مرکز مشاوره شیراز

مرکز مشاوره شیراز

بنیان خانواده و اعضای این نهاد همواره یکی از مهم ترین دارایی هایی است که هر فرد در زندگی دارد و برای آن ارزش و احترام بسیاری قائل است. اما برای حفظ این نهاد و صمیمانه تر شدن روابط و همینطور جلوگیری از فروپاشی آن باید چه کار کنیم؟ مسبب بسیاری از مشکلات خانوادگی ممکن است خودمان باشیم و به همین دلیل باید بر رفتار و کردار خود کنترل داشته باشیم تا از بروز ناراحتی و دلخوری در این نهاد مقدس جلوگیری کنیم و در برابر مشکلات بهترین راه حل را پیش گیریم.

مرکز مشاوره شیراز و مشاوره شیراز به منظور کمک به هموطنان شیرازی و با هدف ارتقاء سطح علمی جامعه و کمک به فرهنگ کشور ایجاد شده است. این مرکز با برپایی شعب متعدد مانند مشاوره ازدواج ستارخان، مشاوره خانواده ستارخان، مشاوره ازدواج عفیف آباد ، مشاوره خانواده عفیف آباد ، مشاوره خانواده چمران ، مشاوره خانواده ملاصدرا و با به کارگیری کارشناسان مجرب در مرکز مشاوره شیراز آماده پاسخ گویی به شما شیرازیان عزیز می باشد.

مشاوران ما مستقر در نمایندگی های مشاوره شیراز در مرکز مشاوره در مرکز مشاوره ستارخان ، مرکز مشاوره چمران، مرکز مشاوره عفیف آباد، مرکز مشاوره ملاصدرا ، مرکز مشاوره زند و دیگر نمایندگی ها پذیرای مردم عزیز خواهند بود.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

618 نظر جدید برای مرکز مشاوره شیراز

  • سميرا   میگوید:

    باسلام
    و تشکر از اینکه نوشته هامو میخونید و پاسخگو هستید
    این خانمه ترسیده بود فک کرده که من چشم به خونه و ماشینش دارم .
    شاید یکی از دلایلش اینه ایشون یه دختر دارن که ۲۲ سالشه
    البته دخترشم هم هیچ نوع رابطه ای باهاش نداره
    یعنی هیچ توجهی به پدرش نداره
    به قول طرف من حتی دخترش رو خودش بزرگ کرده چون خانومش اصلا بچه داری بلد نبوده
    و دلیل اینکه نمیخواد طلاقش بده به خاطر اینه که دخترش سایه پدر بالای سرش باشه
    دلیل باج دادنم اینه بخاطر این که غر غر نکنه همیشه همه چی تحت اختیارش قرار داده که غر غر نکنه
    البته خود خانمه پذیرفته که همیشه مشکل داشته تو هر زمینه ای
    ولی حتی تو این دوماه نخواسته یه کم خودشو اصلاح کنه
    در ضمن من تهران نیستم
    پیش مشاورم رفتیم نهایت هیچ کمکی بهمون نکرد
    گفت خودتون باید تصمیم بگیرید چکار کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست گرامی اینکه پیش چه مشاوری رفتید خب صادقانه بگم همه متخصص نیستند و بعید هم نیست که به خود شما واگذار کردند .
      به هر حال با همه اوصاف و با توجه به توضیحات مطرح شده ظاهرا شما خیلی بیشتر از اون آقا ایشون رو درک می کنید و از تمام جزئیات هم خبر دارید بنده بنا برتجربه گفتم کمی دقت داتشه باشید .بازهم میگم اگر دختر رو خودشون بزرگ کردن و الانم به سنی رسیده که مستقل باشه و اون خانم هم اموال رو گرفته و هیچ وظیفه ای رو انجام نمیده متارکه کنند و به ایشون خرجیشون رو بدند با این اوصاف اون خانم باید راضی باشه به این نحوهی زندگی الانم فرقی با اون موقع نداره و با شما زندگی رو رسما شروع کنند و بیش از این خودشون و شما رو معذب و معلق نگه ندارند اگر واقعا منطقی همه شرایط بررسی شده و اون اقا رو قبول دارید
      سلامت باشید و موفق

  • فریده   میگوید:

    من۲۵سالمه با پسری هستم که یک بار به خواستگاریم اومدن اما چون مادرش مخالف بود با ی بحث کوچک بین من و پسرشون پاشون رو کنار کشیدن ومارو ب حال خود رهاکردن من چندین بار جدا شدم اما هربار با حرف پسره ک صبرکن همه چی درست میشه برگشتم اما قلبا ناراحتم و نمیتونم ی سری چیزا رو هضم کنم ک گاه باعث نفرتم از پسره میشه نمیدونم چیکار کنم ؟از ی طرف خواست پسره واسه موندنوصبر کردنم در جهت راضی کردن خانوادش از طرفی دل من و اصرار خانوادم واسه جدایی لطفا راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بهتره کمی با خودتون شرایط رو بررسی کنید ملاک ها و معیارهایی که دارید و اینده ای که برای خودتون در نظر گرفتید آیا فکر می کنید اون آقا شرایط رو دارند که شما مایل هستید و می تونید در کنارشون احیانا با کم و کاستی خها زندگی کنید و قبول کنید که زندگی مشترکی باهاشون داتشه باشید اگر پاسخ مثبته خب می تونی زمانی براشون تعیین کنید و تا اون موقع صبر کنید و ببنید که آیا می تونند خانواده را راضی کنند یا خیر منتهی زمان رو شما تعیین کنید که طولانی نشود و دچار سردرگمی نشید و در طی این مدت
      اگر موردهایی بودند که شایسته بودند رو از دست ندید .و=لی اگر هیچ تماسبی احساس نمی کنید و فکر می کنید نمی تونید با مادرشون یا خانوادشون کنار بیاید رسیک نکنید بهتره زودترتکلیفشون رو مشخص کنید چون بعدا که زندگیتون آغاز بشه ممکنه تمام این مشکلات فی ما بین خودش درد سر ساز بشه و باعث کدورت در زندگی شما بشه ..اصرار خانواده شما هم برای جدایی حتما دلیل منطقی داره .به هر حال بهتره با منطق پیش برید و اگر شرایط رو داشتید از مشاوره حضوری استفاده کنید تا راهکار مناسب برای شما تعیین شود و بهترین تصمیم رو برای ایندتون بگیرید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق و سلامت باشید

  • فریده   میگوید:

    ازاون اتفاق ۶ماه میگذره اماهربار شکایت کردم یا مقصر شدم یا متهم ب عجول بودن بدجور سردرگم شدم:-(

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      باید بدونید وقتی کدورتی شکل می گیره کمی ذهن منفی بین می شود شاید به همین دلیل به شما برچسب عجول بودن می زنند ولی طرف مقایل شما اگر به شما علاقه داره و براتون ارزش قائله بهتره زودتر اقدام کنه اگر قراره با خانوادش صحبت کنه یا هر کار دیگه ای اکنون انجامش بده نه اینکه بزاره تا شرایطی پیش بیاد چون شما اکنون سردرگم هستید و این مستله به لحاظ روحی واقعا آزار دهنده است .
      ایشون باید شما رو درک کنند .و توضیح برای رفتارشون داشته باشند
      موفق باشید

  • فرهاد   میگوید:

    کارگاه های گروهی آمادگی قبل از ازدواج مقدماتی در شیراز کدوم فرهنگسراها برگزار میشه؟ باتشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      بهتره سرچ کنید و اگر متولی دانشگاه شیراز است از واحد مشاورش سوال بفرمایید
      موفق باشید

  • زهرا حسینی   میگوید:

    فرزندم در کودکی پدرش رااز دست داده چطوری این موضوع را باید بهش بگویم. تاکنون سوالی نپرسیده اما اگر عکس تکی از پدرش میبینه میگه این سعید من هست و وقتی عکس ۲ نفره میبیند میگویداین سعید توهست میداند سعید پدرش هست ولی چون من نمیگوید بابا سعید او هم فقط کلمه سعید بکار میبرد

    • مشاور   میگوید:

      با سلام

      از دست دادن افرادی که برای کودک از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند، تجربه سختی در زندگی او محسوب می شود. به طور کلی فشار ناشی از مرگ عزیزان در زمره دشوارترین و استرس زا ترین مسائلی است که یک انسان با آن مواجه می شود. اما زمانی که یک کودک، فقدان عزیزی را تجربه می کند این موقعیت چالش های بیشتری را ایجاد می کند زیرا کودک با محدودیت های شناختی فراوانی روبه رو است که درک موضوع مرگ را برای او دشوارتر و پیچیده تر می سازد. در ادامه ضمن ارائه پاسخ به سوال شما مخاطب گرامی، به سوالات متداول دیگر در این باره نیز پاسخ می دهیم:

      آیا باید کودک را مطلع کرد؟
      در پاسخ به این سوال که آیا کودک را در جریان مرگ عزیزانش قرار دهیم باید گفت: کودک در نهایت باید بداند که فردی را از دست داده است و آن شخص دیگر پیش او باز نخواهد گشت. بنابراین باید موضوع فوت شخص را به اطلاع او رساند؛ اما نحوه گفتن این واقعه اهمیت بسزایی دارد. بنابراین برای توضیح فوت یک فرد به او اطلاعات دقیق و درستی ارائه دهید اما در نظر داشته باشید که این اطلاعات باید در سطح درک او از واقعه باشد. مثلاً بیان این که مرگ از نظر پزشکی چگونه روی می دهد یا بر مبنای اعتقادات ارزشی ما مسلمانان، سرانجام فردی که فوت می کند چیست، می تواند در ایجاد درک صحیح این موضوع بسیار کمک کننده باشد. همچنین اهمیت بسزایی دارد که از گفتن دروغ و داستان های غیر واقعی در توضیح این موضوع پرهیز شود. از دادن وعده هایی مبنی بر بازگشت فرد، نیز حتماً اجتناب کنید. به عنوان مثال نباید گفت مادربزرگت به مسافرت رفته است، زیرا در چنین شرایطی کودک همواره به امید بازگشتن او از سفر خواهد بود.

      چه کسی این واقعه را به کودک بگوید؟
      برای گفتن ماجرا به کودک مهم است که شخصی مورد اعتماد و دوست داشتنی از نظر کودک که با او احساس راحتی دارد و در عین حال به او اطمینان دارد این خبر را به کودک بدهد. در خصوص زمان هایی که خود کودک نیز در فرآیند فوت شخص حضور داشته است مثلاً در موقعیت تصادف حتی می توان از کادر پزشکی برای توضیح موضوع به کودک کمک گرفت.

      آیا بردن کودک به مزار متوفی کار صحیحی است؟
      مسئله و موضوع چالش برانگیز دیگری که در این باره مطرح است، بردن کودک به مزار فرد متوفی است، این موضوع به سن کودک و نسبت او با فرد فوت شده بستگی دارد. با این حال بعد از ۹ سالگی زمان مناسب تری است که کودک بر مزار فرد فوت شده حاضر شود. اما با مراعات حال کودک، ایجاد جو حمایتی و آمادگی ارائه پاسخ های حقیقی و علمی به پرسش های کودک.

      آیا طبیعی است اگر کودک غمگین باشد گریه کند و یا به متوفی فکر کند؟
      کودکان نیز مانند بزرگسالان در مواجهه با فقدان عزیزان خود غمگین می شوند و برای سازگاری با این موقعیت جدید نیازمند درک و پذیرش فقدان هستند بنابراین آن ها به گذشت زمان احتیاج دارند. با این حال واکنش های کودکان با بزرگسالان اندکی متفاوت است. ممکن است آن ها در مواجهه با فقدان بلافاصله واکنشی بروز ندهند و عزاداری یا غمگینی آشکاری نداشته باشند. از این رو، نباید تصور شود که کودک غمگین نیست یا متوجه از دست دادن آن شخص نیست.

      همچنین کودک نیز می تواند مانند بزرگسالان در مراسم ترحیم شرکت کند، در کنار دیگران آیین های سوگواری را تجربه کند تا او نیز از این شیوه های تخلیه هیجانی بهره مند شود. خصوصاً اینکه کودک با مشاهده سوگواری و اشک ریختن دیگران می تواند درک کند که دیگران نیز برای آن فرد ارزش قائل هستند و برای او دلتنگ هستند هرچند که اگر این مراسم در کنار ارائه توضیحاتی به کودک باشد مناسب تر است تا بهتر درک کند که فرد را دوست داشتیم و داریم اما دیگر نمی توان او را دید و از این بابت غمگین هستیم. به علاوه اگر کودک خواست گریه کند نباید مانعش شویم بلکه بهتر است محیط امن و حمایت گرانه را برایش ایجاد کنیم تا از این لحاظ در آرامش باشد.

      با این حال شرکت در مراسمی که برخی افراد برای نشان دادن احساسات خود از رفتارهایی مانند شیون یا آسیب زدن به خود استفاده می کنند که موجب وحشت کودک می شود اصلاً توصیه نمی شود. همچنین طبیعی است که کودک بارها سوال هایی در این زمینه بپرسد و یا سوگواری خود را با تحریک پذیری یا گوشه گیری نشان دهد. به طور کلی در مواجهه با فقدان یک شخص، اغلب، مراحلی که برای همه عمومیت دارد طی می شود که شامل شوک، ناباوری، خشم، غمگینی و در نهایت سازگاری با واقعه است. این فرآیند احتمال دارد که بین ۶ماه تا ۲ سال به طول انجامد با این حال رفتارهای افراطی که کارکرد روزمره فرد را به شدت مختل سازد طبیعی نیست و باید برای ممانعت از آسیب های احتمالی در چنین شرایطی از راهنمایی یک روان شناس کمک گرفته شود.

      بایدها و نبایدهای رفتار با کودکان داغدار
      او را در فرصت های مناسب همراه با سکوت در آغوش بگیرید: این کار برای تقویت حس همدردی و همدلی موثر است. همراه با کودک نقاشی کنید: این که شما همراه با کودک داغدار مشغول نقاشی کردن شوید به دلیل بیان احساساتش درباره افرادی که تصویرشان را نقاشی می کند می تواند موثر باشد.

      همراه با او آلبوم عکس های خانوادگی و آلبوم خودش را مرور کنید: این کار باعث می شود خاطرات مربوط به فرد فوت شده را با هم مرور کنید. هرگز از او نخواهید که عزیز از دست رفته اش را فراموش کند: این کار ممکن است در او احساس گناه ایجاد کند.

      همدردی را به کودک بیاموزید: کودک باید بفهمد که او تنها کسی نیست که عزیزی را از دست داده است و افراد دیگری هم سوگوارند و او می تواند برای آن ها نقش حمایتی ایفا کند. به سوالات او پاسخ دهید: کودک درباره فرد از دست رفته سوال خواهد کرد. بهتر است به سوال هایش پاسخ داده شود. کودک می خواهد بداند چه اتفاقی افتاده است. از دادن جواب هایی با جمله های کوتاه بپرهیزید.

      نگویید: «مادربزرگت مرده و دیگه نیست.» فکر نکنید چون کودک است نمی فهمد. موقعیتی را برای صحبت با او فراهم کنید. برایش توضیح دهید فردی که فوت کرده، دیگر در کنار او نیست و نمی تواند برگردد و کسی هم نمی تواند در این باره کاری انجام بدهد.

      از جملات کلیشه ای استفاده نکنید: برخی با جمله های کلیشه ای سعی می کنند کودک را آرام کنند. مثلا می گویند «همیشه خدا اونایی که خیلی خوب هستند رو پیش خودش می بره.» گفتن چنین جمله ای، دنیایی از اضطراب را برای کودک به همراه خواهد داشت یعنی کسانی که الان هستند و نمرده اند خوب نیستند؟ یا افراد خوبی که هستند و او خیلی دوستشان دارد هم به زودی خواهند مرد؟ همچنین اگر کودک سن بسیار کمی دارد به او نگویید که مثلا: «خدا مادربزرگت را پیش خودش برده» چرا که ممکن است با این جمله این تصور اشتباه در کودک به وجود بیاید که خدا عزیزانش را به ناحق از او گرفته است.
      موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه