بهترین های::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

آموزش از طریق مشاوره پیش از ازدواج تا زوج درمانی و مشاوره خانواده.

 راهنمایی و مشاوره تلفنی ازدواج و خانواده

 

مرکز تهران و جنوب

۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴

مرکز مشاوره شمال و شرق

۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴

شمال و غرب تهران

۰۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳

مشاوره ازدواج شامل آموزش مهارت های رفتار با همسر آینده خانواده همسر زوج درمانی شناسایی فرد مناسب و از همه مهمتر اطمینان پیش از ازدواج از  یک انتخاب درست است! عوامل زیادی در این امر دخیل هستند که باید مورد بررسی و دقت نظر هنگام همسریابی و یا حتی دوست یابی قبل ازدواج به آن توجه کرد.

مرکز مشاوره مراکز استانها

 

 


مرکز مشاوره تهران

8908 نظر جدید برای بهترین های::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

  • رها   میگوید:

    سلام وقت بخیر.میخوام بدونم در مشاوره قبل از ازدواج و آزمونهایی که گرفته میشه چه مواردی مشخص میشه ؟ اینکه افراد متعهد و وفادار هستند یا نه هم مشخص میشه؟ ممنون

    • راهنما   میگوید:

      مشاوره ازدواج

      تست ازدواج برای مشخص کردن میزان تفاهم شما در انتخابه .
      اینکه کسی به شما وفادار باشه یا بلعکس شما به ایشون وفادار باشید .
      یک امر درونیه و این موضوع تابع شرایط شماست .
      ممکنه فردی شمارو بسیار دوست داشته باشه.
      ولی رفتار شما و طرز برخورد شما باعث دور شدنش از شما بشه.
      پس تاثیر عوامل رو نادیده نگیرید .و با شک و تردید به دیگران وارد رابطه نشید.
      شما دوره طلایی شناخت یعنی دوره نامزدی رو دارید .
      و میتونید در یک بازه زمانی ۹ ماهه از هم شناخت پیدا کنید.
      در این دوره خانواده ها با هم مراوده و معاشرت میکنن .
      و فرصت بسیار خوبیه که افراد از هم شناخت درست بدست بیارن.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز در مشاوره پیش از ازدواج هر ۰ند ازمون های دقیقی به کار گرفته شو باز نمی توان صراحتا و قطعی در مورد خوشبختی دو نفر تصمیم قطعی گرفت ..ولی به هر حال د این مشاوره ها با برریی ویژگی های شخصیتی و شرایطی که هر نفر دارد تلاش می کنند مواردی را مشخص کنند و در نظر بگیرند که اگر در زمینه هایی اختلاف نظر هم وجود دارد دو نفر به حل انها کمک کنند و بتوانند موفق عمل کنند ..در هر صورت بهتره بدونید درمورد مسائل تعهد و مسئولیت و اینچنینی بحق شناخت شما از طرف مقابل و اینکه چقدر درست و اصولی تحقیقاتی داشته اید اهمیت دارد به هر حال در تحقیقات محلی مسائلی مشخص می شود که با در نظر گرفتن انها بهتر نی توانید تصمیم بکیرید امیدوارم موفق باشیددر این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • حانیه   میگوید:

    با سلام. من مدتی هست که با یکی از خواستگارهایم بطور سنتی ازدواج کردم. قبل از ازدواج با چند تا پسر دوست بودم. الان که ازدواج کردم همش نگرانم که نکنه یکی از اونها شوهرمو پیدا کنه و از کذشته بهش چیزی بگه.من از مدتی قبل از ازدواج توبه کردم و سراغ این کار نرفتم. ولی الان همش استرس دارم. چند روز قبل در فضای مجازی یک نفر پیام داد که فکر میکنم یکی از همون پسرهاست خودشو معرفی نکرد.من جوابشو ندادم ولی
    خیلی میترسم.مخصوصا که شهر ما کوچیک هست و ممکنه راحت بتونن پیدام کنن.بعضی وقتا میگم که خودم درباره گذشته به همسرم بگم بهتره تا اینکه کسی بهش چیزی بگه. ولی میترسم به من بی اعتماد بشه و یا حتی ازمن بدش بیاد و طلاقم بده.چکارکنم لطفا کمک کنین.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام شما گذشته ای داشتید و کاملا قابل درکه که اکنون ترس داشته باشید منتهی ببینید اگر دست اون افراد چیزی مثل عکس و فیلم و هر سند و مدرکی ندارید که خدای ناکرده رو کنند نگران نباشید به هر حال شما متاهل هستید بدون سند و مدرک که نمی توانند اقدام کنند و برای شما دردسر ایجاد کنند ..چون باید در نظر بگیرید که اگر شما بیش از حد حساس شوید و مراقیت کنید که فضا چگونه است و چه خواهد شد ممکنه همسر شما هم شک کنند و مشکلات دو چندان شود پس بهتره بدون استرس به همسرتون توجه و محبت کافی داشته باشید ..تجربیات گذشته خودش درسی برای زندگی ایتده است و در هر حال امیدوارم خوشبخت و موفق باشیددر این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • حانیه   میگوید:

    سلام مجدد. من ترسم از همینه که پیامهایی که قبلا دادیم رو بخوان روو کنن. چون بالاخره دو نفر که باهم در ارتباطن طبیعتن پیامها و حرفهای عاشقانه بینشون زده میشه.من بیشتر نگرانیم از همین هست. عکس که نه ولی پیام بینمون بوده.
    با خودم فکر کردم که به بهانه زندگی در شهر بزرگتر از شهرمون بریم ولی همسرم هم با وجود اینکه تمایلی به زندگی در شهرمون ندارن ولی بخاطر کارشون مجبورن همینجا بمونن. من خیلی نگرانم.البته کاملا از گذشته پشیمونم و توبه کردم.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست گرامی عیچ نگرانی ندارد شما که قطعا پیامی رو نگه نداشتید ایشونم هر پیامی که باشه و رد و بدل شده باشه فکر نمی کنم مساله ای رو ایجاد کنه …چون برایرشما که ازدواج کردید بخ اهد دردسر ایجاد کند و پیام عاشقانه معمول را افشا کند بیشتر برای خود او بد می شود و اینده اش ..حالا اینکه چقدر احتمال وجود دارد که اصلا همچین مساله ای اتفاق بیفتد هم مهم است که باید به ان پرداخت …در هر حال اصلا نگران نباشید و امیدوارم خوشبخت باشید ..همینکه از کارهای خود پشیمان هستید مساله مهمی است و با فکرهای اینچنین زندگی رو به خودتون و ایشون سخت نگیرید ..موفق باشیددر این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • نگین   میگوید:

    سلام. من مدتی هست ازدواج کردم.قبل از ازدواج با چند تا پسر دوست بودم البته ارتباط در حد پیام و حرف و قرارهای بیرون مثل پارک. ولی در مورد گذشته به همسرم چیزی نگفتم.اگر همسرم این موضوع بفهمه میتونه بابت پنهان کردن گذشته ازمن شکایت کنه یا طلاقم بده؟ آیا باید گذشته رو قبل از ازدواج بهش میگفتم؟

    • راهنما   میگوید:

      طلاق بخاطر روابط قبل
      دوست عزیز
      این مسایل مربوط به قبل از ازدواج میشه .
      و هیچ دلیلی نداره که همسر شما از این موضوع باخبر بشه .
      هر کسی قبل از ازدواج روابطی داره که فقط مربوط به دوران قبل از ازدواج میشه .
      و تا امروز کسی رو برای چنین ارتباطاتی مجبور به طلاق نکرده اند.
      پس تمام همت خودتون رو برای رساندن زندگی به آرامش به کار بگیرید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

    • مشاور   میگوید:

      با سلام خیر چنین مساله ای در شروط ۱۳ گانه طلاق وجود ندارد که شما فکر کنید با بررسی ان می توانند شما را طلاق دهند مگر اینکه ارتباطات قبلی باعث شده باشد شما بکارت رو از دست بدهید و یا فیلم و عکس و مستنداتی به ایشون برسد که همین ها مبنایی شود برای اینکه ایشون نخواهند با شما زندگی کنتد و با ارائه مدارک به دا دگاه طبیعتا می توانند برای طلاق اقدام کنند ولی اگر صرفا دوستی ساده بود و خودتون هم پشیمان هستید و خدای ناکرده قرار نیست تداوم داشته باشد گفتن ان که مشکلی را حل نمی کند جز اینکه ایشون قطعا به شما بدبین خواهد شد و طبیعتا دچار مساله خواهید شد و مدام به هر رفتاری شک خواهند کرد که ممکنه دلیل این باشد و یا هر چیز دیگری ..در هر حال امیدوارم موفق و خوشبخت باشیددر این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      باعرض سلام و تشکر
      از اینکه درباره پاسخ مشاور ابراز نظر کرده اید بسیار خوشحالیم. خدمت شما عرض کنم گفتن تجارب گذشته که در حال حاضر با توبه و ندامت و انجام ندادن و ترک گناه پاک شده است، طبق نظر مراجع و فقها جایز نیست و وقتی که خداوند فرموده کسی که گناه کرده و پشیمان شده و در حال حاضر پاک است مانند کسی است که هیچ گناهی ندارد؛ پس خداوند این تشبیه را بی هدف انجام نداده و واقعا مانند کسی است که گناه نکرده است. پس فرض ما این است که تجارب گذشته نباید گفته بشود البته بعد از توبه، چون این گناهان پاک شده است. اگر صحبت شما صحیح باشد این نقد نعوذ بالله بیشتر به خداوند برخواهد گشت که خدا چون در توبه را باز گذاشته باعث می شود انسان ها به امید مغفرت و گذشتن خداوند تشویق به گناه شوند. از طرفی گفتن تجارب گذشته و فاش کردن کرده خویش هیچ فایده عقلایی ندارد چون اگر این فاش شدن زمان خواستگاری باشد که فرد تا ابد الدهر باید مجرد باشد و اگر بعد از خواستگاری باشد و دو نفر همدیگر را بخواهند بعد این موضوع فاش شود چیز جز به هم ریختگی اعصاب طرف مقابل ، بدبینی ، تنفر و وسواس فکری و در عین حال سر دوراهی ماند ثمره دیگری ندارد. جز راست نباید گفت*هر راست نشاید گفت، دروغ گفتن جایز نیست ولی راست گفتن واجب نیست خیلی وقتها سکوت و یا بعضی اوقات دروغی که باعث جلوگیری از متلاشی شدن یک زندگی و روان و ذهن یک فرد باشد خیلی بهتر از راستی است که فرد نه تنها از همسر خودش بلکه که از همه خانم ها و یا آقایان متنفر می شود. پس قدری عمیق تر فکر کنید تا به عمق مطلب پی ببرید موفق باشید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • امیر   میگوید:

    سلام
    یه مشکل خیلی اساسی دارم که نتونستم حلش کنم
    همیشه حسادت میکنم به همه .یجورایی انگار هرچی بقیه دارن هر ویژگی وامکاناتی از من بهتره من ادم فعالیم اما انگار موفقیتای اونا بهتر از مال من حتی به جاییم که میرسم با خودم میگم نه تو هیچ کاری نکردی حتی به روابط عاطفی بقیه هم حسادت میکنم و اعصابم خورد میشه از دیدنشون.ممنون میشم خواهشا کمکم کنید

    • راهنما   میگوید:

      برخورد با حس حسادت
      پیش از آنکه بتوانید به شکلی سازنده با حسادت خود برخورد کنید، ابتدا باید دلیل آن را بدانید.
      اگر به اتومبیل گرانقیمت دوستتان حسادت می‌کنید، کمی زمان بگذارید و این حس حسادت را بررسی کنید.
      پیش از رویارویی با حسادت، برای شناسایی دلیل این احساس، از خود سؤالاتی بپرسید.
      برای مثال، آیا حسادت شما به این دلیل است که می‌خواهید اتومبیلی مانند اتومبیل او داشته باشید.
      یا به توانایی مالی او برای خرید چنین اتومبیلی حسادت می‌کنید؟
      نوشتن یادداشت‌های روزنانه راه بسیار خوبی برای بیان احساسات و مقابله با احساسات منفی است.
      نوشتن در مورد حسادت می‌تواند برای درک بهتر و روبرو شدن با آن به شما کمک کند.
      ابتدا دلیل احساس حسادت خود را بنویسید.
      تا حد امکان منبع حسادت خود را با جزئیات کامل شرح دهید و مشخص کنید چرا به آن فرد حسادت می‌کنید.
      برای مثال می‌توانید در مورد دوستتان بنویسید که سوار بر اتومبیل گرانقیمت جدیدش بود و دیدن این صحنه چه حسی به شما داد.
      در آن زمان چه حالی داشتید؟ وقتی جلوی شما توقف کرد چه حسی داشتید؟
      دوست داشتید چه بگویید یا انجام دهید و در واقعیت، چه گفتید یا انجام دادید؟
      پس از رفتن او چه حسی داشتید؟
      وقتی دوباره به این مسئله فکر می‌کنید، چه حسی دارید و دوست دارید چه حسی داشته باشید؟
      صحبت کردن با یک دوست یا عضوی از خانواده که پشتیبان شماست، کمک می‌کند تا حس بهتری داشته باشید.
      و بتوانید احساسات خود را بیان کنید. البته با کسی صحبت کنید که با فردی که به او حسادت می‌کنید، رابطه‌ی نزدیکی نداشته باشد.
      حتما با کسی صحبت کنید که به شما علاقه دارد و به حرف‌هایتان گوش می‌دهد.
      صحبت کردن با کسی که به احساسات شما اهمیتی نمی‌دهد.
      یا حامی و پشتیبان خوبی برای شما نیست، حتی می‌تواند احساس برتری در شما ایجاد کند.
      اگر خودتان نمی‌توانید با احساس حسادت‌تان مقابله کنید، از یک متخصص کمک بگیرید
      حسادت می‌تواند در زندگی روزانه‌ی بعضی افراد، اختلال ایجاد کند و مانع از شادی آنها شود.
      شاید درک حس حسادت و یافتن بهترین راه برای مقابله با آن، بدون دریافت کمک از دیگران دشوار باشد.
      یک متخصص در حوزه‌ی سلامت روانی می‌تواند به شما کمک کند تا این احساسات را درک و برای مقابله با آنها تلاش کنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      • امیر   میگوید:

        ممنون از راهنماییتون
        اما خب این نوشتنا تو طولانی مدت چه کمکی میکنه به پیدا کردن راه حل.چجور کامل این مشکلو میشه رفع کرد.؟

        • مشاور   میگوید:

          هیج وقت فکر نکنید یک مساله سریع و به طور کامل رفع می شو مخصوصا مباحث شخصیتی که باید تلاش شود تا کم کم مرتفع شود ..در هر حال امیدوارم با داشتن انگیره برای تغییر و مراجعه زود هنگام به حل مساله خودتون کمک کنید موفق باشیددر این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

          ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
          موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز در مورد مساله که می فرمایید که بحث حسادت است باید گفت به هر حال ممکنه افراد در زندگی یک سری رفتارها را داشته باشند حالا مثل همین مساله که شما می فرمایید که مثلا حسادت می کنید .منتهی باید دید حسادت بیشتر چه مواقعی است و در برابر چه افرادی تا بر این اساس علت یابی شود و شرایط بررسی شود …و ببینیم دقیقا مساله چیست و شرایط را چگونه بررسی کنیم ..و چه راهکارهایی داده شود .اینکه افراد موفقیت های خود را دست کم بگیرند و به دیگران توجه کنند بیشتر از اینکه مربوط باشد به مساله حسادت شاید غبطه خوردن باشد و اگر فرد خودش موفقیت داشته باشد برگردد به مساله افسردگی که ممکنه پنهان بوده باشد که در ان فرد توجه نمی کند که چرا چنین شرایطی عارض شده است و چرا دچار مشکل شده است …در هر حال توجه داشته باشید که در زندگی هر فردی ممکنه مشکلاتی به وجود اید که شما توجه نداشته باشید …و فکر کنید فقط شما هستید که شاید کمبودها و کاستی هایی دارید در صورتی که چنین نباشد ..در هر حال امیدوارم با مراجعه و علت یابی مساله رفع شوددر این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • Mansour   میگوید:

    سلام
    میخواستم مشکلی رو مطرح کنم فقط از همین اول خواهشم اینه که نگید مشاوره حضوری چون امکانش برام وجود نداره
    ۱،۵ ساله که با خنمی هستم، از تمامی جهات باهم مچ هستیم خانواده هردو ما هم از موضوع باخبر هستن، من ۲۳ سال و ایشون ۲۱ سال دارن! ۴ ماه دیگه باید برم سربازی خانوادم گفته برو بیا بعد بریم خواستگاری! رابطه ما با یه عشق بینظیر شروع شد، یک رابطه که زبان زد خاص و عام بودیم و همه مارو مثال میزدن که چقدر خوب و عاشق همیم! یک سال اول همه چیز خوب بود تا ۵-۶ ماه گذشته! اختلافات رفتاری،دعوا دعوا،قهر، دوری، توهین… طوری شده که هردو کلافه شدیم دیگه! ما که یک ساعت طاقت دوری و غم همو نداشتیم حالا هفته به هفته قهریم و هیچکدوم خبر همو نمیگیریم! اون میگه من مشکل دارم من میگم اون مشکل داره، دو نفر از بحث های ما باخبرن اما هردو میگن تقصیر اونه اما اینقدر مغروره که اصلا حاضر نییت قبول کنه! به شکل باور نکردنی عوض شده، یه دختر ساده،پاک و مهربون بود اما الان پرخاشگر و فحاش! کسی که جرات نداشت بهم بگه بالا چشت ابرو الان مدام بهم بدترین فحش ها رو میده واقعا خستع شدم هر راهیو امتحان کردم،دعوا،ترک کردن،کتک زدن،مهربونی،کوتاه اومدن،صحبت کردن،بخشیدن، یعنی هرکاری اما خیلی عوض شده! خیلی سنگدل شده! ۱۴ روز منو ندید عین خیالش نیست! اما به یک چیز که شک ندارم اینه که هنوز عاشقمه اینو به یه نفر گفته و من شنیدم! منم عاشقشم! اما هردو بربدیم هردو خسته شدیم میگه دیگه نمیخوامت میخوام جدا شیم! اون میگه بهم گیر میدی فقط همش همینو میگه درحالی که گیر نمیدم میگم فحش نده میگه گیر بدی فحش میدم عصبانیم نکن فحش ندم! مثلا یک مثال: تلفنی حرف زدیم، صداشو نشنیدم، گفت مگه کری؟ و بی ادبی کرد
    همش دعواهامون اینطوریه اکثر دعواهامون سر اینه که من اعتراض دارم که به من بی توجهه یا براش ارزش ندارم! میگه دوسم داره اما در عمل اینطور نیست! دیگه هیچ احترامی تو رابطمون نیست و رابطمون دیگه به یک مو بنده، واقعا نمیدونم چیکار کنم! نمیگم من مشکل اخلاقی ندارم اما اون دبگه واقعا شده مثل یک ادم روانی، هر ظلمی به من میکنه و اخرش کاملا غیر منطقی میگه من کای نکردم مشکل از تویه تو گند زدی به این رابطه تو منو اینطوری کردی! نه میزاره میره نه میمونه و این رابطه رو درست میکنه! راجع به تیپ شخصیتی هردومون هم باید بگم هردو تقریبا تیپ شخصیتی مغرور و عصبی داریم!
    من باید چیکار کنم که این سر عقل بیاد! بیاد چیکار کنم!هزار بار بخشیدنش اما دو روز بعد دوباره فحش میده دوباره دوباره گند اخلاقی میکنه اخرشم میگه تویی که جا میزنی من هیچوقت ترکت نکردم! دلش و عملش متفاوته مبگه تورو مخوام اما منو از خودش میرونه! من چیکار باید بکنم؟ خواشها راهنمایی کنید، رابطم ، ابروم، همه چیم داره نابود میشه
    چیکار کنم عاقل شه،چیکار کنم مثل قبل دلمون شاد باشه،چیکار کنم براش مهم باشم،چیکار کنم مثل روزای اول بهم احترام بزاریم
    (اینم بگم که به هیچ عنوان پیش مشاور نمیاد و البته شرایطش رو هم نداریم، پس همینجا جوابمو بدین، خواهش میکنم، این شاید تنها روزنه امید منه)

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز نکته اول این مساله است که شما می فرمایید اصلا نمی خواهید و نمی توانید مراجعه داشته باشید به نظرتون بدون اینکه جایی برید که هر دو نفر صحبت کنید و راجب مشکلات خود حرف بزنید و بتوانید این مساله را هضم کنید که هر دو مقصر هساید و باید اصلاح شوید می شود مسکل را حل کرد اینکه شما عاشق هم بودید و به قول خودتون زبانزد عام و خاص بودید ولی این عشق سرد می شود و شمادو نفر دچار مشکل می شوید و هر د مغرور هستید خوب همه این ها مشکلاتی را ایجاد می کند که باید دقت داشته باشید که باید تلاش کنید حل شود …ببینید واقع بین باشید افراد دچار مشکلات می شوند وقتی هیچ کدوم از دو نفر نمی خواهند بمذیرند که مشکل دارند .و هر کدام تلاش می کنند حرف خودشون رو به کرسی بنشانند ..وقتی حضوری مراجعه کنید شاید اصلا به این نکته برسید که واقعا ادامه دادن شما دو نفر اشتباه است و نمی توانید با هم زندگی مشترکی داشته باشید و یا اینکه این نکته را در نظر بگیرید که به هر حال در شرایطی قرار دارید که نیاز به کمی دور بودن و منطقی فکر کردن داربد ببینید همه این ها با خواست هر دو نفر برای حل مشکل است نه صرفا یک نفر بخواهد تغییر ایجاد شود .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشیددر این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

  • hi   میگوید:

    سلام
    اطرافیانم میگن در برخورد اول غمگین،منزوی و تنها به نظر میرسم و از ظاهرم برداشت میشه که به مشکلات زیادی درگیرم…اینارو تا حالا چندین بار بقیه شنیدم که خودم زیاد متوجهشون نمیشم…درجمع های شاد تمایل به سکوت و اروم نشستن دارم و همین باعث میشه که ناخوداکاه تو فکر برم و به یه نقطه خیره شم و به نظربرسه ذهنم به شدت درگیره..به نظر شما علتش چی میتونه باشه؟و لطفا بگین چطور میتونم تغییرش بدم؟درضمن بنده قبلا مشکلات زیادی داشتم که ازش ضربه های شدید عاطفی خوردم..این میتونه دلیلش باشه؟خوشحال میشم راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز دقت داشته باشید که ممکنه این مسائل به شخصیت درونگرا مربوط باشد و یا اصلا ربطی به درون گرایی نداشته باشد بلکه مساله مربوط باشد به زمانی که شما کودک بودید و اظهار نظر کردن موجب این مساله شده که دیگران به شما سخت گرفتند .و همین منجر به سکوت در حال حاضر شما شده است به هر حال دقت کنید که مسائل و موارد بسیار است ..همین مشکلاتی که می فرمایید و ضربه های عاطفی خودش مشکلات بسیاری وارد می کند که باید در جای خودش حل شود به هر حال امیدوارم با مراجعه مساله شما حل شود و طبیعی است که مشکلی که شما با ان رو به رو هستید به راحتی مرتفع نشود ..البته نگران هم نباشید چون همین که افراد برسند به این نکته که با مشکل مواجه نخواهند شد خودش مساله بسیار حائز اهمیتی است و قدم اول در درمان محسوب می شود به هر حال امیدوارم به زودی مشکلات شما رفع شوددر این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      فردی منزوی، گوشه‌گیر و همیشه تنها است. دوست ندارد در جمع های گروهی شرکت کند. ترجیح می دهد در گوشه ای خلوت بنشیند و بی هیچ هم صحبتی خودش را با چیزی که معمولا بازی های تلفن همراهش هست، مشغول کند. از اینکه هیچ دوستی ندارد احساس ناراحتی می کند و گاه به خاطر اینکه دیگران به راحتی حقش را پایمال می کنند، دلخور و ناراحت می شود و….

      ——————————————————————————–

      این ها همه خصوصیات افراد انزواطلب و گوشه گیری هستند که یکی از آنها مراجعه کننده من بوده است.

      در این یادداشت به افراد منزوی و ویژگی های آنها خواهیم پرداخت و در نهایت چند راهبرد درمانی برای برطرف کردن مشکل مطرح خواهیم کرد.

      ویژگی های افراد منزوی را بشناسید:

      دوری از روابط اجتماعی

      یکی از برترین مشخصه های شخصیت افراد منزوی، ترس اجتماعی آنان است. ترس از قضاوت دیگران نسبت به خود و افکار منفی و پریشان کننده که غالبا با زیر سوال بردن خود و نادیده گرفتن شایستگی ها و توانایی ها همراه است، باعث می شود که حضور در جمع برای شان آزاردهنده و غیر قابل تحمل باشد. به همین دلیل، افراد منزوی اهل معاشرت نیستند و به شدت از برقراری ارتباط با دیگران گریزان هستند. آنها به سختی در جمع های خانوادگی، دوستانه و… حاضر می شوند؛ شرکت در محافل عمومی به قدری برایشان مشکل است که سعی می کنند به بهانه های مختلف از رفتن امتناع کنند، و در صورت حضور اجباری هم، در گوشه ای می نشیند و به سختی ارتباط برقرار می‌کنند و در طول مدت حضور، مدام به فکر فرار هستند و می خواهند سریعتر این نشست ها خاتمه بیابند. این افراد دوستان زیادی ندارند و با آن دوستان محدود خود هم، ارتباطات عمیقی ندارند. همیشه در خود فرورفته هستند اگر چه شاید بتوانند در کارهایشان موفق باشند و با تمرکز بسیار آن ها را پیش ببرند ولی در تعاملات‌ اجتماعی به قدری دچار مشکل می شوند که نمی توانند برای حل مشکلی از دوست و یا همکار خود طلب کمک و مساعدت کنند.

      همیشه مضطرب و نگران

      استرس ها و فشارهای روحی بی امان، جز جدایی ناپذیری از درون آشفته آنهاست. همیشه یک نگرانی بی علت، این افراد را آزار می دهد. اگر چه شاید در ظاهر آرام و قرار داشته باشند اما در باطن مضطرب و بیقرارند تا آنجایی که دلشوره و تپش قلب، مهمان همیشگی وجود آنهاست. اضطراب به قدری بر آنان مستولی است که آستانه تحمل آنان را پایین می آورد و عصبی و سریع العمل شان می کند؛ مثلا، ممکن است بی حوصله شوند، خیلی زود از کوره در بروند، داد وفریاد کنند و… ، البته این رفتارها را کسی نمی بیند جز اطرافیان نزدیک این شخص.

      اعتماد به نفس پایین

      انزوا گزینی این افراد باعث می شود که هرگز به چشم نیایند. آنها نمی توانند همانند دوستان و آشنایانشان، توانایی ها و استعدادهایش را بروز دهند و در معرض نمایش دیدگان دیگران قرار دهند؛ به همین دلیل از نظر اطرافیان و یا حتی خودشان، فردی “بی هنر” شناخته می شوند. این وضعیت، احساس های ناخوشایندی به همراه دارد که باعث می شود اعتماد به نفس فرد روز به روز، بیش از پیش کمتر و کمتر شود.

      عدم بروز احساسات

      این افراد هرگز نمی توانند اظهار نظر کنند و از همه مهمتر آن که هیچ گاه قادر نیستند احساسات و عواطف واقعی خود را مستقیما به افراد مورد علاقه شان ابراز و بیان کنند. سکوت های طولانی و نادیده گرفتن نظرات و احساسات، باعث می شود اعتماد‌به‌نفسشان را کاملا از دست بدهند و به فردی افسرده تبدیل ‌شوند.

      ترس از تمسخر

      فرد منزوی، از این‌که دیگران او را مسخره کنند، به شدت می‌ترسد. به همین خاطر در بحث‌ها و گفتگو‌ها شرکت نمی کند و ترجیح می دهد هیچ نگوئید و ساکت باشد تا مبادا دیگران با نظر و احساسش مخالفت کنند و یا به سخره اش بگیرند. غالبا گوشه ای می نشیند و هراز چند گاهی آن هم به معنای تائید حرف دیگران سرش را تکان می دهد و یا نیم لبخندی می زند.

      نادیده گرفتن حقوق

      افراد منزوی، اهل رقابت و درگیری نیستند. این حس در آنها به قدری قوت دارد که معمولا همیشه از حق خود می گذرند و به دیگران هم اجازه می دهند که حقوق آنها را پایمال کنند.

      علت انزوا گزینی چیست؟
      مشکلات خانوادگی

      بی سرو سامان بودن خانواده و نداشتن یک خانواده سالم، یکی دیگر از دلایل است. بسیاری از مشکلات خانوادگی مانند اعتیاد یکی از والدین‌، طلاق، خشونت های درون خانوادگی بالخص از جانب پدر، طبقه اجتماعی بسیار پائین، فقر اقتصادی و فرهنگی و… باعث می شود که فرد دارای نوعی شخصیت دوری گزین شود. زندگی در چنین شرایطی، فرد را، یا خجالت‌زده و شرمنده می کند یا حسرت به دل. از آنجایی که این افراد خود را کمتر از دیگران می بینید و احساس حقارت می کنند، سعی می کنند شرایط زندگی خود و مشکلات آن را از دیگران پنهان کنند؛ که همین امر، آنها را به فرد گوشه گیر و انزوا طلب تبدیل می کند.

      شیوه تربیتی مستبدانه

      برخی از خانواده ها با شیوه تربیتی بسیار سخت و مستبدانه خود، باعث پرورش افراد منزوی و دوری گزین شده اند. تحت سلطه زیاد والدین قرار گرفتن، امر و نهی های بسیار و یک جانبه، چک شدن همه رفتارها توسط والدین، عدم اطمینان به توانایی ها و شایستگی های فرزند و… از جمله عوامل تربیتی است که فرد را انزوا طلب و گوشه گیر می کند.

      خجالتی بودن

      گاهی فرد به خاطر خجالتی بودن، از شرکت در محافل اجتماعی و برقراری ارتباط امتناع می کند. عدم تمایل به گفتگو و اظهار نظر نکردن حتی در موضوعات دلخواه و مورد پسند، از نشانه های این عامل است. کمرو و خجالتی بودن دلایل متعددی دارد که ازمهمترین آنها می توان به اشتباهات تربیتی، تقلید و الگو سازی از والدین یا یکی از افراد محبوب، و به کمبودهای فرد و احساس حقارت ناشی از آن، اشاره کرد.

      عدم اعتماد‌به‌نفس

      غالبا انسان‌های منزوی و کم‌حرف، افرادی با اعتماد به نفس پایین هستند. عدم اعتماد‌به‌نفس باعث می شود آنها خود را نادیده بگیرند و توانایی دیگران را همیشه بیش از خود تعریف کنند. روان شناسان معتقدند: کمتر دانستن خود از دیگران، همیشه مخرب است و منجر به انزوا گزینی، ترس از مواجهه و در نهایت دوری و فرار از اطرافیان می شود. با این وجود متخصصان می گویند: یکی از روش‌های جانبی کاهش انزوا در این افراد ، پرورش و تقویت اعتمادبه‌نفس در آنان است.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • پارسا   میگوید:

    با سلام
    پارسا ۳۴ ساله هستم حدود ۵سال است با همسرم ازدواج کرده ام ماحصل ان یک فرزند ۲۲ماه میباشد.حدود ۱٫۵سال است پدر و مادر همسرم جهت اقامت در خارج از کشور مدت ۱۰ماه در سال را خارج از ایران به سر میبرند در این مدت اختلاف من و همسرم بسیار زیاد شده ایشان دچار بی ثبات رفتاری گشته و در برخورد با من و بچه بسیار کم صبر و عجول گشته به صورتی که اوقات خوش ما تنها در سکوت میگذرد.رابطه من با خانواده همسرم بسیار خوب است ولی همسرم در تمام صحبتهای خود خانواده مرا با کوچکترین صحبت پشت سر به باد انتقاد میگیرد.به خاطر فرزند مان بسیار سکوت کرده ام ولی گمان میکنم دیگر در مسیر سراشیب عدم تفاهم افتاده ایم مدتی به این نتجیه رسیدم با پدر همسرم که استاد دانشگاه نیز بوده صحبت کنم ولی باز خویشتن داری پیشه کردم.خلاصه دچار یک سردر گمی عجیب شدهام…..ایشان مرا به بی احسلسی و پیر بودن فکری متهم میکند و من او را به بیمنطق و از روی احساس حرف زدن نیاز به کمک متخصص دارم با تشکر(از باب اقتصادی در سطح متوسط خوب هستیم و الحمدالله مشکل بغرنج نداریم)

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اینکه شما به خاطر فرزندتان سکوت کنید و ایشون هر طوری دوستددارند رفتار کنند اشتباه بزرگی است .پس دقت داشته باشید که در زندگی وقتی مشکلات اینچنینی پیش می اید باید صحبت کر باید در مورد مسائلی که وجود دارد و اتفاقاتی که موجب ازار طرفین می شود با هم حرف زده شود تا هر مشکل و مساله ای هم به فرض وجود دارد بتوان درست حل کرد .نباید مراعات ها را در این جاها رعایت کرد چرا که ضربه به زندگیست سکوت و گذشت یک نفر و جسارت طرف مقابل و توهین فقط مشکلات را چندین برابر خواهد کرد و مشکلات را حل نمی کند .امیدوارم این شرایط را درک کنید و توجه داشته باشید و در نهایت امیدوارم خوشبخت باشید .اینکه هر دو به روانشناس مراجعه کنید تا در مورد انتظارات هم صحبت شود خودش مساله مهم و اساسی است .در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰
      موفق باشید

سوالات شما:


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه