مرکز مشاوره شیراز

مرکز مشاوره شیراز

بنیان خانواده و اعضای این نهاد همواره یکی از مهم ترین دارایی هایی است که هر فرد در زندگی دارد و برای آن ارزش و احترام بسیاری قائل است. اما برای حفظ این نهاد و صمیمانه تر شدن روابط و همینطور جلوگیری از فروپاشی آن باید چه کار کنیم؟ مسبب بسیاری از مشکلات خانوادگی ممکن است خودمان باشیم و به همین دلیل باید بر رفتار و کردار خود کنترل داشته باشیم تا از بروز ناراحتی و دلخوری در این نهاد مقدس جلوگیری کنیم و در برابر مشکلات بهترین راه حل را پیش گیریم.

مرکز مشاوره شیراز و مشاوره شیراز به منظور کمک به هموطنان شیرازی و با هدف ارتقاء سطح علمی جامعه و کمک به فرهنگ کشور ایجاد شده است. این مرکز با برپایی شعب متعدد مانند مشاوره ازدواج ستارخان، مشاوره خانواده ستارخان، مشاوره ازدواج عفیف آباد ، مشاوره خانواده عفیف آباد ، مشاوره خانواده چمران ، مشاوره خانواده ملاصدرا و با به کارگیری کارشناسان مجرب در مرکز مشاوره شیراز آماده پاسخ گویی به شما شیرازیان عزیز می باشد.

مشاوران ما مستقر در نمایندگی های مشاوره شیراز در مرکز مشاوره در مرکز مشاوره ستارخان ، مرکز مشاوره چمران، مرکز مشاوره عفیف آباد، مرکز مشاوره ملاصدرا ، مرکز مشاوره زند و دیگر نمایندگی ها پذیرای مردم عزیز خواهند بود.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

646 نظر جدید برای مرکز مشاوره شیراز

  • مریم   میگوید:

    با سلام وخسته نباشیددختری ۳۲ساله ام وشوهرم۳۰ساله حدود یک سالی میشه عقدیم شوهرم پسر اخره اولین مشکلم اینه که وقتی باشوهرم دعوامون میشه (ناگفته نمونه بیشتر دعواهامون بخاطر رفتارای مادرشه) همش خودم باید زنگ بزنم آخرین بار حدود یک ماه قهرمون طول کشید که باز خودم باهاش تماس گرفتم الانم باهم قهریم طوری شده که بهم میکه باهم قهر باشیم بهتره خواهش میکنم منو راهنمایی کنید چطوری باهاش رفتار کنم بازم خودم باهاش تماس بگیرم یا بزارم تودش زنگ بزنه میترسم اصلا تماس نگیره شوهرم همه کارای خانواده خودش ووقتی برادر شوهرم نباشه تا جایی که بتونه خریدای جاریم رو انجام میده از طرفی هم خانوادش خیلی بین من وجاریم فرق میزارند جاریم عروس زن داییش هست نمیدونم چکار کنم وخواهر شوهرام با جاریم باهم تبانی میکنن به شوهرمم که رفتارای خانوادشو میگم سکوت میکنه یا میگه تو بدبین شدی خواهش میکنم کمکم کنیدممنون میشم

    • راهنما   میگوید:

      قهر کردن یعنی قطع ارتباط. وقتی فردی قهر می کند یعنی نمی خواهد درباره موضوع حرفی بزند و به شما هم اجازه نمی دهد که وارد حیطه مورد بحث شوید. اما واقعیت این است که تا زمانی می شود به یک مشکل پرداخت و آن را حل کرد که هر دو طرف به صحبت درباره آن تمایل داشته باشند.
      چرا افراد به جای صحبت درباره مشکل یا ناراحتی شان، قهر می کنند؟
      همان طور که می دانیم رفتارها در دوران کودکی بیشتر با مشاهده رفتار والدین آموخته می شوند. اگر در الگوهای رفتاری والدین این افراد دقت کنید یعنی از آن ها سوال شود که وقتی پدر و مادرتان با هم دچار مشکل می شدند نتیجه نهایی بحث آنان چه می شد، بیشتر آن ها این طور جواب می دهند که مثلاً پدر یا مادر قهر می کرد و موقعیت را ترک می کرد! همچنین این باور در این خانواده ها ایجاد و تقویت می شود که در بحث و صحبت درباره یک مشکل، همیشه باید یک نفر پیروز شود. در صورتی که در بحث و صحبت کردن درباره مشکلات پیش آمده، برد و باختی وجود ندارد؛ یعنی ممکن است دو نفر مدت ها درباره آن موضوع با هم بحث کنند و در نهایت به نتیجه مشخصی هم نرسند. پس این سوال پیش می آید که هدف این بحث کردن چیست؟ هدف اصلی صحبت کردن درباره یک مشکل، گفتن از احساسات و ناراحتی ها به جای نادیده گرفتن آن هاست.
      گفت وگو کنید
      همیشه سعی کنید درباره مشکلی که با همسرتان دارید، با او صحبت کنید حتی اگر ظاهراً به حرف شما گوش نمی کند. می توانید برای او یادداشتی بگذارید یا پیامکی بفرستید. در ضمن از مردها در بیشتر مواقع انتظار جواب نداشته باشید چون مردها به ندرت به اشتباه خود اعتراف می کنند. شاید علت این که همسر شما قهر می کند این است که فکر می کند نمی تواند در صحبت با شما پیروز شود یا به نتیجه دلخواهش برسد.
      برای این که بتوانید همسرتان را برای صحبت کردن با خودتان درباره مشکلات قانع کنید ابتدا سعی کنید به طور کامل به صحبت های او گوش کنید. در این مرحله از خودتان هیچ دفاعی نکنید یعنی سعی نکنید قضیه را توضیح دهید یا حتی نخواهید از ناراحتی همسرتان با این توضیحات کم کنید. از ناراحت شدن همسرتان نترسید، او هم حق دارد گاهی، حتی به اشتباه ناراحت شود. ابتدا همسرتان باید متوجه شود که شما به حرف های او گوش می کنید. خود این کار یعنی گوش کردن، هنر بزرگی است که افراد کمی قادر به انجام آن هستند. وقتی صحبت های همسرتان تمام شد بهتر است در همان موقعیت چیزی در دفاع از خودتان یا برای حل قضیه نگویید و آن را به موقعیت دیگری موکول کنید و اگر نمی توانید تا آن موقع صبر کنید از همسرتان بپرسید که آیا دوست دارد شما در جواب حرف هایش چیزی بگویید یا نه. اگر خواست برایش توضیح دهید.
      نترسید از این که گاهی در بحث ها محکوم شوید یا همسرتان حرف شما را درست متوجه نشود. باز هم در آینده فرصت این را خواهید یافت که درباره آن حرف بزنید شاید وقتی که هیچ کدامتان عصبانی یا ناراحت نیستید و می توانید خوب به حرف های هم گوش بدهید.
      نشانه اعتماد به نفس پایین
      اگر همسرتان قهر می کند، زود رنج و حساس است یعنی ممکن است رفتاری که بقیه را ناراحت نمی کند او را آزرده خاطرکند چون همیشه در رفتار دیگران به دنبال علایم بی ارزش سازی می گردد یعنی فلانی که این رفتار را انجام داد هدفش توهین به من بود و از این قبیل نتیجه گیری ها و استدلال ها.

  • سجاد   میگوید:

    با سلام ایا درسته که یک مشاور بدون شنیدن صحبتهایه دو یکی از دو زوجی که دچار اختلاف شده اند رای صادر کند وبه اون یکی بگه برو طلاق بگیر

  • صادق   میگوید:

    سلام خدمت شما
    من ۲۸ سن دارم پیامبر خدا نقل کرده که هرکس ازدواج کند از سنت من هست و هر کس ازدواج نکند از من نیست خب این درست
    پس چرا من نمیتونم ازدواج کنم
    چرا صد جا برای خاستگاری رفتم اما همیشه یه جای کار میلنگه پس خدا کجاست
    همیشه به خودم میگم من خدایی ندارم خدا منو نمیبینه
    آبروم توی محل اقوام رفته همش بحث زن نگرفتن منه چرا واقعا ایا از طرف خدا یا کسای دیگه کسی هست حکمت این کارو بگه خدا چرا میزاره مردم کار منو خراب کنند پشت سرم زبون بد بزارن تا طرف دخترشو به من نده باور کنید صد جا دقیق رفتم هیچ دختری هم نبوده که منو نپسنده اما درست نمیشه تورو به خدا منو راهنمایی کنید

    • راهنما   میگوید:

      با شماره زیر تماس بگیرید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

      • مرضیه   میگوید:

        سلام من به یه مشاوره نیازدارم میشه شمارشونوبهم بدیدفقط توی شیرازباشه مشکل من جوری که نمیتونم مطرح کنم

        • راهنما   میگوید:

          با سازمان بهزیستی شهرتون تماس بگیرید

    • Anonymous   میگوید:

      سلام.روایت داریم که خواستکاری رامخفی انجام بدیدوازدواج راآشکارکنید.چه دلیلی داردکه تمام محل از خواستگاری های مکررشمامطلع باشند؟
      باید منطقی به دلایل وموانع نگاه کرد.چه عواملی باعث حل نشدن ازدواجتون شده تابه نسبت اون راهکار ارایه داد.گاهی محل زندگی محل مناسبی نیست که توصیه میشه دراین صورت مهاجرت ازمحل زندگی به مکان جدیدی صورت بگیره و….
      درنهایت ناامید نباشیدوتوکلتون بخداباشه.مطمعن باشیدکه اگرشماتلاش خودراخالصانه بکنید خدانیز شمارو یاری خواهد کرد.موفق باشید

  • محمد   میگوید:

    باسلام و احترام
    خانم من به نیازهای جنسی من توجه نمیکند هفته ای بک بار را زیاد ومریضی می پندارد و تقریبا هر ماه دعوای مفصلی سر این موضوع داریم.من۴۵ وایشان۴۰ ساله اند. البته این موضوع از همان ابتدای ازدواج وجود داشت.خواهشمند است راهنمایی نمایید.

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      این مساله مهمه که در ابتدا ارتباط چگونه بوده و باید حتما صحبت های همسر شما و ترس ها و احیانا نگرانی هایش در مورد این ارتباط را در نظر گرفت
      ولی به طور کل
      معمولا زن‌ها موقع ازدواج سردمزاج نیستند و سردمزاج ازدواج نمی‌کنند، بلکه پس از ازدواج به دلایل سرد و کم‌میل می‌شوند. بسیاری از سردمزاجی‌ها مربوط به سال‌های اول ازدواج است. زن و شوهر در اوج گرمی اول ازدواج هستند که به تدریج احساس می‌کنند سردی به فضای زندگی آنان رخته کرده و زندگی‌شان دیگر آن طراوت و حرارت قبلی را ندارد و از زندگی با یکدیگر لذت نمی‌برند. زن احساس می‌کند چه آرزوها و رویاهایی را در ذهن خود می‌پروانده است ولی پس از گذشت مدت زمانی نه‌چندان زیاد جای آنها را در زندگی خود خالی می‌بیند. شاید بتوان گفت تمام سردمزاجی خانم‌ها در یک جمله خلاصه می‌شود که به نظر می‌رسد باورش برای مردها سخت باشد. اما واقعیت این است که :«منشا غریب به اتفاق سردمزاجی خانم‌ها همسران‌شان هستند.» این جمله یک واقعیت است، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. علت این است که زن‌ها انسان‌های بسیار پیچیده‌ای هستند. البته آقایان هم پیچیدگی‌هایی دارند ولی قابل مقایسه با خانم‌ها نیستند.

      بررسی‌ها نشان می‌دهد که عدم‌آگاهی خانم‌ها و مردان درباره تفاوت‌های یکدیگر و نداشتن درک متقابل از هم ، منشا بسیاری از سردی‌های خانم‌ها در زندگی زناشویی است. برخی از افراد هم به دلیل غروری که دارند حاضر نیستند در مورد همسرشان اطلاعاتی کسب کنند اما بهتر است این افراد بدانند که در صورت نداشتن آگاهی کافی از چگونگی ارتباط با همسرشان ، اولین فردی که ضربه می‌خورد خودشان هستند.

      بی‌توجهی به کاتالوگ‌ها

      تصور کنید که یک وسیله برقی تازه مانند پلوپز را خریده و به خانه آورده‌اید. دستگاه زیاد پیچیده‌ای نیست و کلیدها و چراغ‌هایی روی بدنه آن وجود دارد. شاید در نگاه اول ندانید که باید با این دستگاه چطور برخورد کنید و روش استفاده از آن بسیار گیج‌کننده به‌نظر برسد اما هر دستگاهی کاتالوگ دارد. وقتی بروشور‌ها را مطالعه می‌کنید و نسبت به این دستگاه آگاهی‌هایی به‌دست می‌آورید، یاد می‌گیرید که چطور باید با آن برنج بپزید. اگر با عجله و بدون مطالعه بروشورها، سراغ دستگاه بروید و با آن غذایی آماده کنید، ممکن است غذای شما بسوزد یا حتی خوب از آب در نیاید. شاید هم به دلیل نداشتن آگاهی به دستگاه آسیب برسانید. در صورتی‌که دستگاه شما آسیب ببیند فکر می‌کنید مقصر شما هستید یا دستگاه؟ کدام را باید سرزنش کنید؟ شاید هم تقصیرها را به گردن سازنده دستگاه بیندازید.

      در مورد زن و مرد هم موضوع این چنین است. انسان اشرف مخلوقات است و یکی از پیچیده‌ترین خلفت کره زمین محسوب می‌شود. . چگونه می‌شود ما برای استفاده از تجهیزات الکترونیکی خود را ملزم به مطالعه کاتالوگ آن می‌دانیم ولی برای حساس‌ترین و بزرگ‌ترین و پرمسوولیت‌ترین تصمیم زندگی خود که همان ازدواج است حاضر نیستیم کاتالوگ همسر خود را بخوانیم و در مورد چگونگی رفتار و ارتباط صحیح با وی اطلاعات خود را بالا ببریم و آموزش‌های لازم را کسب کنیم. به عبارتی باید بگوییم که ما ازدواج و همسر گزینی را از یک موبایل خریدن هم ساده‌تر گرفته‌ایم. وقتی اطلاعات زوج‌ها در زمینه شناخت کافی نباشد و تفاوت‌ها را فقط در ظاهر جسمانی ببینند،‌ کم‌کم سردی‌ها در زندگی مشترک شروع می‌شوند. کمتر پیش می‌آید که ازدواجی از همان ابتدا بر پایه دروغ شکل گرفته زن علاقه‌ای به ازدواج نداشته باشد و با بی‌میلی و سردی به آغاز زندگی مشترک خود بله گفته باشد. بلکه رفتارهای ناسالم پس از ازدواج است که به تدریج در زندگی زناشویی شکل می‌گیرند و موجبات بی‌میلی و سردی خانم‌ها را فراهم می‌کنند.

      رازی که مردها نمی‌دانند

      وقتی همسران تفاوت‌های یکدیگر را به خوبی بشناسند، سردی‌های کمتری پیش می‌آید. این تفاوت‌ها دو دسته‌اند. گروهی ازتفاوت‌ها عمومی هستند و دسته‌ای دیگر به تفاوت در ارضای نیازهای جنسی و عاطفی مربوط می‌شوند. وقتی یک مرد نتواند همسرش را خوب بخواند، زن احساس بی‌میلی پیدا می‌کند. مردها باید بدانند که زن‌ها از طریق حرف‌زدن با فشارهای درونی‌شان کنار می‌آیند. وقتی زن و شوهر مشغول صحبت هستند خصلت مردها این است که با حداقل کلام، حداکثر نتیجه را به‌دست می‌آورند. به عبارتی طبیعت مردها این است که فکر می‌کنند اگر حرفی نداریم، لزومی ندارد حرف بزنیم.

      اما زن‌ها از راه صحبت‌کردن ارتباط برقرار می‌کنند. وقتی مردها تحت فشار و استرس درونی قرار می‌گیرند، بیشتر تمایل دارند که با خودشان خلوت کنند و در تنهایی به آرامش برسند. گاهی در ظاهر تلویزیون می‌بینند و روزنامه می‌خوانند اما از این راه می‌خواهند خودشان را آرام کنند و با مشکل خود کنار آیند. در همین زمان ممکن است برای همسرشان مشکلی پیش آمده باشد و درست در زمانی که زن می‌خواهد حرف بزند، شوهرش حوصله شنیدن حرف‌های او را ندارد. اگر زن و مرد نیازها و تفاوت‌های یکدیگر را بشناسند رفتارشان را طوری هماهنگ می‌کنند که هم فشارها استرس‌های زن کم شود و هم اینکه مرد به آرامش برسد. در غیر این‌صورت به هر دو فشار می‌آید، عصبی می‌شوند، دعوا می‌کنند و گوشه‌گیری‌ها آغاز می‌شود. همه اینها مقدمه سردی در زندگی است.

      اگر مردها بدانند که صحبت‌کردن با یک زن چقدر اهمیت دارد و تا چه حد به نفع خودشان است، از آن استقبال می‌کنند. وقتی که زن و مرد باهم صحبت می‌کنند و زن می‌داند که در این مدت همسرش باتمام وجود به حرف‌هایش گوش می‌دهد، حواسش جای دیگری نیست، به حرف‌های او توجه دارد، صحبت‌هایش را تجزیه و تحلیل نمی‌کند و به دنبال نتیجه‌گیری نیست و حتی زن را با گفتن کلماتی تشویق می‌کند تا بیشتر حرف بزند ، در این‌صورت ارتباط عاطفی عمیقی بین همسران شکل می‌گیرد که می‌تواند لذت رابطه جنسی را به همراه داشته باشد.

      بعضی از شوهران ممکن است فکر کنند رابطه جنسی در وضعیت خستگی و استرس در زن به رفع آنها کمک می‌کند که برداشتنی کاملا اشتباه است (هرچند ممکن است در مورد مردان چنین باشد) در این موارد بهترین گزینه برای آرام‌شدن و از بین‌رفتن خستگی زن صحبت‌کردن با همسر است. برای بسیاری از خانم‌ها صرف بیان استرس‌های روزانه‌شان باعث آسودگی می‌شود و فقط پس از آرامش یافتن زن است که ممکن است فعالیت جنسی برایش قابل قبول یا لذت‌بخش باشد.

      سوءتفاهم درباره صحبت‌های گذشته

      گاهی پیش می‌آید که خانم‌ها خاطرات گذشته را مرور می‌کنند و درباره وقایعی حرف می‌زنند که در گذشته اتفاق افتاده است. بعضی‌وقت‌ها این صحبت‌ها برای مردها خوشایند نیست. مرد نمی‌داند که در چنین شرایطی هدف زن تحقیر و نیش و کنایه‌زدن به شوهرش نیست. ساختار مغز مردها به گونه‌ای است که اگر مشکلی از گذشته داشته باشند، این مشکل را جایی در مغزشان بایگانی می‌کنند و با آن کاری ندارند، مگر اینکه بخواهند آن را از بایگانی خارج کنند. در نتیجه زمانی که مطلبی در مغزشان ذخیره شده، در آرامش هستند و با آن موضوع کاری ندارند اما طبیعت زن‌ها این‌گونه نیست. در مغز آنها جایی برای بایگانی خاطرات گذشته وجود ندارد. مطالب در ذهن‌شان می‌چرخد تا وقتی درباره آن حرف نزنند، آرام نمی‌شوند. بنابراین آن را با همسرشان درمیان می‌گذارند که همراه، مونس و همدم زندگی‌شان است. در این شرایط مرد به اشتباه فکر می‌کنند که زن می‌خواهد او را تحقیر کند و یا آن حادثه منفی را مرتب به رخ او بکشد. اگر مردها بدانند که این کار به آرامش همسرشان تا چه کمک می‌کند، از آن استقبال می‌کنند و در نهایت به این نتیجه می‌رسند چه زن گرم و بانشاطی دارند.

      زوج درمانی مهم است

      وقتی زن و شوهری برای درمان بی‌میلی جنسی و سردی در زندگی به درمانگر مراجعه می‌کنند نکته مهم این است که زوج‌ها باهم مورد بررسی قرار می‌گیرند. ممکن است سردی در رابطه زناشویی در زن ظاهر شود اما عامل اصلی بروز مشکل در مرد یا هر دو نفر باشد. معمولا اختلافات و اختلالات زناشویی از نوعی نیستند که امروز در زندگی بروز کنند و روز بعد زوج برای درمان به درمانگر مراجعه کنند. مشکلات اغلب روند کند و آهسته دارند که گاهی عامل اصلی در پشت شاخ و برگ‌های پدید آمده خود را مخفی می‌کند. در واقع ممکن است که زوج‌ها ماه‌ها با با مشکلات خود کنار بیایند و تا زمانی که در زندگی‌شان بحران، مشکلات جدی، قهر و دعوا پیش نیاید، به درمانگر مراجعه نکنند. پس مهم است که برای تشخیص درست مشکل زوج‌ها همراه هم نزد مشاور بروند و هیچ‌گاه نباید مرد یا زن به دیگری بگوید تو مشکل داری، پس خودت به درمانگر مراجعه کن و من با تو نمی‌آیم. به عبارت دیگر در برخورد با اختلالات زناشویی باید تاثیرات متقابل در هر دو طرف مورد بررسی قرار گیرند و اگر می‌خواهی گرمی و خوشبختی مجدد به خانه و زندگی ما برگردد زوج‌درمانی است که اهمیت دارد نه فرددرمانی.

      دارو‌ درمانی مفید نیست
      درک متقابل زن و شوهر از یکدیگر و آشنایی با تفاوت‌های یکدیگر سبب کاهش بروز سردی‌ها می‌شود. وقتی زن و شوهر بدانند که نیازهای جنسیتی‌شان متفاوت است، نحوه ارضای غریزه‌هایشان قابل‌مقایسه نیست و هر کدام مسیر متفاوتی دارد، در این شرایط روابط‌شان لذت‌بخش‌تر می‌شود.

      بهتر است خانم‌ها برای درمان سردی‌ها، ارتباط باهمسرشان را اصلاح کنند و آقایان هم یک بازنگری در رفتارشان داشته باشد. از سوی دیگر اکیدا توصیه می‌شود که زن‌ها به‌ویژه زن‌های جوان برای درمان سردی روابط دنبال دارودرمانی نباشند در واقع داروهایی که برای سردمزاجی در شبکه‌های ماهواره‌ای تبلیغ می‌شوند یا در داروخانه‌ها وجود ندارند، هیچکدام در درمان سردمزاجی تاثیر ندارد غالب این سردی‌ها منشا روان‌شناختی دارد و بیماری‌ نیست که بخواهد با دارو برطرف شود.

      این احتمال وجود دارد که مصرف برخی از داروها در خانم‌ها سالم مختصر سبب گرمی روابط شود ولی هنگامی که سردی روابط وجود دارد و به مرور در حال بدترشدن است، دارو سردی‌ها را بیشتر می‌کند و نباید زوج با مصرف این گونه داروها که ظواهر تبلیغاتی بسیار فریبنده و زیبایی هم دارند، زمان را از دست بدهند و بگذارند مشکلات‌شان افزایش یابد و این سردی‌ها به نفرت تبدیل شود و چه بسا ممکن است دیگر فرصتی برای جبران گذشته‌ها باقی نماند.
      وقتی وفاداری کمرنگ می‌شود.

      یکی دیگر از دلایل سردی خانم‌ها رفتارهای خارج از اصول خانوادگی مردهاست. در حقیقت مرد حقوق و وظایفی را که با ازدواج در برابر همسرش به عهده گرفته است رعایت نمی کند. آقایان باید بدانند زنی که بعد از ازدواج شوهرش را تمام تکیه‌گاه خودش می‌داند و همه افراد خانواده را برای بودن در کنار همسرش ترک می‌کند، هیچ‌وقت نمی‌خواهد به این موضوع فکر کند که شاید همسرش نسبت به او وفادار نیست و یک روزی پشت او را خالی می کند، بنابراین آقایان باید مراقب باشند تا چنین شبهه‌ای شکل نگیرد و مانع از بروز چنین شرایطی شوند. البته گاهی اوقات رفتار خود خانم‌ها سبب ایجاد چنین مشکلاتی می‌شود. زن باعث می‌شود که شوهرش در مسیر غلطی وارد شود و ناخودآگاه بی‌وفایی کند. در نتیجه آن سردی زن هم به‌وجود بیاید. یکی از این رفتارهای غلط تماشای فیلم‌هایی است که با بدن پوشیده زن سرو کار ندارد. ماهواره و فیلم‌های نامناسب هم چنین شرایطی را ایجاد می‌کنند. وقتی زن در خانه فضای تماشای چنین فیلم‌هایی را فراهم می‌کند یا شوهرش را تشویق می‌کند که همراه او این برنامه‌ها را ببنید، به جرات می‌توان گفت که نباید انتظار داشته باشد این مرد فقط برای او باشد و وسوسه نگاه‌ها و تماس‌ها و رفتارهای ناسالم خارج از خانواده نشود. چرا؟ چون او با دست خودش زمینه‌هایی را فراهم می‌کند تا شوهرش به سمت دیگران سوق پیدا کند. به‌طور کلی در بیشتر موارد اگر بخواهیم علت گرایش مردها به سمت همسران متعدد را بررسی کنیم یکی از علل اصلی این گرایش را باید در همسر اول آنها جست‌و‌جو کرد. سوال اینجاست که همسر اول چقدر توانسته به‌طورکامل به نیازهای شوهرش توجه کند؟

      به جز ادواج‌هایی که از ابتدا غلط بوده است و دختر با پسر هوس‌بازی ازدواج کرده است، تقریبا در غریب به اتفاق ازدواج‌ها مرد در زمان ازدواج با همسر فعلی در فکر ازدواج دوم نیست، بلکه عدم توجه کافی به نیازهای او توسط همسرش و وجود زمینه‌های مستعد در او و نیز جامعه، سبب می‌شود شرایط گرایش به سوی انحرافات رفتاری خارج از خانواده فراهم شود. به عبارتی باید گفت عمدتا زن‌ها هم مقصرند و تمام تقصیرها را نباید گردن مردها انداخت.
      در احادیث بسیاری گفته شده که خانم‌ها باید به نیازهای جنسی همسران‌شان توجه کافی داشته باشند. یک زن باید از شوهرش مراقب کند و حواسش جمع باشد که وسوسه نشود. خودش هم باید برای جذابیت جنسی‌اش تلاش کند تا همسرش برای پر کردن خلأها و نیازهای غریزی و عاطفی خود به روابط خارج از ازدواج رو نیاورد.

      توجه به نیازهای جنسی خانم‌ها

      نکته مهم دیگر مربوط به ارضای نیازهای جنسی خانم‌ها است. مردها باید بدانند که در یک رابطه تا زمانی‌که همسر آنها ارضا نشد، آنها هم نباید ارضا شوند. مردی که بلافاصله پس از اتمام رابطه جنسی خود و یا ارضا‌شدن به لحاظ احساسی و عاطفی از همسرش دور می‌شود و مردی که وقت کافی برای تحریک‌کردن و پیش‌نوازی همسرش نمی‌گذارد و این رفتارها را مرتب تکرار می‌کند به‌سرعت زمینه را برای سردی‌ها، بهانه‌گیری‌ها و تنفر از رابطه زناشویی برای همسرش فراهم می‌کند.

      اگر مرد در روابط زناشویی در ظاهر و در کوتاه‌مدت برنده باشد و با بی‌توجهی‌های او، همسر او به نیازهایش نرسد، به دلیل سرد‌شدن روابط اثرات منفی این موضوع به خود مرد هم صدمه می‌زند. انزال زودرس موضوع شایعی است که به سادگی قابل‌درمان است اما هنگامی‌که زن در یک معاشقه نادیده گرفته می‌شود، مشکلات را تشدید می‌کند. به هر حال توجه به ارضای نیازهای جنسی و مشکلاتی که به همراه دارد، در کاهش سردمزاجی خانم‌ها تاثیرگذار است.

      در این راستا نیز مردها باید روش‌هایی که در یک معاشقه همسرشان از آن اکراه دارد را حتما کنار بگذارند و فقط به لذت خود فکر نکند. در برخی از خانم‌ها اختلافات و نارضایتی در رابطه با شوهر ممکن است روابط جنسی آنها را تحت تاثیر قرار دهد و در بسیاری از موارد کاهش میل جنسی نسبت به همسر رخ می‌دهد. گاهی هم مرد در رابطه جنسی فقط همسرش را به عنوان شی در نظر می‌گیرد و رابطه عاطفی عمیق با او برقرار نمی‌کند. در این موارد زن به علت نارضایتی از همسرش احساس خشم می‌کند و نسبت به او سرد می‌شود.

      سقوط خانم‌ها را سرد می‌کند

      از نظر ارضای نیاز جنسی، زن را به هواپیما تشبیه می‌کنیم. در یک پرواز، نخست برنامه‌ریزی برای آن صورت می گیرد. وقتی هواپیما بخواهد برای حرکت آماده شود ابتدا موتورش روشن می‌شود، هواپیما در فرودگاه گرم می‌شود، سپس به آرامی حرکت می‌کند و سرعت می‌گیرد. بلند می‌شود، اوج می‌گیرد، مدتی در ارتفاع ثابت حرکت می‌کند، با نزدیک‌شدن به فرودگاه مقصد ارتفاعش کاهش می‌یابد، در فرودگاه می‌نشیند، سرعت را کاهش می‌دهد، می‌ایستد و موتور خاموش می‌شود. در این پرواز خطرناک‌ترین حادثه سقوط هواپیما از بالاترین ارتفاع است.

      زمانی که برای یک رابطه زناشویی، تحریکات جنسی زن شروع می‌شود، همه مراحل باید به‌طور کامل طی شوند. اگر در قسمتی از مسیر این فرایند متوقف شود، زن سقوط می‌کند و از نظر روانی متلاشی می‌شود. مردها باید بدانند که زن باید در یک معاشقه تا مقصد پیش برود و به آرامش یک رابطه جنسی برسد. تکرار این ناکامی‌ها سردی می‌آورد، سردی‌هایی که بسیار زجرآور هستند و تنفر تنفر از همسر و رابطه جنسی را به همراه دارد. به عبارت دیگر تا زن به ارگاسم و اوج لذت جنسی نرسیده باشد، مرد نباید به انزال برسد. در غیر این‌صورت رابطه جنسی دردناک بوده و تجربه بد آن در ذهن زن باقی می‌ماند. گاهی سردمزاجی حالتی مقابله‌ای است برای کنترل تحریکات جنسی زن که کمتر این نکته توسط همسرش مورد توجه قرار می‌گیرد. هرچقدر این ناهماهنگی در ارضای غرایز جنسی بین زن و شوهر دیرتر درمان شود، آسیب‌های جبران‌ناپذیر بیشتری به همراه می‌آورد و نهاد خانواده را با تزلزل بیشری مواجه می‌کند البته مردها هم باید مراقب باشند و برای درمان فریب تبلیغات دارویی افراد و شرکت‌های سودجو را نخورند. مراجعه به درمانگر عالم و امین بهترین راه برای برطرف‌کردن مشکل آنهاست.

      سردی‌ها را جدی بگیرید

      شوخی با سردی‌ها زندگی را به آتش می‌کشد. زن و شوهر هردو برای برطرف کردن این مشکل مسوول هستند. بهتر است پا به پای هم تلاش کنند تا زندگی‌شان صمیمی و زیبا شود. البته برخی از سردی‌ها به دلایل خاص مانند اختلالات هورمونی، ترس از بارداری و برخی بیماری‌های روانی ایجاد می‌شود که با استفاده از داروهای روانپزشکی قابل درمان است. اما این موارد کمتر از ۱۰ درصد سردی‌ها را تشکیل می‌دهد و مابقی با مراجعه به درمانگر و روان‌شناس و مشاورخانواده به راحتی برطرف می‌شود. این موضوع نباید نادیده گرفته شود.

      برخی خانم‌ها به این دلیل که تصور ذهنی‌شان این است که بدن‌شان از چشم همسرشان یا خودشان غیر‌جذاب است ممکن است دچار کاهش میل جنسی شوند. از دیگر علل سردمزاجی خانم‌ها می‌توان به طردشدن از سوی شوهر، خیانت شوهر، ناتوانی جنسی یا زودانزالی در مرد، عدم معاشقه کافی، در خواست مستقیم شروع معاشقه از طرف زن، نگرانی از آسیب واژن و عدم رعایت نظافت و بهداشت بدنی از طرف شوهر و بوی بد عرق بدن اشاره کرد.
      بعضی‌وقت‌ها سردی‌ها در خانم‌ها چنان شاخ و برگ پیدا می‌کند که زوج به دنبال قطع شاخه‌های خشک شده درخت هستیم. شاخه‌ای را قطع می‌کنند و شاخه دیگر خشک می‌شود. هیچ‌وقت حاضر نمی‌شویم به پای درخت نگاهی بیندازند و نفتی را که قطره‌قطره به ریشه‌ها نفوذ می‌کند از کنار درخت زندگی دور کنند. تا زمانی که به سردی‌ها نگاه جامع و ریشه‌ای نداشته باشیم مشکل به‌طور کامل برطرف نمی‌شود. وقتی به‌طور دقیق به سردی زن توجه شود ممکن است نه‌تنها با رفع عامل اصلی مانع خشک‌شدن کامل درخت شد، بلکه می‌توانیم اسباب جوانه‌زدن سایر شاخه‌ها رافراهم کرد و مجددا شادابی را به زندگی خود برگرداند.

      زوجی که با جمع کردن ماهواره درمان شدند

      چندی پیش زن و شوهری که فرزند دو ساله‌ای داشتند برای مشاوره مراجعه کردند. مشکل‌شان این بود که نسبت به یکدیگر سرد شده بودند. زندگی‌شان به‌شدت منجمد شده بود و اگر بچه‌ای در کار نبود، تا به حال جدا شده بوند پس از اخد شرح حال ریشه بی‌میلی در این زوج مشخص شد برای آنها نه آزمایشی تجویز شد، نه دارو و پماد‌هایی که برای سرد مزاجی خانم‌ها مطرح می‌شود. تنها نسخه این بود: «ماهواره‌تان را جمع کنید، از نگاه‌های تحریک‌آمیز دوری کنید و فیلم‌های نامناسب نبینید و در جشن‌های مختلط شرکت نکنید.» این نسخه به هیچ‌وجه برای آنها قابل هضم نبود ولی چون احساس می‌کردند زندگی‌شان درحال فروپاشی است چاره‌ای جز عمل به آن نداشتند. بعد از سه هفته نکته‌ای که هم زن و هم شوهر با نکته‌ای که هر دو در کمال ناباوری به آن اشاره داشتند این بود که ۸۰ درصد بی‌میلی‌هایشان برطرف شده و زندگی گرم‌تری دارند. با ادامه درمان و برخی توصیه‌های آموزشی برای رفع نیازهای عاطفی و جنسی یکدیگر در جلسات بعدی این زوج بسیار خندان، صمیمی و علاقه‌مند به یکدیگر شده بودند معتقد بودند که چیزی به‌عنوان بی‌میلی جنسی بین‌شان وجود ندارد. هم زمان آموزش‌های چگونگی همسرداری را هم دنبال می‌کردند. در واقع هنگامی که انسان تصاویر محرک را از زندگی‌اش دور کند، همسر او برایش جذاب‌تر می‌شود، حتی اگر زن زیبایی نباشد.

      یکی دیگر از روش‌های خطرناک عوام برای افزایش میل جنسی مراجعه به سایت‌های غیراخلاقی، فیلم‌های پورنو و عکس‌های مستهجن است که شاید برای مدت‌کوتاهی میل‌جنسی را افزایش دهد ولی پس از چند ماه اعتیادآور شده و همسران بدون دیدن آن فیلم‌ها نمی‌توانند رابطه داشته باشند. یعنی فیلم می‌شود عامل تحریک زوجین و کم‌کم به جای همسر، تصویر ذهنی از آن فیلم‌ها جایگزین می‌شود و علاقه به همسر از بین می‌رود. اگر مردی با قشنگ‌ترین زن دنیا هم ازدواج کند بعد از ۸ تا ۱۰ ماه چهره و جسم او برایش عادی می‌شود. اگر مرد با عوامل محرک ارتباط داشته باشد زمینه انحراف مرد و بی‌میلی‌های زن فراهم می‌شود.

  • pnasiri110   میگوید:

    سلام
    پسری ۲۰ ساله هستم که علاقه خیلی شدید به خالکوبی دارم ولی خانواده اجازه زدن نمیدن و از این میترسن که مورد سرزنش مردم قرار گیرند.
    به حدی با خالکوبی علاقه مند هستم که دائم به آن فکر میکنم
    لطفا راهنمایی فرمایید

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      باید دید هدف چیست ؟شاید با مطالعه برای علت یابی نوع تفکرتان تغییر پیدا کرد .موفق باشید
      دلایل تمایل به انجام خالکوبی و تاتوی پوست چیست؟
      به نظر می‌رسد تتو زدن و خالکوبی کردن هویت خودش را از دست داده باشد، دیگر گذشت روزگاری که خالکوبی حکم شجاعت داشت و نمادی برای قدرت‌نمایی بود.«پدرم؛ خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم» این جمله را روی کمرش خالکوبی کرده، کلمه «پدرم» را تحریری نوشته و پررنگ‌تر از بقیه،

      می‌گوید این تتو تنها چیزی است که حتی وقتی بمیرم هم با من در قبر می‌گذارند، می‌خواستم چیزی به یاد پدرم داشته باشم.تتو یا خالکوبی همان نقش‌هایی با ماندگاری طولانی هستند که روی پوست زده می‌شوند، روزگاری این طرح‌ها نمادی برای تمایز قبیله‌ها با هم بود،

      بعدتر می‌شد خالکوبی به روش سنتی را در میان بزرگان هر روستا دید، اما امروزه جریان تا جایی ادامه پیدا کرده که خالکوبی برای پسرها و دخترها تنها یک «مُد» به حساب می‌آید.برخی متن‌های سوزناک را به هرچیزی ترجیح می‌دهند، همین که بخشی از کمبودهای زندگی را با استفاده از سرنگ‌های رنگی روی پوست حک کنند، احساس می‌کنند کار بزرگی انجام داده‌اند.

      شکایت از روزگار و شِکوه از شرایط موجود یکی از اصلی‌ترین دلایل خالکوبی است، چه آن‌که اشعار غم‌آلود زیادی را می‌توان دید که برای تتو استفاده می‌شود، به نظر می‌رسد این نوع اعتراض به اوضاع با آسیب رساندن به بدن دست کم میان جوانان طرفدار زیادی دارد.

      خیلی‌ها فقط برای اینکه خودی نشان بدهند، این کار را انجام می‌دهند و تعریف می‌کند که بچه‌های جنوب شهر بیشتر به دلیل کمبودهایی که در زندگی‌های شان دارند، اشعار غمگین می‌نویسند یا طرح‌های خیلی بزرگ را انتخاب می‌کنند، انگار دردی که سوزن برای‌شان به وجود می‌آورد، آرام‌شان می‌کند.

      تمایل به نمایش و زیبایی در این روزها به شکل عجیب و غریبی نه در ایران که در جهان شیوع پیدا کرده. علاقه به پروتز بخش‌های مختلف صورت و بدن؛ انواع عمل‌های جراحی و این روزها خالکوبی که حالا دیگر مختص پسران نیست بلکه زنان و دختران نیز نمونه‌های کوچک و بزرگ؛ سیاه و سفید و گاه رنگی آن را بر نقاط مختلف بدنشان در معرض تماشا می‌گذارند. شاید در نگاه اول؛ نامش را بتوانیم مد بگذاریم. اما هر مدی پیام خاص خود را دارد، پیام این نوع تصویرگری بر روی بدن چه می‌تواند باشد؟

      کاملا درست است. علامت‌هایی که روی بدن حک می‌شود؛ نوعی پیام است. فرد به این شکل سعی می‌کند گم کرده‌ی خود را روی بدنش حک کند. این گم کرده می‌تواند شخص باشد مثل مادر، پدر یا معشوقه. این گم شده می‌تواند یک دوره از زندگی فرد باشد. مثل کسانی که در کودکی مورد تجاوز قرار گرفته‌اند یا دوران نوجوانی و بلوغ سخت و ناهنجاری داشته‌اند. بدون درنظر گرفتن آنهایی که به پیروی از مد دست به انجام خالکوبی می‌زنند، کسی که دچار افسردگی یا عقده‌های روانی نیست؛ کمتر به سراغ این موضوع می‌رود. اگر هم میلی به این اقدام پیدا بکند از خود خواهد پرسید چه چیزی برای حک کردن روی بدنم دارم. می‌خواهم چه پیامی منتقل کنم و آیا نمی‌توانم روش موثرتری برای انتقال و انتشار پیامم داشته باشم؟

      به نظرم؛ کسانی که با قصد و برنامه‌ریزی برای دست به این عمل می‌زند و حتی مبالغ هنگفتی برای آن هزینه می‌کنند؛ جملات تکراری و تصاویر مشخصی را تتو می‌کنند و همین موضوع نشان می‌دهد خالکوبی در ایران یک پیام شخصی نیست. مهم‌ترین پیام خالکوبی برای ما روانشناسان است و آن هم تمایل فرد به خودنمایی است. که آن هم ریشه‌های مختلفی دارد. اغلب مراجعین من بعد از مدتی از انجام خالکوبی پشیمان می‌شوند. زیرا افسردگی، اضطراب و استرسی که از علت‌های انجام خالکوبی‌ست؛ بعد از مدتی درمان می‌شوند اما اثر آنها روی بدن بعد از درمان، می‌تواند به موضوع دیگری برای استرس و افسردگی تبدیل شود و موجب پیامدهایی چون شرمساری در فرد باشد.

      بسیاری از آنها به دنبال روش‌های مختلف پاک کردن خالکوبی از بدن خود می‌گردند. بخش دیگری از دلایل فرد مربوط به عشق و عاشقی‌های دوران نوجوانی و جوانی است. فرد؛ خالکوبی را برای کسی که او را دوست دارد انجام می‌دهد اما بعد از شکست در این عشق نمی‌تواند اثر آن را پاک کند و این خالکوبی خود به دلیلی برای افسردگی تبدیل می‌شود و مانع تلاش فرد در پاک کردن و فراموش کردن زندگی قبلی می‌شود.
      در مجموع تتو به غیر از موارد بسیار نادر که با نظر متخصصین برای ترمیم ترک‌ها و آثار پوستی به‌جا مانده از برخی بیماری‌ها توصیه می‌شود، در سایر موارد قابل حمایت، توجیه، توصیه یا پذیرش نیست. ضمن اینکه عوارض پزشکی هم به دنبال دارد. من به آزادی فردی احترام می‌گذارم و فکر می‌کنم اگر فردی با سلامت روانی کامل این کار را انجام دهد مطلب خیلی جدی نیست اما اگر موضوع در اجتماع شایع شد باید ریشه‌یابی و درمان شود. وقتی انجام یک عمل یا بروز یک نشانه‌ی مشترک مثل تتو یا ایجاد زخم‌های خودآزارانه بین افرادی که آسیب‌های روانی دارند در بستر اجتماع شایع می‌شود، روانشناسان و جامعه‌شناسان نگران می‌شوند حتی اگر یک مد و تقلید باشد. زیرا بسیاری از کسانی که به قصد تقلید از سوپراستار‌ها در جریان یک مد قرار می‌گیرند؛ نمی‌دانند همین سوپراستار‌هایی که با هزاران ترفند خود را مطرح کرده‌اند؛ بعد از مدتی از دیده شدن خسته و بیزار می‌شوند و زیر کلاه و عینک و چتر سعی در پنهان کردن خود دارند.

  • Negar   میگوید:

    Negar *A:
    Negar *A:
    Negar *A:
    سلام اقای دکتر. روزتون بخیر.
    من به تازگی با کانال شما اشنا شدم.و
    میخاستم که راهنماییم کنید. من ۲۷سالمه دانشجوی دکترا هستم ازشیراز. حدود۳ ماه پیش از طریق یکی از دوستانم که کرمانی بودن داخل یک گروه دوستانه تلگرام دعوت شدم. بعد ازچندروز یکی از دوستان اقا(دوستم) از این گروه به من پیام دادن و صبحت و سوال شد. تا این ارتباط پیامکی ادامه دار شد. ایشون درخواست ازدواج دادن.و بسیارجدی بودن. جوابی ندادم.و در موردش به خانواده گفتم و از دوستم سوال کردم که ایشون تاییدش کردن و گفتن بهتره ببینیش.
    ایشون بعد از مدت کوتاهی به شبراز اومدن تا شرایطشون کامل مطرح کنن وهمو ببینیم و دراخرهرچه من تصمیمیم گرفتم.
    ایشون ۱ روز شیراز بودن و کل شرایطشون مطرح کردن. متاسفانه متولد سال۵۶ اما ظاهری خیلی جوان ترازسن.ازنظر تحصیلات دریک سطح و یکبارهم از همسرشون جدا شدن(علت جدایی رو ناسازگاربودن خانم و رابطه پنهانی با یک اقا) مطرح کردن
    اما اخرین چیزی ک مطرح کردن و منو خیلی شوکه کرد: ایشون گفتن حدود ۲سال پیش به خاطر کمک به یک خانم از دوستانشون..که قصد داشتن به خارج از کشور برن اما بخاطر مجرد بودن مشکل داشته(عقد سوری)انجام میشه به مدت ۱سال با وکالت حق طلاق. که کارهای خانم بشه بعد ازخروجشون طلاق ثبت کنن. امایک شب که ایشون مشروب خورده و حالت طبیعی نداشتن خانم واسه یه کاری به منزل ایشون میاد وزمان زیادی میمونه و رابطه ای برقرار میشه بینشون.ک ایشون میگن صبح که بیدارشدن از دیشب رابطه جنسی و… چیزی یادشون نبوده.. متاسفانه خانم باردار شدن به هیچ عنوان هم راضی به سقط نبودن.بچه ب دنیا میاد و خان بچه رو بدون اینکه شناسنامه اش رو بخاد از اقا برمیداره و میره. طلاقش هم ثبت کرده و کلا با بچه میره و اثاری ازش نیس و۲سال میگذره…
    الان ۳ماه هست با این اقا رابطه تلفنی و حضوری امو دیدیم شرایط شنیدم و همینطور ایشون
    خانواده ها درجریان کاملا اما من موضوع اخر رو به خانواده مطرح نکردم.چون میدونم مخالفت میکنن چون به این اقا علاقه پیدا کردم.اما نمیدونم چطور ازش تضمین بخام ک در اینده مشکلی واسم پیش نمیاره این بچه.
    میخاستم راهنماییم کنید؟؟؟ ممنونم میشم لطف کنید زودتر جواب منو بدید

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

  • فاطمه   میگوید:

    سلام خسته نباشید من حدود ۱۰ماه هست عقد کردم الان ک نزدیک مراسم عروسیم هس با همسرم مشکل پیدا کردم جوری که اصلا بهش علاقه ندارم وب طلاق فکر میکنم دلیل مشکلات ما خانواده اون هس ک دخالت میکنن و چون ازدواج نکردیم با تحدید کردن همسرم ک اگه این کارو نکنی ما تو مراسم عروسی شرکت نمیکنیم همسرم رو تحت فشار قرار میدن.نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنمایی کنید

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      میشه منظورتون رو واضح تر بفرمایید ؟البته فکر کنم متوجه شدم ولی برای اینکه پاسخ مناسبی بگیرید شرایط رو واضح تر توضیح بدید
      ممنون

  • ستاره   میگوید:

    سلام‌خسته نباشید.
    من به گفته ی ادم های اطرافم دختر زیبایی هستم و زیاد خاستگار دارم اما به دلیل مشکلاتی که در زندگی دارم به همه جواب منفی میدم. در کودکی مادرم را از دست دادم و تک فرزندم اما متاسفانه پدرم چند سال بعد از فوت مادرم معتاد به هروعین شد و الان حدود هفت سال است که مصرف کننده هست . چند بار هم اقدام به ترک کرد اما سر چند ماه باز شروع کرد انگار که من اصلا براش‌مهم نیستم و‌به اینده من فکر نمیکنه. دانشجو هستم و‌در دانشگاه خاستگار های خوب با موقعیت خیلی خوب دارم و فقط بخاطر شرایطم جواب منفی میدهم اما انها خیلی‌پیگیر هستند و ول کن نیستند نمیدونم چیکار کنم میترسم بیان خاستگاری و بخاطر پدرم دچار مشکل بشیم نمیخوام اینجور شه. لطفا راهنماییم کنید.

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      اینکه شرایط خانوادگی مناسبی ندارید دلیلی نمیشه خواستگار ها رو رد کنید به هر حال هر فردی شخصیت و رفتاری داره اگر چه خانواده اهمیت دارد ولی وقتی شما فرد لایق و با اخلاقی باشید و شخصیت شما از نظر یک نفر قابل قبول باشد قطعا اون فرد گناه پدر رو به پای دختر نمی نویسه .پس نیازی نیست همه رو رد کنید و هراس داشته باشید ضمن اینکه همه مردم گرفتاری های خاص خودشون رو دارند حتی اون کسی که خانوادش از نظر شما خیلی ایده اله ممکنه نوع گرفتاری ها و مشکلاتش کاملا متفاوت باشه .بهتر است به خدا توکل کنید و اگر مورد مناسبی بود که به لحاظ خانوادگی و عقید ای تا حدی شباهت داشتید اجازه بدید خواستگاری انجام بشه .ضمن اینکه یادتون نره که خداوند هر شرایطی برای هر کسی به وود اورده حکمتی داره که ما بی اطلاعیم و خودش بهترین خیرها رو برای انسان فراهم میکنه اگر صلاح بدونه .به خودش بسپارید که بهترین داور است
      موفق باشید

      • ستاره   میگوید:

        من چطور با پدرم حرف بزنم که تحت تاثیر قرار بگیره و زود ترک کنه ؟؟

  • مریم   میگوید:

    سلام من حدود ۲۳ سال هست که ازدواج کردم حدودا ۱۵ سال هست که من و شوهرم با هم اختلاف بهم زدیم و در حال حاصر من افسردگی دارم و آرزویه مرگ دارم لطفا راهنماییم کنید

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام

      بنده دلیل اختلاف رو نمی دونم .و بهتره اگر علائم زیر رو دارید حتما به مشاوره حضوری مراجعه کنید .سلامت روانی رو جدی بگیرید .
      علائم افسردگی

      ۱) شکایات مختلف جسمی و دردهای پراکنده
      ۲) احساس خستگی دائم
      ۳) سوء هاضمه و یبوست
      ۴) اختلالات قاعدگی و جنسی
      ۵) عدم احساس شادی و نشاط
      ۶) لذت نبردن از زندگی
      ۷) زودرنجی
      ۸) از دست دادن توانایی انجام کارهای روزمره
      ۹) کم خوابی و کم اشتهایی و گاهی برعکس
      ۱۰) از دست دادن قدرت تصمیم گیری
      ۱۱) احساس بی ارزشی و بی کفایتی
      ۱۲) اشتغالات ذهنی دائمی درباره مرگ
      ۱۳) اقدام به خودکشی
      موفق باشید

  • مین   میگوید:

    سلام من به یه روانکاو حاذق و با تجربه نیاز دارم کسی که واقعا بتونم بهش اطمینان کنم.میشه معرفی کنید تو شیراز

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      میتونید به مرکز مشاوره دانشگاه مراجعه کنید و از اساتید گروه روانشناسی استفاده کنید
      ممنون

  • hamta   میگوید:

    سلام اقای دکترمن دختری ۲۸ ساله هستم که حدود ۶ سال پیش با یک پسر که الان ۳۰ ساله هستآشنا شدم واز لحاظ روحی و اخلاقی در سلامت کامل به سر میبره.وحدود دوسال پیش از شیراز رفتیم من الان خوابگاهی هستم ودر یکی از محله های نزدیک شیراز زندگی میکنم حدود ۳ماه که من دنبال کار هستم وتا الانم تمام خرج و مخارج ریز تا درشت من رو پدرم میدادن.من هنوز با این پسر نامزد رسمی نکردیم ولی به من اجازه نمیده که برم سرکار ولی من برای ازدواج به پول احتیاج دارم و حتما باید برم سرکار تا بتونم جهیزیه فراهم کنم بهم میگه که برو خونتون بعد از دوسال که ازدواج کردیم بهت اجازه میدم بری سرکارایا حرف این رو شما تایید میکنید بهم میگه پیش هر مشاوری هم کهبری حق رو به من میده واقای دکتر اینم متذکر بشم که تا امروز هیچ کاره اشتباهی از من سر نزده که بخواد بهم بی اعتماد بشه فقط میگه من نمیخوام تو این شرایط زندگی کنی. من باید چکار کنم؟

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      شما با ایشون نامزد رسمی نیستید آیا خانواده ها هم بی اطلاع هستند یا خیر ؟
      اینکه مایل به کار کردن شما نیستند ،منطقی نیست ..شما هنوز تعهدی به هم ندارید که بخواید حرف شنوی داشته باشید .هر چند علاقه باشه و تفاهم و قصد واقعا ازدواج باشه مهم اینکه فعلا بین شما پیوند رسمی نیست .بهتره شناخت خودتون رو بیشتر کنید و حتی مشاوره حضوری برید
      به هر حال برای ازدواج بررسی بیشتر و شناخت بیشتر الزامی است امیدوارم بهترین تصمیم را بگیرید و موفق باشید

  • farnoosh   میگوید:

    با سلام
    من حدود ۱۰سال پیش باشوهرم آشناشدم بعد ازچندسال باهم ازدواج کردیم مادرم از همون ابتدامخالف بود باما ولی بخاطر من راضی شدن ولی هیچوقت شوهرمو نپذیرفت اصلا باهاش درس رفتار نمیکنه ما همیشه سر این موضوع باشوهرم به مشکل برمیخوریم منم میدونم که حق باشوهرم هست ولی بخاطر اینکه میترسم کلارابطمون باخانواده قطع بشه ازش میخام که ندیده بگیره همه چیو اما بغضی وقتا تو چشمم میزنه وبه روم میاره که منم خیلی ناراحت میشم نمیتونمم با مامانم صحبت کنم چون اصلا آدم منطقی نیست البته چند باربهشون گفتم ولی برای دو روز هست بعدبازم برمیگرده به همون رفتار بد قبلش ازاونجایی که زیادهمومیبینیم یکم اذیت میشم نمیدونم چکارکنم یکم افسرده شدم ولی هیشکس به فکر من نیست حتی مادرم درصورتی که شوهرم همیشه بهشون احترام میزاره وهیچ وقت تاحالا بی احترامی نکرده خیلی به خانواده وابسته هستم ولی این کاملا یک طرفه هست مادرم حتی انقدری که به بچه برادرم اهمیت میده به بچه من نمیده حتای اونم دوست نداره خیلی لطفا بگین چیکارباید بکنم

    • راهنما   میگوید:

      شما ۱۰ سال با این موضوع دست و پنجه نرم کردید پس هم شما و هم شوهرتون باید رفتار مادرتون رو نادیده بگیرن
      چون هیچ رفتاری نمیتونه رفتار ایشون رو در این سن تغییر بده

      برای جلب نظر مادرتون میتونید این رفتارهارو انجام بدید
      ۱۰- تا اندازه ای، ویژگی های مثبت و توانمندی های خود را بیان کنید

      مادرها بسیار بیشتر از دخترانشان درباره ازدواج آنها فکر و خیال بافی می کنند و از این رو تصورشان از داماد آینده شان بسیار فراتر از یک فرد عادی و معمولی است. در اولین دیدار با مادرزن آینده تان، بعید نیست با سوالات زیادی در مورد مدرسه ای که در آن درس خوانده اید، کارهایی که در زندگی تان انجام داده اید، موفقیت هایی که به دست آورده اید و… مواجه شوید. دروغ نگویید اما خیلی هم فروتن نباشید. از سوالات مادر همسرتان آزرده نشوید و در عوض با آرامش و به طور کامل و مفصل در مورد خودتان صحبت کنید.

      ۹- به مادرزنتان نشان دهید که به کودکان علاقه دارید

      در حضور مادرزنتان عشق و علاقه تان را به بچه ها نشان دهید. با فرزندان خواهر یا برادر همسرتان بازی کنید و به آنها بی توجه و بی اعتنا نمانید. اگر هیچ بچه ای در خانواده وجود ندارد، از خانواده خود و خاطره هایی که با بچه ها دارید برای مادرزنتان تعریف کنید. مادر همسرتان، نوه خود را قبل از اینکه به دنیا بیاید، دوست دارد و با این رفتار شما متوجه خواهد شد که شما ظرفیت لازم برای پدری شایسته شدن را دارید.

      ۸- به مادرزنتان یک کتاب قرض بدهید

      کلید یک رابطه خوب و موفق با همسرتان این است که بتوانید رابطه خوبی با مادر او برقرار کنید. برای اینکه بتوانید چنین رابطه ای داشته باشید از هر سرنخی استفاده کنید. به دنبال هر بهانه ای باشید تا از آن برای ایجاد چنین رابطه ای بهره ببرید. اغلب خانم ها اهل خواندن کتاب هستند. اگر مادرزن شما هم از این دسته زنان است، کتابی را که تصور می کنید ممکن است مورد توجه او باشد به او قرض دهید و در ملاقات های بعدی در مورد آن با او به گفت و گو بپردازید، این ترفند معجزه می کند.

      ۷- پیشنهاد کنید ظرف ها را شما بشوید

      هیچ چیز بیش از مردی که حاضر است ظرف ها را بشوید، دل مادرزن را نرم نمی کند! با این کار به مادر زنتان نشان می دهید که هم مهربانید و هم دلسوز. دادن پیشنهاد شستن ظرف ها پس از صرف شام، چه بسا راحت ترین و موثرترین راه برای برقراری ارتباط با مادرزنتان است. اگر تعارف کردند و نگذاشتند شما ظرف ها را بشویید، دست برندارید و اصرار کنید یا دست کم در خشک کردن ظرف ها کمک کنید.

      ۶- از مادرزنتان نظر بخواهید

      مادرها عاشق این هستند که حس کنند بچه ها هنوز به آنها نیاز دارند. اگر در کاری نظر او را بخواهید، حتی اگر تصمیم خود را از قبل گرفته باشید، می توانید قدم بزرگی برای برقراری یک ارتباط خوب بردارید. مطمئن باشید که برای مادرزنتان، اجرای توصیه اش به اندازه نظرخواهی از او مهم نیست. او فقط می خواهد احساس کند که نادیده گرفته نمی شود. نظرش را در مورد رنگ پیراهنی که می خواهید بخرید، بپرسید. حتی گاه در مورد مشکلاتی که با دخترش دارید از او راهنمایی بخواهید.

      ۵- گاهی به او تلفن کنید

      خیلی از مردها عادت به حرف زدن ندارند و تنها وقتی تلفن می کنند که کاری جدی و مهم داشته باشند؛ اما گفتگو و خوش و بش برای زنان ضروری است و اغلب بدون هیچ دلیل خاصی به هم تلفن می کنند. زنان برخلاف مردان که هر وقت زنگ تلفن را می شنوند امیدوارند کسی با آنها کار نداشته باشد، دوست دارند تلفنی حرف بزنند. بهتر است عادت کنید گاهی یک تلفن چنددقیقه ای به مادرزنتان بزنید. باور کنید از معجزه ای که این تماس ها باعثش خواهد شد شگفت زده می شوید.

      ۴- خوب لباس بپوشید

      به خاطر داشته باشید که اغلب مادرزن ها مردهایی را که خیلی مد روز لباس می پوشند دوست ندارند. مردی که آنها دوست دارند اغلب متعلق به دوران جوانی خودشان است. لازم نیست از مد افتاده و بد لباس باشید اما در حضور مادرزنتان رسمی تر لباس بپوشید و از پوشیدن تی شرت های رنگ و رو رفته و شلوارهای جین پاره خودداری کنید و دکمه های پیراهن خود را کامل ببندید.

      ۳- برای مادرزن خود هدیه ببرید

      دادن هدیه، مستقیم ترین و راحت ترین راه برای به دست آوردن دل مادرزنتان است؛ به شرط آنکه هنگام هدیه خریدن فکر کنید و یکراست به سراغ گران ترین هدیه نروید. اشتباه نکنید، با خرید یک هدیه گران قیمت به جای خوشحال کردن مادرزنتان، او را وحشت زده خواهید کرد. با خرید عاقلانه به او ثابت کنید مرد زندگی هستید. هوشیار باشید، مکالمات خود را با مادرزنتان به یاد آورید و به کمک شناختی که از او به دست آورده اید هدیه ای بخرید که او را تحت تاثیر قرار می دهد.

      ۲- از دست پخت او تعریف کنید

      به احتمال قریب به یقین، در بسیاری از مواقعی که مادرزن خود را می بینید، وی در حال پخت و پز خواهد بود؛ در مهمانی ها یا جشن های خانوادگی یا شام و ناهاری که تنها با شما و دخترش صرف خواهد کرد. به هر حال این پخت و پز تنها تهیه غذا نیست، بلکه راهی است برای جمع کردن اعضای خانواده دور هم و به همین دلیل پختن غذا برای او معنای ویژه ای دارد. اگر شما از دستپخت او تعریف کنید، در این امر مهم سهم خواهید داشت و او برای همیشه شما را به سبب این درک متقابل دوست خواهد داشت.

      ۱- برای مادرزنتان گل بفرستید

      این روش، ساده، موثر و شیک است. با این کار به او نشان خواهید داد که چقدر مبادی آداب و مهربانید. از هر موقعیتی برای این کار استفاده کنید: روز تولد، سالگرد ازدواج و روز مادر، یا حتی بدون هیچ دلیل خاصی. از خرید سبدهای آماده گل پرهیز کنید، مادرزن ها شامه تیزی دارند و در جا خواهند فهمید که این سبد سلیقه شما نیست! یک دسته گل کوچک اما با سلیقه خودتان تهیه کنید و حتی به مادرزنتان بگویید که انتخاب این دسته گل کار خود شماست.

  • زهرا $$   میگوید:

    سلام خسته‌نباشید
    من دختری هستم۲۱ساله یک ساله عقدم‌‌.الان‌نزدیک‌عروسیمون‌شده.دچار شک شدم‌همش‌بدبین‌شدم‌نسبت‌به‌نامزدم‌هرچیزی‌که‌فکرمیکردم‌الان‌میبینم‌اینطور نیست‌‌یا‌توفعات‌جدید ازش دارم‌که‌قبول‌نمیکنه‌یامیگه‌توباید‌کارای‌ک‌من‌میگم‌انجام‌بدی‌تا‌منم‌بعضی‌تغییرات‌انجام‌بدم.تازه‌خیلی‌ازش‌دلسرد‌شدم‌ عشقم‌کم‌شده‌.اون‌همش‌فکرمیکنه‌خانوادم‌دخالت میکنن‌واعتمادنداره‌بهم‌چون‌چند‌باربحثمون‌به‌خونه‌کشوندم‌.یک‌ماه‌همش‌توفکرم‌وبابت همیناهمش‌بحث‌داریم‌دیگه‌دوتامون‌خسته‌شدیم‌من‌فک‌میکنم‌جدا‌بشیم‌بهتر‌.منم احساس میکنم یه‌مشکل‌پیدا‌کردم‌تو‌این‌مدت‌هر‌روز‌یه‌تصمیم‌میگیرم‌نمیتونم‌درست‌تصمیم‌بگیرم‌اصلا‌حالت‌روحی‌درستی‌ندارم
    لطفا زودتر راهنمایی کنید ممنون‌میشم.

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      اینکه شما دچار تعارض هستید .و دچار شک شدید طبیعی است به هر حال ازدواج با فرد دیگری از خانواده دیگر تعارض ایجاد می کند .
      شما باید تفاوت ها را درک کنید و اجازه ندید مسائل بین شما به خانواده ها کشیده بشه که دیدشون عوض بشه این مدیریت رفتاره
      به جایی
      که
      به فکر طلاق باشید بهتر است با مراجعه حضوری تکنیک های ارتباط با همسر را بیاموزید و به نظر بنده کمی عروسی را عقب بیندازید تا کمی از مشکلات احتمالی رفتاری هر دو نفر برطرف شود
      موفق باشید

  • samin   میگوید:

    سلام،خسته نباشید
    من دختری ۲۴سالم.حدود۱سال است که به پسری علاقه مندم این علاقه کاملا یکطرفه است.تا حدودی از نظر شخصیتی و فرهنگ خانوادگی بهم شبیه هستیم،علاقه من خیلی زیاده و هرروز بیشتر میشه و مطمئنم که هوس نیست.من چون کلا فعلا تمایلی به ازدواج ندارم خاستگارام رو رد میکنم و با مادرم دعوا میکنم. ولی فقط درمورد ایشون نظرم به ازدواج مثبت است،البته بگم که قبل از اینکه این علاقه بوجود بیاد هم من تمایلی ب ازدواج نداشتم.از اونجایی که خواهر ایشون همکار مادر من هستند یکسال پیش برای یک برادر دیگه شون از من توسط واسطه ای خاستگاری شد که ب دلیل اختلاف سنی زیاد من رد کردم،اما نتونستم با خانوادم مطرح کنم که به برادر دیگشون علاقه دارم.الان هم امکانش نیست اصلا برام چون خانواده من نسبتا سنتی و مذهبی هستند،حال از اونجایی که قبلا انها از ما نه شنیدند ولی من ایشون رو از هر لحاظ مناسب میدونم و اتفاقا خانوادشون مورد تایید مادرم هستند،میخاستم بدونم آیا راهی هست؟

    • dr-salary   میگوید:

      باسلام
      شما خودتون اذعان دارید که علاقه یک طرفه است .به فرض اینکه با راهکارهای مختلف مطرح شد اگر ایشون خودشون مایل نبودند شما تحقیر نمیشید .
      به هر حال علاقه با تمام عواطف و احساسات
      به صورت یک طرفه صحیح نیست
      بهتر است اگر واسطه ای دارید ایشون به خانواده اون آقا مطرح کنند و نظرشون رو بخواند که شما هم از خواست ایشون مطمئن باشید
      موفق باشید

      • samin   میگوید:

        ممنون از پاسخگویی
        بجز واسطه هیچ راه دیگه ای نیست؟

        • dr-salary   میگوید:

          با سلام
          به جز واسطه راهش اینه که شما مستقیما مطرح کنید که توصیه نمی شود چون ممکنه ایشون هم نظر مثبتی داشته باشند ولی با جلو رفتن شما حس خوبی پیدا نکنند .در هر حال به خاطر داشته باشید مردان به افرادی که غرور خودشون رو حفظ می کنند بیشتر تمایل نشان می دهند .
          موفق باشید

  • نوا   میگوید:

    با سلام من دختری ۳۵ ساله دارای مدرک دکترا ،کارمند و به به لحاظ مالی مستقل، خواستگاری دارم ۳۳ ساله که دارای تحصیلات لیسانس و کارمند و به لحاظ مالی هم در سطح متوسط آیا تفاوت سنی مشکل ساز است و اینکه ایشان کانلا صادق و صریح نیستند اما تا انجایی که من به شناخت رسیده ام انسان محترمی است.لطفا راهنمایی بفرمایید

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      اختلاف سنی نمی تونه باعث ایجاد مشکل بشه ولی اگر مدرک شما و استقلال مالی و شخصیت شما به نحوی برای اون آقا حالت حامی پیدا کند .دبگر انتظار رفتار مناسب بین دو زوج نباشید .بهتر است هر دو نفر به مشاوره مراجعه کنید و بدانید که دو نفر باید ادبیات مشتر ک داشته باشند تا در زندگی تفاهم برقرار شود.صداقت هم نکته بسیار مهمیه .نداشتن صداقت بی اعتمادی دو طرف رو بهم ایجاد میکنه و خودش منبع استرسه
      به هر حال بیشتر صحبت کنید ایشون رو در موقعیت مختلف بسنجید
      موفق باشید

  • نوا   میگوید:

    ممنونم از راهنمایی شما جناب دکتر

    • dr-salary   میگوید:

      خواهش میکنم

  • س خسروی   میگوید:

    یا سلام وعرض ادب
    س:فرزندی دارم ۱۷ساله علاقه زیادی به ماشین سواری داره ولی به دلیل نداشتن گواهینامه این امر مشکل ساز شده از طرفی تعدادی از دوستان هم سن وسالش هم دائما با ماشین در خیابان حرکت میکنند و همین باعث دردسر شده و دائما خانواده را برای سوار شدن به ماشین تحت فشار قرار میدهد . چه راهی را پیشنهاد میدهید

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام سن نوجوانی به هر حال فرد را دچار توهم همه توانی می کند و فکر می کند همیشه اتفاقات بد برای دیگران است و چون در اوج نشاط و سلامتی افراد است فکر نمی کنند ممکن است انها هم با مشکل مواجه شوند وبهتر است بدانید که شما باید نقش اموزش دهنده را داشته باشید
      – پدر و مادر قبل از هر دوست ناباب یا جامعه ناسالمی می‌توانند رفتارهای پرخطر را به فرزندان شان بیاموزند
      با پرهیز از رذایل اخلاقی مانند دروغگویی، خشم و عصبانیت بی‌موقع یا ناسزا گفتن، الگوی رفتاری مناسبی برای نوجوانتان باشید
      بسیاری از پسران از گوش دادن به نصیحت‌ها و توصیه‌های همیشگی گله‌مندند و فکر می‌کنند که نصیحت بیش از حد یعنی عدم اعتماد خانواده و کوچک شمردن آن‌ها. شما می‌توانید با خریدن انواع کتاب‌ها یا فیلم‌های آموزنده، فرزند خود را نسبت به مسائل و مشکلات موجود در جامعه به طور غیرمستقیم آگاه کنید.

      آزادی مفرط ، بیشتر مخرب است نه موثر. شما با آزاد گذاشتن فرزند پسرتان در هر زمینه‌ای و برآورده کردن همه نیازهای او، فردی متکبر و خودخواه از او می‌سازید و موجب می‌شوید که او فکر کند در همه مکان‌ها و زمان‌ها، هر کاری که دلش بخواهد می‌تواند انجام دهد، اما وقتی طی زندگی با مسائلی غیر از آنچه باب میل اوست روبرو شود، یأس و ناامیدی سراسر وجودش را فرا می‌گیرد و عاقبت این نوجوانان چیزی نمی‌شود جز احساس پوچی و…
      معمولاً پسرها با پدرانشان راحت‌ترند و بهتر می‌توانند مشکلاتشان را با آن‌ها در میان بگذارند؛ بنابراین به عنوان یک پدر مسوول، روزی یک ساعت از وقتتان را به پسرتان اختصاص دهید و او را در راه حل مشکلاتش یاری کنید. فقط حواستان باشد که خشونت و پرخاش، جایی در راهنمایی‌هایتان نداشته باشد تا فرزندتان از مشورت کردن با شما پشیمان نشود و مشکلاتش را خارج از خانه و به روش‌های نادرست حل نکند.
      موفق باشید

  • م مقدم   میگوید:

    سلام خسته نباشید من نزدیک به دو سه سال هست که وسواس دارم وسواس من وسواس شستشو هست مرتب دستهامو میشورم شستن دستهام خیلی طول میکشه لطفا من رو راهنمایی کنید

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام. وسواس به عنوان یک مسئله روانشناختی، ابعاد مختلف فردی، زناشویی، اجتماعی، شغلی، تحصیلی و ….. به خود می گیرد که البته با توجه به خصوصیات و شرایط فرد ممکن است متفاوت عمل کند. توضیحاتی را کی می دهیم تنها بر اساس اختلال وسواس می باشد. بنابراین چنانچه تشخیص قطعی در این زمینه دریافت نکرده اید، بهتر است ابتدا در این زمینه اقدام نمایید. وسواس به سه شکل فکری، عملی یا فکری – عملی وجود دارد و معمولاً با اضطراب همراه می باشد. توضیح اینکه وسواس های فکری باعث افزایش و وسواس های عملی باعث کاهش اضطراب در فرد می شوند؛ هر چند که این کاهش کوتاه مدت بوده و با ایجاد یک موقعیت جدید بر خواهد گشت. از آنجایی که فکر، احساس (اضطراب) و عمل فرد در اینجا درگیر است، انتخابی ترین روش درمانی، درمان شناختی رفتاری یا CBT است. با این حال امروزه تحقیقات ترکیب دارو درمانی و رواندرمانی را به عنوان بهترین روش نشان داده است. برای شروع بد نیست ابتدا شما با یک متخصص شناختی رفتاری در این زمینه مشورت نموده، کسب آگاهی نموده و در نهایت اقدام نمایید.و اینکه
      درمان اختلال وسواسی از طریق مشاوره، روان درمانی و همچنین به وسیله داروها صورت می گیرد. داروهای ضد افسردگی خاصی هستند که بر واسطه های شیمیایی مغز مانند سروتونین اثر می کنند. برای تاثیر این داروها بر افکار و رفتارها ممکن است به چند هفته زمان نیاز باشد. روان درمانی نیز از طریق روش رفتار شناختی انجام می شود. با مواجهه تدریجی با عامل هراس و خودداری از انجام کارهای خاص به مرور از اضطراب و هراس فرد کاسته می شود. مثلاً اگر وسواس شستشو دارید مکرراً شیئی را که تصور می کنید آلوده است لمس کنید و پس از آن دستهای خود را نشویید. اگر این کار را تکرار کنید به تدریج از هراس و اضطراب شما کاسته خواهد شد. این کار در مورد افکار نا بجا نیز موثر است. بهترین روش ،استفاده همزمان از دارو و روان درمانی است.با تلاشتان را بری بردم همسرتان به مرکز درمانی انجام دهید.مرکز مشاوره زندگی از مراکز خوب برای این اختلال است.
      موفق باشید

      • Samane   میگوید:

        سلام
        خسته نباشید
        برادری دارم ک ۱۸ سالشه ی دوماهی میشه من و خواهرم متوجه شدیم ک برادرمون هم جنس گرا هست، مثل اینکه رابطه ایی هم داره، سیگار هم میکشه.
        البته چند روز پیش رفت پیش ی مشاور خانم ک ایشون برادرم و تایید کردن وگفتن ک افرادی هستن ک هم جنس گرا هستن ولی پذیرش این ک برادرم با جنس موافقش رابطه داشته باشه هم از نظر خانواده ی ما کار زشتی محسوب میشه هم در عرف جامعه.
        ممنون میشم مارو راهنمایی کنید
        روانشناسی ک در این زمینه باشه بهم معرفی کنید ممنون میشم
        باتشکر

        • راهنما   میگوید:

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

          ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
          نیاز به محبت ورزیدن به دیگران و مورد محبت دیگران واقع شدن دقیقا یک نیاز عاطفی است. این نیاز در طی مراحل مختلف رشد و در مراحل گوناگون زندگی شکل های مختلفی پیدا می کند و در هر دوره ای به گونه ای متناسب با آن زمان باید ارضا شود. در دوره نوزادی از طریق والدین به خصوص مادر با بوسیدن نوزاد، در آغوش گرفتن او و نگاه های محبت آمیز مادر به او و با چسباندن او به خود نیاز کودک ارضا می شود. در این دوره تأمین نیازهای عاطفی کودک به اندازه نیازهای فیزیولوژیکی مانند آب و غذا و پوشاک برای رشد نوزاد ضرورت دارد. در دوره کودکی تأمین این نیاز توسط اعضای خانواده و همه کسانی که به نحوی با کودک ارتباط دارند تأمین می شود. در دوره نوجوانی از طریق دوستان و گروه همسالان و در دوره جوانی از طریق دوستان، خویشاوندان و همسر به این نیاز پاسخ داده می شود. روان شناسان علت وابستگی انسانها را به یکدیگر همین نیازهای عاطفی می دانند. اگر این نیازها از همان اول به طور صحیح و به موقع تأمین شود نوزاد، کودک و نوجوان وابستگی ایمن پیدا می کند و الا وابستگی ناایمن و مرضی در او شکل می گیرد یعنی در عین حال که به دیگران وابسته است ولی احساس امنیت کافی نیز نمی کند و مستعد انواع اختلالات روانی مانند بیماری های اضطرابی، افسردگی و… می شود و دیر یا زود به دامن یکی از این بیماری های روانی فرو می غلتند.
          گفتنی است اساس و پایه دوستی ها در سن نوجوانی و جوانی که با جذبه و شور زیادی همراه است، غالبا بر مبنای عواطف و احساسات شکل می گیرد و نه بر اساس منطق و عقل.
          مقدمه این دوستی ها ممکن است جاذبیت یک فرد از نظر ظاهری یا شخصیتی یا پاره ای از صفات اخلاقی باشد که او را برای فرد دیگر دوست داشتنی می سازد که توانسته در روح و روان او تأثیر عمیقی بگذارد و خلأ عاطفی اش را به وسیله آن پر کند. ماهیت این دوستی گرچه در ابتدا دوستانه، پاک و بی شائبه است، ولی امکان آلوده شدن آن به مسایل دیگر وجود دارد. زمانی که این علاقه به اوج خود می رسد، آنها را دچار سرگردانی می کند که اکنون چه باید بکنند. این سرگردانی ممکن است با بعضی آثار مخرب دیگری همراه شود.
          دوست گرامی، در مورد علل روی آوردن به همجنس گرایی هنوز توضیحی که مورد قبول همه ی پزشکان وروانشناسان باشد وجود ندارد و برخی متخصصان به علل روانی – اجتماعی وبرخی به دیگر عوامل زیستی (کارکرد نامتعادل غدد و هورمونهای جنسی) اشاره داشته اند. علل هم جنس بازی از دیدگاه روانی ـ اجتماعی آشفته بودن روابط میان والدین وفرزندان، یادگیری های نادرست ومحیط اجتماعی ناسالم می باشد و به طور خلاصه می توان به کنترل نداشتن بر غریزه جنسی اشاره داشت. اما آنچه مسلم است این که چنین رفتاری حتی از جانب افراد مبتلا به این عمل نابهنجار تلقی می شود و لازم است کنار گذاشته شود.
          همجنس گرایی (homosexuality) یعنی ارضای غریزه جنسی از طریق همجنس (مانند لواط- در مردان – و مساحقه- در زنان) به هر شکل که باشد حرام و گناه کبیره محسوب می شود. خوب است بدانید اصل همجنسگرایی، گناه محسوب نمی شود چون یک رفتار نیست بلکه میلی است درونی که گاه بدلیل کارکرد نامناسب هورمونی رخ می دهد و گاه فرد از این حالت بیزار است. البته رفتار جنسی مطابق با این کشش، در اسلام و همه ادیان الهی حرام است و علاوه بر عقوبت شدید دنیوی و اخروی اثرات و پیامدهای شدید و غیر قابل جبران در پی دارد. چون همجنس گرایی نوعی انحراف جنسی به حساب می آید و مانند هر انحرافی پیامد خاص خود را در بدنبال دارد مانند اینکه موجب تنفر از جنس مخالف و علاقه به جنس موافق می شود. همجنس بازی علاوه بر مضرات بهداشتی و روانی که دارد با فطرت انسانی مغایرت دارد و این امر باعث تعطیل شدن توالد و تناسل و گرایش افراد به جنس موافق و در نتیجه موجب تعطیلی توالد و تناسل خواهد شد. بدیهی است این امر با هدف آفرینش منافات خواهد داشت. پس همجنس بازی حرام بوده و از گناهان کبیره به حساب می آید.
          اصولا طبیعت زن و مرد آن چنان آفریده شده است که آرامش و اشباع غرایز خود را در علاقه به جنس مخالف (از طریق ازدواج سالم) می جوید، و هر گونه رفتار جنسی غیر این صورت، انحراف از طبع سالم انسانی و یکنوع بیماری روانی است که اگر به آن ادامه داده شود روز به روز تشدید می گردد و نتیجه اش بی میلی به «جنس مخالف» و اشباع ناسالم از طریق «جنس موافق» است.
          این گونه روابط نامشروع در ارگانیسم و بدن انسان و حتی در سلسله اعصاب و روح اثرات ویرانگری دارد. در نگاه کلی آدمی را از پدر و مادر خوب بودن باز می دارد و گاه قدرت بر تولید فرزندان را به کلی از انسان سلب می کند، افراد همجنس گرا تدریجا به انزوا و بیگانگی از اجتماع و سپس بیگانگی از خویشتن رو می آورند، و گرفتار تضاد پیچیده روانی می شوند و اگر به اصلاح خویش نپردازند ممکن است به بیماری های جسمی و روانی مختلفی گرفتار می شوند.
          به همین دلیل و به دلایل اخلاقی و اجتماعی دیگر، اسلام شدیدا همجنس گرایی، را در هر شکل و صورت تحریم کرده و برای آن مجازاتی شدید که گاه به سر حد اعدام می رسد قرار داده است.( تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۲۷۵)

          دلیل تحریم همجنس گرایی
          همجنس گرایی چه درمیان مردان باشد و یا زنان، در اسلام از گناهان بسیار بزرگ است و هر دو دارای حد شرعی است. حد همجنس گرایی در زنان پس از چهار بار اقرار و یا ثبوت بوسیله چهار شاهد عادل (به شرایطی که در فقه گفته شده) صد تازیانه است و بعضی از فقها گفته اند اگر زن شوهر داری این عمل را انجام بدهد حد او اعدام است.( تفسیر نمونه، ج ۸، ص ۱۹۳)
          روایاتی که در مذمت همجنس گرایی از پیشوایان اسلام نقل شده آن قدر زیاد و تکان دهنده است که با مطالعه آن هر کس احساس می کند که زشتی این گناه به اندازه ای است که کمتر گناهی در پایه آن قرار دارد.
          از جمله در روایتی از پیامبر(ص) می خوانیم: «هنگامی که قوم لوط آن عمل ننگین را انجام دادن (مردها به مرد و زنها هم به زنان اکتفا کردند) زمین آن چنان ناله و گریه سر داد که اشکهایش به آسمان رسید و آسمان چنان گریه کرد که اشک هایش به عرش رسید در این هنگام خداوند به آسمان وحی فرستاد که آنها را سنگ باران کن و به زمین وحی فرستاد که آنها را فرو بر».( تفسیر نمونه، ج ۸، ص ۱۹۳)
          در روایت دیگری از امام علی(ع) می خوانیم که فرمود: از پیامبر(ص) شنیدم چنین می گفت: «لعن الله المشتبهین من الرجال بالنساء و المشتبهات من النساء بالرجال؛ لعنت خدا بر آن مردانی باد که خود را شبیه زنان می سازند، (با مردان آمیزش جنسی می کنند) و لعنت خداوند بر زنانی باد که خود را شبیه مردان می کنند (با هم مساحقه می نمایند)» (وسائل الشیعه، ص ۲۵۵، ح ۱۴) صاحب جواهر یکی از فقهای بزرگ شیعه می فرماید: «از بعضی از ائمه(ع) روایت شده مساحقه در زنان مثل لواط در مردان می باشد لکن مجازات مساحقه صد تازیانه می باشد زیرا در مساحقه آلتی داخل آلت دیگر نمی شود. در روایت دیگر است که مساحقه، زنای اکبر است که دختر ابلیس در زنان ایجاد کرده همان طور که ابلیس لواط را ایجاد کرده است.»( جواهر الکلام، ج ۴۱، ص ۳۸۸)
          و نیز در روایت آمده است: «زنی از امام صادق(ع) درباره مساحقه سؤال نمود حضرت فرمود: حد زناکار را دارد زن گفت: چگونه؟ در حالی که در قرآن ذکر نشده است، امام فرمود: چرا در قرآن ذکر شده است زیرا آنان با این کارشان جز اصحاب «رس» هستند.»( وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۶۲، ح ۸)
          در دنیای غرب که آلودگی های جنسی فوق العاده زیاد است برای توجیه عملشان می گویند با هیچ گونه منعی طبی برای آن سراغ نداریم، ولی آنها فراموش کرده اند که اصولا هر گونه انحراف جنسی در تمام روحیات و ساختمان وجود انسان اثر می گذارد و تعادل او را بر هم می زند، زیرا مرد و یا زنی که تمایل به جنس موافق دارند هیچ کدام یک مرد و زن کامل نیستند، در کتاب های امور جنسی «هموسکچوآلیسم» (همجنس گرایی) به عنوان یکی از مهم ترین انحراف ذکر شده است. ادامه این کار تمایلات جنسی را نسبت به جنس مخالف در انسان تدریجا می کشد و احساسات طبیعی را از بین برده و موجب سرگردانی روانی و روآوری به مواد مخدر و مشروبات الکی و انحرافات اخلاقی دیگر خواهد شد.
          بنابراین مساحقه، مخالف با فطرت سالم و الهی انسان است و طبق روایات فراوان مرتکب آن مستوجب لعن خداوند متعال و فرشتگان می گردد، و حتی در در برخی از روایات همان گونه که ملاحظه شد از این عمل به زنای اکبر یعنی بزرگترین زنا تعبیر شده است.

          راهکارهایی برای بی میلی به جنس موافق ودرمان همجنس گرایی
          ۱- قبل از هر اقدامی چه خوب است با مراجعه به روان پزشک و انجام برخی معاینات و آزمایشات، از ترشح عادی و نرمال غدد درونریز خود مطمین شوید. چه بسا در اثر ترشح غیرعادی غدد درون ریز چنین تمایلاتی به وجود آمده و با تنظیم ترشح غدد با مصرف دارو تمایلات جنسی شما نرمال شده و به سادگی درمان خواهد شد. یادآوری می شود از مراجعه به روان پزشک امتناع نکنید و خجالت نکشید، که این مسأله احتمالا یک مشکل جسمانی است و همچون دیگر مشکلات قابل درمان. باید درمان شده و قبل از تشدید بیماری، آن را حل کرد.
          ۲- عدم توجه به ذهنیت ها و افکار مبتنی بر تمایل به همجنس و عدم تمایل به جنس مخالف. هیچ گاه به خود تلقین نکنید که: «من به جنس مخالف هیچ علاقه‌ای ندارم و نمی‌توانم این علاقه را در خودم ایجاد کنم». هیچ گاه به خود تلقین نکنید که «علاقه به همجنس و تمایل به برقراری رابطه با جنس مخالف در وجود من نهادینه شده است و امکان تغییر آن وجود ندارد»، چون اولا این گونه نیست و شما با تلاش خود می‌توانید این مشکل را برطرف سازید، و ثانیا، این تصور جلوی هر گونه تلاش اصلاحی شما برای تغییر را می‌گیرد.

          ۳- گاهی اوقات شیطان برای وادار کردن آدمی به گناه از این کانال بهره می گیرد یعنی مسیر هر گناهی را به شکلی هموار می سازد در اینجا نیز مسیر آلوده شدن به برخی گناهان از کانال پشت کردن به جنس مخالف و ازدواج می گذرد و این نوع افکار و ذهنیت مقدمه ی ورود به آن وادی است باید با این گونه افکار که جز افکار شیطانی نام دیگری بر آن نمی توان نهاد باید به مقابله پرداخت یعنی ذره ای در شیطانی بودن این افکار تردید نداشته باشید.
          ۴ – صحنه هائی از زندگی که در آن شخص همجنس گرا نقش یک مرد، پدر، همسر و پسر خانواده را بر عهده دارد تصور کند و به آن بال و پر دهد و نقش خود را پر رنگ و کاملا مردانه بیان کند. لازم است این تصویر گری را در قالب ذهن پروری و نوشته ها و رفتار روزانه و تمام حالات واقعی و خیالی و… استمرار دهید. در یک کلام به مرد بودن خود فکر کند، و همانگونه عمل کند، زندگی مردی و اجتماعی خود را تعقیب کند اگر شش ماه با این طرز تفکر زندگی کند برای همیشه از آن افکار رهائی خواهد یافت.
          ۵- اجتناب از نگاه شهوت‌آمیز به پسرها. مراقب نگاه خود باشید و همان طور که از نگاه شهوت آمیز به جنس مخالف اجتناب می‌کنید از نگاه هوس آلود به پسرها نیز بپرهیزید. چون از نظر شرعی، نگاه از روی شهوت به همجنس هم حرام است. رسول اکرم صلی الله وعلیه وآله فتنه جوان زیبا را از فتنه دختر باکره بیش‌تر دانسته است (وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۵۷).
          ۶ – اجتناب ازتمام ارتباطها، مکانها و موقعیت هائی که انجام اندیشه همجنس گرایی را تداعی می کند.

          ۷- افکار خود را کنترل کنید. سعی کنید به افکار هوس‌آلود در مورد رابطه جنسی با همجنس فکر نکنید. هیچگاه در ذهنتان به این افکار بال و پر ندهید و آن را برای خود نیارایید. برای این کار، تلاش کنید تنها نمانید، چون این گونه افکار بیشتر در هنگام تنهایی به سراغ انسان می‌آید. اگر این افکار، به طور ناخواسته به سراغتان آمد، آن را قطع کنید، از جای خود برخیزید و به میان دوستان یا اهل خانواده بروید و تا زمانی که این افکار کاملا از ذهنتان خارج نشده، جمع دوستان یا خانواده را ترک نکنید.

          ۸- توجه به آثار و عواقب همجنس بازی: انسان به صورت طبیعی تمایل به جنس مخالف دارد. هرگونه کاری که تمایل طبیعی او را منحرف سازد، یک نوع بیماری تلقی می شود. از دست دادن احساسات طبیعی بر جسم و روح انسان تأثیر می گذارد. چه بسا افرادی که به این بیماری مبتلا باشند، گرفتار ضعف قوه جنسی و به اصطلاح سرد مزاجی شوند. از امام صادق علیه‌السلام در مورد فلسفه تحریم لواط سؤال شد، فرمود: اگر آمیزش با پسران حلال بود، مردان از زن‌ها بی نیاز می شدند و این باعث قطع نسل انسان می شد و باعث از بین رفتن آمیزش طبیعی می گشت و این کار مفاسد زیاد اخلاقی و اجتماعی به بار می آورد. ازدواج شرعی، چون موافق فطرت است، به فرمایش قرآن آرام بخش است (سوره روم، آیه ۲۱). ولی هم جنس بازی و لواط، عملی بر خلاف فطرت است و هر چه با فطرت هم خوانی نداشت، تأثیر سوء دارد، یعنی نه تنها فاعل و مفعول با این عمل به آرامش نمی رسند، بلکه بر تحیر و سرگردانی آن‌ها افزوده می شود. به همین دلیل روایات زیادی درباره هم جنس بازی نقل شده که بسیار تکان دهنده است. با مطالعه آن روایات، می توان به پلید بودن این عمل پی برد. قطعاً روایات در جلوگیری از این عادت ناپسند مؤثر است. پیامبر اکرم (صلی الله وعلیه وآله) فرموده‌اند: هر کس با نوجوانی آمیزش جنسی کند، روز قیامت ناپاک وارد محشر می‌شود، آن چنان که تمام آب‌های جهان او را پاک نخواهند کرد و خداوند او را غضب می‌کند و از رحمت خویش دور میدارد و دوزخ را برای او آماده ساخته و چه بد جایگاهی است. سپس فرمود: هرگاه جنس مذکر با مذکر آمیزش کند، عرش خداوند به لرزه درمی‌آید (وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۲۴۹). البته واضح است‌ که با توبه، این گناه مانند گناهان دیگر بخشیده می‌شود.

          ۹ – از خوابیدن با پسر در یک بستر اجتناب کنید: رسول خدا صلی الله وعلیه وآله می فرماید: بستر فرزندان خود را از سن ده سالگی جدا سازید، یعنی دو برادر یا دو خواهر یا برادر و خواهر زیر یک لحاف نخوابند (وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۷۱).

          ۱۰- قطع ارتباط با دوستانی که انسان را به سمت این گونه رفتارها و افکار دعوت می کنند و همچنین دوری از موقعیت هایی که وقتی در کنار آنها قرار می گیرد این افکار را برایش تداعی می کنند.

          ۱۱- نهایت تلاش خود را بکنید که بیکار نباشید. برای این کار، برای ساعات شبانه روز خود برنامه ریزی کنید. اوقات خود را با مطالعه، گردش با دوستان، ورزش، و… پر کنید.

          ۱۲- روابط اجتماعی‌تان را گسترش دهید. سعی کنید روابطتان را با دوستان و همکلاسی‌های خوبی که دارید توسعه دهید. با آنان به گردش، سینما، کوهنوردی، شنا، و… بروید و از تنها ماندن دوری کنید. به هر حال، سعی کنید تا حد امکان از انزوا و گوشه‌گیری به در آیید.

          در روزها و موقعیت های نخستین، عمل کردن به این راهکارها و دل بریدن از این حالت سخت و چه بسا ناممکن جلوه کند اما باید توجه داشته باشید که به گفته ی علی(ع) «با ارزش ترین کارها دشوارترین آنهاست» پس این حالت نشان از ارزشمندی و اهمیت تصمیم شخص دارد و باید در مسیر عمل کردن به این تصمیم بجا و ارزشمند گامهای بهتر و بلندتر بردارد.

          نکات مهم وقابل توجه
          ۱- حساس ترین دوره ی زندگی جوانی است می توان گفت سعادت وشقاوت انسان در این دوره رقم می خورد بنابراین درک این مطلب در پیدا کردن مسیرها وهمچنین کنترل غرایز نقش مهمی دارد.
          ۲- موارد تحریک کننده اعم از شنیدنی ها، خواندنی ها، افکار و… همانند جرقه ای است که کنار مواد محترقه قرار گرفته در این صورت نتیحه ای جز اشتعال و آتش سوزی مورد انتظار نخواهد بود.
          ۳- معنویات به ویژه نماز نیروهای خارق العاده ای هستند که خداوند آن ها را قرارداده تا او در دام شیاطین گرفتار نشود.
          ۴- تلقین در جهت منفی و مثبت اثر خود را به همراه دارد پس سیگنال های منفی راباید کنار گذاشت.
          ۵- آنچه اهمیت دارد تعدیل وکنترل غریزه جنسی است واین مهم میسر نمی شود مگر با دور کردن نفس از محرمات ومحرک هایی که خود شخص آن ها را بیشتر از همه می شناسد.

          ۶- اگر چه لذائذ حرام ونامشروع در ابتدا، قدری خوشایند بوده اما اگر دقت کنیم خواهیم دید بعد از مدتی پشیمانی، ندامت وکدورت رابرای انسان به ارمغان می آورد.

          ۷- دستور قرآن برای کنترل غریزه جنسی راهگشا است. قرآن می فرماید: جوانان مجرد باید ازدواج کنند واگر نمی توانند عفت به خرج دهند. در واقع راه سومی وجود ندارد واگر باشد به ضرر انسان می باشد.

          ۸- به دستورات شرعی اعتماد کرده و یقین داشته باشید سعادت شما در گرو اطاعت از دستورات دینی می باشد.

          ۹- رسیدگی به خواهش ها نفس را قوی تر کرده وتداوم این کار باعث ضعیف شدن انسان در مقابل نفس خواهد شد.

          ۱۰- به خود امیدوار بوده و مصمم باشید که می توانید همه ی گناهان را ترک کنید.

          ۱۱- از خداوند وائمه ی اطهار (علیهم السلام) کمک بگیرید و بدانید اقدام شما برای حل مسایل نفسانی نشان از پاک بودن طینت و توجه خداوند به شما است در این صورت طرد شدن کاملا بی معنی خواهد بود.

          ۱۲- توبه یعنی تولد دوباره و باز کردن فصل جدید در زندگی.

          ۱۳- برای ترک گناه روحیه ای شاد و همراه با نشاط لازم است و با ناراحتی و نا امیدی به جنگ گناهان نمی روند.

          ۱۴- در خانه خدا همیشه به روی بندگانش باز بوده وخداوند از بازگشت بنده اش بسیار خوشحال می گردد.

          ۱۵- فراموش نکنید بهترین کار کنترل افکار مخربی است که سراغ انسان می آید پس باید اوقات خالی خود را با برنامه های مفید پر کرده، برای زندگی برنامه ریزی داشت و از تنهایی وبیکاری پرهیز نمود.

          ۱۶- از ازدواج ناامید نباشید. اگر مدتی تمایل خود را به همجنس کنترل کنید، به تدریج خواهید دید که شما هم مانند هر جوان دیگری به جنس مخالف علاقه دارید و خواهان ازدواج هستید.

          ۱۷- شکست در این اقدام امری طبیعی است ولی مهم این است که شکست باعث پیمودن راه باشد نه توقف در مسیر.

          ۱۸- هر کاری که عادت انسان شده باشد یک شبه قابل تغییر نیست. در این راه، باید با آگاهی و پشتکار قدم برداشت.
          ۱۹- باز هم تکرار می کنم ازدواج بهترین گزینه است.
          ۲۰- شکست در این اقدام امری طبیعی است ولی مهم این است که شکست باعث پیمودن راه باشد نه توقف در مسیر.

  • ستاره   میگوید:

    سلام خدمت شما
    من ۳ سال است که با یکی از همکلاسی های دانشگاهم دوست هستیم اما ایشون از ابتدا قصدش ازدواج بود و فقط من میگفتم که فعلا زود است و صبر کنیم تا هم درسمان تمام شود و هم شرایط او برای زندگی بهتر شود اما حالا که وقت خواستگاری رسیده من یک مشکل اساسی دارم و خجالت میکشم بهش بگم . مشکل من پدرم هست که معتاده و نمیتونه یا نمیخواد که ترک کنه میترسم بیان خواستگاری و به همین دلیل خوانوادش رضایت ندن….ما خیلی به هم علاقه داریم. نمیدونم چیکار کنم اصلا دلم نمیخواد که خورد شم

    • راهنما   میگوید:

      نیازی به خجالت نیست خیلی رک و روشن زندگی خودتون و هدفتون رو بازگو کنید و به ایشون وقت بدید تا فکر کنه
      البته نیاز نیست در جلسه اول باشه اجازه بدید واکنشش و ببینید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • مهیا   میگوید:

    سلام خدمت شما
    من ۳ سال است که با یکی از همکلاسی های دانشگاهم دوست هستیم اما ایشون از ابتدا قصدش ازدواج بود و فقط من میگفتم که فعلا زود است و صبر کنیم تا هم درسمان تمام شود و هم شرایط او برای زندگی بهتر شود اما حالا که وقت خواستگاری رسیده من یک مشکل اساسی دارم و خجالت میکشم بهش بگم . مشکل من پدرم هست که معتاده و نمیتونه یا نمیخواد که ترک کنه میترسم بیان خواستگاری و به همین دلیل خوانوادش رضایت ندن….ما خیلی به هم علاقه داریم. نمیدونم چیکار کنم اصلا دلم نمیخواد که خورد شم

    لطفا جواب بدین

    • dr-salary   میگوید:

      سلام
      به هر حال ایشون اگر الان متوجه نشوند و ندونند در جلسه خواستگاری یا بعدا بفهمند شما بیشتر ضربه می بینید .بهتره کمی غیر مستقیم مسال ور با خودشون مطرح کنید و ببینید نظرشون و دیدگاهشون چیه .اگر ایشون شما رو دوست داشته باشند قطعا اگر مساله ای مطرح بشه میتونند خانواده رو قانع کنند ولی شاید اگر نگید بعدا خودشون متوجه بشن این رو به پای عدم صداقت گذاشته و دیگه فرصتی برای جبران نباشه .بهتره هنوز که رسمی نشده مطرح بشه .به طور کل مشکل پدر به پای دختر نباید نوشته بشه واگر ایشون برخورد و رفتار و شخصیت شما براش قابل قبوله باید بدونه قرار نیست با پدرتون زندگی کنه ولی در هر صورت دانستن این مساله بهتر است نسبت به اینکه اجازه بدید خودش بفهمه
      موفق باشید

      • مهیا   میگوید:

        ممنون از پاسخ و راهنماییتون

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه