مرکز مشاوره جوان

تست روانشناسی

جوانان امروزی در این جامعه همواره با مشکلات و معضلاتی روبرو میشوند که گاه در حل این مسائل عاجز و ناتوان میشوند.امروزه  در بین جوانان کمتر کسی پیدا میشود که مشکلی نداشته باشد ، این مشکلات جوانان میتوانند در زمینه مشکلات خانوادگی ، مشکلات کاری ، مشکلات ازدواج ، مشکلات تحصیلی و بسیاری دیگر باشند ، گاهی این مشکلات چنان شدید و طاقت فرسا هستند که جوان را نا امید و خسته از زندگی میکند.

اما این وظیفه بزرگتر هاست که در این شرایط آنها را تنها نگذارند و با دادن امید آنها را دلگرم کنند. مشاورین ما نیز در مرکز مشاوره جوان با در نظر گرفتن این اهداف سعی بر حل مشکلات شما جوانان و آینده سازان کشور دارد ، شما میتوانید با مراجعه به مرکز مشاوره جوان  انگیزه از دست رفته خود را برای  زندگی به دست آورید.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

337 نظر جدید برای مرکز مشاوره جوان

  • مهرداد   میگوید:

    شمارا به خانم حضرت زینب سلام ا… قسمتان میدهم منو راهنمایی کنید. دختری دارم ۲۰ ساله که به علت رفت و آمد با دختری دچار پوچی گردید و فرزندم با وجود هیاتی بودن متاسفانه ازطریق دوستش دچار انحراف گردیدتا جایی که بدون حضور ما در خانه دوست رفیقش که پسر بوده را به خانه دعوت کرده و یک بار هم به خانه پسره رفته است و حتی ۴ نفره به شمال رفتند.و به کربلایی که رفتند قسم میخوره که کار خلافی انجام ندادم .اما من بعنوان یک پدر شب و روزم شده قصه و ناراحتی که و چکار کنم که خدای نکرده دست به خودکشی نزنه.کمکم کنید.از نظر احادیث امامان ع من باید ببخشمش ؟

    • راهنما   میگوید:

      دوست عزیز شما که فرد معتقدی هستید باید در این سن حرف رو قبول کنید
      الان برای تغییر اخلاق ایشون دیر شده و شما فقط میتونید یک دوست خوب برای ایشون باشید تا بتونید تمام خطرات و حتی مسایل خاص رو برای ایشون روشن کنید
      پس سعی نکنید با رفتار تندی ایشون رو از خودتون دور کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

    • مشاور   میگوید:

      با سلام پدر گرامی دغدغه شما قابل درک است ولی با توجه به اینکه دوست مناسبی نداشتند و قطعا غفلت شما هم بوده است باید دنبال راهکا منطقی و درستی باشید.به هیچ وجه ایشون رو از خودتون دور نکنید و برخورد چکشی که ممکنه ایشون رو دوباره به سمت دوستان ببره نداشته باشید .به هر حال اتفاقی است که افتاده بهتره حتما ایشون رو به روانشناس ا جاع بدید و بدونید که گاهی کمبودهابی که والدین به اون توجهی ندارند افراد رو به سمت محیط بیرون می کشد .و مشکل ساز می شود .اگر ایشون از عملکردش پشیمانه بهتره براش حامی باشید ببخشیدش و سعی کنید بیشتر توجه مثبت داشته باشید .نگران نباشید امیدوارم مساله خاصی اتفاق نیفتاده باشد و دختر شنا هم به زندگی عادی خودش برگرده .موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • تنها   میگوید:

    سلام خسته نباشید.من دو سال پیش شماره دوست پسرمو دادم به دوست صمیمیم که یه لحظه زنگ بزنه ببینه ج میده یا نه فقط در همین حد…بعد از حدود دو سال من ناگهان شک کردم که نکنه دوستم با دوست پسرم دوست شده اخه چک که میکنم دو سه بار در طول روز ساعتهای انلاینشون یکی میفته.نمیدونم چکار کنم دارم دیوونه میشم لطفا مرا راهنمایی کنین.من به جایی رسیدم که نه به دوستم اعتماد دارم و نه به دوست پسرم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیزایا رابطه با دوست پسرتون رابطه متعهدانه ایست و وقتی شما با ایشون دوست شدید ایا فکر می کنید قرارنیست ایشون دوست دیگری داشته باشند این اصل ماجراست که در این رابطه ها مسئولیتی وجود ندارد و همان طور که فردی به مت پیشنهاد دوستی داده و اتفاق افتاده ممکن است چندین بار دیگر هم اینچنین مساله ای اتفاق بیعتد البته اصلا نمی خوام شما رو له دوستت خودتون بدبین کنم امیدوارم متوجه منظور من شده باشید ضمن اینکه اگر واقعا این مساله باعث آزارتون میشه غیر مستقیم با دوستتون مطرح کنید ببینید نظرش چیه راجب طرف مقابل شما یا اینکه ایا اطلاعاتی که اخیرا شما دارید رو ایشونم داره راجب دوست پسرتون .ولی به طور کل این ارتباطات چیزی نیست که باعث شک و بدبینی شود و مشکلات روحی برای فرد به وجود بیاورد .سلامت باشید و اگر شرایط روحی مساعدی وجود ندارد له روانشناس مراجعه کنید چون این شک و بدبینی و به تبع اون اضطراب دردسرساز خواهد شد .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

      • تنها   میگوید:

        راستش من از دوستم پرسیدم و گفتم فلانی بعد از اون ماجرا بهت زنگ زد یا نه که گفت نه زنگ نزده اگرم زده باشه من شمارش رو سیو نداشتم که بدانم،بله من متوجه متظور شما شدم…

        • مشاور   میگوید:

          خب اگر ایشون این حرف رو زدند بهتهر حسن ظن داشته باشید و حساسیت بی جا ایجاد نکنید که مشکل ساز شود .مگر اینکه واقعا دلیل قطعی مبنی بر داشتن رابطه به دست اورید
          که اون مساله دیگری است منتهی در حال حاضر طرفین را نسبت به این مساله حساس نکنید .
          موفق باشید

  • تنها   میگوید:

    سلام…من مدتیه که فوق العاده عصبی و استرسی شدم..به همه شک دارم و نمیتونم به کسی اعتماد کنم….بدبین و استرسی شدم…هر اتفاقی که برام میفته نمیتونم مقبت فکر کنم و دقیقا انقدر فکر میکنم تا بالاخره یه نکته منفی داخلش پیدا کنم ..حس میکنم پیر شدم و زندگی رو از یه دریچه کوچک میبینم….اضطراب و ترس لحظه ای رهایم نمیکنه…وسواس پیدا کردم ساعت ها را حفظ میکنم….خیلی بدبخت شدم..چکار کنم؟لطفا منو راهنمایی کنین…حتی جرات ندارم پیش یه مشاور برم میگم نکنه یه اشنایی دوری بعدها باهام پیدا کنه و رازمو فاش کنه ازین دسته فکرا دارم….لطفا کمک کنین من تو اوج جوانی شکسته و افسرده هستم…

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      تنیدگی (استرس)
      استرس یا تنیدگی یا فشار عصبی، در روان شناسی به معنی نیرو و فشار است. هر محرکی که در بدن باعث ایجاد واکنش شود، عامل تنیدگی یا استرس زا نامیده می شود. به عبارتی دیگر، هر عاملی که موجب تنش روح و جسم و از دست رفتن تعادل فرد شود، عامل تنیدگی است.
      تنیدگی واکنش یا واکنش هایی است که در فرد، در اثر حضور عاملی دیگر (عامل تنیدگی) به وجود می آید تا تعادل از دست رفته را باز گرداند، و باعث بسیج شدن قوای فرد برای مقابله با آن عامل و آماده باش موجود زنده می شود.
      مراحل تنیدگی
      تنیدگی معمولاً دارای سه مرحله است:
      ۱- واکنش اخطار:
      مغز پس از دریافت خبر ناخوشایند (عامل تنیدگی)، آن را ثبت می کند و هیپوتالاموس به تفسیر آن، و سپس به فرستادن اخطار الکتروشیمیایی به غدد هیپوفیز موجود در مرکز جمجه می پردازد.
      این غدد شروع به ترشح هورمونی برای تحریک غدد فوق کلیوی می کنند. به این ترتیب، هورمون آدرنالین از غدد فوق کلیوی آزاد شده و در جریان خون می ریزد و پیام را به سایر غدد در سراسر بدن منتقل می کند.
      در نتیجه، طحال برای عمل بسیج شده و باعث ورود گلبول های قرمز اضافی در جریان خون می شود. بنابراین، اکسِیژن و غذای اضافی وارد سلول ها می شوند، قدرت لخته ی خون بالا می رود، کبد مواد قندی و ویتامین ها را رها می سازد، ضربان قلب بیشتر می شود و تنفس تغییر می کند.
      همچنین، خون از پوست و احشا به ماهیچه ها و مغز جاری شده، باعث سردی دست ها و پاهامی شود، و بدن برای تهاجم یا حمله یا فرار به صورت آماده در می آید.این مرحله ممکن است از چند دقیقه تا ٢۴ ساعت به طول انجامد.
      ۲- مرحله ی مقاومت :
      طی این مرحله که ممکن است ازچند ساعت تا چند روز طول بکشد، بدن عملاً برای مبارزه با عامل فشار بسیج است. به همین دلیل به مصرف انرژی فراوان نیازمند است.
      بعد از واکنش و دفع یا حل عامل فشار، بدن احساس خستگی می کند. پس از مدتی استراحت، متابولیسم (سوخت و ساز) بدن به حالت عادی بر می گردد. معمولاً دو مرحله ی اول برای بدن مفیدند، چون از طرفی باعث می شوند تا بدن قوای خود را بسیج کند و در آن شرایط واکنش نشان دهد، و از طرفی دیگر، با تحریک غدد و فعال شدن هورمون ها، تعادل هورمون ها و دیگر مواد در خون دوباره بر قرار می شود.
      ۳- مرحله ی فرسودگی:
      در صورتی که شرایط استرس زا بیش از حد طولانی شود، یا به طور مکرر رخ دهد، یا این که سیستم عصبی بدن نتواند به مرحله ی مقاومت خاتمه دهد و بدن مدتی طولانی همچنان بسیج باقی بماند(به خصوص در کسانی که اضطراب دارند)، ذخایر آن به تدریج تمام می شود و بدن در برابر بیماری ها آسیب پذیر می شود.
      آنگاه است که فرد دچار مشکلات روانی، نظیر اضطراب، افسردگی، خستگی، عصبانیت، وسواس، پیری زودرس و … و نیز بیماری هایی جسمی همچون سرماخوردگی، آنفولانزا، کم اشتهایی، اختلال در هضم، سردرد، فشار خون بالا، سکته ی قلبی، روماتیسم، میگرن، سرطان، … می شود.

      ۱- هنگامى که عصبانى مى‏شوید، در خودتان یک تغییر حالت فیزیکی ایجاد کنید؛ مثلاً مقدارى قدم بزنید و سعى کنید در آن لحظات تصمیم نگیرید و اگر آب در دسترس شماست، مقدارى آب خنک میل کنید و دست و صورت خود را با آن شستشو دهید.
      ۲- اگر امکان دارد، هنگام عصبانیت یا بى‏حوصلگى و کسالت، یک دوش آب ولرم بگیرید.
      ۳- چند لحظه دراز بکشید و چشمان خود را ببندید و همه ماهیچه‏هاى خود را شل کنید تا آرامش عضلانى پیدا کنید و فکر خود را از آنچه موجب عصبانیت شما شده است منصرف کنید و به عضلات بدن خود تمرکز یابید.
      ۴- به خودتان تلقین کنید که اتفاق خاصى نیفتاده است؛ مگر آسمان به زمین آمده؟ بقیه در چنین مواردى چه مى‏کنند؟ آیا همه عزا مى‏گیرند؟ هر کسى به کارى مشغول مى‏شود و اعتنایى به این گونه موارد نمى‏کند.
      ۵- همیشه فضاى ذهنى و روانى خود را براى شنیدن و دریافت رفتارهاى نابجا و خلاف انتظار آماده سازید و به این معنا که همیشه این انتظار را داشته باشید تا دیگران با شما به بدترین شکل برخورد داشته باشند و خود را براى تحمل آن آماده کنید.
      ۶- اگر برخى موارد سریع سخن گفتید و عجولانه تصمیم گرفتید و رفتار نابجا از شما سرزد سریع خود را سرزنش و حتى در لفظ اظهار پشیمانى نمایید و وعده‏ها و قولى که با خود داشتید را در ذهن خویش حاضر سازید.
      ۷- از خود ارزندگیهاى نابجا و شخصیت قائل شدن بیش از اندازه براى خود اجتناب ورزید و تنها هنجارها را رعایت کنید و لذا به سراغ رفتارهاى متواضعانه همانند تقدم در سلام، همنشینى مناسب با افراد پایین‏تر، ابراز ارادت به کوچکترها، مصافحه و احوالپرسى با دیگران به خصوص طبقه پایین‏تر، تفریح و صحبت با دیگران اقدام کنید.
      ۸- ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله» را زیاد بر زبان جارى سازید و سوره والعصر را زیاد بخوانید و تکرار اذکار: «استغفرالله ربى و اتوب الیه» و «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم».
      ۹- به هنگام احساس عصبانیت، سریع تغییر وضعیت و موقعیت دهید و از آن محیط دور شوید مثلاً اگر در منزل این حادثه رخ داد لباس پوشیده و منزل را ترک کنید.
      ۱۰- وقتى که با امور عصبانیت آفرین مواجه هستید براى مدتى (حدود ۱۰تا ۱۵ دقیقه) راه دریافتهاى حسى خود را سد سازید مثلاً جلوى گوش خود را بگیرید و چشمان خود را ببندید و سر خود را پایین اندازید تا دریافت‏هاى عصبانیت را تحت کنترل شما در آیند و موجب تحریک بیشتر شما نشوند.
      ۱۱- اگر رفتار و یا صفتى که در شخصى هست موجب عصبانیت شما شده است آن رفتار را شوخى تلقى کرده و به شکلى خود را از تیررس آنها دور در نظر بگیرید یعنى به گونه‏اى از مخاطب در نظر گرفتن خویش در برابر رفتارهاى دیگران پرهیز کنید مثلاً از مشاهده کسى که فحش مى‏دهد با خود بگویید مخاطب او من نیستم و در این هنگام از صحنه دور شده و راه دریافت‏هاى حسى را سد سازید تا بیشتر مورد هجوم قرار نگیرید.
      ۱۲- براى توجیه رفتارهاى خلاف انتظارى که از دیگران سر مى‏زند توجیه مناسب داشته باشید و آنها را مقصر تلقى نکنید تا موجب شود به خود اجازه عکس العمل بدهید مثلاً بگویید خودم از این فرد بدتر رفتار مى‏کنم او اشتباه گرفته مقصر نیست اشتباه من باعث رفتار نامناسب او شده است.
      ۱۳- به نظرات و عقاید دیگران احترام قائل شوید و به دیده احترام به آنها بنگرید و حتى محترمانه با آنها رفتار کنید.
      ۱۴- در برخى کارهاى مهم با مشورت خواستن از دیگران تصمیمات خود را استحکام بخشید و از اقدامات عجولانه و خام بپرهیزید.
      ۱۵- بیشتر با افراد حلیم صبور و غیرعصبى و خوش‏بین معاشرت کنید و از دوستى و حرف‏شنوى افراد تند مزاج پرهیز کنید.
      ۱۶- همیشه خودتان و رفتارتان را درست و صحیح تلقى نکنید و احتمال خطا در کارهاى خود را بدهید.
      ۱۷- سعى کنید به عنوان تمرین گاهگاهى با افرادى که سلیقه آنها را نمى‏پسندید برخورد کوتاه مدت داشته باشید و با صاحبان دیگر انتظار مراوده کوتاه مدت داشته باشید.
      ۱۸- موارد فوق را در برنامه‏اى منظم با درج موارد آن در یک جدول و نمره دادن به عملکرد خود و رعایت این امور سعى در تقلیل موارد تخلف داشته و همت خود به افزایش صبر و تحصیل سعه صدر معطوف بدارید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • تنها   میگوید:

    با سلام من دختری هستم ۲۳ساله..دو سال پیش با اقا پسری دوست شدم به قصد ازدواج…از اول دوستی یه سری رفتارهای غیر متعارف داشتم مثلا میخاستم شوخی کنم فحش میدادم مسخرش میکردم…اخرم میگفتم شوخی کردم…از قیافش بد میگفتم…خیلی کارا کردم…رفتارهای وحشتناک دیگه ام داشتم…رفتارش خیلی باهام خوب بود تو این مدت یبار جواب این رفتارامو نداد ولی سرد شد…چند ماه پیش گفت نمیتونیم با هم باشیم…من دوسش دارم و واقعا از رفتارام پشیمونم نمیدونم چکار کنم…جطوری باهاش کنار بیام…یاد رفتارام میفتم عذاب میکشم…اینم بگم بیش از حد حسود و خود خواه و بدبین بودم…به همه چیش گیر میدادم…شکهای شدید…به بیرون رفتن هاش گیر میدادم و هر روز دعوا میکردم اوایل سعی داشت قانعم کنه و توضیح میداد ولی این اواخر هر جی میگفتم دیگه جواب نمیداد.چکار کنم؟دوسش دارم ولی دیگه راهی ندارم چطور فراموشش کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست گرامی در هر حال شما احتمالا بارفتارهاتون ایشون رو دلزده کردید البته ممکنه دلیل دیگری هم داشته باشد .که باید بررسی شود و به نظرم ایشون که پشیمانی شما رو متوجه شدند اگر مایل باشند خووشون باید اقدام کنند جلو رفتن شما بیهوده خواهد بود .در هر حال براب فراموش کردن و کاهش اثرات روحی ناشی از آن بهتره زیر نظر روانشناس باشید .چون ممکنه در روابط اینده شما و انتخاب فرد مناسب تاثیر بگذارد .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

      • تنها   میگوید:

        من اوایل خیلی عذرخاهی کردم و فرصت خاستم ولی وقتی جدیت اون رو دیدم دیگه هیچ نگفتم فقط با خاستش که جدایی بود موافقت کردم.دیگم مزاحم نشدم الان چند ماهه که از جدایی ما میگذره….ممکنه برگرده؟میدونم سوالم احمقانس ولی …

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          سوال شما احمقانه نیست چون ممکنه این شرایط برای خیلی از افراد پی بیاد که اون لحظه که فردی در کنارشون قرار داره رو خیلی توجهی نداشته باشند و ویزگی های مثبت اون ادم به نظرشون نیاد ولی به محض دوری و فکر کردن منطقی متوجه اشتباهشون بشن .واقعا مشخص نیست اگر عذرخواهی کردید و ایشون متوجه پشیمانی شدند و فرد دیگری هم مد نظر نبوده و علت جدایی صرفا ناراحتی از صجبت های شما بوده و برخوردها خب ممکنه ایشون هم بعد از مدنی فکر برگردد ولی به هر حال مساله قابل پیش بینی نیست و بسته به خواست و نظر ایشون داره و دیگاهی که از شما در ذهنش شکل گرفته و البته میزان علاقه نسبت به شما .امیدوارم اون چیزی که صلاح شماست اتفاق بیفتد .

  • یه تنها   میگوید:

    سلام . من دختری هستم که امسال کنکور دارم و به غیر از داروسازی و روانشناسی به هیچ رشته ای علاقه ندارم .امسال درس خوندم ولی برنامه ی اصلیم برای ساله دیگست.. با روندی که پیش رفتم احتمال میدم سال دیگه داروسازی قبول بشم ولی با وجوده خانوادم و مشکلاتی که باهاشون دارم درس خوندن برام سخت شده ..نمیدونم امسال روانشناسی یه شهر دور بزنم و از این خونه برم ؟ میترسم سال ها بعد خودمو سرزنش کنم که چرا همون اولین ساله کنکورم تعیین رشته کردم
    مشکل من با خانوادم اینه که اونا میگن من دیوونم در صورتی که رفتارای اونا منو عصبی میکنه .. من خارج از این خونه آدمیم که دیگران با احترام باهام رفتار میکنن ..دوستام مشکلاتشون رو با من مطرح میکنن ..مامانم اومده بود مدرسه و میگفت کلی تحویلش گرفتن و از من تعریف کردن ..
    ولی خانوادم چیه ؟ همش میرن اینور و اونور برام دعا میکنن که خدا بهم عقل بده .. دیگه سال هاست که نمیتونم براخودم یه تصمیم کوچیک بگیرم چون دیگه باورم شده دیوونم ..شاید اگه تعیین رشته کنم و برم شهر دیگه بهتر باشه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام در مورد شما که مشکلات خانوادگی وجود دارد نکته مهم اینه که اگر خانواده نمی پذیرند که مشکل دارند باید خودتون مراجعه کنید تا نسبت به مسائل احتمالی راهکارهایی رو فرابگیرید و اصلا ذهنتون رو درگیر نکنید که بیمار هستید چون همه ما در برخوردها مهارت هایی رو ممکنه بلد نباشیم و وقتی اون ها رو تمرین کنزم بتوانیم رفتارها رو مدیریت کنیم .و در مورد شما هم مساله حاد نیست و بحث اختلاف نظرهاست .که قطعا با تلاش و خواست خودتون مرتفع خواهد شد

  • ماهان   میگوید:

    سلام
    دختر ۱۹ ساله ای دارم. روز به روز نسبت به من و پدرش بی تفاوت تر و گستاخ تر میشه. انگار که ما دشمنشیم. حرکات و رفتارهای بی ادبانه و شرم آوری نشون میده که در فرهنگ ما واقعا زشته. اینم بگم که شدیدا گرفتار موزیک های خارجیه تا جاییکه یک ساعت توی حمام و دستشویی می مونه و گوشی میچپونه تو گوشش. من مشکلی با اینهم ندارم. ایشون فکر میکنه یکی از همون خواننده هاست. ادای اونا رو در میاره و دلش میخواد هرجا میره و هر کار میکنه ما باهاش کاری نداشته باشیم. به ما میگه شماها نمیفهمید.. میگه طرز فکرتون غلطه. طرزحرف زدن و لباس پوشیدنش اصلا در شان خانواده نیست. روز به روز کمتر با ما حرف میزنه و با کوچکترین برخوردی میره سراغ فست فود و کافی شاپ. اینم بگم که ایشون بجز مشکل کبد چرب و کیست تخمدان حساسیت شدید پوستی داره که داروهای بسیار قوی استفاده میکنه و فست فود براش سم به حساب میاد. ولی برای آزار دادن ما به خودش ضرر میرسونه. من میترسم خدا نکرده سراغ نوشیدنی های ناجور هم رفته باشه چون دیگه نه نماز میخونه و نه به حجابش اهمیت میده. در حالیکه تا چندسال پیش یکی از مورد اعتمادترین شاگردان مدرسه بود. الان میخوام بهش چیزی بگم میگه این روزهاست که از شر من خلاص بشید.
    نمیدونم چه خاکی تو سرم کنم. میترسم یه بلایی سر خودش بیاره.

    • راهنما   میگوید:

      نوجوانان گاهی بسیار خشن و بی ادب می شوند به ویژه در مکالمه با دوستان خود حرفهای زشتی بر زبان می آورند. والدین نمی توانند نحوه حرف زدن فرزند خود را با دوستانش کنترل کنند ولی می …

      نوجوانان گاهی بسیار خشن و بی ادب می شوند به ویژه در مکالمه با دوستان خود حرفهای زشتی بر زبان می آورند. والدین نمی توانند نحوه حرف زدن فرزند خود را با دوستانش کنترل کنند ولی می توانند- و باید- مراقب حرف زدن او درخانه باشند. به هیچ وجه ناسزاگویی فرزندان را تحمل نکنید. راههای زیادی برای مقابله بااین مشکل وجود دارد:

      یادتان باشد گاهی نوجوانان برای رنجش شما از کلمات زشت استفاده می کنند. اگر خونسردی خود را حفظ کنید و از حرفهای آنها ناراحت نشوید، احتمالا این کار را انجام نخواهندداد. هرچند آنها از درک بالایی برخوردارند و حتی اگر طور دیگری وانمودکنید می دانند چه وقت حقیقتا ناراحت می شوید. اگر فرزندتان به خاطر عصبانیت به شما ناسزا بگوید یادتان باشد مسئله مهم علت عصبانیت اوست نه ناسزاگویی اش.

      بدون اینکه ناراحت شوید به فرزندتان بگویید که نحوه حرف زدن او را دوست ندارید و این کار قابل تحمل نیست. شما نباید درخواستی کنید بلکه باید بگویید چه چیزی را ترجیح می دهید. شما همچنین می توانید یک گام جلوتر رفته و در مورد احساسات خود حرف بزنید، مانند:

      «من از ناسزاگفتن تو بسیار رنج می برم» ولی نباید از او انتظار جواب داشته باشید.این کار مانع از گستاخ شدن نوجوان می شود.

      وقتی فرزندتان به طور مکرر در جریان احساسات شما قراربگیرد به رحم می آید و احتمالا دست از ناسزاگویی برمی دارد.

      اگر فرزندتان در طول یک روز هیچ دشنامی نداد، با گفتن این جملات از او قدردانی کنید. «از اینکه امروز ناسزا نگفتی، ممنونم» و یا «خوشحالم که امروز دشنام ندادی».

      هرچند تنبیه کردن یک راه حل محسوب می شود ولی معمولا تاثیر مثبتی ندارد و فقط فرزندتان را گستاخ تر می کند.

      علی رغم رفتار و گفتار ناخوشایند، فرزندتان هنوز هم به عنوان یک انسان، شایسته احترام است. نوجوانان گاهی برای رسیدن به اهداف خود از روش های عجیبی استفاده می کنند. به عنوان مثال کسانی که می خواهند همه مردم آنها را دوست داشته باشند شروع به لاف زنی می کنند و آنهایی که به دنبال جلب احترام دیگران هستند دست به کار احمقانه ای می زنند. شاید نوجوانان موجودات متناقضی باشند ولی شایسته احترام هستند و اگر با آنها همانند یک بزرگسال محترم رفتار کنید -نه یک کودک- واکنش مثبتی نشان خواهند داد.

      نوجوانان درگیر شکل دادن به هویت شخصی خود هستند و برای نیل به این هدف باید از والدین جدا شوند. دراینجاست که عصیان، نقض قوانین، دردسر، خشونت و گستاخی پیش می آید.

      سعی کنید مشکلات نوجوان خود را درک کنید.

      به حرفهای نوجوان خود گوش دهید. لازم نیست با او موافقت کنید. ولی فرزندتان باید بداند که به سخنانش گوش می دهید. در ضمن از قضاوت کردن، قطع کردن، تفسیر و تصحیح کردن حرفهای او خودداری کنید.

      یک نوجوان زندگی دشواری دارد و دشنام دادن غالبا راهی برای تخلیه اضطراب و نومیدی اوست. در بیشتر موارد این کار بی ضرر است و همانطوری که خودتان نیز تجربه کرده اید به زودی این مشکل برطرف خواهدشد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • ازيتا   میگوید:

    سلام
    پسرم ١٩سالشه متوجه شدم سیگار میکشه نمیدونم چی کار کنم یاچطور رفتار کنم میشه کمکم کنید اخلاق ورفتارشم بسیار عالیه تو خونه
    امسالم دندانپزشکی قبول شده هیچ مشکل دیگه ای باهاش ندارم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه ایشون سیگار می کشه ولی سایر رفتارهاش مورد قبوله نباید مستقیما مطرح کنید چون ممکنه متناسب با سنو روحیه ای که در این سن دارند شرایط بدتر شود بهتره اگر ایشون با فردی احساس راحتی بیشتری دارد اون مطرح کنه و دلیلش رو بخواد .و بعد مساله رو جدی پیگیری کنید .منتهی اگر صرفا مدت کوتاهی است و برای رقابت با دوستان این رفتارها رو داشته باشه می شه بررسی دقیق کرد و شرایط و احتمالات رو بررسی کرد منتهی همچنان باید سیستم حمایتی رو داشته باشید و بهتره اگر خودتون می خواهید صحبت کنید ابتدا غیر مستقیم باشد به هر حال نوع رشته دانشگاهی دغدغه ها و همه مسائل احتمالی می توانند گرایش فرد رو به سمت سیگار داشته باشند و بهتره ابتدا خودتون برای گرفتن راهکار مراجعه کنید به روانشناس و بعد اگر فرزندتون رضایت داشته باشد ایشون بروند چون ممکنه مساله ای بوده باشد که شما توجهی به اون نداشته باشید و ایشون بتوانند راحت تر با روانشناس در میان بگذارند
      امیدوارم زودتر پیگیری کنید و اصلا جای نگرانی وجود ندارد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • ماهان   میگوید:

    خیلی ممنون از راهنمایی شما. یعنی در مورد نماز نخوندنش هم بی تفاوت باشم. به شدت دروغگو شده. داروهاشو نمیخوره میگه خوردم. نماز نمیخونه میگه خوندم. با دوستانش میرن کافه و رستوران و کافی شاپ میگه نرفتم. در واقع نوجوان هم نیست و جوانه. ولی متاسفانه رفتارهای بچگانه ای ازش سر میزنه. خیلی خیلی بی خیال و بی تفاوته برای همین نگران بودن ما براش نه تنها بی معنی بلکه مسخره است. اتاق رو چنان درهم بذهم و آشفته میکنه که گاهی یک روز تمام وقت میذارم تمیز کنم. میگه کثیفی رو دوست دارم. دیروز اتاقش رو تمیز کردم بجای دستت درد نکنه تشر زد که کی گفته اتاق منو تمیز کنی. اینو گفت و کلی لباس دور بر اتاقش ریخت و یه وضعی.بخدا خودم دچار ناراحتی اعصاب شدم و دنبال یه روانپزشکم. پا و کمرم اسپاسم گرفته و الان یه ماهه دارم دوا درمون میکنم. ولی دکتر بهم آرامبخش داده. واقعا جوونها چه شونه که قدر آرامش رو نمیدونن و همش طلبکارن و پدر و مادر رو عذاب میدن. خواهش میکنم در مورد نماز بگید من چیکار کنم. خیلی مذهبی نیستم ولی خط قرمزم نمازه. چون نظم و آرامش به دنبال داره. ضمن ابنکه میدونم خدا خودش هواشو داره.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز باید ایشون حضوری ارجاع بدید به روانشناس و باید شرایط بررسی شود و به هر حال نمی تونید هم با این توصیفات کاملا بی تفاوت باشید و به حال خودش رهاش کنید منتهی ایشون ظاهرا خودش دچار درگیری های ذهنی است که متوجه شرایط نیست و باید به اونها پرداخته شود همچنین دغذغه های مختلف در مورد مباحث اعتقادی افراد واقعا نه از سر اجبار بلکه باید با اعتقاد به سمتش بروند و اصرار ممکنه افراد رو دلزده کند این شیوه تعاملی با این فرد خیلی اهمیت دارد به اصطلاحی زبان او را باید متوجه شوید
      .گرچه این شرایط برای والدین بسیار سخت است و کمی صبر و تحمل کاهش می یابد ولی کمی او را درک کنید .شما باید تفاوت نسل ها رو درک کنید البته گاهی نوع تربیت خود والدین در این رفتارها تاثیر دارد که نباید غافل شویم مراجعه کنید و امیدوارم به زودی شرایط ایشون به سطح با ثبات و قابل قبولی برسد منتهی نیازمند وقت گذاشتن و صبر از جانب شماست

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • ماهان   میگوید:

    خیلی ممنون و سپاسگزارم از وقت و حوصله ای
    که به خرج میدید و به مشکلات هم وطنانتون
    جواب میدید.
    خدا ازتون راضی باشه.
    باشه چشم. حتما تماس میگیرم. خیلی نیازمند
    راهنمایی ام.
    انشالله در تمام کارهاشون موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      امیدوارم موفق و سلامت باشید

  • حسین   میگوید:

    من پسر۱۷ساله هستم رشته تحصیلی ام تجربیه و معدل ام ۱۹٫۶۸ بوده،خانواده اصرار دارن که من واسه پزشکی بخونم ولی من اصلا علاقه ای به پزشکی ندارم و فکر میکنم اگه واسه پزشکی تلاش کنم در اینده مثل ماشینی که فقط پول در میاره و علاقه ای به کارش نداره میشم،من دوست دارم فوتبالیست شم نه به خاطر پولش بلکه به خاطر محبوبیتی که در اینده خواهم داشت یا معروف شدنش .ولی خانواده میگن که اگه میخای فوتبالیست شی باید اول پزشکی قبول شی بعد بری سراغ اون،در حالی که به نظر خودم اینکه وقتم پای پزشکی صرف کنم وقت تلفی چون من الان ۱۷سالمه تا کنکور بدم و تازه اگر سال اول پزشکی قبول شم ۲۰ سالم میشه و فوتبالیست شدن هم الکی نیست،به نظر شما من الان باید چیکار کنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلان ببینید اون جنبه ورزشی رو می تونی هنزمان ادامه بدید حتی در دانشگاه و مشکل خاصی هم پیش نمیاد چون ریسک در اون زمینه بالاست و شاید الان فکر کنید می تونید موفق باشید ولیرممکنه به خاطر شرایط جانبی این رشته بعدها از اینکه تحصیل رو کنار گذاشتید پشیمون بشید ولی اینکه حیت تحصیل به مساله بپردازید خب خیلی راحت تر بعدا می تونید اگر دیدید استعدادش رو دارید بدون از دست دادن چیزی ادامه بدید .به جامعه ایران نگاه نکنید کا اکثر فوتبالیست ها تحصیلات اکادمیک ندارند و اتفاقا همین مشکلات حاشیه ای رو براشون ایجاد می کنه بلکه در دنیا این قاعده نیست .بهتره دررهر صورت تلاش کنید در زمینه تحصیل که احتمال موفقیت بیشتر و ریسک کمتر وجود دارد میشرقت کنید حالا در هر رشته ای که به علایق شما نزدیک باشد و می توانید از مراجعه استفاده کنید و بهد به مسائل دیگر بپردازید .می تونید از مشاوره حضوری هن بهره ببرید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه