بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

مرکز مشاوره مراکز استانها

 

مرکز مشاوره اصفهان مرکز مشاوره شیراز مرکز مشاوره کرج مرکز مشاوره قم مرکز مشاوره کاشان
مرکز مشاوره یزد مرکز مشاوره ساری مرکز مشاوره رشت مرکز مشاوره بابل مرکز مشاوره اسلام شهر
مرکز مشاوره تهران مرکز مشاوره تبریز مرکز مشاوره منطقه بندرعباس مرکز مشاوره کرمانشاه مرکز مشاوره منطقه ارومیه
مرکز مشاوره اراک مرکز مشاوره همدان مرکز مشاوره مشهد مرکز مشاوره کرمان مرکز مشاوره اردبیل

 


مرکز مشاوره تهران

4212 نظر جدید برای بهترین های:::::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

  • mtr   میگوید:

    سلام من دختری ۲۲ ساله هستم حدود ۱ سال ونیم با پسری اشنا شدم .از همه نطر خوبه ولی خانواده ای یه شدت مذهبی دارد.ما هم خانواده ای معتقد هستیم حتی خود من ولی نه به شدت خانواده اون.و من باید بعد از ازدواج بیشتر رعایت کنم حداقل جلوی خانوادش.چون خودش مشکلی با حجاب نداره ولی از طرفی هم به شدت به خانوادش و نطر انها احترام میگذارد‌.میخواستم ببینم ادامه دادن این رابطه درسته؟

    • راهنما   میگوید:

      انتخاب نهایی با شماست و بهتر از هر کسی میتونید با دیدن این شرایط نظر بدید به همین خاطر خودتون رو در شرایط چندسال دیگه قرار بدید و ببینید ایا میتونید با چنین شرایطی سازگاری ایجاد کنید یا خیر؟

  • فرناز   میگوید:

    سلام با پدری که حرف کس دیگه رو قبول نمیکنه ویجور استبداد تو رفتارش هست چطور باید رفتار کرد.قبلا سر ازدواجم هم بخاطر این رفتارش ضربه خوردم ولی اون منو مقصر میدونه ومیگه سر عقد بله نمیگفتی!!!حرف کسی روش اثر نمیکنه.

    • راهنما   میگوید:

      چنین افرادی رو باید تحمل کنید و بدونید تغییر چنین افرادی کاری سخت و بهتره بگیم غیرممکنه
      اول از همه اینکه باید بفهمید که این فرد چطور فکر می کند. اگر فکر کند که همه چیز را می داند احتمالاً سعی می کند آنرا با برخی واقعیات یا اطلاعاتی که دارد ثابت کند. اکثر افرادی که احساس می کنند همه چیز را می دانند معمولاً در خانواده هایی بزرگ شده اند که از کودکی مسئولیت بسیار سنگینی بر دوششان بوده است. وقتی می خواهید نظرتان را به چنین افرادی بفهمانید بهترین راه این است که درست به همان روشی که او حرفش را به شما ثابت می کند، شما هم حرفتان را به او ثابت کنید. بعنوان مثال، اگر سعی دارید که به کسی نشان دهید که بیشتر از یک روش برای پیدا کردن راه حل برای یک مشکل خاص وجود دارد می توانید به آنها بگویید که یک راه بهتر برای اینکار وجود دارد. باید به او نشان دهید که چطور می توانید با استفاده از یک روش متفاوت به همان راه حل برسید. اصولاً باید بتوانید گفته های خودتان را با واقعیت پشتیبانی کنید.

      چند ایده و توصیه برای برخورد با آنها که فکر می کنند همه چیز را می دانند

      بهتر است در ابتدای گفتگویتان، سعی نکنید به آنها بگویید که حرفشان غلط است. اینکار باعث می شود که فوراً حالت دفاعی بگیرند و دیگر به حرفهایتان گوش ندهند. اینجاست که داد و بیدادها شروع می شود. اگر نمی توانید در همان لحظه نشان دهید که نظرتان چیست، بحث نکنید، زمانی دیگر را برای اثبات نظرتان در نظر بگیرید. آنهایی که احساس می کنند همه چیز را می دانند افرادی بسیار خودخواه هستند. یادتان باشد که با آنها وارد جار و جنجال شدن فقط باعث خوشحالی آنها می شود نه شما. معمولاً آخر کار بسیار خسته می شوید. رمز کار این است که مواجهه با چنین افراد یک راه درست دارد و یک راه غلط. دوری کردن از آنها کمک نمی کند که بفهمند همه چیز را نمی دانند. درعوض می توانید این را به آنها ثابت کنید.

      انواع کمی از آدمهای دیگر هستند که به این اندازه دیگران را عصبانی می کنند. این افراد باعث می شوند فکر کنیم افرادی نالایق هستیم و هیچ قدرتی نداریم به همین خاطر خیلی بد واکنش می دهیم و تایید می کنیم که روی ما سلطه دارند. اما اگر آرامش خودتان را حفظ کنید و کمی بیشتر فکر کنید می توانید یاد بگیرید که چطور با ایندسته افراد برخورد کنید.

      چرا اینکار را می کنند؟

      اگر سعی کنید از دیدگاه خود آنها مسئله را ببینید خیلی راحت تر می توانید با این افراد برخورد کنید. این افراد معمولاً فاقد اعتماد به نفس هستند به همین خاطر سعی می کنند باید آنچه را که می دانند را نشان بقیه دهند و کاری کنند که بقیه احساس کنند زیردست آنها هستند. شاید هیچوقت نتوانید دلیل این رفتار خودخواهانه آنها را بفهمید اما با درک اینکه مسئله ای باعث شده است که این فرد چنین شخصیتی داشته باشد، می توانید درک خودتان را بالاتر برده و راحت تر با رفتار او کنار بیایید.

      ارزش خودتان را گوشزد کنید

      اصلاً اینطور نیست که شما پایین تر از این فرد باشید یا کمتر از او بدانید. این آنها هستند که می خواهند چنین حسی را به شما منتقل کنند. اگر به آنها اجازه بدهید احساستان نسبت به خودتان را تغییر می دهند. پس به جای اینکه همه حرفهایی که می زنند را تایید کنید، به همه کارهای مثبتی که قادرید انجام دهید فکر کنید. ارزش شما بسیار بالاست و هیچکس حق خدشه وارد کردن به آن را ندارد.

      به حرفهای او گوش دهید

      گاهی اوقات چنین رفتاری به این علت از فرد سر می زند که او فکر می کند کسی نیست که به حرفهایش گوش دهد. شما می توانید با گوش دادن به حرفهایشان بدون اینکه نظراتتان را مطرح کنید، ترسهای آنها را از بین ببرید. با این روش، دیگر شما را تهدیدی برای خود قلمداد نمی کنند.

      به آنها نشان دهید که بعضی از نظراتشان را قبول دارید و خواهید دید که احساس می کنند که به آنها ارزش و اعتبار داده اید.

      وقتی باعث شدید که احساس اعتماد به نفس و راحتی بیشتری کنار شما بکنند، می توانید برای تغییر بعضی از نگرش های آنها وارد عمل شوید. اما باید اینکار را خیلی زیرکانه انجام دهید. اگر مستقیماً آنها را به چالش بکشید یا خشن برخورد کنید، باعث می شود که همان رفتار دفاعی قبلیشان را پیشه کنند.

      درعوض باید نگرششان را به خودشان انعکاس دهید. بااین روش به آنها نشان داده اید که به حرفهایشان گوش کرده اید و از ایده هایشان تقدیر می کنید و احساس خوشحالی خواهند کرد. از اینجا به بعد می توانید به آرامی بعضی از ایده هایشان که غیرقابل قبول به نظر می رسد را انتخاب کرده و اطلاعات لازم برای تکذیب آنها را مطرح کنید. به جای اینکه ایده هایشان را رد یا مسخره کنید، خیلی ساده شواهد متنقض آنرا به آنها نشان دهید. بعد از آنها نظرشان را جویا شوید.

      اما در اکثر موارد این افراد از تغییر دیدگاهشان خودداری می کنند. در چنین صورتی، با بررسی دیدگاه آنها در سایه اعتقادات خودتان، باید سعی کنید با بی اعتنایی از آنها بگذرید. مطمئناً این افراد با باور یک چیز اشتباه صدمه ای به شما نمی زنند پس لازم نیست که نگران چیزی باشید.

      اگر این مشکل خیلی آزارتان داد می توانید دیگر آن فرد را نبینید.

      پس بااینکه برخورد و مواجهه با کسانی که فکر می کنند همه چیز را می دانند زمان و انرژی زیادی از شما می برد اما می توانید تاثیری که بر شما دارند را محدود کنید. اعتقادات و باورهای خودتان را بررسی کنی تا از قدرت آنها مطمئن شوید. بااینکار اعتماد به نفستان در برخورد با این افراد بالا خواهد بود. اکر فردی حساس و شکننده هستید، شاید بتوانید کاری کنید که باورشان را عوض کنند اما اگر نتوانستید می توانید از آنها دوری کنید فقط کافی است که همیشه از آنچه هستید شاد و راضی باشید.

      • فرناز   میگوید:

        خب فقط نظر خودشو قبول داره.به حرفاتم که گوش کنه جواب منطقی نمیده یه جوابی میده که از حرف زدن باهاش پشیمون میشی.یمدت باهاش حرف نمیزنم تا لااقل یادم بره چیا گفته.هر دفعه که ناراحتم میکنه اشتباهای قبلیشم یادم میاد ولی اصلا زیر بار نمیره که اشتباه کرده وباز گردن خودم میندازه.با همچین آدمی میشه حرف زد که بخوای درستش کنی؟

  • سجاد   میگوید:

    سلام من یه دختری رو دوست دارم که خانواده ها راضی به ادواج هستند. ولی خود دختر روزایی اول مشکلی نداشت ولی حالا. جواب رد داده می خوام ببینم باید چه کار کنم

    • راهنما   میگوید:

      خب وقتی علاقه ای به شما نداره نمیتونید مجبورش کنید … قدم اول در ازدواج به دل هم نشستنه که چنین اتفاقی برای شما نیفتاده

  • راهنما   میگوید:

    دوست عزیز به سوالات به ترتیب پاسخگویی میشه …

    • ش.م   میگوید:

      من چند هفته قبل مشکلمو مطرح کردم اما جوابی نگرفتم هنوز

      • راهنما   میگوید:
          سلام و عرض ادب
          من یه دختر ۲۶ ساله و فرزند آخر یه خانواده ی پر جمعیتم.خواهر و برادرام همگی تحصیل کردن و هر کدوم جایگاهی توی اجتماع دارن.من هم بعد از پایان تحصیلاتم شاغل شدم و آروم آروم رسیدم به اون جایگاهی که مد نظرم بود..در طول دوران دانشجویی و ..هم همیشه کار میکردم و ازهر جهتی که مربوط به پیشرفت تحصیلی و شغلی باشه همیشه آزاد بودم..از دو سال پیش زمزمه های عاشقانه ی همکارم تو گوشم بود و با وجود اختلاف فرهنگی که بود پذیرفتم با اطلاع خانوادم یک دوره شناخت رو باهاش شروع کنم .
          حدودا یکسال به درازا کشیده این دوره..ایشون بشدت پسر پاک..کاری..با آبرو و به شدت علاقه مند به من واز یک خانواده ی سرشناس و شدیدا مذهبی..پوشش تمام خانمای فامیلشون با من فرق داره..حتی ارتباطاتتشون..من هم خودم ذاتا آدم مقیدیم اما اصلا مثل اونا نیستم..هر دوی ما نسبت به این موضوع مرددیم..وموضوع دیگه اینکه درآمد ایشون و مسیر شغلیش همپای خودمه و من همیشه دلم میخواست همسرم جلوتر ازمن باشه
          ایشون و خانوادش فشار گذاشتن که باید همه چیز رسما اتفاق بیفته اما من نمیخوام…زوده..همش فکر میکنم نباید ادامه بدم ..تازه دارم به اهداف و آرزوهام میرسم..درآمد دارم..اساسا با ازدواج مخالف شدم..اما وقتی میبینمش دلم میسوزه و فقفط میگم زوده صبر کن..ضمنا من اگر ازدواج کنم کلیه هزینه های مربوط به جهیزیه و … به دلایلی به عهده خودمه و این یه ترس بزرگی در من ایجاد کرده
          لطفا راهنماییم کنین ……

        در این مورد بارها به شما پاسخگویی شده … شما وقتی هیچ نشانه و تفاهمی با ایشون مشاهده نمیکنید چطور خودتون و گمراه این رابطه کردید ؟
        اگر واقعا” راه زندگی جدید و موفقیت رو تازه پیدا کردید پس چطور خودتون رو اسیر یک رابطه عاطفی که بقول خودتون تناسب و هماهنگی با دیدگاه های شما نداره ، کردید ؟
        شما خوب میدونید چه جوابی باید به خواسته ایشون بدید پس در بیانش قاطع باشید

        • ش.م   میگوید:

          ممنونم از پاسختون
          من بصورت قاطع به ایشون بارها گفتم نمیشه با هم ازدواج کنیم به دلیل عدم تناسب فرهنگی و …اما ایشون هم خیلی قاطع میگن با پوشش من مشکلی ندارن و مذهب و اعتقادات هر کس مربوط به خودشه …قبلا اینقدر واضح نمیگفتن اما تازگیا میگن که خودشونم با خانوادشون در این مورد اختلاف دیدگاه داشتن همیشه و به همین علت منو انتخاب کردن
          مدتیه که با خانوادشون مستقیما ارتباط داریم …آدمای متحجری نیستن ومن با همین شکل و ظاهر همیشگیم باهاشون روبه رو شدم خیلیم منو دوست دارن و احترام میذارن ترسم از اینه که نکنه بعدا مواضع عوض بشن و در صدد تغییر دادن من بر بیان
          اگه ممکنه باز هم راهنماییم کنین
          سپاسگزارم

          • راهنما   میگوید:

            به هر حال ایشون در همان خانواده رشد کرده و تربیت شده و ممکنه برای جلب نظر شما چنین حرفهایی رو بزنه
            یک نکته هست و اینه که شما باید ایشون رو همینطوری که هستند بپذیرید چون زنان با این امید که مردان تغییر میکنن باهاش ازدواج میکنن ولی هیچ تغییری اتفاق رخ نخواهد داد
            پس با خودتون و با ایشون روراست باشید و بیهوده خودتون رو سرگردان نکنید چون کسی از اینده خبری نداره و شما نیاز داره تصمیم قاطعی رو در این مورد بگیرید

  • Azar   میگوید:

    سلام میشه بگید فوت مادر یک دختر ۴ ساله را چطوری و در چه سنی باید بهش گفت؟؟؟؟

    • راهنما   میگوید:

      از دست دادن افرادی که برای کودک از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند، تجربه سختی در زندگی او محسوب می شود. به طور کلی فشار ناشی از مرگ عزیزان در زمره دشوارترین و استرس زا ترین مسائلی است که یک انسان با آن مواجه می شود. اما زمانی که یک کودک، فقدان عزیزی را تجربه می کند این موقعیت چالش های بیشتری را ایجاد می کند زیرا کودک با محدودیت های شناختی فراوانی روبه رو است که درک موضوع مرگ را برای او دشوارتر و پیچیده تر می سازد. در ادامه ضمن ارائه پاسخ به سوال شما مخاطب گرامی، به سوالات متداول دیگر در این باره نیز پاسخ می دهیم:

      آیا باید کودک را مطلع کرد؟
      در پاسخ به این سوال که آیا کودک را در جریان مرگ عزیزانش قرار دهیم باید گفت: کودک در نهایت باید بداند که فردی را از دست داده است و آن شخص دیگر پیش او باز نخواهد گشت. بنابراین باید موضوع فوت شخص را به اطلاع او رساند؛ اما نحوه گفتن این واقعه اهمیت بسزایی دارد. بنابراین برای توضیح فوت یک فرد به او اطلاعات دقیق و درستی ارائه دهید اما در نظر داشته باشید که این اطلاعات باید در سطح درک او از واقعه باشد. مثلاً بیان این که مرگ از نظر پزشکی چگونه روی می دهد یا بر مبنای اعتقادات ارزشی ما مسلمانان، سرانجام فردی که فوت می کند چیست، می تواند در ایجاد درک صحیح این موضوع بسیار کمک کننده باشد. همچنین اهمیت بسزایی دارد که از گفتن دروغ و داستان های غیر واقعی در توضیح این موضوع پرهیز شود. از دادن وعده هایی مبنی بر بازگشت فرد، نیز حتماً اجتناب کنید. به عنوان مثال نباید گفت مادربزرگت به مسافرت رفته است، زیرا در چنین شرایطی کودک همواره به امید بازگشتن او از سفر خواهد بود.

      چه کسی این واقعه را به کودک بگوید؟
      برای گفتن ماجرا به کودک مهم است که شخصی مورد اعتماد و دوست داشتنی از نظر کودک که با او احساس راحتی دارد و در عین حال به او اطمینان دارد این خبر را به کودک بدهد. در خصوص زمان هایی که خود کودک نیز در فرآیند فوت شخص حضور داشته است مثلاً در موقعیت تصادف حتی می توان از کادر پزشکی برای توضیح موضوع به کودک کمک گرفت.

      آیا بردن کودک به مزار متوفی کار صحیحی است؟
      مسئله و موضوع چالش برانگیز دیگری که در این باره مطرح است، بردن کودک به مزار فرد متوفی است، این موضوع به سن کودک و نسبت او با فرد فوت شده بستگی دارد. با این حال بعد از ۹ سالگی زمان مناسب تری است که کودک بر مزار فرد فوت شده حاضر شود. اما با مراعات حال کودک، ایجاد جو حمایتی و آمادگی ارائه پاسخ های حقیقی و علمی به پرسش های کودک.

      آیا طبیعی است اگر کودک غمگین باشد گریه کند و یا به متوفی فکر کند؟
      کودکان نیز مانند بزرگسالان در مواجهه با فقدان عزیزان خود غمگین می شوند و برای سازگاری با این موقعیت جدید نیازمند درک و پذیرش فقدان هستند بنابراین آن ها به گذشت زمان احتیاج دارند. با این حال واکنش های کودکان با بزرگسالان اندکی متفاوت است. ممکن است آن ها در مواجهه با فقدان بلافاصله واکنشی بروز ندهند و عزاداری یا غمگینی آشکاری نداشته باشند. از این رو، نباید تصور شود که کودک غمگین نیست یا متوجه از دست دادن آن شخص نیست.

      همچنین کودک نیز می تواند مانند بزرگسالان در مراسم ترحیم شرکت کند، در کنار دیگران آیین های سوگواری را تجربه کند تا او نیز از این شیوه های تخلیه هیجانی بهره مند شود. خصوصاً اینکه کودک با مشاهده سوگواری و اشک ریختن دیگران می تواند درک کند که دیگران نیز برای آن فرد ارزش قائل هستند و برای او دلتنگ هستند هرچند که اگر این مراسم در کنار ارائه توضیحاتی به کودک باشد مناسب تر است تا بهتر درک کند که فرد را دوست داشتیم و داریم اما دیگر نمی توان او را دید و از این بابت غمگین هستیم. به علاوه اگر کودک خواست گریه کند نباید مانعش شویم بلکه بهتر است محیط امن و حمایت گرانه را برایش ایجاد کنیم تا از این لحاظ در آرامش باشد.

      با این حال شرکت در مراسمی که برخی افراد برای نشان دادن احساسات خود از رفتارهایی مانند شیون یا آسیب زدن به خود استفاده می کنند که موجب وحشت کودک می شود اصلاً توصیه نمی شود. همچنین طبیعی است که کودک بارها سوال هایی در این زمینه بپرسد و یا سوگواری خود را با تحریک پذیری یا گوشه گیری نشان دهد. به طور کلی در مواجهه با فقدان یک شخص، اغلب، مراحلی که برای همه عمومیت دارد طی می شود که شامل شوک، ناباوری، خشم، غمگینی و در نهایت سازگاری با واقعه است. این فرآیند احتمال دارد که بین ۶ماه تا ۲ سال به طول انجامد با این حال رفتارهای افراطی که کارکرد روزمره فرد را به شدت مختل سازد طبیعی نیست و باید برای ممانعت از آسیب های احتمالی در چنین شرایطی از راهنمایی یک روان شناس کمک گرفته شود.

      بایدها و نبایدهای رفتار با کودکان داغدار
      او را در فرصت های مناسب همراه با سکوت در آغوش بگیرید: این کار برای تقویت حس همدردی و همدلی موثر است. همراه با کودک نقاشی کنید: این که شما همراه با کودک داغدار مشغول نقاشی کردن شوید به دلیل بیان احساساتش درباره افرادی که تصویرشان را نقاشی می کند می تواند موثر باشد.

      همراه با او آلبوم عکس های خانوادگی و آلبوم خودش را مرور کنید: این کار باعث می شود خاطرات مربوط به فرد فوت شده را با هم مرور کنید. هرگز از او نخواهید که عزیز از دست رفته اش را فراموش کند: این کار ممکن است در او احساس گناه ایجاد کند.

      همدردی را به کودک بیاموزید: کودک باید بفهمد که او تنها کسی نیست که عزیزی را از دست داده است و افراد دیگری هم سوگوارند و او می تواند برای آن ها نقش حمایتی ایفا کند. به سوالات او پاسخ دهید: کودک درباره فرد از دست رفته سوال خواهد کرد. بهتر است به سوال هایش پاسخ داده شود. کودک می خواهد بداند چه اتفاقی افتاده است. از دادن جواب هایی با جمله های کوتاه بپرهیزید.

      نگویید: «مادربزرگت مرده و دیگه نیست.» فکر نکنید چون کودک است نمی فهمد. موقعیتی را برای صحبت با او فراهم کنید. برایش توضیح دهید فردی که فوت کرده، دیگر در کنار او نیست و نمی تواند برگردد و کسی هم نمی تواند در این باره کاری انجام بدهد.

      از جملات کلیشه ای استفاده نکنید: برخی با جمله های کلیشه ای سعی می کنند کودک را آرام کنند. مثلا می گویند «همیشه خدا اونایی که خیلی خوب هستند رو پیش خودش می بره.» گفتن چنین جمله ای، دنیایی از اضطراب را برای کودک به همراه خواهد داشت یعنی کسانی که الان هستند و نمرده اند خوب نیستند؟ یا افراد خوبی که هستند و او خیلی دوستشان دارد هم به زودی خواهند مرد؟ همچنین اگر کودک سن بسیار کمی دارد به او نگویید که مثلا: «خدا مادربزرگت را پیش خودش برده» چرا که ممکن است با این جمله این تصور اشتباه در کودک به وجود بیاید که خدا عزیزانش را به ناحق از او گرفته است.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • ali   میگوید:

    با سلام
    من و نامزدم چند روزه که به خاطر برداشت اشتباه ایشون مبنی برخیانت بهم اتهام خیانت زده و از هم جدا شدیم.
    ماجرا هم از اینجا شروع شد که نامزدم در مورد رابطه قبلی من اطلاع داشت و میدونست که تموم شده هستولی وسیله ای از اون شخص پیش من بود که باز هم با اطلاع نامزدم میخواستم وسیله رو به اون شخص برگردونم.
    در اس ام اسی که برای اون شخص میخواستم ارسال کنم به اشتباه یک کلمه عزیزم به اول پیام پیست شد و باز هم به اشتباه پیام رو برای نامزدم ارسال کردم.
    به همین ترتیب اتهام خیانتی که هرگز انجامش ندادم بهم زده شده و نامزدم ترکم کرده.
    لطا راهنمایی بفرمایید که چطور میتونم رابطمو برگردونم؟
    با تشکر.

    • راهنما   میگوید:

      فقط میتونم بگم امیدوارم بتونید با صحبت کردن این سوء تفاهم رو از بین ببرید
      چون اشتباه شما کاملا برای ایشون روشن کرده که در ارتباط هستید … صبور باشید تا از تب و تاب ناراحتی ایشون کاسته بشه بعد میتونید اقدام کنید

  • فرزام   میگوید:

    ا سلام پسری سی و پنج ساله هستم تحصیلاتم فوق لیسانس در یک رشته ی مهندسی و مدیر یک بخش از یک شرکت هستم. از نظر شغلی خیلی موفق هستم ولی از نظر رفتاری به نظر خودم عادی نیستم.
    من بهمه بدبینم فکر می کنم همه می خوان بهم خیانت کنن…یک وقتایی با دوستام میگم می خندم ولی فردا از همشون دوری می کنم و جواب تلفنشون رو نمی دم اونوقت غصه دلتنگی و تنهایی بهم فشار میاره….
    میل جنسی ام زیاده ولی نمی تونم به راحتی به کسی نزدیک شم آخه می ترسم بیماری داشته باشه و اگه نزدیک بشم استرس بیماری خیلی عذابم می ده…. ممکنه یک شب توی مهمانی خیلی بهم خوش بگذره ولی همون شب تو رختخواب گریه ام میگیره جوری که بالش خیس میشه. حس تنهایی و بدبختی می کنم
    یک وقتایی فکر می کنم دور و اطرافم یک کسانی هستند و دارند من رو تعقیب می کنند یک وقتهایی باهاشون حرف می زنم….یک وقتهایی حس می کنم باید از دستشون فرار کنم…
    این رو هم بگم یک شبهایی قبل از خواب یک صحنه های عجیبی میاد تو ذهنم نمی دونم چی هستن ولی من رو اذیت می کنن انگار یک سری خاطرات بدی هستن ولی من یادم نمیادشون….اما می دونم مربوط به من هستن.
    این رو هم بگم که توی کار اعتماد به نفس و جراتم خیلی بالاست ولی تو زندگی معمولیم خیلی اعتماد به نفسم پایینه….فکر می کنم هیچ جذابیتی برای کسی ندارم کسی هم بهم علاقمند نیست….اوایل این موضوع خیلی برام سخت بود ولی الان اون رو قبول کردم….
    من سعی کردم تا حالا خودم رو اصلاح کنم ولی دوباره این مسائل بهم فشار میاره
    ممنون می شوم من را راهنمایی کنید

    • راهنما   میگوید:

      هیچ چیز مانند بدبینی در خراب کردن یک رابطه قدرتمند نیست. بدبینی خالق تشویش و استرس، عصبانیت، تنفر و ترس است. هیچ فرد بدبینی نمی تواند به روشنی فکر کند و تصمیم بگیرد.

      رابطه داشتن با کسی که بدبین است وحشتناک است. آدم بدبین رفتاری غیر مطمئن و ناشایست دارد. چنین فردی جذابیت ندارد و حتی دیگران را از خود دور می کند.

      هیچ کس همدمی بدبین نمی خواهد و هیچ کس نمی خواهد بدبین باشد. پس عامل بدبینی چیست؟

      “بزرگترین عامل در به هم خوردن ازدواج ها بدبینی است. بدبینی بخاطر احساس نا امنی فرد بدبین پیش می آید و ممکن است ریشه ای داشته باشد یا نداشته باشد. این فرد از خطوط ارتباطی پنهان می ترسد و سعی می کند آنها را کشف کند.” – ال ران هوبارد

      هنگامی که به همسر یا شریک زندگی خود بدبین می شوید، در حقیقت به ارتباطاتی خیالی و مخفی مظنون شده اید. راز باعث رنجش شما می شود. اگر با شریک زندگی خود درباره تردید خود صحبت کنید آنگاه دیگر رازی بین شما نخواهد بود و دیگر آن احساسات بد تقویت نخواهد شد.

      ارتباطات مخفی یا یا راز ها باعث می شوند افکار و سوالات این چنینی به ذهن شما خطور کند. ” آیا او همدمی بهتر از من پیدا کرده است؟” ” آیا می خواهد مرا ترک کند؟” ” آیا روابط نا مشروع با کسی برقرار کرده است؟” آیا از نظر او من آدم نچسبی هستم؟”

      وقتی که احساس بدبینی دارید چیزهایی که به نظر شما راز هستند باعث می شوند بدترین گمان ها را ببرید. و ناخواسته فرضیه ای می سازد که در آن بدترین حالت های ممکن لحاظ شده است. و جهنم آغاز می شود جهنمی که خود و اطرافیانتان در آتش آن می سوزند و کم کم کنترل از دست شما خارج می شود.

      خوب حال که به این نتیجه رسیدیم بدبینی و حسادت بدترین بلا ها را بر سر ما می آورد چگونه می توانیم از چنین وضعیتی جلوگیری کنیم؟ یا اگر طرف مقابل ما آدم بدبینی است با او چگونه باید برخورد کنیم؟

      درمان بدبینی

      ” برقراری ارتباط ریشه موفقیت رابطه زناشویی است که بر پایه آن یک جامعه قدرتمند رشد می کند، و ارتباط ضعیف همانند تخته سنگی است که به کشتی این رابطه برخورد می کند و مسافرانش را غرق می کند. ” – ال. ران هوبارد

      اگر فرد بدبینی هستید باید ارتباط برقرار کنید. باید حدس زدن و پیش داوری را کنار بگذارید و به جای آن بپرسید. احساسات خود را با ارتباط برقرار کردن فرو بنشانید.

      باب به همسرش می گوید “من نمی خواهم آدم بدبینی باشم ولی می خوام بدونم می شه؟ می شه بگی تو نسبت به جو چه احساسی داری؟”

      و همسرش پاسخ می دهد ” من فقط از اون خواستم پسرش رو برای کمک بفرسته باید بدونی که من دوست دارم و دیوونه تو هستم عزیزم”

      و بوووم! ارتباط مخفی که در ذهن باب شکل گرفته بود نابود شد. و راز از بین رفت. و باب احساس بسیار بهتری دارد.

      اگر باب ارتباط برقرار نمی کرد این بدبینی باب را عصبی و مشوش می کرد. و سایه آن بر روابط زناشویی آنها سنگینی می کرد.

      اگر شریک زندگی شما آدم بدبینی است. مطمئن باشید در ارتباطات خود با دیگران هیچ چیز را از او مخفی نمی کنید. مثلا وقتی که نامه ای از کسی دریافت می کنید به او پیشنهاد دهید آن را بخواند.

      ارتباط برقرار کنید تا مشکل را حل کنید. مثلا وقتی که می بینید مارسیا عصبی یا ناراحت است و زیاد صحبت نمی کند فکر کنید ببینید چه چیزی را از او مخفی نگه داشته اید. این بد بینی می تواند در محیط کاری هم رخ دهد مثلا ممکن است ببینید مدیر شما از ابتدای شروع بکار شما تا کنون چنین رفتاری با شما نداشته است گاه کافیست نشان دهید که با او رو راست و صادق هستید تا اگر افکار بدی درباره شما به سرش زده است به اشتباه خود پی ببرد.

      البته باید در هنگام برقراری ارتباط با شریک زندگی خود حتماً همانطور که می خواهید سوء تفاهم ها را از بین ببرید باید بتوانید علاقه خود را به او نمایان کنید. و مهربانی خود را به او نمایان کنید.

      اسرار قدیمی را ریشه کن کنید و آشکارا احساسات عاشقانه خود را بیان نمایید. برای آینده خود برنامه داشته باشید. فقط بخاطر یک ارتباط خوب موفقیت بزرگی در انتظار شماست.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

    • مینا   میگوید:

      باسلام
      دختری هستم ۳۰ ساله و پسری ۳۷ ساله به خواستگاری بنده آمده است. آیا ایشان با ۳۷ سال سن در آستانه پیری جنسی هستند؟ و آیا وجود این فاصله سنی به لحاظ جنسی در سالهای آینده برای بنده مشکل ساز نیست؟

      • راهنما   میگوید:

        مردان تا اخر عمر برعکس زنان توانایی تولید مثل رو حفظ میکنن …

  • نازی   میگوید:

    سلام..من زنی ۳۳ ساله هستم دارای یک فرزند..۱۲ ساله ازدواج کردم..ساکن کشور آلمان هستم..متاسفانه همسرم خیلی با بی توجهی منو آزار میده..هر چقدر باهاش حرف میزنم انگار نه انگار. همش اظهار میکنه دوسم داره ولی رفتارش یه چیز دیگه میگه..چندین بار خواستم خودکشی کنم.ولی بخاطر پسرم نتونستم..نه میتونم طلاق بگیرم نه باهاش زندگی کنم.حسرت یه رفتار عاشقانه یا نگاه عاشقانه از طرف همسرم به دلم مونده..لطفا کمکم کنید

    • راهنما   میگوید:

      بهترین توصیه اینه که خودتون به تنهایی به مشاوری مجرب مراجعه کنید … سوءتفاهم و حساس بودن شما میتونه یکی از عوامل این حساس بودن به رفتار همسرتون باشه
      برای کنترل مردان عشق ابزار کارا تری از شهوت است. بعد از چند سال اول زندگی معمولاً خانم ها از کاهش رقبت شوهران نسبت به خود شکایت می کنند. دلیل این کاهش علاقه کاهش شور و هیجان اولیه است چون دیگر آن جاذبه جنسی به شدت اوایل ازدواج نیست و مردان مانند اوایل زندگی از رابطه خود لذت نمی برند.

      برای اینکه مرد زندگی خود را اغوا کنید و او را علاقمند نگه دارید، باید نقش یک افسونگر را بازی کنید و کاری کنید که عاشق شما باشد.

      در این مقاله نکاتی را برای شما بیان می کنیم که به کمک آن می توانید شوهرتان را به گونه ای شورانگیز نسبت به خود وابسته و علاقمند سازید و مسحور خود سازید.

      دلفریب باشید

      نقش یک پری دریایی را بازی کنید. یک پری دریایی با اینکه بسیار زیباست خود را در معرض دید قرار نمی دهد. در رابطه خود کمی رمز راز به عنوان چاشنی وارد کنید. مقدار کمی طفره رفتن اشتیاق او را برای بدست آوردن شما بیشتر می کند. هیچگاه بدن خود را بیش از حد درمقابل همسر خود به نمایش نگذارید. اگر در روابط خود غیر قابل پیش بینی باشید این کار باعث می شود شور و اشتیاق او را بیشتر کنید. پیام های متناقض و گیج کننده برایش بفرستید می توانید سرکش و سپس رام باشید معصومانه رفتار کنید آنگاه مانند افراد شرور رفتار کنید. این گونه رفتارها سبب می شود همسر شما سعی کند بیشتر متوجه شما شود و بیشتر شما را کشف کند.

      از خوب بودن زیادی پرهیز کنید

      اگر تمام سعی خود را برای بسیار خوب و فرمانبردار بودن بکار گیرید احتمالاً در پایان روز بسیار از رفتار خود راضی خواهید بود اما با محبت بیش از حد در عمل از جاذبه و شدت اغواگری خود کاسته اید و حتی ممکن است پس از مدتی باعث دلزدگی همسر خود شوید. وقتی یک تقاضای طبیعی دارید همسرتان به عنوان فردی پر توقع به شما نگاه می کند. نیکی بیش از اندازه به ندرت کسی را شیفته می کند.

      بعضی اوقات قسمت های کوچکی از سیاهی های شخصیت خود را نشان دهید. گاه کمی بی رحمی از خود نشان دهید یا حتی اگر لازم دیدید کمی هم کارهای زشت انجام دهید ولی مراقب باشید کارهای مبتذل و بی ارزش انجام ندهید.

      جاذبه ظاهری داشته باشید.

      آنچه مردان می بینند برایشان بسیار مهم است. و در آنها کشش یا دافعه ایجاد می کند در حالیکه خانم ها با مغز خود عشق می ورزند مردان از طریق آنچه می بینند مجذوب می شوند. بسیار مهم است که خود را برای همسر خود سرحال و جذاب نگه دارید. بعد از ازدواج شما یک مسئولیت مهم داریدکه نباید با خود خواهی از زیر آن شانه خالی کنید. باید خود را آراسته کنید، باید از نظر بدنی متناسب باشید از پوست و موی خود مراقبت کنید و از نظر روحی فردی پرانرژی باشید.

      همه این کارها نه تنها به دوام زندگی زناشویی شما کمک می کند بلکه سبب اعتماد به نفس بالای شما می شود.

      اگر چه بهتر است در اجتماع با سلیقه همسر خود رفتار کنید ولی شما به عنوان زنی جذاب، خوش تیپ، باوقار، باعزت نفس بالا، شیک و مرتب سبب اعتماد به نفس بالای شوهر خود خواهید شد. و در این میان زنان دیگر کمتر می توانند در مقابل چشمان همسر شما دلربایی کنند. و البته فراموش نکنید به گونه ای لباس بپوشید که نظر مردان دیگر به سمت شما جلب نشود چون در رابطه شما تأثیر منفی خواهد گذاشت.

      نیازهای مزاجی و ذهنی همسر خود را فراموش نکنید

      در حالی که برای حفظ همسر خود تلاش می کنید نباید از نیازهای احساسی و فکری همسر خود غافل شوید. رنگ مورد علاقه او، خواندنی های مورد علاقه اش، فیلم ها و کتاب هایی که دوست دارد همه را باید بدانید و هر از چند گاهی او را غافلگیر کنید و یکی از آن چیزهایی که به آن علاقه دارد به او هدیه بدهید. طرز تهیه خوراک، دسر و یا نوشیدنی مورد علاقه او را پیدا کنید و آن را برای وقتی که از سر کار به خانه بر می گردد حاضر کنید. خود را با آنچه دوست دارد و دوست ندارد و حوصله او مطابقت دهید.

      همه انسان ها تمایل دارند خود را در ظاهر خویشتندار و فردی که به فکر دیگران است نشان دهند ولی در عمل همه ما در نهایت افرادی خود خواه هستیم و قبل از هر کسی به خود اهمیت می دهیم بنابراین اگر همسر خود را به اندازه کافی (نه بیش از حد) نوازش کنید او را به خود وابسته کرده اید.

      به همسر خود احترام بگذارید

      بسیاری از خانم ها فکر می کنند بزرگترین نیاز مردان به آنها نیاز جنسی است ولی در حقیقت این است که آنها بیش از هر چیزی احتیاج به احترام آن هم از شریک زندگی خود دارند. با او به گونه ای صحبت کنید و همینطور به گونه ای رفتار کنید که شوهرتان احساس کند برایش ارزش زیادی قائل هستید.

      اعتماد به نفس او را تقویت کنید.

      مردها برخلاف ظاهرشان همانند کودکان هستند که می خواهند از آنها تعریف و تمجید شود. اعتماد به نفس او را با تایید تصوراتش نسبت به خودش تقویت کنید. این کار شما سبب می شود او همه چیز را با شما در میان بگذارد. با صداقت و گاه با زیرکی همه رفتارهای خوبش را به او بگویید. اگر روزی یک بار به او بگویید که دوستش دارید سبب می شود احساس خوبی در او ایجاد کنید.

      او راتشویق کنید

      وقتی همسر شما تلاش می کند مشوق او باشید. و بگویید که به او کاملاً ایمان دارید. حتی اگر همسرتان خرابکاری کرد به جای اینکه در مقابل او قرار گیرید و او را سرزنش کنید بگویید دفعه بعد حتماً موفق می شوی. از همسر خود به خاطر تلاشی که کرده است قدردانی کنید. این کار باعث می شود عصبانیت او تخلیه شود و رفتار بدی که احتمالاً با شما خواهد داشت خنثی شود. مردها وقتی که از همسر خود احساس برتری می کنند امنیت را حس می کنند بنابراین سعی کنید این گونه تظاهر کنید.

      حتی اگر با همسر خود اختلاف نظر اساسی دارید هیچگاه از کلمات بد و خشن استفاده نکنید چون این کار صدمات جبران ناپذیری به روابط شما می زند.

      حساس باشید

      در رختخواب نسبت به همسر خود بسیار حساس باشید. وقتی مربوط به مسائل جنسی می شود مردان بسیار حساس می شوند. اینکه مردی نتواند همسر خود را ارضاء کند بسیار او را دلسرد می کند. اگر ناتوانی او را در روابط جنسی آشکارا به نمایش بگذارید مانند این است که بدترین ناسزاها را به همسر خودنسبت داده اید. نتیجه این کار کاهش قدرت و اعتماد به نفس همسر شماست و روابط شما از این هم بدتر خواهد شد.

      از قدرت و عملکرد همسر خود تعریف کنید و به او بگویید که وقتی با او در رختخواب هستید احساس خوبی دارید. بدین ترتیب او را تقویت کرده اید و روحیه ای خوبی خواهد داشت و شما هم از این رابطه راضی تر خواهید بود.

      تجربه کنید و از آنها استفاده کنید

      لباس زیرهای جذاب و زیبا بخرید تا همسر خود را تحریک کنید. آنگاه نسبت به او بی تفاوت باشید اگر همسرتان ابراز تمایل کرد به او اجازه دهید. اگر از بعضی کارها او خوشتان نمی آید یا بعضی کارها را به خوبی نمی داند با زیرکی به او بفهمانید حتی می توانید با اشاره یا با دست خود به او بفهمانید که چه بکند یا می توانید بگویید اگر اینکار را بکند بهتر است و در عین حال از او تعریف کنید و بگویید که به خوبی این کار را انجام می دهد.

      پیشقدم شوید

      اجازه ندهید همیشه او پیش قدم شود. با همه حرف هایی که زدیم بد نیست که گاهی شما پیش قدم شوید. این کار باعث می شود شوهر شما احساس کند او را می خواهید. این را در مغز خود فرو کنید هیچگاه خود را از رابطه ای که دارید بیش از حد هیجان زده نشان ندهید. مردان به زنانی که به آنها کم توجهی می کنند بیشتر متمایل می شوند.

      مردها برای ایجاد رابطه به زمان نیاز دارند. آنها را درک کنید و صبور باشید و با هم همکاری کنید به این ترتیب روی رابطه ای عمیق و قوی سرمایه گذاری کرده اید که به این راحتی شکسته نمی شود.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

  • سما   میگوید:

    با سلام و خسته نباشید.

    حدود ۲ماه پبش فردی ۲۹ساله یه خواستگاری بنده اومد و تحت نظر خانواده ها برای شناخت بیشتر باهم در ارتباط بودیم.

    همه چیز تقریبا خوب پیش میرقت تا ۱هفته اخبر که رقتارشون ناگهانی تغییر کرد.تماساشون قطع شد و پیاماشون کم و بیشتر من جلو میرفتم برای برقراری ارتباط زمانی که علتشو جویا شدم گفتن حالم خوب نیس و بعدش گفتن دارم فک میکنم.ایشون گفتن احساس میکنم از نظر اعتقادی باهم خیلی فرق میکنیم تا ۲ روز پیش که گفتن متلا مهدویت که شما قبول داری من ندارم.وهرچه اصرار کردم که بیشتر توضیح بدن منظورشون چیست نگفتن و بر اثر اصرار مکرر بنده گفنتن تلفنی در موردش صحبت مبکنبم . اما تا به امروز تماسی نگرفتن و پیامهای هر چند کمی هم که میدادند قطع شد.

    ذهنم به شدت مشغول است و نمیدانم چه تصمیمی بگیرم آیا ادامه بدهم یا خیر؟

    با توجه به اینکه دوست دارم من زودتر از ایشون جواب منفی بدهم ، چون خودم و خانوادم با مسیله ی بی اعتقادی نمیتونیم کنار بیایم.
    لازم به توضیحه چون به دلم نشستن نمیخوام عجولانه تصمیم بگیرم

    • راهنما   میگوید:

      قرار نیست هر خواستگاری به نتیجه برسه و اتفاقا رفتار ایشون بسیار سنجیده بوده چون بعد از خواستگاری داره فکر میکنه و با منطق جلو میاد
      به هر حال جواب هر چی باشه شما به جای لجاجت بهتره همین مسیر و شیوه رو ادامه بدید تا شما هم اگر قرار به ادامه بودید با یک شناخت درست به ایشون جواب داده باشید

  • زهرا   میگوید:

    سلام من یه دختر۲۱سالم ب هیچ پسری نمیتونستم اعتماد کنم بنا ب دلایل خانوادگی ولی ۵ سال پیش ی پسر ب شدت بهم ابراز علاقه کرد و ۵ساله ک باهمیم و همه جوره باهام بود و دوستم داشت وداره وخیانت نکرد و همیشه بهش گفتم ک من از خیانت ترس شدید دارم ولی الان بعد۵ سال میگه ک من جوونی نکردم و تازه کلی دوست دخترپیدا کرده وخودش بهم میگه ک باکی دوستم و عکس و…را میفرسه واسم ولی من دارم داغون میشم بدجور ولی نمیذاره ازش جداشم هرکار میکنم میگه من دوست دارم تنهام نذار من دارم چیزاما جور میکنم بیام خاستگاری و…بهشم میگم تو دوست دختر داری و…همون موقع میگه حرفام شوخی بود و …ولی من داغون شدم ولی نمیذاره ازش جداشم چکار کنم؟دوستشم دارم.هیچوقتم نمیاد بریم بیرون میگه من تو را واسه سرگرمی نمیخوام ک ببرمت بیرون مردم واست حرف دربیارن مالم ک شدی میریم

    • راهنما   میگوید:

      گاهی لازمه در زندگی کاری نکنید و فقط بایستید و در مورد گذشته و اینده خودتون فکر کنید و تصمیم گیری کنید و امروز همون روز برای شماست تا خودتون رو از وابستگی به چنین روابط بیهوده ای رها کنید و راه جدیدی رو در زندگی پیش بگیرید … خودتون رو از وسواس فکری و اینکه بخوایت از همه مردان تنفر پیدا کنید دور کنید چون خود شما هم در این انتخاب و ادامه مقصر هستید

  • صبا   میگوید:

    سلام
    من و آقا پسری دو سال و خورده ای است که با هم به قصد ازدواج در ارتباطیم
    شرایط ازدواج الان از سمت اشان جور نیست و میخواد بره سربازی یعنی من دو سال دیگه باید صبر کنم در حالی که من دو سال دیگه بیست و شش ساله میشم
    دو سال بعدش هم صبر کنم که ایشون بره سر کار و بتونه خونه بگیره و پول جمع کنه من میشم بیست و هشت ساله
    حالا هیچ تضمینی وجود نداره برای این که کار خوب ایشون بعد از سربازی جور شه
    ایشون از روز اول گفتند نمیرن سربازی به جاش کار میکنن و میخرن
    اما الان به خاطر شرایط بد خانوادگی شون و این که یکدفعه شرایطشون بد شد همه چیز تغییر کرد
    من نگران آینده ام هستم
    شما بگید چکار کنم؟ صبر کنم و موقعیت های دیگه رو رد کنم؟ یا رابطه ام رو با ایشان تمام کنم؟

    • راهنما   میگوید:

      خب دوست عزیز این روابط ازمون و خطاست و ممکنه به نتیجه ای که امروز مدنظرتون هست نرسید … یعنی بعد از سربازی و پیدا کردن کار نظر ایشون کامل برای ازدواج با شما تغییر کنه و در اون روز شما زمان و فرصت های زندگی رو از دست دادید فقط به این خاطر که دوستش داشتید
      پس از سرگردان کردن خودتون دوری کنید و با فکر و منطق تصمیم درست رو بگیرید
      اگر هم قراره ادامه بدید پس طرح چنین سوالاتی بیمورده

  • atyyy   میگوید:

    سلام میخواستم بگم من حدود ۵ساله به حدی عصبی وداغون شدم که حتی خودمم ازار میده وهمیشه باهمه دعوا دارم واکثرا بچه هامو اینقد میزنم که خودم از پا درمیام واصلا احساس پشیمانی یا عذاب وجدان نمیگیرم با وجود اینکه واقعا بهشون اسیب میرسونم بنظر شما اینقد مشکلم جی هست که کلا تحت نظر باشم.واینکه به همه چی بدبینم والان ٣سال هستش خانواده مو ندیدم وعلاقه ای هم به دیدنشون ندارم وحتی تماس تلفنی هم باهاشون ندارم و واقعا خودم احساس میکنم قلبی اصلا واسه تپیدن یا احساسی واسه دوست داشتن کسی ندارم وعلاقه ایی هم ندارم

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • مریم   میگوید:

    سلام من دختری۲۱ساله هستم که به تازگی دچار بحران هویت شدم لطفا راهنماییم کنید که برای مقابله با این بحران باید چیکارکنم

    • راهنما   میگوید:

      درمان مشکلات هویت اساسا باید تشخیص نقطه توقیف نوجوان در جریان رشد او از وابستگی کودکی به استقلال دوران نوجوانی انجام شود راهی وجود ندارد جز این که راه مبارزه آرام او برای کسب استقلال با کاهش دعوا و کشمکش باز شود در چنین مواردی می توان به فرد کمک کرد تا نقش هایی را اکنون بر عهده بگیرد همچنین تشخیص دادن موقعیت جوان در فرایند رشد هویت و این که او در کدام یک از زیر مرحله های اوایل اواسط یا اواخر دوره نوجوانی یا کودکی قرار گرفته است راه را برای درمان او باز می کند

      درمان مشکلات رشد هویت مستلزم کمک به نوجوانان در کنار پاسخ هایی است که او باید در مقابل این پرسش اساسی به خود بدهد که من باید چه جور آدمی باشم؟ به نوجوان باید کمک شود تا بفهمد ایفای چه نقشی هایی با خصوصیات و هدف ها و خصوصیات اخلاقی او هماهنگی دارد و نکته مهم این است که درمان مشکلات هویت باید به گونه ای باشد که پسر یا دختر جوان را به استقلال هویت برساند.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

سوالات شما:


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه