مرکز مشاوره تهران

ویژگی های روابط زناشویی خوب

بهترین مرکز مشاوره تهران

 آماده خدمت رسانی به مردم عزیز در تمامی نقاط تهران میباشد.

زندگی های سخت امروزی و مشکلاتی که در این زندگی ها به وجود می آید، در کلان شهر ها دوچندان شده و به دلیل کمبود وقت و یا اولویت بندی های انجام شده در زندگی، حل کردن این مشکلات پشت گوش انداخته شده و به آن توجهی نمی شود. به همین دلیل در این شیوه از زندگی نیاز به فردی که آگاهانه بتواند مشکلات خانواده را شناخته و با توجه به شناختی که از خانواده ها دارد آن را حل نماید احساس می شود. بنابراین کانون مشاوران ایران با مشاورانی با تجربه و راه اندازی مراکز متعدد در تهران به عنوان پایتخت کشور سعی در کمک دارد. پس مشکلات خانوادگی ، مشکلات زناشویی ، مشکلات با کودک خود و حل این مشکلات را به مشاوران و روانشناسان ما بسپارید.ما با دور هم گرد آوردن کادری مجرب و سرشناس از بهترین مشاوران و روانشناسان در پی ارائه بهترین خدمات در تمام زمینه های مشاوره ای هستیم. مرکز مشاوره تهران تحت عنوان مرکز مشاوره خوب تحت حمایت کانون مشاوران میباشد و در سراسر ایران دارای نمایندگی های معتبر و مجاز میباشد.

شماره های تماس 01

مراکز مشاوره تهران

مرکز مشاوره تهران و نواحی مشاوره در شرق تهران و مرکز مشاوره غرب تهران و سایر مراکز مشاوره تهران آماده خدمت به هم میهنان عزیزمان می باشد.

منبع: com.مرکزمشاوره


صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

مقالات مرتبط

491 نظرات

  • محمد , اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۷:۰۴ بعد از ظهر

    با سلام
    من از یه دختری که دوستش دارم خواستگاری کردم همدیگرو میخوایم و تو دوران آشنایی هستیم و پسندیدیم همدیگرو ولی بخاطر دانشجو بودن هر دومون (من ترم ۲ ارشد و ایشون ترم ۶ کارشناسی) میگن که تا شرایطمون بهتر نشده (یعنی خونه و شرایط کاری) با هم در ارتباط نباشیم هر موقع شرایطت بهتر شد من آماده هستم برا ازدواج. یعنی ارتباطمو قطع کنم یکم سخته نمیدنم چیکار کنم ممنون میشم ازتون که راهنماییم کنین

    • راهنما , اردیبهشت ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۹:۱۷ قبل از ظهر

      خب دوست عزیز تا وقتی که شرایط ازدواج و نداشته باشید ارتباط داشتن باعث افزایش وابستگی و سخت شدن شرایط میشه
      پس اول درستون رو تمام کنید و کاری متناسب رو پیدا کنید تا بتونید برای ازدواج قدم های اولیه رو بردارید

    • مشاور , اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۰۱ بعد از ظهر

      با سلام
      اگر ایشون هم موافق هستند با شما و انتخابشون شما هستید و شما می تونید شرایط حداقلی برای ازدواج فراهم کنید خب زودتر اقدام کنید و از طریق خانواده ها جلو تر برید و اجازه بدید ایشون هم مطمئن تر شوند البته که ایشون هم دغدغه هایی دارند که مایلند در ارتباط نباشید ولی اکر برای شما این شرایط سخته خب کمی تلاشتون رو بیشتر کنید و از طریق خانواده ها پیش برید و اجازه بدید حمایت اونها باعث اطمینان خاطر ایشون هم باشه و مثل خیلی از افراد دیگه که دوران دانشجویی ازدواج می کنند و خب قطعا که سختی هایی دارد ولی تلاش می کنند برای رفع اونها شما هم با هم زندگی دانشجویی رو شروع کنید و البته که باید تفاهم متقابل و مشترک وجود داشته باشد و ایشون توان شما رو برای اداره زندگی عینی ببینند .بهتره خودتون برای ایجاد شرایط ازدواج اقدام کنید
      موفق باشید و امیدوارم خوشبخت باشید

  • راهنما , اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۲:۳۱ بعد از ظهر

    اختلاف سن به خاطر اینکه زنان زودتر از مردان در مسایل جنسی افتاده میشن وارد میشه وگرنه تمام این موضوعات به درک دو طرف داره
    پس اگر میتونید چنین درکی رو داشته باشید مسلم بدونید مشکلی برای شما پیش نخواهد آمد
    ازدواج در شرایط کنونی اقتصادی می رود به یکی از معضلات نسل جوان تبدیل شود.هزینه های سر سام آور قبل ازدواج و بعد از ازدواج مانند هزینه برگزاری جشن، تهیه جهاز ، تهیه مسکن و گذران زندگی نرخ ازدواج در کشور را کاهش داده است.

    دولت پیشین نیز در ۸ سال گذشته نتوانست دوایی برای درد جوانان پیدا کند و تنها به افزایش وام ازدواج بسنده کرد که آن هم مبلغی نیست که در شرایط کنونی راه گشا باشد و همین وام ۳ میلیونی را که می گویند ۵ میلیونی شده ، هم بسیاری از بانک های کشور نمی توانند پرداخت کنند.

    به همه این مشکلات اما وقتی اختلاف سنی دختر ها و پسرها برای ازدواج اضافه شود نور علی نور می شود.

    به تازگی مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال براساس نمودارهای جمعیتی پیش‌بینی کرده که تا سال ۹۷ اختلاف پسران در سن ازدواج نسبت به دختران در سن ازدواج به دو میلیون نفر می‌رسد.

    علی‌اکبر محزون با اشاره به سال‌های پس از ۹۲، اظهار کرد: به مرور تعداد پسران در سن ازدواج نسبت به دختران در سن ازدواج افزایش خواهد یافت به گونه‌ای که، بر اساس نمودار پیش‌بینی می‌شود که اختلاف پسران نسبت به دختران در سن ازدواج تا سال ۹۶ و ۹۷ به دو‌میلیون نفر می‌رسد.

    این در حالی است که ماه گذشته، مدیرکل فناوری، اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور اعلام کرده بود که تعداد دختران جوان در سن ازدواج بیشتر از پسران آماده ازدواج است.

    بر اساس آمارهایی که ثبت احوال ارائه کرده بود، چنانچه بخواهیم دو گروه سنی مردان ۲۵ تا ۲۹ و زنان ۲۰ تا ۲۴ سال را با هم مقایسه کنیم متوجه می‌شویم که در این گروه تعداد دختران ۲۲۹ هزار نفر از مردان بیشتر است و در گروه سنی زنان ۲۵ تا ۲۹ سال با مردان ۳۰ تا ۳۵ سال نیز ۵۷۲ هزار دختر ازدواج نکرده بیش از پسران است.

    به این ترتیب در حالی که ماه گذشته از افزایش تعداد دختران مجرد نسبت به پسران سخن گفته شد ، اکنون از افزایش تعداد دختران مجرد نسبت به پسران در آینده‌ای نزدیک خبر داده شده است.

    این مشکل اما در حالی رخ داده که به گفته کارشناسان اجتماعی، سن ازدواج و فاصله سنی مناسب میان زن و مرد یکی از عوامل مهمی است که رضایت از زندگی مشترک را تحت الشعاع قرار می دهد.

    متخصصین امر ازدواج معتقدند که اگر زوجین از نظر سنی با هم تناسب داشته باشد یعنی مرد با فاصله سنی مشخصی (بین ۳ تا ۷ سال) از زن بزرگتر باشد؛ از نظر عقلی، فیزیکی، تجربی، جنسی، هیجانات روانی و رفتارهای اجتماعی ـ اخلاقی نیز به هم نزدیک شده و با هم هماهنگ تر می شوند.

    همین امر موجب افزایش تفاهم و کاهش اختلافات و درگیری ها در زندگی زناشویی ‌شان می شود. حالا با این مشکل جدید جمعیتی اما به نظر می رسد معضل جدیدی برای جوانان در سن ازدواج در راه است و باید منتظر ماند و دید چگونه می توان تطبیق ذهنی و آمادگی لازم برای ازدواج دختران و پسرانی که شرایط سنی ازدواج را ندارند فراهم کرد.

  • زهیر , خرداد ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۸:۳۷ بعد از ظهر

    سلام در میان اقوام ما زوجی بکدند ک عاشقانه ازدواج کردن و متاسفانه دچار اختلاف شدن واقدام کردم ب جدایی اما یه بچه ۷ ساله دارن خواستم یه مشاور خوب در این زمینه معرفی کنید ک برن بلکم ان شا الله حل بشه ممنون میشم

    • راهنما , خرداد ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۱۱ بعد از ظهر

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

    • مشاور , خرداد ۱۳, ۱۳۹۶ @ ۷:۱۰ بعد از ظهر

      با سلام
      با سلام
      این دغدغه مند بودن شما قابل درک است و بهتره از وساطت افرادی که قابل اطمینان هر دو نفر هستند هم استفاده شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • مريم حسيني , خرداد ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۹:۰۶ قبل از ظهر

    من و همسرم ۴ ساله که ازدواج کردیم همیشه در مورد ررابط خانوادگیشون با هم مشکل داریم ولی اکثر مشکل من خواهرش هست که یه جورابب مطمئنم نفر اول زندگی همسرم حتی قبل از من هستش اون انسان حسودیه که حتی این موضوع برای همسرم ثابت شده ولی همسرم تنها اقدامی که کرده اینه که رابطه من با خانواده اش رو قطع کرده باز هم اگر دخالت اونها نباشه من مشکلی ندارم ولی اکثر اوقات خواهرش با تماس تلفنی یا رفتن به محل کار همسرم باعث بروز اختلاف و دعوا بین ما میشه ما تو این چند سال ٣ بار با هم دعوا کردیم و هر بار موضوع خواهر ایشون بوده همین دلیل باعث شده بشدت ازش متنفر باشم نمیدونم چطور این مشکل رو حل کنم.

    • مشاور , خرداد ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۴۲ قبل از ظهر

      با سلام در مورد اختلافات خانواگی باید دید شما در برابر ایشون چه موضعی گرفتید و چقدر تلاش کردید همسرتون رو با خودتون همرا کنید .احتمالا می دانید که بدگویی راجب افراد خانواده یک مرد و تذکر در مورد دخالت خانواده نتیجه عکس می دهد و فقط حساسیت همسر شما را بیشتر می کند .شما باید با رفتارتون اعتماد همسرتون رو جلب کنید و از طرفی با خواهد ایشون م ضع خنثی داشته باشید نه توجه بیش از حد و نه عدم توجه کاملا خنثی در حد احوال پرسی روزمره اگر هدف ایشون بهم زدن زندگی شما باشد با عصبانیتشما و دعوا بین شما و همسرتان می فهمد که به هدف خ د رسیده است ممکن است واقعا چنین هدفی نداشته باشد و صرفا سو تفاهم باشد که مساله ای دیگر است شما باید انقدر با همسرتان رابطه خوبی داسته باشید که هر وقت چیزی شما را نگران کرد راجبش صحبت کنید و دغدغه هاتون رو بیان کنید و با هم سعی کنید دغدغه ها را حل کنید .امیدوارم روابط شما در زندگی بهبود یابد.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژ
      موفق باشید

  • المیرا , تیر ۹, ۱۳۹۶ @ ۶:۲۸ بعد از ظهر

    سلام. من حدود ۵سال هست که نامزد کردم … بخاطر اینکه محل کار و تحصیل همسرم در استان دیگه ای هست کمتر میتونیم حضوری همدیگرو ببینیم شاید ۴بار در سال بیشتر از طریق تلفن و.. هست … من به همسرم اعتماد کامل داشتم و دارم ولی اخیرا حس میکنم همسرم بهم یه چیزایی رو نمیگه میدونم فشار زیادی رو تحمل میکنه ولی نمیتونم این حس ترس رو از خودم دور کنم دائما میخوام به همسرم زنگ بزنم ببینم کجاست . دفه اول که فهمیدم چیزی رو بهم نگفته دعوای بدی کردیم … ولی دیروز که بهش زنگ زدم و گفت حالش خوب نیست و میخواد بره خونه احساس بدی داشتم . تا اینکه ساعت ۲۳شب متوجه شدم تازه رسیده خونه درحالیکه اونجور که به من گفت باید ۲۰ خونه میبود … تا ساعت ۲بامداد حرف میزدم باهاش ولی بروز ندادم که میدونم خودشم چیزی نگفت … نمیدونم باید چیکار کنم . مراسم عروسیمون نزدیک . توروخدا راهنماییم کنید . باید بگذرم یا متوجهش کنم که میدونم . چجوری مطرحش کنم که دوباره دعوامون نشه ؟ من بهش اعتماد دارم فقط میخوام دلیل این کارش رو بدونم

    • مشاور , تیر ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۹:۲۷ قبل از ظهر

      با سلام
      اگر شما واقعا به ایشون اعتماد دارید نباید با این مسائل سلب اعتماد بشه و ایشون رو هم معذب کنید شاید شرایطی باعث میشه که دقیقا برنامشون رو نگن و شاید بخشی از اون هم کاملا غیر قابل پیش بینی است .و برای شما چون دور هستید سو تفاهم ایجاد می کند .بهتره وقتی با ایشون مساله ای دارید تلفنی و پیامکی مطرح نکنید چون به سو تفاهمات دامن می زند و بهتره حضوری صحبت شود .اصولا دوران نامزدی به واسطه دور بودن خیلی مسائل اغراق می شوند و مشکل تلقی می شوند ولی بعد از عروسی چون هر دو نفر در کنار هم هستند و از برنامه های مطلع هستن
      مسائل مرتفع می شود در هر حال اگر فکر می کنی ایشون واقعیت هایی رو به شما نمیگن در زمان و مکان مناسب مطرح کنید و یاد بگیرید دغدغه هایی که نسبت به هم دارید را درست مطرح کنید .
      امیدوارم به جای نگرانی خوش بین باشید و با مطرح کردن رودرو و با لحن مناسب به حل سو تفاهمات کمک کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • ترنم , تیر ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۶ قبل از ظهر

    راستی اینم بگم که من مشکل خودمم میدونم من دچار واژینیسم هستم همسرم خیلی گرمه و من خیلی سرد.البته به خاطر رفتارایی که از اول عروسی داشتن دیگه هیچ نوع تمایلی به رابطه باایشون ندارم.من خودمم خیلی حساس و زودرنجم ولی دررابطه باایشون سعی کردم تحملمو خیلی بالا ببرمولی وقتی بحث میشه ترجیح میدم سکوت کنم وکشش ندم اما ایشون یه موضوع ساده رو خیلی گسترش میده و دعوا راه میندازه.۶جلسه هم پیش مشاور رفتیم چون ایشون منو هل داده بود وخوردم زمین زانوم صدمه دیده بود مشاور یه جلسه هم باپدرومادرم حرف زد و گفت این اقا خیلی باشما متفاوته و اگه بخوای همینجوری ادامه بدی خیلی اذیت میشی.اما بعد۶جلسه دیگه ادامه ندادیم به خاطراینکه ایشون مشکلات مالی داشتن منم اصرار نکردم.الان نمیدونم باید چیکارکنم من همیشه معتقدم یه طرف مقصر صرف نیست ولی خیلی تلاش کردم باهم دعوا نکنیم اما ایشون خیلی عصبی وتند مزاجه وهمین باعث شده خیلی سردتر ودورتر بشم ازشون.کمکم کنید…ممنون

    • مشاور , تیر ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۴:۵۲ بعد از ظهر

      با سلام
      در مورد شما خود این اختلاف سنی یک جنبه از مشکلات را ایجاد کرده چون به لحاظ بلوغ فکر ی در یک سطح نیستید درکتون نسبت به نیار های یکدیگر کامل نیست و ظاهرا ایشون حرف خودشون رو قبلو دارند شرایط زندگی و اقتصادی متفاوت خودش یک جنبه مهم در ایجاد مشکلات است .
      ببنید منطقی فکر کنید ایا با این شرایط و با توجه به ۶ لسه مشاوره رفتن می توانید این شرایط و این فضا را تحمل کنید یا خیر ؟؟ایا پذیرشی نسبت به این مساله دارید یا خیر ؟انچه که بسیار اهمیت دارد تصمیم شما برای ادامه این شرایط است چون درست است هر دو نفر در ارتباط مقصر هستند ولی هر دو هم باید بپذیرند که رفتارشون رو اصلاح کنند و تغییر کنند اگر پذیرشی وجود نداشته باشد شرایط سخت خواهد شد در نهایت امیدوارم تصمیم درستی بگیرید که بعدا پشیمان نشوید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • راهنما , تیر ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۴:۲۱ بعد از ظهر

    دوست عزیز شما بهتر از هر کسی میدونید این رابطه به نتیجه خواهد رسید یا خیر ؟
    پس بهتره به دور از هر احساسات مشاوره کنید و با خانواده در این مورد صحبت کنید و نتیجه مناسبی رو به دست بیارید
    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • Pishi , تیر ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۲:۳۰ بعد از ظهر

    با سلام..مدتی هست از طریق خانواده با دختری آشنا شدم که فامیل دور هم محسوب میشوند، شناخت کافی در مورد خانواده داشتم برای همین رضایت برای خاستگاری اعلام کردم و روز خاستگاری مهر دختر به دلم نشست گونه ای که گویا سال ها میشناختمش و ازش دور بودم. از خانواده دختر و خود دختر اوکی گرفتم ، بعد یکی دور مکالمه با دختر ایشون عنوان کرد قبلا پسری با وی وست بوده و گوید از وی سواستفاده کرده…من به محض شنیدن شوکه شدم.دختر گفت تو رو اینقد دوست دارم که با دیدنت احساس آرامش کردم و برای همون موضوع رو بازگو کردم….من جریان رو به خانواده اطلاع دادم اما به گونه ای پدر مادر دختر مطلع نشن و تنها تصور کنن بله پسر خیلز حساس و سخت گیر و شکاک هست..به دختر هم گفتم موردی نداره من ضربه بخورم ولی پیش کسی بازگو نکن..رابطه ما هم همینجا تموم بشه.از طرفی والدین بنده هم هم برای دختره ناراحت هستن و هم اینکه برای اینده من نگران هستن..
    من دخت خیلی دوست دارم اما دو دلم که دوباره قبولش کنم با اون گذشتش ک ازش سو استفاده کرده یا کلا تموم کنن….دختر هم به شدت بهم علاقه داره و شب روز گریه و حتی از خودکشی نجاتش دادن..
    من موندم چیکار کنم..به حرف والدین توجه کنم و قید دختر بزنم و یا اینکه پای دختر بایستن فارغ از هر نگاه سنگین و حرف اطرافیان

    • راهنما , تیر ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۳:۴۶ بعد از ظهر

      کسی نمیتونه شمارو مجبور به چنین کاری کنه … برای چنین کاری نیاز به گذشت فراوان هست که این موضوع رو برای همیشه فراموش کنید و هیچ وقت نه یادآوری کنید و نه باعث شک و تردید شما شود … پس در این مورد خوب فکر کنید و تکلیف خودتون رو مشخص کنید … پس وقتی گذشته ایشون برای شما قابل هضم نیست حرفی از دوست داشتنش نزنید و خودتون رو بی دلیل توجیه نکنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

    • مشاور , تیر ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۱:۱۵ بعد از ظهر

      با سلام
      خودتون مهم هستید چه چقدر با شرایطی که این دختر خانم توصیف کردند نسبت به ایشون پذیرش دارید احیانا ..اگر خودتون ذهنتون درگیر ه و این قضیه سو استفاده یا هر چیزی رو باور ندارید و یا فکر می منید شاید مسائل دیگری مطرح بوده و یا اگر شما بخواهید فردا با ایشون ارتباط داشته باشید ممکنه دچار مشکل بشید خب بهتره ایشون رو کنار بگذارید .درسته ایشون حال روحی مساعدی ندارند و حتی اقدام به خودکشی کردند ولی اکنون متوجه نیستند که وقتی طرف مقابل به عنوان مرد نتواند این مساله را هضم کند چقدر مسائل ریز و درشت مساله ساز می شود و زندگی ایشون دچار مشکل می شود .فعلا توجهشون فقط به جنبه های مثب است .و احساسی فکر می کنند .ضمن اینکه نظر خانواده شما هم اهمیت دارد به هر حال فرزندشون هستید و نگران اینده شما هستند خودتون ببینیدمی تونید این قضیه و حل کنید و هضم کنید خب به خانواده هم اطلاع بدهید و اونها رو همراه کنید اگر نه زودتر تکلیف خودتون رو لااقل مشخص کنید و به اون خانم هم اطلاع بدهید .
      که در جریان قرار بگیرند .
      می توایند خودتون با روانشناس هم حضوری صحبت کنید تا تصمیم درستی بگیرید موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹

  • باران محمدی , تیر ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۴۸ قبل از ظهر

    سلام یکی از همکارام ازم خواستگاری کرد اما بخاطر وضع کار و درآمدشون ازدواجمون ب تعویق انداختیم الان ۹ ماه میگذره تو طول ۹ ماه ایشون ب شدت عاشق من بود اما یک هفته است که بخاطر فشارای مختلف کلا اخلاقش و حسش ب من عوض شده و من نمیدونم الان باید چه واکنشی نشون بدم؟

    • مشاور , تیر ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۲:۴۴ بعد از ظهر

      با سلام
      منظورتون از تغییر رفتار چیست ؟؟باید بدانیم دقیقا چه رفتاری شما رو ازار داده که دنبال واکنش متقابل هستید .اصولا اگر فردی در ازدواج دچار تردید شده است شما باید بسته به علاقه متقابل منشا ارامش شوید و همراهی داشته باشید .و این تغییرات رو که شاید از دید شما باشد با ایشون مطرح کنید و به جای فرضیه سازی ذهنی مستقیما از خودشون بشنوید .این تعامل درست مساله بسیار مهمی است .
      موفق باشید
      .

  • محمدی , مرداد ۳, ۱۳۹۶ @ ۱:۳۰ بعد از ظهر

    سلام وممنون بابت راهنمایی های شما..کمکم کنید من همسرم دست بزنش کمترشده درست بگم محتاط تر شده ولی بددهنی و زود عصبی شدن رو هنوز داره و خواهر بزرگشون خیلی بهشون خط میدن که چطوری زندگی کنن یعنی ایشون کمتر با خانواده من باشن و بیشتر وقت با اونا صرف کنه و این تبعیض هاش منو ناراحت و دلسرد کرده چطور بهش بگم که خودمون باید تصمیم بگیرم و به تفاهم برسیم هرکسی با یک روشی به نتیجه میرسه ایشون فقط خانواده خودشو قبول دارن نه منو.
    ممنون

    • مشاور , مرداد ۳, ۱۳۹۶ @ ۲:۲۴ بعد از ظهر

      با سلام
      اینکه همسر شما عصبی است و حرف شنوی از خواهر بزرگتر دارد باید شما با توجه به شناختی که نسبت به همسرتون دارید پیش برید فرضا همسر شما قطعا در زمینه هایی با شما موافق است و مواقعی شرایط عادی تری دارد و عصبی نیست خب شما باید اون موقعیت ها رو برای حرف زدن شناسایی کنید وقتی انقدر نسبت به خانواده خودشون حساس هستند و حرف شنوی دارند هیچ وقت علت مشکلات زندگی رو انها قلمداد نکنید چون حساسیت افزایش می یابد و ایشون از شما دور تر می شوند و از دستورات خانواده تبعیت بیشتری می کنند .گرچه شرایط سختی است و قابل درک ولی باید یک مدت صبور باشید و تلاش کنید شرایط بهتری رو برای ایشون فراهم کنید که بیشتر تمایل به گذراندن وقتشون باش ما باشند و اتفاقا از خانوادشون حمایت کنید و بیشتر این زمانی باشد که در جمع انها حضور دارید تا متوجه اختلافات نشوند و خدای ناکرده از این مساله سو استفاده نشود .امیدوارم به زودی مشکل برطرف شود می توانید برای دادن توضیحات بیشتر و گرفتن راهکارهای مناسب مراجعه داشته باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • Asal , مرداد ۷, ۱۳۹۶ @ ۱:۴۳ قبل از ظهر

    سلام . وقت بخیر
    ممنون میشم راهنمایی کنید . فردی به و با تهدید خودکشی ، مدت ۱۰سال است که در خانه ی من زندگی می کند . بدون اینکه ازدواج کرده باشیم و صرفا با تهدید خودکشی . من هیچ تمایلی به زندگی با این فرد تدارم. و ایشان ۲۹ سال از من کوچکتر است. زندگی منو سیاه کرده تورو خدا بوین چه کنم ؟ با سپاس

    • مشاور , مرداد ۷, ۱۳۹۶ @ ۹:۰۶ قبل از ظهر

      با سلام
      دوست عزیز بنده اگر درست متوجه شده باشم این فرد منظرش این است که اگر شما رهایش کنید خودکشی می کند؟و اینکه ازدواج نکردید این ده سال چگونه سپری شده است .الته کمی جملات شما مبهم است و نیاز به توضیح بشتر دارد به نظرم باید حضوری مراجعه کنید و بدانید که تهدید به خودکشی در مورد فردی که اختلال شخصیت ندارد و افسردگی ندارد بیشتر حربه ای برای سو استفا ده از اطرافیان است و نباید به ان بها داده شود .و توجه شودالبته که در حالت ی که خودکشی محتمل است از اورزانس اجتماعی می توانید کمک بگیرید و در محل حاضر می شوند ولی مساله شما پیچیدگی خاص خودش را دارد و قضیه ۱۰ سال تداوم رفتار است بهتر است با مراجعه به مساله خود بپردازید امیدوارم به زودی مرتفع شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • سارا , مرداد ۷, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۲۰ بعد از ظهر

    سلام و خسته نباشید
    من ۹ ساله ازدواج کردم و در این مدت مشکل اصلی که با شوهرم دارم اینه که رضایت دیگران خیلی براش مهمه خودشو تو هزارتا سختی میندازم تا کار دیگران را انجام بده در حالیکه کاری که مربوط به خونه و خانواده س بعد هزار بار یادآوری با منت و نیمه تمام انجام می ده این ویژگی ش خیلی منو اذیت می کنه که خودش چندین کار نیمه تمام داره ولی دنبال کارهای حاشیه ای و غیر مهم میره هر چی بهش می گم این کارات اشتباه و باعث ناراحتی من میشه گوشش بدهکار نیست و میگه این جز شخصیت منه
    ممنون میشم اگه بهم راهکار بدین چون واقعا باعث اختلاف و نزاع خانواده شده

    • مشاور , مرداد ۸, ۱۳۹۶ @ ۸:۵۹ قبل از ظهر

      با سلام اینکه همسرتون قدرت نه گفتن ندارد به علل مختلفی برمی گرده مثل نداشتن اعتماد به نفس که اتفاقا به کودکی و شیوه های رفتاری برمی گردد.و اینکه وابسته بودن و تری از طرد شدن پس تن به خواسته های دیگران می دهد به هر قیمتی که شده و خب طبیعی است که با اشنایان درجه اول این گونه نباشددر هر حال مساله ای است که باید با مراجعه حل شود و خوشون باید بخواهند که تغییر کنندچون این طور که فرمودید تغییری حاصل نخواهد شد .که شما راهکاری را بیاموزید و ایشون تغییر کنند مساله شخصیتی است و حتما باید مراجعه شود .امیدوار م خوشبخت باشید و مساله مرتفع شود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • مهسا , مرداد ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۳:۱۰ بعد از ظهر

    سلام من ۱۸ سال ازدواج کردم.۲تا پسر دارم.
    آلمانی بزرگترین مشکل من تو زندگی سیگار کشیدن همسرم که تمام اعصاب من و بهم ریخته باعث شدهبینمون فاصله‌ی عجیبی بیفته.
    بوی بد دهان و لباسش مرا آزار میده حتی روابط زنا شوییمون هم تاثیر گذاشته .لطفا راهنمایی کنید .

    • مشاور , مرداد ۱۱, ۱۳۹۶ @ ۸:۰۰ قبل از ظهر

      با سلام سیگار هم نوعی اعتیاد است و فرد برای ترک باید اراده قوی داشت۶ باشد ولی اینکه شما با ایشون صحبت کنید ک۶ این رفتار منجر به فاصله گرفتن شده و شرایط رو برای شما سخت کرده خودش مساله حائز اهمیتی است شاید سرد شدن روابط زناشویی انگیزه خوبی برای تغییر در ایشان ایجاد کند .در هر حال بهتره با ایشون صحبت کنید همه محدودیت هایی که سیگار ایجاد کرده را یاداور شوید و بفرمایید ک۶ این رفتار با این شرایط براتون تحمل پذیر نیست البته که ایشون نمی توانند به یک باره ترک کنند ولی صبور باشید و کمکشون کنید تا کم کم از وابستگی به سیگار کم کنند و هر روز نسبت به روز قبل سیگار کمتری را استفاده کنند .حتما زیر نظر متخصص اقدام به ترک کنند و همهم انگیزه و اراده خود فرد به دور از اجبار است امیدوارم بتوانید مساله را تا رفع کامل مدیریت کنید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • راهنما , مرداد ۱۴, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۲۱ قبل از ظهر

    شما ۱۰ ماهه عقد هستید و همسر قانونی و رسمی ایشون هستید
    بستگی دراره بخوایت به این زندگی ادامه بدید یا خیر؟ بهتره اول با همسرتون محترمانه بدونه اینکه کسی رو مقصر بدونید صحبت کنید چون ایشون و خانواده اش به خواستگاری شما اومدن پس باید روی انتخابشون بایستند …جوابهای ایشون رو بشنوید و صبر کنید تا نتیجه بازخورد صحبت های شما مشخص بشه بعد میتونید تصمیم گیری کنید … و شخصا با مشاوری مجرب مشورت کنید
    … اگر هم تمایل به ادامه هستید باید سازگاری داشته باشید و رفتار محبت آمیزتونو با تمام سختی روی خانواده همسرتون متمرکز کنید تا بتونید توجهشونو جلب کنید و حتی از اون طریق روی رفتارهای شوهرتون هم تاثیرگذار باشید
    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    دفتر شریعتی:
    ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • mahsa , مرداد ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۷:۵۶ قبل از ظهر

    سلام من آدم توداری ام ولی این روزا احتیاج دارم با کسی صحبت کنم چون درگیر یه سری مشکلاتم خواهش میکنم پیاممو نشر ندین من یه دختر۲۸ سالم از یه خانواده سنتی و تا الان تو این سن تمام تمرکزم روی در س و کارو خانوادم بود برای ازدواج معیارهایی داشتم که همیشه آدمایی سررام قرار گرفتن که فاصله ی زیادی با معیارای من داشتن آخرین بار بنا به اصرار خانواده که سن من برای ازدواج داره بالا میره منو تحت فشار گذاشتن که به یکی از خواستگارام جواب مثبت بدم من تمام تلاشمو کردم از ایشون خوشم بیاد ولی بااینکه پسر بدی نبود ولی اصلا باب دل من نبود خیلی زندگی بی روحی داشتم آشنایی ما خیلی کوتاه مدت بود و شاید بخاطر علاقه ای که من نداشتم و ایشون داشت اختلاف زیادی بوجود اومد و همه چی یکطرفه از جانب من تموم شد و نذاشتم به نامزدی رسمی کشیده بشه هرچند اون شخص هنوز امیدواره که برگردم تو زندگیم قبلا اشخاصی بودن که بهشون علاقه مند شدم اما یا با شناخت بیشتر از بین رفت یا علاقه ای یکطرفه بود همه چی گذشت تا دوسال پیش که با یه شخصی تو محل کارم آشنا شدم چندماه مراوده کاری داشتیم این شخص بااینکه ۱۵ سال از من بزرگتر بود اما اونقدر فهیم بود واونقدر درک بالایی داشت و انگار تمام ویژگی هاییکه دوست داشتم یه مرد داشته باشه تو وجودش بود نمیدونم شاید خیلیاش کبودهای زندگی خودم بود که از جانب اون جبران میشد برای من که دختر مشتقلی بودم و تو خونه بیشتر مثل یه پسر باهام رفتار میشد این شخص طوری بامن رفتار میکرد که تابحال از کسی ندیه بودم اونقدر حواسش به من بود که بدون اینکه بفهمم دیدم یه بخشی از زندگیم شده اما باتوجه به اینکه متاهل بود تا یکسال نذاشتم حتی بویی از احساس من ببره ولی دیگه نتونستم از طرف خانواده تو فشار بودم برای ازدواج و از طرفی دردسر بیشتر سرراه زندگیم بود که فقط خودم میدونستم و این بود که من دلباخته بودم و نمیتونستم کسیو وارد زندگیم کنم همه اینا باعث شد یه روز محکم تو روش وایسم و بگم دیگه از سطح توجهش بمن کم کنه و این رفتارش برای من دلبستگی میاره (درحالیکه یکسال من بااین اوضاع پنهونی سرکرده بودم)انگار منتظر همین بود که من احساسمو بگم چون بلافاصله گفتم خودشم این وسط نفهمیده کی دلبسته و مدام ازین وضع ناراحت بود ازونروز به بعد محبتش بیشتر شد بجای اینکه برعکس شه بارها تلاش کردیم که جداشیم نشد همه کارهامون بهم گره خورده از هرجا که قطع میکنیم از جای دیگه سرراه هم قرار میگیرم من کارمو خیلی دوسدارم ولی جایگاهی که الان دارم بعنوان مدیر نمیتونم راحت از دست بدم و برم از صفر شروع کنم اونم بخاطر رابطه عاطفی که برام بوجود اومده و مشکلی که دوساله درگیرشم و نتونستم با کسی در موردش حرف بزنم چون تا کسی تو شرایط من قرار نگیره ممکنه هزارو یک برچسب بزنه،خداروشکر اون شخص رابطه اش با خانواده اش خیلی خوبه اما اونم از رفتاراش میفهمم خیلی دلبسته شده خیلی شرایط سختیه میدونم یه روز تموم میشه و واقعا دوسدارم اونروز برسه چون دیدن کسیکه که بیشتر از خودت دوسش داری و سهمی از داشتنش نداری جز غم و ناراحتی چیزی نداره و از همه مهمتر نمیخوام لطمه ای به زندگیش بخوره بخاطر یه علاقه ای که دست خودم نبود،الان بزرگترین مشکل زندگیم آیندمه که با از یه طرف تحت فشارم برای ازدواج و از طرفی نمیتونم یه عمر به کسی دروغ بگم یا کنارش زندگی کنم

    • مشاور , مرداد ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۸:۳۶ قبل از ظهر

      با سلام دوست عزیز ممنون از توضیحات مبسوط و اینکه شرایط شما کاملا قابل درکه کسی که روحیات استقلال طلبی مردانه داشته و به افراد توجهی نداشته اصولا جذب فردی می شود که نیازهای عاطفی را براورده کند و حامی باشد و در مورد شما هم کاملا قابل درک است .ولی ایشون متاهلن رابطشون با خانوادسون خوبه و عملا دارن خیانت می کنند هم شما رو وابسته کردند و هم اینکه ذهن شما اونقدر درگیر این فرده که نمی تونید و نخواهید تونست برای ایندتون تصمیم درستی بگیرید .و این یعنی باختن در زندگی شخصی هر چند در کار موفق باشید درسته ایشون همکار شما هستند و به قول خودتون کارهاتون در هم گره خورده ولی شما می تونید اگر بخواهید و تلاش کنید این ارتباط رفته رفته کم و قطع شود .سردی برخورد شما مهم است هر چند براتون یخت باشه این جدایی اتفاق بیفته ولی به این مساله فکر کنید که این ادم در لحظاتی که به شما توجه داره عاطفه ای رو از همسزش دریغ می کنه خودتون رو جای همسر ایشون بگذارید چه حسی دارید .مردها ی متاهلی که تلاش می کنند فرد دیگری را وابسته کنند قابل اعتماد نیستند .این رو دقت داشت۶ باشید ادامه را ن شما به قیمت شاید پیش امدن مسائل و مشکلاتی تمام شود که امروز اصلا فکرش را هم نکنید .عواطف وقتی عمل کنند عقل کنار می رود این را توجه داشته باشید .تصمیم با خود شماست ولی از فرد مستقلی مثل شما انتظار می رود که بتوانید با بی توجهی مساله رو رفع کنید هر چند که خوب قطعا سخته و تلاش شما رو می طلبد .تا کم کم این فرد متوجه شود که شما صرفا همکار او هستید .عشق به این شکل باعث می شود شما بهترین افراد رو هم برای ازدواج نادید بگیرید .ولی تا کی قراره ادامه بدید و این رابطه چه اینده ای می تونه برای شما داشته باشد امیدوارم فکر کنید و درست تصمیم بگیرید .موفق باشید و خوشبخت

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • Omid , مرداد ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۲:۴۰ بعد از ظهر

    سلام من اقایی ۳۳هستم و ۱۰ سال پیش با همسرم که ۳۱ سال دارد ازدواج کردیم و یک دختر۷ ساله داریم.
    همسرم مدت زیادی ست که به من ابراز محبت نمیکند و در روابط زناشویی هم مانند یک مجسمه است واکثر مواقع میگوید خسته هستم.. سر هر موضوع کوچکی بحث میکند و بددهنی میکند. من زندگیم و همسرودخترم را خیلی دوست دارم . چکار باید بکنم ؟

    • مشاور , مرداد ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۶:۴۰ قبل از ظهر

      با سلام اگر به زندگیتون علاقه دارید بهتر است که با همسرتون به روانشناس مراجعه کنید این سرد بود قطعا از ابتدا نبوده است و اکنون هم دلیل و دلایلی دارد .بحث بددهنی و ..احتیاج به اصلاح رفتاری دارد به هر حا اگر ایشون متوجه شوند تغییر رفتارشون از نظر شما فوریت دارد و قادرربه تجمل شرایط نییتید زودتر اقدام خواهند کرد .به هر حال شما هم در رابطه حتما رفتارهایی داشتید دارید که باید اصلاح شود چون تعامل دو نفره است .به هر حال امیدوارم روابط زناشویی و ..بهبود پیدا کند چون نقش مهمی در رضایت از زندگی دارد .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

      • Omid , مرداد ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۵:۱۸ بعد از ظهر

        ممنون از شما بنده وقت مشاوره گرفتم .

        • مشاور , مرداد ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۶:۰۲ بعد از ظهر

          موفق و سلامت باشید

  • محمد , شهریور ۱۴, ۱۳۹۶ @ ۴:۵۳ بعد از ظهر

    باسلام محمدهستم ٣٨ ساله ازتهران
    پیمانکارشهرداری هستم وازنظرشرایط مالی درحدمتوسط روبه رشد.دوسال هست که قصدازدواج دارم وتمایل دارم باخانمی محجبه وسنگین وباشخصیت ازدواج کنم که ازنظرخانوادگی بهم نزدیک باشیم. البته من مذهبی معمولی وسنتی هستم مثل خیلی ازتهرانی های اصیل.
    میخواستم ببینم شمامیتونن دراین زمینه منوراهنمایی کنید .
    ممنون

    • مشاور , شهریور ۱۵, ۱۳۹۶ @ ۸:۰۹ قبل از ظهر

      با سلام دوست عزیز شما طبیعتا شرایط و ملاک ها و انتظاراتی دارید خب انها را در نظر بگیرید .و اینکه قطعا دختر خوب و محجبه بسیار است منتهی باید به چند واسطه بسپارید چون بر خلاف شرایط امروزی جامعه ما دختر خوب در خطابان ها نیست که راحت انتخاب شوند .ولی فاصله سنی مناسب و شرایط را در نظر بگیرید و بسپارید .و وقتی هدفتون چنین مواردی است مطمئن باشید به فرد مورد نظر خواهید رسید .خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • البرز حق بین , آبان ۱۳, ۱۳۹۶ @ ۳:۲۱ بعد از ظهر

    سلام،مردی هستم۳۲ ساله شغلم ازاده خونه دارم،خودم فوق لیسانس هستم.همسرم کارمنده،همه چیه زندگی رو تامین می کنم،حتی نمیزارم تو زندگی خرج کنه،پولش رو واسه خودش خرج می کنه واسه خودش ماشین خریده ولی خیلی متوقع هست،از لحاظ داخل منزل نه درست حسابی غذا می پزه، نه به کارهای منزل انچنان برسه نه روابط زناشویی درستی داره،بهش هم می گم می گه فوبیای سکس دارم،.تو رو خدا به.کمکم برسید

    • مشاور , آبان ۱۴, ۱۳۹۶ @ ۷:۵۹ بعد از ظهر

      با سلام
      دوست عزیزچند سال است که ازدواج کردید ؟و اینکه انتظارات شما ایا از ابتدای زندگی مطرح شده است و یا خیر ؟نحوهی انتخاب ایشون به چه صورت بوده است ؟ایا مسئله زناشویی با متخصص مربوطه مطرح شده ؟اینکه دلیل این ترس ایشون چیست چون به هر حال داشتن روابط زناشوی سالم برای مردان بسیار حائز اهمیت است و البته حتی زنان و در سلامت جنسی هم نقش موثری دارد .اگر دقت داشته باشید الگوی رفتاری و تعامل خود شما می تواند باعث این رفتارها شود وقتی اعتراضی نداشته باشید دو نفر حرف هم را نفهمید و انتظارات هم برایتان اهمیت نداشته باشد و اینکه یک نفر فدا شود و نفر مقابل صرفا براورده کننده انتظارات باشد همه و همه در رابطه مشکلاتی را ایجاد خواهد کرد .که باید دقت داشته باشید .به هر حال بهتره هر دو حضوری مراجعه داشته باشید چون ادامه این روند مشکلات زیادی را ایجاد می کند
      اینکه همسر شما شاید صحبت هایی برای گفتن داشته باشید و حتی گله هایی داشته باشد که باید مورد بررسی دقیق قرار بگیرید در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و مشکل خاصی نباشد و رفع شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  • مهسا , آذر ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۱:۰۰ قبل از ظهر

    سلام
    خسته نباشید.من وهمسرم یک سال تفاوت سنی داریم وحدود ۷ساله ازدواج کردیم یه پسر ۳ساله داریم.ازروز اول ک وارد زندگیش شدم همش بامشکلات کاری درگیر بود شغلش آزاده.یکی دوسال اول سود داشت وحتی قبل از ازدواجش ولی همشو باز برای گسترش کارش سرمایه گذاری کرد تااینکه شریکش سرمایش راخورد.الان هم وقتی میخاد شراکت کنه بعضیاشو میگه اونارو ک میدونم چجوریه بهش گوشزد میکنم میگم نکن این کارو.میگه تو همش بد میاری توکارم ک نتیجش بد میشه.الان هم دیگه یواشکی کاراشو میکنه ک بازهم بی اثره.درکل واسه خونه هیچ خرجی نداریم منم بعنوان یه بدبیار شناخته شدم وهمیشه متهم میشم.یه مرد ۳۴ ساله هیچ دارایی نداره من واسه اینده ی بچم نگرانم لطف کنید چجوری باهاش صحبت کنم هرچند خیلی وقته دیگه تو کاراش دخالت نمیکنم.چندماه هم سرکار رفتم ولی همه حقوقمو واسه بدیهاهش گرفت ک دیدم فایده نداره کارمو هم رها کردم.

    • راهنما , آذر ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۱۵ قبل از ظهر

      شوهر یک دنده
      دوست عزیز اول از همه باید بدونید تا کسی تمایلی برای تغییر نداشته باشه کاری از کسی ساخته نیست.
      مثل امروز که شوهر شما با وجود شکست باز به طور پنهانی کارهای خودشو انجام میده.
      چون این افراد زود رنج هستند و فکر میکنن همیشه حق با اوناست .
      هیچوقت به هیچ طریقی از استدلال‌های آنها انتقاد نکنید.
      حتی با ملایمت زیرا احساس خواهند کرد که می‌خواهید با آنها مخالفت کنید.
      هر چه که می‌گویید باید عادی و روزمره به نظر برسد زیرا اگر بخواهید با آنها رسمی و قاطع حرف بزنید.
      خواهند فهمید که آینده بحث به کجا خواهد کشید.
      افراد یک‌دنده می‌خواهند به خودشان سود برسانند.
      خیلی عادی برایشان توضیح دهید که اگر تصمیم‌شان درمورد چیزی را تغییر داده‌اند به نفعشان خواهد بود.
      اجازه بدهید فکر کنند که دلیل اینکه می‌خواهید طرز فکرشان را عوض کنید. این است که:
      به دنبال منفعت آنها هستید و اینکار در آینده به نفعشان خواهد بود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

    • مشاور , آذر ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۱۶ قبل از ظهر

      با سلام
      دوست عزیز شرایط شما قابل درکه منتهی دیدگاه ایشونم درست نیست یعنی چی که بدبیاری به خاطر شماست نمی شود این طور تصمیم گرفت .طبیعی که شما نگران اینده فرزندتون باشید منتهی الگوی ارتباطی شما رو باید دید اگر همسر شما فرد مستقلی باشد و از دخالت ها و …ناراضی باشد .درسته نیت شما خیره و به هر حال ممکنه درگیری ها یی وجود داشته باشد .بهتره یک مدت هیچ توصیه ای نداشته باشید .
      هر چند سخته ولی اصلا در مورد کار و ..نپرسید و مداخله ای نداشته باشید .ایشون احتمالا خودشون از بی توجهی سوال می کنند و این که گاهی برای مردان مهم است که حس ضعف نکنند و همسرشون انتقاد نکنه و حس اقتدار انها حفظ شود .
      در هر حال امیدوارم مشکلی ایجاد نشود .منتهی کمی صبور باشید و حتما از روانشناس هم کمک بگیرید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
      موفق باشید

  • نیلوفر , بهمن ۲۳, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۲۱ قبل از ظهر

    سلام و عرض ادب و سپاس از راهنمایی شما عزیزان
    من واقعا از دست خواهرشوهربزرگم به زجه در اومدم و نمی تونم دخالت های مستقیم ایشون رو توزندگی شخصیم تحمل کنم ایشون همیشه به همسر من پیام میدن و دوست دارن جزییات زندگی منوبدونن و حتی همسرمو تحریک میکنن که به زبون عامیانه به من رو نده وباخانواده من رفت وآمد نکنه و از همه بدتر همیشه در پیام هاش به کل خانواده من فحاشی میکنن با اینکه اصلاخانواده من با اونها در ارتباط نیستن و اصلا همدیگرو نمی بین ..من مخفیانه پیام ها رو خوندم و این حرف ها روی همسرمن تاثیرمیزاره وهمش دنبال بهانه اس و کوچکترین حرف و بزرگ میکنه و باعث جرو بحث بین ما میشه ..من به روم نیاوردم که این پیام ها رو می بینم ولی این طور زندگی کردن برای من سختع چون من واقعا فرقی بین خانواده ها نمی زارم و رفتارهای اون خانوم و متاسفانه نابالغ بودن همسر من و تحت تاثیر و فرمانبر بودن آنها داره از نظر روانی منو داغون میکنه و اینور بگم همسر من همیشه منو مقصر میدونه و هیچ وقت دفاعی از من نکرده ماهمش ۱۶ ماهه ازدواج کردیم وواقعا به فکر جدایی افتادم .چون اون تعصب بیهوده به خانواده اش داره و این یکطرفه رفتن برای من غیرممکنه.

    • مشاور , بهمن ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۷:۲۴ قبل از ظهر

      با سلام
      دوست عزیز شما هنوز اوایل زندگیتون هستید البته بنده سن شما و همسرتون رو نمی دونم ولی در نظر داشته باشید که وقتی مطنئن هستید فردی موجب این رفتارها میشه و صد البته اینکه همسر شما هم تبعیت دارد به هیچ وجه نباید سریع از زندگیتون دست بکشید و فکر کنید باید زندگی رو تعطیل کنید جرا که به حال هر زندگی بالا و پایین دارد شما باید قلق نربوط به همسرتون رو داشته باشید تا ایشون با صمیمت و
      ونزدیکی به شما زیاد تحت تاثیر حرف های دیگران قرار نگیرد و تبعیت کودکورانه نداشته باشد اینکه به هر حال بخواهید وارد بحث شوید.اصلا درست نیست
      فکر طلاق هم باعث می شود تحمل خیلی از موارد برای شما سخت باشد نتوانید شرایط را تحمل کنید .بهتره در نظر داشته باشید که ان چیزی که در زندگی مهم است این است که بتوانید بل اتفاقات غیر قابل پیش بینی برخورد و انها را مدیریت کنید ..اگر واقعا را ها امتحان شد و به نتیجه نرسیدید انگاه مساله کاملا جدامی شود در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و زندگی موفقی داشته باشید

      • نیلوفر , بهمن ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۹:۰۴ قبل از ظهر

        سلام وممنون از راهنمایی شما
        من دیروز بابت این موضوع با همسرخواهرشوهرم صحبت کردم چون ایشون رو به قضاوت حق و ادب قبول دارم و اازشون خواستم به همسرخودشون و من هیچی نگن و منوراهنمایی کنن..ایشون با مادرشوهرمن صحبت کردن و مادرشوهرم من باهام تماس گرفتن ومودبانه منو تهدید به بی احترامی کردن و گفتن کمتر خونشون برم واینکه دخترشون ناراحت بودن به خاطر صحبت همسرم با ایشون و اونها منومقصربابت این رفتار میدونن با اینکه من تابه الان از ماجرا هیچ خبری ندارم و بجای عذرخواهی دفاع مجدد از دخترشون کردن من یکبار هم این موضوع به مادرشوهرم گوشزد کردم ولیکن ایشون همیشه حق رو برای خودشون میدونن. تا به الان که نه همسرمن و نه خواهرشوهرم از صحبت های انجام شده اطلاعی ندارن ولی من ازشون ناراحتم و از همه بدتر از همسرم ناراحتم که ارزش و احترام منو به خانواد ه اش گوشزد نمیکنه و یاد نمیده که جواب احترام فحاشی و تهمت نیست والیته کل خانواده همسر من همچین آدمای متاسفانه هستند وهمگی ازاین خانوم به دلیل حمایت های مالیش دفاع میکنن و همسرمن هم مستثنی نیست.من همسرمو مقصرمیدونم و همچنان ناراحت ازهمشون که همیشه بی دلیل واقعا بی دلیل شاهد فحاشی و تهمت به خودم و خانواده ام هستم وهمسرمن هم فقط سکوت میکنه و درصورت توضیح من رو مقصردونسته و نهایتا به کتک و جرو بحث منجر میشه .برای همین میگم برام سخته و خیلی چیزافکر میکنم …

        • مشاور , بهمن ۲۵, ۱۳۹۶ @ ۹:۲۸ قبل از ظهر

          با سلام
          دوست عزیز ببینید اینکه می فرمایید خانواده همسر شما چنین هستند شاید نشود کل الگوی یک خانواده را اصلاح کرد ولی می توان به هر حال مدیریت کرد که مشکلات بیشتر نشود .اگر خانواده ایشون با شما چنین رفتاری دارند ولی به هر حال بهتره با همسرتون مدارا داشته باشید و به ایشون محبت داشته باشید و در کنارش خو استه ها را مطرح کنید اگر خواسته های شما معقولانه باشد طبیعتا می توان کمک کرد که مشکلات حل شود و البته زمان می برد بستگی به درک طرف مقابل هم دارد ولی در نهایت ممکنه رفتارهای نادرست خودشون رو ادامه بدهند که در این صورت نمی شود گفت که بتوان مسائل را درست مدیریت کرد و شاید نیاز باشد تصمیم دیگری بگیرید .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
          موفق باشید

    • مشاور , بهمن ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۷:۳۶ قبل از ظهر

      : تقریبا بیشتر زوج‌ها در اوایل ازدواج دوست دارند که رابطه‌شان با خانواده همسر یکی از بهترین رابطه‌ها باشد اما در بسیاری از موارد همه چیز آن‌طور که آنها دوست دارند پیش نمی‌رود و داستان همیشگی عروس و مادرشوهر و عروس و خواهرشوهر برای آنها هم تکرار می‌شود. مشکل بعضی از افراد این است که در ارتباطاتشان انعطاف‌‌پذیر نیستند و یک شیوه خاص را در ارتباط برقرار کردن با همه آدم‌های زندگی‌شان به کار می‌برند. اما همه افراد از نظر ویژگی‌های شخصیتی تفاوت‌های زیادی با هم دارند.

      در واقع جایگاه و نقش آنها در زندگی ما متفاوت است و برای پیش بردن یک رابطه سالم باید حتما این دو مولفه را در نظر داشت. رابطه برقرار کردن یک مهارت است که می‌توان آن را یاد گرفت و بهبود بخشید. سیدحسن تقوی، روانشناس و مشاور خانواده درباره روش‌های برقراری رابطه صحیح بین عروس و خواهرشوهر به نکات مفیدی اشاره می‌کند که در ادامه می‌خوانید.

      خواهرشوهربازی

      ارتباط سالم و موثر چیست؟

      یک ارتباط سالم و موثر ارتباطی است که در آن‌، زمینه رشد برای هر دو طرف فراهم شده باشد، آرامش هر دو طرف در آن رابطه حفظ شده باشد، حق هیچ‌یک از طرفین در آن ارتباط ضایع نشود و به حق و حقوق دیگران هم تجاوز نشده باشد.

      در یک ارتباط سالم و موثر دو نفر هنگامی که در کنار یکدیگر هستند شرایط شان اینگونه است:

      *حس و حال خوبی دارند.

      *احساس شور و نشاط می‌کنند.

      احساس می‌کنند به داشته‌هایشان افزوده می‌شود.

      * تعامل دارند.

      * احساس بدهکار بودن و طلبکار بودن ندارند بلکه احساس می‌کنند در رابطه‌شان یک بده- بستان عاطفی اتفاق می‌افتد.

      لزوم داشتن یک ارتباط خوب و سالم با خانواده همسر

      وقتی شما با فردی ازدواج می‌کنید در واقع با او و خانواده‌اش وصلتی انجام داده‌اید. خانواده همسر هم جزیی از خانواده شما محسوب می‌شود؛ بنابراین برای اینکه بتوانید ارتباط خوب و عاشقانه خود را با همسرتان حفظ کنید باید با خانواده او هم ارتباط خوب و سالمی داشته باشید. همچنین به عکس؛ برای داشتن یک ارتباط خوب با خانواده همسر باید ابتدا یک رابطه خوب با همسرتان داشته باشید؛ اما مادامی که با همسرتان مشکل دارید، نمی‌توانید با خانواده او یک رابطه عاطفی برقرار کنید. وقتی شما با همسرتان یک رابطه خوب برقرار می‌کنید در آینده در زندگی مشترک‌تان از یک منبع قوی و خوب به نام حمایت اجتماعی خانواده برخوردار خواهید بود.

      حمایت اجتماعی خانواده‌ها در موقعیت‌های تنش‌زا، استرس‌زا و بحران‌های زندگی بهترین پناهگاه و مناسب‌ترین عامل کمک‌کننده است. هر چه شبکه ارتباطی ما پویاتر و غنی‌تر باشد و منابع حمایتی اجتماعی‌مان تقویت‌شده‌تر باشد، در چالش‌های زندگی و مواجهه با استرس‌ها و تنش‌های زندگی بهتر می‌توانیم عمل کنیم.

      نقش مهم خواهرشوهر

      معمولا مادرها در همه موارد نظر دخترهایشان را جویا می‌شوند؛ بنابراین می‌توان از خواهرشوهر به عنوان مشاور مادرشوهر یاد کرد؛پس وجود یک رابطه خوب بین عروس خانواده و خواهرشوهر در تحکیم پیوند عاطفی‌ای که بین عروس و خانواده شوهر ایجاد می‌شود، می‌تواند تأثیرگذار باشد. اگر یک رابطه خوب، سالم و دوستانه با خواهرشوهرتان داشته باشید در ایجاد یک ارتباط خوب با سایر اعضای خانواده شوهر موفق‌تر خواهید بود و بالعکس. به عبارت دیگر خواهرشوهر به‌عنوان یک عضو کلیدی در خانواده شوهر اگر بخواهد، می‌تواند تنش‌ها را کاهش دهد، اسباب صلح را فراهم کند و برعکس می‌تواند فضای ارتباطی زوج جوان را تنش‌زا کند.

      مرز بین دخالت و حمایت را مشخص کنید

      مرز بین دخالت و حمایت بسیار باریک است. برای اینکه رابطه بین خواهرشوهر و عروس شکرآب نشود، نباید صحبت‌ها، پیشنهادها و رفتارهایی که به منظور حمایت ارائه می‌شود، دخالت تلقی شود. حمایت و نظارت جنبه مثبت دارد اما دخالت جنبه منفی دارد. هیچ‌کس دوست ندارد دیگری در اموری که مربوط به اوست، دخالت کند اما مشکل زمانی شروع می‌شود که دیگری قصد حمایت از شما را داشته و شما حمایت و کمک او را دخالت تلقی می‌کنید.

      بیشتر خانواده‌ها قصد حمایت کردن از زوج‌های جوان را دارند اما متأسفانه در موارد بسیاری این پیشنهادات به‌عنوان دخالت برداشت می‌شود و سوءتفاهم‌ها و اختلافاتی را بین عروس و خانواده شوهر ایجاد می‌کند؛ مثلا خواهرشوهر برای حمایت از برادر و همسر جوانش پیشنهادی ارائه می‌دهد اما شما از آن برآشفته می‌شوید و گمان می‌کنید که او در کارهای شما دخالت می‌کند. حالا از کجا باید فهمید کدام دسته از پیشنهادها جنبه حمایتی دارد و کدام‌یک دخالت محسوب می‌شود؟

      به‌عنوان مثال شما خواهرشوهرتان را دعوت کرده‌اید منزل‌تان. صحبت از مشکلات اقتصادی و گرانی می‌شود و همسرتان می‌گوید که فلان روز برای خرید میوه فلان مقدار هزینه کردیم. خواهرشوهرتان پیشنهاد می‌دهد که از فلان میدان میوه و تره‌بار اگر خرید کنید کیفیت میوه‌هایش خوب و قیمت‌ها مناسب است. ممکن است شما این پیشنهاد را دخالت برداشت کنید اما او با این پیشنهاد خواسته تجربه‌ای را که در این زمینه دارد در اختیار شما به‌عنوان یک زوج جوان قرار بدهد.

      احترام مهم‌تر از صمیمیت است

      عروس و خواهرشوهر باید مرز بین صمیمیت، اقتدار و احترام را از هم تفکیک و در روابط‌شان آن را رعایت کنند. احترام گذاشتن به یکدیگر در رابطه عروس و خواهرشوهر بیشتر از دوست داشتن و صمیمی شدن اهمیت دارد؛ بنابراین در درجه اول به عقاید، سلیقه ها و تفکرات همدیگر احترام بگذارید. درواقع به جای اینکه صمیمیت و احساسات را در رابطه‌تان تقویت کنید، ابتدا ستون‌های احترام را در رابطه‌تان بنا کنید و بعد اگر توانستید و شرایط به شما اجازه داد با رعایت حد و حدود یکدیگر دوستی‌ها و صمیمیت‌ها را افزایش دهید.

      خواهرشوهربازی

      نظارت است یا کنترل؟

      مرز بین نظارت و کنترل هم بسیار باریک است. در موارد زیادی هم دیده‌ می‌شود که خانواده‌ها قصد نظارت بر امور زوجین جوان را دارند اما آنها به اشتباه برداشت می‌کنند که خانواده قصد دارد آنها را کنترل کند؛ به‌عنوان مثال زوج جوانی قصد دارند برای ماه عسل به فلان شهر سفر کنند، شما هم به‌عنوان خواهرشوهر به‌تازگی به آنجا سفر کرده‌اید اما به این نتیجه رسیده‌اید که سفر به آن شهر خیلی مناسب نیست و اگر به شهر دیگری بروند بیشتر به آنها خوش خواهد گذشت.

      اگر شما پیشنهادتان را بدهید و دلایل‌ خود را بیان کنید اما در نهایت تصمیم‌گیری را به خودشان بسپارید، پس شما نقش نظارتی دارید اما اگر تمام تلاش‌تان این باشد که با آنها مخالفت کنید، نظر آنها را برگردانید و حرف خودتان را به کرسی بنشانید، احتمال اینکه عروس‌تان این‌گونه برداشت کند که شما قصد کنترل کردن آنها را دارید، بسیار است. شما نظرتان را بگویید و پیشنهادتان را بدهید؛ اگر آنها بسته به عقاید و سلایق‌شان دوست داشته باشند آن را اعمال می‌کنند؛ اگر نه شما به‌عنوان یکی از اعضای دلسوز خانواده وظیفه خود را انجام داده‌اید.

      تو نیکی می‌کن و در دجله انداز

      شخصی که قصد نظارت و حمایت دارد نظر می‌دهد، توصیه می‌کند، پیشنهاد می‌دهد اما انتظار ندارد که حتما نظر او اعمال شود؛ بنابراین اگر شما به‌ عنوان خواهرشوهر قصد حمایت از برادر جوان و همسرش را دارید و می‌خواهید تجربه‌تان را در اختیار آنها قرار دهید، باید به همین توصیه و پیشنهاد ساده اکتفا کنید؛ یعنی اگر آنها به پیشنهاد شما عمل نکردند و شما ناراحت و با آنها سرسنگین شدید و تصمیم گرفتید دیگر در هیچ موردی که مربوط به آنهاست هیچ نظری ندهید یا آنها را بازخواست کردید، پس شما قصد دخالت داشتید. اگر دوست دارید به‌عنوان خواهرشوهر رابطه‌ای دوستانه، محترمانه و صمیمانه با عروس‌تان داشته باشید سعی کنید رفتارها و گفتارهای حمایتی‌تان به‌گونه‌ای باشد که دخالت برداشت نشود.

      چند نکته کلیدی

      – عروس و خواهرشوهر در ابتدای ارتباط باید بدون هیچ چشم‌داشتی به همدیگر محبت کنند تا دوستی و صمیمیت بین‌شان ایجاد شود.

      – خواهرشوهرها نباید بین عروس‌های خانواده تبعیض قائل شوند.

      – رازهای شخصی و خصوصی‌تان را ترجیحا با یکدیگر مطرح نکنید.

      – در مکالمات‌تان درباره مسائل کلی و روزمره و مسائلی که مربوط به خودتان است، صحبت کنید.

      – در حضور جمع از یکدیگر تعریف و تمجید کنید.

      – هرگز بدگویی شوهرتان را پیش خواهرش نکنید.

      – از همسر برادر پیش برادرتان گلایه نکنید.

      – در حضور جمع از یکدیگر انتقاد نکنید.

      – اگر با خواهرشوهرتان مشکلی دارید بدگویی او را پیش مادرش نکنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.