مشاوره برای ازدواج

مشاوره برای ازدواج

ازدواج وانتخاب همسر همواره در زندگی هر خانواده ای وجود داشته است واین چرخه همواره ادامه دارد به گونه ای که شما همسر خود را انتخاب میکنید وازدواج میکنید تشکیل خانواده میدهید و صاحب فرزند میشوید سپس نوبت به فرزند شما میرسدکه همسر خود راانتخاب کند واین چرخه ادامه دارد. اما دراین میان موضوعی که مورد اهمیت است این است که تاچه حد دراین انتخاب موفق عمل کرده وزندگی خوشبختی رادارید! درواقع همه چیزبه این انتخاب وابسته بوده وآینده شما وخانواده شما به آن بستگی دارد.پس باید برای این انتخاب اهمیت بسیاری قائل شده وبرای آن وقت کافی را صرف کرد.

انتخاب یک همسر مناسب باید طبق اصول ومعیارهای شما باشد تا زندگی درمسیر پیشرفت وخوشبختی قرار بگیرد.

بنابراین برای داشتن یک ازدواج خوب بایداز نظرات دیگران و مشاوره برای ازدواج نیزاستفاده نمود تابا اطمینان خاطر انتخاب کرد. یکی از بهترین روش ها برای این موضوع، مراجعه به یک مرکز مشاوره واستفاده از راهنمایی های یک مشاوره خوب ازدواج است. ازدواج امری حیاتی و موضوعی مهم در زندگی هرفرد میباشد. یک مشاور ازدواج وظیفه دارد تابا استفاده ازتجربیات خود بهترین راهنمایی رابه شما کرده وباعث شود تا شما یک انتخاب منطقی داشته وطعم زندگی خوب رابچشید.

مرکز مشاوره ازدواج بااستفاده از برترین مشاوران خود در بخش مشاوره برای ازدواج آماده است تا پاسخگوی شما جوانان عزیز بوده و راهنماییهای لازم را در راستای یک ازدواج موفق به شما بدهد.

319 نظر جدید برای مشاوره برای ازدواج

  • وحید یوسف نیا   میگوید:

    سلام و عرض ادب خدمت مشاوران عزیز.من متولد ۷۴ هستم و با خانومی که متولد ۷۶ هستند به مدت یک ساله که دوست هستیم…با جمع بندی هایی که توی این یک سال داشتم بنده خواهانه تموم کردن رابطه هستم ولی خانوم اعتقاد به ادامه ی رابطه دارن.و یه هر دری میزنن تا رابطه باقی بمونه.با خانوم صحبت های زیادی کردم ولی نتیجه ای نداده و ایشون خیلی دوس دارن ادامه بدن.لطفا کمکم کنید.ممنون

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      شما باید بدونید ایشون وابستگی عاطفی پیدا کردند و اگر قطعا دیگر مایل به ادامه نیستید بهتر است قاطعانه جریان را مطرح کنید و حتی دو راز دسترس بودن و عوض کردن شماره که ایشون مطمئن بشن دیگر راه ارتباط مجدد نیست به این خاطر که به هر حال ایشونم در اینده زندگی خواهند داشت و این وابستگی اثات بدی داره و هر چه زودتر تموم بشه زمان دارند برای هضمش و حل مسئله گرچه اگر وابستگی زیادی بوده باشد فراموشی برای ایشون سخت خواهد بود .سعی کنید رفتاری نشون بدید که بفهمند تناسبی ندارید .اینکه با هر درخواست ایشون شما هم احساسی بخواهید رابطه را ادامه بدهید به ایشون ضربه سنگینی زدید
      موفق باشید

      • وحید یوسف نیا   میگوید:

        ممنونن که پاسخ میدید دکتر…اقای دکتر این خانوم خیلی به من وابسته شدن و من هم موندم چیکار کنم…ایشون میگن سه سال دیگ بیا خواستگاری من ولی شرایط بنده طوری هستش که نمیتونم اینکارو بکنم…هر چی ام به این خانوم میگم متوجه نیس و فقط میگه تو اگه منو دوس داشته باشی باید تلاش کنی تا بدستم بیاری…
        و بعد میگه تو منو دوس نداری ولی به خدا شرایط بنده اصن برای ازدواج مناسب نیس و میدونم که نمیتونم زندگیه خوبی براشون فراهم کنم…اقای دکتر کمکم کنید.

        • dr-salary   میگوید:

          ببینید پس وابستگی تا حدی برای شما هم وجود دارد فقط منطق شما نسبت به احساستون قوی تر داره عمل میکنه که میتونه دلایل مختلفی داشته باشه .اگر خواهان پایان ارتباط هستید با هر دلیلی که خودتون دارید بهتر است در مقابل ایشون قاطع حرفتون رو بزنید .اینکه شاید خیلی برای اون فرد وابسته سخت باشه ولی نسبت به اینکه شما قضیه رو کش دارش کنید که هر لحظه فکر کنه میاید خواستگاریش خیلی بدتره .به هر حال ادم ها هر چند وابسته یک روز مجبور به بعضی دل کندن ها هستند وقتی ببینند طرف مقابل عواطف خاصی ندارد مگر اینکه شما هم با رفتارتون ایشون رو دلگرم نگه دارید .از موضع منفعل وارد نشید
          موفق باشید

  • مائده   میگوید:

    سلام

    من می خوام برای مشاوره جنسی قبل از ازدواج به یک مرکز مشاوره مراجعه کنم ولی نمی دونم کجاست، شرایطش چیه، هزینه اش جقدره و در اون جلسه چه مسائلی مطرح می شه.
    لطفا راهنمایی بفرمایید.
    باتشکر

    مائده

    • راهنما   میگوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  • مریم   میگوید:

    سلام . یکسال و نیم هست که من و رضا که یکسال از خودم بزرگتره و دکترا داره باهم دوستیم و رابطه نزدیکی داریم . ابتدای امر گفت که بعید میدونه که رابطمون به ازدواج ختم بشه علتش رو که جویا شدم ابتدا طلاق ۱۲ سال پیش برادرش رو گفت که هنوز مهریه میده و توی روحیه رضا تاثیر منفی گذاشته و با ازدواج مشکل داره کم کم متوجه شدم که خانوادش هم در ازدواج نکردنش موثر هستن . یا بهتر بگم در انتخابش. رضا اصرار داشت که من بخاطر این مساله ترکش نکنم و من موندم . وابستگیمون زیاد شد . هردو شدیدا بهم علاقه داریم . اما بعد از گذشت ۱۰ ماه از رابطمون ، باخانوادش مطرح کرد و خانوادش برای دیدن من اومدن البته قبل ازاینکه بیان یکبار مخالفت کردن . وقتی اومدن دقیقا همون شب خواستگاری جواب رد دادان به رضا. و رضا یکبار دیگه هم صحبت کرد و قبول نکردن. تا همین یکماه پیش هم همه چیز خوب بود تا اینکه رضا من رو با خواهراش برد کوه . و از همون موقع کمی کدورت پیش اومد . ولی چیز مهمی نب د. اما یک هفته بعد رضا گفت باید جداشیم و به جدایی در پیشرو فک کن . در حالیکه تصمیمش رو گرفته گاهی زنگ میزنم بهش و باهام حرف میزنه که من حالم بهتر شه ولی من نمیتونم ترکش کنم و اون نمیخواد چیزی رو تغییر بده . خانوادشون به هیکل من ایراد گرفتن که دقیقا متناسب با رضاس . رضا جثه کوچکی داره و من تقریبا هم هیکل رضا هستم . رضا از اندام من خوشش میاد و صراحتا گفته ولی خانوادش میگن بچتون ریزه میزه میشه. رضا تو شهرستان کوچکی کار میکنه با درامد عالی . و به من گفته نمیخواد کار کنی چون خسته میشی برای چندغاز میگه ما که وضعمون خوبه . حتی گفت قسمتی از حقوقم برای تو .
    رضا میگه ادامه تحصیل برات فایده نداره فقط استرس میاره نمیخواد درس بخونی . وضعیت مالی خانواده من پایینتر از اونا نیس. خودم ماشین دارم در حالیکه رضا نداره. الان شاغلم و لیسانس. من نمیخوام و نمیتون ازش دور باشم شما بگید چکار کنم. همین دیشبم وقتی داستم باهاش حرف میزدم داشت گریه میکرد درحالیکه فک میکرد نمیفهمم . اونم من رو خیلی دوست داره اما میخواد واتمود کنه بدون من هم روزگار راحته براش .

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام

      دوست عزیز .شما هر دو وابسته شدید و راحت بگم تصمیم درستی نمی تونید بگیرید و نمی تونید منطقی قضایا رو بررسی کنید
      بهتره هر دو نفر تصمیم قطعی برا ادامه بگیرید .به هر حال ایشون قراره یه زندگی رو اداره کنند باید به تصمیم قطی برسند و بتونن خانواده رو متقاعد کنن مگر خانواده دلیل منطقی داشته باشن
      و اگر واقعا فکر میکنن ادامه دادن درست نیست به نظرم تا ضربه روحی بیشتری ندید رابطه را کات کنید البته حتما حضوری به روانشناس مراجعه کنید
      موفق باشید

      • Anonymous   میگوید:

        ممنون از جوابتون . من پیشنهادتون رو عملی میکنم و میرم مشاوره اما میدونم رضا مشاوره هم نخواهد رفت. از طرف دیگه رضا خودش دلایل خانوادش رو بی اساس خوند و گفت که چون اولین نفری هستی که من پیشنهاد دادم و دارم میرم خواستگاری مخالفت میکنن . و انگار میخوان لباس بخرن با اولین مغازه خریدشون رو نمیکنن. و بیشتر میگردن

  • محمد   میگوید:

    سلام آقای دکتر خسته نباشید
    بنده متولد ۷۵هستم بایه دخترخانم متولد۷۷حدود۴ماهه دوست هستیم خیلی شدیدبه بهم علاقه داریم بنده خونه ماشین دارم یه کار هم داریم که از خودمونه اونجا کار میکنم موقت حقوقش هم خوبه دانشگاه هم میرم حسابداری تا مدرک بگیرم بعد یه جای خوب مشغول شم فقط یه مشکل داریم اینکه خانواده دختر یکم مشکل مالی دارن البته دستشان به دهنشون میرسه بعد پدر من میگه مشکل مالی دارن هنوز خانواده دختروندیده البته با مادرمو خاهرم رفتیم خونشون با مادرش حرف زدیم ایشون هم راضی شدن فقط پدر من مونده میگه به مشکل میخورید در آینده ایشون میگه فرهنگ ها بهم نمیخورن ولی دختر خانوم خوبیه ایشون خیلی مطمئنم ازش خوبه میتونم کنارش خوشبخت شم پدرم میگه یکیو بگیر که ماهم دوست داشته باشیم نه فقط خودت مادر من از دختره خوشش آمده فقط پدرمو موندم چجوری راضی کنم تروخدا کمک کنید یه پیشنهاد خوب بدید

    • راهنما   میگوید:

      اگر واقعا ” اختلاف فرهنگی و اقتصادی داشته باشید در آینده به مشکل برخورد خواهید کرد ولی اجازه بدید زمان بگذره و شما از وساطت بزرگان فامیل برای متقاعد کردن پدرتون استفاده کنید … ولی بهتره با ایشون صحبت کنید شاید در دیدار اول نظرشون تغییر کنه

      • محمد   میگوید:

        اختلاف اقتصادی شاید داشته باشیم ولی فرهنگی نه به اون صورت چون خانواده دختر هم خوبن ولی چون تحصیل نکرده هستن و خونه از خودشون ندارن پدر من فک میکنه به مشکل میخوره که اینا تحصیل نکرده نیسن

  • علی   میگوید:

    سلام.من ترم اخر دانشگاه هستم .از ترم ۴به یکی از همکلاسی هایم علاقه مند شدم .اول فکر کردم که این علاقه مندی یه حس زود گذر هست وبا گذشت زمان از بین میره.یعنی در واقع فکر می کردم که این علاقه مندی از روی هوی .هوس باشه تا از روی عشق .چون که به نظر من عشق مقدس هست .با هوی وهوس فرق می کنه.این ماجرا حتی با گذشت چند ماه نیز ذهن منو در گیر خودش کرده .تا اینکه این ماجرا برای خانواده ی خود نیز بیان کردم.والدینم ابتداعکس العمل خاصی نشان ندادند.فکر کردند که یه چیزی را گفتم بعد فراموش خواهم کرد .ولی با گذشت چند ماه با توجه به احوالات من مادرم گفت خوب برو بهش بگو .اگر می خوای من بهش بگم .ولی از اون جایی .ه من شهامت ندارم ازش جواب منفی بشنوم بهش نگفتم .بار ها از خدا خواستم که از ذهنم بیرون ببرتش .این قدر عاشق وشیفته ی این دختر خانم شدم که هر کسی تو خیابان نگاه می کنم اونو میبینم .خواهش می کنم کمکک کنید ایی علاقه که حدود سال ونیم داره میگذره.من تمرکزم را از دست داده ام از زندگی لذت نمیبرم .حتی گاهی اوقات باعث رنجش خاطر اطرافیان هم میشم .تورا به خدا کمک کنید.فقط یادتون نره که دارید جواب یه ادم عاشق را میدهید .به نظر خودم تا کسی عاشق نشده باشه کسی را درک نمی کنه

    • dr-salary   میگوید:

      با سلام
      به هر حال عاشق شدن فضایی است که فرد فقط با حس جلو می رود و واقعا غیر از معشوقش چیز دیگری به چشمش نمیاد و تمام ایرادات طرف مقابل برای اون پوچ میشن و اون فقط خوبی و زیبایی می بینه و البته فراموش کردن و انکارش هم سخته منتهی باید بدونید که در ازدواج شهامت حرف اول رو میزنه اینکه مطرح نکنید و در ذهنتون اون فرد رو کنار خودتون ببینید بدون دونستن نظر او و فقط خیالپردازی کنید بیشترین اسیب به شما وارد میشه و حتی زندگی اینده شما رو تحت الشعاع قرار می ده .باید بدونید که مطرح کردن و نظر خواستن شما ورای نتیجش
      حق شماست .به هر حال حسی ایجاد شده و شما باید بتونید مطرحش کنید .این نشون میده امادگی برای ازدواج دارید البته اگر فکر می کنید ایشون روحیه ای دارند که اگر مادرتون مطرح کنه بهتره این کار و انجام بدید ولی اصولا این روزها افراد مایلند طرف مقابلشون خودش مساله رو مطرح کنه .
      موفق باشید

  • ندا 999   میگوید:

    با سلام خدمت اساتید محترم . اگه امکانش باشه زودتر به سوالم جواب بدین
    از کجا بفهمم خاستگارم خسیسه یا نه؟ من امکان این رو ندارم که با ایشون بیرون قرار بزارم. ایشون برای دو جلسه آشنایی دست خالی اومدن و من به شدت دچار واهمه شدم و از خساست ایشون میترسم. خواهش میکنم راهکاری به من بگین تا این رفتارشونو بفهمم. آیا گفتن این موضوع (دست خالی اومدن) به خودشون ایرادی داره؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام

      بهتر است معاشرت بیشتری کنید و بیرون برید و
      همین امر باعث شناخت بیشتر می شود.و جای نگرانی وجود ندارد و به هر حال افراد کم کم خودشون رو نشون می دهند و سعی کنید در موقعیت های مختلف ایشون رو بسنجید و در جاهای مختلف و موقعیت های مختلف باید سنجید.فقط سعی نکیند عکس العملی در این جهت نشان دهید .که فرد متوجه حساسیت شما شود چون ممکن است در جهت خواست شما قدم بردارند.
      موفق باشید

  • ندا 999   میگوید:

    من همچنان منتظر پاسخ سوالم هستم. با تشکر

    • راهنما   میگوید:

      اگر سوال شما ثبت شده باشه پاسخگویی خواهد شد

  • نسرین   میگوید:

    باسلام
    من ۲۶ سالمه و تا چند وقت دیگر۲۷ ساله می شوم شدیدا هم قصد ازدواج دارم ولی خانوادم خیلی حساسیت نشان میدهند.یا تحصیلاتش با من جور نیست یا شغل آزاد دارد. من لیسانسم و کارمند شرکت سهامی خاص.
    مثلا چند وقت پیش خواستگاری داشتم که فوق لیسانس اقتصاد بود ولی چون پدر مادرش فامیل بودند ۲تا از خواهراش کوتاه قد بود و یک برادرش ولی خودش و یک خواهرش قد بلندی داشتن خانواده مخالفت کرد ولی هم من او را پسند کرده بودم هم ایشان من را. الان هم از واسطه که همسایه مان باشد پیگیری میکندمن هم جواب ندادم یعنی فعلا ۱ماهه جواب خیر ندادیم.ولی واقعا شرایطمان با هم جور است آیا خواهر برادرش مشکل ساز است؟ با دخالت خانواده ام چه کنم؟
    از طرفی میترسم بعد این با کسی نتوانم ازدواج کنم.
    کلا خانوادم از من نظری نمیپرسن هرکسی خواستگار می آید خودشان تصمیم گیری می کنند. انقد هم ازش بد میگن که از چشم منم میوفته.ضمنا قرار نیست برایم هزینه کنند چون من شاغلم هر خواستگاری می آید می گویند خرج عروسی با خودت است.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      اگر شما فکر می کنید ایشون فرد مورد اعتمادی هستند و از نظر شما قابل قبول هستند اینکه چون در خانواده کوتاه قدی وجود دارد یا هر مساله ای دلیلی برای پاسخ منفی نیست و این جز ء اختلال مطرح نمی شود که جای نگرانی وجود داشته باشد .منتهی داشتن حمایت خانواده اهمیت دارد .بهتر است منطقی دلایل رو برای هر یک از والدین که راحت تر هستید و با هر فردی که در خانواده یا فامیل وجود دارد بگویید .و اینکه با خود اون فرد جلساتی را داشته باشید و وقت بگذارید و در طی زمان سعی کنید بهترین تصمیم گرفته شود .و اگر در این شرایط باز هم نظرتان مثبت بود نباید به حرف های احتمالی یا احیانا بدگویی هایی توجه کنید و بدانید هیچ فردی ۱۰۰ درصد نیست و همه احتمال خطا دارند و با هیچ کس هم به تفاهم کامل نخواهی رسید به هر حال هر کسی در کنا رتمامی نکات مثبت معایبی ممکن است داشته باشد .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      موفق باشید

  • ساسا   میگوید:

    سلام
    من ۲۹ سالمه و با آقایی که ۴۳ سالشه ۷ سال که دوستم ولی نه متد بلکه سالی ۵ ماه یا ۲ سال در میون با هم بودیم
    من یک بار ازدواج کردم چون این اقا بکارت من را گرفت ولی زیر بار نرفت
    حالا بعد ۷ سال میگه من فقط با تو خوشحالم اگه بخوام ازدواج کنم تورو میخوام ولی از ازدواج میترسم
    من باید چیکار کنم با این آدم ؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شما می فرمایید قبلا ازدواج کردید یعنی قبل از آشنایی با ایشون یا همین که ارتباط جنسی با ایشون داشتید رو می فرمایید و اینکه ۷ سال ارتباط حتما شناخت هایی رو به شما داده ولی اگر به این دلیل قراره ازدواج کنید که ارتباط جنسی داشتید با این آقا و خیلی حس تفاهم و اینکه بتونید در کنار ایشون زندگی آرامی رو داشته باشید ندارید اشتباه صورت گرفته رو با ازدواج تکرار نکنید .
      .وقتی در رابطه جنسی این فرد تعهد ندارد و نمی پذیرد مساله ای رو که مطرح کردید در ازدواج با ایشون کمی محتاط باشید البته اگر واقعا قصد ایشون ازدواج باشد و بهتره حتما چند جلسه ای به مشاوره قبل از ازدواج برید با هم
      و سعی کنید شناختتون کامل بشه و با دید باز تصمیم بگیرید .البته بحث اختلاف سنی رو هم در نظر بگیرید که شاید اکنون براتون مهم نباشه ولی در چهارچوب زندگی زناشویی ممکنه باعث ایجاد مسائلی بشه .البته قطعی این مسالهاختلاف سنی رو مطرح نمی کنم .
      و احتمالات رو در نظر بگیرید .
      لطفا در نظر بگیرید چه شرایطی باعث ارتباط شما با این فرد شد یعنی چه نیازها و کمبودهایی و چقدر احساس می کنید در طی این ۷ سال منطق شما باعث ادامه دادن رابطه شد نه احساس .این ها هم مسائل مهمی هستند که باید تفکیک شوند
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      موفق باشید

      .

  • راشد   میگوید:

    با سلام خدمت اساتید و مشاورین محترم
    من ۲۸ سالمه و فوق لیسانس فلسفه هستم. حدود سه سال پیش (خرداد ۹۳) به خواستگاری یکی از اقوام رفتیم، اما ایشان زندگی در تبریز را شرط این ازدواج دانستن، بنده هم چون احساس خاصی به این خانم پیدا نکرده بودم پام و تو یه کفش کردم که تهران هستم و قصد بازگشت به تبریز بعد از اتمام تحصیل رو ندارم. خلاصه پاسخ از طرف ایشان منفی بود و ازدواج صورت نگرفت.
    من بعد از سه ماه با یک فرد نا آشنا ازدواج کردم و نهایتا به دلیل برخی مشکلات در تابستان ۹۵ از همسرسابقم جدا شدیم.
    اواسط دی ماه ۹۵ بود که از طرف یکی از اقوام همان فردی که بخاطر تهران پاسخ منفی گرفته بودم تماسی با خانواده ما بر قرار شد و پیشنهاد خواستگاری دوباره را مطرح کردند و از آن جایی که این خانواده از اقوام بوده و از جهات مختلفی شریط مشابهی داریم خانواده من پاسخ مثبت داده و نهایتا برای خواستگاری اقدام کردیم و اکنون حدود یک و نیم ماه هست که من با این خانم در ارتباط برای آشنایی بیشتر به سر می بریم. نکته مهمی که وجود دارد اینست که این خانم از لحاظ ویژگی ظاهری (فقط چهره و نه اندام) برای بنده کاملا معمولی محسوب میشه (از نظر من نه زیبا و جذاب هست و نه زشت و کریه بلکه کاملا معمولی و خنثی محسوب میشه) اگر چه از لحاظ قدم و تناسب اندام بنظرم بسیار مطلوب بوده و صدای دلنشینی دارند.
    سوال اینست که این حس من نسبت به چهره ایشان یک علامت هشدار بوده و من باید این رابطه را به پایان برسانم یا اینکه نباید جدی بگیرم؟؟؟
    لازم به ذکر است که این خانوم بسیار تیز هوش و با استعداد بوده همچنین دارای روابط اجتماعی بسیار مطلوب و بسیار صادق و مودب با درک متقابل خوب هستند. در عین حال از خانواده ای اصیل، متدین، با سطح مالی بالا و دستو دل باز…
    من فک می کنم هم ایشان و هم خانواده شان بسیار تمایل دارند که این ازدواج صورت بگیرد و این که خانوده هامون در اکثر محورها مشابه هم بوده و به هر حال رابطه خویشاوندی نیز داریم.
    تنها مشکل من در رابطه با ایشان (لااقل آنچه که در این یک و نیم ماه گفتگوی مستمر و در فضایی صادقانه فهمیده ام) فقط و فقط چهره ایشان هست که برای من کاملا خنثی و معمولی محسوب میشه و ترسم از اینه که بعد از ازدواج بیشتر به چشم بیاد و اذیتم بکنه… لطفا بنده رو راهنمایی بکنید.

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شما باید فکر کنید نسبت به این مساله که چهره ایشون شما رو یاد چه شخصی میندازه که موضع خنثی پیدا کردید ضمن اینکه اگر همسر قبلی شما فردی زیبا بوده احتمالا دارید مقایسه می کنید و این مقایسه کاملا ناهشیارانه داره اتفاق می افته و دست شما نیست .ضمن اینکه وقتی ایون خیلی ویزگی های مثبتی دارند که می فرمایید چهره نمی تونه بعدا مشکل ایجاد کنه و این حساسیت ممنه به خاطر شکست در ازدواج قبلی شما باشه
      و باعث شده به ریزترین نکات هم توجه کنید .بنده فکر می کنم با این شرایط حتما حضوری برای مشاوره ازدواج تشریف ببرید تا مسائل دقیق ت بررسی شود که مجدد دچار اشتباه نشوید .به هر حال هر فردی تمام خوبی ها و ویزگی های مثبت را یکجا ندارد و خود شما هم قاعدتا بدون عیب نیستید ولی اینکه این خانم با این شرایط دوباره شما رو پذیرفتند ساله مهی است و سع نکنید صرف چهره ایشون کلا قضیه رو منتفی کنید.به هر حال همیشه برای افراد از این فرصت ها نیست .امیدوارم با مراجعه حضوری تصمیم مناسبی بگیرد و زندگیتون سرو سامان بگیرد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • سمیرا   میگوید:

    سلام وقتتون بخیر
    من ۲۸ سالمه و با یه آقایی آشنا شدم که حدود ۲۳ ال پیش خانوادهی این آقا برای دین من به منزل ما تشریف آوردن و بعد از ۳ سال پسرشون مایل به آشنا شدن با من شده ما با اطلاع خانواده باهم در ارتباط هستیم تا باهم بیشتر آشنا شیم این آقا متولد ۶۱ هستن. تا الان ۳ جلسه باهم بیرون رفتیم و تقریبا باهم آشنا شدیم .سوال من اینه که مدت زمان آشنایی و تعداد جلسات مناسب آشنایی قبل از دوران نامزدی چند جلسه باید باشه؟و اینکه این آقا مایلند که قبل از نامزدی باید به شناخت کامل رسید که از نظر من این امکان نداره. اگر امکانش هست راهنماییم کنید که اصلا این آقا وسواس انتخاب دارن تو ازدواج یا من اشتباه فکر میکنم؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      در ابتدا باید بدونید ما استاندارد مشخصی رو نمی تونیم برای تعداد جلسات بگیم چون افراد سنشون روحیات و شرایط با هم متفاوت است و مهم تر از همه درجه عقلانیت افراد با هم متفاوت است .اگر ایشون تا الان ازدواج نکردند خب قطعا فرد کمال طلبی هستند و ربطی به وسواس ندارد به هر حال می خواهند اگر دیر اقدام کردند انتخاب مناسبی باشد که اتفاقا این حساسیت به نفع شما خواهد بود .منتهی باید بدانید برای شناخت همیشه تعداد جلسات زیاد کافی نیست بلکه محتوی صحبت هاست گاهی به قصد شناخت افراد بیشتر به هم دلبسته و وابسته می شوند و ممکنه واقعا شناختی اتفاق نیفتند بهتره بعداز چند جلسه اگر حس شود دو فرد با هم اشتراکاتی دارند و تمایلی برای ادامه وجود دارد زیر نظر نفر سوم که متخصص است جلساتی را در غالبی مشاوره قبل از ازدواج داشته باشند
      تا بیشتر متوجه شوید ایا واقعا می تونید در کنا رهم زندگی مشترک داشته باشید یا خیر .امیدوارم بهترین تصمیم گرفته شود و خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • مرتضی   میگوید:

    سلام
    من.پسری ۳۴ ساله هستم که قبلا ۶ ماه با دختری نامزد بودم سپس جدا شدیم. هنگام رفتن به محل کار دختری چادری نیز در همان ساعت به سرکار میرفت که ان دختر ساکن همان محل خودمان میباشد اول توجهی. به دختر خانم نداشتم چون هر روز اول صبح میدیم کم کم نظرم را به خودش جلب کرد با خودم گفتم دختر چادری و بدون ارایش است برم امار خانواده اش را در بیارم که از مادرم امار خانوادهاش را گرفتم.که خانواده مذهبی اما وضعیت مالی ضعیفی دارند که حتی قدرت تهیه جهیزیه را هم ندارند.از قیافش خوشم اومد و قد و هیکل خوبی داره و دختر نجیبی هم است به دلم نشسته.
    مادرمو فرستادمم تا با مادر دختره حرف زد.گفتند که باید با پدرش صحبت کنم بعد از یک هفته گفتند که باید پدرم با پدر دختره صحبت کنه که پدرم با پدر دختره حرف زدنند قرار شد بعد از یک هفته جواب بدند که من برم با دختر صحبت کنم.که پدر دختره گفت دخترم راضی نیست.اصلا تعجب کردم.اخه چرا.من که با وضعیت مالیشون کنار اومدم اصلا خودم جهیزیه میخرم.از نظر ظاهر و خانواده هم هم کفو هستیم.
    موندم چیکار کنم.میخوام موقعی که صبح سرکار میره.بیرون باهاش حرف بزنم.اما نمیتونم بیرون باهاش حرف بزنم.به نظرتون چیکار کنم یه بار دیگه بریم یا بی خیال شم یا بیرون باهاش حرف بزنم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست گرامی خب قطعا دلیل دارند و شاید همون ۶ ماه نامزدی برای ایشون پذیرشش سخته ولی اگر واقعا
      به ایشون علاقه مند هستید بهتره با خودشون صحبت کنید و از خودشون دلیل رو بپرسید خیلی از اقایون به دلیل فرضیه سازی ذهنی خودشون و نداشتن شهامت موردهای خوب رو از دست می دهند .وقتی شما مطرح کنید اگر مساله جدی باشد خب تکلیفتون مشخص میشه اگر هم میشه با صحبت مساله رو حل کرد و نظر ایشون مثبت بشه خب اقدام می کنید .اگر سوالی داشته باشند بهتره رودر رو مطرح بشه و پاسخ بشنوند
      اگر نیاز بود با روانشناس هم صحبتی داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • مرتضی   میگوید:

    سلام
    واقعا از شما تشکر میکنم.که جواب کاربران را میدهید خدا خیرتون بده
    من ۳۴ سالمه از خانواده مذهبی هستم و خودم اهل حلال و حرام و محرم و نامحرمو کاملا رعایت میکنم و کاملا به دنیای اخرت اعتقاد دارم.دنبال دختر چادری و با حجاب و نجیب هستم چون خودم قد بلند هستم و استخوان درشت هستم دختری که قد بلند و هیکل خوبی داشته باشد از دختر در فامیل است اما حجاب خوبی نداره از همسایه ها هم یک دختر چادری با هیکل مناسب بود که حتی اجازه صحبت نداد چون من قبلا ۶ ماه با دختری نامزد بودم
    الان من موندم چیکار کنم کجا دنبال دختر بگردم.الان هم ۳۴ سالمه.اون همسایمون هم که جواب رد دادن منو ناراحت کرد.حداقل یه صحبت میکردن بعدا جواب رد میدادن
    ای خدا خودتت کمک کن تا الان پاک بودم و با هیچ دختر نامحرمی رابطه نداشتم

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      دوست گرامی باید با ایشون خودتون صحبت می کردید .هر چند پاسخ رد دادند دلیل رو می پرسیدید .ضمن اینکه بهم زدن نامزدی هم اهمیت دارد و این که شاید ملاک های شما معقول نباشد و کمی سخت گیرانه و کمال طلبانه شرایط را در نظر بگیرید .به هر حال دختری با مشخصاتی که می فرمایید قطعا وجود دارد ولی یادتان باشد نمی شود گاهی همه چیز را با هم در یک نفر دید باید اولویت بندی کنی د اگر حجاب و نجابت مهم است ممکن است فردی باشد ولی ملاک ظاهری را به شدت ملاک شما نداشته باشد و یا برعکس شما قطعا خودتون ۱۰۰ نیستید که دنبال ادم کامل بگردید .باید به خاطر اون نامزدی و شرایط مشاوره ای داشته باشید به خواسته هاتون واقف شوید و بعد اقدام کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • zohr...   میگوید:

    سلام..دختری ۲۰ ساله هستم..یه پسری که دو سال ازم بزرگتره عاشقم شد اوایل اعتنایی نداشتم و زیربار نمیرفت تا اینک دیدم کم کم منم ازش خوشم اومده..اوایل واقعا عاشقش شده بودم و دوسش داشتم از ته قلبم اما یه مدته ک فقط دعوا داریم..از رفتارای هم..مخصوصا من..دلبستگی زیادی به خونوادش داره و من ازین بیزارم..بارها سر خونوادش رعوا کردیم و مسائل مختلف..ب حدی رسیده ک الان احساس تنفر دارم ازش..ولی با این وجود بازم نمیتونم ازش بی خبر باشم..بازم دلم.میخواد باشه..باهاش حرف بزنم..نمیدونم دجار تناقض شدم اصن..نمیدونم دوسش دارم یا نه..اما اون واقعا دوسم داره..ولی حس میکنم نسبت ب اوایل توجهش بهم کمتر شده بهشم میگم میگه نه من همون ادمم و دوست دارم..رفتاداش برام نفرت انگیز شده..از خودش و خونوادش متنفرم..ولی بازم نمیتونم ازش دل بکنم..تناقض دارم..خواهشا کمک کنید..من میخوام دوباره عاشقش بشم..دوسش داتشه باشم..چیکار کنم؟؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      شما همین الان عاشق ایشون هستید به جملاتتون دقت کنید شما دوستش دارید و نمی تونید دل بکنید
      ولی اینکه می فرمایید نفرت این همیشه وازه منفی نیست و از شدت علاقه بسیار این وازه گاهی ایجاد می شود چون حس کردید
      بهتون بی توجه شدند و مثل قبل نیستند
      والا قطعا علاقه و عشق هنوز هست در مورد خانوادشون ببینید شما نمی تونید انتظار داشته باشید از هر فردی که ازدواج کنه حالا با هر شرایطی که فقط توجهش به سمت شما بشاه و از خانواد ش دل بکنه منتهی می تونید مدیریت کنید رفتارهای طرف مقابل را که البته چون جریان شما قطعی نیست نیازی به
      توضیح بیشتر بنده نیست ولی اگر واقعا برای ازدواج تصمیم قطعی داشتید مراجعه حضوری داشته باشید
      چون مساله مهمی است که بتوانید سازگاری
      داشته باشید و در زمینه های شخصیت و …به تفاهم برسید
      که اگر احیاینا اشتراکاتی نداشتید خب ادامه ندهید و ایندتون تحت تاثیر قرار نگیره

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • علی   میگوید:

    سلام ،پسری هستم ۳۰ساله ،به خانومی از فامیل دورمان علاقه مند شدم ،و از او خواستگاری کردم ،در جواب گفت که قصد ازدواج ندارد و میخواهد ادامه تحصیل بدهد که در مقطع کارشناسی ارشد میخواهد ادامه تحصیل بدهد ،الان من موندم صبر کنم ،در صورتی که ج نمیدانم اگر صبر کنم جوابش چیست؟

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      ببینید اگر فامیل هستند که بهتره خانواده اقدام کنند
      چون نظر ایشون رو هم جویا می شوند و متوجه می شوید که علاقه ای هست یا خیر و بعدا اگر صبر کنید امیدی به جواب مثبت وجود داره یا خیر چون فایمل هستید شاید نتوانند علاقه رو مستقیم مطرح کنند و اگر واقعا از نظر ایشون تمام شده باشه شما بی خودی صبر می کنید و حتی فرصت ای دیگری رو ممکنه از دست بدهید
      بهتره رسمی تر مطرح بشه تا تکلیفتون رو بدونید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

  • سارا   میگوید:

    سلام. من در شرف ازدواج هستم با پسری که از نظر فکر و منطق و … شباهت های زیادی داریم و خیلی برای هم قابل درک هستیم. و به زودی قراره که عقد محظری کنیم. در رفت و آمدی که اخیرا داشتیم با خانواده های هم، مشکلی پیش اومده که حال منو و به دنبالش حال نامزدمو خیلی بد کرده… من خیلی حساسیت دارم روی اینکه اون با دختر دیگه ای همصحبت بشه و …. اصلا دست خودم نیست یهو حالم بد مبشه… حالا ما خیلی نگران اینیم که این مسئله در آینده مشکل بزرگی برامون پیش نیاره … راهنمایی میخواستم ازتون لطفا…

    • مشاور   میگوید:

      با سلام
      یعنی در حال حاشر ارتباط ایشون با بقیه مطرحه و ایشون با فرد دیگه ای هم صحبت شدند ؟ببینید ما در جامعه ای هستیم که ارتباطات رو به گسترش و گریز ناپذیر است .شما نمی تونید مدام این دغدغه را داشته باشید چون قطعا در محل کار نگرانید در محیط بیرون در جمع های خانوادگی این حساسیت شما را دچار مشکل می کند و باعث افزایش استرس و حتی مشکل در روابط در اینده می کند .اگر روی این مورد خیلی حساس هستید خب باید در انتخابتون دقت کنید اگر مردی سالم باشد زنان قطعا متوجه می شوند که با سلام کردن یا احوال پرسی با سایر نامحرم ها قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد چون از همسر و انتخابشون و بحق اخلاقیات این ادم مطمئن هستند مگر اینکه فرد ی به خاطر علاقه و دلبستگی انتخاب شود و فرد چشمش را بر حقایق ببندد و یا فکر کند بعدا می تواند رفتارها را اصلاح کند که قطعا بعدا درددسر ساز خواهد شد
      به هر حال کمی دقت کنید و اگر حساسیت شما بی مورد است و دیگران هم ایشون رو تایید می کنند خودتون باید مراجعه داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      موفق باشید

سوالات شما:

کانال تلگرام

مرکز مشاوره قیطریه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۳۴ خط ویژه

مرکز مشاوره شریعتی
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

مرکز مشاوره سعادت آباد
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه