بارگذاری پست‌ها ...
تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

آموزش از طریق مشاوره پیش از ازدواج تا زوج درمانی و مشاوره خانواده.

 راهنمایی و مشاوره تلفنی ازدواج و خانواده

 

مرکز تهران و جنوب

۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴

مرکز مشاوره شمال و شرق

۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

شمال و غرب تهران

۰۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳

مشاوره ازدواج شامل آموزش مهارت های رفتار با همسر آینده خانواده همسر زوج درمانی شناسایی فرد مناسب و از همه مهمتر اطمینان پیش از ازدواج از  یک انتخاب درست است! عوامل زیادی در این امر دخیل هستند که باید مورد بررسی و دقت نظر هنگام همسریابی و یا حتی دوست یابی قبل ازدواج به آن توجه کرد.

مرکز مشاوره مراکز استانها

 


مرکز مشاوره تهران

نظر خود را ارسال کنید

  1. سلام من ۲۷ سالم است و در ۱۷سالگی عروسی کردم زمان که خواستگاری رفتم بخاطر شرایط مالی خوب که داشتم خانواده خانم من قبول کرد بدون رضایت خانم ام یک عشق یک طرفه من خبر نداشتم خانم هیچ علاقه به من نداشت تا بعد دو سه سال متوجه شدم عاشق کسی دیگه بود می خواستم باهش حتی فرار کنه یک کار با من کرد که همه فکر می کردن من خیلی آدم مزخرف هستم اون فقط می خواست من پیش بقیه کوچیک کنه خلاصه بخاطر دخالت های فامیل خانم مجبور شدم از ایران خارج بشم البته بدون خانم هر چی بهش گفتم بیا با هم بریم قبول نکرد گفتم هر جا دوست داری بریم قبول نکرد خلاصه من داخل یک کشور بودم سازمان ثبت نام کردم منتظر قبول نشستم تا یک سال اول زیاد حرف میزدم اما کم کم رابطه ما هرروز سرد تر از دیروز میشد چهار سال بعد که داخل اون کشور بودم بیست بار هم تلفنی حرف نزدیم خلاصه خانم هی دروغ بهانه های الکی می گرفت تلگرام اینستاگرام ایمو تانگو همه برنامه داشت میگفت ندارم خلاصه پیدا کردم هر کاری که میکردم قبول نمی کرد من داخل فرند هایش باشم الان چند ماه میشه در آمریکا هستم از اون زمان که امدم خیلی اخلاق اش عوض شده هی خوبی می کنه نمی دانم چیکار کنم اون توی این ده سال هیچ علاقه به من نداشت هیچ وقت خوب حرف نمی زد زمان خوب بود که پول یا از چیزی خوش می امدخوب حرف میزد نمی دانم الان چی شده که انقدر خوبه شده الان نمی دانم چیکار کنم

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید مگر نمی فرمایید با فردی دیگری رابطه داشته و اصلا علاقه ای نداشته حتی نشون می داده که به هر حال این عدم علاقه وجود دارد و کاری می کرده که دیگران فکر کنند که شما فرد مناسبی برای ایشون نیستید ..
      خب وقتی ایشون همه این رفتارها رو نشون می داده ..ولی اکنون که در خارج از کشور هستید محبت داره یه دلیلش می تونه این باشه که ایشون بخواد به این واسطه بیاد اونجا گرچه می فرمایید ابتدا قبول نکرده و خب معلوم نیست این مدتی که شما اونجا بودید ایشون چه می کرده
      به هر حال همه این موارد رو در نظر بگیرید ..ببینید مساله پشیمانی از رفتاری که وداشته بعد از ده سال کمی غیر منطقی به نظر می رسد و باید دقت داشته باشید که اکنون باهاشون صحبت کنید و در مورد رفتارها و شرایط از ایشون سوال کنید ..
      در نظر داشته باشید که افراد در زندگی با مسائلی رو به رو می شوند
      ولی شما سنتون کمه و خوب علاقه بیشتر یک طرفه بود تلاش ها برای اینکه ایشون در کنار شما زندگی کنند ولی می فرمایید که نتیجه ای نداشته
      و برای فردی که از زندگیش راضی نیست نبود همسر اجازه میده که فعالیت هایی که دوست داره رو انجام بده ..به هر حال بهتره حتما حضوری با روانشناسی مراجعه داشته باشید و اکنون هم به همسرتون بفرمایید که باید تغییر رفتاری رو در ایشون ببینید از این موقعیت استفاده کنید
      اگر ایشون واقعا دلش با زندگی باشه بهتره یک مدت اگر شرایطش رو دارید رفت و امد کنید و متوجه تغییرات شوید و سریع برای اقامت و حضور ایشون اقدامی نکنید حتی اگر رفتار تغییر کرده و بحث زندگی د امریکا نیست و کلا رفتارهای ایشون عوض شده بهتره که باز باشید باهاشون چون ممکنه به خاطر پول و شرایط مالی باشد
      ببینید نمی خواهم نگاه بدبینانه ای داشته باشم منتهی با شرایزی که شما می فدمایید پذیرش این مساله که ممکنه شرایطی وجود داشته باشد کمی سخت است
      امیدوادم موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  2. سلام و تشکر از زحمات شما و وب سایت عالیتون و خدا قوت
    کتابی که تمرین های کاربردی برای افزایش اعتماد بنفس و جرات ورزی داره و مهارت حل مسئله لطعا معرفی بفرمایید

    • اغلب افراد موفق اعتماد به نفس بالایی دارند. پر واضح است که آنها به خود و آنچه که انجام می دهند ایمان دارند. به یاد داشته باشید موفقیت آنها سبب افزایش اعتماد به نفسشان نشده؛ بلکه روحیه ی خودباوری این افراد، آنها را به سمت موفقیت سوق داده است.

      یک انسان با اعتماد به نفس سالم و طبیعی می تواند احساس خوبی نسبت به خود داشته باشد، ارزش خود را بداند و بخاطر قابلیت ها، مهارت ها و موفقیت هایش احساس غرور و رضایت کند. اما کسی که اعتماد به نفس ضعیفی دارد، احساس می کند مورد قبول و علاقه ی هیچ کس نیست و نمی تواند هیچ کاری را درست انجام دهد. امروز قصد داریم شما را با هشت راهکاری که به کمک آنها می توانید اعتماد به نفس خود را بالاتر ببرید، آشنا کنیم.

      با دیجیاتو همراه باشید.

      در نظر داشته باشید که شک، محصول باور نداشتن به خود است. وقتی شما خودتان را باور ندارید، چطور می توان انتظار داشت کسی به شما، ایده ها و توانایی هایتان ایمان داشته باشد؟ برای غلبه بر چالش های جدید، باید اعتماد به نفس داشته باشید. افراد ترسو و هیچگاه نمی خواهند از حریم آسایش خود بیرون بیایند. به همین دلیل افرادی که اعتماد به نفس کافی ندارند، همواره از کنار فرصت های مناسب عبور کرده یا در یک بن بست شغلی گیر می کنند. افرادی که اعتماد به نفس ندارند، مغلوب شرایط دشوار خارجی می شوند.

      افراد موفق هیچگاه موانع را باور نداشته و همواره در پی عبور از آنها هستند. هیچکس جز خودتان نمی تواند در رسیدن به موفقیت، پیشرفت و آنچه می خواهید انجام دهید، مانع شما شود. حالا زمان آن فرا رسیده است که شک به خود و توانایی هایتان را دور بریزید و با تلاشی دو چندان برای رسیدن به موفقیت، رو به جلو حرکت کنید.

      اعتماد به نفس یکی از ارکان اصلی پیشرفت شغلی است و اگر بتوانید این قابلیت را در خودتان افزایش دهید، به جاهایی خواهید رسید که حتی فکرش را هم نمی کنید. هر کسی می تواند با داشتن روشی مناسب و تلاشی مضاعف، اعتماد به نفس خود را بالا ببرد. مطمئناً با برداشتن هر قدم در این راه، حس اعتماد به نفس بیشتری خواهید کرد. سعی کنید این ۸ راهکار را در بطن زندگی خود به کار ببندید:

      ۱- ارزیابی منصفانه ای از خودتان داشته باشید

      جانی یونایتس فوتبالیست معروف آمریکایی می گوید «بین غرور و اعتماد به نفس تفاوت وجود دارد؛ غرور زمانی است که شما در مورد خودتان دست به بزرگنمایی بزنید. در حالیکه اعتماد به نفس، به معنای باور داشتن به توانایی خود در انجام کارهاست. به عبارت دیگر اعتماد به نفس از طریق تلاش فراوان به دست می آید و آنهایی که این ویژگی را دارند، افرادی خودآگاهند. به یاد داشته باشید هنگامی که اعتماد به نفس شما از توانایی تان فراتر رود، دچار خود بزرگ بینی خواهید شد؛ بنابراین بین این دو تفاوت قائل شوید.

      شالوده ی اعتماد به نفس حقیقی بر پایه ی واقعیت ها بنا شده است. برای اینکه بتوانید اعتماد به نفستان را بالا ببرید، باید ارزیابی دقیق و صادقانه ای از خود و توانایی هایتان داشته باشید. اگر هنوز نقاط ضعفی در شما وجود دارد، برای بهبود آنها برنامه ریزی و راهی پیدا کنید تا اثرات منفی شان را به حداقل برسانید. به خاطر داشته باشید بی توجهی نسبت به نقاط ضعف و یا نقطه ی قوت نشان دادن آنها، هیچ کمکی به از بین بردنشان نخواهد کرد. به همین ترتیب، داشتن درک درست از توانایی ها می تواند انتقادات یا بازخورد های منفی را کاهش و به شما اعتماد به نفس بیشتری بدهد.

      ۲- “نه” بگویید

      تحقیقات انجام شده در دانشگاه کالیفرنیا نشان داد که هر چقدر نه گفتن برایتان دشوارتر باشد، احتمال اینکه به اضطراب، فرسودگی شغلی و حتی افسردگی دچار شوید، بیشتر می شود و همه ی این عوامل باعث کاهش اعتماد به نفس در شما خواهند شد. افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند به خوبی می دانند که “نه” گفتن، به نفع آنهاست. این افراد چنان عزت نفسی دارند که مخالفت خود را به وضوح بیان می کنند. وقتی زمان نه گفتن فرا می رسد، آنها از جملاتی مانند “فکر نمی کنم بتوانم انجام دهم” یا “شک دارم” استفاده نمی کنند. این افراد با اعتماد به نفس “نه” می گویند زیرا می دانند نه گفتن به یک تعهد جدید، احترام به تعهدات فعلی شان است و به آنها فرصت می دهد تا با خیال راحت، وظایف قبلی شان را انجام دهند.

      ۳- با رئیس خود ارتباط خوبی برقرار کنید

      یک ارتباط پرتنش با کارفرما می تواند اعتماد به نفس افراد باهوش را نیز تخریب کند. البته با وجود انتقاد رئیستان از عملکرد شما یا تضعیف روحیه ی مشارکتتان در تیم، حفظ اعتماد به نفس دشوار است اما باز هم تلاش کنید آن را از دست ندهید. همواره سعی کنید تا نقاطی که باعث سوتفاهم شده و ارتباط شما را با رئیستان خراب کرده بیابید و در جهت رفع آن تلاش کنید. اگر به هیچ وجه نتوانستید این ارتباط را درست کنید، وقتش فرا رسیده است که به دنبال شغل دیگری باشید.

      ۴- به دنبال پیروزی های کوچک باشید

      افرادی که اعتماد به نفس دارند همواره خود را به چالش می کشند و در برابر دیگران روحیه ای رقابتی دارند؛ هرچند تلاش شان به موفقیت های کوچک ختم شود. گفتنی است پیروزی های کوچک می توانند سبب ایجاد گیرنده های آندروژنی جدیدی در مغز شوند که باعث به وجود آمدن روحیه ی قدردانی و افزایش انگیزه خواهد شد. این افزایش تعداد گیرنده های آندروژنی باعث اثربخشی بیشتر هورمون تستوسترون شده و در نتیجه اعتماد به نفس و اشتیاقتان برای مواجه با چالش های پیش رو بیشتر خواهد شد. بخاطر داشته باشید وقتی موفقیت های کوچکی را پشت سر هم طی کرده باشید، این افزایش اعتماد به نفس برای مدتی طولانی با شما خواهد بود.

      ۵- یک راهنما برای خودتان پیدا کنید

      هیچ کس به اندازه ی شخص باتجربه و باهوشی که راه صحیح را نشانتان دهد و شما را تشویق کند، نمی تواند باعث افزایش اعتماد به نفس در شما شود. در واقع، یک حامی خوب مانند آیینه عمل می کند و دیدگاهی به شما می دهد که باید برای باور به خود آن را مد نظر داشته باشید.

      فراموش نکنید آگاهی باعث افزایش اعتماد به نفس می شود. دانستن اینکه در هر لحظه در چه جایگاهی قرار دارید، باعث افزایش تمرکز و اثربخشی انرژی شما در انجام امور خواهد شد. به علاوه، یک مشاور خوب می تواند بعضی نکات مربوط به فرهنگ درونی شرکت ها را با توجه به روحیه ای که دارید، به شما آموزش دهد. دانستن قوانین نانوشته برای انجام کارها در محل کار، یکی از روش های عالی برای افزایش اعتماد به نفس است.

      ۶- به طور منظم ورزش کنید

      مطالعات انجام شده در مؤسسه ی تحقیقاتی اونتاریو نشان می دهد افرادی به مدت ۱۰ هفته و هقته ای ۲ بار ورزش می کنند، به مراتب از نظر اجتماعی، هوشی و جسمانی توانمندی بیشتری دارند. ورزش کردن علاوه بر اینکه تناسب اندام شما را حفظ می کند، اعتماد به نفستان را نیز بالا می برد. تمرینات بدنی سبب آزاد سازی اندورفین در بدن نیز می شوند و روحیه ی شما را مثبت و پر نشاط خواهند کرد. بنابراین همواره برای تمرینات ورزشی خود برنامه ریزی کنید؛ خواهید دید که اعتماد به نفستان بالا خواهد رفت.

      ۷- شیک لباس بپوشید

      چه بخواهید چه نخواهید، طرز لباس پوشیدنتان تأثیر بسزایی در نگرش مردم نسبت شما دارد. رنگ، برش و نوع لباس و حتی اکسسوری هایی که استفاده می کنید نیز بیانگر نوع ارتباطی است که می خواهید با دیگران برقرار کنید. از طرف دیگر، نحوه ی لباس پوشیدن هر فرد نشانگر دیدگاهی است که نسبت به خودش دارد. مطالعات نشان داده اند افراد، زمانی که رسمی لباس می پوشند در مقایسه با زمانی که لباس های معمولی خود را به تن می کنند، لحن و طرز حرف زدنشان فرق می کند.
      برای افزایش اعتماد به نفس، شیک لباس بپوشید. خوش پوش بودن یکی از راه های ساده برای افزایش اعتماد به نفس است. لباسی را انتخاب کنید که نشان دهنده ی شخصیت شماست، حتی اگر مجبور باشید زمان بیشتری را برای انتخاب لباس در مراکز خرید صرف کنید یا صبح ها زودتر از خواب بیدار شوید.

      ۸- قاطعانه صحبت کنید، نه تهاجمی

      داشتن روحیه ی پرخاشگری نشان دهنده ی اعتماد به نفس نیست؛ بلکه زورگویی شما را نشان می دهد. هنگامی که خودتان را باور نداشته باشید، به راحتی و بدون اینکه بخواهید، قلدری و دیگران را تهدید می کنید. سعی کنید در اظهار نظر های خود، بدون اینکه تهاجمی عمل کنید و شخصیت دیگران را زیر سوال ببرید قاطعانه سخن گفتن را تمرین کنید. بخاطر داشته باشید هیچگاه نمی توانید بدون اینکه روی خودتان کنترل داشته باشید، اعتماد به نفستان را افزایش دهید. همواره با صدا و لحن مناسب حرف بزنید و نسبت به طرز ایستادن خود حساس باشید. حالت بازوها، دست ها و استفاده ی بجا از آنها در هنگام حرف زدن، می تواند اعتماد به نفس را در ظاهر شما نمایان کند.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  3. سلام من میخوام خیاطی از صفر یاد بگیرم چون چیزی بلد نیستم ولی قیمت آموزشگاه ها از ۱میلیون به بالا هست من نمیتونم از پسش بربیام چطوری اموزش با قیمت مناسب برای یادگیری خیاطی پیدا کنم راهنمایی کنید لطفا .دارم اذیت میشم😢

    • با سلام دوست عزیز در مورد اینکه به این فعالیت علاقه مند هستید می توانید از فنی و حرفه ای کمو بگیرید که حای بهد از اموزش وام خوداشتغالی هم به شما می دهند که خب می تواند برای شما که علاقه مند هستید نکته مثبتی باشد که باید د نظر داشته باشید
      به هر حال امیدوارم به چندین جا از جمله موسسات مردم نهاد مراجعه کنید چون هزینه کلاس ها را ندارید تا به شما کمک کنند که در زمینه ای که تمایل دارید به شما کمک شود .امیدولرم م فق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      موفق باشید

  4. سلام من میخوام خیاطی از صفر یادبگیرم چون چیزی بلد نیستم ولی هزینه اموزشگاه ها از ۱میلیون به بالاس و من نمیتونم از پسش بربیام میخوام بدونم کجا میتونم اموزش با قیمت مناسب ببینم لطفا راهنمایی کنید.فکرم خیلی مشغوله

    • با سلام
      چگونه تبدیل به یک خیاط ماهر شویم؟
      شاید مدل مانتو یا پیراهنی که در فروشگاه می‌بینید، با سلیقه شما جور باشد، اما شاید زیادی کوتاه یا بلند باشد، آستینش تنگ یا گشاد باشد، یا لازم باشد گودی کمرتان گرفته شود؛ بنابراین لباس‌های آماده، همیشه قالب بدن نیستند؛ درحالی که با هنر خیاطی می‌توانید لباس‌هایتان را درست مطابق اندازه‌هایتان بدوزید و با طراحی مورد علاقه‌تان، منحصربه‌فرد باشید.
      خیاطی
      یادگیری خیاطی، جدا از جنبه اقتصادی، از لحاظ بهداشتی نیز اهمیت دارد. زمانی که شما برای خود لباسی می‌دوزید، تنها کسی هستید که آن را پرو می‌کنید. اگر برای این هنر ارزشمند، وقت کافی دارید، هرگز آن را پشت گوش نیندازید و شروع به تحقیق راجع به آموزشگاه‌های محل خود کنید. در این مقاله، شما را با انواع روش‌های خیاطی، مراحل مختلف یادگیری و نکات مهم در انتخاب آموزشگاه آشنا می‌کنیم.

      آسان‌ترین و دقیق‌ترین متدهای خیاطی کدامند؟
      خیاطی، متدهای مختلفی دارد و هر متد، نقاط قوت و ضعف خود را دارد. «گرلاوین» یکی از قدیمی‌ترین متدهای خیاطی است که در حال حاضر، تقریبا حالت منسوخ پیدا کرده است. این روش کمی پیچیده است و ایرادهای زیادی دارد، اما با این حال باز هم از آن استفاده می‌شود. در میان انواع متدها برای هنرجویان مبتدی، متد مولر، متد ساده و متد سایزبندی ترجیح داده می‌شوند.
      متد مولر، پیچیدگی کمتری دارد و در عین حال بسیار دقیق است. شاید در بسیاری از موارد، حتی نیاز به پرو لباس وجود نداشته باشد. متد ساده نیز روش خوبی محسوب می‌شود اما زیبایی متد مولر را ندارد و بسیاری از ریزه‌کاری‌ها در این روش حذف می‌شوند. روش سایزبندی، بر اساس الگوهای از قبل آماده است. برای مثال، شما می‌توانید با توجه به اندازه‌های خود، از الگوهایی با سایز ۳۴، ۳۶، ۳۸، ۴۰ و … استفاده کنید. یکی از نقاط ضعف این متد، محدود بودن آن است، یعنی نسبت به متدهای دیگر، قدرت مانور کمتری دارد؛ اما با این حال، روش ساده و آسانی محسوب می‌شود و مناسب هنرجویان مبتدی است. بیشتر لباس‌های تجاری، با این متد دوخته می‌شوند. متد متریک نیز بسیار دقیق است اما از آنجایی که ریز محاسبات و دستورالعمل‌های زیادی دارد، کمی دشوار محسوب می‌شود. در میان تمامی روش‌ها، متد سایزبندی، آسان‌ترین و متد متریک، دقیق‌ترین محسوب می‌شود.
      برای انتخاب کلاس خیاطی، اول از همه باید به امکانات آموزشگاه و اعتبار و سابقه کار آن توجه کرد.
      خیاطی بدون الگو برای مبتدی‌ها توصیه نمی‌شود
      آموزش خیاطی بدون الگو، برای افراد مبتدی توصیه نمی‌شود، زیرا در این روش، الگو به طور مستقیم روی پارچه پیاده می‌شود و نیاز به دقت فراوان وجود دارد. حتی برخی از ریزه‌کاری‌ها مانند پنس گرفتن در این روش به خوبی انجام نمی‌شود. اگر هنرجو یک الگو را خراب کند، فقط یک کاغذ را خراب کرده است، اما وقتی می‌خواهد الگو را روی پارچه پیاده کند، کوچک‌ترین اشتباهی می‌تواند لباس را خراب کند. حال اینکه برخی‌ها می‌گویند روش بدون الگو از این نظر آسان‌تر است که دیگر الگو روی کاغذ پیاده نمی‌شود، اما با این حال، الگو کشیدن روی کاغذ مطمئن‌ترین روش است. حداقل می‌توانید الگو را روی بدن خودتان امتحان کنید و بارها روی آن تغییر انجام بدهید. این کار خیلی بهتر از این است که پارچه را ببرید و بعد برای تغییر آن، دیگر راه چاره‌ای نداشته باشید.

      چقدر طول می‌کشد تا تبدیل به یک خیاط ماهر شوید؟
      برای انتخاب کلاس خیاطی، اول از همه باید به امکانات آموزشگاه و اعتبار و سابقه کار آن توجه کرد. البته در حال حاضر، شهریه آموزشگاه‌ها نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. در مورد مربی خیاطی نیز باید پرس‌وجو کنید تا از سوابق کاری و اعتبار مدرک مربیگری‌اش باخبر شوید. مدت زمان لازم برای یادگیری کامل خیاطی، بستگی به آموزشگاه، نوع آموزش و تلاش هنرجو دارد. برای یادگیری سریع‌تر می‌توانید از کلاس‌های فشرده یا خصوصی استفاده کنید، اما به طور کلی برای تبدیل شدن به یک خیاط حرفه‌ای، حداقل به ۳ سال آموزش و ۵ سال کار دوخت نیاز خواهید داشت. هر بار که لباس جدیدی می‌دوزید، همراه با آن نکته جدیدی یاد می‌گیرید. البته نباید همیشه فقط برای خودتان لباس بدوزید، بلکه باید با سایر اندام‌ها نیز آشنا شوید و نکات مربوط به هر ایراد اندامی را یاد بگیرید. هر چه تلاشتان بیشتر باشد، پیشرفتتان نیز سریع‌تر خواهد بود. برای یادگیری خیاطی می‌توانید از سی‌دی‌های آموزشی نیز استفاده کنید، اما این نکته را در نظر داشته باشید که سی‌دی، جای آموزش حضوری را نمی‌گیرد و بیشتر برای کسانی مناسب است که دوره خیاطی را گذرانده‌اند و می‌خواهند ریزه‌کاری‌ها را بیشتر بیاموزند.
      روزهای اول از پارچه‌ی ‌کشی استفاده نکنید!
      آموزشگاه‌ها هنگام ثبت‌نام، لیستی از وسایل مورد نیاز برای شروع خیاطی را در اختیار هنرجویان قرار می‌دهند. این لیست معمولاً شامل کاغذ الگو، قیچی کاغذ، قیچی پارچه، سوزن، سوزن ته گرد، نخ، نخ کوک، رولت، کاربن خیاطی، گچ، صابون، خط کش بلند، خط‌کش منحنی، لوازم‌التحریر، مداد رنگی، بالشتک بیضی، لایی چسب، پارچه و… است. بهتر است برای روزهای اول، از پارچه‌های ساده استفاده کنید، زیرا دوخت پارچه‌های کشی، کمی دشوار است.

      در انتخاب چرخ خیاطی به این نکات توجه کنید
      برای خیاط شدن، به یک چرخ خیاطی خانگی نیز نیاز دارید. چرخ‌ها انواع و اقسام مختلفی دارند، از جمله چرخ‌های خانگی، صنعتی، مسافرتی، میان دوز و سردوز. چرخ‌های مسافرتی، بسیار کوچک هستند و معمولاً فقط یک ردیف دوخت می‌زنند. این چرخ برای دوخت درزهای پاره شده کفایت می‌کند. شما می‌توانید آن را همراه با ۲ یا ۳ رنگ نخ به مسافرت یا قرارهای مهم ببرید.
      چرخ‌های صنعتی، معمولاً قیمت بالاتری از چرخ‌های خانگی دارند و در تولیدی‌ها و مکان‌های صنعتی به کار می‌روند. این چرخ‌ها از لحاظ دوخت، امکانات بسیار زیادی دارند. بنابراین اگر می‌خواهید مزون بزنید یا خیاطی را به عنوان حرفه خود انتخاب کنید، بهتر است چرخ صنعتی داشته باشید.
      چرخ‌های خانگی نیز با مارک‌های مختلف در بازار موجود هستند. توصیه می‌شود چرخی را انتخاب کنید که حداقل قطعات داخلی‌اش فلزی باشد، زیرا این چرخ‌ها خیلی بیشتر عمر می‌کند و کارکرد بهتری دارند.
      چرخ‌های سر دوز نیز برای پاک‌دوزی و جلوگیری از ریش شدن لبه‌های پارچه کاربرد دارد. البته برخی از چرخ‌های سردوز، امکانات دیگر هم دارند. برای مثال، پولک‌دوزی، مهره دوزی، نواردوزی، قیطان‌دوزی، مروارید دوزی و… نیز انجام می‌دهند. چرخ میان دوز نیز وسط پارچه و نه لبه پارچه را دوخت می‌زند و پاک دوزی می‌کند. دوخت آن بسیار تمیز است و بیشتر برای تی‌شرت‌ها و لباس‌هایی کاربرد دارد که می‌خواهیم همزمان روی پارچه آن‌ها هم پاک دوزی و هم دوخت انجام شود.
      آموزش خیاطی بدون الگو، برای افراد مبتدی توصیه نمی‌شود، زیرا در این روش، الگو به طور مستقیم روی پارچه پیاده می‌شود و نیاز به دقت فراوان وجود دارد.
      اگر می‌خواهید مزون بزنید …
      مانکن‌ها، بیشتر نشان‌دهنده لباس هستند. اگر می‌خواهید فقط برای خودتان خیاطی کنید، نیازی به تهیه مانکن وجود ندارد، زیرا لباس را روی خودتان پرو می‌کنید؛ اما اگر می‌خواهید مزون بزنید یا به طور حرفه‌ای خیاطی کنید، باید حتماً لباس را روی مانکن بگذارید و تغییرات لازم را روی آن اعمال کنید. برای مثال، دوخت لباس عروس، نیاز به مانکن دارد. مانکن‌ها را می‌توانید در اندازه‌های مختلف برای خانم‌ها یا آقایان تهیه کنید.

      اول از همه باید دوره نازک دوزی را یاد بگیرید
      مدارک خیاطی، مختلف است. فردی که مبتدی است باید ابتدا در یک آموزشگاه ثبت‌نام کند و دوره نازک دوزی را ببیند. این دوره چیزی حدود ۶ تا ۹ ماه به طول می‌انجامد. بعد از آن، مدیر آموزشگاه هنرجویان را به سازمان فنی و حرفه‌ای معرفی می‌کند. سپس هنرجویان باید ۲ مرحله آزمون را پشت سر بگذارند. در مرحله اول، امتحان کتبی سراسری بر اساس کتاب‌های سازمان فنی و حرفه‌ای برگزار می‌شود و هنرجویان از تمام آموزشگاه‌ها در آن شرکت می‌کنند. پس از آن نیز در خود آموزشگاه یا مکانی دیگر، امتحان عملی گرفته می‌شود. برای امتحان عملی، هنرجو باید چرخ خیاطی و سایر لوازم مورد نیاز را با خود به محل ببرد و طبق درخواست آزمون گیرنده، یک مانتو یا لباسی دیگر بدوزد.

      می‌خواهید کت، کاپشن و پالتو بدوزید؟
      پس از اتمام دوره نازک دوزی، هنرجو می‌تواند دوره ضخیم‌دوزی را بگذراند. در واقع، نازک دوزی درجه دوم خیاطی و ضخیم‌دوزی درجه اول خیاطی به حساب می‌آید. این دوره نیز چیزی حدود ۳ ماه زمان می‌برد. البته این دوره‌ها با توجه به تلاش هنرجو و آموزشگاه مورد نظر می‌توانند کمتر یا بیشتر طول بکشند. در ضخیم‌دوزی، دوخت انواع پالتو، کت، کاپشن، پانچو، جلیقه، آسترکشی و … آموزش داده می‌شود.
      این دوره نیز شامل آزمون کتبی و عملی است و در صورت قبولی، به هنرجو مدرک فنی و حرفه‌ای اعطا خواهد شد. لازم به ذکر است که در هر دو دوره، هم بالاتنه و هم پایین‌تنه کار خواهد شد. از دیگر دوره‌های خیاطی می‌توان به دوره لباس شب، لباس زیر، لباس کشی، دوره چروک پارچه، خیاطی با چهل تیکه، دوره سنگ دوزی، روبان دوزی، دوخت‌های سنتی و … اشاره کرد.

      حتماً لازم نیست تبدیل به یک خیاط حرفه‌ای شوید!
      شاید شما بخواهید فقط برای خودتان از روی مجلات خیاطی با الگوی آماده، لباس بدوزید؛ بنابراین اگر نمی‌خواهید دوره خیاطی را کامل بگذرانید و تبدیل به یک خیاط ماهر شوید، می‌توانید فقط یک دوره سایزبندی آموزش ببینید، زیرا در این روش نیز از الگوهای آماده استفاده می‌شود. دوختن لباس از روی ژورنال‌های خیاطی و الگوی آماده، بیشتر به کسانی توصیه می‌شود که جثه مناسبی داشته باشند، زیرا الگوهای آماده بر اساس جثه مانکن درست شده‌اند و تغییرات لازم مانند چین و برش و… در آن اعمال شده است و نیازی نیست کار اضافه انجام دهید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  5. سلام
    من یهرخصوصیت اخلاقی که دارم وقتی شخصی حرفی میزنه در مورد من که صحیح نیست سریع بهم بر نیخوره و واکنش های تند نشون میدم. دوست دارم این رفتارم کنترل کنم به نظرتون چکار میشه کرد.

    • با سلام دوست عزیز
      ببینید به هر حال این شرایط بیشتر هنگامی اتفاق می افتد که حرف دیگران برای شما اهمیت دارد ..اگر حرفی واقعا منطقی باشد که خب طبیعتا فرد می پذیر د ولی هیچ فردی انتقادی که منصفانه نباشد را نمی پذیرد منتهی بحث شما که مربوط به اینه که ظاهرا زود عصبانی می شوید و الا خب باید دید در چه موقعیتی و در مورد چه فرد یا افرادی
      خب اگر در برابر فرد مهم در زندگی شما باشد یک مساله است و اگر در برابر فردی باشد که اهمیت خاصی ندارد ولی باز به همان اندازه برای شما ناراحت کنندس مساله دیگر است
      به هر حال خشم تکنیک های مدیریتی دارد ..ولی اگر مساله دیگری باشد خب ان باید بررسی شود ..و امیدوارم مساله ای نباشد و به زودی مرتفع شود

  6. سلام من۲۸سال سن دارم اعتمادبه نفس من خیلی پایینه همیشه فکرمیکنم بقیه خیلی ازمن بهترن البته درظاهرنشون نمیدم ولی ازدرون همیشه باخودم درگیرم وبدترازاین بریرارکردن ارتباط بابقیه خیلی برام سخته بعدازچندجلسه برخوردیکم بهترمیشه البته اینم بگم فقط اولش برام سخته یکم که درارتباط باشم کلاخوب میشم توجمع اگثراساکتم حرفی برای گفتن ندارم انگارازابن اخلاقم خیلی اذیت میشم لطفاکمکم کنین بگین چطورمیتونم راحتربابقیه حتی توبرخورداول ارتباط برقرارکنم

    • با سلام
      دوست عزیز
      توجه کنید که در بحث مربوط به عزت نفس و مباحث اینچنینی نکته مهمی که وجود دارد این است که بدانید به هر صورت همه مسائل بحث اعتماد له نفس نیست بلکه داشتن مهارت جرات ورزی برای فعالیت های روزانه است .اینکه بخواهید با دیگران وارد رابزه شوید و از همان ابتدا بدانید که باید چطور تلاش کنید و شرایط چگونه پیش برود خودش نکته بسیار مهمی است که باید در نظر داشته باشید .
      به هر حال در زندگی هر فردی مسائلی وجود داردو مهمترین فردی که در زمینه تغییرات شخصیتی می تواند مراجعه داشته باشد خود فرد است ..
      پس توجه کنید که این خود شما هستید که باید با مراجعه و فراگیری تکنیک ها متناسب با شرایط پیش بروید و خب مدیریت کنید و تمرین هایی برای برقراری رابطخ موثر زیر نظر روانشناس شروع کنید .
      پس اصلا جای نگرانی وجود ندارد امیدوارم موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  7. سلام من۲۸سال سن دارم اعتمادبه نفس من خیلی پایینه همیشه فکرمیکنم بقیه خیلی ازمن بهترن البته درظاهرنشون نمیدم ولی ازدرون همیشه باخودم درگیرم وبدترازاین برای برقرارکردن ارتباط بابقیه خیلی برام سخته بعدازچندجلسه برخوردیکم بهترمیشه البته اینم بگم فقط اولش برام سخته یکم که درارتباط باشم کلاخوب میشم توجمع اگثراساکتم حرفی برای گفتن ندارم انگارازابن اخلاقم خیلی اذیت میشم لطفاکمکم کنین بگین چطورمیتونم راحتربابقیه حتی توبرخورداول ارتباط برقرارکنم

    • با سلام
      دوست عزیز
      در مورد مساله اعتماد به نفس یک نکته مهم وجود دارد و ان هم این که به هر صورت باید مراجعه داشته باشید تا تکنیک های مربوط به افزایش اعتماد به نفس اموزش داده شود …چرا که باید شرایط بر سی شود اینکه شما نشان نمی دهید خیلی اهمیت ندارد بلکه انچه که مهم است این است که به هر صورت خودتون از خودتون رضایت خاطر ندارید ..
      اینکه گاهی شرایط کودکی خانواده و تربیت در این زمینه بسیار اهمیت دارد اینکه مدام انتظارات زیادی از طرف مقابل داشته باشید و بخواهید که بهترین باشد خب فرزند از خودش انتظارات زیادی دارد .
      به هر حال حتی نوع تعامل و شروع صحبت و داشتن تعامل سازنده خودش مهم است ..
      و خب مشخص است که به هر حال برای شما شرایط سخت می شود ..به هر صورت مطمئن باشید که مساله مرتفع می شود و اصلا جای نگرانی وجودندارد ..امیدوارم به زودی مساله مرتفع شود.ولی باید بدونید که داشتن ت وقع زیاد از خودتون مساله وشرایط را سخت تر خواهد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  8. با سلام و خسته نباشید.من به چند ماهی میشه که به خواهرم که متاهل هست و بچه داره شک کردم که با کسی در ارتباطه برای همین با پیگیری هایی که کردم و صحبت با صمیمی ترین دوستش متوجه شدم که با شوهرش اختلاف شدید داره و گویا آقا بهش خیانت کرده و خواهرمم متوجه شده و الان داره حساسیت نشون میده و خودشو اذیت میکنه.نمیدونم خوانواده ما در جریان هستن یا نه .یعنی دوست خواهرم میگه میدونن ولی من شک دارموخیلی نگران خواهرم هستم خیلی تو این مدت داغون شده چیزی هم به کسی نمیگه. من چجوری میتونم کمکش کنم.ممنون میشم راهنمایی کنید.

    • با سلام
      دوست عزیز به هر حال این مساله ای گه شما می فرمایید در مو رد ایشون اگر درست باشه و همسرش بهش خیانت کرده ممکنه د صدد تلافی این با فردی دیگری در ارتباط است منتهی این واقعا راهکار نیست .بهتره اگر با ایشون راحت هستید
      باهاشون صحبت کنید ..چون مشکلات ممکنه بیشتر شود ..و حداقل بهشون بگید مراجعه کنند به روانشناس تا بشه که بهشون کمک شود ..
      موفق باشید و امیدوارم مشکلشون حل بشه .ولی اگر می بینید داره اذیت میشه .. خب بهتره باهاشون صحبت کنید اگر واقعا متوجه شدید ..
      که مشکلی وجود دارد و ایشون هم فرزند دارند خب شرایط سخت است .اگر هر دو به به لحاظ عاطفی از هم فاصله بگیرید و کم کم سردی عاطفی ایجاد می شود و خب ممکنه اتفاقات ناگواری ایجاد شود
      امیدوارم جدیت داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      موفق باشید

  9. سلام
    من و شوهرم تو دوران عقدیم شوهرم من رو درک نمیکنه پریشب که حالم بد بود از ایشون خواستم بیان خونه ما و من حالم بهتر که شد میرم خونشون ولی ایشون بهونه آووردن که خسته ان این درحالی هست که ایشون یه شغل رسمی داره ولی با این حال باوجود خستگی زیاد راه خیلی طولانی رو برای رفتن در مغازه اش (شغل دومش) میره درحالی که اونجا با برادرش شریکه و بیشتر سود به برادرشون میرسه ولی با این حال میره یا اگه خسته باشه مادرش چیزی ازش بخواد انجام میده ولی حاضر نشد یه شب به خاطر من از خونه خودشون تا خونه ما که ۵ دقیقه راهه بیاد حتی یک زنگ هم نزد بعد از اینکه باهاش سرد برخورد کروم و ناراحتی هام رو گفتم که اندازه کارش براش مهم نیستم اصلا سعی در تکذیب این مساله نکرد و در عوض جبهه گرفت که تقصیر توئه تو باید می اومدی و از این حرفا و بعدم دیگه پیام نداد من غرورم رو شکستم و بهش پیام دادم که شما مرد خوبی هستی و دوست دارم ولی ازت ناراحتم به خاطر این رفتارت ولی ایشون باز هم جوابی ندادند و در آخر شب که گفتم چرا هیچی نمیگی گفت مامان من غذا میپزه تو نمیای اصلا درک نمیکنه حالم بده یا هرچیزی دیگه ای فقط مهم خودش و مادرشه همیشه تو ناراحتی هامون اونیکه باید بره خونشون منم وگرنه ایشون غرورش رو ابدا نمیشکنه و هیچ وقت نمیاد دنبالم الان بین دو راهی موندم یعنی واقعا بازم من باید غرورم رو بشکنم و برم؟ دیگه خسته شدم میشه راهنماییم کنید؟

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید توجه داشته باشید که اگ همسر شما طبق گفته خودتون فکر می کنید که انتظار دارند که شما به طور مداوم پیش دستی کنید و مدام کنار بیایید و شرایط شما رو درک نمی کنند .خب شما باید تغییر رویه بدهید گاهی ابراز ضعف در مقابل فردی که دیگران بیشتر از همسرش اولویت دارند ..
      درست نیست و درسته توقع دارید که متوحه باشند ولی بهتره اگر بیان می کنید بفرمایید که چه انتظاراتی از ازدواج دارید ..
      اینکه خب وقتی شما پیام بدهید و یا توجه کنید ایشون بیشتر کارهاشون تکرار میشه و فکر می کنند که شما همیشه ابراز خواهید کرد و توجه می کنید و طبیعتا ایشون هم می توانند رفتار قبلیشون ر تکرار کنند
      ببینید باید اگ رفتارها ادامه داشت و فکر کردید که نمی توانید ادامه بدهید و شرایط سختی است از ایشون بخواهید با هم به روانشناس مراجعه کنید تا در مورد مشکل صحبت شود تلاش کنند که حل شود .
      ایشون متوجه شوند که از دید نفر سوم هم ایا رفتارشون درست هست یا خیر ؟فکر نکنند فقط از نظر شما مساله غیر طبیعی است و یا شما از ایشون توقع بی جا دارید ..
      موفق و خوشبخت باشید و امیدوارم مساله حل شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      موفق باشید

  10. سلام
    خواستگاری دارم که در مورد مدرک تحصیلی در روز خواستگاری دروغ گفت و ایشون گواهی فنی حرفه ای دارن اما ذکر کردن که دیپلم دارن در صورتی که تا سوم دبیرستان تحصیل کردن و بعد ترک تحصیل. و بعد ها ازشون پرسیدم و اعتراف کردن که دروغ گفتن. ایشون در ۲۲ سالگی به خانمی علاقمند بودن که خانواده مخالفت کردن اما در نهایت الان ده سال گذشته و ان خانم هم چند سال بعد ازدواج کرد. از همان ابتدای اشنایی یه روز منو در جریان این ماجرا قرار دادن تا از کسی نشنوم. از همان ابتدای اشنایی بسیار بسیار به من محبت داشتن و من به نظرم عجیب بود.بد از جریان عشق که داشتن و برام تعریف کردن ایا امکان داره کسی عشقی از یه نفر تو دلش باشه سال ها و الان داشته خودشو تخلیه روانی کنه منظورم اینه که منو به جای اون فرد دوس داشته باشه و محبت یکی دیگه رو نثارم کنه. چند بار هم اسمم رو اشتباهی صدا زدن ولی اسم اون فردی که عاشقش بودن رو چیز دیگه ای ذکر کردن. میگه دوس دارم اوازه عشقمون به گوش همه برسه و من فکر میکنم منظورش اون خانمه که از اقوام دوره. میگه دوس دارم اولین بچمون دختر باشه و اسمی که دوس داره داشته باشه به اسم عشقش نزدیکه خیلی اما میگه این تشابه اتفاقیه و ربطی ندارن. ایا دچار وسواس شدم؟تمام اوقات ازادش رو باهم صحبت میکنیم و بسیار دوس دارن که زیاد صحبت کنه بامن ه طوری که حس میکنم هیچ وقت ازادی ندارم. کنجکاوی و صحبت راجب مسائل جنسی هم زیاد میکنن تقریبا روزی چند بار که نمیدونم طبیعیه یا نه چون من سابقه دوست پسر نداشتم خیلی تحت فشار قرار میگرفتم(یه وقتایی مثل رابطه جنسی تلفنی). لطفا راهنمایی کنید.

    • با سلام
      دوست عزیز
      در مورد مدرک تحصیلی که می فرمایید ایشون دروغ گفتن خب دروغشون اونقدرها هم متفاوت نیست ..یعنی بین مدرک دیپلم و مدرک سیکل خب تفاوت بارزی نیست هر چند بله نفس دروغ گفتن مساله مهمی است که نباید ایشون می گفتند ..ولی با همه این شرایط بیشترین نکته مهم در مورد عشقی است که ایشون سال ها داشتند و به قدری وابسته شدند که طبیعتا باعث شده اکنون حتی اسمش ر صدا بزنند و بخواهند فرزند دختر داشته باشند که هم اسم او باشد
      یعنی ایشون نمی خواهند مساله را فراموش کنند و این مساله مهمی است
      اصلا بعد از یک عشق طولانی این اشتباه است که فکر کنید راحت فردی با فرد دیگری وارد رابطه شود چرا که ابتدا باید مساله قبلی حل و مدیریت شود و بعد مساله دیگر مطرح شود و وارد رابطه دیگری شوند
      ایشون حتی می گویند که ازدواج کنید و عاشق باشید که اوازه این عشق به گوش دیگران برسد خب اینکه اصلا درست نیست که ازدواج صورت بگیرد به خاطر اینکه با یاد فردی دیگر زندگی کند درست نیست ..
      ایشون باید به روانشناس مراجعه داشته باشند ..و قبل از اشنایی با شما البته ..به هر حال اینکه یک نفر عاشق باشد و ابراز کند تنها شرط ازدواج نیست چون یک عمر زندگی است .
      و این بسیار مساله مهمی است ..که باید در نظر داشته باشید ..
      امیدوارم بیشتر دقت کنید ..
      و متوجه باشید که باید مراجعه داشته باشید ..
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

    • ا سلام
      دوست عزیز
      در مورد مدرک تحصیلی که می فرمایید ایشون دروغ گفتن خب دروغشون اونقدرها هم متفاوت نیست ..یعنی بین مدرک دیپلم و مدرک سیکل خب تفاوت بارزی نیست هر چند بله نفس دروغ گفتن مساله مهمی است که نباید ایشون می گفتند ..ولی با همه این شرایط بیشترین نکته مهم در مورد عشقی است که ایشون سال ها داشتند و به قدری وابسته شدند که طبیعتا باعث شده اکنون حتی اسمش ر صدا بزنند و بخواهند فرزند دختر داشته باشند که هم اسم او باشد
      یعنی ایشون نمی خواهند مساله را فراموش کنند و این مساله مهمی است
      اصلا بعد از یک عشق طولانی این اشتباه است که فکر کنید راحت فردی با فرد دیگری وارد رابطه شود چرا که ابتدا باید مساله قبلی حل و مدیریت شود و بعد مساله دیگر مطرح شود و وارد رابطه دیگری شوند
      ایشون حتی می گویند که ازدواج کنید و عاشق باشید که اوازه این عشق به گوش دیگران برسد خب اینکه اصلا درست نیست که ازدواج صورت بگیرد به خاطر اینکه با یاد فردی دیگر زندگی کند درست نیست ..
      ایشون باید به روانشناس مراجعه داشته باشند ..و قبل از اشنایی با شما البته ..به هر حال اینکه یک نفر عاشق باشد و ابراز کند تنها شرط ازدواج نیست چون یک عمر زندگی است .
      و این بسیار مساله مهمی است ..که باید در نظر داشته باشید ..
      امیدوارم بیشتر دقت کنید ..
      و متوجه باشید که باید مراجعه داشته باشید ..
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  11. سلام.من با پسری ی مدتی هس دارم اشنا میشم..قصد ما ازین اشناییت این بود ک برای چن سالی همو بشناسیم‌و بیشتر سعی کنیم صمیمی باشیم وبعد از تموم شدن درسمون اگه توافق داشتیم قضیه رو رسمی کنیم و خانواده ها رو مطلع کنیم…تو این مدت ایشون گاهی اوقات مثلا ی روز ازشون اصلا خبری نمیشه و نصفه شب تازه میان و پیام میدن و یا وقتی ک من میبینم پیام نمیدن چن باری پیش اومده ک خودم پیام دادم و حرف زدیم که تو این چن بار بعضی وقتا بعد پنج دیقه حرف زدن گفته خیلی خستم و رفته..من قبلا ناراحتیم رو بهش گفتم و انقدری حرف زد باهام‌چن بار که نه اینجوری نیس ک بی اهمیت باشم و واسم مهمی و رابطمون سرگرمی نیس ولی بعضی وقتا مشکل دارم‌نمیتونم‌ پیام بدم..من هم قبول کردم و بحثمون تموم شده..ولی خب دیگه تعدادش خیلی داره زیاد میشه و من گفتم شاید مشکلی داره ک ب من نمیتونه بگه و ازاین حرفا..ولی واس من خیلی مهمه این قضیه چون دوس ندارم من ب عنوان سرگرمی باشم واسش و هروقت دوست داشت و وقت داشت بیاد سراغ ازم‌بگیره و هروقت خودش حال ابراز علاقه و هرچی داشت منم اون‌موقع حتما حاضر باشم و به حرفاش گوش بدم…توقع ندارم طی روز مدام با من درتماس بشه ولی طی روز درحد ی پیام که انلاین هم‌میشه ولی خبری ازش نمیشه وقت نمیزاره..که ایندفعه ی اخر من دیگه خیلی سرد برخورد کردم و جوابشو کوتاه دادم ولی بحثی نکردم و الان نه اون‌پیام میده نه من.ایا من خیلی حساسم یا اینکه این نشون‌میده برای ایشون این رابطه اصلا جدی نیست؟
    ما سعی کردیم خیلی رابطه منطقی داشته باشیم و من راضی بودم‌ازاین رابطه ولی خب این رفتارا منو خیلی حساس میکنه که ی موقع واسش سرگرمی نباشم

    • با سلام
      دوست عزیز
      اولا بین محبت و نوع علاقه زن و مرد با هم تفاوت وجود دارد که باید توجه داشته باشید ضمن اینکه این نکته راهم د نظر بگیرید که به هر حال اگر هر دو مصمن هستید باید زودتر به صورت قطعی اقدام کنید و مساله رسمی شود .چرا که نمی توان گفت که
      اکنون دد این شرایط قیقا نظر ایشون چیه و چه چیزی رو مد نظر دارند ..
      به هر حال وقتی بی توجهی وجود دارد بهتره شما تلاش نکنید که یاداوری کنید و پیامی ارسال کنید تا متوجه شوید که در شرایط بی خبری ایشون توجه کافی رو به شما دارند یا خیر و تلاش می کنند که شرایط مناسبی را برای جذب شما ایجاد کنند و حتی اگر بنا به هر دلیلی نتوانستند در ارتباط باشند عذر خواهی کنند
      چون ارتباط شما که صرفا دوستی نیست و از ابتدا به قصد ازدواج و یک عمر زندگی طراحی شده است پس اهمیت زیادی دارد که بتوانید به درستی شرایط را در نظر بگیرید و این مساله را مد نظر داشته باشید که چطور با شخصیت هم اشنا شوید ..
      انتظاران و شرایط یکدیگر را در نظر بگیرید و بتوانید به هر صورت موفق عمل کنید
      اینها همه مسائل حائز اهمیتی هستند که باید در نظر داشته باشید ولی سریع تصمیم نگیرید و این رفتارها را دال بر ابنکه ایشون مساله براشون جدی نیست قلمداد نکنید ولی به هر حال در طی روند خودتون متوجه می شوید که چه جاهایی ایراد وجود دارد و ایشون چقدر می تواند برای شما همراه مناسبی باشند
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

      موفق باشید

  12. سلام.من با پسری ی مدتی هس دارم اشنا میشم..قصد ما ازین اشناییت این بود ک برای چن سالی همو بشناسیم‌و بیشتر سعی کنیم صمیمی باشیم وبعد از تموم شدن درسمون اگه توافق داشتیم قضیه رو رسمی کنیم و خانواده ها رو مطلع کنیم…تو این مدت ایشون گاهی اوقات مثلا ی روز ازشون اصلا خبری نمیشه و نصفه شب تازه میان و پیام میدن و یا وقتی ک من میبینم پیام نمیدن چن باری پیش اومده ک خودم پیام دادم و حرف زدیم که تو این چن بار بعضی وقتا بعد پنج دیقه حرف زدن گفته خیلی خستم..من قبلا ناراحتم رو بهش گفتم و انقدری حرف زد باهام‌چن بار که نه اینجوری نیس ک بی اهمیت باشم و واسم مهمی و رابطمون سرگرمی نیس ولی بعضی وقتا مشکل دارم‌نمیتونم‌ پیام بدم..من هم قبول کردم و بحثمون تموم شده..ولی هب دیگه تعدادش خیلی داره زیاد میشه و من گفتم شاید مشکلی داره ک ب من نمیتونه بگه و ازاین حرفا..ولی واس من خیلی مهمه این قضیه چون دوس ندارم من ب عنوان سرگرمی باشم واسش و هروقت دوست داشت و وقت داشت بیاد سراغ ازم‌بگیره و هروقت خودش حال ابراز علاقه و هرچی داشت منم اون‌موقع حتما حاضر باشم و به حرفاش گوش بدم…توقع ندارم طی روز مدام با من درتماس بشه ولی طی روز درحد ی پیام که انلاین هم‌میشه ولیزخبری ازش نمیشه وقت نمیزاره..که ایندفعه ی اخر من دیگه خیلی سرد برخورد کردم و جوابشو کوتاه دادم ولی بحثی نکردم و الان نه اون‌پیام میده نه من.ایا من خیلی حساسم یا اینکه این نشون‌میده برای ایشون این رابطه اصلا جدی نیست؟
    ما سعی کردیم خیلی رابطه منطقی داشته باشیم و من راضی بودم‌ازاین رابطه ولی خب این رفتارا منو خیلی حساس میکنه که سرگرمی نباشم

    • با سلام
      دوست گرامی بر اساس صحبتی که جنابعالی می فرمایید خب ظاهرا ایشون هم این رابطه رو جدی نگرفتند ببینید البته نمیرشود قضاوت کرد ولی وقتی در رابطه ای دو طرف به قصد شناخت وارد می شوند خب نه اینکه مدام ابراز کنند ولی تلاش می کنند رضایت خاطر طرف مقابل را جلب کنند اینکه اگر متوجه شدند که شما برداشتتون اینه که ایشون بی توجه هستند خب طبیعتا
      باید تلاش کنند که بیشتر در رفع سو تفاهم تلاش کنند ببینید اگر ارتباط منطقی پیش رفته و هدفمنده
      ولی از همین ابتدا اجازه ندید که شما منبع و مرجعی باشید برای درد دل با ایشون و بخواهید کمک کنید که مشکلات و مسائل حل و مدیریت شود به تنهایی
      چون ممکنه بعدا که وارد زندگی شدید این شرایط برای شما بیشتر سخت بشه و نتوانید تحمل کنید و بپذیرید که به هر حال
      همیشه شما ۸واستون باشه شما پیش قدم باشید و وقتی انلاین هستید حال طرف مقتبل را بدانید با اینکه قطعا دلبستگی بین شما دو نفر به وجود امده که تا اینجا پیش رفتید ولی دقت داشته باشید که نباید این طور پیش رفت ..
      و خب اگر بی تفاوتی طرف مقابل وجود داشته باشد و یا غرور و لجبازی بین هر کدام از شما واقعا بعدا مشکل ساز خواهد شد و اگر امرکز شما اذیت می شوی بعدا چند برابر برای شما شرایط سخت و غیر قابل تحمل خواهددشد
      به هر صورت امیدوارم موفق و ۷وشبخت باشید و حتما اگر هدف ازدواج است از مشاوره پیش از ازدواج کمک بگیرید که بعدا مشکل و مساله ای ایجاد نشود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  13. سلام
    خواهرم۷ ماهه با یه پسر دوست شده و قصد ازدواج هم داره اقا پسر دیپلمه شغل ازاد داره و ظاهر خیلی معمولی داره و خانواده ای با در امد نسبتا پایین و روستا نشین اما اخلاق شون خیلی خوب و کلا انسان سازگاری هستن همه جوره با هر کس کنار میان و به خاطر همین خواهرم بشدت علاقه مند شده بهش و میگه اصل کار اخلاق و انسانیت طرف هست که اونم در این باره مشکلی نداره اما از طرفی خانواده من اصلا موافق نیستن با این وصلت چون اولا خواهرم لیسانسه در ثانی ظاهر خواهرم نسبت به اقا بهتره و خانواده ما هم شهر نشین وضع مالیمونم در حد خوب هست …حالا موندیم چه کار کنیم از طرفی این دوتا همدیگه رو دوس دارن البته ناگفته نماند خواهر من هم اخلاق خاصی داره مثلا تا حالا با چندین نفر به قصد ازدواج دوست شده و بنا به دلایلی گذاشته کنار چون میگه من با هر کسی نمی تونم بسازم طرف اگه به مقام و زیبایی و تحصیلاتش بنازه یا اینکه خسیس باشه به درد من نمی خوره و من نمی تونم یک لحظه با چنین شخص زندگی کنم بنا به گفته خودش فقط این شخص می تونه باهاش کنار بیاد چون خصوصیات منفی نداره حالا سوال من اینه اولا فقط اخلاق خوب می تونه ضامن خوشبختی شون باشه ؟اگه ممکنه راه رو نشون مون بدید و بگید از نظر شما صلاحه اینا ازدواج کنن یا نه چون مادرم خیلی نگرانه

    • با سلام
      دوست عزیر
      ببینید قرار نیست که صرف این صحبت ها پیش بینی شود که ایا شرایط زندگیشون خوب هست یا نیست منتهی توجه کنید که براساس صحبت خودتونوخواهر شما هم وسواس انتخاب دارد
      خب بله صرف اخلاق ضامن خوشبختی نیست ولی اخلاق مساله بسیار مهمی است که باید توجه داشته باشید..
      در کنار اخلاق خوب اگر اون فرد واقعا اهل زندگی باشد سایر شرایط هم در کنار شرایط دیگر اهمین دارد و طبیعی است …
      که باید به شرایط پالی تفاوت های خانوادگی و فرهنگی دقت داشته باشند البته اگر به حدی تفاوت ها بارز باشد که مشکلات ایجاد کند در غیر این صورت که مساله ای وجود ندارد و جای نگرانی هم نیست
      به هر صورت امیدوارم خوشبخت و موفق باشند و با دقت تصمیم بگیرند به هر حال ازدواج بحث یک یا دو روز نیست و باید جوانب را در نظر گرفت از سویی پیدا کردن فردی که صد درصد خوب باشد محال است و برای انتخاب باید اهم و مهم کرد که دقیقا چقدر مثبت ها بیشتر است پس امیدوارم دقت کافی را داشته باشند
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

      • با سلام در ادامه پاسخ تون چند تا سوال برام پیش اومد
        اولا از کجا میشه فهمید که اختلاف فرهنگی و تفاوت دیدگاه خانواده دو طرف می تونه در اینده مشکل ساز بشه لازم به ذکره که اقا پسر گفتن با وجود اینکه خانواده ایشون در روستا زندگی می کنن اما هیچ مداخله ای در زندگی شخصی ایشون ندارن و حتی منزل شخصی اقا پسر در شهره و بنا به گفته ایشون بعد ازدواج که مستقل شدن رفت و امدشون به روستا کمتر هم خواهد شددر ضمن ایشون به لحاظ برخورد و طرز تفکر نسبتا روشن فکر هستن و طرز تفکرات روستایی ها اصلا در ایشون دیده نشده چون به گفته ایشون اکثر اوقات داخل شهر هستن و به دور از روستا در شهر مستقل زندگی می کنن سوال دومم اینه که از کجا متوجه بشیم اقا پسر واقعا خواهرمو بعد ازدواج هم با این شرایط که عرض کردم(پوشش باز و زودجوش و عصبی بودن و…) قبول داشته باشه و باهاش کنار بیادچون ایشون مدام میگن من همه جوره خواهرتو قبول دارم و در کنارش احساس خوشبختی خواهم داشت ؟

        • با سلام
          دوست عزیز
          ببینید وقتی به مشاوره ازدواج بروند بسیاری از این موارد مشخص می شود که ایا احساسی تصمیم می گیرند و یا واقعا با این شرایط خواهر شما را پذیرفتند و قبول کردند به هر حال اینها نکات بسبار مهمی هستند که باید دقت کافی داشته باشید
          به هر حال روشن فکر بودن و شرایطی که می فرمایید بسیار قابل قبول است منتهی نمی شود گفت که این شرایط دقیقا همان طور ی پیش می رود که ایشون می فرمایند
          به هر حال در ازدواج درصدی از ریسک هم وجود دارد وافراد معیارها و شرایط را بررسی می کنند طبیعتا اگر متوجه شوند که در جاهایی توافق وجود نداردخب ادامه نمی دهند
          به هر حال شاید خواهر شما و این اقا پسر هم کاملا متوجه شرایط و جوانب هستند و همه موارد را به درستی در نظر گرفته اند
          به هر حال خوشبخت و موفق باشند
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۴۴۰۳۴۴۹۰
          موفق باشید

  14. در ادامه صحبتهای بالا فراموش کردم اینو بگم خواهرم دختر عصبی و زود رنجی هست و پوشش هم نسبتا بازه و با این اوصاف اون اقا پسر میگن من همه جوره قبولش دارم من خودمم بارها با پسره صحبت کردم و گفتم که ممکنه در اینده به مشکل بر بخورین و خانواده ات پوشش خواهرمو نتونه تحمل کنه و یا اینکه وسع مالیت نرسه و نتونی احتیاجات زیاد خواهرمو براورده کنی و… امافایده نداره میگه من همه جوره قبولش دارم واز انتخابمم پشیمون نمیشم چون از رو هوس نیست اینو هم یاداور شم خواهرم بار اول که تایشونو دیدن اصلا خوشش نیومده بود از ظاهر پسر اما رفته رفته که اخلاق پسره براش مشخص شد خواهرمنم جذبش شد حالا بعد ۷ ماه هم پسر و هم خواهرم میگن بشدت عاشق همیم نمی دونم عشق شون واقعیه یا نه از نظر شما؟

    • به هر حال هر چیزی ممکن است اینکه صرفا هر دو احساسی تصمیم گرفته باشند و مخصوصا اون اقا پسر شرایط خواهر شما رد در نظر بگیرند اینکه اگر حساس و زودرنجه چقدر
      به هر حال توجه داشته باشید که وقتی هر دو احساسی تصمیم بگیرند خب طبیعتا باعث مشکلاتی می شود ..اکنون جوانب
      و مشکلات برای انها بسیار ساده به نظر می رسد ولی اگر شرایط مالی محقق نشود …
      خب برای خواهر شما که ظاهرا پر خرج است ..ایشون اگر شرایط مالی نداشته باشد نمی توانند تامین کننده باشند و طبیعتا خواهر شما هم امروز عاشق است فردا خب ممکنه نتونه این شرایط رو تحمل کنه
      پس باید همه جوانب را در نظر بگیرید ..امیدوارم با مشاوره پیش از ازدواج مشورت داشته باشید و موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

    • با سلام دوست عزیز
      ریسپریدون سروتونین را بلوکه می کند .. به هر حال برای بیماری هایی که این دارو تجویز می شود ..که مشکلاتی در زمینه سروتونین ایجاد می شود ..کاهش یا افزایش سروتونین هدف است .موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  15. سلام
    مدتها قبل دوست من خواستگاری داره که ظاهر خوبی نداره و زیبایی خاصی در چهره اش نیست اما اقا پسر بشدت علاقه مند بود از دوستم درخواست کرد مدتی رو باهم بگذرونن حالا که چند ماه از اون روز می گذره دوستم عاشقش شده و میگن الان دوتامونم بشدت همدیگه رو دوس داریم بنظر شما ایا این عشق واقعیه یا خیر از کجا باید متوجه بشیم عشق واقعیه من همیشه فکر می کردم که ادم اول با چشم عاشق میشه بعد اخلاق و… میاد وسط اگه ممکنه راهنماییم کنید

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید دوست داشتن مساله مهمی است .که باید دقت داشته باشید منتهی در درجه اول به دل نشستن ظاهری است .و اصلا بحث زیبایی مطرح نیست بلکه بحث به دل نشستن است .اگر خب ادامه دادند با این شرایط یعنی اخلاق و منش ایشون اهمیت داشته است .
      و خب کم کم به لحاظ اخلاقی به دل نشستن اتفاق افتاده است .
      و خب قطعا چون علاقه وجود دارد .موارد زیادی را هم در تظر نمی گیرند منتهی بهترین کار مراجعه به روانشناس و بررسی همه شرایط و جوانب است ..
      و خب قرار نیست صرف اشنایی صرفا ازدواج اتفاق بیفتد هر چه بیشتر این ور جریان تلاش کنند طبیعتا از طرفی راحت تر می توانند مسائل را پیش ببرند .
      در زندگی سنجش انتظارات و توقعات دو نفر اینکه چقدر درک متقابل دارند مهم است بهتر است به هر حال توجه داشته باشید که اگر بخواهید به دوستتون توصیه داشته باشید شناخت شخصیت طرفین است اینکه طبیعتا اگر در ۷۰ درصد موارد اوکی هستند می توانند پیش بروند چون قرار نیست هیچ وقت صد درصد برای همه اتفاق بیفتد ..
      به هر صورت این نکته مهم تر است که چقدر دو نفر به هم دلبستگی دارند تا وابستگی ..
      خب این نکته بسیار مهمی است که باید دقت داشته باشید ..امیدوارم بتوانند با مراجعه به راحتی تصمیم درست و سنجیده ای بگیرند ..
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  16. سلام
    اگر مردی در گذشته عاشق شده باشه و ادم حساس وعاطفی هم باشه بعد از سالها تصمیم به ازدواج بگیرن چطور طرف مقابل میتونن تشخیص بدن که الان اون اقا فرد جدید رو با عشق قدیمش مقایسه میکنه یا نه؟
    سوال بعدیم اینه که تا چه حد میشه به ابراز علاقشون اعتماد کرد؟ ایا امکان داره عشقی که به فرد قبلی داشتنو بخوان با ابراز علاقه شدید به فرد جدید مهار کنن و حسی که نتونسته بودن ابراز کنن و الان تخلیه کنن؟
    میزان صحبت رابطه جنسی دوران نامزدی اگه زیاد باشه ایا از هوسه یا علاقه فرد و اینکه تا چه مقدارش طبیعیه؟ ایا هر روز صحبت کردن راجبش درسته؟ اگه صحبتا به تصور کردن و رابطه جنسی تلفنی باشه هم طبیعیه در این دوران
    تشکر

    • با سلام
      دوست عزیز

      ببینسد در مورد سوال اولتون باید بدونید که این فرد چقدر در مورد ارتباط و رابطه قبلی حرف می زند چه به خوبی چه به بدی و ملاک های او برای ازدواچ چیست خب اگر متوجه شوید معیارها با مشخصات فرد اول هم خوانی دارد و فرد اول مدام در ذهن اوست این شرایطی است که به هر حال باعث ایجاد مشکلات و سختی هایی می شود ..چون مدام فرد جدید مقایسه خواهد شد اگر حتی به زبان نیاورند .
      به هر حال دقت زیادی می خواهد و به همین خاطر مشاوره پیش از ازدواج می تواند نقش موثری در این مساله ایفا کند ک۶ بدانید چطور یک مساله را مدیریت و حل کنید .
      و از کجا مت جه شوید هنوز درگیر عشق قبلی است البته اینکه فرد تلاش کرده باشد انکار و فراموش کند بدون کمک روانشناس نشان می دهد هنوز فرد قبلی در ذهنش است چون نتوانسته مساله را به درستی حل و مدیریت کند .
      در مورد سوال بعد که می فرمایید به هر حال ابراز علاقه و اعتماد مساله شخصی است .به هر حال بعد از مدتی افراد متوجه می شوند که ایا ابراز علاقه ای واقعا درست است و صادقانه است و یا کاملا دروغین است این یک مساله کاملا مشخص است ..و باید به نوع رفتارها توجه کرد حتی عصبانیت طرف مقابل درمواقع مختلف در این زمینه مهم است .
      مساله بعدی دیگر این مساله است که صحبت در مورد مسائل جنسی در این دوران چهارچوب دارد و بیش از حد بودنش نشان علاقه نخواهد بود بلکه کنجکاوی های جنسی و ارضای شخصی است .به هر حال امروزه اکثر افراد متوجه هستند که چطور
      روابط جنسی برقرار کنند و اطلاعات دارند پس در این دوران مدام صحبت کردن و حتی تلفنی مساله منطقی نیست که خب همه این موارد در مشاوره های ازدواج طببعتا بررسی می شود و جای نگرانی وجوددندارد .
      موفق و خوشبخت باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  17. سلام. من در دوران عقد هستم. اوایل عقدم متوجه خیانت همسرم شدم. ولی ایشون به شدت ابراز پشیمونی کردن و بعد از کلی دعوا و بحث آشتی کردم. الان بعد از چند ماه همش بهش شک دارم و احساس میکنم خیلی رفتارش مشکوکه.میخوام به طریقی امتحانش کنم ببینم اگه شرایطش پیش بیاد بازم به طرف دختر دیگه ای میره و به من خیانت میکنه یا نه؟نمیدونم چجوری امتحانش کنم. خیلی حالم بده کمکم کنین لطفا. ممنون.اینم بگم که من اصلا آدم شکاکی نبودم ولی بعد از این ماجرا اینجوری شدم.

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید وقتی شک دارید و می خواهید ایشون رو امتحان کنید یعنی نه شما ایشون رو بخشیدید و نه ایشون تونسته بعد اون جریان به درستی اعتماد شما رو جلب کنه و ابراز پشیمونیش رو شما قبول نکردید بهتره بدونید در این موارد خیانت باید دو نفر با هم توافق کنند که به روانشناس مراجعه شود و دلایل و شرایط خیانت بررسی شود هر
      چند قابل درکه که خب شرایط سختی است و پذیرش این موضوع مسائلی ایجاد می کند ولی به هر حال باید با همسرتون در مورد اضطراب ها و استرس ها و شرایطی که دارید صحبت کنید .به هر حال این نکته و مساله بسیار مهمی است که باید در نظر گرفته شودد
      چون فکر کنید شما ایشون رو امتحان کنید و خب ایشون لغزشی نداشته باشند ولی متوجه شوند از سمت شما این اتفاق افتاده خب طبیعتا برای ایشون بسیار شرایط سخت و ازاردهنده ای خواهد بود پذیرش این مساله که چرا باید چنین باشد ..
      و شما چون اعتماد ندارید اصلا ممکنه دوباره این رفتار تکرار شود به هر حال برای تصمیم درست در مورد زندگیتون و اطمینان خاطر از ایشون بهترین مرجع خودشون هستند که تلاش برای کسب اطمینان داشته باشند
      چون حق دارید به عنوان زن دچار حساسیت هایی شوید و بخواهید مطمئن شوید که چرا چنین شرایطی اتفاق افتاده است .به هر حال هر کاری راه حل درست و اصولی دارد که باید به ان پرداحت
      به ۶ر حال خوشبخت و موفق باشید و امیدوارم مشکلی ایجاد نشود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  18. ببخشید از کجا ما بفهمیم که دو طرف دلبسته هستن یا وابسته ؟چون اقا پسر مدام به طرف مقابل میگه من عاشقتم و دوست دارم چون به لحاظ زیبایی هم خانوم واقعا خوشگله بنظر شما این علاقه واقعیه؟اقا پسر هم گفتن تا قبل از اینکه خانوم رو ببینن قصد ازدواج نداشتن و با دیدن ایشون عاشق شدن بنظرتون این عشق می تونه باشه لازم به ذکره که خانوم اوایل از اقا اصلا خوشش نیومد بعدها ایشون هم عاشقش شده

    • با سلام
      دوست عزیز
      به هر صورت یک نکته مهم این است که بدانید دلبستگی یعنی اینکه هر دو به خوبی شرایط هم رو درک کردند .خب اینکهوفردی قصد ازدواج نداشته باشد و با دیدن ایشون عاشق شده باشد نکته بسیار مهمی است منتهی نمی توان دقیقا گفت درست است .ولی اگر هر دو به لحاظ رشد عقلی به سطحی رسیدن که تمیز خوب و بد داشته باشند و علاوه بر احساسی بودن منطق رو هم در نظر بگیرند می شود گفت صرفا بحث احساسی نخواهد بود و وابستگی نیست که فقط عشق را در نظر بگیرند
      بلکه برای زندگی همه جوانب و شرایط در نظر گرفته شده است و طبیعتا این نکته بسیار حائز اهمیتی است که باید توجه شود .به هر صورت جای نگرانی هم وجود ندارد و امیدوارم خوشبخت باشند .
      ولی خب اگر خانم بسیار زیباست خب چون ظاهر برای مردان مهم است ممکن است باعث شده باشد که عاشق شدند قصد ازدواج پیدا کردند و درست گفتند منتهی خانمی که ابتدا خوشش نیومده و با صخبت عاشق شده یعنی به لحاظ درک و شرایط منطقی تری دارد انتخاب می کند .
      چون در ازدواج برای خانم ها مساله مهمی که وجود دارد این است که به لحاظ شنوایی عاشق می شوند و تمایل دارند درک شوند .اگر مردی واقعا بتواند چنین شرایطی را ایجاد کند بهتر می تواند جذب داشته باشد
      به هر صورت خوشبخت و موفق باشند وحتما از مشاوره پیش از ازدواج بهره ببرند
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  19. سلام . اسمم علیرضا و دارم میرم کلاس دهم و خیلی به رشته مکانیکی علاقه دارم . از اولایل تابستون که کارنامه مو گرفتن و دیدن دوتا تجدید دارم بهم گفتن بیرون نرم و منم زیاد توجه نکردم و میرفتم که بعد یه هفنه دیدم حرفشون خیلی جدی هستش . اها راستی من بابام راننده کامیونه و یه خواهر کوچیک دارم و مامانم هم خونه داره . بابام با جدیت گفت اگه میخوای بری بیرون باید ترک تحصیل کنی و بری سرکار یا بیرون نری و به درست ادامه بدی (فقظ هم همینو میگه) . منم خوب درسو اتخاب کردم ولی بعد چند روز دوباره رفتم بیرون و برگشتم دیدم بابام رو مبل نشسته . منتظر من بود . تا رفتم گفت بیا اینجا یه خورده حرف زد و منم گوشیم دستم بود گفت بده من . تا دادم کوبید زمین تاچ گوشیم شکست و منم تا برداشتم گفت اینستا و تلگراممو حذف کنم منم گغتم ایشالله درست کردم خودشون پاک میشن و رفتم اتاقم . یه چند روزی یا مهمون داشتیم یا رفتیم جایی که سرم گرم شد بیرن نرفتم . راستش بیرون واسه من جوریه که حاظرم از همه چی محروم بشم اما بیرونمو برم . یه چیز دیگه که من سیگار میکشم اما واقعا به خاطر سیگار نیست که دارم میرم بیرون . از زندگیمون خیلی راضیم چون خونه داریم و ماشین داریم و هرچی هم بخوام واسم میخرن و بابام اصلن دست روم بلند نمیکنه . چند روز پیش گفتم میخوام برم بیرون و بابام دوباره نشست باهام حرف زد و بعدش که رفتم اتاقم دوستش زنگ زد و پول لازم داشت و به من گفت که برم جا به جا کنم . یبار امتحان کردم دیدم نشد . اعصابم خورد بود رفتم سیگار کشیدم بعد داشتم با یکی از دوستام حرف میزدم که دیدم بابام رو ب رومه و رفتم گفت بخاطر همین کاراته . خلاصه با یه کارت دیگه جا به جا کرد و رفتیم که گفت بیا تا رفتم دیدم قیافه اش یه جوری شد و به مامانم گفت دهن اینو بو کن . خلاصه بو کردن و گفتن واسه چی کشیدی و کلی ناراحت شدن و خودمم هیچی نمیتونستم بگم . از اون به بعد میرن جایی در روم قفل میکنن و کلاس میرم می افتن دنبالم راستش پیش روان شناس و روان پزشک و اینا هم فک نکنم ببرن . بعضی وقتا به سرم میزنه خودکشی و وقتی هم که اعصابم خورد میشه با خودزنی خودمو خالی میکنم یا میشینم گریه میکنم که چرا با خودم این کارو کردم . از نصیحت واین صحبتا خوشم نمیاد که میشینن دوساعت حرف میزنن . با بعضی از دوستام هم مشگل دارن یعنی من با هرکی حال میکنم و ازش خوشم میاد میگه با اون نگرد . یه بار یکی از دوستام تو شهرستان رفته بودیم گردش که دیدم گوشیم زنگ خورد (مامانم بود) برداشتم و گفت کجایی و با کی منم گفتم با محمد اومدیم بچرخیم و دنبال جونوریم و یه مار دیدم و از این حرفا و یهو مامانم گفت با اون پسره نگرد از اون خوشم نمیاد و تا گوشی قطع کردم رفیقم زد زیر خنده و با قیافه خندون ولی ناراحت گفت اخه من بدبخت چمه ؟؟؟ و منم خیلی خجالت کشیدم و خلاصه زیاد وقتتونو نگیرم و میخواستم کمکم کنید که چطوری نظرشونو دوباره جلب کنم و اعتمادشونو نسبت به خودم بدست بیارم . لطفا کمکم کنید و خیلی خیلی ممنون از سایت خوبتون

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببین در سن حساسی قرار داری ولی اصلا مدیریت شرایط رو نداری بحث تجدید شدن و اینکه خب مشکلاتی برات به وجود امده هم نیست بلکه می تونی جبران کنی منتهی در ست پایین دچار خودرنی و مصرف سیگار هستی وقتی از زندگی و خانواده راضی هستی به این فکر نکردی که از سن پایین که دچار این مساله شدی چقدر شرایط رو برات سخت می کنه ..
      به هر حال خودت رفتاری داشتی که اونها نمی تونند اعتماد کنند و خب این اصلا درست نیست باید شرایطی ایجاد بشه که به هر صورت خانواده بهت اعتماد داشته باشند و تلاش کنند که مسائل تو به درستی حل و مدیریت شود نه اینکه از این سن فضای اعتماد مخدوش شود که در چند سال اینده که در سن حساس نوجوانی قرار گرفتید واقعا شرایط برای شما سخت و طاقت فرسا شود ..
      به هر حال این نکته بسیار مهمی است که باید در نظر گرفته شود ..
      قرار نیست شما را نصیحت کنند منتهی اینکه ازشون بخواهید بهتره برای حل مشکل به روانشناس مراجعه داشته باشید خب خودش مساله بسیار حائز اهمیتی است که باید توجه داشته باشید ..
      به هر حال امیدوارم موفق و سلامت باشید و با مراجعه روابط بهتر شود و شما هم روش های مدیریت درست ارتباطات را فرابگیرید
      به هر صورت موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید خب بحث حضانت رو باید توسط وکیل پیگیری کنید منتهی این به نوعی توافق بین طرفین است که تا چند سال به عهده پدر است که حق و حقوق فرزند را بپردازد و کمک کند ..
      ولی به هر حال اگر به واسطه مساله حضانت شما را عهده دار مخارج بدانند خب باید تلاش کنید که مساله به درستی حل و مدیریت شود ..
      به هر حال امیدوارم با داشتن وکیل مساله را به درسای مدیریت کنید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  20. اقا پسر جدای اینکه خیلی از ظاهر خانوم خوشش اومده و در جریانه که اخلاق های خیلی زننده ای از خودش بروز میده و زود رنج و حساسه باز هم میگه من قبول دارمش و اینا مساله بزرگی نیست که در اینده مشکل ساز باشه خلاصه بشدت عاشق شدن و در پی راضی کردن خانواده خانوم هستن البته ناگفته نماند خانواده خود اقا پسر هم زیاد راضی به وصلت نیستن چون اونا روستایی هستن و خانواده دختر شهر نشین و کلا اختلافاتی به چشم میاد بنظرتون این وصلت درسته و عشق این دو واقعی هست؟۱

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید به هر حال ظاهرا دو نفر به هم گرایش پیدا کردند و یکدیگر را انتخاب کردند با همه تفاوت هایی که شما به عنوان نفر سوم می بینید ..که انها به خاطر علاقه ایجاد شده در بینشون اصلا توجهی به این شرایط ندارند در صورتی که باید دقت کافی داشته باشند ..
      به هر حال با این شرایطی که وجود دارد ..شاید بهترین راهکار شما این است که هر دو به مشاور قبل ازدواج مراجعه کنند چرا که نکاتی را خواهند گفت که شاید ایشوت اصلا توجهی نکنند ..
      ولی وقتی از زبان یک فرد متخصص شرایط را متوجه شوید خب طبیعتا شرایط بهتر خواهد شد ..
      به هر صورت اگر به خاطر تفاوت ها تلاش کنید کمی شرایط به تعویق بیفتد و بیشتر فکر کنند بهتر است برای مثال تلاش شود که با داشتن جلسات مشاوره هر دو کمی از فضای احساسی صرف خارج شوند و به شرایط زندگی واقعی نزدیک شوند
      طببعتا این کمک بسیاری به افراد خواهد کرد ..
      امیدوارم موفق باشید و بتوانید شرایط را به درستی مدیریت کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  21. با سلام و خسته نباشید. با مادرشوهر و خواهرشوهرای که هم فرهنگ ما نیستن و شوهری که با وجود دیدن رفتارهای زشت بازهم طرفداری میکنن و خودشون هم اهل کتک و فحش ناموسی هستن در حالیکه بنده بعداز ازدواجم با این سطح فرهنگی برخورد کردم چطور باید رفتار کرد ؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.

    • با سلام

      دوست عزیز
      ببینید ممکنه در شرایطی طبق گفته خودتون مادر شوهر و خواهر شوهر شما با شما همراهی نداشته باشند و طبیعتا مشکلاتی وجود داشته باشد .به هر حال تفاوت های فرهنگی وجود دارد منتهی شما باید انها را تحت تاثیر قرار دهید و اجازه ندهید اگر مشکلی وجود دارد بیشتر شود
      به هر حال اینوه همسر شما هم خب بزرگ شده ان خانواده است و حق دارید که شرایط برای شماوسخت شود منتهی باید از همسرتون بخواهید که مراجعه داشته باشد یعنی هر دو با هم مراجعه کنید و تلاش کنید مساله بر طرف شود .به هر حال ایشون باید بدونند با این شرایط شما دارید ازار می بینید و شرایط برای شما سخت خواهد شد .خب با این شرایط که ایجاد می شود این شما هستید که باید بتوانید مدیریت درستی داشته باشید
      ببینید همسرتون رو که واقعا میشه با اخلاق خوب و کنترل رفتارها به مسیر درست هدایت کنید مخصوصا که مردها در زمینهوهایی اسیب پذیر هستند و زود تحت تاثیر قرار می گیرند
      در مورد مشکلات تفاوت های فرهنگی به همسرتون چیزی نگید چون ممکنه باعث بشه ایشون بدنر بشن چون هر فردی روی خانوادش طبیعتا حساس هست و خوب دوست نداره در مورو د خانوادش صحبتی بشه .و وقتی شما بگید ممکنه ایشون حتی بدتر کنند
      باز هم به هر صورت امیدوارم بتوانید مساله را به درستی مدیریت کنید
      موفق و خوشبخت باشید ولی بهتره حضورا هم مراجعه داشته باشید تا با توضیح شرایط به شما کمک شود .
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  22. سلام من یه نامزدی یک ساله ی ناموفق داشتم با پسر عموم که تو یه ساختمونیم و این نامزدی پر از اختلافات خانوادگی بود انتخاب خودش بودم اما عدم رضایت خانوادش کاملا تاثیر گذاشت و ما نامزدی خیلی بدی داشتیم پر از بحثو حرف از جدایی بدون هیچ رابطه ای به نظرم نیاز جنسیشو جور دیگه رفع میکرد چون اصلاااا تمایلی ب من نشون نمیداد میدونستم بابت اینه که جا برا جدایی بذاره و ازین بابت عذاب نداشته باشه تو اون یک سال هم کات سه ماهه داشتم مشکلم اینه پشت سرم میگه من تنها انتخابشم و بهترین با اینکه جداییم میگه دوسش دارم فقط ب اون فکر میکنم و ازدواج میکنم اما دمار از روزگار من در میاره وقتی هست الانم بعد یک سال جدایی میگه بهترین هتلو میگیرم برا عروسیمون و مادرش با من پیش قدم شد و اشتی کرد پدرش هم همچین رفتاری نشون داد ک من محلو ترک کردم و هم صحبت نشدم خودش هم ب من بی تمایل ب نظر نمیاد اما باز روشو از خانوادم میگیره فکر میکردم جدا شم راحت میشم اما یکساله نه کاری پیدا میکنم و نه حتی پیشنهاد دوستی دارم راکد راکد البته مطمئنم این اقا حتی رابطه جنسی ام داره این ادم بسیار محبوب خانوادمه و بسییار پولدار هرشبم با دوسیتاش بیرون بود با من ماهی یکبار مامانم میگه باباش نمیذاشت میدونم درسته اما تو تلفنا ک باباش نبود خودش میتونسن رابطه ی بهتری نداشت اون یکی پسرشم تحت سلطه ی پدرش دختر عموی ۷سال بزرگتر گرفت ب شدت تحت کنترل پدرن دستور جدایمونم یشر یه ملک شراکتی پدرش داد اگه برگشت چه کنم از خیانت وحشت دارم

    • با سلام
      دوست عزیز اگر درست متوجه شده باشم شما با پسر عموتون نامزد کردید و نامزدی ناموفقی داشتید که خب این نامزدی ناموفق شرایطی را ایجاد کرده است و خب چون فامیل هستید .با مشکلاتی همراه بوده .صحبت های شما درست و قابل درک منتهی در نظر داشته باشید که شما به هر حال از ایشون جدا شدید چون منطق شما گفته اگر خودش علاقه دارد باید علاقه را به درستی نشان دهد و خب حق هم دارید
      بینید گاهی نباید از بهم خوردن مساله ای نگران شوید چون اگر اکنون مشکل دارید طبیعتا بعد از مدتی مشکلات چند برابر خواهد شد .و خب اگر ازدواج می کردید شرایط ترک سخت تر بود
      درسته افراد احساس خلا می کنند و به هر حال تحت تاثیر شرایط عاطفی قرار می گیرند و این مساله کاملا طببعی است منتهی در نظر داشته باشید که وقتی که می فرمایید که
      در زندگی با مشکلاتی رو به رو شدید ایشون هم توجهی نمی کردند و می دانستید ارتباط جنسی وجود دارد چرا اکنون باید پشبنان باشید چرا فکر می کنید برکشت دوباره شاید شرایط را بهتر کند
      به هر حال اگر ایشون به شما علاقه دارند بهتره زمان بگذارند تلاش کنند برای بهبود شرایط زندگی و جبران مشکلات و حتی نشان دادن مهر و علاقه
      فقط زبانی نمی توان گفت که به فردی علاقه داری و یا فردی را دوست داری که اینکه اصلا درست نیست .امیدوادم به هر حال خوشبخت و موفق باشید و زندگی خوبی داشته باشید ولی بدونید که باید برای اینده هدف تعیین کنیو ذهنتون رو درگیر ایشون نکنید اگر ایشون بخ اهند جبدان کنند خب شما د رفتار متوجه خواهید شد و الا دلیلی ندارد که بخواهید به صحبت های ایشون گوش دهید
      در هر صورت موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  23. سلام ممنون از شما با مشاوره های خوبتون
    همسر بنده خانم محترم ولی گاهی اوقات متاسفانه کارهایی انجام میده که در شان ایشون نیست .مثلا هر وقت که قصد داریم بریم
    مهمانی خانواده خودم رفتارش تغییر میکنه دلیلش رو می پرسم میگه اذیت کردن در صورتی که اصلا نبوده حتی میگم چی گفتن یا بیا روبرو کنیم همش تفره میره .یا اینکه وقتی به حرفات یا به خواسته هدی ایشون توجه میکنم سواستفاده می کنه و تقاضا های غیر معقولی داره که از عهده بنده خارج هست.و یه مسئله دیگه هم که هست خیلی خانواده خانواده می‌کنه در صورتی شاید طبل تو خالی باشه .در مورد همه چی متاسفانه نظراتش تغییر می‌کنه حتی توی شهر خودمون هم چندین بار با مشاور صحبت کردیم اما فقط روزهای اول اتفاقی نمیافتاده.بعد دوباره روز از نو روزی از نو . اما اینم بگم وقتی توجه به رفتار و صحبت هاش نمیکنم دیگه ازین مورد ها نمی بینم

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید وقتی شرایط اینچنینی وجود دارد خب باید حضورا مراجعه داشته باشید و باید بدانید که به هر حال بسته به این شرایط ایشون بیشتر دنبال توجه طلبی هستند و خب توجه بیشتر شما باعث این می شود ه انتظاران گسترش پیدا کند و شرایط سخت تر خواهد شد و خب این یک مساله مهم است که باید در نظر داشته باشید ..
      در مورد مشکلاتی که می تواند وجود داشته باشد .خب مدیریت با شما باشد که با خلقو خو و شرایط ایشون اشنا باشید و بتوانید وقتی می دانید که گفتن شما در مورد رفتارهاشون و توضیح خواستن تغییری در شرایط ایشون ایجاددنمی کند
      خب اصلا صحبت نکید منتهی در عمل نشان بدهید که مشکلی وجود دارد و این مشکل کجاست و به چه صورت است .به هر حالفهم این مساله اهمیت زیادی دارد اگر فکر می کنید با مراجعه به روانشناس می توانید فضا رو مدیریت کنید خب این مساله را پیش ببرید و نگرانی هم نداشت۶ باشید .
      در هر صورت امیدوارم خوشبخت و موفق باشید ولی قطعا در ایت مدت نسبت به شرایطو خلق و خوی ایشون اشنایی پیدا کردید و می دانید چطور باید فضا را پیش ببرید .
      اگر واقعا توجه شما منجر به زیاده خواهی می شود خب این مساله انجام نشود
      به هر صورت موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  24. سلام.من یکساله عقدم. از نظر جنسی نسبتا گرمم. همسرمم میگفت خیلی گرمه. ولی از همون اول که عقد کردیم رابطه جنسی مون در حد هفته ای یکبار یا دوبار هست. و شبا همیشه خسته هست و حوصله برقراری رایطه جنسی نداره. و من از این نظر خیلی ناراحتم.حتی همون یکبار یا دوبار هم من ارضا نمیکنه فقط خودش ارضا میشه.اصلا هم در این مورد باهم نمیتونیم حرف بزنیم.خسته شدم.لطفا کمکم کنین.

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید همینکه می فرمایید نمی توانید با هم صحبت کنید این اشتباه است ..در مورد مساله به این مهمی که ۸۰ درصد زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد باید بتوانید به درستی مدیریت داشته باشید و تلاش کنید که مساله حل شود ..
      به هر حال رابطه زناشویی اگر مخدوش شود مشکلات زیادی برای افراد ایجاد می شود که باید توجه داشته باشید به این مساله ..که به هر حال هر دو به سکس تراپ مراجعه داشته باشید شاید اکنون بتوانید شرایطی را تحمل کنید ولی به
      عد از مدتی که بگذرد شرایط بسیار سخت تر خواهد شد .و خب اون موقع که مساله بحرانی شود شاید دیگر نتواند کمکی به شما شود .
      به هر حال در زندگی باید بتوانید مسائل را مدیریت کنید . این همه مساله مهمی است بحث توجه کردن به ارضا طرفین در رابطه جنسی مهم است نه اینکه صرفا یک فرد به ارضا خودش توجه کند و طرف مقابل را نادیده بگیر د ..

      خب این مساله مهمی است که زوجین مهارت ارتباط زناشویی درست را داشته باشند و بتوانند به درستی ان را مدیریت کنند ..به هر حال این نکته مهمی است که باید توجه شود..
      امیدوارم موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  25. سلام…من ۱۷ سالمه،دوسال پیش به پسرخالم که دوسش داشتم ابراز علاقه کردم…اما درحالی که دوسم داشت پسم زد،چون نمیتونستیم ازدواج کنیم،من پسرعموم اومد خواستگاریم…از لج پسرخالن،و با فکر اینکه پسرعموم دوسم دارع و خوشبخت میشم جواب مثبت دادم…اما چندماه بغد از نامزد کردنم مطمعن شدم پسرخالم دوسم داشته درحالی که من فکر میکردم نداشته،تصمیم گرفتم جدا شم از نامزدم،اما هرکاری میکردم جور نمیشد،میترسیدن از بابام از بقیه ی خانوادمون،با پسرخالم حرف زدم گفتم بخاطر تو میخام طلاق بگیرم اما اونم از ارس اتفاق های بعدش گفت به من ربطی ندارع زندگیه تو،من چندباری سراغش رفتم،بماند چقدر عذاب وجدان دارم از اینکه شوهرم فکر میکنه خیلی پاک و نجیبم و نمیدونه بهش خیانت کردم،تصمیم گرفتم بیخیال شم،اما هرروز فکرم پیش پسر خالم بود و گریه میکردم…من یه دوست دارم که بیش از حد به صمیمی هستیم،حتی خیلی وقتها اونو به شوهرم ترجیح دادم،خیلی جاها از بد همسرم گفتم،از اینکه الکی عصبانی میشه و گیر میده،یعنی راز دوست نداشتنشو خیلیا فهمیدن…من شوهرمو پیش خیلیا کوچیک کردم و اون خبر ندارع و از این بابت خیلی متاسفم…من و دوستم خیلی بهم نزدیکیم،یعنی خیلی زیاد،یعنی من بجا اینکه از بودن با شوهرم لذت ببرم از بودن با دوستم لذت میبرم.و این رابطه منو نگران میکنه،این نزدیکی ها که انیودارم فهمیده باشین منظورمو…دوست من یه دوس پسر داره،چند باری ب با دوست پسرش حرف زدم،و این چندبار همش بهشون گفتم که ارتباط آخر عاقبت نداره و فلان،درحالی که اینم میگم باز به شوهرم بد کردم،چون شوترم یبار شک کرد من باهاش حرف زدم داشت دیوونه میشد از عصبانیت و کلی داد و بیداد کرد،اما من پنهانی از اون با دوس پسر دوستم حرف زدم پیش دوستم و میدونم اشتباه کردم،شوهرم منو خیلی دوست داره،اون فکر میکنه من خیلی پاکم،و از این بابت هرروز خودمچ نفرین میکنم که حالا خیلبا با دلسوزی بهش نگاه میکنن که بیچاره نمیدونه زنش دوسش نداره،من خیلی اشتباه کردم و توبه کردم و زدم زیرش…به همبن خاطر مطمعنم صدام دیگه به خدا نمیرسه…چون دیگه اعتمادی بهم نداره…این نزدیکی بیش از حدم به دوستم خیلی اشتباهه..چون شوهرم ففط منو دوست داره…نه دوستاشو…اما من دوستمو از اون بیشتر دوست دارم…وقتس شوهرم فهمیط که دوستم دوس پسر داره گفت که باهاش نگردم…اما من نتونستم..با شوهرم حرف زدم گفتم هرچی بودع گذشته ارتباط داره یا نه تموم شده بزار باهاش حرف بزنم…با اینکه راضی نبود با هزار اصرار و خواهش من گفت فقط بخاطر خوشحالی تو…یه موضوع دیگه اینکه من پدرم کتکم میزنه،،،یه شب که کتکم زد حالم داغون بود…من فشار عصبی گرفتم از ناراحتی زیاد…دوستم منو برد تو یه گروه مختلط که سرگرم شم و ناراحتیم از یادم بره…توی اون گروه چندتا پسر اومدن پی ویم،خیلی پیشنهاد دوستی دادن،شماره فرستادن گیر داده بودن زنگ بزن و فلان،من دوست نشدم،زنگ نزدم،اما بعدش که دیدن دوست نمیشم فهمیدن دوست بشو نیستم همش شوخی میکردن،من یکم باهاشون دردودل کردم،که شوهرمو دوست ندارم،که بابام الکی کتکم میزنه،حتی شاید صمیمی هم شدیم،اما چون یه حس بدی داشتم و میدونستم کارم اشتباهه،دیگه ادامه ندادم،با دوست پسر دوستمم که چندباری حرق زدم هربار تا یک هفته عذاب وجدان داشتم….اما اینقد دوستمو دوس دارم که نتونستم نه بگم بهش…
    خلاصه ی ماجرا و اصلش اینه،اول من یکی رو دوست داشتم و بعد نامزد کردن و عقدم باز بهش فکر کردم و باهاش حرف زدم که به پام بمونه تا طلاق بگیرم اما نموند…اما ارتباطی باهاش نداشتم و ندارم…
    دوم،دوستم…نزدیکی بیش از حد به دوستم،که به جاهای بد کشیده شده…
    و سوم حرف زدن با دوست پسر دوستم که خیلی عذاب وجدان دارم…
    و چهارم رقتن توی اون گروه و حرق زدن با اون پسرا…
    پنجم اینکه درباره رازم پیش هرکسی گفتم و الان همه به حالت تحقیر آنیز و دلسوزی بت شوهرم نگاه میکنن…
    و درکل اینکه نمیخاستم اینهمه بدی به شوهرم کنم…چون شک ندارم مثل اونو نمیتونم جایی دیگه پیدا کنم…اون خیلی منو دوست طاره…هرکسی دیگت جای اون یود خیلی کارارو یرای من انجام نمیداد..اما اون فقط فکر خوشحالی منه…منم میخام یه زندگی نو بسازم…اما با چه رویی به شوهرم نگاه کنم…اینهمه بدی در حقش کودم…فکر میکنه زنش پاک ترینه…اما بهش خیانت کردم…دیگه درست بشو نیست زندگیم….
    لطفا یکم راهنماییم کنین

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینسد خب بله طبیعتا شرایطی که شما داشتید و به هر حال ایجاد شده شرایط بسیار سختیه و قابل درکه که با این شرایط نتونید با این شرایط کنار بیاید و عذاب وجدان داشته باشید به هر حال همان طوری که خودتون گفتید بحث شما اینه که واقعا شما خیانت کردید منتهی یک نکته مهم رو در نظر داشت۶ باشید و ان همه اینه که بدونید که گاهی افراد به دلیل سن کم دچار اشتباه و خطاهایی می شوند منتهی تجربه هر چند تلخ هم شرایطی ایجاد می کند که ما درس بگیریم و بخواهیم جبران کنیم ..شرایط رو که می فرمایید بله طبیعتا شرایط بسیار سختیه که شاید برای هر فردی پذیرفته شده نیست منتهی یک نکته مهم اینه که بدونید با همه این شرایطی که شما می فرمایید همسرتون به دلیل علاقه ای که داره حاضر شده که بگذره و شرایط را ندیده بگیره خب این نکته بسیار مهمیه ..و خب اگ چه همه جریان ها رو نمی دونه ولی تگر واقعا شما پشیمون هستسد و می خواهید زندگی دوباره ای رو بسازید باسد تلاش کنید که با هم کنار بیاید و بتونید به درستی شرایط رو در نظر بگیرید و مدیریت درستی داشته باشید ..
      این مساله بسیار مهمی است که باید توجه کنید
      به هر حال گفتن مسائل که درست نیست ولی مهم پشیمانی شما از این روابط و صحبت هاس که خب خودش طبیعتا میاله بسیار مهمی است که باید در نظر داشته باشید ..
      به هر حال امیدوارم موفق و خوشبخت باشید و بتونید با مراجعه حضوزی واقعا زندگی رو از نو بسازید .
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  26. سلام وقت شما بخیر
    حدود یکسال پیش از خانه ای که با مادر خودم شراکتی ساخته بودم بدلیل مشکلی که بین من و مادرم اتفاق افتاد به نخواسته پای خانمم وسط کشید (از طرف خانوادم) و خواهر بنده یه مقدار بی احترامی به همسر کرد.احساس میگه که خانمم همینو میخواست و به خواستش رسید و مجبور شدم از آن منزل با دلخوری بیرون بیام. حالا دیروز خواهر زنگ زد و من رفتم من رو خواهرم بدون اطلاع به خانمم وقتی به همسرم گفتم برخورد خیلی خیلی بدی کرد و رفت منزل پدریش و بعد با رفتار بچه گانه گفت من طلاق میخوام و کلی حرف به خانواده بنده گفت البته بصورت پیام واقعا این رفتار خیلی بچه گانه هست حالا شما بگید من چکار کنم هر اتفاقی هم که افتاده باشه نباید اینطوری می کرد البته من هیچگونه حرفی نزدم تا حالا ولی واقعا برام بعید بود

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید به هر حال بحث شما بحث خانوادگی بوده بین شما و مادرتون که درست نبوده طبیعتا فرد دیگری دخالت داشته باشد .منتهی همان طور که می فرماییدخب همسر شما هم در مباحث خانوادگی شما بوده و طبیعتا شرایطی را ایجاد کرده است که بخث ایشون با ۷واهر شما بهانه ای برای دور شدن از حانواده باشد .خب شرایطی که می فرمایید طبیعتا شرایط دشوازی است ولی نباید این طور رفتار کنید که در پاسخ بی صبری اسشون شما طوری نشان دهید که موضع انفعال بگیرید
      به هر حال به خاطر صحبت با خواهرتون و یا هر فرد دیگری که شما با اون روابط حسنه ای ندارید نباید اجازه بدید شرایط اینچنینی ایجاد شود .
      و مشکلات گسترده شود .پس به خاطر داشته باشید که در شرایط اینچنینی ایشون باید متوجه بشوند که کارشون اشتباه است . و نباید این طور از موضع منفعل شما استفاده کنند و به هر حال هر چیزی راهی دارد و می توانند منطقی هم مسائل را در نظر بگیرند .
      به هر حال امیدوارم موفق و خوشبخت باشید و سعی کنید چند روزی تماسی گرفته نشو و و چیزی گفته نشود تا عصبانیت فروکش کند و بعد اقدام کنید و تلاش کنید که در صحبت با ایشون بفرمایید بهشون که این طور درست نیست که مشکلات باعث طلاق شود که عادی است و در زندگی ۶ر فردی وجود دارد .
      نگران نباشید و اگر صحبت ها جواب نداد باید بخواهید به روانشناس مراجعه کنید چون مشکل امروز باعث مشکلات زیادی بعدا خواهد شد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  27. سلام، من ۲۶ سالمه خواستگاری دارم از فامیلای دورمون که ۲۸ سالشه و تازه همو دیدیم، دو جلسه بیرون رفتیم، از لحاظ اخلاقی چیزایی که میبینم و از خودش میگه و معیارایی که داره کاملا با من مَچ هستش، از لحاظ پوشش شیک پوش و مرتب هستش، وضع مالی نسبتا خوبی داره، خانواده ی بسیار خوبی داره، اخلاق خیلی خیلی خوبی داره، واسه خوشبختیم همه کار میکنه، با اینکه ادم سخت پسندیه ولی از من بینهایت خوشش اومده، در کل فکر میکنم با این ویژگی ها میتونم زندگی ارومی داشته باشم،ولی قدش چند سانت ازم کوتاه تره !!و من خیلی سعی میکنم به خودم القا کنم که بیشتر رفتارای خوبشو ببینم نه این مشکلو، ولی دست خودم نیست، ناخوداگاه میگم کاشکی بلندتر بود، بعدم هنوز حس خاصی ندارم بهش، ولی اون چون خوشش اومده دلش میخواد من تو مدت خیلی کوتاهی جواب قطعی رو بدم!هی میگه باهم تفاهم داریم، داریم خوب پیش میریم دیگه، منم‌گفتم اخه زوده من تا حسی که بایدو نداشته باشم نمیتونم جواب مثبت بدم گفت لطفا زیر یک ماه جواب بده من دلم میخواد بشه! من خودم معتقدم گذر زمان میتونه حسمو مشخص کنه.از طرفی هم بابت قدش خیلی مرددم، و حسی که هنوز ندارم بهش، چهرشم معمولیه ولی خیلی باب سلیقم نیست! من دنبال زیبایی نیستم، ولی توقع دارم طرفم به دلم بشینه یعنی لذت ببرم بهش نگاه کنم.

    • با سلام
      دوست عزیز در نظر بگیرید که در قدم اول پذیرفتن ظاهر طرف مقابلتون بسیار مساله مهمی است که باید در نظر بگیرید چون بعدا در روابط زناشویی می تواند تاثیرات منفی داشته باشد .پس در نظر بگیرید که به هر صورت .اگر ایشون شرایط مثبت بسیاری دارند پس تلاش نکنید که مشکلات بزرگتر شود .
      حتما در این شرایط دو دلی که پیش اومده و هنوز حس عاطفی ندارید و البته خوب است که منطقی نگاه می کنید پس در نظر داشته باشید که در جایی از جلسات اشنایی باید حسی ایجاد شود که دو طرف بتوانند ادامه بدهند .
      پس اینکه به لحاظ طاهری و احساسی شما را نپذیرفتند نکته بسیار حائز اهمیتی است که باید دقت داشته باشید ..
      به هر حال ازدواج مساله مهمی است که این را باید در نظر بگیرید که بحث یک عمر زندگی که پیش می اید باید همه موارد و شرایط را در نظر گرفت که مشکلی ایجاد نشود .
      و به هر صورت درسته هر دو نفر شرایط سازگار و مناسبی دارید ولی خب این نکته را هم در نظر بگیرید که صرف داشتن این شرایط نمی تواند تضمینی برای خوشبختی باشد مگر اینکه واقعا در اولویت های شما نقش ظاهر نقش گسترده ای نباشد به حدی که به راحتی مسائل قد و ..را حل کنید
      ولی اگر واقعا باعث درگیری ذهنتون شده بهتره حتما به مشاوره قبل از ازدواج مراجعه ونید و نکته دیگر اینکه شرایط را به درستی در نظر بگیرید .امیدوارم موفق و خوشبخت باشید .گاهی با ادامه دادن جلسات شرایط بهتر می شود و حتی به لحاظ عاطفیوابستگی هایی ایجاد می شود که این ها برای زندگی اینده بسبار مهم هستند .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

      • سپاس از وقتی که گذاشتید، بله دقیقا منم همینو میگم، مثلا بهم میگن خب کفش لژ مخفی میپوشه مگه چیه، میگم تو خونه چی؟ بخوایم کنار هم باشیم یا بغلش کنم چی؟تازه منم‌که اصلا روم‌نمیشه بهش پیشنهاد بدم برای کفش.
        میگن دیگه تو به چه چیزایی توجه میکنی، بخاطر همین میگم شاید من دارم اشتباه میکنم !
        ظاهر در حد به دل نشستن اولویت هست برام فکر میکنم برای همه باشه! درسته من هنوز حسی پیدا نکردم به ایشون از لحاظ احساسی، و سعی میکنم با خوش بینی فکر کنم و ببینمش تا حس خوبی ایجاد شه برام، ولی میترسم اگه الانم کنار بیام، بعدا سرد شم یا به چشمم بیاد باز!
        از طرفی هم جوری نیست که بخوام به راحتی نه بگم! چون برخلاف همه ی خواستگارای قبلیم ادم منطقی و روشن فکریه.. مثلا تو خیلی چیزا ازادم میذاره و برای تفریح تایم درنظر میگیره و درامدشم که خوبه..‌ و و

        • با سلام
          دوست عزیز
          ببینید کاملا متوجه دغدغه و شرایط و انتژارات خودتون باشید در ازدواج هیچ وقت نمیشه فردی رو پیدا کرد که صد در صد باشه و به هر حال همه جوره شرایط مطلوب را داشته باشه منتهی باید تلاش کنید که خودتون اهم و مهم کنید و البته حتما از مشاوره قبل ازدواج بهره ببرید چون مساله بسیار حائز اهمیتی است که باید دقت کافی داشته باشید که چگونه رفتار می کنید ..
          به هر حال ازدواج قبول دارم که تصمیم سختیه و باید منطقی تصمیم گرفت و این طور که می فرمایید خب این شرایط شرایط سختی است منتهی یک نکته اصلی این است که بدانید که به دل نشیتن مهم است و اینکه در روابط زناشویی تاثیر دارد اینکه صرفا بخواهید بنا به شرایطی پیش بروید که ایشون رو انتخاب کنید فقط به خاطر اینکه وضعیت مالی و اخلاقبات بد نیست ولی بهدا نمی تونید ژواهر رو هم نادیده بگبرید
          به هر حال موفق باشیود و خوشبخت و امیدوارم تصمیم درستی بگیرید
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
          موفق باشید

  28. باسلام و خسته نباشید. یکی از خواهرهای همسر بنده مسبب اصلی خیلی از مشکلات زندگی من بودن تا جایی که با اعمال نفوذ روی برادرش زندگی رو تا طلاق پیش برد. بعداز توهین به خودم و خانوادم یکسال قطع رابطه کرد تا اینکه بتازگی متوجه شدم با همسرم تلفنی ارتباط داره ، بنده اعتراض کردم که همسرم باید حداقل میگفتن چرا به بنده توهین کردن وچرا به من نگفتن ارتباط برقرار کردن . زندگی زناشویی اصلا خوبی نداره و تمام مدت از ترفند محبت زیاداز حد برای اغفال همسر من استفاده میکرد و خواهد کرد . همسرم در جواب اعتراض من اول کتک و بنده رو از خونه بیرون کردن و بعد دوباره گفتن خودم به این خانم اعتراض کنم بنده هم گفتم خواهرش نرمال که نیست گفتن یا خیلی خوبه یا خیلی بد و حد وسط نداره . خواهرش با مردها درگیری لفظی و فیزیکی ایجاد میکنه من چطور رفتار کنم ؟

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید خب با این شرایطی که می فرمایید یعنی همسر شما متوجه نیستند که خواهرشون مشکل دارند و باید برای درمان ایشون اقدام شود به هر حال اینکه مساله بسیار مهمی است که باید در نظر داشته باشید .به غیر از روانشناس چه کسی می تواند به ایشون کمک کند.
      طبیعی است که به هر حالاین یک مساله کاملا تخصصی است که برای فردی که زندگی خوبی ندارد و مدام درگیری هایی دارد متخصص بتواند اقدامی داشته باشد .و طبیعتا بدون کمک فرد متخصص از دست باقی افراد هم کاری بر نخواهد امد .
      اینها مسائل بسیار مهمی هستند منتهی اینکه می فرمایید همسر شما هم در پاسخ به صحبت های ایشون شما رو بیرون کردند و رفتار اینچنینی نشان دادند خب کمی عجیب به نظر می رسد .این مساله باید به درستی مدیریت و حل شود.
      یعنی رفتار همسر شما هم اصلا طبیعی نیست .و مشخص نیست چرا چنین شرایطی دارند و خب وقتی واضحا رفتار خواهرشون غیر نورمال است چرا با این وجود باز هم با شما برخورد می کنند و تلاش نمی کنند زندگیشون رو حفظ کنند .
      به هر صورت امیدوارم موفق و خوشبخت باشید و بتوانید به روانشناس ارجاع دهید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  29. سلام ممنون از راهنمایهاتون.خانواده همسرم با رفتارهای آشکار جلوی روی من فقط ایشون رو تحویل میگیرن و خیلی راحت با حالات چهره و تعارف نکردن منو کوچیک میکنن . به همسرم اعتراض میکنم با اینکه از نزدیک شاهده ولی دفاع میکنه . روحیم بهم میریزه چون شخصیتم شبیه اونها نیست ولی همسرم درک نمیکنه و خودش رو برای اونها لوس میکنه .راهنماییم کنید با خانواده همسرم که با عروس مثل زیر دست رفتار میکنن و مدام با حرف ورفتار بنده رو کوچیک میکنن و روی همسرم اثر میذارن چطور رفتار کنم متوجه کارهای بدور از انسانیتشون بشم . مثلا ی نمونه سر سفره به همه تعارف میکنن به جز من . یا هیچوقت ی هدیه بهم ندادن چیزیم هست میدن به برادرشون . خیلی سو رفتار دارن باهاشون چطور برخورد کنم روحیم آسیب نبینه ممنونم

    • با سلام
      دوست عزیز
      مهم اینه که شما جطور با انها رفتار می کنید .شما چه برخوردی دارید و چقدر تلاش می کنید نشان بدهید که به هر حال مشکل و مساله ای وجود دارد طبیعتا اینها مسائل مهمی هستند که باید در نظر بگیرید .اگر قرار باشد که شما طوری رفتار کنید که انها متوجه اشتباهاتشون نشوند و مدام به همسرتون تذکر بدید خب طبیعتا مشکلات زیادی ایجاد می شود .
      و این مساله برای همسر شما هم کاملا لوث خواهد شد پس بهتره به درستی شرایط رو مدیریت کنید و اجازه ندهید مشکلات چند برابر شود امیدوارم موفق باشید و بهت ه حتما حضورا مراجعه کنید چون مراجعخ حضوری نشخص خواهد کرد که چه مسائل و موانعی پیش رو وجود دارد که خانوا ۶ اینچنین طبق گفته خودتون به وضوح بی توحهی می کنند و همسر شما واکنشی نشان نمی دهد
      بدانید که ارتباطات دو طرفه و متقابل است و احتمالا مشکلاتی وجود دارد که باعث چنین مسائلی می شود .
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  30. با سلام
    خواهری دارم که نمیتونه از حق خودش دفاع کنه به همین دلیل منفعل و بیشتر اوقات پرخاشگر هست و در بیشتر موارد ازش سو استفاده و یا نادیده گرفته میشه و این بیشتر باعث میشه در لاک دفاعیش فرو بره.استعداد های زیادی داره ولی به خاطر منفعل با پرخاشگر بودنش همیشه نادیده گرفته میشه. حساس و زود رنج شده و تحمل هیچ انتقادی رو نداره و باعث شده ارتباطاتش محدود شده و تو لاک دفاعیش فرو رفته. چطور میتونم کمکش کنم

    • با سلام
      دوست عزیز بهترین کار اینه که ایشون رو به روانشناس ارجاع بدید .چون این طور که شما می فرمایید مساله مساله گستردهوای است که به راحتی قابل رفع نیست البته جای نگرانی نیست چون اصولا این رفتارها مربوط به دوران کودکی افراد است و زیر نظر روانشناس اگر باشند به درستی حل و مدیریت می شود .
      پس دقت داشته باشید که در زندگی چنانچه فردی تحقیر شود در برخب مواقع پرخاشگر منفعل می شود یعنی نسبت به فضا و شرایط خشمگین خواهد شد منتهی یک مساله مهم این است که این خشمگین بودن باعث می شود که بیشتر حالت انفعال داشته باشد و خب درو ریزی اسیب های روانی را متوجه فرد خواهد کرد .
      پس اصلا نگران نباشید و بهتره فضا رو به درستی مدیریت کنید و تلاش کنید با مراجعه و اموختن تکنیک های جرات ورزی بتوانند شرایط ایده ال و مناسبی را پیدا کنید .
      به هر صورت امیدوارم موفق باشند .و مشکل به زودی حل و مدیریت شود .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

    • تأثیر هورمون سروتونین بر بدن انسان
      هورمون سروتونین یا همان هورمون شادی بخش، علاوه بر اینکه، بر خلق و خوی انسان تأثیر میگذارد، باعث بهبود عملکرد اعضای بدن نیز میشود. سیستم اعصاب مرکزی، پلاکتها و دستگاه گوارش انسانها از اسید آمینه تریپتوفان (نوعی اسیدآمینه که در مواد غذایی مانند موز، گوشت بوقلمون، شیر یافت می شود) انتقال دهنده ی عصبی به نام سروتونین می سازند. در ادامه با ما همراه باشید تا ابتدا به بررسی تأثیرات هورمون سروتونین بر بدن انسان و سپس راه های افزایش سطح این هورمون را به شما نشان دهیم.

      • تاثیر سروتونین بر خلق و خوی افراد

      یکی از تاثیرات مهم سروتونین در بدن ما، اثر آن بر خلق و خو و رفتار ما است. افزایش سطح سروتونین در بدن ما باعث احساس شادی و غلبه بر هر گونه استرس و فشارهای عصبی می شود. کاهش سطح این انتقال دهنده عصبی با مشکلاتی نظیر افسردگی، اضطراب، اختلال وسواس، اختلال دو قطبی (نوعی اختلال روانی است که در آن فرد دچار نوسانات شدید خلقی می باشد) و اختلال بد شکلی بدن (نوعی اختلال روانی است که فرد تصور خوبی در مورد ظاهر خود ندارد و مدام اندام های خود را در آیینه وارسی می کند و از آن راضی نیست) همراه است.

      • اثر سروتونین بر تنظیم عملکرد دستگاه گوارش

      تقریبا ۹۰ درصد سروتونین در دستگاه گوارش ما وجود دارد و در کنترل انقباضات دستگاه گوارش نقش ویژه ای ایفا می کند. افزایش سطح سروتونین باعث اسهال شده و کاهش سطح این انتقال دهنده عصبی منجر به بیماری هایی نظیر یبوست، سندروم روده تحریک پذیرمی شود.

      • اثر سروتونین بر کنترل سیکل خواب

      یکی از کارهای سروتونین در بدن ما تنظیم سیکل خواب است. سروتونین در کنار ملاتونین در سیکل خواب نقش دارد. در طول فرآیند خواب سروتونین به کمترین مقدار خود در بدن می رسد در صورتیکه در هنگام بیداری بلافاصله میزان این انتقال دهنده عصبی افزایش می یابد. کاهش سطح سروتونین با بی خوابی مزمن در ارتباط است.

      • سایر فعالیت های سروتونین در بدن ما

      سروتونین در بسیاری از فرآیندهای بدن شرکت می کند. سروتونین در تنظیم تنفس، تنظیم ضربان قلب، فرآیند تشکیل لخته خون، تنظیم دمای بدن، تنظیم PH خون، کنترل اشتها و در ایجاد میل جنسی نقش دارد. مطالعات نشان می دهد افزایش سطح سروتونین با کاهش میل جنسی همراه است. (داروهای ضدافسردگی به دلیل افزایش باز جذب سروتونین باعث کاهش میل جنسی می شوند.)

      همچنین مطالعه کنید: موادغذایی اعجاب انگیز در افزایش میل جنسی

      راه های افزایش سطح سروتونین در بدن

      جالب است بدانید با یک سری از راهکارها می توان سطح سروتونین خون را افزایش داد. این راهکارها عبارتند از: نورزش منظم، کنترل استرس، قرار گرفتن در معرض نور خورشید، خواب کافی و مصرف مواد غذایی که سطح سروتونین را افزایش می دهند.

      همچنین مطالعه کنید: تغذیه در کنترل استرس

      کدام مواد غذایی باعث افزایش سطح سروتونین می شوند؟

      • مواد غذایی که منبع غنی از ویتامین های گروه B هستند در بالا بردن سطح سروتونین خون موثر هستند. این مواد غذایی عبارتند از: جو دوسر، غلات سبوس دار، برنج قهوه ای

      • ماهی تن، ماهی سالمون، گوشت بوقلمون و گوشت مرغ از منابع غنی اسید آمینه تریپتوفان هستند. همانطور که در بالا نیز اشاره شد بدن ما برای ساختن سروتونین از این اسید آمینه استفاده می کند، بنابراین مواد غذایی حاوی اسید آمینه تریپتوفان نقش مهمی در افزایش سطح سروتونین دارند.

      • مصرف مغزها مانند بادام، بادام هندی، گردو و بذر کتان، کنجد، تخمه آفتابگردان، تخمه کدو برای افزایش سطح سروتونین خون توصیه می شوند.

      • یکی از منابع غنی اسید آمینه تریپتوفان شیر و محصولات لبنی است. این مواد غذایی به دلیل داشتن اسید آمینه تریپتوفان باعث افزایش سطح سروتونین خون می شوند. از مصرف آنها غافل نشوید.

      • در میان میوه ها موز، کیوی، آناناس، آلو، گریپ فروت، انبه و طالبی در افزایش سطح سروتونین خون موثر هستند و در میان سبزیجات گوجه فرنگی، ذرت، خانواده کلم، اسفناج نیز در افزایش سطح این انتقال دهنده عصبی هستند.

      • از مصرف حبوبات در برنامه غذایی خود غافل نشوید زیرا آنها نیز می توانند سطح سروتونین را افزایش دهند.

  31. قا پسر جدای اینکه خیلی از ظاهر خانوم خوشش اومده و در جریانه که اخلاق های خیلی زننده ای از خودش بروز میده و زود رنج و حساسه باز هم میگه من قبول دارمش و اینا مساله بزرگی نیست که در اینده مشکل ساز باشه خلاصه بشدت عاشق شدن و در پی راضی کردن خانواده خانوم هستن البته ناگفته نماند خانواده خود اقا پسر هم زیاد راضی به وصلت نیستن چون اونا روستایی هستن و خانواده دختر شهر نشین و کلا اختلافاتی به چشم میاد بنظرتون این وصلت درسته و عشق این دو واقعی هست؟۱
    پاسخ

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید به هر صورت این طور که شما می فرمایید طبیعی است که کاملا هر دو نفر احساسی پیش می روند و خب اختلاف و تفاوت های فرهنگی و حتی خواست خانواده ها رو هم مد نظر قرار نمی دهند .خب با این شرایطی که می فرمایید فقط توصیه به مراجعه به روانشناس شاید بتواند کمکی برای انها باشد در غیراین صورت گویا هیچ کدام از دو طرف نمی توانند شرایط را به درستی در نظر بگیرند و خب فایده نداره که افراد خانواده حتی بخواهند نظر خواهی داشته باشند .
      خب طبیعی است که ایتها مسائل حائز اهمیتی هستند که باید در نظر گرفته شود .درسته که شما هم نگران ایشون هستید منتهی ظاهرا قرار نیست همه جوانب درست سنجیده و حل شود .به همین خاطر است که خب چیززی که شما می بینید انها فکر می کنند سادس و می توانند حل کنند
      در برخی موارد وقتی راه های مختلف برای متنبه کردن ایت افراد موثر تیست .خب تلاش می شود که مساله را خودشان ان طور که فکر می کنند مدیریت کنند هر چند که ممکن است با مشولات زیادی هم رو به رو شوند .
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  32. سلام خواهش جواب بدهید
    برای مراجعه به مشاور
    مشاوری که فوق لیسانس داشته باشه میتونه به نحو احسنت مشاوره کنه؟؟در زمینه ازدواج

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید یک واقعیت مهم وجود دارد و ان هم این است که اصلا قرار نیست مدرک تحصیلی خوب یا بد بودن یک مشاوره را تضمین کنند به هر حال اینکه فردی دانش و تجربه داشته باشد اگر در کنار مدرک تحصیلی خوب باشد طببعتا تضمین کننده موفقیت اسن منتهی تنها دلیل موفیقت برای یک فرد محسوب نخواهد شد
      باید دقت داشته باشید که به هر صورت اگر فردی مدرک بالایی ندارد ولی دانش و تخصص خوبی در زمینه مورد نظر دارد می تواند ملاک موفق عمل کردن او باشد ..
      پس نگران نباشید مخصوصا مهارت در زمینه مشاوره ازدواج یک مساله بسیار مهم است که تعداد مراجعین قبلی و نظرات انها بسیار کارساز خواهد بود ..
      امیدوادم تحقیق داشته باشبد از این فرد و یا اگر به طور کلی نطرح کردید بدانید گاهی مدرک صرفا اسباب این می شود که تبلیغاتی برای مشاوری صورت بگیرید و جذب مراجع کند مهم نوع هدایت جلسه و دانش و تخصص است
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  33. با سلام و خسته نباشید. ممنونم از راهنماییتون . خانواده همسر بنده از صبح تا شب تلفن دستشونه و توی کارهای هم دخالت میکنن. رفتارهای وسواسی نشون میدن ولی تا جایی که من شاهد بودم همیشه فقط شستن و نامرتبی همیشه وجود داره کاملا برعکس نوع تربیت بنده . هرکس باهاشون مخالفت کنه باهاش قطع رابطه میکنن .از بدگویی از عروس و داماد لذت میبرن . حق با شماست من فقط به همسرم اعتراض میکنم و بی فایده است . یبار که به خانواده اش معترض شدم بعدش کتکم زد . من ی زن شاغل و مستقلم . نه مراسم عروسی داشتم نه آیینه و شمعدان و قرآن . کل وسایل توی خونه ام جهیزیه خودم هست. هرچیزی از حقوقم خرج میشه از نظر همسرم باید تایید بشه البته باهاش راه میام چاره ایی ندارم مگر طلاق. بخاطر همینم مادرش از روز اول به من تا حدی که خدمتش رو میکردم احترام میذاشت. طول کشید تا واقعیت خودشون رو نشون دادن که دوستیها خاله خرسه است. یا بدنم کبوده یا صورتم خیلی خیلی خسته و بی آبرو شدم جلوی پدر و مادرم. توی خانواده ایی که مادر و خواهرش حرمت نگه نمیدارن زندگی کردن سخته یکسال خودشون قطع رابطه کردن الان دوباره همسرم بدون اطلاع من باهاشون ارتباط برقرار کرده در جواب اعتراضم که چرا باهام صادق نبوده گفت روابط اونها با من بهش ربطی نداره و کتکم زد براحتی تورو خدا خیلی از زندگی باهاشون خسته شدم راهنماییم کنید .

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید یا براساس صحبت هایی که خود شما می فرمایید همسر شما باید متوجه شود که الگوی ارتباطی اشتباهی دارد با توجه به اینکه می فر مایید شما خودتون فرد کاملا مستقلی هستید ..
      خب اگر قرار باشه هیچ حمایتی نه از جانب ایشون و نه خانواده ایشون داشته باشید بهتره که حتما بهشون با جدیت بگید با این شرایط مراجعه کنید تا کمک شود که مساله حل و مدیریت شود
      تنها راه پذیرش این مساله این است که اگر بخواهید ادامه دهید باید همسر شما همراهی کافی داشته باشند و غیر از این نمیشه مساله را مدیریت کرد ..
      پس این نکته را حتما در نظر داشته باشید ..که به هر حال در این شرایط گاهی باید کاملا منطقیو به دور از احساسات تصمیم گرفت ایشون یا می خواهند که زندگی را بسازند یا خیر و فکر می کنند که شما باید با این روند اشنا شوید خب مساله کم کم باعث می شود که مشکلات زیادی ایجاد شود و روابط زناشویی شما مخدوش شود و مشکلات اینچنینی ایجا شود ..
      و خب دیگر زندگی نخواهید کرد بلکه صرفا یکدیگر را تحمل می کنید و اینها مشکلات بسیاری برای شما ایجاد خواهد کرد
      به هر صورت امیدوارم موفق و خوشبخت باشید .
      و بتوانید مسائل را به درستی پیش ببرید ..
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

    • راههای جلوگیری و رفتار مناسب دخالت خانواده همسر و مادر همسر در زندگی

      تصور دخالت خانواده همسر در زندگی مشترک، موضوعی کلافه کننده است؛ به ویژه اگر احساس کنید همسرتان در این شرایط بحرانی از شما حمایت نکرده و دیدگاهی متفاوت با شما دارد اما چطور می توانیم در چنین شرایطی با همسرمان در یک جبهه باقی مانده و مانع تبدیل این موضوع به موضوعی تفرقه برانگیز و البته بحرانی غیرقابل حل در رابطه دو نفره خود شویم.

      یکی از نکات مهم در زمان مواجه شدن با دخالت خانواده همسر در زندگی مشترک، مدیریت احساسات و هیجانات ناخوشایند است چرا که اگر نتوانید مدیریت خوبی بر احساسات خود داشته باشید، احتمال برخوردهای نپخته نیز زیاد می شود. پس پیش از انجام هر اقدام دیگری سعی کنید روشی مناسب برای مدیریت احساسات خود بیابید تا به این ترتیب مانع فوران احساسات ناخوشایند و برخوردهای نادرست شوید.

      یادتان باشد هر چقدر بتوانید احساسات خود را بهتر مدیریت کنید، بهتر می توانید از پس مدیریت کلی ماجرا برآمده و رابطه خود و همسرتان را نیز از تاثیرات سوء این ماجرا دور کنید.

      رفتار مناسب با دخالت خانواده همسر در زندگی مشترک

      بهترین رفتار در زمان و بعد از دخالت خانواده همسر در زندگی

      اما برای مدیریت بهتر احساسات در چنین شرایطی به چه نکاتی باید توجه داشته باشیم؟

      ۱- احساسات خود را به درستی بشناسید

      شناسایی احساسات ناخوشایند در این شرایط، قدم اول برای مدیریت آنهاست. گاهی افراد نمی توانند عصبانیت خود را به خوبی شناسایی کرده و در نتیجه واکنش درستی نیز نسبت به آن ندارند.

      به عنوان مثال خانمی می گفت بعد از هر بار تماس تلفنی مادر شوهر یا آمدن مادر شوهر به خانه آنها، او با فرزندش دچار مشکل شده و حتی دست به تنبیه بدنی بر سر چیزهای کوچک می زد.

      بعد از کنکاش متوجه شد که رفتارهای ناخوشایند مادر شوهر، همیشه باعث عصبانیت او شده است اما او که چندان توجهی به احساسات خود نداشت، این عصبانیت را سر فرزند خردسال خود تخلیه می کرد.

      ۲- روش آرام سازی متناسب با خودتان را بیابید

      شناخت احساسات ناخوشایندی چون عصبانیت یا اضطراب، قدم اول برای مدیریت احساسات است. نکته دوم شناسایی روش های کارآمد در آرام سازی است. نکته مهم این است که هر چند روش های آرام سازی وجود دارد که برای غالب افراد مفید و کارآمد است اما قانون ثابتی در این زمینه وجود نداشته و لازم است روش هایی متناسب با وضعیت خود را شناسایی کنید.

      ۳- منابع حمایتی جایگزین برای خود بیابید

      در ابتدای مواجهه با دخالت های خانواده همسر و زمانی که هنوز از نظر هیجانی آرام نشده اید، اگر همسرتان دید مشابهی در این موضوع با شما ندارد بهتر است با او وارد گفتگو نشده و سعی در متقاعد کردن او نداشته باشید اما بسیاری از افراد زمانی که می خواهند چنین توصیه ای را عملی سازند، دچار مشکلی دیگر می شود. آنها متوجه می شوند که به شدت احساس تنهایی و بی پناهی می کنند.

      برای مقابله با چنین احساسی بهتر است در این روزهای حساس به دنبال یافتن حمایت عاطفی از فردی امین و منصف باشید. توجه داشته باشید که اگر قرار باشد شما با فردی درد دل کنید که او با بازخوردهای خود، شما را عصبی تر می کند، مطمئن باشید که گزینه مناسبی را انتخاب نکرده اید.

      نکته دوم این که با کسی در مورد مشکل خود صحبت کنید که مطمئن هستید صحبت های شما را با دیگران در میان نگذاشته و رازدار خوبی است و نکته سوم این که به درد دل کردن به عنوان گزینه ای همیشگی و دائمی و در رابطه با هر موضوعی نگاه نکنید، چرا که قرار نیست فردی دیگر را جایگزین همسرتان که نزدیکترین فرد به شماست، بکنید بلکه تنها برای گذر از این بحران و به صورت موقت قرار است از چنین روشی بهره ببرید.

      ۴- خاطرات ناخوشایند خود را مرور نکنید

      حداقل کاری که می توانید انجام دهید تا احساسات منفی در شما تشدید نشود این است که حوادث ناخوشایند را دائم با خود تکرار نکنید. اگر قرار باشد هر روز یاد فلان برخورد مادر شوهر خود بیفتید یا حرف های آنها را در ذهن خود مرور کرده و به دنبال یافتن قصد و منظور رفتارهای آنها باشید، می توانید مطمئن باشید که نه تنها در گذشت زمان آرام تر نخواهید شد که به احتمال زیاد هر روز ناراحت تر از روز قبل بوده و البته پیشداوری های شما در مورد رفتارهای خانواده همسرتان هم افزایش خواهند یافت.

      پس تا می توانید برای خود مشغولیت های متنوع ایجاد کنید تا کمتر فرصت فکر کردن به اتفاقات گذشته را داشته باشید و البته از حضور در جمع هایی که چنین تفکراتی را تقویت می کنند، دوری کنید.

      در پایان یادتان باشد منظور از چنین جمع هایی، گروه های فضای مجازی نیز هستند، گروه هایی که گاهی اوقات افراد حاضر در آن با بیان خاطرات خود در رابطه با موضوع دخالت خانواده همسر به تشدید احساسات ناخوشایند خود دامن می زنند.

      ۵- از خانواده همسر خود هیولا نسازید!

      علاوه بر مدیریت هیجانات و به ویژه زمانی که می خواهید در این مورد با همسرتان صحبت کنید لازم است به چند نکته توجه داشته باشید. نکاتی که البته به شما کمک خواهند کرد تا دیدی منصفانه تر نسبت به خانواده همسر خود داشته باشید.

      راههای جلوگیری از دخالت خانواده همسر در زندگی و تربت فرزند

      گاهی اوقات دلخوری ما از برخی رفتارهای ناخوشایند خانواده همسر، آنچنان ما را تحت تاثیر خود قرار می دهد که به کل یادمان می رود که آنها ویژگی های مثبتی نیز دارند.

      شاید بهتر باشد که لیستی از ویژگی های مثبت خانواده همسر تهیه کنید تا حتی در بدترین شرایط نیز یادتان باشد که آنها نیز مانند شما در کنار نقاط ضعف خود، ویژگی های مثبتی دارند. داشتن قضاوت منصفانه در این مورد هم در کوتاه مدت به شما کمک می کند تا هیجانات خود را بهتر مدیریت کنید و هم در طولانی مدت از نظر شناختی بهتر با موضوع کنار آمده و قضاوت درست تری داشته باشید. در عین حال که در زمان صحبت با همسرتان نیز احتمال بروز بگومگو به شدت کاهش پیدا خواهد کرد.

      ۶- فرصت دفاع به همسر خود بدهید

      اگر گله و شکایتی از خانواده شما حتی به درستی مطرح شود، شما چه واکنشی نشان خواهید داد؟ به احتمال زیاد از این موضوع ناراحت شده و شروع به دفاع یا توجیه رفتارهای آنها خواهید داشت. شاید هم اصلا با توجه به شناخت دقیق تری که شما از آنها دارید، بهتر بتوانید چرایی رفتار آنها را درک کرده و به عنوان مثال بگویید که در پس فلان گفتار آنها نه بدجنسی که سادگی بیش از حد قرار دارد.

      حالا هم اگر می خواهید ناراحتی و دلخوری خود از رفتار خانواده همسرتان را با او در میان بگذارید، لازم است به او فرصت واکنشی از سر محبت و البته تعصب بدهید. شاید بگویید که داشتن تعصب خوب نیست اما یدتان باشد، نبود هیچ گونه تعصبی روی افرادی که دوست شان داریم نیز تقریبا محال است.

      پس همانطور که از همسرتان انتظار دارید اگر کسی گله شما را به او کرد، او از شما دفاع کند، برای همسرتان باید این حق را قائل شوید که از خانواده خود نیز دفاع کند. در نظر داشتن چنین حقی باعث می شود تا کمتر وارد بگومگو با همسر برای اثبات درستی دیدگاه خود شوید.

      ۷- هر کس را مسئول رفتار خودش بدانید

      اگر قرار باشد شما به خاطر رفتار خانواده همسرتان از دست همسر خود عصبانی شوید، قطعا مشکلات شما و همسرتان هر روز تشدید خواهد شد چرا که شما در رابطه با موضوعی از دست همسرتان عصبانی هستید که او کنترلی روی آن ندارد.

      شاید با خود بگویید اما همسرتان در مقابل تقاضای شما برای صحبت با خانواده اش مقاومت کرده و حاضر نمی شود به آنها تذکری دهد؛ کاری که می تواند رفتارهای ناخوشایند آنها را متوقف سازد. اگر شما چنین تصوری دارید، بد نیست به چند نکته توجه داشته باشید.

      اول آنکه هر چند گاهی اوقات صحبت همسران با خانواده هایشان مفید است اما به هر صورت این کار معجزه نخواهد کرد، پس وزن زیادی برای این موضوع قائل نشوید.

      نکته دوم اینکه اگر می خواهید اختلاف بین شما و همسرتان تشدید نشود، همیشه ماجرا را از دریچه نگاه او نیز در نظر داشته باشید. برای همین منظور یادتان باشد که صحبت کردن با خانواده خود و تذکر به آنها کاری بسیار دشوار برای هر فردی است و تعلل فرضی همسر شما شاید بیش از هر چیز به خاطر اخلاق مداری و داشتن علاقه به خانواده اش باشد و سوم آنکه درست است که همسرتان در رابطه با انتخاب خود، مبنی بر صحبت نکردن با خانواده اش مسئول است اما در هر حال این به معنای پذیرفتن مسئولیت تمامی رفتارهای ناخوشایند خانواده اش نخواهد بود!

      ۸- رفتارهای ناخوشایند را به نیت های بد نسبت ندهید

      وقتی ما رفتاری را از سر بدجنسی بدانیم، ناخودآگاه برای اثبات درستی ادعای خود به دنبال یافتن رفتارهای تایید کننده دیگر خواهیم رفت و آن وقت بعد از مدتی متوجه می شویم که بسیاری از رفتارهای مثبت یا بدون مشکل نیز به خاطر نسبت دادن آنها به نیتی بد، برای ما به رفتارهایی آزاردهنده و البته غیرقابل تحمل تبدیل شده است.

      پس برای کاهش احساسات ناخوشایند خود و البته داشتن دیدی منصفانه، از نسبت دادن رفتارهای ناخوشایند خانواده همسر به نیت بد دوری کرده و در عوض سعی کنید موضوع اختلاف فرهنگی و تفاوت دیدگاه بین خود و آنها را همیشه در نظر داشته باشید چرا که بسیاری از رفتارهای خانواده ها که باعث دلخوری عروس ها یا دامادها می شود، به تفاوت فرهنگی بین خانواده ها برمی گردد و قصد آزار یا دخالتی در پس آنها وجود ندارد.

      ۹- زمان درستی برای حرف زدن پیدا کنید

      اگر تصمیم دارید که در ارتباط با رفتار خانواده همسر خود با او صحبت کنید، یادتان باشد زمان مناسبی که شما و همسرتان خسته نیستید را انتخاب کنید. بیان درست احساسات و استفاده از جملاتی که با «من» آغاز می شوند می تواند از سوءتفاهم های احتمالی جلوگیری کرده و جبهه گیری احتمالی همسرتان را کاهش دهد
      کاهش دخالت خانواده ها با چند روش

      برخی برخوردها با خانواده همسر هنگام دخالت از جانب آن ها جز این که وضعیت را بدتر می کند، هیچ تأثیری نخواهد داشت. یکی از بدترین انتخاب ها برخورد با خانواده همسر و جواب دادن به آنان است. این مقابله کردن تنها اثری که دارد از بین رفتن احترام بین افراد خواهد بود و در طولانی مدت به روابط همسران آسیب های جدی وارد می سازد. پیش از این که روابط تان مختل شود سعی کنید از روش های دیگر، که ۴ مورد از آن ها را در ادامه معرفی می کنیم، استفاده کنید.

      اندازه نگه دار!
      ساده ترین راه برای کم کردن میزان دخالت ها تنظیم روابط به اندازه معقول است. اگر می بینید میزان دخالت ها بسیار زیاد است و از سویی امکانش را دارید، میزان زمان حضور در خانه آنان را کاهش دهید، البته نه این که دفعات را کم کنید، بلکه فقط می توانید زمان هر بار حضور را کاهش دهید. مثلاً در عوض این که از ظهر تا شب در خانه آنان به سر ببرید، فقط یک یا دو ساعت آن جا بمانید. از طرفی سعی کنید زمانی که آنان نیز به خانه شما می آیند برنامه هایی برای شان ترتیب دهید تا مشغول باشند، مثلاً می توانید سی دی فیلم یا سریالی را بخرید و با آن ها تماشا کنید. با این راهکارهای ساده می توانید تا حدی از میزان دخالت ها کم کنید اما قطعاً این روش ها کافی نخواهد بود.

      از خودتان شروع کنید
      گاهی اوقات، شاید احساس نکنیم اما زمانی که خود به خانه والدین مان می رویم، در مورد چیدمان خانه آن ها، برنامه های زندگی شان یا دیگر موضوعات نظر می دهیم و البته اسم این کار خود را دخالت نیز نمی گذاریم. اگر شما نیز اهل مشاوره دادن اجباری به خانواده خود هستید، بهتر است این کار را ترک کنید، چون در غیر این صورت باید منتظر مشاوره های اجباری آنان باشید. به صورت کلی هم بد نیست قبل از اظهار نظر درباره موضوعات مرتبط با والدین خود یا همسرتان اول با خود فکر کنید که اگر آن ها درباره موضوعات این چنینی در زندگی شما نظر بدهند از این کار استقبال خواهید کرد یا خیر.

      صحبت اضافه ممنوع
      این عادت را بسیاری از افراد دارند، زمانی که حرف برای گفتن کم می آورند شروع به صحبت از هر دری می کنند و در نتیجه ممکن است برنامه ریزی های آینده شان را نیز مطرح کنند یا آرزوهای شان را نیز با دیگران در میان بگذارند. این کار می تواند در طرف مقابل این طور تفسیر شود که شما به دنبال مشورت گرفتن هستید. در جمع های دوستانه این عادت شاید چندان عارضه ای نداشته باشد،اما در مقابل بستگان همسر احتمالاً می تواند مشکلاتی را ایجاد کند، چرا که ما به صحبت های اقوام همسرمان به صورتی متفاوت از دوستان مان گوش می کنیم و ممکن است بسیار زود صحبت های آنان را به عنوان دخالت در نظر بگیریم. شاید بهتر این باشد تا زمانی که تصمیم قطعی در موضوعی نگرفته ایم کمتر درباره آن صحبت کنیم.

      راه هایی برای کاهش دخالت خانواده ها در زندگی مشترک

      گفت وگو با خانواده
      اگر دخالت های خانواده همسر شما ادامه پیدا کرده و به شدت باعث آزار شما شده است و راهکارهایی که تا به حال نیز انجام داده اید مثمر ثمر نبوده احتمالاً بهترین گزینه صحبت کردن همسرتان با خانواده اش در این باره است. اگر شما یا همسرتان می خواهید با خانواده خود در چنین موردی صحبت کنید بهتر است به چند نکته در این زمینه توجه داشته باشید. اول این که در زمان عصبانیت این کار را انجام ندهید. در زمان صحبت حتماً به ویژگی های مثبت آنان اشاره کنید و نشان دهید قدردان زحمات شان هستید. توضیح دهید برخی برخوردهای آنان به رغم نیت خوب شان موجب سوء تفاهم شده است. این موارد را به صورت مشخص و با تعیین مواردی که به نظر شما دخالت بوده است؛ توضیح دهید. در زمان صحبت به هیچ عنوان آنان را تهدید به قطع رابطه یا برخوردهای دیگر نکنید و البته در هر شرایطی احترام شان را نگه دارید و در آخر، هیچ وقت از قول همسرتان و این که او ناراحت شده است با والدین خود صحبت نکنید بلکه موضوع را به عنوان مسئله ای مشترک بین شما و همسرتان مطرح و از ضمایر جمع مانند «ما» استفاده کنید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  34. با سلام و خسته نباشید . متاسفانه نمیتونم حضوری مشاوره برم چون همسرم مخالف مشاوره کردنه و همیشه میگن خودشون بلدن. به نظر شما من میتونم ی عمر رفتار خواهرش که همسر بیمار بنده رو هم تحریک میکنه تحمل کنم . بنده هرگز با این مسایل روبه رو نبودم. همسرم بخاطر برقراری ارتباط جدید البته از طرف اونها بخاطر خام کردنش دوباره محبت افراطیش نسبت به اونها شروع شده . هیچوقت درست برام همسری نکرده فقط حرف بوده تا عمل .شما میتونید درک کنید چقدر سخته همسر انسان بهش دروغ بگه و چشم در چشم پنهانکاری کنه دیگه هرگز نمیتونی اعتماد کنی.به نظر شما برای ساختن پایه های صداقت در زندگیم چکار انجام بدم .

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید شما مشکلتون رو شفاف بیان نکردید منتهی نکته ای که بنده متوجه شدم اینه که خب طبیعتا همسر شما شرایط مطلوبی را به عنوان همسر برای شما فراهم نکرده و مساله تحریک و محبت افراطی هم باید توضیح داده بشه به هر حال اگر همسر شما تمایل ندارند که مسائل بازگو شود خب شما هم نباید کلا مساله رو بیخیال شوید و اصلا در نظر نگیرید
      یعنی خودتون مراجعه داشته باشید تا بتوانیم به خود شما در جهت حل مشکل کمک کنیم .و خب جای نگرانی هم وجود نخواهد داشت ..
      به هر حال جای نگرانی وجود ندارد اگر ایشون صادقانه بدخورد نکردند و پنهان کاری دارند بهتره کاملا به صورت مشخص با ایشون رو در رو کنید و در مورد مشکلشون بهشون تذکر یدهید البته که شایر دد تعامل نوع رفتار شما هم مطلوب نبوده باشد منتهی با همه این شرایط بهترین مساله این است که کاملا صادقانه با مساله رو به رو شوید و تلاش کنید که مساله حل و مدیریت شود ..
      یعنی بفرمایید که رفتارشون به این شکل برای شما خسته کننده شده و نمی توانید این شرایط را بپذیرید و تحمل کنید .خب این مساله بسیار مهمی است که باید در نظر داشته باشید
      خود گفتن مشکلات کمک بزرگی به حل انها خواهد کرد .
      پس هیچ وقت فکر نکنید که پایه صداقت ایجاد می شود وقتی منتظر باشیم خود طرف اصلاح شود و موارد را در نظر گیرد
      به هر حال خودتون حتما مراجعه داشته باشید
      امیدوارم موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  35. سلام
    نحوه ارتباط با خواستگاری که در دوران تجرد دوست دخترای زیادی داشته چگومه است. ایا برای زندگی قابل اعتمادن و در گذر زندگی راه گذشته رو پیش نمیگیرن؟

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید قرار نیست خودتون رو گول بزتید اگر فردی خودش هم دوستان زیادی را تجربه کرده خب شاید این مساله برایش قابل پذیرش باشد منتهی روابط زیاد و تنوع طلبی خودش مشکلات زیادی را به لحاظ ارتباطی ایجاد می کند که شاید اکنون انها را در نظر نگیرید .ضمن اینکه دقت داشته باشید که به هر صورت یک مساله بسیار مهم این است که بدانید نوع تعاملات اهمیت دارد اگر فردی تجاربی داشته و رابطه جتسی نبوده البته که در سن پایین و کم تجربه گی و برای پر کردن خلاها خب طبیعتا با بالارفتن سن شاید تصمیم بگیرید واقعا خانواده داشته باشد و شرایط داشتن خانواده را تجربه کند و اصلا هم مشکلی ایجاد نشود .
      یعنی اصطلاحا واقعا از رفتارهای گذشته پشیمان شده باشد .منتهی اگر در شرایطی قرار دارید که باید انتخاب کنید ولی خود شما ف دی بودید که حد و مرزها را رعایت می کردید خب این نکته بسیار مهمی است که باید در نظر داشته باشید که با همه این شرایط که شما می فرمایید ..
      اگر با شناخت ایجاد شده متوجه روابط خاص ایشون شدید خب باید بدانید که اصلا درست نیست که بخواهید ارتباط داشته باشید ..و حای ادامه بدهید به هر حال مشاوره پیش از ازدواج حتما بروید ولی با این شرایط ف دی که تنوع طلب باشد نمی تواند صرفا به یک نفر متعهد شود و این نکته مهمی است که باید در نظر داشته باشید
      به هر حال موفق و خوشبخت باشید و امیدوارم سنجیده تصمیم بگیرید و احساسی مسائل را در نظر نگیرید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

      • تنوع طلبی در دوران اشنایی از چه طریق قابل فهمه؟اقا بایستی چه رفتاری رو بروز بدن که متوجه این نوع از تنوع طلبی شوم؟متوجه شدم یکی از دوستانی که روابط روابط دوستی ساده ای با اقا داشتن و اکنون در قید حیات نیستن بعد از دوسال که از ماجراشون میگذره هنوزم در یاد اقا هست گرچه خودشون میگن که مهم نبوده اما در ناخوداگاهشون هست و رفتارایی بروز دادن که من متوجه این شخص شدم

        • با سلام
          دوست گرامی
          ببینید خب اگر در طی تحقیقات متوجه شدید که ایشون ارتباط هایی با افرادی داشتند خب این خودش بحث تنوع طلبی می شود و نیازی به نوع رفتار نیست چرا که وقتی ایشون با شما برای ازدواج صحبت می کنند که انقدر تجربه دارند که نشان ندهند البته اگر دلیل اشنایی و دوستی یا دوستی های قبلی مشخص شود فرضا از سر جوانی با فردی بودند و حالا موضوع تمام شده و پشیمان هستند
          با فردی که مدت ها با دیگری در ارتباط بوده است و اصلا پشیمانی هم ندارد و خب اگر تحقیق هم بکنید کاملا مشخص می شود که این فرد مدت زیادی در ارتباط بوده است ..
          به هر حال اگر فردی د زندگی ایشون بوده که خب هنوز د فکرشونه ممکنه فرد جدید رو مدام با فدد قبلی مقایسه کنند که خودش مشکلات زیادی رو ایجاد خواهد کرد که باید در نظربگیرید و دقت داشته باشید ..چون نکته بسیار مهمی است که باید توجه کرد ..به هر صورت ازدواج تصمیم بسیار مهمی است که لاید دقت کافی را داشته باشید ..و توجه کنید که به هر صورت باید بتوانید در طی صحبت ها خودتون تصمیم بگیرید و حتما از روانشناس هم طبیعتا کمک بگیرید چون قطعا کمک بزرگی برای شما خواهد بود ..
          به هر حال زندگی پر از مشکلات و مسائل مختلف خواهد بود اگر دنتوانید با ایشون به لحاظ انتظارات و شرایط کنار بیایید خب نمی توانید زندگی موفقی را داشته باشید پس باید تلاش کنید حداکثر توافق و تفاهم را با هم داسته باشید که بعدا مساله ای ایجاد نشود ..
          به هر حال موفق و خوشبخت باشید
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
          موفق باشید

        • در فصل هشتم از کتاب روانشناسی اجتماعی الیوت ارونسون(ترجمه دکتر حسین شکرکن) چنین آمده:

          پژوهشی در امریکا در رابطه با تفاوت های جنسیتی در رفتار جنسی

          «باس و همکارانش دریافتند که مردان جوان معاصر، خیلی بیش از زنان جوان معاصر، به داشتن یاران متعدد علاقه مندند. مثلا، در یک مطالعه، هنگامی که سوال شد ظرف دوسال آینده می خواهید چند یار داشته باشید، پاسخ متوسط مردان جوان «هشت» بود، درحالیکه، پاسخ زنان جوان«یک» بود. همچنین آنان دریافتند که در روابط کوتاه مدت، مردان زنانی را ترجیح می دهند که علائمی از تجربه جنسی و در دسترس بودن را نشان دهند و مایلند از زنانی که ممکن است آنان را در وابستگی های پیچیده درگیر سازند، پرهیز کنند.

          در صحبت از روابط کوتاه مدت، ممکن است سوال شود که از لحاظ روابط جنسی اتفاقی، چه تفاوتی میان زنان و مردان وجود دارد. در یک مطالعه نمونه، راسل کلارک و الین هتفیلد دستیاران پژوهشی مذکر و مونثی(با جذابیت متوسط) استخدام کردند. آنان به ۹۶ دانشجوی جنس مخالف مراجعه می کنند و ابراز می دارند که آنها را جذاب یافته اند، و از آنها می پرسند که آیا مایلند باهم رابطه داشته باشند؟بسیار خوب، لحظه ای فکر کنید: پاسخ شما به چنین پرسش جسورانه ای چه می تواند باشد؟بر اساس استدلال روانشناسان اجتماعی تکاملی، اگر شما زن باشید، حدس من این است که آن پیشنهاد را یک شوخی یا یک اهانت تلقی می کنید، اما، به هر صورت، احتمال نمی رود که با آن، موافقت به عمل آورید. از سوی دیگر، اگر مرد باشید، حدس من این است که بیشتر احتمال می رود که این پیشنهاد را دلفریب بیابید و ممکن است مایل باشید که از این فرصت استفاده کنید. نتایج از این قرارند: حتی یک زن هم پاسخ مثبت نداد. از مردان، ۷۵ درصد با برقراری رابطه موافقت کردند. افزون بر آن، از ۲۵ درصد باقی مانده نیز، تعدادی درخواست کردند که این کار با تاخیر صورت بگیرد! البته همه روانشناسان اجتماعی با تفسیرهای روانشناسان اجتماعی تکاملی موافق نیستند. اگر دوست دارید مناظره جالب توجهی را در این موضوع بخوانید، به شماره ویژه مجله تحقیقات روانشناختی (Psychological Inquiry) مراجعه کنید(ص ۴۱۸).»

          البته بنده تبیین تکاملی رو نمی پذیرم. این تبیین آشکارا تنوع طلبی مردان را ذاتی می انگارد. اما واقعیت چیست؟

          در این پژوهش نشون داده شده که دختران در یک دوره دوساله فقط میخوان با یک شریک رابطه برقرا کنند. توجه شما رو به سخن متفکرانه استاد شهید مرتضی مطهری(ره) جلب میکنم:

          «زن‏ طبعا تک شوهر است. چند شوهری بر ضد روحیه اوست. نوع تمنیات زن از شوهر با چند شوهری سازگار نیست.»

          و اما در مورد مردان تعدا هشت نفر ذکر شده در این پژوهش. توجه شود که بحث رابطه صرف هست و نه ازدواج و تعهدات و پیامدهای متعاقب آن. به نظرمن اگر این آقایون وقت میکردن(باتوجه به اعتقادی که پایبندی در اون مطرح نیست)، از هشت خیلی بیشتر هم ممکن بود بگن!

          به نظر من صحبت های حکیمانه استاد شهید مطهری(ره) به زیبایی می تواند نتایج این پژوهش را تبیین کند:

          «اما مرد طبعا تک همسر نیست. به این‏ معنی که چند زنی بر ضد روحیه او نیست. چند زنی با نوع تمنیاتی که مرد از وجود زن دارد ناسازگار نیست. اما ما با آن عقیده که روحیه مرد با تک همسری ناسازگار است مخالفیم. ما منکر این نظر هستیم که میگوید: علاقه مرد به تنوع ” اصلاح ناپذیر ” است. ما با این عقیده مخالفیم که وفاداری برای مرد غیر ممکن است و یک‏ زن برای یک مرد آفریده شده و یک مرد برای همه زنها. به عقیده ما عوامل خیانت را محیط های اجتماعی در مرد بوجود می‏ آورد نه‏ خلقت و طبیعت. مسئول خیانت مرد خلقت نیست، محیط اجتماعی است.»

          «مرد امروز از تعدد زوجات رو گردان است. چرا ؟ آیا به خاطر اینکه‏ می‏خواهد به همسر خود وفادار باشد و به یک زن قناعت کند یا بخاطر اینکه‏ می‏خواهد حس تنوع طلبی خود را از طریق گناه که به حدّ اشباع وسیله برایش‏ فراهم است ارضاء نماید؟ امروز گناه جای تعدد زوجات را گرفته است نه‏ وفا. و به همین دلیل مرد امروز سخت از تعدد زوجات که برای او تعهد و تکلیف ایجاد می کند متنفر است. مرد دیروز اگر می‏خواست هوسرانی کند راه‏ گناه چندان برای او باز نبود، ناچار بود تعدد زوجات را بهانه قرار داده‏ هوسرانی کند. در عین اینکه شانه از زیر بار بسیاری از وظائف خالی میکرد از انجام بعضی تعهدات مالی و انسانی درباره زنان و فرزندان چاره‏ ای‏ نداشت. اما مرد امروز هیچ الزام و اجباری نمی‏ بیند که کوچکترین تعهدی در زمینه هوسرانیهای بی پایان خود بپذیرد…»
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
          موفق باشید

        • غافل از این‌که اختلافات خانوادگی و مشکلات اقتصادی در گذشته بدتر از اینها بوده است، اما در آن زمان زندگی‌ها پابرجا‌تر بود و قداست و استحکام بیشتری داشت، اما تنها چیزی که در گذشته نبود و در این دوران به چشم می‌خورد، حضور ماهواره​ها و اینترنت است که به آهستگی و با ملایمت با دلبری‌های خلاقانه روی یکی از نیازهای حساس انسان‌ها سایه افکنده و منجر به ایجاد حس پرشوری به نام تنوع‌طلبی جنسی در هر دو جنس زن و مرد شده است. اما این تنوع‌طلبی جنسی چیست و چه عللی دارد که بر آمار خیانت، فحشا، طلاق و مشکلات جنسی افزوده است؟

          تحقیقات نشان داده است چشم چرانی، تماشای فیلم‌های محرک جنسی، دیدن تصاویر شهوت‌انگیز، مشاهده فیلم‌های مبتذل، پوشش و آرایش نامناسب و تحریک‌‌کننده در جامعه، دیدن روابط جنسی وحشیانه، غیربهداشتی و خلاف واقع که اجرای آن خارج از توانایی زوجین و به نوعی ناتوان‌کننده است و همچنین مشاهده سریال‌های خیانت‌آمیز برخی شبکه‌های خارجی که سبب کاهش و کمرنگی قبح و زشتی روابط نامشروع می‌شود، از مهم‌ترین عواملی است که بر تنوع‌طلبی جنسی زنان و مردان جامعه ما دامن زده و در پی آن انتظارات جنسی زوج‌ها را از یکدیگر بالا برده و رسیدن به لذت و ارضای طبیعی جنسی را با مشکل مواجه کرده و در نهایت خیانت سپس طلاق از پیامدهای منفی آن است.

          کبری ایمان‌نژاد، کارشناس ارشد روان‌شناسی ریشه اصلی تنوع‌طلبی جنسی بخصوص در مردان را نرسیدن به ارضای کامل جنسی عنوان می‌کند و می‌گوید: تنوع‌طلبی جنسی پدیده‌ای است که هرگاه عشق در روابط زناشویی کمرنگ شود، ارضای ناقص جنسی متولد می‌شود. به گفته او محرک‌هایی چون ماهواره و سایت‌های غیرمجاز از عوامل پررنگی است که موجب بروز هیجانات کاذب شده و برخی افراد بویژه مردان نمی‌توانند به طور طبیعی با شریک زندگی خود به رضایتمندی جنسی برسند و همچون افراد گرسنه‌ای هستند که همه چیز را غذا می‌بینند و همواره در پی کشف فردی زیباتر، جذاب‌تر یا روشی جدیدتر برای ارضای جنسی خویش هستند. به باور او، زوجین اگر با یکدیگر رابطه‌ای طبیعی و رضایتمند برقرار کنند، هیچ‌گاه خیانتی پیش نخواهد آمد و زوج یا زوجه همیشه به همسر خود قانع و وفادار است. ایمان‌نژاد خاطر‌نشان می‌کند از آنجا که تنوع‌طلبی ذاتی است و درجه آن در افراد متفاوت است، چنانچه شخص تنوع‌طلب بتواند چندین‌بار با شریک زندگی خود ارضای کامل جنسی را تجربه کند، میل به تنوع‌طلبی در او کمرنگ و به مرور زمان ریشه‌کن خواهد شد.

          غوغای تنوع‌طلبی در مردان

          نتایج پژوهش‌ها نشان داده است مردان بیش از زنان تنوع‌طلب و به برقراری رابطه جنسی گرایش دارند و مهم‌ترین عامل در گرایش آنان هیجانات جنسی خاموش نشده است. موارد دیگر کمبودهای روانی، ناتوانی در حل تعارضات زناشویی، ماجراجویی، کنجکاوی در رسیدن به نادیده‌ها و ناشناخته‌ها، میل به تجربه رابطه با افراد متعدد و انحرافات جنسی عنوان شده است.

          ایمان‌نژاد در رابطه با این‌که برخی افراد پس از مدتی که از زندگی مشترکشان می‌گذرد با این‌که از همسرشان رضایت دارند، احساس می‌کنند برای زنده و با طراوت ماندن میل جنسی یا عواطفشان به روابط و جذابیت‌های جدیدتر نیاز دارند، می‌افزاید: لذت از روابط جنسی در بسیاری از مردان ازجمله لذات قوی است که اگر بخوبی تامین نشود، ممکن است فرد را به سمت تنوع‌طلبی سوق دهد.

          او بیان می‌کند برخی مردان حاضر نیستند تا آخر عمر نیاز جنسی خود را سرکوب کنند و اغلب از اعتراض کردن، بیان نیاز جنسی خویش و راهکارهای عملی درمان پرهیز می‌کنند و در نتیجه زمانی که زمینه مناسبی فراهم شود نیاز مخفی و سرکوب شده خود را با ایجاد رابطه نامشروع جبران می‌کنند. این روان‌شناس ادامه می‌دهد: متاسفانه تنوع‌طلبی برای مردان جامعه کنونی و در این زمانه که دسترسی به برنامه‌های محرک و پوشش‌های نامناسب وجود دارد، بیشتر از گذشته است.

          او می‌گوید: تعداد مردانی که با وجود داشتن همسر اول تن به ازدواج دوم می‌دهند یا با دختران و زنان مجرد و متاهل وارد رابطه می‌شوند، کم نیستند و اغلب آنها نداشتن رابطه جنسی لذتبخش و رضایتمند را دلیل قانع‌کننده‌ای برای این کارشان می‌دانند.

          این روان‌شناس اضافه می‌کند: حال اگر نارضایتی از طرف زن باشد معمولا به دلایل شرعی و قانونی، زن نمی‌تواند زوج دیگری برای خود انتخاب کند و در نتیجه فحشا یا پافشاری در گرفتن حق طلاق رخ خواهد داد که ذکر پیامدهای منفی آن در این نوشتار نمی‌گنجد.

          چرا گاهی زن‌ها تنوع طلب می‌شوند؟

          ایمان‌نژاد با اشاره به این‌که در زمانه کنونی محرک‌ها بر تنوع‌طلبی زنان نیز افزوده است و در مواردی شاهد روابط بین زنان با پسران یا مردان متاهل هستیم، می‌گوید: تنوع‌طلبی در زنان برخلاف مردان ریشه در نارضایتی جنسی نداشته و اغلب نوعی کمبود یا خلأ عاطفی است که موجب گرایش این جنس به برقراری روابط عاطفی و سپس رابطه جنسی نامشروع می‌شود.

          او می‌گوید: معمولا زنان در این‌گونه روابط آسیب‌پذیرترند؛ چراکه ممکن است مرد فقط از روی هوس با زنی رابطه برقرار کند، اما قلب و احساسش درگیر آن زن نشود، به همین دلیل در صورت دوری آسیب کمتری می‌‌بیند و براحتی هم می‌تواند رابطه پنهانی را خاتمه بدهد، ولی این تنوع‌طلبی در زنان مخرب و خانمانسوز است، چراکه نگرش زن به مسائل جنسی براساس عواطف او شکل می‌گیرد و زنان براحتی مردان نمی‌توانند صورت مساله را پاک کرده و ذهن را از درگیری عاطفی تخلیه کنند؛ بنابراین زنان در گروه جنس آسیب‌پذیر قرار خواهند گرفت.

          ایمان‌نژاد می‌افزاید: تنها چیزی که می‌توان با اطمینان کامل بیان کرد این است که همه زنان تشنه تعریف، تمجید و محبت هستند و نداشتن یک رابطه گرم و صمیمانه با همسر می‌تواند عطش عاطفی را برانگیخته و موجب شکل‌گیری حس تنوع‌طلبی عاطفی در آنان شود. این روان‌شناس تاکید می‌کند: یکی از علل کمبود محبت در زن می‌تواند به دلیل اختلالات جنسی همسرش باشد که به مرور زمان برای برخی مردان به وجود می‌آید و سبب کمرنگ شدن محبت و صمیمیت مرد به همسرش می‌شود.

          تنوع‌طلبی جنسی قابل توجیه نیست

          بدون شک داشتن حس تنوع‌‌طلبی جنسی در زندگی مشترک به هیچ وجه توجیه‌پذیر نبوده و با توجه به این‌که هیچ مرد یا زنی نمی‌‌تواند ادعا کند که در زندگی خود دست‌کم به لحاظ ظاهری با فردی بهتر، زیباتر یا جذاب‌‌تر از شریک زندگی‌‌اش مواجه نخواهد شد، باید این حس را تحت​کنترل درآورد.

          ایمان‌نژاد می‌گوید: شناخت صحیح و انتخاب درست افراد قبل از ازدواج یکی از ملاک‌هایی است که موجب می‌شود هیچ‌گاه زوجین در زندگی مشترک خویش دچار اشتباه نشوند. او بیان می‌کند: باید افراد متوجه باشند که شیطنت‌ها، دوست‌بازی‌ها، برقراری روابط باز با جنس مخالف، استقبال از راهیابی به سایت‌های مستهجن اینترنتی و هیجان در تماشای برنامه‌های محرک ماهواره‌ای همه به نوعی نشان‌دهنده تنوع‌طلبی بالای فرد است که اتفاقا بعد از ازدواج بدتر هم می‌شود.

          به گفته او، بهترین راه‌حل این است که علت تنوع‌طلبی زوج یا زوجه توسط روان‌شناس خبره و کارآمد مشخص شود. شاید نوعی اختلال شخصیتی، ناتوانی یا نارضایتی جنسی، خلأ عاطفی و… باشد که فرد را به زندگی بی‌وفا و درگیر روابط چندگانه می‌کند.

          در پایان نکته‌ای که باید بر آن تاکید کرد: این است که اختلالات جنسی هم مانند بیماری‌های دیگر جسمی و روانی بشر باید درمان شود. شرم و خجالت بیش از حد در این‌باره آسیب‌های جبران‌ناپذیری به زندگی زناشویی وارد می‌کند و باید مشاوره و درمان‌های مشکلات جنسی را در زندگی زناشویی جدی‌تر گرفت./
          زیبایی و اندام خوب تنها برای مدتی میتواند برای شوهرتان جذاب باشد ، برای حفظ یک مرد باید رفتار زنانه داشته باشید ، خیلی از مردها هستند که دارای همسری هستند که از نظر دیگران نه زیبا است و نه خوش اندام ، اما آن مرد شیفته همسر خود است ، پس اگر فکر میکنید تنها زیبا بودن باعث میشود مردتان به زن دیگری نگاه نکند یا تنوع طلبی خود را بیدار نکند کاملا در اشتباهید.

          مردان تغییرات جزئی را دیر به چشم می بینند مثلا شما اگر جای یک گلدان را در منزل تغییر دهید شاید بعد از یک هفته شوهرتان متوجه این تغییر شود اما اگر رنگ لباس و یا حتی نوع پوششتان را تغییر دهید خیلی زود متوجه تغییر می شوند هر چند شاید اگر عطری که استفاده می کنید را تغییر دهید باز متوجه نشوند . پس اگر قصد تغییر یا تحولی دارید بهتر است تلاش خود را در جهت تغییر بزرگی انجام دهید.

          از نظر رفتاری جنس مردان به گونه ایست که ریاست طلب هستند و تمایل دارند هیچ موضوعی از آنها پنهان نباشد و ترجیح می دهند همسرشان بدون هماهنگی آنها کاری را انجام ندهند.

          اگر هر روز موقع استقبال از شوهرتان از یک جمله تکراری استفاده میکنید آنرا تغییر دهید .

          اگر رفتاری از سوی شوهرتان شما را خوشحال می کند نوع ابراز خوشحالی خود را تغییر دهید، هر چند تغییر کوتاه.

          کنار آمدن با آشفتگی و خستگی مردان یکی از رموز موفقیت برای جلوگیری از تنوع پذیر بودن آنهاست. به عنوان مثال اگر خواسته ای دارید یا می خواهید موضوع مهمی را مطرح کنید از گفتن حرف های حاشیه ای بپرهیزید، چرا که مردان از اینگونه حرفها زود خسته و عصبی می شوند .

          از نظر روابط جنسی کلا مردان همسری مطیع را خواهان می باشند. رفتارهای جنسی خود را تغییر دهید. سعی کنید در روابط جنسی تغییر ایجاد کنید. به عنوان مثال زمان انجام رابطه، مکان انجام آن، پوزیشنهای آن، حرفهایی که ردو بدل می شود رابطه جنسی کلیشه ای چند دقیقه ای آنچنان تاثیر مثبتی بهمراه ندارد. سعی نکنید در رابطه جنسی مثل یک ماشین باشید یعنی فقط ابزاری برای ارضای جنسی باشید بلکه از نظر روحی هم باید شوهر خود را ارضاء کنید البته این مسئله نیز متقابله .

          اگر با شوهرتان مشکلی دارید آنرا مطرح کنید تا زودتر حل شود. یک زن افسرده حال و غمگین باعث می شود تا شوهر آن زن دیرتر به منزل برود در عوض یک زن شاد و خوشرو و خوش برخورد باعث می شود تا شوهرش برای رفتن به منزل لحظه شماری کند.

          کلا در خانه محیطی جذب کننده برای همسر خود فراهم آورید تا مردان هیچ کجا به جز منزل و در کنار شما احساس آرامش نکنند .
          مردان از زنان نغ نغو بیزارند.

          مردان عاشق احترام هستند در بیرون از منزل جلوی دیگران با شوهر خود با احترام سخن بگویید البته این مسئله متقابل میباشد .

          ظاهری خوب برای همسر خود داشته باشید، یعنی در منزل آرایش کنید، موهای آشفته و پریشان خود را آراسته سازید، مدل موی خود را تغییر دهید و از او بپرسید از چه مدل مویی یا چه طرز آرایشی خوشحال تر میشه هر چند وقتی آنها را مشت و مال دهید فراموش نکنید. اگر زنی تمام این کارهای را برای شوهر خود انجام دهد به نوعی برای خودش این کارها را انجام داده است! چرا که اگر مردی چنین همسری داشته باشد از هیچ تلاشی برای خوشبختی وی کوتاهی نخواهد کرد .

          طوری با شوهر خود برخورد نکنید که انگار وی وسیله ای برای تولید اسکناس برای شما میباشد سعی کنید باری از دوش وی بردارید نه اینکه خود مشکلی بر روی مشکلاتش باشید .

          توجه داشته باشید این شمایید که باعث می شید شوهر شما سراغ روابط نامشروع نرود یا به فکر همسری دیگر نباشد که پاسخگوی آندسته از نیازهایی باشد که شما نتوانسته اید آنها را تامین کنید. به نوعی در یک کلام متفاوت باشید

          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
          موفق باشید

  36. سلام خسته نباشید
    من باکسی دوست بودم که میدونست عقدهستم یه دوست مجازی.چندبار به شوهرم تذکر دادم نتیجه بی توجهی و سرد بودنتا میبینی ولی اهمیتی نداد
    دیشب پیام اون پسر نشون شوهر دادم گوشیما گرفت و تموم پیامامونا خوند و به شدت عصبانی شد.گفت یابه خونوادت میگم یا طلاق اصرار کردم ببخشم و…
    الان باید چجوری برخورد کنم پیامهای اون پسره فرستاد برای خودش قبل اینکه برسه خونشون پیام اارو پاک کردم و دلیت اکانت زدم.الان همه جا بلاکم کرده نمبدونم چجوری برخورد کنم.خودم از کینه و بی توجهی های گذشته خیلی دلگیرم الان نمیدونم چیکار کنم

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید به هر حال شرایط سختی است .منتهی اینکه به جای اینکه کمک کنید مساله ای که وجود دارد با فرد جدیدی و با ارتباط با او حل شود باید با همسسرتون حل کنید چون این مصداق خیانت است هر چند که دوستی جدید شمابه خاطر این مساله باشد که ایشون بی توجه بودند و شرایط سختی را برای شما ایجاد کرده اند ..
      ولی به هر حال نشان دادن پیامک باعث ایجاد جو بی اعتمادی در بین شما خواهد شد .خب به هر حال مشکلات وجووددارد در زندگی ولی می توانید خودتون عذر خواهی کنید بیان کنید که واقعا اذیت شدید در شرایط زندگی و خب بیشتر مساله به خاطر بی توجهی بوده ولی بهشون حق می دهید که ناراحت باشند ببینید برای یک مرد این شرایط بسیار سختی است که متوجه شود همسرش ارتباطات ورایی دارد ..و خب این در رابطه زناشویی هم تاثیر منفی به جای می گذارد ..
      به هر حال امیدوارم موفق باشید ..و مساله با کمک روانشناس به درستی مدیریت شود .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

    • چرا به مرور سردی در زندگی مشترک به وجود می آید

      روابط زناشویی پایه ای محکم از زندگی مشترک است که زوج ها به اشتباه با رفتارهای غلط منجر به سردی و تیرگی در این روابط می شوند.سردی در زندگی مشترک

      روزهای اول زندگی اکثرا برای همه زوجین شیرین است.حرف های نگفتنی زیادی برای گفتن دارند و از بودن در کنار یکدیگر احساس لذت بی نظیری می کنند اما با گذشت زمان گفتن حرف های نگفتنی ته نشین می شود و بودن در کنار هم عادی! رفته رفته زن و شوهر عاشق ،به یک همخانه ای تبدیل می شوند که تنها با هم غذا می خورند و می خوابند نه حرفی بین آنها رد و بدل می شود، نه ابراز عشقی و نه حتی تفریحی و خوش گذرانی اما این دور شدن و سرد شدن محال است که یک دفعه به وجود آمده باشد حتما عاملی در این قضیه نقش داشته است که آگاهی از آنها می تواند بهترین سلاح برای مقابله با اتفاقات ناخوشایند بعدی در زندگی مشترک باشد.

      چرا بین همسران دلسردی به وجود می آید؟

      اتفاقی که در اکثر زندگی های زناشویی می افتد، این است که زن و شوهر به جای توجه به لحظات عاطفی، به مسایل دیگری مانند ساختن منزل، چیدمان وسایل و دیگر مسایل حاشیه ای می پردازند که به نظرشان ضروری است و غرق در امور روزانه می شوند. در نتیجه کم کم از حضور عاطفی غافل و دچار فراموشی می شوند و صفا و صمیمیت در کانون خانواده کمرنگ می شود.
      اگر زندگی با هوشیاری همراه نباشد، افراد نسبت به اهمیت دادن به روابط بی توجه می شوند. یکی از پایه های هوشیاری، ایجاد حضور عاطفی در ابعاد مختلف است. در این صورت پیوندها با هم مرتبط خواهد شد. برخوردهای عاطفی مناسب همراه با اتصال های مناسب می تواند یکی از اصلی ترین پایه های گفتگو باشد. آن قدر باید هوشیار باشیم که از نوع نگاه و لحن صدایهمسرمان، حال او را درک کنیم و لازمه این شناخت این است که او را ببینیم؛ به معنای واقعی، روزهای اول ازدواجتان را به یاد بیاورید که ساعت ها با همسرتان قدم می زنید و وقتی نگاهی به ساعت می انداختید، باور نمی کردید که این مدت طولانی را گرم گفتگو بوده اید، علت این بود که تمام توجه شما به همسرتان بود، این حالت همیشه باید در زندگی وجود داشته باشد و وقتی از بین رفت، گفتگو با شکست روبرو می شود. اما چه عللی دیگری باعث می شود که این سردی در زندگی مشترک به وجود آید ؟

      سردی در زندگی مشترک

      دل سردی از زندگی مشترک

      حل نکردن اختلافات در زمان مناسب
      زن و شوهر هر چقدر هم که زندگی خوبی داشته باشند بالاخره گاهی اختلاف پیدا کرده و ممکن است در حین بگو مگو حرف هایی را که نباید، بگویند. بعضی از همسران کدورت ها را از بین نمی برند، راجع به آن با یکدیگر حرف نمی زنند و بدین صورت گره های کوچک را تبدیل به گره یی کور می کنند که به این سادگی ها قابل گشودن نیست و همین باعث می شود تا هرگاه به زندگی مشترک شان فکر می کنند، یاد ناملایمات و خاطرات تلخ شان بیفتند.
      تغییر در طول زمان
      بین دو نفر که تصمیم به ازدواج می گیرند نقاط مشترک زیادی وجود دارد، ولی از آن جا که انسان ها در طول زمان تغییر می کنند هر کدام از همسران هم در طول سالیان تغییر کرده، اما با هم و به یک سمت تغییر نمی کنند. به همین دلیل بعد از ده سال هر کدام کیلومترها از نقطه ی آغاز و در مسیرهای مختلف فاصله گرفتند.
      هیچ حرفی ندارید با هم بزنید
      وقتی که شما و همسرتان می خواستید یکدیگر را بشناسید و تصمیم به شروع زندگی مشترک داشتید، هیچ گاه از حرف زدن با یکدیگر و بحث کردن راجع به بسیاری چیزها خسته نمی شدید. با هم حرف می زدید تا از این راه همدیگر را بشناسید و به نقاط مشترک بیشتری برسید. وقتی که چند سال از شروع زندگی می گذرد. به تدریج گفت و گو بین زوج ها کم می شود و با ورود کودکان به زندگی به حداقل می رسد؛ تا جایی که دیگر نمی توانند با هم حرف بزنند و یا نمی خواهند با هم حرفی بزنند و این شروع یک وضعیت بد و ناخوشایند است.
      نیاز را نمی شود نادیده گرفت
      مردی که وارد اداره می شود و با کمی لبخند و بگو و بخند با منشی اش صحبت می کند، به همان مقدار برای همسرش کم گذاشته است. مرد به خودش اجازه داده است تا با زن دیگری وارد گفت وگو شود. حالا با این رفتار به مرور نسبت به همسرش سرد می شود چون نیازش را هر چند اندک در جای دیگری پاسخ گرفته است در نتیجه زن سرد می شود. وقتی حس کرد همسرش از او فاصله گرفته است، رابطه ها کمرنگ می شوند و رابطه آن ها در سیکل معیوب وارد می شود.
      اگر مردی با وجود آنکه تمام نیازهایش توسط همسرش برآورده می شود، سراغ زن دیگری می رود، مشکلی دارد که باید به صورت موردی بررسی شود. رفتار او دیگر عرف نیست. همین طور اگر زن نیازهای جنسی اش ارضا نشود، مثلا بحث زودانزالی یکی از مشکلاتی است که باعث می شود زن از رابطه جنسی با همسرش لذت نبرد اما مرد از این قضیه آگاهی ندارد و تصور می کند سیر جنسی زن هم مانند خود اوست. به همین دلیل وقتی نتواند معاشقه را در مسیر درست آن جلو ببرد، زن از این رابطه جنسی متنفر می شود و دیگر میل ندارد سمت همسرش برود چون این رابطه او را آزار می دهد. در نتیجه به نیازهای جنسی مرد هم پاسخ داده نخواهد شد چون زن به دلیل آزاری که می بیند رابطه جنسی مناسبی با او ندارد و به تدریج مرد از زن فاصله می گیرد. این فاصله نیاز را از بین نمی برد، نیاز سرجایش است و در فضای بیرون از منزل هم که شرایط مهیاست. بنابراین یا باید برای رفع نیاز به سمت بیرون گرایش یابد یا افسرده شود.

      سردی در زندگی مشترک

      سردی و بی عاطفه گی زندگی مشترک

      چند ایده خوب برای احساس خوشبختی و رضایت از زندگی مشترک:

      همسر خود را شاد نگه دارید:

      داشتن یک زندگی زناشویی موفق و شاد، یعنی داشتن روابط سالم. حفظ روابط سالم در زندگی گاهی بسیار دشوار می شود، اما به هر حال شدنی است و فقط به زمان و تلاش بیشتر نیاز دارد. با احترام گذاشتن به احساسات همسر خود شروع کنید. و از این راه روابط خود را سالم و شاد نگه دارید. تا جایی که می توانید با هم ارتباط برقرار کنید و با یکدیگر حرف بزنید و زندگی را برای یکدیگر آسان تر کنید.

      در مورد تمام مشکلات با هم حرف بزنید. نگرانی ها و نظرات خود را برای شریک زندگی تان بازگو کنید و بگذارید راه حرف زدن بین شما همیشه باز باشد. اگر عدم اطلاع کافی از افکار همسرتان شما را آزار می دهد با یک بحث کامل و بازگو کردن افکار و نظرات خود می توانید از این مشکل جلوگیری کنید.

      فداکاری و جان فشانی کنید:

      قبل از آنکه به فکر رضایت و خوشحالی خودتان باشید، به خوشحال کردن همسرتان اهمیت دهید. اگر کله شق هستید و نمی توانید برای همسرتان جان فشانی کنید، تحمل به وجود آمدن شرایط ناخوشایند و نارضایتی از زندگی مشترک تان را نیز داشته باشید. این جان فشانی ها گاهی اوقات بسیار کوچک هستند و ممکن است بی اهمیت به نظر برسند؛ اما ساده ترین گذشت ها و فداکاری ها نیز گام بزرگی در جهت خوشبختی و دوام زندگی مشترک خواهند بود.

      مهربان و انعطاف پذیر باشید:

      زندگی با همسرتان و وقت گذراندن در کنار او همواره با عادت هایی همراه است که گاه باعث برخی عادت ها مثل پر کردن سینک ظرفشویی از ظرف های کثیف یا رها کردن خمیر دندان با در باز در دستشویی، باعث عصبانیت و آزاردگی هر یک از زوج ها می شود و گاهی اوقات آنها را تا مرز دیوانگی عصبانی می کند؛ اما بهتر است به مسائل کوچک تحریک کننده اهمیت ندهید و آنها را تبدیل به معضلات بزرگ زندگی خود نکنید. اگر همسرتان عادتی دارد که باعث آزار شما می شود، اما این عادت باعث ناراحتی کس دیگری نمی شود، بهتر است تلاش کنید آن را نادیده بگیرید.

      با هم گفتگو کنید:

      در مورد تمام مشکلات با هم حرف بزنید. نگرانی ها و نظرات خود را برای شریک زندگی تان بازگو کنید و بگذارید راه حرف زدن بین شما همیشه باز باشد. اگر عدم اطلاع کافی از افکار همسرتان شما را آزار می دهد و منجر به احساس نارضایتی در زندگی می شود. با یک بحث کامل و بازگو کردن افکار و نظرات خود می توانید از این مشکل جلوگیری کنید. به همسرتان بگویید که چه چیزی ناراحت تان کرده است. خجالت نکشید و احساسات تان را به او بگویید به این ترتیب به او نزدیک تر می شوید و شانس شما در به وجود آوردن زندگی مشترک خوب و سالم قابل اصلاح نیستند. گاهی اوقات لازم است این تفاوت ها را بپذیرید و سعی در تغییر آنها نداشته باشید؛ چرا که فقط خودتان را آزار خواهید داد.

      به زندگی تان هیجان بدهید:

      برای آنکه زندگی مشترک تان شکل یکنواخت و تکرار به خود نگیرد، لازم است گاهی اوقات کمی هیجان را چاشنی آن کنید. این هیجانات و سرگرمی ها غیرقابل پیش بینی هستند و خستگی ها و ملالت های زندگی روزمره را از بین می برند. با انجام برخی کارهای سرگرم کننده و هیجان آور همسرتان را متعجب کنید؛ مثلاً یک هدیه بدون مناسبت خاص به او بدهید و یا هر کار مثبت دیگری که انتظارش را ندارد. انجام ده
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  37. سلام
    حدود ۸ ماهه با یک آقا پسری اشنا شدم خیلی همو دوست داریم همسن و هر دو ۲۷ ساله هستیم..ایشون به من گفت که از این به بعد میخوام احساساتم رو کنترل کنم این چه معنی میتونه داشته باشه؟هنوز حرفی از ازدواج نبوده ولی من حس میکنم که دوستم داره واقعا ولی ترس رو هم در وجودش حس کردم که از وابستگی میترسه..منم از ااینکه ازدستش بدم میترسم راستش دلم میخواد ازدواجکنیم ولی اصلا نمیدونم توذهنش چیه؟

    • با سلام
      دوست عزیز
      توجه کنید که به هر صورت در زندگی افراد برای داشتن زندگی مشترک اشتراکاتی می بینند و با هم رابطه مثبتی برقرار می کنند که خب با داشتن این ارتباط مثبت شرایط به نحوی پیش می رود که ممکنه یکی از ط فین وابستگی هایی را پیدا کنند هر چند که باید در نظر داشته باشید که این وابستگی ها هم خودش مساله ساز خواهد شد و مشکلاتی را ایجاد می کند ..
      به هر حال اگر یک طرف وابسته شود ممکنه هر فتاری رو هم دال بر علاقه بداند نه اینکه علاقه ای نباشد خب طبیعی است که اگر افراد به هم علاقه پیدا نکنند خب ادامه نمی دهند ولی شدت علاقه ای که افراد را تا ازدواج پیش ببرد نخواهد بود ..
      پس توجه داشته باشید که بهتره مراجعه داشته باشید ..
      به هر صورت بهتره به خاطر اینکه ذهنتون درگیر نباشد خب حتما صحبتی داشته باشید و بدانید که این طور تکلیف خودتونومشخص میشه که اگر ایشون روزی نخواستند ادامه دهند امادگی را داشته باشید و بعدا به لحاظ روحی تحت تاثیر قرار نگیرید ..
      طببعتا از طرفی دیگر هم این نکته را در نظر داشته باشید که به هر حال با شناختی وه کسب کردید اگر فکر می کنید به زمانی بیشتری نیاز دارید خب بهتره به ایشون زمان بدید ..
      تا اگر می خواهند مطرح کنند به هر حال رابطه دو نفره است و این موارد د ر دل رابطه مشخص خواهد شد
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  38. سلام
    حدود ۸ ماه هست که با پسری همسن خودم ۲۷ ساله اشنا شدیم همو دوست داریم و میفهمیم ولی هر دو ترس هم داریم از اینکه همو از دست بدیم..ایشون حرفی از ازدواج نزده ولی خوب حس من میگه کب اینده مشترک فکر میکنه ولی ترس دارناز این قضیه..که گفتند باید احساساتم رونسبت بهت کنترل کنم ولی نمیتونم همش عکسامو نگاه میکنن وچتای قبلی رو میخونن و…
    من دلم میخواد ازدواج کنیم احساسات منم شدیده بهشون خیلی..
    گزینه مناسبی همهستیم برای هم نمیدونم چیکار باید بکنم؟

    • هی دل‌تان می‌خواهد تمام کلیشه‌های را کنار بگذارید و خودتان گل و شیرینی به دست به خانه‌شان وارد شوید اما خواستگاری دختر از پسر چیزی نیست که همیشه جواب بدهد. بنابراین، باید دنبال روش هایی باشید که مرد مورد نظرتان را به ازدواج با خود ترغیب کنید.

      تکلیف‌تان را روشن کنید
      اگر می‌خواهید فرد مورد نظرتان را به ازدواج ترغیب کنید، قبل از هرچیز باید بدانید که چه نسبتی با او دارید. آیا او به شما توجه دارد؟ آیا روابط تان از فاز رسمیت همکاری و آشنایی و همکلاسی بودن فراتر رفته اما هنوز به مرحله ای که پیشنهاد بدهد نرسیده؟ آیا حرفی از ازدواج میان شما رد و بدل شده یا برنامه‌ای در این مورد ریخته‌اید؟

      باید از خود بپرسید که آیا او آمادگی شروع زندگی مشترک را دارد؟ برای دانستن اینکه آیا او هم علاقه‌ای به ازدواج با شما دارد یا خیر، می‌توانید از کسی که به او نزدیک است کمک بگیرید. دوست صمیمی او یا دوست مشترک‌تان می‌تواند نقش واسطه را ایفا کند. اما یادتان نرود که این واسطه باید بی‌طرف باشد و نسبت به ازدواج شما هم نظری مثبت داشته باشد. پرسش و صحبت در مورد ازدواج یا سۆال کردن در این مورد که آیا برای آینده تصمیمی داری یا نه، از مسئولیت‌های این واسطه است. برایش توضیح دهید که در این گفت‌وگو، نباید اشاره مستقیمی به شما داشته باشد.

      نیمه رسمی باشید
      اگر سراغتان آمد و خواست بیشتر با شما آشنا شود، باید از همان آغاز هدف رابطه را مشخص کنید و برای مطلع کردن خانواده ها برنامه و نقشه داشته باشید. روشن بودن تکلیف هر دوی شما، بسیاری از مشاجراتی که ممکن است در این دوران میان شما فاصله بیندازد را از میان می‌برد و از آنجا که هر دوی شما برای هدفی مشترک انرژی صرف کرده و تلاش می‌کنید، مانع از دلسردی و تردیدتان می‌شود.

      از یاد نبرید فشار آوردن و انتظار عجله از طرف مقابل، داشتن جایگاه شما را در چشم او پایین می‌آورد. اگر مردی که به او علاقه‌مند شده‌اید، سعی کرد به شما نزدیک شود و در عین حال از شما مهلتی برای رسیدن به اهدافش خواست و قرار بر این شد که بعد از تحقق برنامه‌هایش به خواستگاری‌تان بیاید، چاره‌ای جز انتظار ندارید. اما این انتظار را در چهارچوبی خانوادگی تا حدودی رسمیت بدهید. در این حد که خانواده ها از حضور فردی به عنوان خواستگار آینده شما مطلع باشند و دورا دور او را بشناسند.

      در این مدت بهتر است میزان تلاش او برای تحقق وعده‌هایش را زیر ذره‌بین بگذارید. اگر بعد از این مدت هم بهانه‌تراشی و دلایلی را مطرح کرد که از نظر شما و اطرافیان‌تان قابل‌قبول و منطقی نبودند، بدانید که شما در حال ازدست دادن فرصت خود برای ازدواج هستید و بیهوده به این ارتباط دل بسته‌اید. اما اگر توضیحات او قانع‌کننده به نظر رسید و موضوعات مهمی مانند به اتمام نرسیدن تحصیل یا رفتن به خدمت سربازی یا عدم آمادگی اولیه مالی را مطرح کرد، باتوجه به شرایط سنی شما و مقدار زمانی که لازم دارد، تصمیم بگیرید.

      شما خواستگاری نکنید
      بهتر است به صورت نا محسوس خواسته‌تان را بیان کنید. پیشنهاد مستقیم ازدواج از طرف یک خانم در کشور ما چندان مرسوم نیست و آغازگر مشکلات دیگری در رابطه می شود، اما یک پیشنهاد غیرمستقیم، می‌تواند شما را چند قدمی جلوتر ببرد و تکلیف‌تان را تا اندازه‌ای روشن‌تر کند. اگر شما به یک مرد به صورت مستقیم پیشنهاد ازدواج دهید، معمولا حالات دفاعی به خود می‌گیرد و عقب‌نشینی می‌کند، بنابراین بهتر است زمینه را مهیا کنید و کمی به انتظار بنشینید. برای شروع می‌توانید به ایده‌هایی که در زمینه ازدواج دارید اشاره کنید یا از اینکه ارتباط هدفدار را می‌پسندید صحبت کرده و به عکس‌العمل‌های او خوب توجه کنید. اگر مردی که حرف‌های شما را می‌شنود، صحبت را عوض کرد یا نشان داد که کاملا عکس شما فکر می‌کند، بهتر است وقت خود را تلف نکنید!

      رابطه را بی‌دلیل کش ندهید
      زمان ازدواج دختر و پسر متفاوت است و بسیاری از دختران با عبور از یک محدوده سنی شانس کمتری برای ازدواج با کسی که سن و شرایط مناسب را داشته باشد پیدا می‌کنند. گذشت زمان طولانی و بیشتر از ۱تا ۲سال به انتظار خواستگاری رسمی او نشستن، مشکلات بسیاری را در یک رابطه ایجاد می‌کند. بعد از چنین زمانی، احتمال اینکه طرف مقابل شما پشیمان شود یا انتظار خانواده ها سر بیاید و رابطه به تنش کشیده شود زیاد است. اگر با هم قرار ازدواج گذاشته‌اید، می‌توانید بعد از گذشتن مدتی از او بخواهید در جلسات مشاوره پیش از ازدواج شرکت کند.

      این مرد فریبتان می دهد!
      واژه‌هایی را که به زبان می‌آورد زیر ذره‌بین بگذارید. کسی که می‌گوید «من اهل ازدواج نیستم اما چون تو را دوست دارم حاضرم برای همیشه با تو بمانم!» فرد مسئولیت‌پذیری نیست و هدفی جز وقت گذرانی از رابطه با شما ندارد. خیلی سریع و مقتدرانه این رابطه را قطع کنید و به زندگی خود برگردید. موردهای ازدواج را به خاطر چنین مردی از دست ندهید.
      کسی که توان پذیرفتن مسئولیت را ندارد، حتی اگر با اصرار شما به خانه مشترک وارد شود، نمی‌تواند زمینه یک زندگی موفق و آرام را فراهم کند. پس گمان نکنید که همه ماجرا به نشستن پای سفره عقد ختم می شود. زندگی با یک فرد بی‌مسئولیت، از انتظار برای به‌دست آوردن او هم زجرآورتر است.

      به جای نادیده گرفتن نشانه‌ها و امید بستن بی‌دلیل سنگ‌های‌تان را با او وا بکنید. اگر او از دادن جواب صریح به شما طفره می‌رود، بیشتر مراقب باشید! شاید پای یک بازی در میان است و این فرد تنها می‌خواهد زمان بیشتری را در کنار شما صرف کند. برخی از آقایان نه حاضر به پذیرفتن مسئولیت ازدواج هستند و نه حاضرند از طرف مقابل جدا شوند.

      در گوشی با دخترخانم ها
      وقتی می خواهید مردی را به سمت خود جذب کنید چند نکنه مهم را باید به یاد داشته باشید:
      تمایل نشان دادن به کسی با آویزان او شدن فرق دارد. در عشقتان درماندگی نشان ندهید. مردان از زنان وابسته و شخصیت های آویزان به شدت می ترسند و احساس خفگی می کنند و خیلی زود از رابطه استعفا می دهند.

      طوری رفتار کنید که همه زیر و بم زندگی تان، شخصیتتان و درونیات شما کف دست او نباشد. او باید بداند شما قله های فتح نشده زیادی در شخصیتتان دارید و بهتر است همه صمیمت ها را با او تجربه نکنید تا بداند نیاز دارد شما را بیشتر بشناسد و برای این کار، باید بیشتر و جدی تر به شما نزدیک شود و این تنها از راه ازدواج ممکن است. انگیزه کشف و تصاحب همیشه یک مرد را در مدار یک زن قرار می دهد.

    • نشانه های مردی که عاشق شده ؛ از کجا بفهمیم پسری قصد ازدواج با ما دارد یا خیر؟

      Signs of the Man Who Is in Love; Where Do You Know the Boy Is Going to Marry Us

      چگونه بفهمیم پسری عاشق ما شده و از کجا بفهمیم پسری قصد ازدواج با ما دارد ؟ مردی که از معاشرت با شما لذت میبرد و سرگرم می شود او مطمئناً می داند که قصد ازدواج با شما را ندارد و تا جای ممکن سعی می کند در کنار شما به تفریح بپردازد تا زمانی که فرد مناسب برای ازدواج را بیابد. احتمالا این دیدگاه برای خانم ها بسیار ظالمانه است ولی تصورات مردان از قرار گذاشتن با عقیده خانم ها کاملا متفاوت است. مردان فکر میکنند تا زمانی که در یک رابطه دوستی هر دو نفر احساس خوبی داشته باشند و زمان مطلوبی را با هم سپری کنند مانعی برای از میان برداشتن این رابطه وجود ندارد. بسیاری از خانم ها از این عادت مردانه درباره قرار و دوستی بی اطلاع هستند و به همین دلیل بیش از حد زمان با ارزش خود را در رابطه ای بی سرانجام که جایی در آن ندارند صرف می کنند. وقتی دختری پسری را برای ازدواج بخواهد ؛ برای خانم ها اطلاع از نظر فردی که با او رابطه دوستی بر قرار می کنند درباره سرانجام معاشرت ها بسیار مهم است. در این پست آی آر میکس هفت هشدار برای وقتی پسری دختری را نخواهد و هرگز به او پیشنهاد ازدواج نخواهد داد را بیان می کنیم.

      ۱- فقط برنامه های کوتاه مدت مثل قرارهای هفتگی و یا شام آخر هفته تعیین میکند. اگر از او برای یک قرار عاشقانه برای سال آینده نظر خواهی کنید از شما میخواهد که برنامه ریزی را به زمان دیگری موکول کنید.

      ۲- به ندرت درباره شما با دوستان و یا خانواده خود صحبت می کند حتی زمانی که شما در جمع آن ها حضور داشته باشید.

      ۳- وقتی صحبت از ازدواج و یا بچه در گفتگوهای دورهمی به میان می آید، موضوع را عوض میکند.

      ۴- به شما می گوید که در محیط کاری بیش از حد تحت فشار و استرس است و این راهی برای خرید زمان بیشتری برای با هم بودن های بدون تعهد است.

      ۵- از پذیرفتن تعهدهای وسیع تر دوری می کند و به شما می گوید زمانی که با هم خوش هستید لزومی ندارد این ارتباط را محدود یا قطع کنید. و این یک چراغ قرمز بزرگ برای ادامه ندادن رابطه دوستی است.

      ۶- از هر گونه صحبت جدی درباره آینده طفره می رود البته با شگرد سرگرم کردن شما با فعالیت های خوشحال کننده؛ هدف او شاد نگه داشتن شما بدون پذیرش تعهدی برای آینده است.

      ۷- شما را بدون حضور خودش توصیف می کند. حتی در تمجیدهای خود از عباراتی نظیر «من خیلی خوش شانس هستم که با تو هستم … تو زن من هستی و..» پرهیز می کند.

      ده نشانه برای اینکه بفهمیم قصد پسر ازدواج است

      قبل از تصمیم گیری در قرارهای دوستی با هم درباره آینده و اهداف بلند مدت خود صحبت کنید. مطمئن شوید که او هم نظر خود را بیان میکند نه صرفا یک شنونده خنثی باشد. این یک تله و هشدار بزرگ برای خانم ها است مردی که تنها شنونده حنثی باشد احتمالاً به خوبی حرف هایتان را نیز نشنیده و در عوالم خود سیر می کند. اگر قصد پسر ازدواج است به طور مسلم با شما در گفتگوها پیش خواهد آمد و اگر هنوز آماده نیست عباراتی مانند: من نیاز به زمان بیشتری دارم، من در مورد آینده فکر نکرده ام، ما به زمان زیادی نیاز داریم را بیان می کند. تصمیم با شماست که زمان بیشتری به یک فرد فاقد تهعد بدهید یا مرد ایده آل خود را بیابید.
      زمانی که قصد پسر ازدواج است اغلب نشانه های زیر را مشاهده می کنید:

      ۱- به شما می گوید که شما تنها زنی هستید که در کنارتان احساس آرامش می کند و خلا حضورتان را برای مدت ها احساس کرده است.

      ۲- شما را به دورهمی های دوستانه و خانوادگی خود دعوت میکند.

      ۳- مسائل کاری و شغلی برای مردان از اهمیت ویژه ای برخوردار است زمانی که با شما درباره موفقیت ها و یا مشکلات کاری خود صحبت میکند به این معنی است که شما را در زندگی خود شریک و همراه می داند.

      ۴- بیشتر دوستان او ازدواج کرده اند این یک نشانه خوب محسوب می شود زیرا احتمالا خود را در میان آنها فردی عجیب و غریب تصور میکند و اشتیاق بیشتری برای قبول تعهدات یک زندگی مشترک خواهد داشت.

      ۵- اگر تمایل دارد که مسئولیتی مشترک مثل باز کردن حساب پس انداز مشترک یا سرپرستی از حیوان خانگی و.. با شما را تقبل کند نشانه خوبی است. یعنی خود را برای مسئولیت بیشتری در آینده آماده می کند و در صدد بهبود روابط تان است.

      ۶- اگر مدت زمان زیادی از دوستی شما می گذرد و به طور ناگهانی رفتارش مثل اولین روز مدرسه هیجان زده و ملتهب است احتمالا در فکر زمینه چینی برای پیشنهاد ازدواج است.

      ۷- نکته مهم در ازدواج تعادل و برابری است و اگر پسری شما را «رئیس» ، «کنترل کننده» و.. نمی خواند نشانه خوبی است. به این معنی که او مهارت ها و توانایی های خود را برای اشتراک زندگی خود با شما تکمیل میکند.

      ۸- اگر درباره بچه های آینده تان شوخی میکند به این معنی است که خود را برای پدر شدن و گرد هم آوردن یک خانواده شاد و حل و فصل کردن مشکلات احتمالی آماده میکند.
      وقتی با پسری آشنا می شوید یا قرار می گذارید، شاید از نظر شما عالی و بی عیب و نقص باشد. اما این یک رابطه عاشقانه نامعلوم و بدون هدف است. پس باید مراقب باشید، چون پسری که با او آشنا می شوید یا رابطه ی عاشقانه دارید با مردی که قصد ازدواج دارد، تفاوت های زیادی با هم دارند. البته گاهی افراد تغییر می کنند، بنابراین فقط به خاطر این که در ابتدای آشنایی، طرف مقابل به نظرتان تنبل و بی مسئولیت است، او را حذف نکنید، به او فرصتی دهید تا خودش را ثابت کند. اگر در نهایت ویژگی هایی که مد نظرتان بود در او ندیدید، از قطع کردن رابطه نترسید و دنبال کیس جدیدی باشید. اگر هنوز جوان هستید و فعلاً قصد ازدواج ندارید، خیلی لازم نیست حساسیت به خرج دهید. اما اگر می خواهید رابطه جدی را با کسی شروع کنید و قصد ازدواج دارید، باید یک مرد عاقل و پخته را برای زندگی مشترک انتخاب کنید نه یک پسر نابالغ و بی تجربه.

      • یک دوست پسر معمولی از شما می خواهد با او بیرون بروید و چرخی بزنید، بدون این که هدف خاص یا تعهدی داشته باشد.

      اما مردی که قصد ازدواج دارد، از قرار گذاشتن و بیرون رفتن با شما هدف دارد و قصدش کاملاً مشخص و واضح است، می خواهد کنار شما باشد. از شما هم انتظار دارد هدفتان را مشخص کنید و بدانید چه تصمیمی دارید.

      • یک دوست پسر معمولی درباره افراد اطرافتان، یا فقط در مورد مسائل و داستان های سرگرم کننده و خنده دار با شما صحبت می کند، چون نمی خواهد در سطح عمیق تری با شما ارتباط برقرار کند.

      اما مردی که قصد ازدواج دارد، درباره کتاب، فیلم، موسیقی و دیگر علائق مشترک با شما صحبت می کند. چون این گفتگوها باعث ایجاد یک رابطه محکم و جدی در دراز مدت می شود.

      • یک دوست پسر معمولی به شما می گوید که هیچ وقت قصد ازدواج ندارد یا نمی خواهد بچه دار شود و هیچ چیزی هم تصمیمش را عوض نمی کند. شما هم سعی نکنید او را تغییر دهید!

      اما مردی که قصد ازدواج دارد، شاید بعد از آشنایی با شما تصمیمش را درباره این که چه زمانی ازدواج کند یا بچه دار شود تغییر دهد.

      • یک دوست پسر معمولی تمام رفتارها و طرز برخوردهای شما را به خودش می گیرد، سریع عکس العمل نشان می دهد یا با تندی و عصبانیت جواب شما را می دهد تا جایی که یک گفتگوی ساده تبدیل به یک جنگ بزرگ می شود.

      اما مردی که قصد ازدواج دارد، می تواند شرایط را کنترل کند و شما را با صحبت هایش آرام کند. این امر به ویژه زمانی مهم است که شما مشکل یا بحران بزرگی را سپری می کنید یا روز بدی را در محل کار خود داشتید.

      • یک دوست پسر معمولی ممکن است موقع بحث و دعوا از الفاظ بدی استفاده کند و با این کار احساس برنده بودن می کند.

      اما مردی که قصد ازدواج دارد، منصفانه بحث می کند، از کلمات و الفاظ بد استفاده نمی کند، برخورد فیزیکی نمی کند، حتی وقتی خیلی عصبانی باشد.

      • یک دوست پسر معمولی به ظاهر و قیافه بیش از حد اهمیت می دهد و اگر ظاهرتان نامرتب و ژولیده باشد انقدر شما را دست می اندازد تا سر و وضعتان را مرتب کرده یا مطابق میل او باشید.

      اما مردی که قصد ازدواج دارد، این را درک می کند که ممکن است هر کسی در زندگی روزهای خوب و بد یا سخت داشته باشد، به احساسات شما ضربه نمی زند، یا اگر وزن شما تغییر کند، یا یک روز موهایتان را خوب درست نکرده باشید و …. باعث نمی شود شما را دوست نداشته باشد.

      • یک دوست پسر معمولی وقتی اشتباه می کند، سریع می گوید”ببخشید”،”اشتباه کردم”، چون فقط می خواهد در آن لحظه آرام شوید و کمتر غر بزنید! می گوید” دوستت دارم”، چون نمی خواهد شما را از دست بدهد، حتی اگر واقعاً آن احساس را نداشته باشد.

      اما مردی که قصد ازدواج دارد یا واقعاً شما را دوست دارد، وقتی می گوید “ببخشید”، واقعاً متأسف و ناراحت است و هیچ وقت دوست ندارد با کلمات و اعمالش به شما صدمه بزند. می گوید” دوستت دارم”، چون واقعاً منظورش همین است، و می خواهد شما عشقش را در هر دقیقه از زندگیتان احساس کنید.

      • یک دوست پسر معمولی از شما می خواهد کارهایی را برایش انجام دهید، چون مادرش قبلاً انجام می داده و خودش نمی تواند آن کارها را انجام دهد یا مراقب خودش باشد!

      اما مردی که قصد ازدواج دارد، می داند چطور از خودش مراقب کند، چطور غذا درست کند، خانه را تمیز کند، لباس هایش را بشوید، صورت حساب هایش را پرداخت کند و …، چون یک مرد بالغ و پخته است و یاد گرفته چطور از پس کارهای خودش بر بیاید.

      • یک دوست پسر معمولی زیاد تمایلی به دیدن دوستان شما ندارد، چون دوست دارد همیشه با شما تنها باشد.

      اما مردی که قصد ازدواج دارد، از این که شما درباره دوستانتان با او صحبت کنید لذت می برد و دوست دارد خودش هم با آن ها آشنا شود.

      • شما جرأت ندارید یک دوست پسر معمولی را با پدر و مادرتان آشنا کنید، گرچه خودش هم تمایلی ندارد.

      اما مردی که قصد ازدواج دارد، دوست دارد با پدر و مادرتان آشنا شود و آن ها را تحت تأثیر خودش قرار دهد.

      • شاید دوست پسرتان تنها کسی باشد که درباره ازدواج با او در ذهنتان خیال پردازی می کنید، شاید چون از نظر شما با مزه و شوخ است و همیشه با هم خوش می گذرانید و سرگرم هستید. (البته تا زمانی که ضربه بدی به شما نزند). در حالی که شاید او اصلاً به ازدواج فکر هم نمی کند!

      • اما گاهی برعکس وقتی مردی در زندگیتان وجود داشته باشد که قصد ازدواج دارد، گاهی شما تردید می کنید یا پاسخ سربالا به او می دهید، یا وقتی با او اختلاف نظر دارید یا مشکلی پیش می آید، خیلی جدی برخورد نمی کنید، در حالی که وقتی رابطه ی شما بلند مدت است باید مشکلات خود را حل و فصل کنید.

      • یک دوست پسر معمولی بیشتر اوقات با دقت و حوصله به حرف های شما گوش نمی دهد، شاید فقط سرش را تکان دهد و بعد موضوع را عوض کند یا چیزی را بگوید که شما دوست دارید بشنوید.

      اما مردی که قصد ازدواج دارد، به تمام حرف هایی که می زنید اهمیت می دهد، دوست دارد افکار و نظرات شما را درباره هر چیزی بداند، از مسائل مهم گرفته تا مسائل بی اهمیت و روزمره.

      • یک دوست پسر معمولی با اولین سختی یا مشکلی فرار می کند، چون خارج از ظرفیتش است، چون نمی خواهد هیچ چیزی برایش محدودیت ایجاد کند.

      اما مردی که قصد ازدواج دارد، در تمام مشکلات و سختی ها همیشه کنار شماست، چون به شما و رابطه اتان متعهد است.

      • یک دوست پسر معمولی زیر بار هیچ خرج و هزینه ای نمی رود و اگر از او بخواهید نصف صورتحساب را پرداخت کند ناراحت می شود!

      اما مردی که قصد ازدواج دارد، وقتی شما را بیرون می برد خودش پول خرج می کند، حتی اگر صورتحساب را از او بگیرید و بگویید نوبت شماست که این دفعه حساب کنید، ناراحت می شود!

      • یک دوست پسر معمولی هیچ امنیتی به شما نمی دهد. شما نمی فهمید چه احساسی دارد یا وقتی با شما نیست در حال انجام چه کاری است!

      • اما مردی که قصد ازدواج دارد، به شما احساس امنیت می دهد. مطمئن هستید شما را دوست دارد، می توانید به او اعتماد کنید و مطمئن هستید هر سختی یا مشکلی را می توانید با هم پشت سر بگذارید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  39. سلام. وقتتون بخیر. به مشاوره با شما برای ازدواج نیاز داشتم. من متولد شهریور ۶۴ هستم. ۲ خواهر بزرگتر و ۲ خواهر کوچکتر دارم که همگی ازدواج کردند. پدر و مادرم فرهنگی بازنشسته هستند و خانواده ای نسبتا مذهبی دارم .من ارشد زبان خوندم و تمام خانواده من مدرک ارشد دارن و تنها یه برادر دارم که ایشون هم داروسازی می خونن. هممون دانشگاه دولتی خوندیم و خانواده تحصیلکرده ای دارم. ساکن یه شهر کوچک هستیم. بنده تا به این سن رسیدم میشه گفت هیچ خواستگاری نداشتم. هر کسی و هر خانواده ای که برای دیدن بنده به خونه اومدن رفتن و دیگه پشت سرشون هم نگاه نکردن. حتی ادمهایی که تحصیلات عالیه نداشتند یا کار مناسبی نداشتند رو هم به خونه راه دادیم ولی همشون منصرف شدن. پدر و مادرم خیلی غصه می خورن. خودمم خیلی نگران آینده ام. خصوصا که خواهرای کوچکترم هم ازدواج کردن و سن من هم داره همینجور زیاد میشه. این اواخر هم افراد مطلقه رو بهم پیشنهاد میدادن چند هفته ای است که از طریق یه موسسه همسریابی فردی رو بهم پیشنهاد دادن. خانواده خیلی خیلی خوبی داره. مثل خودمون مذهبی اند. برادر و خواهرها خیلی هوای همو دارن. وضع مالی خیلی خوبی هم دارن. چهل سال سن داره وتا به حال ازدواج نکرده. ولی تحصیلاتش دیپلمه. فقط یه مشکل خیلی بزرگ داره که نمیدونم قابل چشم پوشیه یا نه. ایشون بعد از مدرسه پدرشون فوت میشه و به خاطر غم از دست دادن پدر و افتادن در تور دوستان نا باب به راه اعتیاد کشیده شدن و ده سال معتاد بوده که میلیاردی خسارت می بینن. اما بعد ده سال ترک می کنن و حدود ۵ ساله که پاک ان. خسارتهایی رو هم که خورده بودن رو برادرانشون کمک کردن و جواب بدهکاری ها شو دادن . و در حال حاضر پشیمون از گذشته سیاهشه. به نظر اخلاقش بد نیست. اینو تو دو جلسه که خواستگاری اومدن متوجه شدم. خیلی هم خواهان هستن. نمی دونم میشه این قضیه رو نادیده گرفت و فرد رو بخاطر اشتباهی که در گذشته داشته رد کنم یا نه. اخه میشه گفت ایشون تنها خواستگار من هستن. شاید دیگه هیچ وقت کسی به خواستگاریم نیاد یا افراد مطلقه یا دارای فرزند به سراغم بیان . میشه راهنماییم کنیین؟. قبلا از همکاری تون سپاسگزارم

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید با توجه به توضیحات جنابعالی خب برای بنده جای سواله که دقیقا علت اینکه خواستگارهای شما شما رو رد کردند چیست و به چه دلیل این شرایط پیش امده و مشکل کجا بوده ؟هم شرایط خانوادگی و هم تحصیلی خود شما با توجه به اینکه به لحاظ سنی انقدری هم که می فرمایید طبیعتا شرایط بدی ندارید پس چدا این مساله پیش بیاید ..
      توجه کنید که به هر صورت در شرایطی که شما توصیف می کنید این فرد جدید با این شرایط چه به لحاظ سن چه مساله اعتیاد خب برای شما شرایط خاصی به وجود می اورد .
      و این را با ید توجه داشته باشید .
      ببینید وقتی در زندگی به خاطر اینکه بخواهید صرفا ازدواج کنید به خاطر اینکخ سنتون بالا میره به برخی شرایط توجه نکنید خب این قطعا بعدا مساله ساز خواهد شد که باید دقت کافی را داشته باشد
      حتما در مورد ایشون با روانشناس صحبت کنید و مشاوره قبل ازدواج بروید بحث اعتیاد واقعا بحث مهمی ایت هر چند ایشون مدتی هم ترک کرده باشند باز هم مساله حائز اهمیتی است که باید دقت کنید
      گوهی ازدواج نکردن بهتر از وارد شدن د زندگی است که اصلا انتهایش مشخص نیست مخصوصا که شما دو نفر با هم اختلاف تحصیلی هم دارید که خب طبیعتا این اختلاف تحصیلیخودش مساله ساز خواهد شد
      به هر حال موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

    • ملاک های ازدواج موفق از دیدگاه دکتر فرهنگ هلاکویی!

      این روزها انتخاب همسر یکی از دغدغه های بزرگ و اساسی و از طرفی مهمترین تصمیم دختران و پسران جوان شده است، و هنگامی که انتخاب همسر به درستی انجام می شود برای صد سال آینده زندگی زناشویی با آسودگی خیال بیشتری آماده می شویم؛ همچنین برای نسل ها و آیندگان بعد از خود نیز مشکلات کمتری به ارث می گذاریم.

      ملاک‌های ازدواج موفق

      برای یک ازدواج موفق باید ملاک های انتخاب همسر را بدرستی بشناسیم و اسیر عشق و احساسات نشویم.

      در زیر ملاک های انتخاب همسر از دیدگاه دکتر هلاکویی را برای شما بازگو می کنیم امیدواریم که مفید واقع شود.

      ۱) برابری

      در سن ( اختلاف سن حداکثر ۵ تا ۷ سال )

      در زیبایی

      عیب ها را ۱۰ تا ۲۰ درصد بیشتر در نظر بگیرید.

      “خوش بخت کسی است که مردم او را بدتر از آن چه هست بدانند. بدبخت کسی است که مردم اورا بهتر از آن که هست بدانند.

      “دنبال ازدواج نا برابر نروید که دورانش به سر آمده است.

      از نظر جامعه شناسی ازدواج و خانواده یک نهاد « Institution» است.

      واقعیت مساله این است که در حالی که نهاد به حساب می آید، روابط داخلی در آن بر اساس « Organization» و سازمان بوده.

      مفهوم آن این است که مساله برتری یا مساله رهبری، فرماندهی و فرمانبرداری بوده.

      مساله بالا و پایین بوده. به همین جهت است، که ما در طول تاریخ در حالی که به یک اعتبار نهاد خانواده داشتیم، از نظر من سازمان خانواده داشتیم و در آن کاملا سیستم سلسله مراتب وجود داشته. کاملا طبقه بندی شده بوده بر اساس سن و جنس و بقیه جنبه ها و به همین دلیل است که ما در دنیای امروز دنبال ازدواج برابر هستیم.

      معنی ازدواج برابر این هست که نسبتا همه چیزتون باید با هم برابر باشد.

      از سنتان گرفته که بین بیست تا چهل سالگی بیشتر از پنج یا هفت سال فاصله را اصلا توصیه نمی کنم تا حتی زیباییتون.

      بیخودی نروید دنبال یک زن بسیار زیبا، وقتی که خودتون زشتید مثل بنده.

      اشکال کارتون در این است که بعد از سه چهار ماه می گویند که هرچه سیب سرخ است مال دست چلاغ است.

      به همسرتون توجه می شود و او گرفتاری هایی پیدا می کند شما حرص می خورید و بدبختی پیدا می کنید.

      در هیچ زمینه ای دنبال آدم متفاوت در این مورد نروید.

      ازدواج، ازدواج برابر است امروز دوتا بال برابر یک پرنده است یا دوتا پرنده هستند که بتوانند بال در بال هم در آسمان ها پرواز کنند.

      دنبال ازدواج نابرابر نروید که از پا در می آیید. یعنی اینجا اصلا جایش نیست. تمام شده دورانش.

      سیستم بر اساس نابرابری کار نمی کند.

      مانند دو چرخ اتوموبیلی که اگر برابر نباشد، گرفتاریست و یادتان باشد که بیخودی فکر نکنید مانند گذشتگان که در ازدواج آدم باید کم بدهد و زیاد بخرد. در گذشته ها سن را کم می کردند و اوضاع رو عوض می کردند تا بتوانند کسی را به دست بیاورند.

      فرض این بود که بعد از اینکه ازدواج کردند دیگر تمام شده، قسمت بوده و همین.

      اما، متاسفانه در دنیای امروز پشت ازدواج نوشته شده بعد از فروش پس گرفته می شود؛ حتی اگر کاملا مصرف شده باشد.

      حتی، من پیشنهادم این است که عیب و اشکالاتتان را ده بیست درصد هم بیشتر نشان دهید که دیگر راحت باشید، همین است.

      یادتان باشد آدم خوشبخت کسی است که مردم او را بدتر از چیزی می دانند که هست.

      آدم بدبخت و گرفتار کسی است که مردم او را بهتر از چیزی می دانند که هست.

      بنابراین، اینقدر کوشش نکنید که بگید من از این بهترم. بعدا می خواهید چه خاکی تو سرتون (ببخشید) بکنید.

      ۲) شباهت ها و تناسب ها

      به دنبال شباهت ها و تناسب ها یا همگن بودن ها بروید.

      در اصول کلی و اساسی باید شبیه و مانند باشید. در گذشته ازدواج را اقتران میگفتند.

      یعنی قرین و قرینه. نزدیک شبیه و مانند.

      یک دفعه کار عجیب و غریب نکنید. یک مرتبه نروید یک کسی را درست عکس خودتون انتخاب کنید و فکر کنید که حالا ترکیب ما درست شد.

      ترکیبتون درست شده ولی یک حرف دیگری راجع به این ترکیب می زنند.

      و به همین جهت است که مواظب تناسب ها باشید. از زمینه های مختلف و جنبه های مختلف.

      ۳) برای همدیگر جذاب باشند ( زیبایی عادی میشود ولی زشتی هرگز عادی نمیشود)

      در ارتباط با زیبایی و ظاهر، مطمئن باشید کسی را که می خواهید با او ازدواج کنید “physically you are attractive” اصلا هم گوش به حرف بزرگسالان ندهید که قیافه عادی می شود.

      راست میگویند قیافه زیبا بعد از یک مدتی عادی می شود تا حدی.

      اما قیافه زشت هیچ وقت عادی نمی شود.

      بنابراین، فریب یک چنین بازی ای را نخورید.

      زشتی از نظر شماست اگر یک کسی را از نظر فیزیکی بهش جذب نیستید، کشش ندارید زور بیخودی نزنید دعا نخوانید مواد استفاده نکنید. که انشالله بعدا میشه.

      نه، اوضاع در این موارد معمولا بدتر میشه که بهتر نمیشه. بنابراین مطمئن باشید که در ظاهر این آدم را می پذیرید.

      ۴) شباهت خانواده ها (ترکیب خانواده ها به هم بیایند)

      درست است که شما دونفر ازدواج می کنید، اما هم ریشه در خانواده دارید هم بسیاریتون ساقه و شاخه و برگ در خانواده دارید.

      نگاه کنید که ترکیب خانواده ها به هم بخورد.

      برخی از خانواده ها به هم نمی خورند با وجودی که میتوانند ایرانی باشند، و با وجودی که می توانند در بسیاری از زمینه ها مانند هم باشند.

      مهم این است که این دو خانواده در یک اصولی شباهت هایی با هم دارند.

      ۵) پایگاه اجتماعی شبیه داشته باشید!

      لایه و طبقه اجتماعی یا Social Status، آن پایگاه اجتماعی است که معمولا به ثروت شما، مقام شما و به درآمد شما و ترکیب آنها مرتبط است.

      این مساله مهم است.

      مطالعات در آامریکا نشان می دهد که یکی از چهار عامل ازدواج و طلاق مساله لایه و طبقه اجتماعی است که قرار است در آن دونفر شبیه و مانند باشند.

      ۶) جهان بینی ها شبیه باشد

      برخی از اوقات شما با یک کسی بیرون می روید.

      شما آدم مهربونی هستید مردم را خوب می دونید. آدم صاف و صادقی هستید.

      او یک آدمی است که معتقد است دنیا یک دزد بازار است. یک فریب و دروغ بزرگ است. شما کارتان تمام است.

      اصلا دنبال این بحث ها نروید که حالا کی میخواد راجع به مسایل فلسفی بحث کنه. نه. مسائل فلسفی آخر کار شما را از پا در می آورد.

      نگاهی که به دنیا می کنید شبیه و مانند باشد.

      مردم را، طبیعت را، ارتباط با آن را، حیوان را، گیاه را، غذا را، به نوعی در دیدگاه فلسفی خودش، در نگاه خودش و جهان بینی خودش در آن، بینش خودش، مانند شما باشد.

      این تفاوتها بعدا میتواند کار دستتان دهد و احساس بدی را برایتان به وجود بیاورد که با دشمن و مخالفتان .

      مخصوصا بسیاری از ما که زمینه های ایدئولوزیک داریم و قصد من از ایدئولوژیک، یک مجموعه از باورهایی است که معمولا از یک سیستمی می آید که در آن پر از تضاد و تناقض و راست و دروغ با هم است.

      ولی ما همه را می بلعیم برای اینکه چاره ای جز این نداریم و فرصت انتخاب و تقسیم را نداریم بعدا آنجا گرفتارتان می کند.

      ۷) باورها و اعتقاد های مشابه ( مذهب و فرهنگ )

      نظام باورها و اعتقادات بر می گردد به مسایل مذهبی و ترکیب این دو به نظر من مساله مذهب و فرهنگ را مطرح می کند.

      درست است که آدم ها با مذاهب و فرهنگ های مختلف می توانند ازدواج کنند و بنده هم نه می گویم نمی توانند و نه حرفم این است که بد و غلط است.

      ولی روزی که شما با کسی که خارج از مذهب و فرهنگتون باشد، ازدواج می کنید؛ خودتان را به زحمت و خطر بسیار انداخته اید.

      یعنی درست مانند کسی می مانید که به مجرد اینکه سوار اتوموبیل می شوید سرعت اتوموبیل شما شصت-هشتاد مایل است، احتمال دارد در برخی مواقع کمتر باشد، اما اینکه جریمه بگیرید و تصادف های سنگین بکنید فراوان است.

      به همین جهت است که من فکر می کنم در حالی که این مسایل جنبه استثنای خودش را دارد؛ ولی اصولا وقتی که به آمار و ارقام نگاه می کنید و به روابط علت و معلولی نگاه می کنید که بالاتر از مفهوم آماری است؛ شما کاملا می توانید ببینید که روزی که آمدید با کسی ازدواج کردید که مذهب و فرهنگش با شما متفاوت است، اشکالات و گرفتاری های بسیار دارید.

      مگر اینکه شما نخواهید با آن آدم واقعا در بیامیزید.

      چون بنده این نکته را عرض کنم که شما به نظر من می توانید پنج جور ازدواج کنید.

      یکی اینکه فقط ده بیست درصدتون با آن آدم شریک است، یکی چهل درصد/ یکی شصت درصد / و یکی هشتاد درصد و یکی صد درصد.

      ازدواج سالمی که پایدار می ماند این ازدواج است ولی اگر شما آمدید با کسانی که تفاوتهای زیاد دارند ازدواج کردید شما در حقیقت قبول کردید که در این زمینه ها چهل درصد ما کاری به کار هم نداریم و اینجاست که یک خطر جدی در این خلا و فضا وجود دارد که همیشه می تواند به وجود بیاید.

      به همین جهت است که بنده یک توصیه ای دارم که، کاری را که نمی خواهید تمام کنید/ نمی توانید تمام کنید / نباید تمام کنید/ را اصلا شروع نکنید!

      بنابراین، روزی که شما فرضتان بر این است که تفاوت مذهبی برای من با این ویژگی های مذهبیم می تواند مساله بیاورد/ خانواده من را خوشحال نمی کند / درگیری به وجود می آورد/ حمایت آنها را ندارم/ مخالفتشان را خواهد داشت/ وقتی با کسی آشنا می شوید که مذهبش متفاوت است، نزدیک نشوید.
      انتخاب همسر، انتخاب یک شریک دائمی در تمام امور زندگی است؛ برکات و فواید انتخاب شایسته و با معیارهای صحیح در این مرحله به همان اندازه فراوان است که زیان‌ها و خسارت‌های ناشی از انتخاب عجولانه و بر اساس ملاک‌های غلط، یکی از سؤالاتی که مطرح می‌شود این است که چه معیارهایی را برای انتخاب همسر در نظر بگیریم؟ همسر آینده ما باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد؟

      مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم در یادداشتی اینچنین پاسخ می‌دهد:
      انتخاب همسر، یکی از مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین انتخاب زندگی هر فرد است، برای انتخاب همسر باید دو دسته معیار را مدنظر قرار داد؛ معیارهای اصلی نظیر ایمان و تدین، اخلاق نیک، شرافت و نجابت خانوادگی، سلامت جسمی و روانی، معیارهای فرعی و ترجیحی مانند تناسب در زیبایی، تناسب سنی، تناسب تحصیلی، تناسب جسمی و جنسی، تناسب اقتصادی، تناسب فرهنگی- اجتماعی و هماهنگی روان شناختی. معیارهای اصلی آن دسته از معیارهایی است که وجودشان در امر انتخاب همسر لازم و ضروری است و به هیچ عنوان قابل چشم‌پوشی نیست؛ اما معیارهای فرعی معیارهای ترجیحی هستند و با رعایت آن‌ها احتمال به وجود آمدن اختلاف در زندگی مشترک به حداقل می‌رسد.

      * ازدواج موفق، زمینه تکامل مادی و معنوی افراد خانواده را فراهم می‌سازد
      ازدواج بزرگ‌ترین و مهمترین فصل کتاب زندگی انسان است. ازدواج موفق، زمینه تکامل مادی و معنوی افراد خانواده را فراهم می‌سازد. شکست در ازدواج موجب ناامیدی، سرخوردگی و دلسردی، اضطراب و پریشانی در زندگی و موجب بسیاری از مشکلات روحی و روانی می‌شود، بنابراین بر هر دختر و پسری لازم است قبل از ازدواج خودشناسی داشته باشند و در مورد ویژگی‌های اخلاقی، شخصیتی، استعدادها، توانمندی‌ها، سلایق، علایق، ضعف‌ها و کاستی‌های خودآگاهی و شناخت کسب کرده و نیز بدانند که اهدافشان از ازدواج چیست و چه انتظاراتی از همسر آینده دارند تا بتوانند فرد مناسب‌شان را با همکاری و مشورت خانواده‌ها، بزرگان فامیل، پرس‌وجو از دوستان، آشنایان، همسایه‌ها، اقوام و فامیل‌های نسبی و سببی و محل تحصیل و کار انتخاب کرده و با شناخت کامل ازدواج کنند.

      در انتخاب همسر دو دسته معیار را باید مد نظر قرار داد:

      *معیارهای اصلی و کلیدی
      معیارهای اصلی، آن دسته از ملاک‌هایی هستند که وجودشان برای یک زندگی موفق و رسیدن به کمال حتماً لازم است و این معیارها عبارتند از:
      الف. تدیّن:
      یکی از مهمترین معیارهای انتخاب همسر تدین و ایمان است. تدین به معنی پایبندی کامل به اسلام و اسلام را با جان و دل پذیرفتن و مطابق آموزه‌ها و دستورات آن عمل کردن است. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «علیکَ بذاتِ الدین»؛ بر شما باد که همسر دیندار بگیرید.[۱]

      انسان متدین به علّت ترس از خدا و عاقبت کارش دست تعدّی به همسر خویش دراز نمی‌کند، مگر اینکه متدین حقیقی نباشد یا ویژگی‌های بعدی را نداشته باشد یا اینکه دچار عقده‌های روانی باشد، اما فردی که دیندار نیست، هیچ تضمینی وجود ندارد که پایبند به رعایت حقوق همسر و زندگی مشترک باشد. امام حسن(ع) به مردی که با ایشان درباره ازدواج دختر خود مشورت کرد ـ فرمود: او را به مردی با تقوا شوهر ده؛ زیرا اگر دختر تو را دوست داشته باشد گرامی‌اش می‌دارد و اگر دوستش نداشته باشد به وی ستم نمی‌کند.[۲]

      ب. اخلاق نیک:
      منظور از اخلاق نیک «صفات و ویژگی‌های پسندیده در نظر عقل و شرع» است. از جمله مصداق‌های اخلاق نیک خوش‌خلقی، حق‌پذیری، تواضع، راست‌گویی، خوش‌بینی، وقار و متانت، مهربانی، گذشت، ادب، نرم‌خویی، وفاداری و سخاوت است.
      اخلاق نیک نه تنها از بهترین مزایای یک همسر شایسته است، بلکه از مزایای واقعی هر انسانی به شمار می‌آید و باید در موقع انتخاب همسر به طور کامل مورد توجه قرار گیرد؛ اخلاق و صفات پسندیده میوه‌های تدین و ایمان و عمل صالح است، فردی که دارای صفات خوب اخلاقی است در خود شما اثر می‌گذارد؛ صبور است و با مشکلات زندگی کنار می‌آید و در آینده فرزندان خوبی تربیت می‌کند.
      پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: «با کسی که اخلاق و دینش مورد پسند باشد ازدواج کنید، اگر چنین نکنید فتنه و فساد بزرگی در زمین به وجود خواهد آمد».[۳]

      اخلاق حسنه تا آخرین لحظات عمر در طراوت و نشاط و شیرینی زندگی مؤثر است. مردی به نام حسین بشّار می‌گوید: خدمت امام رضا(ع) نامه نوشته و پرسیدم که یکی از بستگانم برای خواستگاری دخترم نزد من آمده است ولی او جوانی بداخلاق است. نظر مبارک شما درباره ‌زن دادن به او چیست؟ حضرت فرمودند: اگر بداخلاق است به او زن نده.[۴]

      ج. شرافت خانوادگی:
      یکی از ملاک‌های انتخاب همسر اصالت خانوادگی است. منظور از شرافت خانوادگی، شهرت و ثروت و موقعیت اجتماعی نیست، بلکه مراد نجابت و پاکی، تدین و تقوای خانواده است. پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: «ای مردم، بپرهیزید از سبزه‌زاری که بر فراز مزبله و منجلابی روییده باشد! سؤال شد: ای پیامبر خدا، سبزه‌زار روییده بر مزبله و منجلاب چیست؟ فرمود: زن زیبایی که در خانواده پلیدی رشد کرده باشد».[۵]
      خانواده را اگر به درختی تشبیه کنیم، فرزندان آن خانواده هر کدام شاخ و برگ‌های آن درخت را تشکیل می‌دهند و از ریشه‌ها، ساقه و تنه همان درخت تغذیه و رشد و نمو کرده‌اند، شکی نیست که بسیاری از ویژگی‌های اجداد و پدر و مادر از طریق وراثت به فرد منتقل می‌شود، محیط تربیتی و رشد هر فرد نیز از مهمترین عوامل تاثیر گذار در شکل‌گیری شخصیت هر فرد است.[۶]

      د. سلامتی جسمانی و روانی:
      بعضی از مشکلات جسمی و روانی اهمیت چندانی ندارند و لطمه‌ای به زندگی نمی‌زنند و شدید نیستند، اما بعضی از بیماری‌ها، نقص‌ها و معلولیت‌های جسمی و روانی، عمیق و غیرقابل درمان هستند که در طول عمر همراه انسان است و مانع انجام وظایف همسری شده و به زندگی لطمه می‌زنند؛ لذا از ازدواج با این گونه افراد خودداری شود، اسلام نیز از ازدواج با افرادی که دارای امراض جزام، جنون و برص باشند، نهی فرموده است. (البته ازدواج‌های ایثارگرانه موضوع دیگری است که در جای خود باید به آن پرداخته شود).

      *معیارهای فرعی و ترجیحی (همتایی و تناسب)
      این ملاک‌ها گرچه به اهمیت معیارهای اصلی نیستند، اما شرط کمال‌اند و برای بهتر شدن و کامل‌تر شدن زندگی مشترک است؛ با در نظر گرفتن این معیارها احتمال به وجود آمدن اختلاف در زندگی مشترک کمتر می‌شود. زن و شوهر وقتی با هم تفاهم و رابطه‌ای ناگسستنی دارند که اشتراکات و هماهنگی‌های زیادی با هم داشته باشند.

      این نکته را نباید از نظر دور داشت که همتایی، هماهنگی و تناسب صد در صد امکان ندارد؛ زیرا هر انسانی دارای مغز، روح، اخلاق، تربیت و محیط خانوادگی منحصر به فرد است و با دیگری فرق دارد. اما باید کوشش نمود هر چه ممکن است این فاصله کمتر شود.

      موارد همتایی و تناسب عبارتند از:

      ۲٫۱٫ تناسب در زیبایی:
      هر چند زیبایی معیار ضروری به حساب نمی‌آید، ولی طرفین در مجموع باید از لحاظ زیبایی و قیافه ظاهری مورد پسند یکدیگر باشند و برای همدیگر جذابیت داشته باشند. زیبایی و تناسب ظاهری در حفظ و تقویت عفت و ایمان تأثیر دارد؛ زیرا اگر همسر فرد از حد نصاب کافی برای زیبایی برخوردار باشد، چشم و فکر و عمل وی متوجه دیگران نخواهد شد و حسرت زیبایان بیگانه را نخواهد خورد و خدای ناکرده به همسرش خیانت نخواهد کرد؛ مگر این که به چشم‌چرانی و انجام کارهای خلاف عفت کرده باشد.

      ۲٫۲٫ تناسب سنی:
      تفاوت سن بلوغ جنسی دختر و پسر حدود ۴ سال است. پس بهتر است که تفاوت سن آن‌ها در ازدواج نیز چنین باشد. مگر اینکه واقعاً شرایط دیگر آن قدر مناسب باشد که بتوان از این مسأله صرفنظر کرد و همسری با سن مساوی برگزید؛ ولی به هر حال تفاوت سنی نکته‌ای حائز اهمیت است.(ضمناً برای یک ازدواج موفّق، بلوغ جنسی، بلوغ اقتصادی(مردها)، بلوغ فرهنگی و اجتماعی در کنار هم ضروری است).

      ۲٫۳٫ جسمی و جنسی:
      زن و شوهر بهتر است از نظر جسمی (قد، وزن) تناسب داشته باشند؛ گاهی مواقع زوج‌ها در ابتدا به این عامل توجه نمی‌کنند و بعد از ازدواج نسبت به این عوامل حساسیت به خرج می‌دهند که باعث تلخی و اختلاف در زندگی می‌شود. رضایت جنسی مسئله بسیار مهمی است و اگر یکی از آنها گرم مزاج و دیگری سرد مزاج باشد؛ به بهانه‌گیری و نزاع منجر می‌شود که گاهی در ظاهر هم علت بهانه‌گیری‌ها چیز دیگری به نظر می‌رسد؛ اما وقتی ریشه‌یابی می‌شود متوجه می‌شویم که ریشه این اختلاف‌ها و بهانه‌گیری‌ها نارضایتی جنسی است.

      ۴٫ ۲٫ تناسب اقتصادی:

      همسر انسان باید با او تناسب مالی داشته باشد. به گونه‌ای نباشد که یکی در ناز و نعمت زندگی می‌کرده و دیگری با مشقت و سختی. به عنوان مثال اگر جوانی که از لحاظ مالی فقیر و یا متوسط است، با دختری از خانواده‌ای ثروتمند ازدواج کند، اگر شبانه روز هم کار و تلاش کند نمی‌تواند همسرش را راضی کند، مگر اینکه آن فرد و خانواده‌اش از لحاظ ایمان بسیار قوی باشند و بتوانند به خاطر خدا گذشت کنند و از لحاظ مالی هم بدون منّت به این فرد کمک کنند.

      ۵٫ ۲٫ تناسب تحصیلی:

      اگر چه میزان تحصیلات نمی‌تواند تضمین‌کننده روابط معقول و ازدواج موفق باشد، اما باید پذیرفت که بینش و منش افراد تحصیل‌کرده با دیگر اقشار جامعه متفاوت است. از آنجایی که کسب دانش در رشد و تعالی فکری افراد و نگرش آنها بسیار مؤثر است؛ تناسب در میزان تحصیلات، تأثیر بسیار مهمی در زندگی مشترک دارد؛ زمینه ایجاد درک و تفاهم بیشتر زوجین را فراهم کرده و موجب پرورش بهتر فرزندان و ایجاد نسلی موفق با تربیتی اسلامی و فرهنگی می شود.
      از دید روانشناسان برترین حالت تناسب تحصیلی در ازدواج این است که یا طرفین در تحصیلات یکسان باشند یا تحصیلات دختر یک مقطع پایین‌تر از پسر باشد، دلیل این مسأله ایمن کردن خانواده از برخی مشکلات زناشویی است؛ چرا که این امر ممکن است باعث عدم اطاعت زن از همسر شود.

      ۶٫ ۲٫ تناسب فرهنگی- اجتماعی:
      بهتر است زن و شوهر به لحاظ فرهنگی و اجتماعی نیز تناسب داشته باشند؛ مثلاً کسی که عمده فعالیتش علمی و پژوهشی است، اگر با کسی ازدواج کند که روحیه اجتماعی او تجملاتی، اشرافی، اهل مسافرت، تفریحات و گشت‌وگذار است، ممکن است دچار اختلاف شوند.[۷]

      ۷٫ ۲٫ هماهنگی روانشناختی:
      روحیات افراد با هم فرق دارد؛ برخی برون‌گرا (اهل شوخی، ارتباط با دیگران و معاشرت، تفریح، جنب و جوش و تحرک زیاد و…) و برخی درون‌گرا (تمرکز بر خود، تفکر زیاد، عدم ارتباط زیاد با دیگران و…) هستند. اگر این تناسب حفظ نشود (یعنی هر دو از یک گروه نباشند) در زندگی مشترک به احتمال زیاد با مشکل مواجه می‌شوند.[۸]

      در پایان: شرایط و مسایل ازدواج و ملاک‌های انتخاب همسر را در عین اینکه باید با دقت مورد توجه قرار داد، اما نباید به طور وسواس‌گونه و یا مستقل از دیگر شرایط بررسی کرد.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  40. سلام
    من با پسری دوستم که همسن وتحصیلکردههستیم ۲۷ ساله همدیگرو دوست داریم ولی ایشون اخیرا به من گفتن که احساساتشو نسبت به من میخواد کنترل کنه..این چه معنی داره؟من دوست دارمباهم ازدواجکنیم اما تا الان حرفی از ازدواج نزده اما راجع به چند سال بعد که با همیم صحبت میکنه اما نه جوری که من متوجه بشم قصدش چیه..چیکار باید بکنم؟غرورم اجازه نمیده صحبت کنم راجع ب این موضوع باهاش..۸ ماهه در ارتباطیم گاهی یه چیزایی میگه ک من ناراحت میشم مثلا یکبار گفت من درست نمیشناسمت ولی بعد گفت ک منظور خاصی نداشتم و..

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید ایا واقعا هدف ازدواجه یا خیر ؟این نکته بسیار مهمیه که باید در نظر بگیرید .اگر واقعا هدف شما ازدواجه منتهی در مورد ایشون مساله اصلا جدی نیست این نکته بسبار مهمیه که با همه علاقه ای که دارید بهتره ادامه ندهید ..
      به هر صورت در شرایط سختی قرار دارید که باید دلیل رفتارهای ایشون رو هم حدس بزنید منتهی با همه شرایطی که وجود دارد بهتره حتما و حتما از ایشون سوال کنید و اینجا غرور را کنار بگذارید که ابا هدفی از ادامه دادن رابطه وجود دارد یا خیر ؟
      یعنی متوجه شوید که به هر صورت چه چیزی مد نظر ایشون هست و ایشون چه می خواهند .
      اگر طبیعتا متوجه شدید ایشون جدی نیستند و یا هیچ هدفی را متثور نیستند اینجا دقیقا مساله خود شما هستید که باید ببینید که دقیقا چه می خواهید اگر علاقه وجود دارد و می خواهید شده در حد دو دوست با هم باشید خب یک نکته مهم است که باید در نظر بگیرید
      از طرفی هم ممکنه شما واقعا تمایل نداشته باشید که ادامه بدهید خب این هم نکته مهم دیگری است که باید توجه کنید .

      به هر حال اینده شما اهمیت دارد .اینکه دقیقا بدانید که در اینده اگر ایشون قصد جدی نداشته باشند فقط شما هستید که موقعیت های ازدواج را از دست خواهید داد و از طرفی به خاطر وابستگی که ایجاد شده نمی توانید به درستی تصمیم بگیرید و د مورد فرد دیگری به تصمیم برسید چون مدام این فرد در ذهن شما خواهد بود
      به هر حال که تصمیم گیرنده خود شما هستید نه فرد دیگری و شما باید ببینید که چه میخواهید البته با توجه به صحبت های ایشون این مساله اهمیت پیدا می کند
      ولی سعی کنید احساسی پیش نروید چون ممکنه احساسی تصمیم گرفتن شما را دچار مساله کند .
      به هر صورت امیدوارم موفق باشید و خوشبخت و درست تصمیم بگیرید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  41. سلام،کسی که بخاطر بی توجهی شوهرش ،وارد رابطه دوستانه با یک مرد (خواستگار قبلی اش)شود و این رابطه تنها به رابطه حسی ختم شود وبس،و نیمه راه ،خانم به خودش بیاد،اما بخاطر کاری که کرده پشیمان است و حس میکند طلاق عذاب وجدانش را کاهش میدهد،و از طرفی اقا با رفتن به مشاوره شعی در برقراری عشق دوباره دارد،ایا خانم بابد به شوعرش از خیانتش بگه?اگه نه چطوری با عذاب وجدانش کنار بیاد؟اصلا میشه خانمی بتونه با خودش کنار بیاد،چی باید بکنه که گذشته رو جبران کنه،بهتربن راه حل در این موابع چیست،مخصوصا که با عشق همسرش متوجه شده باشد هنوزم عاشقانه همسرش را دوست دارد

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید یک نکته مهمی که وجود دارد دقیقا این مساله است که بدانید به هر صورت اگر با فرد قبلی وارد رابطه شدید و رابطه جنسی نبوده و بعد هم پشیمان شدید چرا طلاق بگیرید و اصلا چرا اگر پشیمان هستید بخواهید نکته را توضیح دهید که مساله ای وجود دارد ..و دچار مشکل هستتی
      به هر حال همه افراد در زندگی با شرایط سختی رو به رو می شوند .و طببعتا گاهی برخی تجربه ها هر چند تجربه ناملوب ولی به هر حال تجربه است و باید د نظر داشته باشید که خب اگر پشیمان شدید و عذاب وجدان پیدا کردید با ید تلاش کنید رندگیتون رو حفظ کنید نه اینکه اجازه بدهید شرایط پیچیده تر شود و با مشکلاتی رو به رو شوید خب این شرایط سختی را ایجاد می کند
      اگر واقعا همسرتون هم به شما علاقه دارند پس بهتر است تلاش کنید که زندگی موفقی داشته باشید و اصلا نگران نباشید و امیدوادم موفق باشید
      حتما مراجعه حضوری داشته باشید چرا که قطعا به شما کمک خواهد شد
      به هر صورت موفق باشید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

    • تاسفانه امروزه به دلایل مختلف و برخی ناهنجاری فرهنگی شنیده می شود که در مواردی جزئی شاهد روابط بین زنان متاهل با پسران و یا مردان متاهل هستیم که این روابط بسیار آسیب زا و مخرب است. خیانت‌های زنانه عوامل مختلفی دارد که می‌توان به آنها اشاره کرد:

      ۱- عدم یک رابطه گرم و صمیمانه با همسر

      یکی از عوامل اصلی خیانت زنانه روابط زن و شوهر است؛ زمانی‌که بین زوجین، روابط زناشویی خوبی حاکم نباشد، این احتمال وجود دارد که زن به همسر خود خیانت کند. اختلالات جنسی که به مرور زمان برای برخی مردان به وجود می‌آید و مشکلات شخصیتی باعث می‌شود که مرد نتواند به همسر خود محبت کند و فقدان محبت، عاطفه و روابط گرم و صمیمی باعث این خیانت‌ها می‌شود.

      زنانی که محبت خوب و لازم را از همسرخود دریافت کرده و یا روابط زناشویی خوبی بین آنها برقرار باشد، احتمال خیانت در آنها بسیار کم است.

      ۲- گذشته بی‌بندوبار زن

      یکی دیگر از عوامل خیانت زن، گذشته اوست که در یک خانواده بی‌بندوبار و خیلی آزاد پرورش یافته و تربیت شده‌ است و تربیت غلط گذشته باعث می‌شود همچنان حتی بعد از ازدواج هم این روابط را حفظ کند. برخی از زنان که روابط زیادی داشته اند، به دلیل اینکه روابط صمیمانه و یا دوستی‌های دوران مجردی خود را نمی‌توانند به اتمام برسانند و برایشان بسیار سخت است تا خود را در زمان تاهل کنترل کنند در همان چارچوب به روابط خود ادامه می‌دهند.

      ۳- احساس تنهایی کردن

      مسایل شخصیتی وجود دارد که امکان دارد یک زن تحمل تنهایی و بیکاری را نداشته و به سختی می‌تواند دقایق و یا ساعتی را تنها و بیکار بگذراند. این زنان زمانی‌که می‌خواهند تنهایی خود را پر کنند وقتی می‌بینند همسرشان به دلیل مشغله کاری نمی‌تواند برای آنها وقت بگذارد گرایش پیدا می‌کنند که وقت خود را با دیگران و یا جنس مخالف خود پر کنند.

      ۴- عوامل فردی و اختلالات شخصیتی زنان

      عوامل فردی و اختلالات شخصیت و یا ویژگی‌های طرفین می‌تواند بستری برای خیانت باشد. وقتی در جامعه این روابط ناشایست، رواج پیدا کند امکان دارد وسوسه در زن ایجاد شود که این رابطه‌ها را تجربه کند. مسایلی مانند ماهواره، تهاجم فرهنگی، الگوهای فرهنگی ناهنجار و غلط در خانه، همه این عوامل می‌توانند در خیانتهای زنانه دخیل باشد؛ در نتیجه حرمت و حریم‌های خانواده شکسته می‌شود و افراد پایبند چارچوب‌های اخلاقی نیستند.

      ۵- دوران مجردی محدود

      برخی از زنان به دلیل اینکه گذشته خوبی نداشته‌اند و یا زمان مجردی خیلی محدود بودند وقتی شرایطی را می‌بینند که زنان و مردان، رابطه آزادانه‌ای با هم دارند. این افراد چون می‌خواهند گذشته خود را جبران کنند، به خیانت رو می اورند. شرکت درپارتی، ارتباط با دوست ناباب و مسائلی دیگر می‌توانند انگیزه خیانت را زیاد کند.

      ۶- مشکلات اقتصادی

      مسئله دیگر مشکلات اقتصادی که در جامعه است، البته مسئله اقتصادی به تنهایی عامل خیانت زنانه نیست. فرد ممکن است نیازهای مالی بیشتری را در خود احساس کند؛ ولی اگر پایبند چارچوب‌های اخلاقی باشد؛ امکان ندارد با هر تحریک، وضعیت معیشتی کنار بیایند؛ اما فردی که به خاطر پول با جنس مخالف خود ارتباط برقرار می‌کند، بیشتر به دلیل میل به تجمل گرایی، مصرف بیشتر، مدگرایی و خرید کردن، به جنس مخالفی فراتر از چارچوب خانواده رو می آورد تا مورد حمایت او قرار گیرد.

      در این زمینه تعداد زنانی که به دلیل فقر مادی به ارتباط با جنس مخالف رو می‌آورند بسیار کم است. اما وقتی زن به دلیل اینکه همسرش معتاد بوده و یا بیکار و مریض است خیانت می‌کند در واقع «فحشا» است؛ یعنی زن خودفروشی می‌کند تا نیازهای مالی خود را تامین کند.

      ۷- تنوع طلبی

      علت دیگر خیانت زنانه، تنوع طلبی است. در برخی اوقات مشخص شده است فرد نتوانسته است با همسرخود زندگی کند و شاید بارها و بارها ازدواج کرده است.

      بهترین راهکار این است که باید علت این رابطه‌ها را در سطح فردی مشخص شود و باید فرد به روانشناس مراجعه کند. باید مشخص شود که فرد اختلالات شخصیتی داردو یا خیر. ممکن است درگیر روابط چندگانه شوند و زیاد وفادار نباشد، برخی از افراد شخصیت ناهنجار و ضد اجتماعی داشته و در سطح خانوادگی باید مداخلات اجتماعی و فرهنگی صورت بگیرد.

      برای اینکه در جامعه زنان آسیب نبینند و برای حفظ حریم خانواده بیشتر خانواده‌ها باید آموزش ببینند. آموزش‌هایی از طریق رسانه‌های گروهی، تلویزیون، رادیو و… باید صورت گیرد و این افراد باید متوجه شوند که چنین مسائلی چقدر می‌تواند هم در آینده خود و هم آینده فرزندان، آسیب جدی وارد کند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  42. سلام الان نزدیک ۱سال ازدواج کردم اوایل نامزدیم شوهرم بهم گفت ک دوس دختر داشته در حد سرگرمی حتی دست ب همم ندادن دیروز ازش پرسیدم راست شو بگو ک واقعا رابطه نداشتین گفت ی شب اونم ب پیشنهاد خود دختر باهم سکس داشتن از دیروز ریختم بهم چون من دختری بودم ک اصلا ب نامحرم بها نمیدادم اعصابم بهم ریخت ک چرا همچین مردایی میان دنبا دخترایی مث من الان خودش بهم میگه خیانت تو کارم نیس ولی هر کاری میکنم کاری ک کرده و فراموش نمیکنم همم ک بهم دروغ گفته چرا تو نامزدی نگفته

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید می فرمایید ایشون گفته بودند دوست دختر داشتند و شما به هر حال ازدواج کردید درسته ؟کار ایشون قابل توجیه نیست و باید حتما از قبل می گفتند که به هر حال چه ارتباط هایی داشتند تا شما متوجه این مساله میشدید و خب طبیعتا بعدا تصمیم می گرفتید منتهی به قول خودتون این مساله گفته نشده خب وقتی چنین شرایطی اکنون به وجود امده مساله اول مراجعه شما به روانشناسه مساله دوم اینه که وقتی مردی میگه دوستی داشته به خاطر نیروی جوانی و کشش جنسی که بین دو نفر وجود دارد اصلا قابل درک نیست که دو نفر بگویند که هیچ رابطه ای نبوده پس شما اون موقع خودتون رو گول زدید وقنی وارد زندگی شدید چرا باید کنکاش کنید در قبال مساله ای که شاید از قبل حدس می زدید
      اکنون اگر می خواهید ادامه بدهید به خاطر اثر منفی که این شرایط بر شما و زندگی شما خواهد گذاشت باید حتما مراجعه داشته باشید .چون این مساله مدام در ذهن شما خواهد بود که چرا چنین شده و نمی توانید ارتباط جنسی خوبی را برقرار کنید ..
      خب تصمیم دقیقا با خود شماست هر چند این شرایط بهم ریختگی شما کاملا قابل درک است که چرا چنین شده منتهی باز هم باید تلاش داشته باشید که زندگی حفظ شود شما صداقت را از ایشون خواستید می تونستند انکار کنند و نکردند به این نکته هم دقت کنید گاهی افرادمی خواهند گذشته را جبران کنند منتهی طرف مقابل اجازه نمی دهد و ایشون شما رو دوست داشتند اگر قطعی مساله رو نگفتند
      ببینید خود شما باید شرایز رو بسنجید و تصمیم بگیرید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

    • در مورد دروغ‌گویی طرف مقابلتان باید عرض کنم که؛ در صورتی مانع ازدواج است وایجاد مشکل در زندگی مشترک می‌کند که فرد عادت و رویه‌اش دروغ‌گویی باشد، به طوری که در این زمینه به هیچ وجه قابل اعتماد نیست، امّا اگر به این حد نباشد، گرچه این کارش اشتباه و حرام است، امّا مانع ازدواج و تشکیل زندگی نیست، مگر اینکه این مقدار نیز برای شما قابل تحمل نباشد.
      البته اگر اولا؛ ایشان از نظر ایمان و تقیدات دینی ضعیف نباشند و دوم اینکه؛ برای دروغ‌گویی‌شان دلیل داشته باشند و سوم اینکه؛ از دروغ گفتن خود، اظهار ناراحتی و پشیمانی کنند، می‌شود گفت؛ عادت به دروغ‌گویی ندارند.

      در مورد روابطی که ایشان در گذشته با دیگران داشته است باید گفت؛ اگر از خطاهای گذشته پشیمان و توبه کرده است و این اطمینان برای شما هم به وجود آمده که ایشان از خطاهای گذشته‌ عبرت گرفته‌اند، می‌توانید ایشان را برای زندگی مشترک انتخاب کنید، زیرا هرفردی ممکن است در زندگی دچار اشتباه شود و بعد پشیمان و توبه کند. همچنانکه شما نیز در زندگی، دچار اشتباهاتی شده‌اید که باید توبه کنید. امّا برای اینکه از ایشان اطمینان حاصل کنید، می‌توانید فرصتی برای ایشان قرار دهید تا مطمئن شوید که نسبت به گذشته خود پشیمان و توبه کرده‌اند یا خیر. البته همین که ایشان، گذشته خودشان رابازگو کرده‌اند، تاحدودی دلیل بر همین پشیمانی است و گرنه اگر دختر هرزه‌ای بودند، هیچ وقت این مسأله را برای شما بیان نمی‌کردند.

      ولی برای اینکه در آینده مشکل و سوءتفاهمی ایجاد نشود، از ایشان بخواهید که شفاف عمل کنند و چیزی را از همدیگر پنهان نکنید. البته اگر هم قصد ادامه زندگی با ایشان را داشته‌اید، باید ایشان را همانطوری که هست، بپذیرید و اگر هم در آینده حرف و حدیثی مابینتان ایجاد شد، این موارد را بازگو و سرکوفت نکنید، زیرا مشکلات را بیشتر می‌کند.

      امّا برای فراموش کردن خیانت همسر از این راهکارها می‌توانید استفاده کنید؛
      اول‌اینکه؛ برای فراموش کردن کار اشتباه طرف مقابلتان، او را ببخشید؛ یعنی توجه کنید که او هم مثل انسان‌های دیگر امکان خطا کردن را داشته است و بزرگواری حکم می‌کند که بخشیده شود.
      دوم‌اینکه؛ به این فکر کنید که اگر شما خطا می‌کردید، انتظار داشتید او شما را ببخشد.
      سوم‌اینکه؛ با خدا معامله کنید؛ یعنی ببخشید تا خدا از شما بگذرد، چون قرآن‌کریم می‌فرماید؛ «وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ. دیگران را ببخشید و به آن‌ها محبت و احسان کنید، مگر دوست ندارید که خدا هم خطاهای شما را ببخشاید؟»[سوره نور، آیه۲۲]
      چهارم؛ اگر نتوانستید ببخشید همسر را به عنوان یک آدم عیب‌دار قبول کنید.
      پنجم؛ در مورد اینکه نتوانستید کار اشتباهش را فراموش کنید با طرف مقابلتان صحبت کنید، شاید با همدردی او آرام شوید.

      امّا با همه این مطالب، در نهایت این مسأله به خود شما بستگی دارد که آیا می‌توانید با این قضیه در طول زندگی کنار بیایید یا خیر.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  43. سلام تو دوران عقدم شوهرم خیلی ازم توقع داره که حتما به مامانش تو کارها کمک کنم و وقتایی که حوصله ندارم و دوست دادم برم اگه کمک نکرده باشم باهام حرف نمیزنه دیروز این مشکل پیش اومد ولی در حد زیادی نبود و ظهر ایشون اومدن خونه ما یه کار اشتباهی که من چند بار مرتکب شدم این بود که گوشیش رو تلگرام و اینستاش رو نگاه میکردم ولی نه برای چک فقط برای شوخی و اذیت دیروز از دستش ناراحت بودم مرتکب یه اشتباه شدم و وقتی دیدم کلی دختر تو اینستا فالو کرده اینستاش رو پاک کردم ولی بعد متوجه اشتباهم شدم و خیلی معذرت خواستم ولی قبول نکرد وقتی رفتن چون قرار بود شب ایشون بیان خونه ما بهش زنگ زدم که بیاد وای گفت نمیتم و میخوام برم سالن با دوستام خیلی ناراحت شدم هرچقدرم ناراحت میبود از دست من نباید دوری میکرد ایشون یک هفته هستند و دو هفته میرن یه شهر دیگه برای ماموریت یه شبمون به هدر رفت با اینکه من معذرت خواستم نمیتونم به خاطر اون یه شب ببخشمش از طرفی هم بین دوراهی موندم برم امشب خونشون چون همیشه وقت دعوا وایمیستن من پیش قدم بشم و میترسم براشون عادت بشه حالا واقعا نمیدونم چی درسته چی درست نیست لطفا منو راهنمایی کنید من باید پیش قدم بصم یا منتظر بمونم ایشون بیان ؟

    • دوست گرامی توقعاتی که دو طرف از هم دارند باید کاملا معقول و منطقی باشد .اگر قرار باشد که به هر حال توقعاتی از فردی وجود داشته باشد طرف مقابل هم ممکنه مطالبتی داشته باشد که باید توجه شود و به ان هم پرداخته شود ..بهتره دو طرف از هم انتظارات معقول داشنه باشند و خب این مورد را هم در نظر بگیرید که وقتی افراد در شرایط زندگی قرار می گیرند که مبنا براساس اعتماد متقابل است به هیچ وجه نباید طوری رفتار کنند که طرف مقابل فکر کند حساسیت و شک وجود دارد
      به هر حال شما ایشون رو انتخاب کردید و طبیعتا از شرایط ایشون مطلع بودید که انتخاب اتفاق افتاده خب با این شرایط اینکه حتی به خاطر ناراحتی این کار را انجام دهید در دراز مدت اثر منفی بر روند زندگی شما به جای خواهد گذاست که این را باید بدانید ..
      ضمن اینکه اگر از رفتاری ناراحت هستید خب بیان کنید و اجازه ندهید که مساله پیچیده شود . اصلا ناراحتی را نگه ندارید و یا رفتاری کاری را انجام ندهید که بعدا پشیمان شوید ضمن اینکه اگر واقعا می خواهید که ایشون پیش شما باشند چون دو هفته نیستند بهشون بگید به هر حال ابراز عشق نقش مهمی دارد برای اینکه طرف مقابل به لحاظ احساسی حس مثبتی داشته باشد و شما را بپذیرد ..
      و خب رابطه بین دو نفر بهتر خواهد شد و این نکته بسیار مهمی است که در نظر داشته باشید ..
      به هر صورت امیدوارم خوشبخت و موفق باشید و جدیریت درستی داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

    • همه دختران و پسرانی که سر سفره عقد می نشینند، تصمیم می گیرند که یک زندگی رویایی را شروع کنند. اما بعضی از همین زوج ها در روزهای اول بعد از عقدشان، به دلایل توجه نکردن به چند مسئله جزئی ولی مهم به این نتیجه می رسند که با همسرشان توافق ندارند. گاهی این مشکلات روی هم جمع می شوند تا حدی که این زوج جوان به خانه بخت هم نمی رسند و تمام آن آرزوهای رویایی بر باد می رود!

      همسر مناسب باشید
      هر جوانی قبل از عقد باید بداند که تنها ۵۰ درصد خوشبختی در زندگی در گروی انتخاب همسر مناسب است. یعنی زمانی که فردی ازدواج می کند باید بداند که ۵۰ درصد دیگر به خودش مربوط است یعنی این که او هم باید یک همسر مناسب باشد.

      پس رمز خوشبختی بعد از ازدواج این است که هر فردی تلاش کند برای همسرش، همسری ایده آل باشد. چون اگر فردی به این نتیجه برسد و برای خوب بودن برای همسرش تلاش کند، خیلی از مشکلات زندگی اش را حل شده خواهد دید.

      رعایت مسائلی که در دوران عقد بسیار مهم است
      زمانی که جوانان در دوره عقد هستند، باید به چندین نکته بسیار مهم توجه کنند تا مشکلات مهمی برای آنان ایجاد نشود. رفتار زن و شوهرها در دوران عقد از اهمیت ویژه ای برخوردار است که اگر با رعایت ملاحظات نباشد، ممکن است آرامش یک زندگی را به صورت جدی تهدید کند. در ادامه با ۴ نکته از مسائل مهم دوران عقد آشنا می شوید.

      معجزه‌ای به نام دوستت دارم
      زوج ها باید بدانند که محبت یک مفهوم نظری است که در قلب مکتوم است اما مودت یک واژه و مفهوم عملی است که باید ابراز شود. گاهی اصلا مهم نیست که ما چه قدر نسبت به همسرمان محبت قلبی داریم بلکه مودت عملی ما مهم است. خرید یک شاخه گل برای همسرمان نشان می دهد که محبت ما به همسرمان بدون عمل نیست.

      زن و شوهرها در زمان عقد از گفتن جمله های احساسی مانند «دوستت دارم» برای خوشحال کردن یکدیگر، زیاد استفاده کنند. پیامبر اکرم(ص) در این باره می فرمایند: این که مرد به زنش بگوید دوستت دارم، هرگز از قلب زن بیرون نمی رود.

      امروزه روان شناس ها بررسی کرده و متوجه شده اند که بعضی جملات به دلیل قوی بودن حافظه بلند مدت خانم ها، از ذهن شان پاک نمی شود. بهتر است زن و شوهرها در همه لحظات زندگی شان از جملات محبت آمیز استفاده کنند و فکر نکنند فقط در مواقعی که سرشار از عشق هستند، باید جملات احساسی بیان کنند.

      به ظاهر یکدیگر توجه کنید
      تاریخ مناسبت های مهم زندگی مشترک تان را از همین روزهای ابتدایی، یادداشت کنید تا فراموش نکنید! تاریخ عقد، ازدواج، تولد یکدیگر و … برای خانم ها به خصوص در روزهای ابتدایی زندگی مشترک، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. زن و شوهرها هر بار که یکدیگر را می بینند، حتما و حتما به نکات ظاهری همسرشان توجه کنند و درباره آن با هم صحبت کنند. پیراهن جدید شوهر یا مدل موی جدید خانم، اگر با واکنش خوب همسرش روبه رو شود، نشان دهنده این است که زوجین خیلی به هم اهمیت می دهند و همین در تقویت پایه های یک زندگی مشترک تاثیر زیادی دارد.

      فکر بد ممنوع
      چندین اشتباه بد هم در دوران عقد وجود دارد که زوجین جوان به هیچ وجه نباید به آن ها دچار شوند. مثلا زوج ها هیچ وقت نباید همسرشان را با دیگران مقایسه کنند چون هیچ انسانی از مقایسه شدن خوشش نمی آید. مقایسه کردن همسر در جمع های فامیلی یا دوستانه بسیار بدتر است و آسیب های جبران ناپذیری را روی روابط زن و شوهرها می گذارد. زوج ها باید یکدیگر را محترمانه خطاب کنند تا دیگران هم با احترام با آن ها برخورد کنند. اگر زن و شوهری در جمع های فامیلی با کلمات نامناسب همدیگر را صدا کنند، مطمئن باشند که بقیه هم همان طور آن ها را صدا خواهند کرد.

      زوج ها نباید حتی در ذهن های شان هم نسبت به هم نظر سوء داشته باشند. وقتی مرد یا زنی نسبت به همسرش مدام فکرهای بد کند، روی رفتارش تاثیر می گذارد و در ارتباط با همسرش به مشکل بر خواهد خورد.

      عقدتان را خاطره انگیز کنید
      گفتن چند توصیه به زوج های جوان برای این که دوره عقدشان خاطره انگیزتر شود، خالی از لطف نیست. زن و شوهرها تا می‌توانند در دوران عقد از یکدیگر عکس بگیرند. گاهی این عکس‌ها را به یکدیگر هدیه بدهند و تاثیر آن را در زندگی شان ببینند! گاهی پیش آمده که زن و شوهری به دلایلی با هم قهر کرده و وقتی در تنهایی خودشان عکس های یکدیگر را دیده اند، برای آشتی پیش قدم شده اند. زوج ها در دوران عقد باید اولا علایق همسرشان را کشف کنند و در مرحله بعد به آن علایق احترام بگذارند! مثل خرید گل مورد علاقه یا درست کردن غذای مورد علاقه همسر، باعث تثبیت محبت در قلب زوج ها می شود. زوج ها باید در برابر ابراز علاقه همسرشان، پاسخ مناسبی بدهند. گاهی پیش می آید که زنی از شوهرش می پرسد که آیا من را دوست داری!؟ در این مواقع مردها نباید به گونه ای رفتار کنند که گویی، مردد هستند. یعنی باید هیجانی و سریعا به همسرشان اظهار علاقه کنند تا رابطه شان سرد نشود.

      بالاخره شما داماد این خانواده اید
      در زمینه رفت و آمدهای دوران عقد، زن و شوهرها باید بدانند که هرچه قدر هم با خانواده همسرشان رابطه خوبی داشته باشند نباید فراموش کنند که مهمان خانواده همسرشان هستند. این که بدون اجازه مثلا در یخچال خانه همسرشان را باز کنند یا کانال های تلویزیون را عوض کنند، ممکن است نشانه بی احترامی به خانواده همسر باشد. در نتیجه زوج ها در خانه والدین همسرشان نباید اجازه خیلی کارها را به خودشان بدهند. درباره میزان رفت و آمد در دوران عقد هم به دو شکل کمی و کیفی می توان برنامه ریزی کرد.

      زوج ها برای تعیین میزان رفت و آمد صحیح و بدون مشکل در دوران عقد باید با یکدیگر هماهنگ باشند. زمان کمی یعنی خانواده همسرتان بداند که شما بی نظم و برنامه به خانه شان نمی روید، بلکه مثلا یک روز اول هفته و یک روز آخر هفته به آن جا می روید. زمان کیفی هم یعنی مثلا شما از نظر زمان کمی باید شنبه و چهارشنبه ها به خانه همسرتان بروید ولی چون امروز پدر همسرتان مریض است، بهتر است برای عیادت او به منزل آن ها بروید. برای تعیین بهترین زمان کمی و کیفی هم زن و شوهرها باید با هم مشورت کنند تا به بهترین زمان برسند.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  44. سلام تو دوران عقدم شوهرم خیلی ازم توقع داره که حتما به مامانش تو کارها کمک کنم و وقتایی که حوصله ندارم و دوست دادم برم اگه کمک نکرده باشم باهام حرف نمیزنه دیروز این مشکل پیش اومد ولی در حد زیادی نبود و ظهر ایشون اومدن خونه ما یه کار اشتباهی که من چند بار مرتکب شدم این بود که گوشیش رو تلگرام و اینستاش رو نگاه میکردم ولی نه برای چک فقط برای شوخی و اذیت دیروز از دستش ناراحت بودم مرتکب یه اشتباه شدم و وقتی دیدم کلی دختر تو اینستا فالو کرده اینستاش رو پاک کردم ولی بعد متوجه اشتباهم شدم و خیلی معذرت خواستم ولی قبول نکرد وقتی رفتن چون قرار بود شب ایشون بیان خونه ما بهش زنگ زدم که بیاد وای گفت نمیتم و میخوام برم سالن با دوستام خیلی ناراحت شدم هرچقدرم ناراحت میبود از دست من نباید دوری میکرد ایشون یک هفته هستند و دو هفته میرن یه شهر دیگه برای ماموریت یه شبمون به هدر رفت با اینکه من معذرت خواستم نمیتونم به خاطر اون یه شب ببخشمش از طرفی هم بین دوراهی موندم برم امشب خونشون چون همیشه وقت دعوا وایمیستن من پیش قدم بشم و میترسم براشون عادت بشه حالا واقعا نمیدونم چی درسته چی درست نیست لطفا منو راهنمایی کنید من باید پیش قدم بصم یا منتظر بمونم ایشون بیان ؟

    • با سلام
      دوست عزیز دوران عقد واقعا دوران سو تفاهم های مختلفی است که برای افراد ایجاد می شود .منتهی اینکه هر دو نفر تلاش کنند در این مدت با خصوصیات اخلاقی هم اشنا شوند که کمک شود که بعدا در زندگی مشترک با مشکلات کمتری مواجه شوند بسیار کمک کننده است .پس دقت داشته باشید که در مورد مساله ای که شما می فرمایید خودتون اشتباه کردید خب بهتره به هر صورت عذر خواهی کنید ولی اگر ایشون نپذیرفتند بهتره تلاش زیاد نداشته باشید چون ممکنه توقع بشه به هر حال شما متوجه اشتباه شدید و تلاش کردید که مساله حل شود اگر قرار باشد که رفتارها تداوم داشته باشه ایشون ممکنه فکر کنه در قبال عذرخواهی هم بهتره بخششی نداشته باشه مگر اینکه شما بیشتر اصرار کنید و پیش قدم شوید که طبیعتا این شرایطرو بسیار سخت می کنه ..
      پس توجه کنید که باید در این موارد صحبت کنید
      اگر ایشون غرور خاص خودش رو هم داره ولی باید به تعادل برسه
      هر رفتاری که شما دو نعر رو ازار میده باید هر دو نفر ور موردش صحبت کنید و بخواهید که مرتفع شود جمع شدن مسائل باعث می شود به قدری گسترش پیدا کند .که به هر حال شرایط سختی را ایجاد کند ..
      بلکه اگر در همان موقعیت گفته شود با لحن درست خب افراد تلاش خواهند کرد که مساله مرتفع شود .به هر حال نگران نباشید منتهی بهتره هر دو در این زمان با روانشناس جلسه ای داشته باشید تا در مورد انتظارات و خواسته ها صحبت کنیو
      امیدوادم میاله حل و مدیریت شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  45. سلام ۲۲ سالمه بعداز شکست اول با پسری دیگه ازدواج کردم قبل از ازدواج بهم گفته بود دوست دختر داشتم درحد سرگرمی اخه شوهرم پدر و مادرش شهرستان زندگی میکنن خودش تنها تو خونه مجردی زندگی میکرد میگه واسه اینکه تنها بودم دوس دختر داشتم الان نزدیک ۱سال از ازدواجمون میگذره چون موقع رابطه همش ازم ایراد میگرفت شک کردم ک قبلا سکس داشته ولی خودم و دلداری میدادم دوروز پیش ازش پرسیدم گفت اره گفت تقصیر من نبود اون امد خونم گفتم اگه خودش امد جلو منم هستم اگه ن ک هیچ خود دختره امد جلو منم ی مردم هرکی جای من بود اینکارو مزکرد…..خیلی حالم بده خواهش میکنم کمکم کنید ازینکه چرا امد خواستگاری ادمی مث من ک حتی نامحرم صداشو نشنیده چرا قبل از ازدواج بهم نگف الانم باردارم استرس برام خوب نیس ولی اینکارش و یادم نمیره

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید یعنی متوجه خیانت ایشون شدید و ایشون هم انکار نکردند درسته ؟خب وقتی این شرایط وجود دارد و باردار هستید باید حتماوایشون خودش بتونه شرایط رو درست کنه یعنی اینکه اگر واقعا از رفتارش پشیمونه بای باعث ارامش خاطر شما بشه چون طببعیه که شما فراموش نکنید .طببعیه که این شرایط برای شما خیلی سخت باشه .
      مخصوصا که در دوران بارداری حساس و زودرنج هم خواهید بود .
      پس بهترین راه مراجعه هر دو به روانشناسه چون ظاهرا مراجعه کردن بیشتر به دردتون می خوره .و بهتر می تونید مساله رو مدیریت کنید به هر حال یک نکته اساسی اینه که بدونید خیانت وقتی صورت می گیرد برای طرف مقابل عوارض روحی و روانی دارد و طبیعی است و تنها فردی که می تواند بیشترین کمک را داشته باشد همسر شماست .
      همسر شماست که می تواند مدیریت درستی داشته باشد و شرایط را در این وضعیت به حالت عادی بر گرداند و رفتار خطا را جبران کند .امیدوارم مساله شما به درستی حل شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  46. سلام. من ۳۴ سالمه ولی اخیرا به ندرت خیلی احساساتی میشم. منظورم اینکه سر چیزای کوچیک احساساتی میشمو گریه میکنم. دیروز از حرف خاهرم ( شاید حرف خیلی ساده) گریه کردم. ب قول خودمون خیلی دل نازک شدم. شاید علت هم داشته باشه ولی هر علتی هم داشته باشه من حس میکنم واقعا مشکله. بنظرم یه جور در حالت یه مشکل دیده میشه که باید حل بشه من خودم که نگران شدم و میخام حل کنم.ممنونم میشم راهنمایی کنید و تکنیک بذارین جلو روم. تشکر

    • با سلام
      دوست عزیز
      ببینید در مورد دلیل دل نازک شدن شما باید مراجعه کنید دلایل مختلفی می تواند وج د داشته باشد که بسته به انها باید راهکار داده شود.به هر حال برای فردی که می گوید اصلا احساسی نیستم .شدت این مساله که اکنون احساسی شدید می تواند به خاطر بحران و یا شرایط عاطفی باشد که برای شما ایجاد شده و خب طبیعتاوهمین مسائل هم مشکلات بسیاری را ایجاد خواهددکرد که باید توجه داشته باشید ..
      حتی تاهل و وجرد شما اثر دارد .روابط اجتماعی و بازخوردهایی که از دیگران دریافت کردید و یا دریافت می کنید .
      اینها همه می توانند نقش داشته باشند ..
      گاهی هم برای فرد شرایط روانی ایجاد می شود که باعث مشکلات عدیده می شود ..این فشارهای روانی ممکنه در حال حاضر منشا بیرونی نداشته باشد منتهی به طور کل تاثیرات منفی خود را بر جای گذاشته باشد .
      به هر صورت امیدوارم مراجعه کنید و مساله حل و مدیریت شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.