مرکز مشاوره همدان

مرکز مشاوره همدان

برای همه افراد خانواده جایی است که در آن آرامش و امنیت را پیدا میکنند و در برابر هر نوع خطر و مشکلی برای این کانون از جان خود مایه میگذارند تا این بنیان از هم فرو نپاشد. در طول دوران زندگی مشکلات بسیاری ممکن است برای انسان پیش بیاید، این مشکلات میتوانند شخصی باشند اما گاهی اوقات نیز خانواده را درگیر مسائلی میکنند ، در این میان هدف تمام اعضای خانواده برگرداندن آرامش به کانون خانواده و حل کردن تمام مشکلات در کنار هم است. اما بعضی اوقات ، مسائلی هستند که فقط با همفکری خانواده حل نمیشود و اینجاست که نیاز به مشورت با یک متخصص و مشاور خوب خانواده احساس میشود.

مرکز مشاوره همدان گامی دیگر در جهت داشتن جامعه ای خوب و به دور از مشکلات خاص برداشته است. مرکز مشاوره همدان با جمع آوری متخصصان و مشاوران مجرب در نقاط مختلف شهر در مرکز مشاوره باباطاهر ، مرکز مشاوره امام خمینی ، مرکز مشاوره بوعلی ، مرکز مشاوره اکباتان و در دیگر شعب درصدد است تا شیوه های نوین زندگی به دور از تنش و استرس را برای شما به ارمغان آورد. مراکز مشاوره ازدواج اکباتان، مشاوره خانواده اکباتان ،مشاوره ازدواج بوعلی، مشاوره خانواده باباطاهر و مشاوره خانواده امام خمینی تحت نظر مرکز مشاوره همدان آماده خدمت رسانی به شما عزیزان میباشند.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

331 نظر جدید برای مرکز مشاوره همدان

  • محمد   میگوید:

    سلام. من وقتی که می‌خواستم ازدواج کنم لیسانسم رو گرفته بودم ودر طول دوره لیسانس بیشتر ترم ها شاگرد اول رشته خودم در دانشگاه بودم. با ورود به فوق لیسانس در یک دانشگاه خوب عقد کردم و مشکلات من از اینجا شروع شد. قرار شد بعد از فارق التحصیلی در دوره فوق لیسانس مراسم عروسی را بگیریم و بریم سر خونه زندگیمون. در طول این مدت دوسال فوق لیسانس چون من از همسرم دور بودم به جای اینکه به درسم برسم تا کار علمی قوی انجام بدم باید پاسخگوی بهانه‌گیری‌های مختلف و دعواهایی که با خانواده من درست می‌کرد باشم. با هر سختی دوره فوق لیسانس رو تمام کردم و برای اینکه بتوانم شرایط مالی و تحصیلی بهتری برای خودم و همسرم درست کنم تصمیم گرفتم که برای خارج رفتن با همسرم صحبت کنم که راضی بشه با هم دیگه بریم برای درس خواندن. البته لازم به ذکر هست که من در مورد درس خواندن با خانواده و خود ایشان صحبت کرده بودم. ایشان با مخالفت شدید(که به علت وابستگی و انگیزه‌هایی که از خانوادش می‌گرفت) من رو مجبور کرد که امتحان دکتری داخل بدم. سال دوم فوق لیسانسم که تمام شد دکتری قبول شدم و بازهم با همه سختی وارد دوره دکتری در یک دانشگاه خوب شدم. این موقع از آنجایی که می‌توانستم با استاد خوبی در شهر دیگری کار کنم از همسرم درخواست کردم که اگه ممکنه ما زندگیمون رو در شهر خودمون شروع کنیم ولی من برای درس خواندنم رفت آمد کنم که قبول نکرد و گفت باید بریم همون شهری که دانشگاه قبول شده بودم. قبول کردم و رفتم. از آنجایی نمی‌توانستم بیرون از آن شهر بروم به خاطر همسرم مجبور شدم با استادی کار کنم که از استاد مورد نظر من ضعیف تر بود و همچنین مشکلات مالی موجود باعث شد که دوره دکتری نتوانستم کار علمی قوی انجام دهم. در این دوره با رزومه نسبتا ضعیفی کاری پیدا کردم و توانستم قراردادی ۵ ساله برای کار ببندم اما از آنجایی که رزومه قوی ندارم به احتمال بسیار زیادی قرارداد من بعد از ۵ سال تمدید نخواهد شد. حال سئوال این جاست که به نظر شما حالا که از نظر مالی نسبتا اوضاع مناسبی دارم، و می‌دانم که پس از ۵ سال دیگر چنین شرایطی نخواهم داشت و مطمئنا همسر از این فرصت استفاده کرده و فشار زیادی بر من اعمال خواهد کرد، پیشناد پرداخت مهریه را به ایشان بدهم که حداقل پس از ۵ سال کمی از فشارهایم کم شود یا نه چنین پیشنهادی به ایشان ندهم؟ البته هدفم از این پیشنهاد جدایی نیست بلکه فقط کاهش فشار است.

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • مهسا   میگوید:

    سلام من هم تو خونواده خودم هم خونواده نامزدم دچار اختلاف و مشکل شدم و همینطور از کودکی افسرده و منزویم اگه میشه توی همدان یه مرکز مشاوره که هزینش کم باشه رو بهم معرفی کنین.به دلیل مشکلات مالی نمیتونم به پزشک مراجعه کنم.خیلی به کمک نیاز دارم لطفا راهنماییم کنید امیدم بعداز خدا به شماس…

    • راهنما   میگوید:

      باسازمان بهزیستی شهرتون تماس بگیرید

  • راهنما   میگوید:

    روش خاصی وجود نداره و شما میتونید با ایشون موضوع رو در میان بگذارید
    ولی واکنش ایشون غیرقابل پیش بینی هست و شما نباید پیشگویی کنید

    • نیوشا   میگوید:

      سلام ممنون ازجوابتون چطوری بایدبیان کنم میشه راهنمایی کنید

      • dr-salary   میگوید:

        سلام
        حتما به مشاور به صورت حضوری مراجعه کنید

  • نارسیس   میگوید:

    باسلام.
    من و نامزدم بعد از چندسال دوستی و دوست داشتن الان حدود ده ماهه نامزدیم و قرار بود این هفته مراسم عقدمون باشه که متاسفانه اتفاقی افتاد و کنسل شد…مشکل ما اینه که نامزدم نمیتونه ابراز ناراحتی بکنه باید خودم حدس بزنم و من هم قدرت بیان خوبی ندارم..لطفا کمکمون کنین

    • راهنما   میگوید:

      یکی از اساسی ترین مهارت هایی که باید قبل از ازدواج یا دست کم در دوران نامزدی کسب کنیم، حل تعارضات و اختلافات است. تعارض ها و کشمکش ها به طور طبیعی در هر رابطه به وجود می آیند اما آنچه دوام رابطه شما را تضمین می کند این است که بدانید با چه روشی با آنها رو به رو شوید.
      نامزدی با همه شیرینی اش، دوران پرتنشی است و اگر شما روش سازنده ای برای مقابله با تعارضهایتان به کار نبرید، ممکن است به سرعت از یکدیگر فاصله بگیرید و عطای این ازدواج را به لقایش ببخشید.

      اگر تعارض حل نشود، به رشد خود ادامه می دهد و کم کم رابطه را از هم می پاشد. افرادی که با مشکلات و تعارض ها با بی مهارتی برخورد می کنند و مشکلات را بدتر می کنند، معمولا موقعی که در مورد مشکلی صحبت می کنند، مدام احساسات منفی را بیان می کنند و به جای این که اطلاعات را به صورت کامل بررسی کنند، کاملا انتخابی عمل می کنند و از همه بدتر به جای این که روی مسئله و مشکل پیش آمده تمرکز کنند، روی افراد متمرکز می شوند، مدام دنبال مقصر می گردند و در نهایت یک نفر می شود بازنده و طرف مقابل برنده. همین کار را برای مشکلات و تعارض های بعدی تکرار می کنند و آرام آرام صمیمیت و عشق را می کشند.

      اما دسته دوم افرادی هستند که مهارت حل تعارض را بلدند و می دانند در موقع بروز مشکل چه کاری باید انجام داد. برای مثال آن ها بر مسایل حال به جای مسایل گذشته، متمرکز می شوند. هم احساسات منفی و هم احساسات مثبت را با یکدیگر در میان می گذارند. اطلاعات را به شیوه ای عنوان می کنند که هر کس مسئولیت خودش را نسبت به مشکل می پذرید و در جست و جوی شباهت ها هستند. هر دو همسر برنده اند و درنتیجه صمیمیت زیاد می شود و اعتماد در رابطه پرورش پیدا می کند.

      یادگیری این مهارت سخت نیست، فقط چند گام ساده لازم دارد:

      مراقب کلامتان باشید
      در بیشتر مواقع، وقتی می خواهیم احساسات و نیازهایمان را بیان کنیم، پیام هایمان دیگری را سرزنش یا تحقیر می کنند. این گونه پیام ها را «پیام های تو …» می نامند؛ این دسته پیام ها قضاوت ها یا ارزش گذاری های منفی ای هستند که هدفشان شخص دیگر است. در عین حال که در بیشتر مواقع از آنها برای بیان خشم، عصبانیت، ترس یا دلخوری استفاده می شود، مشخصاً پیام هایی نیستند که حرف دل را برسانند، چون نیازها یا علاقه های خود شما را بیان نمی کنند.

      پیام هایی مثل: تو اشتباه کردی، تو همه چیز را به هم زدی، تو بودی که … و … می توانند به نظر تهاجمی و متهم کننده برسند؛ چون تأثیری که بر جای می گذارند، این است که می گوید: «تقصیر توست» یا «تو باید سرزنش شوی!» و در آنها خطر زیان رساندن به رابطه یا از میان بردن عزّت نفس دیگری و به وجود آوردن احساس گناه، هست. پیام های «تو …» باعث مقاومت و دفاع دیگران می شوند و ممکن است باعث شروع بگو و مگوهای فرساینده و فحاشی شوند. در چنین موقعی شخص دیگر، اغلب می خواهد جواب شما را بدهد و تلافی کند. آگاهی از این که چه رفتارهایی تعارض های بی مورد بین شما و نامزدتان را فعال می سازد، به شما کمک می کند تا بسیاری از برخوردها را از بین ببرید.

      بالا بردن آستانه تحمل
      بالا بردن سطح تحمل و پذیرش دیگران در وجود خود می تواند تعارض های نامعقول را کاهش دهد. سطح تحمل و پذیرش ما، تا حدودی به واسطه تربیت و حتی شاید عوامل ژنتیک تعیین می شود؛ اما هر یک از ما می توانیم صبورتر و پذیراتر از آنچه در حال حاضر هستیم، باشیم.

      پذیرش سهم خود از مشکل
      وقتی که هر کدام از شما بخشی از مسئولیت مشکل را می پذیرید، اشتیاق برای همکاری ایجاد خواهد شد و بحث با سهولت بیشتری انجام می شود، در این مرحله سعی کنید با احترام با یکدیگر صحبت کنید و مسایل و احساسات خود را به طور صریح بیان کنید، در این مرحله از جملاتی که با «من» شروع می شوند، استفاده کنید.

      مشخص کردن جزئیات
      در حل مساله، مشخص کردن جزئیات کار برای همکاری با یکدیگر است. بنابراین لازم است برای حل مسایل آن ها را به قطعات کوچک بشکنید. سنگ بزرگی که بر سر راه قرار گرفته است بردارید. اگر به قطعات کوچک شکسته شود، به راحتی از سر راه برداشته می شود. سعی کنید با دقت مشکل را به اجزاء سازنده آن تقسیم کنید تا بتوانید راحت تر حلش کنید.

      پیشنهاد راه حل
      گزینه های مختلفی برای حل مساله پیشنهاد شود. بنابراین سعی کنید تمام راه حل های ممکن را روی میز گفت و گو بگذارید و با دقت بررسی کنید. هر راه حلی که به ذهنتان می رسد را مطرح کنید.

      ارزیابی و توافق
      راه حال های پیشنهادی هر کدامتان را به صورت مستقل یادداشت کنید. درباره هر یک از راه حل ها با یکدیگر صحبت کنید و آن چه را که دوست دارید یا نمی پسندید و علل آن را در میان بگذارید. راه حل های موارد توافقتان را اولویت بندی کنید و برای اجرای راه حل توافقی تان نقش هر یک را مشخص کنید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • تهمتن   میگوید:

    سلام.من و دخترخانمی بهم علاقه داریم و از نظر مالی و اقتصادی و عاطفی و .. همه چیز رو به راهه.فقط تنها مشکلی که من دارم این هست که ؛ متاسفانه من ۴تا فامیل بیشتر ندارم که زیاد هم رفت و آمد نداریم باهاشون هم خوب نیستیم، ولی در عوض اون خانم کلی فک و فامیل داره . این موضوع خیلی زجرم میده.چون فردا بخوام مراسم حنابندان یا عروسی بگیرم ماها جمعا میشیم۱۵نفر ولی فک و فامیلای نزدیک اون خانم جمعا بالای ۱۰۰نفرند…مشکل من از بی کسیه…

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      وقتی در زندگی شباهت ها در حدی که خودتون می فرمایید زیاده و مهم تر از اون ایشون شما رو انتخاب کردند وجود فامیل زیاد نمی تونه دلیل خوشبختی و بدبختی کسی باشه مگر اینکه که مثلا مشکلات خانوادگی باشه که اون خانوم هم بی خبره و بعدا ممکنه در زندگیتون تاثیر منفی بزاره .ولی اگر ایشون از همه مسائل باخبرند و نداشتن آشنایان زیاد برای خودشون و خانواده مساله ای نیست هیچ جای نگرانی وجود نداره .
      موفق باشید

  • forough   میگوید:

    من یک پسر ده ساله دارم، دراینسالها نشده درست و حسابی توی اتاقش بخوابه.حتما من باید کنارش باشم تا خوابش ببره،دیگه درمونده شدم ،نمیدونم چی کار کنم . لطفا کمکم کنید . لطفا

    • dr-salary   میگوید:

      سلام
      مشکل جدا نخوابیدن مشکل خیلی از پدر و مادر هاست و میتونه دلایل مختلفی داشته باشد و راهکارهای ی نیز دارد
      چنانچه می خواهید اتاق کودک را در سنین بالاتر جدا کنید، این کار را به شکل مرحله ای انجام دهید. البته اگر کودک در برابر این عمل شما از خود استقامت نشان می دهد ابتدا تخت او را در اتاق خود قرار دهید سپس فاصله تخت او را از تخت خود دور کنید و به تدریج آن را به اتاق خودش انتقال دهید. راه دیگری که پیشنهاد می شود تشویق کردن کودک است.تزئین اتاق و یا دادن جایزه به کودک یکی از این موارد است.به کودک خود وعده بدهید هر روز صبح که از خواب بلند می شود اگر در تخت خواب خودش باشد یک هدیه دریافت می کند. زمانی که کودک به خوابیدن در تخت خواب والدینش تمایل نشان می دهد مادر نباید این اجازه را به او داده و تلاش کند با استفاده از سرگرمیهای مختلف مثلاً خواندن شعر و یا تعریف کردن داستان مورد علاقه کودک، او را به اتاق خودش برگرداند.
      در ارتباط با سن جدایی رختخواب کودک از رختخواب والدین مانند سایر موضوعات تربیتی کودک، میان صاحب نظران اختلاف نظر وجود دارد و هر کدام از آنان سن خاصی را برای این کار تعیین می کنند. بررسی های ما نشان می دهد چهار سالگی سن مناسبی برای این کار می باشد. البته عوامل دیگری مانند تعداد فرزندان، مدل دلبستگی کودک به مادر، ارتباط عاطفی والدین و کودک در این میان تاثیر گذار هستند. با ذکر این مطلب، موضوع مورد نظر شما را بررسی می کنیم :
      ۱- از آنجا که کودک به خوابیدن در کنار والدین خود عادت کرده است، تغییر مکان خواب او برای کودک چندان خوشایند نیست، از این رو ممکن است این امر با مقاومت کودک روبرو شود و از کودک رفتارهای نامناسب دیده شود. برخی از والدین برای رهایی از ناراحتی های هنگام خواب ، در مقابل کودک کوتاه می آیند و او را در تمایلاتش برای خوابیدن در کنار خودشان آزاد می‌گذارند و احساس می‌کنند که این بهترین کار برای کودک است. اگر چه این کار برای یکی دو شب قابل توجیه است، مثلاً وقتی که کودک بیمار است یا روحیه نامناسبی دارد؛ اما در بیشتر موارد این عمل مناسب نیست و به کودک می آموزد که با کمی اصرار و بد اخلاقی می تواند (حتی بعد از بزرگ شدن) در کنار والدین خود بخوابد. (در اینجا مادر نقش اساسی دارد و نباید اسیر احساسات مادرانه خود شود).

      نکته ۲- به یاد داشته باشید تغییر مکان خواب کودک یک شبه ایجاد نمی شود و کودکی که نه سال در کنار والدین خود بوده به سادگی مکان جدید را نمی پذیرد، پس برای اینکه تغییر مکان کودک کمترین آسیب را به او برساند صبور باشید و در برابر رفتارهای او تحکمی عمل نکنید.

      نکته ۳- هیچ گاه برای ایجاد این عادت در کودک از تنبیه استفاده نکنید، این امر می تواند آثار بسیار منفی در کودک داشته باشد و حتی ممکن است کودک دچار اختلالات خواب شود.

      چه باید کرد؟
      ۱٫ هیچ گاه کودک خود را به تنهایی برای خوابیدن در اتاق خود نفرستید،زیرا این امر می تواند فشار روانی زیادی را به کودک متحمل کند. بهتر است که ده تا سی دقیقه قبل از خواب را به او اختصاص دهید. می‌توانید با او گفتگو یا بازی آرامی کنید یا برایش قصه بگویید یا کتاب بخوانید. هنگامی که چند صفحه به پایان داستان باقی مانده به او تذکر دهید که کم کم وقت تمام می‌شود و او می‌بایست بخوابد. از شوخی ها و بازیهای پر تحرک ، تعریف قصه‌های ترسناک و یا هر عملی که به هنگام خواب هیجان کودک را برانگیزد، اجتناب نمایید.

      ۲٫ یکی از شرایط برای جدا کردن اتاق خواب، ارتباط عاطفی با کودک است، بنابراین در طول روز با کودک خود ارتباط کلامی بر قرار کنید و در بازی های کودکانه او شرکت کنید. در این صورت کار شما برای جدا کردن او راحت تر خواهد بود.

      ۳٫ بهتر است والدین در اتاق خواب کودک حضور پیدا کنند تا کودک به خواب رود. حضور والدین در کنار او موجب آرامش روانی کودک می شود و به او این اطمینان را می دهد که اتاق خواب او وحشتی ندارد و هر زمانی که لازم باشد والدین در کنار او خواهند بود.

      ۴٫ چنانچه به هر دلیلی برای مدتی مجبور شدید که کودک را در کنار خود بخوابانید، به جای اینکه او را به اتاق خواب خود بیاورید، شما به اتاق او بروید و در کنار او (البته با فاصله) بخوابید.

      ۵٫بهتر است از جدا کردن مرحله به مرحله استفاده کنید. یعنی کودک در مرحله اول در رختخواب خود در اتاق والدین بخوابد، بعد رختخواب او به تدریج فاصله بیشتری از رختخواب والدین بگیرد تا آنکه به اتاق خودش منتقل شود.

      ۶٫ چنانچه کودک تا صبح چند بار از خواب بیدار می شود و می‌خواهد به رختخواب والدین برگشته و پیش آنها بخوابد، در اینجا مقاومت والدین به ویژه مادر نقش اساسی و مهم را دارد. در چنین موقعیتی مادر باید با آرامش و همراه با نوازش با کودک خود صحبت کند و او را متقاعد کند که به اتاق خود باز گردد. پس از آن مادر باید به همراه کودک به اتاق او برگردد و تا موقع خوابیدن کنار او باقی بماند. اگر مادر این روند را برای مدتی مانند یک ماه ادامه دهد اما تنها یک مرتبه به کودک اجازه خوابیدن در کنار خود را بدهد، تمام زحماتش از بین خواهد رفت.

      ۷٫ اتاق خواب او را با وسائلی که مورد علاقه او می باشد تزیین کنید و اتاق او را به محل خوشایندی برای او تبدیل کنید.

      ۸٫ با بیان خاطرات شیرین خود و یا دیگران از جدا کردن اتاق خوابتان در دوران کودکی و تعریف داستان هایی در این مورد، زمینه پذیرش را در او بالا ببرید.

      ۹٫ از او بخواهید احساس خود را بیان کند. زمانی که او احساس خود را بیان می کند احساس او را با تمام وجود بپذیرید و از تمسخر او هنگام بیان احساس پرهیز کنید.

      ۱۰٫ چنانچه کودک شما از تاریکی می ترسد، در اتاق او چراغ خواب قرار دهید.

      ۱۱٫ مقوایی(با رنگ جذاب) را در اتاق خواب او نصب کنید و عکس کودک خود را بر روی آن بچسبانید. با او قرار بگذارید که هر شبی که او جداگانه و در اتاق خود بخوابد، ستاره ای بر روی مقوا می چسبانید و زمانی که ستاره ها به ده عدد رسید برای او هدیه ای تهیه می کنید. به مرور زمان تعداد تشویق های خود را کاهش دهید تا این امر در درون او نهادینه شود.

      ۱۲٫ سعی کنید بسیار طبیعی با این موضوع برخورد کنید و از نشان دادن حساسیت زیاد نسبت به آن خودداری کنید.

      ۱۳٫از همین امشب شروع کنید و به یاد داشته باشید هر چه سن کودک افزایش پیدا کند، مشکلات شما در این مورد بیشتر می شود.

      • forough   میگوید:

        سپاسگذارم،بسیار مفید بود

  • عاشق   میگوید:

    سلام من و پسری به هم علاقه داریم اون ۲۰سالشه من ۱۷سال خونواده ایشون میگن هنوز زوده ولی بخدا ما طاقت نداریم چیکار کنیم؟

    • راهنما   میگوید:

      شما تازه در بین ۲۱ تا ۲۵ سالگی به بلوغ عاطفی میرسید و مطممئن باشید در اون سالها نظرتون با امروز بسیار تفاوت داره
      امروز شدیدا” تحت تاثیر احساساتید پس صبور باشید

  • نرگس   میگوید:

    با سلام من خواهر ۱۴ ساله ای دارم که مدتی دائم تا اتفاق کوچیک میوفته خوزنی میکنه با هر وسیله ی تیزی روی دستش خط های سطحی میاندازه که کاملن مشخص هدف خوو کشی نیست وقتی این موضوع رو از مدرسه مشاود زنگ زد گفت سر کلاس اینکارو کرده مشاور گفت به مادزم که اصلن به روی خودش نیاره ولی من نتونستم امروز دوباره متوجخ خط هایی روی دستش شدم و مجبور شدم بگ چرا اینکارو کردی تو که میدونی میخوایم برسم مهمونی آبرومون میره،خواهش میکنم من رو راهنمایی کنید که چه کار کنم

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      رفتار خودزنی و جرح خویشتن اگر همراه با یک سری رفتارهای دیگه باشه اختلال مرزی رو نشون میده که باید حتما درمان بشه و به روانشناس مراجعه کنید
      نشانه های شخصیت مرزی
      مرزی یکی از شایعترین انواع اختلالات شخصیت است و متاسفانه رو به فزونی است.افراد مبتلا به این اختلال، خودانگاره (خودپنداره ی) بسیار بی ثباتی دارند، روابط میان فردی شان نیز بسیار بی ثبات است. آنان معمولاً سابقه ی روابط شدید، اما پرآشوب دارند که معمولاً آرمانی کردن مفرط دوستان یا معشوق ها را شامل می شود اما بعداً به سرخوردگی و ناامیدی می انجامد.

      زمانی که فردی عصبی و افسرده است یا مشکل های روانی دیگری دارد، علائم معمولا برای هفته ها، ماه ها یا حتی سال ها یکنواخت باقی می ماند. با این حال افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ممکن است حملات عاطفی قوی را در عرض چند ساعت داشته باشند و بعد این حالت خاموش شود و دوباره بروز کند. این اختلال روانی جدی است و به درمان نیاز دارد چون می تواند بر روابط، عملکرد شغلی و حتی زندگی شخصی فرد تاثیر بگذارد و آن را مختل کند، اما خیلی ها ممکن است درست ندانند که علائم و نشانه های این اختلال شخصیت کدام است. اگر این نشانه ها را نمی شناسید، شما را با آنها آشنا می کنیم.

      روابط عاطفی ناپایدار
      یکی از علائم اصلی اختلال شخصیت مرزی این است که فرد روابط عاطفی فرار و ناپایدار حتی با خانواده و دوستان نزدیکش دارد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی به سرعت از احترام شدید و عشق فراوان به طرف مقابل تغییر موضع می دهند و نفرت و عصبانیت را جایگزین آن می کنند و دائم در این ۲ حالت در نوسان هستند. هر جدایی یا تغییر در برنامه روزمره و قابل انتظار می تواند یک واکنش شدید و احساس طردشدگی در فرد دچار اختلال شخصیت مرزی ایجاد کند.
      عصبانیت بی مورد

      موقعیت هایی که به وضوح از کنترل فرد خارج یا واقعا بی اهمیت است می تواند خلق و خوی فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی را زیر و رو کند. یکی از علائم رایج اختلال شخصیت مرزی خشم شدید نسبت به وضعیت خارج از کنترل است. برای مثال اگر والدین یا فرد نزدیک برای انجام کاری دور از خانه باشد فردی که دچار اختلال شخصیت مرزی است ممکن است از حس طردشدگی و انزوا دچار خشم و عصبانیت شود.
      احساس پوچی

      افراد با اختلال شخصیت مرزی وقتی فردی را که دوست دارند، برای یک روز یا حتی چند ساعت از آنها درو می شود، احساس انزوا و پوچی شدید و ناتوانی در مقابله با فقدان را تجربه می کنند. علائم اختلال شخصیت مرزی ممکن است شامل بی ارزشی ناشی از دور بودن یک دوست بدون توجه به دلیل آن باشد که می تواند حس پوچی و رهاشدگی را در فرد ایجاد کند.

      ترس از تنهایی

      ریشه عصبانیت فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی معمولا ترس شدید از تنهایی است. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اغلب ترس و خشم زیادی از احساس رها شدن و تنهایی پیدا می کنند، چه این رهاشدگی واقعی باشد چه فرضی. ترس از تنها بودن مشکل های جدی ای در روابط این افراد ایجاد می کند.
      صدمه زدن به خود
      علائم اختلال شخصیت مرزی می تواند بسیار شدید باشد و افراد مبتلا به آن معمولا با تصویر بدن و اعتماد به نفسشان مساله دارند. برای افراد با اختلال شخصیت مرزی اصلا غیرمعمول نیست که به خودشان صدمه نزنند. رفتارهای مخرب می تواند شامل ایجاد آسیب فیزیکی مانند بریدن قسمتی از بدن با چاقو باشد. آنها حتی ممکن است افکار خودکشی داشته باشند یا اقدام به خودکشی کنند که این مساله به توجه فوری پزشکی نیاز دارد.
      موفق باشید

  • tara   میگوید:

    سلام
    من در مورده حالات روحیم میخاستم مشاوره بگیرم… باید حضوری ویزیت کنید؟

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام

      در این مورد با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

    • dr-salary   میگوید:

      سلام

      در این مورد با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • razieh   میگوید:

    سلام خسته نباشید من میخوام یه مشاور حضوری داشته باشم ولی مشاور خوبی رو نمیشناسم میشه یه مشاور خوب از همدان به من معرفی کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      از مراکز شماوره داشنجویی داشنگاه همدان که مشاورین خوبی دارد استفاده کنید و همچنین
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • وحید   میگوید:

    سلام.من ۲۴ سالمه و مشکلم اینکه از بچگی وقتی توی یه جمعی می رفتم استرس میگرفتم و هنگام صحبت کردن دست و پام میلرزید.به همین خاطر همیشه از صحبت کردن تو جمع فرار میکردم.تازه داشتم یخورده پیشرفت میکردم که چند وقت پیش تو یه جمع حاظر شدم ولی تونستم فرار بکنم الان ایندقدر استرس گرفتم که یکی دو روزه حس میکنم دست و پاهام داره میلرزه عصبی شدم.مادرم من هم تقریبا اینطور ومن ادم پر تحرکی هستم و اکثر راهای که تو اینترنت گفته شده انجام دادم ولی درست نشده زندگیم مختل شده نه میتونم ادامه تحصیل بدم و نه شغلی پیدا کنم.
    بنده اهل همدانم و از شما خواهش می کنم کمک کنید مشکلم حل بشه.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز شما حتما باید مشاوره حضوری داشته باشید و انتظار معجزه نداشته باشید و بعد از مراجعه با گرفتن راه حل خا و تکنیک ها و عمل به اونها در زمان مشکلتون رو حل کنید و کمی باید صبور باشید .و بدونید صرف خواندن یک مطلب از هر جایی مشکلات ما را مرتفع نمی کند هر کس شیوه زندگی خاص خودش را دارد و مطابق با همان هم باید بررسی انفرادی شود
      خیلی از افراد این ضعف را درخود می بینند ولی بعد از مراجعه و آموختن تکنیک های جرات ورزی مشکلشون مرتفع شده و اصلا جای نگرانی وجود ندارد

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • وحید   میگوید:

    خیلی ممنون که راهنمایی کردین
    فقط اگه میشه یک جایی رو درهمدان معرفی کنید کمی هم مشکل مالی دارم.
    با تشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • مشاور   میگوید:

    با سلام
    دوست عزیز اگر ایشون مایل نیستند پیش روانشناس بیان باید خودتون حضوری تشریف ببرید تا راهکارهای لازم رو بگیرید
    و بدونید که اگر حالشون بهبود هم پیدا کنه برای تصمیم نهایی ازدواج حتما چندین جلسه مشاوره تشریف ببرید ضمن اینکه
    علت خودکشی برادرشون مهمه و اینکه ایشون به این شدت بهم ریختن هم حائز اهمیت است
    زندگی مشترک با اشنایی قبل از ازدواج هر چند سالها کاملا متفاوت است و باید دقیق بررسی کنید که مرتکب اشتباه نشوید

    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

    ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
    موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه