مرکز مشاوره شیراز

مرکز مشاوره شیراز

بنیان خانواده و اعضای این نهاد همواره یکی از مهم ترین دارایی هایی است که هر فرد در زندگی دارد و برای آن ارزش و احترام بسیاری قائل است. اما برای حفظ این نهاد و صمیمانه تر شدن روابط و همینطور جلوگیری از فروپاشی آن باید چه کار کنیم؟ مسبب بسیاری از مشکلات خانوادگی ممکن است خودمان باشیم و به همین دلیل باید بر رفتار و کردار خود کنترل داشته باشیم تا از بروز ناراحتی و دلخوری در این نهاد مقدس جلوگیری کنیم و در برابر مشکلات بهترین راه حل را پیش گیریم.

مرکز مشاوره شیراز و مشاوره شیراز به منظور کمک به هموطنان شیرازی و با هدف ارتقاء سطح علمی جامعه و کمک به فرهنگ کشور ایجاد شده است. این مرکز با برپایی شعب متعدد مانند مشاوره ازدواج ستارخان، مشاوره خانواده ستارخان، مشاوره ازدواج عفیف آباد ، مشاوره خانواده عفیف آباد ، مشاوره خانواده چمران ، مشاوره خانواده ملاصدرا و با به کارگیری کارشناسان مجرب در مرکز مشاوره شیراز آماده پاسخ گویی به شما شیرازیان عزیز می باشد.

مشاوران ما مستقر در نمایندگی های مشاوره شیراز در مرکز مشاوره در مرکز مشاوره ستارخان ، مرکز مشاوره چمران، مرکز مشاوره عفیف آباد، مرکز مشاوره ملاصدرا ، مرکز مشاوره زند و دیگر نمایندگی ها پذیرای مردم عزیز خواهند بود.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

703 نظر جدید برای مرکز مشاوره شیراز

  • زهرا   میگوید:

    سلام من دختری ۱۷ ساله هستم فرهنگ شهرمون طوری هست که زود ازدواج میکنن من الان سه ماهه که نامزد دارم ایشون خیلی فردی موفق ولی من اصلا اعتماد به نفس ندارم و نمیتونم از حق خودم دفاع کنم و ازش می ترسم به خاطر همین ایشون از رفتار من ناراضین ولی من خیلی دوسش دارم….چه کار کنم؟

    • Anonymous   میگوید:

      اعتماد به نفس به این معناست که از ارزش‌ها و مهارت‌هایتان در زمینه‌های مختلف آگاه باشید و قادر باشید به گونه‌ای رفتار کنید که این ارزش‌ها را به دیگران نشان دهید.در نظر داشته باشید که داشتن اعتماد به نفس با تکبر و پایین بودن سطح اعتماد به نفس متفاوت است.منظور از تکبر این است که در موضوعی خاص خود را نسبت به آنچه که هستید بهتر و بالاتر بپندارید و پایین بودن سطح اعتماد به نفس به این معناست که ارزش خود را نسبت به آنچه که در واقع هستید پایین تر قلمداد کنید.اگر اعتماد به نفستان متناسب باارزش‌هایتان باشد و بتوانید بر این اساس رفتار کنید به اعتماد به نفس صحیح و مناسب دست یافته‌اید.

      چرا تعریف اعتماد به نفس مهم است؟ اگر قصد دارید به سطحی از اعتماد به نفس دست یابید که به نفعتان است (نه سطحی که برایتان مضر است) ضروری است که از هدف خود مطلع باشید. مثبت اندیشیدن بیش از حد لزوماً سودمند نیست و ممکن است که شما را از هدفتان دور کند. در برخی موارد از این طرز تفکر به عنوان اثر Dunning-Kruger یاد می‌شود و این زمانی است که فرد توانایی‌های خویش را بیش از حد توان خود تصور کرده و از اعتماد به نفس کاذب برخوردار است.

      مسئله مهم چیست؟

      اعتماد به نفس از جمله ویژگی‌های خوب هر فرد است.اگر قرار باشد توضیح دهیم که چرا بهتر است هر فرد خواستار اعتماد به نفس باشد،تنها می‌توانیم به یک نظریه مبهم اشاره کنیم. خوشبختانه دانش به یاری ما شتافته است. در زیر به مواردی می‌پردازیم که باعث تقویت اعتماد به نفس می‌شوند.

      داشتن اعتماد به نفس بیشتر از نظر احساسی مهم است تا جذابیت فیزیکی

      طبق مطالعات صورت گرفته توسط مجله بین‌المللی Cosmetic Science با دادن اودکلن به مردان می‌توان اعتماد به نفسشان را تا حدی بالا برد که حتی در عکس نیز جذاب به نظر برسند. همچنین تحقیقات دانشگاه وبستر حاکی از آن است که تنها لبخند زدن خانم‌ها برای گذاشتن قرار ملاقات کافی است.

      Confident-Couple

      بر اساس تحقیقات مجله روانشناسی اجتماعی و شخصیتی، هنگامی که در یک رابطه موفقیت یا موقعیت اجتماعی زن از مرد بالاتر باشد، مرد احساس ناخوشایندی نسبت به خود و این رابطه پیدا می‌کند. البته از نظر اخلاقی این موضوع صحیح نیست که موفقیت زنان باید کمتر از مردان باشد. در چنین شرایطی مردان می‌بایست تلاش کنند تا اعتماد به نفس خود را بالا ببرند.

      کسب زودهنگام اعتماد به نفس در زندگی باعث آسایش و راحتی در محل کار خواهد شد

      Confidence-at-work

      جای هیچ‌گونه تعجبی نیست که داشتن اعتماد به نفس کافی در محل کار،باعث موفقیت شما خواهد شد.مطالعات آزمایشی صورت گرفته در دانشگاه ملبورن نشان داده است که بین داشتن اعتماد به نفس در مدرسه و موفقیت‌های کاری در جوانی رابطه وجود دارد.

      این موضوع تنها به موفقیت در کار مربوط نیست.تحقیقات دانشگاه تگزاس حاکی از آن است که دانش‌آموزانی در توانایی و کارهایشان اعتماد به نفسشان بالا می رود،حتی هنگامی که مورد انتقاد قرار می‌گیرند،در آینده عملکرد بهتری خواهند داشت نیست به دانش‌آموزانی که به آن‌ها گفته می‌شود استانداردهایشان را ارتقا دهند.

      داشتن اعتماد به نفس بیش از حد نیز گاهی اوقات سودمند است

      طبق تحقیقات دانشگاه ادینبرگ و دانشگاه سان دیاگو کالیفرنیا هنگام بحث پیرامون موضوعی خاص،اگر این امکان را می‌دهید که نتیجه دلخواه را نمی‌گیرید و موضوع بحث نیز برایتان ارزشمند است، داشتن اعتماد به نفس زیاد منجر به پیروزی می‌شود.داشتن اعتماد به نفس کمک می‌کند به نتیجه دلخواه خود برسید،حتی اگر حق با شما نباشد.

      کارهایی که باعث تقویت اعتماد به نفس می‌شوند

      صحبت کردن پیرامون اعتماد به نفس مثل این است که بخواهیم مکانیک کوانتوم را از طریق رقص توضیح دهیم.تفاوت میان اعتماد به نفس و تکبر واضح و روشن است.اعتماد به نفس ندارید؟چاره کار چیست؟ “بهتر باش” توصیه مناسبی نیست.بنابراین راه تقویت اعتماد به نفس چیست؟

      Confidence-sport

      ورزش کردن: اثر ورزش کردن بر روی اعتماد به نفس قابل چشم‌پوشی نیست.هنگام ورزش کردن،بدن ماده‌ای به نام اندورفین آزاد می‌کند که باعث احساس شادی و رضایت در فرد می‌شود. پس از ورزش به این باور می‌رسید که کار مفیدی انجام داده‌اید.ورزش کردن در طولانی مدت باعث سلامتی و شادابی هر چه بیشتر جسم می‌شود.

      به دنبال پوشیدن لباس‌های بهتر باشید

      اگر تا کنون اقدامی در جهت بهتر کردن پوشش خود انجام نداده‌اید،حتماً از تأثیر مهم ظاهر بر روی اعتماد به نفس غافل بوده‌اید. همه چیز از نوع لباس گرفته تا رنگ عینک شما بر قضاوت و دید مردم در مورد شما اثر دارد. هنگامی که نحوه پوشش شما همگام و همسو باشد با طرزی که دوست دارید مردم شما را ببینند و قضاوت کنند،اعتماد به نفس را نیز به دنبال خواهد داشت.

      Confident-boy

      ژست‌های موثر را بیاموزید

      نحوه عملکرد مغز تحت تأثیر کارهایی است که جسم ما انجام می‌دهد.طبق تحقیقات دانشگاه اوهایو،برخی از حالات و وضعیت‌های جسم، مانند کشیدن دست‌ها در هوا، سطح تستوسترون را در بدن افزایش می‌دهد و باعث می‌شود احساس اعتماد به نفس بیشتری داشته باشیم.

      پیرامون مباحثی صحبت کنید که از آن‌ها آگاهی کامل دارید

      اطلاعات هر فرد پیرامون موضوعی خاص ممکن است بیش از سایرین باشد. ممکن است اطلاعات شما درباره UPS راه‌های کشتی‌رانی بسیار دقیق باشد (و قادر باشید به راحتی توضیح دهید که چرا تحویل یک بسته پستی از تنسی به جورجیا سه روز به طول می‌انجامد.) یا آگاهی داشته باشید که کدام نوع از k401 می‌تواند برای سرمایه شما بیش‌ترین بازده را داشته باشد و یا اطلاعات جامعی از فوتبال داشته باشید که دیگران قادر نباشند حتی مثالی در این زمینه بزنند.

      توضیح مقدمه‌ای پیرامون موضوعی که از آن کاملاً مطلع هستید باعث افزایش اعتماد به نفس شما می‌شود. شما از نقاط قوت خود در زمینه‌های مختلف آگاهی دارید( از مسائلی مطلع هستید که دیگران اطلاعات کمتری در آن زمینه دارند) با بحث و صحبت در این زمینه‌ها می‌توانید ارزش دانشتان را اثبات کنید. صحبت کردن درباره برخی از موضوعات دشوار است چرا که کمتر کسی حاضر به گوش دادن به آن‌هاست.اما اگر شخصاً در صحبت کردن مشکل دارید می‌توانید در بحث‌ها شرکت کرده و از توصیه‌های دیگران استفاده کنید.( مانند توصیه‌های ما)

      Winning-girl-confidence

      در مسابقاتی که در آن‌ها مهارت دارید شرکت کنید

      می‌دانم به چه چیز فکر می‌کنید. چگونه رقابت کردن با افرادی که سطحشان از من پایین تر است می‌تواند به اعتماد به نفس من کمک کند؟ پیش از هر چیز، حتی با پرسیدن این سؤال نیز مانند یک برنده فکر کرده‌اید. برنده شدن در یک مسابقه اثراتی به همراه خواهد داشت که باعث افزایش اعتماد به نفس می‌شود. مطالب پیرامون سطح اعتماد به نفس دانش‌آموزان ابتدایی و اثر آن بر شغل آینده‌شان را به خاطر دارید؟

      این ایده که بازیکنان جوان هاکی که متولد نیمه اول سال هستند نسبت به بازیکنانی که نیمه دوم سال متولد شده‌اند موفق‌ترند، مطلبی است که در کتاب Outliers به آن اشاره می‌شود. دلیلش چیست؟ چون تنها دانش‌آموزانی که تا اول ژانویه به دنیا آمده بودند اجازه بازی در تیمی با آن رده سنی خاص را داشتند و بازیکنی که در دوم ژانویه ده ساله می‌شد،در کنار کسی بازی می‌کرد که تا یازده ماه آینده ده سالش تمام نمی‌شد. با وجود اینکه این موضوع موفقیت را تضمین نکرده است حضور در تیمی که اعضایش از آمادگی کمتری نسبت به شما برخوردارند،می‌تواند باعث ارتقای اعتماد به نفس شما شود و شما را برای گام‌های بعدی آماده می‌کند. همچنین باعث می‌شود افراد بیشتری به سطح آمادگی و مهارت شما توجه کنند (که اعتماد به نفستان را بیشتر بالا می‌برد) تذکر این نکته مهم است که این روش به این منظور نیست که شما باید با دیگران رقابت کنید. هدف این است که کاری انجام دهید تا مهارتتان توسط دیگران تأیید شود.

      خصوصیات نامطلوب خود را اصلاح کنید

      هرچند گفتن آن آسان نیست،برخی اوقات مشکل طرز نگرش و یا احساسات شما نیست.گاهی اوقات تغییر ضروری است.این بدان معنا نیست که شما انسان بدی هستید و یا از مهارت کافی برخوردار نیستید،بلکه بدان معناست که اگر قصد دارید اعتماد به نفستان را در موضوعی خاص بالا ببرید،بهترین راه این است که مهارت‌های خود را ارتقا دهید.از این که قادر به گیتار زدن نیستید احساس بدی دارید؟بیشتر تمرین کنید. با بحث پیرامون مسائل سیاسی و اقتصادی احساس بی‌استعدادی می‌کنید؟ در این خصوص بیشتر مطالعه کنید. حتی می‌توانید از دیگران کمک بخواهید. پذیرفتن این موضوع که اطلاعاتتان راجع به موضوعی کامل نیست ایرادی ندارد، اما تظاهر به دانستن در صورتی که اطلاعاتی ندارید به اعتماد به نفستان کمک نمی‌کند.

      در آخر، تمامی این روش‌ها پیرامون یک موضوع است: انجام کارهایی که در آن مهارت دارید احساس رضایت را برایتان به ارمغان می‌آورد.هیچ راه تضمین شده‌ای وجود ندارد که یک شبه اعتماد به نفستان را به ۱۰۰ درصد برساند.اما با ممارست و تمرین نتیجه مطلوب به دست خواهد آمد.
      پس در این مورد با مشاوری مجرب مشورت کنید … حضورا”

  • زهرا   میگوید:

    سلام ممنون از راهنماییتون ولی نامزدمرفتار منو بچه گانه قلمداد میکنه و اصلا در کنار من احساس رضایت و ارامش نمیکنه میگه باید رفتارت خانومانه باشه…رفتارش تازگیا بامن خیلی سرد شده و تصمیم گرفته با من کات کنه ولی من چون دوسش دارم وشرایط شهر کوچک این امکان رو به من نمیده.چون همیشه برای من فقط درس خوندن مهم بود به خانومانه رفتار کردن توجه نمی کردم ولی میخوام خودمو از نو بسازم ایا خودم میتونم یا با کمک مشاور؟در صورت لزوم مشاورمجرب پیشنهاد کنین یا کتاب یا سی دی های اموزشی

    • Anonymous   میگوید:

      در این مورد اگر ایشون تصمیمش رو برای کات کردن گرفته امتیاز منفی بدی به این رابطه داده
      و شما هم در حال حاضر قراره گدایی این عشق رو بکنید … اینو بدونید ایشون باید شمارو همونطور که هستید قبول کنه و گرنه هیچ کسی نمیتونه برای تمام عمر نقش بازی کنه …ولی میتونید با مشاوری مجرب در شهرتون مشورت کنید تا روش هایی رو برای تغییر در رفتارتون به شما پیشنهاد کنه

  • مریم ۲۴   میگوید:

    سلام من خیلی تنهاهستم۲۴ سالمه ولی مثل بجه هاباهام رفتارمیکنن همش توخونه ام و افسرده شدم لطفامنوراهنمایی کنید

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز میتونید در خانه خودتون رو به پرورش گل و یا نگهداری پرنده ای مشغول کنید
      به هر حال خانواده ها در زندگی امروز بسیار نگران هستند و همین نگرانی باعث میشه ارتباط فرزندان رو با محیط بیرون بگیرن که همین انزوا میتونه در آینده بسیار در زندگی فرد تاثیر منفی بگذاره
      پس باید در این خصوص رفتاری خوب و قاطع ارائه بدید تا شما رو به عنوان فردی شایسته با رفتاری قاطع بشناسند

      ما امیدواریم که تنهایی خودش از بین خواهد رفت وبنابراین هیچ کاری برای رفع آن انجام نمی‌دهیم و اجازه می‌دهیم که ما را در بربگیرد. شگفت آور این که در بعضی از موارد حتی ما به این احساس خوشامد می‌گوئیم و….
      تنهایی
      تنهایی نوعی احساس تهی بودن و خلاء درونی است. شما احساس انزوا کرده و از دنیا جدا می‌شوید،‌ از کسانی که دلتان می‌خواست با آنها رابطه داشته باشید،‌می‌برید.
      انواع و درجات مختلفی از احساس تنهایی وجود دارد . شاید تنهایی را به صورت یک احساس مبهم از درست نبودن امور تجربه کنید. این حالت نوع خفیف احساس تهی بودن است. شاید هم تنهایی را به صورت محرومیت و درد بسیار شدید تجربه نمائید.
      یک نوع ازتنهایی به گم کردن یک شخص خاص، بدلیل مرگ او یا دوری‌اش مربوط می‌شود. نوع دیگر تنهایی ناشی از فقدان تماس با مردم است به این دلیل ممکن است واقعا بصورت فیزیکی به خاطر کار در شیفت شب یا اقامت در ساختمانی که مردم بندرت به آنجا رفت وآمد می‌کنند، از دیگران جدا شده باشید. شما حتی ممکن است از نظر عاطفی احساس تنهایی کنید، در حالی که در میان مردم هستید ولی در برقراری رابطه با آنها دچار مشکل باشید.
      احساس تنهایی با تنها بودن صرف متفاوت است
      در اینجا ضروری است که تأکید شود احساس تنهایی مساوی با تنها بودن نیست . هر شخصی همیشه زمانی را برای تنها بودن در نظر می‌گیرد . تنها احساس تنها بودن و غمگین شدن به خاطر آن است والبته همه ما گاهی احساس تنهایی می‌کنیم .فقط زمانی که در دام تنهایی‌گیر می‌افتیم، آن تبدیل به یک مشکل واقعی می‌شود.
      چطور ممکن است در احساس تنهایی مان نقش داشته باشیم
      تنهایی یک احساس انفعالی است . ابقا و تداوم آن ناشی از اجازه منفعلانه ما ازیک سو وانجام ندادن هیچ چیزی برای تغییر آن از سوی دیگر است. ما امیدواریم که تنهایی خودش از بین خواهد رفت وبنابراین هیچ کاری برای رفع آن انجام نمی‌دهیم و اجازه می‌دهیم که ما را در بربگیرد. شگفت آور این که در بعضی از موارد حتی ما به این احساس خوشامد می‌گوئیم. پذیرفتن تنهایی و غرق شدن دراحساسات مرتبط با آن معمولا به احساس افسردگی و درماندگی منتهی می شود، آن نیز به نوبه خود، به احساس انفعال بیشتر و افسردگی افزونتر منجر می‌گردد.
      جان کاسیوپو، محقق دانشگاه شیکاگو و نویسنده پژوهش “اثرات بیولوژیکی تنهایی” نتایج تحقیقات خود را در نشست علمی روانشناسی اجتماعی، اعلام کرد.
      بر اساس نتایج این تحقیقات، رابطه‌ای میان تنهایی و بروز مشکلات قلبی و عروقی، بروز التهاب در بدن، مشکلات یادگیری و نقص حافظه وجود دارد. تنهایی دارای اثرات منفی متعددی است که در یافته‌های این پژوهشگر به آنها اشاره شده است.
      تنهایی و مشکلات قلبی و عروقی
      این پژوهشگر، در بررسی‌های خود دریافت، رابطه‌ای میان تنهایی و سخت شدن شریان‌های خونی که منجر به افزایش فشار خون می‌شود، وجود دارد.
      تنهایی باعث افزایش ترشح هورمون استرس کورتیزول و بالا رفتن فشار خون می‌شود؛ به حدی که فرد در آستانه منطقه خطر و احتمال سکته مغزی و قلبی قرار می‌گیرد.
      سیستم گردش خون افراد منزوی ضعیف است و این وضعیت، عملکرد قلب را دشوار می‌سازد. شیوع مشکلات قلبی و عروقی در این گروه بیش از سایر افراد گزارش شده است.
      تنهایی و ضعف سیستم ایمنی
      محققان تغییراتی در برخی از ژن‌های سیستم ایمنی افراد تنها مشاهده کرده‌اند. برخی از ژن‌های کلیدی و مهم که در واکنش‌های ضد ویروسی و تولید آنتی بادی نقش دارند، در بدن این افراد دچار تغییراتی می‌شوند که باعث تضعیف عملکرد سیستم ایمنی در مقابل حملات ویروسی خواهد شد.
      تنهایی و مشکلات خواب
      دیگر یافته‌های این پژوهش حاکیست: سیستم ایمنی باید بین حملات ویروسی و تهاجم باکتریایی یکی را انتخاب کند. در بدن افراد منزوی که جهان را مانند یک مکان تهدیدآمیز می‌بینند، ‌سیستم ایمنی به جای تمرکز بر تهدیدات ویروسی،‌ حملات باکتریایی را انتخاب می‌کند. در این حالت بدن بدون حفاظت ضد ویروسی و تولید آنتی‌بادی مستعد ابتلا به بیماری‌های ویروسی می‌شود و در نتیجه توانایی برای مقابله با بیماری‌هایی از جمله سرطان به پایین‌ترین حد خود می‌رسد.
      افراد منزوی و تنها از خطر بالای ابتلا به سرطان و بیماری‌های ویروسی برخوردار هستند.
      تنهایی و مشکلات خواب
      نتایج پژوهش یاد شده نشان می‌دهد: کیفیت خواب در افراد تنها، تنزل پیدا کرده و بر سلامت جسمی و روحی آنها اثر منفی می‌گذارد؛ فرد در طول شب بارها از خواب بیدار می‌شود و طول زمان واقعی خواب بسیار کم است.
      تنهایی و دید منفی نسبت به اجتماع
      یافته‌ها حاکی از آن است که میزان واکنش شدید به رفتارهای منفی دیگران در افراد منزوی بیشتر از سایرین است. از نظر افراد تنها، دنیا جای امنی نیست و این حس را به دیگران نیز القا می‌کنند. افراد تنها غمگین هستند و باعث ایجاد ناراحتی، سرخوردگی، ناامنی جسمی و روحی در دیگران می‌شوند.
      رهایی از تنهایی
      برای متوقف کردن احساس تنهایی، اول باید بپذیریم که احساس تنهایی می‌کنیم. گاهی اوقات پذیرفتن آن کاری مشکل است .سپس باید احساس تنهایی را به شیوه‌ای ابراز داریم. می‌توانیم آن را در دفترچه یادداشت روزانه بنویسیم، یا از طریق نوشتن یک نامه تخیلی به یک دوست یا فامیل ابراز داریم، از طریق کشیدن و رنگ کردن یک تصویر، دعا و نیایش با خداوند یا انجام هر کار دیگری که باعث ابراز احساسات درونی‌مان گردد(شامل صحبت با دیگران) نیز می‌توانیم احساس تنهایی‌مان را بیان داریم.
      بیان این احساسات ممکن است به کشف این نکته منجر شود که ما چیزهای زیادی را احساس می‌کنیم که با حساس تنهایی‌مان مرتبط هستند، از قبیل غمگینی، خشم و ناکامی. ممکن است قادر به شناسایی نواحی باشیم که این احساسات از آنجاها می‌آیند‌، یعنی متوجه شویم که چگونه با زندگی ما ارتباط یافته‌اند. به موازات توانایی‌مان در دیدن این ارتباط، توانایی‌مان در تغییر آنها نیز افزایش می‌یابد.
      به طور کلی به نظر می رسد، آموزش مهارت‌های اجتماعی برای ایجاد نگرش مثبت نسبت به اجتماع و جمع کردن افراد دور هم برای گذراندن اوقات فراغت در محیطی شاد، بهترین راه کمک به افراد منزوی و تنهاست.

  • آرمان   میگوید:

    سلام.
    مدتیه ک با دختری دوست هستم و واقعا دوسش دارم.قبلا بهم گفته بود ک جن ها اذیتش میکردن و من جدی نگرفتم و گفتم حتما الکی گفته.ولی جدیدا واقعا جن ها میرن تو وجودش و کلا حالتش عوض میشه و واقعا کارای وحشتناکی میکنه.مثلا چاقو میگیره دست میگه میخوام بکشم خودمو یا چاقو میده دس بقیه میگه بکن تو شکمم و ب هرصورت دعا یا هرجیزی خوب ک میشه خودش میگه هیجی از اینایی ک میگیم یادش نمیاد.یا وقتی اینجور میشه و قران خونده میشه خیلی پریشونتر میشه.واقعا وحشتناکه و مثل این فیلماست.هضم اینکه همجین جیزی هست خیلی برام سخته.
    چیکار باید بکنم؟جیکار کنم ک کلا خوب شه؟؟کلا جیکار باید بکنم؟کمکم کنید توروخدا…

    • Anonymous   میگوید:

      جن ها در چه صورتی مزاحم انسان میشوند؟ شما چه راه حل هایی پیشنهاد میکنید که صد در صد تضمین میکنید اگر ما آن کارها را انجام بدیم جن ها مزاحم ما نمیشوند؟ مثل گذاشتن نمک زیر بالشت!! آیا این خرافات است یا کاربرد دارد؟

      خداوند در آیه‏ ى ۲۷۵ سوره‏ى بقره مى‏فرماید: کسانى که ربا می‏خورند (در قیامت) برنمی‏خیزند مگر مانند کسى که بر اثر تماس شیطان دیوانه شده (و تعادل خود را نمی‏تواند حفظ کند گاهى زمین مى‏خورد و گاهى به پا می‏خیزد). مرحوم علامه طباطبایى در تفسیر این آیه می‏فرماید: اگر چه آیه دلالت ندارد که هرگونه جنون و دیوانگى ناشى از تماس شیطان باشد و لکن اشاره‏اى است بر این که بعضى از دیوانگی‏ها از ناحیه شیطان است…

      و همین‏طور آیه دلالت بر این نمى‏کند که این گونه تماس فعل خود شیطان باشد براى این که شیطان به معناى شریر (شرور- مردم‏آزار) است که هم بر ابلیس اطلاق میگردد و هم بر انسان‏هاى شریر و هم جنّیان شریر و ابلیس هم از طایفه جن است. اما آن چه یقینى است از دلالت آیه این است که براى جنّ در این گونه تماس (که حاصل آن دیوانگى است) شأنى است ولو این که همه‏ى آن‏ها این گونه نباشند ((۱)).

      اما این گونه نیست که شیطان سلطه ‏اى قهرى و غیراختیارى بر انسان داشته باشد، بلکه سلطه شیطان، همه سلطه ‏فتنه و غرور است به این معنى که انسان را دعوت به آلودگى می‏نماید و به عبارت دیگر در راه هدایت دام می‏گستراند، به فرموده قرآن: (اى شیطان) بر بندگانم تسلط نخواهى یافت مگر گمراهانى که از تو پیروى مى‏کنند ((۲)).

      نتیجه این که شیاطین و جنیان هیچگونه تصرف و سلطه قهرى و غیراختیارى بر انسان ندارند و هرگونه انحرافى از ناحیه آن‏ها در مورد انسان صورت میگیرد همراه با اختیار آدمى است، اما این که بعضى سختیها در زندگى انسان از ناحیه شیاطین است شکى نیست که همه براى آزمایش و امتحان ماست. از این رو تفاوت است میان انحراف و سختى. انحراف براى مؤمنین نیست، اما چه بسا سختى براى آن‏ها باشد.

      اما راه علاج و درمان نیز گوناگون است، از آن جمله:

      ۱٫ دورى از تنهایى.

      ۲٫ تغییر مکان و محل زندگى اگر چه به طور موقت.

      ۳٫ صدقه دادن.

      ۴٫ خواندن سوره هایى از قرآن مانند «چهار قل» و آیه «و ان یکاد».

      ۵٫ در نهایت مراجعه به برخى از کسانى که توانایى رفع آزار جن ها را دارند.

      زاهد ار رندى حافظ نکند فهم چه باک دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

      (مضمون مصراع دوم، ترجمه‏ى روایتى است از حضرت على (ع): البیت الّذى یقرء فیه القرآن و یذکر الله عزّ و جلّ فیه، تکثر برکته و تحضره الملائکه و یهجره الشیطان خانه‏ اى که در آن قرآن قرائت شود، و یاد خداوند در آن‏خانه مرتب انجام شود، برکت آن خانه زیاد شود و ملائکه در آن خانه حاضر گردند و شیطانها از آن خانه بیرون روند. (دیوان حافظ دکتر انجوى شیرازى))

      ما در پاره‏اى خبرها درباره شرارت‏ها، وسوسه‏ها و تهاجم‏هاى شیطان‏هاى جنّى مطالبى را می‏شنویم یا میخوانیم و با استفاده از قرآن کریم پى می‏بریم که شیطان معنى وسیعى دارد و به معنى هر موجود سرکش و طغیانگر و موذى است، لذا در قرآن به انسانهاى پست و خبیث و طغیانگر نیز شیطان گفته شده است.. سوره انعام، آیه ۱۱۲٫

      در سوره ناس چنین می‏خوانیم: «بگو پناه می‏برم به پروردگار مردم، خدا و معبود مردم، از شرّ وسوسه ‏هاى شیطان و موجود شرورى که همواره ظهور می‏کند و سپس پنهان میشود و براى تصرّف دل حمله و گریز دارد.. آن که در سینه‏ هاى مردم وسوسه می‏کند خواه از جنس جن باشد و خواه از جنس انسان»

      بنابراین، انسان باید پیوسته از شرّ شیطانهاى جنّى و انسى به خدا پناه ببرد. البته همه جنیان شیطان نیستند شیطان جنّى آن جنى است که کافر است و اسلام نیاورده و کارش خرابى و شرارت و شیطنت است.

      مطلب دیگر این است که منظور از ظهور جنّ و شیطان این نیست که از ماهیّت حقیقى خود خارج شوند و تغییر ماهیت بدهند بلکه به این معنى است که در قوّه حسّ و ادراک انسان به صورتهاى مختلفى محسوس مى‏شوند. به همین جهت، گاهى جنیان به صورت یک آرم، گاهى موجودات کوچک، گاهى موجودات بزرگ با بدنها و چشمها و موهاى عجیب متمثّل مى‏شوند و شیطان نیز بصورت یک پیرمرد، گاهى بصورت جوان و ظاهر شده است. در خبرى مى‏خوانیم که شیطان انگشت پاى مبارک امام سجاد (ع) را در حال نماز نیش مى‏زند و مى‏خواهد حضرت را از توجه در نماز غافل سازد ولى امام با ذکر الهى از شرّ او نجات می‏یابد.

      شیطان براى عموم مردم از طریق ایادى و لشگریانش لغزشگاههایى بوجود مى‏آورد تا مردم را از یاد خدا غافل ساخته، به گناهان سوق دهد. درباره‏ى کسانى که به سیر و سلوک و تهذیب نفس روى مى‏آورند شیطان از نیروهاى قویترى استفاده مى‏کند و به تعبیرى از عوامل اجرایى ویژه خود براى فریفتن و گمراه ساختن آن‏ها بهره میی‏برد هر چه سالک در تهذیب نفس تلاش بیشترى مى‏کند بیشتر مورد هجوم شیطان و عوامل او قرار مى‏گیرد تا جائى که خود شیطان یعنى شیطان اصلى که آدم و حوا را اغوا کرد (ابلیس) براى اولیاء الهى تمثل پیدا مى‏کند و به طرق مختلف ایشان را از سلوک الهى باز می‏دارد یکى از کارهاى شیطان در این مرحله این است که پاره‏اى کارهاى مستحبّى را براى سالک جلوه و طول مى‏دهد و او را به مستحبات چنان مشغول می‏سازد تا از امور اصلى دینى (واجبات) خود باز ماند.

      اساتید و مشایخ ما براى مقابله با وسواس شیطانى و محفوظ ماندن از شرارتهاى شیاطین جن و انس دستورالعمل‏هایى می‏دهند که ما در خصوص مشکل شما برداشت و توصیه ‏هایى ویژه‏اى داریم که انشاء الله جامه ‏ى عمل میپوشید.

      الف) اگر ترس از هر موجودى سبب شود که فرد نسبت به تهجّد و شب‏ زنده‏ دارى، نماز و دعا سست شود این همان دام شیطان است. کم توجهى به امور عبادى، نوعى عقب‏نشینى و تسلیم شدن سالک محسوب مى‏شود. سالک الهى، با استفاده از عبادت و یاد خداوند متعال از مکر، وسوسه و شرّ هر موجودى در امان خواهد ماند به هر مقدارى که سالک به اعمال صالحه روى مى‏آورد، به همان نسبت تحت ولایت و سرپرستى خداوند قرار مى‏گیرد و شیطان هرگز بر او تسلّطى نخواهد داشت.

      همانگونه که خداوند می‏فرماید: «انّ عبادى لیس لک علیهم سلطان تو (اى ابلیس) هرگز بر بندگان من تسلّط نخواهى یافت» (سوره حجر، آیه ۴۲ (خود ابلیس هم اعتراف مى‏کند که من بر بندگان مخلص سلطه‏اى ندارم. «و لاغوینّهم اجمعین الّا عبادک منهم المخلصین بطور حتم آدمیان را اغوا و گمراه خواهم ساخت مگر بندگان مخلص تو را (حجر، آیه ۳۹ و ۴۰ ((که بر ایشان قدرت نفوذ ندارم)

      آرى خداوند ولى و سرپرست صالحان است- خداوند ولّى و سرپرست مؤمنان است.

      ب) امام صادق (ع) چه زیبا و متین فرموده‏اند: در شگفتم براى کسى که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (سوره آل عمران، آیه ۱۷۳ (پناه نمییبرد زیرا که خداوند عزّوجل به دنبال ذکر یاد شده فرموده: پس (آن کسانى که به عزم جهاد خارج گشتند و ترساندن شیاطین در آن‏ها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسّک جستند) همراه با نعمتى از جانب خداوند (عافیت) و چیزى که زائد بر آن (سود در تجارت) بود، بازگشتند و هیچگونه بدى به آنان نرسید. رساله ‏ى «نور على نور»، در ذکر و ذاکر و مذکور، علامه حسن زاده آملى.

      ج) چهار «قل» را مداومت نمائید یعنى سوره‏هاى «توحید»، «فلق»، «ناس» و «کافرون» را دائما مخصوصا به هنگام خواب ذکر نمائید.

      د) صدقه

      بدهید به فرموده آیت‏الله شیخ حسنعلى اصفهانى در کتاب نشان از بی ‏نشانها، هر روز اگر چه به مقدار کم صدقه بدهید.

      ز) توسل به چهارده معصوم و ذکر شریف صلوات در طول بیدارى و قبل از خواب نقش موثرى در اعاده حالات معنوى دارد. کسانى که اشتغالات روزشان زیاد است، با استفاده از ذکر صلوات می‏توانند حالات معنوى مانند حضور قلب خود را حفظ نمایند و در عین حال به کار و پیشه خود بپردازند.

      پی ‏نوشت‏

      (۱) ر. ک: تفسیرالمیزان، ج ۲، ص ۴۱۲ عربى‏

      (۲) حجر، آیه‏ ى ۴۲- براى اطلاع بیشتر تفسیر المیزان، ج ۷، ص ۴۸۵- ج ۸، ص ۷۷ و ۸۷، ترجمه

  • سلام   میگوید:

    همسر من دکترا دارد.من هم لیسانس.او ۳۱ ساله و من ۲۵٫شوهرم از خانواده ام بدش میاد.با زور و دعوا به اونها سر میرنه و وقتی میاد یه جا ساکت میشینه.من هر حرفی میزنم میگه خواهرت یادت داده.اگه خواهرم ماشین بخره فک میکنه دارن با اون رقابت میکنن چون خودش ماشین نداره.ولی من همیشه احترام خانواده اش رو داشتم.من الان به خاطر شوهرم شهر غریب اومدم ولی بازم ول کن نیست.من دوس دارن که شوهرم با خانوادم صمیمی باشه ولی فقط پشت سرشون بد میگه.کلا ادم ساکتی هست و فقط نق میزنه.و مثل هم سن و سالاش نیست.چه کنم؟

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز راستش چون ایشون دکتر هستن پس بعید میدونم صحبت های شما و یا هر کسی دیگه بتونه طرز فکرش رو عوض کنه …
      شما باید بدونید دلیل این همه تنفرش نسبت به خانواده شما در چی هست
      بعد میتونید نسبت به اون مشکل با مشاوری مجرب مشورت کنید
      ممکنه اتفاقی باعث کینه به دل گرفتن ایشون شده باشه اگر متوجه بشید میشه گفت راه درمان رو پیدا کردید
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • سلام   میگوید:

    ممنون از پاسخ شما.در جواب اینکه چرا بدش اومده از خانوادم :داماد اول ما کلا سر لج باهاش داره چون از اول از شوهرم خوشش نمیاومد.رابطه شوهرم با خواهرم اول خیلی خوب بود ولی چون خواهرم سیاست نداره حرفایی زد که شوهرم خوشش نیومد مثلا در مورد کاراش ازش سوال میکرد و شوهرم کلا بدش اومد.در مورد پدر و مادرم اینکه کلا داماد رو غریبه میدونن و چون پدرم اکثر اوقات خونه نیس و داماد اولمون هم نیس باعث شد که هر وقت شوهرم میاد خونه مادرم با مادرم فقط صحبت کنه و در این میون حرفی از دهن مادرم درمیومد که شوهر حساس من ناراحت میشد.پدر من هم اکثرا خونه نیستن که ما رو دور هم جمع کنن.من فک میکنم کمبود بزرگترهای با سیاست این مشکل رو بوجود اورده.حالا وظیفه من چیه؟چجوری کمبودهای خانوادم و حساسیت های شوهرم رو(که به خاطر تحصیلات بالاش ایجاد شده) جبران کنم؟

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز اگر ایشون به معنای واقعی کلمه تحصیل کرده باشه پس میتونه شرایط شمارو درک کنه ولی اگر بسیار حساس هست باید مشاوره روانشناسی داشته باشه … در ضمن شما هم باید با صحبت منطقی و استدلالی با ایشون وارد مذاکره و گفتگو بشید
      به هر حال درختی که پربارتره از همه افتاده تر و محجوب تر خواهد بود

      همسران حساس چطورند؟
      خصوصیات افراد خیلی حساس شبیه به افراد درونگرا است. درست مثل افراد درونگرا، این افراد هم نیاز به تنهایی دارند. آنها گاهی به راحتی از کوره در می روند یا احساساتشان به جوش می آید و گریه شان می گیرد، نسبت به درد سریع واکنش می دهند، از حالات دیگران خیلی زود تاثیر می پذیرند و… این افراد سیستم عصبی بسیار حساس تری دارند که وضعیتی فیزیولوژیکی و در عین حال روانی است. اصولاً افراد بیش از حد حساس نسبت به محرک های خارجی (صدا، تصویر یا حتی لرزش ها) حساس تر هستند. جالب است بدانید که سیستم دفاعی بدن آنها به گونه ای است که به هوا، خوراکی ها و برخی مواد حساسیت دارند و در واقع این آلرژی یا حساسیت به همه چیز، یک وضعیت عمومی بدنی برایشان به حساب می آید نه صرفا روحی.
      نمی توان گفت بیش از حد حساس بودن بد، خوب، سالم یا ناسالم است. این هم یک نوع روحیه است. و هرچقدر بیشتر درمورد افراد حساس بدانید، بهتر می توانید با این افراد و موقعیت های دور و برتان کنار بیایید.آنها ویژگی های بسیار مثبتی هم دارند که در دیگران ممکن است وجود نداشته باشد. مثلا دل رحم تر هستند، عاطفی ترند، می توانند اطلاعات را عمیقاً پردازش کنند و تمرکز بهتری دارند. در کارهایی که نیازمند دقت، سرعت و جزئیات است مهارت دارند. شدیدا وظیفه شناس هستند. نیمکره راست مغزشان قوی تر است و این یعنی خلاق تر هستند. آنها می توانند فکر دوستان و اعضای خانواده شان را هم بخوانند. حتی می توانند شخصیت و خصوصیات افراد غریبه را هم تشخیص دهند.

      همسر حساس

      آیا می توان با او تند و خشن برخورد کرد؟
      افرادی که بسیار حساس هستند، تا می توانند از افراد تند و ناملایم دوری می کنند. اگر فردی عصبی و تهاجمی هستید و زود شروع به فریاد زدن می کنید، این را بدانید که نمی توانید در رابطه با افراد حساس به سرانجام خوبی برسید.

      حرف های انتقادی خود را چقدر به زبان آوریم؟
      البته توصیه ما به شما این نیست که به طور کامل انتقاد کردن را کنار بگذارید. گاهی اوقات انتقاد کردن بسیار ضروری است، اما سعی کنید به طور مداوم از او انتقاد نکنید. هر چه از او بیشتر انتقاد کنید، او نیز از شما بیشتر دوری می کند.

      چقدر رومانتیک باشیم؟
      افرادی که بسیار حساس هستند، با عواطف و احساسات خود فکر می کنند؛ به خصوص در روابط شان. هر چه در برابر همسر حساس خود رمانتیک تر رفتار کنید، او بیشتر شما را دوست خواهد داشت.

      به خط قرمزهایش …
      اگر با یک خانم حساس و نازک نارنجی طرفید یا ازدواج کرده اید و قصد دارید همه عمر در کنار او بمانید، باید برای کم کردن تنش ها تلاش کنید. شما قطعا بعد از مدتی می دانید که خط قرمزهای همسرتان کجاست و چه رفتارهایی او را از کوره در می برد، پس با دم شیر بازی نکنید.

      آیا حتما باید نشان دهیم که شنیده ایم؟
      بسیاری از غرولندهای خانم های حساس به دلیل ترس از نشنیده شدن اتفاق می افتد. او شما را تهدید می کند و از همان اول با توپ پر سراغ تان می آید تا بهتر شنیده شود. اگر از همان آغاز به او نشان دهید که حرف هایش را می شنوید و قصد برآورده کردن خواسته های منطقی او را دارید، دیگر دلیلی برای غر زدن باقی نمی ماند.

      حرف زدنمان چطور باشد؟
      در صورتی که می بینید خواسته همسرتان قابل اجرا شدن نیست، خودتان را به بی تفاوتی نزنید. با او در این مورد صحبت کنید و دلایل تان را بگویید. شاید در جریان این بحث ها شما قانع شدید و اگر هم نشدید لااقل دلایل مخالفت تان را با او در میان گذاشته اید و به بی خیالی متهم نمی شوید.

  • عطا   میگوید:

    سلام , چند ساله دختری رو با خانوادشون میشناسم, حدود چهار ساله علاقه ای بینمون پیش اومده , و از اینکه منو واقعا دوست داره میگفت , و این رو ادعا داشت ک فقط تو و وهیچ, چند مدت پیش , حدود دو ماه , از رابطه تلفنی با کسی دیگه ک داشت مطلع شدم , جویا که شدم داستانی رو گفتن که مربوط به یکی از اعضای فامیل درجه دو بود که تو دردسری افتاده بودن و باید کمکشون میکردن , و میگفت هیچ رابطه ای هم نداشتن و ایشون رو هم برای یکبار هم کهشده ندین و فقط خواستن با دوستی با ایشون رفتاری کنن که کمکی شده باشه به فامیلشون , با پیگیری این مساله فهمیدم که یکبار همدیگرو دیدن از نزدیک و با توجه ب اینکه این دختر گفتن که دیگه به هیج وجه حتی برای یکبار هم که شده با ایشون تماس برقرارمیکنن و بعد از دو ماه فهمیدم ک تا یکماه پیش هنوز تماس تلفنی با خطی دیگه داشتن , و میگن که ایشون شماره م رو از جایی گیر اوردن ومن هیچ ارتباطی نداشتم , اما با پرینت خط از مخابرات معلوم شد که ساعتها از طریق پیامک صحبت داشتن , و برای بار دوم هم پنهان کردن, حالا میگن که از کرده خودم پشیمونم و بچگی و کم عقلی کردم و فقط تو تو زندگیمی و تو رو دوست دارم , و میخام کنارم باشی و بهم ارامش بدیو از این حرفها.
    ب نظر شما ,
    ایا میشه بهشون اعتماد کرد؟
    ایا حقیقت رو گفتن؟
    ایا میشه بعنوان گزینه ای برای ازدواج در نظر گرفت ,؟
    ایا ممکنه این ارتباط بین این دو نفر جدا از داستان گفته شده باشه ؟ و از همه مهمتر , ایا ادامه ارتباطم با این دختر درسته یا نه ,
    لطفا راهنماییم کنید .
    اگه نیاز به ی مشاوره کامل رو دارم مرکزی رو در شیراز معرفی کنید تا حضورا مراجعه کنم , ممنون

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز این سوالات رو فقط خدا میتونه جواب بده چون کسی از خلوت کسی خبر نداره … ولی اینکه بخوای کسی رو به صرف حرف زدن با کسی محکوم به خیانت کنید درست نیست … شاید شما هم اگر خودتون رو در این موقعیت قرار بدید چنین رفتاری رو انجام میدادید …
      تا وقتی که با کسی وارد یک رابطه قانونی و رسمی نشدید پس نمیتونید در مورد رفتارش تصمیم گیری و قضاوت کنید
      به همین خاطر نیاز دارید با مشاوری مجرب در این خصوص صحبت کنید که در شیراز وجود داره …
      در این مورد مشاوران مثل سایر متخصصین قابل مشاهده و دسترسی هستند
      میتونید از اداره کل بهزیستی و یا دانشگاه علوم بهداشتی هم سوال کنید

  • مارال   میگوید:

    سلام.۳سال است که ازدواج کردم و یک دختر ۱ ساله دارم. شوهرم را از قبل میشناختم و همین رابطه سبب شده مدام با کلمات زشت به من بی احترامی کند.تا قبل از بجه دار شدن در کارش کمکش میکردم اما از زمان تولد فرزندم با این که درمنزل تا حد امکان به او کمک میکنم اما توقع بیشتر از این را داردو طوری رفتار میکند که من احساس می کنم بابت زندگی کردن در این خانه باید بهایش را بپردازم که همان کارکردن برای اوست.مدام با کلمات رکیک و زننده به من و خانواده ام بی حرمتی می کند خیلی راحت روی من دست بلند می کند. خیلی راحت میخواهد از خانه اش بروم و می گوید که حتی ریالی هم به تو نخواهم داد.به قدری خسته شده ام که دلم می خواهد تمام وسایلم را جمع کنم و بروم. نمی دانم چکارکنم اگر وقتی خانه نیست جهیزیه ام را جمع کنم و با فرزندم از خانه بروم ، خانواده من در شهر دیگری زندگی می کنند، ایا می تواند این مسئله را دست مایه قرار دهد و اذیتم کند؟ آیا مسئله ای از لحاظ نگه داشتن فرزندم خواهم داشت؟ واقعا در عذابم
    لطفا راهنمایی کنید. ممنون

    • ◄Responder►   میگوید:

      دوست عزیز اگر لیست جهیزیه رو دارید و با امضاست پس مشکلی ندارید … حتی اگر شاهدانی در این مورد باشه شما میتونید اینکارو بکنید …
      و جهیزیه خودتون رو دریافت کنید … مشورت با وکلای حاضر در واحد ارشاد و معاضدت قضایی دادگستری در این مورد میتونه به شما کمک کنه … چون شما باید دادخواست جهیزیه بدید و اجرای احکام با مامور بدون درگیری وسایل شمارو تحویل خواهند داد …
      این برای موردیه که شما پا در راه جدایی گذاشتید
      در مورد بچه باید بگم تا هفت سالگی با شماست و بعد باید به |پدرش تحویل بدید
      بعد از ۱۰ سالگی میتونید طبق قانون دختر خودش تعیین میکنه با کدومتون زندگی کنه

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه