مرکز مشاوره تبریز

مرکز مشاوره تبریز

تحقیقات بعمل آمده به وسیله کادر ما در مرکز مشاوره تبریز دراکثر خانواده ها این موضوع رانمایان میکند که بیش ازهرزمان دیگه ای خانواده های ایرانی نیازمند یک بررسی و تغییر درنگرش خود درمباحث مربوط به آن میباشند. مشکلات و فرازونشیب های موجود در زندگی هرانسانی میتواند به عاملی برای پسرفت وعدم پیشرفت آن فرد تبدیل شده واو را ازجریان درست زندگی خارج سازد.

به همین منظور وبه دلیل اهمیت بسیاری که بحث مشاوره در زندگی هرفرد دارد کانون مشاوران ایران اقدام به راه اندازی یکی از شعب خود درشهر تبریز کرده است.مرکزمشاوره تبریز با استفاده ازبهترین مشاوران در امر مشاوره خانواده بستری را فراهم نموده است تا جوانان و خانواده های تبریزی بتوانند باآسودگی خاطر به مرکز مشاوره تبریز مراجعه کرده و مشکلات خود را با یک مشاور خوب تبریز در میان بگذارند. مرکز مشاوره تبریز بااستفاده از بهترین مشاور تبریز در زمینه های مختلف مثل ازدواج و خانواده میتواند راهگشای بسیاری از مشکلات شما باشد کافیست با مشاوره تبریز تماس بگیرید.

امتیازدهی به مطلب:
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (بدون رای)
Loading...

715 نظر جدید برای مرکز مشاوره تبریز

  • زيبا   میگوید:

    سلام من ۲۸سالمه و مجردو دخترم.۵ سال پیش پدرم فوت کرده ولی مامانم میگه بابام نمرده و فرار کرده تواین ۵ سال به هردری زده که به ما ثابت کنه یا بابا نمرده یا اگه مرده کشتنش و قاتل داره.در حالیکه مدارک پزشک قانونی میگه مسمومیت بوده و خودمون هم موقع دفن بابام کنار قبرش بودیم.مامان و بابای من ۲۵ سال باهم زندگی کردن و هر روزش باهم سر چیزای بزرگ و کوچیک دعوا میکردن حتی بابا مامانمو ومارو کتک میزد.سر این دعواهاشون راه ازدواج مارو بستن وما ۳ تادختر خونه نشین شدیم و بیکاربااینکه لیسانس هستیم و خواستگارهای زیادی داریم اما مامانم واسه همه یه عیبی میذاره و رد میکنه.دنبال کار میرم ولی مامانم با دعوا راهمو میبنده بحث ازدواج میشه دعوا راه میندازه تا تمومش کنیم.همیشه بااینکه بیسواده به ما زور میگه ومخصوصا منو تهدید میکنه که تو باعث بدبختی منی.به قران بیشتراز دوتاخواهرام دوسش دارو یه لحظه نبینمش دق میکنم ولی اون منو دشمن خودش میدونه .از دنیا سیر شدم واقعازندگی برام بی مهنیع.به خدا به زودی خودکشی میکنم.اونقدر مامانم لجباز و یکدنده هس که حرف کسی جز خودشو قبول نداره.تورو خدا بگید چیکارکنم؟ واسه مشاوره هم نمیره و پولشم نداریم.میگه هر حرفی که به مشاور میخواهید بگید به من بگید حل کنم ولی همیشه با من دعوا میکنه وکاسه ها سرمن شکسته میشه.باید به یه راهی برسم وگرنه دیگه خوکشی میکنم.تورو قران زودتر جواب بدید همینجا جواب بدید لطفا رمز ایمیلموو فراموش کردم.خیییییییییییییییلی ممنونم

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز مادر شما هنوز نتونسته مرگ شوهرش رو فراموش کنه پس نیاز دارید شما شخصا” با مشاوری مشورت کنید تا روش برخورد با مادرتون رو اموزش ببینید … چون باید تمام ابعاد شخصیتی مادرتون رو با ایشون مطرح کنید … و در مقابل مادرتون به کار بگیرید …
      از نظر روانشناختی وقتی مرگ عزیزانمان اتفاق می افتد ، ۴ مرحله متوالی به ترتیب اتفاق می افتد که باید از این مراحل عبور کرد.

      ۱ – مرحله انکار

      ۲ – مرحه خشم

      ۳ – مرحله غم

      ۴ – مرحه پذیرش

      ۱ – در مرحله انکار، قبول مرگ عزیزمان بسیار غیر ممکن خود را نشان می دهد. این مسئله مخصوصاً در حوادثی که منجر به مرگ مغزی می شود بیشتر مشهود است. بی دلیل نیست بیشتر بازماندگان فردی که مرگ مغزی شده است، با اهداء ‌اعضاء ‌موافقت نمی کنند. چون انکار واقعیت مرگ یکی از مراحل است. برنامه ای که در بالا به آن اشاره کردیم کمک موثری به ما می کند که این مراحل را به خصوص مرحله انکار را به سرعت سپری کنیم.

      ۲ – در مرحله خشم ،‌ در اینجا اگرچه مرگ عزیزمان را باور کردیم ولی نسبت به علل آن خشم می گیریم و جالب این است که این خشم را ممکن است به دیگران نیز انتقال دهیم. این مسئله را بیشتر در چنین حوادثی شاهد هستیم : تصادفات رانندگی ؛ سکته هایی که به خاطر یک بگو مگو پیش آمده؛ یا در اتاق عمل جراحی که ممکن است با پزشک سر دعوا برداریم . لذا به هنگامی که در این مرحله هستیم ، ممکن است حرفهای ناشایست به مسببین بزنیم یا دست به انتقام یا رفتارهای تهدید کننده بزنیم. اگر فردی به علت تصادف باعث مرگ کسی شده است ، بهتر آن است که در این مرحله ، اقدامی به گرفتن رضایت از بازماندگان متوفی نکند که نتیجه عکس خواهد گرفت. اگر هم مسببی برای مرگ عزیزان نیابیم ممکن است خدایی ناکرده ، شروع به شکایت از خدا بکنیم ، مثلا « خدایا چرا باید اینطور می شد یا …» . برنامه ریزی مرگ که در این یادداشت اشاره شد ، موجب عبور سریع از مرحله خشم می شود.

      ۳ – مرحله غم ،‌ نسبت به سایر مراحل قبل طولانی تر است. ولی حداکثر نباید از شش ماه بیشتر شود. در غیر این صورت ، مسئله افسردگی و درمان آن باید در نظر گرفته شود. برنامه ریزی برای مرگ ، کمک فراوانی در جهت کوتاه شدن این مرحله می کند.

      تمرکز زدایی نیز تکنیکی هست که می تواند در این زمینه به فرد غمگین کمک کند و آن اینست که به جای تمرکز بر روی خاطراتی که با متوفی داشته ایم. دنیای دید خود را وسیع کنیم و وقت بیشتری با زندگان بگذاریم ، یعنی کسانی که هنوز نوبت از دست رفتنشان نرسیده است. بیشتر اوقات فقط یک داغ عزیز دیده ایم و این فرصت خوبی است که بیشتر به دیگر عزیزانمان نزدیک شویم و قدر آنها را بدانیم.

      ۴ – مرحله پذیرش که از دید عموم ، به اشتباه فراموشی مردگان نام گذاشته می شود، مرحله آخر در رابطه با مرگ عزیزان است. همه باید به این مرحله برسند ولی برنامه ریزی در مورد مرگ اولاً‌ باعث تسهیل این روند می شود ؛ ثانیاً موجب سرعت آن می شود ؛ ثالثاً عوارض منفی ناشی از داغ عزیزان را از بین می برد،‌به علاوه اینکه به ما در خودشناسی بینش می دهد.

      که ظاهرا” مادر شما در گزینه اول متوقف شده و نتونسته ازش عبور کنه به همین خاطر نمودش در رفتارش با پرخاشگری نمایان میشود
      یا با اداره بهزیستی تماس بگیرید و لیست مراکز مشاوره تلفنی / حضوری رو ازشون دریافت کنید
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      به هرحال دوست عزیز تحمل رفتار ایشون یکی از وظایف شماست … استفاده از دوستان مادرتون که بتونید از این طریق روی رفتارش اثرگذار باشید …به هرحال باید خودش بخواد تا روشهایی برای تغییر رویه ایشون موثر واقع شوند … به هر حال حق بدید ایشون ۲۵ سال شرایط پرخاشگری رو تجربه کرده و در واقع به نوعی با رفتار و اخلاقش عجین شده و باید شرایط خانه آرام باشه چون هیچ نظر مخالفی رو نمیتونه تحمل کنه و شدیدا” نسبت بهش موضع گیری خواهد کرد ولی دارودرمانی در کنار رفتاردرمانی میتونه ماردتون رو ارام تر کنه

  • النا   میگوید:

    سلام روزتون بخیر.
    من ۲۸ سالمه و همسرم ۳۲ سالشه و یه دختر ۳ ساله دلریم. حدود سه ماهی میشه که همسرم یه بازی اینترنتی رو نصب کرده رو گوشیش و بعد از کار همه وقتش رو به اون اختصاص میده منم ازین بابت خیلی ناراحتم. احساس تنهایی میکنم نیاز عاطفی من و دخترم براورده نمیشه. حتی رابطه جنسیمونم از هفته ای دو سه بار به ماهی دو سه بار رسیده. از روز جمعه هم سر گیم قهریم الان چهار روزه ولی فقط با گوشی ور میره یا میخوابه.خواهشا راهنماییم کنین چطور مسله رو حل کنم؟؟؟؟؟؟؟؟

    • Anonymous   میگوید:

      فکر میکنم باید با قاعده خودش بازی کنید … شما هم بازی رو یاد بگیرید و در بازی کردن مهارت پیدا کنید و شرطی بذارید که در صورت شکستش باید به دستور شما رفتار کنه … راستش شاید روش خوبی به نظر نیاد ولی شما اینطوری وارد فضایی میشید که میتونید بهش نزدیک بشید و اعتمادش رو جلب کرده و با قانون خودش شکستش بدید … وقتی کمرنگ شدن رفتار شما رو ببینه متوجه نوع رفتار خودش خواهد شد … چون تا خودش متوجه نباشه و نخواد کاری کنه واقعا” از دست کسی کاری ساخته نیست

  • فرهاد   میگوید:

    سلام
    خسته نباشید.دوماهه ازدواج کردم اما بهنظر خانمم اندازه الت تناسیلم خیلی کوچیکه.خواهش میکنم راهنماییم کنید چیکار کنم.آیا داروهایی که براافزایش اندازه الت تبلیغ میشه واقعا تاثیر داره؟ عوارض نداره؟ اگه داره چقدره؟ اصلا برا حل این مشکل چیکار کنم؟

    • Anonymous   میگوید:

      بر اساس ناحیه جغرافیایی و نژادی ایران حداقل طول آلت مردانه نه و سه دهم سانته و اگر از این مقدار کمتر باشه باید با متخصص ارولوژیست مشورت کنید تا بر اساس معاینه برای درمان شما اقدامات لازم رو انجام بدهند …

  • setareh   میگوید:

    سلام خسته نباشید . من خانومی ۳۰ سالمه . ۳ ساله که ازدواج کردم . تبریزی نیستم باتوجه به این مشکلات بسیار طیادی دارم هم با خودم و هم با بقیه.ز وقتی که اومدم یک روز آرامش نداشتم همش احساس بدی دارم هرجا میرم احساس میکنم با دید بد بهم نگاه میکنن. مشکلاتم بکار اینم به کنار . همه اینا دست به دست هم داده تا خونه نشین بشم. قبلن کار میکردم تو شهر خودم . من نمیخام کسی رو عوض کنم ولی این باعث شذه از مردم بترسم. نمیتونم حرف بزنم. تپش قلب میگیرم نمیتونم با کسی ارتباظ برقرار کنم . میترسم برام حرف در بیارن . چون خواهر شوهرم اینکارو یک بار کرد. گرچه موفق نشد . باید چکار کنم؟ فرهنگم با خانواده شوهرم از زمین تا آسمان فرق داره .

    • setareh   میگوید:

      لطفا جوابمو بدین خیلی به کمکتون نیاز دارم

      • Anonymous   میگوید:

        در این موردبه شما پاسخگویی شده

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز شما نمیتونید مدت زیادی در این حالت باقی بمونید چون افسردگی و انزوا به سراغتون میاد و روند زندگی شمارو مختل میکنه … باید سازگاری پیدا کنید و با شرایط انس بگیرید که در این سه سال باید اتفاق افتاده باشه … اول با شوهرتون صحبت کنید تا بتونید فعالیت کاری رو شروع کنید … با ثبت نام در گروه های کوهنوردی و پیاده روی با افراد و دوستان جدیدی اشنا بشید تا از این تنهایی و انزوا رهایی پیدا کنید
      در ضمن حتما” با مشاورروانشناس در این خصوص مشورت و مشاوره کنید تا با رفتار درمانی به شما راهکارهای عملی ارائه نماید

      • setareh   میگوید:

        از راهنماییتون کمال تشکر و دارم . ولی موضوع اینه که چطوری با خونواده شوهر که هم فرهنگم نیستن چطور ارتباط برقرارکنم؟ خیلی حرف میبرن حرف میارن . بیش از حد محافظه کارن. تو زندگی پدر و مادرم هم میخوان دخالت کنن،آدرس یک آرایشگاه ساده رو بهم نمیدن . دستور یه غذا رو بهم نمیدنو غیره.خودم سعی میکنم با دوری و دوستی باشه. ولی منم تنهام. خیلی از زنای همسایه که غریبن سعی میکنند با هام آشنا بشن و ارتباط برقرار کنن ولی با خانواده همسرم نمیتونم کنار بیام. ز طرفی از غریبه ها میترسم برام حرف در بیاد.

        • Anonymous   میگوید:

          دوست عزیز شما نباید اجاز بدید که رفتار بد این خانواده روی شما تاثیر گذار باشه و شماهم منزوی و محافظه کار بشید … کسب تجربه کنید و با سیاست ارتباط گیری کنید … به قول مولا علی همه محبت ت رو به پای دوست بریز ولی تمام اعتمادت رو نه … شما میتونید در حد معقول با دیگران ارتباط داشته باشید و مشکلاتی که داشته ان کسب تجربه کنید …همونطور که گفتم رابطه محبت امیز با شوهر رو داشته باشید و با مشورت ایشون کاری رو شروع کنید منزوی بودن چیزی جز ترس و اضطراب رو به همراه نداره

  • reza   میگوید:

    من رضا ۴۰ سالمه همسرمو طلاق دادم دنبال یه خانم متارکه هستم از تبریز که اول ازدواج موقت بعد از اشنایی ازدواج دائم داشته باشم ممنونم راهنماییم کنید البته وضعیت مالی خوبی دارم البته من به ایمیلم نگاه نمیکنم موبایلم میزارم اگه موردی باشه اس ام اس بزنه خودم تماس میگیرم … خدا اجرتون بده

    • Anonymous   میگوید:

      دوست عزیز این سایت همسریابی نیست و نتیجه ای هم نخواهید گرفت بهتره به سایت های دیگه ای مراجعه کنید

  • selma   میگوید:

    سلام ببخشید من میخواستم حظوری مشاره داشته باشم کجا باید بیام تو تبریز؟

    • Anonymous   میگوید:

      با اداره کل بهزیستی تماس بگیرید و لیست مراکز معتبر مشاوره ای رو ازشون دریافت کنید … مشاوران روانشناس تابلوهای زرد و سبز دارن که از بقیه تابلوها مجزا هستند و میتونید به راحتی از مراکز پزشکی جستجو کنید

  • فرزانه   میگوید:

    سلام من ۳۹ سال دارم ۱۰ ساله ازدواج کردم همسرم خیلی قهر میکنه تقریبا هر سال ۶،۷ ماه قهریم حرف نمیزنیم روابط هم نداریم دیگه خسته شدم مثل اینکه اصلا شوهر ندارم می خوام تقاضای طلاق بدم نمیدونم درسته یا نه

  • مهسا   میگوید:

    سلام من ۲۴سالمه ۹ماهه باشوهرم قهرم توخونه ی پدرم هستم دوس ندارم
    طلاق بگیرم حتی مقداری ازمهریه ام هم داده بگیدجیکارکنم

    • Anonymous   میگوید:

      در این مواقع از واساطت افراد معتمد در خانواده کمک بگیرید …
      هر چند اگر مهریه شمارو پرداخت کنه میتونه از حق طلاق استفاده کنه و اینکارو برخلاف میلتون انجام بده
      پس در این مورد با فردی قابل اعتماد که بتونه در این مورد حرکتی خوب و مثبت انجام بده صحبت کنید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه