بهترین های::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

تست های روانشناسی رایگان
تلگرام کانون مشاوران
کانون مشاوران
مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

آموزش از طریق مشاوره پیش از ازدواج تا زوج درمانی و مشاوره خانواده.

 راهنمایی و مشاوره تلفنی ازدواج و خانواده

 

مرکز تهران و جنوب

۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴

مرکز مشاوره شمال و شرق

۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰

شمال و غرب تهران

۰۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳

مشاوره ازدواج شامل آموزش مهارت های رفتار با همسر آینده خانواده همسر زوج درمانی شناسایی فرد مناسب و از همه مهمتر اطمینان پیش از ازدواج از  یک انتخاب درست است! عوامل زیادی در این امر دخیل هستند که باید مورد بررسی و دقت نظر هنگام همسریابی و یا حتی دوست یابی قبل ازدواج به آن توجه کرد.

مرکز مشاوره مراکز استانها

 

 


مرکز مشاوره تهران

9257 نظر جدید برای بهترین های::مرکز مشاوره::مشاوره خانواده::مشاوره ازدواج

  • Ali   میگوید:

    سلام من ۲۷ سالم است و در ۱۷سالگی عروسی کردم زمان که خواستگاری رفتم بخاطر شرایط مالی خوب که داشتم خانواده خانم من قبول کرد بدون رضایت خانم ام یک عشق یک طرفه من خبر نداشتم خانم هیچ علاقه به من نداشت تا بعد دو سه سال متوجه شدم عاشق کسی دیگه بود می خواستم باهش حتی فرار کنه یک کار با من کرد که همه فکر می کردن من خیلی آدم مزخرف هستم اون فقط می خواست من پیش بقیه کوچیک کنه خلاصه بخاطر دخالت های فامیل خانم مجبور شدم از ایران خارج بشم البته بدون خانم هر چی بهش گفتم بیا با هم بریم قبول نکرد گفتم هر جا دوست داری بریم قبول نکرد خلاصه من داخل یک کشور بودم سازمان ثبت نام کردم منتظر قبول نشستم تا یک سال اول زیاد حرف میزدم اما کم کم رابطه ما هرروز سرد تر از دیروز میشد چهار سال بعد که داخل اون کشور بودم بیست بار هم تلفنی حرف نزدیم خلاصه خانم هی دروغ بهانه های الکی می گرفت تلگرام اینستاگرام ایمو تانگو همه برنامه داشت میگفت ندارم خلاصه پیدا کردم هر کاری که میکردم قبول نمی کرد من داخل فرند هایش باشم الان چند ماه میشه در آمریکا هستم از اون زمان که امدم خیلی اخلاق اش عوض شده هی خوبی می کنه نمی دانم چیکار کنم اون توی این ده سال هیچ علاقه به من نداشت هیچ وقت خوب حرف نمی زد زمان خوب بود که پول یا از چیزی خوش می امدخوب حرف میزد نمی دانم الان چی شده که انقدر خوبه شده الان نمی دانم چیکار کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید مگر نمی فرمایید با فردی دیگری رابطه داشته و اصلا علاقه ای نداشته حتی نشون می داده که به هر حال این عدم علاقه وجود دارد و کاری می کرده که دیگران فکر کنند که شما فرد مناسبی برای ایشون نیستید ..
      خب وقتی ایشون همه این رفتارها رو نشون می داده ..ولی اکنون که در خارج از کشور هستید محبت داره یه دلیلش می تونه این باشه که ایشون بخواد به این واسطه بیاد اونجا گرچه می فرمایید ابتدا قبول نکرده و خب معلوم نیست این مدتی که شما اونجا بودید ایشون چه می کرده
      به هر حال همه این موارد رو در نظر بگیرید ..ببینید مساله پشیمانی از رفتاری که وداشته بعد از ده سال کمی غیر منطقی به نظر می رسد و باید دقت داشته باشید که اکنون باهاشون صحبت کنید و در مورد رفتارها و شرایط از ایشون سوال کنید ..
      در نظر داشته باشید که افراد در زندگی با مسائلی رو به رو می شوند
      ولی شما سنتون کمه و خوب علاقه بیشتر یک طرفه بود تلاش ها برای اینکه ایشون در کنار شما زندگی کنند ولی می فرمایید که نتیجه ای نداشته
      و برای فردی که از زندگیش راضی نیست نبود همسر اجازه میده که فعالیت هایی که دوست داره رو انجام بده ..به هر حال بهتره حتما حضوری با روانشناسی مراجعه داشته باشید و اکنون هم به همسرتون بفرمایید که باید تغییر رفتاری رو در ایشون ببینید از این موقعیت استفاده کنید
      اگر ایشون واقعا دلش با زندگی باشه بهتره یک مدت اگر شرایطش رو دارید رفت و امد کنید و متوجه تغییرات شوید و سریع برای اقامت و حضور ایشون اقدامی نکنید حتی اگر رفتار تغییر کرده و بحث زندگی د امریکا نیست و کلا رفتارهای ایشون عوض شده بهتره که باز باشید باهاشون چون ممکنه به خاطر پول و شرایط مالی باشد
      ببینید نمی خواهم نگاه بدبینانه ای داشته باشم منتهی با شرایزی که شما می فدمایید پذیرش این مساله که ممکنه شرایطی وجود داشته باشد کمی سخت است
      امیدوادم موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • نجوا   میگوید:

    سلام و تشکر از زحمات شما و وب سایت عالیتون و خدا قوت
    کتابی که تمرین های کاربردی برای افزایش اعتماد بنفس و جرات ورزی داره و مهارت حل مسئله لطعا معرفی بفرمایید

    • مشاور   میگوید:

      اغلب افراد موفق اعتماد به نفس بالایی دارند. پر واضح است که آنها به خود و آنچه که انجام می دهند ایمان دارند. به یاد داشته باشید موفقیت آنها سبب افزایش اعتماد به نفسشان نشده؛ بلکه روحیه ی خودباوری این افراد، آنها را به سمت موفقیت سوق داده است.

      یک انسان با اعتماد به نفس سالم و طبیعی می تواند احساس خوبی نسبت به خود داشته باشد، ارزش خود را بداند و بخاطر قابلیت ها، مهارت ها و موفقیت هایش احساس غرور و رضایت کند. اما کسی که اعتماد به نفس ضعیفی دارد، احساس می کند مورد قبول و علاقه ی هیچ کس نیست و نمی تواند هیچ کاری را درست انجام دهد. امروز قصد داریم شما را با هشت راهکاری که به کمک آنها می توانید اعتماد به نفس خود را بالاتر ببرید، آشنا کنیم.

      با دیجیاتو همراه باشید.

      در نظر داشته باشید که شک، محصول باور نداشتن به خود است. وقتی شما خودتان را باور ندارید، چطور می توان انتظار داشت کسی به شما، ایده ها و توانایی هایتان ایمان داشته باشد؟ برای غلبه بر چالش های جدید، باید اعتماد به نفس داشته باشید. افراد ترسو و هیچگاه نمی خواهند از حریم آسایش خود بیرون بیایند. به همین دلیل افرادی که اعتماد به نفس کافی ندارند، همواره از کنار فرصت های مناسب عبور کرده یا در یک بن بست شغلی گیر می کنند. افرادی که اعتماد به نفس ندارند، مغلوب شرایط دشوار خارجی می شوند.

      افراد موفق هیچگاه موانع را باور نداشته و همواره در پی عبور از آنها هستند. هیچکس جز خودتان نمی تواند در رسیدن به موفقیت، پیشرفت و آنچه می خواهید انجام دهید، مانع شما شود. حالا زمان آن فرا رسیده است که شک به خود و توانایی هایتان را دور بریزید و با تلاشی دو چندان برای رسیدن به موفقیت، رو به جلو حرکت کنید.

      اعتماد به نفس یکی از ارکان اصلی پیشرفت شغلی است و اگر بتوانید این قابلیت را در خودتان افزایش دهید، به جاهایی خواهید رسید که حتی فکرش را هم نمی کنید. هر کسی می تواند با داشتن روشی مناسب و تلاشی مضاعف، اعتماد به نفس خود را بالا ببرد. مطمئناً با برداشتن هر قدم در این راه، حس اعتماد به نفس بیشتری خواهید کرد. سعی کنید این ۸ راهکار را در بطن زندگی خود به کار ببندید:

      ۱- ارزیابی منصفانه ای از خودتان داشته باشید

      جانی یونایتس فوتبالیست معروف آمریکایی می گوید «بین غرور و اعتماد به نفس تفاوت وجود دارد؛ غرور زمانی است که شما در مورد خودتان دست به بزرگنمایی بزنید. در حالیکه اعتماد به نفس، به معنای باور داشتن به توانایی خود در انجام کارهاست. به عبارت دیگر اعتماد به نفس از طریق تلاش فراوان به دست می آید و آنهایی که این ویژگی را دارند، افرادی خودآگاهند. به یاد داشته باشید هنگامی که اعتماد به نفس شما از توانایی تان فراتر رود، دچار خود بزرگ بینی خواهید شد؛ بنابراین بین این دو تفاوت قائل شوید.

      شالوده ی اعتماد به نفس حقیقی بر پایه ی واقعیت ها بنا شده است. برای اینکه بتوانید اعتماد به نفستان را بالا ببرید، باید ارزیابی دقیق و صادقانه ای از خود و توانایی هایتان داشته باشید. اگر هنوز نقاط ضعفی در شما وجود دارد، برای بهبود آنها برنامه ریزی و راهی پیدا کنید تا اثرات منفی شان را به حداقل برسانید. به خاطر داشته باشید بی توجهی نسبت به نقاط ضعف و یا نقطه ی قوت نشان دادن آنها، هیچ کمکی به از بین بردنشان نخواهد کرد. به همین ترتیب، داشتن درک درست از توانایی ها می تواند انتقادات یا بازخورد های منفی را کاهش و به شما اعتماد به نفس بیشتری بدهد.

      ۲- “نه” بگویید

      تحقیقات انجام شده در دانشگاه کالیفرنیا نشان داد که هر چقدر نه گفتن برایتان دشوارتر باشد، احتمال اینکه به اضطراب، فرسودگی شغلی و حتی افسردگی دچار شوید، بیشتر می شود و همه ی این عوامل باعث کاهش اعتماد به نفس در شما خواهند شد. افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند به خوبی می دانند که “نه” گفتن، به نفع آنهاست. این افراد چنان عزت نفسی دارند که مخالفت خود را به وضوح بیان می کنند. وقتی زمان نه گفتن فرا می رسد، آنها از جملاتی مانند “فکر نمی کنم بتوانم انجام دهم” یا “شک دارم” استفاده نمی کنند. این افراد با اعتماد به نفس “نه” می گویند زیرا می دانند نه گفتن به یک تعهد جدید، احترام به تعهدات فعلی شان است و به آنها فرصت می دهد تا با خیال راحت، وظایف قبلی شان را انجام دهند.

      ۳- با رئیس خود ارتباط خوبی برقرار کنید

      یک ارتباط پرتنش با کارفرما می تواند اعتماد به نفس افراد باهوش را نیز تخریب کند. البته با وجود انتقاد رئیستان از عملکرد شما یا تضعیف روحیه ی مشارکتتان در تیم، حفظ اعتماد به نفس دشوار است اما باز هم تلاش کنید آن را از دست ندهید. همواره سعی کنید تا نقاطی که باعث سوتفاهم شده و ارتباط شما را با رئیستان خراب کرده بیابید و در جهت رفع آن تلاش کنید. اگر به هیچ وجه نتوانستید این ارتباط را درست کنید، وقتش فرا رسیده است که به دنبال شغل دیگری باشید.

      ۴- به دنبال پیروزی های کوچک باشید

      افرادی که اعتماد به نفس دارند همواره خود را به چالش می کشند و در برابر دیگران روحیه ای رقابتی دارند؛ هرچند تلاش شان به موفقیت های کوچک ختم شود. گفتنی است پیروزی های کوچک می توانند سبب ایجاد گیرنده های آندروژنی جدیدی در مغز شوند که باعث به وجود آمدن روحیه ی قدردانی و افزایش انگیزه خواهد شد. این افزایش تعداد گیرنده های آندروژنی باعث اثربخشی بیشتر هورمون تستوسترون شده و در نتیجه اعتماد به نفس و اشتیاقتان برای مواجه با چالش های پیش رو بیشتر خواهد شد. بخاطر داشته باشید وقتی موفقیت های کوچکی را پشت سر هم طی کرده باشید، این افزایش اعتماد به نفس برای مدتی طولانی با شما خواهد بود.

      ۵- یک راهنما برای خودتان پیدا کنید

      هیچ کس به اندازه ی شخص باتجربه و باهوشی که راه صحیح را نشانتان دهد و شما را تشویق کند، نمی تواند باعث افزایش اعتماد به نفس در شما شود. در واقع، یک حامی خوب مانند آیینه عمل می کند و دیدگاهی به شما می دهد که باید برای باور به خود آن را مد نظر داشته باشید.

      فراموش نکنید آگاهی باعث افزایش اعتماد به نفس می شود. دانستن اینکه در هر لحظه در چه جایگاهی قرار دارید، باعث افزایش تمرکز و اثربخشی انرژی شما در انجام امور خواهد شد. به علاوه، یک مشاور خوب می تواند بعضی نکات مربوط به فرهنگ درونی شرکت ها را با توجه به روحیه ای که دارید، به شما آموزش دهد. دانستن قوانین نانوشته برای انجام کارها در محل کار، یکی از روش های عالی برای افزایش اعتماد به نفس است.

      ۶- به طور منظم ورزش کنید

      مطالعات انجام شده در مؤسسه ی تحقیقاتی اونتاریو نشان می دهد افرادی به مدت ۱۰ هفته و هقته ای ۲ بار ورزش می کنند، به مراتب از نظر اجتماعی، هوشی و جسمانی توانمندی بیشتری دارند. ورزش کردن علاوه بر اینکه تناسب اندام شما را حفظ می کند، اعتماد به نفستان را نیز بالا می برد. تمرینات بدنی سبب آزاد سازی اندورفین در بدن نیز می شوند و روحیه ی شما را مثبت و پر نشاط خواهند کرد. بنابراین همواره برای تمرینات ورزشی خود برنامه ریزی کنید؛ خواهید دید که اعتماد به نفستان بالا خواهد رفت.

      ۷- شیک لباس بپوشید

      چه بخواهید چه نخواهید، طرز لباس پوشیدنتان تأثیر بسزایی در نگرش مردم نسبت شما دارد. رنگ، برش و نوع لباس و حتی اکسسوری هایی که استفاده می کنید نیز بیانگر نوع ارتباطی است که می خواهید با دیگران برقرار کنید. از طرف دیگر، نحوه ی لباس پوشیدن هر فرد نشانگر دیدگاهی است که نسبت به خودش دارد. مطالعات نشان داده اند افراد، زمانی که رسمی لباس می پوشند در مقایسه با زمانی که لباس های معمولی خود را به تن می کنند، لحن و طرز حرف زدنشان فرق می کند.
      برای افزایش اعتماد به نفس، شیک لباس بپوشید. خوش پوش بودن یکی از راه های ساده برای افزایش اعتماد به نفس است. لباسی را انتخاب کنید که نشان دهنده ی شخصیت شماست، حتی اگر مجبور باشید زمان بیشتری را برای انتخاب لباس در مراکز خرید صرف کنید یا صبح ها زودتر از خواب بیدار شوید.

      ۸- قاطعانه صحبت کنید، نه تهاجمی

      داشتن روحیه ی پرخاشگری نشان دهنده ی اعتماد به نفس نیست؛ بلکه زورگویی شما را نشان می دهد. هنگامی که خودتان را باور نداشته باشید، به راحتی و بدون اینکه بخواهید، قلدری و دیگران را تهدید می کنید. سعی کنید در اظهار نظر های خود، بدون اینکه تهاجمی عمل کنید و شخصیت دیگران را زیر سوال ببرید قاطعانه سخن گفتن را تمرین کنید. بخاطر داشته باشید هیچگاه نمی توانید بدون اینکه روی خودتان کنترل داشته باشید، اعتماد به نفستان را افزایش دهید. همواره با صدا و لحن مناسب حرف بزنید و نسبت به طرز ایستادن خود حساس باشید. حالت بازوها، دست ها و استفاده ی بجا از آنها در هنگام حرف زدن، می تواند اعتماد به نفس را در ظاهر شما نمایان کند.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • Masoumeh   میگوید:

    سلام من میخوام خیاطی از صفر یاد بگیرم چون چیزی بلد نیستم ولی قیمت آموزشگاه ها از ۱میلیون به بالا هست من نمیتونم از پسش بربیام چطوری اموزش با قیمت مناسب برای یادگیری خیاطی پیدا کنم راهنمایی کنید لطفا .دارم اذیت میشم😢

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز در مورد اینکه به این فعالیت علاقه مند هستید می توانید از فنی و حرفه ای کمو بگیرید که حای بهد از اموزش وام خوداشتغالی هم به شما می دهند که خب می تواند برای شما که علاقه مند هستید نکته مثبتی باشد که باید د نظر داشته باشید
      به هر حال امیدوارم به چندین جا از جمله موسسات مردم نهاد مراجعه کنید چون هزینه کلاس ها را ندارید تا به شما کمک کنند که در زمینه ای که تمایل دارید به شما کمک شود .امیدولرم م فق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      موفق باشید

  • Masoumeh   میگوید:

    سلام من میخوام خیاطی از صفر یادبگیرم چون چیزی بلد نیستم ولی هزینه اموزشگاه ها از ۱میلیون به بالاس و من نمیتونم از پسش بربیام میخوام بدونم کجا میتونم اموزش با قیمت مناسب ببینم لطفا راهنمایی کنید.فکرم خیلی مشغوله

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      چگونه تبدیل به یک خیاط ماهر شویم؟
      شاید مدل مانتو یا پیراهنی که در فروشگاه می‌بینید، با سلیقه شما جور باشد، اما شاید زیادی کوتاه یا بلند باشد، آستینش تنگ یا گشاد باشد، یا لازم باشد گودی کمرتان گرفته شود؛ بنابراین لباس‌های آماده، همیشه قالب بدن نیستند؛ درحالی که با هنر خیاطی می‌توانید لباس‌هایتان را درست مطابق اندازه‌هایتان بدوزید و با طراحی مورد علاقه‌تان، منحصربه‌فرد باشید.
      خیاطی
      یادگیری خیاطی، جدا از جنبه اقتصادی، از لحاظ بهداشتی نیز اهمیت دارد. زمانی که شما برای خود لباسی می‌دوزید، تنها کسی هستید که آن را پرو می‌کنید. اگر برای این هنر ارزشمند، وقت کافی دارید، هرگز آن را پشت گوش نیندازید و شروع به تحقیق راجع به آموزشگاه‌های محل خود کنید. در این مقاله، شما را با انواع روش‌های خیاطی، مراحل مختلف یادگیری و نکات مهم در انتخاب آموزشگاه آشنا می‌کنیم.

      آسان‌ترین و دقیق‌ترین متدهای خیاطی کدامند؟
      خیاطی، متدهای مختلفی دارد و هر متد، نقاط قوت و ضعف خود را دارد. «گرلاوین» یکی از قدیمی‌ترین متدهای خیاطی است که در حال حاضر، تقریبا حالت منسوخ پیدا کرده است. این روش کمی پیچیده است و ایرادهای زیادی دارد، اما با این حال باز هم از آن استفاده می‌شود. در میان انواع متدها برای هنرجویان مبتدی، متد مولر، متد ساده و متد سایزبندی ترجیح داده می‌شوند.
      متد مولر، پیچیدگی کمتری دارد و در عین حال بسیار دقیق است. شاید در بسیاری از موارد، حتی نیاز به پرو لباس وجود نداشته باشد. متد ساده نیز روش خوبی محسوب می‌شود اما زیبایی متد مولر را ندارد و بسیاری از ریزه‌کاری‌ها در این روش حذف می‌شوند. روش سایزبندی، بر اساس الگوهای از قبل آماده است. برای مثال، شما می‌توانید با توجه به اندازه‌های خود، از الگوهایی با سایز ۳۴، ۳۶، ۳۸، ۴۰ و … استفاده کنید. یکی از نقاط ضعف این متد، محدود بودن آن است، یعنی نسبت به متدهای دیگر، قدرت مانور کمتری دارد؛ اما با این حال، روش ساده و آسانی محسوب می‌شود و مناسب هنرجویان مبتدی است. بیشتر لباس‌های تجاری، با این متد دوخته می‌شوند. متد متریک نیز بسیار دقیق است اما از آنجایی که ریز محاسبات و دستورالعمل‌های زیادی دارد، کمی دشوار محسوب می‌شود. در میان تمامی روش‌ها، متد سایزبندی، آسان‌ترین و متد متریک، دقیق‌ترین محسوب می‌شود.
      برای انتخاب کلاس خیاطی، اول از همه باید به امکانات آموزشگاه و اعتبار و سابقه کار آن توجه کرد.
      خیاطی بدون الگو برای مبتدی‌ها توصیه نمی‌شود
      آموزش خیاطی بدون الگو، برای افراد مبتدی توصیه نمی‌شود، زیرا در این روش، الگو به طور مستقیم روی پارچه پیاده می‌شود و نیاز به دقت فراوان وجود دارد. حتی برخی از ریزه‌کاری‌ها مانند پنس گرفتن در این روش به خوبی انجام نمی‌شود. اگر هنرجو یک الگو را خراب کند، فقط یک کاغذ را خراب کرده است، اما وقتی می‌خواهد الگو را روی پارچه پیاده کند، کوچک‌ترین اشتباهی می‌تواند لباس را خراب کند. حال اینکه برخی‌ها می‌گویند روش بدون الگو از این نظر آسان‌تر است که دیگر الگو روی کاغذ پیاده نمی‌شود، اما با این حال، الگو کشیدن روی کاغذ مطمئن‌ترین روش است. حداقل می‌توانید الگو را روی بدن خودتان امتحان کنید و بارها روی آن تغییر انجام بدهید. این کار خیلی بهتر از این است که پارچه را ببرید و بعد برای تغییر آن، دیگر راه چاره‌ای نداشته باشید.

      چقدر طول می‌کشد تا تبدیل به یک خیاط ماهر شوید؟
      برای انتخاب کلاس خیاطی، اول از همه باید به امکانات آموزشگاه و اعتبار و سابقه کار آن توجه کرد. البته در حال حاضر، شهریه آموزشگاه‌ها نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. در مورد مربی خیاطی نیز باید پرس‌وجو کنید تا از سوابق کاری و اعتبار مدرک مربیگری‌اش باخبر شوید. مدت زمان لازم برای یادگیری کامل خیاطی، بستگی به آموزشگاه، نوع آموزش و تلاش هنرجو دارد. برای یادگیری سریع‌تر می‌توانید از کلاس‌های فشرده یا خصوصی استفاده کنید، اما به طور کلی برای تبدیل شدن به یک خیاط حرفه‌ای، حداقل به ۳ سال آموزش و ۵ سال کار دوخت نیاز خواهید داشت. هر بار که لباس جدیدی می‌دوزید، همراه با آن نکته جدیدی یاد می‌گیرید. البته نباید همیشه فقط برای خودتان لباس بدوزید، بلکه باید با سایر اندام‌ها نیز آشنا شوید و نکات مربوط به هر ایراد اندامی را یاد بگیرید. هر چه تلاشتان بیشتر باشد، پیشرفتتان نیز سریع‌تر خواهد بود. برای یادگیری خیاطی می‌توانید از سی‌دی‌های آموزشی نیز استفاده کنید، اما این نکته را در نظر داشته باشید که سی‌دی، جای آموزش حضوری را نمی‌گیرد و بیشتر برای کسانی مناسب است که دوره خیاطی را گذرانده‌اند و می‌خواهند ریزه‌کاری‌ها را بیشتر بیاموزند.
      روزهای اول از پارچه‌ی ‌کشی استفاده نکنید!
      آموزشگاه‌ها هنگام ثبت‌نام، لیستی از وسایل مورد نیاز برای شروع خیاطی را در اختیار هنرجویان قرار می‌دهند. این لیست معمولاً شامل کاغذ الگو، قیچی کاغذ، قیچی پارچه، سوزن، سوزن ته گرد، نخ، نخ کوک، رولت، کاربن خیاطی، گچ، صابون، خط کش بلند، خط‌کش منحنی، لوازم‌التحریر، مداد رنگی، بالشتک بیضی، لایی چسب، پارچه و… است. بهتر است برای روزهای اول، از پارچه‌های ساده استفاده کنید، زیرا دوخت پارچه‌های کشی، کمی دشوار است.

      در انتخاب چرخ خیاطی به این نکات توجه کنید
      برای خیاط شدن، به یک چرخ خیاطی خانگی نیز نیاز دارید. چرخ‌ها انواع و اقسام مختلفی دارند، از جمله چرخ‌های خانگی، صنعتی، مسافرتی، میان دوز و سردوز. چرخ‌های مسافرتی، بسیار کوچک هستند و معمولاً فقط یک ردیف دوخت می‌زنند. این چرخ برای دوخت درزهای پاره شده کفایت می‌کند. شما می‌توانید آن را همراه با ۲ یا ۳ رنگ نخ به مسافرت یا قرارهای مهم ببرید.
      چرخ‌های صنعتی، معمولاً قیمت بالاتری از چرخ‌های خانگی دارند و در تولیدی‌ها و مکان‌های صنعتی به کار می‌روند. این چرخ‌ها از لحاظ دوخت، امکانات بسیار زیادی دارند. بنابراین اگر می‌خواهید مزون بزنید یا خیاطی را به عنوان حرفه خود انتخاب کنید، بهتر است چرخ صنعتی داشته باشید.
      چرخ‌های خانگی نیز با مارک‌های مختلف در بازار موجود هستند. توصیه می‌شود چرخی را انتخاب کنید که حداقل قطعات داخلی‌اش فلزی باشد، زیرا این چرخ‌ها خیلی بیشتر عمر می‌کند و کارکرد بهتری دارند.
      چرخ‌های سر دوز نیز برای پاک‌دوزی و جلوگیری از ریش شدن لبه‌های پارچه کاربرد دارد. البته برخی از چرخ‌های سردوز، امکانات دیگر هم دارند. برای مثال، پولک‌دوزی، مهره دوزی، نواردوزی، قیطان‌دوزی، مروارید دوزی و… نیز انجام می‌دهند. چرخ میان دوز نیز وسط پارچه و نه لبه پارچه را دوخت می‌زند و پاک دوزی می‌کند. دوخت آن بسیار تمیز است و بیشتر برای تی‌شرت‌ها و لباس‌هایی کاربرد دارد که می‌خواهیم همزمان روی پارچه آن‌ها هم پاک دوزی و هم دوخت انجام شود.
      آموزش خیاطی بدون الگو، برای افراد مبتدی توصیه نمی‌شود، زیرا در این روش، الگو به طور مستقیم روی پارچه پیاده می‌شود و نیاز به دقت فراوان وجود دارد.
      اگر می‌خواهید مزون بزنید …
      مانکن‌ها، بیشتر نشان‌دهنده لباس هستند. اگر می‌خواهید فقط برای خودتان خیاطی کنید، نیازی به تهیه مانکن وجود ندارد، زیرا لباس را روی خودتان پرو می‌کنید؛ اما اگر می‌خواهید مزون بزنید یا به طور حرفه‌ای خیاطی کنید، باید حتماً لباس را روی مانکن بگذارید و تغییرات لازم را روی آن اعمال کنید. برای مثال، دوخت لباس عروس، نیاز به مانکن دارد. مانکن‌ها را می‌توانید در اندازه‌های مختلف برای خانم‌ها یا آقایان تهیه کنید.

      اول از همه باید دوره نازک دوزی را یاد بگیرید
      مدارک خیاطی، مختلف است. فردی که مبتدی است باید ابتدا در یک آموزشگاه ثبت‌نام کند و دوره نازک دوزی را ببیند. این دوره چیزی حدود ۶ تا ۹ ماه به طول می‌انجامد. بعد از آن، مدیر آموزشگاه هنرجویان را به سازمان فنی و حرفه‌ای معرفی می‌کند. سپس هنرجویان باید ۲ مرحله آزمون را پشت سر بگذارند. در مرحله اول، امتحان کتبی سراسری بر اساس کتاب‌های سازمان فنی و حرفه‌ای برگزار می‌شود و هنرجویان از تمام آموزشگاه‌ها در آن شرکت می‌کنند. پس از آن نیز در خود آموزشگاه یا مکانی دیگر، امتحان عملی گرفته می‌شود. برای امتحان عملی، هنرجو باید چرخ خیاطی و سایر لوازم مورد نیاز را با خود به محل ببرد و طبق درخواست آزمون گیرنده، یک مانتو یا لباسی دیگر بدوزد.

      می‌خواهید کت، کاپشن و پالتو بدوزید؟
      پس از اتمام دوره نازک دوزی، هنرجو می‌تواند دوره ضخیم‌دوزی را بگذراند. در واقع، نازک دوزی درجه دوم خیاطی و ضخیم‌دوزی درجه اول خیاطی به حساب می‌آید. این دوره نیز چیزی حدود ۳ ماه زمان می‌برد. البته این دوره‌ها با توجه به تلاش هنرجو و آموزشگاه مورد نظر می‌توانند کمتر یا بیشتر طول بکشند. در ضخیم‌دوزی، دوخت انواع پالتو، کت، کاپشن، پانچو، جلیقه، آسترکشی و … آموزش داده می‌شود.
      این دوره نیز شامل آزمون کتبی و عملی است و در صورت قبولی، به هنرجو مدرک فنی و حرفه‌ای اعطا خواهد شد. لازم به ذکر است که در هر دو دوره، هم بالاتنه و هم پایین‌تنه کار خواهد شد. از دیگر دوره‌های خیاطی می‌توان به دوره لباس شب، لباس زیر، لباس کشی، دوره چروک پارچه، خیاطی با چهل تیکه، دوره سنگ دوزی، روبان دوزی، دوخت‌های سنتی و … اشاره کرد.

      حتماً لازم نیست تبدیل به یک خیاط حرفه‌ای شوید!
      شاید شما بخواهید فقط برای خودتان از روی مجلات خیاطی با الگوی آماده، لباس بدوزید؛ بنابراین اگر نمی‌خواهید دوره خیاطی را کامل بگذرانید و تبدیل به یک خیاط ماهر شوید، می‌توانید فقط یک دوره سایزبندی آموزش ببینید، زیرا در این روش نیز از الگوهای آماده استفاده می‌شود. دوختن لباس از روی ژورنال‌های خیاطی و الگوی آماده، بیشتر به کسانی توصیه می‌شود که جثه مناسبی داشته باشند، زیرا الگوهای آماده بر اساس جثه مانکن درست شده‌اند و تغییرات لازم مانند چین و برش و… در آن اعمال شده است و نیازی نیست کار اضافه انجام دهید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  • سارا   میگوید:

    سلام
    من یهرخصوصیت اخلاقی که دارم وقتی شخصی حرفی میزنه در مورد من که صحیح نیست سریع بهم بر نیخوره و واکنش های تند نشون میدم. دوست دارم این رفتارم کنترل کنم به نظرتون چکار میشه کرد.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز
      ببینید به هر حال این شرایط بیشتر هنگامی اتفاق می افتد که حرف دیگران برای شما اهمیت دارد ..اگر حرفی واقعا منطقی باشد که خب طبیعتا فرد می پذیر د ولی هیچ فردی انتقادی که منصفانه نباشد را نمی پذیرد منتهی بحث شما که مربوط به اینه که ظاهرا زود عصبانی می شوید و الا خب باید دید در چه موقعیتی و در مورد چه فرد یا افرادی
      خب اگر در برابر فرد مهم در زندگی شما باشد یک مساله است و اگر در برابر فردی باشد که اهمیت خاصی ندارد ولی باز به همان اندازه برای شما ناراحت کنندس مساله دیگر است
      به هر حال خشم تکنیک های مدیریتی دارد ..ولی اگر مساله دیگری باشد خب ان باید بررسی شود ..و امیدوارم مساله ای نباشد و به زودی مرتفع شود

  • سوفیا   میگوید:

    سلام من۲۸سال سن دارم اعتمادبه نفس من خیلی پایینه همیشه فکرمیکنم بقیه خیلی ازمن بهترن البته درظاهرنشون نمیدم ولی ازدرون همیشه باخودم درگیرم وبدترازاین بریرارکردن ارتباط بابقیه خیلی برام سخته بعدازچندجلسه برخوردیکم بهترمیشه البته اینم بگم فقط اولش برام سخته یکم که درارتباط باشم کلاخوب میشم توجمع اگثراساکتم حرفی برای گفتن ندارم انگارازابن اخلاقم خیلی اذیت میشم لطفاکمکم کنین بگین چطورمیتونم راحتربابقیه حتی توبرخورداول ارتباط برقرارکنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      توجه کنید که در بحث مربوط به عزت نفس و مباحث اینچنینی نکته مهمی که وجود دارد این است که بدانید به هر صورت همه مسائل بحث اعتماد له نفس نیست بلکه داشتن مهارت جرات ورزی برای فعالیت های روزانه است .اینکه بخواهید با دیگران وارد رابزه شوید و از همان ابتدا بدانید که باید چطور تلاش کنید و شرایط چگونه پیش برود خودش نکته بسیار مهمی است که باید در نظر داشته باشید .
      به هر حال در زندگی هر فردی مسائلی وجود داردو مهمترین فردی که در زمینه تغییرات شخصیتی می تواند مراجعه داشته باشد خود فرد است ..
      پس توجه کنید که این خود شما هستید که باید با مراجعه و فراگیری تکنیک ها متناسب با شرایط پیش بروید و خب مدیریت کنید و تمرین هایی برای برقراری رابطخ موثر زیر نظر روانشناس شروع کنید .
      پس اصلا جای نگرانی وجود ندارد امیدوارم موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  • سوفیا   میگوید:

    سلام من۲۸سال سن دارم اعتمادبه نفس من خیلی پایینه همیشه فکرمیکنم بقیه خیلی ازمن بهترن البته درظاهرنشون نمیدم ولی ازدرون همیشه باخودم درگیرم وبدترازاین برای برقرارکردن ارتباط بابقیه خیلی برام سخته بعدازچندجلسه برخوردیکم بهترمیشه البته اینم بگم فقط اولش برام سخته یکم که درارتباط باشم کلاخوب میشم توجمع اگثراساکتم حرفی برای گفتن ندارم انگارازابن اخلاقم خیلی اذیت میشم لطفاکمکم کنین بگین چطورمیتونم راحتربابقیه حتی توبرخورداول ارتباط برقرارکنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      در مورد مساله اعتماد به نفس یک نکته مهم وجود دارد و ان هم این که به هر صورت باید مراجعه داشته باشید تا تکنیک های مربوط به افزایش اعتماد به نفس اموزش داده شود …چرا که باید شرایط بر سی شود اینکه شما نشان نمی دهید خیلی اهمیت ندارد بلکه انچه که مهم است این است که به هر صورت خودتون از خودتون رضایت خاطر ندارید ..
      اینکه گاهی شرایط کودکی خانواده و تربیت در این زمینه بسیار اهمیت دارد اینکه مدام انتظارات زیادی از طرف مقابل داشته باشید و بخواهید که بهترین باشد خب فرزند از خودش انتظارات زیادی دارد .
      به هر حال حتی نوع تعامل و شروع صحبت و داشتن تعامل سازنده خودش مهم است ..
      و خب مشخص است که به هر حال برای شما شرایط سخت می شود ..به هر صورت مطمئن باشید که مساله مرتفع می شود و اصلا جای نگرانی وجودندارد ..امیدوارم به زودی مساله مرتفع شود.ولی باید بدونید که داشتن ت وقع زیاد از خودتون مساله وشرایط را سخت تر خواهد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • راد   میگوید:

    با سلام و خسته نباشید.من به چند ماهی میشه که به خواهرم که متاهل هست و بچه داره شک کردم که با کسی در ارتباطه برای همین با پیگیری هایی که کردم و صحبت با صمیمی ترین دوستش متوجه شدم که با شوهرش اختلاف شدید داره و گویا آقا بهش خیانت کرده و خواهرمم متوجه شده و الان داره حساسیت نشون میده و خودشو اذیت میکنه.نمیدونم خوانواده ما در جریان هستن یا نه .یعنی دوست خواهرم میگه میدونن ولی من شک دارموخیلی نگران خواهرم هستم خیلی تو این مدت داغون شده چیزی هم به کسی نمیگه. من چجوری میتونم کمکش کنم.ممنون میشم راهنمایی کنید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز به هر حال این مساله ای گه شما می فرمایید در مو رد ایشون اگر درست باشه و همسرش بهش خیانت کرده ممکنه د صدد تلافی این با فردی دیگری در ارتباط است منتهی این واقعا راهکار نیست .بهتره اگر با ایشون راحت هستید
      باهاشون صحبت کنید ..چون مشکلات ممکنه بیشتر شود ..و حداقل بهشون بگید مراجعه کنند به روانشناس تا بشه که بهشون کمک شود ..
      موفق باشید و امیدوارم مشکلشون حل بشه .ولی اگر می بینید داره اذیت میشه .. خب بهتره باهاشون صحبت کنید اگر واقعا متوجه شدید ..
      که مشکلی وجود دارد و ایشون هم فرزند دارند خب شرایط سخت است .اگر هر دو به به لحاظ عاطفی از هم فاصله بگیرید و کم کم سردی عاطفی ایجاد می شود و خب ممکنه اتفاقات ناگواری ایجاد شود
      امیدوارم جدیت داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      موفق باشید

  • nazanin   میگوید:

    سلام
    من و شوهرم تو دوران عقدیم شوهرم من رو درک نمیکنه پریشب که حالم بد بود از ایشون خواستم بیان خونه ما و من حالم بهتر که شد میرم خونشون ولی ایشون بهونه آووردن که خسته ان این درحالی هست که ایشون یه شغل رسمی داره ولی با این حال باوجود خستگی زیاد راه خیلی طولانی رو برای رفتن در مغازه اش (شغل دومش) میره درحالی که اونجا با برادرش شریکه و بیشتر سود به برادرشون میرسه ولی با این حال میره یا اگه خسته باشه مادرش چیزی ازش بخواد انجام میده ولی حاضر نشد یه شب به خاطر من از خونه خودشون تا خونه ما که ۵ دقیقه راهه بیاد حتی یک زنگ هم نزد بعد از اینکه باهاش سرد برخورد کروم و ناراحتی هام رو گفتم که اندازه کارش براش مهم نیستم اصلا سعی در تکذیب این مساله نکرد و در عوض جبهه گرفت که تقصیر توئه تو باید می اومدی و از این حرفا و بعدم دیگه پیام نداد من غرورم رو شکستم و بهش پیام دادم که شما مرد خوبی هستی و دوست دارم ولی ازت ناراحتم به خاطر این رفتارت ولی ایشون باز هم جوابی ندادند و در آخر شب که گفتم چرا هیچی نمیگی گفت مامان من غذا میپزه تو نمیای اصلا درک نمیکنه حالم بده یا هرچیزی دیگه ای فقط مهم خودش و مادرشه همیشه تو ناراحتی هامون اونیکه باید بره خونشون منم وگرنه ایشون غرورش رو ابدا نمیشکنه و هیچ وقت نمیاد دنبالم الان بین دو راهی موندم یعنی واقعا بازم من باید غرورم رو بشکنم و برم؟ دیگه خسته شدم میشه راهنماییم کنید؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید توجه داشته باشید که اگ همسر شما طبق گفته خودتون فکر می کنید که انتظار دارند که شما به طور مداوم پیش دستی کنید و مدام کنار بیایید و شرایط شما رو درک نمی کنند .خب شما باید تغییر رویه بدهید گاهی ابراز ضعف در مقابل فردی که دیگران بیشتر از همسرش اولویت دارند ..
      درست نیست و درسته توقع دارید که متوحه باشند ولی بهتره اگر بیان می کنید بفرمایید که چه انتظاراتی از ازدواج دارید ..
      اینکه خب وقتی شما پیام بدهید و یا توجه کنید ایشون بیشتر کارهاشون تکرار میشه و فکر می کنند که شما همیشه ابراز خواهید کرد و توجه می کنید و طبیعتا ایشون هم می توانند رفتار قبلیشون ر تکرار کنند
      ببینید باید اگ رفتارها ادامه داشت و فکر کردید که نمی توانید ادامه بدهید و شرایط سختی است از ایشون بخواهید با هم به روانشناس مراجعه کنید تا در مورد مشکل صحبت شود تلاش کنند که حل شود .
      ایشون متوجه شوند که از دید نفر سوم هم ایا رفتارشون درست هست یا خیر ؟فکر نکنند فقط از نظر شما مساله غیر طبیعی است و یا شما از ایشون توقع بی جا دارید ..
      موفق و خوشبخت باشید و امیدوارم مساله حل شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

      موفق باشید

  • حنا   میگوید:

    سلام
    خواستگاری دارم که در مورد مدرک تحصیلی در روز خواستگاری دروغ گفت و ایشون گواهی فنی حرفه ای دارن اما ذکر کردن که دیپلم دارن در صورتی که تا سوم دبیرستان تحصیل کردن و بعد ترک تحصیل. و بعد ها ازشون پرسیدم و اعتراف کردن که دروغ گفتن. ایشون در ۲۲ سالگی به خانمی علاقمند بودن که خانواده مخالفت کردن اما در نهایت الان ده سال گذشته و ان خانم هم چند سال بعد ازدواج کرد. از همان ابتدای اشنایی یه روز منو در جریان این ماجرا قرار دادن تا از کسی نشنوم. از همان ابتدای اشنایی بسیار بسیار به من محبت داشتن و من به نظرم عجیب بود.بد از جریان عشق که داشتن و برام تعریف کردن ایا امکان داره کسی عشقی از یه نفر تو دلش باشه سال ها و الان داشته خودشو تخلیه روانی کنه منظورم اینه که منو به جای اون فرد دوس داشته باشه و محبت یکی دیگه رو نثارم کنه. چند بار هم اسمم رو اشتباهی صدا زدن ولی اسم اون فردی که عاشقش بودن رو چیز دیگه ای ذکر کردن. میگه دوس دارم اوازه عشقمون به گوش همه برسه و من فکر میکنم منظورش اون خانمه که از اقوام دوره. میگه دوس دارم اولین بچمون دختر باشه و اسمی که دوس داره داشته باشه به اسم عشقش نزدیکه خیلی اما میگه این تشابه اتفاقیه و ربطی ندارن. ایا دچار وسواس شدم؟تمام اوقات ازادش رو باهم صحبت میکنیم و بسیار دوس دارن که زیاد صحبت کنه بامن ه طوری که حس میکنم هیچ وقت ازادی ندارم. کنجکاوی و صحبت راجب مسائل جنسی هم زیاد میکنن تقریبا روزی چند بار که نمیدونم طبیعیه یا نه چون من سابقه دوست پسر نداشتم خیلی تحت فشار قرار میگرفتم(یه وقتایی مثل رابطه جنسی تلفنی). لطفا راهنمایی کنید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      در مورد مدرک تحصیلی که می فرمایید ایشون دروغ گفتن خب دروغشون اونقدرها هم متفاوت نیست ..یعنی بین مدرک دیپلم و مدرک سیکل خب تفاوت بارزی نیست هر چند بله نفس دروغ گفتن مساله مهمی است که نباید ایشون می گفتند ..ولی با همه این شرایط بیشترین نکته مهم در مورد عشقی است که ایشون سال ها داشتند و به قدری وابسته شدند که طبیعتا باعث شده اکنون حتی اسمش ر صدا بزنند و بخواهند فرزند دختر داشته باشند که هم اسم او باشد
      یعنی ایشون نمی خواهند مساله را فراموش کنند و این مساله مهمی است
      اصلا بعد از یک عشق طولانی این اشتباه است که فکر کنید راحت فردی با فرد دیگری وارد رابطه شود چرا که ابتدا باید مساله قبلی حل و مدیریت شود و بعد مساله دیگر مطرح شود و وارد رابطه دیگری شوند
      ایشون حتی می گویند که ازدواج کنید و عاشق باشید که اوازه این عشق به گوش دیگران برسد خب اینکه اصلا درست نیست که ازدواج صورت بگیرد به خاطر اینکه با یاد فردی دیگر زندگی کند درست نیست ..
      ایشون باید به روانشناس مراجعه داشته باشند ..و قبل از اشنایی با شما البته ..به هر حال اینکه یک نفر عاشق باشد و ابراز کند تنها شرط ازدواج نیست چون یک عمر زندگی است .
      و این بسیار مساله مهمی است ..که باید در نظر داشته باشید ..
      امیدوارم بیشتر دقت کنید ..
      و متوجه باشید که باید مراجعه داشته باشید ..
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

    • مشاور   میگوید:

      ا سلام
      دوست عزیز
      در مورد مدرک تحصیلی که می فرمایید ایشون دروغ گفتن خب دروغشون اونقدرها هم متفاوت نیست ..یعنی بین مدرک دیپلم و مدرک سیکل خب تفاوت بارزی نیست هر چند بله نفس دروغ گفتن مساله مهمی است که نباید ایشون می گفتند ..ولی با همه این شرایط بیشترین نکته مهم در مورد عشقی است که ایشون سال ها داشتند و به قدری وابسته شدند که طبیعتا باعث شده اکنون حتی اسمش ر صدا بزنند و بخواهند فرزند دختر داشته باشند که هم اسم او باشد
      یعنی ایشون نمی خواهند مساله را فراموش کنند و این مساله مهمی است
      اصلا بعد از یک عشق طولانی این اشتباه است که فکر کنید راحت فردی با فرد دیگری وارد رابطه شود چرا که ابتدا باید مساله قبلی حل و مدیریت شود و بعد مساله دیگر مطرح شود و وارد رابطه دیگری شوند
      ایشون حتی می گویند که ازدواج کنید و عاشق باشید که اوازه این عشق به گوش دیگران برسد خب اینکه اصلا درست نیست که ازدواج صورت بگیرد به خاطر اینکه با یاد فردی دیگر زندگی کند درست نیست ..
      ایشون باید به روانشناس مراجعه داشته باشند ..و قبل از اشنایی با شما البته ..به هر حال اینکه یک نفر عاشق باشد و ابراز کند تنها شرط ازدواج نیست چون یک عمر زندگی است .
      و این بسیار مساله مهمی است ..که باید در نظر داشته باشید ..
      امیدوارم بیشتر دقت کنید ..
      و متوجه باشید که باید مراجعه داشته باشید ..
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • دخترسردرگم   میگوید:

    سلام.من با پسری ی مدتی هس دارم اشنا میشم..قصد ما ازین اشناییت این بود ک برای چن سالی همو بشناسیم‌و بیشتر سعی کنیم صمیمی باشیم وبعد از تموم شدن درسمون اگه توافق داشتیم قضیه رو رسمی کنیم و خانواده ها رو مطلع کنیم…تو این مدت ایشون گاهی اوقات مثلا ی روز ازشون اصلا خبری نمیشه و نصفه شب تازه میان و پیام میدن و یا وقتی ک من میبینم پیام نمیدن چن باری پیش اومده ک خودم پیام دادم و حرف زدیم که تو این چن بار بعضی وقتا بعد پنج دیقه حرف زدن گفته خیلی خستم و رفته..من قبلا ناراحتیم رو بهش گفتم و انقدری حرف زد باهام‌چن بار که نه اینجوری نیس ک بی اهمیت باشم و واسم مهمی و رابطمون سرگرمی نیس ولی بعضی وقتا مشکل دارم‌نمیتونم‌ پیام بدم..من هم قبول کردم و بحثمون تموم شده..ولی خب دیگه تعدادش خیلی داره زیاد میشه و من گفتم شاید مشکلی داره ک ب من نمیتونه بگه و ازاین حرفا..ولی واس من خیلی مهمه این قضیه چون دوس ندارم من ب عنوان سرگرمی باشم واسش و هروقت دوست داشت و وقت داشت بیاد سراغ ازم‌بگیره و هروقت خودش حال ابراز علاقه و هرچی داشت منم اون‌موقع حتما حاضر باشم و به حرفاش گوش بدم…توقع ندارم طی روز مدام با من درتماس بشه ولی طی روز درحد ی پیام که انلاین هم‌میشه ولی خبری ازش نمیشه وقت نمیزاره..که ایندفعه ی اخر من دیگه خیلی سرد برخورد کردم و جوابشو کوتاه دادم ولی بحثی نکردم و الان نه اون‌پیام میده نه من.ایا من خیلی حساسم یا اینکه این نشون‌میده برای ایشون این رابطه اصلا جدی نیست؟
    ما سعی کردیم خیلی رابطه منطقی داشته باشیم و من راضی بودم‌ازاین رابطه ولی خب این رفتارا منو خیلی حساس میکنه که ی موقع واسش سرگرمی نباشم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      اولا بین محبت و نوع علاقه زن و مرد با هم تفاوت وجود دارد که باید توجه داشته باشید ضمن اینکه این نکته راهم د نظر بگیرید که به هر حال اگر هر دو مصمن هستید باید زودتر به صورت قطعی اقدام کنید و مساله رسمی شود .چرا که نمی توان گفت که
      اکنون دد این شرایط قیقا نظر ایشون چیه و چه چیزی رو مد نظر دارند ..
      به هر حال وقتی بی توجهی وجود دارد بهتره شما تلاش نکنید که یاداوری کنید و پیامی ارسال کنید تا متوجه شوید که در شرایط بی خبری ایشون توجه کافی رو به شما دارند یا خیر و تلاش می کنند که شرایط مناسبی را برای جذب شما ایجاد کنند و حتی اگر بنا به هر دلیلی نتوانستند در ارتباط باشند عذر خواهی کنند
      چون ارتباط شما که صرفا دوستی نیست و از ابتدا به قصد ازدواج و یک عمر زندگی طراحی شده است پس اهمیت زیادی دارد که بتوانید به درستی شرایط را در نظر بگیرید و این مساله را مد نظر داشته باشید که چطور با شخصیت هم اشنا شوید ..
      انتظاران و شرایط یکدیگر را در نظر بگیرید و بتوانید به هر صورت موفق عمل کنید
      اینها همه مسائل حائز اهمیتی هستند که باید در نظر داشته باشید ولی سریع تصمیم نگیرید و این رفتارها را دال بر ابنکه ایشون مساله براشون جدی نیست قلمداد نکنید ولی به هر حال در طی روند خودتون متوجه می شوید که چه جاهایی ایراد وجود دارد و ایشون چقدر می تواند برای شما همراه مناسبی باشند
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

      موفق باشید

  • دخترسردرگم   میگوید:

    سلام.من با پسری ی مدتی هس دارم اشنا میشم..قصد ما ازین اشناییت این بود ک برای چن سالی همو بشناسیم‌و بیشتر سعی کنیم صمیمی باشیم وبعد از تموم شدن درسمون اگه توافق داشتیم قضیه رو رسمی کنیم و خانواده ها رو مطلع کنیم…تو این مدت ایشون گاهی اوقات مثلا ی روز ازشون اصلا خبری نمیشه و نصفه شب تازه میان و پیام میدن و یا وقتی ک من میبینم پیام نمیدن چن باری پیش اومده ک خودم پیام دادم و حرف زدیم که تو این چن بار بعضی وقتا بعد پنج دیقه حرف زدن گفته خیلی خستم..من قبلا ناراحتم رو بهش گفتم و انقدری حرف زد باهام‌چن بار که نه اینجوری نیس ک بی اهمیت باشم و واسم مهمی و رابطمون سرگرمی نیس ولی بعضی وقتا مشکل دارم‌نمیتونم‌ پیام بدم..من هم قبول کردم و بحثمون تموم شده..ولی هب دیگه تعدادش خیلی داره زیاد میشه و من گفتم شاید مشکلی داره ک ب من نمیتونه بگه و ازاین حرفا..ولی واس من خیلی مهمه این قضیه چون دوس ندارم من ب عنوان سرگرمی باشم واسش و هروقت دوست داشت و وقت داشت بیاد سراغ ازم‌بگیره و هروقت خودش حال ابراز علاقه و هرچی داشت منم اون‌موقع حتما حاضر باشم و به حرفاش گوش بدم…توقع ندارم طی روز مدام با من درتماس بشه ولی طی روز درحد ی پیام که انلاین هم‌میشه ولیزخبری ازش نمیشه وقت نمیزاره..که ایندفعه ی اخر من دیگه خیلی سرد برخورد کردم و جوابشو کوتاه دادم ولی بحثی نکردم و الان نه اون‌پیام میده نه من.ایا من خیلی حساسم یا اینکه این نشون‌میده برای ایشون این رابطه اصلا جدی نیست؟
    ما سعی کردیم خیلی رابطه منطقی داشته باشیم و من راضی بودم‌ازاین رابطه ولی خب این رفتارا منو خیلی حساس میکنه که سرگرمی نباشم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست گرامی بر اساس صحبتی که جنابعالی می فرمایید خب ظاهرا ایشون هم این رابطه رو جدی نگرفتند ببینید البته نمیرشود قضاوت کرد ولی وقتی در رابطه ای دو طرف به قصد شناخت وارد می شوند خب نه اینکه مدام ابراز کنند ولی تلاش می کنند رضایت خاطر طرف مقابل را جلب کنند اینکه اگر متوجه شدند که شما برداشتتون اینه که ایشون بی توجه هستند خب طبیعتا
      باید تلاش کنند که بیشتر در رفع سو تفاهم تلاش کنند ببینید اگر ارتباط منطقی پیش رفته و هدفمنده
      ولی از همین ابتدا اجازه ندید که شما منبع و مرجعی باشید برای درد دل با ایشون و بخواهید کمک کنید که مشکلات و مسائل حل و مدیریت شود به تنهایی
      چون ممکنه بعدا که وارد زندگی شدید این شرایط برای شما بیشتر سخت بشه و نتوانید تحمل کنید و بپذیرید که به هر حال
      همیشه شما ۸واستون باشه شما پیش قدم باشید و وقتی انلاین هستید حال طرف مقتبل را بدانید با اینکه قطعا دلبستگی بین شما دو نفر به وجود امده که تا اینجا پیش رفتید ولی دقت داشته باشید که نباید این طور پیش رفت ..
      و خب اگر بی تفاوتی طرف مقابل وجود داشته باشد و یا غرور و لجبازی بین هر کدام از شما واقعا بعدا مشکل ساز خواهد شد و اگر امرکز شما اذیت می شوی بعدا چند برابر برای شما شرایط سخت و غیر قابل تحمل خواهددشد
      به هر صورت امیدوارم موفق و ۷وشبخت باشید و حتما اگر هدف ازدواج است از مشاوره پیش از ازدواج کمک بگیرید که بعدا مشکل و مساله ای ایجاد نشود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

      • دخترسردرگم   میگوید:

        خیلی ممنون هستم از مشاوران این سایت که تو هر مشکلی کنارم بودن…خدا پشت و پناهتون

        • مشاور   میگوید:

          موفق باشید

  • نگار   میگوید:

    سلام
    خواهرم۷ ماهه با یه پسر دوست شده و قصد ازدواج هم داره اقا پسر دیپلمه شغل ازاد داره و ظاهر خیلی معمولی داره و خانواده ای با در امد نسبتا پایین و روستا نشین اما اخلاق شون خیلی خوب و کلا انسان سازگاری هستن همه جوره با هر کس کنار میان و به خاطر همین خواهرم بشدت علاقه مند شده بهش و میگه اصل کار اخلاق و انسانیت طرف هست که اونم در این باره مشکلی نداره اما از طرفی خانواده من اصلا موافق نیستن با این وصلت چون اولا خواهرم لیسانسه در ثانی ظاهر خواهرم نسبت به اقا بهتره و خانواده ما هم شهر نشین وضع مالیمونم در حد خوب هست …حالا موندیم چه کار کنیم از طرفی این دوتا همدیگه رو دوس دارن البته ناگفته نماند خواهر من هم اخلاق خاصی داره مثلا تا حالا با چندین نفر به قصد ازدواج دوست شده و بنا به دلایلی گذاشته کنار چون میگه من با هر کسی نمی تونم بسازم طرف اگه به مقام و زیبایی و تحصیلاتش بنازه یا اینکه خسیس باشه به درد من نمی خوره و من نمی تونم یک لحظه با چنین شخص زندگی کنم بنا به گفته خودش فقط این شخص می تونه باهاش کنار بیاد چون خصوصیات منفی نداره حالا سوال من اینه اولا فقط اخلاق خوب می تونه ضامن خوشبختی شون باشه ؟اگه ممکنه راه رو نشون مون بدید و بگید از نظر شما صلاحه اینا ازدواج کنن یا نه چون مادرم خیلی نگرانه

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیر
      ببینید قرار نیست که صرف این صحبت ها پیش بینی شود که ایا شرایط زندگیشون خوب هست یا نیست منتهی توجه کنید که براساس صحبت خودتونوخواهر شما هم وسواس انتخاب دارد
      خب بله صرف اخلاق ضامن خوشبختی نیست ولی اخلاق مساله بسیار مهمی است که باید توجه داشته باشید..
      در کنار اخلاق خوب اگر اون فرد واقعا اهل زندگی باشد سایر شرایط هم در کنار شرایط دیگر اهمین دارد و طبیعی است …
      که باید به شرایط پالی تفاوت های خانوادگی و فرهنگی دقت داشته باشند البته اگر به حدی تفاوت ها بارز باشد که مشکلات ایجاد کند در غیر این صورت که مساله ای وجود ندارد و جای نگرانی هم نیست
      به هر صورت امیدوارم خوشبخت و موفق باشند و با دقت تصمیم بگیرند به هر حال ازدواج بحث یک یا دو روز نیست و باید جوانب را در نظر گرفت از سویی پیدا کردن فردی که صد درصد خوب باشد محال است و برای انتخاب باید اهم و مهم کرد که دقیقا چقدر مثبت ها بیشتر است پس امیدوارم دقت کافی را داشته باشند
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

      • نگار   میگوید:

        با سلام در ادامه پاسخ تون چند تا سوال برام پیش اومد
        اولا از کجا میشه فهمید که اختلاف فرهنگی و تفاوت دیدگاه خانواده دو طرف می تونه در اینده مشکل ساز بشه لازم به ذکره که اقا پسر گفتن با وجود اینکه خانواده ایشون در روستا زندگی می کنن اما هیچ مداخله ای در زندگی شخصی ایشون ندارن و حتی منزل شخصی اقا پسر در شهره و بنا به گفته ایشون بعد ازدواج که مستقل شدن رفت و امدشون به روستا کمتر هم خواهد شددر ضمن ایشون به لحاظ برخورد و طرز تفکر نسبتا روشن فکر هستن و طرز تفکرات روستایی ها اصلا در ایشون دیده نشده چون به گفته ایشون اکثر اوقات داخل شهر هستن و به دور از روستا در شهر مستقل زندگی می کنن سوال دومم اینه که از کجا متوجه بشیم اقا پسر واقعا خواهرمو بعد ازدواج هم با این شرایط که عرض کردم(پوشش باز و زودجوش و عصبی بودن و…) قبول داشته باشه و باهاش کنار بیادچون ایشون مدام میگن من همه جوره خواهرتو قبول دارم و در کنارش احساس خوشبختی خواهم داشت ؟

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          دوست عزیز
          ببینید وقتی به مشاوره ازدواج بروند بسیاری از این موارد مشخص می شود که ایا احساسی تصمیم می گیرند و یا واقعا با این شرایط خواهر شما را پذیرفتند و قبول کردند به هر حال اینها نکات بسبار مهمی هستند که باید دقت کافی داشته باشید
          به هر حال روشن فکر بودن و شرایطی که می فرمایید بسیار قابل قبول است منتهی نمی شود گفت که این شرایط دقیقا همان طور ی پیش می رود که ایشون می فرمایند
          به هر حال در ازدواج درصدی از ریسک هم وجود دارد وافراد معیارها و شرایط را بررسی می کنند طبیعتا اگر متوجه شوند که در جاهایی توافق وجود نداردخب ادامه نمی دهند
          به هر حال شاید خواهر شما و این اقا پسر هم کاملا متوجه شرایط و جوانب هستند و همه موارد را به درستی در نظر گرفته اند
          به هر حال خوشبخت و موفق باشند
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۴۴۰۳۴۴۹۰
          موفق باشید

  • نگار   میگوید:

    در ادامه صحبتهای بالا فراموش کردم اینو بگم خواهرم دختر عصبی و زود رنجی هست و پوشش هم نسبتا بازه و با این اوصاف اون اقا پسر میگن من همه جوره قبولش دارم من خودمم بارها با پسره صحبت کردم و گفتم که ممکنه در اینده به مشکل بر بخورین و خانواده ات پوشش خواهرمو نتونه تحمل کنه و یا اینکه وسع مالیت نرسه و نتونی احتیاجات زیاد خواهرمو براورده کنی و… امافایده نداره میگه من همه جوره قبولش دارم واز انتخابمم پشیمون نمیشم چون از رو هوس نیست اینو هم یاداور شم خواهرم بار اول که تایشونو دیدن اصلا خوشش نیومده بود از ظاهر پسر اما رفته رفته که اخلاق پسره براش مشخص شد خواهرمنم جذبش شد حالا بعد ۷ ماه هم پسر و هم خواهرم میگن بشدت عاشق همیم نمی دونم عشق شون واقعیه یا نه از نظر شما؟

    • مشاور   میگوید:

      به هر حال هر چیزی ممکن است اینکه صرفا هر دو احساسی تصمیم گرفته باشند و مخصوصا اون اقا پسر شرایط خواهر شما رد در نظر بگیرند اینکه اگر حساس و زودرنجه چقدر
      به هر حال توجه داشته باشید که وقتی هر دو احساسی تصمیم بگیرند خب طبیعتا باعث مشکلاتی می شود ..اکنون جوانب
      و مشکلات برای انها بسیار ساده به نظر می رسد ولی اگر شرایط مالی محقق نشود …
      خب برای خواهر شما که ظاهرا پر خرج است ..ایشون اگر شرایط مالی نداشته باشد نمی توانند تامین کننده باشند و طبیعتا خواهر شما هم امروز عاشق است فردا خب ممکنه نتونه این شرایط رو تحمل کنه
      پس باید همه جوانب را در نظر بگیرید ..امیدوارم با مشاوره پیش از ازدواج مشورت داشته باشید و موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • علیرضا   میگوید:

    سلام قرص ریسپریدون سروتونین مغز را بلوک می کند یا دوپامین

    • مشاور   میگوید:

      با سلام دوست عزیز
      ریسپریدون سروتونین را بلوکه می کند .. به هر حال برای بیماری هایی که این دارو تجویز می شود ..که مشکلاتی در زمینه سروتونین ایجاد می شود ..کاهش یا افزایش سروتونین هدف است .موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • ندا   میگوید:

    سلام
    مدتها قبل دوست من خواستگاری داره که ظاهر خوبی نداره و زیبایی خاصی در چهره اش نیست اما اقا پسر بشدت علاقه مند بود از دوستم درخواست کرد مدتی رو باهم بگذرونن حالا که چند ماه از اون روز می گذره دوستم عاشقش شده و میگن الان دوتامونم بشدت همدیگه رو دوس داریم بنظر شما ایا این عشق واقعیه یا خیر از کجا باید متوجه بشیم عشق واقعیه من همیشه فکر می کردم که ادم اول با چشم عاشق میشه بعد اخلاق و… میاد وسط اگه ممکنه راهنماییم کنید

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید دوست داشتن مساله مهمی است .که باید دقت داشته باشید منتهی در درجه اول به دل نشستن ظاهری است .و اصلا بحث زیبایی مطرح نیست بلکه بحث به دل نشستن است .اگر خب ادامه دادند با این شرایط یعنی اخلاق و منش ایشون اهمیت داشته است .
      و خب کم کم به لحاظ اخلاقی به دل نشستن اتفاق افتاده است .
      و خب قطعا چون علاقه وجود دارد .موارد زیادی را هم در تظر نمی گیرند منتهی بهترین کار مراجعه به روانشناس و بررسی همه شرایط و جوانب است ..
      و خب قرار نیست صرف اشنایی صرفا ازدواج اتفاق بیفتد هر چه بیشتر این ور جریان تلاش کنند طبیعتا از طرفی راحت تر می توانند مسائل را پیش ببرند .
      در زندگی سنجش انتظارات و توقعات دو نفر اینکه چقدر درک متقابل دارند مهم است بهتر است به هر حال توجه داشته باشید که اگر بخواهید به دوستتون توصیه داشته باشید شناخت شخصیت طرفین است اینکه طبیعتا اگر در ۷۰ درصد موارد اوکی هستند می توانند پیش بروند چون قرار نیست هیچ وقت صد درصد برای همه اتفاق بیفتد ..
      به هر صورت این نکته مهم تر است که چقدر دو نفر به هم دلبستگی دارند تا وابستگی ..
      خب این نکته بسیار مهمی است که باید دقت داشته باشید ..امیدوارم بتوانند با مراجعه به راحتی تصمیم درست و سنجیده ای بگیرند ..
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • نسرین   میگوید:

    سلام
    اگر مردی در گذشته عاشق شده باشه و ادم حساس وعاطفی هم باشه بعد از سالها تصمیم به ازدواج بگیرن چطور طرف مقابل میتونن تشخیص بدن که الان اون اقا فرد جدید رو با عشق قدیمش مقایسه میکنه یا نه؟
    سوال بعدیم اینه که تا چه حد میشه به ابراز علاقشون اعتماد کرد؟ ایا امکان داره عشقی که به فرد قبلی داشتنو بخوان با ابراز علاقه شدید به فرد جدید مهار کنن و حسی که نتونسته بودن ابراز کنن و الان تخلیه کنن؟
    میزان صحبت رابطه جنسی دوران نامزدی اگه زیاد باشه ایا از هوسه یا علاقه فرد و اینکه تا چه مقدارش طبیعیه؟ ایا هر روز صحبت کردن راجبش درسته؟ اگه صحبتا به تصور کردن و رابطه جنسی تلفنی باشه هم طبیعیه در این دوران
    تشکر

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز

      ببینسد در مورد سوال اولتون باید بدونید که این فرد چقدر در مورد ارتباط و رابطه قبلی حرف می زند چه به خوبی چه به بدی و ملاک های او برای ازدواچ چیست خب اگر متوجه شوید معیارها با مشخصات فرد اول هم خوانی دارد و فرد اول مدام در ذهن اوست این شرایطی است که به هر حال باعث ایجاد مشکلات و سختی هایی می شود ..چون مدام فرد جدید مقایسه خواهد شد اگر حتی به زبان نیاورند .
      به هر حال دقت زیادی می خواهد و به همین خاطر مشاوره پیش از ازدواج می تواند نقش موثری در این مساله ایفا کند ک۶ بدانید چطور یک مساله را مدیریت و حل کنید .
      و از کجا مت جه شوید هنوز درگیر عشق قبلی است البته اینکه فرد تلاش کرده باشد انکار و فراموش کند بدون کمک روانشناس نشان می دهد هنوز فرد قبلی در ذهنش است چون نتوانسته مساله را به درستی حل و مدیریت کند .
      در مورد سوال بعد که می فرمایید به هر حال ابراز علاقه و اعتماد مساله شخصی است .به هر حال بعد از مدتی افراد متوجه می شوند که ایا ابراز علاقه ای واقعا درست است و صادقانه است و یا کاملا دروغین است این یک مساله کاملا مشخص است ..و باید به نوع رفتارها توجه کرد حتی عصبانیت طرف مقابل درمواقع مختلف در این زمینه مهم است .
      مساله بعدی دیگر این مساله است که صحبت در مورد مسائل جنسی در این دوران چهارچوب دارد و بیش از حد بودنش نشان علاقه نخواهد بود بلکه کنجکاوی های جنسی و ارضای شخصی است .به هر حال امروزه اکثر افراد متوجه هستند که چطور
      روابط جنسی برقرار کنند و اطلاعات دارند پس در این دوران مدام صحبت کردن و حتی تلفنی مساله منطقی نیست که خب همه این موارد در مشاوره های ازدواج طببعتا بررسی می شود و جای نگرانی وجوددندارد .
      موفق و خوشبخت باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • سحر   میگوید:

    سلام. من در دوران عقد هستم. اوایل عقدم متوجه خیانت همسرم شدم. ولی ایشون به شدت ابراز پشیمونی کردن و بعد از کلی دعوا و بحث آشتی کردم. الان بعد از چند ماه همش بهش شک دارم و احساس میکنم خیلی رفتارش مشکوکه.میخوام به طریقی امتحانش کنم ببینم اگه شرایطش پیش بیاد بازم به طرف دختر دیگه ای میره و به من خیانت میکنه یا نه؟نمیدونم چجوری امتحانش کنم. خیلی حالم بده کمکم کنین لطفا. ممنون.اینم بگم که من اصلا آدم شکاکی نبودم ولی بعد از این ماجرا اینجوری شدم.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید وقتی شک دارید و می خواهید ایشون رو امتحان کنید یعنی نه شما ایشون رو بخشیدید و نه ایشون تونسته بعد اون جریان به درستی اعتماد شما رو جلب کنه و ابراز پشیمونیش رو شما قبول نکردید بهتره بدونید در این موارد خیانت باید دو نفر با هم توافق کنند که به روانشناس مراجعه شود و دلایل و شرایط خیانت بررسی شود هر
      چند قابل درکه که خب شرایط سختی است و پذیرش این موضوع مسائلی ایجاد می کند ولی به هر حال باید با همسرتون در مورد اضطراب ها و استرس ها و شرایطی که دارید صحبت کنید .به هر حال این نکته و مساله بسیار مهمی است که باید در نظر گرفته شودد
      چون فکر کنید شما ایشون رو امتحان کنید و خب ایشون لغزشی نداشته باشند ولی متوجه شوند از سمت شما این اتفاق افتاده خب طبیعتا برای ایشون بسیار شرایط سخت و ازاردهنده ای خواهد بود پذیرش این مساله که چرا باید چنین باشد ..
      و شما چون اعتماد ندارید اصلا ممکنه دوباره این رفتار تکرار شود به هر حال برای تصمیم درست در مورد زندگیتون و اطمینان خاطر از ایشون بهترین مرجع خودشون هستند که تلاش برای کسب اطمینان داشته باشند
      چون حق دارید به عنوان زن دچار حساسیت هایی شوید و بخواهید مطمئن شوید که چرا چنین شرایطی اتفاق افتاده است .به هر حال هر کاری راه حل درست و اصولی دارد که باید به ان پرداحت
      به ۶ر حال خوشبخت و موفق باشید و امیدوارم مشکلی ایجاد نشود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • ندا   میگوید:

    ببخشید از کجا ما بفهمیم که دو طرف دلبسته هستن یا وابسته ؟چون اقا پسر مدام به طرف مقابل میگه من عاشقتم و دوست دارم چون به لحاظ زیبایی هم خانوم واقعا خوشگله بنظر شما این علاقه واقعیه؟اقا پسر هم گفتن تا قبل از اینکه خانوم رو ببینن قصد ازدواج نداشتن و با دیدن ایشون عاشق شدن بنظرتون این عشق می تونه باشه لازم به ذکره که خانوم اوایل از اقا اصلا خوشش نیومد بعدها ایشون هم عاشقش شده

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      به هر صورت یک نکته مهم این است که بدانید دلبستگی یعنی اینکه هر دو به خوبی شرایط هم رو درک کردند .خب اینکهوفردی قصد ازدواج نداشته باشد و با دیدن ایشون عاشق شده باشد نکته بسیار مهمی است منتهی نمی توان دقیقا گفت درست است .ولی اگر هر دو به لحاظ رشد عقلی به سطحی رسیدن که تمیز خوب و بد داشته باشند و علاوه بر احساسی بودن منطق رو هم در نظر بگیرند می شود گفت صرفا بحث احساسی نخواهد بود و وابستگی نیست که فقط عشق را در نظر بگیرند
      بلکه برای زندگی همه جوانب و شرایط در نظر گرفته شده است و طبیعتا این نکته بسیار حائز اهمیتی است که باید توجه شود .به هر صورت جای نگرانی هم وجود ندارد و امیدوارم خوشبخت باشند .
      ولی خب اگر خانم بسیار زیباست خب چون ظاهر برای مردان مهم است ممکن است باعث شده باشد که عاشق شدند قصد ازدواج پیدا کردند و درست گفتند منتهی خانمی که ابتدا خوشش نیومده و با صخبت عاشق شده یعنی به لحاظ درک و شرایط منطقی تری دارد انتخاب می کند .
      چون در ازدواج برای خانم ها مساله مهمی که وجود دارد این است که به لحاظ شنوایی عاشق می شوند و تمایل دارند درک شوند .اگر مردی واقعا بتواند چنین شرایطی را ایجاد کند بهتر می تواند جذب داشته باشد
      به هر صورت خوشبخت و موفق باشند وحتما از مشاوره پیش از ازدواج بهره ببرند
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • AliReza   میگوید:

    سلام . اسمم علیرضا و دارم میرم کلاس دهم و خیلی به رشته مکانیکی علاقه دارم . از اولایل تابستون که کارنامه مو گرفتن و دیدن دوتا تجدید دارم بهم گفتن بیرون نرم و منم زیاد توجه نکردم و میرفتم که بعد یه هفنه دیدم حرفشون خیلی جدی هستش . اها راستی من بابام راننده کامیونه و یه خواهر کوچیک دارم و مامانم هم خونه داره . بابام با جدیت گفت اگه میخوای بری بیرون باید ترک تحصیل کنی و بری سرکار یا بیرون نری و به درست ادامه بدی (فقظ هم همینو میگه) . منم خوب درسو اتخاب کردم ولی بعد چند روز دوباره رفتم بیرون و برگشتم دیدم بابام رو مبل نشسته . منتظر من بود . تا رفتم گفت بیا اینجا یه خورده حرف زد و منم گوشیم دستم بود گفت بده من . تا دادم کوبید زمین تاچ گوشیم شکست و منم تا برداشتم گفت اینستا و تلگراممو حذف کنم منم گغتم ایشالله درست کردم خودشون پاک میشن و رفتم اتاقم . یه چند روزی یا مهمون داشتیم یا رفتیم جایی که سرم گرم شد بیرن نرفتم . راستش بیرون واسه من جوریه که حاظرم از همه چی محروم بشم اما بیرونمو برم . یه چیز دیگه که من سیگار میکشم اما واقعا به خاطر سیگار نیست که دارم میرم بیرون . از زندگیمون خیلی راضیم چون خونه داریم و ماشین داریم و هرچی هم بخوام واسم میخرن و بابام اصلن دست روم بلند نمیکنه . چند روز پیش گفتم میخوام برم بیرون و بابام دوباره نشست باهام حرف زد و بعدش که رفتم اتاقم دوستش زنگ زد و پول لازم داشت و به من گفت که برم جا به جا کنم . یبار امتحان کردم دیدم نشد . اعصابم خورد بود رفتم سیگار کشیدم بعد داشتم با یکی از دوستام حرف میزدم که دیدم بابام رو ب رومه و رفتم گفت بخاطر همین کاراته . خلاصه با یه کارت دیگه جا به جا کرد و رفتیم که گفت بیا تا رفتم دیدم قیافه اش یه جوری شد و به مامانم گفت دهن اینو بو کن . خلاصه بو کردن و گفتن واسه چی کشیدی و کلی ناراحت شدن و خودمم هیچی نمیتونستم بگم . از اون به بعد میرن جایی در روم قفل میکنن و کلاس میرم می افتن دنبالم راستش پیش روان شناس و روان پزشک و اینا هم فک نکنم ببرن . بعضی وقتا به سرم میزنه خودکشی و وقتی هم که اعصابم خورد میشه با خودزنی خودمو خالی میکنم یا میشینم گریه میکنم که چرا با خودم این کارو کردم . از نصیحت واین صحبتا خوشم نمیاد که میشینن دوساعت حرف میزنن . با بعضی از دوستام هم مشگل دارن یعنی من با هرکی حال میکنم و ازش خوشم میاد میگه با اون نگرد . یه بار یکی از دوستام تو شهرستان رفته بودیم گردش که دیدم گوشیم زنگ خورد (مامانم بود) برداشتم و گفت کجایی و با کی منم گفتم با محمد اومدیم بچرخیم و دنبال جونوریم و یه مار دیدم و از این حرفا و یهو مامانم گفت با اون پسره نگرد از اون خوشم نمیاد و تا گوشی قطع کردم رفیقم زد زیر خنده و با قیافه خندون ولی ناراحت گفت اخه من بدبخت چمه ؟؟؟ و منم خیلی خجالت کشیدم و خلاصه زیاد وقتتونو نگیرم و میخواستم کمکم کنید که چطوری نظرشونو دوباره جلب کنم و اعتمادشونو نسبت به خودم بدست بیارم . لطفا کمکم کنید و خیلی خیلی ممنون از سایت خوبتون

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببین در سن حساسی قرار داری ولی اصلا مدیریت شرایط رو نداری بحث تجدید شدن و اینکه خب مشکلاتی برات به وجود امده هم نیست بلکه می تونی جبران کنی منتهی در ست پایین دچار خودرنی و مصرف سیگار هستی وقتی از زندگی و خانواده راضی هستی به این فکر نکردی که از سن پایین که دچار این مساله شدی چقدر شرایط رو برات سخت می کنه ..
      به هر حال خودت رفتاری داشتی که اونها نمی تونند اعتماد کنند و خب این اصلا درست نیست باید شرایطی ایجاد بشه که به هر صورت خانواده بهت اعتماد داشته باشند و تلاش کنند که مسائل تو به درستی حل و مدیریت شود نه اینکه از این سن فضای اعتماد مخدوش شود که در چند سال اینده که در سن حساس نوجوانی قرار گرفتید واقعا شرایط برای شما سخت و طاقت فرسا شود ..
      به هر حال این نکته بسیار مهمی است که باید در نظر گرفته شود ..
      قرار نیست شما را نصیحت کنند منتهی اینکه ازشون بخواهید بهتره برای حل مشکل به روانشناس مراجعه داشته باشید خب خودش مساله بسیار حائز اهمیتی است که باید توجه داشته باشید ..
      به هر حال امیدوارم موفق و سلامت باشید و با مراجعه روابط بهتر شود و شما هم روش های مدیریت درست ارتباطات را فرابگیرید
      به هر صورت موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  • مهدیه سلیمانی   میگوید:

    سلام من از همسرم دارم جدا میشم و دو بچه دارم یه دختر پونزده ساله و یه پسر پنج ساله چطوری می تونم حضانت دخترم رو بگیرم اما هزینه های تحصیلش رو پدرش بده من خانه دار هستم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید خب بحث حضانت رو باید توسط وکیل پیگیری کنید منتهی این به نوعی توافق بین طرفین است که تا چند سال به عهده پدر است که حق و حقوق فرزند را بپردازد و کمک کند ..
      ولی به هر حال اگر به واسطه مساله حضانت شما را عهده دار مخارج بدانند خب باید تلاش کنید که مساله به درستی حل و مدیریت شود ..
      به هر حال امیدوارم با داشتن وکیل مساله را به درسای مدیریت کنید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  • ندا   میگوید:

    اقا پسر جدای اینکه خیلی از ظاهر خانوم خوشش اومده و در جریانه که اخلاق های خیلی زننده ای از خودش بروز میده و زود رنج و حساسه باز هم میگه من قبول دارمش و اینا مساله بزرگی نیست که در اینده مشکل ساز باشه خلاصه بشدت عاشق شدن و در پی راضی کردن خانواده خانوم هستن البته ناگفته نماند خانواده خود اقا پسر هم زیاد راضی به وصلت نیستن چون اونا روستایی هستن و خانواده دختر شهر نشین و کلا اختلافاتی به چشم میاد بنظرتون این وصلت درسته و عشق این دو واقعی هست؟۱

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید به هر حال ظاهرا دو نفر به هم گرایش پیدا کردند و یکدیگر را انتخاب کردند با همه تفاوت هایی که شما به عنوان نفر سوم می بینید ..که انها به خاطر علاقه ایجاد شده در بینشون اصلا توجهی به این شرایط ندارند در صورتی که باید دقت کافی داشته باشند ..
      به هر حال با این شرایطی که وجود دارد ..شاید بهترین راهکار شما این است که هر دو به مشاور قبل ازدواج مراجعه کنند چرا که نکاتی را خواهند گفت که شاید ایشوت اصلا توجهی نکنند ..
      ولی وقتی از زبان یک فرد متخصص شرایط را متوجه شوید خب طبیعتا شرایط بهتر خواهد شد ..
      به هر صورت اگر به خاطر تفاوت ها تلاش کنید کمی شرایط به تعویق بیفتد و بیشتر فکر کنند بهتر است برای مثال تلاش شود که با داشتن جلسات مشاوره هر دو کمی از فضای احساسی صرف خارج شوند و به شرایط زندگی واقعی نزدیک شوند
      طببعتا این کمک بسیاری به افراد خواهد کرد ..
      امیدوارم موفق باشید و بتوانید شرایط را به درستی مدیریت کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  • طناز   میگوید:

    با سلام و خسته نباشید. با مادرشوهر و خواهرشوهرای که هم فرهنگ ما نیستن و شوهری که با وجود دیدن رفتارهای زشت بازهم طرفداری میکنن و خودشون هم اهل کتک و فحش ناموسی هستن در حالیکه بنده بعداز ازدواجم با این سطح فرهنگی برخورد کردم چطور باید رفتار کرد ؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام

      دوست عزیز
      ببینید ممکنه در شرایطی طبق گفته خودتون مادر شوهر و خواهر شوهر شما با شما همراهی نداشته باشند و طبیعتا مشکلاتی وجود داشته باشد .به هر حال تفاوت های فرهنگی وجود دارد منتهی شما باید انها را تحت تاثیر قرار دهید و اجازه ندهید اگر مشکلی وجود دارد بیشتر شود
      به هر حال اینوه همسر شما هم خب بزرگ شده ان خانواده است و حق دارید که شرایط برای شماوسخت شود منتهی باید از همسرتون بخواهید که مراجعه داشته باشد یعنی هر دو با هم مراجعه کنید و تلاش کنید مساله بر طرف شود .به هر حال ایشون باید بدونند با این شرایط شما دارید ازار می بینید و شرایط برای شما سخت خواهد شد .خب با این شرایط که ایجاد می شود این شما هستید که باید بتوانید مدیریت درستی داشته باشید
      ببینید همسرتون رو که واقعا میشه با اخلاق خوب و کنترل رفتارها به مسیر درست هدایت کنید مخصوصا که مردها در زمینهوهایی اسیب پذیر هستند و زود تحت تاثیر قرار می گیرند
      در مورد مشکلات تفاوت های فرهنگی به همسرتون چیزی نگید چون ممکنه باعث بشه ایشون بدنر بشن چون هر فردی روی خانوادش طبیعتا حساس هست و خوب دوست نداره در مورو د خانوادش صحبتی بشه .و وقتی شما بگید ممکنه ایشون حتی بدتر کنند
      باز هم به هر صورت امیدوارم بتوانید مساله را به درستی مدیریت کنید
      موفق و خوشبخت باشید ولی بهتره حضورا هم مراجعه داشته باشید تا با توضیح شرایط به شما کمک شود .
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • سپیده   میگوید:

    سلام من یه نامزدی یک ساله ی ناموفق داشتم با پسر عموم که تو یه ساختمونیم و این نامزدی پر از اختلافات خانوادگی بود انتخاب خودش بودم اما عدم رضایت خانوادش کاملا تاثیر گذاشت و ما نامزدی خیلی بدی داشتیم پر از بحثو حرف از جدایی بدون هیچ رابطه ای به نظرم نیاز جنسیشو جور دیگه رفع میکرد چون اصلاااا تمایلی ب من نشون نمیداد میدونستم بابت اینه که جا برا جدایی بذاره و ازین بابت عذاب نداشته باشه تو اون یک سال هم کات سه ماهه داشتم مشکلم اینه پشت سرم میگه من تنها انتخابشم و بهترین با اینکه جداییم میگه دوسش دارم فقط ب اون فکر میکنم و ازدواج میکنم اما دمار از روزگار من در میاره وقتی هست الانم بعد یک سال جدایی میگه بهترین هتلو میگیرم برا عروسیمون و مادرش با من پیش قدم شد و اشتی کرد پدرش هم همچین رفتاری نشون داد ک من محلو ترک کردم و هم صحبت نشدم خودش هم ب من بی تمایل ب نظر نمیاد اما باز روشو از خانوادم میگیره فکر میکردم جدا شم راحت میشم اما یکساله نه کاری پیدا میکنم و نه حتی پیشنهاد دوستی دارم راکد راکد البته مطمئنم این اقا حتی رابطه جنسی ام داره این ادم بسیار محبوب خانوادمه و بسییار پولدار هرشبم با دوسیتاش بیرون بود با من ماهی یکبار مامانم میگه باباش نمیذاشت میدونم درسته اما تو تلفنا ک باباش نبود خودش میتونسن رابطه ی بهتری نداشت اون یکی پسرشم تحت سلطه ی پدرش دختر عموی ۷سال بزرگتر گرفت ب شدت تحت کنترل پدرن دستور جدایمونم یشر یه ملک شراکتی پدرش داد اگه برگشت چه کنم از خیانت وحشت دارم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز اگر درست متوجه شده باشم شما با پسر عموتون نامزد کردید و نامزدی ناموفقی داشتید که خب این نامزدی ناموفق شرایطی را ایجاد کرده است و خب چون فامیل هستید .با مشکلاتی همراه بوده .صحبت های شما درست و قابل درک منتهی در نظر داشته باشید که شما به هر حال از ایشون جدا شدید چون منطق شما گفته اگر خودش علاقه دارد باید علاقه را به درستی نشان دهد و خب حق هم دارید
      بینید گاهی نباید از بهم خوردن مساله ای نگران شوید چون اگر اکنون مشکل دارید طبیعتا بعد از مدتی مشکلات چند برابر خواهد شد .و خب اگر ازدواج می کردید شرایط ترک سخت تر بود
      درسته افراد احساس خلا می کنند و به هر حال تحت تاثیر شرایط عاطفی قرار می گیرند و این مساله کاملا طببعی است منتهی در نظر داشته باشید که وقتی که می فرمایید که
      در زندگی با مشکلاتی رو به رو شدید ایشون هم توجهی نمی کردند و می دانستید ارتباط جنسی وجود دارد چرا اکنون باید پشبنان باشید چرا فکر می کنید برکشت دوباره شاید شرایط را بهتر کند
      به هر حال اگر ایشون به شما علاقه دارند بهتره زمان بگذارند تلاش کنند برای بهبود شرایط زندگی و جبران مشکلات و حتی نشان دادن مهر و علاقه
      فقط زبانی نمی توان گفت که به فردی علاقه داری و یا فردی را دوست داری که اینکه اصلا درست نیست .امیدوادم به هر حال خوشبخت و موفق باشید و زندگی خوبی داشته باشید ولی بدونید که باید برای اینده هدف تعیین کنیو ذهنتون رو درگیر ایشون نکنید اگر ایشون بخ اهند جبدان کنند خب شما د رفتار متوجه خواهید شد و الا دلیلی ندارد که بخواهید به صحبت های ایشون گوش دهید
      در هر صورت موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • مرتضی   میگوید:

    سلام ممنون از شما با مشاوره های خوبتون
    همسر بنده خانم محترم ولی گاهی اوقات متاسفانه کارهایی انجام میده که در شان ایشون نیست .مثلا هر وقت که قصد داریم بریم
    مهمانی خانواده خودم رفتارش تغییر میکنه دلیلش رو می پرسم میگه اذیت کردن در صورتی که اصلا نبوده حتی میگم چی گفتن یا بیا روبرو کنیم همش تفره میره .یا اینکه وقتی به حرفات یا به خواسته هدی ایشون توجه میکنم سواستفاده می کنه و تقاضا های غیر معقولی داره که از عهده بنده خارج هست.و یه مسئله دیگه هم که هست خیلی خانواده خانواده می‌کنه در صورتی شاید طبل تو خالی باشه .در مورد همه چی متاسفانه نظراتش تغییر می‌کنه حتی توی شهر خودمون هم چندین بار با مشاور صحبت کردیم اما فقط روزهای اول اتفاقی نمیافتاده.بعد دوباره روز از نو روزی از نو . اما اینم بگم وقتی توجه به رفتار و صحبت هاش نمیکنم دیگه ازین مورد ها نمی بینم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید وقتی شرایط اینچنینی وجود دارد خب باید حضورا مراجعه داشته باشید و باید بدانید که به هر حال بسته به این شرایط ایشون بیشتر دنبال توجه طلبی هستند و خب توجه بیشتر شما باعث این می شود ه انتظاران گسترش پیدا کند و شرایط سخت تر خواهد شد و خب این یک مساله مهم است که باید در نظر داشته باشید ..
      در مورد مشکلاتی که می تواند وجود داشته باشد .خب مدیریت با شما باشد که با خلقو خو و شرایط ایشون اشنا باشید و بتوانید وقتی می دانید که گفتن شما در مورد رفتارهاشون و توضیح خواستن تغییری در شرایط ایشون ایجاددنمی کند
      خب اصلا صحبت نکید منتهی در عمل نشان بدهید که مشکلی وجود دارد و این مشکل کجاست و به چه صورت است .به هر حالفهم این مساله اهمیت زیادی دارد اگر فکر می کنید با مراجعه به روانشناس می توانید فضا رو مدیریت کنید خب این مساله را پیش ببرید و نگرانی هم نداشت۶ باشید .
      در هر صورت امیدوارم خوشبخت و موفق باشید ولی قطعا در ایت مدت نسبت به شرایطو خلق و خوی ایشون اشنایی پیدا کردید و می دانید چطور باید فضا را پیش ببرید .
      اگر واقعا توجه شما منجر به زیاده خواهی می شود خب این مساله انجام نشود
      به هر صورت موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • سمیرا   میگوید:

    سلام.من یکساله عقدم. از نظر جنسی نسبتا گرمم. همسرمم میگفت خیلی گرمه. ولی از همون اول که عقد کردیم رابطه جنسی مون در حد هفته ای یکبار یا دوبار هست. و شبا همیشه خسته هست و حوصله برقراری رایطه جنسی نداره. و من از این نظر خیلی ناراحتم.حتی همون یکبار یا دوبار هم من ارضا نمیکنه فقط خودش ارضا میشه.اصلا هم در این مورد باهم نمیتونیم حرف بزنیم.خسته شدم.لطفا کمکم کنین.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید همینکه می فرمایید نمی توانید با هم صحبت کنید این اشتباه است ..در مورد مساله به این مهمی که ۸۰ درصد زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد باید بتوانید به درستی مدیریت داشته باشید و تلاش کنید که مساله حل شود ..
      به هر حال رابطه زناشویی اگر مخدوش شود مشکلات زیادی برای افراد ایجاد می شود که باید توجه داشته باشید به این مساله ..که به هر حال هر دو به سکس تراپ مراجعه داشته باشید شاید اکنون بتوانید شرایطی را تحمل کنید ولی به
      عد از مدتی که بگذرد شرایط بسیار سخت تر خواهد شد .و خب اون موقع که مساله بحرانی شود شاید دیگر نتواند کمکی به شما شود .
      به هر حال در زندگی باید بتوانید مسائل را مدیریت کنید . این همه مساله مهمی است بحث توجه کردن به ارضا طرفین در رابطه جنسی مهم است نه اینکه صرفا یک فرد به ارضا خودش توجه کند و طرف مقابل را نادیده بگیر د ..

      خب این مساله مهمی است که زوجین مهارت ارتباط زناشویی درست را داشته باشند و بتوانند به درستی ان را مدیریت کنند ..به هر حال این نکته مهمی است که باید توجه شود..
      امیدوارم موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  • Ailin   میگوید:

    سلام…من ۱۷ سالمه،دوسال پیش به پسرخالم که دوسش داشتم ابراز علاقه کردم…اما درحالی که دوسم داشت پسم زد،چون نمیتونستیم ازدواج کنیم،من پسرعموم اومد خواستگاریم…از لج پسرخالن،و با فکر اینکه پسرعموم دوسم دارع و خوشبخت میشم جواب مثبت دادم…اما چندماه بغد از نامزد کردنم مطمعن شدم پسرخالم دوسم داشته درحالی که من فکر میکردم نداشته،تصمیم گرفتم جدا شم از نامزدم،اما هرکاری میکردم جور نمیشد،میترسیدن از بابام از بقیه ی خانوادمون،با پسرخالم حرف زدم گفتم بخاطر تو میخام طلاق بگیرم اما اونم از ارس اتفاق های بعدش گفت به من ربطی ندارع زندگیه تو،من چندباری سراغش رفتم،بماند چقدر عذاب وجدان دارم از اینکه شوهرم فکر میکنه خیلی پاک و نجیبم و نمیدونه بهش خیانت کردم،تصمیم گرفتم بیخیال شم،اما هرروز فکرم پیش پسر خالم بود و گریه میکردم…من یه دوست دارم که بیش از حد به صمیمی هستیم،حتی خیلی وقتها اونو به شوهرم ترجیح دادم،خیلی جاها از بد همسرم گفتم،از اینکه الکی عصبانی میشه و گیر میده،یعنی راز دوست نداشتنشو خیلیا فهمیدن…من شوهرمو پیش خیلیا کوچیک کردم و اون خبر ندارع و از این بابت خیلی متاسفم…من و دوستم خیلی بهم نزدیکیم،یعنی خیلی زیاد،یعنی من بجا اینکه از بودن با شوهرم لذت ببرم از بودن با دوستم لذت میبرم.و این رابطه منو نگران میکنه،این نزدیکی ها که انیودارم فهمیده باشین منظورمو…دوست من یه دوس پسر داره،چند باری ب با دوست پسرش حرف زدم،و این چندبار همش بهشون گفتم که ارتباط آخر عاقبت نداره و فلان،درحالی که اینم میگم باز به شوهرم بد کردم،چون شوترم یبار شک کرد من باهاش حرف زدم داشت دیوونه میشد از عصبانیت و کلی داد و بیداد کرد،اما من پنهانی از اون با دوس پسر دوستم حرف زدم پیش دوستم و میدونم اشتباه کردم،شوهرم منو خیلی دوست داره،اون فکر میکنه من خیلی پاکم،و از این بابت هرروز خودمچ نفرین میکنم که حالا خیلبا با دلسوزی بهش نگاه میکنن که بیچاره نمیدونه زنش دوسش نداره،من خیلی اشتباه کردم و توبه کردم و زدم زیرش…به همبن خاطر مطمعنم صدام دیگه به خدا نمیرسه…چون دیگه اعتمادی بهم نداره…این نزدیکی بیش از حدم به دوستم خیلی اشتباهه..چون شوهرم ففط منو دوست داره…نه دوستاشو…اما من دوستمو از اون بیشتر دوست دارم…وقتس شوهرم فهمیط که دوستم دوس پسر داره گفت که باهاش نگردم…اما من نتونستم..با شوهرم حرف زدم گفتم هرچی بودع گذشته ارتباط داره یا نه تموم شده بزار باهاش حرف بزنم…با اینکه راضی نبود با هزار اصرار و خواهش من گفت فقط بخاطر خوشحالی تو…یه موضوع دیگه اینکه من پدرم کتکم میزنه،،،یه شب که کتکم زد حالم داغون بود…من فشار عصبی گرفتم از ناراحتی زیاد…دوستم منو برد تو یه گروه مختلط که سرگرم شم و ناراحتیم از یادم بره…توی اون گروه چندتا پسر اومدن پی ویم،خیلی پیشنهاد دوستی دادن،شماره فرستادن گیر داده بودن زنگ بزن و فلان،من دوست نشدم،زنگ نزدم،اما بعدش که دیدن دوست نمیشم فهمیدن دوست بشو نیستم همش شوخی میکردن،من یکم باهاشون دردودل کردم،که شوهرمو دوست ندارم،که بابام الکی کتکم میزنه،حتی شاید صمیمی هم شدیم،اما چون یه حس بدی داشتم و میدونستم کارم اشتباهه،دیگه ادامه ندادم،با دوست پسر دوستمم که چندباری حرق زدم هربار تا یک هفته عذاب وجدان داشتم….اما اینقد دوستمو دوس دارم که نتونستم نه بگم بهش…
    خلاصه ی ماجرا و اصلش اینه،اول من یکی رو دوست داشتم و بعد نامزد کردن و عقدم باز بهش فکر کردم و باهاش حرف زدم که به پام بمونه تا طلاق بگیرم اما نموند…اما ارتباطی باهاش نداشتم و ندارم…
    دوم،دوستم…نزدیکی بیش از حد به دوستم،که به جاهای بد کشیده شده…
    و سوم حرف زدن با دوست پسر دوستم که خیلی عذاب وجدان دارم…
    و چهارم رقتن توی اون گروه و حرق زدن با اون پسرا…
    پنجم اینکه درباره رازم پیش هرکسی گفتم و الان همه به حالت تحقیر آنیز و دلسوزی بت شوهرم نگاه میکنن…
    و درکل اینکه نمیخاستم اینهمه بدی به شوهرم کنم…چون شک ندارم مثل اونو نمیتونم جایی دیگه پیدا کنم…اون خیلی منو دوست طاره…هرکسی دیگت جای اون یود خیلی کارارو یرای من انجام نمیداد..اما اون فقط فکر خوشحالی منه…منم میخام یه زندگی نو بسازم…اما با چه رویی به شوهرم نگاه کنم…اینهمه بدی در حقش کودم…فکر میکنه زنش پاک ترینه…اما بهش خیانت کردم…دیگه درست بشو نیست زندگیم….
    لطفا یکم راهنماییم کنین

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینسد خب بله طبیعتا شرایطی که شما داشتید و به هر حال ایجاد شده شرایط بسیار سختیه و قابل درکه که با این شرایط نتونید با این شرایط کنار بیاید و عذاب وجدان داشته باشید به هر حال همان طوری که خودتون گفتید بحث شما اینه که واقعا شما خیانت کردید منتهی یک نکته مهم رو در نظر داشت۶ باشید و ان همه اینه که بدونید که گاهی افراد به دلیل سن کم دچار اشتباه و خطاهایی می شوند منتهی تجربه هر چند تلخ هم شرایطی ایجاد می کند که ما درس بگیریم و بخواهیم جبران کنیم ..شرایط رو که می فرمایید بله طبیعتا شرایط بسیار سختیه که شاید برای هر فردی پذیرفته شده نیست منتهی یک نکته مهم اینه که بدونید با همه این شرایطی که شما می فرمایید همسرتون به دلیل علاقه ای که داره حاضر شده که بگذره و شرایط را ندیده بگیره خب این نکته بسیار مهمیه ..و خب اگ چه همه جریان ها رو نمی دونه ولی تگر واقعا شما پشیمون هستسد و می خواهید زندگی دوباره ای رو بسازید باسد تلاش کنید که با هم کنار بیاید و بتونید به درستی شرایط رو در نظر بگیرید و مدیریت درستی داشته باشید ..
      این مساله بسیار مهمی است که باید توجه کنید
      به هر حال گفتن مسائل که درست نیست ولی مهم پشیمانی شما از این روابط و صحبت هاس که خب خودش طبیعتا میاله بسیار مهمی است که باید در نظر داشته باشید ..
      به هر حال امیدوارم موفق و خوشبخت باشید و بتونید با مراجعه حضوزی واقعا زندگی رو از نو بسازید .
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  • مجید   میگوید:

    سلام وقت شما بخیر
    حدود یکسال پیش از خانه ای که با مادر خودم شراکتی ساخته بودم بدلیل مشکلی که بین من و مادرم اتفاق افتاد به نخواسته پای خانمم وسط کشید (از طرف خانوادم) و خواهر بنده یه مقدار بی احترامی به همسر کرد.احساس میگه که خانمم همینو میخواست و به خواستش رسید و مجبور شدم از آن منزل با دلخوری بیرون بیام. حالا دیروز خواهر زنگ زد و من رفتم من رو خواهرم بدون اطلاع به خانمم وقتی به همسرم گفتم برخورد خیلی خیلی بدی کرد و رفت منزل پدریش و بعد با رفتار بچه گانه گفت من طلاق میخوام و کلی حرف به خانواده بنده گفت البته بصورت پیام واقعا این رفتار خیلی بچه گانه هست حالا شما بگید من چکار کنم هر اتفاقی هم که افتاده باشه نباید اینطوری می کرد البته من هیچگونه حرفی نزدم تا حالا ولی واقعا برام بعید بود

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید به هر حال بحث شما بحث خانوادگی بوده بین شما و مادرتون که درست نبوده طبیعتا فرد دیگری دخالت داشته باشد .منتهی همان طور که می فرماییدخب همسر شما هم در مباحث خانوادگی شما بوده و طبیعتا شرایطی را ایجاد کرده است که بخث ایشون با ۷واهر شما بهانه ای برای دور شدن از حانواده باشد .خب شرایطی که می فرمایید طبیعتا شرایط دشوازی است ولی نباید این طور رفتار کنید که در پاسخ بی صبری اسشون شما طوری نشان دهید که موضع انفعال بگیرید
      به هر حال به خاطر صحبت با خواهرتون و یا هر فرد دیگری که شما با اون روابط حسنه ای ندارید نباید اجازه بدید شرایط اینچنینی ایجاد شود .
      و مشکلات گسترده شود .پس به خاطر داشته باشید که در شرایط اینچنینی ایشون باید متوجه بشوند که کارشون اشتباه است . و نباید این طور از موضع منفعل شما استفاده کنند و به هر حال هر چیزی راهی دارد و می توانند منطقی هم مسائل را در نظر بگیرند .
      به هر حال امیدوارم موفق و خوشبخت باشید و سعی کنید چند روزی تماسی گرفته نشو و و چیزی گفته نشود تا عصبانیت فروکش کند و بعد اقدام کنید و تلاش کنید که در صحبت با ایشون بفرمایید بهشون که این طور درست نیست که مشکلات باعث طلاق شود که عادی است و در زندگی ۶ر فردی وجود دارد .
      نگران نباشید و اگر صحبت ها جواب نداد باید بخواهید به روانشناس مراجعه کنید چون مشکل امروز باعث مشکلات زیادی بعدا خواهد شد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • نهال   میگوید:

    سلام، من ۲۶ سالمه خواستگاری دارم از فامیلای دورمون که ۲۸ سالشه و تازه همو دیدیم، دو جلسه بیرون رفتیم، از لحاظ اخلاقی چیزایی که میبینم و از خودش میگه و معیارایی که داره کاملا با من مَچ هستش، از لحاظ پوشش شیک پوش و مرتب هستش، وضع مالی نسبتا خوبی داره، خانواده ی بسیار خوبی داره، اخلاق خیلی خیلی خوبی داره، واسه خوشبختیم همه کار میکنه، با اینکه ادم سخت پسندیه ولی از من بینهایت خوشش اومده، در کل فکر میکنم با این ویژگی ها میتونم زندگی ارومی داشته باشم،ولی قدش چند سانت ازم کوتاه تره !!و من خیلی سعی میکنم به خودم القا کنم که بیشتر رفتارای خوبشو ببینم نه این مشکلو، ولی دست خودم نیست، ناخوداگاه میگم کاشکی بلندتر بود، بعدم هنوز حس خاصی ندارم بهش، ولی اون چون خوشش اومده دلش میخواد من تو مدت خیلی کوتاهی جواب قطعی رو بدم!هی میگه باهم تفاهم داریم، داریم خوب پیش میریم دیگه، منم‌گفتم اخه زوده من تا حسی که بایدو نداشته باشم نمیتونم جواب مثبت بدم گفت لطفا زیر یک ماه جواب بده من دلم میخواد بشه! من خودم معتقدم گذر زمان میتونه حسمو مشخص کنه.از طرفی هم بابت قدش خیلی مرددم، و حسی که هنوز ندارم بهش، چهرشم معمولیه ولی خیلی باب سلیقم نیست! من دنبال زیبایی نیستم، ولی توقع دارم طرفم به دلم بشینه یعنی لذت ببرم بهش نگاه کنم.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز در نظر بگیرید که در قدم اول پذیرفتن ظاهر طرف مقابلتون بسیار مساله مهمی است که باید در نظر بگیرید چون بعدا در روابط زناشویی می تواند تاثیرات منفی داشته باشد .پس در نظر بگیرید که به هر صورت .اگر ایشون شرایط مثبت بسیاری دارند پس تلاش نکنید که مشکلات بزرگتر شود .
      حتما در این شرایط دو دلی که پیش اومده و هنوز حس عاطفی ندارید و البته خوب است که منطقی نگاه می کنید پس در نظر داشته باشید که در جایی از جلسات اشنایی باید حسی ایجاد شود که دو طرف بتوانند ادامه بدهند .
      پس اینکه به لحاظ طاهری و احساسی شما را نپذیرفتند نکته بسیار حائز اهمیتی است که باید دقت داشته باشید ..
      به هر حال ازدواج مساله مهمی است که این را باید در نظر بگیرید که بحث یک عمر زندگی که پیش می اید باید همه موارد و شرایط را در نظر گرفت که مشکلی ایجاد نشود .
      و به هر صورت درسته هر دو نفر شرایط سازگار و مناسبی دارید ولی خب این نکته را هم در نظر بگیرید که صرف داشتن این شرایط نمی تواند تضمینی برای خوشبختی باشد مگر اینکه واقعا در اولویت های شما نقش ظاهر نقش گسترده ای نباشد به حدی که به راحتی مسائل قد و ..را حل کنید
      ولی اگر واقعا باعث درگیری ذهنتون شده بهتره حتما به مشاوره قبل از ازدواج مراجعه ونید و نکته دیگر اینکه شرایط را به درستی در نظر بگیرید .امیدوارم موفق و خوشبخت باشید .گاهی با ادامه دادن جلسات شرایط بهتر می شود و حتی به لحاظ عاطفیوابستگی هایی ایجاد می شود که این ها برای زندگی اینده بسبار مهم هستند .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

      • نهال   میگوید:

        سپاس از وقتی که گذاشتید، بله دقیقا منم همینو میگم، مثلا بهم میگن خب کفش لژ مخفی میپوشه مگه چیه، میگم تو خونه چی؟ بخوایم کنار هم باشیم یا بغلش کنم چی؟تازه منم‌که اصلا روم‌نمیشه بهش پیشنهاد بدم برای کفش.
        میگن دیگه تو به چه چیزایی توجه میکنی، بخاطر همین میگم شاید من دارم اشتباه میکنم !
        ظاهر در حد به دل نشستن اولویت هست برام فکر میکنم برای همه باشه! درسته من هنوز حسی پیدا نکردم به ایشون از لحاظ احساسی، و سعی میکنم با خوش بینی فکر کنم و ببینمش تا حس خوبی ایجاد شه برام، ولی میترسم اگه الانم کنار بیام، بعدا سرد شم یا به چشمم بیاد باز!
        از طرفی هم جوری نیست که بخوام به راحتی نه بگم! چون برخلاف همه ی خواستگارای قبلیم ادم منطقی و روشن فکریه.. مثلا تو خیلی چیزا ازادم میذاره و برای تفریح تایم درنظر میگیره و درامدشم که خوبه..‌ و و

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          دوست عزیز
          ببینید کاملا متوجه دغدغه و شرایط و انتژارات خودتون باشید در ازدواج هیچ وقت نمیشه فردی رو پیدا کرد که صد در صد باشه و به هر حال همه جوره شرایط مطلوب را داشته باشه منتهی باید تلاش کنید که خودتون اهم و مهم کنید و البته حتما از مشاوره قبل ازدواج بهره ببرید چون مساله بسیار حائز اهمیتی است که باید دقت کافی داشته باشید که چگونه رفتار می کنید ..
          به هر حال ازدواج قبول دارم که تصمیم سختیه و باید منطقی تصمیم گرفت و این طور که می فرمایید خب این شرایط شرایط سختی است منتهی یک نکته اصلی این است که بدانید که به دل نشیتن مهم است و اینکه در روابط زناشویی تاثیر دارد اینکه صرفا بخواهید بنا به شرایطی پیش بروید که ایشون رو انتخاب کنید فقط به خاطر اینکه وضعیت مالی و اخلاقبات بد نیست ولی بهدا نمی تونید ژواهر رو هم نادیده بگبرید
          به هر حال موفق باشیود و خوشبخت و امیدوارم تصمیم درستی بگیرید
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
          موفق باشید

  • دلارام   میگوید:

    باسلام و خسته نباشید. یکی از خواهرهای همسر بنده مسبب اصلی خیلی از مشکلات زندگی من بودن تا جایی که با اعمال نفوذ روی برادرش زندگی رو تا طلاق پیش برد. بعداز توهین به خودم و خانوادم یکسال قطع رابطه کرد تا اینکه بتازگی متوجه شدم با همسرم تلفنی ارتباط داره ، بنده اعتراض کردم که همسرم باید حداقل میگفتن چرا به بنده توهین کردن وچرا به من نگفتن ارتباط برقرار کردن . زندگی زناشویی اصلا خوبی نداره و تمام مدت از ترفند محبت زیاداز حد برای اغفال همسر من استفاده میکرد و خواهد کرد . همسرم در جواب اعتراض من اول کتک و بنده رو از خونه بیرون کردن و بعد دوباره گفتن خودم به این خانم اعتراض کنم بنده هم گفتم خواهرش نرمال که نیست گفتن یا خیلی خوبه یا خیلی بد و حد وسط نداره . خواهرش با مردها درگیری لفظی و فیزیکی ایجاد میکنه من چطور رفتار کنم ؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید خب با این شرایطی که می فرمایید یعنی همسر شما متوجه نیستند که خواهرشون مشکل دارند و باید برای درمان ایشون اقدام شود به هر حال اینکه مساله بسیار مهمی است که باید در نظر داشته باشید .به غیر از روانشناس چه کسی می تواند به ایشون کمک کند.
      طبیعی است که به هر حالاین یک مساله کاملا تخصصی است که برای فردی که زندگی خوبی ندارد و مدام درگیری هایی دارد متخصص بتواند اقدامی داشته باشد .و طبیعتا بدون کمک فرد متخصص از دست باقی افراد هم کاری بر نخواهد امد .
      اینها مسائل بسیار مهمی هستند منتهی اینکه می فرمایید همسر شما هم در پاسخ به صحبت های ایشون شما رو بیرون کردند و رفتار اینچنینی نشان دادند خب کمی عجیب به نظر می رسد .این مساله باید به درستی مدیریت و حل شود.
      یعنی رفتار همسر شما هم اصلا طبیعی نیست .و مشخص نیست چرا چنین شرایطی دارند و خب وقتی واضحا رفتار خواهرشون غیر نورمال است چرا با این وجود باز هم با شما برخورد می کنند و تلاش نمی کنند زندگیشون رو حفظ کنند .
      به هر صورت امیدوارم موفق و خوشبخت باشید و بتوانید به روانشناس ارجاع دهید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • هما   میگوید:

    سلام ممنون از راهنمایهاتون.خانواده همسرم با رفتارهای آشکار جلوی روی من فقط ایشون رو تحویل میگیرن و خیلی راحت با حالات چهره و تعارف نکردن منو کوچیک میکنن . به همسرم اعتراض میکنم با اینکه از نزدیک شاهده ولی دفاع میکنه . روحیم بهم میریزه چون شخصیتم شبیه اونها نیست ولی همسرم درک نمیکنه و خودش رو برای اونها لوس میکنه .راهنماییم کنید با خانواده همسرم که با عروس مثل زیر دست رفتار میکنن و مدام با حرف ورفتار بنده رو کوچیک میکنن و روی همسرم اثر میذارن چطور رفتار کنم متوجه کارهای بدور از انسانیتشون بشم . مثلا ی نمونه سر سفره به همه تعارف میکنن به جز من . یا هیچوقت ی هدیه بهم ندادن چیزیم هست میدن به برادرشون . خیلی سو رفتار دارن باهاشون چطور برخورد کنم روحیم آسیب نبینه ممنونم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      مهم اینه که شما جطور با انها رفتار می کنید .شما چه برخوردی دارید و چقدر تلاش می کنید نشان بدهید که به هر حال مشکل و مساله ای وجود دارد طبیعتا اینها مسائل مهمی هستند که باید در نظر بگیرید .اگر قرار باشد که شما طوری رفتار کنید که انها متوجه اشتباهاتشون نشوند و مدام به همسرتون تذکر بدید خب طبیعتا مشکلات زیادی ایجاد می شود .
      و این مساله برای همسر شما هم کاملا لوث خواهد شد پس بهتره به درستی شرایط رو مدیریت کنید و اجازه ندهید مشکلات چند برابر شود امیدوارم موفق باشید و بهت ه حتما حضورا مراجعه کنید چون مراجعخ حضوری نشخص خواهد کرد که چه مسائل و موانعی پیش رو وجود دارد که خانوا ۶ اینچنین طبق گفته خودتون به وضوح بی توحهی می کنند و همسر شما واکنشی نشان نمی دهد
      بدانید که ارتباطات دو طرفه و متقابل است و احتمالا مشکلاتی وجود دارد که باعث چنین مسائلی می شود .
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • ساناز   میگوید:

    با سلام
    خواهری دارم که نمیتونه از حق خودش دفاع کنه به همین دلیل منفعل و بیشتر اوقات پرخاشگر هست و در بیشتر موارد ازش سو استفاده و یا نادیده گرفته میشه و این بیشتر باعث میشه در لاک دفاعیش فرو بره.استعداد های زیادی داره ولی به خاطر منفعل با پرخاشگر بودنش همیشه نادیده گرفته میشه. حساس و زود رنج شده و تحمل هیچ انتقادی رو نداره و باعث شده ارتباطاتش محدود شده و تو لاک دفاعیش فرو رفته. چطور میتونم کمکش کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز بهترین کار اینه که ایشون رو به روانشناس ارجاع بدید .چون این طور که شما می فرمایید مساله مساله گستردهوای است که به راحتی قابل رفع نیست البته جای نگرانی نیست چون اصولا این رفتارها مربوط به دوران کودکی افراد است و زیر نظر روانشناس اگر باشند به درستی حل و مدیریت می شود .
      پس دقت داشته باشید که در زندگی چنانچه فردی تحقیر شود در برخب مواقع پرخاشگر منفعل می شود یعنی نسبت به فضا و شرایط خشمگین خواهد شد منتهی یک مساله مهم این است که این خشمگین بودن باعث می شود که بیشتر حالت انفعال داشته باشد و خب درو ریزی اسیب های روانی را متوجه فرد خواهد کرد .
      پس اصلا نگران نباشید و بهتره فضا رو به درستی مدیریت کنید و تلاش کنید با مراجعه و اموختن تکنیک های جرات ورزی بتوانند شرایط ایده ال و مناسبی را پیدا کنید .
      به هر صورت امیدوارم موفق باشند .و مشکل به زودی حل و مدیریت شود .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • ندا   میگوید:

    قا پسر جدای اینکه خیلی از ظاهر خانوم خوشش اومده و در جریانه که اخلاق های خیلی زننده ای از خودش بروز میده و زود رنج و حساسه باز هم میگه من قبول دارمش و اینا مساله بزرگی نیست که در اینده مشکل ساز باشه خلاصه بشدت عاشق شدن و در پی راضی کردن خانواده خانوم هستن البته ناگفته نماند خانواده خود اقا پسر هم زیاد راضی به وصلت نیستن چون اونا روستایی هستن و خانواده دختر شهر نشین و کلا اختلافاتی به چشم میاد بنظرتون این وصلت درسته و عشق این دو واقعی هست؟۱
    پاسخ

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید به هر صورت این طور که شما می فرمایید طبیعی است که کاملا هر دو نفر احساسی پیش می روند و خب اختلاف و تفاوت های فرهنگی و حتی خواست خانواده ها رو هم مد نظر قرار نمی دهند .خب با این شرایطی که می فرمایید فقط توصیه به مراجعه به روانشناس شاید بتواند کمکی برای انها باشد در غیراین صورت گویا هیچ کدام از دو طرف نمی توانند شرایط را به درستی در نظر بگیرند و خب فایده نداره که افراد خانواده حتی بخواهند نظر خواهی داشته باشند .
      خب طبیعی است که ایتها مسائل حائز اهمیتی هستند که باید در نظر گرفته شود .درسته که شما هم نگران ایشون هستید منتهی ظاهرا قرار نیست همه جوانب درست سنجیده و حل شود .به همین خاطر است که خب چیززی که شما می بینید انها فکر می کنند سادس و می توانند حل کنند
      در برخی موارد وقتی راه های مختلف برای متنبه کردن ایت افراد موثر تیست .خب تلاش می شود که مساله را خودشان ان طور که فکر می کنند مدیریت کنند هر چند که ممکن است با مشولات زیادی هم رو به رو شوند .
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    سلام خواهش جواب بدهید
    برای مراجعه به مشاور
    مشاوری که فوق لیسانس داشته باشه میتونه به نحو احسنت مشاوره کنه؟؟در زمینه ازدواج

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید یک واقعیت مهم وجود دارد و ان هم این است که اصلا قرار نیست مدرک تحصیلی خوب یا بد بودن یک مشاوره را تضمین کنند به هر حال اینکه فردی دانش و تجربه داشته باشد اگر در کنار مدرک تحصیلی خوب باشد طببعتا تضمین کننده موفقیت اسن منتهی تنها دلیل موفیقت برای یک فرد محسوب نخواهد شد
      باید دقت داشته باشید که به هر صورت اگر فردی مدرک بالایی ندارد ولی دانش و تخصص خوبی در زمینه مورد نظر دارد می تواند ملاک موفق عمل کردن او باشد ..
      پس نگران نباشید مخصوصا مهارت در زمینه مشاوره ازدواج یک مساله بسیار مهم است که تعداد مراجعین قبلی و نظرات انها بسیار کارساز خواهد بود ..
      امیدوادم تحقیق داشته باشبد از این فرد و یا اگر به طور کلی نطرح کردید بدانید گاهی مدرک صرفا اسباب این می شود که تبلیغاتی برای مشاوری صورت بگیرید و جذب مراجع کند مهم نوع هدایت جلسه و دانش و تخصص است
      موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  • هما   میگوید:

    با سلام و خسته نباشید. ممنونم از راهنماییتون . خانواده همسر بنده از صبح تا شب تلفن دستشونه و توی کارهای هم دخالت میکنن. رفتارهای وسواسی نشون میدن ولی تا جایی که من شاهد بودم همیشه فقط شستن و نامرتبی همیشه وجود داره کاملا برعکس نوع تربیت بنده . هرکس باهاشون مخالفت کنه باهاش قطع رابطه میکنن .از بدگویی از عروس و داماد لذت میبرن . حق با شماست من فقط به همسرم اعتراض میکنم و بی فایده است . یبار که به خانواده اش معترض شدم بعدش کتکم زد . من ی زن شاغل و مستقلم . نه مراسم عروسی داشتم نه آیینه و شمعدان و قرآن . کل وسایل توی خونه ام جهیزیه خودم هست. هرچیزی از حقوقم خرج میشه از نظر همسرم باید تایید بشه البته باهاش راه میام چاره ایی ندارم مگر طلاق. بخاطر همینم مادرش از روز اول به من تا حدی که خدمتش رو میکردم احترام میذاشت. طول کشید تا واقعیت خودشون رو نشون دادن که دوستیها خاله خرسه است. یا بدنم کبوده یا صورتم خیلی خیلی خسته و بی آبرو شدم جلوی پدر و مادرم. توی خانواده ایی که مادر و خواهرش حرمت نگه نمیدارن زندگی کردن سخته یکسال خودشون قطع رابطه کردن الان دوباره همسرم بدون اطلاع من باهاشون ارتباط برقرار کرده در جواب اعتراضم که چرا باهام صادق نبوده گفت روابط اونها با من بهش ربطی نداره و کتکم زد براحتی تورو خدا خیلی از زندگی باهاشون خسته شدم راهنماییم کنید .

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید یا براساس صحبت هایی که خود شما می فرمایید همسر شما باید متوجه شود که الگوی ارتباطی اشتباهی دارد با توجه به اینکه می فر مایید شما خودتون فرد کاملا مستقلی هستید ..
      خب اگر قرار باشه هیچ حمایتی نه از جانب ایشون و نه خانواده ایشون داشته باشید بهتره که حتما بهشون با جدیت بگید با این شرایط مراجعه کنید تا کمک شود که مساله حل و مدیریت شود
      تنها راه پذیرش این مساله این است که اگر بخواهید ادامه دهید باید همسر شما همراهی کافی داشته باشند و غیر از این نمیشه مساله را مدیریت کرد ..
      پس این نکته را حتما در نظر داشته باشید ..که به هر حال در این شرایط گاهی باید کاملا منطقیو به دور از احساسات تصمیم گرفت ایشون یا می خواهند که زندگی را بسازند یا خیر و فکر می کنند که شما باید با این روند اشنا شوید خب مساله کم کم باعث می شود که مشکلات زیادی ایجاد شود و روابط زناشویی شما مخدوش شود و مشکلات اینچنینی ایجا شود ..
      و خب دیگر زندگی نخواهید کرد بلکه صرفا یکدیگر را تحمل می کنید و اینها مشکلات بسیاری برای شما ایجاد خواهد کرد
      به هر صورت امیدوارم موفق و خوشبخت باشید .
      و بتوانید مسائل را به درستی پیش ببرید ..
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  • دلارام   میگوید:

    با سلام و خسته نباشید . متاسفانه نمیتونم حضوری مشاوره برم چون همسرم مخالف مشاوره کردنه و همیشه میگن خودشون بلدن. به نظر شما من میتونم ی عمر رفتار خواهرش که همسر بیمار بنده رو هم تحریک میکنه تحمل کنم . بنده هرگز با این مسایل روبه رو نبودم. همسرم بخاطر برقراری ارتباط جدید البته از طرف اونها بخاطر خام کردنش دوباره محبت افراطیش نسبت به اونها شروع شده . هیچوقت درست برام همسری نکرده فقط حرف بوده تا عمل .شما میتونید درک کنید چقدر سخته همسر انسان بهش دروغ بگه و چشم در چشم پنهانکاری کنه دیگه هرگز نمیتونی اعتماد کنی.به نظر شما برای ساختن پایه های صداقت در زندگیم چکار انجام بدم .

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید شما مشکلتون رو شفاف بیان نکردید منتهی نکته ای که بنده متوجه شدم اینه که خب طبیعتا همسر شما شرایط مطلوبی را به عنوان همسر برای شما فراهم نکرده و مساله تحریک و محبت افراطی هم باید توضیح داده بشه به هر حال اگر همسر شما تمایل ندارند که مسائل بازگو شود خب شما هم نباید کلا مساله رو بیخیال شوید و اصلا در نظر نگیرید
      یعنی خودتون مراجعه داشته باشید تا بتوانیم به خود شما در جهت حل مشکل کمک کنیم .و خب جای نگرانی هم وجود نخواهد داشت ..
      به هر حال جای نگرانی وجود ندارد اگر ایشون صادقانه بدخورد نکردند و پنهان کاری دارند بهتره کاملا به صورت مشخص با ایشون رو در رو کنید و در مورد مشکلشون بهشون تذکر یدهید البته که شایر دد تعامل نوع رفتار شما هم مطلوب نبوده باشد منتهی با همه این شرایط بهترین مساله این است که کاملا صادقانه با مساله رو به رو شوید و تلاش کنید که مساله حل و مدیریت شود ..
      یعنی بفرمایید که رفتارشون به این شکل برای شما خسته کننده شده و نمی توانید این شرایط را بپذیرید و تحمل کنید .خب این مساله بسیار مهمی است که باید در نظر داشته باشید
      خود گفتن مشکلات کمک بزرگی به حل انها خواهد کرد .
      پس هیچ وقت فکر نکنید که پایه صداقت ایجاد می شود وقتی منتظر باشیم خود طرف اصلاح شود و موارد را در نظر گیرد
      به هر حال خودتون حتما مراجعه داشته باشید
      امیدوارم موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

  • حنا   میگوید:

    سلام
    نحوه ارتباط با خواستگاری که در دوران تجرد دوست دخترای زیادی داشته چگومه است. ایا برای زندگی قابل اعتمادن و در گذر زندگی راه گذشته رو پیش نمیگیرن؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید قرار نیست خودتون رو گول بزتید اگر فردی خودش هم دوستان زیادی را تجربه کرده خب شاید این مساله برایش قابل پذیرش باشد منتهی روابط زیاد و تنوع طلبی خودش مشکلات زیادی را به لحاظ ارتباطی ایجاد می کند که شاید اکنون انها را در نظر نگیرید .ضمن اینکه دقت داشته باشید که به هر صورت یک مساله بسیار مهم این است که بدانید نوع تعاملات اهمیت دارد اگر فردی تجاربی داشته و رابطه جتسی نبوده البته که در سن پایین و کم تجربه گی و برای پر کردن خلاها خب طبیعتا با بالارفتن سن شاید تصمیم بگیرید واقعا خانواده داشته باشد و شرایط داشتن خانواده را تجربه کند و اصلا هم مشکلی ایجاد نشود .
      یعنی اصطلاحا واقعا از رفتارهای گذشته پشیمان شده باشد .منتهی اگر در شرایطی قرار دارید که باید انتخاب کنید ولی خود شما ف دی بودید که حد و مرزها را رعایت می کردید خب این نکته بسیار مهمی است که باید در نظر داشته باشید که با همه این شرایط که شما می فرمایید ..
      اگر با شناخت ایجاد شده متوجه روابط خاص ایشون شدید خب باید بدانید که اصلا درست نیست که بخواهید ارتباط داشته باشید ..و حای ادامه بدهید به هر حال مشاوره پیش از ازدواج حتما بروید ولی با این شرایط ف دی که تنوع طلب باشد نمی تواند صرفا به یک نفر متعهد شود و این نکته مهمی است که باید در نظر داشته باشید
      به هر حال موفق و خوشبخت باشید و امیدوارم سنجیده تصمیم بگیرید و احساسی مسائل را در نظر نگیرید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۴۴۰۳۴۴۹۰
      موفق باشید

      • ناشناس   میگوید:

        تنوع طلبی در دوران اشنایی از چه طریق قابل فهمه؟اقا بایستی چه رفتاری رو بروز بدن که متوجه این نوع از تنوع طلبی شوم؟متوجه شدم یکی از دوستانی که روابط روابط دوستی ساده ای با اقا داشتن و اکنون در قید حیات نیستن بعد از دوسال که از ماجراشون میگذره هنوزم در یاد اقا هست گرچه خودشون میگن که مهم نبوده اما در ناخوداگاهشون هست و رفتارایی بروز دادن که من متوجه این شخص شدم

        • مشاور   میگوید:

          با سلام
          دوست گرامی
          ببینید خب اگر در طی تحقیقات متوجه شدید که ایشون ارتباط هایی با افرادی داشتند خب این خودش بحث تنوع طلبی می شود و نیازی به نوع رفتار نیست چرا که وقتی ایشون با شما برای ازدواج صحبت می کنند که انقدر تجربه دارند که نشان ندهند البته اگر دلیل اشنایی و دوستی یا دوستی های قبلی مشخص شود فرضا از سر جوانی با فردی بودند و حالا موضوع تمام شده و پشیمان هستند
          با فردی که مدت ها با دیگری در ارتباط بوده است و اصلا پشیمانی هم ندارد و خب اگر تحقیق هم بکنید کاملا مشخص می شود که این فرد مدت زیادی در ارتباط بوده است ..
          به هر حال اگر فردی د زندگی ایشون بوده که خب هنوز د فکرشونه ممکنه فرد جدید رو مدام با فدد قبلی مقایسه کنند که خودش مشکلات زیادی رو ایجاد خواهد کرد که باید در نظربگیرید و دقت داشته باشید ..چون نکته بسیار مهمی است که باید توجه کرد ..به هر صورت ازدواج تصمیم بسیار مهمی است که لاید دقت کافی را داشته باشید ..و توجه کنید که به هر صورت باید بتوانید در طی صحبت ها خودتون تصمیم بگیرید و حتما از روانشناس هم طبیعتا کمک بگیرید چون قطعا کمک بزرگی برای شما خواهد بود ..
          به هر حال زندگی پر از مشکلات و مسائل مختلف خواهد بود اگر دنتوانید با ایشون به لحاظ انتظارات و شرایط کنار بیایید خب نمی توانید زندگی موفقی را داشته باشید پس باید تلاش کنید حداکثر توافق و تفاهم را با هم داسته باشید که بعدا مساله ای ایجاد نشود ..
          به هر حال موفق و خوشبخت باشید
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
          موفق باشید

  • مریم   میگوید:

    سلام خسته نباشید
    من باکسی دوست بودم که میدونست عقدهستم یه دوست مجازی.چندبار به شوهرم تذکر دادم نتیجه بی توجهی و سرد بودنتا میبینی ولی اهمیتی نداد
    دیشب پیام اون پسر نشون شوهر دادم گوشیما گرفت و تموم پیامامونا خوند و به شدت عصبانی شد.گفت یابه خونوادت میگم یا طلاق اصرار کردم ببخشم و…
    الان باید چجوری برخورد کنم پیامهای اون پسره فرستاد برای خودش قبل اینکه برسه خونشون پیام اارو پاک کردم و دلیت اکانت زدم.الان همه جا بلاکم کرده نمبدونم چجوری برخورد کنم.خودم از کینه و بی توجهی های گذشته خیلی دلگیرم الان نمیدونم چیکار کنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید به هر حال شرایط سختی است .منتهی اینکه به جای اینکه کمک کنید مساله ای که وجود دارد با فرد جدیدی و با ارتباط با او حل شود باید با همسسرتون حل کنید چون این مصداق خیانت است هر چند که دوستی جدید شمابه خاطر این مساله باشد که ایشون بی توجه بودند و شرایط سختی را برای شما ایجاد کرده اند ..
      ولی به هر حال نشان دادن پیامک باعث ایجاد جو بی اعتمادی در بین شما خواهد شد .خب به هر حال مشکلات وجووددارد در زندگی ولی می توانید خودتون عذر خواهی کنید بیان کنید که واقعا اذیت شدید در شرایط زندگی و خب بیشتر مساله به خاطر بی توجهی بوده ولی بهشون حق می دهید که ناراحت باشند ببینید برای یک مرد این شرایط بسیار سختی است که متوجه شود همسرش ارتباطات ورایی دارد ..و خب این در رابطه زناشویی هم تاثیر منفی به جای می گذارد ..
      به هر حال امیدوارم موفق باشید ..و مساله با کمک روانشناس به درستی مدیریت شود .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
      موفق باشید

  • فریبا   میگوید:

    سلام. وقتتون بخیر. به مشاوره با شما برای ازدواج نیاز داشتم. من متولد شهریور ۶۴ هستم. ۲ خواهر بزرگتر و ۲ خواهر کوچکتر دارم که همگی ازدواج کردند. پدر و مادرم فرهنگی بازنشسته هستند و خانواده ای نسبتا مذهبی دارم .من ارشد زبان خوندم و تمام خانواده من مدرک ارشد دارن و تنها یه برادر دارم که ایشون هم داروسازی می خونن. هممون دانشگاه دولتی خوندیم و خانواده تحصیلکرده ای دارم. ساکن یه شهر کوچک هستیم. بنده تا به این سن رسیدم میشه گفت هیچ خواستگاری نداشتم. هر کسی و هر خانواده ای که برای دیدن بنده به خونه اومدن رفتن و دیگه پشت سرشون هم نگاه نکردن. حتی ادمهایی که تحصیلات عالیه نداشتند یا کار مناسبی نداشتند رو هم به خونه راه دادیم ولی همشون منصرف شدن. پدر و مادرم خیلی غصه می خورن. خودمم خیلی نگران آینده ام. خصوصا که خواهرای کوچکترم هم ازدواج کردن و سن من هم داره همینجور زیاد میشه. این اواخر هم افراد مطلقه رو بهم پیشنهاد میدادن چند هفته ای است که از طریق یه موسسه همسریابی فردی رو بهم پیشنهاد دادن. خانواده خیلی خیلی خوبی داره. مثل خودمون مذهبی اند. برادر و خواهرها خیلی هوای همو دارن. وضع مالی خیلی خوبی هم دارن. چهل سال سن داره وتا به حال ازدواج نکرده. ولی تحصیلاتش دیپلمه. فقط یه مشکل خیلی بزرگ داره که نمیدونم قابل چشم پوشیه یا نه. ایشون بعد از مدرسه پدرشون فوت میشه و به خاطر غم از دست دادن پدر و افتادن در تور دوستان نا باب به راه اعتیاد کشیده شدن و ده سال معتاد بوده که میلیاردی خسارت می بینن. اما بعد ده سال ترک می کنن و حدود ۵ ساله که پاک ان. خسارتهایی رو هم که خورده بودن رو برادرانشون کمک کردن و جواب بدهکاری ها شو دادن . و در حال حاضر پشیمون از گذشته سیاهشه. به نظر اخلاقش بد نیست. اینو تو دو جلسه که خواستگاری اومدن متوجه شدم. خیلی هم خواهان هستن. نمی دونم میشه این قضیه رو نادیده گرفت و فرد رو بخاطر اشتباهی که در گذشته داشته رد کنم یا نه. اخه میشه گفت ایشون تنها خواستگار من هستن. شاید دیگه هیچ وقت کسی به خواستگاریم نیاد یا افراد مطلقه یا دارای فرزند به سراغم بیان . میشه راهنماییم کنیین؟. قبلا از همکاری تون سپاسگزارم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید با توجه به توضیحات جنابعالی خب برای بنده جای سواله که دقیقا علت اینکه خواستگارهای شما شما رو رد کردند چیست و به چه دلیل این شرایط پیش امده و مشکل کجا بوده ؟هم شرایط خانوادگی و هم تحصیلی خود شما با توجه به اینکه به لحاظ سنی انقدری هم که می فرمایید طبیعتا شرایط بدی ندارید پس چدا این مساله پیش بیاید ..
      توجه کنید که به هر صورت در شرایطی که شما توصیف می کنید این فرد جدید با این شرایط چه به لحاظ سن چه مساله اعتیاد خب برای شما شرایط خاصی به وجود می اورد .
      و این را با ید توجه داشته باشید .
      ببینید وقتی در زندگی به خاطر اینکه بخواهید صرفا ازدواج کنید به خاطر اینکخ سنتون بالا میره به برخی شرایط توجه نکنید خب این قطعا بعدا مساله ساز خواهد شد که باید دقت کافی را داشته باشد
      حتما در مورد ایشون با روانشناس صحبت کنید و مشاوره قبل ازدواج بروید بحث اعتیاد واقعا بحث مهمی ایت هر چند ایشون مدتی هم ترک کرده باشند باز هم مساله حائز اهمیتی است که باید دقت کنید
      گوهی ازدواج نکردن بهتر از وارد شدن د زندگی است که اصلا انتهایش مشخص نیست مخصوصا که شما دو نفر با هم اختلاف تحصیلی هم دارید که خب طبیعتا این اختلاف تحصیلیخودش مساله ساز خواهد شد
      به هر حال موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • سایه   میگوید:

    سلام
    من با پسری دوستم که همسن وتحصیلکردههستیم ۲۷ ساله همدیگرو دوست داریم ولی ایشون اخیرا به من گفتن که احساساتشو نسبت به من میخواد کنترل کنه..این چه معنی داره؟من دوست دارمباهم ازدواجکنیم اما تا الان حرفی از ازدواج نزده اما راجع به چند سال بعد که با همیم صحبت میکنه اما نه جوری که من متوجه بشم قصدش چیه..چیکار باید بکنم؟غرورم اجازه نمیده صحبت کنم راجع ب این موضوع باهاش..۸ ماهه در ارتباطیم گاهی یه چیزایی میگه ک من ناراحت میشم مثلا یکبار گفت من درست نمیشناسمت ولی بعد گفت ک منظور خاصی نداشتم و..

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید ایا واقعا هدف ازدواجه یا خیر ؟این نکته بسیار مهمیه که باید در نظر بگیرید .اگر واقعا هدف شما ازدواجه منتهی در مورد ایشون مساله اصلا جدی نیست این نکته بسبار مهمیه که با همه علاقه ای که دارید بهتره ادامه ندهید ..
      به هر صورت در شرایط سختی قرار دارید که باید دلیل رفتارهای ایشون رو هم حدس بزنید منتهی با همه شرایطی که وجود دارد بهتره حتما و حتما از ایشون سوال کنید و اینجا غرور را کنار بگذارید که ابا هدفی از ادامه دادن رابطه وجود دارد یا خیر ؟
      یعنی متوجه شوید که به هر صورت چه چیزی مد نظر ایشون هست و ایشون چه می خواهند .
      اگر طبیعتا متوجه شدید ایشون جدی نیستند و یا هیچ هدفی را متثور نیستند اینجا دقیقا مساله خود شما هستید که باید ببینید که دقیقا چه می خواهید اگر علاقه وجود دارد و می خواهید شده در حد دو دوست با هم باشید خب یک نکته مهم است که باید در نظر بگیرید
      از طرفی هم ممکنه شما واقعا تمایل نداشته باشید که ادامه بدهید خب این هم نکته مهم دیگری است که باید توجه کنید .

      به هر حال اینده شما اهمیت دارد .اینکه دقیقا بدانید که در اینده اگر ایشون قصد جدی نداشته باشند فقط شما هستید که موقعیت های ازدواج را از دست خواهید داد و از طرفی به خاطر وابستگی که ایجاد شده نمی توانید به درستی تصمیم بگیرید و د مورد فرد دیگری به تصمیم برسید چون مدام این فرد در ذهن شما خواهد بود
      به هر حال که تصمیم گیرنده خود شما هستید نه فرد دیگری و شما باید ببینید که چه میخواهید البته با توجه به صحبت های ایشون این مساله اهمیت پیدا می کند
      ولی سعی کنید احساسی پیش نروید چون ممکنه احساسی تصمیم گرفتن شما را دچار مساله کند .
      به هر صورت امیدوارم موفق باشید و خوشبخت و درست تصمیم بگیرید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • ترنم   میگوید:

    سلام،کسی که بخاطر بی توجهی شوهرش ،وارد رابطه دوستانه با یک مرد (خواستگار قبلی اش)شود و این رابطه تنها به رابطه حسی ختم شود وبس،و نیمه راه ،خانم به خودش بیاد،اما بخاطر کاری که کرده پشیمان است و حس میکند طلاق عذاب وجدانش را کاهش میدهد،و از طرفی اقا با رفتن به مشاوره شعی در برقراری عشق دوباره دارد،ایا خانم بابد به شوعرش از خیانتش بگه?اگه نه چطوری با عذاب وجدانش کنار بیاد؟اصلا میشه خانمی بتونه با خودش کنار بیاد،چی باید بکنه که گذشته رو جبران کنه،بهتربن راه حل در این موابع چیست،مخصوصا که با عشق همسرش متوجه شده باشد هنوزم عاشقانه همسرش را دوست دارد

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید یک نکته مهمی که وجود دارد دقیقا این مساله است که بدانید به هر صورت اگر با فرد قبلی وارد رابطه شدید و رابطه جنسی نبوده و بعد هم پشیمان شدید چرا طلاق بگیرید و اصلا چرا اگر پشیمان هستید بخواهید نکته را توضیح دهید که مساله ای وجود دارد ..و دچار مشکل هستتی
      به هر حال همه افراد در زندگی با شرایط سختی رو به رو می شوند .و طببعتا گاهی برخی تجربه ها هر چند تجربه ناملوب ولی به هر حال تجربه است و باید د نظر داشته باشید که خب اگر پشیمان شدید و عذاب وجدان پیدا کردید با ید تلاش کنید رندگیتون رو حفظ کنید نه اینکه اجازه بدهید شرایط پیچیده تر شود و با مشکلاتی رو به رو شوید خب این شرایط سختی را ایجاد می کند
      اگر واقعا همسرتون هم به شما علاقه دارند پس بهتر است تلاش کنید که زندگی موفقی داشته باشید و اصلا نگران نباشید و امیدوادم موفق باشید
      حتما مراجعه حضوری داشته باشید چرا که قطعا به شما کمک خواهد شد
      به هر صورت موفق باشید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

  • عاطفه ۷۵۷۳   میگوید:

    سلام الان نزدیک ۱سال ازدواج کردم اوایل نامزدیم شوهرم بهم گفت ک دوس دختر داشته در حد سرگرمی حتی دست ب همم ندادن دیروز ازش پرسیدم راست شو بگو ک واقعا رابطه نداشتین گفت ی شب اونم ب پیشنهاد خود دختر باهم سکس داشتن از دیروز ریختم بهم چون من دختری بودم ک اصلا ب نامحرم بها نمیدادم اعصابم بهم ریخت ک چرا همچین مردایی میان دنبا دخترایی مث من الان خودش بهم میگه خیانت تو کارم نیس ولی هر کاری میکنم کاری ک کرده و فراموش نمیکنم همم ک بهم دروغ گفته چرا تو نامزدی نگفته

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید می فرمایید ایشون گفته بودند دوست دختر داشتند و شما به هر حال ازدواج کردید درسته ؟کار ایشون قابل توجیه نیست و باید حتما از قبل می گفتند که به هر حال چه ارتباط هایی داشتند تا شما متوجه این مساله میشدید و خب طبیعتا بعدا تصمیم می گرفتید منتهی به قول خودتون این مساله گفته نشده خب وقتی چنین شرایطی اکنون به وجود امده مساله اول مراجعه شما به روانشناسه مساله دوم اینه که وقتی مردی میگه دوستی داشته به خاطر نیروی جوانی و کشش جنسی که بین دو نفر وجود دارد اصلا قابل درک نیست که دو نفر بگویند که هیچ رابطه ای نبوده پس شما اون موقع خودتون رو گول زدید وقنی وارد زندگی شدید چرا باید کنکاش کنید در قبال مساله ای که شاید از قبل حدس می زدید
      اکنون اگر می خواهید ادامه بدهید به خاطر اثر منفی که این شرایط بر شما و زندگی شما خواهد گذاشت باید حتما مراجعه داشته باشید .چون این مساله مدام در ذهن شما خواهد بود که چرا چنین شده و نمی توانید ارتباط جنسی خوبی را برقرار کنید ..
      خب تصمیم دقیقا با خود شماست هر چند این شرایط بهم ریختگی شما کاملا قابل درک است که چرا چنین شده منتهی باز هم باید تلاش داشته باشید که زندگی حفظ شود شما صداقت را از ایشون خواستید می تونستند انکار کنند و نکردند به این نکته هم دقت کنید گاهی افرادمی خواهند گذشته را جبران کنند منتهی طرف مقابل اجازه نمی دهد و ایشون شما رو دوست داشتند اگر قطعی مساله رو نگفتند
      ببینید خود شما باید شرایز رو بسنجید و تصمیم بگیرید

  • zohreh   میگوید:

    سلام تو دوران عقدم شوهرم خیلی ازم توقع داره که حتما به مامانش تو کارها کمک کنم و وقتایی که حوصله ندارم و دوست دادم برم اگه کمک نکرده باشم باهام حرف نمیزنه دیروز این مشکل پیش اومد ولی در حد زیادی نبود و ظهر ایشون اومدن خونه ما یه کار اشتباهی که من چند بار مرتکب شدم این بود که گوشیش رو تلگرام و اینستاش رو نگاه میکردم ولی نه برای چک فقط برای شوخی و اذیت دیروز از دستش ناراحت بودم مرتکب یه اشتباه شدم و وقتی دیدم کلی دختر تو اینستا فالو کرده اینستاش رو پاک کردم ولی بعد متوجه اشتباهم شدم و خیلی معذرت خواستم ولی قبول نکرد وقتی رفتن چون قرار بود شب ایشون بیان خونه ما بهش زنگ زدم که بیاد وای گفت نمیتم و میخوام برم سالن با دوستام خیلی ناراحت شدم هرچقدرم ناراحت میبود از دست من نباید دوری میکرد ایشون یک هفته هستند و دو هفته میرن یه شهر دیگه برای ماموریت یه شبمون به هدر رفت با اینکه من معذرت خواستم نمیتونم به خاطر اون یه شب ببخشمش از طرفی هم بین دوراهی موندم برم امشب خونشون چون همیشه وقت دعوا وایمیستن من پیش قدم بشم و میترسم براشون عادت بشه حالا واقعا نمیدونم چی درسته چی درست نیست لطفا منو راهنمایی کنید من باید پیش قدم بصم یا منتظر بمونم ایشون بیان ؟

    • مشاور   میگوید:

      دوست گرامی توقعاتی که دو طرف از هم دارند باید کاملا معقول و منطقی باشد .اگر قرار باشد که به هر حال توقعاتی از فردی وجود داشته باشد طرف مقابل هم ممکنه مطالبتی داشته باشد که باید توجه شود و به ان هم پرداخته شود ..بهتره دو طرف از هم انتظارات معقول داشنه باشند و خب این مورد را هم در نظر بگیرید که وقتی افراد در شرایط زندگی قرار می گیرند که مبنا براساس اعتماد متقابل است به هیچ وجه نباید طوری رفتار کنند که طرف مقابل فکر کند حساسیت و شک وجود دارد
      به هر حال شما ایشون رو انتخاب کردید و طبیعتا از شرایط ایشون مطلع بودید که انتخاب اتفاق افتاده خب با این شرایط اینکه حتی به خاطر ناراحتی این کار را انجام دهید در دراز مدت اثر منفی بر روند زندگی شما به جای خواهد گذاست که این را باید بدانید ..
      ضمن اینکه اگر از رفتاری ناراحت هستید خب بیان کنید و اجازه ندهید که مساله پیچیده شود . اصلا ناراحتی را نگه ندارید و یا رفتاری کاری را انجام ندهید که بعدا پشیمان شوید ضمن اینکه اگر واقعا می خواهید که ایشون پیش شما باشند چون دو هفته نیستند بهشون بگید به هر حال ابراز عشق نقش مهمی دارد برای اینکه طرف مقابل به لحاظ احساسی حس مثبتی داشته باشد و شما را بپذیرد ..
      و خب رابطه بین دو نفر بهتر خواهد شد و این نکته بسیار مهمی است که در نظر داشته باشید ..
      به هر صورت امیدوارم خوشبخت و موفق باشید و جدیریت درستی داشته باشید

  • nazanin   میگوید:

    سلام تو دوران عقدم شوهرم خیلی ازم توقع داره که حتما به مامانش تو کارها کمک کنم و وقتایی که حوصله ندارم و دوست دادم برم اگه کمک نکرده باشم باهام حرف نمیزنه دیروز این مشکل پیش اومد ولی در حد زیادی نبود و ظهر ایشون اومدن خونه ما یه کار اشتباهی که من چند بار مرتکب شدم این بود که گوشیش رو تلگرام و اینستاش رو نگاه میکردم ولی نه برای چک فقط برای شوخی و اذیت دیروز از دستش ناراحت بودم مرتکب یه اشتباه شدم و وقتی دیدم کلی دختر تو اینستا فالو کرده اینستاش رو پاک کردم ولی بعد متوجه اشتباهم شدم و خیلی معذرت خواستم ولی قبول نکرد وقتی رفتن چون قرار بود شب ایشون بیان خونه ما بهش زنگ زدم که بیاد وای گفت نمیتم و میخوام برم سالن با دوستام خیلی ناراحت شدم هرچقدرم ناراحت میبود از دست من نباید دوری میکرد ایشون یک هفته هستند و دو هفته میرن یه شهر دیگه برای ماموریت یه شبمون به هدر رفت با اینکه من معذرت خواستم نمیتونم به خاطر اون یه شب ببخشمش از طرفی هم بین دوراهی موندم برم امشب خونشون چون همیشه وقت دعوا وایمیستن من پیش قدم بشم و میترسم براشون عادت بشه حالا واقعا نمیدونم چی درسته چی درست نیست لطفا منو راهنمایی کنید من باید پیش قدم بصم یا منتظر بمونم ایشون بیان ؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز دوران عقد واقعا دوران سو تفاهم های مختلفی است که برای افراد ایجاد می شود .منتهی اینکه هر دو نفر تلاش کنند در این مدت با خصوصیات اخلاقی هم اشنا شوند که کمک شود که بعدا در زندگی مشترک با مشکلات کمتری مواجه شوند بسیار کمک کننده است .پس دقت داشته باشید که در مورد مساله ای که شما می فرمایید خودتون اشتباه کردید خب بهتره به هر صورت عذر خواهی کنید ولی اگر ایشون نپذیرفتند بهتره تلاش زیاد نداشته باشید چون ممکنه توقع بشه به هر حال شما متوجه اشتباه شدید و تلاش کردید که مساله حل شود اگر قرار باشد که رفتارها تداوم داشته باشه ایشون ممکنه فکر کنه در قبال عذرخواهی هم بهتره بخششی نداشته باشه مگر اینکه شما بیشتر اصرار کنید و پیش قدم شوید که طبیعتا این شرایطرو بسیار سخت می کنه ..
      پس توجه کنید که باید در این موارد صحبت کنید
      اگر ایشون غرور خاص خودش رو هم داره ولی باید به تعادل برسه
      هر رفتاری که شما دو نعر رو ازار میده باید هر دو نفر ور موردش صحبت کنید و بخواهید که مرتفع شود جمع شدن مسائل باعث می شود به قدری گسترش پیدا کند .که به هر حال شرایط سختی را ایجاد کند ..
      بلکه اگر در همان موقعیت گفته شود با لحن درست خب افراد تلاش خواهند کرد که مساله مرتفع شود .به هر حال نگران نباشید منتهی بهتره هر دو در این زمان با روانشناس جلسه ای داشته باشید تا در مورد انتظارات و خواسته ها صحبت کنیو
      امیدوادم میاله حل و مدیریت شود

  • عاطفه ۷۵۷۳   میگوید:

    سلام ۲۲ سالمه بعداز شکست اول با پسری دیگه ازدواج کردم قبل از ازدواج بهم گفته بود دوست دختر داشتم درحد سرگرمی اخه شوهرم پدر و مادرش شهرستان زندگی میکنن خودش تنها تو خونه مجردی زندگی میکرد میگه واسه اینکه تنها بودم دوس دختر داشتم الان نزدیک ۱سال از ازدواجمون میگذره چون موقع رابطه همش ازم ایراد میگرفت شک کردم ک قبلا سکس داشته ولی خودم و دلداری میدادم دوروز پیش ازش پرسیدم گفت اره گفت تقصیر من نبود اون امد خونم گفتم اگه خودش امد جلو منم هستم اگه ن ک هیچ خود دختره امد جلو منم ی مردم هرکی جای من بود اینکارو مزکرد…..خیلی حالم بده خواهش میکنم کمکم کنید ازینکه چرا امد خواستگاری ادمی مث من ک حتی نامحرم صداشو نشنیده چرا قبل از ازدواج بهم نگف الانم باردارم استرس برام خوب نیس ولی اینکارش و یادم نمیره

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست عزیز
      ببینید یعنی متوجه خیانت ایشون شدید و ایشون هم انکار نکردند درسته ؟خب وقتی این شرایط وجود دارد و باردار هستید باید حتماوایشون خودش بتونه شرایط رو درست کنه یعنی اینکه اگر واقعا از رفتارش پشیمونه بای باعث ارامش خاطر شما بشه چون طببعیه که شما فراموش نکنید .طببعیه که این شرایط برای شما خیلی سخت باشه .
      مخصوصا که در دوران بارداری حساس و زودرنج هم خواهید بود .
      پس بهترین راه مراجعه هر دو به روانشناسه چون ظاهرا مراجعه کردن بیشتر به دردتون می خوره .و بهتر می تونید مساله رو مدیریت کنید به هر حال یک نکته اساسی اینه که بدونید خیانت وقتی صورت می گیرد برای طرف مقابل عوارض روحی و روانی دارد و طبیعی است و تنها فردی که می تواند بیشترین کمک را داشته باشد همسر شماست .
      همسر شماست که می تواند مدیریت درستی داشته باشد و شرایط را در این وضعیت به حالت عادی بر گرداند و رفتار خطا را جبران کند .امیدوارم مساله شما به درستی حل شود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

سوالات شما:


مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۲۴۷۱۰۰ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه