مرکز مشاوره ازدواج

مرکز مشاوره ازدواج

مرکز مشاوره ازدواج و مرکز مشاوره خانواده با بهترین مشاوران در مشاوره ازدواج راهگشا و همراه شما عزیزان میباشد.مرکز مشاوره خانواده

ازدواج مقدس است و در همه ادیان به آن سفارش شده است تا والدین جوانانی که به آن حد از رشد و بلوغ فکری ، اجتماعی ، جسمی و عاطفی رسیده اند ، به آنها کمک کرده و اسباب و وسایل زندگی مشترک آنها را فراهم کنند. البته پدر و مادر های عزیز نیز باید توجه داشته باشند  در این امر نباید هیچ اجبار و محدودیتی وجود داشته باشد زیرا کسی که قرار است یک زندگی تازه با فردی دیگر را شروع کند فرزندشان است نه خود آنها. پس نباید به جای او تصمیمات مهم زندگی اش را بگیرند و او را وادار به انجام کاری کنند ، زیرا بعدها هر مشکلی به میان آید گریبان گیر  خانواده ها نیز خواهد شد. جوانان دم بخت و والدین آنها میتوانند با مراجعه به مرکز مشاوره ازدواج بهترین تصمیم را در قبال یکدیگر بگیرند. تهرانی های عزیز نیز میتوانند با مرکز مشاوره ازدواج تهران  در تماس باشند.

مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره خانواده مرکز مشاوره خانواده مرکز مشاوره خانواده مرکز مشاوره خانواده

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

540 نظر جدید برای مرکز مشاوره ازدواج

  • سارا   میگوید:

    سلام.بیست و دو ساله مه.از یه خانواده تقریبا متوسط هستم. دانشجو رشته حقوق دانشگاه تهرانم
    اخیرا با کسی از طریق خانواده آشنا شدم ک از خیلی جهات هم کفو خانواده ماست. فقط درس نخونده و این اذیتم میکنه. اخلاق های خوبی داره،فقط فکر میکنم از نظر فکری با هم تفاوت داریم،اگر چه تو سه ماهی ک با هم آشنا شدیم و پنج شیش باری که رفتیم بیرون خیلی ب مشکل نخوردیم و معمولا چیزهایی که میگم و قبول میکنه و خیلی وابسته شده ب من.من ازش بدم نمیاد خیلی هم دوسش ندارم.
    چیکار کنم ب نظرتون؟!
    هر ثانیه یه فکری و احساسی نسبت بهش.دارمو و هر چقدر ک میگذره این رابطه جدی تر میشه و استرس و وحشت منم بیشتر میشه.

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام

      شما اکنون در مرحله تصمیم گیری هستید و همیشه برای دادن جواب منفی وقت هست ولی جواب مثبت اشتباه مشکل ساز است پس بهتر است ببینید ایشون چند درصد از شرایط دلخواه شما رو دارن نقاط مثبت و منفیشون چیه چقدر نقاط مثبت براتون ارزشمنده که باعث بشه از نقاط منفی بگذرید در نهایت توصیه می کنم به مشاوره پیش از ازدواج رجوع کنید
      قبل از هر وابستگی چه از طرف شما چه ایشان
      موفق باشید

    • sahar   میگوید:

      سلام من ۳۰ سالمه و لیسانس دارمو یک خانوادهمتوسط هستم۴ماهه با اقایی اشنا شدم از طریق دوستانبرای ازدواج که ۹ سال پیش ازدواج کرده و جداشدن و ۴۰ سالشه این اقا سربازی نرفته و رفاه چندانی نداره ولی تو کار ساخت وساز و سرمایه اولیه رو داره الان من تردید دارم با وجود اخلاقای خوب این ادم چه تصمیمی بگیرم میترسم مسئلویت پذیر نباشه

      • راهنما   میگوید:

        مدتی حدود ۹ ماه رو باایشون نامزد باشید تا شما و خانواده ها از هم شناخت خوبی پیدا کنید
        تاکید میکنیم نامزدی بدون قید در شناسنامه و محرمیت … تا بعد از این مدت بتونید به راحتی بیان کنید آیا میتونید ادامه بدید یا خیر
        برای ادامه این مسیر هم مشاوره با مشاوری مجرب پیشنهاد میشه

  • بهار   میگوید:

    باسلام. دختری ۲۵ ساله هستم دانشجوی کارشناسی ارشد، چهره ای زیبا و دلنشین (با توجه به گفته دیگران و آنچه که در آیینه میبینم). خواستگارهای زیادی دارم ولی اکثر ان ها دیپلمه یا زیر دیپلم. این روزها خواستگاری دارم که ۳۵ ساله و دیپلمه است. پسر با شخصیتی به نظر میرسن در حرفن زدنشان نهایت احترام و ادب را حفظ میکنن. ولی من یکی از ملاک هام برای ازدواج داشتن تحصیلات اکادمیک بود. البته ایشون اذعان دارند که مدرکشون پایینتر از منه ولی تمام تلاششون و میکنن که من حس نکنم این تفاوت و. با توجه به تعریف هایی که از خودشون داشتن به نظر ادم به روز و روشنفکری میان. خانواده ام راضی هستن و اصرار دارن که من هرچه سریعتر ازدواج کنم.

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اینکه خانواده اصرار دارند حتما دلایل قابل قبولی دارند و امیدوارم اینچنین باشه .منتهی
      باید توجه شود که چون تحصیلات برای شما اهمیت داره ممکنه این مساله بعدا
      مشکل ساز شود و اینکه ۱۰ سال فاصله سنی ممکنه اهداف و ارزوها و دیدتون به زندگی متفاوت باشه .
      و به نظرم بیشتر بررسی کنید با صحبت کردن و بیرون رفتن و اینکه هدف های ایندشون چیه ؟شما از زندگی چی میخواید ؟
      موفق باشید

  • Maryam   میگوید:

    سلام خسته نباشید دوساله با پسری رابطه دارم و عاشق همیم و از همه نظرچه مالی چه اخلاق چه خرچی به هم میایم و مشکلی نداریم خانواده اش اومدن خواستگاری اما مخالفت کردن خصوصا مادرش مخالفه اما هیچ دلیل منطقی ای ندارن فقط از روی ظاهربینی قضاوت کردن من رو و میگن دختر بدی ام که البته چون آشنای یکی از اقوام نزدیک ما هستن و اون فرد به واسطه حسادت و عقده به من و عشقم بدگویی من رو کرده تا ازدواجمون به هم بخوره اما خانواده داماد نمیخان قبول کنن و مادرش گفته نمیخاد من عروسش بشم به هیچ وجه واقعا گیج شدم باید چیکار کنم و تکلیف عشقمون چی میشه

    • راهنما   میگوید:

      پدرها و مادرها وقتی قبل از ازدواج می گویند: «تو باید با شخص موردنظر من ازدواج کنی» یا «تو نباید با فرد موردنظرت به فلان دلایل ازدواج کنی و من او را دوست ندارم» و… اینهاباعث به وجود آمدن کدورت می شود و خواه ناخواه از فرزندشان فاصله می گیرند. شاید اینجا این سؤال پیش بیاید که پدرها و مادرها تا کجا می توانند برای ازدواج فرزندشان نظر بدهند؟ والدین نباید به گونه ای رفتار کنند که فرزندشان احساس کند از خودش هیچ اراده ای ندارد.

      باید به جرات گفت در این موضوع نظر نهایی را باید خود فرزند بدهد چون یک عمر زندگی را با یک مسئولیت بزرگ پیش رو دارد وکسی تا آخر این مسئولیت را به دوش می کشد که خودش از اول انتخاب کرده باشد. در واقع بهترین حالت این است که والدین نظر موافق یا مخالف خودشان اعلام را کنند ولی در نهایت تصمیم گیری را به عهده خود فرزند بگذارند. پدر و مادر باید به جای دخالت کردن در کار فرزندشان این فضا را به او بدهند تا خودش فکر کند و تنها به اعلام نظر قناعت کنند.
      همیشه حق با پدر و مادرها نیست
      امروز فضای سنتی ازدواج تا حد زیادی تغییر کرده و بچه ها ترجیح می دهند خودشان انتخابگر باشند و تصمیم بگیرند و انصافا باید گفت گاهی ملاک های واقعی تری هم برای ازدواج دارند. مثلا من بین مراجعانم جوان هایی را داشتم که وقتی درباره دلایل مخالفت های والدین و نظرات خودشان صحبت می کردند، می دیدم دلایل بچه ها خیلی منطقی تر است. البته در کشور ما نمی توان بدون خانواده زندگی کرد.

      اگر خانواده ها برای ازدواج موافق نباشند بچه ها هم امروز به مشکل برمی خورند و هم فردا. آنها چند سال بعد از ازدواج مشکلاتی هم در رابطه شان و هم احساسات بدی را درون خودشان تجربه می کنند. وقتی جوانی با خانواده اش قهر باشد عملا با خودش و همه آدم های اطراف به طور ناخودآگاه دچار تنش هایی می شود، اضطراب ها و احساس گناه را تجربه می کند و همه اینها می تواند روی زندگی شخصی و زناشویی تاثیر منفی بگذارد.
      ازدواج پنهانی چه عواقبی دارد
      متاسفانه برخی مواقع هیجان ها و آن کودک درون بر رفتارهای ما مسلط می شود و ما را به سوی تصمیم گیری هایی می برد که شاید در شرایط عقلانی به آنها تن ندهیم، تنها چیزی که فکر می کنیم این است که من او را دوست دارم پس باید با او ازدواج کنم و تحت تاثیر همین هیجانات و احساسات اقدام هم می کنیم و بدون اطلاع پدر و مادر تن به ازدواج می دهیم، در چنین موقعیتی اول از همه باید در نظر بگیریم تمام مسئولیت این انتخاب بر عهده خودمان است و نباید انتظار داشته باشید والدین به همین راحتی ها شما را ببخشند.

      اگر خودتان را هم جای آنها بگذارید می بینید، حق دارند. زمان می برد تا وضعیت به حالت عادی برگردد، حتی ممکن است تا مدت ها واکنش های منفی بسیاری چون متلک، حرف های نامناسب و… از خود بروز دهند. اما بچه ها باید عذرخواهی کرده و سعی کنند آرامش را به همراه هم به فضا بازگردانند تا نشان دهند که انتخاب درست بوده است. در چنین شرایطی شاید پدر و مادر ببخشند و آن اعتماد گذشته بازگردد و شاید هم شرایط هیچ وقت عادی نشود.
      چه زمانی خودتان باید برای ازدواج تصمیم بگیرید
      هرچند دل کندن سخت است ولی پیشنهاد ما این است که بدون رضایت والدین تن به ازدواج ندهید، مگر اینکه پدر و مادر یا آگاهی مناسب یا سلامت روانی چندانی نداشته باشند. مثلا پدری را می شناختم که دچار بیماری پارانوئید بود و با همه رفتار های اطرافیان دچار سوءظن می شد، مسلما مخالفت چنین پدری با ازدواج جای اما و اگر بسیاری دارد.

      در چنین جاهایی شاید ازدواج بدون رضایت خانواده چندان بد نباشد چرا که همان محیط ناسالم خانواده می تواند آسیب زا باشد، چون پدر و مادرهایی که به لحاظ روانی چندان سالم نیستند برای اعضای خانواده و فرزندانشان نیز تصمیمات ناسالمی می گیرند. البته ناگفته نماند که بهتر است در چنین مواردی حداقل با یک مشاور مشورت کنید تا مطمئن شوید تصمیم درستی گرفته اید.
      با مخالفت شدید والدین چه کنیم؟
      اگر پدر و مادر به هیچ عنوان با ازدواج موافقت نمی کنند، جنگیدن با آنها اصلا توصیه نمی شود، فرزندان باید آنقدر درایت داشته باشند تا بتوانند با دوستی و جلب اعتماد با پدر و مادر کنار بیایند، کمک یک مشاور هم می تواند در چنین مواقعی بسیار کمک کننده باشد، چرا که می توان با تشکیل جلسات و گفت وگوهای گروهی به همراه مشاور، فضا را کمی بازتر کرد تا والدین تا حدی نرم شوند.

      بهترین راه در اینجا صبور بودن است حتی تا چند سال، شاید کمی مشکلات سبک تر شوند، اگر هم مشکلات حل نشوند اما این اطمینان خاطر وجود خواهد داشت که به اندازه کافی سعی خود را کرده اید و هیچگاه احساس گناه نخواهید کرد.
      کدام بهتر است؟
      من نه کاملا ازدواج به سبک سنتی را توصیه می کنم نه غیر سنتی را بلکه می گویم باید چیزهای خوبی را که در ازدواج سنتی وجود دارد با خوبی های ازدواج غیر سنتی ترکیب کرد تا بهترین تصمیم گرفته شود. باید بدانید هنر ما در تلفیق است نه در حذف یکی به نفع دیگری.
      ازدواج های سنتی روز به روز کمتر می شود
      آمار ازدواج های سنتی روز به روز کمتر می شود به خصوص در شهرهای بزرگ و در میان افراد تحصیلکرده، از جهت دیگر فاصله نگرش بین پدر و مادرها و بچه ها روزبه روز بیشتر می شود چرا که والدین خودشان را به روز نمی کنند و در نتیجه تفاوت سلیقه ها بیشتر می شود و همین می تواند تنش ها را بیشتر کند.

      گاهی والدین فراموش می کنند که دیگر گذشت آن دورانی که در مهمانی های زنانه یا حمام ها برای پسرانشان همسر انتخاب می کردند، حالا بچه ها می خواهند خودشان انتخاب کنند. از طرف دیگر گاهی ملاک های پدر و مادر خیلی متفاوت از بچه هاست چون عموما از نظر آنها ظاهر، میزان تمکن مالی، اصالت خانواده و… مهم است در حالی که فرزندان این طور فکر نمی کنند.

  • رضا   میگوید:

    سلامم من حدود ۴۰سالمه ومیخوام از همکارم خواستگاری کنم ولی کسیو ندارم که ازش معیارهاشو بپرسه اگه به هم نزدیک بودیم ادامه بدم وطوری حرف نزنه که به شخصیت ایشان بر نخوره.ایا شما به عنوان مشاور میتونید با ایشان تماس بگیرید؟سپاس

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در هر صورت شما در این سن باید بتونید حرفتون رو بزنید و تقاضاتون رو مطرح کنید .اصولا اون خانم هم نباید کم سن و سال باشند و مطرح کردن از سمت شما ارزش بیشتری برای ایشون خواهد داشت .قرار نیست جرمی را مرتکب بشوید که فقط حس کردید ایشون به شما شباهت هایی دارند و خواستید مطرح کنید .در هر صورت اگر ایشون موضع مثبتی داشته باشند میتوانید ملاک هاشون رو هم بپرسید و اگر نه بهتره که همون ابتدا فکر تون رو جای دیگری معطوف کنید .ار احیانا مطرح کردید و صحبت شد بعد از مدتی می تواندی برای اطمینان از تصمیم گیری خود هر دو به مشاور مراجعه کنید .افراد باید برای بیان خواسته هایشان شهامت داشته باشند و البته شهامت شنیدن هر پاسخی در جواب پیشنهاداتشون
      موفق باشید

  • Karasevda   میگوید:

    سلام من ۳ماهه باپسری دوست هستم و هرروز همدیگرو میبینیم.و واقعا همدیگرو دوست داریم و همیشه من بحرفش گوش دادم و اون هم همینطور..حالا تصمیم به ازدواج داریم اما یه مشکل کوچیک هست اونم اینکه من ازش ۴سال بزرگترم.ولی توی رفتار به هیچ عنوان متوجه این موضوع نخواهید شد…حالا کمک میخواییم برای اینکه راه حلی بذارید برای اینکه بتونیم به خانوادهامون این مسئله رو بقبولونیم…اصلا چجوری بازگوش کنیم…

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز اگر خود شما مشکلی در رابطه با این مساله ندارید بهتر است مطرح کردن از طرف پسر با خانواده اش باشد و در صورت موافقت
      برای خانواده شما مطرح شود .زیرا احتمال عدم پذیرش از طرف خانواده پس بیشتر است
      ولی در کل هر دو به صورت حضوری مراجعه کنید و بهتر است راجب ویژگی های شخصیت و سایر مسائلی که این اختلاف سن ممکن است ایجاد کند صحبت شود و با دیدی باز انتخاب کنید .و بدانید که اکثرا در روابط دوستی مسائل جدی و هم زندگی مطرح نمی شود و بیشتر افرد به لحاظ احساسی و عاطفی شرایط را می سنجند در صوتی که زندگی صحنه ازمون و خطا نیست و تصمیم شما در سرنوشت و یک عمر موثر است .
      موفق باشید

  • سعید   میگوید:

    سلام من ۲۵ سالمه و خانومم ۲۷ سالشه هر دو کارشناسی ارشد هستیم منتهی خانومم خیلی حساسه و مدام سوء ظن داره و همش می خواد کنترلم کنه .خسته شدم ممنون میشم راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شرایط سوء ظن باید تشریح شود و مشخص شود ایا نوع رفتار شما باعث این حساسیت است یا خیر ایشون کلا ادم حساسی هستند اگر مساله دوم در میان باشد بهتر است بدانید اینکه ایشون ۲ سال بزرگتر هستند ممکن رفتارهای مادر گونه ای داشته باشند که شما به صورت حساسیت قلمداد می کنید تفاوت های سنی در بین زوجین گاهی باعث عوض شدن نقش اصلی انها می شود مخصوصا وقتی خانم ها بزرگتر هستند چون بلوغ فکر ی و اجتماعی زودرسی دارند همین مساله باعث می شود موضع برتری در منطل اتخاذ کنند و کاملا به لحاظ عاطفی مایل باشند همراهی کنند منتهی حساسیت قلمداد شود
      بهتر است برای بررسی بیشتر حضوری مراجعه فرمایید
      موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • مریم   میگوید:

    سلام وقت بخیر، من خواستگاری داشتم که بعد از جلسه اول دیگه تماس نگرفتن. من صحبت هایی داشتم که احساس می کنم باعث ناراحتی ایشون شده (رفتن به خارج از کشور) احساس می کنم بیان این موضوع در جلسه اول اشتباه بوده ضمن اینکه خودم هم اصراری نداشتم فقط می خواستم نظر کلی ایشون رو بدونم ولی انگار بد بیان کردم( ایشان وضع مالی خوبی ندارند) حالا می خواستم بدونم اگه من بخوام به طریقی با ایشون تماس بگیرم و بخوام دوباره صحبت کنم ایا به صلاحه یا باید فراموششون کنم. (به نظرم ادم خیلی باشخصیتی اومدن ولی چون غریبه هستن من اصلا شناختی ندارم و ممکنه حتی با وجود تماس مجدد از ایشون خوشم نیاد. ولی از اینکه یه فرصت خوب رو از خودم گرفتم خیلی پشیمونم و همش گریه می کنم. (۳۲ سالمه)

    • راهنما   میگوید:

      خب شما اول باید تکلیفتونو با خودتون روشن کنید ..یا ایشون در همون جلسه اول به دلتون نشسته یا خیر
      اگر جواب خیر باشه دلیلی برای تماس و بازی با احساسات دیگران وجود نداره
      پس خوب فکر کنید و بعد گریه و زاری کنید و خودتون رو اینطوری سرگردان کنید
      بهتره صبور باشید و واقعبینانه برخورد کنید

      • مریم   میگوید:

        سلام وقتتون بخیر، ممنون از پاسختون
        من از ایشون خوشم اومد، ولی مسلماً با یکبار صحبت نمی شه شخصیت ادم ها رو به درستی شناخت. اگر من مطمئن بودم که مشکل خاصی به لحاظ اخلاقی ندارن می تونم بگم نظرم در مورد ایشون قطعی بود. کمی به نظرم درون گرا امدند. بعد از صحبت های من و ایشون وقتی برگشتیم به اتاق خانواده ام، ایشون کلا سرشون خیلی پایین بود و خیلی زود رفتند. این باعث شد بفهمم که دیگه تماس نمی گیرن.
        من نمی دونم ایا تماس با ایشون از طرف من کار درستی هست یا نه؟ و سرانجام خوبی داره؟

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          اگر این طور است که می فرمایید و تحت شرایط خاصه نداشتن مشکل اخلاقی نظرتون قطعی بوده .بهتره به جای شما واسطه ای از ایشون نظرشون رو جویا شوند .چون به فرض تماس شما و برخورد ایشون که البته غیر قابل پیش بینی است ولی اگر منفی باشد پاسخشان شخصیت شما خدشه دار می شود به عنوان خانم .منتهی سرانجام را شخص خاصی تعیین نمی کند بنده براساس تجربه توصیه می کنم واسطه مطرح کند منتهی هر طور صلاح است
          موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه شما با ایشون صحبت کردید و بعد از یک جلسه دیگر تماس نگرفتند بهتر است با همه اینکه ممکنه پشیمان باشید از حرف هایتان سایر احتمالات دیگر را هم در نظر بگیرید شاید به خاطر شرایط سنی حس عذاب وجدان داشته باشید و فکر این مساله که شاید مسائلی مطرح نمیشد ولی به نظر بنده به جای اینکه بخواهید با ایشون تماس بگیرید بهتر است بدونید اگر خود اون فرد مایل باشد قرار نیست با یک حرف جریان را منتفی کند البته هنوز دیر هم نشده اگر ایران نیستند ممکنه بعدا دوباره تماسی گرفته شود ولی سعی نکنید فکر کنید
      بهتر است تنها نباشید و پیاده روی داشته باشید و کارهای مورد علاقه تون رو انجام بدید و سعی نکنید مدام این مساله رو یاداوری کنید
      شما یک جلسه صحبت کردید به این فکر کنید که اگر چند جلسه صحبت می کرید به قول خودتون ممکن بود اصلا تفاهمی اتفاق نمی افتاد پس اصلا ناراحت نباشید و فکر نکنید موقعیت خوبی را ازدست داده اید .
      درگیری ذهنی در این مورد باعث پررنگ شدن این مساله در مغز می شود و این مشکل ساز خواهید شد
      موفق باشید
      موفق باشید

  • نیما   میگوید:

    سلام من پسر ۲۹ سالمه، بیشتر از یک ساله که با یه خانوم ۳۰ ساله دوست شدم، با هم رابطه خیلی خوبی داریم و تاحالا هر مشکلی که پیش اومده رو تونستیم حل کنیم، ولی از نظر من برای ازدواج بدرد هم نمیخوریم، چون اولا یکسال از من بزرگ تره، ما خانواده ۵ نفری هستیم ولی اونا ۱۱ نفر
    خواهر و برادراش کلا ازدواج فامیلی داشتن
    قبل از من به گفته خودش، یه خواستگار داشته که ۴ سال با هم بودن و بالاخره به خاطر مخالفت خانواده به ازدواج ختم نمیشه
    لطفا راهنماییم کنید.

    • راهنما   میگوید:

      وقتی شما با این ازدواج مخالف هستید و میدونید که بخاطر چه موضوعاتی هست پس دلیلی برای ادامه هم نیست و این موضوع رو روشن و صریح به ایشون گوشزد کنید

      از آنجا که قطع رابطه یک سناریوی بالقوه انفجاری هست سعی کنید پیش از انجام آن به تک تک توهین هایی که خواهید شنید و تک تک فحش هایی که احتمالا خواهید داد فکر کنید. اینجوری موقع دعوا معقول تر حرف می زنید. محترم شمردن طرف مقابل باعث می شود او هم با احترام بیشتری با شما حرف بزند.

      صادق باشید
      اینکه بگویید «دیگر عاشقت نیستم» خوب است اما نباید از صداقت چماق بسازید یا همه چیز را فاش کنید.اگر مثلا از نحوه حرف زدن طرف مقابل نفرت پیدا کردید و تا دهنش را باز می کند حالتان به هم می خورد بهتر است این را در دلتعون نگه دارید. جان پورتمن، استاد دانشگاه ویرجینیا می گوید: «مهمترین وظیفه شما این است که مراقب اعتماد به نفس طرف مقابل باشید. طوری بلا سرش نیاورید که نتواند هیچ رابطه موفق دیگری داشته باشد. نمک روی زخمش نپاشید. این شکنجه است.»

      شما قصد دارید یک پیام را به طرف مقابل برسانید «تو آن کسی که من می خواهم نیستی». همین. پس نباید او را به این نتیجه برسانید که مشکل بزرگی دارد و پر از کمبود است.

      بی خیال کلیشه های بد مثل «مشکل تو نیستی، منم» شوید
      این جمله های تکراری و بی ربط فقط طرف مقابل را به این نتیجه می رساند که ذره ای احترام برایش قائل نیستید و با دم دستی ترین تکه های فیلم ها و سریال ها با آن برخورد کرده اید. شما به طرف مقابل یک توضیح درست (حتی مختصر) بدهکارید. باید به او توضیح دهید که چرا اوضاع آنطور که می خواستید پیش نرفته است، ضمنا نیاز نیست طرف مقابل را وادار کنید که دلایلتان را بپذیرد، به خصوص که چنین بحث هایی عموما به خشونت منجر می شود.

      شروع نکنید به تحلیل جزء به جزء ماجرا
      به اعتقاد راسل فریدمن «این ایده خوبی نیست چون امکان ندارد به توافق برسید. شما می گویید ماجرا اینگونه رخ داده است و طرف مقابل می گوید نه! نه! ماجرا را اشتباه دیدی … جور دیگری بود.» این رفت و برگشت های مداوم اکثر اوقات به دعوا یا بدتر از آن منجر می شود. بدتر از دعوا این است که شما در بحث ببازید و طرف مقابل شما را وادار به بازگشت کند، آن هم بازگشت به رابطه ای ناکارآمد که خودتان به دنبال پایان دادنش بودید.

      برای اینکه جلوی ضربه را بگیرید نگویید که بیا از این به بعد دیدارهای دوستانه داشته باشیم. روی بامیستر می گوید: «اینکه به طرف بگویید بیا از حالا به بعد فقط با هم دوست باشیم ممکن است احساس گناه شما را از قطع رابطه کم کند اما برای طرف مقابل چیز خوبی نیست.» این ممکن است باعث شود او به اشتباه به آینده و بازگشت شما امیدوار شود و این امیدواری جلوی حرکت دو طرف به سمت زندگی بهتر را می گیرد.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر واقعا با این شرایطی که می فرمایید نمی تونید شرایط رو هضم کنید نه ایشون رو دنبال خودتون بکشید نه فکر کنید که راحت این مسائل حل میشه و بهتره زودتر تعیین تکلیف کنید تا اینده هر دوی شما به خاطر این سردرگمی نابود نشود .با صحبت های شما مشخص است که کلا پذیرشی نسبت به شرایط ایشون ندارید
      و این نشون دهنده ی این است که اگر ارتباط شما برمبنای عواطف و وابستگی شکل گرفته ولی شما الان دارید منطقی بررسی می کنید و متوجه شدید که برای زندگی مشترک تفاهم ندارید البته من نظر اون خانوم رو نمی دونم و نمی تونم قضاوت کنم ولی اگر ایشون وابیته شدند بهتره جدایی از ایشون به نحوی اتفاق بیفته که مراعات حالات روحی ایشون بشود .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • نیما   میگوید:

    واقعا ممنونم از راهنماییتون
    انشالا مزاحمتون میشم

    • مشاور   میگوید:

      موفق باشید

  • Zeinab   میگوید:

    سلام من ی دختر ۱۹ ساله هستم ۵ سال پیش عاشق پسر عمه ام شدم اون الان ۲۶ سالشه و ما عاشق هم شدیم تو این ۵ سال به طور مخفیانه با هم ارتباط داشتیم البته خانواه هامون چند بار فهمیدن و شدیدا دعوا کردند ما به خاطر علاقه ی زیاد رابطه ی جنسی هم داشتیم خانواه های ما رابطه ی خوبی ندارن الان ما تصمیم به ازدواج داریم اونا مخالفند ما رفتیم پیش روانشناس به ما گفت من برونگرام و اون درون گرا و اصلا با هم ازدواج نکنین ولی ما نقاط مشترکی هم داشتیم من نمیتنم ازش جدا بشم دارم دیوونه میشم ی راهی بزارید جلوی پام تورو خدا زود جواب بدید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز یک دلیل وابستگی بیش از حد شما همون ارتباط جنسی بوده منتهی بنده قضاوتی راجب صحبت روانشناس ندارم که دو شخصیت اینچنین به درد هم نمی خورند و نمی دونم چقدر ایشون متخصص بودند منتهی چون رابطه داشتید و دیگه گذشته کاری نمی شود انجام داد بهتره با همه اختلاف خانواده ها اگر واقعا خر دو حس می کنید مشترکات دارید خب پسر عمه شما مطرح کنند با خانواده تا کمی رسمی تر بررسی شود و اگر نیاز بود پیش یک متخصص برید که مشاوره پیش از ازدواج را بدااند واگر ایشون بررسی کرد و شما بهم نخوردید اون وقت باید بپذیرید با همه وابستگی که دارید منتهی در این مرحله ابتدا بگذارید در خانواده ها مطرح شود تا بعد
      اقدامات لازمه انجام شود چون اگر در خانواده ها تمایلی نباشد باید از فردی که بتواند مطرح کند و البته از نظر هر دو خانواده مقبول باشد اقدام شود
      موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • جواد   میگوید:

    سلام
    من ۲۵ سالمه
    ۶ ماهی هست با یه خانم توی محل کارم آشنا شدم که ایشون یک سال ازم بزرگتره
    خیلی خیلی دوسش دارم؛ ۴ماه اول رابطمون فوق العاده بودیم باهم و اینکه واقعا مشکلی نداشتیم فقط چون ایشون خیلی حساس بود گاهی ازم ناراحت میشد ک ناراحت شدنشم حتی واسم شیرین بود اما بعد گذشت ۴ ماه بعد یک قهر کوچیک رفتیم رستوران به دعوت ایشون؛که من توی رستوران خیلی اتفاقی و واقعا بدون قصد و نیت قبلی گوشیش دستم بود یهو رفتم توی پیاماش ک دیدم به یه نفر ک به اسم “گلبول” ذخیره شده پیام داده که فقط پیام آخرو خوندم ک محتوی ش این بود:
    وای سعید بوی عطرت پیچیده بود توی رست…
    من تا این پیامو دیدم واقعا بهم ریختم و گوشی رو پرت کردم رو میز و اومدم بیرون اونم ترسید و پیامارو پاک کرد وقتی اومد بیرون بهم گفت که این آقا ک اسمش سعید بود همکارشه و با یکی از خانم های همون محل کارشون یک سال و نیم هستش ک دوسته و اونروز این خانم گوشیشو نیاورده بوده و با گوشی ایشون چندتا اس داده بهش ک بگه گوشیشو جا گذاشته و چندتایی اس دادن بهم ک حتی ایشون پیامارو هم نخونده اصلا و گلبول رو اون خانم ذخیره کرده بوده تو گوشیش…
    کلی گریه کرد و جون تک تک عزیزاش رو قسم خورد و من بخشیدمش اما خب ته دلم آشوب بود…
    دو ماهی هست ک خواه و ناخواه این قضیه رو رابطمون تاثیر گذاشته و هی رابطمونو قطع میکنیم ولی باز برمیگردیم به رابطه…
    تا اینکه دیشب وقتی داشت میرفت خونه از سرکار من همونطوری ک تلفنی باش حرف میزدم پشت سرش رفتم اون نفهمید اما وقتی منتظر تاکسی بود دیدم یه آقا رفت پیشش وایساد و باهم سوار تاکسی شدن..دیگه بهم ریختم دنبال تاکسی دویدم و همزمان زنگ زدم بهش گفتم با کی هستی ک انصافا راستشو گفت و لازم به ذکره ک اون آقا متاهله و خانمش همکارشونه وقتی اینجوری شد پیاده شدن از تاکسی و بهم ثابت کرد ک من اشتباه کردم..اما میگم چرا اخه بعد از تموم شدن تماس من تعلل کرد و وایساد بعدش رفت ک تاکسی سوار شه و اون همکارشم اومد؟
    دیگه دیشب گفت ک نه زنگ بزنم و نه اس بدم بهش تا وقتی ک بریم مشاوره
    خیلی باهام سرد شده و با نبود من آرومه
    من واقعا واسه ازدواج میخوامش و حتی به خونوادم گفتم
    اونم مامانش در جریانه و بارها از خونشون باهام تماس گرفته و حرف زدیم باهم(خود ایشون تماس گرفتن من هنوز با مادرشون حرف نزدم)
    به نظرتون بهم خیانت کرده؟ یا سوء ظن منه؟
    بخدا میخوام شرایطو درست کنم و اگه سوء ظن فقط خودمو اصلاح کنم چون دوسش دارم و میخوام زن زندگیم باشه
    چیکار کنم
    تورو خدا زود جوابمو بدین و راهنماییم کنید
    ممنونم ازتون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه شما ایشون رو دوست دارید درست منتهی کمی به اطراف نگاه کنید و ببینید در جامعه ما چه تغییراتی عارض شده است .روابط کاری خانم ها با همکاران گاها به خارج از محیط کاری کشیده شده و فقط کاری بوده نه چیز دیگری .اصولا ادم وقتی کسی رو برای زندگی انتخاب می کنه که بهش صد در صد اطمینان داشته باشه اگر یک درصد هم شک داشته باشید فردا و فرداها مدام می خواهید ایراد بگیرید و هر چیز کوچکی رو بزرگ کنید .اینکه دنبال ایشون برید و چک کنید فرد رو احساس بدی در فردی ایجاد می کنه که واقعا قصد خیانت نداره و همین مساله باعث سردی روابط میشه .اگر سرنخی پیدا کردید که اثبات کرد این خانم خیانت کرده و می کنه خب با همه علاقه نیازی به ادامه دادن نیست ولی اگر فقط فرضیات ذهنی شماست که هیچ کدوم هم اثبات نشده و نمیشه کمی باید روی ویژگی های شخصیتی خودتون کار کنید و ببیند آیا اصولا این حساسیت شما قبلا روی محارم خودتون هم بوده یا خیر و تحت چه شرایطی و حرف اون خانم درسته و باید به مشاوره حضوری رجوع کنید منتهی جای نگرانی هم نیست حتی اگر شما باید اصلاح شوید بهتون راهکار خواهند داد و اتفاقا اگر هر دو هم با هم بروید بیشتر می فهمید که آیا به درد زندگی مشترک و باهم می خورید یا خیر و هر کدامتان باید تصمیم دیگری را اتخاذ کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • جواد   میگوید:

    خیلی ممنونم…
    واقعا توی دوس داشتن واسه من هیچی کم نذاشته
    یبار حتی این موضوع انقد اذیتم کرد که من رابطه رو تموم کردم اما اون با تمام مشکلاتی ک داره و راحت نمیتونه از خونه بیاد بیرون اومد پیشم و منو برگردوند به رابطه…
    اره واقعا من آدم حساسی هستم کلا و روی محارم خودمم این حسو دارم گاهی…
    تا این بار آخر ک تعقیب اتفاق بیفته میگفت میریم مشاوره چون همو خیلی دوست داریم همه چیو درست میکنیم
    اما الان میگه میاد مشاوره که بهم ثابت کنه به درد هم نمیخوریم
    تورو خدا بگید چجوری برخورد کنم تو جلسه مشاوره ک بازم بهم فرصت بده
    من واقعا میخوام این خلق و خومو بذارم کنار
    اما واقعا نمیدونم چجوری

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      خب شما نیازی نیست به شکل خاصی در جلسه مشاوره رفتار کنید ولی می تونید ایشون رو متقاعد کنید که فهمیدید که خودتون مشکل دارید و باید رفع بشه و برای برطرف کردنش هر کاری می کنید و سعی کنید از این به یعد روی رفتارهاتون حساس باشید
      و دقت کنید و قطعا قبل از مشاوره برای ازدواج انفرادی برای رفع مساله خودتون برید تا قبل از مشاوره ازدواج کنترل بررفتارتون داشته باشید
      ولی بدونید که اگر مشاور تشخیص بده واقعا نمی تونید در کنار هم باشید اصرار نداشته باشید به هر حال پای یک عمر زندگی در میان است و نباید فقط براساس احساس مسائل رو بررسی کنید .
      امیدوارم بهترین تصمیم گرفته شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • نیما   میگوید:

    سلام من نیما هستم و ۳۴سالمه تو این چند سال عمرم همش کار و درس و زندگی بوده تا اینکه چند سال پیش از دختر عموم خوشم اومد و به دلم نشست و تا اومدم بهش بگم که قضیه اینجوریه که من نو را دوست دارم اون یه خواستگار براش پیدا شد و نامزد کر و منم اون مکقع زیاد ناراحت نشدم گفتم شاید قسمت نبوده ولی بعد چند وقت بنا به دلایلی بهم زدن و من بازم نرفتم بهش بگم گفتم اگه الان بگم میگه میگه میخواد سواستفاده کنه و بیخیال شدم تا نردیک چهار سال بعدش و اخرش دل را زدم به دریا و بهش گفتم و اونم با سردی جوابم را رد کرد و بهم نه گفت شناخت نداریم از هم و به پیشنهاد خودش تریبا نه ماه باهم بودیم و کلی هم را شناختیم و تو این نه ماه از خوب بودیم و گفتم اخرش چی جواب من را بده من نمیتونم بیشتر صبر کنم الان که میخواد جواب بده میگه من تو را دوست دارم و از روی عقل و منطق میدونم که تو خوشبختم میکنی ولی هنوز دلم اوکی نشده و زمان میخوام و میخوام فکر کنم من بهش پیشنهاد دادم که بریم مشاوره شاید اینجوری حالت بهتر بشه و تو خودت با خودت تکلیفت معلوم بشه که اصلا میخوای چیکار کنی اونم قبول کرده ولی منم از یه جا میترسم برم و بدتر بشه به خدا موندم ممنون میشم یه راهنمای بکنید با تشکر

    • راهنما   میگوید:

      شما در دوست داشتن ایشون شک دارید و گرنه علاقه خودتونو بعد از ۴ سال نمی گفتید
      الان هم باز شک و تردید و باز از دست رفتن فرصت ها …. بهتره شما این مورد رو برای همیشه فراموش کنید و به مسیر خودتون برید و بیهوده باعث امیدوار شدن طرف مقابلتون هم نشید

  • م.ا   میگوید:

    سلام.خسته نباشید .
    ببخشید آیا با مشاوره قبل از ازدواج میشه کاملا وصد درصد طرف مقابل رو شناخت ؟آیا نتایج حاصل قابل اعتماد هست؟

    • راهنما   میگوید:

      مشاوره راه درست شناخت رو به شما خواهد گفت و بعد در مدت نامزدی که دارید میتونید با معاشرت و مراوده بین خانواده به شناخت و اعتماد برسید
      مشاور ازدواج هیچ وقت به شما نمی گوید که این کار را بکنید یا نکنید. وظیفه مشاور آگاه کردن است. او می گوید که نتیجه چنین ازدواجی چه خواهد بود تا شما خودتان دست به انتخاب بزنید.

      این روزها کارشناسان بسیاری توصیه می کنند که زوج های جوان قبل از آغاز زندگی مشترک حتماً با مشاور معتمد مشورت کنند. این توصیه از آنجا جدی شده که رسانه ها در سال های گذشته آمار نگران کننده ای را در خصوص طلاق زوجین به خصوص در ۵ سال اول زندگی مشترک منتشر کرده اند. به همین دلیل است که بحث نیاز جدی به مشاوره قبل از ازدواج برای زوج های جوان مطرح می شود.

      متاسفانه در کشور ما زوج ها خیلی وقت ها اطلاع کافی از مشاوره هایی که مشاوران در اختیار آنها می گذارند ندارند، یا گاهی احساس می کنند چون به حد مطلوبی از استقلال مالی و خانوادگی رسیده اند، می توانند بدون مشورت با افراد دیگر بهترین انتخاب را داشته باشند.

      عده ای هم در انتخاب مشاور اشتباه می کنند و با مشورت دوستانشان برخی ملاک های کلیشه ای را برای همسرشان در نظر می گیرند و زمانی که دختر یا پسری با این شرایط را پیدا می کنند احساس می کنند به آن زوج رویایی رسیده اند و به صورت هیجانی دست به انتخاب می زنند.

      این ملاک ها اگرچه ملاک های عرفی جامعه ما هستند ولی در عرف این ملاک ها نه به صورت جزئی بلکه به صورت کلی مورد توجه قرار گرفته است. در حالی که روانشناس یا مشاور ازدواج، همه این موارد را با فاکتورهای جزئی مورد ارزیابی قرار می دهد تا بتواند بررسی درست شخصیتی از زوجین ارائه دهد. یعنی در واقع مشاور تلاش می کند دیدگاه ها و اهداف زوجین را در زندگی مورد بررسی قرار بدهد و طرف مقابل را با این دیدگاه ها و اهداف آشنا کند.

      شناخت روی این موضوعات در همان ابتدای تشکیل زندگی مشترک مهم است چون فقط با شناسایی این جزئیات است که زوج ها می توانند به نتیجه برسند که می توانند با هم ادامه مسیر بدهند یا نه. مثلا اگر زوجی می خواهند به یک هدف مشترک برسند مشاور این موضوع را طوری بررسی می کند که ببیند آیا این زوج سرعت حرکتشان برای رسیدن به آن هدف یکی هست یا خیر؛ اگر یکی نباشد توصیه می کند تا در مورد آن هدف بیشتر صحبت بکنند تا در آینده مشکلی برایشان پیش نیاید.

      زن و مرد در مرحله اول به لحاظ رفتاری، خانوادگی، سبک زندگی و تحصیلات باید مورد بررسی قرار بگیرند، که اگر این مرحله مثبت بود در مراحل دیگر باید به لحاظ ذهنی، و تفکراتی که دارند بررسی شوند تا نکات مشترک و غیر مشترک ذهنی شان مشخص گردد بعد از این هم نوع نگاه به زندگی و سرگرمی و تفریحاتی که می خواهند داشته باشند و لحظات مشترکشان مورد ارزیابی قرار می گیرد. به نظرم همه اینها مرحله به مرحله است و باید به صورت اجمالی بررسی شوند.

      مشاوره قبل از ازدواج اگر بر اساس معیارها و شرایط مناسب انجام شود و فرد مشاوره دهنده از آگاهی و اطلاعات کافی برخوردار باشد، به دو طرف کمک زیادی خواهد کرد. بنابراین دو نفری که برای مشاوره مراجعه می کنند، باید با صداقت کامل مسائل خود را با مشاور در میان بگذارند و به عبارتی تسلیم مشاور باشند و به این نکته توجه داشته باشند که مشاوران هیچ گاه توصیه به ازدواج نمی کنند، همان طور که توصیه به طلاق نمی کنند.

      در واقع آن ها با استفاده از تعاریف و فرمول های علمی و بررسی مولفه های تاثیرگذار در ازدواج، مسائل پیش روی جوانان را به آنان یادآوری و درصد موفقیت یک ازدواج و ریسک های آن را گوشزد می کنند. مشاوران هیچ گاه اطلاعات خصوصی افراد را در اختیار طرف مقابل نمی گذارند بلکه دو طرف را متوجه تناقض ها می کنند، بنابراین بهتر است جوانان قبل از ازدواج از مشاوران حاذق حوزه خانواده کمک بگیرند.

      مشاوره قبل از ازدواج به یک فرآیند تخصصی تبدیل شده و در همه جای دنیا مرسوم است. اهمیت این مشاوره زمانی مشخص می شود که به این نکته توجه داشته باشیم انسان ها از یکدیگر شناخت کافی ندارند، بنابراین به منظور دستیابی به این شناخت برای ازدواج به کمک مشاور نیاز داریم. محققان معتقدند که مشاوره قبل از ازدواج آن قدر اهمیت دارد که انسان برای آن وقت زیادی بگذارد.

      در واقع ازدواج تولد اختیاری است و فرد به اختیار خود تصمیم به تشکیل زندگی مشترک می گیرد. بنابراین یک مشاور حاذق می تواند به فرد در انتخاب احسن کمک کند. در منابع اسلامی به امر ازدواج بسیار توجه شده است و در بعضی روایات از آن به عنوان اکمال دین و همچنین عبارت قرآنی «میثاقاً غلیظاً» یاد می شود.

      فردی آمادگی ازدواج دارد که تعهد پایدار داشته باشد، یعنی برای فردی که وارد زندگی او شده است بار نباشد، زندگی بالنده ای داشته باشد، باعث آرامش وی شود، سرعت حرکت او را به سمت تعالی و پیشرفت بیشتر کند و اگر چنین نباشد، در واقع ازدواج تنها برای رفع بخشی از نیازها خواهد بود که به فرد برای پیشرفت و تعالی کمک نمی کند.

      آمادگی و شناخت

      در مشاوره ازدواج به دو فرآیند توجه می شود؛ اول این که فرد بداند برای ازدواج آمادگی دارد یا نه و بعد از طرف مقابل شناخت کافی داشته باشد. فرد برای این که بداند آمادگی ازدواج دارد یا نه، می تواند از مشاور کمک بگیرد. فردی آمادگی ازدواج دارد که تعهد پایدار داشته باشد، یعنی برای فردی که وارد زندگی او شده است بار نباشد، زندگی بالنده ای داشته باشد، باعث آرامش وی شود، سرعت حرکت او را به سمت تعالی و پیشرفت بیشتر کند و اگر چنین نباشد، در واقع ازدواج تنها برای رفع بخشی از نیازها خواهد بود که به فرد برای پیشرفت و تعالی کمک نمی کند. بنابراین برای این که فرد میزان آمادگی خود را برآورد کند می تواند از مشاور حاذق در این حوزه کمک بگیرد. مشاور باید درباره موضوعات مختلف اطلاعات کافی داشته باشد و مولفه ها را بر اساس اهمیت آن بررسی کند. در مشاوره قبل از ازدواج دو عامل آمادگی و آشنایی مهم است.

      برای بسیاری از افراد یک یا تعدادی از ملاک های کم اهمیت محور توجه قرار می گیرد و در صورتی که باید به مجموعه عوامل توجه کرد، بنابراین در مشاوره قبل از ازدواج مجموعه عواملی که یک فرد باید به آن توجه کند، بررسی می شود.

      به عنوان مثال میزان تاثیرگذاری و بار ارزشی هر کدام از عوامل خانواده، زیبایی و اعتقادات مشخص است و مشاور با تعیین ریسک پذیری عوامل مختلف تعیین می کند که به عنوان نمونه در زمینه خانواده ها در زندگی آینده دو نفر احتمال ریسک وجود دارد یا نه ،او تشخیص می دهد که آیا فرد می تواند از این ریسک گذر کند یا نه و فرد را متوجه این موضوع می کند که در زندگی آینده چه میزان از وقت و انرژی خود را باید صرف مدیریت عوامل ریسک پذیر و حذف و خنثی کردن آن ها کند. بر اساس مدل ملی میانگینی از ارزش گذاری فاکتورها با خطای ۵ یا ۶درصدی تعیین شده است و از طرفی هر یک از عوامل برای هر مشاوره به تنهایی و در کنار سایر عوامل سنجیده و ارزش گذاری می شود.

      به عنوان مثال دو نفری که از نظر خانوادگی با یکدیگر هماهنگ نیستند، میزان ریسک پذیری این عامل در کنار عوامل دیگر مانند آمادگی ازدواج یا پختگی سنجیده می شود. یعنی اگر کسی به پختگی لازم رسیده باشد ریسک ناهماهنگی خانواده ها را به راحتی پشت سر می گذارد، اما اگر این آمادگی را نداشت احتمالاً در ۸۰درصد موارد وقت آن ها صرف برطرف کردن مشکلاتشان با خانواده ها خواهد شد. بنابراین برای هر فردی فاکتور خانواده در کنار دیگر عوامل معنای خاصی پیدا می کند. وقتی فاکتورها با هم بررسی شود میزان ریسک پذیری هر ازدواج مشخص می شود.

      عوامل موثر در ازدواج

      عوامل موثر در ازدواج به دو دسته تقسیم می شود؛ یکی عوامل پیش بینی کننده موفقیت ازدواج و دیگری عوامل حمایت کننده از ازدواج.به عنوان مثال اگر کسی همه فاکتورهای مثبت را داشته باشد، اما دچار اختلال روانی باشد، این مشکل همه فاکتورهای مثبت را تحت الشعاع قرار می دهد. بنابراین فردی که دچار اختلال روانی است، ابتدا باید سلامت خود را به دست آورد و بعد تصمیم به ازدواج بگیرد؛ مگر این که یک متخصص با اطمینان کامل تایید کند که فرد مضطرب یا افسرده با ازدواج درمان می شود. یا فردی که با وجود سن مناسب، آمادگی لازم را برای ازدواج ندارد یعنی نمی تواند به طرف مقابل اعتماد کند، نمی تواند سرمایه گذاری عاطفی داشته باشد، اراده ضعیفی دارد، هدفمند نیست، وفادار نیست و … چنین فردی اگر ازدواج کند در واقع باید خود را برای طلاق آماده کند.

      بنابراین با یک مشاوره خوب قبل از ازدواج می توان همه فاکتورها را سنجید و آن ها را کنار هم قرار داد و به صورت دقیق به فرد گفت که با چه مسائلی مواجه است.

      البته نباید لطف خدا و توکل به او را فراموش کرد؛ چنان که بعضی معتقدند در ازدواج باید تایید خداوند هم باشد و اگر نیت فرد درست باشد، خداوند نیز به او کمک می کند. افرادی که برای مشاوره می آیند، احتمالاً دچار تردید هستند که آیا این فرآیند به آن ها کمک می کند یا نه و بعضی به توصیه دیگران مراجعه می کنند و عده ای هم با آگاهی به نزد مشاور می آیند. در همه این شرایط توصیه و تاکید ما این است که افراد به این موضوع توجه داشته باشند که روان شناس الزاماً نمی تواند در مشاوره قبل از ازدواج موفق باشد مگر این که در این زمینه تجربه داشته باشد.

      اگر مشاور حاذق باشد، به افراد یادآوری می کند که در چه زمینه هایی اطلاعاتشان ناقص است و آن ها را راهنمایی می کند که باید درباره چه موضوعاتی جلسه بگذارند و بیشتر صحبت کنند. به عنوان مثال کسی که مدل زندگی ندارد و طرز فکر خود را مطرح نکرده است و یا فکر می کند که می تواند همسر خود را تغییر دهد و … نیاز به مشاوره دارند. مشاور این موضوعات را با دو طرف در میان می گذارد و وقتی اطلاعات آن ها کامل شد،میگنا دات آی آر.دوباره مراجعه می کنند و مشاور با انجام بررسی های لازم نتیجه را اعلام می کند. افراد در مراجعه به مشاوره معمولاً باید تسلیم مشاور باشند و یا اگر در زمینه ای تردید دارند، آن را با مشاور در میان بگذارند.
      معمولاً مشاوره قبل از ازدواج باید پیش از تصمیم قطعی انجام شود زیرا زمانی که تصمیم به ازدواج قطعی شد، مشاور دیگر نمی تواند کاری جز اصلاح رابطه انجام دهد.

      مشاوران معمولاً همان طور که توصیه به ازدواج نمی کنند، به جدایی هم توصیه نمی کنند و مسئولیت آن بر عهده خود فرد است اما مشاور مسائل و مشکلات احتمالی را به افراد گوشزد می کند. در مشاوره پیش از ازدواج، مشاور معمولاً می داند که علایق افراد شکل گرفته یا نه و وقتی این افراد برای کمک گرفتن مراجعه می کنند، ممکن است اطلاعات نادرستی دهند که مشاور این موارد را تشخیص می دهد. در مراجعه برای مشاوره پیش از ازدواج، افراد سعی می کنند خود را بهتر نشان دهند اما همه این موارد برای مشاور قابل تشخیص است.

      مشاوران به لحاظ اخلاقی اطلاعات خصوصی افراد را فاش نمی کنند، بنابراین مراجعه کنندگان باید متوجه پیام های مشاور باشند به عنوان مثال شخصی با خانمی دیگر گفت وگو می کند و همزمان برای مشاوره ازدواج با فرد دیگری هم مراجعه می کند، وقتی مشاور متوجه می شود مانع از ادامه مشاوره خواهد شد و به افراد این نکته را یادآوری می کند که هنوز آمادگی ازدواج ندارید و یا اطلاعات ناقص است.

      استقلال مالی چقدر مهم است؟

      استقلال مالی شرط اول ازدواج است. یعنی وقتی زوجی پیش مشاور می روند پیش فرض مشاور این است که این زوج با توجه به استقلال مالی شان تصمیم به ازدواج گرفته اند مگر اینکه خلاف این امر ثابت شود. فرهنگ عمومی خانواده های ما به گونه است که اگر زوج استقلال مالی نداشته باشد حتما دخالت های نادرست و گاه و بیگاه خانواده ها در زندگی مشترک یک زوج به وجود خواهد آمد که این موضوع می تواند به زندگی آنها لطمه بزند بنابراین ما توصیه می کنیم که زوج ها حتما قبل از ازدواج به استقلال مالی برسند و در طول زندگی مشترک این مستقل بودن را حفظ کنند.

      با این اوصاف جای عشق و وابستگی های عاطفی کجاست؟

      بعضی ها می گویند چون محبتی میانشان شکل گرفته و عاشق هم هستند، می توانند با مشکلات مالی بعد از ازدواج کنار بیایند. واقعیت این است که کسی منکر عشق نیست. اما مشاوران به افراد توصیه می کنند زمانی که به شدت درگیر یک رفتار عاطفی هستند تصمیم نگیرند. چون در این درگیری عاطفی نمی توانند نکات منفی را ببینند و سعی می کنند همه موضوعات منفی را توجیه کنند.

      البته مشاور ازدواج هیچ وقت به شما نمی گوید که این کار را بکنید یا نکنید. وظیفه مشاور آگاه کردن است. او می گوید که نتیجه چنین ازدواجی چه خواهد بود تا شما خودتان دست به انتخاب بزنید. اما به هیچ وجه دو طرف را مجبور به انجام کاری نمی کند.

      موضوع مهمی مثل ازدواج نگاه عاقلانه ای می خواهد. مشاوران وظیفه دارند درباره آینده ازدواج با زوج ها صحبت کنند ولی حرف را تحمیل نمی کنند. بنابراین کسانی که تصمیم به مشاوره می گیرند بهتر است که بی طرفانه به مطب مشاوره بروند و اجازه دهند تا روند مشاوره به خوبی و در مسیر خودش طی شود وگرنه دیگر نیازی به انجام مشاوره نیست.

      ازدواج جداً ممنوع!

      گفتیم که مشاوران هیچ وقت توصیه به عدم ازدواج نمی کنند اما این حکم، یک استثنا دارد. یعنی موارد خاص. مثلاً وقتی تست های شخصیت شناسی و … که در تمام دنیا مرسوم است را انجام می دهند و نتیجه این تست ها مناسب نیست، پیشنهاد می کنند با یک فرد مشکل دار ازدواج نکنید. کار آنها شناختن رفتارهای پنهان دو طرف است. در اکثر موارد با مشاوره می شود رفتارهای منفی را پوشش داد و یا از بین برد. اما در برخی موارد نتیجه ازدواج کاملا مشخص است.

      مثلا جوانی که سوءظن دارد اصلا توصیه نمی شود ازدواج کند. مشاور با کسی در این رابطه تعارف ندارد. سوءظن با معیارهای یک ازدواج پایدار تداخل دارد. این بیماری چیزی نیست که خود طرف به آن معترف باشد. مثلا فکر می کند که دارد همسرش را در جامعه محافظت می کند در حالیکه این بیماری است و خانواده را متلاشی می کند. بنابراین اگر مشاور در بررسی های سلامت روانی و شخصیتی به چنین موارد برخورد کرد حتما درباره آینده این ازدواج شفاف سازی می کند. به همین دلیل است که توصیه می شود ۶ تا ۹ ماه دختر و پسر با هم در مراوده باشند و بعد از آن دوباره به مشاور مراجعه کنند.

      بهترین زمان برای مشاوره

      معمولاً مراجعه به مشاوره زمانی که هنوز هیچ صحبتی بین افراد نشده است، مناسب نیست، همان طور که مراجعه افراد بعد از مدت ها حرف زدن و رابطه داشتن و شکل گرفتن علاقه، تاثیر چندانی ندارد، بنابراین بهترین زمان برای مراجعه به مشاور زمانی است که فرد آمادگی دارد و حداقل ۸ تا ۱۰ساعت با طرف مقابل درباره مسائل مختلف گفت وگو کرده است.

      معمولاً مشاوران اگر نیاز باشد از خانواده ها هم دعوت می کنند تا در جلسات حضور یابند از آن جا که مسئولیت ازدواج بر عهده دوطرف است، مشاوران بیشتر جلسات را با حضور دختر و پسر برگزار می کنند. معمولاً اگر جریان مشاوره خوب پیش رود، در نهایت ۳ تا ۴ جلسه ۱٫۵ساعت کافی است. اگر مشاور نیاز به جلسه اضافه داشته باشد در این جلسه معمولاً درباره ریسک ها صحبت می کند تا زوج ها بتوانند به مدلی برای خانواده موفق دست یابند.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام قطعا خیر .ایشون به شما کمک می کنند به جوانبی توجه کنید که ممکنه به خاطر درگیری عاطفی بهش نپرداختید .و اینکه برای شناخت شخصیت یکدیگر بسیار ضروری بوده .ولی انتظار شناخت صد در صد نداشته باشید متاهی بله ضریب خطا کاهش می یابد و کمکمی کند تصمیم درست تری بگیرید منتهی باید زمان بگذارید و تلاش کنید خودتون با جلسات بیشتر و با منطق بهتر پیش بروید و مسائل رو مرتفع کنید .و شناخت شما از طرف مقابل وقتی حاصلمی شود که شما از خودتون شناخت کاملی داشته باشید .موفق باشید و امیدوارم در تصمیم گیری ها دجار خطا نشوید و البته دقت کنید وسواس در انتخاب هم مشکل ساز خواهد بود..
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • شهناز   میگوید:

    سلام من ۳۶ساله و دوست پسرم ۳۸ ساله است ۲ سال پیش با هم آشنا شدیم و این ۲ سال بهترین سالهای عمرم بوده الان موضوع ازدواج مطرح شده و ایشون نگرانیهایی دارند که من نمیتونم درکش کنم ما تو مدتی که با هم بودیم رابطه ی خوبی داشتیم و حتی ۱مورد اختلاف و دلخوری نداشتیم مگه بخاطر دلتنگی ایشون میخوان حتما جلساتی پیش مشاور بریم و از راهنماییهای مشاور هم بهره بگیریم و همچنین بخاطر سنمون نگرانن بعدا برای پدر و مادر شدن به مشکل بر بخوریم لطفا راهنمایی کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز دغدغه و نگرانی و حساسیت طرف مقابل رو هیچ وقت به صورت منفی برداشت نکنید هر دو شما در شرایطی هستید که قطعا سخت گیری ها بیشتر است ولی رفتن پیش مشاور و حساسیت داشتن قبل ازدواج به نفع شما خواهد بود چون ضریب خطا رو در زندگی اینده رو کم می کند .
      اتفاقا اگر در این مدت مشکلی نداشت باید راحت تر ایشون رو درک کنید منتهی خیلی صریح عرض کنم اگر ایشون شما رو در رابطه دوستی خوب دیدند
      و در مورد ازدواج دچار تردیدهایی شدند مخصوصا اینکه اقایون از سنی به بعد بحث فرزند پروری و داشتن فرزند سالم براشون اهمیت داره و به همین خاطر به افراد کم سن و سال تر گرایش پیدا می کنند .بهتره از مشاوره پیش ازدواج استفاده کنید و اجازه بدید مشاور نقشی در کاهش دغدغه های این ها داشته باشد و امیدوارم در نهایت خوشبخت باشید .ولی اکنون کنارشون باشید و درکشون کنید که دلسرد نشوند
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • zahra   میگوید:

    سلام
    من ۲۴سالمه خواستگاری دارم که از لحاظ همه چی خوبه وضع مالی،متدین بودن،اخلاق وغیر….همه چیزایی که ملاکای من بوده را تقریبأ داره ولی قیافه ایشون تو جلسه اول که دیدمش به دلمن ننشسته یه سری ایراداتی ازقیافش گرفتم وله این چیز حساس هشتم وهمچنین حس میکنم ازلحاظ فرهنگی با من فرق داره خودما سرتر میدونم،پدرومادرم میگن قیافش خوبه ولی من میترسم قبولش کنم وبعدأ پشیمون بشم اخه من قبلأ یه ازدواج ناموفق داشتم واز توی خواستگارام این بهتر بوده…به نظرشما میتونه باعث پشیمونیه من بشه؟؟

    • راهنما   میگوید:

      کاملا مشخصه اون حسی که باید به وجود بیاد بین شما شکل نگرفته
      پس دوست عزیز وقتی چنین حسی وجود نداره دلیلی برای ادامه دادن هم وجود نداره

  • امید   میگوید:

    سلام

    در ابتدا تشکر میکنم. سپاسگزار

    من چند وقتی هست با دختری آشنا شدم البته از طریق خانواده، بعد صحبت های ابتدای که همه چیز خوب بود و مورد قبول دونفر بود قرار خواستگاری گذاشتیم و بعد هم قرار نامزدی که هفته دیگر هست. تو این مدت اکثر مسایل خوب بود فقط چند مورد بود که مشکل بود مثلا اینکه من احساس کردم که این دختر نمیتونه احساساتش رو بروز بده حتی تو پیامک من کلی واسش پیام میفرستادم و پاسخهاش ساده بود وقتی هم که میگفتم چرا میگفت هنوز شروع نشده یا شایدم خجالت میکشید نمیدونم، ولی چیزی که خیلی منو اذیت کرد این بود که دیروز فهمیدم که تو دوره دبیرستان دستش رو ب تیغ زده یعنی خود زنی کرده اگه اشتباه نکنم و آثارش رو دستش هست و وقتی پرسیدم چرا گفت که دوستاش این کار رو کردن و اونم کرده و خودش معتقد هست که اشتباه بزرگی از سر نادانی انجام داده و الان خیلی پشیمونه و چند بار سعی کرده آثارش رو از بین ببره ولی هنوز نتونسته . من الان خیلی دودل شدم میترسم تو ادامه زندگی وقتی فشار زندگی زیاد میشه و مشکلات داریم که تو همه زندگی ها هست باز رفتارهای این شکلی ازش سر بزنه نمیدونم چه کنم (البته همون یکبار این کار رو کرده)

    لطفا راهنمایی کنید

    خیلی خیلی ممنون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      این نگرانی شما کاملا درسته و باید بیشتر بررسی کنید در مورد رفتارهای خود زنی خوب ممکنه مسائل جدی باشد و یا ممکن است واقعا حرف ایشون درست بوده و دوستان این کار رو کردند و یا تحت فشار اونها چنین رفتاری رو داشته .باشد که توصیه می کنم مشاوره قبل از ازدواج بروید تا اگر در هر دو نفر مشکل شخصیتی و رفتاری مشاهده شد اطلاع پیدا کنید و در مورد عدم ابراز احساسات ممکنه در بعضی افراد واقعا این طور باشه که تا محرم نشدن نمی توانند راحت ابراز احساسات داشته باشند و اتفاقا بعد از رسمی شدن رابطه ادم های گرم مزاجی باشند و راحت ابراز احساسات کنند و روابط زناشویی خوبی هم داشته باشند البته این هم موردی است که به دیدگاه طر ف مقابل شما از ازدواج بر می گردد و مساله مهمی است که باید به ان پرداخته شود .در هر صورت امیدوارم برای ازدواج که مسئله یک عمر زندگی است وقت بگذارید و در انتخابتون دقت داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      • امید   میگوید:

        عرض سلام مجدد و تشکر بابت پاسختون
        من با مادر دختر تماس تلفنی داشتم تا از موضوع کاملا مطمئن بشم و مادرش میگفت شاید به خاطر سخت گیری های پدرش در ارتباط با دوستاش بوده باشه و اینم بگم که فقط مادرش این موضوع رو میدونه و کسی در جریان نیست (خود این مخفی کاری بنظرتون مشکوک نیست؟) اما خود دختر از این مسئله چیزی نگفت و میگه یادش نیست دقیقا تو چه حال و هوایی بوده که این کار رو کرده و یادشه که چون دوستاش این کار رو کردن اونم انجام داده و میگه هرچی میخوای بدونی رو ازم ببپرس بهت میگم.
        خودش الان معتقد هست که این کارش یه اشتباه بزرگ بوده و براش خیلی سخت بوده که بهم بگه ولی خواسته بگه که من در جریان باشم (که به نظر خودم صداقت داشته با من چون میتونست تا بعد عقد نگه منم متوجه نمیشدم چون من آدم معتقدی هستم و بهش دست هم نمیزنم تا زمانی که محرم نشدیم).
        تو ارتباط باهاش چه مسایلی رو مد نظر قرار بدم و چطور برخورد کنم که مناسب باشه
        خیلی ممنون از وقتی که میزارید

        • مشاور   میگوید:

          با سلام انتظار نداشته باشید اگر مسئله ای باشه مادر ایشون به شما انتقال بدن و طبیعی است .بهتره در برخوردها و رفتارها دقت کنید و همون طور که گفتم مشاوره قبل از ازدواج برید به هر حال قطعا اگر شماوچیزی متوجه نشده باشید روانشناس بسته به شغلش میگه و اگر این دغدغه های شما بی مورد باشه و مشکلی نباشه باخیال راحت تصمیم به ازدواج رو عملی می کنید.به هر حال برای هر چیزی راه حلی وجود دارد که باید به ان پرداخته شود.نگرا نباشید و حساسیت بیش از حد هم به خرج ندهید مسائل کم کم مشخص خواهد شد .ولی باید صبر داشته باشید و عجله نکنید به هر حال ادم ها نمی توانند مداوم نقش بازی کنند و در موقعیت های مختلف رفتار هایی بروز می دهند .

  • عسل   میگوید:

    با سلام
    من ۳۳ سالمه و ۴سال پیش با اصرار یکی از همکلاسیهای دوره ارشدم که الان۲۸ سالشونه با هم دوست شدیم و بعداز یکسال ایشون از من خواستگاری کردند اما چون شرایط کارشون مهیا نبود من ازشون خواستم که تو شرایط بهتری خواستگاری انجام بشه .البته در مورد مشکلات اختلاف سنی و فرهنگی کاملا با هم صحبت و توافق کردیم. الان که بعد از گذشت ۴ سال و تحمل و تلاش شرایط مساعد شده با خانواده اش مطرح کردند و یک جلسه هم آمدند خواستگاری و بعد از آن بسیار مخالف هستند چون به لحاظ فرهنگی کمی مذهبی هستند. البته یک دلیل مخالفتشون اختلاف سنی هم هست که حتی مادرشون باور نمیکنند که من اختلاف سنی دارم و گفتند که به لحاظ ظاهری باهم مشکلی نداریم. چند جلسه هم مشاوره رفتن با پدر و مادرشون اما هیچ تاثیری نداشته و همچنان به مخالفتشون ادامه می دهند. ما حتی بهشون گفتیم که این مدت با هم در ارتباط بودیم اما باز هم مخالفت می کنند ممکنه بگید چه راهکاری ممکنه رضایتشون رو جلب کنه؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر واقعا ارتباط داشتید گفتنش شاید باعث بد بین تر شدن خانواده هم بشود و قبو ل کنید کمی پذیرش اختلاف سنی سخت است البته در جو فرهنگی جامعه ما منتهی تنها کسی که می تواند شرایط را
      تغیی دهد و رضایت را بدست اورد خواست خود اون اقا است البته از بعد منطقی بحثی ندارم چون مباحث زیاد است به طور کل به خاطر ۴ سال دوستی و ارتباطی که وجود داشته و وابستگی عاطفی که ایجاد شده و ضربه ای که بیشتر از همه متوجه شماست .
      و بدونید که در نهایت حمایت خانواده ها مساله مهمی است که نداشتن اون بعدا به زندگی ضربه وارد می کند ولی باز هم به نظرم هر دو برای گرفتن راهکار مراجعه حضوری داشته باشید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • نرگس   میگوید:

    ۲سال از عروسیم با همسرم میگذره.عاشق و واله همسرم بودم ولی الان نمیدونم چه حسی بهش دارم.دلم جدایی و دوری میخواد.دلم نمیخواد دیگه ببینمش.آخرین بحثی که با هم داشتیم هر چی از دهنمون در اومد بهم گفتیم.حرفایی بهم گفت که از کتک و خیانت صدها بار بدتره و بدتر از همه اینکه همسرم هیچ وقت احساس پشیمونی نمیکنه.حق طلاق ندارم نمیدونم چه جوری اقدام کنم واسه جدایی

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست گرامی با همه توصیفات فکر می کنید جایی برای برگشت زندگیتون به رورهای خوب وجود تدارد و تنها راه حل را در طلاق می بینید اصولا در دعواهای زناشویی هر دو طرف به خاطر از دست دادن صبر و تحمل مواردی رو بر زبان می اورند ولی دلیلی نمیشه که بعد از اروم شدن ابراز پشیمانی کنند .همسر شما مواردی رو گفتند که شما رو ازار داده و طبق گفته خودتون شما هم مقابله به مثل کردید پس هر دو مقصر هستید به نظرم کمی فاصله برای فکر کردن راجب مسائلی که لاعث این کدورت ها علی رغم علاقه ای که در بین است لازم است .ادم ها وقتی از هم فاصله می گیرند تازه متوجه نکات مثبت هم می شوند .و به نظرم حتما از مشاور هم استفاده کنید به هر حال نظر فرد متخصص می تواند برای گرفتن تصمیم درست کمک کننده باشد .امیدوارم خوشبخت و موفق باشید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژ

  • مجید   میگوید:

    بسمه تعالی
    با سلام
    اینجانب متولد۱۳۶۶ مجرد میباشم.
    بعد از معاینه پزشک اورولوژ مشخص شد در هر دو بیضه نیاز به عمل واریکوسل دارم.
    این عمل را در انتهای سال ۹۴ انجام دادم. پزشک متخصص برای اطلاع از وضعیت باروری من گفت نیاز به انجام آزمایش اسپرم است. با دفتر مرجع تقلیدم تماس گرفتم ایشان گفتند اگر نیاز به انجام آزمایش منی دارید این کار بایستی از طریق دست زنی انجام شود که صیغه کرده اید و مجاز به خود ارضایی نیستید.
    اکنون هنگام رفتن به خواستگاری نه اطمینان از ناباروری دارم. نه اطمینان از صحت کامل.
    لطفا راهنمایی بفرمایید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه مرجع تقلید بر چه اساسی گفتند من وارد مباحث اعتقادی نمی شوم ولی اگر ازمایش منی رو انجام بدید خب با خیال راحت برای ازدواج تصمیم می گیرید .چون به هر حال بحث باروری حتما برای طرف مقابل اهمبت دارد و در مسائل زناشویی چیزی نیست که نادیده بگیریم و بی توجه باشیم .بهتره با پزشک مشورتی داشته باشید و بعد اقدام به ازدواج کنید ..فکر می کنم غیر از خودارضایی روش دیگری باشد که بهتر است پزشک به شما متذکر شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه