مرکز مشاوره بابل

مرکز مشاوره بابل

مشاوره در شهر زیبای بابل

همه مردم از همه اقشار و در همه سنین در زندگی عاطفی ، روابط اجتماعی ، روابط خانوادگی و روابط زناشویی خود به نوعی دچار مشکلاتی میشوند و همواره در تلاشند این مشکلات را هرچه سریعتر و آسانتر پشت سر بگذارند و ممکن است با افرادی ازجمله دوستان و یا افراد خانواداه مشورت کنند اما چه کسی برای انجام این مشورت ها مناسب است؟

مرکز مشاوره بابل به شما بهترین مشاوران و روانشناسان را در مشاوره خانواده امام خمینی، مشاوره خانواده بهشتی، مشاوره خانواده شریعتی ، مشاوره ازدواج شریعتی، مشاوره ازدواج بهشتی و دیگر مراکز معرفی خواهد کرد.

مرکز مشاوره بابل با داشتن نمایندگی هایی شامل مرکز مشاوره بهشتی ، مرکز مشاوره شریعتی ، مرکز مشاوره امام خمینی و دیگر نمایندگی ها در تلاش است تا بهترین خدمات مشاوره ای را به شما ارائه دهد و در در راستای رضایت هرچه بیشتر شما گام بردارد.

شماره های تماس 01

خیلی زود بحث های جنسی بین ما مطرح شد

من به تازگی عقدکردم،مساله ای است که ذهنمو درگیر کرده،دوست دارم شما از لحاظ کارشناسی کمکم کنید،ما کمتر از یک ماه عقد کردیم و اوایل با دست گرفتن و بوس دادن همسزم به حد زیادی به سر شوق اومد.

هنوز توی همون حال و هوا بودیم که من ناخواسته بحث اینکه میخوام بعد از عقد زن بشم و از این حرفا پیش اوردم و به یه باره،حرفامون خیلی شفاف تر شد و ایشون تمایلاتی که شاید تا الان خجالت میکشیدن رو به زبون اوردن

میدونم زن و شوهریم ولی از اینکه سر دوهفته اینقذ زاحت شدیم حس خیلییی بدی بهم دست داد،همون لحظه دوست دارما،اما بعد میگم کاشکی یکم دیرتر حرف به این موضوع کشیده میشذ،یا مثلا شروع کننده حرف ایشون میشدن نه من.

ایشون از اینکه که رابطه جنسی کامل بعد از عروسی باشه رو بخاطر من قبول کردن،ولی جناب مشاور نمیدونم چرا دوست دارم مسائل جنسی خیلی زده بشه.

البته چون میدونمدخیلیی نیاز دارن،تنها یه بار با همون محدودیت های زن نشدن خیلیی نیازشونودبراورده کزدن،به طوری که بارها از احساس خوبشون گفتن،من هم لذت میبردم،ولی بیشتر دلم میخواست ایشون بدونند من در حد چیزی که گفتم براش کم نمیذارم،و ایشونم هی از این رابطه حرف زدن،از پایه بودنم،از اندام خوبم و…
اما الان وقتی همو میبینیم(بخاطر فضای خونه،ما نمیتونیم همیشه تنها بلشیم و اونطور که دوست داره،نیازشو براورده کنم)دائم میخواد دوباره اون لحظه تکرار بشه و منتظره دوباره موقعیت خوب پیش بیاد،و این حس در من به وجود میاد که نکنه الاندارزش من فقط به همون لذتی که از من میبره،شایذ حرفم بی معنیه بخاطر اینکه شوهرمه.

اما من دوست دارم اون همه جوره ازم لذت ببره،حتی با دست گرفتنم،وقتی من دستاشو میگیرم و کلی حس خوب بهم میده،یا میگمدنکنه زود شروع به این قضایا شد، شاید حداقل دو و سه ماه دیگه بابد اون رابظه روبرقرار میکردم،همین حسم باعث میشه گاهی ازش بدم بیاد،خیلییی جلوم روم بهم محبت میکنه ها اما وقتی توی پیامدمیگه،دلش اون لحظه رو میخواد حسم بد میشه.

اگه مشکل از منه،تورو خدا راهنماییم کنید،یا طرز خواستن اون اشتباس،راسی مثلا من توی اولین رابطه برای اینکه اوج نیازاشو اروم کنم ،خیلی رابطه خوبی برقرار کرذم مثلا توی بعضی چیزع شروع کننده خودم بودم ،برای همین خیلی لذت برد.

ولی نمیدونم کارم اشتباه بود یا نهز،اخه دلم میخواست همیشه میخواست،شوهرمو از نظر جنسی کاملا ارضا کنم و راضیش کنم، دیگه همین

پاسخ

دوست عزیز نگرانی شما دقیقا چیست ؟ پیشدستی درمورد صحبت در باره رابطه جنس یکامل و دخول و اینکه شما خودتون پیش قدم در برخی رابطه بودید .

به هر حال شما زن و شوهر هستید و این مسائل طبیعی است که مطرح می شود و پیش می اید و جای نگرانی وجود ندارد منتهی اینکه در دوران عقد همه ارتباطات شکل بگیرید و همیشه شما بخواهی پیش قدم باشید ممکنه هم باعث ایجاد این عادت در همسر شما بشود که همیشه منتظر پیش دستی شما باشند.

و هم اینکه مشکل دیگر این است که کم کم یک سری رفتارها عادی شود و از هیجان اولیه ان کاسته شود اینکه شما به هر صورت خودتون رو در اختیار ایشون قرار بدهید درسته باعث ارضا می شود ولی ممکنه در دراز مدت زدگی برای ایشون ایجاد کند و بهتره اجازه بدهید ایشون هم خودشون پیش قدم شوند .

به هر حال زنان در رابطه جنسی به بعد عاطفی اهمیت بسیاری می دهند و این طبیعت زن است اگر در این رابطه در اوایل که در هر دو نفر هیجاناتی وجود دارد شما زیاد پیش دستی کنید کم کم اجازه ابراز را از طرف مقابل می گیرید و وقتی این عادت در همسر شما شکل بگیرید.

این شما هستید که اذیت می شوید و زن دوست دارد در خیلی از مواقع همسرش در این زمینه ابتکار عمل داشته باشد و جلو بیاید .

البته مطرح کردن ابتدایی شما مشکلی نداشته به هر حال هر فردی سلایقی دارد و مهم تفاهم و صحبت دو طرف در این زمینه هاست ولی بهتره کمی در رفتارها و ابراز ها دقت دشاته باشید و مدیریت شده رفتار کنید و همیشه هیجانی را برای زندگی زیر یک سقف باقی بگذارید و اجازه ندهید شرایط عادی شود .

به هر حال رضایت زناشویی بعد مهمی از زندگی است که اگر زوجین به ان توجه داشته باشند زندگی موفق را تجربه خواهند کرد
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
موفق باشید

راﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ در دوران ﻋﻘﺪ

دوران ﻋﻘﺪ ﭼﻪ دوراﻧﯿﺴﺖ ؟
ﻣﻌﻤﻮﻻ در ازدواﺟ های اﻣﺮوزی ﻣﺪت ﮐﻤﯽ را ﺑﻪ دوران ﻧﺎﻣﺰدی اﺧﺘﺼﺎص ﻣﯿﺪھﻨﺪ و اﮐﺜﺮ ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ ﺑﻪ ﺧﺼﻮص ﺧﺎﻧﻮاده طﺮف دﺧﺘﺮ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯿﺪھﻨﺪ ھﺮ ﭼﻪ زودﺗﺮ ﺻﯿﻐﻪ ﻋﻘﺪ داﺋﻢ ﺟﺎری ﺷﻮد.

ﺣﺎل ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﺮاﺳﻢ و ﺗﺸﺮﯾﻔﺎت ﺧﺎص ﯾﺎ در ﻣﺤﻀﺮ و ﯾﺎ …

ﺑﻪ ھﺮ ﺣﺎل ﻧﮑﺘﻪ ای ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺪﻧﻈﺮ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ اﯾﻨﮑﻪ دوران ﻋﻘﺪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ دوران ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﺮا ﮐﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖ در دوران ﻧﺎﻣﺰدی ﺑﺎﯾﺪ ﺳﭙﺮی ﺷﻮد ﻧﻪ در دوران ﻋﻘﺪ و ﺗﺎ زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ اﯾﻨﻤﺮﺣﻠﻪ ( ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖ) ﺗﺎ ﺣﺪ ﻣﻄﻠﻮﺑﯽ ﺳﭙﺮی ﻧﺸﺪه ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﯿﻐﻪ ﻋﻘﺪ داﺋﻢ ﺟﺎری ﺷﻮد ﭼﺮا ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺟﺎری ﺷﺪن اﯾﻦ ﺻﯿﻐﻪ ﻋﺮﻓﺎ و ﺷﺮﻋﺎ دو طﺮف زن و ﺷﻮھﺮ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ و دﯾﮕﺮ ﻓﺮﺻﺖ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﮔﺬﺷﺘﻪ اﺳﺖ .

در دوران ﻋﻘﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ اﺻﻼح اﺧﻼق و رﻓﺘﺎرھﺎی ﻣﻨﻔﯽ از دﯾﺪ طﺮﻓﯿﻦ ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺷﻮد ﺑﻌﻨﻮان ﻣﺜﺎل زوﺟﯽ در دوران ﻧﺎﻣﺰدی ﺷﺎھﺪ ﺑﺮﺧﯽ رﻓﺘﺮاھﺎی ﻧﺎدرﺳﺖ ھﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ رﻓﺘﺎرھﺎ در ﺣﺪی ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎطﺮ آﻧﮫﺎ ﺑﺸﻪ ﯾﮏ راﺑﻄﻪ رو زﯾﺮ ﺳﻮال ﺑﺮد در دوران ﻋﻘﺪ دو طﺮف ﺑﺎﯾﺪ ﺳﻌﯽ ﮐﻨﻨﺪ اﯾﻦ رﻓﺘﺎرھﺎی ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ شده را اﮔﺮ ﻣﻨﻔﯿﺴﺖ ﺑﺮطﺮف ﺳﺎزﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺮای آﻏﺎز زﻧﺪﮔﯽ اﯾﻦ رﻓﺘﺎرھﺎ ﻣﺸﮑﻞ ﺳﺎز ﻧﺸﻮﻧﺪ .

اﮐﺜﺮ ﻣﻮاﻗﻊ دوران ﻋﻘﺪ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻋﺪم آﻣﺎدﮔﯽ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﺷﺮاﯾﻂ ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ طﺮف دﺧﺘﺮ ﯾﺎ وﺿﻌﯿﺖ اﻗﺘﺼﺎدی طﺮف ﭘﺴﺮ و ﯾﺎ اﺗﻔﺎﻗﺎت ﻏﯿﺮ ﻣﻨﺘﻈﺮه ﮐﻤﯽ طﻮﻻﻧﯽ ﻣﯿﺸﻮد طﻮﻻﻧﯽ ﺗﺮ ﺷﺪن راﺑﻄﻪ ﻋﻘﺪ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺑﺎ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ راﺑﻄﻪ ھﻤﺮاه ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺧﻮد ﻣﺸﮑﻞ آﻓﺮﯾﻦ ﻣﯿﺸﻮد .
راﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ در دوران ﻋﻘﺪ ؟
اﮔﺮ ﭼﻪ ﭘﺲ از ﺟﺎری ﺷﺪن ﺻﯿﻐﻪ ﻋﻘﺪ داﺋﻤﯽ دو طﺮف ﻋﺮﻓﺎ و ﺷﺮﻋﺎ زن و ﺷﻮھﺮ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ اﻣﺎ ﻧﮑﺘﻪ ای ﮐﻪ ﻣﮫﻢ ﺗﻠﻘﯽ ﻣﯿﺸﻮد اﯾﻨﮑﻪ دو طﺮف ﺑﺮﺧﯽ رواﺑﻂ و رﻓﺘﺎرھﺎی ﺧﻮد را ﺗﺎ زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ زﯾﺮ ﯾﮏ ﺳﻘﻒ ﻧﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻨﺘﺮل ﮐﻨﻨﺪ .

اوﻻ ھﺮﮔﺰ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮد راﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﺑﻪ ﺻﻮرت دﺧﻮل (hard) را در اﯾﻦ دوران ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻨﻨﺪ ﭼﺮا ﮐﻪ ﻋﻄﺶ ﺟﻨﺴﯽ دو طﺮف ﺑﺎﯾﺪ در اﯾﻦ زﻣﯿﻨﻪ ﻣﺤﻔﻮظ ﻣﺎﻧﺪه ﺗﺎ در ﺟﺎﯾﮕﺎه ﺧﻮد ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﮔﺬار ﺑﺎﺷﺪ زوﺟ هﺎی ﺟﻮاﻧﯽ ﮐﻪ در دوران ﻋﻘﺪ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﯿﺒﺮﻧﺪ.

اﮔﺮ ﻣﯿﺨﻮاھﻨﺪ راﺑﻄﻪ اﻧﮫﺎ ﺗﮑﺮای ﻧﺸﺪه و ﺷﮑﻞ ﻋﺎدت ﺑﻪ ﺧﻮد ﻧﮕﯿﺮد ﺳﻌﯽ ﮐﻨﻨﺪ از دﺧﻮل اﺟﺘﻨﺎب ﺑﻮرزﻧﺪ اﻣﺎ در ﻣﻮرد ﻧﯿﺎزھﺎی ﺟﻨﺴﯽ ﺧﻮد ازاداﻧﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﻨﺪ و در اﯾﻦ صحبت ها ﺳﻌﯽ در ﺗﺤﺮﯾﮏ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻣﻌﺎﺷﻘﻪ در دوران ﻧﺎﻣﺰدی ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد در دوران ﻋﻘﺪ ﻧﯿﺰ معاشقه و در ﺻﻮرﺗﯿﮑﻪ دو طﺮف ﻧﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ داری ﮐﻨﻨﺪ و ﯾﺎ ﺟهﺖ آﺷﻨﺎﯾﯽ ﺑﺎ اﻣﯿﺎل ﺟﻨﺴﯽ ﺧﻮد راﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﺗﺎ ﻣﺮز دﺧﻮل را ،ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻣﺤﺪود، ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻣﯽ ﺷﻮد، ﻣﺤﺪود ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻨﻨﺪ اﻣﺎ دﺧﻮل ھﺮﮔﺰ.

ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ در اﯾﻦ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ روﺑﺮو ﺷﻮﻧﺪ دوران ﻋﻘﺪ دوران ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺑﺮای رﻓﻊ ﺳﺎﯾﺮ اﺧﺘﻼﻻت ﺟﻨﺴﯽ و ﯾﺎ اﺣﯿﺎﻧﺎ اﮔﺮ ﺑﺮﺧﯽ از ﺧﺎﻧﻤﮫﺎ ﻧﯿﺎز ﺑﻪ درﻣﺎن و رﻓﻊ ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﮐﯿﺴﺖ رﺣﻢ ، ﭼﺮﺧﺶ دھﺎﻧﻪ رﺣﻢ ،دردھﺎی واژن ﺧﺸﮑﯽ دھﺎﻧﻪ واژن و … ھﺴﺘﻨﺪ ﺑﭙﺮدازﻧﺪ .

رﻓﺖ و آﻣﺪھﺎ در دوران ﻋﻘﺪ ؟

ﭘﺲ از ﻋﻘﺪ رﺳﻤﯽ ﻣﺴﻠﻤﺎ راﺑﻄﻪ ﺷﮑﻞ ﺟﺪی ﺗﺮ ﺑﻪ ﺧﻮدش ﻣﯿﮕﯿﺮه در ﻋﯿﻦ ﺣﺎل ﮐﻪ ﯾﮑﺴﺮی از ﻣﺤﺪودﯾﺘﮫﺎ ﺑﺮداﺷﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﻋﺪم ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ راﺑﻄﻪ ﻣﯿﺘﻮاﻧﺪ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﺮوز ﻣﺸﮑﻼت و ﺑﺤﺜﮫﺎی ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ ﺷﻮد ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﮐﺎر ﺑﻪ طﻼق ﺑﺮﺳﺪ .

ﻣﺴﻠﻤﺎ ھﺮ دو طﺮف ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪ ھﺴﺘﻨﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ در ﮐﻨﺎر ھﻢ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ رﻓﺖ و آﻣﺪ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮐﻨﺎر ھﻢ ﺑﺨﻮاﺑﻨﺪ و ﺣﺘﯽ ﻣﺴﺎﻓﺮت ﺑﺮوﻧﺪ ﺑﻠﻪ اﯾﻨﺪه زن و ﺷﻮھﺮ ھﺴﺘﻨﺪ ﭘﺲ از ﺳﺎﻟﮫﺎ ﺧﻼء اﺣﺴﺎﺳﯽ و ﺟﻨﺴﯽ ﺣﺎل ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﺮای ﺑﺮ طﺮف ﮐﺮدن اﯾﻦ ﺧﻼء ﯾﺎﻓﺘﻪ اﻧﺪ.

ﺷﺨﺼ ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ ﺧﻮد را ﯾﺎﻓﺘﻪ اﻧﺪ ھﻢ دﯾﮕﺮ و دوﺳﺖ دارﻧﺪ اﻣﺎ ﻓﺎﮐﺘﻮرھﺎی ﻣﮫﻢ و اﺳﺎﺳﯽ ﻋﻤﻮﻣﺎ ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ ﺑﺎ رﻓﺖ و آﻣﺪ و اﯾﻨﮑﻪ دو طﺮف ﺷﺐ ﮐﻨﺎر ھﻢ ﺑﺨﻮاﺑﻨﺪ و ﺑﺎ ھﻢ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻣﺸﮑﻞ دارﻧﺪ ﻋﻠﺖ اﺻﻠﯽ اﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﻋﺪم ﺟﻠﻮﮔﯿﺮی و ﮐﻨﺘﺮل ﻏﺮﯾﺰه ﺟﻨﺴﯽ از ﺳﻮی دو طﺮف اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﭘﯿﺪاﯾﺶ ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ
ﻧﻈﯿﺮ ﺑﺎردار ﺷﺪن ﯾﺎ از ﺑﯿﻦ رﻓﺘﻦ ﺑﺎﮐﺮﮔﯽ دﺧﺘﺮ ﺷﻮد.

ﻋﻤﻮﻣﺎ ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ دھﺪ ﻗﺒﻞ از ازدواج ﺑﺎﮐﺮﮔﯽ ﺣﻔﻆ ﺷﻮد ﺑﻪ ﺧﺼﻮص ﺧﺎﻧﻮاده دﺧﺘﺮ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد دو طﺮف ﺑﻪ اﯾﻦ ﺧﻮاﺳﺖ ھﮫﺎ اﺣﺘﺮام ﺑﮕﺬارﻧﺪ.

ﻧﮑﺘﻪ ﻣﮫﻢ ﺑﻌﺪی ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ وﺿﻌﯿﺖ اﻗﺘﺼﺎدی اﮐﺜﺮ ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ و ﻣﻌﺬب ﺑﻮدن ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ در اﺑﺘﺪای راﺑﻄﻪ ﺟﮫﺖ ﭘﺬﯾﺮش ﻋﻀﻮ ﺟﺪﯾﺪ ﻋﺮوس ﺧﺎﻧﻢ ﯾﺎ آﻗﺎ داﻣﺎد و رودرواﺳﯿﮫﺎﯾﯽ ﮐﻪ دارﻧﺪ ﻣﺴﻠﻤﺎ ھﺮ دﯾﺪو ﺑﺎزدﯾﺪ ﻣﺴﺘﻠﺰم ﺧﺮج و ﻣﺨﺎرﺟﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﯾﺎﺑﺮﺧﯽ از ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ دﺷﻮار اﺳﺖ دو طﺮف ﺧﻮد ﺑﺎﯾﺪ ﻗﺒﻞ ازاﯾﻨﮑﻪ ﺑﺤﺜﯽ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﺎﯾﺪ رﻓﺖ و اﻣﺪھﺎی ﺧﻮد ﺑﻪ ﻣﻨﺰل دو ﺧﺎﻧﻮاده را ﮐﻨﺘﺮل ﮐﻨﻨﺪ .

ﺟﺪای از اﯾﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ در اﯾﻦ رﻓﺖ و آﻣﺪھﺎ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺣﺮﻓﮫﺎﯾﯽ ردو ﺑﺪل ﺷﻮد ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻋﺪم ﺷﻨﺎﺧﺖ
ﺑﺎﻋﺚ ﭘﯿﺪاﯾﺶ ﮐﺪورﺗﮫﺎﯾﯽ ﺑﯿﻦ ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ ﺑﺸﻮد ﭘﺲ ﺑﺤﺜﮫﺎﯾﯽ ﮐﻪ در اﯾﻦ ﺧﺎﻧﻮاده ﭘﯿﺶ ﻣﯽ اﯾﺪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺗﻮﺳﻂ ﻋﺮوس ﺧﺎﻧﻢ ﯾﺎ اﻗﺎی داﻣﺎن ﺑﻪ اون ﯾﮑﯽ ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﻮد .

ﮐﻼ دوران ﻋﻘﺪ دوران ﺣﺴﺎﺳﯿﺴﺖ .

ﺑﻪ ﺟﺎی اﻧﮑﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﻣﻨﻞ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺑﺮوﯾﺪ ﻗﺮار ھﺎی ﺧﻮد را ﺑﯿﺮون ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﻨﯿﺪ و رﻓﺖ وآﻣﺪھﯽ ﻣﻨﻞ را در ﺣﺪ ﯾﮏ ﻧﺎھﺎر ﯾﺎ ﺷﺎم و در ﺻﻮرﺗﯽ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻮاد ھﮫﺎ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﺪاﺷﺘﻨﺪ ﺷﺐ را اطﺮاق ﮐﻨﯿﺪ .

ﺣﻔﻆ ﺣﺮﻣﺖ ﺑﺴﯿﺎر اھﻤﯿﺖ دارد .

ﮐﺎری ﻧﮑﻨﯿﺪ ک ھﺒﻪ ﺧﺎطﺮ ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﻟﺬت دوران ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻋﻘﺪ ﺧﻮد را ﺗﻠﺦ ﮐﻨﯿﺪ .

اﻣﺎ در ﻣﻮرد ﻣﺴﺎﻓﺮت رﻓﺘﻦ ، ﺳﻔﺮ ﮐﺮدن روش ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺑﺮﯾﺎ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺧﯿﻠﯽ از ﮐﻨﺸﮫﺎ و واﮐﻨﺸﮫﺎی اﺧﻼﻗﯽ و رﻓﺘﺮای ﯾﮏ ﻓﺮد ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯿﺸﻮد اﮔﺮ ﺧﺎﻧﻮاد ه ھﺎ ﺑﺎ اﯾﻦ ﻗﻀﺎﯾﺎ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﺪارﻧﺪ.

ﯾﮏ ﺳﻔﺮ ﺣﺘﻤﺎ در اﯾﻦ دوران ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد اﻟﺒﺘﻪ از اﻋﺘﻤﺎد ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺳﻮ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﻮد و اﮔﺮ ﺧﺎﻧﻮاد ھﮫﺎ راﺿﯽ ﻧﺸﺪﻧﺪ ﮐﻪ دو ﻧﻔﺮه ﺑﻪ ﺳﻔﺮ ﺑﺮوﯾﺪ ﻣﯿﺘﻮاﻧﯿﺪ ﺑﺎ ھﻤﺮاھﯽ ﺧﺎﻧﻮاد ھﮫﺎ ﯾﮏ ﺳﻔﺮ ﺗﺮﺗﯿﺐ دھﯿﺪ .

اﮔﺮ ﭼﻪ دوران ﻋﻘﺪ دوران ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﺮا ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت ﻋﺎم ﮐﺎر از ﮐﺎر ﮔﺬﺷﺘﻪ .
ﻣﻨﺎﺳﺒﺘﮫﺎ ، رﺳﻢ و رﺳﻮﻣﺎت ﺑﺮﺧﯽ از رﺳﻢ و رﺳﻮﻣﺎت ﻣﺎ زﯾﺒﺎ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ اﻣﺎ ﭼﻮن در ھﺮ دوره ھﺮ ﺧﺎﻧﻮاده اﯾﻦ رﺳﻢ و رﺳﻮﻣﺎت را ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﺧﻮد ﺗﻐﯿﯿﺮ داده ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺑﺮﺧﯽ از رﺳﻢ و رﺳﻮﻣﺎت ﺑﯿﺸﺘﺮ دﺳﺖ و ﭘﺎ ﮔﯿﺮ ﺷﺪه و ﺑﺎﻋﺚ ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮی ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ در دوران ﻋﻘﺪ ﻣﯿﺸﻮد.

ﺑﻌﻨﻮان ﻣﺜﺎل ﮔﺮوھﯽ رﺳﻢ ﺑﺮ اﯾﻦ دارﻧﺪ ﮐﻪ به ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ اﻋﯿﺎد ﻣﺨﺘﻠﻒ ھﻢ ﺧﺎﻧﻮاده ﭘﺴﺮ و ھﻢ ﺧﺎﻧﻮاده دﺧﺘﺮ ھﺪاﯾﺎﯾﯽ ردو ﺑﺪل ﮐﻨﻨﺪ اﮔﺮ ﺳﻄﺢ طﺒﻘﺎﺗﯽ دو ﺧﺎﻧﻮاده ﯾﮑﺴﺎن ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺧﺐ ﮐﺘﺮ ﻣﺸﮑﻞ ﭘﯿﺶ ﻣﯽ اﯾﺪ اﻣﺎ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺳﻄﺢ طﺒﻘﺎﺗﯽ ﯾﮑﯽ از ﺧﺎﻧﻮاد ھﮫﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﻘﺎﺑﻞ ﮐﻤﺘﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﺟﺮﻗﻪ ﺑﺤﺚ و ﻣﺸﮑﻼت زده ﻣﯽ
ﺷﻮد و ﺑﻪ ﺟﺎی آﻧﮑﻪ ﻗﺒﻞ از ﻓﺮا رﺳﯿﺪن ﻋﯿﺪ ﯾﺎ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﺧﺎﺻﯽ اﺳﺒﺎب ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﻓﺮاھﻢ ﺷﻮد ﺑﺎﻟﻌﮑﺲ ﻏﻢ ﺧﺮﯾﺪ ھﺪﯾﻪ ای ﮐﻪ در ﺧﻮر ھﺪﯾﻪ درﯾﺎﻓﺘﯽ از ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺑﺎﺷﺪ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺷﺎدی ﻣﯿﺸﻮد ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد در ھﻤﺎن اﺑﺘﺪای راﺑﻄﻪ ھﺮ دو ﺧﺎﻧﻮاده ﺗﻮاﻓﻘﯽ ﺻﻮرت دھﻨﺪ ﮐﻪ ﭘﯿﺮاﻣﻮن ان ﮐﻼ ھﺪﯾﻪ ای رد و ﺑﺪل ﻧﺸﻮد و ﯾﺎ اﯾﻨﮑﻪ ھﺪﯾﻪ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻧﺒﺎﺷﺪ .

اﯾﻦ رﺳﻢ و رﺳﻮﻣﺎت در ﺟﮫﯿﺰه ﻧﯿﺰ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﮔﺬار ﺑﻮده ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻓﺮھﻨﮓ ﻏﻠﻂ ﺟﺎﻣﻌﻪ در اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ اﮔﺮ ھﺮ ﮐﺴﯽ ﺗﺠﻤﻼﺗﯽ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ آﺑﺮو دار ﺗﺮ اﺳﺖ و ﻋﻤﻮﻣﺎ اﯾﻦ ﻣﺸﮑﻼت ھﻤﺎﻧﻄﻮر ﮐﻪ ﻋﺮض ﺷﺪ در ﺻﻮرﺗﯽ ﮐﻪ دو ﺧﺎﻧﻮاده از ﻧﻈﺮ ﺳﻄﺢ اﻗﺘﺼﺎدی ﻣﻄﺎﺑﻘﺖ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﭘﯿﺶ ﻣﯽ آﯾﺪ .

و ھﻤﯿﻨﻄﻮر ﭼﺸﻢ روی ﭼﺸﻢ ﺑﻨﺪی ، از ھﻤﺎن اﺑﺘﺪای راﺑﻄﻪ ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ یا رﺳﻢ و رﺳﻮﻣﺎت دﺳﺖ و ﭘﺎﮔﯿﺮ را ﺗﻮاﻓﻘﯽ ﮐﻨﺎر ﺑﮕﺬراﯾﺪ ﯾﺎ اﯾﻨﮑﻪ رﺳﻢ ھﺎی چرا اﺟﺮا ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ھﺮ دو ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﯿﺰان از ﻋﮫﺪه آﻧﮫﺎ ﺑﺮاﯾﻨﺪ .
وﮔﺮﻧﻪ ھﺪف ﭼﯿﺰه دﯾﮕﺮﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ اﯾﻦ رﺳﻮﻣﺎت دو طﺮف را از ھﺪف اﺻﻠﯽ دور ﮐﻨﺪ .

ﻣﺪت دوران ﻋﻘﺪ ؟

ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ راﺑﻄﻪ ﺣﻔﻆ ﺷﻮد دوران ﻋﻘﺪ ﺗﺎ آﻣﺎده ﺷﺪن ﺷﺮاﯾﻂ دو طﺮف ﺣﺪاﮐﺜﺮ ۲ ﺳﺎل ، ھﺮ ﭼﻪ اﯾﻦ دوران ﮐﻮﺗﺎه ﺗﺮﺑﺎﺷﺪ ھﻢ ﺑﺮای طﺮﻓﯿﻦ و ھﻢ ﺑﺮای ﺧﺎﻧﻮاده ھﺎ ﺑﮫﺘﺮ اﺳﺖ ﺑﺎﻟﻌﮑﺲ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد دوران ﻧﺎﻣﺰدی ﮐﻮﺗﺎه ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺗﺎ دو طﺮف ھﻤﺪﯾﮕﺮ را ﺑﮫﺘﺮ ﺑﺸﻨﺎﺳﻨﺪ ﺑﺎ ﻧﻈﺎرت ﺧﺎﻧﻮاده ها.

من و همسرم ۶ ماه پیش عقد کردیم و قبل از اون دو سال و نیم باهم دوست بودیم و عاشق هم.

روابط خیلی خوبی که تا به امروز داشتیم.

شوهر من یک همسر فوق العاده عاشق,منطقی در جاهای ضروری, و تو یک کلام بگم اینکه من با وجود همسرم تو این سه سال بزرگ شدم خانوم شدم پخته شدم و خیلی هم راضی ام.

سه سال از من بزرگتر هم هستن. مشکلی که من میخوام مطرح کنم مشکل خودمه.

یه سری کم ک کاستی ها و نقاط منفی ای تو رفتار های من هست که خب بیشترشون از بچگی بوده و من هنوز قادر نبودم تغییرشون بدم.

به عنوان مثال؛ خب من خیلی تحت تاثیر هستم و تو جو های مختلف و بین دوستا و آشنا ها بشدت زود تحت تاثیر قرار میگیرم و مثلا اگه کسی تبلیغی از چیزی کنه قبول میکنم اگه کسی بگه این زمین ارزش خرید داره قبول میکنم و از این قبیل چیز ها. که خب همسر من واقعا از این قضیه درمورد من اذیت میشه.

دوم اینکه من در مواقع ناراحتی حرف دلم رو بیان نمیکنم و خیلی اوقات ناراحتیمو همون لحظه عنوان نمیکنم و خیلی دیر اونم بقول شوهرم باید از زیر زبونم بکشه بیرون. همسرم بهم میگه شخصیت مستقلتو هنوز پیدا نکردی و نمیدونی چی میخوای.

اینکارو بکن شاید دیگه بعدش منو نخواستی 😔 من دیوونه ی شوهرمم.

یه تار موشو به دنیا نمیدم و میدونم که اونم عاشقمه و فقط میخواد که من با خودم روراست باشم و بدونم کی ام و چی میخوام.

دلم نمیخواد ناراحتش کنم با رفتارایی که گاهی بدون فکر انجام میدم..

دلم میخواد تغییر کنم.. گاهی از چیزی ناراحت میشم یا همسرم ناراحت میشه بیانش نمیکنم چون میترسم..

میترسم از ازدست دادنش.. میترسم از اینکه اگه بگم..

اگه ته فکرمو براش باز کنم نظرش راجبه من عوض شه..

من خیلی از این قضیه میترسم. همسرم به من گفته که خیلی اوقات تو با اینکه با من مخالف بودی و هنوز حرفامو قبول نداشتی میگفتی موافقی و الکی عذرخواهی میکردی و قول میدادی اشتباهتو تکرار نکنی.

و گاها تکرار هم میکردم. من به این نتیجه رسیدم که واقعا اینجوری بوده..

زیادی میترسیدم همیشه که باهاش مخالفت کنم و ناراحتیمو بگم مبادا دیگه مثل قبل دوسم نداشته باشه..

هیچوقت فکر نکردم که شاید با این تغییرات حتی بیشتر دوسم داشته باشه..

من فهمیدم حتی که همسرمو بیشتر از خودم دوست دارم و به هر قیمتی. خودش بهم گفته خودتو دوست داشته باش بیشتر از هرکس و هرچیزی.. میخوام به این حرفش عمل کنم.

میخوام تغییر کنم. میخوام ترس از دست دادنش منو رها کنه.

چون ته قلبم میدونم که همسر من با من میمونه و رهام نمیکنه.

من چطور تغییرات تو خودم بوجود بیارم؟ آیا لازمه که جلسات روانشناسی یا روانکاوی برم؟

یا اینکه هرچه هست و نیست رو با کمک همسرم انجام بدم؟

پاسخ

با سلام ممنونم بابت توضیحات مبسوط شما با این شرایط حتما باید حضوری مراجعه داشته باشید اینکه ترس از دست دادن ریشه درکودکی دارد و هر کاری را برای رضایت طرف مقابل انجام دادن تا حدی که خودتون رو نادیده بگیرید اصلا شایسته نیست و مردان دوست دارند همسرشون بهشون توجه کنه .

و البته به خودش توجه داشته باشد و اینکه بعد از مدتی خود شما دچار مشکلات روحی می شوید از حرف نزدن ها کتمان دلخوری ها و همه این شرایط چون زن نیاز عاطفی دارد.

البته اینکه تصمیم گرفتید تغییر کنید بسیار مطلوب است چون مقدمه ای برای اصلاح و مدیریت رفتار شماست.

البته درراین بین نقش همسرتون و همراهی ایشون هم اهمیت دو چندانی خواهد داشت.

به هر حال هر افراط و تفریطی در زندگی زناشویی مشکل ساز است.

امیدوارم با مراجعه مساله حل شود

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
موفق باشید

بخاطر یک کامنت در اینستاگرام رابطمون خراب شده

سلام.من مدتیه به خواستگاری دختری رفتم و ایشون گفتنم برای آشنایی باید چند باری حرف بزنیم تا به جواب منطقی برسیم.

الان ۵ ماه میشه با هم حرف میزنیم و الان بهم بخاطر یک کامنت به یکی از همکلاسیمان در اینستا که قبلا قرار بود به خواستگاریش برم اما به دلایلی نشد و ایشون هم در جریان بودن رابطمون خراب شده.

من بار ها بخاطر این کامنتم ازش عذرخواهی کردم و گفتم این کامنت فقط بخاطر این بوده که ایشون همکلاسی من بودن و من از این بابت ازشون بخاطر عکس که گرفتن تعریف کردم و گفتم چه عکس هنری و چه عکاس هنرمندی.

حالا ایشون خیلی بهم شک دارن و واقعا بهم میگن من در گذشته ام و به اون دختر حسی یا علاقه ای دارم یا چراغ سبزی نشونش داده ام.

در حالی که من واقعا چینین حس و علاقه ای جز خودش به کسی نداشتم و ندارم.

اون همکلاسی موضوعش ۳ سال پیش بود و من در این ۳ سال هیچ ارتباطی باهاشون نداشتم.

روز اول هم تمام موضوع رو بهشون گفتم که پنهون کاری نباشه.

لطفا خواهش میکنم راهنمایی کنید.من واقعا دوسش دارم و نمیخوام این رابطه که با هماهنگی خانواده ها بوده بخاطر چیزی خراب بشه.لطفا کمکم کنید.

۱۰ معیار اشتباه در انتخاب همسر + راه حل
مجموعه: رازهای موفقیت

انتخاب همسر, در آستانه ازدواج,ملاک‌های ازدواج
با مطالعه این نوشتار وضعیت‌های خطرناک را بشناسید تا هنگام مواجهه با آنها بتوانید معقولانه و منطقی، برای رفع و رجوع آنها گام بردارید.
هر فردی برای ازدواج معیارها و ملاک‌هایی دارد که به گمان خودش منطقی و اصولی است، اما حقیقت این است که حتی منطقی‌ترین ملاک‌های ازدواج هم ممکن است با تصورات اشتباه و باورهای نادرست ترکیب شود و چشم‌ها را روی حقایق ببندد.

البته این احتمال هم وجود دارد که هر جوان مجرد در آستانه ازدواج در موقعیتی قرار گیرد که به اجبار تن به وصلت دهد یا در شرایطی باشد که گمان کند ازدواج تنها راه نجات از موقعیت ناخوشایندش است. با مطالعه این نوشتار وضعیت‌های خطرناک را بشناسید تا هنگام مواجهه با آنها بتوانید معقولانه و منطقی، برای رفع و رجوع آنها گام بردارید.

 نداشتن شناخت کافی

می‌گویند «فرد خوبی است و خانواده با اصالتی دارد، اما هنوز مطمئن نیستم»، «در چند بار ملاقاتی که داشتم به نظر می‌آید فرد موجهی است»، «دو به شک هستم نمی‌دانم فرد مناسبی برای ازدواج هست یا نه» و… .

بسیاری از افراد به واسطه ارتباطات کوتاه‌مدت یا بلندمدت دوران آشنایی ممکن است احساس کنند آنچنان که باید و شاید یکدیگر را شناخته و از روحیات و خلقیات هم مطلع شده‌اند و می‌توانند جواب مثبت خود را به خانواده‌ها اعلام کنند، اما براستی شناخت شما کافی است؟

به نظر کارشناسان، ازدواج با یک فرد، ازدواج با کل وجود او و همه ابعاد زندگی اوست.

حال، شناخت‌های چند جلسه خواستگاری یا شناخت‌های کافی‌شاپی، رستورانی و… فقط شناخت‌های کلیشه‌ای غیرجدی هستند که محدود به چند بعد شخصیت فرد می‌شود و دیگر ابعاد اصلی شخصیت وی را پنهان نگه می‌دارد و حقیقت وجود او را افشا نمی‌کند.

پس هرگز برای یک ازدواج خوب و موفق، نمی‌توان به شناخت از شخصیت مجازی که عموما تفاوت بسیاری با شخصیت حقیقی دارد، بسنده کرد؛ این نوع آشنایی، پاسخگوی شناخت درست و کامل نیست.

راه‌حل
شناخت همسر آینده به اندازه شناخت خود اهمیت دارد؛ اگر شناخت درست و کاملی از فرد مورد نظرتان ندارید، هرگز برای ازدواج عجله نکنید!

فراموش نکنید ازدواج پیوندی مهم است که به شناختی عمیق و دوطرفه افراد از یکدیگر نیازمند است.

برای شناخت بیشتر لازم است از افراد با تجربه فامیل کمک بگیرید تا آنان به مدد تجربه و آگاهی‌شان بتوانند تحقیقات گسترده‌ای راجع به این فرد انجام دهند یا آن که با یک روان‌شناس مجرب مشورت کنید و با کمک وی می‌توانید ابعاد شخصیتی فرد مورد نظرتان را بکاوید و از راهنمایی‌های تخصصی و راهکارهای کاربردی پیشنهادی ایشان، برای شناخت بیشتر گزینه انتخابی‌تان قدم بردارید.

 ازدواج به امید تغییر

بسیار یکدنده و لجباز است، اما با مهربانی مطابق میلم می‌شود»، «من می‌توانم او را بروفق مرادم سازم»، «الان به هوای مجردی چنین رفتار می‌کند، دنیای تاهلی حال و هوایش را تغییر می‌دهد» و… .
با فردی مواجه شده‌اید که به نظر آدم جالبی است، بخشی از نیازها و خواسته‌های شما از همسر را برآورده می‌کند، اما در عین حال شخصیت او بسیار متفاوت از شخصیت شماست.

با وجود این تصمیم دارید دل به دریا بزنید و با او ازدواج کنید؛ با خود می‌اندیشید بعدترها ممکن است همین تفاوت‌ها به جذابیت‌های زندگی شما تبدیل شود یا به این امید که بعد از شروع زندگی، بتوانید با صبوری و محبت نواقص شخصیتی او را برطرف کرده و تغییرش دهید، بر تصمیم ازدواج‌تان راسخ‌تر می‌شوید و پیش می‌روید.

راه‌حل
می‌خواهید زیر پر و بالش را بگیرید، مرهمی بر مشکلاتش شوید، به او اعتماد به نفس دهید و ترغیبش کنید تا تغییر کند و به راه درست بیاید و… هدف خوب و پسندیده‌ای است، اما باید یادتان باشد تا زمانی که فردی نخواهد و خود انگیزه به تغییر نداشته باشد شما نمی‌توانید او را مجبور به تغییر کنید.

چه‌بسا بسیاری به امید معجزه تغییر همسر بعد از ازدواج، مشکلات موجود را نادیده گرفته‌اند، اما به فاصله بسیار اندک، پس از ورود به زندگی متوجه این امر شده‌اند که حقیقت زندگی مشترک توفیر دوصدچندان با خیالپردازی پیش از ازدواج دارد.

اگر در چنین شرایطی هستید، توصیه می‌کنیم خیال باطل تغییر همسر را از سرتان بیرون کنید. یقین داشته باشید اوضاع عوض نخواهد شد، شرایط همسرتان را همان‌گونه که هست بپذیرید و دوست داشته باشید.

انتخاب‌های هیجانی و سرخوشانه

جملات یک جوان عاشق را بشنوید: «همون لحظه اول که دیدمش، مهرش به دلم نشست»، «ما با هم تفاهم داریم، می‌دانم خوشبخت می‌شویم»، «من فقط با این دختر‌/ ‌پسر ازدواج می‌کنم و گرنه قید ازدواج را می‌زنم»، «هیچ کس نمی‌تواند مرا از عشقم جدا کند» و
اندک نیستند دختران و پسرانی که با یک نگاه یا یک آشنایی کوتاه‌مدت، یک دل نه صد دل عاشق و شیدای هم شده‌ و به گمان آن که نیمه گمشده‌شان را پیدا کرده‌اند، بدون توجه به معیارهای اساسی و حتی با وجود مخالفت خانواده‌هایشان تصمیم به ازدواج گرفته و بر سر سفره عقد نشسته‌اند؛ اما بعد از گذشت اندک زمانی و گاه حتی تا زیر یک سقف نرفته از انتخابشان پشیمان شده و کاسه چه کنم، چه کنم به دست گرفته‌اند.

اگر شما هم در چنین شرایطی، فقط به حکم عاشقی و علاقه‌مندی بسیار به فرد مقابلتان تصمیم به ازدواج گرفته‌اید، دست نگه دارید!

بی‌شک شما تحت تاثیر هیجاناتتان جوگیر شده‌اید. بی‌تعارف باید بگوییم عشق آتشین چشم و گوشتان را کور و کر کرده است!

راه‌حل
مواظب هیجانات زودگذر و موقت‌تان باشید؛ هیجانات مثبت یا منفی، مولفه‌ای هستند که می‌توانند شما را در انتخاب همسفر زندگی‌تان دچار اشتباه کنند.

برای رفع این حالت و فروکش کردن احساسات تند و تیزتان، توصیه می‌کنیم اندکی صبر و خویشتنداری کنید.

به خود بقبولانید در جاده زندگی به واسطه احساساتتان تخت گاز حرکت می‌کنید و هر لحظه امکان برخورد به مانع و تصادف دارید، سعی کنید ترمز احساساتتان را بکشید تا از میزان سرعت‌تان بکاهید.

با کاهش سرعت می‌توانید عقل خفته‌تان را بیدار کنید، منطق‌تان را به کار گیرید، با آرامش خاطر و چشمان باز حرکت کنید و با بصیرتی روشن هر آنچه را دور و برتان هست، نظاره کرده و رصد کنید.

مجددا راجع به تصمیم به ازدواج‌تان و گزینه انتخابی‌تان تفکر کنید، دوباره آن را ارزیابی کنید و زیر سوال ببرید، چه‌بسا بسیار مشاهده شده اغلب انتخاب‌های هیجانی بعد از مدتی از چشم می‌افتند و مانند گذشته جلوه‌گری و طنازی نمی‌کنند.

 امان از چشم و هم‌چشمی

از دخترخاله‌ات یاد بگیر، شوهری پیدا کرد که بیا و ببین!»، «پسرعمه‌ات چه دختر زیبارویی را به همسری انتخاب کرده است!»، «همه توانستند ازدواج کنند الا تو یکی» و… صحبت‌های این چنینی در بسیاری از خانواده‌هایی که جوانان هم‌سن و سال دارند که اتفاقا همگی‌شان هم دم‌بخت هستند، بسیار شنیده می‌شود.
اگر شما هم در چنین شرایطی هستید؛ از هر کسی که سراغ‌تان می‌آید حرف و حدیث می‌شنوید، تحت فشار هستید و احساس اجبار به ازدواج می‌کنید، خانواده‌تان شما را لای منگنه گذاشته و اصرار به ازدواج سریع‌تر شما دارند، اگر به دنبال برترین انتخاب‌ها هستید یا این که نقشه می‌کشید چگونه و چطور می‌توانید از دیگران رویی کم کنید تا بیایند و ببینند و… باید بگوییم اینجا چراغ قرمز است، لطفا ایست کنید، حرکت شما جایز نیست، حتما جریمه خواهید شد! میل شدید به جبران کردن و خودی نشان دادن، کم کردن روی اطرافیان از طریق ازدواج یا مقایسه دائم گزینه انتخابی خود با مورد ازدواج دیگران و… به عنوان نشانه‌های خطر در انتخاب محسوب می‌شوند که می‌توانند مسیر زندگی‌تان را در سرابی پیش ببرند که هرگز آبی گوارا و قابل نوشیدنی یافت نخواهد شد.

راه‌حل :
حسادت برانگیخته شده‌تان را بپذیرید؛ شما در حال حاضر برحسب این حس‌تان فکر و رفتار می‌کنید.

عموما انتخاب بر مبنای حسادت، فارغ از عقل و منطق بوده و بسیار تحت تاثیر کوته‌نگری‌ها و ساده‌اندیشی‌هاست که عاقبتی جز یاس و پشیمانی به ارمغان نمی‌آورد؛ بنابراین در این شرایط، عقل سلیم حکم می‌کند از هر اقدامی در زمینه ازدواج صرف‌نظر کنید، چون ضریب خطا در این نوع انتخاب‌ها تا حد زیادی بسیار بالاست.

به جای تفکر به ازدواج، به درون خودتان بیندیشید؛ حسادتتان را ریشه‌یابی کنید، عوامل ایجادکننده و تداوم‌دهنده آن را بشناسید، راهکارهای مقابله با آن را یاد بگیرید و در نهایت خود را ملزم و موظف به تمرین کنید تا با اراده‌ای قوی و برای خوشبختی‌ای که لایق آن هستید به جنگ این حس مخرب بروید.

زمانی که عاری و تهی از حسادت شدید و به مرتبه‌ای رسیدید که به خاطر خود، علایق و خواسته‌هایتان خواهان ازدواج باشید، وقت آن است که آستین‌هایتان را بالا بزنید و برای انتخاب همسر ایده‌آل‌تان قدم بردارید.

عجله همیشه‌کار شیطان است

دوست دارم سریع‌تر تکلیفم مشخص شود»، «حوصله کش‌دادن ماجرا را ندارم»، «از فس‌فس کردن خوشم نمی‌آید، یک‌بار آره یا نه را می‌گویم و خلاص»، «خانواده عروس‌/‌ داماد عجله دارند تا سریع‌تر جواب را بدانند»، «مادر و پدرم عجله دارند» و… .
انتخاب در شرایط اضطرار و عجله، انتخابی عجولانه یا تصمیم‌گیری از نوع از سر بازکنی است.

انتخاب عجولانه، انتخابی سریع، بی‌هدف و بی‌سازمان بوده که امکان اشتباه کردن در آن حتمی و قطعی و چند برابر است و احتمال دارد فرد به واسطه آن انتخاب ناآگاهانه و ضرب‌العجل با بسیاری از مصائب و مشکلات جبران‌ناپذیر مواجه شود.

هر انتخاب درستی به وارسی و بررسی بسیار نیاز دارد، بی‌گمان لازمه این عمل نیز مستلزم صرف زمان بسیاری است.

حال در انتخابی به بزرگی انتخاب شریک و همسفر یک عمر زندگی، حساسیت و اهمیت آن دو صدچندان می‌شود.

راه‌حل :
برای کاهش درصد خطا و افزایش احتمال موفقیت در انتخابتان، سعی کنید بر خصلت عجولانه خود یا دیگران فائق آیید و شرایط فوری و فوتی و موقت امروز را بر خوشبختی و سعادت فردایتان ترجیح ندهید.

سلامت آینده زندگی شما ارزش آن را دارد که با این خصلت و افکار ترغیب‌کننده به آن، مبارزه کنید. این جمله را بارها به خود بگویید یا به دیوار اتاق‌تان نصب کنید: «من به ندای عقلم گوش می‌دهم، نباید عجله کنم.» ترس و واهمه را کنار بگذارید، اجازه دهید زمان کارتان را با حوصله پیش ببرد. از این که ممکن است فرد دلخواهتان را از دست بدهید نهراسید، بدانید آن که روزی شماست، مال شما خواهد بود و نه هیچ کس دیگر.

با اطمینان تمام بپذیرید، عجله کار شیطان است، به خودتان و فرد مقابل‌تان فرصت شناخت بدهید، گاه با عجول بودن فقط چاه زندگی‌تان را می‌کنید و در قعری فرود می‌روید که شاید پشیمانی بعد از آن سودی نداشته باشد.

با اطرافیان یا کسانی که احساس می‌کنید از جانب آنها تحت فشار هستید صحبت کرده و شرایط و افکار خود را تا حدودی بازگو کنید، قاطعانه به آنها بگویید برای دادن جواب مثبت یا منفی عجله ندارید و حتی انتظار دارید در این مسیر مهم، همراهی‌تان کنند.

به آنها بگویید تصمیم خود را با آرامش و سر فرصت خواهید گرفت و عجله‌ای برای گفتن جواب ندارید.

 یا نصیب و یا قسمت

باید استخاره کنیم»، «جواب استخاره، جواب ماست»، «قسمت هر چی باشه همون می‌شه»، «با قسمت نمی‌شه جنگید»، «ببینیم قسمت تا چی باشه»، «یا نصیب و یا قسمت» و… این عبارات برای همگی ما آشناست!
وقتی بحث داغ خواستگاری و ازدواج می‌شود، استفاده از این عبارات از دهانمان نمی‌افتد؛ به حقیقت یک باور یا بر حسب عادت، پشت بند هر حرف و حدیثی که راجع به ازدواج بیان می‌شود بی‌درنگ یکی از این عبارات را به کار می‌گیریم؛ آنچنان که گویی خودمان هم باورمان می‌شود همه چیز از دست ما خارج است و هر آنچه تقدیر و مقدر باشد، چه ما بخواهیم چه نخواهیم، اتفاق خواهد افتاد.

اعتقاد راسخ بر این باور اشتباه که ازدواج تمام و کمال منوط به قسمت است، گاه به اهمال و سست کاری ما منجر می‌شود تا به همین دلیل، دور تحقیق و مشورت را خط قرمزی بکشیم و در کمال ناباوری، عاقبت مهمترین انتخاب زندگی‌مان را به گردن قسمت بیندازیم و به «هرچه باداباد» و «هر چه پیش آید، خوش آید» تن دهیم.

انتخاب بر این حسب، بزرگ‌ترین اشتباه ممکنی است که فرد، خود یا به اجبار و اصرار خانواده به آن متوسل می‌شود؛ پیروی از این باور خیانتی بیش نیست و ظلمی به خود یا دیگری است که احتمال دارد تاوانی به اندازه یک عمر زندگی پرعذاب به همراه داشته باشد.

راه‌حل :
یادتان باشد اراده خداوند در طول اراده ماست، خداوندگار روزگار بر همه چیز قادر و تواناست، اما با این حال، او به ما عقل و قدرت انتخاب داده تا با توسل به آنها، برای سعادت و خوشبختی خود برترین‌ها و مناسب‌ترین‌ها را گزینش کنیم. پس هوشیار باشید؛ ازدواج تقدیر یا سرنوشت از پیش تعیین شده نیست، یقین داشته باشید این شمایید که سعادت یا شقاوت زندگی‌تان را انتخاب می‌کنید.
صرفا با توجه به کلیات یا احیانا با اتکا به این اندیشه خام که بالاخره در زندگی مشترک راهتان را پیدا خواهید کردید، پیش نروید. خوب تحقیق کنید؛ تا آنجایی که برایتان مقدور است ذره‌بین به دست بگیرید و مورد انتخابی‌تان را رصد کنید و بکاوید و به قول معروف، مو را از ماست بیرون بکشید؛ اجازه ندهید هیچ چیز از نگاه‌تان دور بماند از هر کسی که می‌توانید و می‌دانید خبری دارد پرسش کنید، از شخصیت، روحیات، اخلاقیات، خانواده، فرهنگ و… فرد مورد نظرتان کسب اطلاعات کنید.

از سوی دیگر، به جای «یا نصیب و یا قسمت گفتن» از عاقلان و مصلحان مشورت بگیرید. با افراد با تجربه و خیرخواه و عاقل مشورت کنید فرد مورد نظرتان را تشریح کنید، نظرات آنها را بشنوید، کم و کاستی‌ها را بررسی کنید، توانمندی مقابله و مواجهه خود با مسائل را محک بزنید و… آن گاه به طور قطع خواهید توانست با ادله‌های صحیح و منطقی، صحت انتخاب‌تان را تائید یا رد صلاحیت کنید.

احساس تنهایی

من آدم تنهایی هستم، نیاز به یک همدم دارم»، «ازدواج تو را از تنهایی بیرون می‌آورد»، «تنهایی امانم را بریده، اگر کسی پیدا شود، زندگیم کن‌فیکون می‌شود» و… .
احساس تنهایی شدید، بسیار ساده‌تر از آنچه که فکرش را کنید، می‌تواند هر فردی را در معرض انتخاب اشتباه قرار دهد. هر وقت شخصی در تنهایی مفرط خود غوطه‌ور شود، احساس یاس و تاسف بی‌قرارش کرده و او را بر هر آغوش به ظاهر بازی، پذیرا می‌کند.

فقط کافی است سری به مجلات و روزنامه بزنید و حوادث آن را ورق بزنید بی‌شک با موارد بسیاری برخورد خواهید کرد که چگونه افرادی به خاطر فرار از تنهایی در دام شیاطین گرفتار شده‌اند.

قصه تکراری اکثریت قریب به اتفاق این افراد، جوان تنهایی است که به طلب رویای رهایی از دست غول تنهایی و نجات از غم و غصه، دل به غریبه‌ای سپرده و تا ناکجاآباد پیش رفته است.

راه‌حل :
در اولین گام، سعی کنید خود را از دام تنهایی برهانید. اگر فکر می‌کنید ازدواج راهی برای حل این مساله است، کاملا در اشتباهید! به جای اندیشه به ازدواج، بهتر است با دوستان و آشنایانتان رفت و آمد کنید، در کلاس‌های هنری و ورزشی ثبت‌نام کنید، خود را هدفمند سازید و برای آینده‌تان برنامه‌ریزی کنید و… بی‌شک بعد از این که از عمق تنهایی‌تان کم کردید، می‌توانید برای زندگی‌تان تصمیمات بهتری بگیرید که در این مرحله شاید ازدواج بهترین گزینه باشد.

 ظواهر فریبنده و دلربا

پزشک حاذقی است»، «فرد بسیار پولدار و زیبایی است»، «اندام فوق‌العاده خوبی دارد»، «بسیار خوش مشرب و بذله‌گوست» و… . چشم دوختن به ظواهر افراد، اشتباه دیگری در انتخاب همسر است.

گاه خواسته یا ناخواسته جذب افرادی می‌شویم که به دلیل موقعیت شغلی‌شان برجسته‌اند، در جایگاه قدرت ویژه‌ای قرار دارند، از جذابیت ظاهری محسورکننده‌ای برخوردارند، روابط اجتماعی بالایی دارند و در نزد دیگران محبوب هستند و…

ویژگی‌های برجسته و برتر برخی افراد باعث می‌شود آنان مورد مناسبی برای ازدواج به نظر آیند تا آنجایی که هر کسی متمایل به ازدواج با آنها باشد، اما حقیقت این است که هر کسی باید با شخصی ازدواج کند که برای زندگی با او مناسب است. تناسب در ازدواج امری مهم بوده و بر هر تمایل و گرایشی ارجحیت دارد.

هر فردی برای تجربه خوشبختی باید در آرزوی ازدواج با کسی در حد و اندازه خودش باشد.

راه‌حل :
اگر در شرایطی قرار گرفته‌اید که تصور می‌کنید حواشی شخصیت فرد انتخابی‌تان شما را مغلوب خود کرده، بهتر است اندکی صبر کنید و سریعا پای سفره عقد نروید.

ابتدا سعی کنید فرد مورد نظرتان را تهی از برتری‌ها و موقعیت خاصش (زیبایی، شغل پردرآمد، پرستیژ، موقعیت اجتماعی و…) تصور کنید، سپس به این سوالات پاسخ دهید: آیا همچنان او را فرد قابل قبولی می‌دانید یا نه؟

آیا حاضرید به او بله بگویید و به عنوان همسر انتخابش کنید؟

این فردغیر از این شرایط خاصش، چه خصوصیات ویژه دیگری دارد که شما مجذوب آن شده‌اید؟ آیا واقعا او را به خاطر خودش می‌خواهید یا شرایط استثنایی‌اش؟

اگر او را همراه شرایط ویژه‌اش بپذیرید و با او ازدواج کنید، اما بازی روزگار برتری فعلیش را از او بگیرد آیا باز حاضرید زندگی‌تان را با او ادامه دهید؟ و…
اگر در پاسخ به این سوالات دچار مشکل شدید حتما در انتخابتان تجدیدنظر کنید، بی‌تردید بپذیرید این شخص آن فردی نیست که شما می‌خواهید و می‌توانید در کنارش آرامش پیدا کنید و خوشبخت باشید.

هر چه زودتر، بهتر

«دیگه داری پیر می‌شی، کی می‌خوای ازدواج کنی؟»، «همسن و سالای تو الان بچه دارن ولی تو هنوز اندر خم اولین کوچه‌ای!»، «زودتر ازدواج کنی، موفق‌تری»
سن ازدواج وابستگی تام به فرهنگ و آداب و رسوم هر خانواده و قومیتی دارد، اما با این حال بسیاری از کارشناسان، ازدواج در سنین نوجوانی یعنی زیر بیست سالگی را بسیار پرخطر می‌دانند، حتی گاه ازدواج در سنین بالاتر از این سن را هم به صلاح نمی‌دانند.

آنان معتقدند فردی آماده ازدواج است که بلوغ‌های چندگانه (عاطفی، عقلی و اجتماعی) را پشت‌سر گذاشته باشد، به خودآگاهی و شناخت درستی از خویش دست یافته، اولویت‌هایش را تعیین کرده و به دور از هیجانات موقت و کاذب دست به انتخاب بزند و… .

راه‌حل :
اگر همین حالا در موقعیت انتخاب مورد ازدواج‌تان هستید بهترین کار این است که خود را محک بزنید و ملاک‌هایتان را بررسی کنید و چند باره این پرسش‌ها را از خود بپرسید: آیا زمان ازدواج‌تان فرارسیده است؟ آیا آمادگی پذیرش مسئولیت‌های زندگی مشترک را دارید؟ آیا این فرد مطابق با ملاک‌های شما و خانواده‌تان است؟ آیا می‌تواند در پیش بردن اهداف‌تان به شما کمک کند یا نه؟ و… .

 بحران‌های روحی و عاطفی

«فکر کنم با ازدواج اوضاع روحی‌ام بهتر شود»، «دوای درد من ازدواج است»، «اگر ازدواج کنم تمام مشکلاتم حل می‌شود» و… .
اظهارات فوق، گفته‌های افرادی است که دچار «شکست عاطفی» شده‌ و تصور می‌کنند با ازدواج می‌توانند از شرایط و احوالات نابسامان و بد خود رها شوند. نجات از بحران روحی با ازدواج، صرفا تصوری اشتباه و نادرست است که می‌تواند مصداق حقیقت «از چاله به چاه افتادن» باشد.

راه‌حل :
برای نجات از بحران عاطفی و افسردگی‌های طولانی‌مدت با یک روان شناس مشورت کنید.

ایشان با ارائه راهکارهایی تخصصی یاری‌تان می‌کند تا با افکار منفی و پریشان‌کننده خود مواجه شوید، هیجاناتتان را بشناسید و در نهایت با فراگیری و به‌کارگیری روش‌های سودمند،برای حل مشکلات روحی و عاطفی گام بردارید

درسته و طبیعیه که ارتباط خوبی داشتید که دلبستگی ایجاد شده و حتی به فکر ازدواج بودید ولی در هر حال اینکه ایشون از یک مساله که قبلا هم مطرح شده کوه ساختند و اصلا تمایلی به ادامه ندارند کمی غیر منطقی به نظر می رسد.

البته تا وقتی که ایشون نظرشون رو ندادند شاید مساله مهمی بوده که بی اطلاع هستیم و همان برای این فرد ایجاد مشکل کرده است .

و بحث عدم اطمینان که مطرح می کنی بهتره از دلایل اصلی ایشون مطلع شوید منظورم برداشت هایی که کردند کمی بهشون زمان بدید تا ارام تر شوند و به مساله فکر کنن البته توضیحات رو به ایشون بدهید که بعدا شرایط سخت تر نشود اگر بعد از یک زمان باز ایشون بر تصمیم خودشون پافشاری کردند بهتره شما دیگر اقدامی نکنی چون فقط باعث ازار روحی خود شما خواهد شد .

وقتی فردی تمایلی به ادامه ندارد تلاش های شما ممکنه برای اون خانم ازاردهنده به نظر برسد و مشکلاتی را ایجاد کند .در هر حال با شناختی که از طرف مقابل دارید اقدام کنید و امیدوارم خوشبخت باشید

و البته واقع بین باشید
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
موفق باشید

سلام.خسته نباشین. من با یه دختر خانم آشنا شدم و خیلی بهم علاقه مند شدیم اون یه سال ازم بزرگتره ولی برای من مهم نیست مشکلمون طرز تفکرمونه با اینکه از لحاظ احساسی و شرایطای دیگه باهم نقاط مشترکی داریم ولی من یخورده با نحوه پوشش و طرز تفکرش باهاش مشکل دارم یعنی اون میگه عقاید هر کس شخصیه و ربطی به کسی نداره منم دخالت نمیکنم تو طرز تفکرات همسرم.

میخواستم بگم من امروز دنبال مشاور میگشتم تا بریم پیشش تا ببینیم مشکلمون خیلی حاده یعنی اگه باهاش ازدواج کنم به مشکل میخورم؟

من بچه دور اطراف بابلم خانوم هم بچه غرب مازندرانه میخواستم بپرسم اگه یه مشاور زن هم سراغ دارین بگین تا منو ایشون بریم پیشش چون میخوام زن باشه تا راحتتر باشه اونم تاکید داره پیش روانکاو بریم نمیدونم فرقش چیه فقط بتونه کمکم کنه به نظر اون من مذهبیم وسختگیر من دوسش دارم خواهش میکنم اگه میتونین جوابمو بدین زودتر آدرسشو بدین بی زحمت نمیخوام بیشتر ازین با احساسات کسی بازی کنم خودمم هر روز دارم بیشتر وابسته میشم.ممنون

با سلام
دوست عزیز تصمیم بسیار منطقی گرفته اید که مراجعه داشته باشید قبل از اینکه به لحاظ عاطفی وابسته شوید منتهی این را هم در نظر بگیرید که یک سال بزرگتر بودن شای اکنون براتون مساله ای نباشه و بعدا خودش مساله ایجاد کند و وابستگی که می فرمایید کاملا درست است و منطقی منتهی در نظر داشته باشید که این وابستگی ها و صرفا تصمیم گیری عاطفی تعیین کننده زندگی نیست…

البته که خودتون عاقل و بالغ هستید و می توانید تصمیم درستی بگیرد و روانکاو هم جلسات طولانی تری دارد و هم اینکه به لحاظ وقت و هزیته شاید برای مشاوره ازدواج زیاد تعیین کننده نباشد در هر صورت امیدوارم خوشبخت باشید
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
موفق باشید

خواستگارم خانمشون رو از دست دادن

سلام. وقت بخیر. من ۳۱سالمه و ۸ساله ک مجردم و توی عقد جدا شدم. ی خواستگار دارم ک ۳۲سالشونه و متاسفانه خانمشونو سال ۹۵ از دست دادن.

خیلی ادم با وقار و با شخصیتی ان.

فقط ی نکته ای هس اینه که گفتن هنوز با پدر و مادر خانم سابقش ک نسبت خانوادگی هم دارند هنوز رفت و امد دارن و خواهان ادامه این دید و بازدید هستن.

چون خانمش تک دختر بودن و توی تصادف مقصر میدونن ودشون. حس میکنم ی راه ارام برای عذاب وجدان تصادف هستن.

گفتن ک میخوان زندگی جدیدیو باید شروع کنن ولی نمیدونم واقعا ب این نیته؟ یا پر کردن جای حالی همسرش؟

و اینکه نمیتونه ایشونو فراموش کنه و منم چون ادم حساسی ام.

میترسم مقایسه شم. یا رفتارای ایشون منو حساس کنه.
از نظر تحصیلات و خانواده و عقاید خیلی شبیه بهمیم.

ب دلم نشستن. ولی سر این موضوع مرددم. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

پاسخ

بله نکته بسیار مهمی است که ایا ایشون با مساله فوت کنار اومدن یا صرفا دنبال جایگزینی هستند که شباهت هایی داشته باشد و یاد ایشون رو برای این فرد زنده نگه دارد اگر چنین باشد خب طبیعتا شرایط سخت می شود چرا که شما هر کاری انجام دهید مدام در ذهن خودتون هم دارید با فرد دیگری مورد مقایسه قرار می گیرید …

به هر حال دقت کنید که در زندگی مشترک داشتن تفاهم علاقه و درک مشترک بسیار مطلوب است مناهی در مورد ایشون این طور هم نمی شود قضاوت کرد که حتما با یاد ایشون قراره زندگی کنند ولی بهترین کار مراجعه به روانشناس است تا اگر مساله ای واقعا وجود دارد بررسی و حل شود و دچار مشکل نشوید.

چرا که به هر حال برای همه افراد این مساله اهمیت دارد که در کنار فردی که زندگی می کند ان فرد همراه مناسبی باشد و از زندگی لذت ببرند نه اینکه فکر کند مدام جایگزین احساسی شده و یا طرف مقابل مدام بخواهد از خاطرات فرد دیگر صحبت کند چون اگر اینچنین باشد شرایط به شدت سخت خواهد شد.

در هر صورت امیدوارم خوشبخت باشید و مساله خاصی وجود نداشته باشد مخصوصا برای شما که یک بار تجربه ناموفق داشتید این مسائل و پیگیری ان از حساسیت بالایی برخوردار است
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
موفق باشید

۱۰ نکته درباره ازدواج با زنان و مردان بیوه

ازدواج مـجدد به نوبه خود کمی ترس آور است؛ اما زمانیکه فردی با کسی ازدواج می کند که همسر اولش فوت شده، دچار درگیری های بسیار زیاد احساسی، مشکلات روزمره زنـــدگی و… نیز می شود.

شاید تاکنون هیچ متنی در این زمـینه نخوانده باشید، اما ما قصد داریم در این مقاله شما را با پی آمد ها و شیوه های جلوگیری از بروز مشکلات در زمینه ازدواج با کسی که همسرش را از دست داده، آشنا کنیم.

 پذیرفتن گذشته

نباید آنرا پنهان کنید و یا از آن فرار نمایید. بی توجهی به غم و غصه های همسرتان هیچ چیز را تغییر نخواهد داد. اگر به احساسات او بی توجهی کنید، شاید غم از دست دادن همسر اولش تا ابد همراهش باقی بماند.

بی توجهی و سرسری گرفتن مسائل فقط بهبود طرف مقابل را به تعویق می اندازد.

بهتر است به او اجازه دهید تا با شما صحبت کند و بگوید که در کجای سفر غم انگیز خود قرار دارد.

یک رابطه زمانی موفق است که هر دو طرف به راحتی بتوانند حرف های دلشان را به یکدیگر بزنند و به سادگی با هم ارتباط برقرار کنند.

 قبول کنید که در زندگی شما ۳ قلب وجود دارد

پذیرفتن این مطلب که نیمی از قلب همسرتان متعلق به شخص دیگری است، کمی دشوار است.

اما در زندگی با مردی که همسر خود را از دست داده، این دقیقاً هنری است که شما حتماً باید آنرا بلد باشید.

در عین حال باید بدانید که دوست داشتن او نسبت به همسر مرحومش جای خود را دارد و این امر به نوبه خود قابل احترام است و ربطی به رابطه دو نفره شما ندارد.

اجازه ندهید بی توجهی به اشیا و مایملک مرحومه شما را در مسیر نادرست قرار دهد.

اگر احساس می کنید که همسرتان شما را به اندازه خانم مرحومش دوست نمی دارد، بنابراین باید سعی کنید که وسایل شخصی همسر اول از قبیل قاب عکس و … را از درون خانه جمع آوری نمایید.

بسیاری از مشکلات با رسیدگی به وسایل خانگی حل خواهند شد و مطمئن باشید که با انجام این کار حیرت زده خواهید شد.

به منظور حل این مشکل ابتدا باید با همسر خود مشورت کنید و سعی کنید تا مشکلات خود را با گفتگو حل نمایید. با هم تصمیم بگیرید که کدامیک از وسایل او را می خواهید نگه دارید و کدامیک از آنها را می خواهید به مراکز خیریه تحویل دهید.

در نظر داشته باشید که همه انسان ها خاطراتی در گذشته دارند که برایشان از ارزش و اهمیت بسیار بالایی برخوردار بوده و دوست دارند که آنها را تا آخر عمر خود زنده نگه دارند.

به احساسات طرف مقابل احترام بگذارید و از طریق بحث متقابل، بر سر نگه داشتن وسایل شخصی همسر مرحومه به نتیجه برسید.

 با اعضای داغ دیده فامیل همدلی کنید و غمخوار آنها باشید

شاید در ابتدا اعضای خانواده، شما را در میان خود نپذیرفته باشند. باید به آنها حق بدهید چرا که ممکن است تصور کنند که با ازدواج مجدد آقا یا خانم، کلیه یادها و خاطره های دختر، خواهر، خواهر زاده، و یا نوه ی آنها از یادها پاک می شود.

آنها به صورت ناخودآگاه شما را مسبب اصلی این قضیه می دانند و در دل، شما را سرزنش میکنند. اگر به طور مکرر در مراسم عزاداری و یادبود آنها شرکت کنی، خیلی راحت تر می توانید با افکار منفی آنها مقابله کنید.

به هر حال از دست دادن یک عزیز شرایط سختی را به اطرافیان تحمیل می کند. به همین دلیل باید به آنها زمان بدهید تا بتوانند شما را همانگونه که هستید بپذیرند و به تدریج جایگاه خود را در خانه همسرتان تثبیت کنید.

 در گذشته زندگی نکیند و اجازه ندهید افکار منفی گذشته به ناامنی های شما دامن بزنند

آیا همسر قبلی از شما زیباتر، جذاب تر، و بامزه تر بوده؟

آیا او آشپز، عاشق، دوست و شریک بهتری بوده؟

مقایسه خوب است و یک امر کاملاً طبیعی قلمداد می شود، اما اگر این کار به درستی انجام نشود، آنوقت مانند یک سد محکم جلوی رشد رابطه شما را می گیرد.

شوهرتان به این دلیل با شما ازدواج نکرده که شما نسخه دوم همسر مرحومش بوده اید.

او به خوبی می داند که شما منحصر بفرد هستید و همین عامل نیز باعث شده که به شما علاقمند شود و پیشنهاد ازدواجش را با شما در میان بگذارد.

او اصلاً به این قضیه که شما تا چه حد به همسر مرحومش شباهت دارید و یا تفاوت دارید فکر نمی کند.

باید قبول کنید که شما و همسر مرحوم او دو انسان کاملاً مجزا هستید، و هر دو شامل خصوصیات منحصر بفرد اخلاقی خود می باشید.

شاید تمام مقایسه های اشتباهی که شما در ذهن دارید، دقایقاً همان ها دلیل اصلی جذب شوهرتان به شما بوده باشند!

 در مورد خاطرات غم برانگیز مهربان و رئوف باشید

شما هر چقدر که به همسرتان عشق بدهید، باز هم این مسئله باعث نمی شود که او مرگ همسر اولش را فراموش کند.

البته به مرور زمان همه چیز حالت عادی پیدا میکند و همسرتان به جایی خواهد رسید که ناراحتی هایش به شادی تبدیل شود؛ اما هیچ گاه نباید تصور کنید که سالگرد وفات همسر اول، روز تولد، سالگرد ازدواج و … بدون غم و اندوه خواهد بود.

شاید همسرتان دوست نداشته باشد که در مورد غم و اندوهی که در این روزها احساس می کند، چیزی به شما بگوید.

تحت این شرایط او احساس می کند که اگر با شما در مورد این مسائل صحبت کند، شما ناراحت می شوید و احساساتتان آسیب می بینند.

در این مواقع باید اختیار بیشتری به او بدهید و به او بقبولانید که می توانید به درستی درکش کنید.

به او بگویید که از ارزش این تاریخ ها آگاه هستید و تمایل دارید که او احساساتش را با شما در میان بگذارد. حتی می توانید پیشنهاد کنید که اگر او بخواهد می توانید تا مقبره همسرش او را همراهی کنید.

از نظر روان شناسی این کار کمک بزرگی به بهبود و ارتقای رابطه می کند چراکه به هر دوی شما اجازه می دهد تا درونی ترین احساسات خود را با هم در میان بگذارید.

با ملایمت و همکاری متقابل، حد و مرز تعیین کنید

ازدواج با مردی که همسر خود را از دست داده نباید تماماً حول محور همسر مرحوم او بچرخد. در این میان احساسات شما نیز مهم هستند، شما استحقاق این را دارید که مورد احترام قرار بگیرید.

بسیاری از خانم ها زمانیکه همسرانشان می گویند: ” همسر اولم” ناراحت می شوند.

اگر این مسئله باعث ایجاد ناراحتی در شما می شود، باید به آرامی در مورد آن با همسر خود صحبت کنید و او را متوجه کنید که همسر دومش نیر نیازها و احتیاجاتی دارد که باید مرتفع گردند.

مطالعه و تحقیق کنید تا مطالبی در مورد مراحل مختلف غم و اندوه و پی آمدهای آنها بدست آورید

تا زمانیکه شما بخواهید با همسر خود ازدواج رسمی کنید، به طور حتم بخش وسیعی از غم و اندوه او به پایان رسیده است.

البته باید توجه داشت که بخشی از غم و ندوه در وجود افراد باقی می ماند که با کمی صبر و حوصله و همچنین به مرور زمان از بین می رود.

اگر شما با همسرتان “یکی” باشید آنوقت باید هر چیزی که می توانید در مورد غم و غصه او یاد بگیرید و به تریج آنرا حل نمایید.

درکتر الیزابت کابلر رز کتابی پیرامون این مسئله منتشر نموده با نام “درباره مرگ و مردن.” در این کتاب درجه های متفاوت غم و اندوه مشخص شده.

همچنین در این کتاب می خوانیم که فرد در مراحل مختلف چگونه می تواند با درگیری های فکری خود کنار بیاید.

از کمک گرفتن از دیگران ترسی به خود راه ندهید

چرا که با این کار متوجه می شوید بسیاری از ناامیدی هایتان بی پایه و اساس هستند.

نمی دانید دیگران چه کمکی می توانند به شما بکنند.

شاید فرد مورد نظر همسایه، دوستی در کلاس یوگا، و یا مادر دوست فرزندتان باشد.

شاید اینگونه حرف ها را با اقوام و فامیل مطرح نکنید و ترجیح بدهید با یک دوست پیرامون مشکلات خانوادگی خود صحبت کنید. هیچ اشکالی ندارد.

کمکی که دوستان در این زمینه می توانند به شما بکنند واقعاً تحسین برانگیز است.

بسیاری از این افرادی که شما با آنها احساس راحتی می کنید و حرف دلتان را به آنها می زنید کسانی هستند که احساست مشابه شما دارند و در دنیا احساس تنهایی می کنند.

به این طریق هم شما می توانید همصحبت خوبی برای او باشید و هم او می تواند با همفکری و همدلی شما را در مسیر درست قرار دهد.

در لحظه زندگی کنید و برای آینده ارزش قائل باشید

هر روزی که زندگی می کنید و هر نفسی که می کشید نعمتی است که از سوی خداوند به شما هدیه داده شده است. با غنیمت شمردن لحظات خود، شاکر خدا باشید.

با همسر خود خاطره های جدید خلق کنید که منحصر به خودتان باشند و هیچ ارتباطی به زندگی گذشته و همسر مرحومش نداشته باشند.

برنامه سفر به جاهای دیدنی را بریزید و به مناطقی بروید که هیچ یک از شما قبلاً از آنجا دیدن نکرده باشد. روزهای خاصی را برای خود معین کنید و جشن بگیرید.

دکوراسیون داخلی خانه را تغییر دهید، و یا حتی خانه را عوض کرده و به یک خانه جدید نقل مکان کنید و با هم آنرا از نو آماده زندگی کردن کنید.

زندگی معلم است پس سعی کنید دانش آموز خوبی باشید. به خاطر داشته باشید که هیچ گاه نمی توانید اتفاقی که در گذشته افتاده است را تغییر دهید، اما می توانید خود را با یاد آن سازگار سازید و به رشد و تعالی دست پیدا کنید… و بنابراین می توانید با مردی که همسرش را از دست داده ازدواج کنید.
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
موفق باشید

اگه ی روز تلفنش رو جواب ندم عصبی و کلافه می شه

با عرض سلام وخسته نباشید من نزدیک به نه ماهه با پسری درتهران آشنا شدم و خ بهم علاقه مندیم بارها گفته باخانوادش صحبت کرده در موردمن .

و خانوادش درجریانن . اما هنوز نیومده خواستگاری .

وابستگیمون خیلی زیاد شده و اگه یه روز تلفنشو جواب ندم کلا کلافه وعصبانی میشه .

روی همه مسایل زندگی توافق داریم .

بارها هم بهم میگه خانم قشنگم و.. چی کارکنم بیاد خواستگاری . ممنون میشم راهنماییم کنین

پاسخ

دوست عزیز در مورد اینکه ایشون احتمالا در تهران هستند و شما در شهرستان توجه داشته باشید که به هر حال اشنا شدن دو جنس مخالف با هم دلبستگی هایی هم در پی دارد که همین دلبستگی ها باعث می شود.

که خب دو طرف علاقشون به حدی زیاد بشه که بسیاری از مسائل رو در نظر نگیرند و باید به این موارد توجه داشته باشید
اگر ایشون صرفا ابراز می کنند و برنامه ای برای خواستگاری نمی گذارند بهتره کمی دقت داشته باشید چون به هر حال مساله مهمی است که ایشون واقعا شما رو برای زتدگی اینده انتخاب کرده باشند یا صرفا دوستی ساده که چند صباحی با هم باشید
بهتره برای ایشون زمان تعیین کنید اگر گفتند خانوادشون هم در جریان هستند و مطلعند از مبحث ازدواج و اینکه شما رو در تظر گزفتند تا حداقل قصد ایشون مشخص بشه که هم شما کمتراسیب ببینید و هم اینکه خدای ناکرده فرصت های اینده رو از دست ندهید و مساله خاصی در این رابطه برای شما پیش نیاید به هر حال واقع بین بودن شرط عقل است
امیدوارم سنجیده همه موارد رو در نظر بگیرید و خوشبخت باشید
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
موفق باشید

گاهی دل‌تان می‌خواهد تمام کلیشه‌های را کنار بگذارید و خودتان گل و شیرینی به دست به خانه‌شان وارد شوید و گاهی آنقدر از این رابطه دلزده می‌شوید که دل‌تان می‌خواهد این قرار، آخرین ملاقات شما باشد.

اگر شما هم این روزها را تجربه کرده‌اید این‌ بار راه‌هایی که ما پیشنهاد می‌کنیم را برای راضی کردن او به ازدواج امتحان کنید.

تکلیف‌تان را روشن کنید

اگر می‌خواهید فردی که دوستش دارید را به ازدواج راضی کنید، قبل از هرچیز باید بدانید که کجای این رابطه قرار دارید. آیا شما و او در زمان شروع رابطه یا پس از آن، محدوده‌ای را برای این ارتباط مشخص کرده‌اید؟ آیا حرفی از ازدواج میان شما رد و بدل شده یا برنامه‌ای در این مورد ریخته‌اید؟

برای آنکه به سمت ازدواج قدم بردارید، باید بدانید چرا با این شخص ارتباط دارید و چرا این رابطه را ادامه می‌دهید.

گذشته از این، باید از خود بپرسید که آیا او هم مانند شما و هدفدار به ارتباط می نگرد یا خیر؟

مطمئن‌ترین اقدامی که می‌توانید بکنید، این است که از همان آغاز هدف رابطه را مشخص کنید و با فرد مقابل‌تان در این مورد به توافق برسید.

روشن بودن تکلیف هر دوی شما، بسیاری از مشاجراتی که ممکن است در این دوران میان شما فاصله بیندازد را از میان می‌برد و از آنجا که هر دوی شما برای هدفی مشترک انرژی صرف کرده و تلاش می‌کنید، مانع از دلسردی و تردیدتان می‌شود.

هیچ وقت از مردها خواستگاری نکنید!

اگر از روزهای اول رابطه عبور کرده‌اید و هیچ هدف و فرجامی را هم تعریف نکرده‌اید، باید راه‌های دیگری را امتحان کنید. اگر هرچه صبر هم‌ کنید خبری از پیشنهاد ازدواج نمی‌شود، بهتر است به صورت نا محسوس خواسته‌تان را بیان کنید.

شاید پیشنهاد مستقیم ازدواج از طرف یک خانم در کشور ما چندان مرسوم نباشد و آغازگر مشکلات دیگری در رابطه شود، اما یک پیشنهاد غیرمستقیم، می‌تواند شما را چند قدمی جلوتر ببرد و تکلیف‌تان را تا اندازه‌ای روشن‌تر کند.

اگر شما به یک مرد به صورت مستقیم پیشنهاد ازدواج دهید، معمولا حالات دفاعی به خود می‌گیرد و عقب‌نشینی می‌کند، بنابراین بهتر است زمینه را مهیا کنید و کمی به انتظار بنشینید.

برای شروع می‌توانید به ایده‌هایی که در زمینه ازدواج دارید اشاره کنید یا از اینکه ارتباط هدفدار را می‌پسندید صحبت کرده و به عکس‌العمل‌های او خوب توجه کنید.

اگر مردی که حرف‌های شما را می‌شنود، صحبت را عوض کرد یا نشان داد که کاملا عکس شما فکر می‌کند، بهتر است وقت خود را تلف نکنید!

از دغدغه‌هایش با خبر شوید

از یاد نبرید فشار آوردن و انتظار عجله از طرف مقابل، داشتن جایگاه شما را در چشم او پایین می‌آورد.

پس به جای اینکه از او بخواهید با سرعت بیشتری به خواستگاری بیاید، دریابید که به چه دلیل آمادگی برداشتن چنین قدمی را ندارد.

می‌توانید در این مورد با هم صحبت کنید و دلایلی که آمادگی ازدواج را از او می‌گیرند را جویا شوید.

شاید شما بتوانید به او در برطرف کردن‌شان کمک کنید و شاید این دلایل به شما برای صبر بیشتر انگیزه بدهند. بهتر است با همفکری هم، پیش‌نیازهای رسیدن به این اهداف را مشخص کرده و مهلتی را تعیین کنید.

اگر مردی که به او علاقه‌مند شده‌اید، از شما مهلتی برای رسیدن به اهدافش خواست و قرار بر این شد که بعد از تحقق برنامه‌هایش به خواستگاری‌تان بیاید، چاره‌ای جز انتظار ندارید.

در این مدت بهتر است میزان تلاش او برای تحقق وعده‌هایش را زیر ذره‌بین بگذارید.

اگر بعد از این مدت هم بهانه‌تراشی و دلایلی را مطرح کرد که از نظر شما و اطرافیان‌تان قابل‌قبول و منطقی نبودند، بدانید که شما در حال ازدست دادن فرصت خود برای ازدواج هستید و بیهوده به این ارتباط دل بسته‌اید.

اما اگر توضیحات او قانع‌کننده به نظر رسید و موضوعات مهمی مانند به اتمام نرسیدن تحصیل یا رفتن به خدمت سربازی یا عدم آمادگی اولیه مالی را مطرح کرد، باتوجه به شرایط سنی شما و مقدار زمانی که لازم دارد، تصمیم بگیرید.

رابطه را بی‌دلیل کش ندهید

از یاد نبرید زمان ازدواج دختر و پسر متفاوت است و بسیاری از دختران با عبور از یک محدوده سنی شانس کمتری برای ازدواج با کسی که سن و شرایط مناسب را داشته باشد پیدا می‌کنند.

گذشت زمان طولانی و بیشتر از ۳ سال به انتظار پیشنهاد خواستگاری او نشستن، مشکلات بسیاری را در یک رابطه ایجاد می‌کند.

بعد از چنین زمانی، احتمال اینکه طرف مقابل شما از بودن در این رابطه پشیمان شود یا شما با خسته شدن خود این رابطه را به مرحله تازه‌ای از تنش وارد کنید زیاد است.

اگر با هم قرار ازدواج گذاشته‌اید، می‌توانید بعد از گذشتن مدتی از او بخواهید در جلسات مشاوره پیش از ازدواج شرکت کند.

دوست مشترک‌تان را واسطه کنید

برای دانستن اینکه آیا او هم علاقه‌ای به ازدواج با شما دارد یا خیر، می‌توانید از کسی که به او نزدیک است کمک بگیرید. دوست صمیمی او یا دوست مشترک‌تان می‌تواند نقش واسطه را ایفا کند.

اما یادتان نرود که این واسطه باید بی‌طرف باشد و نسبت به ازدواج شما هم نظری مثبت داشته باشد.

پرسش و صحبت در مورد ازدواج یا سؤال کردن در این مورد که آیا برای آینده تصمیمی داری یا نه، از مسئولیت‌های این واسطه است.

برایش توضیح دهید که در این گفت‌وگو، نباید اشاره مستقیمی به شما داشته باشد.

ریشه ترس‌هایش را پیدا کنید

شاید او واقعا به شما علاقه دارد و تنها به‌دلیل ترسش از ازدواج، توان برداشتن گام آخر را ندارد. برای مطمئن شدن از این موضوع، بهتر است واژه‌هایی که به زبان می‌آورد را زیر ذره‌بین بگذارید.

کسی که می‌گوید «من اهل ازدواج نیستم اما چون تو را دوست دارم حاضرم برای همیشه با تو بمانم!» یا فرد مسئولیت‌پذیری نیست یا ترس‌هایی برای ازدواج دارد.

اگر مورد اول مصداق داشته باشد، شما به سادگی نمی‌توانید او را به سمت یک زندگی موفق هدایت کنید.

کسی که توان پذیرفتن مسئولیت را ندارد، حتی اگر با اصرار شما به خانه مشترک وارد شود، نمی‌تواند زمینه یک زندگی موفق و آرام را فراهم کند.

پس گمان نکنید که همه ماجرا به نشستن پای سفره عقد ختم می شود.

زندگی با یک فرد بی‌مسئولیت، از انتظار برای به‌دست آوردن او هم زجرآورتر است.

خیالبافی نکنید

اگر مردی که دوستش دارید تاکید می‌کند که با وجود دوست داشتن شما قصد ازدواج ندارد، ماندن و منتظر شدن ریسک بزرگی خواهد بود.

به جای نادیده گرفتن نشانه‌ها و امید بستن بی‌دلیل سنگ‌های‌تان را با او وا بکنید. اگر او از دادن جواب صریح به شما طفره می‌رود، بیشتر مراقب باشید!

شاید پای یک بازی در میان است و این فرد تنها می‌خواهد زمان بیشتری را در کنار شما صرف کند.

برخی از آقایان نه حاضر به پذیرفتن مسئولیت ازدواج هستند و نه حاضرند از طرف مقابل جدا شوند.

باج ندهید

گمان نکنید اگر یک تنه بار رابطه را به دوش بکشید و به او اطمینان دهید که همه سختی‌ها را تحمل می‌کنید ماجرا تغییر می‌کند.

دیدن ضعف و اصرارهای شما، می‌تواند دلیل دیگری برای عقب‌نشینی او باشد.

پس مواضع‌تان را شفاف بیان کنید و به او بگویید که در چه شرایطی حاضر به ازدواج هستید.

گمان نکنید که برداشتن مرزهای و حریم‌های یک رابطه یا فداکاری بیش از حد مشکل شما را حل می‌کند.

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۴۴۰۳۴۴۹۰
موفق باشید

منبع: com.مرکزمشاوره


صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

مقالات مرتبط

185 نظرات

  • ندا , خرداد ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۶:۵۵ بعد از ظهر

    سلام سهیل جان ممنونم ازنظرت
    ولی همیشه که این جورنبود،بعضی وقت هاخوب میشد،البته نه اونی که من بخوام …….
    بزارازاول بگم،قبل ازعقدکه باخانوادم راجب این موضوع حرف زدم گفتن چون توی روستابزرگ شده بلدنیست،خودشم میگفت بلدنیست،بعدعقدبارفت وآمدباخانواده واقوام من بهترشدودیدکه یه آقابایدچه.طورباخانمش رفتارکنه،بعد ازعروسی تنهابهترنشدبدترهم شد،درحالی که همیشه فکرمی کردتم وقتی بریم خونه خودمون خیلی داس زندگی بایدتغییرکنه ومنتظره یه تغییربزرگ بودم که این انتظارتابه امروز طول کشیده ومن هرروزتنهاترشدم وافسرده تر واحساس میکنم دیگه ازدرون دارم می ترکم
    بااین سایت اشناشدم،دلم می خوادیه مشاوره خوب پیداکنم،که بتونه مشکلموحل کنه امانمی دونم ادرس یه مرکزمشاوره خوب روازکجابایدپیداکنم برای همین مشکلموتواین سایت گذاشتم
    راستی طرزفکرش اینه همین که زنمی یعنی دوست دارم،وبه خاطرمن میره سرکار

  • راحله , خرداد ۲۰, ۱۳۹۴ @ ۲:۳۹ بعد از ظهر

    سلام اگه میشه ۱مرکزمشاوره خوب بهم معرفی کنین توبابل من چندجارفتم راضی نبودم دنبال ۱جای بهترمیگردم

    • Anonymous , خرداد ۲۰, ۱۳۹۴ @ ۵:۲۸ بعد از ظهر

      دوست عزیز شما میتونید لیست مراکز مشاوره ای معتبر رو از اداره بهزیستی دریافت کنید یا مستقیما” به مطب مشاوران روانشناس مراجعه کنید که تابلوهاشون به رنگ زرد و سبز مشخص شدن
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • ندا , خرداد ۲۶, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۳۵ بعد از ظهر

    نغمه ی خاطر نواز مرغ شب،
    کاروان ماه را همراه بود.
    نیمه شب ها آسمان را عالمی است.
    آه اگر این آسمان بی ماه بود!

    رازهای خفته در آفاق دور
    در سکوت نیمه شب جان می گرفت
    پر به سوی آسمان ها می گشود
    دامن ماه درخشان می گرفت.

    خوش تر از شب های مهتاب بهار
    عالمی دیگر کجا دارد خدا؟
    عالم عشق و امید و آرزوست
    عالم تنهایی و اندیشه ها.

    در فضایی روشن و بی انتها
    راه ، سوی آسمان ها باز بود
    چشمه ی نور و صفای ماهتاب
    روح من دیوانه ی پرواز بود!

    نیمه شب بر عالم افلاکیان
    با دلی افسرده می کردم نگاه
    همچنان در پهن دشت اشتیاق
    کاروان ماه می پیمود راه…

    اشک حسرت چهره ام را می گداخت
    دیگر از غم طاقت و تابم نبود
    زانکه در این کوره راه زندگی
    آسمانم بود و مهتابم نبود!

    پرده ی جانکاه ظلمت را بسوز!
    ای دل من شعله ی آهت کجاست؟
    جانم از این تیرگی بر لب رسید
    آسمان عمر من، ماهت کجاست؟

  • tahere , تیر ۱۴, ۱۳۹۴ @ ۸:۵۰ قبل از ظهر

    سلام
    ادرس یه روانشناس خوب تو بابلو بم بدید.خواهشا فوری لطفا
    یه چن جا رفتم خوب نبودن

    • Anonymous , تیر ۱۴, ۱۳۹۴ @ ۲:۴۳ بعد از ظهر

      دوست عزیز میتونید با اداره کل بهزیستی شهرستان و یا دانشگاه علوم بهداشتی در این مورد مشورت کنید
      مشاوران روانشناس هم بصورت آزاد با تابلوهای سبز و زرد در سطح شهر قابل رویت و مشاهده هستند
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      در ضمن مشاور فقط راه رو برای شما تشریح میکنه و این خود شما هستید که باید حرکت کنید و برای تغییری بزرک در خودتون اقدام کنید پس واقع بین باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • تینا , آبان ۲۶, ۱۳۹۴ @ ۸:۰۷ بعد از ظهر

    سلام خسته نباشید خواهر من الان یکسال ازدواج کرده تو عقد تو این یک سال همیشه با هم درگیر هستند چیژی که ما داریم میبینیم به چشم پسره به هیچ عنوان خواهرمو تحویل نمیگیره ولی دختره اصلا متوجه نمیشه هر وقت با هم درگیر میشن میگه من کم شانصم و فلان ولی گوش به حرف کسی نمیده که متوجش کنیم الانم دوباره با هم درگیر شدن پسره دست دختره و تو دعوا با چاقو زد بعضی وقتا هم میگه من تو رو نمیخوام باید طلاق بگیریم یا باید زودتر عروسی کنیم بریم تو خونه خودمون دختره با تمام وجودش پسره .دوست داره به نظر شما عروسی کردن این دوتا فایده داره اینم باید بگم که فقط هرچی باباش بگه گوش میده ما چطوری بهش بگیم این زندگی فایده ایی نداره این بد شانسی نیست گوش ندادن به حرف ؟؟

    • ◄Responder► , آبان ۲۷, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۱۱ قبل از ظهر

      اگر به این حد رسیده باید در مورد عروسی با تردید پاسخ گفت ولی وقتی ایشون طرف مقابل رو دوست داره پس خودش میدونه در چه راهی قدم برمیداره … و تمام عواقب هم شامل خودش خواهد شد

  • تینا , آبان ۲۷, ۱۳۹۴ @ ۷:۱۸ قبل از ظهر

    شما چیزی پیشنهاد نمیکنین،؟شغل شوهرش راننده وقتی باهم خوب میشن میره بیرون ولی قهرن اصلا دنبال تفریح خودشه و خواهرم بهش میگه بریم بیرون قهر میشن باهم دوباره

    • ◄Responder► , آبان ۲۷, ۱۳۹۴ @ ۹:۴۹ بعد از ظهر

      دوست عزیز مشاوره تا یک حدی میتونه راه رو نشون بده و گرنه اگر فردی که تمایلی به تغییر نداره رو نمیشه تغییر داد
      گاهی اهمیت دادن به یک فرد سطح توقع اونو بالا میبره … طوری که شمارو دیگه نخواهد دید
      در این مورد احتمالا” خواهر شما هم نقش داشته
      تا ریشه موضوع رو نتونید پیدا کنید نمیشه راهکاری پیدا کرد
      «قهر» یکی از مهلک ترین آسیب های یک رابطه است!
      قهر، یک رفتار کودکانه است. این اولین چیزی است که باید درباره قهر بدانیم. پس هر کدام از ما که از این حربه به عنوان یک رفتار دفاعی یا رفتاری برای آزار دادن همسرمان یا به هر نیت دیگری استفاده می کنیم باید بپذیریم که اصلا به عنوان یک فرد عاقل و بالغ ظاهر نشده ایم! حتی کودکان گاهی پس از قهرهای شدید با دوستانشان پس از چند دقیقه یا چند ساعت آشتی می کنند و دوباره بازی پرنشاط خود را از سرمی گیرند، گویی به بی اهمیتی قهر پی می برند اما خیلی از آدم بزرگ ها همچنان در رفتار کودکانه خود باقی می مانند!البته ناراحت شدن و به اصطلاح «سرسنگین بودن» با همسر زمانی که از دست او ناراحت هستیم، همیشه «بد» نیست، حتی می تواند در شرایطی به عنوان راهی و نشانه ای برای آگاه کردن او از رفتار اشتباهش موثر هم باشد ولی در برخی شرایط و نه همیشه و نه برای مدتی طولانی!

      وقتی قهر کردن نازکشیدن را به دنبال ندارد!
      متاسفانه قهر کردن بیشتر در بانوان دیده می شود و تا وقتی همسر آن ها پا پیش نگذارد، عذرخواهی نکند و به اصطلاح «منت کشی» نکند، آن ها از چهارپای شیطان پایین نمی آیند! البته طرح این مسئله درباره خانم ها این موضوع را نفی نمی کند که بسیاری از مردان نیز به این آسیب مبتلا هستند. در مواردی که خطای همسر به صورت عمد و به دفعات تکرار می شود و راه حل های ساده احتمالی موثر واقع نمی شود، استفاده از قهر تا سطحی مجاز است. ولی تکرار آن یا طولانی شدن مدت آن، برای رابطه زناشویی بسیار مضر است.

      چرا همسران قهر می کنند؟
      جواد بهروزی فر، روان شناس بالینی و کارشناس خانواده، چند دلیل احتمالی را برای قهر همسران بیان می کند: گاهی زوجین نمی توانند منظور و پیام خود را به یکدیگر منتقل کنند؛ بنابراین یکی از زوجین احساس ناکامی می کند و گمان می کند مورد بی توجهی همسرش قرار گرفته است. بنابراین دچار دلخوری و خشم می شود و تصمیم به قطع رابطه کوتاه مدت یا همان قهر می گیرد، البته عمق و میزان قطع رابطه به اهمیت پیام بستگی دارد و ممکن است از چند ساعت تا چند روز هم طول بکشد.

      فقط خودت را می بینی
      دلیل دوم باز هم در رابطه با گفت وگوی ناموفق زوجین مطرح است، گاهی یکی از طرفین خودمحورانه صحبت می کند یعنی مطالب خود را با تصورات و با توجه به نیازهای خودش مطرح می کند و تصورات و نیازهای طرف مقابل را در نظر نمی گیرد که این خودمحوری باعث دلخوری و قطع رابطه طرف مقابل می شود؛ زیرا در این جا مسئله تفاوت نگاه و نگرش وجود دارد و احساس ناامیدی و یأس جزئی در فرد، ایجاد می شود.

      وقتی نمی شود گفت بالای چشمت ابروست!
      بهروزی فر دلیل سوم را به بعد شخصیتی یا درون فردی ربط و ادامه می دهد:ممکن است شخص، عزت نفس پایین یا آسیب دیده ای داشته باشد که در این صورت وقتی در شرایط یا در معرض اختلاف عقیده یا سلیقه با دیگران قرار می گیرد، راهی جز قهر کردن برایش باقی نمی ماند.
      در همین مواقع است که اصطلاحا مردم می گویند: «به فلانی زود برمی خوره» یا «نمی شه بهش گفت بالای چشمت ابروست».این کارشناس خانواده تاکید می کند: قهر کردن مانند ریختن زباله ها زیر فرش خانه است، مشکل با قهرکردن حل نمی شود زیرا افراد بعد از چند دقیقه، چند ساعت یا چند روز سعی می کنند دوباره با هم ارتباط برقرار کنند ولی مشکل به جای خود باقی است.

      از همسرتان باج نگیرید!
      دلیل بعدی با عنوان «بازیابی عاطفی» از سوی بهروزی فر مطرح می شود: اگر دلیل قبلی ناآگاهانه بروز می کند، این دلیل کمی آگاهانه است، یعنی فرد در فرآیند شکل گیری شخصیت اش از کودکی تا بزرگسالی راهی را برای رسیدن به هدف انتخاب می کند که نوعی «باج گیری عاطفی» از دیگران است.
      کودکی که برای رسیدن به خواسته اش بهانه گیری می کند یا روی نقطه ضعف والدینش انگشت می گذارد و از این طریق به هدفش می رسد، ممکن است در بزرگسالی هم این کار را انجام دهد، براین اساس با همسرش قهر می کند و با خود می گوید می توانم با حرف نزدن و قهر کردن با همسرم به هدفم برسم.

      عوارض قهر
      خود فرد، بیش از همه در معرض پیامدهای منفی قهر است. این روان شناس در تشریح آثار قهر با بیان این جمله ادامه می دهد: وقتی قهر رخ می دهد، نشان می دهد که فشار زیادی روی فرد است زیرا می خواهد خودش را حفظ کند، او در حال تجربه تهدید است و با قهر، انرژی روانی زیادی را از دست می دهد.
      بهروزی فر با بیان این که قهر موجب ایجاد فاصله عاطفی و شناختی بین دو طرف می شود، می افزاید: قهر کردن های زیاد و طولانی مدت به مرور زمان موجب دلسردی می شود. حتی فضایی که برای عشق ورزیدن به هم وجود دارد،میگنا دات آی آر می تواند به فضای هم زیستی محض تبدیل شود و زوجین به جای مراوده های عاطفی و روانی که به آن نیاز دارند تنها به وظایف خود عمل می کنند تا رابطه باقی بماند.

      رفتارهای جایگزین قهر
      این کارشناس خانواده در ادامه توصیه هایی به زوجین نیز دارد:
      ۱ – راهکار پایدارتر این است که زوجین آگاه باشند که قهر، رفتاری ناکارآمد است و اگر زمانی در کودکی فایده ای برایشان داشته، دیگر در شرایط فعلی فایده ای برای آن ها ندارد، بلکه باید به دنبال یافتن راه حل باشند.
      ۲ – زوجین در نظر داشته باشند رفتار ناکارآمدتر برای مدت زمان محدود آن ها را به اهدافشان می رساند. چون سرانجام طرف مقابل در برابر این رفتار می ایستد و دیگر باج نمی دهد.
      ۳ – زوجین مهارت های ارتباط موثر را یاد بگیرند و حتی در سخت ترین شرایط هم به هم فرصت بدهند و بدانند وقتی احساس ناکامی دارند، دچار خشم و هیجان و خستگی می شوند و نمی توانند استدلال منطقی داشته باشند پس باید به هم فرصت بدهند و صحبت کنند. آن ها باید با موضوع و مشکل خود روبه رو شوند و راه حل پیدا کنند.
      گاهی افراد موضوع اصلی را نادیده می گیرند و پشت سر می اندازند ولی این موضوع یک روز ظهور می کند و خود را نشان می دهد، پس زوجین قهر را با بی توجهی به مسئله و مشکل اصلی تمام نکنند و با هم صحبت کنند اگر بار اول دعوایشان شد، بار دوم صحبت کنند، اگر باز هم دعوا کردند بار سوم صحبت کنند و اگر می توانند از مشاوره متخصص و متعهد کمک بگیرند تا این مشکل پیشرفت نکند!
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • تینا , آبان ۲۷, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۵۶ قبل از ظهر

    به نظر شما چطوری بهش بفهمونیم که بدردت نمیخوره طلاق بگیره ازش چیو برای طلاق بهونه کنیم؟؟

    • ◄Responder► , آبان ۲۷, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۰۱ بعد از ظهر

      دوست عزیز طلاق بهانه نمیخواد دلیل منطقی میخواد تا اینکه در آینده به مشکلی برخورد نکنید و عذاب وجدان نگیرید
      در ضمن وقتی اینطوری سوال میپرسید به خاطر کثرت سوالات …سوال اول شما قابل یادآوری نیست
      پس اگر میخوایت اصوالی پیش برید مشاوره ای حضوری داشته باشید
      چون خود شما هم در تصمیم تردید دارید

  • تینا , آبان ۲۷, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۵۰ بعد از ظهر

    با تشکر از پاسخ د
    ی دقیق و سریعتون واقعا ممنونم

    • تینا , آذر ۶, ۱۳۹۴ @ ۴:۴۹ قبل از ظهر

      سلام خستهنباشید من زنی سی ساله اهل بابل هستم دوازده سال که ازدواج کردم همسرم پسر عمم هست و اهل مشهد واسه زندگی هم رفتم مشهد از اول زندگی تا حالا هم باشوهرم درگیرم حاصل زندگیمونم دوتا پسر شد من یه ادم زو رنج واز یک طرف خیلی زود وابسته به چیزی که دارم و کسی که دورم هست میشم بیشتر درگیریهای منم سر اینه که شوهرم میگه چرا به من گیر میدی مثلا بهش میگم تو رانندگی مراقب باش ماشین و بیخود به اینور اونور نزن عصبانی میشهمیگه پول و خودم در میارم ماشینم مال خودمه هر کار دوست داشته باشم انجام میدم یا میگم لباستکثیف شدهدر بیار عوض کن سر وصدا راه میندازه خستم . فلان تو این دوسال اخیر دعواهامون بیشتر شده من خواهر کوچیکترم از همسرش جدا شده این قضیه رو همیشه بهم میگه دوست داری طلاقت بدم بری ور دل خواهرت بشین دوتا در صورتی که هردو خواهر خودش طلاق گرفتن یکی دو بار ازدواج کرده یکی دیگه چهار بار یا همش میگه فلانی چه جهازی اورده تو اینطوری نکردی واسه همه چیزسرم منت میزاره بهم میگه خانوادت پشتت نیستن موقع دعوا هم خیلی کتکم میزنه حتی وقتی میریم خونه مامانمینا اونجا باید با هم بحث کنیم سر هر چیز بیخودی مامانت به فلان دامادش میگه اقا فلانی منو تحویل نمیگیره باید دعوا بیفته بخاطر این قضیه باید کتک بخورم جای مامانمینا اونا هم بخاطر اینکه فامیلیم چیزی نمیگن بعد الان چند روز که درگیریم چند وقت پیش دیدم تو تلگرام تو یه گروه که زن و مرد قاطین ازش خواستم که بیاد بیرون بعد اونم اومد بعد چند روز که گوشیشو چک کرذم دیدم رفته تو یه گروه دیگه که همونطوری زنا مردا قاطین یه اخلاقیم دارم نمیتونم از چیزی که ناراحتم به روی خودم نیارم ازم پرسید که چته باز ناراحتی گفتم چیزی نیست اخه بچه هارو بردیم بعد چند وقت بیرون بعد دیدم عصبانی شد منم گفتم که همچین چیزیه بعد از قیض گوشیشو محکم زد زمین شکوند بعد رفت تو ماشین منم بچه ها و بردم شهر بازی یکم بازی کردن برگشتیم همینطور تو ماشین یکسره سر و صدا کرد تا خونه بعد تو خونه کلی قشقلق راه انداخت و کتکم زد منم بخاطر ابروم هیچی نگفتم هر کاری میکردم دعوا تموم شه بعد منو برداشت برد خونه مامانش کلی اونجا سر و صدا کرد مامانشو کتک زد که تو مقصری من باهاش ازدواج کردم خانواده شوهرمم میگن هر چی شوهرت میگه تو گوش بده کاری باهاش نداشته باش منم خسته شدم زندگی مشترک مگه اینم شده حرف که تو زندگی من تو کار من دخالت نکن کوچیکترین اتفاق تو خونه و مادرشوهرم اینا خبر دارن خسته شدم به نظر شما من باید چیکار کنم سر هرچیزی بهم میگه تو خیلی غر میزنی تو چیکار به من داری زندگی خودتو بکن واقعا نمیدونم چیکار کنم
      اینم باید بگم که گوشیه منم محکم تو خونه مامانشینا.زد شکوند الانم خانوادش به من میگن تو مقصری لطفا جواب منو در اسرع وقت بدین متشکر

      • ◄Responder► , آذر ۷, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۴۶ قبل از ظهر

        اول از همه وقتی سوالی طرح میکنید باید صبور باشید متاسفانه عجول بودن و بی حوصلگی شما روی زندگی مشترکتون هم اثر گذاشته … هیچ مردی دوست نداره اینطور زیر ذره بین باشه … و شما عرصه رو به ایشون و به خودتون تنگ کردید … و هر روز شوهرتون از شما دور میشه … در صورتی که میتونید با محبت کردن ایشون به خودتون جلب کنید
        ولی قبلش باید خودتون مشاوره ای حضوری داشته باشید … چون خود شما اول باید به ارامش برسید
        در ضمن شما حساسیت های ایشون رو میدونید و باید از ورود به حریم و آرامشش خودداری کنید
        در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
        ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

        ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • سارا , بهمن ۷, ۱۳۹۴ @ ۲:۰۹ قبل از ظهر

    سلام یک مرکز مشاوره خوب قبل ازدواج توی بابل می خواستم معرفی کنید. خیلی فوریه

    • ◄Responder► , بهمن ۷, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۱۷ بعد از ظهر

      از طریق بهزیستی شهرتون کسب اطلاع کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • صدف , بهمن ۲۴, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۳۰ قبل از ظهر

    سلام،سوال داشتم خدمت مشاور محترم؛
    دوست بنده پرستار می باشد و ۳۰سال سن دارد و بسیار خواستگار داشت اما معیار و ملاک های زیادی داشت مثل سن حتی۱ماه هم کوچیکتر نباشد شغلو تحصیلاتش درخور باشدو…و به همه جواب منفی میداد حتی اظهار میداشت بهیچوجه قصد ازدواج ندارم پدر ایشون بمدت ۳،۴سال است خانواده اش را ترک کرده و چندین ازدواج داشته.جدیدا دوست بنده در محیط کار علاقمند به خدمه بخش میشه و با اینکه این آقا ۳سال از دوستم کوچیکتر است و این آقا بمدت دو سال با خانم دیگری که بستگان دورش میباشد عقد بود و برای عید گذشته قصد عروسی داشتن که برای تهیه مسکن مادرهای آقا و خانم جروبحث میکنند و تقاضای طلاق میکنند که در شهریور حکم توافقی طلاق صادر میشود و این آقا دقیقا بعدطلاق به دوست بنده پیشنهاد ازدواج میدهد البته قبل طلاق هم به هم پیامک میدادن و تلفنی و در محیط کار در تماس بودند و دوستم به ایشون جواب مثبت داد، و وقتی با خانواده مطرح کرد تمام خانواده مخالفت کردن اما بعد از مدتی با گریه و التماس همه را راضی کرده حتی پدرش،البته خانواده از ترس اقدام به خودکشی موافقت کردن هرچند یکبار هم دوستم چنین تهدیدی نکرد اما مادر دوستم بشدت مخالف این ازدواج است و بهیچوجه قانع نمیشود و میگوید که دخترم از سر علاقه و عشق این انتخاب کرده و اشتباه میکند و وقتی دوستم رضایت دیگر اعضا خانوادش را دیده و حتی آن ها به مادرش اصرار میکنند و حمایت دوستم رامیکنند دوستم لجاجتش رابدتر کرده، حتی مادر آن آقا بیان داشت فقط سرعقد مادر دوستم حضور داشته باشد بعد آن دوستم تمامی وسایلش را جمع کند و به خانه آن ها برود و باید بگم که مادر این آقا هم ۳سال از پدرشون بزرگتر است.
    البته اینطور که پیداست و بنده دیدم این آقا بسیار اهل بلوف و چاخان هم می باشد حتی ادعای ثروتمند بودن هم دارد که طبق تحقیق جز یک ماشین پراید هیچ سرمایه ای ندارد حتی پدر این آقا هم یک خانه در روستا و یک سوپری کوچک دارد.
    حالا مادر دوستم بسیار مستاصل شده و از شما مشاورمحترم تقاضای راهنمایی دارد.
    خواهشمندم زودتر جواب دهید.

    • راهنما , بهمن ۲۴, ۱۳۹۴ @ ۶:۴۷ بعد از ظهر

      متاسفانه وقتی کسی خودش رو به خواب بزنه نمیشه بیدارش کرد … عشق بدون عقل و منطق انسان رو کور میکنه و دوست شما هم از این قاعده مستثنی نیست

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • صدف , بهمن ۲۴, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۳۴ بعد از ظهر

    بسیار سپاسگزارم از شما،
    و از همه شما دوستان خواهشمندم برای دل این مادر دعا کنید، که دخترش مرز اشتباه و حقیقتو پیدا کنه.

  • Nima , شهریور ۱, ۱۳۹۵ @ ۷:۳۸ بعد از ظهر

    سلام
    ی سوال مهم دارم در مورد زندگی خودم
    اگه امکانش هست ی راهنمای دقیق کنید
    من پسری ۲۴ ساله هستم ک ۴ ماه پیش عقد کردم،خودم زیاد راضی ب ازدواج نبودم اما بخاطر ترس از آبرو و سلامتی همسرم راضی ب این عقد شدم به امید اینکه در آینده عاشق همسرم بشم،ولی واقعا در این چند ماه تغییری نکردم و از زندگیم راضی نیستم و دارم تحمل میکنم،خیلی ب طلاق فکر کردم ک دوران عقد جدا بشیم بهتره تا اینکه بریم تو ی خونه،اما باز هم میترسم و با خودم میگم تحمل کنم
    شما چ راهی رو بهم پیشنهاد میکنید؟

    • راهنما , شهریور ۲, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۲۲ قبل از ظهر

      با چنین ترسی هم به خودتون و هم به شریکتون بد کردید … پس دوست عزیز با چنین ترسی مگه میشه کاری انجام داد ؟
      بهتره در این مورد مشاوره ای حضوری کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • ناهیرا , مهر ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۲:۱۲ قبل از ظهر

    با سلام میشه لطفا سوال من رو پاسخ بدید؟
    من دختری ۲۷ ساله هستم و حدود یک سال با پسری دوست شدم و بسیار اون رو دوست دارم باهم قصد کردیم که برای ادامه تحصیل تو مقطع دکترا و برای زندگی به خارج از کشور بریم. اما اون شرایط مالیش اصلن خوب نیست و من هم جدیدا یه خواستگار دارم که وضع مالی خوبی داره و پسر یکی از آشنایان هست که در کانادا زندگی میکنند ولی من به خاطر نذاشتن اعتماد به نفس و داشتن افسردگی بمدت ۴ سال و دوست داشتن دوست پسرم جواب رد دادم. افسردگیم هم روز به روز بدتر میشه. ولی حالا دوست پسرم به من میگه که اگه وضعیت خواستگارت خوبه به ازدواج با اون فکر کن. حالا من واقعا نمیدونم چیکار کنم. لطفا راهنماییم کنید.

    • راهنما , مهر ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۴۲ بعد از ظهر

      خود شما دلتون به این هست که از کشور خارج بشید ولی اول افسردگی رو باید درمان کنید تا بتونید تصمیم درستی رو بگیرید
      و یکی از علل این افسردگی در شما به همین خاطره که وقتی به دوست پسرتون فکر میکنید همه آرزوهارو بر باد میبینید و به هر حال تا شرایط ازدواج برای کسی مهیا نباشه نمیتونه ازدواج موفقی داشته باشه

  • دانیال , مهر ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۴:۳۳ بعد از ظهر

    سلام من ۱۷ سال سن دارم سه سال پیش پدرم و مادرم جدا شدن تازهگیا مادرم خیلی عوض شده و تو کار خیلی بدیه من وقتی فهمیدم حالم خیلی بد شد یه بار خودکشی کردم الانم داغونم نمیدونم چیکار کنم

    • راهنما , مهر ۱۳, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۱۸ قبل از ظهر

      بهترین کار اینه که با فردی قابل اعتماد در خانواده که زن هم باشه صحبت کنید
      ممکنه سوء ظن شما درست نباشه
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • مریم , آبان ۲, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۵۳ قبل از ظهر

    سلام خسته نباشید توروخدا کمکم کنید خسته م .من ۶ سال پیش از همسرم خودم جدا شدم اخه از دست دخالت های مادرش خسته شده بودم همسرمو خیلی دوست داشتم اما اون همش طرفداری خانوادشو میکرد تا اینکه افسردگی شدید گرفتم نمیفهمیدم چه کارمیکنم فقط میگفتم برم یه جای خوب ازدست ایناراحت شم خلاصه خودم تقاضای طلاق دادم .اینجا همسرم اومد گفت جدا نشیم گفتم نه تو نمیتونی زن یعنی چی .البته مشکلات دست بزن کم وبیش داشت .بسیار کم حرف بودخلاصه ما رفتیم .گفتم اون تنها میمونه میفهمه پشیمون میشه از کاراش .اما جالب تر ماجرا اینه که مادزش و خواهراش براش یه زن پیدا کردن و اون کلا یادش نیمود دختر و زنی داره مایه دخترم داریم .وقتی شنیدم به خاطر زنه به مادرش گفته حق دخالت نداری بیشتر سوختم اخه چرا واسه من اینکارارو نکرد .من واقعا زندگیمو شوهرمو دوست داشتم واقعا .هنوزم نمیتونم بپدیرم ازدواج ودوم کردم و ….من هنوزخودمو متعلق به اونجا میدونم ۷یلی داغونم همش میگم کاش زمان به عقب برگرده .هیچ کس حرمو نمیفهمه .با هودم میگم من اینجا چه میکنم چرا میدونو خالی کردم .بعد دخترم بعصی وقت ها که دلداریم میده میگه تو افسرده شده بودی یادت نیست خیلی حالت بد بود مدام این دکتر واون دکتر بودی .نمیدونم چه کنم تو روخدا یه راهی بگید من چون همسرمو دوست داشتم واقعا نمستونم فراموشش کنم

    • راهنما , آبان ۳, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۲۰ بعد از ظهر

      شما هر طوری فکر کنید بلاخره باید واقعیت رو بپذیرید و تا وقتی این موضوع رو درک نکنید عمرتون رو به هدر دادید
      زندگی شما از هم جدا شده و باید قبول کنید و در این مورد حتما” نیاز به مشاوره دارید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      در گذشته در جا نزنید

      برای عبور از گذشته شاید با چالشی بزرگ مواجه شوید. ناراحتی های گذشته که لاینحل باقی مانده، گاهی اجازه نمی دهد از گذشته به سرعت عبور کنید و به امید آینده، رو به جلو بروید. از این رو سعی دارید از گذشته فرار کرده یا آن را کتمان کنید. به این ترتیب، به جای درس گرفتن از تجارب گذشته، دائم در کشاکش فراموش کردن آن، در گذشته در جا می زنید و ناخودآگاه اجازه می دهید تا گذشته شما را در کام خود فرو ببرد. اگر از گذشته به درستی نمی توانید عبور کنید از یک درمانگر کمک بگیرید.

      گذشته را نمی توان تغییر داد

      شما شاید بپذیرید که آنچه را که در گذشته اتفاق افتاده، نمی توانید تغییر بدهید و اگر هنوز به این باور نرسیده اید که گذشته در گذشته است، آسیب جدی به خودتان خواهید زد و در تمام روابط تازه تان اتفاقات تلخ گذشته، فضا را سمی و زهرآگین می کند و دیگران را از شما دور می سازد و در نتیجه، تک و تنها با کوله ای پر از افکار منفی در گذشته خواهید ماند.

      به سوی آینده گام بردارید

      فقط با پذیرفتن لحظه حال می توانید از گذشته ای که دشمن سلامت زندگی و جسم و روح تان است خلاص شوید. از گذشته فقط درس های آن را به خاطر بسپارید و اجازه ندهید کنترل لحظات شما به دست گذشته بیفتد، چون فقط با امید و ایمان به آینده است که زندگی معنا پیدا می کند.

      یک آزمایش را انجام دهید

      اگر قرار باشد یک جعبه یا کیسه بزرگ بردارید و هر چه غم و اندوه، نگرانی و پشیمانی، خاطرات تلخ و شکست های گذشته است در داخلش بریزید و آن را همیشه به گردن خود آویزان کنید و در همه حال همراه تان باشد، چه احساسی پیدا می کنید؟ دیگران چطور به شما نگاه می کنند؟ مسلماً به این نتیجه خواهید رسید که آن جعبه هیچ تاثیری بر آینده تان نخواهد داشت. جز اینکه دست و پاگیر و آزاردهنده باشد، خاصیت دیگری ندارد. حمل بار گذشته در مغز نیز همین است.

      آینده را رقم بزنید

      با این بینش که گذشته را نمی توان تغییر داد و آینده را نمی توان پیش بینی کرد، با ایمان و امید، فردایی زیبا و به یاد ماندنی را برای خود تصویر کنید. به جای تسلیم ماندن در برابر آنچه قبلاً اتفاق افتاده و با بوده است، با اراده استوار سناریوی تازه ای برای زندگی خود بنویسید. مهم نیست نتیجه چه می شود، مهم این است که پذیرای هر اتفاقی باشید و مسئولیت هر حادثه ای را بپذیرید. هنگامی که خودتان را باور کردید و در برابر هر مانعی سر فرود نیاوردید به این نتیجه خواهید رسید که هر آنچه بخواهید دست یافتنی است.

      چند توصیه

      شکست ها، غم و درد همیشگی نیستند.
      هر لحظه می توانید از نو آغاز کنید.
      همه مشکلات، ناشی از توهمات ذهن هستند.
      اگر درون خود را درست کنید، بیرون نیز درست می شود.
      خوشی ها و بدبختی ها را، ما خودمان انتخاب می کنیم.
      تا زمانی که هویت خود را با افکار گذشته محک بزنید، نمی توانید گامی به جلو بردارید.
      اگر روند فکری شما موجب احساس گناه، خشم، رنجش و حسرت می شود، سالخوردگی زودرس در انتظارتان است.

  • سایه , آذر ۱۵, ۱۳۹۵ @ ۴:۱۴ بعد از ظهر

    با عرض سلام و خدا قوت
    دختری ۲۴ ساله هستم که مدتی هست با یکی از همکلاسی هایم برای ازدواج آشنا شدم..حدود هفت ماهه که با هم دوست هستیم..اوایل ایشون یه سری ناراحتی هایی روحی داشت که با کمک من تونست تا حدودی رفعشون کنه..ما یه سری اختلافات اعتقادی داریم و برای همین خانواده هامون شدیدا مخالف هستند..ما بسیار به هم علاقه مند هستیم…با این وجو در این اواخر متوجه شدم که واقعا حق با خانوادس..ویه سری چیزایی که در ابتدای دوست داست ایشون نادیده گرفتم کم کم داره برام نمایان میشه..اما ایشون بسیار به من دل بسته و وابسته شده..چندین بار کاتکردیم اما دوباره برگشته..هر چند برای خودم هم این جدایی عذاب آوره ولی نمیدونم چطور مجابش کنم که از هم فاصله بگیریم..هر چی هم بهش میگم که باید بری و با فردی که خانوادت برات مشخص کردن برا ازدواج آشنا بشی میگه نه من تو رو میخوام…این رو هم بگم که ایشون یکبار حدود ۱۰ سال پیش یک دختری از فامیلشون رو دوس داشتن و باهاش بودن اما دختره بهش خیانت کرده..و اونتو این ده سال به هیچ کس اعتماد نکرده..الان ۲۸ سالشه..و من نمیدونم چطور قانعش کنم..که هم منطقی جدا شیم از هم و هم به روحیه اون لطمه ای وارد نشه..لطفا کمکم کنید

    • dr-salary , آذر ۱۵, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۰۶ بعد از ظهر

      با سلام
      شما باید مشخص کنید می خواهید ایشون رو قانع کنید و یا منطقی جدا شوید .زندگی مشترک سختی هایی دارد که خیلی خوبه که شما العان متوجه شدید به در د هم نمی خورید .ولی به جای قانع شاختن بی توجهی کمک کننده تر است .اگر چه این بی توجهی برای شما هم سخت باشد چون می فرمایید ایشون خیلی وابسته شدند .سعی کنید حالا که حرفتون رو زدید کاملا خنثی با ایشون رفتار کنید و تا می توانید بی توجه باشید تماسشون رو پاسخ ندید و حتی پیامک رو تا ایشون کم کم به براش مسئله حل بشه
      موفق باشید

  • تینا , دی ۴, ۱۳۹۵ @ ۸:۰۴ بعد از ظهر

    سلام خسته نباشید من یه خانم سی ساله هستم که دوازده سال ازدواج کردم از اول زندگی تا بحال با شوهرم سرچیزای جزیی دعوا میفتیم ولی درگیریهامون به کتک کاری میرسه مثلا بهشون میگم کجا بودی یا کجایی عصبی میشه یا =ول چیکار کردی میگه به تو چه نمیدونم چیکار کنم واقعا خسته شدم؟؟

    • dr-salary , دی ۴, ۱۳۹۵ @ ۹:۲۱ بعد از ظهر

      با سلام
      شما ۱۳ ساله زندگی مشترک دارید و هنوز مسائلتون پا برجاست به نظرم
      حتما باید حضوری مراجعه کنید
      موفق باشید

  • مریم , دی ۲۰, ۱۳۹۵ @ ۴:۰۵ قبل از ظهر

    با سلام دختری هستم ۲۰ساله و ۳سال با پسری ک دوسش داشتم به قسط ازدواج دوست بودم و الان که قضیه جدی شده و اومدن خاستگاری فهمیدم از لحاظ خانوادگی،فرهنگ،مالی و خیلی چیزای دگ بهم نمیخوریم میخواستم ببینم چه جوری باید جواب مفی بدم که هم خودش هم خانوادش ول کنن ضمن اینک اون اقا تهدید میکنه که اگ جواب مثبت ندم به پدرم میگه که ۳سال باهاش در ارتباط بودم و این مسئله برای پدرم سنگینه لطفا کمکم کنین دارم بدجور تاوان اشتباهامو میدم همش تو عذابم خیلی ممون بابت وقتی ک میذارین

    • راهنما , دی ۲۱, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۰۶ بعد از ظهر

      در یک کلام وقتی در موارد گفته شده هیچ تفاهمی ندارید بسیار ساده و قاطع جواب ” نه ” بگید
      یک نه مقدس که تکلیف شما و ایشون رو در زندگی روشن کنه
      در این مورد اگر به پدرتون هم حرفی بزنه با پدرتون صادق باشید و بگید الان که منطقی نگاهش کردید دیدید که هیچ سنخیتی با هم ندارید و خواهشا کمی قوی و استوار باشید نه اینکه دایما از ترس حرف این و اون بخوایت فرار کنید …اگر پدرتون قدرت شمارو در انتخاب ببینه حتما” با شما رفتار دیگه ای خواهد داشت و مورد اعتمادش خواهید بود

  • ناشناس , مرداد ۳, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۴۶ قبل از ظهر

    سلام, من ۲۳ سالم و سر یک اشتباه با کسی که دوسش داشتم رابطه برقرار کردم و همون روز هم بکارتمو از دست دادم و حس میکنم باید برای جبران این اشتباه بزرگ باهم ازدواج کنیم اما همه اطرافیان معتقدند به درد هم نمی خوریم من هم اگه بطور منطقی فک کنم به این نتیجه میرسم به درد هم نمی خوریم اما با این اتفاق چیکار کنم؟

    • راهنما , مرداد ۳, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۲۸ بعد از ظهر

      به هر حال اشتباهیه که انجام دادید و قرار نیست به خاطر این اشتباه پا در راهی بدتر قرار بدید
      میتونید در این مورد با متخصص زنان مشورت کنید …

  • زهرا , شهریور ۳, ۱۳۹۶ @ ۷:۴۰ بعد از ظهر

    با سلام من دو سال است که ازدواج کردم شوهرم بسیار جمع گریز است و با خانواده ه ام خیلی مشکل دارد همیشه به والدینم توهین میکند و فحش های بسیار زشت میدهد و سکوت میکنم اما واقعا خسته شدم اگر سکوت کنم خوبه در غیر اینصورت بسیار پرخاشگر است و از همه عالم و آدم بدش می آید. به هر چیز کوچکی واکنش نشان می دهد و از کاه کوه می سازد . رفتار پدر و مادرم با او خیلی خوب است اما اون همش ازشون بدش میاد البته بگم خواهرشم با دومادشون مشکل دارن و اتفاقا خواهرشم دقیقا مث برادرشه خونوادگی خیلی جمع گریز و بی آداب معاشرتن اینطور بگم که هیچ مهمونی نه میاد خونشون نه اینا میرن من چطور این آأمو تغییر بدم آیا درسته بچه دارم بشم؟ آیا بعدشم نمیگه مامانت چرا سر بچه داریت دخالت میکنه اصلا یه چه حقی به مامانت زنگ زدی سوال پرسیدی

    • راهنما , شهریور ۳, ۱۳۹۶ @ ۹:۴۱ بعد از ظهر

      یکی از معضلات جامعه و محیط خانواده جمع گریزی است.
      در ابتدا به ذکر برخی رفتارها در این مشکل می پردازیم:
      کودکی که لباس هایش نو نیستند زمانی که مهمان می آید در جمع حاضر نمی شود فقط چون بچه های مهمان لباس نو به تن دارند.
      فردی که بیکار است در جمعی که چند نفر شاغل حضور داشته باشند و در رابطه با کارشان صحبت می کنند حاضر نمی شود یا اگر به طور اتفاقی در جمع باشد بعد از چند لحظه جمع را ترک می کند.
      زنی که بچه ندارد در جمع زنان بچه دار کمتر حضور پیدا می کند.
      جمع گریزی
      دلایل جمع گریزی
      فردی که دچار جمع گریزی می شود بدون شک، یک احساس حقارت همراه با خجالت بی مورد تجربه کرده است و ترس از تکرار این مورد پایه های روابط اجتماعی او را سست کرده و موجب تداوم مشکلاتش می شود. افراد جمع گریز ترجیح می دهند حداکثر با دو نفر هم صحبت باشند و نه بیشتر.
      اما آیا فقط خود فردی که دچار این مشکل شده است مقصر است؟ پاسخ این سوال را می توان با مشاهده رفتارهای امروزی در جامعه به دست آورد.
      امروزه با پیشرفت تکنولوژی و مد تغییرات اساسی در فرهنگ معاشرت به وجود آمده است که باعث شده است بسیاری آداب ناصحیح، جایگزین آداب رفتاری نیکو شوند. آداب غلطی مانند طعنه زدن جایگزین تعریف و تمجید شده اند. آداب غلطی مانند خودستائی سر برآورده اند و نیز از این موارد. کسی که برتری ظاهری یا کاری نسبت به دیگری دارد دائم قصد کوچک شمردن طرف مقابل را دارد.
      پس می توان نتیجه گرفت به همان اندازه که فرد جمع گریز مقصر است، به همان اندازه جمع مقابل نیز مقصر هستند.
      جلوگیری از جمع گریزی
      بنابر این گفته که هر عملی، عکس العملی دارد می توان در برابر جمع گریزی نیز عکس العملی نشان داد. قطعا در جمعی که شما از آن گریزان هستید تمام جمع افراد کامل و بدون عیب نیستند. حال فکر کنید که در جمع یک نفر شما را مورد تمسخر قرار می دهد و نقاط ضعف شما را ذکر می کند. در مقابل چه رفتاری از خود نشان می دهید؟
      نیازی به خشونت و بروز رفتارهای خطرناک نیست، می توانید خیلی عادی رفتار کنید و جمع را تا آخر تحمل کنید که این نشان دهنده ی خونسردی شماست و یا اینکه می توانید با خشونت با فرد مقابل رفتار کنید که این نشان دهنده ی ضعف شماست.
      روش دیگر اینکه بحث را تغییر داده و بعد از چند لحظه به طور غیر مستقیم یکی از نقطه ضعف های فرد مقابل را مورد بحث قرار دهید
      در واقع جمع گریزی ریشه در کودکی فرد دارد که به مرور زمان رشد نموده است. بنابراین بهترین روش جلوگیری از جمع گریزی آموزش فرزندان از دوران کودکی برای رویارویی با افراد و رفتارهاست.
      مسلما فردی که از کودکی در مجالس شرکت کرده است نسبت به فردی که ازجوانی وارد جامعه شده است دارای مقاومت بیشتری در مقابل رفتارهای پیش رو است.
      در این مورد حتما ” با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.