مرکز مشاوره اراک

مرکز مشاوره اراک

آیا تا به حل از خدمات مشاوره ای در زمینه های مربوطه استفاده کرده اید؟ آیا از مزیت های مشاوره و محاسن آن اطلاع دارید؟ آیا معتقد هستید که مشاوره نقش پررنگ و مهمی در زندگی هر فرد دارد یا این کار را بی فایده و وقت تلف کردن میدانید؟

مشاوره در واقع قسمت كردن و در میان گذاشتن افكار ، مشکلات ، معضلات واحساسات درونی  با اطمينان ، اعتماد و صميميت با مشاوري است كه شنونده اي خوب و بي طرف است و اين كار به خصوص وقتی  كه  قصد دارید تصميمي بگيريد مفيد خواهد بود .گاهي مشاوره به بهبود روابط و  رفتارهای خود  براي رویارویی و مقابله بهتر با يك مشكل ،کمک میکند . هم چنين مشاوره به ما كمك مي كند تا ازاستعداد ها و قابلیت های خويش آگاه شويم و آنها را به نحو احسنت به كار بندیم .پس چرا وقتی می توانیم فردی بهتر باشیم، ار استرس زندگی خود بکاهیم و در آخر آرامش داشته باشیم، خود را از نعمت مشاوره محروم میکنیم؟!

مرکز مشاوره اراک به منظور ایجاد فضایی مناسب برای مردم عزیز این شهر و برای کمک به آنان در مرکز مشاوره امیرکبیر ، مرکز مشاوره ملک ، مرکز مشاوره باغ ملی ، مرکز مشاوره قائم مقام و سایر نمایندگی هاراه اندازی شده است.

 مرکز مشاوره اراک با به خدمت گرفتن مشاورانی با تجربه در مراکز مشاوره خانواده باغ ملی، مشاوره ازدواج قائم مقام ، مشاوره خانواده امیر کبیر ، مشاوره ازدواج امیر کبیر، مشاوره خانواده ملک و سایر نمایندگی ها آماده پاسخ گویی به مشکلات شما مردم عزیز شهر اراک است.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

279 نظر جدید برای مرکز مشاوره اراک

  • سمیه   میگوید:

    سلام من ی پسر دارم 5سالش مدام میگه شیطون منو گول میزنه میگه خودتد خفه کن خیلی ناراحتم چطوری این فکرو از سرش بیرون کنم

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22354282

      021-22689558

  • مجتبی   میگوید:

    سلام . من و همسرم به مشاوره خانواده نیاز داریم . لطفا ادرس و شماره تماس دفتر تون برام بفرستید . مجتبی ادیبان از اراک

    • راهنما   میگوید:

      دفتری در اراک نداریم دوست عزیز
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • محمدیان ازاراک   میگوید:

    من یه دختر3ساله دارم خیلی خجالتیه،گفتن ببرمهدکودک درست میشه یه هفته که رفت مهدکودک گریه میکنه که نمیرم من ازمهدمیترسم لطفاراهنماییم کنید

    • راهنما   میگوید:

      وقتي خجالتي بودن بچه‌ها شروع مي‌شود اصلا لازم نيست نگران باشيد؛ در شرايط طبيعي مانند ورود به يك مهدكودك يا محيط جديد، خجالت كشيدن بچه‌ها كاملا طبيعي است زيرا بچه‌ها در اين محيط‌ها با بزرگسالاني مواجه مي‌شوند كه تاكنون آن‌ها را نمي‌شناخته‌اند و علاوه بر آن، بايد يك سري از وظايف را نيز انجام دهند. اين موضع حتي براي ما بزرگ‌ترها هم صدق مي‌كند؛‌ وقتي وارد يك جمع غريبه مي‌شويم، ناخودآگاه يك قدم خود را عقب مي‌كشيم.

      روي كودكان برچسب «خجالتي» نزنيد

      «ببخشيد، اين پسر من خيلي خجالتي است» يا «دخترم خجالت مي‌كشد، براي همين نمي‌آيد تا با دختر شما بازي كند.» اين‌ها همان جملاتي است كه مادر و پدر يك كودك خجالتي معمولا زمان روبه‌رو شدن با ديگران به زبان مي‌آورند غافل از اين‌كه اين كار اشتباه است! گفتن اين‌كه فرزندتان خجالت مي‌كشد يا خجالتي است، به او اين پيام را مي‌دهد كه چيزي غيرطبيعي در وجودش هست و شما از اين بابت شرمنده يا نگران هستيد. همين موضوع موجب مي‌شود تا كودك احساس گناه و تقصير كند. اين احساس گناه به جاي آن‌كه كودك را در رويارويي با حس خجالت، توانمند كند، بدتر او را گوشه‌گير و ساكت مي‌كند. اگر مي‌خواهيد فرزندتان هنگام روبه‌رو شدن با فاميل‌هاي نسبتا دور، كمتر ترسيده و خجالت بكشد، بهترين راه آن است كه به كودك توضيح دهيد بايد انتظار چه چيزي را داشته باشد مثلا بگوييد:«عمه شيرين دوست دارد تو را ببوسد، تو هم عمه را ببوس.» اگر به كودك بگوييد: «خجالت نكش!» او حتما بيشتر خجالت خواهد كشيد!

      چقدر بايد صبر كنيد؟

      اولين قدم براي كمك به كوچولوي خجالتي‌تان اين است كه او را به زور مجبور به كاري نكنيد و براي آشنا شدن او با محيط و افراد زمان كافي را اختصاص دهيد. برخلاف ما بزرگسالان، آشنا شدن بچه‌ها با محيط جديد و كنار آمدن با وظايف جديد، ممكن است خيلي طول بكشد مثلا اگر كودك‌تان را در يك مهد كودك يا پيش‌دبستاني ثبت‌نام كرده‌ايد، كاملا طبيعي است كه يك ماه طول بكشد تا او با بچه‌هاي ديگر و مربي خودش آشنا شود.

      فرزند شما حتي ممكن است فقط با نشستن روي يك صندلي در يك نقطه خاص كلاس آرامش يابد! اگر شما كودك را به زور مجبور كنيد تا خجالتش را كنار بگذارد، ممكن است نتيجه عكس بگيريد و او بيشتر به درون خودش پناه ببرد همچنين اگر او را مجبور كنيد تا فورا و همان روزهاي اول با بچه‌هاي ديگر گروه آشنا شود، اوضاع از اين هم بدتر خواهد شد و ممكن است كودك در كسب مهارت‌هاي اجتماعي دچار مشكل شود. مشكل خجالت كودكان تنها با يك روند آرام و طولاني حل مي‌شود و هيچ راه حل يك شبه‌اي براي آن وجود ندارد.

      در مهماني با كودك‌تان چه كنيد؟

      بچه‌هاي خجالتي، مطمئنا دوست ندارند مركز توجهات يك جمع باشند. بنابر اين شما نبايد كاري كنيد كه ناگهان همه متوجه كودك‌تان بشوند. اين‌كه از پسرتان بخواهيد جلوي يك جمع كه براي نخستين بار آن‌ها را مي‌بيند، سنتور بزند يا براي آن‌ها شعر بخواند، كار نادرستي است. كودكان فقط براي كساني اين كار را مي‌كنند كه به آن‌ها اعتماد داشته باشند. اين‌كه شما به‌طور غيرمنتظره و بدون اطلاع قبلي به فرزندتان، از او چنين كارهايي را بخواهيد، باعث سرخوردگي كودك مي‌شود به‌ويژه در دوران پيش‌دبستاني كه زمان ساخته شدن اعتماد به نفس كودك است. بد نيست بدانيد سخنراني و اجرا در جمع ترس شماره يك بزرگسالان است، چه برسد به بچه‌ها!

      عشق‌تان را ابراز كنيد

      كودك خجالتي شما بايد اطمينان داشته باشد كه شما او را همان‌طور كه هست، دوست داريد. او راه و روش خودش را براي روبه‌رويي با موقعيت‌هاي جديد دارد و دوست دارد اول مشاهده كند و بعد وارد بازي شود. شما بايد به اين ويژگي‌ها احترام بگذاريد. همين كه فرزندتان را در آغوش بگيريد، نشان مي‌دهد او با همان ويژگي‌هايش شايسته دوست داشتن شما‌ست. محبت شما به فرزندتان به او اعتماد به نفس مي‌دهد.

      چگونه شروع كنيم؟

      مربي‌هاي كودك جمله مشهوري دارند كه مي‌گويد: «هر چه كودك كوچك‌تر، گروه دوستي هم كوچك‌تر!» اين يك قانون ساده است كه به شما هم در حل مشكل خجالت فرزندتان كمك مي‌كند. اگر مي‌خواهيد عادت‌هاي اجتماعي فرزندتان را تقويت كنيد، اين كار را بايد از اجتماعات كوچك شروع كنيد. براي شروع، معرفي يك دوست جديد هم‌سن و سال به‌عنوان همبازي به فرزندتان كفايت مي‌كند. بهتر است دوست كودك‌تان را به خانه‌تان دعوت كنيد به اين ترتيب تعداد چيزهاي جديدي كه فرزندتان يكباره با آن‌ها روبه‌رو مي‌شود، كم خواهد شد و او آسان‌تر با شرايط كنار خواهد آمد. بعد از چند هفته مي‌توانيد اجازه دهيد تا فرزندتان به خانه دوستش برود. وقتي كودك چند ماهي را با همبازي جديد گذراند و به او عادت كرد، مي‌توانيد عضو جديدي را وارد گروه كنيد و از والدين اين كودك هم بخواهيد تا اجازه دهند بچه‌ها به نوبت در منزل هر كدام از اعضاي گروه با هم بازي كنند به اين ترتيب گروه دوستان كم‌كم بزرگ‌تر مي‌شود و در عين حال شما قادر به كنترل اوضاع هستيد.

      خجالت آن‌قدرها هم بد نيست!

      در پايان به ياد داشته باشيد كه خجالتي بودن هميشه هم ويژگي بد و نامطلوبي نيست؛ اين ويژگي به همراه خود صفات ديگري را هم مي‌آورد كه مثبت و مطلوب هستند مثلا احتياط بيشتر، مشاهده دقيق‌تر و گوش دادن بهتر به گفته‌هاي اطرافيان. حتي گفته مي‌شود كودكاني كه خجالتي هستند، در آينده گوش شنواي بهتر و دوستان وفادارتري خواهند شد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

  • مهیا   میگوید:

    من و همسرم مشگل پیدا کردیم . خیلی حساس شده روی پدر و مادر من و کج اندیش شده فکر میکنه پدر و مادر من دخالت میکنن تو زندگی ما . بسیار بهانه گیر و عصبانی شده . بچه 1 ساله دختر هم داریم . گیر میده و به بیرون رفتن من. همش تو خونه اعصاب خوردی درست میکنه

  • سلام   میگوید:

    سلام اگر زحمتي نيس شماره تلفن مركز مشاوره قبل از ازدواج استان مركزي رو بدين

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد با سازمان بهزیستی تماس بگیرید

  • شقایق   میگوید:

    باسلام و خسته نباشید
    من چندماهی طلاق گرفتم و با یک آقای آشنا شدم که هم زن و دو فرزند داره من خیلی دوسشون دارم و بهش خیلی ابراز احساسات میکنم البته ناگفته نماند که این عشق و علاقه دو طرفه است و قرار ازدواج کنیم البته اگر همسر اولش با قضیه کنار آمد که مسئله ایی نیست و گرنه که اگر درخواست طلاق داد که این آقا طلاقش میده.البته من اصلا راضی به این اتفاق نیستم و خیلی نگران بچه ها هستم چون خودم فرزند طلاقم میتونم براحتی بچه ها رو درک کنم حتی این اقا خودش خیلی نگران بچه هاشه و نمیخواد این بچه ها اسیب بینن و از یک طرف هم منو خیلی دوست داره
    الان من واقعا سر دوراهی موندم من واقعا این اقا رو دوست دارم حتی بچه هاش ولی نمیخوام از اون سمت هم خانوادش اذیت بشن و با ارامششون بازی بشه ،ازشما درخواست میکنم منو راهنمایی کنید
    ممنون از تلاش بی وفقه شما عزیزان

    • راهنما   میگوید:

      خب پس قراره زندگی خودتون رو روی خرابه های زندگی یک زن بسازید
      چون با وجودی که طعم جدایی رو چشیدید دقیقا” کمر به خراب کردن یک زندگی گرفتید
      پس نیازی به مشاوره ندارید

  • وحید   میگوید:

    با سلام
    من قصد ازدواج با خانومی را دارم ک بیش از 7 سال با ایشون دوست بودم از همه نظر فک میکنيم با هم خوب هستیم اما حدود 2 ماه هست ک پسری از اقوام ایشون ابراز علاقه کرده و ایشون هم خیلی فکرشون درگیر شده و حالا بین دو راهی مونده ک کدام یک را انتخاب کند هم من از نظر روحی و روانی بهم ریختم هم ایشون .اگه با من ازدواج کنه بعدها ممکنه نتونه ک فک اون اقا رو نکنه و اگر با اون اقا ازدواج کنه شاید پشیمون بشه بین دو راهی سختی گیر کرده منم نمیدونم چطور برخورد کنم تا حالا ک منطقی برخورد کردم.
    به نظر شما چکار کنیم مشکل برای ازدواج با ایشون کار بنده هست .

    • راهنما   میگوید:

      ایشون با شما 7 سال رابطه داشته پس امروز ایشون باید تصمیم گیری کنه و شما باید اجازه بدید در این مورد خودش تصمیم گیری کنه
      بهتره مشاوره ای حضوری هم داشته باشید و ایشون مشاوره به تنهایی هم انجام بده چون شرایط سختی هست و ایشون نیاز به یک متخصص بی طرف در این مورد داره
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22354282

  • شيما   میگوید:

    سلام
    ٣سال هست ازدواج كردم ، همسرم و خانواده ام با هم دچار مشكل شده اند البته نه بصورت علني! همسرم فردي حساس و فوق العاده إحساسي هست خانواده ام خيلي أفراد ريلكس و كمي بي تفاوت و اينكه كمك كردن و خدمت به ديگران به جز أعضاي اصلي خانواده براشون ارزو محسوب ميشه مثل كمك و وقت گذاشتن براي اقوام
    متاسفانه همسرم از رفتارشون خانواده ام كه شامل پدر و مادر و برادرم هست ايراد ميگيره و نكته سنجي ميكنه ، البته در بعضي موارد خانواده ام كاملا مقصر هستند اما نه به شدني كه همسرم پيگيري و دنبال ميكنه و مداوما تكرار ميكنه ، يه حس بد سراسر وجودم رو فرا ميگيره مدام تهديد به قطع رابطه ميكنه خيلي اوضاع روحي بدي براي من إيجاد ميكنه، درصورتيكه خودش در خانواده اي بزرگ شده كه مادرسالاري بوده و مادرش كاملا از لحاظ سياست رفتاري بچه هاش را در كنترل داره بدون اينكه بچه احساس تحت تسلط بودن داشته باشند، بزرگترين مشگل من عدم سياست خانواده ام و مخصوصا مادرم هست، واقعا هر كار از مطالعه ، صبوري، ميانه داري، سكوت ….را كه فكر كنيد در پيش گرفتم،موندم كه چكار كنم !؟؟!!

    • راهنما   میگوید:

      پس با ایشون صحبت کنید وگوشزد کنید شما نمیتونید خانواده خودتون رو تغییر بدید و ایشون هم از روز اول در این مورد اگاهی داشته
      و همچنین با مادرتون هم صحبت کنید و مسایل و بازگو کنید …
      هر دوی این دونفر باید برای مدتی که در کنار هم هستند به نوعی صبوری کنن و همسر شما هم نباید اینقدر حساس باشه که شمارو تهدید کنن
      زودرنجي، حاصل اعتماد به نفس پايين، شناخت ناقص يا غلط از ويژگي‌هاي خود و ادراك ناكارآمد از رفتار ديگران است. كساني كه شناخت كافي از خود (ويژگي‌ها، نيازها، امكانات و محدوديت‌ها) ندارند، به جاي سرمايه گذاري شناختي بر روي خود، بر ديگران سرمايه‌گذاري رواني مي‌كنند؛ به همين سبب است كه هيجان ايشان نيز كاملا تابع رفتار ديگران و بازخوردهاي ديگران از رفتارهاي ايشان است. يك احساس گناه دائمي باعث مي‌شود انتقال نادرستي از معناي رفتاري و گفتاري ديگران در ايشان شكل بگيرد كه انرژي رواني آنها را به شدت مصروف خود خواهد نمود. لذا تمام تلاش ما در برخود با اين افراد، تقويت اعتماد به نفس، شناساندن نقاط مثبت آنها به خودشان و تنظيم سيستم اداركي آنها خواهد بود.
      براي حل زودرنجي نياز به كمي صبر و تحمل و انجام راهكارهاي عملي و تمرين و ممارست است تا بتوان به راحتي بر اين مسأله فائق آمد. شناخت مشكل، اقرار به وجود آن و تصميم بر انتخاب راه حل مناسب براي آن، نيمي از راه براي حل مشكل است.

      اما، در برخورد با اينگونه افراد چه بايد كرد ؟
      1- بايد به فرد مورد نظر بفهمانيد كه نبايد فكر كند دچار مشكل است . تنها او نيست كه با اين مسأله روبرو ست،افراد ديگر هم تا حدودي اين حالت را تجربه كرده‌اند. آن چه خطرناك است و جاي نگراني دارد، باقي ماندن در اين حالت است.
      2- او بايد بداند «زودرنجي» قابل كنترل است؛ بخشي از آن بر اثر بالا رفتن سن و كسب تجربه و پختگي بيشتر، و بخشي ديگر نيز بر اثر مراقبت‌هاي ويژه، كمتر مي گردد. به طور طبيعي بايد به گونه‌اي برنامه ريزي نماييد كه حالت زودرنجي پس از مدت زمان كوتاهي در او خاموش شود و گرنه ممكن است در دراز مدت، مشكلات بسياري را به دنبال داشته باشد،‌ كه از جمله آنها اعتماد به نفس ضعيف، افسردگي، يأس و نااميدي و… مي‌باشد.
      3- كاهش انتظارات از ديگران؛ عزّت و سربلندى انسان در گرو عدم درخواست‏هاى مكرّر از ديگران است. تا مى‏تواند به خود متكى باشد و به آنچه هست و دارد، اكتفا كند.
      4- اعتماد به نفس و داشتن روحيه خودباوري، بخشي از عوامل موفقيّت او محسوب مي‌شود؛ لذا سعي كنيد اعتماد به نفس او را تقويت كنيد ( مثلا شرايطي فراهم كنيد تا خودش را باور كند، استعدادهايش را هر چه بيشتر بشناسد، كمك كنيد تا خود را مثبت ارزيابي كند، شكست ها و گذشته هاي ناموفق را فراموش كند، با كسي او را مقايسه نكنيد و … شما مي توانيد به او نكات مثبت شخصيتي‌اش را ياداوري كنيد و به او كمك كنيد تا به درك درستي از خود برسد).
      5- بينش مثبت نسبت به ديگران؛ ممكن است علّت رنجش او از ديگران اين باشد كه نسبت به آنها ديد منفي داشته و فكر مي كند همه مخالف اوهستند واو را دوست ندارند، اين تصور باعث مي‌شود كه بدون دليل از ديگران برنجد. سعي كنيد نگرش او را نسبت به ديگران تغيير دهيد طوريكه بپذيرد همه او را دوست دارند و اگر هم در مواردي به او تذكر مي‌دهند يا سخت مي‌گيرند،‌ از آن جهت است كه او براي آ‌ن‌ها مهم هست و همه نگران حال او هستند و از باب دلسوزي به او تذكر مي‌دهند.
      6- او را متوجه پيامدهاي منفي حالت حساسيت و رنجش از ديگران كنيد؛ از او سؤال كنيد كه با حساسيت و رنجش از ديگران چه چيزي نصيبش مي شود؟ آيا به اين فكر كرده كه آدم عاقل هيچ گاه در زندگي كار بيهوده انجام نمي دهد؟ اكنون درباره اين حساسيت و رنجش بايد فكر كند ببيند چه چيزي به او مي دهد. آيا اين، غير از افسردگي و ضعف اعصاب و سرخوردگي چيزي براي او داشته است؟! آيا عاقلانه است كه اجازه ورود چنين حسي را به خود بدهد؟ به او يادآوري كنيد كه توانمندي هاي زيادي دارد و حتما مي تواند با اراده قوي جلوي ورود اين حس به وجودش را بگيرد و به ان ورود ممنوع بگويد.امتحان كند؛ ضرري ندارد.
      7- در گفتگوهاي دوستانه شركت كرده و با ذكر لطيفه هايي زيبا وخنده دار جمع دوستان را رونق بيشتري ببخشد. سعي كند هميشه شاد و خندان باشد.
      8- از سوء ظن به ديگران اجتناب كند. رفتار ديگران را حمل بر صحت كند و تفسير بدبينانه از رفتار ديگران نسبت به خود نكند.
      9- خود را تافته جدابافته نداند، سعي كند با ديگران بيشتر معاشرت داشته باشد.
      10- اشتباهات ديگران را بپذيرد و خطاهاي آنها را عفو كند و همه رفتارهاي ديگران را تعمدي عليه خود تفسير نكند، بلكه با خود بگويد همان طور كه من گاهي اوقات اشتباه مي كنم و بدون عمد رفتار نابجايي ممكن است انجام دهم، ديگران نيز ممكن است چنين رفتارهايي را مرتكب شوند.
      11- شخصيت خود را يك شيشه بلورين و شكستني فرض نكند كه با كوچكترين ضربه آسيب پذير شود.
      12- واقع بين باشد، يعني پذيرش واقعيت ها و نگاه واقع بينانه به حوادث و افراد.
      13- زياد صلوات بفرستد. ذكر صلوات و استمرار آن در كاهش تنش هاي روحي و خوش خلقي مؤثر است.
      14- اجتناب از منفي بافي و افكار منفي.
      15- مثبت نگري در زندگي و مرور جنبه هاي مثبت زندگي و موفقيت هايي كه علير غم مشكلات، تا به حال داشته است.
      16- اجتناب از تنهايي و بيكاري.
      17- شركت در مجالس دعا و ساير مجالس مذهبي.
      18- به رفتارها و حالاتى كه از افراد سر مى‏زند و او را عصبانى مى‏كند، بى‏توجه باشد. براى مثال اگر كسى با حرف ناروا او را بر مى‏افروزد، از شنيدن و گوش سپردن به سخنان وى بپرهيزد و يا محيط را ترك كند. به گفته‏هاى او توجه نكرده و آنها را در ذهن خود مرور نكند. نسبت به ديگر اعمال فيزيكى و رفتارهاى پرخاشگرانه و تحريك كننده نيز همين طور واكنش نشان دهد و راه بى‏توجهى و سهل‏گيرى را پيش گيرد.
      19- يك نفر محرم اسرار براى خود برگزيند. اين رابطه نزديك و صميمانه، بايد به گونه‏اى باشد كه بتوان در مورد موضوعات مختلف با او درد دل كرد و حتى بدون اينكه احساس كند وقت او را تلف كرده‏ ، به او تلفن بزند و موضوع را با وى در ميان گذارد. در اين صورت است كه با پديد آمدن هرگونه مشكل جسمى يا روانى، مى‏توان با تكيه كردن به او و بيان مشكل خود، احساس آرامش كرده و پشتوانه روانى براي خود داشت.
      20- شوخ طبع باشد و احساسات منفى و تندش را نسبت به ديگران با تمرين به احساسات مثبت تبديل كند. البته نبايد شوخ طبعى حالت تهاجمى به خود گيرد و از طريق شوخى و خنديدن به شكست‏هاى ديگران، به گونه‏ پرخاشگرى بروز داده شود و با شوخى‏هاى آزار دهنده و متلك‏هاى غيراخلاقى يا ضد اخلاقى به انتقام جويى از ديگران پرداخت.
      21- سعي كنيد كتبي كه در زمينه ارتباط مؤثر وجود دارد براي ايشان تهيه كنيد تا بتوانند اطلاعات خود را در زمينه آداب معاشرت و توانايى برقرارى روابط مناسب و اسلامى را در خود افزايش دهند.

      توجه داشته باشيد تا زمين نخوريم، راه رفتن نمى‏آموزيم. بنابراين به او يادآوري كنيد كه از خنده هاي ديگران هرگز نهراسد. اگر به او خنديدند، او نيز مانند آنان بخندد و اعتماد به نفس خود را از دست ندهد و از خود نقطه ضعف نشان ندهد؛ در اين صورت عظمت شخصيت او بر ديگران آشكارتر خواهد شد و برايش احترام بيشتري قائل خواهند بود.
      در پايان بايد يادآور شد، اين مقصود اندك اندك به دست مى‏آيد؛ نه با چند جلسه تمرين و خواندن چند جلد كتاب. اجراى پيوسته دستورالعمل‏ها، تكنيك‏ها و رفتارها، لازمه رسيدن به اين هدف است.در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-88472864

  • مبین   میگوید:

    forsat2.blogfa.com
    برا اونایی که یه بار اشتباه کردن و فرصت دوباره می خوان

  • م صادقی   میگوید:

    سلام . پسری دارم 13 ساله که به شدت از مردن هراس داره ومیگه که فکرمی کنه عمر طولانی نداره . البته دردوسال اخیر مرگ ومیر افراد فامیل نزدیک رو زیاددیده ومیگه این فکر مزاحم نمیذاره اززندگی لذت ببرم .ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد حتما” با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22354282

  • مهتاب   میگوید:

    سلام خسته نباشین من حدود چهار ساله با یه اقا دوست هستم بیستو شیش سالشونه دوسال اول خیلی رابطه معمولی که اگه سوالی داشتم ازشون درمورد درس میپرسیدم بعد از ذوسال ایشون ناگهانی گفتن قصد دارن بیان خواستگاری من هم اول گفتم نه ولی چون هم شهری بودیمو میدونستم پسر سالم وخوبیه موافقت کردم قرار شد پدرشون بیان خونمون که مادرشون تماس گرفتن گفتن شما میخواین برین مسافرت ماهم میایم اونجا همو ببینیم ما هم قبول کردیم خانواده من وخانواده این اقا با کاروان رفتیم مسافرت مادرشون دلشون نبودوقتی توی لاوی هتل با مادرم صحبت کردن گفتن نمیخوان تاشیش سال دیگه برای پسرشون زن بگیرن وبهم خورد.ماچیزی نگفتیم این اقا سرباز بودن من هم دوسال بعد این قضیه مسافرتمون صبر کردم تا سربازیشون تموم بشه.ایشون بتونن زندگیو جم کنن تواین دوسال هزار بار با خانوادشون صحبت کردن دعوا کردن از خونه به حالت قهر چند روز رفتن تا شاید مادرشون راضی بشه ولی مادرشون راضی نمیشه این اقا تک پسر هستن من ایشونو خیلی دوست دارم نمیخوام ازدستش بدم ایشون تموم تلاششون رو برای راضی کردن مادرشون کردن مادرشون میگه از خانواده من بدشون میاد من نمیخوام این اقاهم خیلی دوستم داره من پدرمادرم ازهم جدا شدن قسمت اینجوری بوده که جداشدن حالا من واین اقا باید چکار
    کنیم تا زندگیمون بشه لطفا یه راه جلومون بذارین

    • راهنما   میگوید:

      بهترین توصیه اینه که شما اصلا” در این مورد پیشگویی نکنید و وابستگی عاطفی به وجود نیارید
      پدر و مادر شما از هم جدا شدن و شما قطعا” دوست ندارید در آینده همین اتفاق برای شما رخ بده پس ارام باشید و در انتخاب همسر احساساتی برخورد نکنید

  • Azade   میگوید:

    سلام من یه دختر 10 ماهه دارم که دوماهه وزن ننگرفنه واین مسله خیلی منو عصبی کرده از یک طرف هم اصلا غذا نمیخوره قاشق رو سمت دهنش میبرم سرشو پایین میارو با دست قاشقو پس میزنه همین باعث شده شیرخوردنش از قبل هم بیشتر بشه شبا مدام شیر میخوره طوری که اگه سینه ام دهنش نباشه از خواب بیدار مبشه؛خیلی خسته شدم واقعا احساس افسرگی میکنم ترو خدا کمکم کنید

    • راهنما   میگوید:

      موقع غذا دادن مادر باید عصبانی نباشد. مادر خوش خلقی داشته باشد به چشم کودک نگاه کند لبخند بزند و گفتار خوب داشته باشد
      کودک در حالت خوابیده و خواب آلوده نباشد زیرا خطر آسپیره کردن دارد.
      تحریکات محیطی نباشد محیط آرام باشد.
      به زور غذا ندهید زیرا سبب مشکلات عصبی و کودک دچار پدیده تنفرغذایی می شود و روش غذا دادن به کودک در هر سنی متفاوت است.
      غذای مورد علاقه کودک را در نظر داشته باشید.
      بعد از 10 ماهگی به کودک اجازه دهید تا از انگشتانش برای خوردن غذا استفاده کند.
      غذای کودک باید جلوه داشته باشد سفره کودکانه بیاندازید قاشق کودکانه را انتخاب کنید بچه باید خودش غذا بخورد و همانطوریکه در حال ریخت و پاش است شما هم کنار او لقمه های کوچک آبدار غذا را به او بدهید با 2 – 3 قاشق شروع کنید و در سن بین 8 – 9 ماه 4 – 8 قاشق و در سن 10 – 11 سال به 8 -12 قاشق برسانید از 20 قاشق مرباخوری هم نباید بیشتر شود.
      کودک را موقع غذا خوردن تنها نگذارید.
      در صورت امتناع کودک از غذا خوردن تنوع غذایی را رعایت کنید.
      از زردچوبه، آب لیموی ترش تازه، آب نارنج، آب هویج و سبزی های خوش بوی تازه استفاده کنید.
      اگر یک غذایی را نخورد هر چند روز یک بار مجددآ آن را تهیه و ارائه دهید زیرا ممکن است بخورد.
      اگر کودک غذا خورد تشویق، ولی اگر نخورد ملامت نکنید.
      برای تشویق کردن کودک به به گفتن، آفرین گفتن، گفتن آفرین سارا جان که غذایت را می خوری اسم غذا را هم ببرید مثلاً بگویید مهسا کوچولوی ما سوپ می خورد به به چه سوپ خوشمزه ای می خورد.
      در صورت ریخت و پاش تحمل کنید.
      اگر می تواند همراه خانواده سر یک سفره بنشیند و غذا بخورید.
      اجازه بدهید کودک به تنهایی غذا بخورد ولی مواظب او باشید.
      بین 6 ماه تا 12 ماه، اول شیر مادر و سپس غذای کمکی بدهید 70 درصد رشد کودک مربوط به شیر مادر است پس شیر مادر در سال اول بر غذای کمکی ارجح است اگر غذای کمکی را خورد ولی باز هم تمایل به خوردن شیر دارد مانعی ندارد. اگر بیش از حد، زیر یک سال غذای کمکی بدهید شیر مادر به تدریج کاهش می یابد غلظت غذای کمکی در ابتدا باید از شیر مادر غلیظ تر و از ماست رقیق تر باشد و بتدریچ غلظت آن به ماست نزدیک شده و سپس با کج کردن قاشق، نباید غذا براحتی بریزد.
      روزهای اول تغذیه کودک، مادر می تواند غذا را با دستان و یا با قاشق بدهد.
      تعداد دفعات تکمیلی در ابتدا 2 – 4 بار در روز است و در روزهای اول 1- 2 قاشق مرباخوری ( قاشق 5 سی سی ) بدهید.
      در مورد تخم مرغ، با یک نخود از زرده که با شیر مادر نرم شود شروع کنید و افزایش بر اساس میل کودک است بین مواد غذایی جدید 3 روز فاصله بگذارید تا حساسیت غذایی مشخص شود برخی غذاها مثل ( سیب زمینی، هویج، گشنیز، جعفری و کدو تنبل ) حساسیت کمتری دارند و می توان با یک روز فاصله هم داد.
      تمام غذا ها ( غلات، گوشت ها، لبنیات، تخم مرغ، برنج، حبوبات، نشاسته، مغزیجات، میوه های سبز تیره و نارنجی، روغن ها ( بخصوص روغن زیتون ) و چربی ها را به او بدهید.
      کودک باید روزانه یک ماده غذایی با منشاء حیوانی بخورد. گوشت قرمز، گوشت مرغ، ماهی، بوقلمون بدهید مهم خوردن بک وعده غذای حیوانی است فرقی ندارد که از کدام مصرف شود. بوقلمون میزان آلرژی کمتری دارد. خانواده هایی که توان مالی خوبی ندارند می توانند از بال، گردن و یا سنگدان مرغ استفاده کنند.
      برای نداشتن آلرژی تاریخچه خانوادگی مهم است مثلاً اگر در خانواده ای یک نفر به ماهی حساسیت دارند ممکن است بچه بعدی هم حساسیت داشته باشد.
      گوشت باید حالت دوبار چرخ کرده و یا به صورت قیمه له شده باشد روغن زیتون و کنجد را هم می توان به آن اضافه کرد البته روغن کنجد نسبت به زیتون حساسیت غذایی بالاتری دارد. کره حیوانی، خامه، کره نبا تی را هم می توان اضافه کرد.
      توصیه می شود از گوشت کوب فلزی استفاده کنید از مخلوط کن و آسیاب برقی استفاده نکنید.
      مقدار کمی نمک هم می توانید به غذا اضافه نمایید.
      بعد از غذای کمکی آب سالم مصرف کند.
      در کودکی ویتامین آ. د بر مولتی ویتامین ارجحیت است. روزانه 1 سی سی ویتامین آ .د و یا مولتی ویتامین بدهید و بعد از 6 ماهگی 15 قطره معادل 15 میلی گرم آهن که معادل 1.5 سی سی از شربت آهن است. اگر وزن کودک زیر 2.5 کیلوگرم است وقتی وزن دو برابر شد آهن با دوز یک قطره برای هر کیلوگرم وزن بدن بدهید قطره آهن را پشت زبان بریزید تا دندان سیاه نشود و با پارچه هم دندان بچه را ماساژ بدهید بعد از دادن آهن آب میوه یا آب بدهید تا دندان های کودک سیاه نشود.
      برای دادن مایعات به کودکان 6 ماه تا 12 ماه آب لوله کشی را یک دقیقه و آب رودخانه را 15 دقیقه بجوشانید آب معدنی را نیز به علت داشتن املاح بالا ندهید. تا یک سالگی منابع اصلی تامین کننده مایعات بدن، شیر مادر است و روزانه چند نوبت آب جوشیده خنک شده به او بدهید.
      شیر گاو پر چرب 3.5 درصد را بعد از یک سالگی بدهید حداکثر 500 سی سی بدهید و چای، قهوه و نوشابه هم به علت اینکه کاهش جذب آهن ندهید کولاها سبب بی قراری و چاقی کودک می شود و از 10 ماهگی هم اگر حساسیت فامیلی به شیر گاو منفی است و بعد از دادن مقدار کمی از شیر گاو مشکلی ایجاد نشد تا 500 سی سی شیر گاو را روزانه می توان داد.
      آب میوه 30 – 60 سی سی، از اواسط ماه هشت، با لیوان نشکن دسته دار بدهید.
      هر بار غذای کمکی می دهید مقداری آب سالم به کودک بدهید.
      آب میوه های تجاری سبب ( اسهال و آسیب به مینای دندان و کم خونی و سوء تغذیه و نفخ شکم ) می شود.
      در 6 ماهگی که غذای کمکی را شروع می کنیم دفعات تغذیه باید یک بار در روز و به تدریج افزایش داده شود و بعد از یک ماه 3 بار در روز و بعد از 12- 9 ماه 3 – 4 بار در روز و در صورت تمایل بچه 1 – 2 بار میان وعده هم بدهید هر گرم غذای داده شده باید 0.8 تا 1 کیلوکالری انرژی داشته باشد. اگر بچه وزنگیری پیدا نکرد زیر یک سال باید شیر مادر افزایش داده شود. چربی شیر به چربی شیر مصرفی مادر بستگی دارد. مادر اگر در هر نوبت غذا روغن زیتون و یا کنجد استفاده کند شیر مادر چربی بیشتری پبدا می کند و حدود 90 درصد وزن گیری در بچه ها خوب می شود. در 6- 12 ماهگی، ماهانه 300 گرم وزن گیری خوب است.
      در ماه 7 فرنی آرد برنج بدهید روز اول 1 قاشق داده، سپس افزایش دهید و در پایان هفته صبح و ظهر و شب نیم تا یک استکان می توان داد بعد از دو روز حریره بادام بدهید.

      طرز تهیه حریره بادام

      4 عدد بادام درختی را در آب خیس داده و بعد از 24 ساعت پوست آن را کنده و با پشت الک رنده کنید و در فورمول فرنی بریزید اگر خانواده ای به بادام حساسیت دارند البته حساسیت به بادام زمینی و هندی بیشتر است در بادام درختی حساسیت زیادی نداریم بادام رنده شده را در پارچه تمیز سفید ریخته و پارچه را وسط ظرف فرنی در حال جوش قرار دهید تا لعاب وارد ظرف فرنی شود چند روزی از این فرنی لعاب دار به کودک می دهیم اگر حساسیت نداد سپس می توانیم بادام را وارد فرنی کنیم و به کودک بدهیم.
      از هفته دوم سوپ را شروع می نماییم. سوپ دارای سیب زمین برنج و هویج است بعد از دو روز گوشت را وارد آن می کنیم و تا پایان هفته دوم ادامه می دهیم.
      در هفته سوم پوره انواع سبزیجات ( گشنیز و جعفری ) را به غذای کودک اضافه می شود.
      هفته چهارم در سوپ تنوع بدهید و هر غذای جدید را با غذای قبلی را حدود 5 – 7 روز فاصله بدهید مثلا نخود فرنگی یا تخود سبز را اضافه کنید اگر دور دهان بچه به شدت قرمز شد تا 3 ماه این غذا را حذف می کنیم ولی اگر تحمل کرد می توانیم ادامه بدهیم فرنی را حتما با آرد برنج بپزید اگر بخواهید با آرد گندم بپزید بعد از 8 ماهگی باید بپزید در صورت آلرژی به گندم و سابقه فامیلی مثبت به آلرژی بعد از یک سالگی بدهید.
      در صورت عدم تمایل کودک به فرنی یا حریزه بادام می توانید یک حلقه موز، یک تکه سیب، یک تکه به، آب لیمو، آب نارنج به فرنی اضافه کنید تا طعم آن مطبوع شود.
      نوع گوشت باید ( ماهیچه گوسفند، سینه یا ران مرغ، بوقلمون، گوشت دوبار چرخ کرده و بدون چربی ) باشد.
      اگر خانواده به ماهی حساسیت ندارد مصرف ماهی بلامانع است.
      هویج و سبزیجات به غذا اضافه شود.
      هر بار 30 گرم گوشت دو بار چرخ کرده در غذا استفاده کنید.
      در هفته دوم غذاخورشدن، صبح فرنی یا حریره بادام و ظهر سوپ بدهید انواع سبزیجات ( گشنیز، کرفس، کدو خورشتی، کدو حلوا، لوبیا سیز، سیب زمینی، جعفری و شوید ) اضافه کنید و هر بار 30 گرم گوشت دو بار چرخ کرده در غذای کودک بیریزید. در صورت عدم دسترسی به گوشت می توانید عدس یا ماش بدهید بال یا گردن مرغ، سبزیجاتی مانند لوبیا، سیب زمینی، عدس، نخود فرنگی، ماش، گشنیز، باقلا سبز یا شوید بدهید برای تقویت و برای اینکه میزان کالری و پروتئین غذا بالا برود لوبیا را با سیب زمینی، عدس را با نخود فرنگی، ماش را با گشنیز و باقلا سبز را با شوید بدهید.
      آب سوپ آب گوشت ارزش غذایی زیادی ندارد.
      تعداد وعده های غذایی در هفته سوم بعد از غذا خورشدن، سه وعده است صبح فرنی یا حریره بادام و ظهر سوپ، عصر هم پوره ( نرم شده با شیر مادر، شیر پاستوریزه، کره، روغن زیتون، آب مرغ، آب گوشت ) بدهید. بتدریج سبزی های مختلف را به سوپ اضافه نمایید.
      ماه هشتم بعد از یک ماه غذا خور کردن بچه، اجازه دارید زرده تخم مرغ را اضافه نمایید سوپ باید غلیظ تر باشد جگر، ماست، پنیر، خرما، میوه و آب میوه بدهیم در اواخر هشت ماهگی غذاهای انگشتی بدهید تعداد دفعات تغذیه 3 بار در روز و 1 – 2 میان وعده، بسته به میل بچه بدهید 10 – 15 قاشق مرباخوری ( حداکثر 20 قاشق مرباخوری ) توصیه شده است تخم مرغ را 15 دقیقه بجوشانید.
      ماه نهم کودک با دست خود غذا می خورد با لیوان نشکن دسته دار آب می خورد غذا با غلظت بیشتر مثل ( حلیم، پلو، غذای انگشتی، ارائه غذای جامد و نرم، نان، ذرت، ماکارونی، رشته فرنگی، حبوبات و بیسکوویت ) بدهید این غذاها را بچه با دست خودش می تواند بردارد. 3 – 4 بار در روز غذا داده شود و 1 – 2 میان وعده هم بدهید.

      نمونه یک رژیم غذایی در سن 9 – 10 ماهگی کودک

      صبجانه: زرده تخم مرغ + نان پنیر یا زرده تخم مرغ + نان و کره
      میان وعده: پوره سبزی یا میوه غنی شده و غذای انگشتی
      نهار: سوپ یا آش یا حلیم یا پلو با گوشت + کمی ماست با خرمای بدون پوست
      میان وعده عصر: مثل میان وعده صبح
      شام: مثل نهار
      ماه 11 و 12 باید باید تنوع، غلظت و قوام غذا را در نظر داشته باشید در این سن بچه ها از لثه ها و آرواره استفاده می کنند و می توانند غذا را بکنند بچه ها را تنها نگذارید به بچه در حالت خواب آلودگی، بازی، خوابیده و طاق باز غذا ندهید زیرا ممکن است آسپیره کند چغندر، شلغم و اسفناج را می توانید به غذای کودک اضافه کنید 3 – 4 وعده همراه با دو میان وعده بدهید کته و پلو هم می توانید بدهید به غذای کودک ( گوشت قرمز، گوشت سفید، مرغ، ماهی، کپک، شتر، اردک، غاز، جگر، بوقلمون ) را اضافه کنید پودر نعناع، نعناع خشک، جعفری، کرفس، آب لیمو ترش، آب نارنج، پودر لیمو عمانی ) را در آخر پخت غذا اضافه کنید تا خاصیت خود را از دست ندهد در میان وعده ها از ( تکه کوچک میوه، نان، عدسی، خرما، مسقطی، شله زرد، بیسکویت بدون خامه و کرم، کرفس، هویج، سیب زمینی، حلوای خانگی که با آرد برنج یا آرد گندم پخته شده، بستنی ساده، نان برشته که بتوان روی آن کره اضافه کرد ) استفاده کنید.

      نمونه یک رژیم غذایی در سن 11 و 12 ماهگی

      صبحانه: زرده تخم مرغ + نان و پنیر و گردو اگر بچه سوء تغذیه ندارد و وزن مناسب دارد روزانه نصف زرده یا هر دو روز یک زرده کامل بدهید ولی اگر سوء تغذیه داشت روزانه یک زرده تخم مرغ بدهید تا وزن مناسب پیدا کند و سپس نصف کنید سفیده تخم مرغ را از یک سالگی می توانید شروع کنید در مورد سفیده محدودیت ندارید اگر وزن بچه پایین است و سفیده تخم مرغ را دوست دارد می توانید تا 3 عدد سفیده تخم مرغ هم به او بدهید. حتما، پنیر را با گردو به بچه بدهید مقدار کمی هم مربای سیب، به یا هویج می توانید به او بدهید
      میان وعده صبح: میوه جات، مسقطی، پوره سبزی، حلوا، شله زرد، نان و خرما بدون پوست
      نهار: یکی از انواع کته، پلو، خوراک ها همراه با ماست که با پشت قاشق نرم شده باشد بدهبد
      میان وعده عصر: میوه یا سبزی پخته می توانید بدهید هر کدام از کره، بستنی، مسقطی، حلوا و عدسی را می توانید بدهید
      شام: مثل نهار بدهید.
      عسل را زیر یک سال ندهید اگر در آزمایشگاه بتوانید عسل را تست کنید که عسل بوتولیسم نداشته باشد زیر یکسال هم می توانید بدهید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22354282

  • خدیجه یوسفی   میگوید:

    سلام خسته نباشید .من دختری سی ساله و مجرد هستم من یه پسری رو دوست دارم نمیخوام به ایشون یه جوری بفهمونم که دوسشون دارم ولی نمیدونم چجوری باید این اتفاق بیفته .اینم بگم ایشون خواستگار من بودن پارسال ولی نمیدونم چه اتفاقی افتاد که منزل نیومدن که فکر کنم کسی جلوگیری کرده باشه .والا خودشون وخانوادشون بسیار راغب هستن .میخواستم راهنمایی کنید .ممنون

    • راهنما   میگوید:

      از واسطه ای قابل اطمینان برای اینکار استفاده کنید

  • zahra   میگوید:

    سلام من پسر 3ساله ای دارم جدیددا شروع به خوردن ناخن دست و پا میکند بطوریکه تمام سر ناخن ها از بین رفته نمیدانم چکار کنم توروخدا راهنمایی کنید

    • راهنما   میگوید:

      از جمله دلایلی که موجب ناخن جویدن کودک و نوجوان می شود، آن است که او سعی می کند با انجام این کار از میزان استرس خود بکاهد.
      ناخن جویدن موضوع مهمی در بحث روان شناسی و روان پزشکی است؛ زیرا تعدادی از افراد درگیر این اختلال هستد. در کشور ما نیز آمارها نشان می دهد، یک سوم کودکان دبستانی، نیمی از نوجوانان دوره راهنمایی و یک چهارم دانش آموزان دبیرستان عادت به جویدن ناخن دارند. این اختلال باعث ایجاد مشکلات متعددی از جمله بیماری های جسمی می شود و احتمال بروز عفونت های قارچی، باکتریایی و ویروسی را افزایش می دهد. از طرفی وجود این اختلال در کودکان، به دندان آسیب می رساند و در برخی موارد باعث تغییر شکل ناخن و قرمزی اطراف انگشتان دست کودکان می شود.
      بروز این اختلال، علل متفاوتی دارد. کارشناسان معتقدند معمولا افرادی که ناخن می جوند دچار اضطراب و افسردگی هستند و کمتر در جمع حضور پیدا می کنند. همچنین ترس از سرزنش دیگران، عادت و یا الگو گرفتن از اطرافیان، از دیگر عوامل بروز این اختلال است. البته خوب است بدانید، نتایج بررسی ها نشان می دهد، این رفتارها در برخی موارد علت ژنتیکی دارد.
      با توجه به عوارض جویدن ناخن، پیش گیری و درمان آن اهمیت زیادی دارد. اما پرسش هایی که در این زمینه مطرح می شود این است که چگونه می توان از این اختلال پیشگیری و آن را درمان کرد و نقش بزرگ ترها در کمرنگ شدن این عادت چیست؟ باید گفت والدین هرگز نباید فرزند خود را برای ناخن جویدن تنبیه کنند، زیرا خود تنبیه ترس و اضطراب کودک را بیشتر می کند.

      راه کارهای عملی
      1 – برای کمک به این کودکان می توان از ناخن آسیب دیده تصویری تهیه کرد و وضعیت آن را با ناخن سالم مقایسه کرد. همچنین هنگامی که کودک مشغول جویدن ناخن است بدون این که متوجه شود، از او فیلم تهیه کنید و سپس برای او به نمایش بگذارید. احتمال دارد با مشاهده فیلم به خود بیاید و این عادت را کنار بگذارد.

      2 – قرار دادن آیینه جلوی کودک او را متوجه این عادت ناپسند می کند. کودک را تشویق کنید در مجلات، تصویر دست های زیبا را جست وجو کند یا روی کتاب یا آینه بچسباند تا مرتب تصویر این دست ها را با دست های خود مقایسه کند.

      3 – اقدام دیگری که در این زمینه مفید است، شناسایی مکان و زمانی است که این رفتارها در او بیشتر می شود.
      به عنوان مثال، شاید کودک با ایجاد موقعیت های خاص به ناخن جویدن می پردازد. این حالت را که در او استرس ایجاد می کند شناسایی و کاری کنید که در موقعیت های استرس زا قرار نگیرد. اگر کودک هنگام تماشای برنامه تلویزیونی ناخن می جود، شیئی به دست او بدهید تا سرش گرم شود. به مکان هایی که این عادت کودک زیاد می شود نیز دقت کنید تا علت این اختلال را بفهمید. هنگامی که این عادت کم شد، با تعیین پاداش، این رفتار خوب او را تقویت کنید. به عنوان مثال، برای تشویق هر بار ناخن نجویدن ستاره ای به جدول برنامه های روزانه او اضافه کنید و به ازای هر ۱۰ ستاره به او هدیه دهید. اگر فرزند شما دختر است به او لاک یا دستکش هدیه کنید تا با استفاده از آن جویدن ناخن را فراموش کند. اگر پسر است به او ناخن گیر یا ذره بین بدهید تا با استفاده از آن به آسیبی که به ناخن و اطراف آن رسانده است، توجه کند و ناخن های خود را کوتاه کند. در صورت آسیب رسیدن به دندان های کودک به دندان پزشک مراجعه کنید. اگر این عادت با اضطراب شدید همراه باشد، حتما از متخصصان بهداشت روان کمک بگیرید. گاهی رفتار والدین یا اطرافیان، زمینه اضطراب کودک را زیاد می کند.

      تأثیر رفتار والدین بر ناخن جویدن کودکان
      متخصصان علاوه بر بررسی رفتار کودک، بر رفتار والدین او نیز تمرکز می کنند. زیرا عامل اصلی این رفتار، ممکن است عملکرد والدین و اطرافیان باشد. متخصص در این شرایط به والدین کمک می کند تا رفتار و واکنش خود را نسبت به کودک سنجیده تر کنند تا اضطرابی به کودک وارد نشود. کودک با ناخن جویدن به نحوه رفتار والدین یا اطرافیان با او واکنش نشان می دهد؛ در این زمینه والدین باید سعی کنند ناراحتی و مشکلات ناشی از مشغله های کاری خود را به منزل منتقل نکنند.
      از جمله روش هایی که یک روان شناس می تواند برای برطرف کردن این مشکل کودک از آن استفاده کند، روش های خاص ریلکسیشن است. اگر به علت بالا بودن استرس کودک، این روش درمانی نیز جواب ندهد، پزشک داروهایی را تجویز می کند تا اضطراب کودک کمتر شود.
      لاک های با طعم تلخ که برای مقابله با ناخن جویدن از آن استفاده می شود، چندان موثر نیست و توصیه نمی شود. والدین نباید به این عادت فرزند خود واکنش نشان دهند زیرا در برخی موارد ناخن جویدن روشی برای جلب توجه دیگران است و عکس العمل والدین همان توجهی است که کودک خواستار آن است. در مورد این عادت با او صحبت کنید اما درباره رفتارش قضاوت نکنید.صحبت با او درباره ناخن جویدن نباید باعث افزایش اضطراب وی شود. به او بگویید که این مشکل را با کمک او حل خواهید کرد.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      021-22689558

  • هاله   میگوید:

    سلام .پسر5 ساله ای دارم قبلا بسیار ارام بود ومشکلی نداشتیم.حتی مهد رفت و از جلسه اول با علاقه موند ولی الان کلاس زبان میره وبعداز چند جلسه اصلا علاقه به رفتن نداره بی قراری میکنه وباید حتما بمونم و مربیش میگه سر کلاس عصبیه و گوش نمیده

    • راهنما   میگوید:

      سرزنش نکنید

      یکی از نکات مهم در مواجهه با کودکی که حاضر نیست از مادر جدا شده و به مهدکودک یا خانه اقوام یا حتی کلاس برود، این است که به هیچ عنوان نباید کودک را به دلیل اضطرابش مورد تمسخر قرار دهید و باید با هم راهی برای حل آن بیابید.

      او را مستقل کنید

      برای ایجاد استقلال به او آموزش دهید که کیف مهدکودکش را خودش آماده کند. یادتان باشد تقویت رفتار مطلوب کودک از طریق پاداش دادن بسیار موثر خواهد بود.

      برایش هدیه بگیرید

      یک هدیه کوچک برای فرزندتان بخرید و به او بگویید وقتی که می روید تا او را از مهدکودک به منزل ببرید، هدیه را برایش می برید. با این کار هم او مطمئن می شود که شما بازخواهید گشت و هم این که نفس هدیه در او هیجان ایجاد می کند.

      برایش دوست پیدا کنید

      می توانید روابط خارج از مهد کودک را با والدین دیگر بچه ها برقرار کنید و اجازه دهید برخی از آنها به منزل تان بیایند تا آتنا با آنها بازی کند. اگر او بتواند با یکی، دو نفر در مهدکودک دوست شود تمایل بیشتری به رفتن به مهدکودک نشان خواهد داد.

      او را تنها بگذارید

      با فراهم کردن اوقاتی که کودک بتواند لحظاتی را بدون مادر سپری کند می توان به آماده شدن کودک کمک کرد. مثلا با تنها گذاشتن کودک در اتاقی برای بازی یا سپردن او به یکی از نزدیکان و خروج از منزل برای ساعاتی می توانید زمینه مناسب را ایجاد کنید.

      حتما خداحافظی کنید

      حتی اگر کودک ۶ ماهه است با او با آرامش خداحافظی کنید و وقتی که برمی گردید با آرامش برخورد کنید و افراط در احساسات نداشته باشید. به این ترتیب اعتماد به مادر در کودک شکل می گیرد. این موارد زمینه ساز امنیت کودک برای جدایی و کاهش اضطراب او برای جدایی است. اگر این توضیحات کافی نبود باید از مشاوره کمک بگیرد.

      علت را در خودتان جست وجو کنید

      حکیمه قادری، روانشناس و مشاور: شروع مهدکودک رفتن کودکان از سن ۳ تا ۴سالگی است اما مسئله ای که وجود دارد این است که ممکن است کودک دچار اضطراب جدایی باشد. زمانی که کودک قرار است خانه بماند یا نزد یکی از اقوام نگهداری شود یا به کلاس یا مهمانی می رود و در این شرایط مدام به مادر چسبیده است و همه نیازهایش را به مادر ارجاع می دهد، به این معناست که اضطراب جدایی دارد.

      دلیل اول، اضطراب مادر

      منشا اضطراب جدایی کودک می تواند اضطراب خود مادر باشد. مادری که خودش مضطرب است و حمایت و مراقبت افراطی نسبت به کودک دارد باعث می شود احساس امنیت کودک کاهش پیدا کند.

      در واقع منشا اضطراب اغلب کودکان، مادرانی هستند که خودشان به کودک وابسته اند و حمایت بی اندازه می کنند. وقتی کودک وابسته بار بیاید طبیعی است که اگر قرار باشد به مهدکودک برود این جدایی را نپذیرد.

      تمرین کنید

      ۵ سال اول کودک بسیار مهم است و تجربه های او، باورها و تفکراتش را شکل می دهد بنابراین اگر احساس عدم امنیت و عدم اعتماد به مادر و ترس از دست دادن افراد مهم زندگی را داشته باشد در آینده هم با مشکلات زیادی رو به رو خواهد شد.

      به همین دلیل به مادر گفته می شود که عجله نکند و عدم وابستگی کودک را در محیط خانه تمرین کند و بعد به مهد منتقل کند. بچه ها وقتی در خانه هستند مدام مادر را صدا می کنند و به او می چسبند و بدون مادر به اتاق شان یا دستشویی نمی روند.

      به مادرها توصیه می شود بدون آنکه از خودشان ناآرامی نشان دهند نیاز این کودکان را با تاخیر جواب دهند. مثلا مادر در آشپزخانه است و کودک وقتی متوجه می شود مادر در کنارش نیست، با اضطراب او را صدا می کند، در این حالت مادر باید آرامش خود را حفظ کند و اجازه دهد کودک خودش او را پیدا کند.

      وقتی مادر به دستشویی یا حمام می رود و کودک پشت در گریه می کند، توصیه می شود بعد از اینکه بیرون آمد نوازش و حمایت انجام ندهد. وقتی متوجه شدید که در فضای خانه کودک جدایی از شما را تحمل می کند، آن زمان برای رفتن به مهد آماده است.

      دلیل دوم

      بی اعتمادی کودک به مادر هم می تواند باعث اضطراب شود. اگر کودک بدون آگاهی از سینه مادر جدا شود منجر به بی اعتمادی کودک می شود زیرا کودک یک بار سینه مادر را از دست داده و ترس دارد که چیزهای دیگر را هم از دست بدهد.اما کودکانی که ثبات شیء در آنها شکل گرفته است و به این باور رسیده اند که چیزی که الان نمی بینند به معنی نبودنش نیست راحت تر با این موضوع کنار می آیند.

      فضای مهدکودک را آماده کنید

      وقتی با کودک وارد مهد شدید بهتر است مادر با عناصرمهد ارتباط برقرار کند. مثلا بگویید «چه نقاشی قشنگی» یا «دختر خانم اسم شما چیه؟» به این ترتیب کودک ارتباط مادر را با مهد می بیند و به آن مکان اعتماد می کند. وقتی مادر سرد وخجالتی است و با مربی ها ارتباط نمی گیرد کودک پذیرشش کم می شود.

      وقتی مادر در کنار کودک در مهد می ماند تا او عادت کند باید تمام ویژگی های مادرانه اش را تعطیل کند یعنی حضورش برای کودک کاملا حضور فیزیکی باشد تا کودک با مربیان ارتباط بگیرد. اگر می خواهد بغل مادر برود بهتر است مادر کتابی داشته باشد و بگوید دارم کتاب می خوانم و ارتباط چشمی لمسی با کودک حداقل باشد.در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      021-22689558

  • مریم از اراک   میگوید:

    دختری دارم 8ساله دچار وسواسی شده وقتی دستشویی می رود یک ربع داخل دستشویی می ماند ووقتی بیرون می اید پاهایش راتا زانو شسته و انقدر دستهایش رابا مایع دستشویی می شوید که قرمز شده وبعدا سوز می زند لطفا راهنمایی کنید

    • راهنما   میگوید:

      اگر میل شدید برای انجام یک رفتار یا عادت، خیلی قوی باشد و نتوانید در مقابل آن مقاومت کنید آن وقت است که می گوییم این عادت به وسواس تبدیل شده است. این افکار وسواسی و رفتارهای غیرارادی وسوسه معمولا وقتی مشکل ساز می شوند که زندگی بزرگسالان یا نوجوانان را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث افزایش استرس و نگرانی می شود.

      این که آیا کودکان هم دچار وسواس می شوند یا نه همواره مورد بحث بوده است. سن بروز وسواس به طور متوسط حدود ۱۱ ۱۲ سالگی است و بروز آن غالبا به طور تدریجی است، گرچه در برخی موارد بروز ناگهانی هم گزارش شده است. شکل گیری وسواس و بروز کمرنگ علائم آن از سنین پایین قابل مشاهده است. ویژگی وسواس کودکانه این است که کودکان بر خلاف بزرگسالان به بی اساس بودن افکار یا رفتار خود آگاهی ندارند.

      برخی از رفتارها می تواند بیانگر وسواس در کودک باشد، مثلا کودکی که هنگام غذا خوردن حتما باید در جای خاصی بنشیند و در غیر اینصورت دچار اضطراب و بی قراری زیادی می شود و از غذا خوردن امتناع می کند یا ممکن است اصرار داشته باشد که هنگام خواب ملحفه و رختخواب اش به شکل خاصی قرار بگیرد یا مناسک خاصی را مثل سه بار بوسیدن بابا و سه بار بوسیدن مامان را حتما انجام دهد وگرنه دچار اضطراب می شود و از خوابیدن امتناع می کند، یا ممکن است کودکی به حفظ تقارن در چیدن اسباب بازی هایش بسیار حساس باشد، و در غیر این صورت آنقدر سرو صدا و قشرق به پا کند تا شرایط دلخواه او فراهم شود.

      در بعضی از کودکان سنین دبستانی ممکن است عقاید خرافی وسواس گونه پدیدار شود، مثلا هر روز با پای راست باید از خانه بیرون بیاید و بعد قدم هایش را جفت کند، در غیراین صورت اتفاق بدی برایش می افتد. یا ممکن است معتقد باشد اگر با یک پا به توپ لگد زد باید با پای دیگر هم حتما لگد بزند.گاهی وسواس به شکل کندی در کار نمودار می شود. کودکی که انجام اعمال معمول روزانه اش بیش از حد طول می کشد، مثل مسواک زدن، غذا خوردن، توالت رفتن، لباس پوشیدن، این کندی می تواند بیانگر وسواس باشد. در کودکان دبستانی زیاد پاک کردن و اصلاح مکرر کلمات به طوری که ممکن است بارها کلمه ای را بنویسد و پاک کندو در نهایت هم راضی نشود، می تواند هشدار دهنده وسواس باشد.

      اهميت شناخت اوليه

      اگر در همان مراحل اوليه که بيماري کودک(وسواس) شناخته شد تحت درمان قرار گيرد، خيلي بهتر است. در غير اين صورت، آداب رفتاري و رفتارهاي اجتنابي، فرصت رشد کردن خواهند داشت و در نتيجه وسواس به ديگر قسمت هاي زندگي فرد گسترش مي يابد.
      گفتني است نيمي از افراد بزرگسال مبتلا به اين اختلال، در کودکي نيز اين ناراحتي را داشته اند. وسواس معمولا بر اثر گذشت زمان تغيير مي کند. کودکي که وسواس شستن دارد، وقتي بزرگ تر مي شود ممکن است وسواس کنترل کردن نيز داشته باشد.
      دقيقا نمي دانيم چرا در دوران کودکي اين علائم در بعضي از افراد دوره اي و در بعضي ديگر مزمن و دائمي هستند. آن چه ما بخوبي مي دانيم اين است که شناخت و درمان آن در مراحل اوليه، نتايج بسيار مفيدي به بار مي آورد، به طوري که فرد را در بزرگسالي از شر آن خلاص مي کند. در واقع تشخيص وسواس در کودکان همانند تشخيص آن در بزرگسالان است، با اين تفاوت که کودکان نسبت به موقعيت و شرايط خود چندان آگاهي ندارند. کودکان برخلاف بزرگسالان نمي فهمند وسواس آن ها غيرمنطقي يا نتيجه يک بيماري است.(اگر چه کودکان اين رفتار خود را احمقانه و غيرضروري مي دانند.)

      ● چه زمانی رفتارهای وسواسی بیمار ی تلقی می شود؟

      تکرار بعضی از اعمال مانند چک کردن و انجام بعضی از آداب و یا کندی در بعضی از کارها ممکن است برای هر فردی پیش بیاید، هنگامی که شدت نشانه ها طوری باشد که در زندگی طبیعی و کارکرد فرد اختلال ایجاد کند باید به عنوان یک بیماری جدی تلقی شود.

      در کودکان بروز رفتارهای وسواسی ممکن است موقتی و در پاسخ به تنش محیطی یا یک موقعیت استرس زا باشد، در اینصورت به تدریج نشانه ها کمرنگ شده و خود به خود از بین می رود. اما در صورتی که نشانه ها دوام پیدا کند، سبب اختلال تعامل اجتماعی، بازی و شادکامی کودک می شود و خود انگیختگی و خلاقیت کودک کاهش پیدا می کند. در اینصورت باید نشانه ها جدی گرفته شود و با درمانگر متخصص کودک مشورت شود.

      چگونه بفهمیم کودک یا نوجوان ما دچار افکار یا رفتار وسواسی شده است؟
      آیا آنها وقت زیادی برای انجام کار عادی صرف می کنند: مثل شستن دست یا لباس پوشیدن؟
      آیا آنها وقت زیادی برای انجام تکلیف مدرسه صرف می کنند؟
      آیا آنها وقت زیادی برای شروع یک کار صرف می کنند؟
      آیا آنها کار خود را چند بار چک و بررسی می کنند؟
      آیا نگران مرتب کردن و گذاشتن اشیا سر جای خود هستند؟
      آیا آنها رفتار خاصی را خیلی تکرار می کنند مثل لمس کردن کلید برق یا دسته در؟
      آیا آنها بیش از حد به اعداد و کلمات توجه نشان می دهند؟
      آیا به نظم و تقارن خیلی اهمیت می دهند؟

      به خودتان فکر کنید.

      ممکن است تشخیص این رفتار از سوی افراد نزدیک کودک دشوار باشد. اگر تنها به احساسات خود (خشم، ناامیدی و …) واکنش نشان می دهید ممکن است نتوانید به فرزندتان کمک کنید. بهتر است احساس و افکار ناامیدکننده را از خود دورکنید.

      چه کاری نباید کرد؟

      هرگز آنها را به خاطر عادت یا وسواسی که دارند مسخره نکنید.

      هرگز کودک یا نوجوان خود را ترغیب نکنید عادت یا رفتار وسواس آمیزش را تکرار کند، به این دلیل که فقط به او آرامش می دهد چون با گذشت زمان ترک آن رفتار دشوار خواهد بود. هرگز با تنبیه بدنی سعی نکنید او را مجبور به ترک عادت کنید.

      چه موقع با متخصص یا روانشناس مشورت کنیم:

      اگر رفتار یا افکار وسواسی کودک شما خیلی شدید و حاد بود به گونه ای که او را از کارهای روزانه مثل مدرسه رفتن بازمی دارد و یا شستن بیش از حد دست باعث مشکلات پوستی مثل اگزما شده است. اگر با وجود کوشش و همکاری شما بهبودی در رفتارش حاصل نشد و روز به روز وخیم تر شد و نشانه ای از بهبودی مشاهده نشد.

      چه کار می توانید بکنید

      کار نادرست درباره بچه های وسواسی این است که بگذارید عادت های خود را تکرار کنند تا احساس راحتی و آرامش کنند. در حقیقت متوقف کردن آنها از تفکر و رفتار وسواسی یکی از چیزهایی است که در دراز مدت باعث می شود آنها احساس بهتری پیدا کنند.

      به یاد داشته باشید که تکرار افکار و عادات وسواسی، آنها را روز به روز مضطرب تر و نگران تر می کند. بنابراین با آرامش به آنها نزدیک شوید و آنها را تشویق کنید ترس و عادت های خود را توضیح دهند. انتظار نداشته باشید فورا با شما همکاری کنند. باید ببینید چه چیزی باعث به وجود آمدن عادت یا وسواس شده است؟میگنا دات آی آر.چه مدت و چه موقع است که این افکار و عادات آنها را آزار می دهد؟ تا آنجا که می توانید در این زمینه اطلاعات کسب کنید و اجازه دهید کودک یا نوجوان شما هم مطلع شود. با کسی که می تواند کمک کند، مشورت کنید.

      هر مشکلی که می تواند روی او تاثیر بگذارد مثل اختلافات خانوادگی، استرس و زورگویی را از او دور کنید.

      به او اطمینان دهید که این افکار و عادات رایج اند و اکثر مردم تجربه آن را دارند. یک مثال از خودتان بزنید که مثلا قبل از خواب لامپ ها و در و پنجره را چک می کنید. به سخنان او خوب گوش کرده و به آن اهمیت بدهید. به او بگویید که می دانید ترک کردن این عادات ابتدا کمی دشوار است.
      از زبان و لحن خاص و متناسب با سنشان برای توضیح افکار و رفتار آنها استفاده کنید. تکنیک های آرامبخش را به آنها یاد دهید گرچه به کارگیری تکنیک آرامش نباید در زمان خاصی استفاده شود. در حالی که تلاش می کند عادتی را ترک کند، چون ممکن است این آرامش بعدا بخشی از عادات شود. آنها را تشویق کنید و حمایت کنید.

      کودک یا نوجوان را ترغیب نکنید که احساساتش را سرکوب کند. وقتی به او در راه ترک وسواس و عادت کمک کنید به طور طبیعی این نگرانی ها کم کم فروکش می کند.

      کمک کنید اعتماد به نفس و توانایی اش را برای ترک وسواس بالا ببرد و انرژی و زمان بیشتری صرف ترک افکار و رفتارهای تحمیلی کند.
      -
      ● چه کنیم که کودکانمان وسواسی نشوند؟

      وسواس جزء اختلال های اضطرابی است که از دو عامل وراثت و محیط نشات می گیرد. عامل وراثت ممکن است مستعد بودن فرد برای ابتلا به وسواس را تعیین کند و عوامل محیطی تسهیل کننده و فراهم کننده شرایط بروز بیماری شود. به طور کلی پژوهش ها نشان داده اند که سهم محیط در بروز وسواس بسیار زیاد است و این به آن معناست که میتوان از بروز وسواس پیشگیری کرد.

      عوامل زیر میتواند بروز وسواس را تسهیل کند که با دانش و رعایت والدین میتوان محیط وسواسی کننده را شناخت و در جهت اصلاح آن کوشید.

      الگو برداری کودک از بزرگسال وسواسی: معمولا وقتی کودکی دچار وسواس می شود، میتوان رد پای وسواس را در والدین یا دیگر افراد بزرگسال مهم زندگی کودک مشاهده کرد. ممکن است پدر یا مادر، پدر بزرگ، مادر بزرگ، خواهر، برادر یا یک بزرگسال نزدیک که روی کودک تاثیر می گذارد دچار وسواس باشد. در این صورت هم با اوامر و دستورات وسواسی اش کودک را به رفتار وسواسی سوق می دهد و هم با الگو برداری ناهشیار کودک این رفتارها در او تقویت می شوند.

      بنابر این اگر خودتان دارای رفتارهای وسواسی یا افکار وسواسی هستید، و نگران وسواس فرزندتان هستید، ابتدا به به مداوا و رفع نشانه های خود بپردازید. تنش ها: وجود نزاع و تنش در خانواده و عدم وجود امنیت روانی و صمیمیت در خانواده سبب اضطراب در کودک می شود و در صورت مستعد بودن کودک به وسواس، کودک با رفتارهای وسواسی تلاش می کند تا اضطراب اش را کاهش دهد.

      تلاش کنید تا جوی آرام و ایمن برای کودکتان فراهم کنید. سخت گیری های مکرر، کمال طلبی والدین و داشتن انتظارات بالاتر از سطح سن کودک، عدم گذشت در برابر خطاهای کودک، تنبیه و وجود جو مستبدانه و انعطاف ناپذیر، ریشه های وسواس را در کودکان آبیاری می کند. از کودکتان انتظارات فراتر از حد توان و رشد عقلی آنها نداشته باشید و در برابر خطاهای کودک بی گذشت و غیرمنعطف و تنبیه گر بر خورد نکنید.

      نقش خانواده در درمان

      در شيوه عکس العمل نشان دادن در مقابل کودک مبتلا به وسواس، بين اعضاي خانواده معمولا اختلاف نظر وجود دارد. به عنوان مثال، يکي ممکن است روش مراقبت کننده در پيش گيرد، ديگري ممکن است کاملا مخالف باشد و خشمگين شود و يکي هم ممکن است روش عاطفي در پيش بگيرد و بخواهد خارج از جو خانواده به کودک مبتلا به وسواس کمک کند.

      با اين حال، همه اين عکس العمل ها براي کمک کردن به کودکي است که مبتلا به وسواس است و خانواده او را دوست دارند. در حقيقت دخيل کردن خانواده، خصوصا پدر و مادر در درمان کودک مبتلا به اين بيماري، ضرورتي انکارناپذير است. تجربه درمانگران حاکي از آن است که خانواده شديدا در بروز علائم وسواسي يا سيستم وسواسي کودک نقش دارد. به عنوان مثال يکي از ملاحظات والدين اين است که آن ها هيچ گونه مهماني به منزل دعوت نمي کنند، چرا که افراد تازه وارد با خود ناپاکي و باکتري را به منزل مي آورند و احتمالا هيچ گونه رابطه اي با اعضاي فاميل، دوستان و آشنايان وجود ندارد و کودک نيز هراس دارد مبادا به ميکروب هايي که از منازل ديگران آورده مي شود مبتلا شود. بارها ديده شده که مادر لباس و ملحفه هاي کودک را چندين بار مي شويد تا ترس فرزندش را در اين رابطه کاهش دهد. اطمينان دادن هاي مکرر حتي تا صد بار بيشتر در روز درباره يک مساله خاص يا اختصاص دادن تمام يک بعد از ظهر به مراسم وسواسي کودک طرز عمل بسياري از والدين است.

      والدين کودکان مبتلا به وسواس همانند بيشتر والدين که کودکان شان به بيماري هاي رواني ديگري مبتلا هستند، از احساس گناه رنج مي برند و احساس مي کنند نمي توانند بخوبي از پس کارها برآيند. خود بيمار نيز مسئوليت رنج و عذاب خانواده اش را متوجه خود مي بيند و احساس مي کند همه چيز در نتيجه اشتباهات اوست.

      به واسطه اين گونه افکار بايد بدانيم هر نشانه وسواس چگونه بر فرد فرد اعضاي خانواده و نيز کل خانواده به عنوان يک مجموعه تاثيرگذار است. مهم ترين نکته اين است که به ياد داشته باشيم وسواس، يک بيماري واقعي است که کودک و کل خانواده را تحت تاثير قرار مي دهد.
      در جريان مشاوره هاي خانوادگي، ميزان درگير شدن والدين با تمرين هاي خانگي بيمار(کودک) موضوعي مهم به حساب مي آيد. بايد به ياد داشت در بسياري از کودکان که بشدت تحت تاثير اين بيماري قرار دارند، روند بيماري سخت و ماندگار است که تا پايان عمر شکل هاي مختلف با درجات مختلفي از علائم وسواسي را تجربه خواهند کرد.

      روش هاي درمان اختلال وسواس در کودکان

      معمول ترين روش درمان که در مطالعات نيز به عنوان موثرترين راه در درمان هاي کوتاه مدت و بلندمدت شناخته شده، ترکيبي از رفتار درماني، شناخت درماني و کاربرد داروست. در شکل هاي خفيف وسواس، رفتار درماني به تنهايي کافي است، اما در موارد پيچيده تر وسواس، درمان با دارو نيز ضروري به نظر مي رسد. يک برنامه رفتار درماني مي تواند در درمان کودکان مبتلا به وسواس موثر باشد. اين روش بايد دقيقا به کار گرفته شود و در واقع تمريني کاملا اختصاصي است.

      حمايت والدين کودک در اجراي اين برنامه در منزل بسيار مهم است و به طور کلي هر چه بيمار کم سن تر باشد، مشارکت والدين در درمان اين بيماري بايد جدي تر باشد. در اجراي مراحل درمان اولين نکته اين است که کودک و خانواده او بايد بدانند وسواس اختلالي است که خود کودک(بيمار) در ايجاد آن هيچ گونه مسئوليتي ندارد. ممکن است کودک و حتي خانواده او بر اثر تکرار اعمال وسواس خسته و عاجز شوند. بايد وسواس به عنوان اختلالي تصور شود که بر کودک تحميل شده و او قرباني اين بيماري است و مبارزه عليه بيماري به شکل درمان باشد.

      گام بعدي، تعيين ابعاد اعمال وسواسي است، در چه موقعيت هايي اين اعمال ظاهر مي شود و چند وقت يک بار کودک مورد هجوم افکار وسواسي است که در اين خصوص توصيه شده فهرستي از علائم وسواسي بيمار را مطابق با گفته هاي خودش تهيه کنيم.

      گروه ديگري از رفتار درمانگران که روش هاي خود را بر پايه ديدگاه شناخت درماني استوار کرده اند نيز براي درمان اختلال وسواس در کودکان سعي مي کنند ابتدا به کودک بياموزند چگونه مي تواند احساسات و افکارش را درباره فکر و عملي که انجام مي دهد، تغيير دهد. براي مثال، اگر کودکي وسواس دست شستن دارد، از او مي خواهند دست هايش را کثيف کند و بکوشد بدون آن که چندين بار دست هايش را بشويد به بازي خود ادامه دهد و فقط در انتهاي بازي دستش را بشويد. در اين روش تغيير نگرش کودک درباره کثيفي و آلودگي مدنظر است.

      روش هاي درمان رفتاري، زماني که اعضاي خانواده هم درگير حل مشکل شوند، بهترين شيوه درمان محسوب مي شود. در مورد دارو درماني مي توان گفت دارو، يک جادو نيست که فورا علائم وسواسي را به طور کامل زائل گرداند، ولي به هر حال کودکان پس از مصرف دارو حس مي کنند که هجوم افکار وسواسي شان به مراتب کمتر شده و احساس نياز به تکرار اعمال و آداب وسواسي کم کم رنگ باخته است. زندگي کودک خود را به عنوان يک باغچه در نظر بگيريد.

      افکار و اعمال وسواسي به عنوان علف هاي هرز تمام شاخ و برگ و ريشه درختان باغچه را گرفته و هر لحظه به رشد و نمو خود ادامه مي دهند. به منظور قلع و قمع کردن آن ها به طرق مختلف از قبيل هرس کردن(دارو درماني) يا کاشتن درختان جديد(از قبيل افزايش فعاليت ها و کارهاي مورد علاقه بيمار) و از همه مهم تر تغيير شيوه هاي طرز تلقي اقدام کنيد.

      يکي از روش هايي که احتمال رشد و نمو مجدد علف هاي هرز را از ميان مي برد، اين است که وقتي آن ها را هرس مي کنيد بايد از ريشه قطع کنيد نه اين که فقط شاخ و برگ هاي ظاهري و رويي آن ها را از ميان ببريد. قسمت هايي از وسواس ممکن است در زندگي کودک شما به صورت خيلي ظريف باقي بمانند. بکوشيد روي آن ها کار و به طور کامل آن ها را از ريشه نابود کنيد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • زهرا   میگوید:

    باسلام خدمت شما همسرم با اینکه شغل ودرآمد خوبی دارد،سرکار درست وحسابی نمیرود همش تنبلی میکند،وایشون استخدام هم هستن الان به مدت سه هفته خونه هستن الکی به همکاراشون گفتن مریضم یا اراک نیستم دیگه خسته شدم با هر زبانی باهاش حرف زدم میگه مگه با کار من ازدواج کردی،تازه ما خیلی قسط وقرض داریم چندتا قسطامونم عقب افتاده سرکارم اگه بره زوده میره زود میاد اضافه کاری هم نمیمونه

    • راهنما   میگوید:

      با سلام

      ایا همسر شما از ابتدا اینگونه بوده اند ؟
      ایا مسئولیت زدگی را بیشتر شما بر عهده داشتید ؟
      نوع شیوه ارتباطی با همسرتان چگونه است ؟

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-22354282

      • راهنما   میگوید:

        با سلام
        به خاطر داشتن ویزگی های ثبت و علاقه به زندگی به نظرم رفتن پیش روانشناس و بررسی دلایل بسیار مفید خواهد بود

        در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
        021-22354282

  • عمرانی   میگوید:

    سلام من دختری بیست وچهار ساله ام که هشت ماه است عقد کردم در این مدت با همسرم به مشکل هوردم ولی رفع شده اما مدتی است که احساس می کنم که همسرم نسبت به من بی اهمیت شده و این برای من سخته نمیدونم باید چه کار کنم

    • راهنما   میگوید:

      وقتی که مردی استرس و دل مشغولی داشته باشه اولین واکنشی که در برخورد با مشکلش نشون میده اینه که حتی الامکان از ابراز احساسات و توجه همیشگیش کم میشه. این ویژگی ذاتی مردان هست که خیلی اوقات باعث ناراحتی و رنجش همسرشون میشه. درحالیکه در این شرایط خانوم ها باید کمی حواسشون جمع تر باشه و شرایط رو درک کنن و در واقع خوب بتونن محیط خونه رو مدیریت کنن. در این مطلب به این موضوع و چگونگی برخورد با اون میپردازیم.

      چرا شوهرم به من بی توجه شده؟
      همونطور که گفتیم از اونجایی که عموما مردان بیشترین سنگینی و مسئولیت زندگی رو بر عهده دارن گاهی در برخورد با مشکلات و یا دل مشغولی های روزمره و برای پیدا کردن راه حل به زبون خودمونی توی لاک خودشون میرن که گاهی برای ما خانوم ها سو تفاهم رو به دنبال داره. از اونجایی که زنان ذاتا ارتباط گرا هستن و مردان در مواجهه با مواردی که بالا گفتیم از ابراز احساساتشون کاسته میشه و حتی به طور غیر ارادی توجهشون به محیط اطراف و شاید همسرشون کم میشه رنجش هایی به وجود میاد که باعث متشنج شدن زندگیشون میشه.

      دلیل بی توجهی شوهر
      دلیل بی توجهی شوهر

      همسرم دوستم نداره؟
      به علت همون ارتباط گرایی ذاتی که بالا گفتم وقتی خانومی با ارتباطات کلامی نصف و نیمه همسرش مواجه میشه و یا عدم توجهش رو میبینه چون زن به نیازش نمیرسه شوهرش رو متهم به خاموشی و گوشه گیری ارادی میکنه و براش این سو تفاهم پیش میاد که گوشه گیری مرد به دلیل بی مهری و بی عشقی هست و به عبارتی فکر میکنه که همسرش دیگه دوسش نداره وگرنه باید بیش از این بهش نزدیک شده و توجه میکرد.

      چرا؟
      چرا؟

      علت انتظارات زن
      علت این توقع که زن از شوهرش داره اینه که وقتی خانومی دچار استرس و یا درگیر مشکلاتی میشه بیشتر از اونکه توجهش رو بیشتر معطوف به خودش کنه سعی میکنه بیشتر به اطرافیان توجه کنه و همه سعیش بر این میشه که نیازهای اطرافیانش رو برطرف کنه، این در حالی هست که مرد ها بعلت یک بعدی نگری ذاتیشون برعکس زنان نمیتونن همه جانبه نگر باشن.

      انتظارات زن
      انتظارات زن

      باید به تفاوت های جنسیتی توجه کرد
      نکته مهمی که باید ما خانوم ها بهش توجه کنیم اینه که ارتباط گریزی مردان هرگز به دلیل بروز مشکلات به محیط به محیط خونه و همسرشون نیست و البته این کار رو به طور خودکار برای محافظت بیشتر از آرامش درونیشون انجام میدن و از اونجایی که حل مشکلات احتیاج به واقع نگری داره از کارکرد احساسی مرد کاسته میشه.

      این رو هم باید بدونیم که مردها معمولا آرامش خودشون رو از توانایی های کاری و ملموسشون کسب میکنن بطوریکه اگه نتونن مشکلات حوزه کاریشون رو حل کنن هرگز نمیتونن از تعادل روحی برخوردار بشن.

      پس خانوم ها هرگز نباید این رفتار های همسرشون رو مرتبط با کیفیات زناشویی و زندگی مشترکشون بدونن چراکه با این سوتفاهم بستر مشکلات و واکنش های منفی بعدی فراهم میشه و آرامش زندگی به همین راحتی بر هم میخوره. و باید یادمون باشه که این ما خانوم ها هستیم که مسئول آرامش محیط خانه و زندگیمون هستیم و آقایون خیلی نمیتونن این مسائل رو مدیریت کنن.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  • فاطمه   میگوید:

    سلام.من از زندگیم راضی نیستم.پراز مشکلات.مشکل خودم نیست.خواهر برادر و پدرمادرو…سی وهشت سالم هرچی مشکلات پدر ومادر را رفع میکنم یه مشکل دیگه سبز میشه.خودم وقتی برا زندگیه خودم نمیتونم بذارم.میتونم مستقل بشم وبرم برا خودم زندگی کنم.زندگیه پدر مادر شده چاه ویل برام.مشکلاتش ناتمام.

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      حتما حضوری مراجعه بفرمایید
      موفق باشید

  • ناشناس   میگوید:

    با سلام خواهر من دوساله عقد کردن وهفت ماهه که عروسی کردن ولی دوماه بعد عقدشون باهمسرش به مشکل خوردن سر همه چی بحث میکردن دعوا بعضی وقتا هم کتک میزد خواهرمو الان بعد دوسال خواهرم تصمیم به طلاق گرفته البته چندبارم تصمیم گرفته بود ولی بعلت دودلی برگشت ولی روز از نو الانم که تصمیم گرفته حتی وکیلم گرفته تقریبا نصف راهم رفته بازم میترسه پشیمون شه کخ نکنه تنها بمونه یا نکنه اشتباه از خودش بوده باشه در صورتی که من خودم شاهدم همه راهی رفت تا زندگیشو حفظ کنه ولی شوهرش بعلت خودخواهی و غرور زیادش و دهن بین بودن بیش از حدش حتی یک ذره هم نخواست یه جورایی زندگیشو نگه داره یا اصلاح کنه یا بتونه زنشو درک کنه خواهرم الان همه فکرو ذهنش شده اینکه چرا من؟چرا شوهرم دوسم نداشت ؟همش میشینه گریه میکنه بعضی وقتا هم میگه از زندگی‌سیر شدم خیلی باهاش حرف میزنیم یکم اروم میشه ولی بعدش دوباره همونطوره چیکارش کنیم چطوری ارومش کنیم که دوباره بتونه زندگی عادیشو از سر بگیره ممنون میشم راهنماییم کنید؟

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام

      من شرایط زندگی ایشون رو دارم از زبان شما می شنوم یک طرفه بدون نظرات طرف مقابل .بهتره به ایشون توصیه کنید که پیش روانشناس برند و شرایط رو حضوری مطرح کنند .و حتی همسرشون اگر میشه همراهشون باشه .حتما ایشون همه حرف هایی برای گفتن دارند و این ها همه وقتی است که خواهر شما مایل به حفظ زندگیش باشه البته نه به هر قیمتی و اگر هم تصمیم بر طلاق شد بعدا پشیمونی نداشته باشه .
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه