مرکز مشاوره ازدواج

مرکز مشاوره ازدواج

مرکز مشاوره ازدواج و مرکز مشاوره خانواده با بهترین مشاوران در مشاوره ازدواج راهگشا و همراه شما عزیزان میباشد.مرکز مشاوره خانواده

ازدواج مقدس است و در همه ادیان به آن سفارش شده است تا والدین جوانانی که به آن حد از رشد و بلوغ فکری ، اجتماعی ، جسمی و عاطفی رسیده اند ، به آنها کمک کرده و اسباب و وسایل زندگی مشترک آنها را فراهم کنند. البته پدر و مادر های عزیز نیز باید توجه داشته باشند  در این امر نباید هیچ اجبار و محدودیتی وجود داشته باشد زیرا کسی که قرار است یک زندگی تازه با فردی دیگر را شروع کند فرزندشان است نه خود آنها. پس نباید به جای او تصمیمات مهم زندگی اش را بگیرند و او را وادار به انجام کاری کنند ، زیرا بعدها هر مشکلی به میان آید گریبان گیر  خانواده ها نیز خواهد شد. جوانان دم بخت و والدین آنها میتوانند با مراجعه به مرکز مشاوره ازدواج بهترین تصمیم را در قبال یکدیگر بگیرند. تهرانی های عزیز نیز میتوانند با مرکز مشاوره ازدواج تهران  در تماس باشند.

مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره ازدواج مرکز مشاوره خانواده مرکز مشاوره خانواده مرکز مشاوره خانواده مرکز مشاوره خانواده

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

519 نظر جدید برای مرکز مشاوره ازدواج

  • Raha   میگوید:

    سلام من مدت هاست کسی رو دوست دارم و اونم همینطور خیلی بهم وابسته شدیم خانواده میدونن به هم علاقع داریم ولی مخالفن واقعا از ای وضع خسته شدیم ب نظر شما بهترین راه چیه دوباره مطرح کنیم یا ن ؟

    • راهنما   میگوید:

      صرف دوست داشتن شما نمیتونه جواز ازدواجتون باشه
      خیلی از مسایل میتونه برای ازدواج و رسیدن به ارامش موثر باشه
      پس بهتره در کنار این همه اصرار کمی هم واقعبینانه نگاه کنید
      چون رضایت خانواده ها روی زندگی مشترک تاثیر مستقیم داره
      بهتره برای حل مشکلتون از وساطت بزرگان و یا افراد قابل اعتماد در خانواده و فامیل استفاده کنید

  • فرشته   میگوید:

    سلام خسته نباشید
    پسری دو سال و سه ماه دارم که همه بچه ها را اذیت می کنه یا گاز میگیره یا چنگ میندازه یا میزنه خیلی عصبیه نمی دونم واقعا باید چکار کنم مدام برای هرچیزی هم گریه میکنه لطفا مرا راهنمایی کنید تشکر

    • راهنما   میگوید:

      لجبازی در کودک کاملا طبیعی است و از ۲ سالگی شروع می شود. هر کودکی تا حدی لجبازی می کند، چون این طبیعت آنهاست که اطرافشان را آزمایش کنند و بفهمند که تا کجا می توانند پیشروی کنند. با این حال، بچه ها حد و مرز خود را نمی شناسند و این وظیفه والدین آنهاست که محدودیت ها را برای آنها مشخص کند. اینجاست که نقش مدیریتی پدر و مادر شروع می شود که هرچه زودتر باشد، بهتر است. شکی نیست که منطقی بودن با کودک لجباز کار سختی است و گاهی اوقات صبر شما به پایان می رسد. گاهی کودک به لجبازی به چشم یک بازی نگاه می‌کند و می‌خواهد والدین را در این بازی شریک سازد. معلوم است کودکانی چنین رفتاری از خود نشان می‌دهند که نیاز آنها به بازی و لذت بردن در کنار والدین و همچنین تماس فیزیکی با بدن والدین در آنها ارضا نمی‌شود. ممکن است کودک لجبازی را به نشانه قهر انجام دهد و بخواهد به والدین بفهماند دلخور یا مخالف است.. ناگفته نماند که نوعی از لجبازی نیز وجود دارد که با استقبال والدین همراه است و از همین طریق تقویت می‌شود. در این حالت که به لوس شدن تعبیر می‌شود کودک امتناع‌ها و اصرارهای بیجا را به بازیچه‌ای برای جلب توجه و بلکه رضایت والدین تبدیل می‌کند و از همین طریق تاثیری عاطفی بر والدین می‌گذارد تا به خواسته‌اش برسد. در حقیقت لجبازی کودک در هر زمینه‌ای معنای خاص دارد که باید درک و شناسایی شده و سپس مشکل برطرف گردد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

  • مهی   میگوید:

    با سلام
    خانمی ۲۹ ساله هستم با پسری ازدواج کردم که قرار بود یک ماه بعد عقدمون بریم آمریکا برای دکتراشون بورس شده بودن حالا به هر دلیلی نشد و ایشون همچنان مشغول پذیرش گرفتن ازدانشگاه های دیگر بودن و بنده از این بلاتکلیفی خسته شده بودم و برای ایشون زمانی را تعیین کردم که تا این زمان برای آمرکا میتونید زمان بزارید و اگر نشد دیگخ نباید بهش فکر کنید.از اون زمان گذشت و حدود یک ماه بعد از اون زمان پذیرش مجدد ایشون آمد و حال ایشون اصرار به رفتن دارن و بنده نمیخواهم بروم با این معیارها که ایشون سربازی نرفتن و شغل معینی ندارن ولی بنده در ایران شغل بسیار مناسبی وبا درآمد خوبی دارم لطفا مرا راهنمایی کنید چکار کنم؟؟؟

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز بپذیرید این انتخاب شما بوده … شما از اول با شرایط ایشون اشنا بودید و با این اگاهی وارد زندگی مشترک شدید
      پس انصاف در اینه که شما سازگاری و درک در این مورد رو بالا ببرید … و گرنه باید تصمیم سختی در زندگی بگیرید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • طهورا   میگوید:

    سلام و وقت بخیر

    خواستگاری دارم که تعداد فرزندان خانوادشون زیاده و من اصلا نمی تونم با این مسئله کنار بیام.از طرفی دوستانم میگن رد کردن بی مورد خواستگار خشم خدا رو در پی داره ولی من واقعا نمی تونم خانواده ی ایشون هم اصرار دارند که این قضیه اتفاق بیفته.بنظرتون چطور برای اون ها و اطرافیان ثابت کنم که نمی تونم از پسش بربیام؟!مثلا خوارهم میگه فک کن اونام که نه تا بچه هستن مثل ما سه تان من واقعا این مورد رو ایرائ نمی دونم برای اون خانواده ولی خودم نمی تونم درواقع بهتره بگم ایراد از خود منه.

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز خداوند انسان رو ازاد خلق کرده پس به حرفهای بی اساس اطرافیان اهمیت ندید …هدف از ازدواج رسیدن به ارامشه پس وقتی این خواستگار با معیارهای شما فاصله زیادی داره دلیل به ادامه نیست و خیلی قاطع جواب رد بدید

  • یاسمن   میگوید:

    با عرض سلام و خسته نباشید
    چن وقت پیش یه خانمی شماره منو از مادرم برای پسرش گرفت که با هم آشنا بشیم برای ازدواج…اما الان که با هم در حد اینکه همو ندیدیم فعلا…اصرار دارند که دوست باشیم و کلا به ازدواج فکر نکنیم…و اینکه خانواده هامون از این دوستی آگاه نباشن تا اونها به خواستشون برسن…من موندم تو دوراهی…نمیدونم چیکار کنم؟؟ آیا به مادرشون اطلاع بدیم یا خیر؟؟

    • راهنما   میگوید:

      اگر هدف از اشنایی رسیدن به ازدواج بوده پس امروز دلیلی نداره رابطه رو با ایشون ادامه بدید …
      امیدوارم بتونید این رابطه تلفنی که فقط وابستگی کاذب میاره رو ترک کنید و فرصت های زندگی خودتون رو با چنین احساس کاذبی از بین نبرید
      و کمی برای شخصیت خودتون ارزش قایل باشید
      به مادرشون اطلاع ندید ولی خودتون قاطعانه به ایشون جواب منفی رو بدید

  • یاسمن   میگوید:

    ممنون از پاسختون.ممکنه من یه شماره تماس داشته باشم اگه ممکنه به ایمیلم بفرستید.ممنون

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

  • مهی   میگوید:

    با سلام من قبلا هم مشکلم رو مطرح کرده بودم در مورد سفر به خارج کشور من میدونم این انتخاب من بوده ولی مشکل اینجاس مشکلات اونجا برایم خیلی بزرگ است مثلا میدونم رفتن ما به اونجا اول زندگی برایم غیرقابل تحمل است ایشون باید مدت زیادی از زمان خود رو مشغول درس باشند و بنده به دلیل اینکه هم خانوادمو از دست میدم هم کارمو هم غم غربت دارم خیلی خیلی به ایشون احتیاج دارم که زمان زیادی برای من بزارن که ممکن نیست

    • راهنما   میگوید:

      این حرف نشان دهنده این مورده که شما میخوایت تصمیم دیگه ای بگیرید
      پس در نظر خودتون قاطع باشید

  • بهار   میگوید:

    سلام
    دختری هستم ۳۱ ساله دوساله با پسری ارتباط درم اما خیلی محدود.این اقا از موقعیت اجتماعی خوبی؛برخوردارهستن و خانواده سنتی دارن.همه چیز را در مورد من و خانوادم میدونن اما ذن حتی ادرس محل سکونتشون و حتی کارشونو نمیدونمخیلی مرموز هستن.الان بعد از دوسال صحبت ازدواج کردم مدام بمن میگن باید در موردش مفصل بشینیم و صحبت کنیم اما نه میاد برای دیدن من نه فکری میکنه و همش بمن میگه صبر کن و غر نزن
    لازم هست بدونین که ارتباط ما مثل همه پسر و دخترها نیست و باوجود اینکه من و خانوادم مورد تاییدشون هستیم و به شناخت خوبی ازمن رسیدن اما رفت و آمد نمیکنن وفقط گهی تماس تلفنی. من شدیدا عاشق این پسر هستم و تمام خواستگارامو ندید رد کردم.من باید چی کار کنم.لطفا کمکم کنین توان اینکه فراموشش هم کنم ندارم چون عاشقانه میخوامش و باهاش ساختم

    • راهنما   میگوید:

      اگر تمایل دارید مثل همین سالها به نوعی سرکار باشید و خودتون رو گول بزنید که روزی ایشون به خواستگاری میاد پس صبر کنید و نیازی هم به مشاوره نیست
      ولی وقتی عمر و فرصت های زندگیتون رو از دست بدید کسی رو جز خودتون سرزنش نکنید

  • حامد   میگوید:

    سلام
    میخواستم خواهش کنم از شما مشاوره عزیز که کتابی راجع به راههای توجه به خانمها از طرف شوهر به من معرفی کنید
    در ضمن من کتاب رازهایی درباره زنان اثر آنجلینا، و مردان مریخی زنان ونوسی را هم مطالعه کردم، ممنون از لطف شما.

  • sara   میگوید:

    سلام لطفا راهنماییم کنید که جلسه اول خاستگاریم چی بهش بگم؟؟؟؟؟؟؟؟

    • راهنما   میگوید:

      وقتی از مهم ترین و سرنوشت سازترین مراحل زندگی یک دختر یا پسر حرف می زنیم، از چه چیزهایی یادمان می آید؟ مدرسه رفتن، گواهینامه گرفتن، دانشگاه رفتن، ازدواج، انتخاب شغل و… برای کدام یک از این امور نباید آموزش های خاص ببینیم و آمادگی های قبلی پیدا کنیم؟

      صرف رسیدن به سن گواهینامه دلیل بر موفقیت در این کار نیست. این که تو رانندگی را دوست داری، یا اینکه ماشین هم خریدی یا پول خرید ماشین را هم داری، کفایت نمی کند؛ بلکه باید در کلاس آیین نامه شرکت کنی، چندین جلسه عملی ببینی و با ریزه کاری ها، قواعد و قوانین آشنایی پیدا کنی تا بتوانی نتیجه مطلوب را در آزمون رانندگی کسب کنی.

      ازدواج نیز به عنوان یکی از مهم ترین و سرنوشت سازترین یا حتی مهم ترین و سرنوشت سازترین قسمت زندگی، نیاز به آموزش، یادگیری، مطالعه و مشورت بسیار دارد و این مطلب آنقدر دقیق است که حتماً باید برای هر مرحله ای که جلو می روی، اطلاعات و ریزه کاری های متناسب با آن را یاد بگیری. بنابراین خواستگاری که از اولین قدم های ازدواج به حساب می آید، واقعاً یک هنر است و تکنیک می خواهد.

      این طور نیست که سۆالی بپرسی و پاسخی بشنوی و پاسخی بگویی و تمام شود. بلکه باید سوالاتی ظریف و با دقت کامل بپرسی و پاسخ هایی صادقانه و برخواسته از اندیشه ها و باورها بدهی و باید شنیده ها را تجزیه و تحلیل کنی و برداشتها را به مشورت بگذاری. اگر تعداد جلسات خواستگاری بیشتر شد و یا زمان جلسات طولانی شد، اصلاً نگران نباشید. یک عمر زندگی ارزش چند ساعت و چند روز وقت گذاشتن بیشتر را دارد. باید با ملاک ها و معیارهای صحیح آشنا شویم، آن ها را با گفته ها و شنیده ها مطابقت دهیم و اگر به نتیجه نرسیدیم، برای برداشت درست حتماً مشورت کنیم.

      دقت کنید: همیشه یک پسر یا دختر خوب، الزاماً همسر خوبی نیست!
      پس باید بفهمیم که آیا این پسر یا دختر خوب، دارای ملاک های همسر هم هست؟! و فهم این مطلب ظریف و مهم نیاز به یک نقشه دقیق از قبل طراحی شده دارد که ما می خواهیم به کمک هم این نقشه را ترسیم کنیم.

      جلسه اول

      به چشم خریدار نگاه کنید:
      چون قرار است با هم راحت حرف بزنیم، این عنوان را انتخاب کردم. می دانم شما باهوشید و تا چشمتان به عنوان مطلب افتاد، همه حرفی که می خواهم بگویم را حدس زده اید! اما باز هم ادامه نوشته را مطالعه کنید، یقیناً ضرر نخواهید کرد!

      جلسه اول خواستگاری را به بررسی مطالب ظاهری سپری کنید. آیا صورت و شکل ظاهری پسری که به خواستگاری شما آمده یا دختری که به خواستگاری او رفته اید، را می پسندید؟! اندام کلی، کوتاهی یا بلندی قد، رنگ پوست و نوع لهجه و گویش او را چطور؟!

      اگر همین موارد از نظر شما غیر قابل تحمل است، دیگر نیازی به ادامه صحبت و قرار جلسات بعدی نیست. اگر ایده آل شماست که چه بهتر، و اگر نیست آیا در صورت توافق در مطالب بعدی و داشتن سایر ملاک ها ظاهر او برایتان قابل تحمل هست یا خیر؟!

      پس در صورتی ادامه دهید که یا ایده آل باشد یا قابل تحمل!
      علاوه بر ظاهر طرف مقابل، می توان مطالب ظاهری دیگری از قبیل: سر و وضع و نوع پوشش، ظاهر خانه یا ماشین، رعایت آداب نشستن، خوردن، راه رفتن، کفش پوشیدن و کفش درآوردن، نوع خنده، خجالتی بودن یا نبودن، اضطراب داشتن یا نداشتن، وقار یا سبکی و… را در همین جلسه مورد بررسی قرار داد و در صورتی که نکته قابل توجهی مشاهده شد که با ملاک ها و معیارهای مهم و درجه یک شما منافات داشت، یا جلسات بعدی را اصلاً پیگیری نکنید و یا حتماً در جلسات بعدی لابه لای صحبت ها، روی این نکته زوم کنید!!

      برای اینکه در این جلسه ظاهراً خیلی هم بیکار نباشید سعی کنید توپ را به داخل زمین طرف مقابل بیاندازید و از او بخواهید صحبت کند و شما بیشتر شنونده باشید یا اگر اصرار کرد که شما بپرسید، یک سۆال کلی برای اینکه تمام مدت او حرف بزند، کافی است. مثلاً بپرسید: همسر ایده آل شما باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟!

      جلسه دوم

      از کلیات روحیه شخصی خود پرده بردارید:
      در این جلسه لازم نیست به جزئیات زندگی خود و روحیات و شخصیت خود بپردازید. وقتی هنوز معلوم نیست که چقدر باهم به تفاهم و توافق برسید پس نیازی نیست که یکجا از همه اسرار و ریز زندگی خود پرده بردارید. احتیاط در آن است که گام به گام پیش بروید.

      بهتر است این جلسه را به یک بحث دو طرفه مبدل کنید و به ازای هرچه می گویید، از طرف مقابل نیز اطلاعات طلب کنید.

      این بار کلیات روحیه و شخصیت خویش را تماماً تعریف کنید و نظر طرف مقابل خود را راجع به اینچنین شخصیت و روحیاتی جویا شوید.

      مثلاً اینکه: من کلاً بسیار آرامم و از هیجان خوشم نمی آید، اهل ریسک نیستم، خیلی هم اهل میهمانی ها و رفت و آمدها نیستم، زیاد عصبانی می شوم یا بر عکس این مطالب.

      پس هر روحیه ای را که از روحیات خود برای طرف مقابل تعریف کردید از او دو سۆال بپرسید:

      – نظر شما درباره این روحیه چیست؟!
      – آیا شما هم دارای چنین روحیه ای هستید یا نقطه مقابل آن را دارید یا همین روحیه را در درجه ای کمتر یا بیشتر دارا هستید؟!

  • سارا   میگوید:

    با سلام ، دختری ۲۵ ساله هستم ، که در دوران دانشگاه با پسری آشنا شدم که به شدت به من علاقه دارد و عاشق من هست ، الان حدود ۴ سال میگذرد ، از همه لحاظ پسر خوبی هست، خانواده ، وضع مالی ، ادب ، فرهنگ ، تحصیلات و …
    مشکل من اینه که به علاقم نسبت بهش شک دارم ، میدونم که عاشقش نیستم ولی خیلی بهش وابسته هستم چون خیلی پشتیبان من هست ، حتی تو این ۴ سال شده که جذب افراد دیگه بشم و مرد دیگه ای در نظرم جذاب بیاد … کشش خیلی کمی نسبت بهش دارم و خیلی زود در مقابلش عصبانی میشم ، میترسم باهاش ازدواج کنم و بعد یه زندگیه سرد رو داشته باشم و باقی مشکلات…. و هم میترسم ازش جدا بشم و جفتمون دچار آسیب های روحی و سختی های زیادی بشیم و من هم بهترین خواستگارم رو از دست بدم ، ممنون میشم اگه راهنماییم بفرمائید.

    • راهنما   میگوید:

      پس اگر وابستگی در میان باشه شما انتخاب درستی انجام ندادید و باید در تفکرتون تجدید نظر کنید
      هدف از ازدواج رسیدن به ارامشه پس احساسی برخورد نکنید

  • نگار   میگوید:

    سلام
    دختری ۳۰ساله هستم و تاکون تمام خواستگارهام رو رد کردم اما الان ۴ماهی هست با یه اقایی دوست شم که پیشنهاد ازدواج رو داه و البته اصرار داره که حتما باید پیش مشاور بریم
    تقریبا مثل هم هستیم از نظر مالی خودش هم سطح ما هستن ولی خانوادگی پایین ترن و اینکه از نظر تحصیلات هم پایین تر از ما هستند که اینها اصلا برای من ملاک نیستند.
    من قبل از این اقا با دونفر دوست بودم که چیزی بهش نگفتم چون تقریبا سنتی هستند.
    راستش میترسم بریم مشاوره و مشاور بگه به درده هم نمیخورید
    با اینکه وقتی حرف میزنیم خیلی تفاهم داریم

    • راهنما   میگوید:

      علاوه بر مشاوره باید دوره نامزدی ۹ ماهه ای رو بگذرونید تا شناخت کاملی از هم داشته باشید
      و خواهشا” تا شناختتون از هم کامل نشده خودتون رو با دوست داشتن گمراه نکنید
      تا مدتی رو با هم نباشید و خانواده ها با هم مراوده و معاشرت نداشته باشند نمیتونید با چشم انداز این رابطه امیدوار باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • سمیرا   میگوید:

    سلام
    من و آقایی حدود ۷ سال باهم دوست هستیم ابتدا خانواده ایشان مخالف بودن ولی بد از حدود سه سال راضی شدن و به مرحله خواستگاری رسید الان به دلیل اینکه ایشان مهریه ۱۴سکه در نظر گرفته اند خانواده من ناراضی هستند، ایشان به هیچ عنوان راضی نمشن به مهریه که خانواده من تعیین نموده اند.می گویند مهریه پشتیبان زندگی نمی باشد یا من بیشتر از این در حد توانم برای پرداخت نمی باشد یا من از خیلی مسائل برای اینکه خانواده مو راضی کنم گذشته ام.
    لطفأ راهنمایی کنید

    • راهنما   میگوید:

      خب ایشون شرایطش رو بازگو کرده و شما هم شرایط خاصی دارید اگر شرایطتون با هم هماهنگ نباشه پس نباید انتظار توافقی در این مورد رو داشته باشید
      پس در پی رضایت خانواده خودتون به صورت یکطرفه نباشید چون مهریه هم ضمانت عقد شماست

  • منصوره   میگوید:

    سلا من دختری ۲۳ ساله هستم.پسری ۲۴ که از آشنایان ما هست مدت طولانی حدودا ۸ ساله که پیگیر ازدواج با منه.چندین بار اومده خواستگاری اما بعضیها با این ازدواج مخالفن.من هم از اون خوشم میاد اما عاشقش نیستم.نظر اطرافیان اینه که بعضی رفتاراش بزرگتر از سنشه و خاله زنکه اما ایراد دیگه ای نداره.با این حال تصمیمو به عهده خودم گذاشتن.من چه جوابی باید بدم؟؟؟

    • راهنما   میگوید:

      وقتی به دلتون نتونسته بشینه پس دلیلی برای ادامه ندارید

  • منصوره   میگوید:

    در ضمن فراموش کردم بگم که ما ۴ سال با هم دوست بودیم اما من گفته بودم هرچی نظر خانوادم باشه.بعد از اینکه جواب منفی شنید خیلی جریانات و مساءل برای من درست کرد یعنی به خانوادم اعتراف کرد که ما با هم دوست بودیم و کجاها رفتیم.در کل اون به آبروی من پیش خانوادم فکر نکرد و فقط خواست با اینکار خانوادمو مجبور کنه که قبول کنن..اما من باش صحبت کردم و گفتم من دیگه نمیخوامش.اون گفت میره دنبال زندگیش اما فقط در حد حرف بود.هنوز پیگیره.و یک بار که منو دید گفت اگه منو به دست میاره زندگیش تباه میشه.راستش خانوادم که تحقیق کردن به این نتیجه رسیدن که فوق العاده پسره سالمی هست شغل داره اما ثابت نیست آزاده.نگرانی خانوادم فقط از جانبه کارش و خاله زنک بودنشه و در بعضی مواقع هم حس کردم بد دله.البته به من گیر نداده اما بعضی وقتا یه حرفایی میزد که این برداشتو کردم.به نظد شما من چه جوابی بدم.؟و این نکته هم بگم که من قبلا عاشق یه نفر بودم که میدونم هیچ زمانی به هم نمیرسیم.و من از بین خواستگارایی که داشتم دلم بیشتر با این بوده

  • کیوان   میگوید:

    سلام ،

    پسری ۳۵ ساله هستم ، برادر زاده خانم برادرم من رو در رفت و آمد فامیلی که داشتیم چند بار دید و ابراز علاقه کرد .. از لحاظ خانوادگی به هم نزدیک نیستم اما خودش دختر خوبی است و با وجود این که من به خاطر هم سطح نبودن خانواده ها خیلی موافق ادامه ارتباط نبودم اما الان نسبت به ایشون علاقه پیدا کردم اما مردد هستم ایشون ۲۴ ساله هستند و هر دو تحصیل کرده ایم …
    چند ماهی هست که با هم در ارتباطیم …
    اما چون پدر و مادرش از هم جدا شدن و خانواده تحصیل کرده ای نداره من مرددم
    در ضمن پدر و مادر من فوت شده اند و من تنها زندگی می کنم

    • راهنما   میگوید:

      با سلام
      تحصیلات خانواده طرف مقابل دلیلی برای خوشبختی شما نیست
      لطفا بفرمایید مدت اشنایی و رابطه به چه صورت است .؟؟
      و نکته دیگر اینکه جدا شدن پدر و مادرش و مشکلات همراه با آن ممکن است بعدا مسائلی را در ارتباط شما با ان خانم ایجاد کند .
      راجب ایشان باید بیشتر تحقیق کنید تا نگرانی شما مرتفع شود .گرچه ادم ها صد نیستند .زندگی یعنی تفاوت ها را پذیرفتن .

  • فائزه   میگوید:

    سلام..۳ سال و خورده ای با پسری در دانشگاه دوست شدم.. هم رشته هم کلاس.. از اولم قصدمون ازدواج بود مادر من میدونه اما خانواده اون فقط حدس میزنن که اون با دختری ارتباط داره..
    از اولم مشکل مالی داشتیم.. اون شغلش آزاده ولی بنا به شرایط بازار اوضاع مالیش خوب نیس.. حالا نمیدونیم بعد ۳ سال و اندی بخاطر پول همه چیو بزاریم زیر پا یا ادامه بدیم تا شرایطش درست شه..

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز در وهله نخست داشتن شرایط مالی مناسب برای شروع ازدواج بسیار مهمه
      و گرنه از نظر عاطفی هیچ دختر و پسری مشکلی در اول آشنایی ندارن
      پس در این مورد ابتدا با مادرتون و در صورت نیاز با مشاوری متعهد مشورت کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • asra   میگوید:

    سلام خسته نباشید
    من یه سال پیش ب خواست پدرم و ب اجبارش با پسرعموم ازدواج کردم و تا الانم هیچ علاقه ای نسبت بش پیدا نکردم و از زندگیمم خیلی زجر میکشم ولی هرچقد میگم باز کسی منو درک نمیکنه خواهش میکنم کمکم کنین چیکار کنم

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد باید با فردی قابل اعتماد در خانواده صحبت کنید
      کلام شما میتونه قاطیت رو برسونه
      قبل از هر چیزی باید تکلیف خودمان را مشخص کنیم یعنی همین اول مشخص کنیم که رفتار قاطعانه چه رفتاری است که باید دنبالش رفت و یادش گرفت؟
      رفتار قاطعانه نه رفتار پرخاشگرانه است نه ظالمانه و نه سلطه جویانه؛ رفتار قاطعانه به رفتاری گفته می‌شود که مستقیم، صادقانه و مناسب عقاید و احساسات ما باشد. یعنی ما در برابر موضوعات مختلف‌‌ همان طوری رفتار کنیم که عقیده، احساس و نظر ماست. رفتار قاطعانه مانع سوء استفاده دیگران و تحمیل نظرات و خواسته‌هایشان به ما می‌شود و ما می‌توانیم خواسته‌ها و نظرات خود را به راحتی ابراز کنیم.
      لابد با خودتان می‌گویید حالا اگر آدم رفتار قاطعی نداشته باشد مگر آسمان به زمین می‌آید؟ راستش را بخواهید بله! وقتی شما رفتار قاطع نداشته باشید یعنی رفتارتان منفعلانه است و ابراز وجود نمی‌کنید و تفاوت ابراز وجود با رفتار منفعلانه در این است که شما در رفتار منفعلانه از حق خودتان می‌گذرید اما در ابراز وجود بر حق خود تأکید می‌کنید و حاضر نیستید کسی حق شما را پایمال کند مثلا در رفتار منفعلانه می‌دانید که استاد اشتباه کرده و یک نمره به شما کمتر داده یا راننده تاکسی پول بیشتری از شما گرفته اما حاضر نیستید آن را بیان کنید و بی‌خیال می‌شوید و در واقع از حق خودتان می‌گذرید.
      خیلی‌ها فکر می‌کنند وقتی باید رفتار قاطعانه‌ای داشته باشند یعنی باید رفتار پرخاشگرانه از خودشان نشان دهند و قاطع بودن را با خشونت اشتباهی می‌گیرند در صورتی که کاملا در اشتباهند چون در رفتار پرخاشگرانه آدم‌ها فقط روی حق خودشان تأکید دارند و به حقوق دیگران تجاوز می‌کنند اما در رفتار قاطعانه و ابراز وجود، برای فرد هم حق خود و هم حقوق دیگران مهم است و به حق خودش و حقوق دیگران تجاوز نمی‌کند.

      کی منفعل است، کی قاطع؟!
      کار‌شناسان می‌گویند بین آدم‌هایی که می‌توانند رفتار قاطعانه داشته باشند با آن‌هایی که نمی‌توانند تفاوت زیادی وجود دارد یعنی افراد منفعل یک ویژگی‌ها و خصوصیاتی دارند که افراد دارای رفتار قاطعانه ندارند. راستش افرادی که رفتار منفعلانه دارند، به حق و حقوق خود بی‌اعتنا هستند. کسانی هستند که اعتماد به نفس و عزت نفس پایینی دارند. برای خودشان احترام قائل نمی‌شوند و دائم خودشان را کوچک و حقیر تصور می‌کنند و معمولا به این‌که توسط دیگران یا موقعیت‌های مختلف کنترل شوند تمایل دارند و دائم هم نسبت به دیگران احساس گناه می‌کنند.
      اما کسانی که رفتار قاطع دارند و می‌توانند به خوبی ابراز وجود کنند برعکس اعتماد به نفس و عزت نفس خوبی دارند. برای خودشان و دیگران احترام و ارزش قائل هستند. در رفتارشان صداقت دارند. اهل سئوال و پرس‌و‌جو هستند. به دیگران توجه می‌کنند و منتظر بازخورد دیگران نسبت به کارشان هستند و البته همیشه انگیزه انجام کارهای خوب را دارند. آن‌ها به کسی بی‌احترامی نمی‌کنند و البته اجازه هم نمی‌دهند کسی به آن‌ها بی‌احترامی کند. احساس منفی نسبت به بیان احساسات و خواسته‌های خود ندارند و نمی‌گذارند دیگران خواسته‌هایشان را به آن‌ها تحمیل کنند. البته آدم‌هایی که بلد هستند ابراز وجود کنند خودخواه نیستند و برای خواسته‌های دیگران هم ارزش قائل هستند.

      وجودتان را ابراز کنید
      برای این‌که بتوانید رفتار قاطعانه داشته باشید و البته ابراز وجود را در خودتان افزایش دهید بد نیست مهارت‌‌ها و تمرین‌های زیر را جدی بگیرید:

      منفی و مثبت‌های خود را بشناسید
      برای این‌که بتوانید ابراز وجود را افزایش دهید بهترین روش خود‌شناسی است. شما بهتر است خود‌شناسی مثبت و منفی داشته باشید. یعنی ببینید وقتی افکار منفی دارید و اعتماد به نفستان هم صفر می‌شود چه رفتارهایی از خودتان نشان می‌دهید. مثلا بی‌حوصله می‌شوید احساس ناراحتی، دلتنگی و خستگی می‌کنید که نتیجه‌اش می‌شود سردرد و کاهش انرژی فیزیکی شما. در این حالت رفتار شما به جای قاطعانه بودن بیشتر منفعلانه، پرخاشگرانه و سلطه‌جویانه است.
      اما وقتی اعتماد به نفس دارید افکارتان نسبت به خودتان و دیگران مثبت است. احساس آرامش و خوشی می‌کنید و رفتار‌هایتان شجاعانه است و می‌توانید احساسات و خواسته‌هایتان را به راحتی بیان کنید. وقتی خود‌شناسی مثبت می‌کنید افکار و احساسات مبتنی بر خود ارزشمند را در شما افزایش می‌دهد و وقتی با افکار مثبت نسبت به خود و دیگران در جمعی حاضر می‌شوید افراد متوجه توانایی ابراز وجود شما می‌شوند. وقتی خود‌شناسی منفی دارید می‌توانید رفتار و افکار منفی خود را یادداشت کنید و تمرین کنید تا آن‌ها را کنترل کنید و در عوض رفتارهایی که در خود‌شناسی مثبت شناسایی کرده‌اید را جایگزینش کنید.

      منطقی مخالفت کنید
      اگر قرار است رفتار قاطعانه را یاد بگیرید و تحت نظر دیگران نباشید، بهتر است مخالفت منطقی را تمرین کنید. یعنی اگر با نظر دیگران مخالف هستید جان ما به دلیل این‌که دوست دارید رابطه خوبتان از بین نرود با لبخند زدن و سر تکان دادن، تظاهر به موافقت نکنید. به جای آن‌که موضوع بحث را تغییر دهید اگر به نظر خودتان اطمینان دارید به صورت فعال مخالفت کنید مثلا اگر کسی از شما می‌خواهد کار غیر منطقی را انجام دهید از او بپرسید چرا باید این کار را انجام دهید؟
      یادتان باشد نباید کاری را بدون پرسش بپذیرید. سعی کنید در آن زمینه صحبت کنید و احساس خود را در آن مورد بیان کنید تا دیگران هم احساس شما را بدانند.

      مهارت‌های ارتباطی را به کار بگیرید
      اگر می‌خواهید رفتار قاطعانه را در خود افزایش دهید باید از مهارت‌های ارتباطی استفاده کنید. مثلا در یک بحث حتما به صحبت افراد گوش دهید و از کلمات مورد علاقه آن‌ها در پاسخ استفاده کنید. ساده و روان و بدون حاشیه صحبت کنید و مواردی که برایتان سوال است را مطرح کنید. زود قضاوت نکنید و راجع به افراد نتیجه‌گیری نکنید چون باعث بحث‌های کم اهمیت بین شما و دیگران می‌شود اجازه بدهید افراد جملات خود را کامل بیان کنند و منظورشان را منتقل کنند، بعد شما اظهارنظر کنید.
      حتما در یک بحث از سوال‌های بسته و باز استفاده کنید یعنی اگر می‌خواهید افراد را به حرف زدن تشویق کنید از سوال‌های باز که معمولا با کلمات چرا، چه‌چیزی و چگونه آغاز می‌شود استفاده کنید و اگر می‌خواهید اطلاعات واقعی به دست بیاورید از سوال‌های بسته که پاسخ‌های بله یا خیر دارند استفاده کنید. کسی که رفتار قاطعانه دارد خودش را مسئول اعمالش می‌داند نه دیگران؛ و مسئولیت و نگرش خود را با گفتن کلمه «من» نشان می‌دهد.
      موقع گفت‌وگو سعی کنید زبان طرف مقابلتان را بشناسید بعد با او صحبت کنید. یعنی به صحبت آن‌ها گوش دهید تا بفهمید آن‌ها بیشتر از کدام فرآیند حسی استفاده می‌کنند بینایی، شنوایی یا حرکتی و بعد سعی کنید از‌‌ همان زبان برای صحبت با او استفاده کنید به این می‌گویند همسانی زبان و اگر قرار است رفتار قاطعانه را در خود افزایش دهید بهتر است از گفت‌وگوی مثبت استفاده کنید یعنی از کلمات مثبت به جای کلمات منفی استفاده کنید.
      گفت‌وگوی مثبت به معنی انکار مشکل نیست بلکه کمک می‌کند شما با حاشیه کمتری مشکل را حل کنید چون با گفت‌وگوی مثبت شما در آن‌ها حس اعتماد ایجاد می‌کنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • mk   میگوید:

    سلام من یه دختره ترکمن رو دوس دارم و میخوام ازش خواستگاری کنم ولی من شییعه هستم ایشون هم اهل سنت حنفی نمی دونم چیکار باید کرد ؟ تازه باید با دو تا خانواده هم یکی خودمون و یکیم اونا حل کنم قضیه رو موندم چیکار کنم
    لطفا راهنمایی کنین

    • راهنما   میگوید:

      خیلی از زوج ها بعد از ازدواج متوجه می شوند که برای حفظ هماهنگی و خوشبختی زندگی زناشوییشان باید با هم مصالحه کنند. اما برای خیلی از زوج ها بعضی از موضوعات دشوارتر از این است که بخواهند سر آن به تفاهم برسند.

      یکی از مسائلی که ممکن است بعد از ازدواج زوج ها سر آن به مشکل بخورند، تفاوت های مذهبی است. ازدواج هایی که در آن دو نفر با پیش زمینه های مذهبی متفاوت با هم ازدواج می کنند، این روزها خیلی متداول شده است. بااینکه اعتقادات مذهبی مسئله ای است که دو نفر قبل از ازدواج درمورد آن با هم بحث می کنند، اما دو طرف تصور می کنند هیچ چیز نمی تواند بر عشق آنها به هم غلبه کند. اما وقتی زندگی واقعی خود را به آنها نشان می دهد و خانواده ها باید تصمیم بگیرند فرزندانشان را با چه دین و مذهبی بزرگ کنند یا کدام مراسم مذهبی را جشن بگیرند و کدام را نگیرند، تفاوت های مذهبی به مشکلی بزرگ تبدیل می شود.

      اگر شما هم با همسرتان تفاوت مذهبی دارید، نکاتی که در این مقاله برایتان عنوان می کنیم می تواند کمکتان کند با تفاوت های مذهبی در ازدواجتان کنار بیایید:

      به عقاید یکدیگر احترام بگذارید

      احترام گذاشتن به اعتقادات مذهبی همدیگر در ازدواج امری ضروری است. یادتان باشد که مذهب همسر شما بخش بسیار مهمی از زندگی اوست. با هم عهد ببندید که هیچوقت به اعتقادات و باورهای مذهبی هم بی احترامی نکنید و به عهدتان وفادار بمانید.

      وجه اشتراک پیدا کنید

      با پیدا کردن وجه اشتراک بین باورهای مذهبی خودتان و همسرتان، می توانید با تفاوت های دینی هم کنار بیایید. مثلاً اگر در دین هر دو شما عید نوروز جشن گرفته می شود، پس تمرکز خودتان را روی این عید قرار دهید. به باورهایی که هر دو شما در مورد خدا دارید توجه کنید.

      سعی کنید خودتان را آموزش دهید

      حتی اگر مذهب شما با همسرتان فرق کند، باز هم باید سعی کنید اعتقادات او را بفهمید. با اینکار نه تنها می توانید در موقعیت های مختلف او را درک کرده و حمایتش کنید، بلکه آشنا شدن با باورهای همسرتان بینشی عمیق تر نسبت به همسرتان در شما ایجاد می کند و او را بهتر می فهمید. درمورد مذهبش از همسرتان سوال کنید و به هیچ وجه بحث و جنجال سر باورهای همدیگر راه نیندازید.

      تصمیم بگیرید که درمورد مذهب فرزندتان چه بکنید

      زوج ها با تفاوت مذهبی باید قبل از بچه دار شدن تصمیم بگیرند که بچه هایشان را با چه دینی می خواهند بزرگ کنند. در این نقطه است که باید بیشتر با هم مصالحه کنید. از خودتان بپرسید که دوست دارید فرزندتان تا چه میزان مذهبی باشد. مطمئناً هر زوجی نظر متفاوتی خواهد داشت. بعضی ها دوست دارند فرزندشان را فقط با خدا آشنا کنند، بعضی دیگر دوست دارند او را با مباحث مذهبی دیگر هم آشنا کنند و خیلی ها هم به کل مسئله مذهب را برای فرزندشان نادیده می گیرند تا خود او بعدها تصمیم بگیرد که چه مذهبی برای خود اتخاذ کند.

      به مسائل غیرمذهبی توجه کنید

      اگر فکر می کنید در مورد مسائل مذهبی هیچوقت با همسرتان به تفاهم نخواهید رسید، سعی کنید روی مسائل غیرمذهبی که هر دو شما از آن لذت می برید تمرکز کنید مثل سرگرمی های مختلف، ورزش یا فیلم. انجام دادن کارهایی که هر دو شما را خوشحال می کند کمکتان می کند حس اتحاد در ازدواجتان را بالاتر ببرید و دیگر وقتتان را صرف دعوا کردن سر مسائل مذهبی تلف نکنید.

      تفاوت های مذهبی در ازدواج می تواند مشکل ساز باشد، حتی در بادوام ترین و با عشق ترین ازدواج ها. اما با درک متفابل و مصالحه می توانید از بروز مشکل جلوگیری کنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      شما اول باید با خانواده ها مطرح کنید و حمایت انها در مسیر کمک کننده خواهد بود .بعد بحث تفاوت های فرهنگی مطرح می شود که بای عاقلانه به ان نگاه کنید
      موفق باشید

  • dr-salary   میگوید:

    با سلام
    دوست عزیز اینکه اون نقص شما رو اذیت نمی کنه و مشکلی باهاش ندارید .شاید اونقدر برای اون فرد ازاردهنده هست که مایل نیست ازدواج کنه .شاید اگر شما مطرح کنید که مشکلی ندارید ایشون از اینکه شما متوجه شدید گله مند شوند .شمن اینکه اگر کسی واقعا به فردی علاقه مند باشد در نهایت صداقت مطرم می کند که مثلا این مساله هم هست و نظر شما رو می خواد مگر مساله ای دیگری است که خود فرد مایل به ازدواج با شما نیست
    کمی واقع بین باشید و همه مسائل را از زاویه دید خود نگاه نکنید
    موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه