افسردگى چیست؟

افسردگى چیست؟

افسردگى یکى از متداول ترین اختلالات روانى هست که فرد باید به روانپزشکان، روانشناسان، نوروفیدبک وسایر متخصصان بهداشت روان مراجعه کند.

درمان افسردگی و افسردگی چیست

در هر ثانیه وَ لحظه از زمان حداقل پانزده تا بیست درصد احتمال این وجود دارد که فرد دچار افسردگی شود وَ علامت‌هاى افسردگى حاد را از خود بروز بدهند وَ هزاران فرد فرد در هر ثانیه در جهان تحت تاثیر بیماری افسردگى قرار میگیرند.

در زبان عامیانه به منظور بیان افسردگى شامل حس های غمگینى، ناکامى، ناامیدى وَ شاید هم ترس وَ بی‌حالى بوده وَ تصور عموم مردم این هست که فرد افسرده خودخواه، ضد اجتماعی، اهل تن پروری وَ حسود هست.

نصیحت: در طول زندگى همه همه ی ما در دوره‌هاى مختلف زندگی احساس داشتن گریه، عدم خوشحالى، غم وَ امثالهم خصوصاً در هنگام از دست دادن آنان که دوستشان داریم را تجربه کرده وَ سعی می کنیم با آن مواجه شویم.
احساس افسردگى متداولا به عنوان «سوگ» وَ «داغدیدگی» شناخته شده وَ یعنى در وضعیت های مختلف بنا به انتظار لحظات شادی‌بخش به حس اندوه منتهی می‌شود مثالا در هواى توفانی، پس از تولد فرزند، تغییر محل زندگی، منازعه اى که در مصاحبت با دوست وَ یا زن وَ شوهر به‌وجود خواهد آمد. این احساس اندوه به‌سرعت نابود شده وَ فرد به حالت نرمال بر میگردد. گاهی گریه به عنوان یک عکس العمل برای گاهش غم وَ نرمالسازی بند بسیار کارامد هست.

همچنین پس از فوت یکى از نزدیکان، اتمام یک رابطه عمیق، متداولا افراد سوگ را تجربه  خواهند کرد
شاخصه های تشخیصی سوگ با افسردگى در بسیاری موارد نزدیک به هم هست. لذا باید در نظر دهست که این دو اتفاق کاملاً طبیعى بوده وَ حتى فقدان آنان  در درازمدت شاید براى فرد بسیار مضر باشد. در هر دو پدیده پس از طى فرآیند مربوطه فَرد به زندگى عادِى خود بر خواهد گردد. وَلى در اغلب همه ی ما حس غم ادامه دار بوده وَ به مراقبتهاى ویژه احتیاج هست.

افسردگى کلینیکى درصورت ادامه داشتن می‌تواند منجر به بروز فعالیتهاى خطرناک اجتماعى مثل دست زدن به خودکشى وَ یا نظایر آن شود وَ این احتمالا اقدامات فورى پزشکى وَ بهداشتى را طلب می‌کند.
اختلالات مربوط به افسردگى میلیون‌ها فرد را در سال مبتلا می‌کند. این عده هزینه بسیار سنگینى را بر خود، خانواده، جامعه وَ سیستم بهداشتى کشورشان تحمیل می‌کنند.

شواهد به‌دست آمده از علم عصب‌شناسى وَ ژنتیک وَ پژوهش ها کلینیکى نشان می‌دهد که افسردگى احتمالا یک اختلال در مغز می‌باشد . تکنیکهاى تصویربردارى مدرن از مغز روشن ساخته هست که در افسردگى مدارهاى عصبى که مسؤول تنظیم افکار، خُلق، فکر کردن، خوابیدن، اشتها وَ رفتار هستند از حالت طبیعى خارج شده وارتباطات صحیحى بین این مناطق وجود ندارد. ازهمین شواهد بدست آمده دربه‌دست آوردن داروهاىمناسب هستفاده شایانى می‌شود.

علائم وَ مشخصه ها افسردگى

علایم وَ علامت ها

دو علامت شاخص افسردگی که علامت های کلیدی برای تشخیص به حساب می آید در زیر آورده شده اند. هر دو این علائم باید دراکثر مواقع روز وجود داشته باشند.

۱- از دست دادن علاقه به امور روزمره طبیعی

همه ی همه ی ما علاقه وَ خوشحالی خود را در فعالیتهایی که پیش از پیش از آنان لذت می بردید از دست می دهید. این مورد «بی لذتی» نامیده شده هست.

۲- خلق افسرده

همه ی همه ی ما احساس غم یا ناامیدی، بی فریادرسی می کنید وَ امکان دارد نوبت های گریه داشته باشید از دید پزشکان یا سایر مراقبین بهداشتی که افسردگی را تشخیص می دهند، مکملا موارد فوق بیشتر علائم وَ علامت هایی که در زیر آورده شده اند نیز می تواند در بیشتر روزها وَ یا تقریباً هر روز، به مدت حداقل دو هفته در فرد وجود داشته باشند.

سایر علامت‌هاى افسردگى شامل از دست دادن توجه وَ سرخوشى در فعالیتهاى روزانه، اختلال وَ تغییر عمده در اشتها وَ وزن بدن، اختلال در خواب به‌صورت کم‌خوابى یا پرخوابى، اختلال در تفکر وَ تمرکز فکر، وجود اضطراب وَ کندى حرکات، احساس بى ارزشى وَ یا احساس گناه، فقدان نیرو یا فقدان انرژى وَ خستگى، افکار تکرارشونده، مرگ وَ یا خودکشى می‌باشند. در زیر به برخی از آنان اشاره می کنیم:
– اختلالات خواب : خواب زیاد یا مشکلات حین خواب می تواند علامتی باشد مبنی بر اینکه همه ی همه ی ما افسرده هستید. بیدار شدن در نیمه شب یا صبح زود وَ ناتوانی در به خواب رفتن دوباره معمول هستند.

– اختلال در فکر کردن یا متمرکز شدن: احتمالا برای تمرکز کردن یا تصمیم گرفتن دچار زحمت شوید وَ مشکلاتی با حافظه خود داشته باشید.

– کاهش وزن یا وزن گیری قابل توجه: کاهش یا ارتقا وزن وَ وزنگیری یا کاهش وزن بدون توجیه می تواند نشاندهنده افسردگی باشد.

– پرخاشگری یا کاهش حرکات بدن:  احتمالا بی قرار، پرخاشگر، تحریک پذیر وَ زود رنج به نظر برسید. یا احتمالا اینطور به نظر برسد که کارهایتان را با سرعت آهسته انجام می دهید وَ به سوالات به آهستگی وَ با صدای یکنواخت پاسخ می دهید .

خستگی : احتمالا احساس کسالت وفقدان انرژی را تقریباً هر روز داشته باشید. احتمالا صبح هنگام به اندازه زمانی که در شب قبل به رختخواب می رفتید احساس خستگی کنید .

– اعتماد به نفس پایین : احتمالا احساس بی ارزشی کنید وَ احساس گناه شدید داشته باشید.

کاهش علاقه به فعالیت جنسی : اگر پیش از ظهور افسردگی از نظر جنسی فعال باشید، احتمالا کاهش قابل توجهی در سطح علاقه خود به داشتن ارتباط جنسی احساس کنید.

فکر کردن به مرگ : احتمالا دیدگاه منفی نسبت به خود ، موقعیت خود وَ آینده خود داشته باشید. احتمالا افکار مرگ، مردن وَ خودکشی داشته باشید. دانشمندان ارتباط نزدیکى بین خودکشىوافسردگى ذکر می‌کنند به‌طوریکه دوسوم بیماران افسرده به خودکشى فکر می‌کنندو ١٠ تا ١۵ درصد آنان به زندگى خود خاتمه می‌دهند.

افسردگی می تواند شکایات جسمی گسترده ای را نیز مانند خارش عمومی، تاری دید، ارتقا تعریق ، دهان خشک ، مشکلات گوارشی (سوء هاضمه ، یبوست وَ اسهال) سردرد وَ کمر درد ایجاد نماید.

کودکان ، نوجوانان وَ بالغین احتمالا به طور متفاوتی به افسردگی واکنش دهند . در این گروهها احتمالا علامت ها اشکال مختلف داشته باشد یا با دیگر وضعیتها پوشانده شود.

اگر یک بیمار ۵ مورد از علائم بالا را به‌مدت ۲ هفته مداوم داشته باشد به اختلال افسردگى شدید (عمده) مبتلا می‌باشد . مطالعات اخیر در ایالات متحده آمریکا نشان می‌دهد که افسردگى سردسته علتهاى ناتوانى در انسان به‌همه ی مار می‌رود . چنین مطالعات آمارى در بقیه کشورها نیز موجود می‌باشد.

انواع افسردگى

از افسردگى تقسیم‌بندى متعددى شده هست که چند گونه مهم آن عبارتند از:

۱- افسردگی اساسی

این گونه افسردگی اختلال در خلق بوده که متداولا ۲ هفته بطول می انجامد. حس دلتنگی وَ حزن مفرط وَ از دست دادن میل وَ لذت از فعالیتهای دوست داشتنی و احساس گناه وَ بی ارزشی از علامت های آن بوده، این گونه افسردگی خطرناک بوده وَ میتواند به خود کشی منجر گردد. این گونه افسردگی می تواند باعث کم خوابی، تغییر اشتها، خستگی شدید وَ مشکل شدن تمرکز شود. افسردگی شدید می تواند خطر خودکشی را ارتقا دهد. علامت‌ها وَ رفتارهاى عمیقى هست که عملکرد شغلى، روابط بین فردى وَ رفتارهاى اجتماعى را تحت تأثیر قرار داده وَ شخص را به‌طور کلى از محیط خود دور می‌سازد.

۲- افسردگی مزمن: اختلال افسرده خویى (Dysthymia)

این اختلال خفیف‌تر از افسردگى شدید (عمده) می‌باشد وَ با خلق افسرده (تحریک‌پذیر در کودکان وَ نوجوانان) همراه هست که در بخش عمده روز دوام دارد وَ اکثر روزها وجود دارد . گونه خفیف تر اما مداوم تر افسردگی هست . این گونه حداقل دو سال وَ اغلب بیش از ۵ سال دوام می آورد . علایم وَ علامت ها متداولا ناتوان کننده نیستند وَ دوره های دیس تایمی می تواند با دوره های کوتاه مدت احساس طبیعی بودن جا به جا شود. ابتلا به دیس تایمی ما را در خطر بیشتر برای افسردگی اساسی قرار می دهد. شدت علایم آن ازافسردگی اساسی کمتر بوده اما دوره آن طولانی وَ ممکن هست وَ ۲ الی ۵ سال بطول انجامد. علایم آن متداولا ناتوان کننده نمیباشد اما در عملکرد مناسب وَ احساس خوشایندی فرد تاثیر گذار هست.
متداولا مردم این افراد را به‌عنوان افرادى بداخلاق، ترشرو وَ ملال‌آور تلقى می‌کنند. این گروه قادر به برقرارى ارتباط بین فردى مناسب با دیگران نیستند وَ افرادى جدى، کج‌خلق وَ درونگرا هستند.

۳- اختلال افسردگى جزئى (Minor Depression)

در این اختلال علائم افسردگى با شدتى کمتر از دو مورد فوق وَ با دوره‌هاى محدودتر همراه هست. این گونه افسردگى در همه گروههاى سنى دیده می‌شود وَ تأثیر کمترى در طول زندگى فرد می‌گذارد.

۴- اختلال دو قطبی:

به تغییرات غیر قابل پیش بینی خلق از شیدایی تا افسردگی اختلال دو قطبی میگویند . در یک زمان فرد رفتار برونگرایی مفرط ، پر حرفی، خود بزرگ بین از خود بروز میدهد وَ در دوره ای دیگر افسرده میگردد. بعضی افراد مراحلی از ارتقا خلاقیت وَ نوآوری در طی مرحله شیدایی دارند. تعداد حملات هر حمله در هر یک از قطبها احتمالا مساوی نیستند. بعضی افراد احتمالا چندین حمله افسردگی

پیش از مرحله شیدایی داشته باشند یا بالعکس

۵- اختلال در سازگاری:

هرگاه انسان عزیزی را از دست میدهد، شغلش را از دست داده وَ یا تغییر میدهد وَ یا آگاه میگردد که بیماری لاعلاجی دارد کاملا طبیعی هست که احساس هسترس، اندوه وَ خشم میکند؛ اما در نهایت امر افراد خود را با شرایط پدید آمده وفق میدهند؛ اما برخی قادر به چنین عملی نمیباشند. هنگامی که واکنش فرد به یک موقعیت وَ یا حادثه سبب افسردگی در وی میگردد به آن اختلال در سازگاری میگویند.

۶- افسردگی فصلی:

برخی افراد از علائم افسردگی ناشی از تغییر فصل در پاییز وَ زمستان رنج میبرند. علائمی که در فصل های دیگر مانند بهار وَ تابستان فروکش کرده وَ دیده نمی شود. به این علائم (S.A.D) یا SEASONAL AFFECTIVE DISORDER یا افسردگی وابسته به فصل (افسردگی فصلی) می گوییم. احتمالا (SAD) به اختلالات خلقی گفته می شود که به دلیل تغییرات طول مدت روز در فصل های مختلف به وجود می آید.

(SAD) برای اولین بار در سال ۱۸۴۵ مورد بررسی قرار گرفت وَ نهایتا در اوایل سال ۱۹۸۰ به این اسم نام گذاری شد.

از آنجا که نور خورشید در فصل های مختلف بروی فعالیت حیوانات می تواند تاثیرات گوناگونی داشته باشد (مانند خواب زمستانی وَ دوره های باروری (، SAD هم احتمالا ناشی از تغییرات طول روز وَ شدت نور در فصول مختلف باشد.

افسردگی در فصل پاییز وَ زمستان مربوط به ترشح هورمون ملاتونین هست که “هورمون وابسته به خواب” نیز نام دارد وَ در تاریکی وَ هنگام خواب شبانه بیشترین میزان ترشح را دارد.

متناسب با تغییرات فصل، تغییراتی در ساعت بیولوژیکی بدن بوجود می آید. این تغییرات در روشنایی وَ نور ناشی از تغییر فصل هر چند که جزئی باشد، می تواند باعث عدم تطابق ساعت فیزیولوژیکی بدن با برنامه روزانه شخص شود.

شایع ترین ماه هایی که می تواند سبب به تغییرات فصلی وَ افسردگی شود ، دی وَ بهمنماه می باشد وَ بیشتر افراد مبتلا را خانم های جوان تشکیل می دهند.

در این اختلال علائم شایع افسردگی مانند تغییرات خلقی، پرخوری، ارتقا وزن، ارتقا میزان خواب دیده می شود. همچنین تمایل به مصرف مواد غذایی قندی وَ نشهسته ایارتقا می یابد. قابل توجه هست که این علائم در فصل های بهار وَ تابستان بهبود کاملمی یابند.

عوامل بوجود آورنده ی اختلال افسردگی:

این اختلال افسردگی در فصل پاییز وَ زمستان مربوط به ترشح هورمون ملاتونین از غدهپینه آل در مغز هست. این هورمون که “هورمون وابسته به خواب” نیز نام دارد، درتاریکی وَ هنگام خواب شبانه بیشترین میزان ترشح را دارد. بنابراین در پاییز وَ زمستانکه طول روز کوتاه وَ طول شب بلند می شود، میزان ترشح این هورمون در بدن ارتقا می یابد وَ در فرد ایجاد علائم افسردگی می کند.

درمان افسردگی فصلی:

محققان دریافته اند که فتوتراپی (نور درمانی) می تواند از ترشح بیش از حد ملاتونین در بدن جلوگیری کند. اغلب افراد به این درمان پاسخ می دهند.

این شیوه ی درمان شامل نور سفید فلوروسنت هست که بر صفحه فلزی انعکاس داده میشود وَ شخص در مقابل این نور، با چهمه ی مان باز بدون نگاه مستقیم به نور قرار می گیرد. از این شیوه درمانی به مدت نیم الی دو ساعت در روز هستفاده می کنند.

البته در موارد خفیف بیماری، قدم زدن در نور آفتاب به تنهایی می تواند شخص را دربهبود بیماری کمک کند. طی یک بررسی دریافته اند که حدود یک ساعت قدم زدن در نور آفتاب به اندازه دو ساعت قرار گرفتن در مقابل نور سفید فلوروسنت می تواند در بهبود بیماری موثر باشد.

اگر فتوتراپی موثر واقع نشود (که البته درصد کمی را شامل می شود)، می توان ازداروهای ضدافسردگی در درمان بیماری کمک گرفت. البته عوارض ناشی از مصرف داروهای ضد افسردگی  را نباید فراموش کرد.

۷- اختلال افسردگی پیش از قاعدگی

این گونه افسردگی در زنان وَ پیش از دوره قاعدگی رخ می‌دهد وَ با بی‌ثباتی خلق، اضطراب، افزایش خستگی‌پذیری، عدم تمرکز، تغییرات اشتها وَ خواب، سردرد وَ موارد دیگر همراه هست . همه این علائم در دوره قاعدگی از بین می‌روند.

علل افسردگى

علل افسردگى ترکیبى از عوامل ژنتیکى ، بیولوژیکى ومحیطى (روانى ـ اجتماعی) می‌باشد.

در بسیارى از مردم نیز، علت افسردگى ناشناخته باقى می‌ماند . به‌طور کلى مشخص شده هست که افسردگى در نتیجه یکسرى از فعل وَ انفعالات شیمیایى در مغز اتفاق می‌افتد.
این فعل وَ انفعالات که نورو ترانسمیتر نامیده می‌شود در تمامى اعمال وَ رفتارهاى بدن به‌طور بیولوژیکى وجود دارد.

عوامل ژنتیکى

ثابت شده هست که در بعضى از اقوام وَ فامیلی افسردگى شایعتر بوده اما وجود یک فرد افسرده در یک خانواده لزوماً دلیل بر وقوع این امر در بقیه عضوهای خانواده نمی‌باشد. اما هرچه درجه خویشاوندى نزدیکتر باشد، به همان نسبتآسیب ‌پذیرى براى افسردگى بیشتر می‌شود.

عوامل بیولوژیکى

تغییرات زیستى متعددى در مغز افراد روى می‌دهد. این تغییرات شامل تغییر در ارتباطات عصبى سیستم غده های درون‌ریز وَ هورمونها، تغییر در سیستم انتقال‌دهنده‌هاى شیمیایى وَ تغییر در فعالیتهاى الکتریکى مغز که مربوط به نوروساینس هست.

عوامل محیطى (روانى – اجتماعی)

فاکتورهاى استرس اجتماعى وَ روانى به‌عنوان خطر فاکتورهاى بروز افسردگى شناخته می‌شوند.

هسترس در فرم فقدان یکى ازاقوام نزدیک مثل پدرو مادر وَ دوستان به‌عنوان ماشه‌اى براى بروز افسردگى در افراد آسیب‌پذیر، به‌همه ی مار می‌رود. به‌طور کلى پژوهش ها ژنتیک ثابت کرده هست که عوامل استرسزاى محیطى فرصت بروز آسیب‌پذیرى یک ژن بخصوص را افزایش داده وَ آنان را به سوى یک بیمارى پیشرفته افسردگى هدایت می‌کند.

با این حال در برخى از افراد این افسردگى بدون عوامل هسترس‌زاى محیطى به‌وجود می‌آید. پژوهش ها دیگرى در این زمینه مشخص کرده هست که عوامل هسترس‌زا در قالب ایزوله بودن در اجتماع وَ یا محرومیت دوران کودکى منجر به تغییرات پایدار در فعالیت مغز شده وَ باعث افزایش حساسیت نسبت به بروز علائم افسردگى می‌شود.

٭ رویدادهاى زندگى وَ هسترسهاى محیطى:

هسترسها وَ موقعیتهاى زندگى می‌توانند نقش اولیه را در ایجاد افسردگى داشته باشند، هر چند که در این مورد اختلاف‌نظر بین دانشمندان وجود دارد.

عده‌اى معتقدند که سوگ وَ از دست دادن عزیزى می‌تواند منجر به افسردگى گردد. مطالعات نشان داده هست که مرگ همسر بیشترین نقش را به عهده دارد. همچنین به دنیا آوردن فرزند، بازنشستگى، یائسگى وَ هسترسهاى عمده دیگر می‌توانند در ایجاد افسردگى نقش عمده داشته باشند.

٭ عوامل شخصیتى:

همه افراد با تیپها وَ خصوصیتهاى شخصیتى مختلف احتمالا دچار افسردگى گردند، اما افرادى با انواع شخصیتى وسواس وَ شخصیت نمایشى بیشتر احتمالا دچار افسردگى گردند.

٭ عوامل یاد گرفته شده:

بر اساس این عامل ارتباطات اجتماعى ناخوشایند که منجر به ارزیابى منفى فرد از خود می‌شود باعث ایجاد افسردگى هست؛ زیرا این افراد با توجه به خصوصیات خاص خود نمی‌توانند محبت، همدردى وَ ارتباط عاطفى لازم را از دیگران به دست آورند.

بنابراین این افراد هم در مورد خودشان ارزیابى منفى داشته وَ هم دیگران را صادق نمی‌دانند وَ به‌تدریج آزرده وَ ناکام شده وَ افسردگى در آنان پدید می‌آید.

٭ تفکر منفى:

افرادى که داراى افکار منفى در مورد خود ، زندگى وَ آینده هستند ، دچار افسردگىمی‌گردند . این افراد به جنبه منفى هر چیزى فکر می‌کنند وَ به نقایص خود خیلى توجه نموده وَ بطور مداوم خودشان را با دیگران مقایسه می‌کنند. نکته مهم اینکه این افراد هر گونه اطلاعات را سوء تعبیر می‌کنند.

مصرف داروها

٭ بعضى از داروها مثل داروهایى که در تنظیم فشار خون بالا مصرف می‌شوند وَ داروهاى خواب آور باعث به‌وجود آمدن افسردگى می‌شوند.

٭ کمبود مواد غذایى مثل کمبود اسید فولیک وَ بعضى ویتامینها مثل ب١٢ باعث کاهش اثرات داروهاى ضداضطراب شده وَ درمان را با مشکل روبرو می‌کند.
٭ اعتیاد به بعضى از داروها، مواد مخدر وَ یا الکل باعث به‌وجود آمدن افسردگى می‌شود.

درمان افسردگى

درمان دارویی:

اکثر مطالعات پزشکان حاکى از آن هست که ترکیب روان درمانى وَ دارو درمانى موثرترین درمان براى اختلالات افسردگى هست. آنچه که انقلابى در درمان بیماریهاى افسردگى بیان کرده وَ تأثیرى نمایان بر سیر آنان نهاده وَ هزینه اجتماعى این بیماریها را کهسته، رهیافتهاى دارو درمانى بوده هست.
از چهل سال بیش درمآنانیى موثر وَ مشخص مثل داروهاى سه حلقه‌اى براى اختلالات افسردگى فراهم شده هست مثل:

ایمى پیرامین (Imipiramine)

آمی‌تریپ تیلین (Amitriptyline)

نورتریپ تیلین (Nortriptyline)
نخستین علائمى که پس از مصرف این داروها بهبود می‌یابد خواب وَ اشتها هست که پس از حدود ۲ هفته شروع می‌شود. پس از حدود ۳ تا ۶ هفته علائم عمده بهبودى افسردگى بروز می‌نماید.

دسته دیگر داروها که انقلابى جدید وَ عمده براى درمان بر پا کرده هست. مهارکننده اختصاصى باز جذب سروتونینها (SSRT) از قبیل فلوکستین       ( Fluxetine) وَ سیتا لوپرام (Citalopram) هست.
به جرأت می‌توان گفت که هنوز در غرب، فلوکستین یکى از پر مصرفترین داروهاى رایج هست. از عوارض جانبى این داروها سرآسیمگى، ناراحتى گوارش وَ تهوع می‌باشد.
در عین حال داروهاى اخیر SSRT مثل فلوکستین وَ سیتالوپرام از کمترین میزان عوارض جانبى در میان داروهاى فوق برخوردار هست.

درمان غیردارویی

١ـ نور درمانى

این گونه درمان براى معالجه افسردگى فصلى به‌کار برده می‌شود؛ اما اگر افسردگى فصلى شدید باشد نور درمانى باید با دارو درمانى همراه گردد.

۲ ـ شوک درمانى (ECT)

این شیوه در موارد زیر براى درمان بیماران افسرده به‌کار می‌رود:
٭ افسردگى بیمار با درمان دارویى از بین نرفته باشد.
٭ بیمار قادر به تحمل داروهاى ضدافسردگى نیستند.
٭ بیمارى چنان شدید باشد که به بهبود سریع نیاز باشد مثلاً بیمار افکار خودکشى خیلى شدید داشته باشد.

در این روش جریان الکتریکى را به سر شخص وارد می‌کنند وَ یک حمله تشنجى ایجاد می‌شود.ECT بی‌خطر وَ بدون درد بوده وَ میزان عارضه آن کم وَ در حافظه کوتاه‌مدت می‌باشد.

۳ ـ روان درمانى

این گونه درمان شامل درمآنانیى هست که از دارو هستفاده نمی‌شود. موارد زیر از جمله موفقترین شیوه‌هاى روان درمانى در درمان افسردگى هست:

شناخت درمانى، روان درمانى بین فردى، رفتار درمانى، روانکاوى وَ روان درمانى خانواده.

۴- درمآنانى گیاهى وَ غذایى

بسیارى از فرآورده‌هاى گیاهى که در ایالات متحده آمریکا در دسترس عموم هست جهت درمان بیمارى افسردگى به‌کار می‌رود.
گونه خاصى از مخمر آبجو بنام’s Wort St. John با عوارض جانبى پایین در این زمینه شناخته شده وَ در درمان فرم خفیف تا متوسط افسردگى کاربرد دارد. در کشورهاى دیگر مثل هند وَ سریلانکا، برگ گیاه برگاموت را بصورت اسانس در چاى وارد کرده وَ در درمان افسردگى به‌کار برده‌اند.

به‌نظر می‌رسد که آمار افسردگى در ایالات متحده آمریکا رو به افزایش هست. دلیل قطعآ ناشناخته هست ولى می‌تواندبه علت تغییراتى درهسترس روزانه ساختار اجتماعى افراد، تغییرات ژنتیکى، تشخیص پیشرفته وَ اصلاح شده وَ یا تغییراتى در رژیم غذایى افراد باشد.

تغییرات دررژیم غذایى افراد میدان وسیعى براى پژوهش ها دانشمندان می‌باشد. از آنجائیکه بعضى از مواد غذایى به ‌طور مستقیم در ساختمان سروتونینها (یک واسطه شیمیایى که در ایجاد افسردگى نقش بسیار قابل ملاحظه‌اى دارد) به‌کار می‌رود ، می‌توان این گونه نتیجه گرفت که مصرف این مواد غذایى از جمله ماهى وَ روغن ماهى نقش بازدارنده‌اى در ایجاد افسردگى دارند. بعضى از دانشمندان با مصرف زیاد روغن ماهى (روغن امگا ۳) در افراد داوطلب وَ مقایسه آن با افرادى که آن را مصرف نکرده‌اند، به این نتیجه رسیده‌اند که هر چقدر مصرف امگا ۳ (روغن ماهی) در جوامع بیشتر باشد افسردگى  به حداقل آن خواهد رسید.

همچنین نشان داده شده هست که مصرف روغن ماهى در ایجاد بقیه بیماریهاى روانى نقش بازدارنده‌اى نیزدارد. پیش از پیش نیز نقش بازدارنده روغن ماهى درایجاد بیماریهاى قلبى وَ عروق ثابت شده بود.

افسردگى در گروههاى مختلف

افسردگى در دانشجویان

دانشجویان از هوشمندترین وَ مستعدترین اقشار هر جامعه بوده وآینده سازان هر کشور هستند . از این رو توجه به سلامت روانى آنان از اهمیت ویژه‌اى برخوردار هست ، زیرا دانشجویان هنگامى می‌توانند آفرینشگر، فعال وَ سازنده باشد که شاداب، امیدوار وَ متعهد باشد.

افسردگى یکى از شایعترین اختلالات روانى هست که با علائم کاهش انرژى وَ علاقه، احساس گناه، اشکال درتمرکز، بىاشتهایى وافکارمرگ وخودکشى در    شخص همراه هست. ازعلائم شاخص افسردگى کاهش انرژى، بى حوصلگى وَ عدم تمرکزمى باشد  که در افرادى که داراى فعالیتهاى فکرى هستند . بخصوص دانشجویان منجر به بروز اختلال در امور تحصیلى وَ شغلى، اشکال در تکمیل تکالیف  وَ کاهش انگیزه براى انجام طرحهاى تازه مى گردد.

میزان افسردگى دانشجویان می‌تواند به عنوان شاخص اساسى سلامت روانى آنان به همه ی مار آید، بنابراین دانشجوى مبتلا به اختلال افسردگى احتمالا علاقه به اموردرسى وَ آموزشى را از دست بدهدواحساس پوچى وبى ارزشى وَ بى اهمیتى به وى دست دهد. لذا درچنین شرایطى نمى توان تلاش ذهنى هدفمند وجهت‌دار وَ در عین حال خلاق را از آنان انتظار داشت. همچنین به معیارهاى این گروه سنى یعنى توانمندى، سلامتى، هوش، جذابیت وَ … بى علاقه شده وَ احساس ناتوانى مى کنند.

از طرف دیگر در توانایى تحلیل که لازمه فعالیتهاى آموزشى هست دچار ضعف عمده مى گردند که منجر به نارضایتى از خود در جوان دانشجو گشته وَ باعث شدت بیمارى مى گردد.

مطالعات زیادى در مورد شیوع افسردگى در دانشجویان صورت گرفته هست. در اینجا به نتایج بعضى از مطالعات انجام شده در ایران اشاره می‌شود که بر اساس یافته هاى یکى از این مطالعات، حدود ٣/٢١ دانشجویان مورد مطالعه مبتلا به افسردگى خفیف تا متوسط بوده اند.

این  میزان در  بین دانشجویان  دختر ٢/٢٢ درصد وَ  دانشجویان  پسر ۴/١٧ درصد گزارش شده هست (کوشان وَ واحدیان، ١٣٧٣). این مطالعه هم چنین نشان داده هست که در بین دانشجویان مجرد (١/٢٢ درصد) افسردگى بیشترى نسبت به دانشجویان متاهل (٢/١٩ درصد) وجود داشته هست.

همچنین احمدى (١٣٧١)، در مطالعه خود بر روى دانشجویان علوم پزشکى اهوازنتیجه گرفت که ۵٢ درصد دانشجویان زن وَ ٣٨ درصد دانشجویان مرد دچارافسردگى خفیف تا شدید هستند . در این مطالعه میانگین افسردگى دانشجویان مجرد ۴٢/١٠ درصدودانشجویان متاهل ٩٧/٧ درصد گزارش شده هست. یافته‌هاى این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که ١١ درصد دانشجویان مرد وَ ٢٠ درصد دانشجویان زن نسبت به آینده ناامید بودند . مکملا آن ٨ درصد دانشجویان ‌مردو ٧ درصد دانشجویان زن داراى افکار خودکشى بودند.

شایعترین مشکلاتى که در این مطالعه توسط خود دانشجویان نیز مطرح شده هست شامل:

حجم زیاد دروس پزشکى، فعالیتهاى زیاد در بخشهاى بالینى، وجود دروس غیر ضرورى، طولانى بودن دوره تحصیل پزشکى، کافى نبودن امکانات رفاهى، کم بودن مدت زمان هستراحت، کشیکهاى زیاد وَ انتظارات بیش از حد برخى از کادر پزشکى از دانشجویان می‌باشد

شایعترین علائمى که خود دانشجویان درمطالعات مختلف گزارش نمودند شامل موارد زیر مى شود: بى حوصلگى، کاهش قدرت تمرکز وَ یادآورى، احساس از دست دادن علاقه، احساس غمگینى، کاهش توانائیهاى جسمانى، نا امیدى نسبت به آینده، سخت بیدار شدن در صبح، احساس خستگى دائم، خسته کننده بودن کارهاى روزمره.

در نتیجه با توجه به اثرات ناخوشایند ومخرب بیمار افسردگى در روند زندگى وَ عملکرد قشر جوان وَ دانشجو توصیه مى شود که با مشاهده علائم اولیه که در این سایت ارائه شده هست براى فعالیتهاى درمانى وَ جلوگیرى از شدت علائم اقدام نمایند.

¤ افسردگى در کودکان وَ نوجوانان

مطالعات وبررسیهاىانجام شده نشان داده هست که افسردگى درکودکان وَ نوجوانان نیزوجود دارد که باافسردگى دربزرگسالان شباهت دارد.

تفاوت عمده افسردگى در کودکان وَ نوجوانان با بزرگسالان در دو مورد هست: به جاىخلق افسرده احتمالا در کودکان ونوجوانان خلق تحریک‌پذیر باشد وَ نرسیدن به وزن مورد انتظار (کاهش وَ یا افزایش وزن) در آنان دیده شود.

کاهش اعتماد به نفس، بی‌تفاوتى، سطح پایین انرژى، گوشه‌گیرى اجتماعى، آشفتگیهاى خوردن وَ خوابیدن، دیدگاه بدبینانه آشکاردرمورد آینده وَ اعتقاد وَ اقدام به خودکشى از دیگر علائم وَ علامت‌هاى افسردگى در این گروه سنى می‌باشد . در نوجوانان رفتارهاى ضداجتماعى وَ منفی‌کارانه ، مصرف الکل وَ دارو وَ مواد مخدر احتمالا مشاهده گردد.

افسردگى درکودکان ونوجوانان بیشترازبقیه سنین با خودکشى همراه می‌باشد. فقط در سال ١٩٩۶ خودکشى به‌ عنوان سومین عامل مرگ وَ میر در افراد ٢۴-١۵ ساله وَ چهارمین علت مرگ وَ میر در افراد ١۴-١٠ سال بوده هست. مکملا عوامل ژنتیک وَ فیزیولوژیک چندین عامل هسترس‌زاى اجتماعى می‌تواند بر خلق کودک تاثیر بگذارد ، از قبیل ناهماهنگ بودن وَ آشفتگى در خانواده، طلاق، مورد آزار وَ بی‌توجهى واقع شدن، شکست تحصیلى، وضعیت اجتماعی وَ اقتصادى ضعیف وَ داغدیدگى.
اختلال افسردگى در کودکانى که قبل از سن مدرسه هستند بسیار نادرهست. اما در ۲ درصد بچه‌هاى دبستانى اختلال افسردگى شدید (عمده) شیوع دارد وَ این میزان براى نوجوانان حدود ۵ درصد در جامعه می‌باشد.
مطالعات معدودى وجود دارد که دلالت بر مفید بودن داروهاى ضدافسردگى در کودکان وَ نوجوانان داشته باشد. مصرف داروهاى ضدافسردگى در این گروه سنى بر پایه هستانداردهاى درمانى بالینى هستوار هست.
یک تحقیق به‌طرز روشنى گفته هست که فلوکستین Fluxetin(داروى بسیار مؤثرى در درمان افسردگى در کودکان وَ نوجوانان مى باشد.)

به‌نظر می‌رسد که درمان دارویى همراه با روشهاى مخصوص روان درمانى درکودکان ونوجوانان ارزش بسیارى داشته وَ پیشگیرى مؤثرترى در خودکشى آنان در سنین بعدى مى باشد، بخصوص روان‌درمانى خانواده براى آموزش به خانواده در مورد اختلالات افسردگى مهم وَ ضرورى هست.

افسردگى در افراد مسن

در سالهاى اخیر حدود ۲ درصد افراد بالاى ۶۵ سال، به غیر از افرادى که در آسایشگاه نگهدارى می‌شوند ، از افسردگى رنج می‌برند. پژوهش ها ثابت کرده هست که درمان وَ تشخیص این افراد از اهمیت زیادى برخوردار هست.
خودکشى در میان افراد مسن‌تر بیشتر از بقیه سنین شایع بوده وَ از این نظر قابل توجه می‌باشد. مطالعات نشان می‌دهد که سطح اقتصادى ـ اجتماعى پایین، از دست دادن همسر، بیمارى جسمى همزمان، کناره‌گیرى اجتماعى وَ بازنشستگى با افسردگى سالمندان رابطه دارد.
علائم عمده افسردگى در سالمندان شامل کاهش نیرو وَ تمرکز، اختلال خواب، کاهش اشتها وَ وزن ، شکایات جسمى ، احساس بی‌ارزشى ، بدبینى، اختلال حافظه وَ خودکشى می‌باشد.

خانمها وَ افسردگى

افسردگى نزد بانوان چیزى حدود ۲ برابر بیشتر از آقایان دیده می‌شود . در طول زندگى حداقل ٢٠ درصد بانوان حداقل یک بارتجربه افسردگى کوتاه مدت راداشته‌اند. اگرچه به نظرمی‌رسدکه افسردگى ارتباط تنگاتنگى با سن یائسگى دارد.

ولىدرحقیقت این سنین بارورىوسنین پیشاز یائسگى هستندکه بیشترین میزان آمارافسردگى دربانوان راتشکیل می‌دهند. ازطرفى آنالیزهاى آمارى افسردگى در بانوان نشان می‌دهد که هسترسهاى متفاوت ، زایمان، تفاوتهاى هورمونى، نقشهاى اجتماعى ورفتارهاى مورد انتظار از زنان بیشتر از مردان روان آنان را به سمت بیمارى افسردگى سوق می‌دهد.

افسردگى پس از زایمان همچنین بیمارى شایعى در میان بانوان بوده وَ جستجوها وَ مطالعات در پى علت دقیق آن می‌باشند.

افسردگى پس از وضع حمل چیست؟

افسردگى پس از وضع حمل گونهى از افسردگى هست که پس از تولد نوزاد رخ مى دهد.

گونه اول:

شایع ترین گونه آن یک افسردگى ملایم هست که اغلب به آن «حزن» می گویند وَ در ۵۰ درصد زنان اتفاق مى افتد. مادرى که دچار این گونه افسردگى هست اغلب احساس تنش، اضطراب  وَ فرسودگى مى کند، بسیار عاطفى هست وَ گاه بدون هیچ دلیل خاصى مى گرید . این افسردگى  از روزهاى آغازین زایمان شروع مى شود وَ گاه تا چندین روز دوام مى یابد وَ بعد از آن به سرعت برطرف مىشود.

این وضعیت دلیلى براى نگرانى ندارد، رفتارهاى حمایتگرانه وَ دادن اطمینان . مجدد به خصوص از سوی همسر، به درمان این افسردگى کمک مى کند

گونه دوم:

حدود ۱۰ درصد زنان پس از زایمان دوران شدیدترومستمرترىاز افسردگى را تجربه مى کنند (دوره هایى از خلق افسرده طولانى، بى اشتهایى، اختلال هاى خواب). این ناراحتى متداولا درهفته سوم زایمان وَ یا بعدازآن شروع مى شود وَ ممکن هست چند ماه دوام بیاورد . اقدامات درمانى نظیر روان درمانى  مصرف داروهاى ضدافسردگى  متداولا بسیار مفیدند.

گونه سوم:

این گونه اختلال گونهى روان پریشى هست که در ۱ تا ۳ فرد از هر هزار زن زایمان کرده بروز مى کند. این اختلال به یک باره وَ در فاصله کمى از زایمان آشکار مى شود (در ۴۰ درصد موارد تا روز هفتم پس از زایمان). این حالت موقعیت خطیرى را پدید مى آورد که با توهم، هذیان وَ ابهام به همراه هست.

رفتار وَ روان فرد افسرده متشنج وَ آشفته هست وَ اغلب باورهاى غیرعادى وَ ناراحت کننده اى در مورد خود وَ یا نوزادشان دارند. چنین افرادى به کمک ویژه از طرف یک روانکاو احتیاج دارند. درمان رایج براى این وضعیت هستفاده از دارو وَ یک دوره کوتاه بسترى شدن در بخش مخصوص مادران وَ نوزادان هست. در برخى از موارد درمان با هستفاده از تشنج الکتریکى صورت مى گیرد.

عوارض افسردگى پس از وضع حمل چیست؟

افسردگی درزنان یک رشته از عوارض را توصیف مى کنند که در پایین شرح آنان آمده هست.

احساسات یا عواطف

– احساس غمگینى، اضطراب وَ نومیدى

– حس بى ارزش بودن

– حس رنجیدگى وَ خشم

– حس گناه، تشویش، دلواپسى وَ دست پاچگى

– بیش از حد گریه کردن وَ یا ناتوان از اینکه گریه کند

فیزیکى یا جسمى

–  بىحالى  وَ فرسودگى

– دشوارى در خوابیدن

– بى علاقگى به داشتن رابطه جنسى

– تغییر اشتها. بیش از حد خوردن یا به اندازه کافى نخوردن

رفتارى

– از دیگران اجتناب کردن وَ عدم تمایل به بیرون رفتن

– اجتناب از انجام کارهایى که از انجام آنان لذت مى بردند

– انجام ندادن تکالیف وَ وظایف وَ یا بالعکس انجام کارهاى توان فرسا

– به تعویق انداختن تصمیمات

– جروبحث زیاد وَ داد زدن بدون کنترل

چگونه مى توانیم به خود کمک کنیم؟

یک رشته اقدامات عملى وجود دارد که همه ی همه ی ما مى توانید براى بهتر شدنتان آنان را انجام دهید.

– درباره احساسات خود صحبت کنید:

ممکن هست صحبت کردن با همسرتان برایتان دشوار به نظر برسد ولى بیان احساسات، عامل مهمى در تخلیه احساسات ناراحت کننده همه ی همه ی ما هست وَ ثانیاً به حفظ رابطه روزانه همه ی همه ی ما وَ همسرتان کمک بیشترى مى کند.

– سعى کنید تمام روز تنها نباشید:

سعى کنید دوستانتان را ببینید وَ یا با افرادى که براى همه ی همه ی ما احساس شادى وَ آرامش فراهم مى آورند دیدارى داشته باشید.

-۱ از دادن هر پیشنهادى به اطرافیان که کمک کننده به وضع حال همه ی همه ی ما هست هستقبال کنید.

مانند نگهدارى کودک وَ یا انجام کارهاى خانه.

-۲ هر چه مى توانید هستراحت کنید زیرا خستگى باعث تشدید افسردگى مى شود.

-۳ غذاهاى مقوى وَ سالم مصرف کنید.

-۴ زمانى را (هرچند کوتاه) براى پیاده روى،  خواندن یک مجله وَ کارهایى که تسکین دهنده خاطر شمهست اختصاص دهید.

-۵ ورزش کردن عامل بسیار مهمى در رفع افسردگى همه ی همه ی ما هست.

ارتباط افسردگى با بیماریهاى دیگر:

افسردگى اغلب به‌طور همزمان با بسیارى از بیماریها مثل بیمارى قلبى، سکته مغزى، سرطان وَ دیابت می‌تواند بروز پیدا کند.
افسردگى موجود همراه این بیماریها اغلب فراموش شده وَ درمان نمی‌شود. مطالعات اخیر تأکید بر این نکته دارد که براى حصول نتیجه خوب از بیماریهاى ناتوان‌کننده بالا باید افسردگى وَ زمینه آن را به‌درستى تشخیص وَ درمان کرد.

افسردگى وَ بیماریهاى قلبى:

شواهد قوى وجود دارد که وجود افسردگى ریسک بیمارى قلبى را در افراد افزایش می‌دهد. آنالیزهاى آمارى ثابت کردند که وجود افسردگى شدید (عمده) در افراد ۴ برابر آنان را در مقابل انفارکتوس قلبى در یک دوره ١٣-١٢ ساله آسیب‌پذیرتر می‌کند.
حتى در افرادى که افسردگى خفیف دارند، احتمال ابتلا به بیمارى قلبى دو برابر بیشتر هست. اکنون سؤال اینجهست که آیا درمان افسردگى احتمال ابتلا به بیمارى قلبى را کاهش مى دهد یا خیر؟ سؤالى که پژوهش ها آینده جواب آنراخواهد یافت. البته تپش قلب شدید ناشی از اضطراب و ترس تا کنون به صورت علمی نشان داده که ابتلا به بیماری قلبی را افزایش میدهد

افسردگى وَ دیابت:

افسردگى در طول زندگى هر شخص را می‌تواند هدف قرار دهد. ولى وقتى شخص دچار دیابت هست مشکل بسیار حادتر هست. قند در بدن فرد زیاد و کم می شود و از حالت نرمال خارج میشود

این اتفاق در میان ١۶ میلیون آمریکایى روى داده هست. درمان بیمارى افسردگى در بیماران دیابتیک به‌طور قابل توجهى به بهبود کیفیت زندگى وَ همچنین کنترل دیابت کمک می‌کند. از طرفى مطالعات زیادى در کالیفرنیا وَ واشنگتن نشان داده هست که وجود دیابت احتمال افسردگى در شخص را دو برابر می‌کند.

علت زمینه‌اى که بین دیابت وَ افسردگى وجود دارد هنوز ناشناخته هست. افرادى که دچار دیابت هستند وَ همزمان اختلالات افسردگى را از خود بروز می‌دهند ، به ‌طور قابل توجهى عوارض دیابت در آنان بیشتر هست.

افسردگى وَ اضطراب:

پژوهش ها دانشمندان نشان می‌دهد که افسردگى اغلب با اختلالات اضطرابى مثل ترس، وسواس فکری، ضداجتماع یا غیره همراه هست.

اما هنوز مشخص نیست که آیا افرادى که علائم این دو اختلال را دارند به دو بیمارى مجزا مبتلا هستند وَ یا اینکه یک بیمارى واحد هست که علائم هر دو اختلال را با هم دارا می‌باشد. مطالعات نشان داده هست که ٢٠ تا ٩٠ درصد مبتلایان به هراس، دوره‌هاى اختلال افسردگى عمده دارند.

از علائم این اختلال توأم می‌توان موارد زیر را نام برد:

لرزش در دست و بدن، طپش قلب شدید، خشکى دهان بخصوص در ساعات صبح و عصر، ناراحتى معده و سوزش ـ روده وَ موارد دیگر. براى درمان آنان ازداروهاى ضداضطراب وَ افسردگى هستفاده می‌شود وَ روان‌درمانى بسیار مؤثر می‌باشد.

افسردگى وَ چاقى:

به‌طور کلى پژوهش ها نشان داده هست که در بعضى از افراد افسرده افزایش وزن مشاهده می‌شود.

در این افراد کاهش وزن به‌طور قابل ملاحظه‌اى به اعتماد به نفس آنان وَ همچنین کیفیت بهتر زندگى وَ بهبودى آنان از افسردگى کمک می‌کند.

افسردگى وَ تیرویید:

افسردگى در طیف وسیعى از بیماریها می‌تواند اولین نشان بیمارى باشد مثل کم‌کارى غده تیرویید؛ بنابراین پزشک باید در ابتداى درمان مکملا معاینه کامل جسمى وَ عصبى وَ آزمایشات معمول عملیات تشخیص مربوط به کارکرد تیرویید وَ همچنین غده فوق کلیوى را انجام دهد.

پژوهش ها بر روى درمان افسردگى

بسیارى از کشورها در قالب سیستمهاى مختلف دانشگاهى در پى آنند که راههاى مختلف درمان وَ تشخیص بیمارى را به روشهاى کم هزینه‌تر وَ ساده‌تر بیابند.

پژوهش ها در سالهاى آینده روى تأثیر درمان در کودکان وَ نوجوانان وَ روشهاى پیشگیرانه‌تر تمرکز خواهد یافت.

پژوهش ها ژنتیکى بر روى افسردگى

پژوهش ها وسیع وَ دامنه‌دارى روى دخالت ژنها انجام شده وَ یافته‌ها نقش مهم ژنها را در بروز افسردگى نشان می‌دهد.

تصویر بردارى از مغز در افسردگى

پیشرفتهاى اخیردرتکنولوژى تصویربردارى ازمغز این اجازه را به دانشمندان داده هست که به روشنى در مورد بیمارى افسردگى وَ تأثیرپذیرى از داروها به مطالعه برخیزند.

این کار توسط روشهاى جدیدى که ایمن وَ غیر تهاجمى هست صورت می‌گیرد.

اختلالات هورمونى در افسردگى

محور هورمونى مطرح در افسردگى، محور هیپوتالاموس در مغز می‌باشد. افزایش بیش از حدکارکرد در این محور می‌تواند زمینه ساز افسردگى باشد.

مدیریت افسردگی

۵ دستورالعمل ساده برای مدیریت افسردگی

بررسیها نشان می‌دهد که ظرف سالهای گذشته، افسردگی در میان افراد جوامع مختلف با ضریب رشد بالایی روبرو بوده هست. زمانی بود که افسردگی به عنوان یک «بیماری روانی» در نظر گرفته می‌شد وَ همراه با ناامیدی، شرمندگی وَ سرافکندگی بود. در این که افسردگی، یک گونه بیماری هست شکی وجود ندارد، درست همانند مرض قند یا بیماری قلبی. ولی اینها علامت نقص یا عیب شخصی نیستند وَ نباید موجب شرمساری فرد قرار بگیرند. افسردگی قابل درمان هست وَ هر چه زودتر تشخیص داده شود، راه درمان آن آسانتر هست.

حالت افسردگی، کاملاً طبیعی هست وَ اغلب مردم آن را تجربه کرده‌اند. امّا آنچه اهمیت دارد این هست که بتوان حمله‌های آن را کنترل کرد وگرنه می‌تواند برای جسم وَ روان فرد بسیار آسیب رساننده باشد.

حمله افسردگی، پدیده شایعی هست. حتی افراد بسیار شاد وَ سرحال نیز گاهی دچار افسردگی می‌شوند. اصولاً حالت ایستا وَ بدون تغییر هر چیز، حتی بهترین چیزها، نیز زندگی را بسیار ملال‌آور می‌کند. اگر شبی در کار نیستندهمه ی همه ی ما چگونه از روشنایی روز لذت می‌برید؟ اگر غمی نیستندچگونه می‌توان از شادی‌ها لذت برد؟ بنابراین، امید وَ افسردگی نیز مثل این چیزها به هم ارتباط دارند. افسردگی هنگامی به عنوان یک مشکل بروز می‌کند که دوره آن طولانی شود به نحوی که به جسم وَ روان همه ی ما آسیب رساند. بدین جهت، فراگیری نحوه مدیریت موفقیت‌آمیز افسردگی اهمیت بسیار دارد.

اگر فرد بیگناهی را برای مدتی طولانی در زندان نگاه دارند احتمالا از نظر روحی خرد شود. ولی اگر همین فرد یاد بگیرد که با شرایط زندان چگونه کنار آید، احتمالا حتی بعد از ۱۰ یا ۲۰ سال، باز هم سالم وَ سرحال از زندان بیرون آید. نمونه‌های زیادی در این مورد وجود دارد که از آن میان همه ی ما فقط به نلسون‌ماندلا اشاره می‌کنیم. به طریق مشابه، افسردگی نیز هرگز نمی‌تواند همه ی همه ی ما را خرد کند، اگر یاد بگیرید چگونه آن را مدیریت کنید.

در زیر ۵ دستورالعمل ساده برای مدیریت افسردگی ارائه می‌گردد:

۱- فعالیت بدنی شدید

هرگاه احساس افسردگی کردید باید از نظر جسمی خود را فعّال نگه دارید تا انرژی‌های زیادی ذهن‌تان را مصرف کنید. احساس افسردگی، انرژی منفی در ذهن همه ی همه ی ما آزاد می‌کند که باعث تضعیف اشتیاق وَ امید همه ی همه ی ما نسبت به زندگی وَ کار می‌گردد. همچنین، سیستم ایمنی بدن همه ی همه ی ما را ضعیف می‌کند وَ زمینه را برای ابتلاء به بسیاری از بیماری‌ها فراهم می‌سازد. این انرژی منفی با فعالیت بدنی شدید به بهترین نحو مصرف می‌شود. هر فعالیتی که دوست دارید را انجام دهید، فرقی نمی‌کند.

۲-  گشت زدن بی‌هدف

یکی دیگر از راههای مصرف انرژی منفی وَ منحرف کردن ذهن‌تان، پرسه زدن یا رفتن بی‌هدف به هر کجهست. سوار اتوبوس یا مترو شوید وَ به یک طرف حرکت کنید. در بازارها وَ مراکز خرید بگردید. در یک رستوران بنشینید وَ هر چه دوست دارید بخورید یا بیاشامید. تا وقتی کاملاً خسته نشده‌اید به خانه برنگردید.

۳-  صحبت کردن با یک دوست نزدیک

مشکل خود را با یک دوست نزدیک در میان بگذارید. سعی کنید هر چه در دل دارید را بیرون بریزید. به اشتراک گذاشتن مشکل با یک دوست نزدیک، از شدّت نیروی‌های منفی می‌کاهد. دوستان خوب، قادرند همه ی همه ی ما را از افسردگی درآورند. آنان خصوصیات همه ی همه ی ما را خوب می‌شناسند وَ می‌توانند ایده‌های خوبی برای مواجه شدن با افسردگی به روشی مثبت در اختیار همه ی همه ی ما قرار دهند.

۴-بنویسید، حتی چرندیات!

یک تکه کاغذ بردارید، یا کامپیوترتان را روشن کنید وَ یک فایل ایجاد کنید وَ شروع به نوشتن احساساتتان کنید . هیچ چیز را مخفی نگه ندارید . هر چه واقعاً حس می‌کنید را بنویسید . زیاد در قید وَ بند معنی‌دار بودن نوشته‌هایتان نباشید.

آدم احتمالا حتی با نزدیک‌ترین دوستانش نیز نتواند بعضی حرف‌ها را مطرح کند ولی با خودش که می‌تواند ؛ بنابراین هر آنچه در دل دارید را روی کاغذ یا توی کامپیوتر بریزید وَ هیچوقت خسته یا عصبانی نشوید . پس از آن که توانستید احساسات سرکوب شده خود را بیرون بریزید، به مقدار قابل ملاحظه‌ای احساس راحتی خواهید کرد.

۵-  شروع کردن یک ایده جدید

هیچگاه تصوّر نکنید که تمام امواج افسردگی، ناراحت کننده هستند. بعضی مواقع آغاز یک ایده یا نوآوری پرتاثیر و جالب هستند. ذهن همه ی همه ی ما سرگرم یافتن یا ابداع یک چیز جدید هست. هنگامی که این دوره طی شد، افسردگی آغاز می‌گردد. در این هنگام ذهن همه ی همه ی ما دوباره شروع به تولید چیزهای جدیدی می‌کند که امید وَ شوق تازه‌ای به دنبال می‌آورد؛ بنابراین، مطمئن باشید که پس از گذشتن موج افسردگی، چیزهای خیلی بهتری برایتان پیش خواهد آمد.

هشدارهاى افسردگى

٭ افسردگى یک بیمارى پزشکى هست که در ارتباط با تغییرات بیوشیمیایى مغز اتفاق مى افتد.

٭ افسردگى فکر را تحت تأثیر قرار مى دهد گرچه به این معنى نیست که همه آن در «سرِ ما» وجود دارد.

٭ افسردگى ضعف شخصیت نیست.

٭ درمان افسردگى مثل درمان بقیه بیماریها مثل درمان سرماخوردگى وَ زخم معده براحتى امکان‌پذیر هست.

٭ در بعضى مواقع درمان افسردگى با جلسات سایکوتراپى براحتى درمان‌پذیر هست.
٭ پژوهش ها بسیارى با موفقیت در درمان دارویى افسردگى به تازگى انجام شده هست.

نتیجه پژوهش ها در افسردگى

افسردگى در آینه تاریخ

در زمآنانى گذشته افسردگى به عنوان یک بیمارى شناخته شده بود .

« Eberes Papyrus»، یکى از قدیمیترین مستندات وَ مدارک پزشکى دنیا در مصر قدیم، حالتى را توضیح مى دهد که یک گونه دلسردى وَ غم وَ غصه زیاد وَ یا به اصطلاح امروزى افسردگى هست. نوشته‌هاى بقراط نشان مى دهد یک گونه حالت «ملانکولی» (Melancholy) وَ افسردگى ناشى از عدم تعادل در روان وَ بدن وجود دارد.

بسیارى از فلاسفه، نویسندگان، دانشمندان، سیهستمداران وَ بازیگران در دوره‌هایى از زندگى دچار افسردگى بوده‌اند.

افسردگى وَ دستگاه ایمنى

افسردگى یکى از اختلالهاى روانپزشکى می‌باشد که ارتباط آن با دستگاه ایمنى فرد مورد توجه روزافزون قرار گرفته هست. بخش عمده‌اى از بررسیهاى ایمنی‌شناسى، عصبى ـ روانى وَ فیزیولوژیک حاکى از تأثیر افسردگى بر ایمنى وَ عملکرد فیزیولوژیک می‌باشد.

در بررسى اخیرى که در دانشگاه شیراز توسط خانم دکتر طوبایى وَ همکاران صورت گرفت، چنین نتیجه گرفته شد که نقش اختلالهاى روانپزشکى به‌ویژه افسردگى بر دستگاه ایمنى چشمگیر بوده وَ توجه به بهداشت روانى در بیماریهایى که ارتباط نزدیکى با نارسایى دستگاه ایمنى دارند می‌تواند راهگشاى بهبودى هر چه بیشتر افراد باشد.

افسردگى در دانشجویان ایرانى

در پژوهشى که آقاى دکتر نور و فخرایى در سال ١٣٨٠ در دانشگاه تهران انجام دادند مشخص شد که مشکلات روانشناختى دانشجویان خصوصاً افسردگى وَ اضطراب به‌طور کاملاً معنى دارى در بین دانشجویان پزشکى خیلی بیشتر از دانشجویان غیر پزشکى دیده می‌شود.

افسردگى در کودکان

در تحقیقى که به‌منظور بررسى میزان شیوع افسردگى در کودکان دبستانى در سال ١٣٨٠ در شهر مشهد توسط دکتر ابراهیم عبدالهیان وَ همکاران صورت گرفت معلوم شد که میزان افسردگى در دختران دبستانى حدود ١/١٣ درصد وَ پسران ۶/٧ درصد می‌باشد وَ مشکلاتى مثل طلاق والدین، تغییر محل سکونت، تغییر مدرسه، سطح اجتماعى‌ـ‌اقتصادى خانواده وَ سابقه بیماریهاى عصبى در خانواده در بروز آن موثر می‌باشد، به‌طوریکه اختلال افسردگى کودکان به علت تأثیر چشمگیر بر موفقیت تحصیلى وَ کارکرد اجتماعى از اهمیت بالایى برخوردار هست وَ درمان فورى جهت پیشگیرى از بروز مراحل بعدى را می‌طلبد.

افسردگى وَ سوء استفاده جنسى در کودکان خیابانى

در تحقیقى که در سال ١٣٨١ توسط آقاى دکتر حمیدرضا احمدخانیها وَ همکاران روى ٨٧ کودک خیابانى در جنوب تهران به‌عمل آمد مشخص شد که ٧/۶٨ درصد از دختران وَ ٢/٨۴ درصد از پسران دچار افسردگى هستند. این یافته همچنین نشان داد که نزدیک به ۱۲ درصد آنان مورد سوء هستفاده جنسى قرار گرفته بودند.
با توجه به فراوانى افسردگى وَ سوء استفاده جنسى در کودکان خیابانى، توجه جدى سازمآنانى دولتى وَ غیر دولتى در زمینه حمایت وَ آموزش این افراد نیاز می‌باشد وَ به‌نظر مى رسد توجه ویژه به این قشر در ریشه‌کنى بیماریهاى آمیزشى وَ پیشگیرى از شیوع بیماری ایدز بسیار ضرورى هست.

افسردگى در افراد مشهور

در طول زمان نویسندگان وَ دانشمندان زیادى به افسردگى مبتلا بوده اند از جمله: آبراهام لینکلن، ارنست همینگوى، پیتر چایکوفسکی وَ چارلز دیکنز.

افسردگی و اینترنت

مزایا و معایب ارتباطات اینترنتی

در مطالعات تازه ای که توسط دکتر رابرت کرات (Dr. Robert Kraut) در دانشگاه اوهایو آمریکا صورت گرفته، نشان داده شده هست که استفاده از اینترنت باعث افسردگی شده هست. به تدریج که اجتماع همه ی ما بیشتر وَ بیشتر به ارتباطات اینترنتی وابستگی پیدا می کند، مطالعه این که چگونه این امر در شکل دهی روشهای تعامل همه ی ما تاثیرگذار هست، اهمیت بیشتری می یابد. آیا با محروم بودن از جنبه های فیزیکی وَ احساسی گفتگوی مستقیم با یک فرد وَ یا دریافت نامه ای به خط دوستمان، خود را بیشتر منزوی حس نمی کنیم؟

کارتون بالا، نشانگر فناوری امروز هست وَ این که چگونه بعضیها آن را جایگزین ارتباطات رودررو ساخته اند. این کارتون نشان داده هست که دو فرد که تنها ساکنان یک جزیره کوچک در وسط دریا هستند از طریق پست الکترونیکی (e-mail) با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. بسیاری جنبه های روانشناسی اجتماعی در این زمینه نقش دارند.

بعضی عقیده دارند صحبت کردن از طریق کامپیوتر آسانتر هست زیرا آدم احساس راحتی بیشتر می کند وَ می تواند چیزهایی را که در حضور دیگران به دلایل مختلف نمی تواند بر زبان آورد، بازگو کند.

این امر به سطوح پایین خودآگاهی مربوط شده هست. البته این جنبه مثبت این امر هست وَ باید به جنبه منفی آن نیز توجه کرد. افراد متداولا با درجه پائین تری از خودآگاهی، راحتتر دروغ می گویند. در دنیای امروز، موارد بسیار زیادی وجود داشته هست که افراد از طریق اینترنت دروغ گفته اند تا دیگران کار خاصی را برایشان انجام دهند. اتاقهای گپ زنی در اینترنت، نمونه ای از مکآنانیی هستند که این دروغگوئیها به وفور در آنجا اتفاق می افتد.

اینترنت، پیشداوریهای همه ی ما را نیز کاهش می دهد. هنگامی که همه ی ما کسی را بر روی شبکه ملاقات می کنیم نمی دانیم که او چه شکلی هست، تنها چیزی که می دانیم این هست که به همه ی ما چه می گوید؛ بنابراین ارتباطات اینترنتی، بدون هیچگونه پیشداوری حاصل از ملاقات حضوری، بسیار متفاوت از ارتباطات به شیوه سنتی گشته هست.
هر چند ارتباطات از طریق اینترنت برای افراد خجالتی بسیار راهگشا هست وَ دریچه های جدیدی را می گشاید اما از سوی دیگر، می تواند افراد را به زودباوری وَ قبول آنچه که به آنان ارائه شده هست تشویق کند. افراد وَ گروههای مختلف می توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند وَ پیامهای خود را چه خوب وَ چه بد ، در سطح گسترده ای منتشر نماینـد . بـرای مثال ، Hatewatch.org گروهی هست که رشد «گروههـای فردت» را در وب پیـگیری وَ دیـده بانی می کند. این به همه ی ما نشان داده هست که تمام اشکال مختلف ارتباطات در اینترنت همه ی ما را به یک جهت مثبت رهنمون نمی سازد.
به نظر می رسد که اینترنت روشهای ارتباطی همه ی ما را در هر دو جنبه مثبت وَ منفی ، دگرگون نموده هست . پست الکترونیکی، سرویس سریع وَ راحتی را برای بسیاری به وجود آورده هست ولی از سوی دیگر، هر چند حجم ارتباطات همه ی ما زیادتر شده ولی از جنبه های شخصی تر آن دور افتاده ایم.

عوامل تشدید کننده بیماری

عصبانیت‌ یا احساس‌ دیگری‌ که‌ فرو خورده‌ شده‌ باشد.

داشتن‌ شخصیتی‌ وسواسی‌، منظم‌ وَ جدی‌، تکامل‌گرا، یا شدیداً وابسته‌

سابقه‌ خانوادگی‌ افسردگی‌

وابستگی‌ به‌ الکل‌

شکست‌ در کار، ازدواج‌، یا روابط‌ با دیگران‌

مرگ‌ یا فقدان‌ یکی‌ از عزیزان‌

از دست‌ دادن‌ یک‌ چیز مهم‌ (شغل‌، خانه‌، سرمایه‌)

تغییر شغل‌ یا نقل‌ مکان‌ به‌ یک‌ جای‌ جدید

انجام‌ بعضی‌ از اعمال‌ جراحی‌ مثل‌ برداشتن‌ پستان‌ به‌ علت‌ سرطان‌

وجود یک‌ بیماری‌ یا معلولیت‌ عمده‌

گذر از یک‌ مرحله‌ از زندگی‌ به‌ مرحله‌ای‌ دیگر، مثلاً یائسگی‌ یا بازنشستگی‌

هستفاده‌ از بعضی‌ از داروها مثل‌ رزرپین‌، داروهای‌ مسدودکننده‌ بتا آدرنرژیک‌، یابنزودیازپین‌ها

محرومیت‌ از داروها وَ مواد محرک‌ مثل‌ کوکائین ‌، آمفتامین‌ها، یا کافئین‌
بعضی‌ از بیماری‌ها مثل‌ دیابت‌، سرطان‌ لوزالمعده ‌ وَ اختلالات‌ هورمونی‌
عوارض‌ احتمال

خودکشی‌. نشانه ها هشداردهنده‌ آن‌ عبارتند از: ـ گوشه‌گیری‌ از خانواده‌ وَ دوستان‌ ـ عدم‌ توجه‌ به‌ ظاهر خود ـ به‌ زبان‌ آوردن‌ این‌ که‌ فرد می‌خواهد «همه‌ چیز را تمام‌ کند» یا اینکه‌ «زیادی‌ هست‌ وَ مزاحم‌ دیگران‌.» ـ شواهدی‌ از داشتن‌ نقشه‌ برای‌ خودکشی‌ (مثلاً نوشتن‌ وصیت‌نامه‌ یا توجه‌ به‌ یک‌ سلاح‌ قتاله‌) ـ خوشحالی‌ ناگهانی‌ پس‌ از احساس‌نومیدی‌ مدت‌ زیاد. عدم‌ بهبود افسردگی‌

پیشگیری‌

تغییرات‌ عمده‌ زندگی‌ را پیش‌بینی‌ وَ آمادگی‌ لازم‌ برای‌ مواجهه‌ شدن‌ با آنان را کسب‌ کنید.

حتی‌الامکان‌ از عوامل‌ خطر پرهیز کنید.

راهبردهایی برای غلبه بر افسردگی

۱- اهداف قابل دسترس داشته باشید.

۲- به اندازه ای که می توانید مسئولیت بپذیرید.

۳- کارها، اهداف وَ وظایف بزرگ را به دسته های کوچک تقسیم وَ طبقه بندی کنید.

۴- مدیریت زمان وَ الویت بندی داشته باشید.

۵- مدتی از وقت خود را با دیگران وَ یک دوست صمیمی سپری کنید. سعی کنید فردی را در زندگی بیابید که بتوانید به وی اعتماد کرده وَ با وی درد دل کنید.

۶- به سرگرمیها وَ تفریحاتی که دوست دارید بپردازید.

۷- ورزش کرده وَ فعالیت بدنی متداول داشته باشید.

۸- تا بر طرف شدن آثار افسردگی تصمیمات خیلی مهم خود را به عقب باندازید.

۹- به خاطر داشته باشید که بهبودی خلق افسرده زمانبر وَ تدریجی میباشد انتظار معجزه نداشته باشید.

۱۰- از افراد غیر حامی وَ منتقد اجتناب کنید.

۱۱- به دوستان وَ خانواده خود اجازه دهید در روند بهبودی به همه ی همه ی ما کمک کنند.

۱۲- افکار مثبت را جایگزین افکار منفی گردانید.

۱۳- به خاطر داشته باشید که زندگی بطور ذاتی مبهم وَ نامشخص بوده وَ در بسیاری از شرایط تنها یک پاسخ واحد مشکل گشا نخواهد بود. زندگی مملو از احتمالات هست.

۱۴- همه ی همه ی ما باید بیاموزید چگونه میان اموری که همه ی همه ی ما مسئول آنان میباشید وَ یا نمیباشید تفاوت قائل گردید. متداولا افراد کنترلی که بر شرایط دارند را کمتر وَ یا بیشتر از آنچه هست بر آورد میکنند. اموری که همه ی همه ی ما مسئولیتی در قبال آن ندارید وَ یا خارج از کنترل شمهست به حال خود بگذارید.

۱۵- همه ی همه ی ما باید قادر باشید میان موقعیتهایی که ارزش همه ی همه ی ما باید بر اساس موفقیتهای همه ی همه ی ما تعیین گردند وَ دیگر موقعیتها تفاوت قائل گردید.

۱۶- همه ی همه ی ما باید بیاموزید که چه زمان باید با احساسات خود ارتباط برقرار کرده وَ چه زمان از آنان فاصله بگیرید.

۱۷- همه ی همه ی ما باید بیاموزید که چه هنگام باید به بر زمان حال تمرکز کنید وَ چه هنگام به زمان آینده.

۱۸- خوشبختی وَ نیل به شادی در زندگی هدف نامعقولی نیست اما همه ی همه ی ما باید ابتدا مفهوم خوشبختی را برای خود معنا کرده وَ سپس با برنامه ریزی وَ ایجاد سلسه مراتب وَ پیروی از آنان به خوشبختی مطلوب خود دست یابید.

۱۹- همه ی همه ی ما باید قادر باشید که میان احساسات درونی خود وَ واقعیتهای عینی تفاوت قائل گردید.

۲۰- همه ی همه ی ما باید قادر باشید تا با دیگران رابطه برقرار کنید.

۲۱- اعتماد بنفس خود را ارتقا دهید.

۲۲- وابستگی خود را به دنیای خارج کاهش دهید.

۲۳- به خاطر داشته باشید هیچ فرد دیگر ی جز خود همه ی همه ی ما مسئول شادی همه ی ما

نمی باشد.

بازدید:۵۳۰۲۵۴

رتبه مقاله درگوگل:

در سایت زیر مشاهده کنید

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

امتیازدهی به مطلب:
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (بدون رای)
Loading...

65 نظر جدید برای افسردگى چیست؟

  • saman   میگوید:

    یه مشاور خانواده خوب در مشهد میخوام میشه کمکم کنید

    • راهنما   میگوید:

      با اداره بهزیستی تماس بگیرید

  • فرشته   میگوید:

    سلام خسته نباشید
    من برادری دارم ۲۷ ساله که به شدت افسردگی داره حاضر به انجام هیچ فعالیت خارج از خانه نیست هیچ دوست نزدیکی هم ندارد و تلاش اعضای خانواده در ارتباط برقرار کردن را رد میکنه
    پر از خشم و عصبانیت هست در طول روز اصلا حرف نمیزنه و حاضر به رفتن به سرکار نیست وبه شدت در برابر دیگران جبهه میگیرد و البته این افسردگی ارثی هست
    لطفا راهنمایی کنید چطور میتونم راضیش کنم پیش مشاور یا روانپزشک بره و یه مرکز خوب در شیراز بهم معرفی کنید ممنون

    • راهنما   میگوید:

      اول خودتون به تنهایی به مشاور مراجعه کنید و با توجه به شناختی که از برادرتون دارید راهکاری مناسبی رو بکار بگیرید

  • راضیه   میگوید:

    سلام من احساس میکنم خیلی افسردگی شدیدی دارم کلا از اجتماع دورم و دوست دارم شنوا باشم تا گوینده و به همین دلیل احساس میکنند خیلی مغرورمدرحالی که این طوری نیست من امشب به یک تولد دعوتم خیلی می ترسم که با یه جابشینم فقط نگاه کنم وبگند بچه مشکل داره اصلا نمی تونم خودمودرست کنم وهر روز با یکی دعوام میشه وحالم بدتر محض مو قع ها بیدلیل گریه می کنم واز حدی از دیگران متنفر می شم که دوست دارم بمیرم لطفا کمکم کنید وچند راه حل برای شرکت درتولد بهم بدید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه