بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

مرکز مشاوره مراکز استانها

مرکز مشاوره اصفهان مرکز مشاوره شیراز مرکز مشاوره کرج مرکز مشاوره قم مرکز مشاوره کاشان
مرکز مشاوره یزد مرکز مشاوره ساری مرکز مشاوره رشت مرکز مشاوره بابل مرکز مشاوره اسلام شهر
مرکز مشاوره تهران مرکز مشاوره تبریز مرکز مشاوره منطقه بندرعباس مرکز مشاوره کرمانشاه مرکز مشاوره منطقه ارومیه
مرکز مشاوره اراک مرکز مشاوره همدان مرکز مشاوره مشهد مرکز مشاوره کرمان مرکز مشاوره اردبیل


مرکز مشاوره تهران

3928 نظر جدید برای بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

  • فرناز   میگوید:

    سلام خواستگاری داشتم که راضی ب ازدواج با اون نبودم ولی با اصرارهای پدرم وبعضی از اطرافیان ازدواج کردم ولی بعد ازمدتی فهمیدن که واقعا فرد مناسبی نبوده ودر نهایت هم بهم خورد با وجود گذشت سالها از این موضوع هنوز نمیتونم از پدرم راضی باشم و رابطه خوبی باهاش داشته باشم.

    • راهنما   میگوید:

      اینکه امروز شما پدرتون رو نبخشید چیزی رو درست نمیکنه … فقط حس بدبینی رو در شما روشن کرده و باعث بدبینی شما میشه
      حس درونی شما چیز دیگریست پس سعی نکنید باهاش بجنگید …چون هر پدر و مادری خوشبختی فرزندش رو میخواد به همین خاطر از گذشته درس بگیرید و با استفاده از اون اینده رو بسازید …
      در این مورد فقط باید واقع بینانه به موضوع نگاه کنید
      بخشیدن، فراموش کردن و از خود گذشتگی نیست و با تحمل کردن افرادی که ما را رنجانده اند فرق دارد. شما مجبور نیستید دیگران را ببخشید ولی هنگامی که بدانید اگر از اشتباهات دیگران بگذرید و به آنها نچسبید، چقدر آرامش بیشتری دارید، هرگز کینه توزی، خشم و قهر را انتخاب نمی کنید. فراموش نکنید که بخشیدن نشانه عزت نفس بالای شماست. بخشیدن، فراموش کردن و رها شدن از احساسات شدیدی است که به حوادث گذشته مربوط می شود. وقتی نمی توانیم دیگران را ببخشیم، خود را فردی فراموش شده، مأیوس و ناتوان می دانیم. در واقع ما نمی توانیم منکر اشتباهات خود شویم؛ اما می توانیم رفتار خود را تغییر دهیم تا شرایط مطلوب تر و آینده بهتری را به خود نوید دهیم.
      .
      در واقع بخشش، آمادگی برای رهایی از رنج های گذشته و تصمیمی است برای پایان دادن به مشکلاتی که از گذشته با خود داریم. البته در بخشی از وجود ما این باور وجود دارد که می توانیم آرامش فکرمان را با پیروی از نفرت، خشم و رنج به دست آوریم و همواره حساب و کتاب های عادی داشته باشیم و دچار حالاتی مانند کینه، نفرت و خشم شویم. بدین ترتیب نمی توانیم آرامش داشته باشیم. بخشش می تواند ما را از زندانی که با ترس و غضب در ذهن خود ساخته و بر خود تحمیل کرده ایم رها کند.
      .
      همه ما می رنجیم
      برای همه ما پیش آمده که بارها و بارها از دیگران رنجیده ایم. بعضی از رنجش ها کوتاه و گذراست و می توان آنها را زود فراموش کرد؛ اما هنگامی که احساس می کنیم کسی عمیقا آزارمان داده است به مرحله دشواری می رسیم؛ آیا باید بگذاریم این رنج در وجودمان بماند و شادمانی ما را با خود ببرد یا باید از معجزه بخشش برای التیام زخم هایمان بهره مند شویم؟ اما اگر بخشش، دردی را که ما در وجود خود احساس می کنیم و عذابمان می دهد درمان می کند، دلیل خوبی داریم که بتوانیم دیگران را ببخشیم. البته این طبیعی است که بعضی ارتباطات باید قطع شوند و بعضی موقعیت ها باید تغییر کنند و این شاید ناراحت کننده به نظر برسد. در واقع گاهی اوقات نمی توانید مطمئن باشید که آیا قربانی یک حادثه غیرقابل اجتناب هستید یا به شکل ناعادلانه ای آزرده شده اید. شاید لازم باشد برای تشخیص نوع رنجش هایتان بیشتر دقت کنید تا بتوانید تفاوت دردی را که از حساسیت های خودتان به وجود می آید با رنجی که به خاطر دیگران احساس می کنید، تشخیص دهید.
      .
      امروزه پزشکان معمولا بیماران خود را نسبت به عوارض جانبی و خطرناک داروهایی که استفاده می کنند، آگاه کرده و بیماران نیز با احساس مسئولیت بیشتری نسبت به سلامت خود اشتیاق زیادی برای مطالعه و کسب اطلاعاتی در زمینه آثار منفی داروهایی که مصرف می کنند نشان می دهند. باید توجه داشت افکار ناراحت کننده ای که به ذهن خود وارد می کنیم نیز عوارض منفی زیادی بر سلامت ما دارند. بنابراین اگر می خواهیم خود را از فشار و ناراحتی های ناشی از درد و رنج ها رها کنیم باید مراقب افکارمان باشیم. همانطور که در مورد داروها و تأثیرات جانبی آنها بر جسم خود مواظب و حساس هستیم، تأثیرات جانبی و مخاطره آمیز نبخشیدن و کینه داشتن از دیگران و افکار منفی می تواند آثار بسیار بدی بر سلامت جسمانی و روانی ما بگذارد. برای مثال می توانیم به این امراض و ناراحتی ها بر اثر نبخشیدن اشاره کنیم؛ سردرد، کمردرد، زخم معده، اضطراب، بی خوابی و ناامیدی. بسیاری از ما برای درمان بیماری های جسمانی خود همیشه در حال مصرف دارو هستیم، درحالی که برای افکار بیماری زایی که به ذهن خود وارد می کنیم هیچ انتخاب و گزینشی نداریم و اجازه می دهیم حتی چیزهایی که سلامت جسم مان را تهدید می کنند به راحتی وارد ذهنمان شوند.
      .
      اما چگونه از ابتلا به این بیماری ها جلوگیری کنیم و کدام دارو قوی ترین بوده و بیشترین اثر را برای شفای افکار بیماری زا دارد؟ “بخشش” پاسخگوی تمام این سؤالات است زیرا قوی ترین و شعف انگیزترین دارو محسوب می شود و قدرت رفع تمام این علائم و بیماری ها را دارد.
      .
      چرا نمی بخشیم؟
      هنگامی که بیش از حد به منیت های خود بچسبیم بخشیدن دیگران برایمان سخت می شود. نیرویی از درون به ما نهیب می زند؛ “او به تو توهین کرده، نباید او را ببخشی”، “چطور می توانی بگذاری کسی با تو بدرفتاری کند” و. . . این نوع منیت ها در بعضی شرایط سخت تأثیر بیشتری بر ما می گذارد و راحت تر شنیده می شود و آن هنگامی است که به خاطر مشکلات زندگی تحت فشار قرار گرفته ایم و دائم از دیگران توقع داریم به ما کمک کنند. در این مواقع است که ندایی از درون ما را به بخشیدن ترغیب می کند. اما فراموش نکنیم که همیشه قدرت انتخاب برای ما وجود دارد؛ یعنی می توانیم به جای تسلیم در برابر اینگونه وسوسه ها، گذشت و بخشش را برگزینیم و به این ترتیب خودمان نیز به آرامش بیشتری دست یابیم.
      .
      همواره به خاطر داشته باشید که هر چه بیشتر بتوانید ببخشید، بیشتر نیز دریافت می کنید. در واقع هر آنچه در زندگی ارزش داشته باشد فقط زمانی افزایش می یابد که بخشیده شود. هنگامی که گمان می کنید با بخشیدن چیزی را از دست داده اید به معنای واقعی نبخشیده اید. اگر بااکراه ببخشید، هیچ نیرویی در پس آن وجود ندارد. در واقع مهم ترین چیز نیتی است که در پشت عمل شما نهفته است.
      .
      نیت همواره باید ایجاد شادی و نشاط برای شخص بخشایشگر باشد زیرا شادمانی به عنوان پشتوانه و حامی برای شماست و بازگشت عملتان نیز به طور مستقیم به میزان بخشایش بستگی دارد؛ البته اگر واقعا از ته دل و بی قید و شرط باشد.
      .
      شاید برای بسیاری از ما بخشیدن کار آسانی نباشد. اگر شما هم جزو این دسته افراد هستید، توقع نداشته باشید یکباره بتوانید دیگران را ببخشید. عمل بخشیدن نیازمند زمان است؛ اما هر چه بیشتر روی آن کار کنید بیشتر به آن پی خواهید برد. پس برای سلامت جسم و روان خودتان هم که شده همین حالا تصمیم بگیرید بخشیدن را تمرین کنید. شما می توانید این کار را با بخشش های کوچک شروع کنید تا کم کم بتوانید کسانی را هم که خیلی شما را آزرده اند ببخشید.
      .
      چطور ببخشیم؟
      تحقیقات نشان داده افرادی که می توانند ببخشند، افسردگی، خشم و استرس کمتری دارند و امیدشان به آینده هم بیشتر است. همچنین سیستم ایمنی بدنشان قوی تر است و نشاط و شادابی بیشتری را تجربه می کنند.
      .
      برای تمرین بخشش هرگز منتظر عذرخواهی دیگران نباشید. بسیاری از افرادی که شما را رنجانده اند اصلا قصد عذرخواهی ندارند. بنابراین اگر منتظر شنیدن معذرت خواهی آنها باشید، ممکن است هیچ وقت نتوانید آنها را ببخشید.سعی کنید گاهی از دید دیگران به مسائل نگاه کنید؛ اگر گاهی با فرد موردنظر همدردی کنید، ممکن است متوجه شوید که این کار را از روی نادانی، ترس یا حتی علاقه انجام داده است.
      .
      فواید بخشش را بشناسید. مطالعات نشان می دهند افرادی که قدرت بخشش دیگران را دارند توانایی و انرژی بیشتری دارند. همچنین اشتهای بهتر و الگوهای خواب بهتری هم دارند. فراموش نکنید که باید بتوانید خودتان را هم ببخشید. برای بعضی افراد بخشیدن دیگران راحت تر از بخشیدن خودشان است. اما توجه داشته باشید که اگر نتوانید خودتان را ببخشید، اعتماد به نفستان را از دست می دهید و همواره احساس گناه می کنید.
      .
      شما برای اینکه بتوانید راحت تر ببخشید، باید موانع بخشش را از سر راهتان بردارید و فکر و بینش خود را نسبت به آن تغییر دهید. در واقع برای اینکه فکر و ذهن ما آماده بخشش شود، باید به خود بقبولانیم که باورها و موانع گذشته از بین رفته اند و دوباره نمی توانند بر زندگی حال و آینده ما تأثیر بگذارند. ترس یکی از مهم ترین موانع بر سر راه بخشش است. اینکه نتوانیم از فکر گذشته رها شویم، مانعی بر سر راه بخشش خواهد بود. تحقیقات نشان داده است افکار و احساساتی که در ذهن خود پرورش می دهیم در بسیاری مواقع باعث بروز ناهنجاری و علائم فیزیکی مانند اضطراب، افسردگی، تحریک پذیری، هیجان، انواع سردردها، کمردردها و … می شود و سیستم ایمنی بدن را نیز ضعیف می کند.
      .
      گاه نیز قضاوت های نادرست ما مانع از آن می شود که بتوانیم دیگران را ببخشیم؛ بنابراین هیچ گاه دیگران را بدون توجه به شرایط خاص خودشان قضاوت نکنید. به یاد داشته باشید افکار و عقاید ما تعیین می کنند که چگونه زندگی کنیم و هدف و نتیجه ای هم که از بخشش حاصل می کنیم رها کردن مشکلات مربوط به گذشته است. متأسفانه بسیاری از ما در هاله ای از ترس نسبت به گذشته و وحشت از آینده زندگی می کنیم و گذشته و آینده درنظرمان یکسان است؛ درحالی که اگر بخواهیم می توانیم در آینده آرامش بیشتری نسبت به مشکلات تلخ گذشته داشته باشیم.
      .
      البته با بخشیدن، واقعیت های گذشته عوض نمی شوند زیرا گذشته را نمی توان تغییر داد. ما فقط می توانیم دیگران را ببخشیم تا به آرامش بیشتری برسیم. بخشش به ما اجازه می دهد با گناه، سرزنش و احساس شرم خداحافظی کنیم و به ما یاد می دهد که با دوست داشتن دیگران از شر ترس های گذشته رها شویم.

    • Anonymous   میگوید:

      سلام عزیزم خدا کمکت کنه

  • ناشناس   میگوید:

    سلام خسته نباشید .
    من دختری ۲۳ ساله هستم که مشغله کاری و درسیم زیاده . جوری که وقتی از دانشگاه میام شبه تقریبا و فقط دلم میخاد بخوابم . مادرم وقتی میخاد با من صحبت کنه اصلا توجهی نداره به اینکه مخاطبش توانایی پاسخگویی یا شرکت در مکالمه رو داره یا خیر . اصلا توجه به وضعیت روحی طرفش نمیکنه که غمگینه یا شاده یا مشغول انجام کاریه که تمرکز میخاد یا نه . مثلا من دارم کاری میکنم که تمرکز باید داشته باشم . با من صحبت میکنه یا ازم سوال میپرسه بعد وقتی نمیشنوم ازم ناراحت میشه . بهش میگم بذار ۵ دقیقه دیگه صحبت کنیم یا من الان نمیتونم صحبت کنم دارم کاری انجام میدم ، ناراحت میشه ازم و میگه به من چه من حرفمو میزنم شنیدی شنیدی نشنیدی هم هیچی . بهش میگم وقتایی که من خستم غیر از صحبت های ضروری با من صحبت نکن بذار استراحت کنم یا مشغول کارم باشم ولی یا قهر میکنه میگه دیگه بهت کاری ندارم باهات حرف نمیزنم یا صحبتشو ادامه میده . اصلا به اینکه هر حرفی جا و زمان و موقعیت روحی مخاطبش رو می طلبه توجه نمیکنه . من مشکل ارتباطی با هیچ شخصی ندارم . فقط با مادرم مشکل دارم و پدرم در این موضوع با من موافقه . لطفا بگین که من چیکار کنم با این مشکل ؟
    مشکل دیگه ای که با مادرم دارم اینه که اصلا انتقاد پذیر نیس تا یه انتقاد ازش بکنم میگه برو بابا و میگه خودت فلان مشکلو داری . خیلی سریع عصبی میشه سر کوچکترین مسعله ای صداشو میبره بالا . من صبرم زیاده ولی یه بار سر اشتباهی که مادرم کرده بود و سرم داد کشید عصبانی شدم و با لحن بدی ولی مودبانه جوابشو دادم که ناراحت شد . داییم هم مثل مادرم آدم عصبی هستش .وقتی متوجه شد از اون موقع چن بار در موقعیت های مختلف به من توهین رکیک کرد و وقتی اعتراض کردم گفت چون با مادرت بد صحبت کردی . مادرم هم به جای اینکه مسعله رو با خود من حل کنه (که تازه اشتباه اول هم از خودش بوده) ، از توهین های داییم طرفداری کرد و سرم داد کشید. و از اون موقع من قطع رابطه کردم با داییم . از رفتار و عدم حمایت مادرم از خودم بشدت ناراحتم . چن بار بهم حرف محبت امیز زد اخیرا که بهش گفتم محبت رو با عمل و حمایت نشون میدن نه با حرف . ولی اینرو هم قبول نکرد و اخم کرد .
    لطفا بگید ایراد از چیه ؟ گاهیی تنشمون به جایی میرسه که میگه تو دیگه دختر من نیستی و برو با پدرت زندگی کن . من با این مشکلاتم با مادرم ( عصبانیت و عدم حمایت و عدم توجه مادرم به مخاطب در حین صحبت کردن ) چیکار کنم ؟

    • راهنما   میگوید:

      ایراد از دیدگاه ارمانگرایانه شماست … در صورتی که باید طرف مقابلتون رو درک کنید … مادر شما شاید به این مورد توجهی نکنه و شما هم نمیتونید تغییرش بدید چون به این روال زندگی کرده …پس برای مدتی بهش گوش بدید و بعد ازش اجازه بخوایت که استراحت کنید …
      خود شما در طرح سوال و خواهش و پاسخ دادن میتونید اقدام کنید
      و اینکه دوست عزیز کمی صبور باشید و این همه به موضوعات اینچنینی توجه نکنید

  • Anonymous   میگوید:

    سلام خسه نباشی من باشوهرم زیاد بحثمون میشه هربارم ک قهرمیکنه میره دیگ برنمیگرده تاخودم زنگ بزنمو بگم غلط کردم

    • Anonymous   میگوید:

      عزیزم گذشت کردن چیز خوبیه همیشه گذشت کن تا خدا کمکت کنه

    • Anonymous   میگوید:

      زنگ نزندخودش برمیگرده یکم بی محلی کن

  • باران   میگوید:

    سلام من و همسرم خیلی بحث داریم از همون دوران عقد تا الان که یه بچه ۸ ماهه داریم . مدام ایراد میگیره سر کوچیکترین موضوعات مثلا مایع دستشویی توالت … خیلی مسخره است! الان که بچه دار شدیم بدتر هم شده کلا خانوادگی عصبی هستند چندین بار سر بچمون داد کشیده این اواخر می خاست بزندش .. من الان نگران بچمونم بعضی وقتها فکر میکنم طلاق بگیرم برای بجنون بهتر باشه خیلی درمونده شدم کمک کنید..

    • راهنما   میگوید:

      میخواهیم ترفندها و رازهایی زنانه را به شما اموزش دهیم تا بر همسر بداخلاقتان فائق ایید و هم خودتان و هم زندگیتان را از شر تشنج هایی که به ان وارد میکند راحت کنید
      فرمان اول:باورش کن
      بیشتر مردان دل شان می خواهد که که همسرشان باورشان کند .اصلا خوششان نمی آید که همسرشان در توانایی ها واستعدادهایشان(مثلا در تامین امنیت ورفاه و…)شک داشته باشد.با رفتار و گفته هایتان به آن ها بفهمانید که توانایی ومهارت واستعدادوپشتکارشان را باور داریدالبته دروغ نگویید چون اساساخوب نیست.
      فرمان دوم:حرف بزن
      برای اینکه همسرتان بفهمدشما اورا درک میکنیدخودتان را موظف کنیدکه هر روز به مدت کوتاهی درهمین خصوص با او حرف بزنید..بیست دقیقه که در هر روز زیاد نیست .هست؟حتی اگر جوابتان به این سوال مثبت باشد.باز هم این صحبت بیست دقیقه ای را از همسرتان دریغ نکنیدچون تاثیرش خیلی بیشتر از بیست دقیقه است که در ذهن شماست.آیا همسرتان ارزش ۲۰دقیقه ندارد؟
      فرمان سوم:تاییدش کن
      اکثر آدم ها دوست دارند مورد تاییدباشندهمسر شماهم مثل بقیه چه فرقی میکندتا میتوانید در مناسبت های مختلف همسرتان را تایید کنید.نه با استفاده ازجملات کلیشه ای ومسخره مثل«وااااااای تو فوق العاده ای…بی نظیری….تو حرف نداری..این حرف ها را دیگر هیچ مردی باور نمیکند.خودتان راخسته نکنیددلتان باید با زبانتان یکی باشداگر بتوانید این کار را بکنید قدم بزرگی در تحکیم پیوندتان برداشته اید.
      فرمان چهارم:روی اعصابش راه نرو
      آیا شما خوشتان می آید کسی به شما بگوید که این کار را بکن وآن کار رانکن؟مردها هم مثل شما دلشان نمیخواهدهمسرشان مدام از انها بخواهد که زیر ورو شوندتا آنجا که میتوانید مردتان را آنچنان که هست قبول کنیدخیلی از مردهااز اینکه همسرشان بخواهد آن ها را مدام تغییربدهدآزرده خاطر وگاه خشمگین میشوند.ادم میتواند خودش را خیلی راحت عوض کندولی عوض کردن دیگران خیلی سخت است.
      فرمان پنجم:مغزش را گاز نزن
      اگر شوهرتان خسته است ومیخواهید به مطلب مهمی رو بگویید بلافاصله به اصل مطلب برید وحاشه پردازی نکنیداگر نیاز به دانستن جزییات باشند خودشان پرس و جو میکنند.
      فرمان ششم:چرتکه نیانداز
      به هر طریق ممکن..محبتتان را به همسرتان نشان دهید وچرتکه نیاندازید.دنبال یک موقعیت خاص نباشیدخیلی از مردها هستند که از خودشما هم رمانتیک ترند.
      فرمان هفتم:احترام بگذار
      وقتی همسرتان دارد افکار وعقایدش را به شما میگویدتو ذوقش نزنیدهمیشه وهمه جا نشان دهید که برایش احترام قایل اید.وقتی همسرتان خسته از کار برمیگرددخودتان را بی حوصله ومشغول به کار نشان ندهیدوبه آشپز خانه دور خودتان نگردید.
      فرمان هشتم:امان بده
      تقریبا تمام ادم های روی زمین احتیاج دارند که در پایان روز دوباره انرژی بگیرندوجسم وروحشان را بازسازی کنند مردها که از مریخ نیامده اند.بازهم خوششان نمی آید که وقتی ازکار خسته وکوفته برمی گردند شما تمام اتفاقات روز را برایشان بازگوکنید.امان بدهیدبگذارید کمی استراحت کنند و بعدآرام آرام به شرح ماوقع شروع کنید.
      فرمان نهم:اعتماد کن
      اعتماد…حیاتی تریت عامل برای شکل گیری یک ازدواج موفق است.اگر به هر دلیلی به همسرتان اعتماد کامل نداریدبه جاسوسی متوسل نشوییدچون اوضاع خراب تر میشودمنطقی ترین کار این است که از یک آدم امین ودارای صلاحیت مشاوره بخواهید.
      فرمان دهم:رفیق اش باش
      رابطه تان را طوری با همسرتان تنظیم کنیدکه هم عاشقش باشید وهم بهترین دوست ورفیقش…برای اینکه بتوانیدسال های سال دوست وهمراه همسرتان باشیدباید راه هایی پیدا کنیدتا وقت بیشتری را با بگذرانیدوکارهای بیشتری را با کمک همدیگر انجام بدهید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

  • javad khodabakhsh   میگوید:

    لطفا در رابطه با مشکل فوت فیتیشم راهنماییم کید …
    من ۲۰ سالمه و درگیرم با این مشکل و از مطرح کردنش بخاطر قدیمی فکر کردن خانواده در هراسم.
    با احترام

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد حتما” با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

  • آرام   میگوید:

    سلام
    من زنی ۳۶ ساله هستم که ازموهبت زیبایی حتی معمولی هم بی بهره ام و به همین دلیل هرگزخواستگاری نداشتم باوجود تحصیلات دانشگاهی ولیسانس حقوق بخاطرمشکلات مالی مجبورشدم درشرکت خدماتی کارکنم و برحسب تصادف بامردی ۴۶ساله آشناشدم که به دلیل جدایی از همسروفرزندانش تنهازندگی میکرد و به پیشنهادایشان و بدون اطلاع ورضایت پدرم وخانواده به دفترثبت احوال رفته و مرا عقد موقت خود درآورد ولی قبل ازآن به دفتربهداشت محل مراجعه کردم وبادادن مبلغی پول به مامای بخش ازاول خواست نتیجه تست هایمن مراآسیب دیدگی پرده وعدم بکارت عنوان کندتا عاقدبتواندماراعقدکند.الان بعدازگذشت یکسال من دچاراحساس پشیمانی میکنم وبارهاازاوخواسته ام مرابه عقددایم خوددرآوردوباخانواده ام که درشهرستان زندگی میکنند مطرح سازد من از این پنهان کاری ودروغ خسته شده ام و دوست دارم درست واصولی تشکیل خانواده بدهیم مادرشوم اما ایشان اجازه نمیدهند.باوجود اخلاق خوب وشخصیت سالم اما من دیگر ازادامه این زندگی خسته شده ام.لطفا مرا راهنمایی کنید

    • راهنما   میگوید:

      چطور انتظار دارید کاری که خودتون شروع کردید رو امروز با راه حلی از سمت ما سروسامان بدید بهتره در این مورد سعی کنید با گفتگو به عقد دایم او دربیایید
      و حتما” مشاوره کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  • علی   میگوید:

    سلام من علی هستم ۱۹ ساله تمام شرایط ازدواج رو دارم حالا بعد از یک عالمه جستجو یک دختر گیر اومده که واقعا همه چیش عالیه یعنی خانوادهواخلاق.پاک دامنیی خلاصه همه چی ولی مشکل اینجاس که من زیاد از قیافه دختره خوشم نمیاد سوالم اینه که به نظر شما ایا اگر نامزد کنم بعد از مدتی بهش علاقه مند میشم یا نه؟
    خواهشا خوب توضیح بدید من کاملا سردرگم شدم
    تشکر

    • راهنما   میگوید:

      خب وقتی در چنین سنی میخوایت ازدواج کنید مسلما” تحت تاثیر احساسات قرار دارید
      چون وقتی فردی نتونه به دلتون بشینه ادامه این رابطه اشتباهه

  • sina   میگوید:

    سلام وقتتون بخیر
    من۲۹ سالمه و تازه تو یکی از نیروگاه های کشور استخدام شدم و همکار هم پستم هم یه خانم هست که ۲۴ سالشه و یک سالی هست که اونجا کار میکنه
    من از ایشون خوشم اومده و به خانواده ام هم گفتم
    خانواده ام شماره اون خانم رو از من گرفتن و به ایشون زنگ زدن با یه فامیلی دیگه و شغل تو شرکت مخابرات از ایشون شماره مامانشون رو گرفتند و زنگ زدن از مامانشون راجع به متاهل بودن و نبودن دخترشون و شرایط ازدواجشون پرسیدن که خوشبختانه ایشون مجرد بودند و گفته بودند که دخترم به خاطر شرایط کاری سنگینش و ادامه تحصیل قصد ازدواج نداره ولی اجازه بدید من یه صحبتی دوباره با دخترم بکنم خبرشو میدم بهتون
    شبش تماس گرفتن گفتن برای خواستگاری تشریف بیارین
    من و خانواده ام قصدمون این بود که بعد از شروع به کارم و اینکه یه شناخت نسبی از هم بدست بیاربم بریم خواستگاری
    ولی خانواده م گفتن صبر کن یکم از هم شناخت پیدا کنید بعد اگه دیدی شرایط محیاست برو خواستگاریش
    نمیتونم بهش فکر نکنم

    جو کاریمون هم خوبه

    جفتمون تو یه اتاقیم و تو یه واحد

    کارمون هم به نسبت سنگینه

    اگه جواب رد بده ما سی سال قراره با هم همکار باشیم چطوری با هم کار کنیم

    ممنون میشم راهنماییم کنید که چیکار کنم
    ممنون از وقتی که گذاشتین

    • راهنما   میگوید:

      قبلا” در این مورد به شما پاسخگویی شده
      شما تازه وارد کار جدید شدید پس بهتره صبر کنید تا هم شرایط کاری و هم شرایط ازدواج شما با ثبات بشه
      خانواده شما درست راهنمایی کردن … تو این مدت اخلاق و رفتار ایشون هم مشخص میشه و شما بهتر میتونید در موردش تصمیم گیری کنید

  • Anonymous   میگوید:

    بجز این سایت دیگه ای هم با این نام دارید؟؟؟؟؟؟

    • راهنما   میگوید:

      خیر دوست عزیز

  • Anonymous   میگوید:

    باسلام. شوهرم دروغ میگوید. به تازگی متوجه شدم او مدت بیست شب است بجای اینکه به مراسم مسجد برود با دوستانش به گردش میرود و به من دروغ گفته که مراسم میرود. بااین دروغگویی و رفتار او چه کنم؟

    • راهنما   میگوید:

      بطور غیر مستقیم تنفرتون رو از دروغگویی بیان کنید … ولی سعی نکنید ایشون رو دستگیر کنید
      اجازه بدید ایشون غیرمستقیم حساسیت ها و انتظارات شمارو درک کنه
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  • فرناز   میگوید:

    سلام واقعا ممنون از جواب کامل وخوبتون.کاش بتونم این حرفارو عملی کنم.

  • س   میگوید:

    دختری هستم که خواستگارامو بخاطر مجرد بودن خواهر بزرگترم رد کردم ولی از محیط خونه خسته شدم.دلم میخواد بمیرم.زندگی برام روزمره و قابل پیش بینی و یکنواخت پیش میره.چکارکنم.افسرده شدم.هیچ تفریح و دوستی ندارم.دارم روانی میشم.حوصله خودمم ندارم دیگه.

    • راهنما   میگوید:

      چه ربطی داره شما میتونید زودتر از ایشون ازدواج کنید
      برای افسردگی این دلایل بچگانه است و امروزه شما میتونید کارهای زیادی رو برای پر کردن وقت خالی خودتون انجام بدید

سوالات شما:


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه