بهترین مشاور طلاق آنلاین و تلفنی:::مرکز مشاوره طلاق

مرکز مشاوره طلاق

این نوع خدمات شامل مشاوره قبل طلاق بصورت توافقی و بصورت حضوری، تلفنی یا آنلاین  می باشد که معمولا پس از مرحله طلاق عاطفی رخ می دهد، قبل از اینکه هر اقدامی در زمینه جدایی از همسر خود نمایید، لطفا حتما با مشاورهای برتر در این زمینه مشورت نمایید، زیرا که بهم زدن یک زندگی خسارت های مادی و معنوی زیادی برای شما و خانواده خود و همسرتان دارد ولی ناگفته نماند که در برخی موارد مشاور طلاق جدا شدن را به شما پیشنهاد می کند؛ ازدواج و طلاق در جامعه امروزی با توجه به آمار بدست آمده نسبت به گذشته آسان تر انجام میگیرد ، اما دلیل اصلی آن چیست؟ بسیاری از مشکلات هستند که در زندگی مشترک پیش می آیند و گاهی انسان در حل آنها عاجز میماند و به جای سعی بر حل آن ، ترجیح میدهد از آن فرار کند، در حالی که از این مشکلات اغلب مسائلی هستند که با کمک افراد با تجربه به راحتی حل میشوند و از میان برداشته میشوند.

متاسفانه ممکن است بعضی از ازدواج ها سرانجامی نداشته باشند و به بن بست برسندو زن و مرد به ناچار از هم جدا شوند، اما گاهی اوقات میتوان مشکلات آنها را تنها با مشاوره و بحث در مرکز مشاوره طلاق و استفاده از خدمات مرکز مشاوره طلاق با آنها ریشه یابی و حل نمود تا زا فروپاشی یک زندگی خصوصا با وجود فرزند جلوگیری به عمل آورد. مرکز مشاوره طلاق به همراه مشاوران خوب و شایسته و مشاور طلاق خود آمادگی ارائه هرگونه خدمات مشاوره ای به شما زوج های جوان را دارد.

مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

صفحه اصلی سایت مرکز مشاوره

1042 نظر جدید برای بهترین مشاور طلاق آنلاین و تلفنی:::مرکز مشاوره طلاق

  • نازی   میگوید:

    سلام و وقت بخیر.من زنی ۲۴سالم که۵ساله ازدواج کردم.با اینکه خودم کارشناسی مشاوره خوندم ولی نمیدونم چیکارکنم.همسر من هیچ چیزی درمورد خصوصیت یه زن نمی دونه تاوقتی خودم نخوام بهم پول نمیده اونم به مقدار اندک البته اوضاع مالی خوبی هم نداره.اوایل ازدواجمون بیشتر بحثمون میشد.تاجایی که میخواستم خودکشی کنم بعد یه مدت فهمیدیم باردارم تو اون مدت هیچ مشکلی با همدیگه نداشتیم الان دخترم۵ماهس.تا این چند روز پیش که سر یه مسله ی کوچک چنان هولم داد که من بدجور زخمی شدم و راهی بیمارستان شدم همه جای بدنم کبود و سرم شکسته به خانواده ی خودم گفتم پام لیز خورده اینجوری شدم بخاطر بچم نمیخوام بی پدر بزرگ شه ولی خودمم خستم از این زندگی میخوام جداشم ولی التماسم میکنه میگه نفهمیدم درست میکنم همه چیزو میگه بری میمیرم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه شما مشاوره خوندید درست ولی گاهی وقتی گاهی به مشکلات برمی خوریم نمی تونیم برای خودمون مشاور خوبی باشیم و این مساله ازاردهنده است .در مورد مساله شما شما ۵ سال با همسرتون زندگی کردید پس باید با خلق و خوی ایشون اشنا شده باشید و اینکه اگر بحث جدایی بود باید قبل از بچه دار شدن اقدام می کردید گرچه اصلا توصیه نمی شود حتی در اون زمان ولی ایشون رفتارهایی دارند که باعث ازار شما می شود اگر نوع تعامل را بلد باشید و به اصلاح بدانید چه طور حرفتون رو به طر ف مقابل بفهمانید که درگیری ایجاد نشود
      و ناراحت نشوند ولی ایشون هم باید حتما مراجعه داشته باشند اگر قصد جبران دارند و باید به شرایط عاطفی شما توجه کنند .
      امیدوارم با مراجعه حضوری مساله مرتفع شود و هر دو نفر شیوه تعامل صحیح را بیاموزید و مساله حل شود .
      و جای نگرانی نیست .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲

  • مارال   میگوید:

    در ادامه صحبتهام،من تصمیم به طلاق رو داشتم،ولی مطمعن نبودم،تا اینکه بایکی آشنا شدم،وتمام ایده ال هامو در اون میبینم،انقدر مهرش به دلم ررفاه،که به هیچ عنوان دیگه نمیتونم به برگشت به زندگی الانم فکرکنم،گفتم من شوهرمو فقط به خاطردخترم،ترس ازتنهایی،نگران به دام اعتیاد افتادنش،ازسردلسوزی،فقط به این دلایل کنارش موندم،اما الان میخام شانس خودمو برای یه زندگی جدید امتحان کنم،یعنی به یه حالی رسیدم،که علاقه ای به ساختن زندگی الانم ندارم،لطفا راهنماییم کنید.۷

    • مشاور   میگوید:

      با سلام اینکه هنوز با همسرتون زندگی می کنید وفرد دیگری در قلب و فکر شماست با همه خوبی ها و بدی هایی که ایشون دارند باید زودتر طلاق بگیرید چون شما به لحاظ زوحی با ایشون زندگی نمی کنید و این خودش خیانت محسوب میشه هر چند همسر شما شرایط مطلوبی نداشته باشند .بهتره فرد جدید و شرایطش رو منطقی بررسی نکنید نه اینکه به خاطر سختی های زندگی قبلی و وابستگی عاطفی تصمیم به جدایی با وجود بچه داشته باشید و بخواهید با فرد دیگری وارد زندگی شوید .اینکه شناختتون از اون فرد رو هم کامل کنید که مشکل این زندگی به زندگی بعدی شما سرایت نداشته باشد و در مورد حضانت کودکتون هم حتما به توافق برسید طوری که کودک شا اسیب کمتری ببیند در هر حال باید مراجعه حضوری داشته باشید
      امیدوارم تصمیم درستی بگیرید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • نسترن   میگوید:

    با سلام من زنی ۳۵ ساله هستم و یکبار در ۲۸ سالگی ازدواج کردم و به این دلیل که همسرم رو دوست نداشتم و فرد شکاک بود و معتاد طلاق گرفتم و در ۳۰ سالگی دوباره ازدواج کردم و این همسرم نیز پسر بود.و ایشون هم دستش کج است.هر جا که بره دزدی میکنه.قرص ترامادون هم مصرف میکنه و مهمتر از همه این که به هیچ عنوان راضی نمی شه که بره سر کار و البنه یک پسر ۳ ساله هم دارم که به هیچ عنوان بچه رو دوست نداره.و خانواده من تحصیل کرده و ابرو دار هستن و نمی تونن این کار های ایشون رو تحمل کنن.و الان خرج زندگی من رو پدرم میده و من میخوام طلاق بگیرم و پدرم راضی نیست که پسرم رو نگه داره و من هم به خاطر اینکه همسرم توان مال نداره و میترسم پسرم هم مثل خودش دزد ومعتاد کنه می خوام پسرم رو نگه دارم با اینکه میدونم اگه نگه ندارم موقعیت های بسیار خوبی خواهم داشت مثل درس خواندن و شاغل شدن ازداج مجدد و…..و از طرفی هم نمی تونم از پسرم بگذرم لطفا راهنماییم کنید خواهش می کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز این شرایط شما کمی سخت است و باید حتما حضوری مراجعه کنید منتهی باید دید اگر قطعا می خواهید جدا شوید چون تجربه تلخ قبلی را هم دارید چقدر می توانید از عهده فرزندتان و سایر مسائل بربیایید و اگر واقعا به فرزندتون علاقه دارید و نمی خواهید سرنوشت پدرش رو داشته باشه باید به این مسئله هم فکر کنید که چقدر خودتون توان تامین کنندگی دارید ضمن اینکه اگر فکر می کنیدهمسرتون با رماجعه به پزشک بهبود پیدا کند و یا نیاز به درمان وجود دارد به نظرم بهتره پیگیری کنید تا اینکه کلا به طلاق فکر کنید .و بدونید که به هر حال چه فرزندتون با شما باشد چه نباشد با دو بار طلاق گرفتن به لحاظ روحی شاید اماده پذیریش فرد جدیدی نباشید و بهتره حتما زیر نظر روانشناس باشید
      امیدوارم تصمیم درستی بگیرید که بعدا پشیمانی نداشته باشد

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • مارال   میگوید:

    باسلام.این کیسی که میگم بهش علاقه مند شدم،مناهل وصاحب فرزند هست،ولی خانم خیلی شکاک وبداخلاقی داره،وظاهر مناسبی هم نداره،ایشون هم علاقه ای به زندگیشون ندارن،ولی بخاطربچه هاش مجبور به سازش هست،اما ازلحاظ مالی،مشکلی ندارن وقادربه تامین نیازهای دوتاخانواده هستن،در واقع ازمن میخان،هرجوری هست بخاطردخترم به زندگی باهمسرم ادامه بدم،اما میگن اگه روزی ببینن که من جداشدم،حتما با خانواده میان وازمن خواستگاری میکنن،یعنی میگن که خانوادشون هم از مشکلات زندگیشون باخبرن واگه روزی قصدازدواج داشته باشن،حتما به طور رسمی اقدام میکنن.اما بازهم اصراردارن،که قول ازدواج نمیدهند،ولی من ازعلاقه ی ایشون اطمینان دارم ومیدونم اینکه میگن،قول ازدواج نمیدن،فقط به این خاطره که میخان من بهشون امیدوار نشم.اما من دیگه واقعا هیچ احساس علاقه ای به شوهرم ندارم چه این کیس توزندگیم باشه،بمونه یانمونه.وقتی این حس عشق وتجربه کردم،نمیتونم ازسرمصلحت باشوهرم ادامه بدم.میشه شما نظرتون روبفرمایید،چیکارکنم.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز از جمله انتهایی شروع می کنم وقتی می فرمایید چه این اقا باشند چه نباشند شما به همسرتون علاقه ای ندارید خب باید زودتر تکلیفتون رو با ایشون مشخص کنید این برای هر دوی شما زجر اور است هم شما که در ذهنتون فرد دیگری است و علاقه ای تازه رو تجربه کردید که باهث ایجاد حس مثبتی در وجود شما شده و هم ایشون که فکر می کنند شما در کنارشون هستید ولی قلبا نیستید .به خاطر فرزندتون هم که شده باید تکلیف این زندگی مشخص شود ضمن اینکه اون اقا هم وقتی در هر حال داره با فردی زندگی می کنه و فکر ش با شماست
      این مساله برای هر دوی شما خیانت است هر چند شرایط هر دو سخت باشد و واقعا تمایلی به همسرانتون وجود نداشته باشه بهتره هر دو نفر تکلیفتون رو با طرف مقابل مشخص کنید و خودتون رو جای اون فرد بگذارید و ببینید چقدر بهش حق می دهید .اینکه خواستگاری و ازدواج و عر مسئله ای اتفاق بیفتد یا خیر مهم نیست مهم دو فرزند هستند که در دو خانواده دچار اسیب خواهند شد و باید اقدامی جدی داتشه باشید .اگر فکر می کنید اونقدر به هم علاقه دارید و یا شما مشکلی ندارید همسر دوم باشید چون می فرمایید توان مالی دارند خب ابتدا وضعیت زندگی شخصیتون رو سرو سامان بدهید و بعد اقدام کنید منتهی فکر کنید که بعدا دچار مشکل نشوید و پشیمانی نداشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • حمید رضا   میگوید:

    با عرض سلام و ادب
    بنده عقدی هستم و خانمم تصمیم به جدای گرفته مدت دوسال هست که عقد هستیم در حال حاضر تمام سعی و تلاشم رو کردم که بردگرده ولی متاسفانه بی ثمر بوده از شما تقاضای کمک دارم که چگونه خانمم را راضی کنم که برگرده ؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز کسی که دو سال عقد بوده مخصوصا برای خانم ها که بسیار عاطفی هستند و با امید و ارزو با فردی پیمان زناشویی می بندند طبیعی نیست بی دلیل تصمیم به جدایی گرفته باشند مگر مساله و اتفاق خاصی افتاده باشد که باید بررسی شودوباید حتما خودتون به روانشناس حضوری مراجعه کنید و شرایط رو توضیح بدید در حد دو خط انتظار راهکار نداشته باشید چون تعاملات دو طرفه است و حتما مساله ای بوده
      که شما هم به عنوان طرف مقابل مقصر بودید
      امیدوارم اگر به زندگیتون علاقه دارید تمام تلاشتون رو برای جبران و برطرف کردن مشکل داشته باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • مارال   میگوید:

    باسلام.به نظرشما این حس عشق هس که درمن بوجود اومده،باوجوداینکه شرایط کیس موردنظرم هم سخت هست ومشکلاتی که ممکنه خانم اولش برای زندگیمون بوجود بیاره وسختی های پیش رومو میبینم،بازم نمیتونم ازش دل بکنم.چیکارکنم؟
    و به نظرتون اگه دلمو سرکوب کنم وبه خاطردخترم برگردم به زندگی الانم وبا شوهرم بسازم،به خودم ودلم خیانت کردم وفرصت ها رو ازخودم دریغ کردم.ازاین میترسم،که حس دوست داشتن شوهرم که فکرنمیکنم یه بار دیگه به دلم برگرده،فقط زمان وازدست میدم،چون احساس میکنم،حالا نه،چن سال دیگه بازم جدامیشم ولی اون موقع دیگه خیلی دیره.شما بفرمایید،چیکارکنم،خیلی حس بدی دارم،سردرگم واشفته.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز قطعا ادم ها خودشون بهتر از بقیه صلاحشون رو می دونند ولی در شرایط شما اون حس عض و علاقه اونقدر شدید است که طبیعیه شما فکر کنید که دیگه نمی تونید به همسرتون علاقه داشته باشید و حس می کنید فرصت ها ازتون گرفته خواهد شد با این شرایط بهتره حتما حضوری مراجعه فرمایید تا از این سردرگمی نجات پیدا کنید منتظر تایید فردی برای انجام کاری دلخواهتون نباشید چون این دیگه جنبه مشاوره نخواهد داشت فقط اینکه اگر واقعا فکر می کنید نمی تونید با شرایط همسرتون کنار بیاید و شاید چند سال دیگه طلاق صورت بگیره خب همین ابتدا اقدام کنید و اجازه بدید ایشون هم زندگی خودش رو داشته باشه و تکلیفش مشخص بشه منتهی با احتیاز اقدام کنید که دچار خطا نشوید و بعدا پشیمان نشوید اکنون بحث فرزند شما در میان نیست چون واقعا علاقه و حس شما نسبت به طرف مقابل اجازه تصمیم گیری منطقی رو گرفته و دختر شما فعلا جایگاهی در تصمیم گیری شما ندارد .
      امیدوارم متوجه حرف های بنده باشید .

  • نرگس   میگوید:

    باسلام وخسته نباشید
    من زنی ۲۶ ساله و خانه دار و لیسانس روانشناسی دارم و یک فرزند پسر۳ ساله دارم و۵ ساله که ازدواج کردم وتجربه یک طلاق روهم در سن ۱۸ سالگی داشتم والان هم برای بار دوم قصدجدایی ازهمسرم را دارم.و دلایل اینکه می خواهم از همسرم جدا بشم:من یکسال و نیم بعد از جدایی اولم با همسرم آشنا شدم و همسرم هم ۳۰ سال داره و پدرش ده سال هست که فوت کرده والبته اعتیاد شدید داشت و و مادرش هم نابیناست و همچنین تحت پوشش بهزیستی هست.و فرزند سوم خانواده هست.و بعد از فوت پدرش هم به شدت مشکل مالی پیدا کردن.و بعد از شش ماه هم عقد کردیم.از روزهای اول حس میکردم که دستش کج هست و یکی دو مورد هم ازش دیدم.و از همون رو اول هم دروغ میگفت برای مثال من هنوز هم نمی دونم که تحصیلاتش چقدره اما به من میگفت که دیپلم دارم اما می دونم که دروغ میگه و خیلی هم بد حسابه و از همه پول دستی میگیره و دیگه پس نمیده به خصوص از خانواده من بارها پول گرفته و دیگه پس نداده.وخیلی پر توقع هم هست به این دلیل که من متعلقه بودم و اون پسر بود و مدام میگه به این خاطر که تو متعلقه بودی خانوادت به من باج بدن و مدام سرکوت میزنه که تو متعلقه بودی با اینکه از متعلقه بودن من اطلاع داشت.و از سه سال پیش از تریاک شروع کرد و برای ترک تریاک به ترامادول رو آورد و الان به مدت دو ساله که روزی ۴ تا قرص ترامادول۱۰۰ مضرف میکنه و شب ها هم ۶ یا ۷ تا قرص خواب می خوره.و وقتی اومد خواستگاری جنوب سر کار میرفت ولی بعد از دو ماه از اونجا اومد و یگه نرفت و چند تا شرکت عوض کرد و الان هم ۵ ساله که سر کار نمیره.ودنبال اینه که یک شبه پولدار بشه و به خاطر این مسعله چند تیکه از جهیزیه من هم فروخت.و گوشی طلا های من هم فروخت.و شغلش هم جوشکار بود.و با دستی گرفتن از فامیل خرج زندگی رو میده.و بیشتر دعواهای ما هم به خاطر سر کار نرفتنشه و تو دعوا هامون هم فحاشی میکنه و به مادرش و خانواده من زنگ میزنه و میگه که دعوا کردیم.و اصلا گفتگوی سازنده نداریم چون همیشه به دعوا ختم میشه وخیلی پرخاشگره و اصلا به بزرگتر ها احترام نمیزاره
    و الان هم از سمت خانواده خودش و هم خانواده من طرد شده هیچ کس قبولش نداره و هیچ کس بهش اعتماد نداره و اینکه وقتی پسرم به دنیا اومد اصلا بغلش نمی گرفت و دوستش نداره.والان که متوجه شده می خوام جدا بشم رفتارش رو با من و پسرم تغییر داده. و من از وقتی با همسرم ازدواج کردم اعتماد به نفسم رو از دست دادم انقدر که مدام تحقیرم میکنه و هیچ وقت بهم محبت نمیکنه و الان هم افسردگی گرفتم.و می دونم که با این آدم من و پسرم آینده ای نداریم.چون اصلا به فکر آینده نیست و قدر پول رو هم نمی دونه.و ما چهار ماه پیش تغییر مکان دادیم چون به دلیل بدهی صاحب خانه قراردادمون رو تمدید نکرد.و خانه ای که الان هستیم رو پدرم رهن کرده.و به خاطر این مساعل من ازش متنفر شدم با وجود اینکه با علاقه با هم ازدواج کردیم.و نمی تونم حسی که نسبت بهش دارم رو تغییر بدم تا جایی که ترجیح میدم برای بار دوم طلاق بگیرم تا به زندگی با این آدم ادامه بدم.با همه این تفاسیر چیزی که باعث شده زندگی ما تا اینجا پیش بره چند تا از ویژگی های مثبتشه که رفیق باز نیست.واسه من خیلی دست و دل بازه البته با پول دیگران و پیش خانوادش همیشه حمایتم کرده و اهل خیانت نیست.و الان هم به خاطر اینکه پدرم حضانت پسرم رو قبول نیکنه سر دو راهی موندم و می دونم که اون آدم بچه رو نگه میداره و اگر هم نگه داره پسرم من آینده ای نخواهد داشت و الان به دلیل اینکه انقدر بهم دروغ گفته دیگه بهش اعتماد ندارم و نمی تونم بهش تکیه کنم.و با عرض معذرت من به خاطر مساعل مالی و دور بودن راه نمی تونم حضوری بیام خدمتتون. لطفا راهنمایی کنید چون تو شرلیط خیلی بدی هستم.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز شرایطی رو که توصیف کردید خب قابل درک و بسیار سخت است بهتره حضوری مراجعه کنید چون قبلا هم تجربه جدایی داشتید .شاید بهتر باشه در این مورد با توجه به داشتن فرزند این گزینه را آخرین گزینه قرار دهید و با توجه به نکات مثبتی که در کنار موارد منفی یاداور شدید ارزش اینکه شرایط را بررسی کنید و اگر احیانا اشتباهی از جانب شما هم وجود دارد اصلاح کنید در هر حال هیچ فردی بدون خطا نیست .درسته همسر شما موارد منفی زیادی هم دارند و قابل درک است .ولی با توجه به اینکه قطعا شما هم صد نیستید باید به این موضوع دقیق نگاه کنید .و اینکه چه نوه رفتارهایی در شما باعث تشدید رفتار همسرتون شده است .و برخورد خانواده شما هم البته اهمیت دارد .ایشون به خاطر مصرف قرص ترامادول باید تحت درمان برای ترک باشد .شما باید در مسیر پرداختن به این مسائل و پیگیری و درمان صبور باشید شاید شرایط کنونی باعث شده است که اون عشق و علاقه اولیه وجود ندارد و به قول خودتون به مرز تنفر رسیدید ولی ازتون می خوام با همه سختی خا کمی مثبت اندیش باشید و تلاش کنید به خاطر فرزندتون و برای زندگیتون .تلاش کنید تا از نو شروع کنید .اصولا همسر شما با همه نواقصی که دارد اگر بدونید چطور باید باهاش برخورد کنید می تونید در اصلاح رفتارش قدمی بردارید قرار نیست در سختی ها پدر شما پیش قدم شوند این طور ایشون فکر می کنند همیشه حق با خودش است و ممکنه هیچ وقت قدمی برای بهبود شرایط بر ندارد .امیدوارم متوجه صحبت های من باشید و زودتر مراجعه حضوری داشته باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • کامران   میگوید:

    سلام
    حدود یک سال هست که عقد کردم خانمم ازدواج دومش هست مدتی هست که قهر کرده و رفته و درخواست طلاق داده در این مدت قهر خیلی تلاش کردم که برگرده حتی از اقوام خودم و اقوام خانمم کمک خواستم برای پا در میانی که خاننم را راضی کنن که آشتی کنه ولی متاسفانه ثمری نداشته و از نظر خودش منصرف نمیشه و طلاق می خواد در ضمن ایشون باکره نیست و من برای رازی کردن خانمم به گفته خود خانمم بهش وکالت طلاق دادم ولی متاسفانه ایشون به قول خودش عمل نکرد . آیا دادگاه به جدای ما رای می ده ؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      ایشون از ازدواج اولشون بکارت رو از دست دادند یا خیر ؟این مساله مهمی است ضمن اینکه وقتی شما وکالت طلاق رو به ایشون دادید ایشون می توانند قانونی اقدام کنند و شما نمی تونید دخالتی داشته باشید البته می توانید وقت بخرید و جلساتی هم دادگاه برای اینکه اطمینان پیدا کند از اینکه این طلاق قطعی است و طرفین کوتاه نمی ایند برگزار می کند .ولی اگر ایون مصمم باشند با توجه به وکالت طلاقی که دارند می توانند اقدام کنند و احتمالا حق و حقوق رو بگیرند اگر هم بکارت در ارتباز با شما از دست رفته باشد که باید کامل به ایشون مطالبات رو پرداخت کنید .اگر هنوز فکر می کنید جایی دارد برای اشتی خوب تلاش کنید و یا واسطه ای که بتواند اقدامی انجام دهد والبته اینکه چرا ایشون با اینکه ازدواج دومشون هست تمایل به طلاق پیدا کردن مهمه ار رفتار ی از شما باعث این مساله شده که باید به اون پرداخته شود و بهتره حتما حضوری مراجعه فرمایید چون این جریان مبهم است ضمن اینکه نمی شود یک طرفه قضاوتی داشت.اگر به زندگیتون و ایشون علاقه مند هستید نباید از هیچ تلاشی برای برگرداندن ایشون دریغ کنید
      این مساله بسیار حائز اهمیتی است .امیدوارم تصمیم درستی بگیرید و پشیمانی در پی نداشته باشد .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • نرگس   میگوید:

    باسلام
    تمام حرفای شما درست اما اگه همسر من نخواست درست بشه یا نتونس اونوقت باید بعد چند سال با شرایظ بدتر جدا بشم,البته تمام خصوصیات بد همسر من ناشی ار تربیت بد مادرشه چون اونم تمام این اخلاقای بد رو داره,مثل مادرش خیلی بد دهن و بیتربیته هیچ گونه شرم وحیا نداره بارها به خودم و خانوادم فحش های ناموسی دادن,چون با پول مردم یه مدت ذندگی کردن فوق العاده بی چشم ورو هستن د ازهمه توقع دارن همه جوره بهشون خدمت کنن.خیلی خیلی خیلی خسته شدم ۵ساله همش غصه خوردم حرص وجوش خوردم حس میکنم هم روحم وهم جسمم فرسوده شده دیگه توانی واسه تحمل کردن واذ نو ساختن ندارم اونم باشوهری که حتی سر کار نمیره که من کمی دلگرم بشم.باکدوم پول درمانش کنم و زندگیمو حفظ کنم همش وعده هایی میده که نمیتونه بهش عمل کنه.اصلا براش مهم نیس که به عنوان یه مرد پیش هیشکی اعتبار نداره.البته من خودم هم بی مشکل نیستم اذ وقتی روانشناسی خوندم فهمیدم چقد مشکل دارم.اصلا عزت نفس ندارم خودمو دوس ندارم.اذ جمع خجالت میکشم .هیچ امیدی به اینده ندارم.مدام تو گذشته ذندگی میکنم و خود خوری میکنم. هیجی خوشحالم نمیکنه.زود ازکوره در میرم.نمیتونم از حقم دفاع کنم فقظ واس اینکه دیگران ناراحت نشن.نمیتونم سر حرف و تصمیمم بمونم چون سریع نظرم عوض میشه.من از شوهرم واس خودم یه فرشته نجات ساخته بودم اما دریغ …

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      سرکار خانم همه صحبت های شما درست است و قطعا با این شرایط برای هر کسی ادامه دادن دشوار است ولی اینکه ما بتونیم با سختی ها در فردی تغییر ایجاد کنیم ارزشمند است شما می تونید برای همسرتون زمانی رو تعیین کنید اینکه الگوی رفتاری شما هم در این زمان باید تغییر کند مثلا اگر برای سرکار رفتن ایشون زمان تعیین کردید با همه سختی هایی که ممکنه پیش بیاد دیگه پولی در اختیار ایشون قرار ندید و حمایتی از جانب خانواده نشوید .درسته این شرایط برای شما هم سخت خواهد شد ولی برای تغییر این فرد الزامی است اگر ایشون در این زمان و با وجود راهکار ها باز تغییر نکردند خب اون وقت می توانید تصمیم مناسب تری بگیرید.صحبت خهای شما نشان می دهد که فردی هستید که به شناخت درستی از خودتون و همسرتون رسیدید پس ب این سطح درک قطعا خواهید توانسیت منشا تغییر باشید بهتره با همه سختی ها کمی امیدوارنه تر به زندگی نگاه کنید .قطعا هر کسی زندگی را شروع می کند امید و ارزوهایی دارد و حرف شما درست است که هیچ کس برای بدبخت شدن وارد زندگی کسی نمی شود .ولی همیشه استثنائاتی وجود دارد اگر همسر شما جز افرادی باشند که با تغییر الگوی زندگی متوجه رفتارهای نادرست شون بشوند و بخواهند تغییر کنند خب مساله مهمی است .
      امیدوارم بتوانید تغییرات مهمی در زندگی ایجاد کنید اگر تلاش مشا به نتیجه نرسید حداقل بعدا پشیمان نخواهید شد که ای کاش بیشتر وقت گذاشته بودید .
      دراین مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • نرگس   میگوید:

    شبتون بخیر وممنون از راهنمایی های دلسوزانتون.متاسفانه من این پروسه زمان دادن به همسرم بابت سرکار رفتن روهم پشت سر گذاشتم اونم ازوقتی که به خونه جدید نقل مکان کردیم,اون موقع من قصد جدایی داشتم که باوساطت خانوادش من به شرطی منصرف شدم اذ طلاق که بره سرکار,اما تو این ۴ماه فقط ۹ روز رفت سرکار بعد بابهانه های مختلف ازشرکتی که باسختی قبولش کردن درومد,واین مساله خیلی ازارم داد که باوجود اینکه میدونس تو چهشرایط سختی هستیم واین مدت قراربود براش یه فرصت باشه,البته این تایم قرار بود یکماه باشه که من تا االان هم صبر کردم,الانم اجاره خونه نمیده چون صاحب خونه اشنای پدرمه تا اخر سر باز بابام کرایه رو بده.الانم چون میدونه بعد ازطلاق نه جایی واس موندن داره نه پولی واس خرج کردن و نه حمایتی ازجانب کسی مدام با من خوشرفتاری میکنه و سختی های مطلقه بودن رو به من یاداوری میکنه شناسنمه ام رو قایم کرده من دادخواست طلاق ندم ولی تو خونه قبلی من براش ذره ای ارزش نداشتم.حالا پدرم منو بدون پسرم همه جوره حمایت میکنه حتی واس ادامه تحصیل,میخوام اگه بتونم دوری پسرم تحمل کنم ,طلاق بگیرم پسرم رو هم بدم به پدرش ,بعد ادامه تحصیل بدم یه جای خوب مشغول بکار بشم بعد با دست پر پسرمو بگیرم,چون میدونم نمیتونه از پسرم نگه داری کنه.فقط تنها نگرانیم ضربه ای که پسرم تو این ۲سال میخوره چون وابستگی زیادی به من و خانوادم داره و همین طور شکنجه شدن خودم بانبودن پسرم.به نظرتون این تصمیم چقد عاقلانه و عملی هستش؟؟؟؟؟با عرض شرمندگی و معذرت بابت گرفتن وقت شما.

    • مشاور   میگوید:

      دوست عزیز بنده گفتم اگر همه این شرایط رو طی کردید و زمان دادید و اتفاقی نیفتاده می تونید اقدام کنید و هر طور صلاحه برای ایندتون برنامه بریزید امیدوارم موفق باشید.

  • سارا   میگوید:

    با سلام من حدود ۶ ماهه ک عقد کردم و نامزدم به شدت عصبی و شکاک و دروغگو هست و الان من مصمم هستم ک جدا شم اما نامزدم به هیچ عنوان حاضر به طلاق نیست چطوری میتونم ب دادگاه ثابت کنم ک ایشون ثبات اخلاقی ندارن و شکاک و عصبی هست؟؟ با توجه ب اینکه دروغگو هم هست تمام حرفای منو انکار میکنه و ممکنه قاضی حرفای منو باور نکنه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز در مورد طلاق شرایط خاصی دارد که خب در حال حاضر همسر شما واجد اون نیست و حرفتون هم در صورت مخالفت ایشون به جایی نمی رسد .البته می شود وکیل گرفت و پیگیری کرد ولی تنها در صورتی که یک روانپزشک و روانشناس این مساله شکاکیت رو در حد اختلال قلمداد کنند که خب فکر می کنم شرایط برای طلاق بهتر است ..ولی صرفا ورای این مسائل شما ۶ ماهه نامزد هستید شاید واقعا ایشون رفتارهای غیر قابل تحمل داشته باشند ولی سوال من اینه ایا نکته مثبتی ندارند که ارزش این رو داشته باشه که کمی صبوری کنید و از مشاوره استفاده کنید و شای ایشون به خاطر شما حاضر باشن در رفتارهاشون تجدید نظر کنند به هر حال هر فردی که ازدواج می کند با امید و ارزویی اقدام به این مساله می کند البته مگر اینکه در مورد شما شرایط دیگری باشد .فکر می کنم بهتره کمی برای بهتر شدن زندگی تلاش کنید و بدونید برای طلاق هیچ وقت دیر نیست ولی بعد از اون کاری نمیشه کرد و پشیمانی سودی ندارد .
      امیدوارم مراجعه حضوری داشته باشید
      دراین مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

      • سارا   میگوید:

        ممنونم از پاسخگوییتون. راستش ما الان ۵ ماهه ک درگیریم و کلی مشاوره رفتیم ولی ایشون هربار میگه من عوض شدم و قبول دارم ک کارام اشتباهه ولی فقط یک هفته تحمل میکنه و جلوی رفتاراشو میگیره اما بعد از یک هفته بدتر از قبل و عصبی تر میشه و رفتاراش دیگه واقعا غیرقابل تحمله هیچ نقطه مشترکی نداریم و از هر نظر من از ایشون سرتر هستم واس همین نمیخواد منو از دست بده اما هربار بجای این که شرایط و برای زندگی بهتر کنه بدتر خرابترش میکنه و الان ک تصمیم گرفتم جداشم واقعا پلی برای برگشت نذاشته و تمام حرمتا رو شکسته و الان حتی خونواده خودش هم میگن این رابطه ب جایی نمیرسه ولی ایشون ب هیچ کس احترام نمیذاره و حرف کسی رو گوش نمیده. متاسفانه قانون ما هم هیچ ارزشی برای نظر زن قائل نشده و همه چیز به نفع مرداس ک هرجوری بخوان بتونن زن بیچاره رو بازی بدن

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          اگر شرایط به این نحوی است که که می فرمایید و واقعا ایشون دیگه براتون قابل پذیرش نیستند و مشکلاتی که با ایشون دارید زیاده خب بحث طلاق میشه مطرح بشه .منتهی اگر ایشون به هر دلیلی موافق نیستند می تونید با کمک وکیل و مشاور حقوقی جلو برید و زودتر به نتیجه برسید و شاید ایشون وقتی جدیت شما رو برای جدایی ببنند و خانواده ها هم از این مسئله حمایت کنند مساله زودتر مرتفع شود
          امیدوارم تصمیمتون درست باشه و بعدا پشیمانی نداشته باشید.

  • امیر   میگوید:

    سلام و عرض ادب بنده در چند ماه پیش همسرم بهم خیانت کرد و به اثبات رسید و در معرض دادگاه احساس ندامت و پشیمانی کرد و بنده به عنوان یه مرد خیلی سخت بود ولی بخشیدمش گفتم بزار زندگیشو بکنه ولی مجدد این اتفاق به یه شکل دیگه رخ داد و بنده به ناچار به خونوادش موضوع رو عنوان کردم ولی متاسفانه خونوادش بعد از این که موضوع رو فهمیدن به جای این که با دخترشون صحبت کنن و قانع به زندگی کنن از او حمایت کرده و بنده را محکوم دانستند بی زحمت راهنمایی کنید که در این صورت بنده چه کاری انجام دهم که از لحاظ قانونی مجرم شناخته نشوم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر بنده درست متوجه شده باشم همسر شما به شما خیانت کرده و به دادگاه هم رفتید و ایشون ابراز پشیمانی کردند ولی مجدد رفتارشون تکرار شده .منتهی خب خیانت ایشون محرزه و شما انتظار دارید خانواده ایشون چه رفتاری داشته باشند ؟ضمن اینکه شما چرا مجرم شناخته شوید ؟وقتی در دادگاه مشخص شده همسرتون خیانت کرده چرا باید خانواده همسر شما شما را محکوم کنند ؟بهتره توضیحات بیشتری بفرمایید البته توصیه می کنم حضوری مراجعه کنید چون اگر خانم مقصره که خب واضح هست ایشون محکوم می شوند ولی اگر خانواده ایشون فکر می کنند شما مشکلی دارید که ایشون به این سمت رفته مسئله دیگری است که باید دقیق پرداخته شود و بررسی شود .چون مباحث زناشویی تعاملی است
      امیدوارم بتوانید تصمیم درستی بگیرید ولی وقتی فردی قلبا به همسرش تعهد نداشته باشه چه خانوادش راضیش کنند به ادمه زندگی و چه خیر شما صرفا دو فرد هستید که زیر یک سقف زندگی می کنید .و مسائل عاطفی شدیدی را تجربه خواهید کرد .
      و ممکنه اصرار به زندگی درست نباشد .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  • مارال   میگوید:

    مارال هستم،توضیحات شرایطمو قبلن طی سوالاتی شرح دادم.من مشکلات زیادی با شوهرم دارم،از مالی واقتصادی گرفته،تا احساسی ئعاطفی،که اصلا من ودرک نمیکنن وبه ظاهر وتیپ خودشون اهمیت نمیدن،با وجود اینکه میدونن،برای من این مساعل خیلی مهمه.
    به طلاق همیشه فکرمیکردم،اما جرات اقدام نداشتم،
    تا اینکه به خاطر مشکلات مالی رفتم سرکار واین فرصت خوبی میدونستم برای سرگرمی خودم وفرار از این زندگی لعنتیم.
    ازقضا همکارم هم شرایط مشابهی داشتن واین باعث نزدیکی مابهم وایجاد رابطه احساسی قوی شده ،اما فقط درحد ابراز احساسات.نه بیشتر.
    انقدر این حس دوست داشتن قوی هست،که با وجود اینکه هردواز خانواده ای آبرودار واسم ورسم دارهستیم ومیدونیم اینکار خیانت هست،وبارها قرار به کات گذاشتیم،اما هربار به دورئز نکشیده ودوباره سمت هم جذب شدیم.مشکلات زندگی هامون از یه طرف واین عذاب وجدان رابطه ی الانمون هم از طرف دیگه داره مارو از پادر میاره.
    من به جدایی از همسرم فکر میکردم،چون از خیلی وقته من نسبت بهش دچار طلاق عاطفی شدم،آشنایی با این آقاهم خود یه آنزیم سرعت دهنده بود،از طرفی من چه در دوران مجردی وچه قبل از آشنایی با این همکارم،خیلی مغرور وپاک بودم،چون از لحاظ ظاهر ورفتارواخلاق خوب بودم وبارها پیش اومد که کسی بخاد بهم نزدیک بشه،اما من هیچوقت رو ندادم،الان که این مشکل برام پیش اومده،علاوه بر همه ی مشکلاتی که باهمسرم داشتم،یه حس کینه وانتقام شدیدی هم بهم دست داده،جوریکه میگم اگه تو زندگیم از مالی ومخصوصا عاطفی وخوش پوشیش،کم نذاشته بود،من اینطور دلم نمیلغزید،میگم اون میدونست من ازش سرترم،ولی چرا هیچ تلاشی واسه حفظ ونگه داشتن من نکرد،چرا انقدر نسبت به این مساعل کاهلی کرد،که منم اینطور بلغزم،الان با این آقا کات کردم ولی خیلی دوستش دارم ولی انقدرم احساس گناه دارم وناراحتم که چرا پاکیم وحفظ نکردم،چه اگه طلاق نگیرم واگه طلاق بگیرم،احساس یه لکه ی ننگ توزندگیم،منو عذاب میده.
    از دست شوهرم خیلی عصبانیم.مگه این نیس که همونطور که زن باید به خودش برسه،مردم به خودش برسه ،به ظاهر وزیباییش،واحساسات خانمش،تاخانمشم اینجوری تشنه محبت نباشه.
    درضمن کیس من خیلی ادم خوبیه،ومن مطمعنم که من طلاق بگیرم،میاد وازمن خواستگاری میکنه،اما مشکلات اونم خیلی،من نمیدونم توان تحمل رفتارای خانم اولش ودارم یانه؟
    روی طلاق مصرم،چون ایمان دارم،بخاطر این آقا نیس،چون از قبل از آشنایی با ایشون،به طلاق خیلی فکر میکردم،اما نمیدونم کینه وانتقامم تو این قضیه دخیله یانه.
    نمیدونم آیندم چی میشه؟
    سرنوشت دخترم چی میشه؟
    با دل خودم چیکارکنم،که نمیتونم سرکوبش کنم واز سر مصلحت به زندگی الانم ادامه بدم،ندم؟
    لطفا به توضیحات قبلنم هم رجوع کنید،تا اطلاعات کاملتری داشته باشید،عاجزانه میخام من وراهنمایی کنید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز با این اوصاف بهتره زودتر اقدام به طلاق کنید .طلاق توصیه کسی نیست و درست هم نیست و د راولویت اخر است ولی در مورد شما می تونه تا حدی حداقل موقت مسائل رو مرتفع کنه .همسری که به لحاظ شخصیتی و رفتاری قبولش ندارید .خب نباید ادامه بدید قبلا هم گفته شد .اینکه اون اقا بیان خواستگاری شما یا خیر مسئله مهم نیست مهم اینه که شما تکلیف این ادمی که کنارش هستید رو مشخص کنید و عذاب وجدان و احساس گناه دلایل مختلفی دارد بهتره حضوری مراجعه کنید .مسائل ناهشیار افراد تعیین کننده خیلی از جریانات در طی زندگی است که وقتی مشخص می شود برای افراد خیلی جالب توجه است
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • مارال   میگوید:

    باسلام.مارال هستم،توضیحات زندگیمو قبلن دادم،واسه طلاق اقدام کردم،از فشار خانواده وازبس شوهرم خواهش والتماس کرد،قرارشد،یک ماه آزمایشی برم وباهاش دوباره زندگی کنم،شوهرم قول داده،که تمام بی مهریاش وجبران کنه ومسائل مالیش وحل وفصل کنه،دوروز از این مدت گذشته ومن توخونش احساس خفگی میکنم،تو این مدت من وغرق محبتش کرده وعذرخواهی وگرفتن یه فرصت و…ازمن میخاد،ولی خبر از دل بیچاره ی من نداره،اولش نمیگفتم،که من کلا قلبا تورونمیخام،دیدم دست از سرم برنمیداره،آخرش گفتم بهش،که اصلا عاشقت نیستم،وفقط از سردلسوزی وبخاطر دخترمونه که برگشتم وقصدمم رفتنه،ولی التماس میکنه،میگه قلبت از سنگم باشه،درستش میکنم،ولی من نمیخام ازسردلسوزی باهاش بمونم.اخه این حس با آشنایی با همکارم بوجود نیمده،که مثلا بگم اگه از محیط کارم بیام بیرون،شاید به شوهرم علاقه مند بشم،من از اول زندگیم یقینم بود،که انتخابم غلط بوده ولی مثل یه ربات زندگی میکردم ومیگفتم،دوروز دنیا میگذره،بی خیال عشق ودوست داشتن.
    ولی حالا میگم،آدم یه بار به دنیا میاد،پس باید تلاشش وواسه خواسته هاش وآرزوهاش بکنه،لطفا شما طبق تجربیاتتون وکیس های که داشتید،بفرمایید،ادامه زندگی از سرمصلحت یا شایدم یه علاقه ی نصفه ونیمه صلاحه؟؟؟؟؟؟

    • راهنما   میگوید:

      بهتره در این مورد به خودتون و همسرتون زمان بدید و در این مورد با ایشون صحبت کنید
      حتما” مشاوره ای حضوری مراجعه کنید اول به تنهایی برید و بعد دو نفره مراجعه کنید
      به هر حال شما باید در زندگی به قطعیت برسید و در این انتخاب ممکنه اشتباه کنید پس لازمه در این مورد مشاوره کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • شهرزاد   میگوید:

    سلام من دختر ۲۱ سالم که دوسال عقد کردم رابطه داشتم اما خونریزی اصلا نداشتم میخوام طلاق توافقی بگیرم میخواستم بدونم خونریزی نداشتم و منو فرستادن پزشک قانونی امکانش هست باکره باشم؟ یا اینکه اگه نبودم اسم شوهرم بعد طلاق از شناسنامم برداشته نمیشه!؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز در بعضی موارد بسته به نوع پرده در خام ها ممکنه خونریزی اتفاق نیفته ولی باکره بودن از دست برود این قضیه در دادن مهریه کامل یا نصف مهریه برای دادگاه مهم است که دوشیزه هستید یا خیر ؟در هر صورت وقتی طلاق بگیرید در صفحه طلاق ثبت می شود و اصولا افراد برای حذف این عنوان شناسنامه المثنی می گیرند و مشکل نام هم مرتفع می شود و این بودن نام و ..ربطی به بکارت و ستیر مسائل ندارد .امیدوارم در مورد طلاق فکرکرده باشید و درست تصمیم بگیرید .که بعدا پشیمانی نداشته باشد .موفق باشید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • pari   میگوید:

    باسلام من وهمسرم هردوازدواج دوممون هست یع دختردوساله داریم شوهرم درهردعوای منوکتک زده ومن بارهابخشیدمش خانواده اش باهاش رابطه ندارن وهرباربهشون میگم مشکاتمو میگن طلاق بگیر شوهرم بسیاربدبینه وتنهایی نمیتونم بیذون برم الان نردیک یه ماهه من اومدم خونه پدرم چون باپدرمادرم رفتیم بیرون به خاطریه ساعت دیرترازاون ساعتی ک کفته بوداومدبا بابام بحث کرد هم مامانم زد هم بابامو حالا به خاطربی احترامی بع خودم خانوادم حاضرنیستم برگردم وهررزوز هم منوتهدیدمیکنه وراضی به اومدن به مشاوره هم نیس بایدچیکارکنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام این بدبینی و کتک زدن و رفتار ایشوت خب دلالت بر مشکل دارد و قطعا باید درمان شوند والا به خاطر نوع افکار و رفتار ممکنه خطراتی متوجه شما و فرزندتان باشد که نباید از ان بگذرید .ایا با این شرایط ایشون تهدید له طلاق و جدایی کردید البته منظورم این نیست که واقعا اقدام شود خیر منظورم ایجاد یک تنش هر چند کوچک برای اینکه ضرورت رفتن به نزد روانشناس را حس کنند البته مشکل همسرتون از اون دست مشکلاتی است که فرد باور ندارد که مساله خاصی است و فکر می کند صرفا طرف مقابل مشکل دارد حتی اگر با این عنوان که شما قبول دارید مشکلی هست و باید مراجعه کنید وارد عمل شوید .موضع منفعل در برابر چنین فردی فقط شرایط را بدتر می کند ایشون باید تحت کنترل و نظارت روانپزشک باشند و حتی نیاز به مصرف دارو دارنو تا به شرایط طبیعی و عادی برگردند .موفق باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • حمید   میگوید:

    سلام خسته نباشید
    من ۲۸ سالمه و همسرم ۲۹
    حدود ۴ سال هست که ازدواج کردیم و زندگی بدی نداشتیم
    ولی بعد از ازدواج متوجه شدم همسرم یه سری رفتارهایی داره که واقعا نمیتونم تحمل کنم
    مثلا وقتی بحثی پیش میاد ایشون حاضر نیست اون بحث رو به هیچ وجهی تموم کنه
    بدتر اینه که توهین به خونواده من و بزرگتر از خودش براش عادیه
    بارها شده خواستم برای اینکه دعوتمون بالا نگیره از خونه بیرون برم یا اینکه برم تو اتاق که دیگه ادامه نده ولی هربار ممانعت میکنه
    مشکل من با توهین کردنشه و اینکه بحث رو نمیخواد تموم کنه،اینکه وسواس داره و اینارو باز تحمل میکنم
    ضمنا بگم که همسرم قبل ازدواج هم مدام با خواهرش درگیر بوده و میگفتن که مشکل پارانویید داره
    این مشکلش از وقتی پسر یکسالمون بدنیا اومده بیشتر خودشو نشون میده
    دیروز به جایی رسیدیم که تصمیم گرفتیم جدا بشیم با اینکه تصمیم سختیه
    لطفا راهنمایی کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام شما یه فرزند دارید و خب درسته رفتا هدی ایشون ازارنده است ولی شاید خارج از کنترل خودشونه و باید درمان شوند بهتره اکنون که موقعیت بحران است کنارشون باشید و صبور باشید تا با مراجعه حضوری متوجه شوید اگر مشکل شخصیتی و قابل درمان است خب همراهی کنید و اگر خیر و ایشون هم قبول ندارند مشکل دارند اونوقت تصمیم دیگری بگیرید .بهتره تصمیم درستی بگیرید که فرزند شما هم کمترین اسیب را بببند .امیدوارم مشکل به شکل صحیحی حل شود و خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژ
      موفق باشید

  • حمید   میگوید:

    متشکرم
    تلاشمو میکنم تا از طریق مشاور موضوع رو حل کنم ولی اگه قرار شد جدا بشیم حضانت بچه با کیه؟
    اگه ثابت کنم مشکل شخصیتی داره میتونم حزانت بچه رو بگیرم؟

    • راهنما   میگوید:

      تا هفت سالگی حضانت حق مادره و پرداخت هزینه ها تکلیفی بر پدر
      ولی بعداز این مدت حضانت با پدر خواهد بود
      مگر بتونید برای دادگاه اثبات کنید ایشون واقعا مشکل شخصیتی داره و میتونه برای کودک ایجاد مشکل کنه

  • هادی   میگوید:

    سلام.من ۳۴و خانمم ۳۳ ساله هستیمو ۵ ساله که ازدواج کردیم .البته با مخالفت ۱۰۰% خانواده هامون جوری که با خانواده خانمم حدوده ۳ سال قطع رابطه کردیم البته نه به خواسته من به خواسته خود خانمم در حال حاضر یه دختر یکسال و نیمه داریم .خانمم از ماه اول حاملگیش دوباره با خانوادش ارتباط برقرار کرد .متاسفانه از بعد از زایمان رابطمون هر روز بیشتر دچار اختلال شده که البته من فکر میکنم خانواده ها بی تاثیر نیستن هم خانواده من و هم خانمم متاسفانه از هر چیزه کوچیکی تو زندگیمون کوه میسازیم و با هم بحث میکنیم مثلا سر اینکه من چرا یه شب میل ندارم شام بخورم یا چرا مثلا نیم ساعت با گوشیم ور رفتم یا چرا اومدم خونه خسته بودم زود خوابیدم البته بیشتر از طرف خانمم این اتفاق ها میوفته یعنی بساط بحث رو پیش میکشه نمیخوام بگم من اصلا تقصیر ندارم نه منم بالاخره آدمم و بعضی وقتا اشتباه میکنم ولی خیلی زیره زربینم اصلا ۱ دقیقه زندگیمم ماله خودم نیست ولی با این وجود خانمم میگه اصلا به من و بچه توجه نمیکنی و ما اصلا برات مهم نیستیم ولی واقعا این طور نیست من هر دوشون برام مهم ترین آدمهای زندگیم هستن دیشب سر خواب زود من با هم بحثمون شد و انقدر جدی شد که به این نتیجه رسیدیم که از هم جدا بشییم ولی من اصلا بخاطر بچه نمیتونم بهش فکر کنم ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اینکه شما مسائل رو معقول بررسی می کنید و حق رو به طرف مقابل هم می دهید و خودتون رو دچرا اشتباه می دونید بسیار پسندیده است ولی با هر مشکلی طلاق راهکار نیست خب اینکه بعد از زایمان مسائلی پیش امده یا بیشتر شده به خاطر مشکلات جسمی هم می تواند باشد .
      و ضعف قوای جسمی ایشون و گاهی حتی کم خوی در خانم ها باعث پرخاشگری بی قراری و شاید حساسیت به هر چیز کوچک می شود به نظرم حتما مراجعه داشته باشید .تا شرایط رو بررسی کنند .البته قبل از مراجعه به روانشناس می توانید پیشنهاد رفتن پیش پزشک رو بدید و بررسی شرایط جسمی که خیلی اهمیت دارد و بعد خب قطعا مسائل دیگر قابل بررسی خواهد بود .فعلا تلاش کنید بشتر گفت و گو کنید نیازها و شرایطشون رو درک کنید و زمان بگذارید هر چند متوجه هستم شرایط برای شما هم سخت است و شاید خسته شده اید ولی به خاطر فرزندتان و حفظ زندگی تلاش خود راداشته باشید و مطمئن باشید اگر مراجعه کنید تا حدی به رفع مسائل کمک شود .ممکنه همسر شما انتظاراتی داشته باشند که بیان نمی کنند و همین باعث ایاد معضل می شود
      امیدوارم مشکلتون مرتفع بشه و به زودی زندگی روند معمول و رضایت بخش خودش را از سر گیرد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه