌ پرخاشگری‌ آنها و علت‌ آن‌ را براساس‌ توضیحاتی‌ که‌ ارائه‌ شد شناسایی‌ کنیم؛ و پرخاشگری‌ را به‌ صورت‌ موردی‌ برطرف‌ نماییم.

      – در مورد کودک‌ پرخاشگری‌ که‌ الگو پذیری‌ عامل‌ این‌ گونه‌ رفتار او بوده، باید روی‌ الگوی‌ کودک‌ کار کرد و راه‌های‌ دیگری‌ جز پرخاشگری‌ را به‌ آن‌ الگو آموخت.

      – اگر پرخاشگری‌ در اثر ناکامی‌ به‌ وجود آمده‌ باشد، بایستی‌ کودک‌ ناکام‌ را در رسیدن‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ و دوست‌ داشتنی‌ کمک‌ کنیم.

      – در مواردی‌ که‌ علت‌ پرخاشگری‌ اضطراب‌ است، باید از نگرانی‌ درونی‌ و اضطراب‌ کودک‌ مطلع‌ شویم.

      ورزش ‌کردن‌ برای‌ این‌ کودکان‌ بسیار مؤثر است‌ و باعث‌ تخلیه‌ هیجانی‌ می‌ شود.

      – در کشمکش‌های‌ درونی‌ بایستی‌ کودک‌ را از حالت‌ دوگانگی‌ خارج‌ ساخت. کمک‌ به‌ کودکان‌ در تصمیم ‌گیری، باعث‌ می ‌شود که‌ بیاموزند به‌ حالت‌های‌ دوگانه‌ درونی‌ خود پایان‌ بخشند.

      – در پاره‌ای‌ از موارد، کودک‌ افسرده‌ پرخاشگری‌ شدیدی‌ از خود نشان‌ می‌ دهد. در این‌ میان‌ لازم‌ است‌ به‌ این‌ نکته‌ پی‌ ببریم‌ که‌ او چه‌ چیز دوست‌ داشتنی‌ را از دست‌ داده‌ و چگونه‌ می ‌شود مورد از دست‌ رفته‌ را برای‌ او جبران‌ کنیم.

      – در مورد پرخاشگری، شیطنت‌ و مصرف‌ دارو بایستی‌ حتماً با پزشک‌ متخصص‌ ارتباط‌ داشته‌ باشیم‌ تا کودک‌ از نزدیک‌ مورد معاینه‌ قرار گیرد.

      – هنگامی‌ که‌ کودک‌ قربانی‌ خشونت‌ در مدرسه‌ شده‌ است، بایستی‌ با مسئولان‌ مدرسه‌ صحبت‌ کنیم‌ و لازم‌ است‌ که‌ ایشان‌ طبق‌ قانون‌ و مقررات‌ خاص‌ با کودکان‌ خشونت گرا برخورد کنند؛ و نیز کودکانی‌ را که‌ قربانی‌ خشونت‌ شده‌اند براساس‌ رفتارهای‌ خوبشان‌ مورد تشویق‌ و تأیید قرار دهند.

      – چنانچه‌ نوع‌ پرخاشگری‌ کودک‌ خصمانه‌ است، بایستی‌ کودک‌ را از آزار و اذیت‌ کردن‌ دور کنیم‌ تا مجبور نباشد برای‌ تلافی‌ و انتقام، افراد دیگر را اذیت‌ کند؛ و اگر پرخاشگری‌ از نوع‌ وسیله‌ ای‌ است، بایستی‌ راه‌های‌ دیگری‌ را جهت‌ مطرح‌ کردن‌ کودک‌ برگزینیم‌ تا او ناچار نباشد از روش‌ خشونت‌ برای‌ جلب‌ توجه‌ استفاده‌ کند.

      نتیجه‌ گیری‌

      به‌ طور کلی‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ بیشتر عامل‌ بیرونی‌ دارد و فقط‌ در موارد خاص‌ به‌ علل‌ درونی‌ مربوط‌ می‌ شود. والدین‌ در درجه‌ اول، بایستی‌ محرک‌های‌ محیطی‌ را که‌ باعث‌ تحریک‌ خشم‌ و ایجاد خشونت‌ در فرزندشان‌ می ‌شود شناسایی‌ و سپس‌ برای‌ رفع‌ آن‌ به‌ کمک‌ روان شناسان‌ و متخصصان‌ اقدام‌ نمایند.

      روش هایی برای درمان پرخاشگری کودکان

      ۱- محدودیت هایی برای کنترل پرخاشگری وضع کنید و آنها را به اطلاع کودک برسانید.

      ۲- مدل های پرخاشگری را به حداقل برسانید. می توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید:

      الف) ساعاتی را که کودک فیلم های خشونت آمیز تلویزیونی می بیند، محدود کنید.

      ب)فیلم ها، تصاویر و روزنامه کودک را به دقت انتخاب کنید.

      ج) الگوهایی را در اختیار کودک بگذارید که پرخاشگرانه نباشند.

      ح)همراه کودک برنامه های تلویزیونی را ببینید و صحنه پرخاشگرانه آن را تفسیر کنید.

      ۳- همدلی را افزایش دهید. آگاهی کودک را نسبت به رنجی که بر اثر پرخاشگری او در افراد یا حیوانات به وجود می آید، افزایش دهید.

      ۴- رفتارهایی را که مغایر با رفتار پرخاشگرانه است، تقویت کنید.

      ۵- به جای کودک پرخاشگر، به کودکی که به وی پرخاش شده توجه کنید.

      ۶- نحوه ی ارتباط کودک را با افرادی که با او زندگی می کنند، مورد بررسی قرار دهید.

      ۷- اگر قرار است کودک به دلیل رفتار خشونت آمیزش تنبیه شود، بهتر است به طریقی باشد که منجر به حمله انتقامی و تلافی جویانه از طرف کودک نشود.

      ۸- فرصت تخلیه هیجانات را برای کودک فراهم کنید.

      ۹- مباحث گروهی یا خانوادگی را که تأکید بر همکاری با دیگران دارد، به کار گیرید.

      ۱۰- همکاری، مسئولیت و پیگیری مسائل مورد علاقه را با دادن مسئولیت به کودکان تشویق کنید.

      ۱۱- برای مهارِ رفتار کودکان، فنون محروم سازی ممکن است تا حدودی مفید واقع شود. بنابراین رفتارهای پسندیده را به وضوح تشریح کنید و پاداش ها و کیفرهای آنها را بیان نمایید.

      ۱۲- فعالیت های ساعتی او را در صورت امکان با شرکت کودکی دیگر طراحی کنید.

      ۱۳- از تنبیهات بدنی پرهیز کنید.

      ۱۴- علت رفتار پرخاشگرانه وی را بیابید.

      ۱۵- ثبت وقایع روزانه، بازی درمانی، بازی های جالب، جمله سازی و گوش دادن فعال ممکن است به عنوان کمکی در جهت درک کودکان خشن به کار گرفته شود.

      ۱۶- به کودک بفهمانید که با هر رفتار خشونت آمیز، خود را از شما بیشتر دور می کند.

      ۱۷- از کودک پرخاشگر بخواهید الگوی مطلوبی برای خود بیابد و فهرستی از رفتارهای الگو را در کوتاه مدت اجرا نماید.

      ۱۸- با کودک قرارداد رفتاری ببندید تا برای رفتارهای مطلوبش جایزه دریافت کند و نتیجه اعمال نامطلوبش را ببیند.

      الگوهای پرخاشگری در کودکان

      همه جوامع باید راه هایی را بیابند تا مانع از آن شوند که اعضای آن به هم آسیب برسانند. همه مردم رفتار پرخاشگرانه را تا اندازه ای کنترل می کنند ولی از لحاظ ارزشی که برای آن قایلند و میزان محدود کردن آن ، با هم فرق دارند.

      برای مثال، در میان قبایل سرخپوست آمریکایی، کومانچی ها و آپانچی ها کودکانشان را جنگجو بار می آورند و حال آنکه هوپیها وزونی ها به فرزندانشان صلح جویی و رفتار غیر پرخاشگرانه می آموزند. اصولاً در فرهنگ آمریکای برای پرخاشگری و سرسختی ارزش قایلند.

      چرا فرزندم با خشونت رفتار می کند ؟

      نوجوانان خشونت گرا معمولاٌ قدرت کنترل رفتار خود را ندارند و ، رسوم و اخلاقیات جامعه ای را که در آن زندگی می کنند ، زیر پا می گذارند . تحقیقات نشان می دهد که پسران بیش از دختران در رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه خود از نیروی بدنی استفاده می کنند . اما دختران بیشتر متوسل به جدال های لفظی می شوند . این گونه افراد معمولاً در میان گروه به عنوان افرادی گستاخ ، بی تربیت و بی رحم نسبت به اطرافیان و همسالان ، شناخته می شوند .

      علل
      ۱- خشونت در قالب پرخاشگری فیزیکی یا لفظی ممکن است ناشی از ناکامی های اساسی باشد یا به دلیل وجود مدل های پرخاشگرانه در محیط زندگی ( خانه یا مدرسه ) نوجوان ایجاد شود .

      ۲- نوجوانان خشن معمولاٌ والدینی پرخاشگر دارند که روش های تربیتی آنها بیشتر مبتنی بر سخت گیری ، خشونت و تنبیه بدنی است .

      ۳- عامل وراثت هم می تواند در رفتار خشن یک نوجوان نقش داشته باشد که بیشتر رفتاری اکتسابی و آموخته شده است . تحقیقات نشان می دهد که در اغلب مواقع ، تربیت های کارآمد و قوی می تواند آثار وراثت را تحت پوشش خود قرار دهد .

      ۴- نوجوانی که پرتوقع و نازپرورده بار آمده است و انتظار دارد که همگان به خواست های او احترام بگذارند ، هنگام برآورده نشدن انتظاراتش ، عصبانی می شود و ، به خشونت و پرخاشگری متوسل می گردد .

      ۵– نابسامانی های خانواده می تواند از عوامل دیگر ایجاد خشونت در قالب پرخاشگری باشد. مانند غیبت های طولانی پدر یا مادر ، درگیری و اختلاف ، جدایی و متارکه و محیط های زندگی دور از تفاهم و مسالمت .

      پیشگیری و درمان
      ۱- در دوران بلوغ که بحران روحی و عاطفی نوجوان را در بر می گیرد ، بهترین راه برای پیشگیری از خشونت ، مسامحه و سازگاری است. اغماض ، گذشت و نادیده گرفتن رفتارهای او همراه با آرامش ، در اغلب مواقع از استمرار و پیشروی خشونت در قالب پرخاشگری های فیزیکی و لفظی جلوگیری می کند .

      ۲- راهنمایی و مشاوره با دانش آموز در خصوص عواقب خشونت و آثار اجتماعی آن و همچنین مشاوره با خانواده دانش آموز درباره کاهش رفتارهایی که منجر به خشونت نوجوان می شود ، بسیار مؤثر خواهد بود.

      ۳- ایجاد زمینه ی فعالیت های مؤثر در خانه و مدرسه برای اشتغال بیشتر نوجوان و تخلیه انرژی های جسمی و روانی او در کاهش خشونت و رفتارهای پرخاشگرانه بسیار تأثیرگذار است .

      ۴- خودداری مدرسه از به کاربردن روش های انضباطی غلط و ایجاد فضای صمیمی تر میان معلمان و دانش آموزانِ نوجوانِ خشونت گرا ، به کاهش رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه می انجامد .

      کودکان و خشونت در تلویزیون

      تلویزیون می تواند عامل مؤثری در رشد و تحول سیستمهای ارزشی ، و شکل دهنده رفتار باشد ؛ ولی متأسفانه بسیاری از برنامه های تلویزیون مروّج خشونت هستند. با تحقیق در مورد تأثیر برنامه های خشونت آمیز تلویزیون بر کودکان و نوجوانان ، معلوم شده است که آنها :

      ۱- ترس از خشونت ندارند؛

      ۲- به تدریج می پذیرند که خشونت راهی برای حل مشکل است ؛

      ۳- به تقلید خشونت می پردازند؛

      ۴- ناخودآگاه با شخصیت های خاصی چه قربانیان و چه قربانی کنندگان همانند سازی می کنند. لازم به ذکر است که همانند سازی ، ناآگاهانه و بسیار خطرناک است ولی الگو برداری آگاهانه است .

      مشاهده خشونت در برنامه های تلویزیونی باعث پرخاشگری در کودکان می شود. گاهی اوقات حتی دیدن یک برنامه خشونت آمیز می تواند پرخاشگری را افزایش دهد. کودکانی که مکرراً نمایشهایی پر از خشونت را تماشا می کنند و ازاین کار منع هم نمی شوند، به احتمال زیاد ، به تقلید آنچه می بینند می پردازند.

      اثر خشونت تلویزیونی ممکن است فوراً در رفتار یا گفتار کودک نمودار شود و یا سالها بعد خود را نشان دهد. البته خشونت تلویزیونی تنها علت پرخاشگری یا رفتار خشونت آمیز نیست ولی از عوامل مهم تلقی می شود.والدین می توانند با استفاده از راههای پیشنهاد شده ی زیر کودکان خود را از خشونت مفرط تلویزیونی محافظت کنند.

      ۱- به برنامه هایی که کودکان می بینند توجه کنید و بعضی از آنها را همراه کودک خود ببینید. چنانچه کودک خود را به هنگام تماشای برنامه های خاص تلویزیونی همراهی کنید ، می توانید سؤالهای او را بهتر برایش توضیح دهید و جلوی کج فهمی او را بگیرید.

      ۲- زمان تماشای برنامه های تلویزیونی را محدود کنید. توجه داشته باشید که تلویزیون را نباید دراتاق خواب بچه ها قرار دهید. با این عمل خود باعث می شوید که کودک با اثرات منفی برنامه های خشونت آمیز تلویزیونی ، به خواب نرود ؛ همچنین نظم ساعت خواب و بیداری او مختل نمی شود.

      ۳- به کودکان خود تذکر بدهید که اگر چه هنرپیشه حقیقتاً مجروح نشده یا به قتل نرسیده است ، لکن این گونه خشونتها در دنیای واقعی یا بسیار دردناک است یا منجر به مرگ می شود.

      ۴- هنگامی که برنامه های خشونت آمیز پخش می شود، یا کانال را عوض کنید یا تلویزیون را خاموش کنید. توضیح دهید که مشکل آن برنامه چیست و به گونه ای با منطق درخور فهم کودک ، آسیب و ضرر موجود در آن برنامه را توضیح دهید تا میل کودک یا اصرار او برای تماشای این گونه برنامه ها کاهش یابد.

      ۵- در حضور بچه ها صحنه های خشونت آمیز را تأیید نکنید و بگویید که بدترین شیوه برای حل یک مشکل، روش خشونت آمیز است.

      ۶- تأثیر همسن و سالان و دوستان و همکلاسی ها باید به حداقل برسد. به این منظور با والدین بچه های دیگر تماس بگیرید و در مورد نوع برنامه ها ی تلویزیون و مدت زمان مناسب برای تماشای تلویزیون توافق کنید.

      والد ین با استفاده از این روشها می توانند اثر مخرب تلویزیون را در دیگر حیطه های زندگی از قبیل شکل گیری ها و قالب پذیری های جنسیتی یا نژادی پیشگیری کنند. مدت تماشای تلویزیون توسط کودکان ، جدا ازمحتوای آن باید کم شود چون کودکان را از پرداختن به فعالیت های مفید دیگر از قبیل مطالعه، بازی با دوستان و رشد و پرورش علائق خود باز می دارد.

      اگر والدین در امر محدود کردن کودکان خود مشکل دارند یا نگرانی هایی در باب چگونگی رفتار خود در مقابل واکنش های کودک نسبت به برنامه های تلویزیونی دارند، می بایست با یک روان شناس کودک و نوجوان مشاوره کنند و از رهنمودها و تجارب او برخوردار شوند.

      بازی‌های خشن موجب پرخاشگری کودکان می‌شود

      تحقیقات انجام شده بر روی کودکان و نوجوانان حاکی از آن است که بازی‌های ویدیویی خشن، پرخاشگری در کودکان را افزایش می‌دهد.

      تحقیقات انجام شده حاکی از آن است انجام بازی‌های کامپیوتری و ویدویی خشونت آمیز، پرخاشگری در کودکان و نوجوانان را افزایش می‌دهد.
      این تحقیقات به مدت ۲۰ سال بر روی کودکان و نوجوانان انجام شده است. آزمایشاتی که بعد از انجام بازی های خشونت آمیز بر روی کودکان انجام شده است نشان می‌دهد که این افراد بعد از بازی حرکات پرخاشگری از خود نشان می‌دهند.
      معلمان ۶۰۰ دانش‌اموز ۱۳ تا ۱۵ سال می‌گویند: دانش‌آموزانی که وقت بیشتری را برای بازی‌های خشونت آمیز صرف می‌کنند بیشتر از دانش‌آموزان دیگر حالت‌های خصمانه در بحث‌ها به خود می‌گیرند.
      این نتایج در گردهمایی سالانه انجمن روانشناسی آمریکا مطرح شده است و در این نشست کارشناسان خواستار کاهش برنامه‌ها و بازی‌های خشونت آمیز برای کودکان و نوجوانان شده‌اند.
      همچنین از والدین خواسته‌اند که برای مراقبت از سلامت کودکان خود باید بر بازی‌های کودکان نظارت بیشتری داشته باشند.
      بازی‌های کامپیوتری و ویدیویی تاثیرات بسیار زیادی بر روی کودکان دارند زیرا در این بازی‌ها کودک خود را قهرمان داستان می‌بیند و با انجام جنایت و خشونت به پیروزی می‌رسد.

      کودکان ناسزاگو

      امروزه‌ بسیاری‌ از والدین‌ نگران‌ بددهانی‌ یا بدزبانی‌ فرزندانشان هستند و از خود می ‌پرسند که‌ آنها این‌ صحبت ها را چگونه‌ یاد گرفته ‌اند؟ چرا این‌ اتفاق‌ برای‌ فرزند ما افتاده؟ آیا خودمان‌ مقصر بوده‌ایم؟ جمعی‌ از والدین‌ می‌ گویند، ما که‌ این‌ حرف های‌ زشت‌ را بر زبان‌ نمی‌ آوریم، پس‌ چگونه‌ فرزندمان‌ چنین‌ حرف هایی‌ می‌ زند؟! در نهایت‌ نیز این‌ سؤال‌ برایشان‌ مطرح‌ است‌ که‌ چه‌ باید کرد تا کودک‌ این‌ عادت‌ ناپسند را ترک‌ کند. در این‌ نوشتار به‌ علل‌ اصلی‌ بدزبانی‌ و راه‌ حل هایی‌ برای‌ رفع‌ آن‌ اشاره‌ شده‌ است.

      علت ها

      همان‌ طور که‌ در بحث های‌ گذشته‌ درباره‌ رفتار کودکان‌ متذکر شدیم، بسیاری‌ از اعمال‌ بچه‌ها از عملکرد والدین‌ نشأت‌ می‌ گیرد. کودکان‌ رفتارهای‌ پدر و مادر را به‌ طور ناخودآگاه‌ درونی‌ می‌ کنند. رفتارهای‌ درون ‌فکنی‌ شده‌ جزو معیارهای‌ نهادینه ‌شده‌ کودک‌ قرار می‌ گیرند و سپس‌ او مطابق‌ این‌ معیارها عمل‌ می‌ کند؛ به‌ این‌ فرآیند همانند سازی‌ می‌ گویند. کودک‌ والدین‌ خود را به‌ عنوان‌ اولین‌ الگوهای‌ زندگی‌ می ‌پذیرد و چون‌ به‌ آنها عشق‌ می‌ ورزد و آنان‌ را سمبل هایی‌ قوی‌ می ‌داند، رفتار والدین‌ برای‌ او شاخص‌ و الگو قرار می‌ گیرد.

      گاهی‌ بین‌ درون‌ فکنی‌ یک‌ رفتار و بروز آن‌ فاصله‌ زمانی‌ وجود دارد؛ برای‌ مثال، کودک‌ گفتاری‌ ناپسند را ماهها قبل‌ از زبان‌ پدر یا مادر شنیده، اما برون‌ ریزی‌ آن‌ امروز صورت‌ می ‌گیرد. این‌ مدت‌ به‌ تشخیص‌ کودک‌ و شرایط‌ او بستگی‌ دارد که‌ چه‌ زمان، چگونه‌ و در برابر چه‌ کسی‌ کلام‌ زشت‌ را به‌ کار برد.

      در بعضی‌ خانواده‌ها، والدین‌ با فرزندان‌ خود بسیار خصمانه‌ رفتار می‌ کنند و در عین‌ حال‌ آنان‌ را آزاد می ‌گذارند. به‌ این‌ گروه‌ از پدر و مادرها، والدین‌ خصمانه‌ آزاد گذارنده‌ می ‌گویند؛ آنها خود از حرف های‌ زشت‌ استفاده‌ می ‌کنند و فرزندان‌ نیز آزادند که‌ این‌ گونه‌ عبارات‌ را به‌ کار برند. یعنی‌ هیچ‌ اقدامی‌ در جهت‌ جلوگیری‌ از این‌ رفتار به‌ عمل‌ نمی‌ آید؛ و یا از نظرتربیتی هیچ‌ گونه‌ تدبیری‌ از طرف‌ والدین‌ برای‌ ترک‌ این‌ عادت‌ در بچه‌ ها صورت‌ نمی‌ گیرد.

      ذکر این‌ نکته‌ ضروری‌ است‌ که‌ چه‌ والدین‌ حرف های‌ زشت‌ را به‌ فرزند خود بگویند و چه‌ در حضور او در برابر فرد دیگری‌ این‌ گونه‌ گفتار را به‌ کار ببرند، کودک ، آنها را می‌آموزد و به‌ وقت‌ نیاز بر زبان‌ می‌آورد.

      از دیگر علت های‌ یادگیری‌ کلام‌ زشت ، ارتباط‌ کودکان‌ با دوستان‌ و با بچه ‌های‌ دیگر است. بسیاری‌ اوقات‌ کودکان‌ عامل‌ بدزبانی‌ یکدیگرند. در مهد کودک ، مدرسه ، کوچه‌ و هر جای‌ دیگری‌ که‌ بچه‌ ها فرصت‌ بازی و به ‌خصوص‌ درگیری‌ با هم‌ را پیدا کنند، ممکن‌ است‌ این‌ بدآموزی‌ صورت‌ بگیرد.

      از دیگر عوامل‌ بروز بدزبانی‌ در بچه‌ها ، به کارگیری‌ کلام‌ زشت‌ به‌ عنوان‌ اعتراض‌ است. کودک‌ با بر زبان ‌آوردن‌ این‌ گونه‌ حرف ها اعتراض‌ خود را نشان‌ می‌دهد؛ این‌ نوعی‌ رفتار تلافی‌ جویانه‌ است‌ که‌ بعضی‌ کودکان‌ در پیش‌ می‌ گیرند. آنها احساس‌ می‌ کنند، فقط‌ با ادای‌ این‌ گونه‌ کلمات‌ است‌ که‌ تخلیه‌ می‌ شوند و می ‌توانند نارضایتی‌ خود را نشان‌ دهند.

      گاهی‌ که‌ کودک‌ خردسال‌ برای‌ اولین ‌بار از کلمات‌ زشت‌ استفاده‌ می‌ کند، موجب‌ خنده‌ و مزاح‌ اطرافیان‌ می‌ شود. این‌ گونه‌ برخورد از همان‌ ابتدا برای‌ او حکم‌ تشویق‌ به‌ انجام‌ این‌ رفتار را خواهد داشت‌ و به ‌تدریج‌ به‌ آن‌ عادت‌ می‌ کند.

      در پاره‌ای‌ از موارد نیز کودکان‌ با بر زبان ‌آوردن‌ حرف های‌ زشت‌ می توانند به‌ خواسته‌ های‌ خود برسند. بنابراین‌ بدزبانی‌ را راهی‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ اهداف‌ خود تلقی‌ می ‌کنند و در درازمدت‌ جزو رفتار آنان‌ خواهد شد.

      راه‌ حل ها

      به‌ هفت‌ علت‌ اصلی‌ برای‌ ناسزاگویی ‌ در کودکان‌ اشاره‌ کردیم؛

      – یادگیری‌ از طریق‌ والدین‌

      – یادگیری‌ از طریق ‌دوستان و بچه‌های‌ دیگر

      -بد آموزی بوسیله فیلم

      – بیان‌ نوعی‌ اعتراض‌

      – رسیدن‌ به‌ خواسته‌ ها و اهداف‌

      – تشویق ‌شدن‌

      – ناکامی‌ و افسردگی
      مسلماً با شناسایی‌ علت‌ رفتار نادرست، می‌توانیم‌ در رفع‌ آن‌ موفق‌ تر عمل‌ کنیم:
      ۱ . چنانچه‌ این‌ گونه‌ رفتار از والدین‌ سرچشمه‌ گرفته‌ باشد، بایستی‌ والدین‌ به‌ طور جدی‌ آموزش‌ داده‌ شوند تا خود را کنترل‌ کنند و چنین‌ رفتاری‌ را حداقل‌ در حضور فرزند انجام‌ ندهند. در ضمن‌ لازم‌ است‌ به‌ کودک‌ گفته‌ شود که‌ این‌ رفتارها درست‌ نیست‌ و اگر هم‌ از والدین‌ سر زده، آنها اشتباه‌ کرده‌اند و دیگر تکرار نخواهد شد. به‌علاوه توصیه‌ می‌ شود اگر پدر و مادر چنین‌ رفتاری‌ را مرتکب‌ شدند، به‌ اشتباه‌ خود اعتراف‌ کنند و حتی‌ از فرزند عذرخواهی‌ نمایند.

      ۲ . اگر دوستان‌ یا بچه ‌های‌ دیگر عامل‌ بدزبانی‌ کودک‌ باشند، بایستی‌ او را از این‌ افراد دور کنیم‌ و به‌ جای‌ آنها دوستان‌ خوب‌ و مؤدب‌ را جایگزین‌ نماییم.

      ۳ . در انتخاب‌ فیلم ها دقت‌ کنیم‌ و چنانچه‌ فیلمی‌ مناسب‌ سن‌ کودک‌ نیست، شرایطی‌ فراهم‌ آوریم‌ که‌ او فیلم‌ را نبیند.

      ۴ . به‌ اعتراضات‌ کودک‌ گوش‌ دهیم‌ و دقیقاً توجه‌ کنیم‌ که‌ او چه‌ می ‌گوید و نسبت‌ به‌ چه‌ چیز اعتراض‌ دارد. دادن‌ یک‌ کمک‌ فوری‌ به‌ کودک‌ در چنین‌ شرایطی‌ بسیار مهم‌ است. روشهای سختگیرانه والدین، اعتراض‌ شدید فرزند را به‌ همراه‌ دارد.

      ۵ . هرگز کودک‌ نباید به‌ این‌ وسیله‌ به‌ خواسته ‌اش‌ برسد؛ بلکه‌ بایستی‌ به‌ او فهماند، چنانچه‌ دست‌ از این‌ نوع‌ رفتار بردارد و حتی‌ از این بابت عذرخواهی‌ کند، به‌ خواسته‌ اش‌ خواهد رسید.

      ۶ . هرگز با شنیدن‌ حرف های‌ زشت‌ کودک‌ به‌ او نخندیم، بلکه‌ اخم‌ کنیم‌ و خود را از وی‌ دور سازیم. با این‌ روش‌ به‌ او نشان‌ می‌ دهیم‌ که‌ رفتار پسندیده‌ای‌ نداشته‌ است.

      ۷ . چنانچه‌ فرزند ناکامی‌ و افسردگی‌ دارد، بهتر است‌ فرصتی‌ فراهم‌ کنیم‌ تا او موفقیت ، شادی و نشاط را تجربه‌ کند. در چنین‌ مواردی‌ بایستی‌ به‌ درمان‌ حالات‌ افسرده ‌وار او بپردازیم.

      – علاوه‌ بر توجه‌ به‌ نکات‌ گفته‌ شده، والدین‌ می ‌توانند با استفاده‌ از روش‌ «یادگیری‌ وسیله ‌ای» ، در جهت‌ رفع‌ عادت‌ بدزبانی‌ در کودکان‌ برآیند. به‌ این‌ ترتیب‌ که‌ هر وقت‌ کودک‌ رفتار ناپسند از خود نشان‌ نداد، به‌ او جایزه‌ای‌ بدهند و به‌ طور مشخص‌ بگویند «این‌ پاداش‌ به‌ این‌ علت‌ بود که‌ امروز حرف های‌ زشت‌ بر زبان‌ نیاوردی‌ و بچه‌ مؤدبی‌ بودی…» با این‌ روش، او می‌فهمد که‌ رفتار ناپسند پاداش‌ نمی ‌گیرد، بلکه‌ موجب‌ اخم‌ و قهر والدین‌ است؛ برعکس‌ رفتار مؤدبانه‌ او تشویق‌ و تأیید می ‌شود.

      بد دهنی کودکان

      این مسئله در بسیاری مواقع یکی از شکایات و معضلات والدین را در مقابل اطفال تشکیل داده و متأسفانه دربسیاری از مواقع خود پدر و مادرها در به وجود آوردن آن نقش داشته اند.
      علائم اختلال:
      برای شروع بحث ابتدا باید دانست که آیا طفل از لحاظ موقعیت درکی در موضعی قرار دارد که قادر به شناخت خوب و بد و زشت و زیبا بوده باشد و یا صرفاً از روی تقلید در سیر رشد کلامی این الفاظ را به کار می برد. کلاً شروع شکل گیری انضباط در اطفال از حوالی ۵/۱ سالگی آغاز می گردد و از آن زمان است که والدین نقش فعال خویش را در این زمینه ایفا خواهند نمود. رفتار و حرکات و سخن گفتن ناشیانه طفل در این زمان از هر لحاظ جالب نظر والدین و اطرافیان بوده و موجب مسرت و شادمانی آنان می گردد. در حوالی سنین ۵/۲ ۳ سالگی که طفل قادر به ادای ۲-۳ کلمه پشت سر هم می باشد بدترین زمان از لحاظ تقلید برخی کلمات ناهنجار می باشد که احیاناً در محیط اطراف طفل ادا می گردد در این زمان مشکل به دو صورت تکوین خواهد یافت:
      اول: آن که ادای الفاظ رکیک و زشت در فرهنگ خانواده خاصی مرسوم بوده و از قبل مورد تقبیح واقع نگردیده باشد که در این صورت طفل با تقلید مستقیم بدین رفتار ناپسند گرایش یافته و آن را در خویش پرورش خواهد داد.
      دوم: آن که برخی وابستگان خانواده مثلاً عمو، دایی و یا حتی خود پدر و مادر لحن کودکانه طفل را مستمسکی جهت تفریح قرار داده و تقلید الفاظ رکیک توسط وی آنان را به خنده و شادی وامی دارد و پرواضح است که بعدها رفع یک عادت کاملاً مستقر شده و ذهنی شده در طفل تا چه اندازه با صعوبت همراه خواهد بود. سپس در زمانی که حدوداً مصادف با ۵-۶ سالگی طفل می باشد پدر و مادر از اینکه کودک خردسال بدون هیچ گونه ابایی به فحاشی ناسزاگویی می پردازد ظاهراً دچار تعجب می گردند در حالی که توجه به زیربنای موضوع جای هیچ گونه شگفتی بجا نخواهد گذاشت.
      بددهنی به صورت علامتی از یک اختلال سلوک:
      اختلالات سلوک در اطفال گروهی از اختلال های رفتاری آنان را تشکیل می دهند. نمونه هایی از این اختلالات شامل دروغ گویی افراطی و آتش افروزی عمدی و فرار از مدرسه می گردد. چنین کودکانی ممکن است متخاصم، بددهن، گستاخ و بی اعتنا بوده و نسبت به بزرگترها رفتار منفی گرایانه نشان دهند.
      سایر موارد شامل:
      بددهنی در اختلالات شخصیت:
      بالاخص در اختلال شخصیت ضد اجتماعی
      بددهنی در پسیکوزهای اطفال:
      که به طور خلاصه دسته ای از بیماری های جدی روانی را تشکیل داده و بیمار در طی حملات تهاجمی بیماری ممکن است به بددهنی و توهین به سایر افراد بپردازد.
      بد دهنی در عقب افتادگی عقلانی:
      وجود رفتار نامتناسب اجتماعی و از جمله پرخاشگری در کودکان دچار عقب ماندگی ذهنی موجود و گاه موجب برانگیختن توجه منفی در مراقبین آنان می گردد. روش های پیش گیری از بیماری در بسیاری موارد آنچنان که ذکر گردید عدم رعایت برخی موازین اخلاقی در خانواده باعث الگوبرداری توسط طفل گردیده و مسلماً با ارشاد اعضای خانواده می توان از ایجاد این عادت زشت جلوگیری نمود. در همین جا باید به بزرگترها تذکر داد که هیچگاه ولو به شوخی به ذکر الفاظ رکیک و زشت نزد اطفال اقدام ننموده و اگر هم طفل این لغات و اصطلاحات را به کار برد به ابراز شادی و خنده نپردازند.

      همچنین یکی از نکات شاخص آموزش و پرورش در محیط اجتماعی اطفال و من جمله مدارس تعلیم اصول عالیه اخلاقی است که مانع از تکوین بسیاری عادات زشت و من جمله هرزه گویی خواهد گردید. گنجاندن این گونه مفاهیم عالی در برنامه رسمی تعلیمات مدارس مسلماً مثمر ثمر خواهد بود. درمان های اولیه و در دسترس به هر حال هرگاه پدر و مادر مواجه با هرزه گویی در طفل خویش گردند بهترین توصیه آن است که با نشان دادن رفتاری حاکی از نارضایتی به طفل بفهمانند که رفتار وی مقبول نظر آنان نمی باشد. این طرز رفتار بسیار مؤثرتر از تنبیه جسمانی طفل بوده و در بسیاری موارد موجب ترک عادت مزبور می گردد.
      در چه صورت باید به پزشک مراجعه نمود؟
      با مرور موارد فوق که تعدادی از علل بددهنی در اطفال را شامل می گردد ملاحظه می نماییم که برخی موارد نظیر بیماری های جدی روانی اطفال نیاز به پیگیری و بررسی تحت نظر روانپزشک اطفال خواهند داشت ولی اکثریت موارد آن با رعایت برخی موازین ساده رفتاری و اخلاقی قابل کنترل و پیشگیری خواهند بود

  • فرناز   میگوید:

    با سلام من دختری ۲۳ ساله هستم ک خواستگاری دارم اهل شمال کشور و من اهل جنوب کشور هستم…خواستگار من پسر دوست بابام هست ک چندین ساله ما خانواده انها رو میشناسیم….دو ساال هست پیشنهاد ازدواج دادن اما پدرم درس منو بهونه کرد…خانواده این خواستگارم متوسط هست از نظر مالی اما خانواده ما در وضعیت نسبتا خوبی قرار دارند….به مدت سه هفتس ک با پسر اون خانواده ارتباط تلفنی دارم ک اخلاق خوبی داره و به نظر میاد بسیار خواهان هست….پسر اینجوری برداشت کرده ک منم حس مثبتی بهش دارم اما من بخاطر شرایط مالی و همینجور تفاوت فرهنگی و اینکه یکم ظاهر حس تردید دارم….در حال حاضر پسر خالم هم خواستگارم شدن ک از همه نظر مناسبن و خانوادم راضی هستن ولی برای پسر دوست بابام راضی نیستن…به نظر شما چکار کنم چجوری به پسر دوست بابام بگم من تردید دارم روش تا دلش نشکنه؟ایشون میدونن ک پسر خالم هم خواستگارن

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز به هر حال خانواده شما موافق نیستند و ایشون هم در شهر دیگری در منطقه دیگری هستند توجیه کردن کار سختی نیست بحث دل شکستن نیست .به هر حال ایشون هم باید واقع بین باشند و شما باید تکلیفشون رو مشخص کنید و متوجه باشند که این وصلت اتفاق نمی افتد و به فرد دیری متمایل هستید بهتر است حرف خواستگار دیگر و ..را نزنید ولی این مبحث را مطرح کنید که دیگر نمی توانید در مورد ایشون فکر کنید و خانواده رضایت دارند و خودتون هم مردد هستید و مطرح کردید تا ایشون هم منتظر نباشند .به هر حال به هر فردی که فکر می کنید شرایط مناسب تری دارد و با روحیات شما سازگار تر است بهتر است پاسخ دهید ضمن اینکه حمایت خانواده ها هم مساله اساسی است امیداورم در هر صورت خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • Amin   میگوید:

    باسلام مادرپسر۳ساله هستم که ۲سالی میشه که میخوابه روزمین وخودش راتکان میده من خیلی نگرانم ازعوارض ان البته یک سالسال تحت درمان بود ولی فرقی نکردمشاوررفتم دکتراطفال بردم ایاروانپزشک میتواندکمکم کندتاالان هرجابردمش یاگفتن اضطراب داردیاتیک عصبی داردالبته بچه ارامی نیس کج خلقی لقیداردارد دیگه من ازاین رفتارش احتیاج به دکتردارم

    • مشاور   میگوید:

      با سلم مادر گرامی ان رفتارها ممکنه علت دیگری غیر از تیک عصبی داشته باشد .اگر ایشون رو درمان کردید ؟باید دید تحت چه درمانی ابتدا برای این مسائل باید علل پزشکی بررسی شود مشکلات اسیب مغزی و یا هر مسئله دیگر و وقتی انها کنار گذاشته شد و مساله خاصی نشان داده نشد بعد سراغ روانشناس کودک بروید تا مسائل بررسی شود .چون دو سال است که رفتارهای اینچنین دارد باید سایر مسائل مثل هوش و ..بررسی شود اگر روانشناس صلاح بداندشما را به روانپزشک معرفی می کند اگر نیاز به داروهای روانپزشکی وجودداشته باشد به هر حال اصلا جای نگرانی وجود ندارد شرایط علمی امروزه در مورد هر مساله ای پیشرفت چشمگیری داشته است و د رنهایت امیدوارم با پیگیری جنابعالی مشکل به زودی مرتفع شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • Amin   میگوید:

    ایاداروداردیارفتاردرمانی حل میشودمربی مهدخیلی منوترسوندگفت شاگردداشتم ۷سالش بوده خیلی بدشده بود وایا خوب میشودبادرمان خیلی نگرانم شبانه روز فکرم مشغوله ممنونم

    • مشاور   میگوید:

      بسیاری از والدین پس از مراجعه به متخصصین مختلف برای کودکانشان داروهایی را دریافت میکنند که از عوارض و فواید آن بی اطلاع هستند. البته در این موارد باید به پزشک اعتماد نمود و دوره درمان دارویی را کامل کرد. گفتنیست که همه داروهای تجویزی جنبه درمان یا به اصطلاح والدین برای خوب شدن کودک نیستند بلکه ممکن است جنبه حمایتی داشته باشند یا کمک کنند تا عوارض و مشکلات بیماری در فرد بیشتر و عمیق تر نشود. البته لازم به ذکر است که هرچند ممکن است برخی داروها دارای عوارض متعدد باشند اما فواید آنها ممکن است برای کودک از مضراتش بیشتر باشد.
      به هرحال اگر والدین در مورد عوارض دارو نگران هستند تنها راه حل برای آنها مراجعه به یک متخصص دیگر و مشورت خواستن از اوست. لازم به تاکید است که هیچ کدام از داروهای تجویزی را نباید بدون مشورت پزشک متخصص قطع کرد و یا دوز مصرفی آن را تغییر داد چرا که ممکن است با این کار عوارض شدیدتری را متوجه کودک نمود.
      ریتالین :
      متیل فنیدات هیدروکلراید یا ریتالین یکی از داروهایی است که بصورت گسترده برای کودکان و بزرگسالان تجویز میشود و یک داروی محرک سیستم عصبی است که انتقال ایمپالس های عصبی را تقویت میکند. این دارو برروی کودکان گاهی اثرات متناقضی دارد. یعنی در برخی کودکان منجر به بیقراری و واکنشهای پرخاشگرانه میشود اما در غالب موارد این دارو برای کودکان بیش فعال تجویز میگردد.
      از موارد منع مصرف دارو تشنج است، یعنی اگر کودکی دچار تشنج بوده و یا در مورد وجود دیس شارژهای عصبی در فرد شک وجود دارد میبایست قبل از شروع مصرف این دارو، فرد توسط متخصص مغز و اعصاب ارزیابی شود چرا که این دارو آستانه تشنج را کم میکند. همچنین در افرادی که سابقه تیک یا سندرم توره وجود دارد باید توجه نمود که این دارو میتواند مضر باشد و تیک را ایجاد یا آنرا تقویت کند. در افراد دچار بیقراری نیز این دارو برای مصرف توصیه نمیشود. همچنین این دارو بر اشتهای فرد تاثیر میگذارد و آنرا کم میکند.
      قبل از تجویز این دارو فرد باید از نظر قلبی و عروقی مورد بررسی قرار بگیرد چراکه یکی از عوارض این دارو عوارض قلبی است. مصرف این دارو زیر سن ۶ سالگی برای درمان بیش فعالی توصیه نمیشود.

      ریسپریدون :
      یکی دیگر از داروهایی که در سالهای اخیر برای کودکان بیش فعال تجویز میشود داروی ریسپریدون است. این دارو در درمان اختلالات سایکوتیک خصوصا اسکیزوفرنی کاربرد دارد و یکی از کم عارضه ترین داروهایی است که در کودکان مصرف آن توصیه میشود. از عوارض آن میتوان به خواب آلودگی و بیحالی اشاره نمود. مسمومیت با این دارو ممکن است منجر به تشنج شود.

      کلونیدین :
      کلونیدین هیدروکلراید یا همان کلونیدین یا دیکزاریت در درمان سندروم توره، بیخوابی و برای کودکان مبتلا به تاخیر رشد تجویز میشود. البته این دارو کاربردهای زیادی دارد اما ما در اینجا فقط سه مورد مرتبط را ذکر کردیم.
      از عوارض جانبی آن میتوان به خواب الودگی، خشکی دهان و یبوست اشاره نمود. این دارو فشار خون فرد را از طریق گشادی عروق محیطی کاهش میدهد. این دارو ممکن است باعث خارش و بثورات پوستی نیز بشود.

      هالوپریدول :
      این دارو منجر به بازجذب دوپامین توسط نورونها شده و تولید اثر آرامبخش مینماید. این دارو برای درمان تیک و اختلالات روانی و مشکلات رفتاری شدید در کودکان پرخاشگر و کنترل هیجان در کودکان تجویز میگردد. مصرف این دارو برای کودکانی که سابقه تشنج دارند باید با احتیاط باشد. از عوارض جانبی احتمالی آن میتوان به بیخوبی و بی قراری، علامت های گوارشی، یبوست و ازدیاد بزاق دهان اشاره نمود.

      این اولین مجموعه از سری پست های مرتبط با درمان دارویی است. لذا از تمامی همکاران و والدین گرامی تقاضامندم درصورتی که توضیح درمورد یک داروی خاص را مدنظر دارن. یا معتقدند که یک داروی خاص در نوشته های آینده توضیح داده شود مارا مطلع کنند.

  • Amin   میگوید:

    سلام منظورازاسیب مغزی چیه درضمن من اصلا داروشیمایی استفاده نکردم ازگیاهی استفاده کردم

    • مشاور   میگوید:

      منظورم داشتن مشکلاتی که در حین تولد ممکنه تشخیص داده نشده باشد و اگر مطرح کردم به این خاطر بود که وقتی روانشناسی اولویت پیدا می کند که شرایط جسمی و مغزی بررسی شده باشد و هیچ مشکل پزشکی یافت نشده باشد انگاه برای اقدامی در زمینه روانشناسی صورت بگیرد داروهم باید زیر نظر پزشک باشد درست است که فکر می کنیم داروهای گیاهی بی ضرر هستندولی این مساله غلط است چون مکانیسم اثر برخی از انها شناخته شده نیست و اگر عوارضی ایجاد شود نمی دانیم دقیقا چطور مرتفعش کنیم ولی داروی شیمیایی حداقل کاملا مکانیسم اثر مشخص است و با سایر داروها و یا تغییر دوز از عوارض پیشگیری می شود .
      نگران نباشید امیدوارم مشکل برطرف شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه