مرکز مشاوره شیراز

مرکز مشاوره شیراز

بنیان خانواده و اعضای این نهاد همواره یکی از مهم ترین دارایی هایی است که هر فرد در زندگی دارد و برای آن ارزش و احترام بسیاری قائل است. اما برای حفظ این نهاد و صمیمانه تر شدن روابط و همینطور جلوگیری از فروپاشی آن باید چه کار کنیم؟ مسبب بسیاری از مشکلات خانوادگی ممکن است خودمان باشیم و به همین دلیل باید بر رفتار و کردار خود کنترل داشته باشیم تا از بروز ناراحتی و دلخوری در این نهاد مقدس جلوگیری کنیم و در برابر مشکلات بهترین راه حل را پیش گیریم.

مرکز مشاوره شیراز و مشاوره شیراز به منظور کمک به هموطنان شیرازی و با هدف ارتقاء سطح علمی جامعه و کمک به فرهنگ کشور ایجاد شده است. این مرکز با برپایی شعب متعدد مانند مشاوره ازدواج ستارخان، مشاوره خانواده ستارخان، مشاوره ازدواج عفیف آباد ، مشاوره خانواده عفیف آباد ، مشاوره خانواده چمران ، مشاوره خانواده ملاصدرا و با به کارگیری کارشناسان مجرب در مرکز مشاوره شیراز آماده پاسخ گویی به شما شیرازیان عزیز می باشد.

مشاوران ما مستقر در نمایندگی های مشاوره شیراز در مرکز مشاوره در مرکز مشاوره ستارخان ، مرکز مشاوره چمران، مرکز مشاوره عفیف آباد، مرکز مشاوره ملاصدرا ، مرکز مشاوره زند و دیگر نمایندگی ها پذیرای مردم عزیز خواهند بود.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

671 نظر جدید برای مرکز مشاوره شیراز

  • ستاره   میگوید:

    سلام
    در حدود ۵ ماه است که با پسری آشنا شدم از لحاظ اخلاقی به هم شباهت زیادی داریم، هر دو فوق لیسانس در رشته مشابهی هستیم و به همدیگر علاقه داریم.
    ایشان پس از ملاقات اول و گذشت دو ماه از بنده خاستگاری کردند اما مواردی در این بین وجود دارد که ذهن من را خیلی مشغول کرده است و نمیدانم در این مورد چکار کنم برای این مسئله از شما خواهشمندم مرا راهنمایی کنید.
    ما ۳ بار در طول این ۵ ماه همدیگر را دیده ایم و هر روز در طول این ۵ ماه شاید در حدود ۲ ساعت و یا حتی بیشتر با یکدیگر صحبت کرده ایم، مادر من و مادر این آقا در جریان ارتباط ما هستند. اما پدرم اطلاعی ندارد.
    ما ۱۱ سال اختلاف سنی داریم، از لحاظ شغلی ایشان دارای شغل مناسبی هستند. اما در شهرهای متفاوت اما تقریبا نزدیکی زندگی میکنیم.
    با گذشت ۵ ماه مادر من از ایشان خواستند که به صورت رسمی اقدام کنند اما ایشان از من میخواهند که مدتی دیگر دوستی ما ادامه پیدا کند و بیشتر همدیگر را ببینیم.
    در این میان من نمیدانم آیا به صحبت مادرم دیگر ایشان را با وجود علاقه نبینم تا به صورت رسمی اقدام کنند و یا اینکه به گفته ایشان چند ماه دیگر را دوست بمانیم، (این موضوع و اختلاف نظر باعث شده کمی اختلاف ایجاد گردد) اگر ممکن است مرا راهنمایی بفرمایید؟
    با تشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست گرامی ایشون ۱۱ سال بزرگترند پس قطعا وسواس و حساسیت ها در مورد مسئله ازدواج داشتند که هنوز با وجود شرایط خوب مالی ازدواج نکردند .بهتره شما حتما با هم به مشاوره قبل از ازدواج برید و از انتخاب و تصمیمتون مطمئن شوید .ولی ادامه دادن درغالب غیر رسمی کمکی به شناخت بیشتر نخواهد کرد چون ممکنه جریان ادامه دار شود و وابستگی عاطفی شکل بگیرد و در نهایت اون آقا به تصمیم قاطعی نرسند و شما قطعا آسیب خواهید دید .پس بهتره کاملا حساب شده اقدام کنید از ایشون بخواهید از مشاوره استفاده بشه و مسائل زیر نظر فرد متخصص پیگیری شود چون اصولا دوستی و ادامه به جای شناخت افراد را درگیر روابط احساسس می کند و شما شاید بیشتر از این شناختی که راجب ایشون رسیدید چیز دیگری به شناخت هاتون اضافه نشود.امیدوارم تصمیم درست را بگیرید و خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • مرضیه   میگوید:

    سلام خسته نباشید پسری ۵ ساله دارم ک حدود یک ماهی هست که چن شب شب ادراری داشته در صورتی ک قبلا هر وقت ادرار داشت بیدار میشد و من میبردمش دستشویی. ولی الان دیگه بیدار نمیشه .خیلی آشفته ام نمیدونم باید چیکار کنم.خواهش میکنم ی راهکار بهم بدید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      راه درمان قطعی شب ادراری کودکان
      شب ادراری در کودکان امری شایع است و باعث ناراحتی کودکان و والدینشان می گردد. برای رفع این معض برای شما راهکار درمانی قطعی داریم. شب ادراری عبارت است از دفع غیرارادی ادرار هنگام خواب بعد از سنی که معمولاً کنترل ادرار در کودکان برقرار می‌شود. چون زمان کنترل ادرار در همۀ کودکان یکسان نیست، بنابراین اگر کودکی بعد از سن پنج سالگی هنوز شب در رختخواب خود ادرار می‌کند،دچار شب ادراری است.

      شب ادراری در کودکان معمولاً به دو صورت وجود دارد:
      ۱- شب ادراری اولیه یعنی شب ادراری کودک از دوران شیرخواری او ادامه یافته و کودک موفق به کنترل ادرار خود نشده است.
      ۲- شب ادراری ثانویه یعنی کودک‌دچار شب ادراری نبوده و ادرارخود را کنترل میکرده است ولی در حال حاضر دچار شب ادراری شده است.

      • شیوع شب ادراری
      شب ادراری در کودکان شایع است، به‌طوری که در سن پنج سالگی، ۷ درصد پسران و ۳ درصد دختران‌دچار شب ادراری هستند، در ده سالگی ۳ درصد پسران و ۱ درصد دختران و حتی در سن هجده سالگی ۱ درصد پسران‌دچار شب ادراری هستند ولی در دختران نادر است.

      شب ادراری در پسرها بیشتر از دخترها و در اولین کودک خانواده، بیشتر دیده میشود. شب ادراری قبل از سن پنج سالگی اهمیت ندارد، ولی از زمانی که کودک به مدرسه می‌رود، باید مورد توجه قرار گیرد و برای آن چاره‌ای اندیشیده شود.

      • علل شب ادراری
      علل زیر در پیدایش شب ادراری اهمیت دارد و باید مورد توجه پدر و مادر قرار گیرد:

      ۱- وراثت
      اگر کودکی در خانواده‌ای‌دچار شب ادراری می‌باشد، در بیشتر موارد شب ادراری در پدر یا مادر و یا در فامیل او وجود داشته است، بدین ترتیب که به طور ارثی ساختمان مثانۀ کودک مانند پدر و مادر یا یکی از بستگانش، کوچک است، در نتیجه ادراری را که در طول شب از کلیه‌ها ترشح می‌شود (چون مثانۀ کودک گنجایش نگهداری آن را ندارد)، دفع میکند.

      اگر پدر و مادر هر دو سابقۀ شب ادراری داشته باشند، ۷۷ درصد احتمال ابتلاء کودکان آنها به شب ادراری وجود دارد. اگر فقط یکی از والدین سابقۀ شب ادراری داشته باشند، ۴۴ درصد و اگر هیچ‌کدام سابقۀ شب ادراری نداشته باشند، باز هم ۱۵ درصد امکان ابتلاء فرزندان‌به شب ادراری وجود دارد.

      ۲- عفونت یا عیب دستگاه ادراری
      حدود یک تا دو درصد کودکان مبتلا به شب ادراری، ممکن است مبتلا به عفونت ادراری باشند. از طرف دیگر افزایش حجم ادرار به‌علت بیماری دیابت قندی یا دیابت بی‌مزه ممکن است منجربه شب ادراری کودک گردد.

      ۳- مسائل روانی و هیجانی
      به گزارش پارس ناز اگر کودک دچار شب ادراری نبوده و ادرار خود را قبلاً کنترل میکرده و اکنون‌دچار شب ادراری شده است، عوامل روانی یعنی عدم آرامش و امنیت محیط کودک و محرومیت عاطفی، سبب شب ادراری کودک گردیده است.به‌طور مثال، تولد و ورود نوزاد جدید به خانواده، یا بعد از ابتلاء کودک به یک بیماری و بهبودی، کودک مبتلابه شب ادراری می‌گردد. کودک با عمل شب ادراری

      می‌خواهد جلب توجهی را که قبلا به او می‌شده و از دست داده است، دومرتبه یه‌دست آورد.عدم آرامش محیط داخلی کودک درنتیجۀ ناسازگاری پدر و مادر و یا جدایی آنها و یا مرگ افراد خانواده نیز سبب شب ادراری کودک میشود.باید توجه داشت که تنبیه‌های بدنی، خجالت دادن کودک، سرزنش کردن و کج خلقی پدر و مادر نه فقط کمکی به رفع موضوع نمیکند،

      بلکه توجه کودک را بیشتر جلب خواهد کرد و کودک به عمل خود ادامه خواهد داد. در چنین شرایطی ممکن است احساس حقارت و خود کم‌بینی و درنتیجه نارضایتی درونی و انزوا و گوشه‌گیری در کودک به‌وجود آید.

      ۴- آموزش کنترل ادرار زودتر از زمان مناسب یا آموزش کنترل ادرار به روش غیرصحیح
      اگر پدر و مادر زودتر از سنی که کودک قادر است و درک می‌کند با فشار و تنبیه از او بخواهند ادرارخود را کنترل کند، کودک به‌طور ناخودآگاه با ادرار کردن شبانه در رختخواب خود عکس‌العمل منفی از خود نشان میدهد.

      • آیا پزشک باید از کودک مبتلابه شب ادراری معاینه به عمل آورد؟
      اگر یکی از مشکلات زیر در کودک شما وجود دارد، کودک باید به‌وسیلۀ پزشک متخصص مورد معاینه قرار گیرد:
      الف) اگر کودک به سن شش سالگی رسیده است و هنوز مبتلا به شب ادراری است.
      ب) اگر کودک نه فقط دچار شب ادراری است، بلکه روزها نیز نمیتواند ادرارخود را کنترل کند.
      ج) اگر کودک قبلاً ادرار خودرا در روز و شب کنترل میکرده، ولی حالا مبتلا به شب ادراری شده است.

      • آیا برای کودکی که مبتلا به شب ادراری است باید اقدامات آزمایشگاهی انجام داد؟
      از کودکی که‌دچار شب ادراری است باید آزمایش کامل ادرار به عمل آید، مخصوصاً وزن مخصوص ادرار از نظر بیماری دیابت بی‌مزه باید باید تعیین گردد. اگر پزشک مشکوک به عفونت ادراری گردید، باید کشت ادرار انجام شود و در صورت وجود عفونت ادراری، درمان گردد.

      اگر کودک علائم ادراری و علائم بالینی غیرطبیعی دستگاه ادراری تناسلی دارد، باید از دستگاه ادراری او سونوگرافی و در صورت لزوم عکسبرداری با مادۀ حاجب و آزمایشهای اختصاصی انجام گیرد.
      موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    سلام،من حدود ۴ سال هست که ازدواج کردم و از همون روز اول که همسرم رو دیدم دوستش نداشتم و از هیچ لحاظی چه ظاهری، چه مالی، چه شرایط زندگی و ۰۰۰ اصلا کسی نبود که همیشه انتظار داشتم اما به اصرار مادرم و رهایی از جرو بحث همیشگی با ایشون در مورد ازدواج تن به این ازدواج دادم ، شرایط خودم اون موقع و حتی الان بد نیست و شاغل هستم و از لحاظ مالی مشکلی نداشتم ، در حال حاضر همسرم به علت اینکه اعتقاد به خودکفایی داره با شراکت برادر و خواهرش یک کارگاه زدن و حدود سه سال هست که تاسیس شده و جز خرج و مخارج و مشکل هیچ چیزی برای ما به وجود نیاورده و ایشون عملا حدود سه سال هیچ حقوقی نداشتند و با توجه به این خودم مجبور بودم جورش رو بکشم و تحمل کنم، ولی ایشون حاضر نیستن این کارگاه رو تعطیل کنن و میگن اول که برای انجام این کار زحمت زیادی کشیدن و کار هم پیدا نمیشه ( ایشون مهندس هستن) در این مدت چندین بار به فکر طلاق افتادم اما اولا نمیدونم تصمیم درستی هست یا نه و مهمتر اینکه از ابراز کردنش به خانواده میترسم ۰۰۰ از فکر آزاد شدن از این زندگی واقعا احساس آرامش میکنم ، خواهش میکنم راهنمایی کنید ، با تشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      درسته شروع ازدواج به خواست شما نبوده و همین مشکل ایجاد کرده ولی خب به هر حال ۴ سال زندگی کردن کم نیست باید از ابتدا به روانشناس مراجعه می کردید چون ایشون مشکلات رفتاری دارند که شاید بخشی از اون به نوع تعامل خود شما برگرده و مساله عدم علاقه و حتی گاهی زوجین نوع درخواست از هم رو نمی دونند و البته نیاموختند .و همین باعث ایجاد نارضایتی می شود و حس می کنند حرف یکدیگر رو نمی فهمند بهتره فعلا طلاق رو مطرح نکنید و راه هایی که میشه کمک بشه به حل مشکلتون رو امتحان کنید که فردا پشیان نباشید چون بعد از طلاق شرایط به خصوص برای خانم ها د رجامعه ما شرایط مناسبی نخواهد بود .
      باز هم مهم تصمیم شماست که برای ادامه زندگی خواهید گرفت به نظرم به خودتون و همسرتون یک فرصت دیگه بدید ؟امیدوارم مساله حل شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

    • راهنما   میگوید:

      با شرایطی که شما گفتید نشون میده تصمیم خودتون رو گرفتید و نیاز به توجیه کارتون دارید که کسی جز خودتون چنین توانایی و نداره که بتونه در مورد زندگی مشترکش تصمیم گیری کنه … چون کسی در زندگی شما نیست که مشکل رو از نزدیک بررسی کنه
      به این سوالات قبل از طلاق جواب بدید و فکر کنید

      ۱-چرا می خواهم طلاق بگیرم؟

      تصمیم به طلاق معمولاً منشایی دارد و از ضعف ارتباطی میان زوجین ناشی می شود. در این شرایط بهتر است ابتدا به دلیلی که باعث شده به طلاق بیاندیشید فکرکنید و با گفت وگو با همسرتان سعی کنید مسئله را باز کرده و به یک راه حل برسید. در شرایطی که توانایی برقراری ارتباط صحیح را ندارید می توانید از یک مشاور کمک بگیرید تا این مسئله را حل کند.
      طلاق توافقی

      ۲-آیا می توانم هنوز با همسرم حرف بزنم و به صحبت هایش گوش دهم؟

      بسیاری از زوجینی که تصمیم به طلاق می گیرند افرادی هستند که تمایلی به شنیدن حرف های طرف مقابلشان ندارند و با لجبازی مرتب حرف خود را تکرار می کنند و نمی خواهند با دیدگاه طرف مقابل آشنا شده و او را درک کنند. سعی کنید در یک رابطه کمی منطقی تر برخورد کنید. به نوبت حرف بزنید و با قرار دادن خود به جای دیگری سعی کنید تا حدی او را درک کنید.

      ۳-آیا در زندگی مشترکم خوشبختم؟

      تمام افراد مجرد زندگی خود را برحسب شرایط کاری و شخصی شان برنامه ریزی می کنند اما با ازدواج، برای رسیدن به خوشبختی در زندگی مشترک تلاش می کنند. زوج هایی که احساس می کنند در زندگی فردی خوشبخت تر از زمانی بوده اندکه مزدوج شده اند منطقی است که به فکر جدایی باشند.

      ۴-عاشق همسرم هستم؟

      دوست داشتن را با میل جنسی به همسر اشتباه نگیرید. اگر از همسرتان احساس انزجار ندارید یعنی هنوز می توان با گفت وگو مسئله را حل کرد.
      نکات همسرداری

      ۵-از هم طلاق عاطفی گرفته اید؟

      برخی از زوج ها ۱۰ یا ۲۰ سال است که زیر یک سقف با هم زندگی می کنند اما علناً دیگر ارتباطی میان آنها نیست و هر یک سمت و سوی زندگی خود را یافته اند. در این شرایط دیگر طلاق رخ داده است. اما اگر یکی از زوجین هنوز در زندگی به ثبات روحی نرسیده یعنی می توان با گفت و گو مسئله را رفع کرد.

      ۶- آیا می توانید از پس مسائل مالی به تنهایی برآیید؟

      آیا می توانید به تنهایی از پس هزینه های زندگی برآیید؟ در صورتی که جواب مثبت است می توانید طلاق بگیرید اما اگر این طور نیست بهتر است با همسرتان به توافق برسید.

      ۷-می توانید با خیانت کنار بیایید؟

      گاه خیانت همسر زمینه ساز طلاق است. بر خلف آنچه همگان فکر می کنند که خیانت سبب نابودی رابطه همسران می شود گاه این رفتار اشتباه می تواند به یاد یک نفر بیاندازد که تا چه حد از از دست دادن همسرش واهمه دارد و سبب نزدیکی بیشتر زوجین به هم شود.
      صرفنظر از طلاق

      ۸-لازم است به خاطر فرزندانم تحمل کنم؟

      برخی زوج ها برای طلاق مصمم هستند اما به خاطر فرزندان شان به زندگی ادامه می دهند. این کار اشتباه است. آسیب ناشی از مشاجرات مکرر زوج می تواند سبب جراحاتی بر روان کودک شود که جبران ناپذیر است.

  • ناشناس   میگوید:

    با سلام و خسته نباشید
    سوال من راجب به آزمایش ازدواج هست، من و همسرم زمانی که آزمایشات رو انجام دادیم متوجه شدیم هر دومون مینور هستیم و با انجام آزمایش ژن از پدر و مادر همسرم به ما اعلام کردن که از لحاظ ژنی مشکلی وجود نداره فقط ۱ درصد احتمال تولد فرزند ماژور هست،در ضمن خواهر همسرم ازدواج فامیلی داشته اند و فرزند دومشون دان هستند، میخاستم من راهنمایی کنید که برای اقدام به بارداری چه آزمایشاتی انجام بدهم و اینکه ریسک بارداری در این نوع موارد چقدر است؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در صورت تمایل به بارداری باید بین هفته ۱۰-تا ۱۲ بارداری به دکتر زنان مراجعه کنید و جنین بررسی زنیک شود و فرزند اینده شما ازمایشی رو انجام بده تا مشخص بشه که سالمه یا مشکل خاصی دارد .نباید اجازه دهید بیشار از سه ماه بارداری اقدام کنید چون روح در جنین شکل می گیرد و مشکلاتی برای سقط وجود دارد .به هر حال امیدوارم اگر قصد بارداری دارید از ابتدا زیر نظر پزشک باشید تا به شما کمک کند که مشکل مرتفع شود
      و اگر خدا بخواهد فرزند سالم نصیب شما شود .دکتر زنان و زایمان همه مسائل مربوطه و ازمایشات رو با شما در میان خواهد گذاشت
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • Neda   میگوید:

    سلام،۶سال است با پسری که بچه اول خانوادش بود و سه سال از خودم بزرگترو بچه طلاق بود دوست شدم و ۲سال عقد بودیم و۴سال است ازدواج کردیم،اوایل رفتار خیلی خوبی داشت بعد کم کم بی دلیل عصبانی میشد،یا سر هر موضوع کوچکی بحث میکرد،کلا تو فکر بود و وقتی هم دلیل میپرسیدم یا پدر یا مادر یا مشکلات داداشش رو بهونه میکرد،حدود ۹ماه پیش به بهونه اینکه یه مدت میخواد تنها باشه یه هفته خونه رو ترک کرد و رفت تو باغشون،این وسط یه روز اومد و خیلی حرفا زد که من از روی ترحم با تو هستم و من نمیخوام این زندگی رو منم گفتم باشه جدا شیم گفت نه من طلاق نمیدم،بعد اظهار پشیمونی کرد،پیش مشاور رفتم گفت محبت مادری ندیده چند ماه براش مثل مادر باش،سعی کردم اما جواب نداد،دوماه پیش تو گوشیش دیدم که برنامه صیغه و دوست یابی ریخته و تو کانالایی که مربوط به این چیزاس عضوه،اولش که گفتم برخورد تندی کرد که چرا گوشیمو چک کردی بعد گفت ببخشید از روی کنجکاوی بود،رمز گوشیو عوض کرد،این وسط باز هم خیلی وقتا دعوامون میشد و بعد اون میگفت ببخشیو و پشیمون میشد و منم میبخشیدم،باز چهار روز پیش برنامه دوست یابی و کانالای از این قبیل رو تو گوشیش دیدم باز هم جبهه گرفت که تو چرا رفتی سرگوشیم در صورتی که از خودش گوشیو گرفتم و رمزشم خودش باز کرد.الان هم بعد چهار روز هر چی هم بهش میگم حرف بزنیم به روی خودش نمیاره،لطفا راهنمایی کنید چیکار کنم،جدا شم ازش یا ادامه بدم،تحمل رفتارای بد و عصبیشو ندارم دیگه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه ایشون فرزند طلاق است درست ولی درست نیست برای ایشون مادر ی کنید هر کسی جایگاه خودش رو داره شما همسر ایشون هستید ایشون دچار مشکلات رفتاری بارز هستند بحث صیغه و سایر مسائل یعنی ایشون گرایشاتی دارند که ممکنه مطرح نکرده باشند باید در این مواقع منطقی باشید و احساسی قضاوت نکنید و بهتره به ایشون جدی بگید که این رفتارها ازارتون میده و باید به روانشناس مراجعه کنید
      و اگر مایل نیستند مراجعه کنند بدونید این طور زندگی کردن که مدام شک و تردید و دو دلی داشته باشید فقط باعث ایجاد مشکلات روحی و حتی جسمی خواهد شد و این زندگی بسیار سختی خواهد شد .ایشون باید دلیل رفتارهاشون مشخص بشه و باید در مورد اینده زندگشیون تصمیم درستی بگیرند که شما هم در جریان باشید و تکلیفتون رو بدونید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • احمد   میگوید:

    سلام
    من سه سال نامزد بودم و همسرم دخترخاله مادر من هست.سه ساله ازدواج کردیم و اختلاف سنی ما ۶ساله. بعد از خدمت سربازی عقد کردم و یک سال بعد عروسی. متاسفانه از همون ابتدا سر مسایل جزیی با همسرم مشکل داشتم و قهرهای بچه گانه از خرید عروسی تا دعوتی، انتخاب سالن عروسی،ماه عسل و….من خیلی دوسش دارم ولی در تمام این سه سال همسرم سعی کرده نظر خودشو به کرسی بتونه.من همیشه مراعات کردم تا دعوا و یا اختلافی پیش نیاد ولی بدتر شد.از اول امسال تمام تلاشمو کردم که دیگه مشکل و قهر نداشته باشیم ولی بدتر شد و بهانه گیری ها بیشتر.بعد از سه سال مقاومت خانمم در مورد فرزند بالاخره راضی شد که اقدام کنیم ولی به یکباره بهانه سفر به ترکیه رو گرفت.که من اول باید برم خارج بعد بچه.احساس میکنم اولویت زندگیش دیگه من و آسایش من نیست.اولویت اون شده مسافرت و گشت و گذار.الانم حدود یک هفته است که فرستادمش خونه پدرش شاید به کارا و رفتارش فکر کنه.من دوسش دارم ولی داره سواستفاده میکنه. بعد از سه روز حتی یه زنگ یا پیام نداده انگار براش فرقی نداره.لطفا راهنماییم کنید و یا شماره یک مشاور خوب خانواده به من بدید تا شاید مشکل من حل بشه.شمارمو میذارم لطفا کمکم کنید…دیگه دارم روانی میشم

    • راهنما   میگوید:

      در مورد همسر بهانه گیر باید ریشه این رفتارهارو بشناسید ولی دوست عزیز تا شخصی تمایل به تغییر نداشته باشه تلاش شما بی فایده است
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

      کارشناسان و مشاوران امور خانواده معتقدند،اساسا هر رفتار غیر عادی،علتی دارد که باید ریشه یابی شود و ناسازگاری و یا بهانه جویی زن یا شوهر جوان در زندگی مشترک نیز مشمول این قاعده می شود.

      برخلاف تصور عده ای که گمان می کنند بهانه جویی های روزمره،موضوعی گذرا و غیر قابل اهمیت محسوب می شود،اما انباشت چنین رفتارهای به اصطلاح مقطعی و زودگذر در دراز مدت می تواند منجر به مشکلات و آسیب های جدی و قابل توجهی شود.

      برای پیشگیری از تحمیل و ایجاد مشکلات هر چه بیشتر،باید در ابتدا نارسایی رفتاری مورداشاره ریشه یابی یا علت یابی شود و سپس نسبت به مهار،کنترل و رفع آن اقدام نمود.

      در برخی موارد،بهانه جویی ها و ناسازگاری های اینچنینی،تابع عواملی دیگر است که نمود خارجی آن،به اشکال و طرق مختلف ظهور و بروز پیدا می کند.

      بی توجهی به علت و ریشه نارضایتی می تواند این ذهنیت را برای طرف مقابل ایجاد کند که همسر او نسبت به تغییر رفتارهای وی،توجه نداشته و با بی تفاوتی از آن عبور نمی کند.

      نشان دادن توجه کافی به همسر بهانه جو،یکی از راهکارهای موثری است که باعث تسلی خاطر و آرامش او می شود و در چنین فضا و شرایطی امکان تعامل،گفت و گوی سازنده و رفع سوء تفاهمات میسر خواهد شد.

      راهکارهای موثر در مدیریت و مهار چنین عارضه ای ؛ بعضا برخی از زوجین در چنین مواقع و شرایطی به مقابله به مثل اقدام می کنند که این روش،پیش پا افتاده ترین و مخرب ترین رویه برای مدیریت معضل و نارسایی رفتاری مذکور محسوب می شود.

      در اکثریت قریب به اتفاق مواقع،در شرایط ناسازگاری رفتاری،تقابل نه به عنوان یک روش سازنده،بلکه به عنوان اقدامی مخرب باعث تیره تر شدن رفتارها و ارتباطات می شود.

      عوامل و دلایل بسیار زیادی را می توان به عنوان ریشه اصلی چنین رفتارهایی مطرح کرد که البته به فراخور شخصیت و شرایط روحی و روانی افراد و همچنین محیط و بستر زیست او در گذشته و حال می توان به تحلیل و بررسی چنین عارضه رفتاری پرداخت.

      طبیعتا بدون آگاهی از ریشه اصلی ناسازگاری رفتاری و بهانه جویی ها،نمی توان به ارائه راهکار قطعی برای برون رفت از چنین وضعیتی مبادرت ورزید،لذا اتخاذ برخی از اقدامات و رویکرد ها در شرایط اینچنینی بسیار موثر و راهگشا خواهد بود.

      سکوت و پرهیز از هر گونه جدل از اقدامات مثبت و سازنده ای است که باعث حفظ آرامش در فضای خانواده می شود و در چنین شرایطی با گذر زمان،زمینه رفع مشکلات و سوء تفاهمات ایجاد خواهد شد.

      برخی از زوجین در چنین شرایطی تلاش می کنند در کوتاه ترین زمان ممکن،مشکل را رفع کنند و به دلیل عدم خویشتن داری و ناتوانی در حفظ آرامش درونی خویش،استدلالات خود را به نحوی بیان می کنند که همین امر باعث بروز چالش های جدی و عمیق تری می شود.

      سعه صدر،صبوری و تلاش برای رفع مشکلات به نحوی هوشمندانه و مدیریت شده از نکات ظریف و حائز اهمیتی است که به کارگیری آن نقش بسزایی در مرتفع کردن اختلافات ایفا می کند و قطعا با چنین رویکرد و رویه ای از بروز تنش ها و اختلافات جدی تر،پیشگیری خواهد شد.

  • ترانه   میگوید:

    سلام.من امسال کنکور دارم اما بیشتر وقتا مخصوصا تو این دوماه اخر .هر جاهم میرم تعداد زیادی ادم پشت کنکوری می بینم که از همه نظر از من بهترن تو ازمونا می درخشن امااین افکار منفی انقدر دست و پای منو می بنده که من نمی تونم درس بخونم.تو خونه هم وقتی ازمون می دم درصدام خوبه اما سر جلسه امتحان درصدام بده.با یه مشاوره تحصیلی که مشورت کردم گفت مشکل تو منفی بافیته می گه باید رو اون کار کنی اما خب چه جوری؟منم دلم می خوام مثبت فکر کنم اما نمی تونم.وقتی افکار بهم حمله ور می شه حتی می خوام دست به خوکشی بزنم من واقعا حالم بده لطفا کمکم کنید.

    • راهنما   میگوید:

      اولین قدم، کسب آگاهی است؛ یعنی قبل از هر چیز باید فکرهای منفی را بشناسید و سعی کنید آنها را به افکار مثبت تغییر دهید؛ البته فراموش نکنید این کار ابتدا خیلی سخت است و نباید ناامید شوید؛ ولی وقتی راهش را پیدا کنید، براحتی می‌توانید این کار را پیش ببرید. پس اگر سال‌هاست با افکار منفی زندگی کرده‌اید، انتظار نداشته باشید طی یک شب از شر آنها خلاص شوید، چون این فکرها به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود که باید با شناخت دقیق، با آنها روبه‌رو شوید؛ مثلا اگر معلم کلاس اول دبستان همیشه شما را دانش‌آموزی بی‌استعداد خطاب کرده باشد، خیلی عجیب نیست اگر هنگام شروع کارهای جدید، دائم به خودتان بگویید «نمی‌توانم»، «این کار برای من خیلی سخت است» و… اگر هم دائم این فکرهای منفی در ذهن شما چرخیده باشد، حتما برای انجام کارها، اعتماد به نفس کافی نداشته‌اید. پس می‌بینید چقدر سخت است در این شرایط باور کنید توانایی شما بیشتر از چیزی است که خودتان فکر می‌کنید؟!

      یکی از معروف‌ترین جملات منفی که خیلی از ما دائم با خودمان مرور می‌کنیم، این است: «من نمی‌توانم». غافل از این که وقتی به خودتان می‌گویید « نمی‌توانم » یا « این کار خیلی سخت است » در واقع مقاومتی نسبت به انجام آن کار در خودتان ایجاد می‌کنید که داشتن چنین مانع ذهنی‌ای می‌تواند شما را از رسیدن به موفقیت بازدارد. پس هر وقت به خودتان گفتید « من نمی‌توانم » کمی به جمله‌تان فکر کنید و بگویید « چرا نمی‌توانم؟ »

      تحقیقات متعدد نشان داده است اکثر نوابغ و دانشمندان کسانی بوده‌اند که با کار و مطالعه زیاد به این موقعیت رسیده‌اند و همین موضوع ثابت می‌کند اگر می‌خواهید موفق شوید باید دائم به خودتان بگویید که می‌توانید.

      تائیدات مثبت را از یاد نبرید
      وقتی به هدف خاصی می‌رسید، معمولا جملات و عبارات مثبت را از افراد مختلف خواهید شنید؛ این عبارت‌ها معمولاً کوتاه، قابل باور و مشخص است. پس بهتر است این جملات را بارها برای خودتان تکرار کنید تا نوع دیگری از افکار درونی برای شما ایجاد شود. گام بعدی این است که تمام این تائیدات را با صدای بلند و با شور و شوق بگویید؛ حواستان باشد خواندن از روی جملات و کلماتی مثبت بدون هیچ حسی، فایده‌ای ندارد.

      به فکرهای مثبت بال و پر دهید
      یکی از ویژگی‌های افکار منفی، طولانی بودن و کامل شدن آنهاست؛ فکرهای منفی این قدر در ذهن باقی می‌ماند و دنبال هم می‌چرخد تا یک ماجرای تلخ و منفی بزرگ در ذهن شکل بگیرد، اما از حالا به بعد، سعی کنید به جای چنین کاری، این تمرین را انجام دهید؛ فکرهای شاد و مثبت را مانند یک فیلم طولانی و نشاط ‌انگیز دنبال کنید. برخی از تجسم‌ها بسیار مفید خواهد بود و باید تا می‌توانید داستان را ادامه دهید و بگذارید ساعت‌ها زمان شما را به خودش اختصاص دهد. در ضمن، خیلی بهتر است اگر این داستان را درباره خودتان بسازید و تصور کنید به هدف‌های‌تان رسیده‌اید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      ببینید این مدت استرس هایی وجود داره که شما بایدتلاش کنید از خودتون دور کنید و از شرایطی که باعث افزایش این استرس ها میشه هم دور بشید مثل جایی که می دونید اکثرا کنکوری هستندو باید خودتون مراجعه حضوری داشته باشید چون این مقایسه کردن خودش مشکلات زیادی رو ایجاد خواهد کرد.باید روی افکار شما کار بشه و باید پیش متخصص حوزه شناخت درمانی بروید .چون فکر منفی خودش زنجیره واره و افکار دیگه ای رو میاره و همین مساله باعث ایجاد مشکلات عدیده ای خواهد شد .
      امیدوارم در این زمان که براتون حساس هم هست زیر نظر روانشناس باشید حتی تلاش کنید سطح توقعات از خودتون رو کاهش بدید و برنامه ریزی مناسبی متناسب با روحیات و شخصیتتون داشته باشید و اصلا خودتون رو با هیج کس مقایسه نکنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • رها   میگوید:

    سلام من ۱۷ سالم هست تقریبا ۴۰روزی میشه که پدربزرگم فوت کردن نمیدونم چیجوری بگم ولی خیلی فشار زیادی رومه هر روز یادش میوفتم و گریه میکنم ازون طرف باید حتما خوب درس بخونم و مشکلم اینه که اصلا کسی نمیدونه یا نمیفهمه که من چقدر دارم بخاطر پدربزرگم عذاب میکشم همش به فکر اونم و اصلا به هیچچچ موضوع دیگه ای نمیتونم فکر کنم یا تمرکز کنم با هر کلمه ای یا چیزی که میبینمم یادش میوفتم من چند روز اول بعد از مرگشو اصلا گریه نکردم و تو شک بودم ولی بعدش بجاش الان حتی نمیتونم یه روز گریه نکنم و دیگه خودمم خسته شدم وسط کلاس تو خیابون همه جا یهویی گریم میگیره خانوادمم بعد از اون چند روز اول فکر میکنن ک من اصلا حتی ناراحت نیستم یا خیلی کم ناراحتم و یکی از مشکلای بزرگمم اینه که نمیتونم جلوی بقیه ناراحتیمو بروز بدم نمیتونم بگم چه حسی دارم ک شاید کمکم کنن دیگه نمیدونم چیکار کنم خسته شدم از بس گریه کردم و بعدش خودمو خوشحال نشون دادم بد تر از همه هم اینه که همه فکر میکنن مشکلی با این موضوع نداشتم و الان دارم معمولی زندگیمو میکنم خسته شدم از کنایه های بعضیا که میگفتن تو اصلا ناراحت نیستی و خوشبحالت و من وقتی فلان اتفاق برام افتاد تا ۲ ماه نمیتونستم نفس بکشم و فلان و فلان و فلان … کمکم کنید واقعا دیگه نمیدونم چیکار کنم

    • راهنما   میگوید:

      رویارویی با فقدانی تاسف بار

      از دست رفتن دل بندی، تنش زاترین رخداد زندگی است که چه بسا به پیدایش بحران جان گاه عاطفی می انجامد . آدمی پس از جان سپردن عزیز دلش، داغ دیده می شود و این حالتی است که در واقع آن را «بی نصیبی ناشی از مرگ » می نامند . آگاهی از توقعات

      آن دم که عمر کسی به پایان می رسد، حتی زمانی که چشم به راه مرگ باشد، احتمالا دست خوش هیجانات زیادی می شود . بسا افراد نقل کرده اند که بلافاصله بعد از بروز نشانه های جان بازی، نخستین مرحله از کرختی و بهت زدگی را احساس نموده اند، ولی فرآیند غم و درد، هیچ ترتیب حقیقی ندارد .

      پاره ای از احساسات احتمالی انسان به قرار زیراست:

      انکار

      ناباوری

      آشفتگی

      ضربه، تکان

      اندوه

      آرزو

      خشم

      خواری

      یاس

      گناه

      این احساسات، واکنش های طبیعی و به هنجار در برابر نیستی است . شاید خود را آماده ی شدت و تداوم عوطف و این که حالات روحی تان با چه شتابی دگرگون می شوند، نکرده باشید . ممکن است در مورد ثبات بهداشت روانی خود تردید کنید; اما یقین بدانید که چنین احساساتی سالم و مناسبند و به شما یاری می کنند که با ضایعه کنار بیایید .

      به یاد بسپارید

      درک عمیق تاثیر فقدانی جان گزا، نیاز به زمان دارد . هرگز دمی ز یاد عزیز از دست رفته تان غافل نمی شوید، ولی اندک اندک درد و رنج این مصیبت فرو می نشیند و شما را به زندگی عادی خودتان برمی گرداند .

      عزاداری برای محبوب

      تحمل مرگ کسی که دوستش می داشتیم، آسان نیست . برای او سوگواری می کنیم و غصه می خوریم . شیون و مویه، فرایندی است طبیعی که آدمی جهت پذیرش فقدانی سترگ، بدان دست می یازد . امکان دارد ماتم گرفتن شامل مراسم مذهبی به احترام مرده یا گردآمدن با حضور دوستان و افراد خانواده باشد، تا در غم مصیبت دیده شریک شوند .

      سوگواری، مساله ای شخصی است و احتمالا ماه ها یا سال ها طول می کشد .

      «همگی در ژرفای وجود خویش آگاهیم که مرگ و نیستی، جزیی از زندگی است . به راستی مردن مفهومی به وجودمان می بخشد، زیرا به ما یادآوری می کند که حیات چقدر گران بهاست .»

      غصه خوردن، نمود خارجی ضایعه ای است که بر شخص وارد شده است . شاید اندوه وی از نظر جسمی، عاطفی و تن کردشناسی (فیزیولوژی) بیان گردد . مثلا گریستن، نمایش جسمانی و افسرده دلی، تجلی روانی است . بیان این احساسات بسیار اهمیت دارد . بیش تر اوقات مرگ، مساله ای است اجتناب پذیر، نادیدنی گرفتی یا رد کردنی . در نظر اول، شاید رهایی از دردو رنج مفید به نظر آید، لیکن دوری جستن یکباره از غم خوردن، امکان ناپذیراست . روزی همان احساسات نهان باید زدوده شدند و گرنه ممکن ست به پیدایی بیماری های جسمی یا روانی بیانجامند .

      شما، زیادی از افراد، نشانه های جسمی توام با غم و اندوه را متجلی می سازند . در معده، بی اشتهایی، به هم خوردگی روده، اختلال خواب و کم توانی، همگی علایم شایع غصه های طاقت فرسایند .

      در میان همه ی فشارهای روانی زندگی، عزاداری، دستگاه دفاع طبیعی بدن را جدا می آزماید . شاید امراض موجود به وخامت گرایند، یا عوارض جدید رخ بنمایند . چه بسا واکنش های عاطفی بی حد روی دهند که عبارتند از حمله های اضطرابی، خستگی و پریشان دلی بی اندازه و اندیشه ی خودکشی . در ضمن مشغله ی ذهنی حاصل از فرد جان باخته، واکنش عادی آدمی در برابر درگذشت کسی است .

      از پس فقدانی عظیم برآمدن

      مرگ کسی که دوستش می داریم، در همه حال جان سوز ست و واکنش های بشر تحت تاثیر شرایط مردن می باشد، به ویژه وقتی که ناگهانی یا تصادفی باشد . هم چنین ارتباط وی با مرده در واکنش هایش اثر می نهد .

      مرگ کودک

      از بین رفتن بچه، موجب بروز احساس شدید و ایجاد نوعی سؤال و چند و چون می گردد و به زدایش استعدادهای نهانی، رؤیای تحقق نیافته و در دور رنج بیهوده منتهی می شود . ممکن است پدر و مادر در مقابل مرگ و میر بچه ی خود احساس مسؤولیت کنند و برایشان اهمیت ندارد که موضوع تا چه اندازه نامعقول باشد . ضمنا احتمال دارد حس کنند که جزء بسیار مهمی از ویت خویشتن را از کف داده اند .

      مرگ همسر

      بسیار آسیب زا و تکان دهنده است . گذشته از ضربه ی روحی شدید، چنین مرگی ممکن است سبب بحران مالی بالقوه گردد و این در صورتی است که همسر، منبع اصلی درآمد خانواده باشد . امکان دارد چنین فرقی، سازگاری عمده ی اجتماعی را ایجاب کرده و باعث می گردد که از زن و شوهر باقی مانده، یکی وظیفه ی مراقبت از بچه را به تنهایی عهده دار شده، خود را با زندگی مجردی وفق دهد و حتی به سر کارش برگردد .

      ممکن است کهن سالان با از دست دادن همسرشان، خصوصا آسیب پذیر شوند، چرا که مفهوم این ضایعه، از کف دادن عمری سرشار از تجربه های مشترک است . در چنین مرحله ای، احساسات مربوط به تنهایی احتمالا با مرگ دوستان صمیمی در هم می آمیزد .

      ضایعه ی ناشی از خودکشی

      یکی از سخت ترین مرگ و میرهای است که افراد با آن مواجه می شوند، براثر این گونه تلفات جانی، بار عظیمی از گناه، خشم و شرمندگی بر دوش بازماندگان سنگینی می کند . امکان دارد اینان حتی خود را مسؤول مرگ بدانند . رایزنی در طول نخستین هفته ی بعد از انتحار، بسیار مفید و عاقلانه است .

      زیست غمگینانه

      کنار آمدن با مرگ برای سلامت روانی بشر اهمیت دارد . وقتی یکی از عزیزان شما جان می سپارد، غمگین شدنتان کاملا طبیعی است . بهترین کاری که می توانید بکنید، این است که خود را تسلیم اندوه کنید . در زیر، مؤثرترین راه کارها را یادآور شده ایم:

      به دنبال افراد دل سوز باشید .

      در پی خویشاوندان و دوستانی باشید که بتوانند احساسات شما درباره ی فقدان کسی را درک کنند . بین گروه پشتیبان و دیگرانی که داغدیدگی مشابه دارند، پیوند ایجاد کنید .

      احساساتتان را بر زبان آورید .

      از احساسات خود، سایران را با خبر سازید، این عمل شما کمک می کند تا بر فرآیند غمگینی چیره گردید .

      مواظب تندرستی خویش باشید

      با پزشک خانوادگی تان مدام تماس بگیرید، حتما خوب غذا بخورید و به اندازه ی کافی استراحت کنید . از خطر وابستگی به دارو یا مشروبات الکلی، برای گریز از غم و اندوه، آگاه باشید .

      بپذیرید که زندگی برای زیستن است .

      برای زیست در زمام حال نه گذشته، سعی و کوشش لازم است .

      تغییرات اساسی زندگی را به تاخیر افکنید .

      دگرگونی های اصلی، هم چون اسباب کشی، ازدواج مجدد، تغییر شغل یا به دنیاآورن بچه ی دیگر را به تعویق اندازید . فرصتی بیابید تا با مرگ سمی و دمساز گردید .

      بردبار باشید .

      ماه ها یا حتی سال ها طول می کشد تا آدمی بتواند فقدان جگرسوزای را از یاد ببرد و یا زندگی زیرورو شده اش را بپذیرد .

      در صورت لزوم، از کمک های خارجی بهره ببرید .

      چنان چه تحمل غم و غصه ای که به دل دارید، خیلی دشوار باشد، از متخصصان ورزیده مدد بجویید، تا بر اندوه خویش فایق آیید . یاری جویی، نشانه ی قدرت است، نه ضعف .

      غم زدایی از دیگران

      فرض کنید کسی که پایبندش هستید، عزیزی را از کف داده است; در این صورت می توانید با رعایت موارد زیر، غمگسارش باشید:

      در غمش شریک باشید .

      بگذارید و حتی وادارش کنید که احساسات خویش را در مورد فقدان فرد مورد نظرش بر زبان جاری سازد و خاطراتی را که از وی داشته است، بازگو کند .

      از آرامش ساختگی بپرهیزید .

      اگر به غمزده، چنین جمله هایی بگویید: «کاری است که نمی بایست می شد، اما شده!» یاد «دیر یا زود راحت می شوی » دردش را چاره نکرده اید . بلکه در عوض باید با بیانی ساده و صمیمی با داغدیده، غمخواری کنید و به درد دل هایش گوش دهید .

      عملا غمخوارگی کنید .

      پرستاری از بچه، پخت و پز و پی فرمان رفتن همگی شیوه هایی هستند که ماتم زده و مصیبت دیده را آرامش می بخشند .

      شکیبا باشید .

      به خاطر داشته باشید که نجات از اندوه فقدانی ویرانگر، نیاز به زمان طولانی دارد . به داغ دیده دلداری دهید .

      مراجعه به متخصص در صورت لزوم .

      وقتی حس می کنید که فردی به چنان دردی گرفتار شده که نجات از آن به تنهایی ناشدنی است، وی را بی درنگ به متخصصی معرفی کنید .

      غمگساری کودکان

      بچه هایی که دچار فقدان عظیمی شده اند، شاید طرز غم خوردن شان با بزرگ سالان فرق داشته باشد . مرگ پدر یا مادر برای خردسالان فوق العاده دشوار بوده و حس ایمنی یا بیش زیست آنان را تحت تاثیر قرار می دهد . ایشان غالبا از تغییرات دوروبرشان دچار سردرگمی نمی شوند . مخصوصا اگر بالغین خیرخواه سعی کنند آن ها را از حقیقت یا ابراز غم والدین زنده شان باز دارند .

      درک اندک و ناتوانی در بیان احساسات، کودکان بسیار کوچک را در وضع بس نامطلوبی قرار می دهد . بچه های خردسال ممکن است به رفتارهای اولیه ی خویش (هم چون خیس کردن بستر) بازگردند و یا راجع به فرد درگذشته پرسش هایی بکنند که بی احساس به نظر آیند، بازی هایی در مورد مرگ و نیستی ابداع نموده و یا وانمود سازند که مرگ، هرگز رخ نمی دهد .

      حریف اندوه کودک شدن، فشار بیش تری را بردوش پدر و مادر مصیبت دیده وارد می کند . با این حال، طغیان، خشم یا خرده گیری، صرفا اضطراب کودک را فزون تر کرده و بهبودش را به تاخیر می افکند .

      وقت زیادتری را به گفت و گو درباره ی مرگ و مرده با آن ها اختصاص دهید . به آنان یاری کنید که براحساسات خویش چیره گشته و از یاد نبرید که اینان رفتارهای مناسب بزرگ ترها را سر مشق خود قرار می دهند .

      نظری به آینده

      به خاطر بسپارید که به مدد پشتیبانی، بردباری و کوشش، بر اندوهتان غلبه می کنید . سرانجام روزی دردهایتان کاهش یافته و شما با خاطرات دل نشینی که از دل بند خود داشته اید، خوش خواهید بود .

      نگارنده ترجیح می دهد که مقاله ی حاضر را با بیتی از استاد سخن، سعدی به پایان ببرد:

      مقدار یار همنفس، چون من نداند هیچ کس

      ماهی که در خشک اوفتد، قیمت بداند آب را

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      فوت یک عزیز به لحاظ روحی درگیری هایی رو ایجاد می کند که به ان واکنش سوگ میگیم و طبیعی است که تا مدت ها بسته به اینکه چقدر اون فرد برای ما مهم باشه خب اذیت می شویم .ولی باید بدونیم که به هر حال مهم دید دیگران نیست مهم نیست دیگران فکر کنند شما توجه داشتید یا خیر ؟مهم این است که قلبا ایشون رو دوست داشتید .
      شما باید حضوری مراجعه کنید و بدانید که مسئله شما مسئله باید حضوری با صحبت شما حل شود گرچه گذرزمان هم به این مساله کمک می کند.
      امیدوارم زیاد سخت نگیرید تا مساله شما مرتفع می شود
      اصلا مهم نیست ناراحتیتون رو بروز بدید ولی اینکه بتونید صحبت کنید و مطرح کنید مهم است

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • امین راستگو   میگوید:

    سلام خسته نباشید
    من در یک خانواده ۴ نفره فرزن کوچک هستم برادری دارم که در خارج از کشور در حال تحصیل است و مادر ما هر روز اخلاق تند و بدی از خودش نشان میدهد و زندگی را بر خود ما سخت میکنه احساس میکن دلیلش دلتنگی برادرم باشه اما ای عصبانیت به حدی رسیدا که واقعا در طول روز حتی با ما یک کلام هم صحبت نمیکنه میخواستم بدونم که پیشنهاد شما برای بهبود ساختن این زندگی و بازگشت شادی و آرامش به خانواده چگونه امکان پذیر هس؟؟؟؟ مرسی

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دلیل این رفتار مادرتون هر چیزی باشه و اگر قبلا این طور نبودند باید به روانشناس ارجاع بدید ایشون رو .و خب احتمالات زیاده که باید بررسی کرد و ممکنه اصلا مساله پزشکی و اعصاب باشد که نیاز به مصرف دارو داشته باشند و البته نوع برخورد شما با ایشون هم اهمیت دارد .امیدوارم بهتر شوند .با پیگیری شما
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه