افسردگى چیست؟

افسردگى چیست؟

افسردگى یکى از رایجترین بیماریهاى روانى است که باعث مراجعه به روانپزشکان، روانشناسان و سایر متخصصان بهداشت روان می‌گردد.

در هر لحظه از زمان حداقل ١۵ تا ٢٠ درصد افراد بزرگسال جامعه ممکن است عوارض و نشانه‌هاى افسردگى شدید را از خود نشان بدهند و میلیونها نفر در هر لحظه در جهان تحت درمان افسردگى قرار می‌گیرند.

در زبان روزمره براى توصیف افسردگى از احساسات غمگینى، ناکامى، ناامیدى و شاید هم رخوت و بی‌حالى استفاده می‌شود. معمولاً مردم تصور می‌کنندکه افراد افسرده تن‌پرور،خودخواه و یا اهل تمارضند و سعى می‌کنند آنها را با عباراتى همچون «سعى کن خودت را جمع‌وجور کنی»

نصیحت نمایند . در طول زندگى همه ما دوره‌هاى کوتاه و بلند احساس داشتن غم، عدم خوشحالى و یا نظایر آن خصوصاً در هنگام از دست دادن همسر و یا نزدیکان ، هنگام کار و یا از دست دادن کار را تجربه می‌کنیم و همه ما قادر به مقابله با این حوادث هستیم.
احساس افسردگى معمولاً به عنوان «اندوه» و «سوگ یا داغدیدگی» شناخته می‌شوند. یعنى در موقعیتهایى که انتظار می‌رود شادی‌بخش باشد به احساس اندوه ختم می‌شود مثلاً در هواى بارانى ، پس از تولد فرزند، پس از نقل‌مکان به یک منزل جدید ، منازعه اى که در مصاحبت با دوست و یا همسر به‌وجود می‌آید. اما این احساس اندوه به‌سرعت با از بین رفتن موقعیت برطرف می‌گردد.

همچنین پس از از دست دادن یکى از نزدیکان ، پایان یافتن یک رابطه مهم ، معمولاً افراد چیزى را تجربه می‌کنند که سوگ نامیده می‌شود.
ویژگیهاونشانه‌هاى سوگ با افسردگى مشابه می‌باشد. این دو پدیده کاملاً طبیعى بوده و حتى فقدان آنها در هر فردى ممکن است در درازمدت براى فرد مضر باشد. در هر دو مورد پس از طى فرآیند مربوطه فرد به زندگى عادى خود بر می‌گردد. ولى در عده‌اى از ما این احساس داشتن غم براى زمان بیشترى ادامه پیدا کرده و احتیاج به مراقبتهاى ویژه بهداشتى ضرورت می‌یابد.

افسردگى کلینیکى درصورت ادامه داشتن می‌تواند منجر به بروز فعالیتهاى خطرناک اجتماعى مثل دست زدن به خودکشى و یا نظایر آن شود و این در واقع اقدامات فورى پزشکى و بهداشتى را طلب می‌کند.
اختلالات مربوط به افسردگى میلیون‌ها نفر را در سال مبتلا می‌کند. این عده هزینه بسیار سنگینى را بر خود، خانواده، جامعه و سیستم بهداشتى کشورشان تحمیل می‌کنند.

شواهد به‌دست آمده از علم عصب‌شناسى و ژنتیک و تحقیقات کلینیکى نشان می‌دهد که افسردگى در واقع یک اختلال در مغز می‌باشد . تکنیکهاى تصویربردارى مدرن از مغز روشن ساخته است که در افسردگى مدارهاى عصبى که مسؤول تنظیم افکار، خُلق، فکر کردن، خوابیدن، اشتها و رفتار هستند از حالت طبیعى خارج شده وارتباطات صحیحى بین این مناطق وجود ندارد.ازهمین شواهد بدست آمده دربه‌دست آوردن داروهاىمناسب استفاده شایانى می‌شود.

علائم و نشانه هاى افسردگى

علایم و نشانه ها

دو نشانه شاخص افسردگی که نشانه های کلیدی برای تشخیص محسوب می شوند در زیر آورده شده اند . هر دو این علائم باید دراکثر مواقع روز وجود داشته باشند.

۱- از دست دادن علاقه به امور روزمره طبیعی

شما علاقه و خوشحالی خود را در فعالیتهایی که قبلاً از آنها لذت می بردید از دست می دهید. این مورد « بی لذتی » نامیده می شود .

۲- خلق افسرده

شما احساس غم یا ناامیدی، بی فریادرسی می کنید و امکان دارد نوبت های گریه داشته باشید از دید پزشکان یا سایر مراقبین بهداشتی که افسردگی را تشخیص می دهند، علاوه بر موارد فوق بیشتر علائم و نشانه هایی که در زیر آورده شده اند نیز می تواند در بیشتر روزها و یا تقریباً هر روز، به مدت حداقل دو هفته در فرد وجود داشته باشند .

سایر نشانه‌هاى افسردگى شامل از دست دادن توجه و سرخوشى در فعالیتهاى روزانه، اختلال و تغییر عمده در اشتها و وزن بدن، اختلال در خواب به‌صورت کم‌خوابى یا پرخوابى، اختلال در تفکر و تمرکز فکر، وجود اضطراب و کندى حرکات، احساس بى ارزشى و یا احساس گناه، فقدان نیرو یا فقدان انرژى و خستگى، افکار تکرارشونده، مرگ و یا خودکشى می‌باشند.در زیر به برخی از آنها اشاره می کنیم:
– اختلالات خواب : خواب زیاد یا مشکلات حین خواب می تواند علامتی باشد مبنی بر اینکه شما افسرده هستید. بیدار شدن در نیمه شب یا صبح زود و ناتوانی در به خواب رفتن دوباره معمول هستند .

– اختلال در فکر کردن یا متمرکز شدن :ممکن است برای تمرکز کردن یا تصمیم گرفتن دچار زحمت شوید و مشکلاتی با حافظه خود داشته باشید .

– کاهش وزن یا وزن گیری قابل توجه : کاهش یا افزایش وزن و وزنگیری یا کاهش وزن بدون توجیه می تواند نشاندهنده افسردگی باشد .

– پرخاشگری یا کاهش حرکات بدن:  ممکن است بی قرار، پرخاشگر، تحریک پذیر و زود رنج به نظر برسید. یا ممکن است اینطور به نظر برسد که کارهایتان را با سرعت آهسته انجام می دهید و به سوالات به آهستگی و با صدای یکنواخت پاسخ می دهید .

– خستگی : ممکن است احساس کسالت وفقدان انرژی را تقریباً هر روز داشته باشید . ممکن است صبح هنگام به اندازه زمانی که در شب قبل به رختخواب می رفتید احساس خستگی کنید .

– اعتماد به نفس پایین : ممکن است احساس بی ارزشی کنید و احساس گناه شدید داشته باشید .

– کاهش علاقه به فعالیت جنسی : اگر پیش از ظهور افسردگی از نظر جنسی فعال باشید، ممکن است کاهش قابل توجهی در سطح علاقه خود به داشتن ارتباط جنسی احساس کنید .

– افکار مرگ : ممکن است دیدگاه منفی نسبت به خود ، موقعیت خود و آینده خود داشته باشید . ممکن است افکار مرگ، مردن و خودکشی داشته باشید .دانشمندان ارتباط نزدیکى بین خودکشىوافسردگى ذکر می‌کنند به‌طوریکه دوسوم بیماران افسرده به خودکشى فکر می‌کنندو ١٠ تا ١۵ درصد آنها به زندگى خود خاتمه می‌دهند.

افسردگی می تواند شکایات جسمی گسترده ای را نیز مانند خارش عمومی، تاری دید، افزایش تعریق ، دهان خشک ، مشکلات گوارشی ( سوء هاضمه ، یبوست و اسهال ) سردرد و کمر درد ایجاد نماید .

کودکان ، نوجوانان و بالغین ممکن است به طور متفاوتی به افسردگی واکنش دهند . در این گروهها ممکن است نشانه ها اشکال مختلف داشته باشد یا با دیگر وضعیتها پوشانده شود .

اگر یک بیمار ۵ مورد از علائم بالا را به‌مدت ۲ هفته مداوم داشته باشد به اختلال افسردگى شدید (عمده) مبتلا می‌باشد . مطالعات اخیر در ایالات متحده آمریکا نشان می‌دهد که افسردگى سردسته علتهاى ناتوانى در انسان به‌شمار می‌رود . چنین مطالعات آمارى در بقیه کشورها نیز موجود می‌باشد.

انواع افسردگى

از افسردگى تقسیم‌بندى متعددى شده است که چند نوع مهم آن عبارتند از:

۱- افسردگی اساسی  :

این نوع افسردگی اختلال در خلق میباشد که معمولا ۲ هفته بطول می انجامد. احساس دلتنگی و حزن مفرط و از دست دادن میل و لذت از فعالیتهای دلپذیرو احساس گناه و بی ارزشی از نشانه های آن میباشد. این نوع افسردگی خطرناک بوده و میتواند به خود کشی منجر گردد.این نوع افسردگی می تواند باعث کم خوابی، تغییر اشتها، خستگی شدید و مشکل شدن تمرکز شود . افسردگی شدید می تواند خطر خودکشی را افزایش دهد.نشانه‌ها و رفتارهاى عمیقى است که عملکرد شغلى، روابط بین فردى و رفتارهاى اجتماعى را تحت تأثیر قرار داده و شخص را به‌طور کلى از محیط خود دور می‌سازد.

۲- افسردگی مزمن: اختلال افسرده خویى (Dysthymia)

این اختلال خفیف‌تر از افسردگى شدید (عمده) می‌باشد و با خلق افسرده (تحریک‌پذیر در کودکان و نوجوانان) همراه است که در بخش عمده روز دوام دارد و اکثر روزها وجود دارد . نوع خفیف تر اما مداوم تر افسردگی است . این نوع حداقل دو سال و اغلب بیش از ۵ سال دوام می آورد . علایم و نشانه ها معمولاً ناتوان کننده نیستند و دوره های دیس تایمی می تواند با دوره های کوتاه مدت احساس طبیعی بودن جا به جا شود. ابتلا به دیس تایمی شما را در خطر بیشتر برای افسردگی اساسی قرار می دهد . شدت علایم آن ازافسردگی اساسی کمتر بوده اما دوره آن طولانی و ممکن است و ۲ الی ۵ سال بطول انجامد. علایم آن معمولا ناتوان کننده نمیباشد اما در عملکرد مناسب و احساس خوشایندی فرد تاثیر گذار است.
معمولاً مردم این افراد را به‌عنوان افرادى بداخلاق، ترشرو و ملال‌آور تلقى می‌کنند. این گروه قادر به برقرارى ارتباط بین فردى مناسب با دیگران نیستند و افرادى جدى، کج‌خلق و درونگرا هستند.

۳- اختلال افسردگى جزئى (Minor Depression)

در این اختلال علائم افسردگى با شدتى کمتر از دو مورد فوق و با دوره‌هاى محدودتر همراه است. این نوع افسردگى در همه گروههاى سنى دیده می‌شود و تأثیر کمترى درزندگى فرد می‌گذارد.

۴- اختلال دو قطبی:

به تغییرات غیر قابل پیش بینی خلق از شیدایی تا افسردگی اختلال دو قطبی میگویند . در یک    زمان فرد رفتار برونگرایی مفرط ، پر حرفی ، خود بزرگ بین از خود بروز میدهد و در دوره ای دیگر افسرده میگردد. بعضی افراد مراحلی از افزایش خلاقیت و نوآوری در طی مرحله شیدایی دارند. تعداد حملات هر حمله در هر یک از قطبها ممکن است مساوی نباشد . بعضی افراد ممکن است چندین حمله افسردگی

پیش از مرحله شیدایی داشته باشند یا بالعکس

۵- اختلال در سازگاری:

هرگاه انسان عزیزی را از دست میدهد، شغلش را از دست داده و یا تغییر میدهد، و یا آگاه میگردد که بیماری لاعلاجی دارد کاملا طبیعی است که احساس استرس، اندوه و خشم میکند. اما در نهایت امر افراد خود را با شرایط پدید آمده وفق میدهند. اما برخی قادر به چنین عملی نمیباشند. هنگامی که واکنش فرد به یک موقعیت و یا حادثه سبب افسردگی در وی میگردد به آن اختلال در سازگاری میگویند.

۶- افسردگی فصلی:

برخی افراد از علائم افسردگی ناشی از تغییر فصل در پاییز و زمستان رنج میبرند.علائمی که در فصل های دیگر مانند بهار و تابستان فروکش کرده و دیده نمی شود.به این علائم(S.A.D) یاSEASONAL AFFECTIVE DISORDER یا افسردگی وابسته به فصل(افسردگی فصلی) می گوییم. در واقع (SAD) به اختلالات خلقی گفته می شود که به دلیل تغییرات طول مدت روز در فصل های مختلف به وجود می آید.

(SAD) برای اولین بار در سال ۱۸۴۵ مورد بررسی قرار گرفت و نهایتا در اوایل سال۱۹۸۰ به این اسم نام گذاری شد.

از آنجا که نور خورشید در فصل های مختلف بروی فعالیت حیوانات می تواند تاثیراتمتفاوتی داشته باشد(مانند خواب زمستانی و دوره های باروری (، SAD هم ممکن است ناشی از تغییرات طول روز و شدت نور در فصول مختلف باشد.

افسردگی در فصل پاییز و زمستان مربوط به ترشح هورمون ملاتونین است که “هورمون وابسته به خواب” نیز نام دارد و در تاریکی و هنگام خواب شبانه بیشترین میزان ترشح را دارد.

متناسب با تغییرات فصل، تغییراتی در ساعت بیولوژیکی بدن بوجود می آید. این تغییرات در روشنایی و نور ناشی از تغییر فصل هر چند که جزئی باشد، می تواند باعث عدم تطابق ساعت فیزیولوژیکی بدن با برنامه روزانه شخص شود.

شایع ترین ماه هایی که می تواند منجر به تغییرات فصلی و افسردگی شود ، دی و بهمنماه می باشد و بیشتر افراد مبتلا را خانم های جوان تشکیل می دهند.

در این اختلال علائم شایع افسردگی مانند تغییرات خلقی، پرخوری، افزایش وزن، افزایش میزان خواب دیده می شود. همچنین تمایل به مصرف مواد غذایی قندی و نشاسته ایافزایش می یابد. قابل توجه است که این علائم در فصل های بهار و تابستان بهبود کاملمی یابند.

عوامل بوجود آورنده ی این اختلال:

این اختلال افسردگی در فصل پاییز و زمستان مربوط به ترشح هورمون ملاتونین از غدهپینه آل در مغز است. این هورمون که “هورمون وابسته به خواب” نیز نام دارد، درتاریکی و هنگام خواب شبانه بیشترین میزان ترشح را دارد. بنابراین در پاییز و زمستانکه طول روز کوتاه و طول شب بلند می شود، میزان ترشح این هورمون در بدن افزایش می یابد و در فرد ایجاد علائم افسردگی می کند.

درمان افسردگی فصلی:

محققان دریافته اند که فتوتراپی(نور درمانی) می تواند از ترشح بیش از حد ملاتونین در بدن جلوگیری کند. اغلب افراد به این درمان پاسخ می دهند.

این شیوه ی درمان شامل نور سفید فلوروسنت است که بر صفحه فلزی انعکاس داده میشود و شخص در مقابل این نور، با چشمان باز بدون نگاه مستقیم به نور قرار می گیرد.از این شیوه درمانی به مدت نیم الی دو ساعت در روز استفاده می کنند.

البته در موارد خفیف بیماری، قدم زدن در نور آفتاب به تنهایی می تواند شخص را دربهبود بیماری کمک کند. طی یک بررسی دریافته اند کهیک ساعت قدم زدن در نور آفتاب به اندازه دو ساعت قرار گرفتن در مقابل نور سفید فلوروسنت می تواند در بهبود بیماری موثر باشد.

اگر فتوتراپی موثر واقع نشود (که البته درصد کمی را شامل می شود)، می توان ازداروهای ضد افسردگی در درمان بیماری کمک گرفت. البته عوارض ناشی از مصرف داروهای ضد افسردگی  را نباید فراموش کرد.

۷- اختلال افسردگی پیش از قاعدگی

این نوع افسردگی در زنان و پیش از دوره قاعدگی رخ می‌دهد و با بی‌ثباتی خلق، اضطراب، افزایش خستگی‌پذیری، عدم تمرکز، تغییرات اشتها و خواب، سردرد و موارد دیگر همراه است . همه این علائم در دوره قاعدگی از بین می‌روند.

علل افسردگى

علل افسردگى ترکیبى از عوامل ژنتیکى ، بیولوژیکى ومحیطى (روانى ـ اجتماعی) می‌باشد.

در بسیارى از مردم نیز، علت افسردگى ناشناخته باقى می‌ماند . به‌طور کلى مشخص شده است که افسردگى در نتیجه یکسرى از فعل و انفعالات شیمیایى در مغز اتفاق می‌افتد.
این فعل و انفعالات که نورو ترانسمیتر نامیده می‌شود در تمامى اعمال و رفتارهاى بدن به‌طور بیولوژیکى وجود دارد.

عوامل ژنتیکى

ثابت شده است که در بعضى از اقوام و خانواده‌ها افسردگى شایعتر بوده ولى وجود یک فرد افسرده در یک خانواده لزوماً دلیل بر وقوع این امر در بقیه اعضاء خانواده نمی‌باشد. اما هرچه درجه خویشاوندى نزدیکتر باشد، به همان نسبتآسیب ‌پذیرى براى افسردگى بیشتر می‌شود.

عوامل بیولوژیکى

تغییرات زیستى متعددى در مغز افراد روى می‌دهد. این تغییرات شامل تغییر در ارتباطات عصبى سیستم غدد درون‌ریز و هورمونها، تغییر در سیستم انتقال‌دهنده‌هاى شیمیایى و تغییر در فعالیتهاى الکتریکى مغز است.

عوامل محیطى (روانى – اجتماعی)

فاکتورهاى استرس‌زاى اجتماعى و روانى به‌عنوان ریسک فاکتورهاى بروز افسردگى شناخته می‌شوند.

استرس در فرم فقدان یکى ازاقوام نزدیک مثل پدرو مادر و دوستان به‌عنوان ماشه‌اى براى بروز افسردگى در افراد آسیب‌پذیر، به‌شمار می‌رود. به‌طور کلى تحقیقات ژنتیک ثابت کرده است که عوامل استرس‌زاى محیطى فرصت بروز آسیب‌پذیرى یک ژن بخصوص را افزایش داده و آنها را به سوى یک بیمارى پیشرفته افسردگى هدایت می‌کند.

با این حال در برخى از افراد این افسردگى بدون عوامل استرس‌زاى محیطى به‌وجود می‌آید. تحقیقات دیگرى در این زمینه مشخص کرده است که عوامل استرس‌زا در قالب ایزوله بودن در اجتماع و یا محرومیت دوران کودکى منجر به تغییرات پایدار در فعالیت مغز شده و باعث افزایش حساسیت نسبت به بروز علائم افسردگى می‌شود.

٭ رویدادهاى زندگى و استرسهاى محیطى:

استرسها و موقعیتهاى زندگى می‌توانند نقش اولیه را در ایجاد افسردگى داشته باشند، هر چند که در این مورد اختلاف‌نظر بین دانشمندان وجود دارد.

عده‌اى معتقدند که سوگ و از دست دادن عزیزى می‌تواند منجر به افسردگى گردد. مطالعات نشان داده است که مرگ همسر بیشترین نقش را به عهده دارد. همچنین به دنیا آوردن فرزند، بازنشستگى، یائسگى و استرسهاى عمده دیگر می‌توانند در ایجاد افسردگى نقش عمده داشته باشند.

٭ عوامل شخصیتى:

همه افراد با تیپها و خصوصیتهاى شخصیتى مختلف ممکن است دچار افسردگى گردند، اما افرادى با انواع شخصیتى وسواس، و شخصیت نمایشى بیشتر ممکن است دچار افسردگى گردند.

٭ عوامل یاد گرفته شده:

بر اساس این عامل ارتباطات اجتماعى ناخوشایند که منجر به ارزیابى منفى فرد از خود می‌شود باعث ایجاد افسردگى است. زیرا این افراد با توجه به خصوصیات خاص خود نمی‌توانند محبت، همدردى و ارتباط عاطفى لازم را از دیگران به دست آورند.

بنابراین این افراد هم در مورد خودشان ارزیابى منفى داشته و هم دیگران را صادق نمی‌دانند و به‌تدریج آزرده و ناکام شده و افسردگى در آنان پدید می‌آید.

٭ تفکر منفى:

افرادى که داراى افکار منفى در مورد خود ، زندگى و آینده هستند ، دچار افسردگىمی‌گردند . این افراد به جنبه منفى هر چیزى فکر می‌کنند و به نقایص خود خیلى توجه نموده و بطور مداوم خودشان را با دیگران مقایسه می‌کنند. نکته مهم اینکه این افراد هر نوع اطلاعات را سوء تعبیر می‌کنند.

مصرف داروها

٭ بعضى از داروها مثل داروهایى که در تنظیم فشار خون بالا مصرف می‌شوند و داروهاى خواب آور باعث به‌وجود آمدن افسردگى می‌شوند.

٭ کمبود مواد غذایى مثل کمبود اسید فولیک و بعضى ویتامینها مثل ب١٢ باعث کاهش اثرات داروهاى ضداضطراب شده و درمان را با مشکل روبرو می‌کند.
٭ اعتیاد به بعضى از داروها، مواد مخدر و یا الکل باعث به‌وجود آمدن افسردگى می‌شود.

درمان افسردگى

درمان دارویی:

اکثر مطالعات پزشکان حاکى از آن است که ترکیب روان درمانى و دارو درمانى موثرترین درمان براى اختلالات افسردگى است. آنچه که انقلابى در درمان بیماریهاى افسردگى بیان کرده و تأثیرى نمایان بر سیر آنان نهاده و هزینه اجتماعى این بیماریها را کاسته، رهیافتهاى دارو درمانى بوده است.
از چهل سال بیش درمانهایى موثر و مشخص مثل داروهاى سه حلقه‌اى براى اختلالات افسردگى فراهم شده است مثل:

ایمى پیرامین (Imipiramine)

آمی‌تریپ تیلین (Amitriptyline)

نورتریپ تیلین (Nortriptyline)
نخستین علائمى که پس از مصرف این داروها بهبود می‌یابد خواب و اشتها است که پس از حدود ۲ هفته شروع می‌شود. پس از حدود ۳ تا ۶ هفته علائم عمده بهبودى افسردگى بروز می‌نماید.

دسته دیگر داروها که انقلابى جدید و عمده براى درمان بر پا کرده است. مهارکننده اختصاصى باز جذب سروتونینها (SSRT) از قبیل فلوکستین       ( Fluxetine) و سیتا لوپرام (Citalopram) است.
به جرأت می‌توان گفت که هنوز در غرب، فلوکستین یکى از پر مصرفترین داروهاى رایج است. از عوارض جانبى این داروها سرآسیمگى، ناراحتى گوارش و تهوع می‌باشد.
در عین حال داروهاى اخیرSSRTمثل فلوکستین و سیتالوپرام از کمترین میزان عوارض جانبى در میان داروهاى فوق برخوردار است.

درمان غیردارویی

١ـ نور درمانى

این نوع درمان براى معالجه افسردگى فصلى به‌کار برده می‌شود. اما اگر افسردگى فصلى شدید باشد نور درمانى باید با دارو درمانى همراه گردد.

۲ـ شوک درمانى (ECT)

این شیوه در موارد زیر براى درمان بیماران افسرده به‌کار می‌رود:
٭ افسردگى بیمار با درمان دارویى از بین نرفته باشد.
٭ بیمار قادر به تحمل داروهاى ضدافسردگى نباشد.
٭ بیمارى چنان شدید باشد که به بهبود سریع نیاز باشد مثلاً بیمار افکار خودکشى خیلى شدید داشته باشد.

در این روش جریان الکتریکى را به سر شخص وارد می‌کنند و یک حمله تشنجى ایجاد می‌شود.ECTبی‌خطر و بدون درد بوده و میزان عارضه آن کم و در حافظه کوتاه‌مدت می‌باشد.

۳ـ روان درمانى

این نوع درمان شامل درمانهایى است که از دارو استفاده نمی‌شود. موارد زیر از جمله موفقترین شیوه‌هاى روان درمانى در درمان افسردگى است:

شناخت درمانى، روان درمانى بین فردى، رفتار درمانى، روانکاوى و روان درمانى خانواده.

۴- درمانهاى گیاهى و غذایى

بسیارى از فرآورده‌هاى گیاهى که در ایالات متحده آمریکا در دسترس عموم است جهت درمان بیمارى افسردگى به‌کار می‌رود.
نوع خاصى از مخمر آبجو بنام’s Wort St. Johnبا عوارض جانبى پایین در این زمینه شناخته شده و در درمان فرم خفیف تا متوسط افسردگى کاربرد دارد. در کشورهاى دیگر مثل هند و سریلانکا، برگ گیاه برگاموت را بصورت اسانس در چاى وارد کرده و در درمان افسردگى به‌کار برده‌اند.

به‌نظر می‌رسد که آمار افسردگى در ایالات متحده آمریکا رو به افزایش است. دلیل قطعىآن ناشناخته است ولى می‌تواندبه علت تغییراتى دراسترس روزانه ساختار اجتماعى افراد، تغییرات ژنتیکى، تشخیص پیشرفته و اصلاح شده و یا تغییراتى در رژیم غذایى افراد باشد.

تغییرات دررژیم غذایى افراد میدان وسیعى براى تحقیقات دانشمندان می‌باشد. از آنجائیکه بعضى از مواد غذایى به ‌طور مستقیم در ساختمان سروتونینها (یک واسطه شیمیایى که در ایجاد افسردگى نقش بسیار قابل ملاحظه‌اى دارد) به‌کار می‌رود ، می‌توان این گونه نتیجه گرفت که مصرف این مواد غذایى از جمله ماهى و روغن ماهى نقش بازدارنده‌اى در ایجاد افسردگى دارند. بعضى از دانشمندان با مصرف زیاد روغن ماهى (روغن امگا۳)در افراد داوطلب و مقایسه آن با افرادى که آن را مصرف نکرده‌اند، به این نتیجه رسیده‌اند که هر چقدر مصرف امگا۳ (روغن ماهی) در جوامع بیشتر باشد افسردگى  به حداقل آن خواهد رسید.

همچنین نشان داده شده است که مصرف روغن ماهى در ایجاد بقیه بیماریهاى روانى نقش بازدارنده‌اى نیزدارد.قبلاً نیز نقش بازدارنده روغن ماهى درایجاد بیماریهاى قلبى و عروق ثابت شده بود.

افسردگى در گروههاى مختلف

افسردگى در دانشجویان¤

دانشجویان از هوشمندترین و مستعدترین اقشار هر جامعه بوده وآینده سازان هر کشور هستند . از این رو توجه به سلامت روانى آنان از اهمیت ویژه‌اى برخوردار است ، زیرا دانشجویان هنگامى می‌توانند آفرینشگر،فعال و سازنده باشد که شاداب ، امیدوار و متعهد باشد.

افسردگى یکى از شایعترین اختلالات روانى است که با علائم کاهش انرژى و علاقه،احساس گناه،اشکال درتمرکز، بىاشتهایى وافکارمرگ وخودکشى در    شخص همراه است.ازعلائم شاخص افسردگى کاهش انرژى، بى حوصلگى و عدم تمرکزمى باشد ، که در افرادى که داراى فعالیتهاى فکرى هستند . بخصوص دانشجویان منجر به بروز اختلال در امور تحصیلى و شغلى، اشکال در تکمیل تکالیف ، و کاهش انگیزه براى انجام طرحهاى تازه مى گردد.

میزان افسردگى دانشجویان می‌تواند به عنوان شاخص اساسى سلامت روانى آنان به شمار آید، بنابراین دانشجوى مبتلا به اختلال افسردگى ممکن است علاقه به اموردرسى و آموزشى را از دست بدهدواحساس پوچى وبى ارزشى و بى اهمیتى به وى دست دهد.لذا درچنین شرایطى نمى توان تلاش ذهنى هدفمند وجهت‌دار و در عین حال خلاق را از آنها انتظار داشت. همچنین به معیارهاى این گروه سنى یعنى توانمندى، سلامتى، هوش، جذابیت و … بى علاقه شده و احساس ناتوانى مى کنند.

از طرف دیگر در توانایى تحلیل که لازمه فعالیتهاى آموزشى است دچار ضعف عمده مى گردند،که منجر به نارضایتى از خود در جوان دانشجو گشته و باعث شدت بیمارى مى گردد.

مطالعات زیادى در مورد شیوع افسردگى در دانشجویان صورت گرفته است. در اینجا به نتایج بعضى از مطالعات انجام شده در ایران اشاره می‌شود که بر اساس یافته هاى یکى از این مطالعات، حدود ٣/٢١ دانشجویان مورد مطالعه مبتلا به افسردگى خفیف تا متوسط بوده اند.

این  میزان در  بین دانشجویان  دختر ٢/٢٢ درصد و  دانشجویان  پسر ۴/١٧ درصد گزارش شده است (کوشان و واحدیان، ١٣٧٣). این مطالعه هم چنین نشان داده است که در بین دانشجویان مجرد (١/٢٢ درصد) افسردگى بیشترى نسبت به دانشجویان متاهل (٢/١٩ درصد) وجود داشته است.

همچنین احمدى (١٣٧١)، در مطالعه خود بر روى دانشجویان علوم پزشکى اهوازنتیجه گرفت که ۵٢ درصد دانشجویان زن و ٣٨ درصد دانشجویان مرد دچارافسردگى خفیف تا شدید هستند . در این مطالعه میانگین افسردگى دانشجویان مجرد ۴٢/١٠ درصدودانشجویان متاهل ٩٧/٧ درصد گزارش شده است.یافته‌هاى این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که ١١ درصد دانشجویان مرد و ٢٠ درصد دانشجویان زن نسبت به آینده ناامید بودند . علاوه بر آن ٨ درصد دانشجویان ‌مردو ٧ درصد دانشجویان زن داراى افکار خودکشى بودند.

شایعترین مشکلاتى که در این مطالعه توسط خود دانشجویان نیز مطرح شده است شامل:

حجم زیاد دروس پزشکى، فعالیتهاى زیاد در بخشهاى بالینى، وجود دروس غیر ضرورى، طولانى بودن دوره تحصیل پزشکى، کافى نبودن امکانات رفاهى، کم بودن مدت زمان استراحت، کشیکهاى زیاد و انتظارات بیش از حد برخى از کادر پزشکى از دانشجویان می‌باشد

شایعترین علائمى که خود دانشجویان درمطالعات مختلف گزارش نمودند شامل موارد زیر مى شود: بى حوصلگى، کاهش قدرت تمرکز و یادآورى، احساس از دست دادن علاقه،احساس غمگینى، کاهش توانائیهاى جسمانى،نا امیدى نسبت به آینده، سخت بیدار شدن در صبح، احساس خستگى دائم، خسته کننده بودن کارهاى روزمره.

در نتیجه با توجه به اثرات ناخوشایند ومخرب بیمار افسردگى در روند زندگى و عملکرد قشر جوان و دانشجو توصیه مى شود که با مشاهده علائم اولیه که در این سایت ارائه شده است براى فعالیتهاى درمانى و جلوگیرى از شدت علائم اقدام نمایند.

¤ افسردگى در کودکان و نوجوانان

مطالعات وبررسیهاىانجام شده نشان داده است که افسردگى درکودکان و نوجوانان نیزوجود دارد که باافسردگى دربزرگسالان شباهت دارد.

تفاوت عمده افسردگى در کودکان و نوجوانان با بزرگسالان در دو مورد است: به جاىخلق افسرده ممکن است در کودکان ونوجوانان خلق تحریک‌پذیر باشد، و نرسیدن به وزن مورد انتظار (کاهش و یا افزایش وزن) در آنها دیده شود.

کاهش اعتماد به نفس، بی‌تفاوتى، سطح پایین انرژى، گوشه‌گیرى اجتماعى، آشفتگیهاى خوردن و خوابیدن، دیدگاه بدبینانه آشکاردرمورد آینده و اعتقاد و اقدام به خودکشى از دیگر علائم و نشانه‌هاى افسردگى در این گروه سنى می‌باشد . در نوجوانان رفتارهاى ضداجتماعى و منفی‌کارانه ، مصرف الکل و دارو و مواد مخدر ممکن است مشاهده گردد.

افسردگى درکودکان ونوجوانان بیشترازبقیه سنین با خودکشى همراه می‌باشد. فقط در سال ١٩٩۶ خودکشى به‌ عنوان سومین عامل مرگ و میر در افراد ٢۴-١۵ ساله و چهارمین علت مرگ و میر در افراد ١۴-١٠ سال بوده است. علاوه بر عوامل ژنتیک و فیزیولوژیک چندین عامل استرس‌زاى اجتماعى می‌تواند بر خلق کودک تاثیر بگذارد ، از قبیل ناهماهنگ بودن و آشفتگى در خانواده، طلاق، مورد آزار و بی‌توجهى واقع شدن، شکست تحصیلى، وضعیت اجتماعی و اقتصادى ضعیف و داغدیدگى.
اختلال افسردگى در کودکانى که قبل از سن مدرسه هستند بسیار نادراست. اما در ۲ درصد بچه‌هاى دبستانى اختلال افسردگى شدید (عمده) شیوع دارد و این میزان براى نوجوانان حدود ۵ درصد در جامعه می‌باشد.
مطالعات معدودى وجود دارد که دلالت بر مفید بودن داروهاى ضدافسردگى در کودکان و نوجوانان داشته باشد. مصرف داروهاى ضدافسردگى در این گروه سنى بر پایه استانداردهاى درمانى بالینى استوار است.
یک تحقیق به‌طرز روشنى گفته است که فلوکستین Fluxetin( داروى بسیار مؤثرى در درمان افسردگى در کودکان و نوجوانان مى باشد. )

به‌نظر می‌رسد که درمان دارویى همراه با روشهاى مخصوص روان درمانى درکودکان ونوجوانان ارزش بسیارى داشته و پیشگیرى مؤثرترى در خودکشى آنان در سنین بعدى مى باشد، بخصوص روان‌درمانى خانواده براى آموزش به خانواده در مورد اختلالات افسردگى مهم و ضرورى است.

افسردگى در افراد مسن¤

در سالهاى اخیر حدود ۲ درصد افراد بالاى ۶۵ سال، به غیر از افرادى که در آسایشگاه نگهدارى می‌شوند ، از افسردگى رنج می‌برند. تحقیقات ثابت کرده است که درمان و تشخیص این افراد از اهمیت زیادى برخوردار است.
خودکشى در میان افراد مسن‌تر بیشتر از بقیه سنین شایع بوده و از این نظر قابل توجه می‌باشد. مطالعات نشان می‌دهد که سطح اقتصادى ـ اجتماعى پایین، از دست دادن همسر، بیمارى جسمى همزمان، کناره‌گیرى اجتماعى و بازنشستگى با افسردگى سالمندان رابطه دارد.
علائم عمده افسردگى در سالمندان شامل کاهش نیرو و تمرکز، اختلال خواب، کاهش اشتها و وزن ، شکایات جسمى ، احساس بی‌ارزشى ، بدبینى، اختلال حافظه و خودکشى می‌باشد.

خانمها و افسردگى ¤

افسردگى نزد بانوان چیزى حدود ۲ برابر بیشتر از آقایان دیده می‌شود . در طول زندگى حداقل ٢٠ درصد بانوان حداقل یک بارتجربه افسردگى کوتاه مدت راداشته‌اند.اگرچه به نظرمی‌رسدکه افسردگى ارتباط تنگاتنگى با سن یائسگى دارد.

ولىدرحقیقت این سنین بارورىوسنین قبل ازیائسگى هستندکه بیشترین میزان آمارافسردگى دربانوان راتشکیل می‌دهند.ازطرفى آنالیزهاى آمارى افسردگى در بانوان نشان می‌دهد که استرسهاى متفاوت ، زایمان، تفاوتهاى هورمونى، نقشهاى اجتماعى ورفتارهاى مورد انتظار از زنان بیشتر از مردان روان آنها را به سمت بیمارى افسردگى سوق می‌دهد.

افسردگى پس از زایمان همچنین بیمارى شایعى در میان بانوان بوده و جستجوها و مطالعات در پى علت دقیق آن می‌باشند.

افسردگى پس از وضع حمل چیست؟

افسردگى پس از وضع حمل نوعى از افسردگى است که پس از تولد نوزاد رخ مى دهد.

نوع اول:

شایع ترین نوع آن یک افسردگى ملایم است که اغلب به آن «حزن» می گویند و در ۵۰درصد زنان اتفاق مى افتد. مادرى که دچار این نوع افسردگى است اغلب احساس تنش، اضطراب  و فرسودگى مى کند، بسیار عاطفى است و گاه بدون هیچ دلیل خاصى مى گرید . این افسردگى  از روزهاى آغازین زایمان شروع مى شود و گاه تا چندین روز دوام مى یابد و بعد از آن به سرعت برطرف مىشود.

این وضعیت دلیلى براى نگرانى ندارد، رفتارهاى حمایتگرانه و دادن اطمینان .مجدد به خصوص از سوی همسر ، به درمان این افسردگى کمک مى کند

نوع دوم:

حدود ۱۰ درصد زنان پس از زایمان دوران شدیدترومستمرترىاز افسردگى را تجربه مى کنند (دوره هایى از خلق افسرده طولانى، بى اشتهایى، اختلال هاى خواب). این ناراحتى معمولاً درهفته سوم زایمان و یا بعدازآن شروع مى شود و ممکن است چند ماه دوام بیاورد . اقدامات درمانى نظیر روان درمانى  مصرف داروهاى ضدافسردگى  معمولاً بسیار مفیدند.

نوع سوم:

این نوع اختلال نوعى روان پریشى است که در ۱ تا ۳ نفر از هر هزار زن زایمان کرده بروز مى کند. این اختلال به یک باره و در فاصله کمى از زایمان آشکار مى شود (در ۴۰ درصد موارد تا روز هفتم پس از زایمان). این حالت موقعیت خطیرى را پدید مى آورد که با توهم، هذیان و ابهام به همراه است.

رفتار و روان فرد افسرده متشنج و آشفته است و اغلب باورهاى غیرعادى و ناراحت کننده اى در مورد خود و یا نوزادشان دارند. چنین افرادى به کمک ویژه از طرف یک روانکاو احتیاج دارند. درمان رایج براى این وضعیت استفاده از دارو و یک دوره کوتاه بسترى شدن در بخش مخصوص مادران و نوزادان است. در برخى از موارد درمان با استفاده از تشنج الکتریکى صورت مى گیرد.

عوارض افسردگى پس از وضع حمل چیست؟

افسردگی درزنان یک رشته از عوارض را توصیف مى کنند که در پایین شرح آنها آمده است.

احساسات یا عواطف

– احساس غمگینى، اضطراب و نومیدى

– حس بى ارزش بودن

– حس رنجیدگى و خشم

– حس گناه، تشویش، دلواپسى و دست پاچگى

– بیش از حد گریه کردن و یا ناتوان از اینکه گریه کند

فیزیکى یا جسمى

–  بىحالى  و فرسودگى

– دشوارى در خوابیدن

– بى علاقگى به داشتن رابطه جنسى

– تغییر اشتها . بیش از حد خوردن یا به اندازه کافى نخوردن

رفتارى

– از دیگران اجتناب کردن و عدم تمایل به بیرون رفتن

– اجتناب از انجام کارهایى که از انجام آنها لذت مى بردند

– انجام ندادن تکالیف و وظایف و یا بالعکس انجام کارهاى توان فرسا

– به تعویق انداختن تصمیمات

– جروبحث زیاد و داد زدن بدون کنترل

چگونه مى توانیم به خود کمک کنیم؟

یک رشته اقدامات عملى وجود دارد که شما مى توانید براى بهتر شدنتان آنها را انجام دهید.

– درباره احساسات خود صحبت کنید:

ممکن است صحبت کردن با همسرتان برایتان دشوار به نظر برسد ولى بیان احساسات ، عامل مهمى در تخلیه احساسات ناراحت کننده شما است و ثانیاً به حفظ رابطه روزانه شما و همسرتان کمک بیشترى مى کند.

– سعى کنید تمام روز تنها نباشید:

سعى کنید دوستانتان را ببینید و یا با افرادى که براى شما احساس شادى و آرامش فراهم مى آورند دیدارى داشته باشید.

-۱ از دادن هر پیشنهادى به اطرافیان که کمک کننده به وضع حال شما است استقبال کنید.

مانند نگهدارى کودک و یا انجام کارهاى خانه.

-۲ هر چه مى توانید استراحت کنید زیرا خستگى باعث تشدید افسردگى مى شود.

-۳ غذاهاى مقوى و سالم مصرف کنید.

-۴ زمانى را (هرچند کوتاه) براى پیاده روى،  خواندن یک مجله و کارهایى که تسکین دهنده خاطر شماست اختصاص دهید.

-۵ ورزش کردن عامل بسیار مهمى در رفع افسردگى شما است.

ارتباط افسردگى با بیماریهاى دیگر:

افسردگى اغلب به‌طور همزمان با بسیارى از بیماریها مثل بیمارى قلبى، سکته مغزى، سرطان و دیابت می‌تواند بروز پیدا کند.
افسردگى موجود همراه این بیماریها اغلب فراموش شده و درمان نمی‌شود. مطالعات اخیر تأکید بر این نکته دارد که براى حصول نتیجه خوب از بیماریهاى ناتوان‌کننده بالا باید افسردگى و زمینه آن را به‌درستى تشخیص و درمان کرد.

افسردگى و بیماریهاى قلبى:

شواهد قوى وجود دارد که وجود افسردگى ریسک بیمارى قلبى را در افراد افزایش می‌دهد. آنالیزهاى آمارى ثابت کردند که وجود افسردگى شدید (عمده) در افراد ۴ برابر آنها را در مقابل انفارکتوس قلبى در یک دوره ١٣-١٢ ساله آسیب‌پذیرتر می‌کند.
حتى در افرادى که افسردگى خفیف دارند، احتمال ابتلا به بیمارى قلبى دو برابر بیشتر است. اکنون سؤال اینجاست که آیا درمان افسردگى احتمال ابتلا به بیمارى قلبى را کاهش مى دهد یا خیر؟ سؤالى که تحقیقات آینده جواب آنراخواهد یافت.

افسردگى و دیابت:

افسردگى در طول زندگى هر شخص را می‌تواند هدف قرار دهد. ولى وقتى شخص دچار دیابت است مشکل بسیار حادتر است.

این اتفاق در میان ١۶ میلیون آمریکایى روى داده است. درمان بیمارى افسردگى در بیماران دیابتیک به‌طور قابل توجهى به بهبود کیفیت زندگى و همچنین کنترل دیابت کمک می‌کند. از طرفى مطالعات زیادى در کالیفرنیا و واشنگتن نشان داده است که وجود دیابت احتمال افسردگى در شخص را دو برابر می‌کند.

علت زمینه‌اى که بین دیابت و افسردگى وجود دارد هنوز ناشناخته است. افرادى که دچار دیابت هستند و همزمان اختلالات افسردگى را از خود بروز می‌دهند ، به ‌طور قابل توجهى عوارض دیابت در آنها بیشتر است.

افسردگى و اضطراب:

تحقیقات دانشمندان نشان می‌دهد که افسردگى اغلب با اختلالات اضطرابى مثل (ترس، وسواس، ترس از اجتماع یا …) همراه است.

اما هنوز مشخص نیست که آیا افرادى که علائم این دو اختلال را دارند به دو بیمارى مجزا مبتلا هستند و یا اینکه یک بیمارى واحد است که علائم هر دو اختلال را با هم دارا می‌باشد. مطالعات نشان داده است که ٢٠ تا ٩٠ درصد مبتلایان به هراس، دوره‌هاى اختلال افسردگى عمده دارند.

از علائم این اختلال توأم می‌توان موارد زیر را نام برد:

لرزش، طپش قلب، خشکى دهان، ناراحتى معده ـ روده و موارد دیگر. براى درمان آنها ازداروهاى ضداضطراب و افسردگى استفاده می‌شود و روان‌درمانى بسیار مؤثر می‌باشد.

افسردگى و چاقى:

به‌طور کلى تحقیقات نشان داده است که در بعضى از افراد افسرده افزایش وزن مشاهده می‌شود.

در این افراد کاهش وزن به‌طور قابل ملاحظه‌اى به اعتماد به نفس آنان و همچنین کیفیت بهتر زندگى و بهبودى آنان از افسردگى کمک می‌کند.

افسردگى و تیرویید:

افسردگى در طیف وسیعى از بیماریها می‌تواند اولین نشان بیمارى باشد مثل کم‌کارى غده تیرویید. بنابراین پزشک باید در ابتداى درمان علاوه بر معاینه کامل جسمى و عصبى و آزمایشات معمول عملیات تشخیص مربوط به کارکرد تیرویید و همچنین غده فوق کلیوى را انجام دهد.

تحقیقات بر روى درمان افسردگى

بسیارى از کشورها در قالب سیستمهاى مختلف دانشگاهى در پى آنند که راههاى مختلف درمان و تشخیص بیمارى را به روشهاى کم هزینه‌تر و ساده‌تر بیابند.

تحقیقات در سالهاى آینده روى تأثیر درمان در کودکان و نوجوانان و روشهاى پیشگیرانه‌تر تمرکز خواهد یافت.

تحقیقات ژنتیکى بر روى افسردگى

تحقیقات مفصل و دامنه‌دارى روى دخالت ژنها انجام شده و یافته‌ها نقش مهم ژنها را در بروز افسردگى نشان می‌دهد.

تصویر بردارى از مغز در افسردگى

پیشرفتهاى اخیردرتکنولوژى تصویربردارى ازمغز این اجازه را به دانشمندان داده است که به روشنى در مورد بیمارى افسردگى و تأثیرپذیرى از داروها به مطالعه برخیزند.

این کار توسط روشهاى جدیدى که ایمن و غیر تهاجمى است صورت می‌گیرد.

اختلالات هورمونى در افسردگى

محور هورمونى مطرح در افسردگى، محور هیپوتالاموس در مغز می‌باشد. افزایش بیش از حدکارکرد در این محور می‌تواند زمینه ساز افسردگى باشد.

مدیریت افسردگی

۵ دستورالعمل ساده برای مدیریت افسردگی

بررسیها نشان می‌دهد که ظرف سالهای گذشته، افسردگی در میان افراد جوامع مختلف با ضریب رشد بالایی روبرو بوده است. زمانی بود که افسردگی به عنوان یک «بیماری روانی» در نظر گرفته می‌شد و همراه با ناامیدی، شرمندگی و سرافکندگی بود. در این که افسردگی، یک نوع بیماری است شکی وجود ندارد، درست همانند مرض قند یا بیماری قلبی. ولی اینها نشانه نقص یا عیب شخصی نیستند و نباید موجب شرمساری فرد قرار بگیرند. افسردگی قابل درمان است و هر چه زودتر تشخیص داده شود، راه درمان آن آسانتر است.

حالت افسردگی، کاملاً طبیعی است و اغلب مردم آن را تجربه کرده‌اند. امّا آنچه اهمیت دارد این است که بتوان حمله‌های آن را کنترل کرد وگرنه می‌تواند برای جسم و روان فرد بسیار آسیب رساننده باشد.

حمله افسردگی، پدیده شایعی است. حتی افراد بسیار شاد و سرحال نیز گاهی دچار افسردگی می‌شوند. اصولاً حالت ایستا و بدون تغییر هر چیز، حتی بهترین چیزها، نیز زندگی را بسیار ملال‌آور می‌کند. اگر شبی در کار نباشد شما چگونه از روشنایی روز لذت می‌برید؟ اگر غمی نباشد چگونه می‌توان از شادی‌ها لذت برد؟ بنابراین، امید و افسردگی نیز مثل این چیزها به هم ارتباط دارند. افسردگی هنگامی به عنوان یک مشکل بروز می‌کند که دوره آن طولانی شود به نحوی که به جسم و روان ما آسیب رساند. بدین جهت، فراگیری نحوه مدیریت موفقیت‌آمیز افسردگی اهمیت بسیار دارد.

اگر فرد بیگناهی را برای مدتی طولانی در زندان نگاه دارند ممکن است از نظر روحی خرد شود. ولی اگر همین فرد یاد بگیرد که با شرایط زندان چگونه کنار آید، ممکن است حتی بعد از ۱۰ یا ۲۰ سال، باز هم سالم و سرحال از زندان بیرون آید. نمونه‌های زیادی در این مورد وجود دارد که از آن میان ما فقط به نلسون‌ماندلا اشاره می‌کنیم. به طریق مشابه، افسردگی نیز هرگز نمی‌تواند شما را خرد کند، اگر یاد بگیرید چگونه آن را مدیریت کنید.

در زیر ۵ دستورالعمل ساده برای مدیریت افسردگی ارائه می‌گردد:

۱- فعالیت بدنی شدید

هرگاه احساس افسردگی کردید باید از نظر جسمی خود را فعّال نگه دارید تا انرژی‌های زیادی ذهن‌تان را مصرف کنید. احساس افسردگی، انرژی منفی در ذهن شما آزاد می‌کند که باعث تضعیف اشتیاق و امید شما نسبت به زندگی و کار می‌گردد. همچنین، سیستم ایمنی بدن شما را ضعیف می‌کند و زمینه را برای ابتلاء به بسیاری از بیماری‌ها فراهم می‌سازد. این انرژی منفی با فعالیت بدنی شدید به بهترین نحو مصرف می‌شود. هر فعالیتی که دوست دارید را انجام دهید، فرقی نمی‌کند.

۲-  گشت زدن بی‌هدف

یکی دیگر از راههای مصرف انرژی منفی و منحرف کردن ذهن‌تان، گشت زدن یا رفتن بی‌هدف به هر کجاست. سوار اتوبوس یا مترو شوید و به یک طرف حرکت کنید. در بازارها و مراکز خرید بگردید. در یک رستوران بنشینید و هر چه دوست دارید بخورید یا بیاشامید. تا وقتی کاملاً خسته نشده‌اید به خانه برنگردید.

۳-  صحبت کردن با یک دوست نزدیک

مشکل خود را با یک دوست نزدیک در میان بگذارید. سعی کنید هر چه در دل دارید را بیرون بریزید. به اشتراک گذاشتن مشکل با یک دوست نزدیک، از شدّت نیروی‌های منفی می‌کاهد. دوستان خوب، قادرند شما را از افسردگی درآورند. آنها خصوصیات شما را خوب می‌شناسند و می‌توانند ایده‌های خوبی برای مواجه شدن با افسردگی به روشی مثبت در اختیار شما قرار دهند.

۴-

بنویسید، حتی چرندیات!

یک تکه کاغذ بردارید، یا کامپیوترتان را روشن کنید و یک فایل ایجاد کنید، و شروع به نوشتن احساساتتان کنید . هیچ چیز را مخفی نگه ندارید . هر چه واقعاً حس می‌کنید را بنویسید . زیاد در قید و بند معنی‌دار بودن نوشته‌هایتان نباشید.

آدم ممکن است حتی با نزدیک‌ترین دوستانش نیز نتواند بعضی حرف‌ها را مطرح کند ولی با خودش که می‌تواند . بنابراین هر آنچه در دل دارید را روی کاغذ یا توی کامپیوتر بریزید و هیچوقت خسته یا عصبانی نشوید . پس از آن که توانستید احساسات سرکوب شده خود را بیرون بریزید، به مقدار قابل ملاحظه‌ای احساس راحتی خواهید کرد.

۵-  شروع کردن یک ایده جدید

هیچگاه تصوّر نکنید که تمام امواج افسردگی، ناراحت کننده هستند. بعضی مواقع آغاز یک ایده یا نوآوری بزرگ و جالب هستند. ذهن شما سرگرم یافتن یا ابداع یک چیز جدید است. هنگامی که این دوره طی شد، افسردگی آغاز می‌گردد. در این هنگام ذهن شما دوباره شروع به تولید چیزهای جدیدی می‌کند که امید و شوق تازه‌ای به دنبال می‌آورد. بنابراین، مطمئن باشید که پس از گذشتن موج افسردگی، چیزهای خیلی بهتری برایتان پیش خواهد آمد.

هشدارهاى افسردگى

٭ افسردگى یک بیمارى پزشکى است که در ارتباط با تغییرات بیوشیمیایى مغز اتفاق مى افتد.

٭ افسردگى فکر را تحت تأثیر قرار مى دهد گرچه به این معنى نیست که همه آن در «سرِ ما» وجود دارد.

٭ افسردگى ضعف شخصیت نیست.

٭ درمان افسردگى مثل درمان بقیه بیماریها مثل درمان سرماخوردگى و زخم معده براحتى امکان‌پذیر است.

٭ در بعضى مواقع درمان افسردگى با جلسات سایکوتراپى براحتى درمان‌پذیر است.
٭ تحقیقات بسیارى با موفقیت در درمان دارویى افسردگى به تازگى انجام شده است.

نتیجه تحقیقات در افسردگى

افسردگى در آینه تاریخ

در زمانهاى گذشته افسردگى به عنوان یک بیمارى شناخته شده بود .

« Eberes Papyrus»، یکى از قدیمیترین مستندات و مدارک پزشکى دنیا در مصر قدیم، حالتى را توضیح مى دهد که یک نوع دلسردى و غم و غصه زیاد و یا به اصطلاح امروزى افسردگى است . نوشته‌هاى بقراط نشان مى دهد یک نوع حالت «ملانکولی» (Melancholy) و افسردگى ناشى از عدم تعادل در روان و بدن وجود دارد.

بسیارى از فلاسفه، نویسندگان، دانشمندان، سیاستمداران و بازیگران در دوره‌هایى از زندگى دچار افسردگى بوده‌اند.

افسردگى و دستگاه ایمنى

افسردگى یکى از اختلالهاى روانپزشکى می‌باشد که ارتباط آن با دستگاه ایمنى فرد مورد توجه روزافزون قرار گرفته است. بخش عمده‌اى از بررسیهاى ایمنی‌شناسى، عصبى ـ روانى و فیزیولوژیک حاکى از تأثیر افسردگى بر ایمنى و عملکرد فیزیولوژیک می‌باشد.

در بررسى اخیرى که در دانشگاه شیراز توسط خانم دکتر طوبایى و همکاران صورت گرفت، چنین نتیجه گرفته شد که نقش اختلالهاى روانپزشکى به‌ویژه افسردگى بر دستگاه ایمنى چشمگیر بوده و توجه به بهداشت روانى در بیماریهایى که ارتباط نزدیکى با نارسایى دستگاه ایمنى دارند می‌تواند راهگشاى بهبودى هر چه بیشتر افراد باشد.

افسردگى در دانشجویان ایرانى

در پژوهشى که آقاى دکتر احمد على نور بالا و آقاى دکتر سید على فخرایى در سال ١٣٨٠ در دانشگاه تهران انجام دادند مشخص شد که مشکلات روانشناختى دانشجویان خصوصاً افسردگى و اضطراب به‌طور کاملاً معنى دارى در میان دانشجویان پزشکى بیشتر از دانشجویان غیر پزشکى دیده می‌شود.

افسردگى در کودکان

در تحقیقى که به‌منظور بررسى میزان شیوع افسردگى در کودکان دبستانى در سال ١٣٨٠ در شهر مشهد توسط دکتر ابراهیم عبدالهیان و همکاران صورت گرفت معلوم شد که میزان افسردگى در دختران دبستانى حدود ١/١٣ درصد و پسران ۶/٧ درصد می‌باشد و مشکلاتى مثل طلاق والدین، تغییر محل سکونت، تغییر مدرسه، سطح اجتماعى‌ـ‌اقتصادى خانواده و سابقه بیماریهاى عصبى در خانواده در بروز آن موثر می‌باشد، به‌طوریکه اختلال افسردگى کودکان به علت تأثیر چشمگیر بر موفقیت تحصیلى و کارکرد اجتماعى از اهمیت بالایى برخوردار است و درمان فورى جهت پیشگیرى از بروز مراحل بعدى را می‌طلبد.

افسردگى و سوء استفاده جنسى در کودکان خیابانى

در تحقیقى که در سال ١٣٨١ توسط آقاى دکتر حمیدرضا احمدخانیها و همکاران روى ٨٧ کودک خیابانى در جنوب تهران به‌عمل آمد مشخص شد که ٧/۶٨ درصد از دختران و ٢/٨۴ درصد از پسران دچار افسردگى هستند. این یافته همچنین نشان داد که نزدیک به۱۲ درصد آنان مورد سوء استفاده جنسى قرار گرفته بودند.
با توجه به فراوانى افسردگى و سوء استفاده جنسى در کودکان خیابانى، توجه جدى سازمانهاى دولتى و غیر دولتى در زمینه حمایت و آموزش این افراد نیاز می‌باشد و به‌نظر مى رسد توجه ویژه به این قشر در ریشه‌کنى بیماریهاى آمیزشى و پیشگیرى از شیوع بیماری ایدز بسیار ضرورى است.

افسردگى در افراد مشهور

در طول زمان نویسندگان و دانشمندان زیادى به افسردگى مبتلا بوده اند از جمله: آبراهام لینکلن، ارنست همینگوى، پیتر چایکوفسکی و چارلز دیکنز.

افسردگی و اینترنت

مزایا و معایب ارتباطات اینترنتی

در مطالعات تازه ای که توسط دکتر رابرت کرات (Dr. Robert Kraut) در دانشگاه اوهایو صورت گرفته، نشان داده شده است که استفاده از اینترنت باعث افسردگی می شود. به تدریج که اجتماع ما بیشتر و بیشتر به ارتباطات اینترنتی وابستگی پیدا می کند، مطالعه این که چگونه این امر در شکل دهی روشهای تعامل ما تاثیرگذار است، اهمیت بیشتری می یابد. آیا با محروم بودن از جنبه های فیزیکی و احساسی گفتگوی مستقیم با یک فرد و یا دریافت نامه ای به خط دوستمان، خود را بیشتر منزوی حس نمی کنیم؟

کارتون بالا، نشانگر فناوری امروز است و این که چگونه بعضیها آن را جایگزین ارتباطات رودررو ساخته اند. این کارتون نشان می دهد که دو نفر که تنها ساکنان یک جزیره کوچک در وسط دریا هستند از طریق پست الکترونیکی (e-mail) با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. بسیاری جنبه های روانشناسی اجتماعی در این زمینه نقش دارند.

بعضی عقیده دارند صحبت کردن از طریق کامپیوتر آسانتر است زیرا آدم احساس راحتی بیشتر می کند و می تواند چیزهایی را که در حضور دیگران به دلایل مختلف نمی تواند بر زبان آورد، بازگو کند.

این امر به سطوح پایین خودآگاهی مربوط می شود. البته این جنبه مثبت این امر است و باید به جنبه منفی آن نیز توجه کرد. افراد معمولاً با درجه پائین تری از خودآگاهی، راحتتر دروغ می گویند. در دنیای امروز، موارد بسیار زیادی وجود داشته است که افراد از طریق اینترنت دروغ گفته اند تا دیگران کار خاصی را برایشان انجام دهند. اتاقهای گپ زنی در اینترنت، نمونه ای از مکانهایی هستند که این دروغگوئیها به وفور در آنجا اتفاق می افتد.

اینترنت، پیشداوریهای ما را نیز کاهش می دهد. هنگامی که ما کسی را بر روی شبکه ملاقات می کنیم نمی دانیم که او چه شکلی است، تنها چیزی که می دانیم این است که به ما چه می گوید. بنابراین ارتباطات اینترنتی، بدون هیچگونه پیشداوری حاصل از ملاقات حضوری، بسیار متفاوت از ارتباطات به شیوه سنتی گشته است.
هر چند ارتباطات از طریق اینترنت برای افراد خجالتی بسیار راهگشا است و دریچه های جدیدی را می گشاید اما از سوی دیگر، می تواند افراد را به زودباوری و قبول آنچه که به آنها ارائه می شود تشویق کند. افراد و گروههای مختلف می توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و پیامهای خود را چه خوب و چه بد ، در سطح گسترده ای منتشر نماینـد . بـرای مثال ، Hatewatch.org گروهی است که رشد «گروههـای نفرت» را در وب پیـگیری و دیـده بانی می کند. این به ما نشان می دهد که تمام اشکال مختلف ارتباطات در اینترنت ما را به یک جهت مثبت رهنمون نمی سازد.
به نظر می رسد که اینترنت روشهای ارتباطی ما را در هر دو جنبه مثبت و منفی ، دگرگون نموده است . پست الکترونیکی، سرویس سریع و راحتی را برای بسیاری به وجود آورده است ولی از سوی دیگر، هر چند حجم ارتباطات ما زیادتر شده ولی از جنبه های شخصی تر آن دور افتاده ایم.

عوامل تشدید کننده بیماری

عصبانیت‌ یا احساس‌ دیگری‌ که‌ فرو خورده‌ شده‌ باشد.

داشتن‌ شخصیتی‌ وسواسی‌، منظم‌ و جدی‌، تکامل‌گرا، یا شدیداً وابسته‌

سابقه‌ خانوادگی‌ افسردگی‌

وابستگی‌ به‌ الکل‌

شکست‌ در کار، ازدواج‌، یا روابط‌ با دیگران‌

مرگ‌ یا فقدان‌ یکی‌ از عزیزان‌

از دست‌ دادن‌ یک‌ چیز مهم‌ (شغل‌، خانه‌، سرمایه‌)

تغییر شغل‌ یا نقل‌ مکان‌ به‌ یک‌ جای‌ جدید

انجام‌ بعضی‌ از اعمال‌ جراحی‌ مثل‌ برداشتن‌ پستان‌ به‌ علت‌ سرطان‌

وجود یک‌ بیماری‌ یا معلولیت‌ عمده‌

گذر از یک‌ مرحله‌ از زندگی‌ به‌ مرحله‌ای‌ دیگر، مثلاً یائسگی‌ یا بازنشستگی‌

استفاده‌ از بعضی‌ از داروها مثل‌ رزرپین‌، داروهای‌ مسدودکننده‌ بتا آدرنرژیک‌، یابنزودیازپین‌ها

محرومیت‌ از داروها و مواد محرک‌ مثل‌ کوکائین ‌، آمفتامین‌ها، یا کافئین‌
بعضی‌ از بیماری‌ها مثل‌ دیابت‌، سرطان‌ لوزالمعده ‌، و اختلالات‌ هورمونی‌
عوارض‌ احتمال

خودکشی‌. علایم‌ هشداردهنده‌ آن‌ عبارتند از: ـ گوشه‌گیری‌ از خانواده‌ و دوستان‌ ـ عدم‌ توجه‌ به‌ ظاهر خود ـ به‌ زبان‌ آوردن‌ این‌ که‌ فرد می‌خواهد «همه‌ چیز را تمام‌ کند» یا اینکه‌ «زیادی‌ است‌ و مزاحم‌ دیگران‌.» ـ شواهدی‌ از داشتن‌ نقشه‌ برای‌ خودکشی‌ (مثلاً نوشتن‌ وصیت‌نامه‌ یا توجه‌ به‌ یک‌ سلاح‌ قتاله‌) ـ خوشحالی‌ ناگهانی‌ پس‌ از احساس‌نومیدی‌ طولانی‌ مدت‌ ـ عدم‌ بهبود افسردگی‌.

پیشگیری‌

تغییرات‌ عمده‌ زندگی‌ را پیش‌بینی‌ و آمادگی‌ لازم‌ برای‌ مواجهه‌ شدن‌ با آنها را کسب‌ کنید.

حتی‌الامکان‌ از عوامل‌ خطر پرهیز کنید.

راهبردهایی برای غلبه بر افسردگی

۱- برای خود اهداف قابل دسترس تعیین کنید.

۲- تنها به میزان معقول و در حد توان خود مسئولیت بعهده بگیرید.

۳- کارها، اهداف و وظایف بزرگ را به بخشهای کوچک تقسم کنید.

۴- مدیریت زمان و الویت بندی را فراموش نکنید.

۵- مدتی از وقت خود را با دیگران و یک دوست صمیمی سپری کنید. سعی کنید فردی را در زندگی بیابید که بتوانید به وی اعتماد کرده و با وی درد دل کنید.

۶- به سرگرمیهایی که علاقه دارید بپردازید.

۷- ورزش کنید و فعالیت بدنی منظم داشته باشید.

۸- تا بر طرف شدن آثار افسردگی تصمیمات مهم و حیاتی خود را به تعویق اندازید.

۹- به خاطر داشته باشید که بهبودی خلق افسرده زمانبر و تدریجی میباشد انتظار معجزه نداشته باشید.

۱۰- از افراد غیر حامی و منتقد اجتناب کنید.

۱۱- به دوستان و خانواده خود اجازه دهید در روند بهبودی به شما کمک کنند.

۱۲- افکار مثبت را جایگزین افکار منفی گردانید.

۱۳- به خاطر داشته باشید که زندگی بطور ذاتی مبهم و نامشخص بوده و در بسیاری از شرایط تنها یک پاسخ واحد مشکل گشا نخواهد بود.زندگی مملو از احتمالات است.

۱۴- شما باید بیاموزید چگونه میان اموری که شما مسئول آنها میباشید و یا نمیباشید تفاوت قائل گردید. معمولا افراد کنترلی که بر شرایط دارند را کمتر و یا بیشتر از آنچه هست بر آورد میکنند.اموری که شما مسئولیتی در قبال آن ندارید و یا خارج از کنترل شماست به حال خود بگذارید.

۱۵- شما باید قادر باشید میان موقعیتهایی که ارزش شما باید بر اساس موفقیتهای شما تعیین گردند و دیگر موقعیتها تفاوت قائل گردید.

۱۶- شما باید بیاموزید که چه زمان باید با احساسات خود ارتباط برقرار کرده و چه زمان از آنها فاصله بگیرید.

۱۷- شما باید بیاموزید که چه هنگام باید به بر زمان حال تمرکز کنید و چه هنگام به زمان آینده.

۱۸- خوشبختی و نیل به شادی در زندگی هدف نامعقولی نیست اما شما باید ابتدا مفهوم خوشبختی را برای خود معنا کرده و سپس با برنامه ریزی و ایجاد سلسه مراتب و پیروی از آنها به خوشبختی مطلوب خود دست یابید.

۱۹- شما باید قادر باشید که میان احساسات درونی خود و واقعیتهای عینی تفاوت قائل گردید.

۲۰- شما باید قادر باشید تا با دیگران رابطه برقرار کنید.

۲۱- اعتماد بنفس خود را افزایش دهید.

۲۲- وابستگی خود را به دنیای خارج کاهش دهید.

۲۳- به خاطر داشته باشید هیچ فرد دیگر ی جز خود شما مسئول شادی شما

نمی باشد.

بازدید:۵۳۰۲۵۴

رتبه مقاله درگوگل: 4-Stars

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

65 نظر جدید برای افسردگى چیست؟

  • Anonymous   میگوید:

    خوشبحالت کاش حال منم بهتر شه

  • یوسف   میگوید:

    سلام من چند وقته دچار افسردگی شدم چطور میتونم با شما مشاوره مجازی داشته باشم چون امکان اینو ندارم که به کلینیک بیام متشکرم

    • Anonymous   میگوید:

      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی هم داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • نازی   میگوید:

    سلام وقتی میبینم عشق اولم پسرعموم که ادعای عاشقیش میوهنوزمم میگه عشقمه باصمیمیتزین دوستم روهم ریختن من به وسیله تلگرام چون هردوباهم آنلاین هردوباهم آفلاین میشن بدون یه دقیقه اینوراونوربهشم میگم میگه اشتباه میکنم درصورتی که درطول روز ۹بارباهم توتلگرام همزمان آنلاین وآفلاین میشن وتویه گروه که بودیم دوستانه شماره هموبرداشتن دارم دیوونه میشم

    • ◄Responder►   میگوید:

      خب میخوایت چیکار کنید ؟ میخوایت تمام زندگی خودتون رو صرف چنین اتفاقی کنید و با ناراحتی بهش نگاه کنی
      بهتره خودت رو از این رابطه کات کنی و اهمیت ندی فقط ببین و تجربه کسب کن

  • Anonymous   میگوید:

    چند وقته حال روحیم خوب نیست نیاز به مشاوره دارم مشاوره تلفنی دارین؟

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • saman   میگوید:

    یه مشاور خانواده خوب در مشهد میخوام میشه کمکم کنید

    • راهنما   میگوید:

      با اداره بهزیستی تماس بگیرید

  • فرشته   میگوید:

    سلام خسته نباشید
    من برادری دارم ۲۷ ساله که به شدت افسردگی داره حاضر به انجام هیچ فعالیت خارج از خانه نیست هیچ دوست نزدیکی هم ندارد و تلاش اعضای خانواده در ارتباط برقرار کردن را رد میکنه
    پر از خشم و عصبانیت هست در طول روز اصلا حرف نمیزنه و حاضر به رفتن به سرکار نیست وبه شدت در برابر دیگران جبهه میگیرد و البته این افسردگی ارثی هست
    لطفا راهنمایی کنید چطور میتونم راضیش کنم پیش مشاور یا روانپزشک بره و یه مرکز خوب در شیراز بهم معرفی کنید ممنون

    • راهنما   میگوید:

      اول خودتون به تنهایی به مشاور مراجعه کنید و با توجه به شناختی که از برادرتون دارید راهکاری مناسبی رو بکار بگیرید

  • راضیه   میگوید:

    سلام من احساس میکنم خیلی افسردگی شدیدی دارم کلا از اجتماع دورم و دوست دارم شنوا باشم تا گوینده و به همین دلیل احساس میکنند خیلی مغرورمدرحالی که این طوری نیست من امشب به یک تولد دعوتم خیلی می ترسم که با یه جابشینم فقط نگاه کنم وبگند بچه مشکل داره اصلا نمی تونم خودمودرست کنم وهر روز با یکی دعوام میشه وحالم بدتر محض مو قع ها بیدلیل گریه می کنم واز حدی از دیگران متنفر می شم که دوست دارم بمیرم لطفا کمکم کنید وچند راه حل برای شرکت درتولد بهم بدید

سوالات شما:

کانال تلگرام